بایگانی دسته‌ها: انواع موجودات فضايي

آیا پژوهشگران نخستین جسد واقعی یک بیگانه را مورد کاوش قرار داده اند ؟

پژوهشگران بیگانگان تلاش کردند از نظریه ای مبنی بر این که :جسدی که از آرامگاهی مایایی در مکزیک از جا برداشته شده است متعلق به موجودی فرازمینی است و نه مومیایی یک کودک ،پشتیبانی کنند .
مومیایی 127 سانتی متری در کنفرانس یوفو در سوفیای بلغارستان به نمایش گذاشته شد, جایی که چندین کارشناس یوفو تلاش کردند جمعیت را متقاعد کنند چشمهای این مومیایی بزرگتر از آن است که متعلق به کودک انسان باشد و همچنین گوشهای تقریبا ناموجودش به این معنی است که او حتی متعلق به زمین نیست.

UFO Alien Mummy Child
نظریه پردازان توطئه ی بیگانگان ادعا می کنند در عمده ی مکان های تاریخی شواهدی از تمدن بیگانگان وجود دارد, مانند مکانهای متعلق به مایاها و مصریان . به طوری که ملاقاتشان با نژاد پیشرفته ی بیگانگان به آنها کمک کرد ساختمانهایی مانند اهرام باستانی بسازند.
به تازگی طی آزمایش حرارتی که از هرم باستانی انجام شد نقاط گرم غیرمتعارفی در بلوکهایی در پایه ساختمان یافت شدند. این موضوع پژوهشگر بیگانگان اسکات سی وارینگ ( Scott C Waring ) را واداشت تا ادعا کند این نیز جزئی از شواهد حضور بیگانگان است.
او گفت : ( این نقاط نامتعارف سه شی پر شده از انرژی در زیر هرم هستند و این می تواند گواهی باشد بر این مدعی که این هرم بوسیله بیگانگان باستانی ساخته شده است و چیزی بیشتر از منظره ای برای تماشا است . )


نظریه ای افراطی نیز ادعا می کند برخی از بیگانگان که از زمین ملاقات کرده اند در اینجا مرده اند و طی مراسمی سنتی بوسیله ی میزبانان انسانشان سوزانده شده اند.
با این حال بیشتر دانشمندان معتقدند مومیایی که در کنفرانس بلغارستان به نمایش گذاشته شد و همچنین آنهایی که پیش از این در مصر یافت شده اند چیز بیشتر از مومیایی کودکان نیستند.

منبع: http://www.disclose.tv/news/removed_from_a_mayan_tomb_are_investigators_probing_the_worlds_first_real_alien_corpse/124690

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز برای اطلاع رسانی اخبار و مطالب در زمینه های اسرار و ناشناخته های جهان و مطالبی در مورد بشقاب پرنده ها و موجودات فضایی و حیات در دیگر کرات راه اندازی شد.

https://telegram.me/blogufolove

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com    مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

 

آرکتورین (Arcturian) ها و افزایش میزان درجه انرژی نور

آرکتورین (Arcturian) ها و افزایش میزان درجه انرژی نور

کسانیکه با آرکتورینها و قدرتهای مرموزشان آشنا هستند, از قدرت شفادهندگی آنها بسیار آگاهند. این حقیقتا چیزیست که آنها را از اکثریت, اگر که نه از همه, نژادهای فرازمینی سرتاسر کیهان جدا میسازد. حقیقت جالب توجه درباره شفادهندگی آرکتورینها این است که فراتر و عمیق تر از شفای فیزیکی یکنفر میرود. قدرتهای شفادهندگی آرکتورینها هر فردی را قادر میسازد تا قدرتهایی را بچنگ بیاورد که ذهن, بدن و روح(آگاهی/هوشیاری/….) را شفا میدهند.

The Arcturan

یکی از بیشترین قدرتهای شفادهندگی مهیج و فریفتنده ای که آرکتورینها دارا هستند چیزی است که بعنوان قدرت افزایش میزان نور(Light Quotient) یک فرد شناخته شده است. در ضوابط ساده, «درجه میزان نور» در واقع میزان انرژی نور در دسترسی است که شما در میدان انرژی وجودیتان نگه میدارید. انرژی نور بوسیله توانائی شما افزایش می یابد تا یک ارتباط با واقعیت های بالاتر آگاهی را تقویت و حمایت کند. اگر که تا به حال یادگرفته باشید, آرکتورینها بسیار سازگار با سطوح بالاتر آگاهی(خودآگاه) و ناخودآگاهی(ناخودآگاه) ذهن هستند.

افزایش میزان درجه انرژی نور

میزان درجه نور به توانائی مان در نگه داشتن انرژی نور و نگه داشتن خودآگاه(آگاهی) مان در یک روش استوار و پابرجا گفته میشود. چنانکه ما ارتعاش انرژی مان را افزایش میدهیم, یعنی توانائی مان برای در ارتباط شدن و هم طنین شدن با انرژیهای بالاتر و واقعیت بالاتر, ما باید توانائی مان را بالا بریم برای نگاه داشتن(لنگر انداختن) این ارتعاش و توسعه دادن خودآگاه(آگاهی) مان. آرکتورینها تعلیم میدهند که بدون این توانائی, ما درست است که میتوانیم به قله ها و وادیهای در ارتعاش مان برسیم, اما هرگز نمیتوانیم که سطح جدید خودآگاه(آگاهی) مان را بطور همیشگی و ثابت در زندگی مان بحالت موازنه و پابرجا در آوریم.

این از درجه عظیم اهمیت است زیراکه آرکتورینها دریافتند که داشتن ثبات ارتعاشی به یکنفر اجازه میدهد تا به قدرتهای عظیم تر آگاهی بیکران, دسترسی یابد. آگاهی بیکران چیزیست که به ما قدرتی عطا میکند تا سپس هر نوع بخش از بدنهای مان را که نیاز به توجه درمانی دارند, شفا دهیم. در اصل, بدون توانائی افزایش میزان درجه انرژی نور, هیچ دسترسی به سطوح بالاتر فرکانسهای ارتعاشی مورد نیاز در پروسه شفادهندگی آرکتورینها, عطا نخواهد شد.

 

 Arcturians Light Quotient

 

چطور یکنفر میزان درجه انرژی نور را افزایش دهد؟

یکی از بیشترین راههای عوام, شاید موثرترین, برای افزایش میزان درجه انرژی نور, از طریق گوارش غذاهای فوق العاده مغذی است. (مترجم: در صورت تمایل به مقاله ای کوتاه در این خصوص در این لینک http://www.mediafire.com/view/?qe0sb3go19w9kr4  توجه فرمائید.)

یک راه دیگر که فرد قادر است بکار گیرد تا دسترسی یابد به سطح بیشتر میزان درجه انرژی نور, از طریق مدیتیشن است. مدیتیشن به یکنفر اجازه میدهد تا از طریق کنترل ذهن(Mind Control) به افزایش میزان درجه انرژی نور مبادرت کند. (مترجم: در صورت تمایل از مدیتیشن روزانه قسمت 18 ALAJE در این لینکهای زیر استفاده فرمائید:)

 

مدیتیشن روزانه: پارت 18 ویدئوی متعلق به  ALAJE

http://www.youtube.com/user/777ALAJE
(PART 18 is for the DAILY MEDITATION; they’re 19 parts in total)

ترجمه فارسی پارت 18 ویدئوی متعلق به ALAJE

http://www.mediafire.com/view/?uopvky94vxh64tv

 https://i1.wp.com/us.123rf.com/400wm/400/400/zadvinskiy/zadvinskiy1202/zadvinskiy120200004/12394623-yoga-with-colorful-chakras-of-a-lotus-pose-silhouette-of-man-in-lotus-position-illustration.jpg

 

 

در هنگام مدیتیشن, با بستن چشمها, شروع به تصور بطرز بسیار روشن میکنیم از نورهایی که هاله شخصی تان را احاطه میکنند. بمحض اینکه قادر باشید تا آن نورها را ببینید, شروع به بمباران ذهنی تان با خاطرات خوشی, لذت, صلح و عشق کنید. با دنبال کردن این گام ها در مدیتیشن, فرد شروع خواهد کرد به احساس کردن دریافت بیشتر و بیشتر انرژی فیزیکی که در واقع بازتابی است از افزایش یافتن میزان درجه انرژی نور.

 

یک روش کارآمد دیگر برای افزایش میزان درجه انرژی نور, چنان که بتوسط آرکتورینها تعریف شده, تمرین کردن برنامه ریزی ذهنی(Mental Programing) (القاء بنفس) است. این تمرین, بسادگی بیان میدارد که شما بخودتان میگوئید که: «هر تکه از غذائی که میخورم و هر قطره از مایعاتی که مینوشم, انرژی نور و عشق کیهانی منرا افزایش میدهند.» (مترجم: در صورت تمایل به مقاله ای کوتاه در این خصوص در این لینک  http://www.mediafire.com/view/?s0bt36qdl6cgj8d  توجه فرمائید.)

خارج از چیزهای بسیاری که آرکتورینها میدانند, برنامه ریزی ذهنی(Mental Programing) (القاء بنفس) مسلما یکی از آنها و یک ابزار بسیار مفید و قدرتمند است. آنطوریکه بسادگی گفته شده:

 

«هرآنچیزیکه ذهن تان میتواند درک کند و معتقد شود, درنتیجه نائل خواهد شد.»

برنامه ریزی ذهنی, بسادگی یک حقه است که شما قادرید به روی ذهن تان بازی کنید.

با استفاده از این تکنیکهای متنوع, یک فرد قادر است تا میزان درجه انرژی نور را افزایش دهد و شروع کند به «عروج(Ascension)» به قدرتهای برتر آگاهی بیکران, و به آرکتورینها در یک حالت آگاهی هوشیار که ما صرفا امروزه به آن حیرت زده میشویم, ملحق شویم.

 

«آرکتوروس, بالاترین تمدن در کهکشان ما است.»

 

– Edgar Cayce

 

Edgar Cayce & Arcturians 

«آرکتوروس, بالاترین تمدن در کهکشان ما است,» آنچه که Edgar Cayce گفت, یک پیام آور که بین سالهای 1877 تا 1945 زندگی میکرد.

اطلاعات بیشتر از زندگی و کار Cayce در کتاب کلاسیک «آنجا رودخانه ای است(There is a river) (1942)» بقلم Thomas Sugrue کاوش شده است, که در ورژنهای کتاب جلد مقوایی و جلد کاغذی و صوتی, موجودند.

 

خبر یک گونه زندگی فضائی که سیاره زمین را از آرکتوروس مورد بازدید قرار میدهند, بارها بتوسط نوشته های Edgar Cayce مربوط میشوند. برطبق گفته های Cayce , آرکتورینها یک گونه زندگی حداقل «بعد پنجمی(5th dimensional)»هستند که بسیار پیشرفته اند, هم از لحاظ تکنولوژیکی و روحانی.

از زمان اولین نوشته هایش درباره این نژاد فضائیها, Edgar Cayce منسوب شده است بعنوان پدر آرکتورینها. امروزه, افراد زیادی راه متفاوتی را برای ارتباط برقرار کردن با آرکتورینها کشف کرده اند, با این وجود, فقط یکنفر بیشترین راه مطمئن را انجام داده است.

 

از آنجائیکه آرکتورینها در ابعاد متفاوتی (نه فقط بعد پنجم) زیست میکنند, اکنون مشهور است که برای ارتباط برقرار کردن با سطوح بالاتر زیستی, یکفرد باید به یک حالت رویا و خواب وارد شود.(مترجم: در هنگام خواب, روح(آگاهی/هوشیاری/…) ما وارد حداقل سطح پایینی ارتعاشی نزدیکترین بعد بالاتر از بعد فیزیکی یعنی بعد astral وارد میشود, برای چه؟ در صورت تمایل, لطفا به مقاله ای کوتاه در این زمینه در این لینک    http://www.mediafire.com/view/?0afb7ajoo8959a5توجه فرمائید.)

امروزه, افراد زیادی ادعا کرده اند که با آرکتورینها ارتباط برقرار کرده اند. برای مثال, Norma J. Milanovich نویسنده کتاب مشهور «ما آرکتورینها(We the Arcturians)» است که در آن درباره سبک و راه زندگی این نژاد فضائی خیراندیش توضیح میدهد.

میراث و اسطوره شناسی آرکتورینها ادامه می یابد و اگرچه دلایل زیادی وجود دارند برای معتقد بودن به اینکه این نژاد فضائی بیش از فقط یک افسانه هستند, ما به کاوش کردن احتمالات برای شواهد تاکیدی ادامه میدهیم.

اعتقاد بر این است که آرکتورینها از صورت فلکی Bootes سرچشمه میگیرند و حداقل در ابعاد چهارم و پنجم فضا و زمان زندگی میکنند.

 

 https://i2.wp.com/upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/7/75/Bootes_constellation_map.png

 

 

آرکتورینها یکی از بزرگترین قدرت شناخته شده در کهکشان ما هستند, که دارند تمدنهای زیادی را از نقشه های شیطانی سایر نژادهای فضائی محافظت میکنند. آرکتورینها به یک حالت برتر موجود زنده معتقد هستند و خیلی از جنبه های اعتقادی تفکری عصر نوین امروزی را مدیریت کرده اند. آرکتورینها خیلی از منابع شان را اعطا کرده اند برای دفاع کردن از سیاره زمین در برابر نژاد فضائیهای خزندگان(Reptilian) و خاکستریها(Grey) و نقشه های شیطانیشان.

اگرچه برخی فضائیهای شیطان صفت, دوری کرده اند از دستگیر شدن توسط آرکتورینها, اما گفته شده که این فقط یک موضوع زمان است, قبل از آنکه آنها دستگیر شوند.

امروزه, آرکتورینها یکی از بیشترین قدرتمندترین سفینه های فضائی شان بنام Athena را دارند که بین کمربند خرده سیاره ای(مترجم:منظور آن سیاره منهدم شده در گذشته های دور در منظومه شمسی در جریان یک جنگ فضائی در منظومه شمسی ما, یعنی سیاره ای که متعلق به زیستگاه خصوصا نژاد خزندگان فضائی و Greyها بود.) و سیاره مشتری(Jupiter) در حال چرخش است. این سفینه فضائی آرکتورینی (مترجم: درصورت تمایل درباره Athena که قابلیت زیستی بین ابعادی دارد میتوانید در این لینک  http://www.mediafire.com/view/?fjjrlgtt89ro4fr  بخوانید) حملات زیادی که بتوسط Greyها و Reptilianها که در آرزوی بنده کردن جمعیت بشریت سیاره زمین هستند را تا به حال خنثی کرده است.

 Arcturian Starship Athena

برای بهتر فهمیدن این موجودات, ما باید بدانیم و بفهمیم که آنها چطور زیست میکنند, حتی در بیشترین سطوح پایه ای شان. آرکتورینها, Greyها و Reptilianها برای تغذیه شان از انرژی استفاده میکنند, با این وجود, تفاوت در این است که آرکتورینها از فرمهای انرژی خوب(انرژی مثبت) استفاده میکنند درحالیکه Greyها و Reptilianها از فرمهای انرژی شیطانی(انرژی منفی) استفاده میکنند.

در این کارزار دائمی برای دفاع از سیاره زمین, آرکتورینها مشهور هستند به ارتباط برقرار کردن با انسانهای زمینی در تلاش برای فهماندن و آشنا کردن اهمیت «تادیب نفس(Self-Discipline, «کمتر خودبینی(ego-less self, و سایر فرمهای «خود اصلاحی و بهسازی».

آرکتورینها به پاسداری کردن از آسمانهای ما ادامه میدهند و همچنان نیز ادامه خواهند داد تا اینکه نژاد بشریت ساکن سیاره زمین آماده و مهیا شود برای گواه آوردن بر حقایق کائنات. برای تمام افرادیکه اعتقاد دارند به آن زندگی ابعاد بالاتر, قطب نمای اخلاقی و معنوی تان را بچسبید و برای یک خویشتن بهتر کوشش کنید. آرکتورینها ما را قادر میسازند تا گذرگاه و معبر را ببینیم و سفرمان را به یک حیات عروجانه آغاز کنیم.

(مترجم: «اگر افکار همه موجودیتهای ساکن یک سیاره برای یکدیگر کار کنند, و اگر قلب های همه موجودیتهای ساکن یک سیاره نیز برای یکدیگر بتپند, آن سیاره به معنای واقعی کلمه بهشت, نائل خواهد شد و آن سیاره و موجودیتهای ساکن آن, مسیر تعالی و عروج را بسرعت زیادی طی خواهند کرد.» در نور, عشق, صلح, دانش و معرفت کیهان باشید, آمین.)

منبع: http://arcturi.com

با تشکر فراوان از هادی عزیز برای ترجمه و ارسال مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

موجودات فضایی به نام هایدین ها ( برادران پلیادین ها )

موجودات فضایی به نام هایدین ها ( برادران  پلیادین ها )هایدین ها موجودات فضایی هستند که مکان آنها خوشه ستاره ایی در صورت فلکی گاونر میباشد . . این خوشه ستاره ای شامل 300 الی 400 ستاره بوده و در حدود 150 سال نوری از زمین فاصله دارد  . بافت جمعیتی هایدین ها از تعدادی از سیاراتی است که تماما»در همین منطقه از سیستم های ستاره ای کهکشانی میباشند . محدوده و قطر این سیستم در حدود 80 سال نوری میباشد  .

تعدادی از بزرگترین سیارات که در منطقه الدبران ( چشم گاو ) قرار دارند تحت حمایت یا به عبارتی رهبری این نژاد قرار دارند .اما به طور کل سیارات این قسمت با همسایگان خود ارتباط آنچنانی ندارند به خصوص با کره زمین .

امتداد سیستم ستاره ای هایدین ها ( در صورت فلکی ثور ) به تعدادی از سیستم های ستاره ای می رسد که شامل زندگیهای فرازمینی بسیاری است این سیستم در نیمه راه خوشه ستاره ای پلیادین ها که در حدود 440 سال نوری از زمین فاصله دارد می باشد . ( قطر خوشه ستاره ای پلیادین ها در حدود  43 سال نوری است  ) .لازم به ذکر است سیارات متعلق به پلیادین ها مکانی برای توقف تعداد زیادی از زندگیهای فرازمینی در سیستم سیاره ای شان است. محققان ماوراالطبیعه اغلب این قسمت از کیهان را ( حلقه زندگی ) می نامند زیرا که گفته شده تعداد قابل توجهی از زندگیهای فرازمینی در این قسمت از کهکشان مستقر هستند . تعدادی از اقوام هایدین ها از صورت فلکی بربط ( چنگ ) بعد از اولین نبرد بزرگ کهکشانی به آنجا مهاجرت کرده اند هنگامیکه سیاره این نژاد به طرزی وحشیانه مورد  حمله نژاد رپتیلیان قرار گرفت این قوم تماما» به سراسر کهکشان فرار کردند .

هنگامیکه تعداد زیادی از آنها به سیارات پلیادین ها و سایر سیستم های سیاره ای مهاجرت کردند تعدادی از آنها به خوشه ستاره ای هایدین ها برای ساخت خانه ای جدید برای خود پناه بردند . قابل ذکر اینکه هایدین ها از برادران پلیادین خود فعالیت  و اثر کمتری در دیپلماسی کهکشانی دارند  .

شناخت بسیار اندکی از نژاد هایدین ها وجود دارد اگر چه که گزارشاتی از راههای ارتباطی شخصی آنها با کره زمین نیز وجود دارد  .این موجودات از لحاظ شکل شبیه انسانها و پلیادین ها هستند . تمدن هایدین ها به عنوان اولین قلمرویی بود که لیریان ها  پس از حمله متجاوزان به سیاراتشان به آنجا پناه بردند  .

منبع :http://arcturi.com/PleiadianAliens/Hyadeans.html

http://www.eloohim.com

خاکستری ها می خواهند بدانند احساسات ما چگونه کار می کند.

خاکستری ها می خواهند بدانند احساسات ما چگونه کار می کند.

https://i0.wp.com/www.eedin.com/Uploads/tcarter/ReptoidEncounter.jpg 

 

بیل فاستر

ما حتی با خواندن اجمالی مقالات مرتبط با یوفو در خواهیم یافت که خاکستری ها علاقۀ زیادی به اکتشاف و آزمایش بدن و مغز ما انسان ها دارند. در بسیاری از موارد، خاکستری ها در مورد احساسات من، به خصوص احساس ترس بسیار مشتاق بوده اند.

به عنوان کسی که در سرتاسر عمر خود توسط خاکستری ها ربوده شده است، تنها می توانم دیدگاه شخصی خودم را در این زمینه برای شما بیان کنم. هیچ قطعیتی در مورد این موضوع وجود ندارد. این دکتر جان مک بود که به من گفت: » دو تا از گونه هایی که ما می شناسیم دروغگو هستند… سیاستمداران و خاکستری ها.»

من عضو آن دسته از ربوده شدگانی نیستم که به حسن نیت خاکستری ها اعتقاد داشته باشم. من هیچ آرامش خاطری در مواجهه با این عقیده که خاکستری ها برای پیشرفت و منفعت ما انسان ها اینجا هستند نمی بینم. بدون شک انسان ها واجد چیزی هستند که خاکستری ها به آن نیاز دارند. من فکر می کنم خاکستری ها اینجا هستند تا به عملیات خاصی که در نظر دارند جامۀ عمل بپوشانند.

به نظر می رسد این عملیات غیر قابل چشم پوشی، ضروری و قطعی باشد و باید به طور کامل آن را انجام دهند. هیچ اجباری وجود ندارد که خاکستری ها نقشۀ خود را برای ما فاش کنند؛ که این کار را هم نکردند. اگر هر گونه منفعت جانبی از این عملیات برای انسان وجود داشته باشد، تنها یک منفعت ناخواسته و کوچک خواهد بود و نه جزئی از اهداف اصلی بیگانگان.

بسیاری از کسانی که این عملبات را زیر سؤال می برند می پرسند چرا بیگانگان باید به طور مرتب انسان مشابهی را بربایند. آنها باید قادر باشند تا تمامی اطلاعات مورد نیاز خود را با یک بار ربودن فرد مورد نظر دریافت کنند. جوابی که در نفی این ادعا وجود دارد مثال پروژۀ ناتمام ما انسان ها با گوزن ها، خرس ها، آهو ها و … است. ما یک حیوان به خصوص را در تمام طول زندگی اش دنبال می کنیم. به چه دلیل؟ می خواهیم در مورد مهاجرت، الگوی غذایی و بسیاری مسائل دیگر بیشتر بدانیم. من فکر می کنم این در مورد ربوده شدن مکرر گونۀ انسان توسط خاکستری ها صدق می کند.

برای مثال، در طی یکی از دفعات ربوده شدن توسط خاکستری ها بعد از حملۀ قلبی من در سن چهل و چهار سالگی، مافوق خاکستری ها که با من ارتباط برقرار می کرد، نمی توانست بفهمد که من چرا از این ناخوشی رنج می برم. من سعی کردم تا کلمۀ استرس را برای او شرح دهم اما از توصیف آن ناتوان شدم. آن خاکستری نمی توانست درک کند که احساسات انسان می تواند به یک تغییر فیزیکی در شیمی بدن منجر شود.

عشق، نفرت،خشم، استرس، عصبانیت، ناراحتی، خوشحالی، تغییر و تحول- تمامی آن احساساتی هستند که به اعتقاد من خاکستری ها فاقد آن می باشند. در عوض آنها روشمند، جدی و پرتلاش توصیف می شوند: شما به ندرت متنی را در مورد خاکستری ها می خوانید که آنها را دارای احساسات عمیق توصیف کرده باشد.

می توانم شما را مطمئن سازم در طی دورانی که ربوده می شدم، یکی از بزرگترین کنجکاوی های خاکستری ها در مورد من، ترس دائمی من بوده. ما نیازی نداریم تا احساساتمان را برای انسان های اطراف خود توضیح دهیم؛ آنها خودشان می فهمند، اما توصیف این احساسات برای موجوداتی که فاقد آن هستند بسیار دشوار است.

توسط آمار انجام گرفته درصد بسیار کوچکی از مردم دنیا به هنگام صحبت کردن افراد رنگ هایی را مشاهده می کنند. بله این واقعییت دارد! این دسته از مردم رنگ های مشخصی را می بینند که از دهان دیگران خارج می شود. همچنین به هنگام نواخته شدن موسیقی نیز رنگ ها را می بینند. اصطلاح پزشکی این وضعیت «حس آمیزی» (Synesthesia) نام دارد.

آیا من یا شما می توانیم هیچ تصو.ری از دیدن رنگ ها هنگام صحبت کردن دیگران داشته باشیم؟ صمیمانه بگویم من حتی نمی توانم آن را در ذهنم تصویر کنم، اما چون به ما گفته شده این یک مورد پزشکی ست باید آن را قبول کنیم.

این نمونه را به خلأ احساسات در خاکستری ها نسبت دهید. در نتیجه می توانید ببینید فهمیدن طیف گسترده ای از احساسات، زمانی که خودشان فاقد آن باشند، برای آنها چقدر دشوار خواهد بود.

خاکستری ها به من گفتند که به خاطر احساسات پر قدرتی که از خود نشان دادم به من علاقه مندند. آنها بر روی این احساسات درونی من تحقیق کردند و مرتباً از من درخواست می کردند تا برای آنها توضیح دهم داشتن این احساسات در درون بدنم چگونه است. من نکاتی را از این مکالمات گیج کننده، اما در عین حال جالب توجه دریافتم.

زمانی که من تلاش می کردم احساسات خود را توصیف کنم، با صدای بلند صحبت می کردم. به این علت خاکستری ها نمی توانستند ذهن مرا بخوانند تا احساساتم را درک کنند. چه در زمان حال یا حافظۀ مربوط به گذشته، به نظر نمی رسید احساسات من- مانند ترس- یک تصویر ذهنی را در ذهن من یا خاکستری ها ایجاد کند. در سایر تماس هایم با خاکستری ها، افکار من قبل از آنکه به آنها نظم ببخشم و بر زبان بیاورم توسط آنها دریافت و تفسیر می شد. این امر منجر به شکل گیری ایده ای در من شد. اینجا بر روی زمین زمانی که انسانی از یک ناتوانی مانند نابینایی یا ناشنوایی رنج می برد، بعضاً سایر احساسات او برای برقراری تعادل جهت جبران این کمبود ارتقاء می یابند. آیا ممکن است رشد قدرت ذهنی خاکستری ها که در طی هزاره ها به آن دست یافته اند در عین حال شامل از دست دادن احساساتشان بوده باشد؟

البته می توانیم اینطور نیز گمان کنیم که آنها از ابتدا هرگز احساساتی نداشته اند تا از آن استفاده کنند. در هر صورت من می توانم با قطعیت تمام بگویم که خاکستری ها به شدت تشنۀ فهمبدن و بررسی کردن احساسات گستردۀ انسانی هستند.

خاکستری ها فکر می کردند من به نفع اهداف آنها بر روی احساساتی که می خواستم برایشان بیان کنم تمرکز می کردم، در صورتی که اینطور نبود. درجۀ وحشت من به قدری زیاد بود که برای نمایش ترس هیچ احتیاجی به تلاش نداشتم. مشابه همبن مورد زمانی که احساسات خشم، عصبانیت، شادمانی و کنجکاوی را نشان می دادم نیز رخ می داد. آنها احساسات حقیقی من در آن لحظه بودند. از طرفی مافوق خاکستری ها از من درخواست کرد تا احساسات خاصی را که در آن حال احساس نمی کردم برایشان توضیح دهم، از قبیل عشق، خوشحالی، لذت و… دوباره در اینجا من احتیاج داشتم برای بیان افکارم از کلمات استفاده کنم…

خاکستری ها ترس من را دستکاری کردند. برای زمان درازی آنها نمی خواستند تا من تجربۀ ربوده شدن خود را به خاطر بیاورم، آنها ترس خاصی را در من القا کردند تا هر موقع خواستم آن را به خاطر بیاورم فعال و مانع یادآوری من شود. اما چگونه احساس ترس توسط موجوداتی که فاقد آن بودند انتقال داده می شد؟ ممکن است شما اعتقاد داشته باشید این فرآیند توسط  یک وسیلۀ مکانیکی مانند یک تراشه انجام می شد، اما به اعتقاد من خاکستری ها از یک روش ذهنی استفاده می کردند، آنها ترس را از طریق نوعی هیپنوتیزم در من ایجاد می کردند. این فرآیند مشابه احساس آرامشی ست که با خیره شدن به چشمان مافوق خاکستری ها در من ایجاد می شد. هر بار که ربوده می شدم، این هیپنوتیزم «ریلکس کننده» اتفاق می افتاد…

ایجاد کردن و قرار دادن یک احساس در درون من توسط موجودی که فاقد آن احساسات است چگونه است؟ اگر شما توسط یک اسلحه گوزنی را بکشید، دردی را که گوزن احساس می کند کاملاً درک خواهید کرد؟ با این حال شما می دانید که یک گلوله چیست و چگونه از طریق اسلحه شلیک می شود. در واقع نیازی نیست تا شما از فرآیند آن به طور کامل اطلاع داشته باشید تا بتوانید از آن استفاده کنید. به همین خاطر حتی ماهایی که از احساسات برخورداریم به طور کامل آن را نمی فهمیم. این چیزی ست که من در حین تلاش برای توضیح دادن احساساتم برای خاکستری ها فهمیدم.

برای چند لحظه به این فکر کنید. شما چگونه این را توضیح خواهید داد که ممکن است هم در مراسم عروسی و هم در یک مراسم عزاداری گریه کنید؟ عکس العمل فیزیکی مشابه- اشک ریختن- احساسات کاملاً متفاوت. همچنین استرس خوب و بد وجود دارد. اخراج شدن از محل کار بسیار استرس آفرین است. بردن مبلغ زیادی پول در یک مسابقه نیز استرس آفرین است. بردن، استرس مثبت ایجاد می کند، اخراج شدن استرس منفی. توضیح دادن احساساتی از این دست برای بیگانگان کار ساده ای نیست.

من حداقل هشت جلسۀ یک ساعته یا بیشتر را برای توضیح دادن عواطف بشری به بیگانگان سپری کردم. عجیب ترین موقعیت در این جلسات این بود که من باید جواب ها را با بیانم توضیح می دادم؛ آنها نمی توانستند ذهن مرا بخوانند و در مورد احساسات من اطلاعاتی به دست بیاورند. علاوه بر این من هرگز احساس نکردم که توضیحاتم ار احساسات انسانی به قدری کامل بوده باشد تا به عنوان یک «راهنما» توسط خاکستری ها استفاده شود.

سؤالاتی که خاکستری ها طبق روال همیشگی در مورد احساسات از من می پرسیدند، به ایجاد اشتیاق فراوانی از جانب آنها به من منجر می شد. اجازه بدهید تا برایتان توضیح بدهم.

شما طبق روال همیشگیتان تعداد زیادی نامه برمیدارید و طبق معمول منتظر قبض ها و تبلیغات همیشگی هستید، ناگهان نامه ای را می بینید که از طرف یک دوست قدیمی ست. لبخندی بر لبان شما شکل می گیرد. هنگامی که جملاتی را از زبان یک دوست قدیمی می خوانید روند هر روزه و تکراری باز کردن نامه ها به یک تجربۀ لذت بخش و هیجان انگیز تبدیل می شود.

توضیح بالا توصیف من از آزمایشات روتینی ست که خاکستری ها بر روی انسان انجام می دهند. همیشه طبق روال مشخصی پیش می روند تا زمانی که به قسمت احساسات می رسند و ناگهان کنجکاوی زیادی از خود نشان می دهند. این بخش از آزمایشات دیگر روتین نیست.

ما انسان ها از نظر احساسی بسیار پیچیده هستیم. فرارسیدن زمانی که در آن خاکستری ها همۀ جوانب احساسات انسانی را فهمیده باشند، زمانی ست که به اعتقاد من ربوده شدن توسط آنها به پایان خواهد رسید. تا فرارسیدن آن زمان خاکستری ها به ربودن انسان ها ادامه خواهند داد.

عملیات خاککستری ها ممکن است در طول زندگی ما خاتمه نیابد. «اتفاق بزرگی» که اغلب از آن گفته می شود( تغییرات عمومی یا ظاهری توسط بیگانگان) که از بیش از بیست سال پیش، پیش بینی شده است، بدون منفعت خواهد بود. خاکستری ها هیچ احتیاج یا علاقه ای به پیگیری علایق یا سرنوشت بشریت ندارند.

این مقاله دلایل متفاوتی را برای شما ارائه می کند که چرا بیگانکان از سیارۀ ما بازدید می کردند، اگرچه در اینجا زندگی نمی کنند اما در مدت زمان کوتاهی و به شیوه خاصی در اینجا زیسته اند.


https://i2.wp.com/arcturi.com/sitebuilder/images/alien-abduction1-200x255.jpg 

پی نوشت: این مقاله ترجمه ای ست از مجله اینترنتی جار و محققینی که در زیر معرفی خواهند شد در آن به فعالیت می پردازند.

 بیل فاستر (Bill Foster) : بیل فاستر تا کنون ده کتاب غیر تخیلی به تحریر در آورده که موضوع هیچ کدام مرتبط با یوفو نبوده اند. با این حال آخرین کتاب او «ربوده شدگان مثلث سیاه» یک سال پیش انتشار یافته و هم اکنون در بیش از صد و پنجاه وبسایت رونمایی شده و مورد توجه منتقدین قرار گرفته است. بیل و همرش پگی در نتیجۀ ربوده شدنشان توسط یوفو تصمیم به ایجاد یک وبسایت برای عموم مردم گرفتند، کسانی که مانند خودشان نمی دانند برای یافتن اطلاعات مرتبط با موضوع یوفو و بیگانگان به کجا مراجعه کنند. مهم تر از همه این وبسایت شامل لیست هیپنوتراپیست های بومی و جهانی می باشد که راغب هستند به مردمی که می خواهند بداند ربوده شده اند یا نه کمک کنند. این سایت هیچ گونه منفعت مالی ندارد و غیر سیاسی و غیر مذهبی ست، همچنین به عضویت و رمز عبور احتیاجی ندارد. این سایت حاوی اطلاعاتی ساده و روشن و مراجعی ست که مردم برای کمک به آن احتیاج دارند: http://www.abduct-anon.com/. .

دکتر ریچارد جی. بویلان (Richard J. Boylan) دانشمند علوم رفتاری، متخصص رفتارشناسی، انسان شناس، دانشیار دانشگاه (در حال حاضر بازنشسته)، دارنده گواهی بالینی هیپنوتراپی و مشاور و محقق است. وی از تخصص هیپنوتراپی جهت یادآوری خاطرات برخوردکنندگان با موجودات فرازمینی که در حافظۀ ناخودآگاهاشان ثبت شده استفاده می کند. او مشاور کودکان ستاره ای و انسان های بالغی ست که در واقع بذرهای ستاره ای هستند (Star Seed) و می خواهند در مورد منشأ هویت و مأموریت خود بیشتر بدانند تا آگاهی کامل تری در مورد هویت و رشد درونی و روحی و مسیر آیندۀ خود داشته باشند. دکتر بویلان نمایندۀ پروژۀ کودکان ستاره ای ست (Ltd). وی از سال 1989 تحقیقات متعددی را در زمینۀ برخورد انسان ها با ملاقات کنندگان فضایی رهبری کرده است. این کار منجر به شکل گیری پروژۀ کودکان ستاره ای، Ltd، و کار کردن با کودکانی که از نظر ژنتیکی و استعدادهای درونی پیشرفته تر بودند و خانواده هایشان شد. او گزارشاتی را در کنفرانس تحقیقاتی ام.آی.تی (M.I.T.)  در ارتباط با ربوده شدگان توسط یوفو، سال 1992، و کنفرانس بین المللی تمدن های کیهانی در واشینگتن دی سی. ارائه داده است. او مؤلف چهار کتاب « برخورد نزدیک با فرازمینی ها» (1994)، « سفری طاقت فرسا به ستارگان» (1996)، «پروژۀ اپیفانی» و « کودکان ستاره ای: ظهور نسل فضایی» (2005) می باشد. او بیش از پنجاه مقاله منتشر کرده است و دارای وبسایت شخصی به این آدرس می باشد:  http://www.drboylan.com/ .

 

باد هاپکینز (Budd Hopkins) نزدیک به سی سال محقق یوفو بوده است. او در مورد بیش از هفتصد مورد تحقیق کرده و با بیش از هزار شاهد مصاحبه یا جلسۀ هیپنوتیزم داشته است. او مؤلف چهار کتاب به شدت تأثیر گذار در این زمینه می باشد که عبارت اند از «زمان گمشده» (1981)، «مزاحمین» (1987)، «مشاهده شده» (1996) و«دور از دیدرس» (2003) {با همکاری کارول رینی (Carol Rainey) } . وی در مبحث یوفولوژی یک آغازگر است و همچنین بانی مورد توجه قرار گرفتن «پدیدۀ ربوده شدن به وسیلۀ بیگانگان» در میان عموم مردم و مراکز تحقیقاتی یوفو می باشد. او در سال 1989 بنیاد «مزاحمین(بیگانگان)» را بنیان گزاری کرد که به شاهدین در این زمینه کمک و حمایت می رساند، ((http://www.%20intrudersfoundation.org/ .

باد هاپکینز هم اکنون در شهر نیویورک سکونت دارد.

 

دیوید ام. جیکوبز (David M. Jacobs) دانشیار تاریخ در دانشگاه تمپل فیلادلفیا ست. او به مدت چهل سال یک مححق و پژوهشگر یوفو بوده است. او بیش از هزار جلسه هیپنوتیزم درمانی با ربوده شدگان برقرار کرده است. کتاب های وی شامل «مناظره بر سر یوفو در امریکا» (1975)، «زندگی سری: تجربیات ربوده شدگان توسط یوفو» (1992) و «تهدید» (1998) می باشند. او همچنین ویراستار کتاب «یوفوها و ربوده شدگان: به چالش طلبیدن مرزهای دانش» منتشر شده در سال 2000 می باشد. آدرس وبسایت او http://www.ufoabduction.com/ است.

 

کریاگ آر. لانگ (Craig R. Lang) متخصص و تعلیم دهندۀ هیپنوتراپی و پزشک ان ال پی ست. محل زندگی و کار او مینه سوتای بروکلین در یکی از حومه های شمالی مینه آپولیس است. وی به طور همزمان جلسات انفرادی و گروهی را با افرادی که می خواهند برای حل خلاق مشکلات، کنکاش در وقایع متافیزیک یا بازگشت به زندگی های گذشته فراتر از افق های زمان حال را با استفاده از تخیل و مدیتیشن هدایت شده جست و جو کنند برگزار می کند. کریاگ تحقیقاتی را پیرامون رویدادهای غیر طبیعی از قبیل ربوده شدن توسط بیگانگان یا تجربیات برخوردکنندگان با آنها انجام داده است که به مردم کمک می کند تجربیات خود را با زندگی روزمره شان تطبیق دهند و در عین حال این پدیدۀ اسرارآمیز را روشن تر می سازد. کریاگ در بخش مینه سوتای موفون (MUFON) بسیار فعال است، (http://www.mnmufon.org/) و مدیر قبلی این مکان بوده است. ارتباط با وی از طریق این آدرس ممکن می باشد: craig@craiglang.com .

 

هلن لیترل (Helen Littrell) مؤلف کتاب بسیار محبوب «چشم های ریچل» می باشد که در سال 2005 توسط انتشارات وایلد فلاور منتشر شده است. این کتاب ماجرای حقیقی و اسرارآمیز ارتباط ریچل، یک دورگه انسان-بیگانه، هلن و دخترش مارسیا می باشد. او در زمینۀ واژگان و اصطلاحات پزشکی کار می کند و مؤلف شش کتاب اصطلاحات پزشکی ست که در سرتاسر دنیا توزیع شده است.

وی در اورگان جنوبی سکونت دارد.

 

ایو اف. لورگن  (Eve F. Lorgen) در مدتی نزدیک به بیست سال در زمینۀ افراد ربوده شده توسط یوفو کار تحقیق و مشاوره انجام داده است. مدارک او در زمینۀ بیوشیمی و مشاورۀ روانی به همراه مطالعات جانبی پیرامون علوم روحانی، جادو، شمنیزم، یوگا و هنرهای رزمی می باشد. پس از گذشت زمان کوتاهی از کار وی با ربوده شدگان، قربانیان کنترل ذهن و افرادی که از جانب منبعی ناشناخته و غیرطبیعی دچار بحران های روحی شده بودند، ایو دریافت که روش های استاندارد روانشناسی و پزشکی در رابطه با متدهای درمانی آنها نا کارآمد هستند. ربوده شدگان باید این مسئولیت پذیری را در خود ایجاد کنند که آگاهی خود را گسترش دهند و از جانب سایر ربوده شدگان حمایت متقابل دریافت کنند و همچنین نقش فعالی را در پروسۀ درمان و بهبود  خود بر عهده بگیرند. ایو مقالات زیادی پیرامون ربوده شدگان نوشته و کتاب «دخالت بیگانگان در روابط عاشقانۀ انسان» را در آوریل 2000 منتشر کرده است. او یکی از مؤلفین کتاب های سه گانۀ «فریب جهانی» توسط آنجلیکو تاپسترا (Angelico Tapestra) می باشد. او تا کنون در سخنرانی های عمومی و برنامه های رادیویی زیادی حضور داشته است. تمرکز وی غالباً بر موضوعاتی چون روش های رشد و کنترل آگاهی درونی و روحی با به کارگیری رویاهای روشن و مدیتیشن می باشد.

 

درل سیمز (Derrel Sims) بومی ایالت تگزاس به مدت سی و هشت سال یک پژوهشگر یوفو بوده است. او سرپرست سابر اینترپرایز مؤسسه ای تحقیقاتی در زمینه ربوده شدگان توسط یوفو در تگزاس می باشد. درل یک پژوهشگر خصوصی، متخصص بیهوشی توسط هیپنوتیزم و دارای تخصص در هیپنوتراپی پزشکی ست. درل از سال 1968 تا 1971 به عنوان افسر ارشد پلیس در ارتش امریکا یک سال را در کره سپری کرد و به مدت دوسال مدیریت امنیت پایگاهی مخفی متعلق به سی آی ای ایالات متحده را به عهده داشت. وی مسئول کشف لکه های فلورسنتی در پوست ربوده شدگان است که در زیر نور سیاه مشاهده می شود. از سال 1995 درل در عمل جراحی بیرون آوردن بیست و چهار شئ ریز مدفون شده در بدن ربوده شدگان توسط یوفو حضور داشته است که شش تای آنها هنوز غیر قابل توضیح باقی مانده اند. وی در سال 2006 کتاب «شکارچی بیگانگان: مدرکی در روشنایی» را توسط انتشارات دی. سیمز منتشر کرده است.

یوانا اسمیت  (Yvonne Smith) متخصص هیپنوتراپی در سال 1990 از مؤسسۀ هیپنوسیس موتیویشن فارغ التحصیل شد. تخصص وی در زمینۀ درمان اختلالات استرس زای پس از حادثه ، به خصوص پیرامون برخورد با بیگانگان می باشد. وی در سال 1992 مؤسسه درمانی قربانیان برخورد نزدیک (با بیگانگان) یا به اختصار سرو {CERO} را بنیان گزاری کرد. این مؤسسه به طور ماهانه به تجربه کنندگان برخورد نزدیک کمک رسانی می کند. او سخنرانی های گسترده ای را در کنفرانس های یوفوی امریکای شمالی و جنوبی و اروپا برگزار کرده است. او در ماه جولای در فستیوال شصتمین سالگرد رازول در نیومکزیکو سخنرانی خواهد کرد و یکی از گردانندگان آن خواهد بود. یوانا تا به حال سخنرانی های مشترکی با هیپنوتراپیست های همکارش باد هاپکینز، دیوید جیکوبز، جان کارپنتر و دکتر جان مک داشته است. او تا به حال مهمان سی برنامۀ تلویزیونی از جمله MSNBC، دیسکاوری چنل و اینکاونترز بوده و همچنین در مصاحبه های رادیویی بسیاری با میزبانی آرت بل، پل هاروی و جو مونتالبو شرکت کرده است. یووانا و گروه حمایت گر سرو در یکی از فیلم های مستند والت دیزنی به نام «برخورد با بیگانگان» در 1995  نمایش داده شده اند. 

مترجم:کامورا

پ . ن : با تشکر فراوان از  کامورای عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

*****************************************************************

لینک دانلود فایل PDF مطلب همراه با عکسها:

خاکستری ها می خواهند بدانند احساسات ما چگونه کار می کند.

معرفی موجودات فضایی 7

مطالب این وب لاگ قبلا در جایی نوشته با ترجمه نشده است و بر پایه ی تحقیقات شخصی نویسنده ی وب لاگ می باشد. منابع در انتهای هر مقاله ذکر شده است.

گونه های متنوع از موجودات فضایی کشف و نام گذاری شده اند . اآنچه را که محققان و منابع سری به ما معرفی می کنند در این رابطه می خوانید.

 

1- دی رس Deros :

دیرس ها نژادی کم هوش هستند که در زیر زمین زندگی می کنند. برخی محققان آنها را جزو جنیان و برخی جزو انسانهای تکامل نیافته دسته بندی می کنند.

این موجودات در غارها و تونلهایی در اعماق زمین و زیر دریاها خانه دارند و غالبا بسیار غول آسا و چاق هستند و از این رو در افسانه ها به نام » گنده بکها» و یا «چاقالوها» شناخته شده اند.

دیروس ها تخم گذار هستند و نوزادان در زمان بیرون آمدن از تخم ۱۸۰ سانتی متر ارتفاع دارند و بعد از رشد تا ۵/۲ متر می رسند. بسیار چاق هستند و از نظر هوشی از انسان پایین تر می باشند.

دارای دو معده هستند مانند گاو و سیستم هضم غذا در آنها مانند گاو همراه با نشخوار می باشد.

دیروس ها فاقد ناخن – ناف و راست روده هستند. چشمانشان به رنگ نقره ای یا طوسی است و در تاریکی می درخشد. ابروهای بور دارند و پوستشان صورتی کم رنگ با سایه ای از طوسی است (تقریبا شبیه رنگ پوست خوک چرا که هرگز رنگ آفتاب ندیده اند).

به غیر از ابرو در هیچ ناحیه دیگری از بدن مو ندارند که دلیل آن مبتلا بودن به بیماری Trichitillomania (ریزش مو بر اثر پیچاندن و کشیدن). این موجودات ناقل بیماریهای Trichonosis و  Trichiniasis هستند ( دو بیماری انگلی که بر اثر ورود کرم های حلقوی و لوله ای به سیستم گوارشی به وجود می آیند).

دیروس ها اصلا دندان ندارند و دهانشان پر از ماده ای چسبناک مانند آدامس است. شبها بیدار هستند و فعالیت می کنند و از شنوایی فوق العاده بالایی برخوردارند. بینی بزرگ و درازی دارند که شبیه خرطوم است.

چندان ملایم نیستند و تنفر زیادی از انسانها دارند . آنها می گویند که سیاره زمین خانه اصلی آنها بوده و بعدها توسط انسانها اشغال شده است . خیلی از مردمی که امروزه دچار چاقی های عجیب هستند (منظور کسانی است که وزنشان بالای ۱۵۰ کیلو باشد) از خویشاوندان ژنتیکی دیروس ها هستند و این چاقی در آنها کاملا طبیعی و ژنتیکی است. دلیل چاقی مفرط آنها بی نظمی غده تیروئید  و تومورهایی است که در غدد آدرنال و پانکراس دارند.

منبع: Nuwaubian Calendar » Extraterrestrials Amongst  us» 1996

              www.factology.com/front6_03_00.htm

                 www.burlingtonnews.net/alienraces2.html

 

 

2- ایکل ها  Ikels   :

موجودات انسان نمای کوچک اندام و پر مویی هستند با سمهایی شکافدار که در اعماق زمین و خصوصا در زیر آمریکای جنوبی ساکنند. نام دیگر آنها Satyrs است و به وفور در تاریخ ملل مختلف حضور دارند.

ایکل ها پیش از آدم بر روی زمین می زیستند و دارای مشخصات جنیان- انسانها و حیوانات می باشند. هم اکنون ایکل ها با » گری ها» در فعالیتهایی از جمله آدم ربایی و آزمایش روی زنان و کودکان همکاری می کنند.

تصویر یک پادشاه ایکل بر روی سکه ای از یونان باستان

سالانه افراد بسیاری در آمریکای جنوبی ناپدید می شوند و شکی نیست که ایکل ها در آن نقش دارند. در داستانهای باستانی مردم آمریکای جنوبی سخنهای فراوانی از این موجودات است و اینکه چگونه هزاران سال پیش بین آنها و انسانهای مهاجر به زمین جنگ بزرگی در گرفت و برندگان جنگ که انسانها بودند سطح زمین را برای زندگی انتخاب کردند و ایکل ها مجبور شدند به اعماق زمین کوچ کنند.

 

3- له ویاتان ها Leviathans :

نژادی از افعی های دریایی (Sea Saurian) هستند مانند هیولای دریاچه لاک نس. ( لاک نس همواره مرکز اتفاقات ماورایی و ظهور یوفو های متعدد بوده است و » گری ها» نیز به وفور در آن منطقه مشاهده شده اند).

آلیستر کراولی (جادوگر و شـیـطـان پرست معروف و بنیان گذار نهضت معبد شرقی) مدعی بود که با هیولای لاک نس ارتباط دارد. او در ساحل این دریاچه  قلعه ای داشت که بعدها جادوگر انگلیسی به نام جیمی پیج مالک آن شد.

له ویاتانها در شمار زیادی از اساطیر ملل حضور چشمگیر دارند و کاملا واضح است که نیت خوبی نسبت به آدمیان نداشته اند. افعی غول آسای جزیره کرت که دوشیزگان قربانی را می بلعید و  مارهای بزرگ جثه ای که گاه و بیگاه حتی در شهرهای مسکونی دیده و یافت می شوند همگی از نژاد له ویاتان هستند.

 جسد یک له ویاتان که توسط کشتی ماهیگیری در ژاپن از دریا گرفته شد ولی به دلیل بوی بد آن را به آب برگرداندند.

 له ویاتانها ازخویشاوندان نزدیک آنوناکی هستند که به دلیل طبیعت آبدوستشان و جهشهای ژنتیکی نیاز به استفاده از دست و پا را از دست داده اند (چون می خزند و شنا می کنند). این شاخه از موجودات غالبا اثرات هیپنوتیزمی در ایجاد جنگ دارند و می توانند بشر را دچار توهم و سحر کنند.

در عهد عتیق به وفور از له ویاتانها صحبت شده است. در کتاب یعقوب باب۴۱ صحبت از چگونگی کشتن آنهاست. در کتاب اشعیا باب ۲۷ » در آن روز خداوند با شمشیر بزرگ و محکمش له ویاتان آن افعی فراری را تنبیه خواهد کرد. له ویاتان آن افعی سرپیچ. و او همچنین خزندگانی را که در دریا هستند نابود خواهد کرد».

در مزامیر بابهای۷۴ و ۱۰۴ به ترتیب: » این تو بودی که سرهای متعدد له ویاتان را له کردی و بدن او را به عنوان غذا به جانوران صحرا دادی».  » خدایا! چه موجودات منتوعی خلق کرده ای و با چه درایتی خلق کرده ای. زمین پر از موجودات توست. اقیانوس بزرگ و عظیم به انواع حیات آراسته است. بزرگ و کوچک. و له ویاتان را تو خلق کردی تا در دریا بازی کند».

مترجمان له ویاتان را به » هیولای دریایی» و «مار غول آسا» ترجمه کرده اند.

له ویاتان در علوم یونان و روم باستان افعی در حال بلعیدن دم خود است که مهمترین بخش از علوم کیمیاگری و دانش هرمسی را شامل می شود.

 اورا بوراز

 

4- لی ورون ها   Leverons :

یک گروه از فضاییانی هستند که دانش لازم برای پروژه های مونتاک – فیلادلفیا و ققنوس را به انسانها منتقل کردند ( اگرچه این همکاری به دستور و زیر نظر اوریون ها بوده است).

در مصاحبه مری ساترلند با جان ملونی – او این » کارگران نور» ( Light Workers) را دقیقا توصیف می کند و اینکه چطور این موجودات از بدن انسانها برای انجام کارهایشان و زنده ماندن درزمین استفاده می کنند. » کارگران نور» عنوانی شناخته شده برای تمام افرادی است که به نحوی در پراکندن نور و اطلاعات به زمینیان نقش دارند.

http://www.galactic.no/rune/prestnic3.html

http://www.hiddenmysteries.org/themagazine/vol6/orion3.shtml

 

منبع: www.limbolegacy.blogfa.com

معرفی موجودات فضایی 6

در ادامه معرفی انواع گونه هایی هوشمند فضایی ( اعم از انسان یا غیر از آن!) به چند نژاد کمتر شناخته شده می پردازیم.

 

۱- کامیلیون Chameleon:

همانطور که از نامشان مشخص است گونه ای از خزندگان (سوریان Saurian) هستند که قابلیت تغییر شکل به انسان را دارند. منظور از خزندگان همان نژاد بزرگی است که به سبب شباهتهایشان با موجودات خزنده به این نام خوانده می شوند. از دیگر نژادهای خزندگان قبلا به » گری ها» » آنوناکی» و » ناگا ها» اشاره کرده ایم.

کامیلیون ها قدرت تغییر سرعت ملکولهای بدن خود را دارند و به این ترتیب قادر هستند فرم خود را ظرف مدت کوتاهی عوض کنند و به نظر شبیه انسانها بیایند.

گزارشاتی مبنی بر حضور آنها از شبکه های زیر زمینی منتشر شده است. مکان آنها در ایالت نیو مکزیکو- یوتا – نوادا- کالیفرنیا و واشنگتن و با هدف تولید نژادی جدید از لقاح با انسانها می باشد. نژاد جدید تولید شده به طرز شگفت آوری خود را شبیه انسانها جلوه می دهند در حالیکه همچنان قدرت و خواص خزندگان را حفظ می کنند. معمولا چشمان آبی و پوست بسیار کم مو دارند. برخی معتقدند که کامیلیونها از لنز به منظور پنهان کردن فرم عمودی مردمک خود استفاده می کنند.

 

 

 http://www.stargods.org/ReptilianAngels.htm

۲-دایناسوری ها  Dinosauroids :

از قدیمیترین نژادهای Saurian یا خزنده می باشند.

Dale Russell متخصص فسیل شناسی از موزه ملی کانادا در اتاوا نظریه ای داده است که بر طبق آن موجودات زنده هوشمند می توانند از خزندگان بزرگ جثه تکامل یافته باشند. این موجودات تکامل یافته را دایناسوری می نامند. یعنی دارای پوست سبز رنگ – جمجمه ای بیضی شکل – چشمان درخشان مانند گربه و دستانی با سه انگشت هستند.

بر اساس این نظریه موجودات خزنده دوزیست به مرور تبدیل به نوعی گونه انسان مانند شدند و در نهایت به سوی یک فرهنگ و تمدن تکامل یافتند اما گویا در یک فاجعه مانند آنچه در آتلانتیس رخ داد از بین رفتند.

فسیل جای پای pelycosaur موجودی نیمه خزنده و نیمه پستا ندار

تمدن آنها قادر بود سفرهای بین ستاره ای انجام دهد و در چندین سیاره افرادی از خود را به جا گذاشتند.

 از کتیبه های سومر نژاد خزنده هوشمند که جزو آنوناکی نیز دسته بندی می شود.

 

منبع:   The Nevada AERIAL RESEARCH JOURNAL for summer 1989

 

 ۳- دروپا ها  Dropas:

نژادی انسانی هستند با قد متوسط ۱۴۰ تا ۱۵۰ سانتی متر. ۱۰ هزار سال قبل از میلاد بر زمین سقوط کردند . قبایل آنها تا به امروز در مرزهای تبت زندگی می کنند.

بین سالهای ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸ بود که جستجو در مورد این تمدن در کوههای «باران کایا اولا» در مرز بین چین و تبت آغاز شد.

باستانشناسان معتبر دوران از جمله Chi Pu Tei در این تحقیق شرکت داشتند. در ابتدا یک سری عظیم از غارهای دست ساز که به هم راه داشتند در زیر زمین کشف شد. دیوار غارها کاملا صیقلی و براق بودند که احتمال کنده شدن آنها با ابزار ابتدایی را از بین می برد.

کشف بعدی قبرستانی بود حاوی اسکلتهای عجیب. طول اسکلتها به ۴ فوت می رسید (۱۴۰ سانتی متر) و اندازه جمجمه ها بسیار بزرگتر از حد طبیعی بود. با توجه به یافتن نقاشی های هوشمند بر دیوار غارهای مجاور احتمال اینکه این اسکلتها متعلق به گونه ای از گوریل بوده باشد نیز رد شد. نقاشی ها حاوی تصاویری از خورشید-ماه-زمین و ستارگان بودند.

چیز دیگری که از این تمدن به دست آمد تعدادی دیسک اطلاعاتی بود که تا به امروز خوانده نشده اند. آزمایشات قدمت آنها را به ۱۲ تا ۱۰ هزار سال قبل از میلاد تخمیم زد.

Robin-Evans یک محقق انگلیسی بود که بعد از کوشش فراوان موفق شد تصویری از ملاقات رهبر دروپا ها در سال ۱۹۴۷ با دالایی لاما به دست آورد.

 

خط هیروگلیفی که از دروپاها در سنگ نوشته ها به دست آمده بود سرانجام توسط Dr. Tsum Um Nui خوانده شد. طبق ترجمه یکی از خطوط چنین می گوید:

» دروپاها در سفینه خود از آسمان پایین آمدند. زنان – مردان و کودکان شهرهای اطراف (Ham) در غارهای خود پیش از طلوع خورشید پنهان شدند. تا وقتی که حداقل زبان اشاره دروپاها را فهمیدند و دانستند که این مهاجران قصد بدی ندارند…».

بر این اساس سفینه این گروه از دروپاها با صدای وحشتناکی بر زمین و در میان کوههای صعب العبور سقوط کرد و آنها دیگر نتوانستند به سیاره خود بازگردند.

در اساطیر آن ناحیه صحبت از آدمهای کوچک زرد رنگی است که از آسمان آمدند.

 عکس واقعی از شاه و ملکه دروپاها

 http://www.ufocasebook.com/dropa_people.jpg

۴- جیزه ای ها Gizans :

همانطور که از نامش پیداست در نواحی اطراف جیزه در مصر دیده شده اند.

 برخی کاشفان و بازدید کنندگان گزارش داده اند که آنها مانند مصریان باستان لباس پوشیده اند و در لابیرنتها (تونلهای پیچ در پیچ) زیر ساختمان اهرام سکونت دارند.  یک گروه تحقیقاتی از طرف آمریکا توانستند یک تونل عظیم و عمیق در زیر کشور مصر پیدا کنند که گویا انسانهایی در آن سکونت دارند ولی این اخبار فوق سری در انحصار دولت آمریکاست.

سایر منابع معتقدند که مردم جیزه توسط سایر گونه های خزنده در این شهر زیر زمینی جمع آوری و برای آزمایشاتی مورد استفاده هستند.

منبع: http://www.limbolegacy.blogfa.com

معرفی انواع موجودات فضایی 3 و 4 و 5

 گونه های غیر زمینی انسان :
 
۱-انسانهای گروه A : شامل مردم اوریون – پلیادز و سیریوس

 مشخصات :
از نظر ژنتیکی شبیه انسان زمینی هستند.
– قد بین ۱۵۰ تا ۱۶۵ سانتی متر
– پوست روشن و موهای طلایی دارند.
-برخی از آنها توسط فضاییهای نوع گری Grey ربوده شده و به عنوان نمونه آزمایش یا خدمتکار استفاده می شوند.
 
۲-انسانهای گروه B:
ساکنان پلیادز
 
باز هم ژنتیک مشابه زمینیان دارند.

این گروه از انسانها مراتب عالیه روحی و فکری را طی کرده اند و ظاهرا نیت بدی نسبت به زمینیان ندارند ( البته این مسئله مورد بررسی است).

 سایر گونه های فضایی مدعی شده اند که مردم پلیادز در صدد تبدیل کردن زمین به یکی از پایگاههای خود هستند و قصد دارند زمین را  مدتی اشغال کنند در حالیکه  مردم پلیاد این اتهام را رد کرده و ادعای دوستی با ما دارند.

مردم پلیادز خود را اجداد مردم زمین می دانند و  در بسیاری موارد دست یاری به سوی سردمداران حکومتهای زمین دراز کرده اند مخصوصا در زمینه های تکنولوژیکی  و رویارویی با فضایی ها اما تقاضای ایشان توسط روسای زمین تا کنون رد شده است.
انسانهای گروه ب در حال حاضر زیاد روی زمین ظاهر نمی شوند چون درگیر مشکلات خانگی در سیارات خود هستند.
 
۳-انسانهای گروه C:
  مردم سیریانی( از صورت فلکی سیریوس)-مردم آرکتیوروس و مردم  وگا

اطلاعات بسیار کمی درباره مردم سیریانی در دست است. فقط اینکه آنها نیز به رشد بالای فکری و روحی دست یافته و ظاهرا خوش نیت هستند.
 گزارشات نشان می دهد که مردم سیریانی به همراه انسانهای نژادهای آرکتیوروس و نژاد وگا   مشتاق کمک به زمینیان هستند.

 
۴- انسانهای کلاس  A:
 مردم باستانی
 
کلاس آ همان انسانهایی هستند که  مردم پلیادز را در سفر به زمین همراهی کردند.

کلاس آ به عنوان خدمتکار و رزمنده برای انسانهای پلیادز کار می کردند و حدود ۳۵۰۰ سال قبل از میلاد زمین را ترک کردند.

۵- کلاس  M:   مردم مدرن

کلاس میم هم در کنار کلاس آ روی پروژه های پرورش دوقلوها کار می کنند.

پرورش دوقلوها به این معناست که زنان زمینی ربوده شده در حال بیهوشی شبیه سازی می شوند و فردی مانند خودشان تولید می شود. در گزارشات ذکر شده است که زنان ربوده شده اغلب دوقلوی خود یا فردی مانند همزاد خود را ملاقات کرده اند.

 

۶- انسانهای گروه C :

انسانهای زمینی که دچار دستکاریهای ژنتیکی شده اند. این انسانها  مخلوطی از دو کلاس آ و میم هستند.

۷-  انسانهای گروه W: کارگران

کارگران کوتاه قد و درشت جمجمه هستند که با ایجاد جهشهای ژنتیکی در نطفه ی انسانهای زمین  توسط انسانهای گروه A تولید شده اند.

از نظر هوشی در حد یک کودک ۵ ساله هستند و قدرت بدنی کمی دارند.

۸- کلاس T: متخصصان

انسانهای این گروه زرد رنگ و کوتاه قد هستند . قدرت تفکر و منطق بالاتری دارند و مسئول ساخت و تعمیر ستاره پیما  و سفینه های گروه A هستند.

====================================

مطالب فوق از مجله ی تحقیقاتی جهانی یوفو نسخه ی تابستان ۱۹۹۳ برداشته شده اند.Summer 1993 Edition(vol.3.no.2) issue of UFO Universe Magazine

===================================

حقیقت اینکه انسانهای گروه A یعنی مردم پلیادز – اوروین و -سیریوس ,نسلی از انسانهای برده برای خود ساخته اند که کارهای سخت ایشان را انجام دهند و این یکی از نشانه های خودکامگی این نژادهاست که طبیعتا آنها را وادار میکند به مردم زمین هم به چشم موشهای آزمایشگاهی برای تحقیقات خود بنگرند. 

در هر نوع ارتباطی با انسانهای غیر زمینی باید هوشیار و منطقی بود. اینکه آنها بسیار شبیه ما هستند و حتی حکم اجداد ما را دارند نباید باعث شود که ما هویت و فرهنگ خود را به آنها ببازیم. 

 

======================================

معرفی موجودات فضایی ۴

 

10- دراکو : Draco
 
اسامی دیگر این گونه : موتمن Mothmen – سیاکارز Ciakars -پتروئیدPteroids -مردم پرنده Birdmen  و دراکوی بالدار Winged Draco
 
نام سیاره: آلفا دراکو نیز Alpha Draconis
 
شخصیت:
 
خزندگان نژاد دراکو از طبقه ی سلطنتی و سطح بالای خزندگان هستند . بالاترین رده ی آنها ؛دراکوهای سفید پوست ؛ هستند.
 
مشخصات ظاهری:
 
به طور کلی دراکوها ۷ تا ۱۲ فوت قد دارند.
دراکوها بال دارند و این بالها مانند چرم است و در میان آن استخوانهایی دنده مانند وجود دارد. بیشتر شبیه بالهای پرنده های ما قبل تاریخ به نام آرکئوپتریس.


 
 در بعضی موارد شاهدان دیده اند که دراکوها واقعا با این بالها پرواز میکنند (گزارشات موتمن نوشته ی جان کیل).
 
در بیشتر برخوردها شاهدان دیده اند که این موجودات ردای بلندی از سر شانه تا پشتشان پوشیده اند که این به دو صورت قابل تعبیر است :

۱-  این رداها ممکن است نوعی لباس مخصوص شنهان کردن بالهای ایشان باشد.
۲-این ردا در حقیقت خود بالها هستند که در حالت عادی در پشت آنها جمع شده اندزیرا در مشاهدات غالبا دیده شده که بالها پس از پرواز ناپدید می شوند و شکل ردایی را بر پشت آنها گرفته است.
 
شاخصه ی دیگر آنها داشتن شاخهای استخوانی در بالای سر است. این شاخها در وسط سر و بالای پیشانی رشد میکنند. احتمال داده می شود که این شاخها برای فرستادن امواج مغزی استفاده می شوند.
 
بدن دراکوها ورزیده تر از سایر گونه های خزنده است و این به احتمال زیاد به دلیل فعالیت پرواز است.

 

گونه هایی از آنها بدون بال و شاخ هستند.


این موجودات به وضوح در تونلهای زیر زمینی در مونتاک پوینت Mountak Point- لانگ آیلندLong Island  – ویرجینیای غربیWest Virginia   دلچه  Dolce و نیو مکزیکو  New Mexico دیده شده اند.

در تاریخ :

در چین-ژاپن-هندوستان – مصر-پرو و مکزیک  به صورت مارها و اژدهای بالدار ثبت شده اند .(گارودا مرکب کریشنا در هندوستان از نمونه های ایشان است).در ایران به صورت اژدها و دیو شناخته شده اند. این نژاد مانند آنوناکی و آناکیم از نوع خزنده هستند ولی متعلق به سیاره ای متفاوت بوده تفاوتهایی با آنوناکی دارند.
 
شاهدان و منابع برای مطالعه ی بیشتر :
۱- پیشگوییهای موتمن نوشته ی جان.ای. کیل
 Mothmen Prophecies by John.A. Keel

۲-The Nevada Aerial Research Journal for summer 1989
۱۱- انسان :
اسامی دیگر : انسانهای غیر زمینی ( انسانهایی که متولد زمین نیستند )

 نام سیستم کهکشانی : تایگتا پلیادز Taygeta Pleiades – وگا لیراVega Lyra   – سلSol  – سیریان Sirian  – آرکتیوروس Arcturus – تا او سه تی Tau Ceti  – ولف ۴۱ Wolf 41 – پروسیلون Procylon – آلفا سنتاری Alpha Centauri
 
این گونه های انسانی از ۳ دسته تشکیل شده اند. انسانهای : -سیریانSirian  – پلیاد Pleiades و – اوریون Orion

مشخصات ظاهری :
 
از نظر ژنتیکی شباهت به انسانهای متولد زمین دارند.

 

=================================================

معرفی موجودات فضایی ۵

 

همانطور که در ۴ قسمت قبل گفتیم  فضایی ها فقط موجوداتی با ظاهر عجیب و غریب نیستند بلکه گونه های مختلف انسانی هم دارند مانند «پلیادیان» و » آندرومدا»  . اما اینکه تا چه حد این جزئیات دقیق و صحیح هستند بر من هم معلوم نیست و حتی  احتمال هم می دهم که بخش عظیمی از این اطلاعات دستکاری شده باشد. ولی در هر حال دانستن  این مسائل بهتر از ندانستن آن است  و صحت آن هم به مرور زمان و با مطالعات بیشتر معلوم خواهد شد. 

 

اساس مطلب این است که موجودات فضایی وجود دارند و این شاید به بسیاری از شما  ثابت شده باشد. اما قبول کردن حضور این موجودات ناشناخته حال چه فضایی و چه فرشتگان و جنیان یک مسئله ی شخصی  است که باید با احتیاط با آن برخورد کرد.

در طول این ۶ سال که از آغاز وبلاگ می گذرد واکنش خوانندگان من از چند حالت خارج نبوده است:

برخی صرفا به دلیل ترس ترجیح می دهند آنها را انکار کنند و برخی دیگر اصلا اهمیتی نمی دهند که چه در دنیا و کائنات می گذرد.  گروهی هم هستند که از هر دانش و اطلاعاتی استقبال کرده و به قول معروف خود را با پیشرفتها و اخبار روز هماهنگ می کنند.

نکته ی اساسی در تحقیقات ماورائی این است که باید هر روز منتظر چیز جدیدی بود و هرچه اطلاعات بیشتری جمع آوری می شود نظر و عقیده هم باید مطابق با آن تغییر کند. مثلا اینجانب در ابتدای شروع کارم همیشه طرفدار موجودات فضایی بودم و گمانم بر این بود که این افراد فقط خیرخواه ما هستند اما در طول ۵ سال به مرور دریافتم که اشتباه می کردم و بیشتر این موجودات بدخواه ما هستند.

 اگر شما به پستهای قبلی من رجوع کنید کاملا متوجه این تغییر عقیده ناگهانی من می شوید که البته برای آن دلایل محکمی هم دارم!

  خوانندگان گرامی هم برای اینکه توجیه شوند نباید فقط به این مختصر مقالات بسنده کنند بلکه باید خود به جستجوی حقیقت بپردازند.زیرا هرچه شما امروز یاد می گیرید شخصیت فردای شما را می سازد و هرچه بیشتر و سریعتر یاد بگیرید راحتتر قادر به هضم واقعیتها خواهید بود. این هیچ ارتباطی با فضایی ها ندارد و شامل تمام زمینه های علمی و دینی می شود. افرادی که با تکیه بر تحقیقات دقیق و مستندات جلو می روند هرگز دچار شک و تردید در راه خود نخواهند شد زیرا برای هر سوالی جواب منطقی خواهند یافت اما در عوض افرادی که فقط به حرف این و آن گوش می دهند و هیچ نظری از خود ندارند هر روز جهت عوض کرده و هیچ وقت هم نمی دانند که بر کدام عقیده هستند.

پلیادیان:

 پلیادز انسانهایی از نژادهای گوناگون هستند که در یک سیستم ستاره ای جمع شده اند. اگرچه قبلا در مورد این نژاد صحبت کرده ایم اما مسائل مهم و ضروری در ارتباط با این نژاد وجود دارد که باید دقیق تر بررسی کنیم.

محل زندگی:

هفت ستاره در سیستم ستاره ای تااوروس TAURUSبه فاصله ۴۲۰ سال نوری از زمین. نام این هفت ستاره ی پلیادز چنین است :

۱-تای گیتاTaygeta   

2-مایا  Maya  

3-   کو ای لا Coela        

4-اطلس Atlas

5-  میروپMerope   

6-    الکترا Ellectra  

7-  آلکوین Alcoyne

مردم پلیادز ساکن سیاره ی  «ایررا » Erra هستند که تقریبا به بزرگی زمین است و به دور خورشید ( تای گیتا ) می گردد.

سایر مردم پلیادز در سیارات  «سیمجاس» Semjase –  «پتاه»Ptah  و  «کو اتزال» Quetzal زندگی می کنند.

تاریخچه:

 در حدود ۲۲۵۰۰۰ سال پیش از میلاد مردم پلیاد منظومه شمسی را کشف کردند و  سیاره ی زمین را به عنوان پایگاه ماموریت خود برگزیدند.

فدراسیون کهکشانی به  پلیادز اجازه داد تا با مردم زمین مخلوط شوند اما فقط در سرزمینهای بالی – هاوایی- سا اوما و هندوستان.

تمدنها آمدند و رفتند  جنگها  و فجایع روی زمین اتفاق افتاد و دوره های صلح امیز همگی گذشتند و مردم پلیادز در کنار مردم زمین زندگی کردند . تمدنهایی مثل مایا – اینکا و لموریا همگی توسط پلیادز به وجود آمدند. اما ۱۰ سال پس از میلاد پلیادیان زمین را ترک کردند زیرا در سیاره خود به صلح دست یافته بودند.

قبل از ترک زمین پلیادیان یک رهبر معنوی را برای زمین برگزیدند به نام امانوئل که بعدها نامش مسیح شد. پدر مسیح یک پلیادی به نام گابریل بود و مادرش مریم از بازماندگان مردم سیاره لیران بود.

اما تکامل زمین همچنان زیر نظر و راهنمایی های پلیادز است و در آینده نزدیک پلیادیان قرار است که مردم زمین را به آگاهی برسانند!

سیاره پلیادیان به نام ایررا دارای ۴۰۰۰۰۰ نفر سکنه است. آنها با تله پاتی با هم تماس می گیرند و نیازی به ابزاری مانند تلفن ندارند و برای مسافرت از یک سیستم خاص به نام تیوپ استفاده می کنند.

علف خوار هستند اما گاهی هم گوشت می خورند. هیچ مشکل بیماری یا مریضی ندارند چون سلامت بدن را با نیروی ذهنی خود کنترل می کنند. عمر متوسط یک پلیادی ۷۰۰ سال است.

در سیاره آنها چیزی به نام واحد پول وجود ندارد بلکه آنها تمام منابع را به طور شراکتی استفاده می کنند. همه چیز به طور مجانی به مردم داده می شود بر اساس خدمتی که به جامعه می کنند.

پلیادیان در سفینه هایی به نام  «ارابه ی نور» مسافرت می کنند و این سفینه ها سایزهای مختلفی دارند. ارابه نور قدرت پرواز بین ستاره ای دارد و می تواند میلیاردها کیلومتر را در کمتر از یک ثانیه طی کند. به این ترتیب مسافرت از سیاره ایررا به زمین برای آنها ۷ ساعت طول می کشد.

نکته: طبق وعده هایی که مردم پلیاد به بیلی مایر داده بودند قرار بود زمین در سال ۲۰۰۰ میلادی نابود شود و آنها  قول داده بودند ارابه های نور خود را  به زمین بفرستند تا بازمانده های مردم زمین را از سیل و زلزله و پایان دنیا نجات دهند! همانطور که گفتم گذر زمان بسیاری از دروغها را آشکار می کنند! 

یکی از پر سرو صداترین شاهدانی که مدعی است پلیادیان با او تماس گرفته اند بیلی مایر است که از سال ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۲ با آنها تماس داشته. بنا به اظهارات او زنی به نام سامجاسی ابتدا از طریق تله پاتی و سپس به طور فیزیکی با او تماس گرفته و گفتگوهای آنها در چند کتاب چاپ شده است.

مشکلات این عقیده :

در چند پست قبلی گفتیم که یک فضایی به نام » اشتر  شران» هم در گذشته و هم امروز با مردم زمین تماس میگیرد و خودش را پسر عیسی معرفی می کنند و خبر از نابودی زمین می دهد. دروغهایی که این افراد گفته اند فقط با مطالعه تاریخ برملا می شود. هیچ یک از پیشگوییها و تعاریفی که این موجودات ناشناخته برای ما فرستاده اند تا کنون به حقیقت نپیوسته. تمامی گفته های آنها به جز دروغ چیزی نبوده و تنها هدف آنها هم گمراه کردن انسانها و زیر سوال بردن ایمان به یکتایی خداست.

همانطور که گفتم علی رغم اینکه خودم با برخی از این موجودات برخورد داشته ام نسبت به گفته های آنها شکاک هستم .بسیاری از خوانندگان مایل بودند چگونگی ارتباط مرا با این موجودات بدانند اما سودی در بیان آن نیست چون من قصد ندارم مانند بیلی مایر و آلکس کولیر از این موجودات تقلید کنم.بلکه من راه خود را خودم انتخاب می کنم و هیچ موجودی حق ندارد به من بگوید چکاری باید بکنم. به نظر من این بسیار مهم است که انسان در هر شرایطی به هیچ موجودی ایمان قطعی نداشته باشد به جز آفریدگار یکتا.

 اگرچه باور به خدای یکتا خودش باید از روی منطق و دلیل باشد و نه صرفا یک ایمان بچه گانه. زیرا ایمانی که بدون پشتوانه عقل باشد خیلی زود کمرنگ می شود و جای خود را به باورهای خرافی می دهد.

همه چیز به هم گره می خورد:

گفتیم که مردم پلیادز مدعی هستند عیسی مسیح (امانوئل) را آنها تولید کرده اند و برای برقراری صلح در زمین جای دادند و پس از آنکه ماموریت او به اتمام رسید او را به سیاره ی خود بردند.

این مسئله زمانی جذاب می شود که به نقاشی هایی از تولد عیسی در قرون وسطی نگاه کنیم.

غسل تعمید عیسی مسیح

در تمام این تابلوهای نقاشی تصویر سفینه های نورانی در آسمان بر بالای سر عیسی و مریم به چشم می خورد ! پس آیا این صحت دارد که مسیح فردی زمینی نبوده و قدرتهای خارق العاده اش برای زنده کردن مردگان و شفای کوران از ژنهای متفاوت او بر می خاسته ؟ و آیا این حقیقت دارد که جبرئیلی که قرآن از او نام می برد در واقع مردی از سیاره پلیادز بوده ؟

جواب این پرسشها را به همراه ترجمه ای از داستان شاهزاده نانار در پست بعدی بخوانید.

 

 

 
اما این فقط پلیادیان نیستند که چنین ادعایی دارند !
سیاره  نیبیرو  اسمی آشنا برای خوانندگان این وب لاگ است چون بارها از آن سخن گفته ایم.
مردم نیبیرو نیز مدعی هستند که عیسی مسیح را آنها ساخته و به زمین آورده اند . شرح کامل این ماجرا در طرح شاهزاده نانار خواهد آمد!

اما فقط پلیادیان و نیبیروها چنین ادعایی ندارند بلکه گروههای متعددی از موجودات عوالم غیب که گاهی هم خود را  فضایی معرفی می کنند حرفهایی مشابه می زنند و برخی از آنها مانند  اشتر  چیزهای جدید هم به آن اضافه می کنند.  اگر چه قبلا اشاره شده است اما ضرر ندارد که یادآوری کنیم   اشتر  و گروه عظیمی که مطیع او هستند در مورد عیسی مسیح چنین می گویند :

؛نام اصلی او ساناندا است و نه مسیح . او تنها پسر خدا نیست بلکه خدا فرزندان دیگری هم دارد که به زمین نفرستاده است . ساناندا چندین بار روی زمین متولد شده و مرده است و چند نمونه آن تولد به صورت کریشنا = خدای هند باستان  و سنت کومارا = از بزرگان هند باستان بوده است.
ساناندا در جهان ما در بعدی بالا ( ۱۰ یا ۱۱ ) زندگی می کند و ازدواج کرده پسری به نام پتاه هم دارد . ساناندا فرمانده کل نیروهای غیبی منظومه شمسی است که در پایان دنیا در سال ۲۰۱۲ میلادی به نجات مردمی خواهد آمد که فقط به او ایمان دارند. ؛!!!

اینجا است که همه چیز به هم گره می خورد و نارسایی  گفته های این موجودات آشکار می شود.
اینکه هر کدام از این دسته ها به دنبال فریب دادن ما هستند و نه کمک کردن به ما .
دیگر اینکه حرفهای ضد و نقیضشان حاکی از بی اطلاعی خودشان نیز هست .
البته می توان احتمال داد که افرادی مانند بیلی مایر و آلکس کولیر و یا زکریا سیچین فقط بیماران روانی هستند که چرندیات مغزی خود را به صورت پیامهایی از فضا منتشر می کنند.  اما تا جایی که به من مربوط می شود این موجودات وجود دارند و شاید فقط درصد کمی از این مدعیان بیماران روانی و چند شخصیتی باشند.
سوال بعدی که مطرح می شود این است که پس چرا و چگونه هر گروه و دسته ای حرفی می زنند و سوال دیگری که چند نفر پرسیده بودند اینکه» پس چرا با ما تماس نگرفته اند «؟
برای همه این سوالات جوابهایی وجود دارد که در قسمت بعدی به آنها خواهیم پرداخت. انشاءالله.

منبع: http://www.limbolegacy.blogfa.com

انواع موجودات فضايي2

نژادهای فضایی ۲

  

پذیرش یا انکار موجودات فضایی به کلی در حیطه ی اختیار خواننده است.

 

              {و حال آنکه خدا شما را به انواع خلقت و اطوار گوناگون بیافرید.}

                                       قرآن کریم سوره ی نوح آیه ی ۱۴

۷- لیران Lyrans :  ساکنین سیاره ای به نام لیرا (در صورت فلکی لیرا) بودند که شباهتهای فراوانی با زمین داشت و به زمین دوم مشهور بود و گفته شده که مردم  زمین  هم از خویشان مردم لیرا هستند. مردم لیرا به تکنولوژی سفرهای فضایی و سفر در ابعاد دیگر جهان دست یافتند ولی همین مساله سبب جنگهای خونین و تکه تکه شدن سیاره شد.فدراسیون کهکشانی موفق شد تعدادی از مردمرا نجات داده و آنها را به نقاط زیر منتقل کردند:

 به صورت فلکی پلیآد Pleiades در سیاره ای به همین نام ,

 به صورت فلکی تران Terranدر سیاره ای به نام هیادسHyades و به

 سیاره ای به نام وگاVega  در صورت فلکی لیرا .

 منبع : ما نیبیرو هستیم نوشته ی جلیلا استار

برلینگتون نیوز

۸-مریخی ها Martians : 

سکنه ی سیاره ی مریخ از دو گونه هستند انسان نما و غیر انسان نما. دو قمر مریخ به نامهای فوبوس Phobos و دیموس Deimos هم قابل سکونت بوده و هم سکنه دارند . اگرچه هر دو قمر مصنوعی هستند.

در گذشته ی دور هم مریخ و هم ماههایش مکان زیباتری برای سکونت بودند اما یک طوفان خرده سیاره ای سطح آنها را بسیار غیر قابل سکونت کرده است.این طوفان خرده سیاره ای ناشی از انفجار سیاره ای بین مریخ و مشتری بود که سبب پاشیده شدن تکه های سیاره به روی مریخ شد.

 

روی سطح مریخ همان اهرام و ساختارهایی وجود دارد که توسط آنوناکی Annunaki روی زمین ساخته شده است مانند اهرام مصر و مکزیک و آرامگاههای پادشاهان آنوناکی بر روی مریخ و قمرهایش واقع شده است.(برای آنوناکی رجوع کنید به قسمت اول همین مقاله).ساختار صورت که روی سطح مریخ است توسط ناسا انکار شد و ادعا شد که فقط خطای دید بوده است . اما حقیقت این است که آن صورت آرامگاه انلیل یکی از مردم آنوناکی است و در کنار آن آرامگاهها و قبرهای فراوانی مانند اهرام مصر وجود دارند.عکس هرمها توسط سفینه های ناسا انداخته شد و سالها پیش از انتشار خبر در کتابهای ستاره شناسی به چاپ رسید.

 هرم روی مارس -عکس از ناسا چاپ شده در سال ۱۹۷۱ در کتاب تحقیقاتی ناسا.

این عکس نمای کاملی از صحرای سیدون در مریخ را نشان می دهد که ساختارهای هرمی شکل به وضوح دیده می شوند.همچنان انکار می کنید؟

منبع: نامه های از آندرومدا نوشته ی آلکس کولیر

مارها و اژدها های پرنده نوشته دکتر بولی

۹- ناگا NAGAS :

مردم نژاد ناگا از گونه ی خزنده گان هستند و در سراسر دنیا حتی تا به امروز پرستش می شوند.مقر اصلی ناگا در هندوستان امروزی است جایی که سمبل ناگا مار کبری می باشد.در متون باستانی به آنها » مردم مارمولک شکل » «خزنده»و «هومو-سائوروس»هم گفته شده.

مردم ناگا یکی دیگر از گونه های فضایی هستند که شباهتهای فراوانی با اجنه دارند و قادر به تغییر شکل و پرواز و تسخیر روح انسانها هستند.

رنگ پوستشان  کمی سبز  و اندکی فلس دار است و قامتشان به ۲ متر می رسد.دانشمندان معتقدند که این گونه خزندگانی بودند که به دلیل جهشهای ژنتیکی در هزاران سال پیش دارای هوش و توانایی های پیشرفته شدند.بعضی مردم ناگا هنوز هم دم دارند و تعداد کودکانی که در هندوستان با دم به دنیا می آیند بسیار زیاد است.

 کودک دم دار

گفته می شود که جد این موجودات از نژاد سوری هستند .ساکنان سیاره ای به نام سااوروسSaurus.

ناگا ها مردمی بودند که یوگا را به وجود آوردند .

در زمان تولد سیدارتها (بودا) بالای سر او ظاهر شدند.

چاه معروف ششنا Sheshna در شهر بنارس هند تونلی است به شهرهای زیر زمینی ناگا که در کتاب حماسی مهابهاراتا بارها به آن اشاره شده است.

ناگا  در لغت به معنی اژدها و همان نژاد اژدها گونه است که پادشاه ایران آژی دهاک از آن دسته بود.

منبع: شاهنامه فردوسی – مهابهارات –  برلینگتون نیوز

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: