بایگانی دسته‌ها: الكس كولير

مصاحبه پائولا هریس با آلکس کولیر

مصاحبه پائولا هریس با آلکس کولیر به تاریخ ۲۸ جولای ۲۰۰۰

 

 

 

هریس: اطلاعاتی که  به شما رسیده از طریق چانلینگ بوده؟ ( Channelling اصطلاحی است به معنی رسیدن پیامها از طریق کانال ارتباطی بین یک روح آگاه و یک فرد مدیوم)

آلکس: نه. من به ۹۵ درصد از این پیامهای چانل شده شک دارم.

هریس: پس چطور فهمیدید؟ از بچگی؟

آلکس: همه اش در این کتاب نوشته شده ( دفاع از خاک مقدس). از ۸ سالگی شروع شد وقتی در یک پیک نیک خانوادگی در میشیگان بودم و یادم هست که روی علفهای بلندی دراز کشیده بودم و چیز بعدی که به خاطر دارم این است که چشمهایم را بستم و انتظار داشتم کسی مرا پیدا کند وبعد ناگهان دیدم که روی تختی دراز کشیده ام و دو مرد بالای سرم ایستاده اند. یکی از آنها کوتاه قد بود و خیلی پیر به نظر می رسید با پوست خیلی رنگ پریده و در سمت دیگر مرد قد بلندی بود با جثه درشت. هیچ کدام مو نداشتند و به ظاهر بسیار شبیه انسان بودند حتی با وجود اینکه آبی بودند. به دلیل فرکانس سیاره شان که آبی است. بلند قده مورانی نام داشت. البته این نام واقعی اش نیست چون اینها یک نژاد تله پاتیک هستند و از سمبلها و اشکال استفاده می کنند. من آنها را می شناختم. توضیحش سخت است که از کجا می شناختم. ما بیشتر از آن چیزی هستیم که فکر می کنیم.

 حرفهایشان را می فهیدید؟

 اوه بله! اونها یک برنامه کار گذاشته بودند. یک پیام برای اینکه به من بفهمانند من کی هستم. چیزی روی سرم گذاشتند که شبیه یک کلاه بود اما یک سوراخ در وسط داشت که قالب سر من بود و ساختارش فلزی بود. مورانی سرش را روی یک چیزی که روی میز بود حرکت داد و ناگهان چندین مونیتور روی دیوار ظاهر شدند. در حالیکه هیچ چیز قبلا انجا نبود. ناگهان موجود شدند و بعد چند لحظه بعد ناپدید شدند. یکی از مونیتورها ضربان قلب مرا نشان می داد. مثل خواندن فکر بود و هر چه من فکر می کردم به صورت تصاویر نشان داده می شد. خیلی تحت فشار بودم!

 واقعا؟

 بلافاصله شروع کرد به نشان دادن این تصاویر مثل فیلم و من به طور غریزی فهمیدم که اینها زندگیهای قبلی من بود. آنها می خواستند به من بفهمانند که من که بودم و چه رابطه ای با آنها داشتم و هر چیزی که آنها نشانم می دادند در اصل درون مغز خودم بود. این اطلاعات در بخشی از مغز هستند که ما مدتهاست به آن دسترسی نداریم بخاطر دستکاری ژنتیکی که روی ما شده است.

 این سوال را بخاطر تحقیقات خودم می پرسم. هیچ کدام از اینها که می گویید    Phychotronic interference  نیست درسته؟ ( سایکو ترونیک اینتر فیه رنس یا دستکاری روانی الکتریکی اصطلاح بسیار نایابی در علوم مخفی است که در این جریان از طریق امواج مصنوعی که به مغز انسان می فرستند تصاویر و افکاری را واقعی نشان می دهند که در اصل وجود ندارند. مکانیسم آن پیچیده است ولی به طور خلاصه ایجاد تصاویر مغزی به طور مصنوعی و با استفاده از امواج خاصی است که طبق تحقیقات انجام شده بسیاری از دولتها از این مکانیسم برای تاثیر گذاری روی مردم استفاده می کنند. استفاده از آن توسط دولت آمریکا ثابت شده است که شاید بعدها به آن بپردازیم. در اینجا هریس می خواهد تاکید کند که آنچه آلکس کولیر مدعی شده است حاصل دخالت امواج مصنوعی نیست و واقعا اتفاق افتاده است.)

 من روی عرشه سفینه بوده ام.

 پس این را به شما نشان دادند و بعد شما چه کردید؟

 در اصل داشتند به من در مورد خودم تعالیمی می دادند.

 خب پس شما اهل آندرومدا هستید؟ این چیزی است که به شما گفته اند؟

درسته. روح من اهل آندرومدا است.

روح شما هم در اینجا متولد نشده. روح هیچ کس اینحا روی زمین متولد نشده است. همه ما در قالبهای فیزیکی به این دنیا وارد شده ایم. ما به اینجا برگشته ایم چون انتخاب خودمان بوده یا اینکه در جریان یک جنگ کشته شده بودیم. هزاران هزار جنگ در اینجا داشته اند. من وقتی این حرفها را به مادرم زدم خیلی خیلی وحشت کرد.

 مطمئنا.

 بخاطر رابطه خویشاوندی من با آنها و مدت زمانی که با آنها سپری کردم قادر بودم افکارشان را بشنوم. گاهی به آنها نگاه می کردم و فریاد می زدم » از من دور شو..از مغز من برو بیرون» چون افکارشان را می شنیدم.

  الان هم اینکار را می کنید

 بعضی وقتها

 خب. آیا برخوردهای دیگری هم داشتید؟

 اوه بله. برخوردهای زیادی داشتم. آنها به خانه ما می آمدند و در شب مرا از تختم بلند می کردند.

 بحثهای زیادی روی این مسئله هست که آیا آنها بدن مادی را می برند یا بدن ستاره ای را؟ یعنی اگر مادرتان در اتاق را باز کند برای مثال شما در تخت هستید یا نه؟ مثلا در مورد اتفاقی که برای مایکل ولف افتاد پدر و مادرش او را دیدند که ناپدید می شد و بعد در جنگل پیدایش کردند.

 این یک اتفاق مادی است. پدر من هم این را تجربه کرده است. پدرم این عادت را دارد که نیمه شب بیدار شود و چیزی بخورد. و یک شب همانطور که برگشت نوری را در اتاق من دید که چشمک می زند و بالای سر من از من محافظت می کند. بعد احساس کرد که نور به او نگاه می کند و همانطور که در اتاق را باز می کرد نور به من نگاهی کرد و از پنجره بیرون رفت. صبح در این مورد با هم صحبت کردیم و پدرم گفت: دیشب دوستانت را دیدی؟ من گفتم بله و بعد از آن دیگر در موردش حرفی نزدیم.

هنوز هم این اتفاق می افتد؟ هنوز هم نور آبی است؟ آیا یک دریچه میان بُعدی است که باز می شود؟ و نشانه هایش چیست؟

 یک اشعه هست مثل لیزر به رنگ آبی که تمام اتمهای بدن مرا ناپدید می کند. کاری که می کند این است که تمام اتمها و ملکولهای مرا از هم جدا می کند به طوریکه می توانم از میان نور رد شوم و وارد سفینه می شوم و در آنجا دوباره به حالت اول بر می گردم.

 احساس خوبی دارد؟

احساس آزادی..باورش مشکل است.

 هیچ مشکل بدنی پیش نمی آید؟

 نه من هیچ وقت مشکلی نداشته ام و خودم را ربوده شده نمی دانم.

 بین ربوده شده و تماس گرفته شده تفاوت وجود دارد. ( تماس گرفته شده یا Contactee کسی است که با میل خود همراه موجودات غیر زمینی می رود و یا بدون اجبار به او پیامهایی القا می شود).

من می دانم و شما هم می دانی. این عمل به میل من انجام می شود.

اگر کسی هوش و توانایی پذیرفتن تماس را نداشته باشد آن را یک حمله اشغالگرانه تصور می کند و تجربه بدی است. آیا احساسی داشتید که شما بخشی از یک ماموریت هستید و اینکه با موافقت خودتان قبل از تولد انجام شده است؟

 طبق گفته آندرومدایی ها ما از خاندان سلطنتی هستیم. همه روی این سیاره هستند و این ارتباطی با جایی که روحمان در آن متولد می شود ندارد. غالبا مردم این دو را قاطی می کنند. ما از ژنتیک سلطنتی هستیم چون مخلوطی از ۲۲ تا از بهترین نژادهای کهکشانی هستیم که اینجا روی زمین فرود آمده اند و با هم زاد و ولد کرده اند در طول میلیونها میلیون سال و ما را دستکاری ژنتیکی کرده اند و بعد هم ما را رها کردند و رفتند.

 این یعنی چی؟

 بعضی از ما برگزیده شدیم که اینحا باشیم در این زمان برای اینکه بتوانیم تغییرات مثبتی ایجاد کنیم بدون دخالت مستقیم. یعنی بعضی از آنها در بدن فیزیکی روی سیاره وارد می شوند و روی کل نژاد تاثیر می گذارند.

 آیا صحبت از اشغالگری بدن است؟  ( منظور روح اشغالگر یا Walk in است)

نه

 در چه سنی اینها را می دانستید و ممکنه سنتان را بگویید؟

 من چند سالمه؟ ۴۴ سالمه و وقتی ۱۶ ساله بودم این مطالب را می دانستم. هر چیزی که قبلا فکر می کردم واقعی است در اصل واقعی نبود. در آن زمان من یک فوتبالیست خوب و یک بیسبالیست خوب بودم و صادقانه بگویم سالها طول کشید- در حقیقت تا زمان تولد پسرم نیکولاس طول کشید تا بفهمم که چکار باید بکنم. حالا تجربه دارم و یک جهان بینی غیر زمینی و به زمین نگاه می کنم و فکر می کنم اینجا یک دیوانه خانه است.

 زندانیان این جامعه را اداره می کنند. وقتی می بینم که هیچ کس خواهان دانستن نیست دیوانه می شوم. الان ۱۱ سال است که من این حرفها را زده ام و یک گروه خیلی کوچک شنیده اند. اصولا من آدم منزوی هستم و در اجتماع ظاهر نمی شوم. من اینجا نیامده ام که زمین را نجات دهم یا چیزی شبیه به آن چون اصلا در توان من نیست و انتخاب من نیست. این انتخابی شخصی است و هیچ کس هم قرار نیست که بیاید و ما را نجات دهد. نه مسیحی هست و نه کریشنایی. خدا به کسانی کمک می کند که به خودشان کمک کند.

 این موجودات واقعا شما را به سیاره و سفینه خودشان بردند؟

 اول در یک سفینه بودم. بعد به یک سفینه دیگر برده شدم و سه ماه  در آن گذراندم اما به زمان زمینی ۱۸ دقیقه گذشت چون آنها زمان ندارند.

 سفینه اش بزرگ بود؟

 ۹۰۰ مایل مربع مساحت دارد و درست در خارج از کمربند خرده سیاره ای قرار گرفته. چندین نژاد مختلف در آن هستند و در تلاش برای یافتن راهی که به ما کمک کنند بدون اینکه مزاحممان شوند و این کار سختی است. چون نمی خواهند کسی آنها را ببیند یا بپرستد.

 بخاطر دانستن این مطالب شما آدم خطرناکی به حساب می آیید؟

 به من گفته شده که ساکت باشم و اینکه این حکومت خیلی خیلی ترسیده. آنها با یک گروهی از فضاییها قراردادهایی بستند و بعد همه کنترل از دستشان خارج شد.

 این گروه چه کسانی هستند؟

 فقط یک گروه نیست بلکه یک اتحادیه هم هست.گری های زتا ۱ و زتا ۲ و سیریوسB. انسان نماها – لیرانها – دراکونیان یا همان نژاد خزندگان ( یا نزول کردگان) که از اوریون هستند از سیاران ریگل و کاپه لا. این دسته آخر هستند که اهداف منفی دارد و کنترل اوضاع را در دست دارند. آندرومدایی ها و پلیادیان به همراه گری های زتا رتیکولای منتظرند ببینند که ما چه واکنشی نشان می دهیم به عنوان یک نژاد مثبت.

گریها و نوردیک ها و ..؟

 اینها که روی زمین هستند به صورت مصنوعی ساخته شده اند. نوردیکها کلون هستند و با کامپیوتر کنترل می شوند. در اصل روح زنده ندارند. کلون ها در حدی روح دارند که می دانند وجود دارند اما وقتی بمیرند همه چیز تمام می شود. یعنی بعد از آن دیگر وجود ندارند. برای همین است که تلاش می کنند با زمینیان آمیزش کنند و روحشان را تکامل دهند.

چگالی بُعد سوم در نهایت از بین خواهد رفت و بخش اعظم آن قرار است به بُعد چهارم و تعالی وارد شود و آن بخشهایی که نمی توانند به تعالی وارد شوند یا دلشان نمی خواهد که ارتعاششان بالا رود, خودشان را جمع می کنند و از طریق یک سیاه چاله خودشان را به فضای دیگری می رسانند و دنیای دیگری تشکیل می دهند و در آن تکامل می یابند چو ن این بُعد دیگر وجود نخواهد داشت. این یک جریان طبیعی است و گویا قرار است در ۳۰ دسامبر ۲۰۱۳ اتفاق بیفتد.

پایان تقویم مایاها.

 حالا این نژادهای دیگر که روح ندارند می دانند که این اتفاق قرار است بیفتد و چون آنها روح ندارند نمی توانند وارد بعد چهار شوند و این جچش را بکنند. روح حیست؟ روح در اصل..یعنی ما رسانای نور و ابعاد متعدد آن هستیم. ما خود نور هستیم.

خب آیا آنها به ضمیر جمعی یا خدا اعتقادی دارند؟

 به نام » بودن» به آن اشاره می کنند. خدایانی که در موردشان صحبت می کنند. پسران خدا با دختران آدم ازدواج کردند و اینها غیر زمینیان بودند. یک هوش عظیمی وجود دارد ولی ما فقط از ۱۵ درصد مغزمان استفاده می کنیم. طبق گفته آنها ما فقط در همین حد می توانیم کائنات را درک کنیم در حالیکه این یک مسئله بی نهایت است و ما امکان ندارد که بتوانیم بفهمیم.

این نژادها می خواهند روح خلق کنند چون فکر می کنند که اگر با ما مخلوط شوند صاحب روح خواهند شد. دلیل اینکه خیلی به زمین علاقه دارند این است که ژنتیک ما خیلی نایاب و سلطنتی است. برای همین است که دارند ما را مجبور می کنند که عوض شویم. ما می توانیم ارتعاشات خود را انتخاب کنیم و ما واقعا شگفت آوریم!

—————————————————————————————

این گفتگو وارد بررسی نژادهای بیگانگان و تاریخ زمین  و تکنولوژی های پیشرفته شد که با جزئیات در کتاب دفاع از خاک مقدس قید شده است- پائولا هریس

————————————————————————————–

http://www.limbolegacy.blogfa.com/

Advertisements

نامه هايي از آندرومرا(الكس كولير)

آلکس کولیر یکی از افرادی است که ادعا می کند با نژادی از فضایی ها به نام آندرومدایی از سیستم ستاره ای آندرومدا ارتباط دارد. او این موجودات را انسانهایی با پوست آبی رنگ توصیف می کند که رنگ پوستشان در ارتباط با سیاره ای است که روی آن زندگی می کنند. او همچنین گزارش می دهد که این انسانها در بعدهای چهارم و پنجم زندگی می کنند و بنابراین از هر نظر پیشرفته تر از ما هستند که در بعد سوم زندگی می کنیم.

 

اولین ارتباط آلکس با این موجودات در سن هشت سالگی رخ داد. تا ۱۶ سالگی آنها اطلاعات زیادی به او داده بودند و رفته رفته این دانشها برایش جا افتاد  و تصمیم گرفت که آنها را با دیگران در میان بگذارد. در اواخر ۳۰ سالگی و ۴۰ سالگی اش مصاحبه های زیادی انجام داد و مدارک زیادی جمع آوری و تولید کرد که حاصل صحبتها و ارتباطهایش با آندرومدایی ها  بود.

آلکس کولیر معتقد است که زمین تحت کنترل شدید گونه های فضایی بدطینت و فاسد است که از سیستم ستاره ای به نام آلفا دراکونیس آمده اند. در حقیقت خزندگانی از نژادهای مختلف آلفا دراکونیان و گری و اوریون و …هستند. او همچنین می گوید که مشکلات دنیای ما از دو نوع طرز تفکر مختلف سرچشمه می گیرند. یک گروه آنهایی هستند که دم از اراده انسان و عشق و تکامل می زنند و دومین گروه معتقد به کنترل و دیکتاتوری و مصرف منابع هستند.

به گفته او » ما بسیار بزرگتر و قدرتمند تر از آن هستیم که به ما گفته اند. ما در این بازی تا دسته شمشیر را بلعیده ایم و نگاه کنید که کارمان به کجا کشیده. نزدیک است که استقلال و آزادی خود را از دست دهیم و تبدیل به سیاره ای برده شویم. شما را نمی دانم اما من دیگر در این بازی شرکت نخواهم کرد«.

 در دهه ۹۰ روزنامه ای تحت عنوان» نامه هایی از آندرومدا» چاپ می کرد که توسط دولت آمریکا تعطیل شد و سپس نوشته ها و سخنرانی هایش به اینترنت راه یافت. در مورد صحت یا عدم صحت گفته هایش نظریان متفاوتی وجود دارند.  منتقدین او می گویند که در گفته هایش اطلاعات ضد و نقیض زیادی به چشم می خورد. برای مثال در جایی می گوید تمدن آندرومدا ۴۷۰۰۰ سال از نظر تکنولوژی پیشرفته تر از ما هستند اما چند دقیقه بعد آن را به ۲۵۰۰۰ سال و ۱۰۰۰۰ سال تغییر داده است. از دیگر انتقاداتی به که او می شود آن است که در مورد هیچ یک از برخوردهایش با این موجودات خاطره واضحی ندارد و قادر به بیان داستان نیست بلکه از شاخه ای به شاخه دیگر می پرد. او ادعا می کند که بارها بر فراز سفینه های آنان پرواز کرده و با مردم آنها ملاقات داشته است. می گوید که مردم آندرومدا برای ارتباط نیازی به زبان ندارند و فقط از راه تله پاتی با هم صحبت می کنند. » مورانی» نام یکی از مردان آندرومدایی است که با آلکس ارتباط دارد و برای صحبت کردن با او مجبور شده است که انگلیسی یاد بگیرد.

 

 

آلکس کولیر نظر آندرومدایی ها را در مورد تمام مسائل روز دنیا و گذشته زمین بازگو می کند که در این سری مقالات سعی می کنم خلاصه گفته ها و مصاحبه های او را بگنجانم. او در مورد تاریخ و باستان شناسی یا هر علم دیگری تحصیل نکرده است و از همین رو بسیاری از حرفهایش مورد استقبال قرار نمی گیرند و مخاطبان خاص خودش را داد چرا که تنها مدرکی که برای اثبات گفته هایش دارد این است که آندرومدایی ها چنین گفته اند.

 نامه هایی از آندرومدا برای اولین بار توسط من به فارسی برگردانده شده است و پیش از این در هیچ جا به زبان فارسی موجود نبوده است. بسیاری از لغات و اصطلاحات توسط خودم حایگزین و معادل سازی شده اند و برای درک بهتر واژه ها هر جا لازم دیدم در داخل پرانتز معانی بیشتری ارائه داده ام. لحن گفتار به همان صورت  روایتی و سخنرانی ترجمه شده است.

در این سری مقالات در مورد نقش خالقان ناشناس در مسکونی کردن زمین و نقش نیبیرو در استعمار آن می خوانید. دوره های مختلف تاریخی از دو وجه زمینی و غیر زمینی توصیف شده اند. اسامی نژادهای فضایی وپیشرفتهای آنان به مرور ذکر شده که با مراجعه به سری مقالات » موجودات فضایی ۱ تا ۷ «می توانید اطلاعات جانبی بیشتر در مورد انواع و اقسام فضاییان ( در همین وبلاگ و از همین نویسنده) بیابید.

نقطه نظر آندرومدایی ها بر  تاریخ کهکشانی از زبان کولیر:

 

نژادی باستانی به نام «پا تال » Paa Tal- که با نام » بنیان گذاران» نیز شناخته اند در حال اجرای برنامه ای بودند برای ساختن اتمسفر سیارات و قابل سکونت کردن آنها برای انواع گونه های حیات .( از طریق -تغییر اکو سیستمها و پایه حیات با وارد کردن اکسیژن – متان و آمونیوم و گاهی هیدروژن. همه اینها گازهایی هستند که برای تولد و بقای میکرو ارگانیسمها اساسی هستند. -استفاده از دستگاههای شبیه ساز و بمباران سیارات توسط کامتها و شهابها و خرده سیارات برای جابه جا کرد محور سیارات و تغییر جهت چرخش آنها – عملیات مهندسی جا به جا کردن اقمار برای تغییر دادن چرخش سیارات و حتی حرکت دادن سیارات نزدیکتر و یا دورتر به خورشید برای افزایش یا کاهش میزان اشعه دریافتی توسط سیارات  ). 

چنین عملیاتی مانند کم و زیاد کردن اقمار و حرکت دادن سیارات یکی از عملیات بسیار ساده ای است که در سراسر کائنات و کهکشانها به طور مداوم صورت می گیرد و » منظومه سازی » نامیده می شود.

نژادهای زیادی هستند از جمله خود آندرومدایی ها که قادر به ساخت و تشکیل دادن منظومه شمسی در هر کجای عالم هستند.

همه این پروژه ها ظاهرا برای افزایش سیستمهای ستاره ای و سیاره ای و قابل سکونت کردن آنها طراحی شده اند.

دستگاههای کوچکی کشف شده اند که که آنقدر قدیمی هستند که کسی نمی داند توسط چه گروهی ساخته شده بودند. این دستگاهها را حتی نژادهای پیشرفته نمی توانند شبیه سازی کنند و نمی دانند که چطور و با چه تکنولوژی ساخته شده اند!

آندرومدایی ها برای مثال ۴۳ تا ۴۵ هزار سال از نظر تکنولوژی جلوتر از ما هستند. این به حساب سالهای زمینی است که هر سال معادل ۳۶۵ روز و بر اساس چرخش زمین به دور خورشید است. آندرومدایی ها سال را طور دیگری می شمارند. در واقع همه فضایی ها سال و زمان را به شکل متفاوتی از ما می شمارند. آنچه که برای آنها معادل یک سال فرض می شود زمانی است که تک تک سلولهای موجود در بدنشان شبیه سازی و تجدید شده باشد. بر این اساس برای بدن ما زمینیان هفت سال معادل یک سال خواهد بود.

برای بدن آنها تقریبا ۳۴ سال زمینی طول می کشد تا تمام سلولهایشان تجدید شود. بنابراین خیلی مشکل است که تواریخ و زمانهای آنها را به تاریخ زمینی تبدیل کنیم و ببینیم که چه زمانی چه اتفاقی در منظومه ما افتاده است. در واقع اگر من بگویم که فلان اتفاق ۴۰۰۰ سال پیش رخ داده در اصل بسیار بسیار قدیمی تر از آن است و آنها برای توضیح دادن این مفاهیم به من خیلی تلاش کرده اند چون زمان برای آنها معنی دیگری دارد و این اعداد غالبا صحیح نیستند چون برای آنها زمان اینطور محاسبه نمی شود.

این دستگاههای باستانی هنوز هم کار می کنند. آنها نامی در زبان انگلیسی ندارند و سمبولی هم ندارند که من بتوانم درک کنم. برای من اینطور توضیح داده شده که اینها ماشینهای ضد ماده هستند که ملکولها را می سازند و آنها هم به نوبه خود اتمها را می سازند که در نهایت جهان فیزیکی تشکیل می شود. اینها مانند کامپیوتر برنامه ریزی شده اند و در واقع این واقعیتها را می سازند و خلق می کنند و در نتیجه چیزی که به طور مادی وجود دارد توسط آنها ساخته می شود.

یکی از این ماشینها روی سیاره زمین وجود دارد که توسط کاوشهای باستان شناسی پیدا شده است. ساختمانها و دستگاههای پیشرفته و پیچیده بسیاری نیز کشف شده اند که بیوسفر و اکو سیستم می سازند. اکو سیستم ما بر پایه اکسیژن خلق شده و محدود به آب است. بنابراین حیات مانند آنچه ما در زمین داریم در کائنات بسیار کم و محدود است. برای انواع حیاتی که به اکسیژن نیاز دارند باید حتما آب به فرمول H2O وجود داشته باشد. با ارزشترین چیزی که ما در این سیاره داریم بیوسفر و اکوسیستم است و بعد از آن هم مهمترین چیز آب است.

نیبیرو

وقتی در ادامه به نیبیرو می رسیم خواهیم دید که سیاره ما کاملا از آب بوده و اقیانوسها توسط نیبیروها پر از نمک شدند چرا که آنها می خواستند کنترل آب را عهده داشته باشند. نیبیرو که از سیستم ستاره ای بوتس Bootes  آمده بودند  دریاها را شور کردند و فقط ۴ درصدر آب شیرین در آن زمان باقی ماند که آنها کنترلش را در دست گرفتند. شور کردن آبهای زمین ۳۶ سال طول کشید و در این مدت تمام گونه های حیات آبی توانستند با نمک خو بگیرند و خود را تطابق دهند.

 اینها همه با سالهای زمینی است و فقط با این روش است که می توانم این تواریخ را برای شما بازگو کنم وگرنه خیلی گیج کننده خواهد شد.

در کائنات اکو سیستمهای هیدروژنی بسیار فراوانند و خیلی هم ساده اما سیستمهای اکسیژنی  پیچیده ترین اکوسیستم در کل کهکشان هستند.

انقراض خالقان اولیه

یافته های باستان شناسی به همراه تواریخ ثبت شده و اساطیر همگی به سوی » بنیان گذاران» یا همان » پا تال» یا به عبارت دیگر خدایان و نگهدارندگان و خالقان این کهکشان اشاره می کنند. ناپدید شدن این بنیانگذاران هم کاملا عمدی است.

این ناپدید شدن خدایان برای من اینطور توضیح داده شده که وقتی هیچ اثر و فعالیتی از این موجودات در بعد سوم دیده نمی شود در اصطلاح می گویند که منقرض و ناپدید شده اند اما به این معنی نیست که کاملا نابود گشته اند بلکه فقط در بعد سوم  منقرش شده اند. ممکن است که به بعد بالاتر صعود کرده باشند و به فرکانسها و ارتعاشات بالاتر و سریعتری رفته باشند. همینطور احتمال دارد که به فرکانس و بعد پایین تری نزول کرده باشند تا در آنجا یک بعد سوم دیگر و یک دنیای دیگر خلق کنند. اما در حال حاضر در بعد سوم منقرض شده اند و دیگر مثل گذشته دیده و شنیده نمی شوند و وجود ندارند.

زمانیکه پا تال بعد سوم را ترک کردند بر اساس اطلاعات باستان شناسی سایر گونه های حیات – اشکال حساس حیات – خزندگان- انسانها – حیات پلاسمایی و حیاتهای متانی همگی شروع به ازدیاد کردند و در کهکشان ما به صورت کامل وجود دارند. موجوداتی که از متان تنفس می کنند و موجودات پلاسمایی و انرژی همگی پس از رفتن پا تال وارد کهکشان ما شدند. توجه داشته باشید که وارد کهکشان ما شدند. یعنی از جای دیگری آمدند و ناگهان به صورت کامل و تکامل یافته ظاهر شدند. این همان مشکلی است که در مورد انسان روی سیاره زمین هم وجود دارد. انسان به صورت کامل و تکامل یافته به طور ناگهانی روی زمین ظاهر شد.  دیرین شناسان مرتب از تکامل صحبت می کنند اما هیچ مدرکی برای اثبات آن ندارند. هیچ مدرکی از تکامل زمین وجود ندارد. زمین از روز اول به همین شکل بوده است. همه چیز به طور کاملا شکل گرفته ظاهر می شود.

مبحث بعدی – پاتال فرشتگان هستند یا خدایان؟

منبع:http://www.limbolegacy.blogfa.com/

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: