بایگانی دسته‌ها: بشقاب پرنده هاي ساخت بشر

وریل های جنگ جهانی دوم حقیقت سرکوب شده تاریخ

وریل های جنگ جهانی دوم حقیقت سرکوب شده تاریخ

در سال 1959 در انگلستان آغاز شد یک مرد استثنایی 19 ساله عشق خود را با دختری که در بافندگی کار می کرد آغاز کرد.
موقتی که او 16 ساله بود یم نابغه بود و توانست از کمبریج بورس تحصیلی بگیرد سالها بعد از فارغ التحصیلی اش عشقش را در خانه اش ملاقات کرد و این ملاقات مسیر زندگی اش را عوض کرد.
سرکوب میل جنسی محرک بسیار قوی است او یک باشید برای معشوق خود ساخت که به تقلید حرکات دست تولید جوراب می کرد هنگامی که او این ماشین را برای ثبت اختراع به پیش ملکه الیزابت بر ملکه از ثبت این اختراع خوداری کرد زیرا این دستگاه پتانسیل لارم را برای ایجاد اختلال اجتماعی داشت شاید هم او از مکانیزه شدن جهان می ترسید لی در نهایت دستگاه خود را به فرانسه برد و در فقر در آنجا درگذشت پس از مرگ لی برادرش جیمز به انگلیس بازگشت و اولین کارخانه صنعتی تولید جوراب مکانیزه را باز کرد این زمان مقارن با شروع انقلاب صنعتی بود.
قرن شانزدهم زندگی ساده و سخت بود اکثر مردم کشاورز بودند و کار سخت انجام می دادند و امید به زندگی 35 سال بود حرکت متور بخار مناطث شهری را به مناطق کثیفی تبدیل کرده بود آفات و بیماری های دوره ای عوارض خود را در زندگی جدید نشان می داد اوج نارضایتی در کارگران وجود داشت و سالها بعد این نارضایتی ها به ظهور کارل مارکس در سال 1840 و مکتب انقلابی مارکسزیم شد.کومونیسم در روسیه جای گرفت و بطور خزنده در حال پیشروی در اروپا بود..آلمانها نیز با بدگمانی به نبرد انقلاب صنعتی رفتند و راهای مختلفی را بجای تحمل یک دولت صنعتی آلمان آزمودند آنها یک مارکسیزم ملی را جایگزین کردند که بخش خصوصی در آن نقش عمده ای را بازی می کرد آلمان مانند ققنوسی دوباره متولد شده بود این ایدئولوژی مانند ایدئولوژی شهر اسرارت در یونان بود که از صنعتگران بر علیه کومونیست ها دفاع می کرد.
امروزه ثابت شده است که نوعی استرس در اجتماع منجر می شود که مردم به مذهب یا مکاتب مخفی علاقه بسیاری پیدا بکنند و این تمایلات را وسیله ای برای فرار می دانند شیفتگی بسیاری در آلمان پیش از جنگ جهانی به گزارش های باستانشناسی در مورد سومریان ها ادین وتان استرت ها وجود دشاد وردم نیز احساس قدرت می کردند و به آلمانی بودن خود افتخار می کردند در آنها روحی دمیده شده بود که می خواستند بدانند که چگونه می توانند به عقب برگردند و به اصطلاح مدینه فاضله را تشکیل دهند هلنا بلاوستکی انجمن تئوسفی و انجمن تول تاثیر گزار ترین گروه های مخفی در این مورد بودند.
مطالبی در ذهن مردم از یک کتاب قدیمی بنام مسابقه آینده که در سال 1871 توسط یک فرد ناشناس نوشته شده بود تداعی می شد.این نوشته شبیه یک نوشته علمی تخیلیی بود که مردم حساب خود را از سایر مردم جدا می دانستند و نسل خود را به یک نژاد برتر بنام Vril بود.

 

تماس با موجودات فرازمینی

دسامبر  نخبگانی1919 آخرین نقطه شمالی دنیا احتمالا در نروژ انجمنی از نابغه گان کارل هاشوفر با تعدادی از معتبر ترین افراد و نخبگانی که در زمینه علوم ماورایی می کرده بودند به این انجمن دعوت شده بودند.آنها در کلبه ای در کوهپایه های آلپ گرد هم مدند در میان حاضرین نماینده ای از میان شوالیه ها معبد که سالها قبل در فتح بیت المقدس شرکت داشتند وقتی هاشوفر در آنجا حاضر شده چیز بسیار عجیبی دید دو زن به شدت زیبا و جذاب جوان در میان شرکت کنندگان حضور داشتند.

یکی از دختران بسیار آرام بودو 18 سال داشت و به دلیل هوش بسیار بالای خود هویت خود را فاش نمی ساخت او خود را یک Sigrun معرفی می کرد و منظورش این بود که بعد هویت خود را فاش خواهد ساخت.و زن دیگری که تصویرش در سمت راست قید شده است خود را Maria Orzich می نامید.هردوی زنها موهای دراز داشتند و موهای خود را بصورت دم اسبی بسته بودندMaria زنی بود که ادعا می کرد پیغامهایی از تمدن های فرازمینی دریافت کرده است.تعدادی از این  پیغامها با کدهای عجیب و غریب در نوشته های او درج شده بود.


کارل هاشوفر قبل از جلسه به مدت طولانی صفحات را مطالعه کرده بوداو مصمم بود که این نوشته ها کدهای مخفی مربوط به فراماسون هایی است که بیت المقدس را مورد حمله قرار داده بودند.در حالی که نوشته دیگر به خط سومری ها بود.ولی هر دوی آنها شامل یک دستور بود که چگونه بتوانیم ماشینی بسازیم که بر نیروی جاذبه غلبه بکند.

دانشمند فیزیکدان scientist, Victor Schauberger می نویسد این یک طراحی به معنای واقعی و بالقوه است.ماریا بعدا در جلسه توضیح داد که موجوداتی از صورت فکلی گاو  با او تماس گرفتند او در جلسه توضیح داد که موجودات منحصر به فردی از سیاره ای در صورت فلکی گاو که به دور ستاره ای بنام Aldebaran می چرخد با او تماس گرفتند.ماشین با منبعی از انرژی بنام vril کار می مرد او گفت که این ماشین حتی زمان را نیز تغیر خواهد داد.

جزئیات نوشت ها به حدی کافی بود که بتوان ماشین را از روی آن ساخت آزمایش کرد و حتی برای ترابری انسان ها به جهان آنها برای ملاقات با فرا زمینیان استفاده کرد.
زمانی که گروه نروژ کمی تمرکز کردند و با شیاطین ارتباط گرفتند آنها به این موضوع علاقه مند شدند و یک روش ضد بشری را برای صنعتی کردن آلمان که مردم را تحت تاثر قرار می داد ارائه کردند ماشین ضد جاذبه ماریا هدیه پیشرفته ای بود که نژاد بشری را تحت تاثیر قرار می داد بنابرین این انرژی فوران خواهد کرد و جنگ ها نیز با وجود این ماشین اجتناب پذیر خواهند بود اما گروه نروژی ماشین را برای مسافرت در زمان می خواست آنها می خواستند به زمانی برگردند که خدایان بروی زمین حکمرانی می کردند تا بتوانند قوانین روحانی طبیعت را از آنها فرا گیرند.
میهمانان به طرح ماشینی که ماریا ارائه کرد ایمان پیدا کردند و حمایت مالی شدیدی برای ساخته شدن آن انجام دادند ثروتمندان عضو در کلوپ نروژی ها و سایر گروه های مخفی.ماریا به سرعت به سوالاتی که می توانست به پروژه کمک کند جواب داد.
ویبریل ساخته شد
البته سازندگان آن اهدافی داشتد البته اعضای کلوپ فراماسونری نروژی اهداف متفاوتی داشتند آنها پیشبینی کرده بودند که آن کاربردی مخصوص برای بکار انداختن انرژی جدید خواهد داشت ویبریل دستگاهی نگران کننده تر از یک دستگاه ارتباطی با بیگانگان فضایی بود زیرا با آن می توانستند دانش هایی فراتر را با ملاقات با بیگانگان فضایی را بدست بیاورند.در 1922 ویبریل توسط شرکت JFM (Jenseitsflugmaschine) با بک شرکت تولید جنگ افزار دیگر تولید شد آن فقط یک ماشین بود و حدود وسال مورد آزمایش قرار گرفت آن در طول این دو سال توانست بر جاذبه و زمان غلبه کند ویبریل سپس از آگسبورگ به ماساچوست برای استفاده در آینده حمل شد این پروژه توسط دکتر شومان وو(دانشکده فنی مونیخ)کسی که بعدا ناو های شناوری را با تحقیقات خود توسعه داد انجام شد.او دید غیرمعمولی نسبت به علم و تکنولوژی داشت.او به دو اصل متضادی که انفجار الهی و انفجارشیطانی که شوالیه های معبد به آن اعتقاد داشتند و فیثاغورس نظریاتی در این مورد نیز داده بود اعتقاد داشت
در همه چیز دو اصل وجود دارد که در تعیل رویداد ها نفش دارند:نور و تاریکی خیر و شر ایجاد و تخریب مثبت و منفی
این دو اصل خلاق و مخرب در وسایل فنی نیز هر چیز مخرب از شیطان منشا می گیرد و هر جیز خلاق منشا الهی دارد هر فناوری مبتی بر احتراق و انفجار از شیطان منشا می گیرد و عصر تکنولوژی جدید منشا الهی دارد(از آرشیو ss)پس ماشین ویبریل محترق نمی شود تخریب ایجاد نمی کند پس آن صد در صد منشا الهی دارد.

لژ نروژ سانسور کتابهای تاریخی را وقعا جدی نمی گرفت ظاهرا قوانین احمقانه ای برای جلوگیری از سانسور این مطالب در اروپای امروزی داشته اند اما این حقیقت اثبات شده است که کلوپ فراماسونری شیاطین نروژِی که در آخرین ننقطه از روی زمین اقامت داشتند نقش عمده ای در بوجود آمدن نازی ها داشتند علائم مخفی آنها معانی صلیب شکسته نازی ها را داشته است.یکی از علامات آنها شباهت زیادی به صلیب آهنی نازی ها داشت علامت خورشید سیاه آنها با هم متفاوت بود اما منشا مشترکی در نماد های دو گروه داشت.لژ نروژی به سیاست و قدرت علاقه بسیاری داشت ویبیریل به راحتی می توانست به جست و جوی های مشگوک آنها کمک بکند.همه رهبران نازی در لژ نروژ عضو شدند و بعد از فاش ساختن اسرار توسط ماریا آدولف هیتلر آلفرد رزنبرگ هنریش میلر هرمان گورینگ و فیزیکدان شخصی هیتلر دکتر تئودور موریل همه اینها در حلقه ویبریل عضو شدند.
موفقیت JFM تا 1933 مخفی نگه داشته شد زمانی که یکی از آنها در آلمان به قدرت رسید هیتلرو و لژ توسعه ویبریل را بعنوان یک اسلحه بالقوه به Gesellschafts واگزار کردند هیتلر به خوبی از ارزش این اسلحه خبردار بود ویبریل توسط Rundflugzeug به یک هواپیمای دایره ای شکر در 1937 و بعد از آن در سالهای بعدی نیز توسعه داده شد تا به RFZ-7 رسید.

ضمنا لژ نروژی نیز همزمان بروی یکی از دستگاه های نظامی دیگر نازی ها بنام E-IV, پرداخت که می خواستند از این انرژی جدید بهره ببرد آنها پروژه جدید خود را در یک محل مخفی در هانبورگ ادامه دادند که تا امروز اطلاعای از آن در دست نیست در ابتدای سال 1935 آنها توانستند H-Gerat را که به دستگاه هامبورگ معروف بود را بسازند.و در سال 1939 دیک دستگاه بطور کامل ساخته شد و بنام RFZ-5 شناخته شد زمانی که لژ نروژ در حال انتقال آن بود تست های اصلی آن را در آرادوباراندربورگ آنجام داد.
لژ نروژِ بروی ماشین الکترو مغناطیسی ضد جاذبه توانسط متد های ماشید ریسندگی که در ابتدای صفحه به آن اشاره شده بود را روی آن پیاده بکند سه دیسک جداگانه چرخشی در سه جهت مخالف را با دستگاه می دادند ارکستی از فعل و انفعالات جیوه توانسته بود یک میدان الکتریکی قوی در اطراف دستگاه بوجود آورد و به شدت آن را رسانا و ابر رسانا بکند هر چیزی که به آن نزدیک می شد فورا از میان می رفت برخی از افکار اخیر معتقد هستند که میدان ضد جاذبه ماشین جاذبه تک اتم های طلا را با حیوه گرم بوجود می آورد این عمل مستلزم انرژی  و هزینه بالا و تحریف در مدار ذرات حرکت برخی از هسته های اتم ها بود که در آن اتم ها گرانش آزاد می شد.

ماشین ضد جاذبه توانسته بود بر جاذبه چیره شود اما واقعا آن را ترک نمی کرد در حالی که انرژی زیادی برای این کار نیاز داشت تا جاذبه از از خود بزداید سفینه کروی هنوز به انرژی زیادی برای صعود و حرکت دادن خود نیاز داشت تا از اتمسفر به بیرون برود بعضی از سفینه های ساخته شده توانستند به سرعت 2900 تا 12000 کیلومتر در ساعت برسند لژ نروژی سر انجام قلب آهنربایی تپنده ای را درست کند که به مانور دادن سفینه بسیار کمک می کرد این دستگاه ها بسیار بی سر و صدا بودند و می توانستند بسیار چاره ساز باشند.

در سال 1944 لژ نروژی سری Haunebu I-III را ساخت که واقعا دیسک های بسیار بزرگی را داشت که توانایی حمل 200 نفر را نیز داشت و بزرگترین آنها 139 متر طول داشت و به شکل استوانه ای بود که بنام آندرو مرا معروف شد این پیروز هفتم این گروه بود و هدف بعدی آنها سفر بین سیاره ای بود.

زمانی که جنگ به نفع متفقین چرخید لژ نروژ تولیدات خود را در معدن عمیقی در لهستان مخفی کردند و بوسیله افرادی که به بردگی گرفته شده بودند تا زمانی که معدن بطور کامل توسط متفقین محاصره و تخریب شد به کار خود ادامه دادند عقیده ای که وجود دارد دیسک هایی که در این معدن بودند همه گی در لبه پرتگاه قرار داشتند و به درون پتگاه فرو ریختند و یک تا دوتای آنها بدست متفقین افتادند.این مکان کارخانه وسیعی برای تولید ویریل ها با سقف بتونی بود و امروزه نیز مورد استفاده قرار می گیرد ویریل با اهداف بیهوده ای ساخته شد اما آنها نهایت مهارت خود را در ساختن آن به خرج داده بودند ویریل دستگاه امنی بود که در بدترین جا ساخته شده بود در طول سالها ماریا با تلپاتی خود با بیگانگان فضایی توانسته بود آن را بسازد و تکمیلش بکند ویریل نشان داد که فضایی ها در ایجاد و گسترش ادوات جنگی مانند زیردریایی ها و قایق ها در طول تاریخ نقش داشته اند.

تمدن آلدباران
برطبق اطلاعات بدست آمده از وریل تمدنی که بوسیله تلپاتی با انسانها تماس گرفته اند یکی از دو تمدنی است که به دور ستاره قدیمی آلدباران که در صورت فلکی گاو که 68 سال نوری از ما فاصله دارند در تاریخ مصنوعاتی به کمک ارتباط ما با سیاره های دیگر ساخته شده است که در تصویر نشان داده می شود.آنها با ما ارتباط برقرا ر می کنند زیرا فعالیت های انسان ها را مشاهده می کنند به ویژه رفتار خصمانه ما را آنها تصمیم گرفتند وسیله ای برای حذف کردن رقابت بر سر منابع را به انسان هدیه بدهند و باعث جنگ و کشتار بروی زمین شدند.

میلیون ها سال قبل مردم این سیاره از انرژی ویریل استفاده کردند تا به یک بینهایت دست بیابند آنها همراه با گسترش انرژی وریل فعالیت های ذهنی خود را برای ایجاد یا نابود کردن اهدافشان گسترش دادند.
در طول زندگی خورشید(سیاره Aldebaran) خورشید آن بصورت یک گول سرخ شده بود در شرایط محیطی در هم ریختگی زیستی در میان آنها ایجاد شد زمانی که آنها توانایی ذهنی خود را از دست میدادند از ویریل استفاده می کردند و زمانی که آنها متوجه ماجرا شدند اقدام به پاکسازی نژادی در سیاره خود کردند و افراد فاسد را از میان بردند.
زمانی که محیط زیست سیاره آنها بدتر شد نخبه گان آنها سیاره خود را به مقصد دو سیاره قابل سکونت ترک کردند یکی از آنها زمین بود.و بسیاری از اتفاقات قرن گذشته را باعث شدند قبل از زکریا سچجین که افسانه های سومری ها را معرفی کند داستان هایی از این قبیل که افسانه های سومری را شامل دی شد بسیار به چشم می آمد Aldebara ها نوشته هایی در باره اثرات ویرانگر تیره شدن خورشید که در هر 3600 سال در منظومه ما رخ می دهد را نوشتند.بر اساس یکی از آنها زمین در آینده غیر قابل سکونت خواهد شد.Aldebaran در کره زمین از منطقه خود در سطح حفره ای که در قطب جنوب واقع شده بود عقب نشینی کردند و تلاش هایی برای کنترل سرنوشت انسان ها را دارند.

Aldebaran بیش از اندازه قوی تر از آن هستند که کسی بتواند تصور کند و بیش از اندازه فاسد هستند و در بیشتر مکان های زیر زمینی زندگی مخفیانه دارند.و تمدن های بسیاری را در زیر زمین تشکیل داده اند و پیکره های سنگی بسیاری از آنها یافت شده است.

شواهدی برای Aldebaran ها یکی از این شواهد ماشین vril بود که بطور غیرعقلانی مورد استفاده قرار گرفت.درست کردن دیسک ها اسلحه و استفاده نظامی تناقضی با انگیزه اصلی دارد.Vril توسط Aldebaran های زیر Antarctica  بر اساس اسناد و مدارک مورد بازدید گرفت و برنامه های برای مسکونی کردن یک جزیره زیر زمینی بنام New Swabia در طول جنگ جهانی دوم صورت گرفت.بر اساس آرشیو های اس اس این یک برنامه بسیار مهم برای تولید مثل Aldebaranها بود.آنها با فرزندان خود به مثصد اشغال قطب جنوب وارد این سرزمین شدند.در حالی که ما نمی دانیم این حقایق در مورد Aldebaran ها فرضی است یا واقعی آنها به ساخت و ساز مشغول شدند.

مشاهدات عینی و گزارش ها ازVril

در سال 1957 دو ماموران Detroit فیلمی ضبط کردند که  مردی در آن صحبت می کرد.

در 19 فوریه 1926 در ورشو شوروی به دنیا آمد.بعنوان یم زندانی جنگی به لهستان آورده شد.در می 1942 در سی مایلی برلین زندانی شد و تا چند هفته مانده به پایان جنگ در آنجا زندانی بود.گارد اس اس ظاهر شد و اندکی با راننده تراکتور صحبت کرد.بعد از ده دقیقه سر و صدای غیر عادی تراکتور متوقف شد.حدود سه ساعت بعد کار علوفه چینی دور مرداب تمام شد و یک محوطه دایره ای شکل به طول 100 تا 150 متر بوجود آمد.بعد از آن دور تا دور محوطه توسط عایقی پوشانده شد عایق از آب 50 فوت ارتفاع داشت.سپس یک وسیله نقلیه بطور عمودی از دیوارها اوج گرفت و سپس بصورت افقی شروع به حرکت کرد بدلیل وجود درختان مشاهده کنندگان نتوانستند جزئیات بیشتری را ثبت کنند.مشاهده کنندگان وسیله را تا ارتفاع 500 فوت دیدند و آن را یصورت کروی توصیف کردند.و ضخامت دایره آن را 75 تا 100 یارد توصیف کردند.و ارتفاع جسم را 14 فوت می دانستند و قسمت بالایی آن به رنگ خاکستری بود و سه قسمت وسطی وسیله حرکتی شبیه به حرکت ملخ هواپیما داشتند اما بصورت افقی نه عمودی سر و صدای وسیله در نزدیکی سطح زمین شبیه صدای متور تراکتور بود.

و مشاهده دیگری در 26 آوریل 1967

یک Vril دیگر به دفتری در میامی نزدیک می شد.و بر اساس اطلاعات و عکسبرداری هایی که انجام گرفت این شی دقیقا مشخصات Vril که در نوامیر 1944 دیده شده بود را داشت.و بعضی اوقات نیز در طول 1943 مشاهده می شد.

از یاداشت های [Redfern, N and Downes, J]

او از آکادمی هوایی آلمان فارغ التحصیل شده بود بعنوان یکی از اعضای لوفت وافه در جبهه روسیه خدمت می کرد.در پایان سال 1944 او از کارش مرخص شد و بعنوان خلبان یک پروژه فوق سری استخدام شد و در جنگل های سیاه اتریش این پروژه فوق سری را آزمایش می کردند.او این پروژه فوق سری را بصورت یک هواپمای نعلبکی شکل توصیف می کرد که قطر آن 21 پا بود رادیو کنترل و جت در چندین بخش بیرونی دستگاه نصب شده بود او قسمت بیرونی را بصورت گردانی توصیف کرد که ثابت مانده بود.او فقط موفق به حفظ یک عکس نگاتیو از این سفینه شده بود که در ارتفاع 7000 متری(20000 فوت)از ان گرفته بود.

بر اساس متن بالا ماشین بوسیله مهندسی ماشین جنگی آلمان و با دستان مهندسان آلمانی ساخته شده بود که برای او ناشناخته بودنداو بسته ای از نوشته های محرمانه در آن پایگاه آلمانی را بدست آورد بعد از اسیر شدن او این اسناد بدیت متفقین افتاداو می گوید بعد ها آمریکایی ها از روی این اسناد حدقلا هواپیمای B-26 airplane خود را ساختند.او بعدها بطور فزاینده ای نگران گزارش هایی بود که از مشاهده این شی پرنده در آمریکا بود شد او فکر می کرد که این سلاح بسیار درجنگ ویتنام مفید خواهد بود و مانع از افزایش تلفات آمریکایی ها خواهد شد. او در دفتر فدرال آمریکا مامور تحقیق در مورد این شی و شاید هم گسترش آن شد.

آنها امروز کجا هستند؟

در طول جنگ جهانی دوم و مخصوصا در سالهای آخر جنگ قایق های کوچک آلمانی ارتباط هایی با با جنوب آتلانتیک و آمریکای جنوبی و آنتاریکا داشتند داشتند.همچنین آلمانی ها هوا سنج های مسطح شناوری در آتلانتیک نصب کردند تا شرایط آب و هوا بین آنتاریکا و آمریکای جنوبی را داشته باشند.رایش ss دستور حمل زنان آریایی مناسب را از اوکراین به پایگاه 211 داد.

ده هزار زن بلوند قد بلند آلمانی بین سن 17 تا 24 سال برای این کار وافن ss دوهزار و پانصد مامور را در روسیه استخدام کردهدف از این کار ایجاد یک مسستعمره درپایگاه 211 بر پایه انرژی وریل بود بعد از جنگ به ژنرال کامر آلمانی اتهاماتی وارد شد که آلمان را از سلاح های مخفی آلمانی پاکسازی کرده است.و فناوری های آلمانی را به پایگاه 211 انتقال داده است.دو قایق u آلمانی نیز قبل از دسنگیری محموله خود را در آب دریا تخلیه کردند و از فاش ساختن اطلاعاتی در باره محموله خود و مقصد نهایی که پایگاه نهایی آنها بود و همچنین مکان دقیق آن خوداری کردند.

عملیاتی در تعقیب نازی ها

در سال 1947 ارتش ایالات متحده آمریکا عملیات وسیعی را در قطب جنوب انجام داد 4000 پرسنل نیروی دریایی با 13 کشتی بزرگ و تعدادی هواپیما و هلیکوپتر در این عملیات شرکت داشتندهدف این عملیات تهیه نقشه و کاتالوگ از خط ساحلی قطب او تهیه اطلاعات از حیات وحش قطب اعلام شد و تا شش ماه به طول کشید.در طول سفر یک بندر ساحلی نیز در قطب تاسیس شد و فرودگاه کوچکی نیز برای به زمین نشستن هواپیماها در نزدیکی آنجا ساخته شد.بعد از عکسبرداری های گسترده مشخص شده منطقه ای اطراف ساحل وجود دارد که در آن از برف و یخ خبری نیست سپس تصاویر بطور گسترده پردازش شد.

بلا فاصله بعد از کشف این مکان عملیات آمریکایی ها متوقف می شود و آنها بدون هیچ دلیل منطقی به کشورشان بازگشت داده می شوند هنوز هم بعد از 60 سال اسناد مربوط به این مکان در آرشیو محرمانه سرویس های اطلاعاتی آمریکا قرار دارد.به یکی از فرماندهان عملیات گفته شد که خطری در این اکتشاف وجود دارد که می تواند زندگی بشریت را تهدید بکند.

زمان رستاخیز آنها کی خواهد بود؟

بعنوان یکی از واقعیت های جنگ مشخص شد که سازندگان وریل از تبدیل آن به یک ماشین کشتار نامید شده بودند درکریسمس 1943 جلسه ای در سواحل تفریحی کولبرگ صورت گرفت ماریا و سیگران ریاست جلسه را بر عهده داشتند و در باره ضرورت پروژه  Aldebaran سخن گفتند.آنها هراس خود را از هرج و مرج و جنگ مطرح کردند.و خطری که می توانست جهان را در صورت استفاده از انرژی وریل بطرف آن سوق دهد.آنها تصمیم گرفتند استعداد نهایی خود را برای رسیدن به سیاره اربابانشان Aldebaran سوق دهند.آنها اطلاعات دقیقی را از سیارات قابل سکونت اطراف سیاره Aldebaran را بدست آوردند.

کمی بعد در 22 ژانویه 1943 ملاقاتی بین هیتلر هیملر و کوندل(از جامعه وریل ها ) صورت گرفت.و دکتر ساچ من بحث گسترش دادن نیروی ویریل برای غلبه بر جاذبه و زمان را مطرح کرد.آنها مطرح کردند که حتی می توانند به سرعتی فراتر از سرعت نور برسند و آزمایشاتی را روی وریل ها آغاز کردند.

Vril-7 با ضخامت دیسکی در حدود 45 متر ساخته شد.آزمایشی تحت عنوان Next Channel در زمستان 1944 با این ماشین صورت گرفت.این یک آزمایش فاجعه بار بوداما این پرواز نتایج فاجعه باری را نیز با خود به همراه داشت بدنه بیرونی وریل به قدری در این مدت اندک فرسوده شده بود و آسیب دیده بود که گویی به یک سفر صدساله رفته بود!این مشکلات باید برای نمونه های اصلی که برای سفر به Aldebaran ساخته می شدند حل می شد تا مسافران زنده می ماندند.

این زن بطور مکرر در طول جنگ مشغول رفت و آمد به کارخانه های ساخت وریل و انجام تست بروی آنها بود.در سال 1947 گروهی از مهندسان با درخواستی نزدیک این زن شدند آنها از او خواستند تا موتور وریل Triebwerk را با یکی از پروژه ها آنها تطبیق دهد ولی او به هیج وجه قبول نکرد و به آنها گفت که برنامه وریل صلح آمیز است.
در سال 1945 اعضای جامعه وریل نامه از ماریا دریافت کردند که از آنها خواسته شده بود خود را برای سفر به Aldebaran  آماده بکنند.اما به نظر می رسید گروه هایی از وریل ها تصمیم به ماندن در کره زمین را گرفته بودند.اما آیا واقعا آنها به سیاره دیگری رفتند؟هیچ کس نمی داند.بیشتر مردم بر این عقیده هستند که Aldebaran ها شاه ماهی های سرخی در دریاها بودند و مقصد نهایی آنها مدینه فاضله ای بنام آنتاریکتیک بودسند مخفی از صد زیردریایی و تعدادی کشتی وجود دارد که متفقین هیچگاه نتوانستند آنها با بیابند حقیقت این است که جامعه وریل ها با استفاده از آنها راهی قطب جنوب شده است.
در طول سالهای 1945 آمریکایی ها اسنادی از آرشیو های اس اس را یافتند که وسایلی که شبیه به وسایلی بود که به افسانه های کهکشان آندرومرا ربط داشت بروی سفینه های آنها نصب شده بود.و ارزش بالای آن وسایل برای دانشمندان معلوم بود.بعد از سقوط هیتلر آمریکایی ها با استفاده از اسناد طبقه بندی شده نازی ها و چندین نازی که به این اسناد دسترسی داشتند توانستند تا حد زیادی نیروی هوایی خود را قوی تر کنند دو دانشمند برجسته آلمانی بنام Viktor Schauberger و von Braun به آنها کنک های زیادی کردند.

تعدادی تصاویر جالب در مورد ویریل ها

 

 


بعد ها عده ای از متخصین تصمیم گرفتند که مشاهدات خود از یوفو ها را به وریل ها ربط بدهند و بگویند که نازی ها با استفاده از آنها توانستند فرار کنند و اغلب مشاهدات از یوفو ها به وریل ها و نازی ها مربوط است
ممکن است نازی ها در گوشه ای از جهان مشغول دستکاری های ژنتیک برای بوجود آمدن یک نسل جدید باشند تا یک ذهن و بدن سالم را بر جهان حکمفرما بکنند.شاید آنها با استفاده از انرژی وریل ها دست به تغیر در DNA جوانان بزنند.نکته جالب این است که زن جوانی که مشغول برسی وریل ها بود( Sigrun)گفته می شد 140 سال سن دارد و دستکاری ژنتیک شده بود.

منبع:   http://ourwonderfullworlds.wordpress.com    

با تشکر از دوست عزیزم رامین فخاری.

سفینه آمریکایی می تواند در 90 دقیقه بر سطح ماه قرار بگیرد.

ارتش آمریکا اخیراً از کاوشگری حرف می زند که در حدود 90 دقیقه بر سطح ماه قرار گرفته و می تواند بعد از آن به سوی مریخ فرستاده شود.

با توجه به گفته های اخیر افسر آمریکایی بنام  Cernan که در فیلم ویدیو 8 دقیقه ضبط شده ، آیا این فقط یک لغزش از سود دولت آمریکا و یا یک دروغ بسیار بزرگ است ؟ اما با توجه به تاکیید مقامات آمریکایی بر موجود بودن این وسیله ، نمی توان هیچ تصمیمی را در این مورد عجولانه گرفت. (با دقت به کلیپ موجود در منبع تصویری نگاه کنید.)

با وجود این واقعیت ، هیچ شواهد فیزیکی که ادعای آلبیلک ، پرستون رنیکولزا ، اندرو و لورام و باسیاگو را تایید کند ، وجود ندارد.

آیزنهاور می گوید: که ارتش ایالات متحده به برنامه های مخفی خود در رابطه با فضا-سفر در زمان توسعه یافته ، دست یافته اند (یعنی اینکه با سرعتی در حدود نور در زمان-فضا سفر کنند.)

منبع تصویری:  hiddentruthsite

منبع:  http://m-pc1.blogfa.com/89102.aspx?p=2

آیا طوفانهاي خورشیدی حاصل دستكاري بشر است ؟

روز پنج شنبه ، هفتم اکتبر یک فعالیت عظیم خورشیدی به وقوع پیوست . سه روز قبلتر ، سه یوفو  مشاهده شدند که رویت آنها تا امروز بوسیله ناسا تکذیب شده است . آیا خورشید به دست نوع بشر دستکاری میشود تا راه  را به سمت » دنیای نوین » که در تقویم مایا ها پیشگویی شده بود و اربابان ما پیش از این  وعده داده بودند ، باز کنند ؟

ویدئو را ببینید

http://www.youtube.com/watch?v=leCStxqhE90&feature=player_embedded

تصاویر از ویدئو منتقل شده اند

======================================

ساخته دست بشر ؟

========================================

در تاریخ پنجم سپتامبر یک کاربر یوتیوب در این ویدئو نشان داد که چند یوفو به خورشید نزدیک میشوند

*                                                   ========================================

کاربر دیگری قبلتر در باره این اشیاء پرنده که ناسا با جعل تصویر آنها را حذف کرده بود ، در ویدئویی شرح داده بود

*

=======================================

*

*

=====================================

ناسا یک بار دیگر تصاویر یوفو را حذف کرد و تصویرگرفته شده روز چهارم اکتبر ، حدود نیمه شب را تا به حال تکذیب کرده است

*                                                   ========================================

یوفو در این تصویر نیست

*                                                     =====================================

فقط سه روز بعد این تصویر از » سرور » ناسا حذف شده و تصویر دستکاری  شده ی چهارم سپتامبر که در آرشیو بوده  به جای روز هفتم جعل شده

*

*

*

*

=====================================

آیا اتفاقی است که درست سه روز بعد یک فعالیت عظیم خورشیدی رخ  بدهد ؟ آیا یک فاجعه دیگر بشری در راه است ؟

*                                                  =======================================

آیا تقویم مایایی هم ساخته دست بشر است ؟ این تقویم ، آرماگدون را در انتهای شب ششم نوامبر 2010  ( این تاریخ عجیب به نظر میاد . چون پیشگویی مایاها سال 2012 بود . مگه نه ؟ ) پیشگویی کرده که میتواند شروع جدیدی برای تفکر بشری و پایانی بر دنیای آشنای ما باشد .

*                                                 ========================================

آیا دستان قدرتمندی در پشت پرده در حال استفاده ابزاری از تقویم مایایی برای تحقق یک ادعای انسانی هستند ؟ در شب پنجم اکتبر 2008 ( نمیدونم در پنجم اکتبر 2008 چه اتفاقی به صورت تصادف افتاده که داره بهش استناد میکنه . اگر میدونین خودتون اضافه کنین )

*                                                   =========================================

آخرین دوره از چرخه های کهکشانی بزودی آغاز شده و بشریت نوع جدیدی از انرژی را دریافت میکند که  توانایی انجام  تماسهای کیهانی ( شامل تماس با یوفوها ) را پیدا میکند .این اتفاق ، با گرایش به افشای هر چه بیشتر اخبار مربوط به یوفوها ، قول پاپ مبنی بر غسل تعمید فضائیها به محض رویت آنها و خبررسانی آشکار و محتاطانه خبرگزاری های اصلی در باره یوفوها ، همزمان خواهد بود

*

پ . ن : با تشكر فراوان از رها  ي عزيز بابت ترجمه و ارسال اين مطلب.

منبع:   http://thetruthbehindthescenes.wordpress.com/2010/10/11/are-massive-solar-flares-mad-made-by-nwo/

مشاهده اشياء نوراني ناشناخته در تهران

رویت سه شی نورانی پرنده در آسمان جنوب تهران (زمان:چهارشنبه 24 شهریور) مکان: بین شهرک واوان و رباط کریم…این سه شی نورانی بین ساعت 23:08 الی 23:40 با چشم غیر مسلح قابل رویت بودند …گاهی ثابت و گاهی آهسته حرکت می کردند …در ساعت 23:27 دو شی نورانی با سرعت به سمت شهر تهران به حرکت در آمدند…در این منطقه که نزدیک فرودگاه امام خمینی می باشد. دوربین سونی سایبر شات دبیلو 300

براي ديدن عكس با وضوح بالا آن را ذخيره كنيد.

عكسهايي ديگر از اين شي . 2 شب قبل.

بشقاب پرنده ها زميني پرنده هاي جاسوس در خدمت اربابان قدرت


ترجمه و تنظيم: مژگان نژند
اشاره:
«بشقاب پرنده» ها در شمار «پرندگاني» قرار دارند كه پيوسته قوه تخيل انسان را به كار گرفته، مقالات، داستان ها و فيلم هاي بسياري را به خود اختصاص داده اند، چراكه به واسطه اشكال نامتعارف، نوع حركت، طريقه فرود و برخاست و ديگر ويژگي هاي خود به صورت معمايي غامض جلوه گر شده و در شمار ناشناخته هاي جذاب درآمده اند. ضمن اين كه، نياز افراد بشر- كه از نظام ها و وضعيت موجود كماكان ناراضي اند- به باور موجودات فرازميني هوشمندتر از انسان، پيوسته نقشي بسزا در تقويت قوه تخيل آنها ايفا كرده است. بهر صورت، اين گونه به نظر مي رسد كه تكنولوژي به كار رفته در اين «اشياي پرنده ناشناخته» با تكنولوژي «زميني» بسيار فاصله دارد، و قدر مسلم آن كه هيچ مدرك علمي تا به امروز وجود بشقاب پرنده ها و موجودات فرازميني را به اثبات نرسانده است.
اما، آيا اين «اشياي مرموز آسماني» و يا «اشياي فضايي نامتعارف» حقيقتاً ريشه در ديگر سيارات دارند، يا كه كاملاً «زميني» و در واقع نوعي از انواع هواپيماهاي جنگنده كاملاً سري و محرمانه اند كه صرفاً در مأموريت هايي ويژه و در راستاي بلندپروازي هاي «اربابان قدرت» به كار مي روند؟ اين سؤالي است كه در نوشتار ذيل سعي شده به آن پاسخ داده شود .
مشاهده هزاران «بشقاب پرنده» طي ساليان متمادي در آسمان بسياري كشورها پيوسته قوه تخيل انسان را به كار گرفته، سوداي كشف تمدني فرازميني و برقراري ارتباط با موجودات فضايي را در سرها پرورانده است. باورهاي مردمي هرچه كه باشد، پژوهشگران براي توضيح اين اشياي نوراني و نامتعارف سه نظريه ارائه مي دهند كه معروفترين آنها- كه به ويژه در آمريكا از طرفداران بسياري برخوردار است- بر وجود «بشقاب پرنده »ها به عنوان سفينه هايي فضايي دلالت دارد كه از سوي موجوداتي فرا زميني كه از نقاط دوردست فضا به كره زمين سفر مي كنند، هدايت مي گردند. در اين راستا، برخي پژوهشگران انديشه سفينه هاي فضايي را مردود شمرده، بشقاب پرنده ها را ساخته و پرداخته دست بشر مي دانند كه قادرند از طريق فركانس هاي خاص خود مغز انسان را تحريك كرده، آن را دچار توهم سازند. امكان ديگر اين كه، آنچه مردم «شئ آسماني پرنده» مي پندارند، در واقع درها يا سوراخ هايي هستند كه نقاط مختلف «فضاي زمان» را به يكديگر متصل ساخته، مورد استفاده موجوداتي هوشمند قرار دارند كه در فاصله زمان جابه جا مي شوند. برخي نيز براين باورند كه هوشي كه در پس بشقاب پرنده ها نهفته در بعدي ديگر از زمين پنهان است. پژوهشگران معتقدند كه تكنولوژي بشقاب پرنده ها تكنولوژي پيشرفته اي است كه توسط گروه هاي سري و مخفي دانشمندان توليد گرديده و از توانايي هاي واقعي علم شناخته شده و مكشوف بسيار فراتر مي رود. اما، هيچيك از اين انديشه ها به واقع مستند نيست. آن دسته از پژوهشگران كه به واقعيت وجود بشقاب پرنده ها ترديد مي ورزند، ذهن انتقادي خود را بيشتر معطوف نظريه نخست مي سازند. آنها تأكيد دارند كه فاصله عظيم موجود ميان ستارگان و سيارات هرگونه سفر بين آنها را غير ممكن مي سازد. اين «بدبينان» بر اين باورند كه توصيف هاي متعددي كه براي «اشياي آسماني پرنده» و سرنشينان آنها ارائه گرديده، بدان معناست كه گروه هايي از «موجودات فرازميني» درحال ديدار از كره زمين هستند، نظريه اي كه به ديد آنها امكان ناپذير مي نمايد. به علاوه، اين موجودات در اين صورت فعاليت هاي خود را پنهان نداشته، حضور خود را به هر شكل ممكن بارز مي ساختند. و بالاخره، اشخاص بدبين براين مهم تكيه دارند كه هنوز هيچ سند و مدركي- مانند تصاوير واقعي و يا قطعاتي از فلزات به كار رفته در اشياي پرنده- دال بر وجود اين اشياي آسماني به دست نيامده است.
دومين نظريه كلي بر اين باور است كه بشقاب پرنده ها در واقع پديده هايي طبيعي اند. به عنوان مثال، صاعقه «گوي شكل» نمونه اي از پديده هاي نادر و كاملاً ناشاخته است. طرفداران نظريه نور بازتاب يافته از زمين مي گويند، فشار زمين بر پوسته آن سبب به وجود آمدن صاعقه گوي مانند يا به عبارت ديگر، طيف هاي نوري گاز جوي يونيزه، مي گردد. آنها معتقدند كه خواص اين گازها (كه پلاسما ناميده مي شوند) پيامدهايي عجيب و غريب براي اشخاصي كه سعي در نزديك شدن بدان را دارند، به همراه مي آورد. بدينسان كه، پلاسما مناطقي از مغز را تحريك كرده، ايجاد «توهمات زنده» مي كند كه مي تواند اساس موارد تصور «ربوده شدن» توسط «فرازميني»ها- همانگونه كه بسياري مدعي آن گرديده اند- قرار گيرد. اما، مخالفان مي گويند نظريه صاعقه «گوي شكل» تمامي داده ها را مدنظر قرار نمي دهد. آنها اين باور را مردود مي شمارند كه فشار زمين مي تواند پلاسمايي با ابعاد، شكل و طول مدت گزارش شده براي مشاهده اشياي آسماني پرنده، پديد آورد. آنها همچنين اين موضوع را زير سؤال مي برند كه توهم به وجود آمده براثر امواج الكترومغناطيسي مي تواند خاطراتي براي آنها كه «ربوده» شده اند، به جاي بگذارد.
و بالاخره، نظريه سوم بر اين باور است كه بشقاب پرنده ها حاصل عوامل رواني يا اجتماعي اند. بسياري از دانشمندان، به ويژه آنها كه در شمار بدبين ترين اند، تاكيد مي كنند كه تمامي مشاهدات در واقع از درك اشتباه پديده هاي طبيعي حاصل گرديده، و يا اين كه هواپيماهاي متعارف اند. آنها معتقدند، اين توهمات از عدم آگاهي فرد شاهد، رفتار احساسي او، سلامت روانش و حتي شرايط اجتماعي خصمانه اي كه بر مكانيسم هاي ادراك فرد تأثير گذارند، سرچشمه مي گيرد.
پژوهشگران ديگري نيز معتقدند كه استرس و دگرگوني هاي جامعه مدرن در غرب براي بسياري اشخاص اين نياز را به وجود مي آورد كه با اشياي آسماني پرنده و يا موجودات فرازميني تماس برقرار سازند. آنها مي گويند نياز به وجود آمده واقعي است، زيرا كه جامعه مدرن با تنها گذاردن افراد و مأيوس ساختن شان ارزش ها و باورهاي سنتي آنان را ناديده شمرده است. در واقع، اعتقاد به بشقاب پرنده ها و موجودات فضايي پيشرفته به لحاظ تكنولوژيك، اين باور را در افراد به وجود مي آورد كه مي توانند به فرد و يا چيزهايي اعتقاد داشته باشند كه قادرند به بشريت درحل و فصل مسائل و معضلات موجود كمك كرده، انگيزه اي تازه براي ادامه زندگي در انسان ها پديد آورند.
فراي گزارشات متعدد كه از وجود بشقاب پرنده ها حكايت دارند، هم اكنون بسياري از دانشمندان فعالانه در جست وجوي زندگي هوشمند فرازميني اند، كه اين نيز به كمك تلسكوپ هاي قدرتمند و برنامه هايي به منظور دريافت امواج ارسالي از سوي ديگر تمدن هاي پيشرفته صورت مي پذيرد. يكي از نخستين پروژه هاي اجرا شده در اين راستا- كه مجموعاً «SETI» (Search for Extra- Terrestrial Intelligence) نام گرفته اند-پروژه «اوزما» (Ozma)، يك پروژه استراق سمع است كه «فرانك دريك» اخترشناس آن را به اجرا درآورد. او در جست وجوي خود بر معادله اي اتكا داشت كه براساس آن هفت عامل به منظور محاسبه رقم احتمالي تمدن هاي پيشرفته به لحاظ تكنولوژيك كه قادر و خواستار آن باشند كه امواج راديويي زمين را دريافت دارند، به كار گرفته مي شود. اين عوامل شامل نرخ تولد ستارگان جديد، رقم سيارات موجود در اطراف يك ستاره، سياراتي كه از قابليت پذيرش زندگي برخوردارند، محيط هاي مساعد زندگي هوشمند، جوامع فضايي مرتبط با يكديگر و مدت زمان لازم براي چرخش حيات يك تمدن، مي شوند.
حل معادله «فرانك دريك» اين نتيجه را عايد مي سازد كه 250 تمدن فرازميني در كهكشان وجود دارد كه مايل به برقراري ارتباط راديويي با زمين هستند. اگرچه اين معادله هنوز چيزي را به اثبات نرسانده، اما بسياري از اخترشناسان مدعي اند كه احتمال وجود زندگي فرازميني بسيار است.
بسياري نيز براين مهم تاكيد دارند كه با توجه به سرعت نور (300 هزار كيلومتر در ثانيه) و اين كه نزديكترين كهكشان به ما «آندروما» است كه لبه آن تا كره زمين 2 ميليون سال نوري فاصله دارد، احتمال اين كه موجوداتي از ساير كهكشان ها به زمين آمده باشند، در عمل غيرممكن مي نمايد. و با فرض براين كه چنين موجوداتي به لطف تكنولوژي برتر خود به زمين نزديك شده باشند، منطقي وجود ندارد كه نشان دهنده آنها صرفا با هدف ايجاد رعب و وحشت در زمين دراين كره فرود آمده و سپس به سياره خود بازگشته اند. اين دانشمندان براين اساس زندگي فرازميني را كاملا مردود مي شمارند.
نظريه اي كه بيش از باقي نظريه ها اين ديدگاه را نمايان مي سازد، نظريه «انريكو فرمي» است كه با نام «پارادوكس فرمي» شناخته مي شود و به موجب آن، چنانچه زندگي فرازميني حقيقتا در عالم كيهاني وجود مي داشت، موجودات فضايي تاكنون به زمين آمده بودند، چرا كه عمر زمين زمان و فرصت لازم براي پيوستن به زمينيان را براي آنها فراهم مي آورد.
و اما، بشقاب پرنده چيست؟
بشقاب پرنده يا «يوفو» (Unidentified Flying ObjectUFO شيئي پرنده است كه تاكنون بارها در آسمان بسياري كشورها مشاهده گرديده و شكل ظاهر، سرعت و نوع حركت، نورفشاني و ديگر ويژگي هاي آن حكايت از تكنولوژي بسيار پيشرفته دارد. اين «معما» هاي آسماني به بسياري نام ها، از جمله «بشقاب پرنده ها» (Flying Sauras)، «اشياي مرموز آسمان» (Skyصs Mysterious Objects)، «اشياي فضايي نامتعارف» (Unconventional Areal Objects) و … خوانده مي شوند.
اما، در فرهنگ عمومي واژه «يوفو» عموما به آنچه «سفينه فضايي فرازميني» فرض مي شود، اطلاق مي گردد. حال، اگرچه تمامي «يوفو» ها را «بشقاب پرنده» مي خوانيم، اما صورت ظاهر اين «پرنده »ها يكسان نبوده و به اشكال گوناگون، از جمله به شكل ديسك، بيضوي، دوكي، استوانه اي، مثلثي و مخروطي مشاهده گرديده اند.
«يوفو»ها در گذشته بسيار مشاهده شده اند، اما تعداد گزارشات در مورد رؤيت اين اشياي پرنده از سال هاي دهه 0195 به ويژه در آمريكا افزايش يافته است. طبق اسناد سازمان ملل، از سال 7194 بيش از 015 ميليون تن به مشاهده «يوفو»ها شهادت داده اند. هرچند كه، بسياري اوقات موشك هاي پرتاب شده به وسيله هواپيماها، همچنين ماهواره ها، شهاب سنگ ها، ابرهاي نوراني كه در ارتفاع پايين قرار مي گيرند، نورهاي حاصل از سوختن ماهواره ها در جو، گلوله هاي منور نظامي، بالون ها، ستارگان درخشان، نورافكن ها، هواپيماهاي بدون خلبان و بسياري چيزها و پديده هاي ديگر نيز «بشقاب پرنده» تلقي شده اند. ضمن اين كه، در پهنه بيكران آسمان كه ميليون ها جرم نوراني را در خود پنهان دارد، غالبا رصدگران با مشاهده اجرامي چون سيارات «مشتري» و «زهره» و يا هر جرم نوراني ديگر، تصور مي كنند كه بشقاب پرنده اي را پيش رو دارند.
طي جنگ جهاني دوم (9193 تا 5194)، خلبانان بسياري گزارش دادند در پروازهاي خود با شئي عجيب و غريبي روبرو شده اند كه بر هواپيماي آنها سايه افكنده بود. در 42 ژوئن 7194، «كنت آرنولد» خلبان يك هواپيماي مسافربري، در گزارشي فاش كرد ناوگاني از 9 شئي پرنده گرد را مشاهده كرده كه همانند نعلبكي هايي كه بر روي آب سر مي خورند، حركت مي كردند. نام «بشقاب پرنده» نيز از همين گزارش سرچشمه مي گيرد. اما، درنهايت برخي تحقيقات نشان داد كه اين «اشياي پرنده آسماني» در اصل بالون هاي هواشناسي يا اجرام شهاب سنگي بوده اند.
از سال 7194، اشياي آسماني ناشناخته در غالب نقاط جهان مشاهده گرديده اند. امروز به رغم بسياري ادعاها مبني بر اين گونه مشاهدات و حتي تماس با موجودات فرازميني سرنشين بشقاب پرنده ها، دانشمندان تأكيد دارند كه حيات صرفا در زمين وجود دارد و بس.
بشقاب پرنده يا هواپيماي نظامي؟!
«نيك كوك»، روزنامه نگار انگليسي و كارشناس هواپيماهاي نظامي، در گزارشي تحت عنوان «اسناد محرمانه» كه در اكتبر 5200 از شبكه «كانال4« انگليس پخش شد، منشأ بشقاب پرنده ها را نازي هاي آلمان ذكر مي كند و خاطرنشان مي سازد: در زمان جنگ جهاني دوم، دانشمندان آلماني در يك پايگاه زيرزميني فوق سري در لهستان بر روي پروژه هايي چون «نيروي ضدگرانش» و نيز ساخت ديسك هاي پرنده كار مي كردند. اما، در پايان جنگ آمريكايي ها اين دانشمندان (و تكنولوژي هاي آنان) را با خود به آمريكا بردند.
«نيك كوك» در ادامه گزارش خود مي گويد: مقامات آمريكايي با هدف پنهان نگاهداشتن آزمايشات خود بر روي هواپيماهاي جديد نظامي از جمله «يو2» بر فراز اتحاد شوروي، حتي باور فرضيه موجودات فرازميني را در رسانه ها مورد تأييد قرار دادند. وي در پايان تصريح مي كند كه به رغم بسياري مشاهدات، اشياي آسماني ذكر شده در غالب گزارشات در اصل هواپيماهاي نظامي با اشكال غيرمتعارف و عجيب و غريب بوده اند.
در «پايگاه 15» چه مي گذرد؟
«پايگاه 15» يا «منطقه 15» گستره اي جغرافيايي در «نوادا»ي آمريكاست كه «دريم لند» (Dreamland)، «واترتاون» (Water Town)، «رنچ» (Ranch)، «پارادايز رنچ» (Paradise Ranch)، «فارم» (The Farm)، «باكس» (The Box)، «گروم ليك» (Groom Lake)، «نورلند» (Neverland) و يا «داير كتوريت فور ديولوپمنت پلانز اريا» (The Directorate for Devrelopment Plans Area) نيز خوانده مي شود، و درواقع پايگاهي نظامي را در خود پنهان دارد كه كاملا محرمانه و فوق سري است. «پايگاه 15» در اصل سري ترين پايگاه جهان است كه صرفا به طراحي، ساخت و آزمايش انواع هواپيماهاي فوق پيشرفته با اشكال گوناگون مربع، مثلثي شكل، گرد و… مي پردازد.
«منطقه 15» مستطيلي است به وسعت 515 كيلومترمربع در ناحيه «لينكلن» نوادا، در حدود 016 كيلومتري شمال غربي «لاس وگاس». اين منطقه بخشي از سرزميني پهناور است كه 21 هزار و 014 كيلومترمربع وسعت دارد و به «NAFR» (Nellis Air Force Range) يا «رسته نيروي هوايي نليس» متعلق است.
پايگاه نظامي «گروم ليك» كه به دليل آن كه در بستر خشك شده درياچه اي بدين نام بنا گرديده، اينگونه خوانده مي شود، پايگاهي متعارف نيست و ناوگان جنگنده هاي شناخته شده آمريكا نيز در آن ديده نمي شود، بلكه مكاني است كه صرفا به آزمايش دستگاه هاي جديد و نامتعارف اختصاص يافته است. علاوه بر اين، تعدادي هواپيماي ساخت شوروي نيز- كه به طرق گوناگون به دست آمده اند- به منظور تحقيق بر روي آنها و آموزش خلبانان آمريكايي به اين پايگاه انتقال يافته اند.
«گروم ليك» در زمان جنگ جهاني دوم مكاني براي تمرينات تيراندازي و بمباران ها محسوب مي شد، اما پس از آن تا سال 5195 متروك باقي ماند و سپس شركت «لاكهيد» آن را مكاني ايده آل براي آزمايش هواپيماي جاسوسي «يو2» خود يافت، چرا كه بستر خشك درياچه باندي مناسب براي فرود دستگاه ها به نظر مي رسيد و كوه هاي دره «اميگرنت» و نيز محدوده امنيتي «نليس» آزمايشات را از چشمان كنجكاو پنهان مي داشتند.
«پايگاه 15» امروز سري ترين پايگاه جهان به شمار مي رود، و در اين كه حافظ اسرار مملكتي آمريكاست ديگر هيچ ترديدي باقي نيست. اين پايگاه در نقشه هاي رسمي منطقه به هيچوجه انعكاس نيافته، ورود به منطقه آن نيز اكيداً ممنوع است. وجود اين پايگاه در 81 آوريل 0200 و هنگامي علني شد و رسماً مورد تأييد قرار گرفت كه مجموعه تصاويري از آن- كه توسط ماهواره مشترك يك شركت خصوصي آمريكايي به نام «اريال ايميجز»(Aerial Images Inc.)و آژانس فضايي روس تهيه شده بود- در سايت اينترنتي «تراسرور» انتشار يافت. تا پيش از اين، دولت آمريكا حتي وجود پايگاهي به اين نام را مردود مي شمرد. به هرشكل، اين پايگاه تا به حدي سري و محرمانه است كه حتي نيروهاي نظامي متعارف آمريكا نيز حق ورود به منطقه آن را ندارند.
و اما، آغاز واقعي ماجراي «گروم ليك» به بهار سال 5195 بازمي گردد. در آن زمان، سازمان «سيا» به دنبال مكاني بود تا بتواند آسوده خاطر به آزمايش هواپيماي جاسوسي جديد شركت «لاكهيد» (U2) بپردازد. آزمايش اين دستگاه بايد پنهان از ديد كنجكاو و در مكاني انجام مي پذيرفت كه باند فرودي طويل و مقاوم در برابر وزن دستگاه جديد، و نيز ذخاير سوخت بسيار مي داشت، و به منظور تداركات نيز در جوار نهادي نظامي مي بود. بدين منظور، طبيعتاً ابتدا پايگاه «ادواردز»- كه به آزمايش بر روي انواع هواپيماهاي آزمايشي اختصاص داشت- مدنظر قرارگرفت. اما، باتوجه به معروفيت پايگاه و سطح امنيت لازم براي آزمايشات «سيا»، اين پايگاه موردقبول واقع نگرديد.
علاوه بر «يو2»، پروژه هاي «اس آر-17» و «اف-711» و بسياري پروژه هاي ديگر نيز در «منطقه15» به آزمايش گذارده شده اند. همگان بر اين پندارند كه محل «گروم ليك» به نيروي هوايي وابسته است، چراكه «نليس» يك پايگاه هوايي است. درواقع، «منطقه 15» تحت كنترل كامل نيروي دريايي آمريكا قرار دارد.
شايان ذكر است كه، بسيار پيش از آن كه رسانه ها و متخصصان امور بشقاب پرنده ها از اشياي پرنده ناشناخته سخني به ميان آورند، «منطقه 15» علاوه بر آزمايشات محرمانه بر روي سيستم هاي نوين پروازي و سلاح هاي فوق سري، يا به عبارت ديگر «پروژه هاي سياه» خود، به كار آزمايشات هسته اي نيز مي آمده است.
بهرصورت، پنهان كاري دولت آمريكا در باب «پايگاه 15» تا بدان حد است كه سبب به وجود آمدن روايات و افسانه هاي بسيار گرديده است. ازجمله اين روايات نيز، حفظ بقاياي يك سفينه فضايي و سرنشينان فرازميني آن در محلي در پايگاه است كه گفته مي شود در سال 7194در «راسول» نيومكزيكو سقوط كرده است. از ديگر حكايات موردعلاقه عموم، وجود قرارگاهي به منظور تماس با موجودات فضايي، آزمايش تكنولوژي هاي غيربشري، آزمايش كنترل آب و هوا و يا سفر در زمان است.
اما، اين روايات تا چه اندازه به حقيقت نزديك اند؟ تا اوايل سال هاي دهه 0198، پيش رفتن تا حوالي «گروم ليك» با هدف مشاهده پايگاه از فاصله دور، امكان پذير بود. اما، در اواسط سال هاي دهه 0198 ارتش آمريكا كوه هاي «گروم» را نيز به تصرف خود درآورد و به اين ترتيب، منطقه از نقشه هاي جغرافيايي كاملاً پاك گرديد.
و اما، اين منطقه صرفاً براي كارشناسان بشقاب پرنده ها جالب توجه به نظر نمي رسد، چراكه «استالين» نيز در زمان خود بسيار مراقب تحركات آن بود. بدين ترتيب، روس ها تصاوير ماهواره اي متعددي از آن تهيه كرده اند كه برخي از آنها همين اخيراً تهيه شده است. و نه فقط «استالين» ،كه شركت هاي خصوصي آمريكايي نيز سعي در فراهم آوردن تصاوير اين پايگاه داشته اند، و بسياري از اين تصاوير نيز در اينترنت انتشار يافته است. آنچه با مشاهده تصاوير مزبور تعجب را برمي انگيزد، فقدان هرگونه فعاليت در سطح پايگاه است. نتيجه آن كه، كليه پژوهش ها در زيرزمين انجام مي پذيرد. منطقه نيز كاملاً خشك و بي آب وعلف است، كه وضعيتي ايده آل براي انجام تحقيقات نظامي به حساب مي آيد. در اين حال، اقدامات امنيتي بسيار چشمگير به نظر مي رسد، چراكه مسئولان شركت خصوصي مسئول مديريت پايگاه از هيچ كوششي- اعم از نصب موشك هاي زمين به هوا، ردياب هاي تحركات روي زمين، دوربين هاي نظارتي و…- براي تضمين امنيت آن فروگذار نبوده اند. خلبانان، چه نظامي و چه غيرنظامي، درصورت پرواز بر فراز اين پايگاه با خطر ازدست دادن مجوز خود مواجه مي گردند. نزديك شدن به آن نيز حمله هلي كوپترها و خودروهاي گشتي را به دنبال دارد.
مشاهدات عجيب و غريب
در اوت 9198، «كريس گيبسون» مهندس تجسس هاي نفتي و عضو «گروه ديدبان سلطنتي انگليس»، دستگاهي مثلثي شكل را برفراز درياي شمال مشاهده كرد كه در حال سوختگيري در آسمان بود، و دو هواپيماي «اف-111» نيز آن را همراهي مي كردند. پس از آن معلوم گرديد كه مكان مزبور محلي ممتاز براي رؤيت دستگاه هاي پرنده سري و غيرمتعارف است، و تمامي ماجراهاي «منطقه اي» نيز از همين نقطه آغاز مي شود.
بدين ترتيب، چيزها و اشياي عجيب و غريب متعددي در منطقه مشاهده مي گردد، كه انواع نور و اشياي مثلثي شكل از آن جمله اند؛ كه اگرچه غيرقابل رديابي توسط رادارها هستند، اما شاهدان عيني بسياري آنها را به چشم خود ديده اند.
در سال 5199، نوار ويدئويي يكي از دوربين هاي امنيتي پايگاه «نليس» پنهاني در اختيار متخصصان بشقاب پرنده ها قرار گرفت كه در آن دستگاهي فلزي در حال برخاستن به سوي آسمان مشاهده مي شد. اين تصاوير سپس مورد تأييد بسياري از تحليلگران نظامي متخصص در امور دفاعي- از جمله «بيل سوئيتمن»، كارشناس تكنولوژي هواپيماهاي «فرتيف»- قرار گرفت. در سال 6199، خبرنگاران برنامه تلويزيوني «اسلايتينگز» دستگاه فيلمبرداري شده توسط دوربين هاي امنيتي پايگاه «نليس» را با يكي از اشياي پرنده فيلمبرداري شده در آسمان مكزيك به هنگام ماه گرفتگي سال 1199 مقايسه كرده، دو شئي را يكسان يافتند و چنين نتيجه گرفتند كه بشقاب پرنده هايي كه بر فراز مكزيك و «نليس» مشاهده شده اند به احتمال قوي بخشي از برنامه نظامي سري ارتش آمريكا را تشكيل مي دهند.
در 31 مارس 7199، يك شئي پرنده به شكل حرف «وي» لاتين(V) در حال پرواز بر فراز شهر «فنيكس» آريزونا فيلمبرداري شد. تجزيه و تحليل اين فيلم ويدئويي سپس نشان داد كه اين شئي پرنده ساختار دستگاهي را دارد كه در 9 مكان متفاوت فيلمبرداري شده است. بيش از 020 شاهد عيني حضور اين شئي پرنده را گزارش دادند. كارشناسان نظامي سپس تأييد كردند كه «پرنده» ناشناخته از «منطقه 15» برخاسته است.
بدينسان، اشياي پرنده بسياري از اين منطقه به پرواز درآمده اند، و اين پروازها گاه با ناپديد شدن پرسنلي كه شب هنگام در پايگاه به مشاهده آنها پرداخته بودند، همراه بوده است. چرا كه، «منطقه 15» از سيستم امنيتي خوف آوري برخوردار است و توسط گروهي از «كلاه سبزها» مخافظت مي شود. اخيرا، نيروي هوايي آمريكا كنترل تپه اي در نزديكي «گروم ليك» را به دست گرفته است كه بر تأسيسات پايگاه مشرف بوده، به هر فرد كنجكاوي اجازه مي داد پايگاه را به طور كامل مشاهده كند. يك تصوير ماهواره اي شوروي كه در سال 9198 تهيه گرديده، مجتمعي را در يك سمت پايگاه نشان مي دهد كه از سيستم امنيتي بالايي برخوردار است، اما نوع فعاليتي كه در آن صورت مي پذيرد مشخص نيست.
در سال 9198، يك تكنسين سابق پايگاه به نام «باب لازار» از فعاليت اشياي پرنده بر فراز «منطقه 15» پرده برداشت، و حتي افزود كه نيروي هوايي آمريكا فعالانه تمامي تلاش خود را بر روي تكنولوژي فرازميني متمركز ساخته است. وي محل اين فعاليت را نيز ناحيه فوق سري «4«S واقع در داخل «منطقه 15» در نزديكي درياچه «پاپوز» ذكر كرد. او علاوه بر اين به منظور كسب محبوبيت بيشتر مدعي شد كه موجودات فرازميني به همراه بشقاب پرنده شان در اين مكان نگهداري مي شوند. اما، پس از آن معلوم گرديد كه گفته هاي وي كاملا بي اساس بوده است.
در سال 7199، «ديويد ادير» مهندس آمريكايي در امور فضا و دريا كه اشتهاري جهاني دارد، شهادت داد كه به هنگام اقامتي كوتاه در «پايگاه 15»، دو باند پرواز را مشاهده كرده كه هر كدام 3 هزار متر طول داشته است. وي همچنين تأسيساتي عظيم و همينطور رآكتوري را در زير زمين مشاهده كرده است كه ابعاد يك اتوبوس را داشته و هيچ پيچ و مهره و يا حتي محل اتصال قطعات بر روي آن مشاهده نمي شده است. و عجيب تر آن كه، انگار كه «حيات» داشته است، چراكه به تماس دست حساس بوده و به نظر مي رسيده كه نسبت به امواج واكنش دارد.
پژوهش هاي رسمي بسياري امروز پيرامون هواپيماهاي جنگي انجام مي پذيرد كه خلبانانشان صرفا به كمك الكترودها به مغز فرماندهي هواپيما متصل اند. در واقع، آنچه سبب واكنش دستگاه مي گردد، افكار خلبان است. رآكتور «منطقه15» در سال هاي دهه 0197 نيز مطابق با همين اصل ساخته شده و برحسب وضعيت روحي و احساسي فردي كه آن را لمس مي كرد، تغيير رنگ مي داد. در آن زمان، هيچ كشوري از اينگونه تكنولوژي برخوردار نبود.
منطقه فوق سري «4S»
اين منطقه در واقع در زير سلسله كوه هاي اطراف «پايگاه 15» نهفته و بنابراين پايگاهي زيرزميني است كه از ديد تيزبين ماهواره ها پنهان است. مي توان گفت كه «4«S سري ترين پايگاه جهان است و تحت تدابير شديد امنيتي محافظت مي گردد. بدين گونه كه، دوربين هاي نظارتي و ردياب هاي تحركات زميني تا شعاع 04 كيلومتري پايگاه را تحت پوشش دارند، و پرسنل آن نيز از حق صحبت درباره نوع فعاليت خود محروم بوده، در صورت شكستن سكوت در معرض خطر مرگ قرار مي گيرند. ورودي «4«S از 9 در خاكي رنگ تشكيل شده است و خود پايگاه نيز 9 بشقاب پرنده را در خود پنهان دارد. اين اشياي پرنده براي پروازهاي خود از سوختي ويژه استفاده مي كنند كه «عنصر 511» ناميده مي شود. پروازها نيز بدون كمترين صدا انجام مي پذيرد.
«عنصر511» عنصري ثابت و پايدار است كه خواص جالب توجهي دارد. مي توان از آن به عنوان سوخت رآكتورها استفاده و يا آن را به منشأ يك ميدان انرژي قدرتمند تبديل كرد. تمامي اين بشقاب پرنده ها دستگاه هايي را در خود جاي مي دهند كه «عنصر511» را به يك ميدان انرژي قدرتمند براي خنثي كردن نيروي جاذبه يا گرانش زمين مبدل مي سازد.
بشقاب پرونده ها «زميني»اند!
پاسخ هاي ارائه شده براي معماي «اشياي پرنده ناشناخته» در واقع دروغ هايي ديگر در خدمت اهداف آنهاست كه دوست دارند مردم را در راستاي منافع خود در ناآگاهي كامل نگه دارند. چرا كه، «اربابان قدرت» براي رسيدن به اهداف خود از هيچ كوششي فروگذار نيستند، هر چند كه اين تلاش ها كره زمين را به ورطه نابودي كشاند.
آيا «بشقاب پرنده»ها در حقيقت آخرين دستگاه هاي نظامي نيستند كه در خفا و به گونه اي كاملا سري و محرمانه ساخته شده اند؟ قدر مسلم آن كه، آمريكا تنها كشوري نيست كه تكنولوژي هواپيماهاي رنگارنگ و از جمله هواپيماهاي مثلثي شكل را تحت كنترل درآورده است. شايد نيز به همين خاطر است كه رقم شاهداني كه به عنوان مثال، اشياي پرنده مثلثي شكل را در آسمان رؤيت كرده اند، بسيار بيش از ديگر شاهدان بشقاب پرنده هاست.
در واقع، شركت هاي بسياري در سراسر جهان در ساخت بشقاب پرنده ها كوشيده اند. اما، شركت «ساراتف» در منطقه «ولگاي» روسيه كه كار خود را از بدو سال هاي دهه0199 آغاز كرده است، موفق به يافتن راه حل هايي ابتكاري گرديده، مهندسان آن به لطف شكل خاص بشقاب پرنده خود و نوآوري هاي تكنولوژيك بسيار ويژه، پاسخي براي يكي از مشكلات كليدي بشقاب پرنده ها كه لرزش آنها در وضعيت آب و هوايي نابسامان بوده است، يافته اند.
در اين حال، فرانسوي ها نيز «پايگاه 15» خود را دارند. پايگاه «آلبيون» در استان «پرووانس» فرانسه، پايگاهي فوق سري است كه در آغاز يك پايگاه موشك انداز هسته اي بوده، اما امروز يك پايگاه سري «فرازميني» است، اگرچه «متروك» به نظر مي رسد. يك افسر ذخيره اين پايگاه مي گويد، بسياري از خلبانان هلي كوپترهاي پايگاه بدفعات «بشقاب پرنده»ها را برزمين آن مشاهده كرده اند. ضمن اين كه، پرونده اي فوق سري درباره «اشياي پرنده ناشناخته» حاوي تصاوير اينگونه اشيا نيز در پايگاه «آلبيون» وجود دارد. و در كنار آن نيز، شايعات متعدد درباره موجودات فرازميني… و چيني ها نيز از غافله عقب نمانده، بشقاب پرنده اي ساخته اند كه 1/2متر قطر دارد و از راه دور كنترل مي شود.
در مجموع، دو نظريه هم اكنون درباره اين «پرندگان فلزي» وجود دارد. عده اي بر اين باورند كه دولت آمريكا سعي در توليد تكنولوژي هايي نظامي دارد كه قادر باشند در صورت وقوع منازعه اي جهاني پيروزي را نصيب اين كشور سازند. برخي نيز مدعي اند كه تهديد از جانب زمين نيست، بلكه از فضا مي آيد! اما، نظريه كلي بر اين باور است كه اين ناشناخته هاي پرنده نه از «زهره» مي آيند و نه از «مريخ» سرازير گرديده اند، بلكه ساخته و پرداخته دست بشرند و در راستاي اهداف پنهان و اسرار مگوي اربابان جهان به كار گرفته مي شوند.
منابع: سايت هاي – اووني- لوموند ديپلماتيك- انفودونت- لوپست- ويكيپديا- كانسپيرنسي واچ- دزانسيكلوپدي ويكيا- اووني آنلاين- باز15- فوتووني فري- ويكيو- جاناتان درودر يي مونسيت- – استروسرف- يا بيلادي- زن بلاگز- – بيزاروس- ژس مارسل فري- اووني زبلاگ- سكرت باز.

ترجمه و تنظيم: مژگان نژند

 
عکسهای منطقه 51

http://www.kayhannews.ir/880923/12.htm

عكسي از بشقاب پرنده ساخت روسيه

Alleged Russian Saucer

با توجه به popmech.ru این عکس از مجموعه خصوصی از قدیمی retiree نیروی هوایی روسیه ، که با چشم خود saucers پرواز ساخته شده برای ارتش روسیه در 1950s دیده بود و حتی فرصتی برای ایجاد این عکس ارائه شده است.
ترکیب آنها به حال توسط یک کار را برای رقابت در آن دستگاه به منظور تست خصوصیات خود را در مبارزه با هوا می باشد. این عکس خاص در پایگاه نیروی هوایی روسیه در Spitzbergen یا Slalbard جزیره ساخته شده است ، از شمال به نروژ.

VTOL پروژه وی-تی-او-ال اتحاد جماهیر شوروی

 

اتحاد جماهیر شوروی جوزف اندریاس ایپ را وادار کردند تا نمونه کاملتری از دیسک اومگا را طراحی کند با این تفاوت که از موتور های ار دی 10 ساخت شوروی بجای موتور های رانش افقی جومو 004 استفاده کند همچنین تعداد 8 فن قدرتمند را که امکان پرواز عمودی را فراهم میکردند را به 6 فن کاهش دادند نیز نصب دو سکان عمودی در کناره های دیسک درست در کنار فن ها از جمله این تغییرات اعمال شده بودند .


نمونه اولیه ساخت المان

 

هدف اتحاد جماهیر شوروی از ساخت این پرنده جاسوسی در خطوط دشمن در ارتفاعی که دوربین ها توانایی روئیت داشته باشند بوده و نیز سرعت زیاد برای فرار از منطقه خطر.

دوران بعد از جنگ جهانی دوم

اندریاس ایپ نمونه های دیگر از این دیسک ها را بسال 1950 در منطقه پیرنا در المان شرقی ساخت تا روس ها را مجاب کند تا طرح های دیگر او را مورد ارزیابی قرار دهند اما این نمونه نتوانسته بود انتظارات روس ها را براورده کند از این رو روس ها ایپ و طرح های او را رد کردند .

پس از این ماجرا ایپ به المان غربی و سپس با تمام اندوخته و تجربیاتش به ایالات متحد امریکا سفر کرد (1956). او او در سال های 1958 و 1965 به نیروی هوایی ایالات متحده ارائه کرد اما باز هم در جلب نظر انها ناموفق بود و این عدم موفقیت در جلب نظر مقامات نیروی هوایی نیز بخاطر طرح های تحقیقاتی تیم کانادایی اورو و دکتر مایته بود.

ایپ سرخورده و نا امید از امریکایی ها بعد از چندی به روسیه رفت و در زیر تصویری از اس-کا-ای-تی او را میبینید که برای روسیه طراحی کرده . نیز در زیر نمونه های اولیه از سوخانو را نیز بنمایش گذاشته ایم :

 

 

 

 

 

پرنده ای را که در زیر میبینید مدلی است که توسط موسسه مکانیک کاربردی روسیه طراحی شده . این پرنده مانند یک هواپیما ارام از زمین بلند میشود و ارام مینشیند اما در هنگام پرواز درست مثل این است که به یک سفینه فضایی تبدیل شده است . این پرنده میتواند در ارتفاع 100 تا 200 کیلومتری از سطح زمین با سرعت 30000 کیلومتر در ثانیه پرواز کند نیز از موتور های هایپرسونیک با سوخت اکسیزن وهیدروزن استفاده میکند .

<!– ادامه مطلب …–>

بشقاب پرنده هاي ساخت آلمان

HANIBU

هانیبو

هانیبو دیسکی است که توسط شاخه سری اس – اس – ای – 4 بر مبنای طرح های گروه توله گسلشافت با این تفاوت که از موتور های مولد گرانش معکوس برای پرواز بهره میبرد در سال 1939 پایه ریزی شد .

در سال 1935 گروه توله در پی یافتن مکانی برای انجام ازمایشات سری خود در شمال غرب المان مکانی مناسب را در » هائنبورگ » مهیا کردند . در سال 1939 به بعد اس – اس – ای – 4 به این دیسک به عنوان نسل جدید از دیسک های پرنده نگاه میکرد و نام » هائنبورگ دیوایس » یا » اچ گرات » را برایش انتخاب کرد اما بدلیل شرایط جنگی و شروع جنگ جهانی دوم به » هانیبو » تغیییر نام داد .

 

 

 

 

 

 

اولین نسل از این نوع دیسک ها یعنی هانیبوی 1 که 2 نمونه از ان ساخته شد دارای قطری معادل 25 متر و 8 خدمه و قابلیت پرواز با سرعت باور نکردنی 4800 کیلوتر بر ساعت ( 1333.3 متر بر ثانیه که در ان زمان دست یافتن به این سرعت یک رویا بود ) بود البته در ارتفاع کم .

نمونه های بعدی با انجام اصلاحاتی توانستند به سرعت 1700 کیلومتر بر ساعت ( 4722.22 متر برثانیه ) برسند البته ساعات پرواز با این دیسک نیز به 18 ساعت افزایش پیدا کرد .

 

 

 

 

 

هانیبو 1

 

 

 

هانیبو 2


 

هانیبو 2 در سال 1942 با قطر 26 متر وارد عرصه نبرد شد . این دیسک 9 خدمه داشت و میتوانست با سرعتی معادل 6000 – 21000 کیلومتر بر ساعت ( 1666.66 متر بر ثانیه – 5833.33 متر بر ثانیه ) پرواز کند نیز ساعات پروازی به 55 ساعت افزایش یافته بود.

هانیبو 2 106 ازمایش پروازی را پشت سر گذاشت و مابین سال های 1943 – 1944 7 نم.نه از ان ساخته شد .

در همین سال ها نمونه پیشرفته تری از هانیبو 2 را با نام هانیبو دو استرا ساختند که توانست به سرعت 21000 کیلومتر در ساعت برسد .

از خانواده هانیبو نمونه ای ساخته شد به قطر 71 متر دارای 31 خدمه با توانایی پرواز با سرعت 7000 – 40000 کیلومتر در ساعت ( 1944.44 متر بر ثانیه – 11111.11 متر بر ثانیه ) با نام هانیبو 3 .

 

 

 

 

 

هانیبو 3 یک توپخانه هوایی مجهز


 

بعد از هانیبو 3 هانیبو 4 نیز وارد عرصه نبرد شد با قطر 120 متر اما بعد از ان دیگر نومنه ای ساخته نشد چون المان توسط متفقین اشغال شده بود البته تمامی نمونه ها به پایگاه سری المان ها جایی در قطب جنوب مشهور به انتراتیکا 211 منتقل شده بودند و فقط تعدادی معدود از این نوع دیسک ها بجای مانده بودند که یا تکمیل نشده بودند و یا اینکه توسط اس – اس نابود شده بودند و عملا لاشه ای بیش نبودند .

طبق گزارشی تنها در سال 1970 دیسکی بسیار شبیه به هانیبو 4 در المان دیده شده .

 

هانیبو ۴

 

 

 

 

لازار ساخت ایالات متحد ه که از فناوری گرانش معکوس برای پرواز استفاده میکند

 

 

 

دیسک ساخت روسیه در حال انجام ازمایش

 

 

 

تصویری از هیتلر جالب اینجاست که گفته میشود او در لحظات پایانی نبرد با قبول شکست از متفقین همراه با معشوقه اش خود کشی کرده است در حالی که او زنده و سر حال با پرنده مخصوص خود به ارزانتین رفت و فعالیت های زیرزمینی حذب فاشیستی نازی را اغاز کرد. Hitler_With_Alien_Ufo_Vril_Haunhebu_Ww2_Nazi

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: