بایگانی دسته‌ها: انسانها دورگه

به دنیا آمدن نوزاد ترکیبی انسان و بیگانه فضایی توسط زن مکزیکی

به دنیا آمدن نوزاد ترکیبی انسان و بیگانه فضایی توسط زن مکزیکی

http://paranormal-news.ru/001/4545/555/8316129740_826d367c31_bzhd.jpg

این رویداد بسیار عجیب که در مکزیک و قبل از شکل گرفتن اینترنت اتفاق می افتد. بسیار به ندرت در مجلات مربوط به یوفو در روسیه به انتشار رسیده است.

در این مورد یک روزنامه نگار مکزیکی به نام «رامیز ریس» به تلویزیون محلی گفت که این واقعه در سال 1993 اتفاق می افتد ، و در این حادثه یک دختر جوان که نام وی را ذکر نکرد و به طور مرموز باقی ماند. در یک فروشگاه مواد آرایشی کار می کرد و بوسیله خودروی شخصی خود در حال رفتن به محل کار که بین مکزیک و شهر پزو ریکا قرار داشت ،بود.

و پس از سپری کردن یک روز به شهر باستانی آزتک راند رسیده و متوجه یک شی مرموز بر آسمان می شود و از آن پس در خواب فرو می رود، بلافاصله پس از مدتی از خواب بیدار می شود و ماشین وی در جاده ای خارج از این شهر قرار گرفته بود ، بسیار وحشت زده شده و نمی تواند درک کند که چه چیزی اتفاق افتاده است ، و وقتی به ساعت نگاه می کند می بیند که عقربه های آن از حرکت باز ایستاده اند. عقربه های ساعت روی ساعت3 قرار گرفته بود و در طول این زمان وی نزدیک به 300 کیلومتر را سپری نموده است و در این مدت هیچ چیزی را به یاد نمی آورد که چگونه این مسیر را گذارنده است.

اما این تنها پایان ماجرا نیست ، پس از سپری شدن چند هفته، در وی احساس تهوع و خستگی پدیدار می شود ، و در این حال به نزد پزشکی برای معالجه می رود و پزشک مربوطه می گوید که حامله است ، ولی او دختر باکره ای بود که حتی یک دوست پسر هم نداشت.

هفت ماه بعد قبل از موعد به دنیا امدن طبیعی نوزاد در یک کلینیک ، یک موجود بسیار عجیب به دنیا می آید و لویس ریس تصویر خود را در تلویزیون نشان می دهد، این  نوزاد شبیه به یک قورباغه بوده و پوست آن شبیه به خزندگان است ، او چشم بزرگی داشته و  انگشتانش  داری پر است. کارکنان و پرستاران موجود در درمانگاه وحشت زده شده و اذعان داشتند که چیزی شبیه به این رویداد را ندیده اند.

این نوزاد مدت سه هفته را در دستگاه مخصوص سپری کرد. و در این حال گزارشاتی از پزشکان مربوطه منتشر می شود که این نوزاد دارای هیچ ساختار انسانی در خود نیست و همچنین به نظر می رسد شبیه به ساختار گیاهان می باشد که در آن حتی نمونه ای از برگ و ماهیت های گیاهی هم دیده می شود ، او نمی تواند در زیر روشنای نور دوام بیاورد و یکسری خطوط خاص در امتداد ستون فقرات او امتداد یافته اند.

با قضاوت و نتیجه گیری بروی تصویر ریس که توسط کانال یوفولوژی به نمایش گذاشته شد به اثبات رسید که این دختر توسط بیگانگان ربوده شده و این نوزاد انسان و خزنده ای شکل حاصل لقاح غیر زمین است.

مطابق با اطلاعاتی که از ریس در دست است، این مادر تصمیم می گیرد که نوزاد عجیبش را به تنهائی پرورش دهدو این نوزاد با موفقیت رشد کرد و بزرگ شد و پس از آنکه بیشتر شبیه انسان باشد شبیه به خزندگان بود.

منبع: http://paranormal-news.ru/news/v_1993_godu_meksikanka_rodila_rebenka_gibrida/2013-08-26-7563

با تشکر فراوان از  محمد عزیز برای ترجمه و  ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

آفرینش یا تکامل(دخالت فرازمینیان در تکامل انسان)

آفرینش یا تکامل(دخالت فرازمینیان در تکامل انسان)

http://www.exohuman.com/wordpress/wp-content/uploads/2011/05/Anunnaki_Tree_of_Life.jpg

از وبلاگ میراث برزخ

آفرینش یا تکامل

برای دانلود روی لینک بالا کلیک کنید. مستقیم دانلود می شود.

*********************************************************

آفرینش یا تکامل(دخالت فرازمینیان در تکامل انسان)

از وبلاگ  میراث برزخ

پیش از این به چگونگی خلقت آدم از زبان متون سومری اشاره کردیم و قدرت و دخالت خدایان را در مراحل مختلف حیات و حادثه برج بابل دیدیم. در اینجا برای روشنتر شدن موضوع و رفع ابهامات به نحوه خلقت آدم و حوا مستقیما از ترجمه سیلندرهای سومری می پردازیم.

 

بخشی که پیش رو دارید ترجمه ای از نوشته های ساشا لسین  Sasha Lessin دکترای باستانشناسی و بر اساس کتاب گمشده انکی نوشته زکریا سیچین می باشد. 

 

توضیحات ضروری: اسامی سومری در زبانهای امروزی مانند انگلیسی یا فارسی به سهولت قابل تلفظ و نگارش نیستند. برای جلوگیری از گیج شدن خوانندگان برخی از اسمها ساده شده اند.

 

نام واقعی                                       نام فارسی

 

نین- مآ/ نین مه  Nin Mah                                    نینماه

نین- گیشی- زیدّاNin gishi zidda                            نینگیشزیدا

نین – کی Nin ki                                             نینکی      

نین- اور- تا Nin ur ta                                           نینورتا

ان- لیل En Lil                                               انلیل

ان- کی En ki                                               انکی

آدامو     Adamu                                                آدمو

تی- آمات Ti Amat                                           تیامات 

 

                                                  داستان ما :

 

۳۰۰۰۰۰ سال پیش انکی معادن طلای آفریقا را ترک کرد تا به مطالعه نژادی از میمونها بپردازد به نام » هومو ارکتوس». انکی مجذوب هوش و توانایی های این جانوران و محبتش به سایر حیوانات شده بود. این انسانها که احتمالا بر اثر تنازل ژنتیکی از انسانهای پیشرفته تری روی زمین به وجود آمده بودند هنوز مقادیری هوش و ذکاوت داشتند و حیوانات را از دامهایی که آنوناکی برای شکار گسترده بودند نجات میدادند.

از این رو انکی بی نهایت مشتاق بود تا روی این گونه آزمایشات گسترده ای انجام دهد.

 

هومو ارکتوس لغتی لاتین و به معنی » انسان راست قامت» می باشد. گونه ای از انسان میمون نما با تمدنی ابتدایی در حد ساخت چاقو های سنگی و شکار حیوانات بوده است*۱ رجوع کنید به انتهای مقاله

 

 انسان میمونی بازسازی شده از روی فسیلی که چندی پیش کشف شد. این میمونها قادر به استفاده از ابزار ابتدایی بودند و توجه انکی را جلب نمودند.

مدتی که او نبود معدنچی های نیبیرویی دست از کار کشیدند. انلیل دلیل را جویا شد و معدنچی ها او را احاطه کرده و درخواست رهایی از کار سخت و طاقت فرسای معدن را نمودند.  

 

در حقیقت انکی به طور پنهانی معدنچیان را تحریک کرده بود تا انلیل را دستگیر کنند و او را تحت فشار قرار دهند. آنها نیز نقشه انکی را اجرا کردند. ابتدا مقدار استخراج طلا را به شدت کاهش دادند و کشتی های حاوی طلا به نینورتا که در بیت ایبیرا ‌Bitibiraمنتظر بود نرسید. انلیل, نینورتا را فرستاد تا قضیه را بررسی کند. در این حال انکی به معادن بازگشت. نینورتا و همراهش اینّوگی Ennugi شکایت معدنچیان را شنیدند:‌

» کار طاقت فرساست». 

این معدن چیان در حقیقت خدایان ایگیگی , گروهی از آنوناکی های فضانورد و مسئولان پایگاههای فضایی و حمل و نقل طلا به نیبیرو بودند. 

انکی  به نینورتا پیشنهاد کرد:‌» انلیل را به اینجا بخوان. بگذار فرمانده ببیند که معدنچیان چگونه زجر می کشند». 

وقتی انلیل به همراه وزیرش نوسوک Nusuk رسیدند, کارگران فریاد برآوردند:‌

» بیایید انلیل را ضعیف سازیم باشد که از کار سخت معدن ما را آزاد کند. بیایید اعلام جنگ کنیم تا با زور خود را رها کنیم».  

«ابزارشان را آتش زدند و آتش بر تبرهایشان نهادند».

آنها اینّوگی را گروگان گرفتند و جایگاه انلیل را محاصره کردند. انلیل به پادشاه آنو پیام فرستاد تا سریعا به زمین بیاید و سران شورشیان را اعدام کند و انکی را که آنها را تحریک کرده بود بازجویی نماید.  

آنو سر رسید و به آفریقا آمد و از همه بازجویی کرد. اما هیچ یک از کارگران نام رهبر شورشیان را اعتراف نکردند. 

انکی که خود مسبب این کشمکش بود به انلیل گفت : » قهرمانان ما را از بیگاری در معادن رهایی ببخش چرا که برای کار معدن میمونهای انسان نما را خلق خواهیم کرد. با اسپرم من و توانایی های نینگیشزیدا و نینماه «. 

او اصرار داشت: » اجازه دهید ما یک کارگر بدوی بیافرینیم تا کار طاقت فرسا را بر عهده بگیرد و نوکر آنوناکی باشد و ابزار آنها را بر پشتش حمل کند… «.  

او گوریل زمینی را به انلیل فرمانده ارشد زمین و نینورتا پسر ارشد انلیل, نشان داد و گفت :

 » نینگشزیدا  پسرم ! گوهر ذات آنها ( میمونهای زمین) یکسان است با آنچه ما داریم- مانند دو افعی به هم پیچ خورده (ساختار DNA) .آنگاه که با گوهر ذات ما ادغام شود نشان ما بر آنها غالب خواهد شد.  یک کارگر بدوی خلق خواهد شد. فرمانهای  ما را خواهد فهمید. ابزارهای ما را او حمل خواهد کرد کار طاقت فرسای معدن را او انجام خواهد داد. برای آنوناکی در آبزو ( آفریقا) رهایی به زودی فرا خواهد رسید».

                                  

 

در این احوال

 

انلیل به نقشه انکی اعتراض کرد. » اینجا روی زمین برده ای  از نژاد میمون/ نیبیرو خلق نکن». 

 انلیل به انکی یادآوری کرد که :» روی سیاره ما ( نیبیرو) بردگی مدتهاست که از میان رفته. ابزارها ( ماشینها) برده ما هستند نه سایر موجودات «. 

 نینورتا معتقد بود برای استخراج طلای بیشتر باید ماشینهایی اختراع کنند نه اینکه برده خلق کنند. 

 

انکی اما پاسخ داد: » موجود زمینی که ما خلق می کنیم کمک خواهد بود نه برده».

انلیل همچنان مخالفت کرد: » شبیه سازی موجودات دو رگه در قوانین سیاره ممنوع شده است». 

 

انکی پاسخ داد: » ما نژادی جدید خلق نخواهیم کرد. میمون زمینی ( هومو ارکتوس) در گوهر ذاتی اش ( کد ژنتیکی) مانند ما از نیبیرو ( هومو ساپینس ساپینس) است.  میمون بودند اجداد ما نیز و به ما تکامل یافتند. تسریع خواهیم کرد ما تکامل او را میلیونها سال به آنچه در نهایت سرنوشتش خواهد بود». 

 

دو برادر رقیب ( انلیل و انکی) نزاع را نزد پدر خود پادشاه آنو و شورای نیبیرو بردند. هر کدام عقیده خود را گفت. پادشاه و شورایش رای چنین دادند:

» طلا باید استخراج شود. باشد که موجود جدید خلق شود». 

 شورا تصمیم گرفت که » قوانین را نادیده بگیرید باشد که نیبیرو نجات یابد».

 

                                                                    

 

انکی نینماه و نینگیشزیدا – تیم تحقیقاتی- در آزمایشگاه خود در آفریقا ترکیب های زیادی از میمون با سایر حیوانات ساختند ( که در تصاویر و آثار باستانی به صورت موجوداتی مخلوط از چند حیوان نمایش داده شدند).  اما سودی نداشت.

 

سپس انکی و نینگیشزیدا با گوریلهای ماده خوابیدند اما هیچ حاملگی صورت نگرفت. اینبار انکی و نینگیشزیدا اسـپـرمهای خود را جمع کردند و با تخمک ماده میمون در لوله های آزمایشگاهی ادغام کردند و زیگوت ساختند. زیگوتها را در رحم گوریل ماده وارد نمودند اما نوزادان متولد شده  نابینا بودند , دستانشان قدرت کار کردن نداشت و اعضای داخلی بدنشان ناقص بود

انسان میمونی

 

نینماه برخی از این نقصها را رفع کرد وقتی که مقادیری مس و گل رس زمینی به ظرفهای حاوی زیگوتها اضافه نمود. اما این زیگوت تبدیل به دو رگه زمینی ای شد که قدرت تکلم نداشت و لال بود

.

 نینماه و نینگیشزیدا بر بالای لوله آزمایشگاهی که زیگوت آدم را در خود دارد.

بار دیگر انکی اسپرم خود را با تخمک گوریل ماده در لوله آزمایشگاه آمیخت و زیگوتی که حاصل شد را به جای رحم گوریل ماده در رحم نینماه تزریق نمود تا ببیند که آیا بچه حاصل از نینماه قدرت تکلم دارد یا نه.  

» در ظرف گلی مخلوط را ساختند- تخمکی از ماده زمین با عصاره آنوناکی نر – آنها بر هم گذاشتند. تخم بارور شده توسط انکی در رحم نینماه  وارد شد. حاملگی رخ داد.»

» نینماه به فرزندی نر تولد داد. انکی پسر کوچک را در دستانش گرفت. او تصویری متعالی و کامل بود. انکی با نوک انگشتانش به نوزاد سیلی زد ؛ نوزاد صدایی چنانکه باید از خود خارج کرد».

» انکی نوزاد را به آغوش نینماه داد. نینماه پیروزمندانه فریاد برآورد: دستان من کار خود را کردند!»  

 

انکی آدامو را در دستانش نگه داشته است.

 

 نر خلق شده دورگه ای بود با پوست کبود و تیره موهای سیاه .

 

« نام نوزاد آدمو بود( به معنی آنکسی که مانند گل زمین است)  پوستی نرم به رنگ خون تیره و موهایی سیاه داشت. آلتش با آلت جـنـسـی نرهای نیبیرو متفاوت بود. «

 انکی, نینماه و نینگیشزیدا » ‌به آلـت مردانه نوزاد نگاه کردند؛ شکلش عجیب می نمود. سر آن با پوستی پوشیده شده بود بر عکس آلـت مردان آنوناکی بود. » 

انکی گفت :‌» باشد که موجود زمینی از ما که آنوناکی هستیم به وسیله این پوست متمایز شود.»  

آنوناکی های نیبیرو مانند انکی و انلیل و نینماه چشمان آبی داشتند. ولی آدامو چشمان سیاه داشت.

نینماه با داشتن آدمو ؛ اولین و نخستین کارگر بدوی؛ به دنبال زنان پرستار در شوروباک فرستاد تا آدمهای شبیه سازی شده را در رحمهای خود حمل کنند.  

انکی گفت: » عصاره ذات او به عنوان نمونه  استفاده خواهد شد.»

 

نینماه زنان داوطلب را جمع و زیگوتها را آماده کرد. او و زنان داوطلب به موجوداتی که خلق خواهند کرد قسم وفاداری خوردند.  

 

» در سه ظرف از جنس گل آبزو ( خاک آفریقا) نینماه تخمکهای مونث دوپا را قرار داد.» 

 

تخمکها با اسپرمهای برادرش انکی و پسرش نینگیشزیدا در ظروف گلی بارور شده بودند. 

  

» نینماه عصاره حیات آدمو را را خارج کرد و ذره به ذره به داخل ظروف تزریق نمود. سپس در آلت مردانه آدمو شکافی ایجاد کرد و قطره ای خون خارج شد ؛باشد که این نشانی از حیات باشد؛  باشد که برای همیشه نشانی باشد که گوشت و روح با هم ادغام شده اند.»  

نینماه آلت آدمو را فشرد و قطره ای از خون آن را در هر ظرف به مخلوط DNA و زیگوتها چکانید. » در این مخلوط گلی موجود زمینی با آنوناکی متصل خواهد شد. دو گوهر, یکی از آسمان و دیگری از زمین به سوی یکدیگر آورده خواهند شد. «

 

زنان آنوناکی با سزارین نوزادان خود را به دنیا آوردند : هفت هیبرید ( دورگه) نر .

 

در مرحله بعد

 

نینگیشزیدا  یک زیگوت ماده ساخت و آن را در رحم نینکی, زن انکی, وارد کرد. هیبریدی که نینکی به دنیا آورد تیامات نامیده شد (‌به معنی مادر حیات) که موجودی با موهای بور و چشمان آبی بود. در حقیقت تیامات (حوا) ژن غالب نیبیرویی داشت

 

  حوا دارای بور وچشمان آبی بود.

 گونه هایی از نئاندرتالها نیز همین خصویت را داشته اند.

نینگیشزیدا از روی عصاره ( DNA) تیامات در هفت لوله تستی هفت زیگوت خلق کرد. او زیگوتها را در رحم همان زنانی تزریق نمود که قبلا هفت نر هیبرید زاییده بودند یا به اصطلاح مادرهای جانشین بودند. همه آنها اینبار هم با سزایرین فرزندان را به دنیا آوردند. 

 

نینگیشزیدا بار دیگر به این زنان گفت که به رحمهای آنها نیاز دارد اما نینماه اعتراض کرد. »  برای این زنان  تولد دادن به موجودات زمینی بیشتر بسیار زجر آور است. تعدادشان بسیار کم است و نمی توانند تعداد لازم کارگر به دنیا آورند». 

 

بنابراین تصمیم گرفتند که به جای شبیه سازی منتظر بمانند تا تیامات و زنان کلون شده از روی او حامله شوند. انکی آدمو و تیامات را به عدن آورد به قرارگاه خودش که در راس خلیج فارس بود. 

او هفت ماده را در کنار هشت آدمو که از کلون آدم و تیامات ایجاد شده بودند در آزمایشگاه خودش جای داد. این هیبریدها مرتب با هم آمیزش داشتند اما ماده ها حامله نمی شدند. 

 

 فضانوردانی که در معادن طلا استخراج می کردند تهدید کردند که اگر انکی و نینگیشزیدا کارگرهای جدید را برای رهایی آنها خلق نکنند شورش خواهند نمود. 

 

در مرکز تحقیقات در شوروباک نینگیشزیدا ژنهای نیبیرویی را با ژنهای آدمو و تیامات مقایسه کرد و به جستجوی ژنی پرداخت که اجازه تولید مثل را می داد. 

او دریافت که ماده های نیبیرو  الل کروموزومی XY داشتند اما تیامات فقط XX دارد. 

پس نینگیشزیدا  انکی و نینماه و تیامات را بیهوش کرد.

» از دنده ی انکی, او عصاره حیات را بیرون کشید. در دنده آدمو عصاره حیات را وارد کرد. از دنده ی نینماه, او عصاره حیات را بیرون کشید در دنده ی تیامات او عصاره حیات را وارد کرد.

سپس با افتخار اعلام کرد :»بر درخت حیات آنها دو شاخه جدید اضافه کردم. با قدرت زاییدن, هم اکنون گوهر حیات آنها مارپیچ شده است.»

 

انکی نینماه و نینگیشزیدا این تغییر ژنتیکی در تیامات را از سایرین مخفی نگاه داشتند.چرا که در نهایت دست به خلق نژآد جدیدی زده بودند و از گوهر خود به آن بخشیده بودند و این برخلاف دستورات انلیل بود.

 تیامات و آدمو در میان درختان باغ عدن در دهانه خلیج فارس که متعلق به انکی بود آزادانه زندگی می کردند تا زمانیکه حاملگی تیامات ظاهر شد و او از برگ درختان پیشبندهایی برای خودش و آدمو ساخت. 

  

اخراج آدمو و تیامات از باغ عدن توسط انلیل 

 

انلیل متوجه شد که این هیبریدها پیشبند به خود بسته اند و انکی را زیر سوال برد. انکی اعتراف کرد که با دستکاری ژنتیکی به آنها قدرتهایی بخشیده است. انلیل خشمگین شد:

» آخرین ذره از گوهر حیات ما را به این جانوران بخشیدی ..تا مانند ما بفهمند و تولید مثل کنند؟ میلیونها سال تکامل و چرخه حیات ما را به آنها پیشکش کردی؟ » 

 

انلیل هرگز اجازه خلقت گونه ای جدید از انسان را صادر نکرده بود و از سرپیچی انکی به شدت خشمگین بود. او دست به دامن شورای نیبیرو شد تا جلوی خلقت را بگیرند. اما شورا که نا امیدانه در انتظار طلای بیشتر بود اجازه صادر کرد.

 

  نینگیشزیدا انلیل را مطمئن می کند که آدمو عمر ابد ندارد و زود می میرد

 

» سرور من انلیل» نینگیشزیدا انلیل را خطاب کرد «دانستن تولید مثل به آنها داده شده اما شاخه ( ژن) طول عمر زیاد به درخت حیات آنها داده نشد.» 

 به خاطر ناقص بودن کار آنوناکی در خلقت آدم و تیامات آنها فاقد ژن حیات ابدی بودند. در حالیکه عمر جاودان یکی از ویژگی های همه انسانها در سراسر کائنات بود به جز موجوداتی که آنوناکی با دستکاری ژنیتیکی خلق کردند. اما این مسئله نفرت انلیل را کاهش نداد.

انلیل با خشم گفت :» پس آنها را به جایی که باید باشند بفرست. به آبزو دور از عدن آنها را اخراج کن. » 

=============================================

خدا , خدایان و دسته بندی انسانها:

 

 دکتر ساشا لسین نتیجه میگیرد که در برخی جاها انلیل مترادف با یهوه در قرآن و  تورات می باشد. همچنین احتمال می دهد که نام یهوه در اصل نام  خدای مردم آنوناکی بوده است که به زمین راه یافته است. از سوی دیگر یادآوری می کند که  انکی در سایر جاها خالق آدم از گل رس معرفی شده است پس این انکی است که مترادف با یهوه قرار می گیرد. 

زکریا سیچین در کتاب برخوردهای الهی صفحات ٣۴٧ تا ٣٨٠ به بررسی شباهتها و تفاوتهای انلیل و انکی با یهوه می پردازد و در پایان نتیجه ای کاملا دور از انتظار می گیرد که در مقاله ای جدا به آن خواهیم پرداخت.  

 محققی به نام تلینگر Tellinger در کتاب خود به نام «‌ نهضت برادری افعی» The Brotherhood of Snake می نویسد که » انکی سازمانها و نهضتهای مخفی را پایه گذاری کرد. نهضت فراماسونی و ایلومیناتی و سایر سازمانهای مخفی در حقیقت بعد از خروج آدم و حوا از عدن تاسیس شدند. انکی متوجه شد که تبلیغات و بدنامیهایی علیه او به عنوان شیطان شرور و افعی شیطانی به سرعت توسط انلیل پخش خواهد شد. انلیل بزرگترین استراتژیست و ارباب پروپاگاندا به راحتی قادر به بد نام کردن انکی بود. انکی ناچار شد تا به روشهای پنهانی با انسانها تماس بگیرد و گروههای کوچکی را انتخاب کرد که به تکنولوژی پیشرفته و اطلاعات دسترسی داشتند و این آغاز نهضتهای مخفی بود.»  بنابر این نظریه اعضای چنین نهضتهای افراد برگزیده و خاصی هستند و هر فردی امکان پیوستن به چنین سازمانهایی را نخواهد داشت.

در آینده خواهیم گفت که چرا نتیجه گیری تلینگر غلط است و چرا نباید به انکی و پیروان او – شیطان پرستان- اعتماد کرد.

 

سیچین معتفد است که همانطور که آنوناکی روی نیبیرو تکامل یافتند انسان هم روی زمین تکامل می یافت اگر که آنوناکی این جریان را سرعت نبخشیده بودند. 

اما دانشمند دیگری به نام کرمو Cremo در کتاب » تنازل انسان» Human Devolution ایده دیگری داد. او معتقد است که انسان میمون نمایی که انکی و نینگیشزیدا روی ژنهای آن کار کردند در حقیقت حاصل تنازل انسانهای پیشرفته هومو ساپینس به انسانهای میمونی روی زمین بوده است. بر اساس این نظریه میلیونها سال پیش از این حادثه انسانهای متمدن هومو ساپینس ساپینس روی زمین سکنی داشتند اما به دلایلی نژاد آنها رو به افول و پستی نهاد تا جایی که تبدیل به گونه میمون شدند.

در مقالات آینده سایر احتمالات را بررسی خواهیم کرد. لطفا به خاطر داشته باشید که هدف از ترجمه این متون ترویج هیچ آیین و باوری نیست و نظر شخصی نویسنده در هیچ جای مقاله ابراز نشده بلکه در نهایت بی طرفی و به قصد افزایش دانش از متون باستانی این مقالات ترتیب داده شده است.

 

 ==========================================================

 

۱انسان هومو ئه رکتوس :

Homo Erectus در زبان لاتین به معنی انسان راست قامت ( انسانی که با دو پای عقب راه می رود و پشت خمیده ندارد). هومو ارکتوس از گونه ای دیگر به نام هومو هابیلس تکامل یافته است.

 

این گونه انسانی طبق اطلاعات داده شده در الواح سومری پیش از خلقت آدم روی زمین زندگی می کرده است و در سرزمینهای وسیع خصوصا آفریقا آثار و بقایای فسیلها به همراه ابزار و سایر لوازم تمدن ابتدایی آنها یافت شده است. به عقیده دیرین شناسان گونه هومو ارکتوس از آفریقا به آسیا و اروپا سایر نقاط زمین مهاجرت کرده است. قدیمی ترین فسیلهای یافت شده از این انسانها تا کنون متعلق به دو میلیون سال پیش بوده است. برخی دیرین شناسان معتقدند که انسان متفکر امروزی حاصل تکامل  هومو ارکتوس است اما به اینکه چرا و چگونه انسان  ارکتوس به طور ناگهانی تبدیل به انسان ساپینس و متفکر شد پاسخی نمی توانند بدهند.

حقیقت این است که گونه هومو ارکتوس به طور طبیعی می تواند به هومو ساپینس تکامل یابد اما در طول میلیونها سال. اما پس چگونه است که بدون تکامل و به طور ناگهانی جای خود را به ساپینس می سپارد و خودش به مرور در ۲۰۰ هزار سال پیش از پهنه عالم محو می شود؟

برخی محققان پاسخ آن را دستکاری ژنتیکی می دانند که به تکامل چند میلیون ساله سرعت بخشیده و آن را یک شبه ممکن ساخته است که ما قبلا از آن صحبت کرده ایم و باز هم خواهیم کرد.

تمدن هومو ارکتوس :

 هومو ارکتوس قادر به ساخت ابزار از چوب بوده است. چوبهای تراش داده شده و تیزی که به عنوان کارد استفاده می شده به همراه تبرهای چوبی در میان بقایا به دست آمده است. هومو ئه رکتوس همچنین قادر به ساخت قایقهای ساده ( کلک) برای مسافرت روی آب رودخانه ها و دریاها بوده است.

 همچنین ابزار متفاوتی با سنگ می ساخته که جزو اولین دسته ابزار سنگی قرار می گیرند. این ابزار معمولا سنگهای نوک تیزی هستند که برای بریدن یا پوست کندن استفاده می شده اند. دومین دسته ابزار سنگی شامل تبرهای دستی سنگی است که به وفور در اروپا و شرق آفریقا یافت شده اند.

    

 فسیلهای بسیار زیادی در اندونزی کشف شده اند از جمله فسیل مشهور جزیره جاوا در ساحل رودخانه solo که معروف به » مرد جاوایی» است. همچنین در چین - هند -کنیا-تانزانیا-ویتنام -جمهوری گرجستان – ترکیه و…فسیلهای فراوانی به دست آمده است.

 

جامعه :

مردم هومو ارکتوس شکارچی بودند. دیرین شناسان معتقدند که آنها قادر به تولید صدا نبوده و لذا از طرق دیگر با هم ارتباط برقرار می کردند. استفاده از آتش در میان آنها رایج بوده است. در اسرائل بقایای استفاده از آتش توسط هومو ارکتوس در هشتصد هزار سال پیش یافت شده است. آنها نه تنها می توانستند آتش را کنترل کنند بلکه آن را تولید نیز می کردند.

انسان ارکتوس نژادهای متعددی داشته است از قبیل :

 

 منبع : ویکیپدیا

 

۲- انسان نئاندرتال :

 

انسان نئتاندرتال با نام «انسان غار نشین» شناخته شده است. غالبا مردم فکر می کنند این انسانها زندگی حیوان گونه و پست فاقد هر نوع تمدن داشته اند. بیایید با هم به مدارک نگاهی بیندازیم و ببینیم آیا نظر عامه مردم صحیح است یا خیر.

 

 

نام نئاندرتال از نام دره ای در آلمان گرفته شده که این گونه انسانی در آن کشف شد.

پیش از آن دو اسکلت دیگر در بلژیک نیز پیدا شده بود. تجزیه DNA آنها نشان می دهد که بین ژنوم نئاندرتال و هومو ساپینس ۹۹.۵ درصد شباهت وجود دارد. تجزیه mt DNA تخمین زده است که هر دو گونه از یک جد مشترک در ۸۰۰ هزار سال پیش به وجود آمده بودند. فرضیه دیگری معتقد است که دلیل شباهت ژنتیکی ادغام هومو ساپینس و نئاندرتال از طریق جـنـسی بوده است که منجر به ادغام ژنتیکی شده است. نظریات دیگری هست مبنی بر اینکه این دو گونه کاملا جدا از یکدیگر شکل گرفته بودند. کشورهایی که بقایای نئاندرتال در آنها یافت شده عبارتند از پرتقال- اوکراین- فرانسه- اسپانیا- انگلستان- آلمان- چک – اسلواکی- یونان – عراق- اسرائل- ایران- رومانی و روسیه

تمدن:

انسان نئاندرتال از آتش برای پختن غذا ,گرم کردن در زمستان و ساخت ابزار استفاده می کرده است. آنها از چرم و خز حیوانات برای ساخت لباسهای گوناگون بهره می بردند. سلاح سازی و ابزار سازی نسبتا پیشرفته ای داشتند که آنها را قادر به ساخت فندکهای پیشرفته و اسلحه می کرد. این صنعت از روی انواع بی شماری از ابزار باقی مانده مانند نیزه های نوک تیز با سر سنگی و خنجرهای سنگی با نوکهای تیز شده توسط آتش مشخص می شود.

نئاندرتالها سه نوع متفاوت از ابزار برای مصارف جنگی و خانگی می ساختند و این خود مدرکی است بر توانایی آنها در فکر کردن و برنامه ریزی و اجرا. برخی محققان معتقدند که با تمدنی که آنها در هزاران سال پیش داشته اند هیچ بعید نیست که تا به امروز باقی مانده باشند بدون آنکه مورد توجه قرار بگیرند.

گونه نئاندرتال صاحب زبان پیشرفته ای برای ارتباط بودند. فسیلها نشان می دهند که حنجره نئاندرتال قادر به ایجاد صداهای انسان امروزی بوده است. از آنجا که آنها در کنار برخی انسانهای ساپینس زندگی می کردند منطقی به نظر می رسد اگر آنها به همان زبان انسانهای ساپینس مسلط بوده باشند. یا اینکه زبان خودشان متفاوت بوده ولی زبان ما را نیز یاد گرفته بودند و در اصل دو زبانه بوده اند.

در غاری در اسلوانی -یوگسلاوی- باستان شناسان قدیمی ترین آلت موسیقی جهان را کشف کردند که یک فلوت ساخت بشر نئاندرتال می باشد. این فلوت ۱۲ سانتی متری از استخوان پای گوزن جوانی تراشیده شده و جای چهار سوراخ دارد. این مسئله نشان دهنده توانایی انسان نئاندرتال در تولید موسیقی و نواختن ساز است. به احتمال زیاد انسانهای نئاندرتال همراه موسیقی آواز میخواندند و می رقصیدند, درست مانند بشر امروزی. توانایی ساخت ابزار موسیقی و نواختن ساز ثابت می کند که آنها قدرت تخیل داشته اند و بنابراین هیچ بعید نیست که قادر به خواندن و نوشتن نیز بوده اند.

فرهنگ:

 مدارکی هست مبنی بر اینکه انسانهای نئاندرتال زندگی جمعی را دوست داشتند و عادات و مراسم متعددی را رعایت می کردند از جمله احترام و نگهداری از کهنسالان و بیماران و مراسم و آیین کفن و دفن مردگان. بقایای زیادی از معلولین و بیماران نئاندرتال یافت شده اند که روی جراحات آنها آثار بهبودی به چشم می خورد.بسیاری از جراحات و شکستگی ها درمان شده بودند. در غاری در کوههای زاگرس واقع در شمال عراق, باستان شناسان اسکلتهای یک مرد و دو زن و یک نوزاد را یافتند که همگی در کنار هم به خاک سپرده شده بودند و در خاک آثار گلهایی بود که روی قبر آنها قرار گرفته بود. قرار دادن گل روی قبر مردگان حکایت از تفکر نئاندرتال و اهمیت به مردگان  دارد.

تجزیه خاک نشان داد که گلهای روی قبر به صورت دسته شده قرار گرفته بودند و آزمایشات بیشتر نوع گلهای مورد استفاده را نیز مشخص ساخت که برخی از آنها امروزه نیز وجود دارند و دارای خواص درمانی هستند. آیا استفاده از این گلها جزو مرسم خاصی بوده است ؟ استفاده از گلهای عطرآگین و رنگارنگ شبیه به رفتار امروزی ما نیست؟  این گلها همچنین مشخص ساخت که در آن زمان ویژگی های آب و هوایی منطقه چگونه بوده و چه گلهایی در آن ناحیه می روییده است که دیگر نمی روید.

 آرامگاه مردگان:

نئاندرتالها غارهای خاصی را به عنوان آرامگاه مردگان خود انتخاب می کردند چرا که بخش اعظم بقایای آنها در غارها پیدا شده است. این عمل بسیار شبیه انسانهای مدرنی است که در کوهها برای مردگان خود مقبره می ساختند. همچنین اهمیتی که آنها به دفن مردگان می دادند نشان از توجه آنها به زندگی و مرگ می باشد. احترامی که به مرده و مراسم دفن آن اختصاص داشته بخش مهمی از زندگی اجتماعی و روحی روانی است.

آنها انسانهایی اجتماعی بودند که از مجروحین و سالمندان خود نگهداری می کردند نه اینکه آنها را به حال خود رها کنند تا بمیرند. برای پایبند بودن به آیینها و مراسم خاص نیاز به تفکر عمیق و قدرت تخیل است که بدون آن درک  مفهوم زندگی و مرگ یا آفریدگار  ممکن نیست. و انسانهای نئاندرتال همه این ویژگی ها را دارا بودند.

هر چند هنوز مشخص نشده است که آیا وظایف زن و مرد در میان آنها جدا و مشخص بوده است  و آیا نظام خانواده به شکلی که در میان انسان ساپینس است داشته اند یا نه… ولی در هر صورت میان انسان نئاندرتالی که قبلا تصور می شد و نئتاندرتال واقعی تفاوت از زمین تا آسمان است.

==============================================

 نتیجه گیری موقت:

زکریا سیچین و تعداد دیگری از محققان مانند او معتقدند که انکی با دستکاری ژنتیکی در میمونهای با هوش توانست گونه هومو ارکتوس و گونه نئاندرتال را بسازد.

این نتیجه گیری ناشی از آن است که آدامو و تیامات به هیچ عنوان انسان متفکر نبوده اند بلکه مانند حیوانات آمیزش و حیات داشته اند. تنها تفاوت آنها از میمونها این بوده که آنها قادر به پیروی از فرامین خدایان بودند و کاری را که در معادن به آنها داده شده بود انجام می دادند. یعنی دستها و پاها و بینایی مانند انسان داشته اند اما فاقد هر گونه تکامل دیگری بوده اند. حتی بر اساس لوحه های سومری و آکدی آنها غذای خود را به صورت آماده از آنوناکی دریافت می کرده اند و دانش زراعت و دامداری و یا پخت غذا نداشته اند.

 فسیلها و ابزار یافت شده از هومو ارکتوس نشان می دهند که لوحه های سومر و آکدی اطلاعات صحیحی داده اند که گروههایی از هومو ارکتوس از کار معادن آزاد شدند و تلاش می کردند که به تنهایی و بدون کمک آنوناکی به حیات خود ادامه دهند. دلیل آزاد شدن از کار در معادن به احتمال زیاد این بوده که آنوناکی با کمبود غذا مواجه بودند و تصمیم گرفتند که تعداد کارگران را کاهش دهند و آنها را در مناطق دیگری رها کردند تا بمیرند. اما این هومو ارکتوس ها تلاش می کردند که با توان و هوش اندک خود خوراک و پناهگاه پیدا کنند و در غارها پناه می گرفتند و با سنگ ابزار ابتدایی می ساختند. شکی نیست که این گونه به مرور زمان قادر به ادامه حیات نبودند و همگی یا اکثر آنان در همان دوران نابود شدند.

 

انسان نئاندرتال همان هومو ارکتوس بودند که با تعالیم انکی و همراهانش دانش اهلی کردن حیوانات و زراعت را آموختند و یکجا نشین شدند اما همچنان به فرامین آنوناکی کار می کردند و پاداش دریافت می نمودند. پس از آنکه آنوناکی زمین را ترک کردند نئاندرتالها نیز دچار مشکل شدند و به مرور منقرض گشتند چرا که انکی با دستکاری ژنتیکی انسان دیگری را جایگزین آنها کرده بود که هم متفکر بود و هم قادر به پیروی از دستورات آنوناکی= انسان هومو ساپینس.

گونه هایی از هومو ارکتوس پیشرفته امروزه در هندوستان و جزایر نا مسکونی هنوز باقی مانده اند. گونه هایی از نئاندرتالها هنوز در مناطق سردسیر مانند تبت و هیمالایا وجود دارند

منبع: وبلاگ میراث برزخ

با تشکر از شیرین عزیز نویسنده وبلاگ میراث برزخ

وبلاگ دنیای اسرار آمیز

www.ufolove.wordpress.com

 

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

سرانجام مشخص شد :دورگه انسان موجودات فضایی میراث ماورای زمین

سرانجام مشخص شد دورگه انسان موجودات فضایی میراث ماورای زمین است .

ارائه شده بوسیله پت ریگان در سه شنبه 31/8/2010

مادر فضایی: مبدا تحقق مان از بیرون کره زمین است .

عکس از کریس بری ( مغازه کتاب فروشی شاگرد جادوگر)

شاید شما هم در مورد آن شنیده باشید ولی واقعا آیا آن مادر بیگانه (فضایی )است.

برای فهمیدن درست این سوال عجیب و غریب من باید پیش زمینه شگفت انگیزی را توضیح دهم . دنبال کردن پاره ای از اطلاعات شوک بزرگی برایم به دنبال آورد که در آخر کتاب یوفو : جستجو در پی حقیقت من آمده است.من معتقدم که تحقیقات این کتاب ادراکم رادر موردکیهان به مقدار زیادی تغییر داده و اینکه چگونه ما خیلی خوب و راحت در آن جای گرفتیم.

http://www.ufodigest.com/sites/default/files/alien-mom.jpg

تجربیات قبلی ام تحت عنوان افسانه های قومی و اجدادی منتشر شد، افسانه و آیین های کافر و بومی که محیط اطراف یک میل قوی به حفاظت از آن دارد. هرچند بیشتر نوشته های اخیرم مورد بحث کلاهبردارهای سیاسی بوده است .یوفو جستجو در پی حقیقت تعداد فراوانی از نشانه های عجیب عمومی در باب یوفو ها را داراست . موضوع روح ها و پدیده های دیگر ماورالطبیعه در موقعیت های مناسب آورده شده است.من خوشبختم که به طور تصادفی با نیک پاپ محقق یوفو و همچنین نویسنده مشهور بریتانیایی آشنا شدم و نیک با مهربانی زیاد تحقیقاتش را در کتاب من نگاشت.با این همه درست پیش از به پایان رساندن کتابم در اواخر آن کشف باورنکردنی اتفاق افتاد من با مالک کتاب فروشی شاگرد جادوگر آقای کریس بری تماس گرفتم ، و چون او از کتابی که نوشته بودم خبر داشت از روی خیرخواهی و دوستی عکس هایی از کلکسیون خصوصی اش داد تا از آن استفاده کنم درست قبل از اینکه من نسخه دستنویسم را برای چاپ ببرم با وجود اشتیاقی که من و ناشرم » canwritewillwrite» برای چاپ داشتیم ولی این افشاگری را داخل آن گنجاندیم . عکس قدیمی کریس مرا به شگفت وا داشت و به طور کامل گویای وابستگی به موضوع و همینطور میراث بیگانگان که در آینده موثر است بود .

من پیشتر مطالبی شامل آن در کتاب اطلاعات آمریکا از قسمت پروژه فرزند ستارگان که با عملیات علمی بوسیله لیو دینی ثابت شده است ، خوانده بودم . آزمایشات غیر معمول اخیر برروی جمجمه قدیمی از کودکان آشکار ساخت که یکی از والدین این کودکان DNAدارد که منبع آن قابل تشخیص نیست که DNAانسان نمی تواند باشد و منبع فرازمینی آن آشکار شده است . من از نشریه 2010 خود لوید نقل قول می کنم : » در هفته گذشته ( مارس 2010)من با نسل شناسی که بر روی DNAفرزندان ستارگان کار می کند ملاقات کردم ، او تو ضیح داد که چگونه توانسته اثبات کند که فرزندان ستارگان کاملا از نوع بشر نیستند، که آنها در زندگی ما برای سالها بودندحالا سوال های ما زیاد طولانی نیست اگر چنین چیزی هست «کی» و » چگونه » به وجود آمده؟ ما متحیریم از گسترش حقیقت جدید که آن افشا کردیم لوید تصریح کرد که اثبات های علمی هم اکنون کاملا واضح توضیح می دهند که یک قسمت مهمی از ژن فرزندان ستارگان در زمین یافت نمی شود .» پیشگامان این یافته ها بوسیله لوید متخصصی که اعتقاد راسخ دارد که تاریخ تبدیل جهان و راهی که ما زندگی را درک کردیم در کائنات قرار دارد .مسلما لوید موضوع سر مقاله نقادانی قرارگرفت ، ولی هنوز من حس می کنم که او با شهامت در مقابل این حمله ایستادگی می کند تا روزی که پیروز شود .

کشفیات مربوط به گذ شته متاسفانه همیشه مورد تبعیض قرار می گیرند و جمعیت کوته فکران و کسانی که دوست دارند هر چیز جدیدی یا غیر معمولی را تحقیر کنند در این مرحله پیروز شدند لرزاندن پایه های سیاسی ، مذهبی بنیادگرا با کمک به اینکه فکرها باز شود صورت می گیرد. بهر حال عکس جدید با سخاوت کریس بری برای همگان نمایان شد این کار نوری جدید به این سوال انداخت که نوع بشر که واقعادورگه نژاد انسان و موجودات فضایی می باشد . این عکس مهربانی یک مادر فضایی را توصیف می کند که عکس واقعی یک مادر و فرزندش در سیبری است . این دوبا ویژگی فیزیکی منحصر به فرد خارج از زمین بصورت پنهان نگه داشته شده اند ، کریس در کتابم توضیح می دهد که این عکس تاریخی در حدود 1900 میلادی گرفته شده است توجه کنید به مدل خاص سر مادر و طول انگشتان او و کودک به نظر میرسد نتیجه آمیزش انسان های فضایی و نوع بشر است ، عکس واقعی است و هیچگونه ادعایی قبلا در مورد آن مطرح نشده است . اما اطلاعات زیادی در موردبالا وجود دارد در ژوئن 1908 در مورد رویدادهایی در تونگوسکا یا انفجار تونگوسکا ، انفجاری قدرتمند در جنوب مرداب اتفاق افتاده ، مرداب کوچک با پودکامنیا فاصله زیادی ندارد ، رودخانه تونگاسکا در حال حاضر در پودکامنیا در روسیه قراردارد . من معتقدم که در آن زمان کنجکاوی علمی زیادی در مورد آن صورت نگرفته است شاید به این علت که ایالت تونگاسکا طبیعتی جدا و مجزا دارد.

ماموریت ثبت شده این حقیقت را نشان می دهد که در واقع یک دهه بعد برای پیگیری این موضوع به آنجا رفته اند در 1921 معدن شناس روسی لئوید کوئیک کسی است که در حوزه رودخانه تونگاسگا به عنوان بخشی از مطالعات برای آکادمی علوم شوروی دیدن کرد و از تعدادی مردم محلی دریافت که انفجار بزرگی به علت تصادف سنگ آسمانی با زمین بوده است،کوینگ دولت را مجاب کرد که گروهی  منطقه تونگوسکا اعزام کنند تا از بقایای انفجار و سنگ آسمانی در مقابل معدن کاران صنعتی که به دنبال آهن بودند محافظت کند در آخر گروه کوئیک در 1927 به آنجا اعزام شدند کوئیک با جلب موافقت شکارچیان انواکی که در آنجا محلی بودند موفق شدند به محل تصادف بروند . رسیدن به محل کاری بسیار دشوار بود بهرحال به محض اینکه به محلی که در جنوب آن منطقه قرار داشت رسیدند شکارچیان انواکی که خرافاتی بودند ترسیدندکه حتی یک قدم جلوتر بیایند آنها از کسانی به اسم ولیمن یا مردان کوهی می ترسیدند بنابراین کوئیک و گروه اعزامی در یک دهکده در نزدیک محل ساکن شدند تا راهنمایان جدید از راه برسند ، این مردان کوهی چه کسانی بودند که این رعب و وحشت را در دل این شکارچیان بوجود آوردند؟ آیا با انفجار تونگوسکا رابطه ای داشتند؟

بعدها ادعایی وجود داشت مبنی بر اینکه مقداری از وسایل و لاشه وسیله انسانهای بیگانه در محل انفجار یافت شده است . گزارشات دانشمندان روسی نشان می دهد که وسایل متعلق به پدیده فضایی تونگاسکا است که به وسیله گروه سرمایه گزار پیدا شده است وسایلی خارج از عالم خاکی است که در محل رودخانه تونگاسکا جایی که انفجار در 1908 اتفاق افتاده یافت شده اند. معما تونگاسکا هنوز ادامه دارد؟ و هنوز هم مطالعات برای اینکه ببینند این مادر سیبریایی و بچه اش پی آمد چه ماجرایی هستند ادامه دارد. این موضوع شخصا برای خودم باعث شد تا متقاعد شوم که مداخله ای خارج از محیط زمین برروی نژاد بشر صورت گرفته است براستی مدارک روشن و واضحی برای آن وجود دارد .من باید به کریس اجازه می دادم که بخصوص در مورد جالب عشق بازی و آمیزش موجودات بیگانه و نوع بشر بنویسد ، و اینکه چه تفکری باعث شد تا کریس این عکس را در کتابم بگنجاند، او مرا مطلع کرد: » شما و من در بعضی موضوعات علاقه مندی های خاصی داریم ، این موضوع تونگوسکا و انفجاراتی که در سیبری شمالی اتفاق افتاده و مناطقی دیگر هم وجود دارند و ممکن این انفجارات و برخورد سفینه های فضایی در محل های دیگری هم باشد ( منظور اینکه یک محل انتخابی برای این کار وجود ندارد ) اما ما عکسی داریم از مادری که اجازه به وجود آمدن موجودی با نژاد موجودات بیگانه را در خود داده است ، و در قبل از آن یک ناهنجاری در مدت 1775 تا 1800 میلادی داشتیم اهمیت این عکس در این است که به نظر می رسد سابقه ویژگی های فیزیکی موجودات فضایی و اختلاط نژاد آنها شامل مدتی بعدتر هم نیز می شود چون تعداد زیادی از مردم سیبری میتوان این اختلاط نژاد رادید که از والدینشان به آنها رسیده است ، از این جهت فقط یک آنالیزگر DNAمی تواند اثبات کند که آیا این عکس نشان دهنده اختلاط ژنتیکی مردم سیبری هست یا نه .

تئوری اختلاط نژاد انسان موجودات فضایی منحصر بفرد است شاید موجب بوجود آمدن گروه جدیدی از دانشمندان برای تحقیق بر روی DNAشود مثل لوید که می تواند یکی از سردمداران این قضیه باشد .

آیا ما یکی از آخرین شواهد اثبات این تداخل ژنتیکی بین موجودات فضایی و انسانها داریم ؟ ما قبل از این گزارشات عجیب در مورد یوفوها را در خارج از منطقه سیبری و روسیه داشتیم ، تلاش کوچک من باعث شد تا خطی براین دیواره وارد شود ، شاید باعث به وجود آمدن راهی به تحقیقات بزرگتر شود. تحقیقات باعث می شود تا بفهمیم که نوع دیگری از زندگی در خارج از اینجا وجود داردو خوشامد می گوییم به دانشمندانی که در این زمینه وارد می شوند .

و من باید تشکر کنم از کسانی که کمک کردم از قبیل کریس بری ، نیک پاپ ، لوید پی، کریس هادسون (ویراستار مجله یوفوها و ماورالطبیعه)، یو پاونی (تهیه کننده برنامه تلوزیونی شکارچیان یوفو)و خیلی افراد دیگر مثل من مشتاق حقیقتند.

ضمنا برنامه گزارشگر بریتانیا در فوریه 2010 از قول لورد مارتین ریس ، ستاره شناس سلطنتی در انگلستان می گوید که او معتقده موجودات فضایی در میان ما هستند و نمیتوانیم آنها را از خودمان تشخیص بدهیم ، همچنین ریس به عنوان رئیس انجمن سلطنتی معتقد است که این مسئله که ما دنبال چیزی هستیم که خیلی شبیه ما است یکم خودخواهی و اینکه فکر می کنیم تکنولوژی و ریاضیات آنها چیزی شبیه ماست . ریس ندانسته در مورد این مادر فضایی صحبت کرده است ، بصورت مخفیانه با نژاد ما ادغام شده و بصورت خودمان در اینجا ظاهر شده است اگرچه در نگاه اول قابل تشخیص نیست . از نگاهی دیگر کشفیات اخیر کمی ترسناک است اما کسانی مثل دانشمند برجسته استیفن هاوکینگ معتقد است باید با موجودات فضایی صحبت کرد تا نکات مبهم را توجیه کرد.

وضعیت دورگه انسانها موجودات فضایی زمانی که کامل مشخص شود بی تردید بهم خوردگی در پایه های علم و حوزه دین خواهد داشت ، سوال بزرگ وقتی به وجود می آید که نوع بشر به بلوغ کامل فکری برسد که این باعث رسیدن به حقایق جدیدتری خواهد شد.

دین و علم بنیادگرا باید قبول کند که در عقاید متعصبشان بعضی اوقات خدشه وارد خواهد شد  و با این واقعیت روبروشود که انشعابات بسیاری بوسیله این مادر وبچه فضائیش بوجود آمده است ، من معتقدم که ما باید بیشتر در مورد این قوم و خویشان بین کهکشانیمان بدانیم و بسلامت از این برحه بگذریم . فکر بسته ما را به تاریکی می برد فراگیری بیشتر در مورد کهکشان ها و ساکنانش راه رابرایمان به بزرگراه کیهان و آنسوی آن می گشاید.

منبع :      http://www.ufodigest.com/article/alien-mom-humalien-axis-our-extraterrestrial-inheritance-finally-realised

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از آناهيتاي  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

دانشمندان میگویند:ژنهای بیگانگان فضایی در DNA انسان،توانایی های فرا زمینی در اصلاح DNA

جمعی از محققان که بر روی پروژه ی ژنوم انسان کار می کنند اعلام کردند که کشف علمی بسیار متحیر کننده ای کرده اند.آن ها بر این باورند که ۹۷ درصد از توالی ها ی DNA    کد نشده در انسان ، تقریبا مطا بق با کد ژنتیکی اشکال حیات فرازمینی است.

توالی های کد نشده برای تمام گونه های در حال زندگی بر روی زمین ، از کپک ها گرفته تا ماهی تا انسان ، مشترک است.پروفسور سام چانگ ،رهبر گروه می گوید : در DNA  انسان ، آن ها قسمت بیشتری از کل ژنوم را تشکیل می دهند.

توالی های کد نشده سال ها پیش کشف شد و وظیفه ی آن ها به عنوان یک راز باقی ماند.اسم اصلی آن ها “DNA های دور ریختنی یا بی مصرف” است.

اکثریت DNA  انسان منشا غیر دنیایی دارد.”ژن های بی مصرف فرا زمینی “    “انحصارا” وبه همراه ژن های پر کار نسل به نسل منتقل شد.

http://www.agoracosmopolitan.com/home/Frontpage/2007/01/08/images/Asket_woman.jpg

………………………………………عکس—— شهادت مستقیم ” اسکت” و انسان زنی فرا زمینی

بعد از تجزیه و تحلیل های وسیع و با همکاری دانشمندانی از علوم مختلف ، برنامه نویسان کامپیوتر،ریاضیدانان و دانش پژوهان دیگر ، پروفسور چانگ با حیرت بیان کرد که ظاهرا DNA های بی مصرف انسان، توسط نوعی گونه های برنامه نویس فرازمینی ساخته شده است.

تکه های بزرگ بیگانه به همراه DNA انسان . پروفسور چانگ می گوید: ” رگ ها و شاهرگ های مخصوص به خود را دارد ، و سیستم دفاعی و ایمنی مخصوص به خود که بسیار نیرومند است و در برابر دارو های ضد سرطان ما مقاومت می کند.”

پروفسور چانگ تصریح می کند: ” فرضیه ی ما بر این است که گونه ی بالاتری از حیات فرا زمینی در خلقت حیات جدید دست داشته است و بذر آن را در گونه های مختلف سیارات پراکنده و کاشته است.زمین فقط یکی از آن ها است.شاید ، بعد از برنامه نویسی ،خالقان ما ،ما را همانند پرورش باکتری درون ظرف کشت میکروب ، پرورش دادند و بزرگ کردند.

ما نمی توانیم انگیزه های آن ها را بدانیم.شاید این یک آزمایش علمی بود ، یا ، مسیر و راهی برای آماده کردن سیاره های جدید برای  استعمار یا مهاجرت و یا کاشتن بذر حیات در جهان ، کاری مداوم و عادی و در حال پیشرفت است.

پروفسور چانگ به این نکته اشاره کرد که : ” اگر ما به این موضوع در موقعیت و شرایط انسانی خود نگاه کنیم ، برنامه نویسان فرازمینی حتمی ، محتملا داشته اند بر روی “یک کد بزرگ” کار می کرده اند ، که شامل پروژه های مختلفی بود و پروژه ها محتملا اشکال حیات مختلفی برای سیارات گوناگون به وجود آورده اند.آن ها هم چنین راه حل های گوناگونی را بررسی کرده اند.آن ها “کد بزرگ” را نوشتند ، آن را از بین بردند ، از بعضی کارکرد ها خوششان نیامد ، آن ها را عوض کردند یا یکی دیگر اضافه کردند ، آن را دوباره از بین بردند ، پیشرفت های بیشتری دادند ، دوباره و دوباره تلاش کردند.

تیم محققان  پروفسور چانگ علاوه بر این نتیجه گرفتند : برنامه نویسان فرازمینی همچنین شاید به دلیل لزوم تمرکز بر روی ” پروژه ی کره ی زمین ، تمام برنامه های ایده آل خود برای آینده را قطع کردند تا شاهد ضرب العجل جمعیت باشند.به احتمال بسیار زیاد این برنامه نویسان فرازمینی با اشتیاق و به طور شدید بر روی ” کد بزرگ ” تقلیل کردند و برنامه ابتدایی برای زمین تحویل دادند. پروفسور چانگ فقط یکی از دانشمندان و محققان بسیاری است که منشا فر زمینی در بشریت یافته اند.

http://www.norinvest.org/wp1/wp-content/uploads/2011/04/wpid-dna-tn.jpg

پروفسورچانگ می گوید : آن چه که ما در DNA  مان می بینیم برنامه ای است شامل دو نسخه یا ورژن است : یک کد بزرگ ، و کد پایه و ابتدایی .آقای چانگ تایید می کند که حقیقت این است که برنامه (program) اصلی روی زمین نوشته نشده است.این الان یک حقیقت شناخته شده است.حقیقت دوم این است که ژن ها ، خود به تنهایی نمی توانند تئوری تکامل را توضیح دهند ، حتما باید چیز بیشتری در ” بازی” وجود داشته باشد.

پروفسور چانگ می گوید: ” دیر یا زود ، ما باید با این مفهوم کنار بیاییم که همه ی حیات بر روی زمین کد ژنتیکی به اصطلاح ” پسر خاله” فرا زمینی خود را حمل می کند و ” تکامل” آن چیزی که ما فکر می کنیم نیست.

پروژه ی ژنوم انسان دلالت و هم بستگی ” فرا زمینیان شبه انسانی” را کشف می کند.

ادعا می شود که فرا زمینیان شبه انسانی بعضی از مواد و مصالح برای تکامل انسان را تهیه کرده اند و این که بسیاری از این فرازمینیان به پرسنل و همکاران خود اجازه دادند که به عنوان ” بذر های ستاره ” ای در خانواده های انسان ها که صورت جسمانی   و خارجی (انسانی) بگیرند

براد و فرانکل استیگر این ” بذر های ستاره ای ” یا ” فرزندان ستاره ای ” یا “مردم ستاره ای ” را بدین گونه توضیح داده اند که آن ها منحصر به فردانی هستند که “روح های ” آن ها در جهان های منظومه های ستاره ای دیگر مجسم شد و فرم و شکل مادی به خود گرفت و سپس به زمین سفر کردند و تصمیم گرفتند و به این وظیفه آمدند که تکامل و پیشرفت های روحی انسانی را ترقی و پیشرفت بخشند.اکثر بشریت این گروه فرازمینیان را خیر اندیش و نیکخواه تصور کرده اند که به عنوان ” ارتباط گیرنده ها ” توضیح داده می شوند مانند کسانی چون : جورج آدامسکی ، اورفئو آنگلوچی ، جورج     ون تاسل ، هووارد مانگر ، پائول ویلا، بیلی می یر و الکس کلیر که هر کدام از آن ها طبیعت داوطلبانگی خود را با این فرازمینیان شبه انسانی توضیح داده اند.

این  ” ارتباط گیرنده ها ” یا ” ارتباطی” ها اغلب مدرک فیزیکی در اشکال مختلف مانند عکس ها ، فیلم و یا شواهد ارتباط هایشان با نژاد و نسل فرازمینیان را ارائه می کنند.قوی ترین مدارک را ” ارتباطی ” ای به نام ادوراد بیلی می یر ( (Edward Billy Meier

با ارائه شواهد و مدارک فیزیکی بسیاری ارائه کرده است.

Human Genome Project Coordinators

نمایندگان مربوط به “فضانوردان باستان”

در واقع نویسندگان ” فضانوردان باستان” بر این باورند که نژاد و تباری فرا زمینی زمین را در گذشته های دور ملاقات و یا مورد مهاجرت و استعمار قرار دادند.

و انسان اولیه یا همان هومو ارکتوس را با استفاده از مهندسی ژنتیک را برای خلق نژاد و نسل انسان های هوشمند یا همان هومو ساپینس تغییر دادند.مدرک این فکر یا ایده پدیداری غیر محتمل و ناگهانی هوموساپینس ها بر اساس قانون و قواعد داروینیسم است و در افسانه های تمدن های باستانی که خدایان انسان نمایی را توضیح می دهند که از بهشت پایین می آیند و نوع بشر را با تصور خودشان خلق می کنند.هومو ساپینس ها بدین گونه موجوداتی دو رگه شناخته شدند ، ترکیبی از ژن های زمینی از هوموارکتوس و ژن های فرازمینی ” از نژاد خدایان.

قبل از عصر مدرن سفر های فضایی و ژنتیک ، این فرضیه ی منشا نوع بشر نمی توانست باور شود و حتی الان ، در قرن بیست و یکم ، بسیاری از مردم هستند که این را به عنوان داستان علمی تخیلی تلقی می کنند.اگر چه ، در روشنایی مسائل نظریه ی درست و صحیح تکامل انسان، ایده ی مداخله ی ژنتیکی توسط شبه انسان هایی هوشمند به عنوان کلیدی برای معما جدی گرفته می شود.از این بین معروف ترین آن ها اریک ون دانیکن و زکریا سیچین هستند.

نمایندگانی از جانب ” گروه های سیاسی یک طرفه”

دکتر مایکل ای سالا یکی از بنیان گذاران حرکتی یک طرفه ی سیاسی است که طرفدار عقیده ی برخورد باز و خوشرو با فرازمینیان ، برای ” دموکراسی جهانی” و کیفیت زندگی نوع بشر در جهان است.او می گوید : تعداد بسیار زیادی از نژاد فرا زمینیان هستند که هم اکنون با جمعیت انسانی و زمین در تماس و برخورد هستند.

در یک مصاحبه در سال ۱۹۹۸ ، کلیفورد استون ، پزشک باز نشسته ی ارتش آمریکا که در بخش تصادم ها و برخورد های سفینه های فرازمینی با زمین و موجودات بیولوژیکی فرا زمینی فعالیت داشته است می گوید که نژاد ها وتبار های شناخته شده ی فرازمینی مختلفی بودند.

“باب دین”  که ۲۷ سال در بخش ها و سطوح ارشد ارتش آمریکا فعالیت داشته است می گوید یک ” گروه فرازمینی” بسیار شبیه به ما هستند.آن ها می توانند در یک هواپیما کنار شما بنشینند یا در یک رستوران ، و شما هیچ گاه به تفاوت آن ها پی نبرید.

الکس کولیر که ادعا می کند یک ” ارتباط گیرنده ” یا (contactee)  است می گوید که انواع نژاد های فرا زمینی مواد و مصالح ژنتیکی را برای ” آزمایش انسان” (آزمایش منظور آزمایش علمی است.م)  تهیه کرده اند.او اشاره می کند که “انسان های زمین” حاصل دستکاری ژنتیکی فرا زمینی هستند.ترکیب نژادی شامل ۲۲ طا یفه و تبار مختلف.

آلکس کولیر ادعا می کند که فرازمینیان سعی در متعالی کردن آگاهی انسان و ترویج یگانگی در دین را دارند.

 

فرازمینیان در تلاشند تا به انسانیت در راه پیدا کردن آزادی از ساختار ها ی ناراحت کننده  به سوی آموزش و بالا بردن آگاهی کمک کنند.

“معنای رویایی و برخورد های فرا زمینیان شبه انسانی بر روی زمین”

دکتر ” سالا” در کتاب خود به نام ” فرازمینیان در میان ما” ، می گوید: مدارک بسیاری وجود دارد که ثابت می کند شماری بازدید کننده ی فرا زمینی شبه انسانی در میان جمعیت ما از گذشته تا کنون در حال زندگی هستند.

شماری از ادعا هایی از برخورد با فرازمینیانی که خود را شهروند معمولی در شهر های بزرگ در سراسر زمین معرفی می کنند وجود دارد.

آن ها می توانند مانند ما کار بگیرند ، رانندگی کنند و به راحتی با جامعه ی انسانی اخت بگیرند.

“جورج آدامسکی” اولین کسی است که درباره ی زندگی مخفیانه ی فرازمینیان در مورد ما کتابی به نام ” درون بشقاب های پرنده” نوشته است.او در این کتاب تجربیات ارتباط های خود را نوشته است.ملاقات های او مدارک بسیاری از جمله شاهدان ، فیلم ها و عکس ها و …بسیاری را دارا است.یکی از ملاقات های او با فرازمینیان توسط شش شاهد عینی در سال ۱۹۵۲ انجام شد.

او در یکی از ملاقات های خود به همراه دو فرازمینی که کاملا شبیه انسان و در شغل تجارت مشغول بودند ، سوار خودروی آن ها می شود و آن ها او را به خارج از شهر می برند.

او می نویسد: آن ها انگلیسی سلیس و روان حرف می زدند و این نشان می دهد که چگونه آن ها در بین ما نفوذ کرده اند و همه چیز ما را یاد گرفته اند.یکی از آن فرازمینیان به او گفته بود:ما این جا زندگی و کار می کنیم.زیرا همان طور که می دانی ، بر روی زمین مهم است که برای غذا ،لباس و … درآمد کسب کنیم.ما بر روی سیاره ی شما سال ها است که زندگی کرده ایم.

ما ابتدا لهجه ی ناچیزی داشتیم اما اکنون کاملا غیر قابل شناسایی در مقایسه با مردم شده ایم و کاملا با مردم زمین آمیخته شده ایم.بدون این که بفهمند ما ساکنان دنیاهای دیگریم.چون همان طور که می دانی، دانستن این برای مردم خطرناک خواهد بود.ما شما را بهتر از خودتان می شناسیم و به طور آشکار دلیل ناراحتی ها و مشکلاتی که شما را احاطه کرده را می دانیم.

آدامسکی تنها ارتباط گیرنده نیست.بسیاری از آن ها بر روی زمین زندگی می کنند.

 

نمایندگانی بر روی زمین ، خویشاوند با انسان های غیرنژاد زمین

آلکس کولیر می گوید که فرازمینیان برای او فاش کرده اند که بیش از ۱۳۵ میلیارد آفریده از نوع انسان در ۸ تا از نزدیکترین کهکشان ها ی به ما وجود دارند.

او می گوید:ما ، انسان های زمینی، شهرت خیلی بدی برای آن ها داریم.چون ما تنها نژادی از انسان  در کهکشان هستیم که خودشان را می کشند. ما تنها نژادی هستیم که به خود اجازه می دهد تا در فقر زندگی کند. ما تنها کسانی هستیم که به مردم خود اجازه می دهد تا در گرسنگی شدید و مردن از قحطی زندگی کنند ، اجازه می دهیم تا بی خانمان باشد ، برده شود.آن ها ( فرازمینیان) نمی فهمند که ما چرا این کار ها را می کنیم.

پروژه ی ژنوم روس ها

دانشمندان روس پس از آزمایش دریافتند که DNA انسان قابل برنامه ریزی دوباره است.آن ها به همراه زبان شناسان پی بردند که کد ژنتیکی قوانین مشابهی مانند زبان های ارتباطی ما دنبال می کنند.زبان ما بازتابی از DNA ما است.این بدین معنا است که با فرکانس ها و زبان می توان DNA را دوباره برنامه ریزی کرد.

این به ما کمک می کند که متن های باستانی را برای پیدا کردن اصلمان دوره کنیم.

تحقیقات DNA روس ها نشان داد که اگر انسان ها با منحصر به فردی کامل ، آگاهی گروهی خود را دوباره کسب کنند ، آن ها قدرتی خدا گونه برای خلق، دگرگونی و شکل دادن به چیز های روی زمین خواهند داشت.

چیز جدیدی در حال وقوع است. بچه های روشن بین بیشتری در حال متولد شدن هستند.چیزی در آن ها وجود دارد که به سوی آگاهی دسته جمعی است.

در سال ۲۰۰۵ ، مردم در هیمالیا رفتار های عجیبی را در کودکانشان گزارش کردند.کودکان آن ها در حال استفاده کردن نوعی زبان اشاره بین خودشان هستند که بزرگسالان آن را نمی فهمند.حتی خود آن ها نمی دانند که از کجا این زبان را آموخته اند و هم چنین آن ها اشیاء مثلثی شکلی در حال پرواز در آسمان نقاشی می کنند.بعضی ها بر این باورند که این کودکان معمولا با فرازمینیانی که فقط برای آن ها مرئی هستند به وسیله ی تله پاتی در ارتباط هستند.

بعد از گزارش های زیاد از مشاهده ی یوفو در مکزیک ، برخی کودکان آن جا نیز رفتار مشابهی نشان دادند.به گفته ی برخی معلمان آن جا ، کودکان این روز ها فرا مستعد شده اند. محلیان آن جا بر این باورند که یوفو ها هزاران سال است که این مکان را ملاقات کرده اند.و بعد از مدتی توقف ، این امر دوباره شروع شده است.

خانواده های بسیاری از سراسر جهان ، استرالیا ، اروپا ، آمریکا و … پیشرفت های روانی و فیزیکی در کودکان گزارش کرده اند.در مکزیکو سیتی ، هزار بچه وجود دارد که می توانند با قسمت های مختلف بدنشان ببینند.دولت چین این قضیه را بسیار جدی گرفته و در حال تحقیق و بررسی بر روی چنین بچه هایی با این توانایی ها است.

آن ها رفتار مشابهی با کودکان ایندیگو یا ستاره ای دارند.بعضی از آن ها می توانند با تفکر غنچه ی یک گل را باز کنند.

 

تکه های بیشتری از معما

فرانسیس کریک ، برنده ی جایزه ی نوبل می گوید بذر حیات توسط تمدنی پیشرفته به زمین انتقال داده شده است.انسان شناسی هنوز نتوانسته است حلقه ی گم شده در نظریه ی داروین و تغییر سریع ما از نئاندرتال ، به هومو ساپینس ها را توضیح دهد.از قول زکریا سیچین ، پاسخ این سوال ها می تواند در متون کهن مقدس نهفته باشد.از نظر او ، انجیل ارائه و ترجمه  مختصری از متون سومری و اکادی است.او در تحقیقاتش به این نتیجه رسید که ما اصلاح شده ی ژنتیکی توسط فرازمینیانی به نام “  نفیلیم  “  در ۴۵۰،۰۰۰ سال پیش هستیم.

قبیله های بومی در سراسر دنیا از دوگون در آفریقا گرفته تا وانرجینا در استرالیا ، در تاریخ  خود از خدایانی سخن می گویند که آمدند و در ژنتیک انسان ها اصلاح و پیشرفت به وجود آوردند.

پسری ۴ ساله در انگلیس به مادرش گفته بود:   “    چیزی به نام مرگ ، بدین معنا که فکرش را می کنید وجود ندارد.جهان به سمت ابدیت و جاودانی و ازلیت می رود.و این درست نیست که ما نقش بیشتری در کیهان بازی نمی کنیم.ما بر می گردیم  ( آن پسر الان می گوید من آن زمان لغت تناسخ را نمی دانستم.)  بعد او گفته است شما پدر و مادر واقعی من نیستید.آن ها در فضا هستند و چیز مهم و شگفت انگیزی در این سیاره رخ خواهد داد و آن بر روی تمام سطوح آگاهی تاثیر خواهد گذاشت.این اتفاق در زمان تو (مادر) اتفاق نخواهد افتاد ، ولی در زمان زندگی من چرا.

 

کولین ویلسون می گوید: شما نمی دانید که چقدر از این بچه ها این جا ، این بیرون هستند.من ، فقط ده ها نفر از آن ها را می شناسم و احتمالا هزاران از آن ها وجود دارند.من در ظن و شکم که این آغاز تغییری باشد که یوفو ها در حال کار بر روی آن هستند.

با جمله ای از کودکی ۸ ساله از استرالیای غربی پایان می بریم:

“  اگر تئوری کوانتوم درست باشد ، علم نمی تواند با این مخالفت کند که ما در واقع با همه چیز در ارتباط هستیم.حتی با ملاقات کنندگان فرازمینیمان.  برای آن ها ما بیگانگان فضایی هستیم!  “

و تیلور که می گوید:  “   انسان ها این جا هستند تا خودشان را به یاد بیاورند ، با آگاهی و هوشیاری و فهم کامل لاینفک و جدا ناپذیر بودنشان با جهان.  “

منبع :   http://humansarefree.com/2011/05/scientists-alien-genes-in-human-dna.html

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از احمد رضای عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

بیش از۱۵۰دورگه انسان – حیوان در آزمایشگاههای بریتانیا پرورش یافته اند !

بیش از۱۵۰دورگه انسان – حیوان در آزمایشگاههای بریتانیا پرورش یافته اند !

(Daniel Martin & Simon Caldwell – dailymail.co.uk)

تاریخ خبر: ۲۳ جولای ۲۰۱۱

دانشمندان بیش از ۱۵۰ جنین هیبرید ( انسان –  حیوان ) در آزمایشگاه های بریتانیا به وجود آورده اند.

این هیبرید ها طی سه سال گذشته تحت تدابیر امنیتی و محرمانه شدید توسط محققان و به منظور بررسی راههای درمان ممکن برای طیف وسیعی از بیماری ها محافظت شده اند.

http://i.dailymail.co.uk/i/pix/2011/07/22/article-2017818-0D1F06B200000578-115_468x286.jpg

(مرکز تحقیقات: دانشگاه   warwich   که از سه سال پیش شروع به بوجود آوردن هیبریدهای انسانی – حیوانی کرده است.)

http://www.whiteowlconspiracy.com/wp-content/uploads/2011/07/gptrns65-human-animal-300x205.jpg.pagespeed.ce._DgWt749_L.jpg

افشاگریهای اخیر در مورد هیبریداسیون از کابوسی خبر میدهد به نام سیاره میمونها که در پی تولید بیش از حد هیبریدهای انسانی – حیوانی صورت خواهد پذیرفت.شب گذشته یکی از افراد باسابقه درباره افراط تحقیقات پزشکی در این مساله اظهار انزجار کرد . آمار مشاهده شده توسط دیلی میل بیان کننده بیش از ۱۵۵ جنین ‘دورگه’ است که حاوی عناصر ژنتیکی هم انسان و هم حیوان میباشند و از زمان وضع قانون لقاح مصنوعی جنین انسان در سال ۲۰۰۸ بوجود آمده اند . این قانون ایجاد انواع دورگه ها شامل لقاح تخم حیوانات توسط اسپرم انسان میشود . ‘cybrids’ که در آن یک هسته انسانی در سلول های حیوانی کاشته میشود و ‘chimeras’کایمرا که در آن سلول های انسانی با جنین حیوانات مخلوط میشود .

دانشمندان می گویند این تکنیک می تواند به منظور توسعه سلول های بنیادی جنینی مورد استفاده قرار گیرد که برای درمان طیف وسیعی از بیماری های علاج ناپذیر مفید است.

 

به سه آزمایشگاه در انگلستان — کینگز کالج لندن  دانشگاه نیوکاسل و دانشگاه وارویک — مجوز برای انجام دادن پژوهش اعطا شد و پس از آن به مرحله اجرا رسید . در حال حاضر ایجاد جنین هیبرید به دلیل کمبود بودجه متوقف است ، اما دانشمندان معتقدند که امکان چنین کاری در آینده وجود خواهد داشت.این رقم در پی سوال مجلس از عضو مجلس اعیان لرد آلتون افشا شد .

http://i.dailymail.co.uk/i/pix/2011/07/22/article-2017818-0D1F139200000578-250_233x368.jpg

( مرکز آزمایشات: دانشگاه نیوکاسل که یکی دیگر از مراکزی است که در آن آزمایشات روی هیبریدهای انسانی – حیوانی در حال انجام میباشد.)

شب گذشته، او گفت : “من در پارلمان در برابر ایجاد دورگه انسان حیوان به عنوان یک اصل مهم ایستادم و هیچ یک از دانشمندان هیچگونه توضیحی از شرایط پیش از درمان به ما ارائه نکردند .این مساله هیچ توجیه اخلاقی ندارد و کشورمارا به زیر سوال خواهد برد .این هیبریداسیون بسیار مشمئز کننده است .هرموقع از دانشمندان توضیحی خواسته شده آنها آنرا اینگونه توجیه کرده اند که اگر شما فقط به ما اجازه این کار را بدهید ما راه درمان بسیاری از بیماریهای ناشناخته بشری را کشف خواهیم کرد !!ولی این یک باج خواهی عاطفی است!!از ۸۰ راه درمانی که با سلولهای بنیادی صورت میگیرد ،از سلولهای بنیادی بالغ می آیند و هیچ کدام آنها جنینی نیستند!این مساله هم به دلایل اخلاقی و معنوی مطرود است وهم به دلایل علمی و پزشکی.”

Josephine Quintavalle از گروه طرفداران زندگی در مورد اخلاق باروری اظهار نظر کرد که ” من مبهوت مانده ام که این روند در جریان است و ما هنوز هیچ چیزی از آن نمیدانیم !! “

“چرا آنها این مساله را مثل یک راز بیان میکنند و اگر آنها به کاری که میکنند اطمینان دارندچرا ما برای شفاف سازی آن نیاز به پرسشهای پارلمانی داریم ؟”

“مشکلی که با بسیاری از دانشمندان داریم این است که آنها میخواهند این کار را انجام دهند صرفا برای تجربه آن !واین یک دلیل منطقی خوبی نیست!”

اوایل این هفته ، یک گروه از دانشمندان برجسته در مورد” آزمایش سیاره میمونها “هشدار دادند .آنها خواستار قوانین جدیدی شدند که از بوجود آمدن حیوانات آزمایشگاهی با ویژگیهای انسانی جلوگیری کند .به عنوان مثال تزریق سلولهای بنیادی انسان در مغز پستانداران!

اما  پروفسور Robin Lovell-Badgeاز شورای پژوهش موسسه ملی تحقیقات پزشکی در گزارش خود گفت که “دانشمندان نگرانی بابت هیبریدهای انسانی – حیوانی بوجود آمده در آزمایشگاهها ندارند چرا که به موجب قانون٬ این هیبریدها ظرف مدت ۱۴ روز نابود میشوند .”

او گفت ” دلایل انجام چنین آزمایشهایی ٬درک بیشتر از نحوه تکامل اولیه بشر و نیز رسیدن به راههای درمان بیماریهای ناعلاج است . و من به عنوان یک دانشمند، احساس می کنم که ضرورت اخلاقی در دنبال کردن این تحقیقات وجود دارد. تا زمانی که به اندازه کافی کنترل روی آزمایشاتی داریم که در این کشور انجام میشود باید به این پژوهشها افتخارکنیم .”

با این حال وی خواستار کنترل شدیدتری در مورد نوع دیگری از آزمایشات جنینی شد که در آن مقادیری از عناصر ژنتیکی انسان در جنین حیوانات به کار برده میشود .

این هیبریدهای انسان – حیوان در حال حاضر در کشورهای زیادی بوجود میآیند که شاید قوانین ضعیفتری در این رابطه دارند یا اینکه اصلا قوانینی در این موارد ندارند!

منبع : روزنامه دیلی میل

http://www.dailymail.co.uk

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از یاسمینای  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

اوباما دورگه فضايي،گردن آویز کودکی اوباما و هنر مهندسی ژنتیک

اسرار دنیا – بخش 1

گردن آویز کودکی اوباما و هنر مهندسی ژنتیک

آیا شما اطلاعاتی راجع به گردن آویز اوبامای جوان در این صفحه دارید؟

http://web.mac.com/donnicoloff/directlightproductions.com/Articles/Entries/2009/4/25_The_Three_Stooges_go_to_Washington,_Part_6_files/Soetoro%20Family%20%28Color%20restored%29.jpg

Barry Soetoro 10 years old

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به نظر می رسد که یک بیگانه خاکستری (Grey) را نشان می دهد.

خیلی جالب است اگر همان چیزی که هست باشد ( یعنی یک خاکستری). این موتیف تا زمانیکه در اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 میلادی در مراسم عشاء ربانی ویتلی اشریبرز (Whitley Schreiber) ارائه شد، موتیف متعارفی نبود. یک شی عجیب در گردن یک کودک در اواخر دهه 60 میلادی.

دان نیکولف(Don Nicoloff) اولین کسی بود که اعلام کرد گردن آویز یک خاکستری را نشان می دهد.بیگانگان خاکستری مطیع گونه خزندگان (Reptilians) بوده و بعنوان خدمتکار و برده جان سپار برای آنها کار می کنند.

اوباما یک انسان نیست، او دورگه ایست از انسان و بیگانه، همانطور که عکس های مقاله تایید می کنند.

 

http://educate-yourself.org/lte/loloSoetorofamilyeditcropMedallion256h.jpg

او همچنین یک تغییر شکل دهنده بوده و می بایست خون انسان را بصورت منظم جهت نگهداشتن ظاهر انسانی بنوشد. این موضوع در مورد میشل (Michelle) نیز صادق است، او هم یک دورگه خزنده است.

احتمالا اوباما بصورت ژنتیکی در لوله آزمایش ایجاد شده، و سپس تخم لقاح یافته در بدن مادر تسخیری جاسازی شده تا به یک جنین کامل تبدیل شود. مادر اصلی او استنلی ان دانهام(Stanley Ann Dunham)  و پدرش نیز باراک اوباما (Barack Obama) نبودند. خویشاوندان سیاه او در کنیا نیز بخشی از پوشش داستان خیالی هستند. بهرحال او یک سیاهپوست افریقایی نیست.

http://educate-yourself.org/lte/image0015cropMedallion256h.jpg

لب های ارغوانی او ویژگی خاص جمعیت ژنتیکی اندونزی است.

تمام عکس های موجود در اینترنت تربیت و پرورش او را اثبات می کنند. تحصیلاتش در هاوایی و تصاویر خانوادگی او توسط سازمان های امنیتی بوسیله فتوشاپ یا برنامه ویراشگر تصویر دیگری ساخته شده اند.

http://educate-yourself.org/cn/Barack%20and%20Michelle%20at%20London%20airport%202248.jpg

دان نیکولف (Don Nicoloff) نمونه های زیادی از این مخلوقات فتوشاپی را در مجموعه مقالات سه دست نشانده به واشنگتن می روند نشان می دهد. او فکر میکند که اوباما ممکن است ژن های راکفلر را بعنوان بخشی از نقشه ژنتیکی اش داشته باشد . زیرا در ناپدید شدن میکائیل راکفلر  (Michael Rockefeller)و مرگ فرضی او در گانیای جدید (New Gunea) در اندونزی در سال 1961 و جعلی بودن آن و نیز ایجاد، پرورش و هدایت اوباما توسط خانواده راکفلر اندکی شک و تردید وجود دارد. راکفلرها نیز مانند راچیلد ها خزنده هستند.

بقول ژنرال ارمیاه  (General Jeremiah)، اوباما در دنپاسار (Denpasar) در جزیره بالی (Bali) در اندونزی به دنیا آمد.

اگر مردم به تعداد کافی در این کشور بیدار شده و به این حقیقت که اوباما یک بیگانه نامشروع و ناشایسته برای انتخاب بعنوان رئیس جمهور باشد پی ببرند و حرکتی برای عزل او بکنند، در آن هنگام یقیناً می توانیم تصور کنیم تروری برای اوباما رخ دهد و با رودی از اشک های ایجاد شده توسط رسانه ها دنبال شود و سپس باز هم سبک مغز دیگری از جنس جورج دبلیو بوش بعنوان گرم کننده صندلی ریاست جمهوری منصوب گردد.

من مشتاقانه منتظر روزی هستم که ما این سیاره را از وجود این مزاحمان بیگانه دورو و فاقد اخلاق و دورگه های ایشان پاک کنیم و به ساختار حکومتی تمام انسانی بازگردیم.

تصور کنید یکبار دیگر انسان ها امورات بشریت را بدست بگیرند. چه تغییر (Change) خوشایندی خواهد بود.

بهترین آرزوها – کن (Ken)

منبع :   http://educate-yourself.org/lte/obamageneticmakeup06dec09.shtml

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ . ن : با تشكر فراوان از دوست خوبم  حميد عزيز بابت ترجمه و ارسال اين مطلب.

به زودي مطالب ديگري از حضور شوم نژاد خزندگان فضايي روي زمين و نفوذ عميق آنها قرار خواهيم داد.

دوستان اين مطلب از روي تعصب يا هر چيز ديگري نوشته نشده. اينها مطالبي است كه خود محققين آمريكايي كشف كرده اند.

بقيه مطالب را كه بگذارم بيشتر با حضور نژاد هيبريد آشنا ميشويد. دوستاني كه باور ندارند ويديو تصادف آن دو خواهر را ببينند كه در ثانيه اي جسم خود را به حالت اول در اوردند.

عبور دو خواهر دوقلو دورگه بیگانه از بزرگراهی در انگلیس

در سال 2008 دوربینهای بی بی سی دو خواهر سوئدی را که با پرتاب خود از ترافیک جاده ای عبور می کردند را نشان داد.

http://thetruthbehindthescenes.files.wordpress.com/2010/12/prtscr-capture_317.jpg

در زمان اولین نمایش درشبکه بی بی سی نزدیک به 7 میلیون بیننده از حیرت به صفحه تلویزیون خود میخکوب شده بودند. و پس از ان این فیلم میلونها بار در یو تیوب دیده شده است.

این فیلم تکان دهنده بود. یک بازبین کننده عنوان کرد » در مستند بودن این حکایت هیچ تردیدی نیست «

این افشاگری با آنچه که شاید فوق العاده ترین فیلمی که من تا کنون در تلویزیون دیده ام روی داده است.

اما این فیلم شگفت آور تنها بخشی از یک سلسله ماجراهای باور نکردنی است. یکی از حوادثی که در زمان وقوعشان  به دلایل قانونی و امنیتی بازگو نمیشوند .

در حال حاضر و دوسال پس از این ماجرا ، این فیلم مستند نشان دهنده تمام وقایع آن ساعت است درست قبل از اینکه آنها اسیر دوربینهای بزرگراه شوند . و آنچه موجب تاسف بیشتر است این است که 72 ساعت بعد چه اتفاقی برای خواهر دوم که با زدن ضربه به سینه افسر پلیس از سمت چپ از ان صحنه فرار کرده بود افتاده است.

در حقیقت این دختران دورگه بیگانگان با وجود صدمات وارده به انها هیچ اهمیتی به درد نمی دادند و جراحات انها دردی برای آنها نداشته است. نگاه به قدرت مافوق انسانی انها در زمان درگیری بیانگر این واقعیت است. عنوان شده که انها از مصرف مواد مخدر چنین شده اند اما هیچ ماده مخدری در کار نبوده است.

مطالب عنوان شده توسط دکتران و محققان در این فیلم و بیان نظرات برادران این دختران بازگو کننده حقیقتی بس شگرف است و اینکه انها در میان ما و دقیقا مشابه ما هستند و تنها با روبروئی خاص و آزمایشات پیچیده پرده از چهره واقعی انها برداشته خواهد شد.

اما چرا انها در میان ما حضور دارند؟ این جوابی است که تنها گذشت زمان پاسخگوی آن است.

حتما اين فيلمها را ببينيد.

منبع :  http://thetruthbehindthescenes.wordpress.com/

هر گونه استفاده از این مطلب با ذکر منبع www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ . ن : با تشكر فراوان از منتظر عزيز براي ترجمه و ارسال اين مطلب.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: