بایگانی دسته‌ها: باغ عدن

باغ عدن _ میوه دانش خیر و شر

باغ عدن

در دیلمون هنوز کلاغ قار قار نمی کرد، کبک قد قد نمی نمود. شیر شکار نمی کرد و گرگ بره ها را نمی دزدید، به سگ آموزش داده نشده بود که با کودکان بازی کند، و خوک نیاموخته  بود که غلات خوردنی هستند. متن سومری، انکی و نین هورساگ.

میوه دانش خیر و شر

جزیره دیلمون و باغ عدن فقط دو تا از روایت های مختلف مربوط به عصر طلایی گمشده در گذشته های دور است.زمانیکه مرگ و بیماری وجود نداشت. در تورات، این بهشت زمانیکه مار، اولین زن، حوا را برای خوردن میوه ممنوعه با قول اینکه در دانش مانند خداوند می گردد، اغوا نمود، ویران گشت. پس از آن حوا، آدم را برای خوردن میوه فریفت و این کار باعث گردید که آن دو به دانش خیر و شر دست یابند. در این میان شرم برهنگی نیز وجود دارد. به خاطر این وسوسه، مار به بلای خزیدن بر روی شکمش و خوردن خاک محکوم شد و به حوا بخاطر مجازات گناهش گفته شد که در زمان زایمان درد بسیار زیادی خواهد داشت .و این سرزنش نیزکه بر روی شانه های او باقی مانده است دلیل از دست دادن تساوی بین مرد و زن است همان طور که یهوه شرح میدهد : » میل و خواسته تو برای همسرت خواهد بود و او بر تو حکمرانی خواهد نمود «. (3:16) مرد و زن پس از آن از باغ بهشت بیرون شدند و برای ادامه زندگی مجبور به کار بر روی زمین گردیدند .

https://i1.wp.com/www.sevenfoldtruth.com/DilmunHeadwater/dilmunEast3.jpg

در این مورد این اظهار نظر وجود داشته است که خوردن میوه کنایه ای برای امیال جنسی است البته تشبیه الت مردانه و زنانه به مار و میوه ، کوشش سختی جهت رسیدن به این نتایج است . هر چند ، ایه ای در فصل قبل اینگونه بیان می کند که به دلیل اینکه حوا از دنده آدم آفریده شده است ، مرد ، پدر و مادرش را ترک می کند و با همسرش برای یکی شدن متحد می گردد و این گمان را می رساند که خداوند روابط جنسی را قبل از هبوط در نظر داشته است . چگونه روابط جنسی به دانا تر شدن از خدا مربوط می شود ؟ بر خلاف مسیحیت ، یهودیت همیشه آیینی بوده است که تولید نسل را تشویق و تقویت نموده است عموماً ازدواج کردن و بچه دار شدن چه برای کشیش چه برای خاخام یک انتظار بوده اگر که قانون نباشد ، با پیروی از گفتار حکیمانه تورات :

بارور و زیاد شوید و زمین را پر نموده آن را مطیع خود سازید بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و هر جانداری که بر روی زمین می خزد چیره شوید ( 1:28) جان میلتون نیز در کتاب حماسی بهشت گمشده خود به این نکته اشاره می کند که آدم و حوا قبل از خوردن میوه با یکدیگر ارتباط داشته اند ولی پس از آن در عشق بازی شهوانی تری گرفتار شدند. در کتاب ازدواج بهشت و جهنم، ویلیام بلیک می نویسد:» دلیلی که میلتون در زنجیرها، زمانیکه کتاب فرشتگان و خدا را نوشت و در آزادی زمانیکه کتاب شیاطین و جهنم را نوشت، شرح داده است بخاطر اینست که او شاعری راستین است و البته بدون اینکه بداند در گروه شیطان قرار دارد.

http://stupendoustidbits.files.wordpress.com/2010/10/fallofman1.jpg

معمای اصلی باغ اینست که چرا خداوند نمی خواست که انسان از میوه حکمت خیر و شر بخورد. دانش بطور معمول به عنوان نیرویی مثبت و روشن در بیشتر فرهنگ ها دیده شده است. در اساطیر اسکاندیناوی، اودین یکی از چشمانش را فدا می کند و خودش را بر درخت دنیا، ایگدراسیل، با نیزه مقدس، گانگینر، برای رسیدن به دانش خدایی مصلوب می کند. خود مار از زمان های قدیم با دانش ارتباط داشته است. حتی در انجیل ماتیو، عیسی به این اشاره می کند و می گوید: به دانایی مارها و معصومیت قمریان باش. (10:16)

در اولین کتاب ایناک راجع به ایناک صحبت می شود که بر روی دریای سرخ و به سوی باغ درستی می رود، جائیکه گفته شده درختان زیادی وجود دارد که در میان آنها درخت حکمت نیز هست و از میوه های آن می خورند و به دانش بزرگ دست می یابند.(32:4) اگر چه مار در رساله رومیان با شیطان شناخته می شود ولی این تفسیر جریان اصلی یهودیت نیست، که ادعا می کند شیطان شخصیتی بیشتر از تحت پیگرد بهشتی است و او قسمت و بخشی از برنامه خداوند است. مار در باغ به عنوان سمبل اغواگری شناخته شده است.

آیین یزیدی، که در ابتدا توسط کردها در مرکز عراق ایجاد گردید،شخصیتی شبیه به پرومیتوس به نام ملک طاووس، طاووسی هزار چشم با دانش کیهانی، را در آیینشان داخل نمودند. این فرقه توسط شیخ عدی ابن مصطفی متوفی به سال 1162 بعد از میلاد تاسیس گردید.و شدیداً تحت تاثیر سنت مرموز صوفی گری اسلامی قرار گرفت. در فصل پنجم کتاب اشراق که گمان می شود توسط خود ملک طاووس نوشته شده است، فرشته طاووس می گوید: از این رو، درست است که دانش من حقیقت فراوانی را از تمام انچه که هست، داراست زمانیکه برای فرزندان آدم آشکار گردد، توسط همگان قابل دیدن خواهد شد و عده زیادی به موجب آن خواهند ترسید. تمام شهرها و بیابان ها در حقیقت توسط من خلق شده اند، از پیش آغاز شده، و تماماً با قدرت من و نه قدرت خدایان دروغی، از این رو من آن کسی هستم که مردم با ستایش حقیقی خود می پرستند. نه خدایان دروغی کتاب های نادرست آنان، لیکن آنها برای شناختن من می آیند. طاووسی از برنز و طلا. بال گسترده بر فراز  معبد و کلیسا، خدایی که تحت الشعاع قرار نمی گیرد. و در ژرفای نهان حکمت من، این آگاهی وجود دارد که خدایی جز من نیست. فرشته مقرب بر فراز تمام میزبانها، ملک طاووس، با وجود دانستن این موضوع، چه کسی جرات انکار دارد؟ با دانستن این، چه کسی جرات قصور در پرستش را دارد؟

خوردن میوه دانش سبب وقوع همان خطایی گردید که باعث شد پاندورا جعبه پرومتئوس را باز کند: حس کنجکاوی. دو تنبیه برای زن بخاطر این کار در نظر گرفته شد: افزایش درد زایمان و فقدان برابری با مرد(3:16). زایمان بدون درد نین هورساگ در سرزمین فناناپذیر دیلمون سبب شد تا زمینه برای سقوط انسان همراه با درد زایمان فراهم گردد. در بیانی تکاملی، انسان ها بخاطر جمجمه توسعه یافته شان زمان بارداری طولانی تر و آسیب پذیری بیشتری در زایمان را نسبت به سایر میمون ها دارند. از این جهت، دانش انسان به قیمت درد زایمان  به دست آمده است. اگر چه کاملاً بعید به نظر می رسد که این افسانه خاطره ای به جای مانده از زمان های دور باشد.این امکان وجود دارد که این سوال از دیدن زایمان آسان سایر حیوانات ایجاد می شود و یا ممکن است مقایسه ای مابین نژادهای مختلف انسانهای باستانی باشد. در مهاجرت بنی اسرائیل از مصر به کنعان، قابله ای بخاطر اجازه دادن جهت زایمان پسران اسرائیلی اینگونه عذرخواهی نمود: زنان اسرائیلی مانند زنان مصری نیستند، آنها نیرومندند و قبل از رسیدن قابله می زایند.

https://i0.wp.com/urdbha.blu.livefilestore.com/y1pGB0AW5pBFuOkkeDiqloKDChzAd4GDSu7jiUyCJvCmWgFNMCvhy1I0sl6xd0zg-n7w3k15YMIwoAZeBa6zLumwalZSZhGjG5u/dilmun1.gif

با بررسی مجسمه های کوچک ونوس، تسلیم به جنس نر، با گذار از خدایی با سر ماده به خدایی با سر نر نشان داده شده است. به نظر می رسد که این جریان به هنگام آغاز تمدن در دره رودخانه های مصر، عراق، ایران و هند اتفاق افتاده است، و شکل ظاهری ازدواج یک الهه را با یک خدا نشان می دهد. بنابراین پسر آن دو می توانسته برای هر ایشان به عنوان قهرمان – شاه باشد مانند گیلگمش. این پس زمینه اسطوره ای در تورات دیده می شود:

زمانی که انسانها شروع به ازدیاد در زمین کردند و دخترهایشان به دنیا آمد، پسران الوهیم مشاهده کردند که این دختران بسیار زیبایند و با هر کدام که انتخاب نمودند، ازدواج کردند. سپس یهوه گفت: روح من برای همیشه با انسان ها ستیزه خواهد نمود، بخاطر اینکه آنها فناپذیرند. روزهای زندگی آنها 120 سال خواهد بود. نفیلیم در آن روزها بر روی زمین بودند- و نیز بعد از آن- زمانی که پسران الوهیم به سمت دختران انسان رفتند و از آنان دارای فرزند شدند. آنها قهرمانان قدیم، انسانهای مشهور بودند. تورات (4/1: 6)

این قطعه که در ادبیات ایناکی به تفسیر شرح داده شده است، بیان می کند که 200 پسر بهشتی به رهبری سامیازا، با دختران انسان ازدواج نمودند و پدران انسان های غول پیکر شدند. در نسخه های بازمانده یونانی ایناک، این غول ها در ادامه سبب بوجود آمدن نفیلیم شدند و او نیز الیود را بوجود آورد.(9/7) هر چند، جلوتر در کتاب می گوید که ارواح غول ها مانند ابرها خواهند بود و زمین را خراب می کنند، معادل یونانی برای کلمه ابرها، نفلاس است که ممکن است ترجمه نادرستی از نفیلیم بوده باشد، که اشاره به این دارد که غول ها و نفیلیم در اصل یکی هستند. این مطلب با نسخه های زیادی از انجیل مطابقت دارد که شامل نسخه شاه جیمز است که از ترجمه غول ها برای کلمه عبری استفاده می کند.

کتاب ایناک ادامه می دهد که عزازیل به انسانها آموخت که چگونه شمشیر، چاقو، سپر، زره سینه، آیینه، بازوبند، زیورآلات، وسایل آرایش، خط چشم، کار با سنگ و رنگها را بوجود آورند. بنابراین جهان دگرگون شد. بخاطر این: بی تقوایی افزایش یافت، فحشا چند برابر گردید، و آنها سرپیچی نموده و تمام راه هایشان را از بین بردند. آمارزاک به تمام ساحران و جداکنندگان بنیان ها آموزش داد. آرمرز راه حل ساحری، بارکایال مشاهده ستارگان، آکیبیل نشانه ها، تامیل ستاره شناسی و آساراول حرکت ماه را آموزش داد. و انسان ها، نابود شدند، کمک خواستند و صدایشان به بهشت رسید. 1 ایناک 9-2-8

در نقل قول تورات، یهوه واکنش خاصی به پسران الوهیم که با دختران انسان ازدواج کرده بودند، نشان داد. او اراده کرد تا انسانها برای همیشه زندگی نکنند و سال های عمرنژاد انسان را به 120 سال محدود نمود. این محدودیت توسط حامیان انجیل شکسته شد. (به ابراهیم اجازه داده شد تا بیشتر از 160 سال عمر کند) ولی یهوه در این تصمیم ثابت قدم ماند. در منابع یهودی این موسی است که تا نهایت مرز محدودیت زندگی نموده است، نه متوشالح، که دقیقاً در 120 سالگی وفات یافت، ولو اینکه چشمانش کم نور نشده بود و نیروی حیاتش از میان نرفته بود. این نکته نیز قابل توجه است، اگر چه احتمالاً فقط یک تصادف باشد. گفته شده است که گیلگمش 126 سال در لیست شاهان سومری حکومت کرده است و و او تنها دومین شاهی است که چنین عمر کوتاهی داشته است. قبل از او دوموزی چوپان در حدود 100 یا 110 سال حکومت کرده است و اگر او به عنوان انکیدو شناخته شود، به این نتیجه می رسیم که آن دو اولین شاهان فناپذیر بودند که بر روی زمین حکومت کردند که با مجموعه وقایع نگاری در تورات مطابقت می نماید. قبل از ایشان، لوگال باندای چوپان 1200 سال حکومت نمود، ده برابر آن دو.

می توان گیلگمش را با این قهرمانان قدیم شناخت همانطور که در کتاب غول ها از طومارهای دریای مرده دیده می شود. مثل دیگر کتاب های ایناکیان، این کتاب صدمه دیده مربوط به سقوط نژاد انسان است که توسط نژادی از غول ها که به نژاد انسان علوم ممنوعه را آموختند، ایجاد شده است. یکی از این غول ها گیلگمش است و دیگری هوبابین نام داشته، نامی که ممکن است از هیولای جنگل سرو، هومبابا، گرفته شده باشد. در این کتاب، غولی که به نظر می آید گیلگمش باشد، می گوید: من یک غول هستم، و با قدرت زیاد بازویم و قدرت زیاد … هر کسی فانی است، و من بر علیه آنها جنگیدم، ولی من … قادر به ایستادن در برابر آنها نیستم، برای مخالفانم … اقامت در بهشت، و آنها در مکان های مقدس ساکنند ونه … قویترند از من … از هیولای وحشی که آمده است و انسان وحشی که آنها مرا بدان می خوانند. مانند بیشتر ادبیات ایناکیان، خرابی به بار آمده از این دانش ممنوعه بود که سبب شد خداوند زمین را غرق نماید. اگر چه شرارت نژاد انسان بلا واسطه سبب این رخداد شده است. در متون اصلی تورات، ارتباط بین نفیلیم و سیل آنچنان پاک نشده است: نفیلیم در آن روزها بر روی زمین بودند – و البته بعد از آن – زمانیکه پسران الوهیم به سوی دختران انسان رفتند و از آنان بچه دار شدند. آنها قهرمانان قدیم، مردان مشهور بودند. یهوه مشاهده نمود که چگونه شرارت نژاد انسان بر روی زمین زیاد شده است، و انحراف افکار و قلوب انسان ها در آن زمان تماماً شرارت بود.یهوه از خلقت انسان بر روی زمین پشیمان شده بود و قلبش عمیقاً شکست. بنابراین یهوه گفت: من نژاد انسان را که بر روی زمین خلق نموده ام، خود از بین خواهم بردو با آن ها حیوانات، پرندگان و هر مخلوقی را که بر روی زمین حرکت می کند – بخاطر اینکه از خلق آنها پشیمانم. ولی نوح توجه و مرحمت را در چشمان یهوه مشاهده نمود- تورات 6-4-6

( پایان قسمت اول)

منبع : http://www.lost-history.com/eden.php

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ . ن : با تشكر فراوان از دوست خوبم  حميد عزيز بابت ترجمه و ارسال اين مطلب.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: