بایگانی دسته‌ها: اسرار DNA

تعرض دو زن فرازميني بروي پيتر خوري

این برنامه تحقیقاتی برای اثبات واقعی بودن ادعای ربوده شدن توسط بیگانه به وسیله کار بردن تمرکز در پزشک قانونی آغاز شد.مطالعه بروی Peter Khoury نتیجه ای به جز تایید تجربیات شگفت انگیز وی نداشت.این روش تمرکز ممکن است بروی افرادی که با موجودات فضایی در گیر شوند یا موجودات فضایی آنها را بربایند موثر واقع شود.علاوه بر این در یک مطالعه فوق العاده فرصتی شگفت انگیز را در تمرکز بروی الگوی بیگانه نشان می دهد که مداخله هوشمند موجودات فضایی بروی ساختار DNA  وجود دارد و شواهدی نیز ممکن است که این عمل بروی DNA  انسان مخصوصا در آن دسته از فرهنگ های بومی که دارای تاریخی غنی و دارای ادعای قوی های آتشین از آسمانها هستند را دارد و برای اولین بار در جهان pcr از مدارک و شواهد بیولوژیکی ربوده شدن توسط بیگانه را انجام داد (این مقاله در سال 2001 منتشر شد و در سال 2009 نسخه جدید آن ارائه شد  مقدمه ای بر 4 مرحله مطالعه بروی DNA ، Khoury  مانند ساختار و کاتالیزور آن بود.

by Bill Chalker
Anomaly Physical Evidence Group (APEG) Copyright 2001- B.Chalker/APEG Trust

سیدنی استرالیا تجربه ربودن انسان توسط موجودات فضایی با توجه به شواهد بیولوژیکی DNA  توسط PCR  مورد برسی قرار می گیرد.و موجب بدست آمدن نتایج فوق العاده ای می شود.

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/10/dsc00153.jpg?w=300

پیتر خوری در سال 1964 در لبنان متولد می شود و در سال 1973 به استرالیا مهاجرت می ند.او همسر آینده اش Viva  را در سال 1981 می بیند  و در سال 1990 با هم ازدواج می کنند و صاحب دو فرزند می شوند.

پیتر اولین بار بشقاب پرنده را در 1971 هنگامی که با هفت کودک دیگر برای بازی به پشت بام رفته بود در لبنان مشاهده می کند سپس همه دوستانش را بصورت یخ زده مشاهده می کند و بعد جسم تخم مرغی شکلی که ترکیبی از هنر و صنعت بود را بر بالای سرش مشاهده می کند.سپس هر هشت کودک را به طبقه همکف انتقال می دهد بعد از مدتی هر هشت کودک بدون به یاد آوردن اتفاقاتی که افتاده بود به حالت عادی بر می گردند پیتر و همسرش بعدها  در سیدنی نور قوی را دیدند که حرکات شگفت انگیزی با افکت های عجیبی از نور را انجام می داد.

اثري مارك مانند روي پاي پيتر خوري

ترسناکترین رویارویی زندگی خوری با موجودات بیگانه در 12 ژولیه 1988 رخ داده است زمانی که خوری بصورت فلج بروی تخت بیمارستان افتاده بود و تعدادی از بیگانگان فضایی در اطراف تخت وی ظاهر شدند.یکی از آنها بلند و نازک با رنگ زرد طلایی و چشمانی سیاه داشت.یکی از آنها سوزنی بلند را وارد سر خوری کرد بعد از اینکه خوری هوشیاری اش را بدست آورد خود را به اتاق دیگری که خانواده اش در آن بودند رساند و متوجه شد مدت زمانی که در اتاق بین 1 الی 2 ساعت سپری شده بود در بیرون از اتاق فقط 10 دقیقه زمان گذشته بود صدمات وارده به سر خوری تایید شد.

تا آن زمان پیتر خوری در هیچ زمینه ای مورد مزاحمت و آزار قرار نگرفته بود.و سر انجام او مورد آدم ربایی موجودات بیگانه قرار گرفت و با نا امیدی با مشکلات دست و پنجه نرم می کرد گروه Ufology  در آپریل 1993 گروه (UFOESA) را برای حمایت از پیتر خوری تشکیل داد.

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/10/1988encountera.jpg?w=300

با وجود تلاش برای حمایت از پیتر خوری تجربیات عجیب و غریب برای او ادامه یافت.خوری در صنعت ساختمان کار می کرده در ساعت 7 صبح از ایستگاه قطار به خانه اش در حومه سیدنی باز می گردد پس از پیاده شدن همسر احساس ناخوش آیندی به خوری دست می دهد و او به خواب می رود بعد از بیدار شدن چیز عجیبی روی تختش می بیند دو زن عجیب غریب برهنه یکی از شمال اروپا و دیگری از آسیا دارای چانه ای دراز چشمانی بزرگ و بسیار زیبا به نظر می رسد زن بعدی قهوه ای تیره پوست با چشمان سیاه و موهای سیاه و سبکی شبیه به سبک پسرانه داشته.

در این میان هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاد خوری متوجه شد که زن اروپایی به زن آسیایی آموزش هایی را می دهد.زن شمال اروپایی که به نظر می رسد بیش از شش فوت قد و ظاهری بسیار زیبا داشت سعی داشت سر خوری را بطرف نوک سینه اش بکشد ولی خوری از خود مقاومت نشان می داد بعد از مدتی زن اروپایی نسبت به هیچ دردی واکنش نشان نمی داد و اثری از خون ریزی های وی نبود و قرار نبود این اعمال برای انتقال چیزی به زن آسیایی اتفاق بیفتد بعد از اینکه خوری سرفه ای می کند متوجه می شود هر دو زن از بین رفته بودند.

خوری بعد از نوشیدن یک چای برای ادرار کردن که می رود متوجه می شود در ادرار کردن مشکل دارد و این عمل برای او بسیار درد ناک است زیرا تعدادی از موهای زن اروپایی در زیر ختنه گاه او بطور محکم پیچیده بودند.خوری متوجه شد که این موها ههیچ ربطی به موهای همسرش ندارند او که دور اندیش بود موها را در پلاستیکی پیچیده و مهر و موم کرد.

خوری به این نتیجه رسید که چیز بسیار عجیب و فوق العاده ای رخ  داده است دو قطعه موها بلوند نازک در حدود 10-12 سانت و 8-6 سانتی متر متعلق به موهای زنهای شمال اروپا است.

 

مانند بسیاری ها پیتر خوری دارای تجربه های شگفت انگیز بسیاری است در طول ماه نوامر 1996 وقتی که با همسرش در تخت خواب بود نوعی انرژی مزاحم را در اتاق حس کرد.چشمانش را باز کرد و دوباره چند چهره بمانند آنچه در 1988 دیده بود را دید پیتر دوباره احساس فلجی کرد و احساس کرد شناور است و پاهایش بطور افقی بطرف آینه است و تماس پاهایش با آینه را احساس کرد.سپس احساس نوعی الکتریسیته را در بدنش کرد که وز وز می کند سپس بعد از مدتی در رخت و خوابش از خواب بیدار می شود.در بین سالهای 1994 تا 1995 پیتر خوری تجربیاتی مانند انفجار نور با صدا که توسط ویوان همسرش نیز مشاهده شده بود را دید و سپس دوباره تجربیات قبلی به او دست داد در بین سالهای 1996 تا 1999 خوری از هر گونه تجربه ای مصون بود.

در سال 1996 پیتر توسط روانپزشک دانشگاه هاروارد جان ماک برنده جایزه پولیتتیزر مورد برسی قرار گرفت.بر اساس نوشته های رگرسیون پیتر وارد یک اتاق  نورانی شده و یک میز بالاتر از او بوده و صدایی مانند صدای پرندگان و سایه را دیده و صدای آنها مانند 50 نفر به نظرش رسیده.سپس پیتر ماهیت عجیب  حنجالی دو زن را با روانشاس مورد بررسی گرفته و آزمایشات محدود و ناقصی در مورد نمونه مو انجام گرفت زیرا پیتر ممکن بود توسط موجودات فضایی بیگانه مورد تجاوز جنسی قرار گرفته باشد.

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/10/mack1.jpg?w=300

(از چپ به راستProf. John Mack, Peter Khoury, Bill Chalker & Dominique Callimanopulos (Photo: P. Khoury)

در سال 1998 برای نخسین بار در جهان DNA PCR واکنش زنجیره ای پلیمراز بروی دو تار مو انحام گرفت و نتایج موها متلعق به یک انسان اما از نوع نژادی غیر معمول نادر مغول چینی که یکی از کمیاب ترین نوع انسان ها بود است.همچنین این مو نیز می توانست مال یکی از سکنه اولیه کره زمین که نوعی نژاد آفریقایی بوده اند باشد.

ناهنجاری عجیب و غریب بدست آمده همانطور که انتظار می رفت از نوع آسیایی میتوکندری DNA  است نتیجه این شد:موها متعلق به یک زن بلوند قد بلند که رنگ های زیادی را در مو یا پوست خود ندارد تا او را از اشعه خورشید محافظت کند می باشد.

شکل ترسیم شده توسط یک هنرمند از موجودی که توسط پیتر خوری توصیف شده بود.

در بهار 1992 توالی dna زن توصیف شده بهبود یافت و استخراج شد.نمونه بزرگ نشان دادن شفافیت نوری و ساختار موزاییکی شکل در شکل مشاهده می شود توالی DNA  از سمت چپ نوشته شده اند.

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/10/xseq.jpg?w=300

DNA کار اصلی بروی شفافیت دادن موها را انجام می داد جذب نا هنجاریها نیز در ریشه مو انجام می گرفت Dna  نادر نوع چینی نیز در ساقه مو یافت شد و نوعی dna نادر اسکاتلندی نیز در ریشه مو پیدا شد.

توالی DNA میتوکندری از رشته مو زن بلوند

ریشه توالی مو بسیار گیج کنننده و بحث بر انگیز بود تا زمانی که در سال 2000 تکنیک جدیدی ابداع شده یافته های اخیر را در پیوند با موها ناسازگار نشان داد این توالی در سال 1992 توسط پیتر خوری بهبود بخشیده شد.

بخث بر انگیز ترین مورد موها مقاومت مو ها در مقابل ویروس ها بود .برسی نمونه نشان داد که دو ژن از آن حذف شده اند که یی از آنها پروتئین CCR5 بود حذف این پروتئین در کمتر شدن احتمال ابتلا به ایدز موثر است.

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/10/ccr5deletionsequence.jpg?w=300

این شواهد نشان داد که انسان ها در مرحله ضعیفی از علم ژنتیک هستند.

ماهیت این یافته های ژنتیکی منجر به یافتن برخی ارتباطات جالب با فرهنگ و اسطوره ها و باستان شناسی مانند مومیایی عجیب تاکائاکان در چین که دارای موهای بلندی بود و داستان خدا و زن باسک ماری و ارتباط آن با اساطیر ایرلند شد.

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/10/strangespeculationsa.jpg?w=300

از چپ به راست تتیس در هود-عاج از دوره-سن سنگ-سنت ژرمن

داستان Tuatha  از اساطیر ایرلند توصیف خدایان قدرتمند بلوند با موهای نارنجی و سایر ویژگی های غیر معمول است.در حالی که ارتباطات فرهنگی و استوره ای جذاب سایر ملل داستان های جذابی از سایر ملل در باره ربوده شدن توسط موجودات بیگانه و نوردیک دخیل در دزدیده شدن سایل ملل را دارند.

https://i2.wp.com/images.mylot.com/userImages/images/postphotos/2514378.jpg

بنظر می رسد زنی که پیتر خوری با او روبه رو می شود الهه نوسنگی قدیمی اروپا و خدای اولیه در اساطیر باسک بود تا به حال به شکل های گسترده ای از جمله درخت زن شعله های آتش ابر سفید رنگین کمان توپ در هوا آتش داس و آسمان احاطه شده در آتش و بصورت شناور افقی در فضا دیده شده بود.

سوابق ایرلند باستان توصیف کل از یک سری از تهاجمات توسط بیگانگان است در طول قرن 12 میلادی توصیف آمدن Danann مرموز tuath یا قبیله danu  با ظاهر و موهای بلند قرمز که به مردم محلی آموزش هایی را نیز می دادند دارد.

گزارش های دیگر نشان می دهد که موجودی که خوری توصیف کرده بود در سال 1957 در ربودن نتونیو ویلائی بواس  نیز نقش داشته و نمونه ی دیگری از موهای طلایی در آن نقطه کشف شده است.تجذیه و تحلیل DNA  از نمونه های بیولوژیکی و ارتباط اسطوره ای نشان می دهد که ادعای ربوده شدن توسط افراد مذکور می توانست درست باشد.

این تحقیقات در مورد ادعای خوری در 4 فاز انجام شد در فاز اول تحقیقات اولیه در مورد پرونده خوری که منجر به دستیابی به اطلاعاتی در باره اصل بودن مدارک و شواهد ارائه شده توسط خوری بود

فاز دوم روی ریشه ی موی بیگانه متمرکز شده بود و نشان داد که ماهیت مو از یک اهدا کننده بیگانه بوده است و متعلق به یک زن بلوند نوردیک با پروفیل غیر معمولی از dna  است که ممکن است به یک نژاد نادر آسیایی وابسته باشد.که ژن CCR 5  که در عدم ابتلای فرد به ایدز و ابله موثر بوده است را حذف شده است این گزارش در کتاب ژن موی بیگانه نوشته شده است.

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/10/strangeevidencepage1.jpg?w=226

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/10/pkhairdnaresultssummary.jpg?w=300

با احتیاط و با استفاده از داده های محافظه کارانه مشخص شد که ccr5  در حدود 5000 سال قبل از نژاد نادری از انسان ها حذف شده است که شامل یک درصد پایین جمعیت انسانی در مردم شمال شرق اروپا نیز می باشد.

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/10/ccr5deletionsequence1.jpg?w=300

دلایلی که برای امکان داشتن یک جهش ژنتیکی در موها و حذف تصادفی ژن ها ارائه شده بود نیز رد شد.بنا به گذارشات بیگانگان فضایی در تعامل با محیط زیست و بدون هیچگونه اقدام احتیاطی نسبت به انسان و بیماری ها به ادامه کار خود مشغول هستند.

آلیسون گالوانی و جان نوامبر در گزارش خود در كتاب تاریخچه تکاملی نوشته اند این  allele جان در زمان تکاملی قرار دارد و دارای فرکانس نسبتا بالایی در اروپا است.این دو دانشمند اظهار می دارند که حذف CCR5  نقش تاثیر گذاری در حذف ابله طاعون در اروپای باستانی و قرون وسطی داشته است.

با توجه به این استدلال ها به نظر می رسد که بطور کلی در آفریقا و سپس در هند و چین و قبل از رسیدن به اروپا و آمریکا این allele حذف شده باشد.

فاز 3 اتصال LAHU  تایلند چین 2005-2006

در فاز سوم تمرکز بروی ارتباط ژنتیکی در سطح گسترده انجام گرفت و به دلیل منحصر به فرد بودن نژاد مغولی چینی گروهی از مردم چین جنوبی شمال تایلند میانمار برمه لائوس یوننان مورد برسی گرفتند و اتصال های غیر معمول نوری در ژن ها مشاهده شد که مانند نونه خوری با ظاهر هیبریدنوردیک بودند هر دو از طریق dna  خود و محلی که در آن یافت شده بودند سرشار از شواهد بیگانگان فضایی بودند.

در فاز چهارم جنبه های بسیار مهم و حیاتی برای برسی شواهد مداخله ژنتیکی موجودات فضایی هوشمند در فرهنگ های مختلف جهان ماننند تایلند چین برزيل نیوزلند آفریقا و اتصالات مطرح دیگر مانند آینو ژاپن و ژنتیک سامی تنیگما در شمال اروپا  و …. مورد بررسی قرار گرفت و ممکن است حضور بیگانگان فضایی خارج از کنترل ذهن ما هستند را بدهد که ممکن است با پیشرفت علم پزشکی و ژنتیک مدارک پزشمی قانونی بیشتر از حضور فضایی ها را به ما بدهد.

این مرحله با توجه به مطالعه ی مشاهده موجودات در بالا دستیابی به موفقیت در فعالیت با يوفو و پدیده های نوری آدم ربایی های بیگانه فرهنگهایی که مشاهده موجودات فضایی را در تاریخچه خود دارند Dna   های غیر معمول و مکانهای غیر معمول و خالی از سکنه نیز می تواند به پیش برود.

منبع : كتاب ژن موي بيگانه

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/10/hoa2bcover2bex2bauforn.jpg?w=198

پ . ن : با تشکر فراوان از رامين  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز برای اطلاع رسانی اخبار و مطالب در زمینه های اسرار و ناشناخته های جهان و مطالبی در مورد بشقاب پرنده ها و موجودات فضایی و حیات در دیگر کرات راه اندازی شد.

https://telegram.me/blogufolove

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com    مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

شگفت انگیز است ! دانشمندان : DNA ما هر لحظه در حال جهش است !

شگفت انگیز است ! دانشمندان : DNA ما هر لحظه در حال جهش است !

دو شب پیش قبل از اینکه بخوابم از خالق خواستم تا در یک مورد مهم دیگر من را راهنمایی کند . صبح روز بعد پدرم بهم زنگ زد تا بگوید که دانشمندان در مورد DNA انسان به اکتشافات عجیبی دست یافته اند . حتی با وجود اینکه این من بودم که همیشه اینگونه اطلاعات را به پدرم می رساندم ، این بار او بود که مرا باخبر می ساخت . تا عصر آن روز به این موضوع توجه نکرده بودم .

صادقانه بگویم ، من شگفت زده شدم  از اینکه می دیدم علم نوین پزشکی بالاخره به رسانه ها منتشر کرد که اولین DNA انسان با 3 رشته به دنیا آمده . البته مورد «اَلفی» اولین موردی است که جامعه مدرن پزشکی را رسما وادار کرده تا وجود DNA سه رشته ای را به رسمیت بشناسد .

در واقع من سالها پیش خواندم که پزشکان مستقل روی مسأله کودکانی که سومین رشته DNA را داشتند کار می کردند . اما آیا آنها با انسان عادی تفاوت دارند ؟ من بسیار خرسندم که به شما اعلام کنم که آنها خیلی خاص هستند و در واقع در همین لحظه انسانها در حال جهش و تکامل به سوی گونه ای برتر هستند .

لطفا در کمال آرامش از مقاله لذت ببرید !

الف)علم پزشکی نوین رسما وجود اولین مورد کودکی با DNA سه رشته ای را به رسمیت شناخت .

ب)تحول ژنها در سرتاسر دنیا : «ما در حال تغییر تکاملی ای هستیم و حتی تا مارپیچ های DNA دوازده رشته ای نیز تکامل پیدا خواهیم کرد . هر رشته جدید به ما قابلیتهای «فرابشری» یا «فراطبیعی» خواهد داد .

ج)تغییرات بدن و DNA .

د)DNA فیزیکی ، ارتباط روحی .

الف) اَلفی کلامپ (Alfie Clamp) : اولین مورد تایید شده توسط علم نوین پزشکی از انسانی با سه  رشته DNA .

یک پسر بچه 2 ساله تنها انسانی در دنیا شناخته شده که یک رشته اضافی در DNA خود دارد . اَلفی کلامپ ، کور و با معلولیت های نابهنجاری به دنیا آمد که باعث شد پزشک ها روی او تست های مختلفی انجام دهند . آنها متوجه شدند که هفتمین کرومزوم او یک رشته اضافی دارد . پدیده ای که تا به حال هیچ کجا در جهان ثبت نشده . این رویداد به قدری در دنیا نادر است که حتی اسم هم ندارد .

پزشکان هیچ اطلاعی از اینکه این وضعیت طول عمر را بهبود می بخشد یا کاهش می دهد ندارند . اَلفی که در شهر نونیتون بخش وارکس انگلستان  (Nuneaton, Warks)زندگی می کند در این ماه یک عمل جراحی را برای مشکل روده هایش که به خاطراین وضعیت به وجود آمده را پشت سر خواهد گذاشت. والدینش ، ریچارد و گما کلامپ ، (Gemma and Richard Clamp)اولین بار وقتی متوجه شدند فرزندشان مشکلی دارد که برای بار نخست او را به منزل آوردند .

در عرض چند روز او را سریعا به بیمارستان برگرداندند چون از نفس کشیدن باز ایستاده بود و لبانش به رنگ آبی در آمده بودند .وقتی هم شش هفته داشت ، پزشکان فهمیدند که او حالتی غیر عادی در DNA خود دارد . خانم کلامپ گفت : وقتی دکترها به ما اطلاع دادند ، من کاملا از لحاظ روانی تخریب شدم . یک مادر باردار ، نه ماه را صرف فکر کردن به این که  لحظه برداشتن اولین قدمهای فرزندش یا دست تکان دادنش چگونه خواهد بود می کند .

داشتن پسری مانند اَلفی باعث می شود تا شما از بعضی از مسائل پیش پا افتاده خوشحال بشوید . او تا وقتی که یک سال و نیم داشت نتوانستد حتی بغلتد . وقتی هم که توانست بسیار خوشحال شد .وضعیت الفی باعث شد که او تا سه ماهگی کور باشد و عضلاتش آنقدر ضعیف ، که حتی نتواند غلت بخورد . او هنوز از مشکلات گوارشی رنج می برد و برای جذب ویتامین ها و مواد معدنی به مقادیر زیادی داروی روزانه نیاز دارد .او همچنین در دماهای بالا دچار تشنج می شود و مشکلات متابولیکی دارد که باعث می شود او نتواند بخورد یا بیاشامد .

یک تصویر میکروسکوپی از کروموزومهای انسانی . الفی کلامپ کوچک از اینها یک جفت اضافه دارد و به نظر می رسد در این مورد، در دنیا اولین باشد .

از زمانی که به دنیا آمده تابحال 6 بار در بیمارستان بستری شده . دو بار آن در یک ماه اخیر بوده که تنفسش قطع می شد . والدینش حتی فکر کردند که او مرده و شوکّه شدند وقتی فهمیدند بعد از بستری شدن نجات پیدا کرده و زنده مانده . خانم و آقای کلامپ دختر 10 ساله ی بسیار سالمی هم به نام جورجیا(Georgia) دارند که بسیار سالم است و DNA معیوبی هم ندارد .

آقای کلامپ گفت : پزشک ها گفتند که : » کاری نیست که ما بتوانیم انجام دهیم تا از این امر جلوگیری شود . فکر نکنم دلیلش را هیچ وقت بفهمیم.» در همان حال دیدم او که در بغلم بود پلک زد و چشمهایش شروع کرد به تمرکز کردن روی من . این یک رخداد عظیم بود چراکه ما هیچگاه تصور نمی کردیم این اتفاق روزی بیفتد . ما در آن لحظه حتی عکسی هم با هم گرفتیم ، و در آن داشتیم به هم نگاه می کردیم . الفی زندگی ما را تغییر داد . همه چیز حول او می چرخد اما او کودک خوشحالی است و به زندگی ما شادی زیادی آورده است .

هر وقت به بیمارستان می رویم همه ی دکتر ها و پرستارها می گویند از دیدن دوباره الفی بسیار خوشحالند !

ب)دانشمندان : DNA ما هر لحظه در حال جهش است!

مصاحبه با برندا فاکس (Berrenda Fox)
به وسیله پاتریشیا رش (Patricia Resch)
دکتر برندا فاکس در مقاله ای اثبات تغیرات ژنتیکی و سلولی DNA را بیان کرده بود . دکتر فاکس در مرکز بهداری آوالون(Avalon) در کوه شاستا در کالیفرنیا (Mt Shasta, California) کار می کند .دکتر فاکس از طریق تست نمونه های مختلف خون ثابت کرده که بعضی از افراد واقعا به یک رشته  اضافی DNA رسیدند .

پاتریشیا رش : برندا ، یکم راجع به گذشته ات به ما بگو .

برندا فاکس : من دکترای فیزیولوژی و naturopathy دارم . هنگام درس خواندن در اروپا من با رسانه ها هم همکاری می کردم . و این همکاری هنوز به صورت فیلم ها و مدیریت کردن ادامه دارد . همانطور که می دانید من با شبکه تلویزیونی FOX هم در خصوص برنامه هایی که موضوعات فرازمینی و نقش آنها در اتفاقاتی که هم اکنون برای بشر دارد می افتد کار می کنم . معروفترین این برنامه ها رویت ها (Sightings) و فایلهای ناشناخته (X-files) است .

پ.ر:هم اکنون چه تغییراتی در سیاره ما در حال رخ دادنه و چگونه بدن ما را تحت تأثیر قرار خواهد داد ؟

ب.ف:تغییرات بزرگی در پیش رو داریم . جهش هایی که هنوز اتفاق نیفتادند. آنگونه که متخصصان ژنتیک می گویند در آغاز ما از آب بیرون آمدیم . چندین سال پیش در مکزیکو سیتی ، یک گردهم آیی از متخصصان ژنتیک سرتاسر دنیا برقرار شد که موضوع اصلی آن تغییرات DNA بود . ما در حال ایجاد یک تغییر انقلابی هستیم اما نمی دانیم داریم به چه تبدیل می شویم .

پ.ر:DNA ما چگونه تغییر می کند ؟

ب.ف: هر فرد یک جفت رشته DNA دارد . چیزی که ما در حال پی بردن به آن هستیم این است که رشته های دیگری هم در حال شکل گیری اند . در DNA ها دورشته پیچیده در هم و متصل به هم وجود دارند و من باور دارم که ما به دوازده رشته هم خواهیم رسید . در این مدت که به نظر می رسد از 5 تا 20 سال پیش شروع شده ، ما در حال جهش خواهیم بود . این توضیح علمی آن است . این جهش گونه هاست که معلوم نیست حاصلش چه می شود .

این تغییرات به اطلاع عموم مردم نخواهد رسید چون جامعه دانشمندان حس می کنند  که دانستن آن فقط باعث وحشت مردم می شود . و اما تغییر در سطح سلولی : من هم اکنون در حال کار با سه کودک هستم که همه آنها DNA سه رشته ای دارند .اکثر مردم می دانند و آنرا حس می کنند . بسیاری از ادیان راجع به تغییرات آینده بشر ، به روشهای گوناگون به ما گفته اند . ما می دانیم این یک جهش مثبت است هر چند به صورت فیزیکی ، ذهنی و احساساتی ممکن است وحشتناک باشد و مورد سوتفاهم واقع شود .

پ.ر: آیا این کودکان خصوصیات اخلاقی متفاوتی نسبت به کودکان دیگر دارند ؟

ب.ف: اینها کودکانی هستند که می توانند اشیای درون اتاق را فقط با تمرکز کردن به روی آنها حرکت بدهندیا در لیوانی ، تنها به وسیله نگاهشان آب بریزند . آنها تله پاتیک هستند . حال ممکن است فکر کنید که این کودکان نوعی ابربشر هستند اما اینطور نیست . اینها نمونه چیزی هستند که بشر قرار است به آن طی دهه های آینده تبدیل شود .

پ.ر: فکر می کنید این اتفاق برای همه ی ما رخ خواهد داد ؟

ب.ف: به نظر می رسد که اکثر مردمی که قبل از سال 1940 به دنیا آمده اند نتوانسته اند خودشان دچار این تحول بشوند اما زمینه را برای نسل بعدی آماده ساخته اند . غدد درون ریز و سیستم ایمنی بدن ما بزرگترین شواهد برای این تغییرات اند . این یکی از دلایلی است که کارم تحقیق بر روی تست ها و روش های درمان در قسمت دستگاه ایمنی بدن است .

بعضی از افراد بالغی که توسط من تست شدند ، واقعا در حال به دست آوردن یک رشته DNA دیگر بودند .بعضی ها هم حتی داشتند سومی شان را هم به دست می آوردند . این مردمان در کالبد فیزیکی و هوشیاری ذهنی شان در حال تجربه تغییرات بزرگی هستند . به نظر من زمین و هر چه در آن هست ، در حال افزایش ارتعاشات خود اند . خیلی از بچه هایی که اخیراً به دنیا می آیند به طرز محسوسی سبک تر اند .

پ.ر: چه چیزی باعث تغییر در یک جسم عادی که DNA دو رشته ای دارد می شود ؟

ب.ف:آسانترین راه برای جهش در DNA از طریق یک ویروس است . ویروس ها الزاما همیشه بد نیستند . ویروسها روی یک رشته زنده می توانند زندگی کنند .DNA ویروسهایی مانند اپستین بار(Epstein Barr) و تب خال نوع 6 (Herpes #6) ساختار سلولی را تغییر می دهند . ویروس HIV یک ویروس DNA نیست . به جای جهش دادن بدن ، در حقیقت آنرا می خورد . اکثر مردمی که دچار این پروسه می شوند ، پس از آن یک شغل جدید ، یک طرز فکر جدید یا حداقل یک شروع دوباره در زندگی را آغاز می کنند .هر چند ممکن است حتی احساس بیماری یا نا امیدی کنند امااین یک برتری است . به آنها این شانس داده شده که ساختار DNA خود را تعییر دهند و آنرا سبک تر و سالم تر کنند تا بتوانند به نسل بعد ارتقا یابند . تا آنجایی که من می دانم این پروسه تا سال 2012 کامل خواهد شد .

پ.ر: چه تغییرات دیگری را شاهد خواهیم بود ؟

ب.ف: هیچ بیماری ای وجود نخواهد داشت ، نیاز به مرگ پیدا نخواهیم کرد ، و دروسمان را نه تنها بدون سختی ، بلکه با عشق و علاقه خواهیم خواند .سیستم قدیمی باید از بین برود و این کار بدون یک نبرد بزرگ انجام نخواهد شد . جنگهای بسیاری را خواهیم دید ، علم پزشکی دیگر کارآمد نخواهد بود و دولت هم دیگر به درد نخواهد خورد . خیلی از اصول و قواعد قدیمی دیگر نمی توانند وجود داشته باشند . آنهایی که در آن برهه زمانی زندگی می کنند ، تقریبا نخستین افراد از گونه ای جدید هستند .

پ.ر: آیا این تغییرات ، عوارض جانبی هم دارند ؟

ب.ف: با یک تغییر سلولی ، ممکن است گاهی اوقات حس عدم وجود کنید ! ممکن هم هست احساس خستگی کنید چون سلول به سلول بدنتان دارد عوض می شود و تبدیل به موجودی جدید می شوید .مانند یک نوزاد ، ممکن است نیاز زیادی به استراحت داشته باشید . آشفتگی ذهنی و عدم توانایی تمرکز بر مسائل عادی ممکن است رخ دهد . دردهایی بدون علت خاص ممکن است در بدن رخ دهد و خیلی ها هم شاید احساس دیوانگی کنند . اگر به یک مرکز پزشکی عادی بروید احتمالاً برای شما Prozac تجویز خواهند کرد چون نمی دانند دلیلش چیست . برای افراد شاغل به حرفه ی پزشکی خیلی مشکل است ، چون هرگز با این موارد مواجه نشده بودند . به دلیل اینکه چاکرا ها با غدد داخلی ترشح کننده هورمون در ارتباط هستند ، زن ها دچار تغییرات هورمونی می شوند .احتمال اینکه زیر گریه بزنند ، بدون اینکه دلیلش را بدانند هم هست . بعضی ها هم دچار یائسگی زودرس می شوند .

در مردهای فعال ، احتمال عصبانی شدن از شدت خستگی وجود دارد . ممکن است حس کنند سمت زنانه شان در حال ظهور است .

پ.ر : چگونه شخصی که در حال گذراندن این تغییرات است را درمان می کنید ؟

ب.ف : من سعی می کنم نسبت بهشان بیشتر حس یک همکار را داشته باشم تا یک پزشک .واژه ی»دکتر»در زبان لاتین به معنای»آموزنده»است . به عنوان یک شفا دهنده واقعی تنها خدمتی که می توان کرد این است که به اشخاص اختیارات لازم را بدهیم و به آنها اطمینان بدهیم که اتفاقی که دارد می افتد واقعی است و آنها خوب خواهند شد از عوارض منفی بیماری رهایی خواهند یافت.

اول ، من حتما تست های ایمنی شناسی (immunology) را در نظر می گیرم که معمولا انجام نمی شود . این تست در یک آزمایشگاه خون و توسط محققین پیشرفته و متخصص انجام می پذیرد . بعد نتیجه را به خود بیماران نشان می دهم . این شبیه یک نقشه تغییرات است ، پس خود بیماران می توانند قدرت شفا یافتن را به دست آورند . من یک شفا دهنده نیستم ، فقط وسیله ای هستم در پروسه ی بهبودی شان . هنگامی که بیمار نقشه ی تست خون خودش را می بیند ، اتفاقی در ضمیر ناخودآگاهش می افتد .

کلید اصلی این است که شخص خودش مسئولیت قبول کند و کار خودش را انجام دهد . چیزی که من به عنوان ابزار استفاده می کنم معمولا مورد استفاده زیادی ندارد . من خیلی از Organotherapy(درمان غده های بدن مانند پانکراس ، تیروئید و غیره) استفاده می کنم که در قاره اروپا بیشتر برای آماده سازی سیستم هورمونی برای پذیرش تغییرات ژنتیکی استفاده می شود . من همچنین در بدنهای خیلی پر انرژی از هوموپاتی(Homeopathy) استفاده می کنم . به علاوه ویتامینها ، گیاهان دارویی و لیزر درمانی .کل درمان بستگی به نیازهای شخصی دارد . بخش اعظم کارهای من مدیون کسانی است که ترجیح می دهم آنها را خواهران و برادران بزرگترمان در آن سوی منظومه شمسی بنامم که آمده اند تا در عبور از این تحول کمکمان کنند .

پ.ر : تحول کار خود را چگونه می بینید ؟

ب.ف : من به کارم به عنوان یک پل یا گذرگاه نگاه می کنم . هم علمی است هم هنری . شفابخشی هم یک هنر است هم یک علم . برای رسیدن به سلامت کامل استفاده از تنها علم یا فقط هنر کافی نیست . فکر نکنم در تمام عمرم بتوانم یک شفا دهنده باشم چون باور دارم که بیماری ها ریشه کن خواهند شد . ما ، به عنوان مردمان آگاه ، تمامی بیماری ها و رنج ها را ریشه کن خواهیم کرد .

ج) داروهایی برای عوارض جانبی

برگرفته از مقاله تصویر بزرگتر نوشته شوشانا تورپ کلاک (‹The Bigger Picture› by Susanna Thorpe-Clark) :

ما به صورت فیزیک در حال تغییریم . از موجودات کربنی با 2 رشتهDNA به موجودات کریستالی با 1024 رشته DNA . چون فقط ساختارهای کریستالی می توانند در بعد هایی با سطوح بالاتر وجود داشته باشند . اما این تغییر تدریجی است و ناگهانی نیست و از دو رشته به سه رشته و از سه رشته به دوازده رشته خواهد بود . به نظر می رسد که بشر در آغاز 12 رشته DNA داشته و کسی یا چیزی در طی روندی تماملی آنرا به فقط 2 رشته تنزل داده . فقط انسانها نیستند که در حال تغییرند بلکه تمام گونه های زیستی روی زمین در حال کریستالی شدن اند .تمام ماهیان دریا ، گل و گیاهان باغچه شما ، پرندگان آسمان ، یا حتی سگ و گربه تان . همه چیز در حال تغییر است . هیچ چیزی دچار مرگ و نابودی نمی شود چرا که ما همگی در حال حرکت به سمت»حالت جدیدی از بودن»هستیم . این حالت جدید مستلزم این است که ما از لحاظ ذهنی و جسمی مفهوم بعدم سوم را رها کنیم . درست همانند مرگ ، رها کردن یک بخش عمده پروسه ی تغییر است چرا که نمی توان راه ها و ارزشهای قدیمی را نگهداشت و آنها را در یک چهارچوب جدید و کاملا متفاوت گنجاند . پس پیشرفت این تغییرات به ما کمک می کند تا بتوانیم خود را از روابط ، مشاغل ، منصب ها ، خانه ، دارایی ها و غیره رها کنیم (اگر سد راه تغییراتمان هستند) .

با وجود اینکه اکثر مردم از آن مطلع نیستند و آنرا حس نمی کنند ، این تغییرات هم اکنون در حال رخ دادن هستند . البته تغییرات فیزیکی هم اکنون با سرعت بالایی در حال انجام شدن هستند و نشانه های فیزیکی موقت بسیاری را بروز می دهند .

بعضی از این علایم :

 

علایمی شبیه آنفولانزا . بالا رفتن دمای بدن ، عرق کردن ، درد استخوانها و مفاصل و غیره . اما نسبت به آنتی بیوتیک ها واکنش نشان نمی دهند .

سردرد های میگرنی . دردهای شدید که با مسکن هم آرام نمی شوند .

در بعضی موارد اسهال

آبریزش بینی به همراه عطسه که تا 24 ساعت هم طول می کشد

سرگیجه

وزوز کردن گوش

تپش قلب

احساس لرزش در کل بدن ، خصوصا شب هنگام که شخص در حالت آرامی قرار دارد

اسپاسم عضلات به همراه کمر درد

از دست رفتن قدرت عضلانی در دستها ، به خاطر تغییرات ایجاد شده در سیستم گردش خون

مشکلات تنفسی

تغییرات سیستم ایمنی

تغییرات سیستم لنفی

احساس خستگی زودرس

میل به خوابیدن بیش از حد

سریعتر شدن رشد مو و ناخن

افسردگی بی دلیل

نگاه کردن به عمق گذشته ها و در نظر گرفتن رابطه ها و به وضوح دیدن مشکلات شخصی

اضطراب ، تنش ، و استرس بالا . چون که شخص حس می کند اتفاقی دارد می افتد اما نمی داند چه .

عده ی زیادی از مردم خیلی از این علائم را حس می کنند و با عجله پیش دکتر می روند و معمولاً بهشان گفته می شود که مشکلی وجود ندارد که خب درست هم هست . چرا که تمامی این علایم موقتی است و نشانی از تغییرات فیزیکی در حال رخ دادن است .

بعضی از این درمانهای توصیه شده : فراموشش کن ، باهاش مبارزه نکن ، اگر احساس خستگی می کنی استراحت کن ، مایعات زیاد بنوش ، برای درمان استرس از سنبل الطیب(Valerian) استفاده کن و ….

اگر دچار تپش قلب یا تنگی نفس شدید ، بدانید که از چاکرای قلب یا گلو است . این علایم موقت اند . شما نه در حال مرگ ، بلکه تنها در حال تغییر اید !این فقط حرف من نیست ، اگر مطمئن نیستید ، از راهنمایی پزشکی کمک بگیرید . اگر نمی توانید سنبل الطیب یا شنبلیله(Fenugreek) پیدا کنید ، از غذاهای طبیعی تر و سالمتری استفاده کنید .

ظاهراً اکثر علایم ممکن است گاهی اوقات بهبود پیدا کنند . این تغییرات لازم نیست که حتما با هم اتفاق بیفتند . درصد کوچکی از افراد بزرگسال کل تغییرات کریستالیزه شدن را پشت سر گذاشته اند و هم اکنون 1024 رشته DNA دارند . گزارشی از یک زن در دست است که ناگهانی سه اینچ به قدش و یک شماره به اندازه پایش اضافه شد . تمام کودکان زیر 7 سال نیز تغییرات را کاملا پشت سر گذاشته اند یا در حال گذارند .نوزادانی که در 2 سال گذشته به دنیا آمده اند هم مجموعه کاملی از DNA را دارند . بعضی افراد تازه شروع به تاثیر پذیرفتن از این تغییرات شده اند . این پروسه ی تغییر به»نام بیداری» یا “عروج”  یا “مرکاباه” یا همان بدن روشن (Merkabah)شناخته می شود

ما باید بر ترسمان غلبه کنیم و راجع به عشق حقیقی بیاموزیم . که باید با خودمان هم شروع کنیم . چون تا زمانی که خودمان را دوست نداشته باشیم و به خودمان اعتماد نکنیم ، نمی توانیم به کسی یا چیز دیگری عشق بورزیم و اعتماد کنیم .

د)ارتباط معنوی

همانطور که تحقیقات علمی ثابت کرده است ، DNAما که در این مقاله به صورت یک ترکیب رشته ای دوتایی شناخته شده ، نشان داده شده ،کدهای ژنتیکی را در بر دارد که نشاندهنده ی توسعه فیزیکی(جسمی) و عاطفی شماست . با این وجود علم باید به این حقیقت نیز دست یابد که DNA شما مقصود بسیار والاتری از این که فقط طرحی اولیه و ساده از بدن شما باشد را دارا می باشد .

پروژه ژنوم  تنها تقریبا 3 درصد از کل DNA فیزیکی(جسمی) شما را کشف نموده . به 97 درصد باقی مانده برچسب زاید زده اند . بدین معنی که هیچ فایده ندارند . واقعیت اینکه بدن انسان بی نهایت کارآمد و قابل است و اگر چیز بی فایده ای وجود داشته باشد آنرا تحلیل برده و در طی چندین نسل از دور هستی خارج و دفع می کند .

اگر 97درصد DNA ما زاید است ، پس چگونه است که ما هنوز واجد آنیم ؟

آن DNA به اصطلاح»زاید»در بدن شما در بردارنده تمام تاریخچه زندگی های شما از زمان تناسخ اولتان تاکنون می باشد . این همان جایی است که صفحات آکاشیک که نشاندهنده ی زندگی های متعدد شماست ، قرار دارد . DNA را بخاطر اطلاعات پرباری که با خود دارد کتابخانه زنده نام گذاشته اند .

ما ده رشته DNA اضافی داریم یعنی پنج رشته دو گانه ، که سالیان سال است که غیر فعال یا منفصل گشته اند . تاکنون علم به ماهیت این رشته ها پی نبرده است . هر چند آنها سایه هایی از این رشته ها را زیر میکروسکوپ های الکترونیکی خود مشاهده کرده اند . دانشمندان آنها را»DNAسایه»نامیده اند .

اگر این 12 رشته DNA فعال گردند شما به 10 برابر اطلاعات موجود در DNA خود دسترسی خواهید داشت . این رشته های اضافی مباحث زیر را در زندگی شما در بر می گیرند :
ارتباط با خدا/قادر متعال

بینش درونی ، دریافت پیام از راهنمایان معنوی

ارتباطات روحی و جسمی(الهی و زمینی)

عشق(الهی و زمینی)

جسم فیزیکی

نیروی حیات(چی) و اراده ی شخصی

علایم پیشرفت روحی(معنوی) :

رفع تشنگی با آب پاک . ارتباطات الکترومغناطیسی بین سلولی جدید در بدن ، شما را تشویق به نوشیدن بیشتر آب پاک و تمیز می کند و این باعث می شود که سموم بدن شما دفع شود و در نتیجه شما جسم سالمتری داشته باشید . بدن شما با نقاط ارتباط الکترومغناطیسی  بیشتری کار خواهد کرد و لازم است که مرتبا آبرسانی گردد تا ارتباط قوی و شفاف تری بین شما و راهنمایان روحی شما برقرار گردد .

رفع گرسنگی با غذای سالم . اشتهای شما بدون خیچ تلاشی به سمت غذاهای سالمتر و مغذی تر مانند غذاهای ارگانیک و خام گرایش می یابد . به نظر می رسد این مرحله خود به خود و بدون هیچ سعی و تلاش شما انجام می پذیرد .

سلامت بیشتر . شما ارتباط قوی و شفاف تری با جسم خود خواهید داشت و قادر خواهید بود که با برنامه DNA خود ، در هر سلولتان ارتباط برقرار کنید . بعلاوه ، زمانی که شما عادت غذایی خود را تغییر داده و به برنامه غذایی سالمتری روی آورده ، جسم شما نیز با داشتن سلامتی بیشتر ، پاسخ شما را خواهد داد .

آرامش درونی :

انرژی بیشتر . ارتباطات الکترومغناطیسی بیشتر درون بدن شما ، جریان طبیعی انرژی ، در کل ، سیستم های فیزیکی و جسمی شما را ارتقأ خواهد داد .

با هر رشته DNA اضافی ، شما به جهان خلقت آفرینش نزدیکتر می گردید :

یک ارتباط کامل و شایسته با آفرینش . راهنمایی روحی پیشرفته : فعال گشتن هر رشته DNA اضافی وصل دوباره ای است با خویشتن الهی حقیقی شخص .

ارتباط با موجودات زنده ، حیوانات ، ارواح طبیعت و خود گایا(الهه طبیعت) .

ارتباط با بعد های دیگر : برای بهره مند شدن از خرد روحی ، شما قادر خواهید بود که به راحتی با بعد های بالاتر هستی تماس برقرار کنید . شما موجودی چند بعدی هستید که نه تنها در این بعد که بعد سوم است زندگی می کنید ، بلکه در ابعاد بیشمار دیگری نیز زندگی کرده اید . چیزی که شما»منِ برتر خود»می نامید ، معمولا همان خود شما در بعد دیگر است .

دوازده رشته DNA : میراث روحی ما

نوشته : کیت آ.اسپرکلی Kate A. Spreckley

سالهاست که دانشمندان تشخیص داده اند که انسان ها دو رشته DNA فیزیکی فعال دارد . ما همچنین ده رشته DNA پرقدرت دیگر نیز داریم که قرنهاست به صورت غیر فعال در درون نوع بشر وجود دارد . این رشته های غیر فعال به وسیله ی دانشمندانی کشف گردیده که نمی دانند کارکرد آنها چیست و به آنها DNA «زائد» می گویند .

اسید دی‌اکسی ریبونوکلئیک (Deoxyribonucleic acid) یا همان DNA یک نوکلئیک اسید است که شامل تمام اطلاعات ژنتیکی ما می باشد که در رشد و عملکرد همه موجودات زنده نقش دارند . نقش اصلی DNA حفظ و نگهداری اطلاعات برای مدت طولانی است .DNA اغلب با یک سری طرح های اولیه تشبیه می گردد چرا که شامل اطلاعات و دستورالعمل هایی است که برای ساخت دیگر اجزای سلول ها مورد نیاز است . قطعه هایی از DNA که اطلاعات ژنتیکی (وراثتی) را با خود حمل می کند ژن نامیده می شود . اما قسمتهای دیگر DNA مقاصد ساختاری دارند و یا در تنظیم استفاده اطلاعات ژنتیکی نقش دارند .

بنابراین DNA ما طرح اولیه شخصی ما است و بدین طریق شامل تمامی اطلاعات فکری ، جسمی ، احساس و روحانی ما می باشد .

یک انسان اساساً دوازده رشته DNA دارد که مشخصاً فعالیت می کنند و کارکرد کامل انسان را به عنوان یک موجود روحانی تشکیل می دهند . از آنجایی که با قسمت چپ مغزمان بیش از حد لزوم فکر و استفاده می کنیم و مراکز مربوط به قلب مان را تعطیل کرده ، و این رشته های DNA اضافی بلااستفاده مانده اند .پیامدهای این عدم استفاده این است که ما در یک جهانی که از لحاظ روحی و معنوی نارسا و ناقص است زندگی می کنیم ، و توانایی های شهودی و شفابخش ما بطور چشم گیری کاهش یافته اند . همچنین این امر باعث شده است که ما به قسمت بسیار کوچکی از توانایی های مغزی خود دسترسی داشته باشیم و بتوانیم استفاده کنیم .

جسم انسان بسیار با ارزش است . جسم ما مجموعه ای با ارزش از اطلاعات ، خرد ، دانش در هر زمینه راجع به خودمان ، جهان ، و کل زندگی را در بر دارد .ترکیباتی از هوش در انسان جمع گردیده و حجم عظیمی از اطلاعات در درون جسم ما وجود دارد . در جسم های ما فرمولهایی که برای بازسازی هوشی در کل کائنات لازم است ، قرار دارد .

در زمان لقاح ، ما از والدین خود از طریق خون آنها ، یکسری ژنهای جفت و جور شده به ارث می بریم . این ژنها حاصل کدهای ظریفی هستند که بیشترین فرصتها را برای دستیابی و توسعه توانایی های روحانی(معنوی) و همچنین بهبود و شفای صدمات روحی ما ایجاد می کند .

در عین حال این ژنها حامل حافظه هایی هستند که موانعی در مسیر ما به طرف یگانگي ایجاد می کنند و احساسات ما را به طرف انزوا و جدایی از اصل واقعی و خالق ما می کشاند . این حافظه جدایی ما را وادار به خلق تجارب و موقعیتهایی کرده است که به ما فرصت شفای خویش ، جهان ، و جداییهایمان را داده است . زمانی که ما یک روح هستیم ، به دقت والدین خود و مشخصات ارثی آنها را برای تحصیل تجارب و موقعیتهایی که ما را قادر می سازند که خود را شفا دهیم انتخاب می کنیم . پس خود ما ساختمان دو DNA ای خود را دست چین کرده ایم .

انرژی کره زمین بر اساس تغییرات ارتعاشات اصلی حرکت کرده و به سطوح بالاتر هشیاری پیش می رود . همینطور که زمین ارتعاشات خود را بالا برده ، ما به عنوان انسان نیز از فرصتهای زیادی برای ارتعاشات خویش بهره مند می شویم . منظور از این تغییر همان معراج (عروج) است و افراد زیادی در سراسر جهان دچار سردرگمی و گیجی در جهانهای خود هستند . با این وجود در این به ظاهر سردرگمی و گیجی ، موفقیتهای بزرگی برای بالندگی ، توسعه و پیشرفت ما وجود دارد .

یکی از مهیج ترین جنبه های مرحله توسعه طراحی دوباره DNA ماست . نور کیهانی ، اشعه هایی(انواری) است که از طرف خالق ما به طرف زمین می آید و محرک تغییرات بدن ما و نظم دادنی دوباره به آن است . همانطور که این نور رمزگذاری انجام می دهد تارهایی جذب بدن ما می شوند که باعث فعال کردن DNA پراکنده ما می شوند و آنرا به صورت منحنی های مارپیچ جدید و با رشته ای DNA شکل می دهد و آنها را دسته دسته دوباره فعال می کند .

در همان زمان که این دسته بندی و تنظیم دوباره در حال پیشروی است ما یک سیستم عصبی پیشرفته تری را خلق می کنیم که انتقال و تبادل اطلاعات و داده ها را به آگاهی ما تسهیل می کند . بسیاری از سلولهای غیرفعال مغز ما برانگیخته و بیدار می شوند و ما قادر خواهیم بود که به تمام توانایی های جسم خود دسترسی پیدا کنیم . همچنانکه جسم ما با نور بیشتری آکنده می گردد ، حافظه های ما فعال می گردند و همچنانکه DNA ما به صورت یک هستی چند بعدی (هوشیار) توسعه می یابد ما نیز ارتقأ می یابیم .

دوازده رشته DNA ما فعال گشته و به دوازده نقاط چاکرای ما متصل می گردند که آستانه های انرژی هستند که از طریق آنها ما به میراث روحانی و معنوی خویش متصل می گردیم . این دوازده رشته DNA از طریق این دوازده چاکرا ما را به شبکه انرژی بیرون از جسممان متصل می کند . این دوازده چاکرا مانند دروازه های انرژی در بدن ما عمل می کنند و ما را با نیروهای حیاتی زیست متصل می گردانند .از طریق بازکردن و فعال نمودن این دروازه های انرژی است که ما می توانیم شروع به شناخت واقعی خویشتن کنیم.

زمانی که 12 رشته DNA ما در حال شکل گیری است ، هر موضوعی که با آن برخورد نکرده ایم و آنرا در تاریخچه شخصی خود شفاف نموده ایم ، ایجاد آشفتگی خواهد کرد . احساسات و خاطراتی که برای ما رخ می دهند موقعیتی برای تجزیه ساختار هستی مان ارائه می دهند و خود واقعی مارا که طی رخدادها و اعتقاداتی که به سخن در ما شنیده شده اند آشکار می سازد .

وظیفه ما بیدار نمودن ، فعال کردن و متحد ساختن این 12 رشته یا این 12 چاکراست . این اتحاد انرژی هایی را جذب خواهد کرد که ادغام خواهند شد تا در طول هستی ما به فعال سازی و بیداری جنبه های مختلف زندگی مان بپردازند . این موضوع جنبه ها، فهم و معانی جدیدی را به تمام وقایع زندگی و جهان می دهد .

دوازده چاکرای ما مجموعه هایی از انرژی هستند که اتفاقات بر اثر آنها به وقوع می پیوندد . آنها در بردارنده حافظه و هویت ما هستند و هرکدام به یکی از رشته های DNA ارتباط دارند . به این 12 مرکز انرژی می توان از طریق جایی که ما اطلاعات را حس می کنیم و در ارتباط با تغییر تجاربمان در افکارمان دسترسی پیدا کرد .

با گشودت قلوب و افکارمان جواب تمام اسرار بزرگ بر ما مکشوف می گردند . ما باید از عقاید کنونی مان دست بکشیم و عقاید جدیدی بنا بنهیم چراکه فکرمان همیشه در حال پیشرفت و توسعه است و تجارب جدیدتان را براساس آنچه که ما پیشنهاد می کنیم پایه گذاری کنید . فکر ما ارباب ما نیست ، ما ارباب افکار خویشتنیم . افکار ما وسیله ایست برای خلق واقعیات و نه چیزی بیش از آن .

با عملکرد آگاهانه با امواج انرژی و نوری که درون کره زمین در جریان است ، ما قادر به درک و ملاحظه تغییرات این سیاره براساس شفابخشی و قدرت افکار خود هستیم .

فعال سازی تمام این 12 رشته DNA کدهای ژنتیکی انسانی را به هم مرتبط ساخته و دسترسی ما را به تمام علوم و دانشها امکان پذیر می سازد . این آگاهی و درک آنچه حقیقتاً هستیم می باشد .

با فعالسازی تمام 12 رشته DNA ما اتحاد و یگانگی درون خود را می سازیم که به ما این فرصت را می دهد گه به آرامی به سطوح بسیار بالاتری از ارتعاش و تواتر نوری انتقال یابیم که به عروج ما با بیداری آگاهی انسانی آتی ما کمک کرده .

نتیجه گیری:

در این شکی نیست که DNA ما در حال جهش است . گونه بشر با سرعت زیادی در حال تکامل است . ما در حال بازیابی رشته های از دست رفته DNA هستیم و در آینده ما قادر خواهیم بود تا به طور ارادی این منبع را کنترل کنیم . هیچ چیزی نخواهد توانست این روند را متوقف کند چون که قانون خلقت است .

وظیفه ما این است که این انرژی جدید که برای ما فرستاده می شود را قبول کنیم و به طبیعت کمک کنیم تا جسم فیزیکی ما را بهتر تغییر دهد . با پدیده تکامل مقابله نکنید ! آنرا قبول کنید در آغوشش گیرید ! گونه نژاد بشری که ما هستیم هر لحظه در حال شکل گیری جدید است .

http://www.youtube.com/watch?v=g7VOKDQz3yU&feature=player_embedded

منبع :    http://humansarefree.com/2011/04/amazing-scientists-our-dna-is-mutating.html

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از بابك دقت  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

دانشمندان میگویند:ژنهای بیگانگان فضایی در DNA انسان،توانایی های فرا زمینی در اصلاح DNA

جمعی از محققان که بر روی پروژه ی ژنوم انسان کار می کنند اعلام کردند که کشف علمی بسیار متحیر کننده ای کرده اند.آن ها بر این باورند که ۹۷ درصد از توالی ها ی DNA    کد نشده در انسان ، تقریبا مطا بق با کد ژنتیکی اشکال حیات فرازمینی است.

توالی های کد نشده برای تمام گونه های در حال زندگی بر روی زمین ، از کپک ها گرفته تا ماهی تا انسان ، مشترک است.پروفسور سام چانگ ،رهبر گروه می گوید : در DNA  انسان ، آن ها قسمت بیشتری از کل ژنوم را تشکیل می دهند.

توالی های کد نشده سال ها پیش کشف شد و وظیفه ی آن ها به عنوان یک راز باقی ماند.اسم اصلی آن ها “DNA های دور ریختنی یا بی مصرف” است.

اکثریت DNA  انسان منشا غیر دنیایی دارد.”ژن های بی مصرف فرا زمینی “    “انحصارا” وبه همراه ژن های پر کار نسل به نسل منتقل شد.

https://i2.wp.com/www.agoracosmopolitan.com/home/Frontpage/2007/01/08/images/Asket_woman.jpg

………………………………………عکس—— شهادت مستقیم ” اسکت” و انسان زنی فرا زمینی

بعد از تجزیه و تحلیل های وسیع و با همکاری دانشمندانی از علوم مختلف ، برنامه نویسان کامپیوتر،ریاضیدانان و دانش پژوهان دیگر ، پروفسور چانگ با حیرت بیان کرد که ظاهرا DNA های بی مصرف انسان، توسط نوعی گونه های برنامه نویس فرازمینی ساخته شده است.

تکه های بزرگ بیگانه به همراه DNA انسان . پروفسور چانگ می گوید: ” رگ ها و شاهرگ های مخصوص به خود را دارد ، و سیستم دفاعی و ایمنی مخصوص به خود که بسیار نیرومند است و در برابر دارو های ضد سرطان ما مقاومت می کند.”

پروفسور چانگ تصریح می کند: ” فرضیه ی ما بر این است که گونه ی بالاتری از حیات فرا زمینی در خلقت حیات جدید دست داشته است و بذر آن را در گونه های مختلف سیارات پراکنده و کاشته است.زمین فقط یکی از آن ها است.شاید ، بعد از برنامه نویسی ،خالقان ما ،ما را همانند پرورش باکتری درون ظرف کشت میکروب ، پرورش دادند و بزرگ کردند.

ما نمی توانیم انگیزه های آن ها را بدانیم.شاید این یک آزمایش علمی بود ، یا ، مسیر و راهی برای آماده کردن سیاره های جدید برای  استعمار یا مهاجرت و یا کاشتن بذر حیات در جهان ، کاری مداوم و عادی و در حال پیشرفت است.

پروفسور چانگ به این نکته اشاره کرد که : ” اگر ما به این موضوع در موقعیت و شرایط انسانی خود نگاه کنیم ، برنامه نویسان فرازمینی حتمی ، محتملا داشته اند بر روی “یک کد بزرگ” کار می کرده اند ، که شامل پروژه های مختلفی بود و پروژه ها محتملا اشکال حیات مختلفی برای سیارات گوناگون به وجود آورده اند.آن ها هم چنین راه حل های گوناگونی را بررسی کرده اند.آن ها “کد بزرگ” را نوشتند ، آن را از بین بردند ، از بعضی کارکرد ها خوششان نیامد ، آن ها را عوض کردند یا یکی دیگر اضافه کردند ، آن را دوباره از بین بردند ، پیشرفت های بیشتری دادند ، دوباره و دوباره تلاش کردند.

تیم محققان  پروفسور چانگ علاوه بر این نتیجه گرفتند : برنامه نویسان فرازمینی همچنین شاید به دلیل لزوم تمرکز بر روی ” پروژه ی کره ی زمین ، تمام برنامه های ایده آل خود برای آینده را قطع کردند تا شاهد ضرب العجل جمعیت باشند.به احتمال بسیار زیاد این برنامه نویسان فرازمینی با اشتیاق و به طور شدید بر روی ” کد بزرگ ” تقلیل کردند و برنامه ابتدایی برای زمین تحویل دادند. پروفسور چانگ فقط یکی از دانشمندان و محققان بسیاری است که منشا فر زمینی در بشریت یافته اند.

https://i1.wp.com/www.norinvest.org/wp1/wp-content/uploads/2011/04/wpid-dna-tn.jpg

پروفسورچانگ می گوید : آن چه که ما در DNA  مان می بینیم برنامه ای است شامل دو نسخه یا ورژن است : یک کد بزرگ ، و کد پایه و ابتدایی .آقای چانگ تایید می کند که حقیقت این است که برنامه (program) اصلی روی زمین نوشته نشده است.این الان یک حقیقت شناخته شده است.حقیقت دوم این است که ژن ها ، خود به تنهایی نمی توانند تئوری تکامل را توضیح دهند ، حتما باید چیز بیشتری در ” بازی” وجود داشته باشد.

پروفسور چانگ می گوید: ” دیر یا زود ، ما باید با این مفهوم کنار بیاییم که همه ی حیات بر روی زمین کد ژنتیکی به اصطلاح ” پسر خاله” فرا زمینی خود را حمل می کند و ” تکامل” آن چیزی که ما فکر می کنیم نیست.

پروژه ی ژنوم انسان دلالت و هم بستگی ” فرا زمینیان شبه انسانی” را کشف می کند.

ادعا می شود که فرا زمینیان شبه انسانی بعضی از مواد و مصالح برای تکامل انسان را تهیه کرده اند و این که بسیاری از این فرازمینیان به پرسنل و همکاران خود اجازه دادند که به عنوان ” بذر های ستاره ” ای در خانواده های انسان ها که صورت جسمانی   و خارجی (انسانی) بگیرند

براد و فرانکل استیگر این ” بذر های ستاره ای ” یا ” فرزندان ستاره ای ” یا “مردم ستاره ای ” را بدین گونه توضیح داده اند که آن ها منحصر به فردانی هستند که “روح های ” آن ها در جهان های منظومه های ستاره ای دیگر مجسم شد و فرم و شکل مادی به خود گرفت و سپس به زمین سفر کردند و تصمیم گرفتند و به این وظیفه آمدند که تکامل و پیشرفت های روحی انسانی را ترقی و پیشرفت بخشند.اکثر بشریت این گروه فرازمینیان را خیر اندیش و نیکخواه تصور کرده اند که به عنوان ” ارتباط گیرنده ها ” توضیح داده می شوند مانند کسانی چون : جورج آدامسکی ، اورفئو آنگلوچی ، جورج     ون تاسل ، هووارد مانگر ، پائول ویلا، بیلی می یر و الکس کلیر که هر کدام از آن ها طبیعت داوطلبانگی خود را با این فرازمینیان شبه انسانی توضیح داده اند.

این  ” ارتباط گیرنده ها ” یا ” ارتباطی” ها اغلب مدرک فیزیکی در اشکال مختلف مانند عکس ها ، فیلم و یا شواهد ارتباط هایشان با نژاد و نسل فرازمینیان را ارائه می کنند.قوی ترین مدارک را ” ارتباطی ” ای به نام ادوراد بیلی می یر ( (Edward Billy Meier

با ارائه شواهد و مدارک فیزیکی بسیاری ارائه کرده است.

Human Genome Project Coordinators

نمایندگان مربوط به “فضانوردان باستان”

در واقع نویسندگان ” فضانوردان باستان” بر این باورند که نژاد و تباری فرا زمینی زمین را در گذشته های دور ملاقات و یا مورد مهاجرت و استعمار قرار دادند.

و انسان اولیه یا همان هومو ارکتوس را با استفاده از مهندسی ژنتیک را برای خلق نژاد و نسل انسان های هوشمند یا همان هومو ساپینس تغییر دادند.مدرک این فکر یا ایده پدیداری غیر محتمل و ناگهانی هوموساپینس ها بر اساس قانون و قواعد داروینیسم است و در افسانه های تمدن های باستانی که خدایان انسان نمایی را توضیح می دهند که از بهشت پایین می آیند و نوع بشر را با تصور خودشان خلق می کنند.هومو ساپینس ها بدین گونه موجوداتی دو رگه شناخته شدند ، ترکیبی از ژن های زمینی از هوموارکتوس و ژن های فرازمینی ” از نژاد خدایان.

قبل از عصر مدرن سفر های فضایی و ژنتیک ، این فرضیه ی منشا نوع بشر نمی توانست باور شود و حتی الان ، در قرن بیست و یکم ، بسیاری از مردم هستند که این را به عنوان داستان علمی تخیلی تلقی می کنند.اگر چه ، در روشنایی مسائل نظریه ی درست و صحیح تکامل انسان، ایده ی مداخله ی ژنتیکی توسط شبه انسان هایی هوشمند به عنوان کلیدی برای معما جدی گرفته می شود.از این بین معروف ترین آن ها اریک ون دانیکن و زکریا سیچین هستند.

نمایندگانی از جانب ” گروه های سیاسی یک طرفه”

دکتر مایکل ای سالا یکی از بنیان گذاران حرکتی یک طرفه ی سیاسی است که طرفدار عقیده ی برخورد باز و خوشرو با فرازمینیان ، برای ” دموکراسی جهانی” و کیفیت زندگی نوع بشر در جهان است.او می گوید : تعداد بسیار زیادی از نژاد فرا زمینیان هستند که هم اکنون با جمعیت انسانی و زمین در تماس و برخورد هستند.

در یک مصاحبه در سال ۱۹۹۸ ، کلیفورد استون ، پزشک باز نشسته ی ارتش آمریکا که در بخش تصادم ها و برخورد های سفینه های فرازمینی با زمین و موجودات بیولوژیکی فرا زمینی فعالیت داشته است می گوید که نژاد ها وتبار های شناخته شده ی فرازمینی مختلفی بودند.

“باب دین”  که ۲۷ سال در بخش ها و سطوح ارشد ارتش آمریکا فعالیت داشته است می گوید یک ” گروه فرازمینی” بسیار شبیه به ما هستند.آن ها می توانند در یک هواپیما کنار شما بنشینند یا در یک رستوران ، و شما هیچ گاه به تفاوت آن ها پی نبرید.

الکس کولیر که ادعا می کند یک ” ارتباط گیرنده ” یا (contactee)  است می گوید که انواع نژاد های فرا زمینی مواد و مصالح ژنتیکی را برای ” آزمایش انسان” (آزمایش منظور آزمایش علمی است.م)  تهیه کرده اند.او اشاره می کند که “انسان های زمین” حاصل دستکاری ژنتیکی فرا زمینی هستند.ترکیب نژادی شامل ۲۲ طا یفه و تبار مختلف.

آلکس کولیر ادعا می کند که فرازمینیان سعی در متعالی کردن آگاهی انسان و ترویج یگانگی در دین را دارند.

 

فرازمینیان در تلاشند تا به انسانیت در راه پیدا کردن آزادی از ساختار ها ی ناراحت کننده  به سوی آموزش و بالا بردن آگاهی کمک کنند.

“معنای رویایی و برخورد های فرا زمینیان شبه انسانی بر روی زمین”

دکتر ” سالا” در کتاب خود به نام ” فرازمینیان در میان ما” ، می گوید: مدارک بسیاری وجود دارد که ثابت می کند شماری بازدید کننده ی فرا زمینی شبه انسانی در میان جمعیت ما از گذشته تا کنون در حال زندگی هستند.

شماری از ادعا هایی از برخورد با فرازمینیانی که خود را شهروند معمولی در شهر های بزرگ در سراسر زمین معرفی می کنند وجود دارد.

آن ها می توانند مانند ما کار بگیرند ، رانندگی کنند و به راحتی با جامعه ی انسانی اخت بگیرند.

“جورج آدامسکی” اولین کسی است که درباره ی زندگی مخفیانه ی فرازمینیان در مورد ما کتابی به نام ” درون بشقاب های پرنده” نوشته است.او در این کتاب تجربیات ارتباط های خود را نوشته است.ملاقات های او مدارک بسیاری از جمله شاهدان ، فیلم ها و عکس ها و …بسیاری را دارا است.یکی از ملاقات های او با فرازمینیان توسط شش شاهد عینی در سال ۱۹۵۲ انجام شد.

او در یکی از ملاقات های خود به همراه دو فرازمینی که کاملا شبیه انسان و در شغل تجارت مشغول بودند ، سوار خودروی آن ها می شود و آن ها او را به خارج از شهر می برند.

او می نویسد: آن ها انگلیسی سلیس و روان حرف می زدند و این نشان می دهد که چگونه آن ها در بین ما نفوذ کرده اند و همه چیز ما را یاد گرفته اند.یکی از آن فرازمینیان به او گفته بود:ما این جا زندگی و کار می کنیم.زیرا همان طور که می دانی ، بر روی زمین مهم است که برای غذا ،لباس و … درآمد کسب کنیم.ما بر روی سیاره ی شما سال ها است که زندگی کرده ایم.

ما ابتدا لهجه ی ناچیزی داشتیم اما اکنون کاملا غیر قابل شناسایی در مقایسه با مردم شده ایم و کاملا با مردم زمین آمیخته شده ایم.بدون این که بفهمند ما ساکنان دنیاهای دیگریم.چون همان طور که می دانی، دانستن این برای مردم خطرناک خواهد بود.ما شما را بهتر از خودتان می شناسیم و به طور آشکار دلیل ناراحتی ها و مشکلاتی که شما را احاطه کرده را می دانیم.

آدامسکی تنها ارتباط گیرنده نیست.بسیاری از آن ها بر روی زمین زندگی می کنند.

 

نمایندگانی بر روی زمین ، خویشاوند با انسان های غیرنژاد زمین

آلکس کولیر می گوید که فرازمینیان برای او فاش کرده اند که بیش از ۱۳۵ میلیارد آفریده از نوع انسان در ۸ تا از نزدیکترین کهکشان ها ی به ما وجود دارند.

او می گوید:ما ، انسان های زمینی، شهرت خیلی بدی برای آن ها داریم.چون ما تنها نژادی از انسان  در کهکشان هستیم که خودشان را می کشند. ما تنها نژادی هستیم که به خود اجازه می دهد تا در فقر زندگی کند. ما تنها کسانی هستیم که به مردم خود اجازه می دهد تا در گرسنگی شدید و مردن از قحطی زندگی کنند ، اجازه می دهیم تا بی خانمان باشد ، برده شود.آن ها ( فرازمینیان) نمی فهمند که ما چرا این کار ها را می کنیم.

پروژه ی ژنوم روس ها

دانشمندان روس پس از آزمایش دریافتند که DNA انسان قابل برنامه ریزی دوباره است.آن ها به همراه زبان شناسان پی بردند که کد ژنتیکی قوانین مشابهی مانند زبان های ارتباطی ما دنبال می کنند.زبان ما بازتابی از DNA ما است.این بدین معنا است که با فرکانس ها و زبان می توان DNA را دوباره برنامه ریزی کرد.

این به ما کمک می کند که متن های باستانی را برای پیدا کردن اصلمان دوره کنیم.

تحقیقات DNA روس ها نشان داد که اگر انسان ها با منحصر به فردی کامل ، آگاهی گروهی خود را دوباره کسب کنند ، آن ها قدرتی خدا گونه برای خلق، دگرگونی و شکل دادن به چیز های روی زمین خواهند داشت.

چیز جدیدی در حال وقوع است. بچه های روشن بین بیشتری در حال متولد شدن هستند.چیزی در آن ها وجود دارد که به سوی آگاهی دسته جمعی است.

در سال ۲۰۰۵ ، مردم در هیمالیا رفتار های عجیبی را در کودکانشان گزارش کردند.کودکان آن ها در حال استفاده کردن نوعی زبان اشاره بین خودشان هستند که بزرگسالان آن را نمی فهمند.حتی خود آن ها نمی دانند که از کجا این زبان را آموخته اند و هم چنین آن ها اشیاء مثلثی شکلی در حال پرواز در آسمان نقاشی می کنند.بعضی ها بر این باورند که این کودکان معمولا با فرازمینیانی که فقط برای آن ها مرئی هستند به وسیله ی تله پاتی در ارتباط هستند.

بعد از گزارش های زیاد از مشاهده ی یوفو در مکزیک ، برخی کودکان آن جا نیز رفتار مشابهی نشان دادند.به گفته ی برخی معلمان آن جا ، کودکان این روز ها فرا مستعد شده اند. محلیان آن جا بر این باورند که یوفو ها هزاران سال است که این مکان را ملاقات کرده اند.و بعد از مدتی توقف ، این امر دوباره شروع شده است.

خانواده های بسیاری از سراسر جهان ، استرالیا ، اروپا ، آمریکا و … پیشرفت های روانی و فیزیکی در کودکان گزارش کرده اند.در مکزیکو سیتی ، هزار بچه وجود دارد که می توانند با قسمت های مختلف بدنشان ببینند.دولت چین این قضیه را بسیار جدی گرفته و در حال تحقیق و بررسی بر روی چنین بچه هایی با این توانایی ها است.

آن ها رفتار مشابهی با کودکان ایندیگو یا ستاره ای دارند.بعضی از آن ها می توانند با تفکر غنچه ی یک گل را باز کنند.

 

تکه های بیشتری از معما

فرانسیس کریک ، برنده ی جایزه ی نوبل می گوید بذر حیات توسط تمدنی پیشرفته به زمین انتقال داده شده است.انسان شناسی هنوز نتوانسته است حلقه ی گم شده در نظریه ی داروین و تغییر سریع ما از نئاندرتال ، به هومو ساپینس ها را توضیح دهد.از قول زکریا سیچین ، پاسخ این سوال ها می تواند در متون کهن مقدس نهفته باشد.از نظر او ، انجیل ارائه و ترجمه  مختصری از متون سومری و اکادی است.او در تحقیقاتش به این نتیجه رسید که ما اصلاح شده ی ژنتیکی توسط فرازمینیانی به نام “  نفیلیم  “  در ۴۵۰،۰۰۰ سال پیش هستیم.

قبیله های بومی در سراسر دنیا از دوگون در آفریقا گرفته تا وانرجینا در استرالیا ، در تاریخ  خود از خدایانی سخن می گویند که آمدند و در ژنتیک انسان ها اصلاح و پیشرفت به وجود آوردند.

پسری ۴ ساله در انگلیس به مادرش گفته بود:   “    چیزی به نام مرگ ، بدین معنا که فکرش را می کنید وجود ندارد.جهان به سمت ابدیت و جاودانی و ازلیت می رود.و این درست نیست که ما نقش بیشتری در کیهان بازی نمی کنیم.ما بر می گردیم  ( آن پسر الان می گوید من آن زمان لغت تناسخ را نمی دانستم.)  بعد او گفته است شما پدر و مادر واقعی من نیستید.آن ها در فضا هستند و چیز مهم و شگفت انگیزی در این سیاره رخ خواهد داد و آن بر روی تمام سطوح آگاهی تاثیر خواهد گذاشت.این اتفاق در زمان تو (مادر) اتفاق نخواهد افتاد ، ولی در زمان زندگی من چرا.

 

کولین ویلسون می گوید: شما نمی دانید که چقدر از این بچه ها این جا ، این بیرون هستند.من ، فقط ده ها نفر از آن ها را می شناسم و احتمالا هزاران از آن ها وجود دارند.من در ظن و شکم که این آغاز تغییری باشد که یوفو ها در حال کار بر روی آن هستند.

با جمله ای از کودکی ۸ ساله از استرالیای غربی پایان می بریم:

“  اگر تئوری کوانتوم درست باشد ، علم نمی تواند با این مخالفت کند که ما در واقع با همه چیز در ارتباط هستیم.حتی با ملاقات کنندگان فرازمینیمان.  برای آن ها ما بیگانگان فضایی هستیم!  “

و تیلور که می گوید:  “   انسان ها این جا هستند تا خودشان را به یاد بیاورند ، با آگاهی و هوشیاری و فهم کامل لاینفک و جدا ناپذیر بودنشان با جهان.  “

منبع :   http://humansarefree.com/2011/05/scientists-alien-genes-in-human-dna.html

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از احمد رضای عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

نبرد پلیادیان و خزندگان برای زمین(مخلوط شدن DNA لیرانیها و پلیادیانی ها و رپتلیانها)

این مطلب از سایت http://www.marhatis.com ترجمه شده است که مربوط به شخصی است بنام Rev. maxi  که خود را فرزند ستاره ای و پلیادیانی میداند.

و البته طرح این موضوع برای آگاهی خوانندگان از مطالب مطروحه در دنیای مجازی میباشد و رد یا تایید آن کاملا به عهده خواننده میباشد.

**********************************************

تصاویری برای  درک  ” یافتن راه روح  و گذراندن دروس  ”

موضوع : نبرد پلیادیان و خزندگان برای زمین

 

 

 

هدف خلقت :  داشتن یک سیاره که در حالی که در بعد فیزیکی و جامد  است دستیابی به انرژی نوری را فراهم و پشتیبانی میکند .

زمین برای تبدیل شدن به یک ایستگاه دریافت فرکانس  آینده طراحی شده بود. به همین دلیل همه  جهان می آیند تا در نبردی بزرگ،  DNA خالص یا هیبرید شان را  دوباره تنظیم کنند و سهم بیشتری از آگاهی برتر بدست آورند .

در تصاویر زیر ، در تصویر اول سیستم تعالی انسانی را میبینیم که در آن انسان رشد و تکامل را به صورت نور دارا میشود . درحالی که همچنان در فرم و کالبدی  فیزیکیست . و در تصویر دوم ،  اسکن بدنی یک  انسان در حال تعالیست . همانطور که میبینید ، او در همین زندگی در حال تکامل است  و به نوری برتر تبدیل میشود. به رنگی صورتی ، که رنگ عشق است .

 

ساکنین سیاره پلیاد ،  این کره خاکی را با هدایت الهی برای تکامل آگاهی برتر ایجاد کردند .

تصویر اول : آنها به کره زمین روحی دادند با نام ” Gaia ”

تصویر دوم : پلیادیانی ها ، از ساکنین لیران ، که ستاره شان نابود شده بود ، دعوت کردند به آنها در این خلقت ملحق شوند.

تصویر سوم : آنها پس از آن که بر اساس راهنمایی ها آفرینش را انجام دادند و برقرار کردند ، این سیاره را در هزاران سال پیش ترک کردند .

تصویر چهارم : به هنگام بازگشت آنها دریافتند که در غیاب آنها رپتلیانها (نژاد خزنده) در پروسه تکامل طبیعی DNA که برقرار شده بود نفوذ کرده اند . به همین دلیل  شورایی ۱۲ نفره  از ارواحی با آگاهی های بالاتر ، برای حل و فصل جنگ و ایجاد میثاق عدم نفوذ برای حفظ زمین تشکیل دادند . سپس پلیادیانی ها ، فرزندان ستاره ای معنوی و سربازان روح را وارد زمین کردند تا ماموریت شان را شروع کنند . ماموریتی برای انتشار نور…

در ابتدا شورای ۱۲ نفره خسارت وارده را برآورد کرد و تا جایی که توانست تعادل را برقرار کرد .  ولی DNA دستکاری شده خود تبدیل به  نفوذ گر میشود ،  بنابراین ، شورای ۱۲ نفره  اقدام  به تشکیل شبکه های محافظت از سیاره در  برابر نفوذ بیشتر  کرد.

در حال حاضر در این سیاره انسان وجود دارد و سلطه نژاد خزندگان ، تحت  حکومت ترس ، نفرت ، تعصب و فقدان محبت . تبدیل شده به یک جنبشی برای کنترل جمعیت در حال رشد . پس از هزاران  و هزاران سال مبارزه با انرژی خزنده ها و چندین و چند بار نابود شدن تمدنها ی روی زمین ، پلیادیانی ها  به مقام لایزال الهی برای راهنمایی و هدایت متوسل شدند . نور الهی ، دو بارقه  از نور دلش  به  آنها  داد  ، هر کدام با یک نقش .. یکی در بالا و یکی در پایین..

یکی از نورها ، در زمین صورت خارجی میابد و بدون مداخله و از طریق فرایند تجسم  ، نور را در سراسر جهان منتشر میکند  .

نور دوم در ابعاد بالای زمین به عنوان راهنما همانند نوری مجسم باقی میماند و به عنوان منبع ارتباطی بین خدا و پلیادیانی ها و لیرانیها در این آزمایش زمینی عمل میکند . این دو چراغ عیسی مسیح  و شیطان نامیده می شدند . نقش شیطان این بود که  اطمینان حاصل کند در هر موقعیتی آنها عادل خواهند بود و به میثاق شورای ۱۲ نفره پایبند خواهند بود . رپتلیانها این را به معنی از دست رفتن نبرد تلقی کردند و برای ادامه مبارزه ، آزمایش نور را ” شیطان و مجازات انسان  ” خواندند  تا بار دیگر انسانها را گمراه کنند .. این بار با ترسی فراتر از درکشان .

 

مخلوط شدن DNA لیرانیها  و پلیادیانی ها و رپتلیانیها

 

هر انسانی دارای سه کد DNA از نژاد رپتلیان و نژاد پلیادیان و بشر اولیه از Gaia  میباشد  . تصویر اول  نشاندهنده نردبان  DNA با ۳ X است که طرح پیشنهادی شورا ست  ، برای ادغام متعادل از هر سه نژاد کهکشانی . رپتلیانها این پیشنهاد را رد کردند و شروع  به  خنثی کردن آن با پیشنهاد ترکیب انسان و خزنده بدون  کد نژاد پلیادیانی کردند. که  به نژاد خزنده قدرت تسلط بر انسانها و شکنجه ژنتیکی را میدهد و انسانها را به بردگی میکشاند .

تصویر دوم :   شورای ۱۲ نفره دارای اعضایی از رپتلیانیهای تکامل یافته بود که به عنوان پیش کسوت  و اصلاح کننده شناخته شده بودند  ، و  DNA یکپارچه داشتند .  بنابراین شورا دیدگاهی را در طراحی برای زمین متعادل لحاظ کرد که  شامل هر سه نژاد خزنده ( جنگجو ، باستانی و عصر جدید یا اصلاح کننده ) بود . برای ایجاد تعادل و بهبود نژاد رپتلیان به خزنده هایی خردمند .

سپس ،  آنها توانستند این پیشنهاد موازنه DNA  را به شورا بدهند و با انسان/پلیادیان ها مخلوط بشوند و یک نژاد از تمامی کهکشان بسازند دارای خصوصیت هوش و عقل تمامی نژادها  .

روح بنفش کمرنگ DNA   آگاهی عالی روح است که وقتی  نور الهی به تعادل برسد بطور خودکار ایجاد میشود .

 

این  رمز گشایی اتفاقی است که در شورا افتاد  و علتی برای تمامی چیزهایی که اتفاق می افتد .  و این آغاز سیر تکاملی موجودات کارگر نور  در این سیاره است .

زمانیکه رپتلیانها  با ارسال یک فرکانس به زمین ، باعث تحریک و برانگیخته شدن DNA خالص جنگجوی خزنده  در موجودی شوند  ، میثاق غیر نفوذ بودن DNA  فعال میشود و DNA جدا شده در همان زمان کد رمز شیمیایی DNA را برای دریافت فرکانس جواب ، به روح آن آفریده می فرستد . این اجازه میدهد تا تاخیری در فعال شدن حاصل شود و زمانی به روح  بدهد تا تصمیم بگیرد که به سوی نور روان شود یا سوی تاریکی حرکت کند  .

اگر تصمیم به بیداری به سمت نور گرفته شود ، این کد شیمیایی  DNA پلیادیان را تحریک میکند  و DNA فعال شده پلیادیانی ، یک نوع غلاف محافظت کننده پیرامون DNA ایجاد میکند . سپس کد DNA را برای شورای ۱۲ نفره ارسال میکند تا پیشرفت را نظارت کنند و مطمئن شوند که آن موجود با اراده آزاد و با تصمیم شخصی حرکت به سوی نور را انتخاب کرده است . این همان زمانی است که مردم احساس میکنند که چیز بیشتری در این زندگی برای آنها وجود دارد و جستجوگر میشوند .

  1. ادغام متوازن DNA بشر همراه با محافظت DNA پلیادیانی ؛   از DNA خزنده و DNA  خالص پلیادیانی
  2. یک نردبان DNA متوازن که نردبانی عالی برای رسیدن به آگاهی برتر در آن مستتر شده است .
  3. یک فرزند ستاره ای  پلیادیانی ،  تجسم یافته  به صورت یک بشر ، که  برای اجرای یک ماموریت نور آماده شده است .

فعال سازی کد DNA خزنده

رپتلیانها برای تحریک  DNA منفی رپتلیانی ، فرکانسی به زمین ارسال میکنند . و البته این حق آنهاست که آنها در DNA ما هستند .(براساس مصوبه شورای ۱۲ نفره ) . با این حال این حق  DNA پلیادیانی است که  کد رپتلیانی را جدا کند و نور را فعال کند و روح را به روحی روشن تبدیل نماید .   و روح را در زمین با نوری روشن نگهداری کند  تا زمانیکه با یک روح روشن دیگر جایگزین شود.

 

مرجع : http://www.marhatis.com/radiopleiadianreptilliandna.htm

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از کاملیای  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

براي انتشار ديدگاههاي خود به سايت دنياي اسرار آميزبه آدرس    www.ufolove.com       مراجعه كنيد .

معرفی پگی کین و نبرد خزندگان و پلیادیانیها روی زمین

 

https://i2.wp.com/thumbnails.truveo.com/0022/41/1C/411C8802BCEF6CB35BAAAC_Large.jpg

ویدیو های زیادی از مصاحبه با پگی کین (peggy kane)در اینترنت موجود است که  وی در آنها به تفصیل در مورد تجربیات خود در زمینۀ ضبط صدای ارواح و یا صداهایی از ابعاد دیگر و استفاده از مکالمۀ معکوس EVP برای شنیدن حقیقت صحبت کرده است.(پگی کین یکی از متخصصین در امور مربوط به استفاده از مکالمه معکوس بوده است.مطلب مربوطه در سایت موجود است.) پگی کین مدعی ست افرادی که از طریق ای-وی-پی با آنها صحبت کرده از حضور نژادی موسوم به خزنده آسایان صحبت می کنند که دست به شکنجه و سواستفاده از انسان ها می زنند ( جهت اطلاعات بیشتر به ویدیوهای مصاحبه با پگی کین رجوع کنید). وبسایت شخصی وی بعد از بسته شدن آن توسط خودش کاملاٌ از شبکه حذف شده و همچنین سایر وب هایی که اخبار او را منتشر می کردند در حال حاضر مسدود هستند و اطلاعات زیادی نمی توان در مورد زندگی شخصی وی کسب کرد( او یک زندگی عادی دارد و معلم کودکان ناتوان ذهنی ست). در ادامه، خلاصه ی آخرین متنی که از وبلاگ شخصی پگی کین به جا مانده را می خوانید:

 

https://i2.wp.com/www.humanitywinsilluminatilose.com/wp-content/uploads/2009/11/2RS-Photo-Peggy.jpg

طبق آنچه در این ۳-۴ سال اخیر شنیده ام (از طریق ای- وی- پی) نژاد خزندگان از اوریون، که در ابتدا خود را به عنوان خدایان معرفی می کردند، هزاران سال است که اینجا در روی زمین حضور دارند. آنها توسط دانش ژنتیک خود، انسان را جهت دستیابی به برخی اهدافشان دستکاری ژنتیکی کردند. در واقع آنها از انسان به عنوان یک منبع غذا و انرژی، یک اسیر و وسیلۀ تفریح استفاده می کنند.

خزندگان در واقع ماهیت فیزیکی داشته اند اما از زمانی که به اینجا آمدند تا با ظاهری انسانی در پشت پرده فعالیت کنند، به نوعی در بعد چهارم که برای ما دنیای خواب ها و رویاهایمان محسوب می شود گرفتار شده اند.

مردم از طرق مختلف به ویژه کنترل آشکار ذهن توسط آنها به تسخیر در می آیند. همچنین خانواده های سلطنتی در برخی مراسم  شیطان پرستی با اعمالی که بر روی کودکان انجام می دهند راه را برای کنترل و انجام خواسته های آنان باز می کنند.

بسیاری از مردم توسط ربوده شدن تسخیر می شوند و بذری در درونشان کاشته می شود که با ایجاد وسوسه و فساد و انحرافات رشد می کند و بدون آنکه فرد آگاه باشد کنترل امور را در دست می گیرد و زندگی پر از انحرافات و زشتی ها را برای او رقم می زند. این فرد پس از مرگ به دنیایی جهنمی کشیده می شود، جایی که این موجودات ( خزندگان) می توانند از او سؤاستفاده کنند، به این دلیل که او یک گناهکار به حساب می آید! در این زمان خزندۀ تسخیر کننده از بدن او بیرون می آید و به خاطر ایجاد پلیدی ها در درون این فرد پاداش می گیرد. آنها فرد را تحت شکنجه، تجاوز و ترس شدید قرار می دهند و در پایان قربانی خود را می خورند. در تمام این مدت فرد خودش را سزاوار این مجازات می داند و از آنچه بر سرش آمده اطلاعی ندارد.

https://i0.wp.com/alien-ufo-research.com/reptilians/sumeriam-reptilian.jpg

https://i1.wp.com/alien-ufo-research.com/reptilians/anciant-reptilian-statue.jpg

در سایر موارد تسخیر شدگی، یک انسان می تواند وادار شود که جنگ یا فاجعه عظیمی به راه بیاندازد، یک مادر نجواهایی را در درونش می شنود که می گویند کودکش را غرق کند یا آن را را از بالای پل به پایین بیاندازد و یا افکار بیمار دیگری که در نظر فرد نداهایی از جانب خدا می رسند. هنگامی که افراد تحت  بحران های روحی و احساسات شدید قرار می گیرند این موجودات از آنها تغذیه می کنند، به خصوص زمانی که آنها در خواب به سر می برند.

سیستم های مذهبی، عقیدتی و سیاسی  ما به دلیل ایجاد تفرقه، تنفر،  تعصب  و به خصوص جنگ،  سود بسیار زیادی برای این گروه (خزندگان) ایجاد کرده اند. جنگ از گذشته های دور حکم یک ضیافت را برای آنها داشته، یک سرباز جوان در حال جنگ که وجودش از آدرنالین و ترس پر شده غذای مورد علاقه آنهاست. هنگامی که این سرباز با مرگ رو در رو می شود، در واقع به  دست خزندگانی می افتد که  اعتقادات او مبنی بر قربانی شدن به خاطر میهن پرستی  را به سخره می گیرند.

در سال های اخیر موجودات شبیه سازی شدۀ بسیاری به وجود آمده اند که هیچ گونه شفقتی در آنها وجود ندارد و یک کروموزومy  اضافی دارند تا مهاجم تر و پرخاشجو تر شوند. من در گذشته با بعضی از این موجودات که مانند همتایان مؤنث خود به طور طبیعی به دنیا آمده بودند صحبت کرده ام (از طریق ای- وی- پی ). این طور که به نظر می رسد در حال حاضر کلونی های خزندگان مذکر بر عوالم ابعاد دیگر مسلط شده اند.

https://i2.wp.com/alien-ufo-research.com/reptilians/reptilian-shape-shifting.jpg

با عبور سیارۀ ایکس، شبکه یا بعدی که خزندگان در آن نگاه داشته شده اند از هم می گسلد و تعدادی از بالاترین مقامات خزندگان اینجا را ترک می کنند. این همان شبکه ای ست که هوشیاری کامل را از ما گرفته و ما را در حالتی نیمه آگاه قرار داده و همچنین همان نیرویی ست که به هنگام مرگ بدن اثیری ما را می گیرد و زندانی می کند. طبق شنیده های من (از طریق ای- وی- پی ) تا کنون کسی نتوانسته از این شبکه خارج شود. این مسئله برای انسان های خوب و بد یکسان است و اعتقادات مختلف از قبیل راهنمای نورانی یا فرشتۀ نگهبان هیچ کمکی نمی کنند. ما همه این پایین زندانی شده ایم. من با مردمی که تمام مدت در این دنیای اثیری گرفتار شده اند صحبت کرده ام.

سیارۀ ایکس توسط خالق یکتا فرستاده شده تا این شبکه را نابود کند و به ما کمک کند تا آزاد شویم؛ من بارها این را شنیده ام.[ در مکالمۀ معکوس (ای-وی-پی) اعتقادات شما هیچ دخالتی ندارند، شما حقیقت را می گویید.] خداوند نسبت به این موجودات که آن بالا به جای خدا نشسته اند خشمگین است. آنها ادعا کرده اند که خدا هستند و اکثر ساکنین این سیاره در واقع  مقابل اژدرهای ملبس خم و راست می شوند.

این ایده که خدا موجودی دیکتاتور و انتقامجو ست و لازم است از آن وحشت داشت و آن را پرستید تنها یک جفنگ خزنده ایست!  خالق یکتا سرمنشأ تمامی زندگی و حیات است و ما همه متشکل از انرژی او هستیم. گفته شده که این خالق حقیقی در موقعیتی نیست که بتواند این موجودات را از سیاره زمین بیرون بیاندازد. او از ما کمک می خواهد. در این مورد مثالی می زنم، فرض کنید انگشت شما دچار عفونت شده باشد، شما به سلول های درمانگر بدنتان احتیاج دارید تا به آنجا بروند و عفونت را از بین ببرند. آنهایی که اینجا خود را وقف وظیفه رسانی کرده اند زیاد هستند، همانند پلیادیان، سیریان و همینطور نژادهای دیگری که راجع به آنها اطلاعی ندارم.

https://i1.wp.com/www.spiritualhealing-now.com/image-files/pleiadians.jpg

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/07/buddyhugginsearthpleiadian.jpg?w=255

https://i0.wp.com/evolvedinthelight.webs.com/006.jpg

https://i2.wp.com/i237.photobucket.com/albums/ff92/calgarytriangle/PleiadiansM45.jpg

اما این قدرت خالق یکتاست که دارد سیاره ایکس را به این مسیر میفرستد. بدون وجود این قدرت بزرگ دنیا به کابوسی وحشتناک بدل خواهد شد. من شنیده ام که این نژاد چه چیزهایی را برای ما آماده کرده اند، ریزتراشه ها، اردوگاه های جنگی، برده داری، و استفاده از ما به عنوان یک منبع غذایی همیشگی، و آن زمانی ست که آنها به شمایل واقعی خود درآمده اند، محیط زیست ما را تغییر داده اند و بر روی زمین به عنوان اربابان قدم گذاشته اند.

افرادی اینجا هستند که به هنگام تلاش برای کمک رسانی پایین آورده شده اند و در چرخه تناسخ گیر کرده اند. حافظۀ آنها مانند اکثر ساکنین این سیاره پاک شده. در مورد این افراد( آنهایی که از جایی دیگر هستند) من فکر می کنم تفاوت در این است که  همواره در تلاشند تا از اوضاع سر در بیاورند. آنها به معنای واقعی کلمه، اینجا راحت نیستند. آنها( در واقع من به همۀ شما که در حال خواندن این مطلب هستید ظنین هستم) از این دست وبلاگ ها که  در حال خواندن مطالبش هستید دیدن می کنند، به طرز حریصانه ای کتب سری مختلف را در زمینه های مذهبی، ماوراطبیعه ، متافیزیکی، یوفو و غیره می خوانند. این احساس را دارند که چیزی این وسط غلط است و همیشه به دنبال یافتن پاسخ هستند.

من هم مانند همۀ شما به دنبال جست و جویی مشترک تصادفاٌ به سمت ای وی پی و مکالمۀ معکوس کشیده شدم. اینها درهای حقیقت را به روی من باز کردند.  مانند این است که برای لحظه ای شبکه را کنار بزنی و نگاهی اجمالی به واقعیت بیرون بیاندازی. اطلاع یابی از این طریق مطمئناٌ محدودیت های خودش را دارد، اما من به این منبع به عنوان کمترین منبع دستکاری شدۀ اطلاعات که هیچ کنترل آگاهانه ای روی آن وجود ندارد، اعتماد کرده ام. ما نمی توانیم در مکالمات معکوس به خودمان دروغ بگوییم . این مکالمات معکوس مشروط بر چیزی که به آن اعتقاد داریم یا به ما آموزش داده شده نیستند، منبعی خارج از زمان است، و گذشته و همینطور آیندۀ احتمالی را برملا می کند. از بین صحبت های  بیش از ۴۰۰ نفری که از طریق مکالمۀ معکوس به آنها گوش داده ام، هیچ کس تا به حال ماجرای متفاوتی را تعریف نکرده و  یا چیزی مغایر با اساس این اطلاعات نگفته، خیلی ها مواردی را هم به آن اضافه کرده اند، اما ماجرا همیشه از یک قرار است.

من از طریق مکالمۀ معکوس راجع به نژاد خزندگان آموختم، همینطور در مورد مردمی که در دنیای اثیری گرفتار شده اند، خوردن گوشت انسان توسط خزندگان، شبکه، انقراض، دستکاری  کردن تمامی ساختارها و اعتقادات، پنهان شدن خزندگان در میان مردم، چند بعدی بودن همۀ ما،  نقش متحدان دیگر مانند پلیادیان ها، آمدن سیاره ایکس و طبیعت واقعی خالق یکتا. من باید بسیاری از اعتقادات خود را به فراموشی می سپردم و در حال حاضر، فقط به خالق یکتا اعتقاد دارم، به بهترین وجهی که تواناییش را داشته باشم.

احتمالا همۀ شما تا الان این موضوع را می دانید، من آن را تقریباٌ هر روز در تمامی رکوردها می شنوم، اینکه سران ارشد خزندگان اینجا را ترک خواهند کرد، آن هم توسط یک کشتی پنهان شده در زیر خلیج فارس یا اقیانوس هند در نزدیکی عراق. آنها در حال حاضر به جای قدرتمداران بزرگ این سیاره بازی می کنند و بسیاری از این انسان ها (قدرتمداران) در واقع مرده اند. خزندگان نقشه کشیده اند تا از طریق کمتریل ها و هارپ شبکه را به آتش بکشند. آنها قصد دارند تا در ماه می، که به زودی می رسد، اینجا را ترک کنند.. آنها به سرعت و به طرز شوک آوری اینجا را ترک می کنند. آنها در حال تلاش برای نوعی توافق و همکاری با کشور …….. هستند تا بر ناآرامی ها و هرج و مرج افزوده شود. آنها به هنگام بیرون آمدن از آب -توسط کشتی که ققنوس نام دارد- از هر طریقی هرج و مرج و ناآرامی ایجاد می کنند. این کشتی از قطعات اثیری گوشت انسان که در اثر  بیماری های غیرطبیعی و جنگ مرده اند، پر شده. آنها بر روی مریخ توقف می کنند  و قصد دارند آن را به خانۀ جهانی خود- که توسط خالق یکتا داغ می شود و از بین می رود- در اوریون تبدیل کنند.

عزیمت آنها به احتمال زیاد در شب اتفاق خواهد افتاد. این واقعه با یک صدای بسیار مهیبی شروع خواهد شد که در نتیجۀ آن انفجار شبکه  آغاز می شود. در آسمان آتش خواهد بود و رنگ آن به قرمز برخواهد گشت. هوا بسیار گرم می شود. من از همۀ شما درخواست می کنم که به دنبال راه حلی برای نجات خود از این گرما و حرارت  باشید. همینطور ذخیرۀ غذا و پوشاک تهیه کنید چون تمامی سیستمها از بین می روند و هرج ومرج بزرگی ایجاد خواهد شد. هوا دودآلود و سیاه خواهد بود. فکر نمی کنم که حرارت بیش از چند روز طول بکشد. مردم دنیای فیزیکی را ترک خواهند کرد. این دوران بدترین روزها خواهد بود. من شنیده ام که به محض آنکه شبکه آتش بگیرد، برای اولین بار می توانیم بیرون را نگاه کنیم. ققنوس و تمامی سرنشینانش توسط نیروهایی به نام متحدین پایین آورده می شوند و در آسمان ها جنگ خواهد بود.

بعد از آن خزندگانی که زیر زمین پنهان شده اند، بالا می آیند تا کنترل را به دست بگیرند. جنگی درخواهد گرفت، اما کوتاه. پلیادیان ها کمک خواهند کرد و خزندگان شکست خواهند خورد. من این را بارها و بارها شنیده ام. من هرگز نشنیده ام که آنها پیروز شوند-هرگز!

ما در انتها آزاد خواهیم شد. این تحولات در ابتدا بسیار ترسناک خواهد بود و بعد، هنگامی که مردم می بینند در واقع چه چیزی بر روی این سیاره اتفاق می افتاده، از این که بالاخره از شر این موجودات شیطانی خلاص شده اند، مسرور خواهند شد. ما فرصت این انتخاب را خواهیم داشت که یا به خانه های حقیقی خود برویم و یا بمانیم و به بازسازی کمک کنیم. این سیاره دوباره همان بهشتی خواهد شد که قرار بود باشد.

ما دوباره به عزیزان از دست رفته خود ملحق خواهیم شد. لذت و شادمانی بسیار زیادی  ایجاد می شود و در نهایت، این سیاره و مردمانش به خاطر رنجی که متحمل شده و رشد و استقامتی که به دست آورده اند، در بین مردم کهکشان مورد احترام قرار خواهند گرفت. این سیاره زیبا و تمامی حیات روی آن دوباره همان باغ عدنی خواهد شد که قرار بود باشد.

ما در میانه ی یک سفر عظیم هستیم.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از کامورای  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

این مطلب صرفا اظهارات این شخص بوده و ما هم بدون کم و کاست به خاطر اطلاع رسانی منتشر کردیم و مورد تایید یا رد ما نمی باشد.

DNA جمجمه کودک ستاره ای starchild نشان میدهد که یک گونه بیگانه فرازمینی است !

DNA جمجمه کودک ستاره ای starchild  نشان میدهد که یک  گونه بیگانه  است !

در سال ۲۰۱۱ تحقیقات دانشمندان علم ژنتیک بر روی جمجمهstarchild به این نتیجه رسید که mt DNA (فقط بخشی از DNA که با خط مادر مطابقت دارد ) اساسا با DNA انسان متفاوت است !

یک تصویر کلاسیک از بیگانه نوع گری  در سمت چپ و یک تصویر هنری از شمای جمجمه کودک ستاره ای starchild در سمت راست.

بیشترین حد تغییرات mt DNA در تمام بشریت ۱۲۰ عدد است ولی در جمجمه کودک ستاره ایstarchild حدود ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ میباشد .این یک نتیجه سطحی است ولی کافی است برای اینکه بگوییم mtDNA این جمجمه ها متعلق به نوع بشر نیست .

گزارش آنالیز mtDNA جمجمه کودکان ستاره ایstarchild در سال ۲۰۱۱ :

در اوایل سال ۲۰۱۱ یک دانشمند ژنتیک تلاش کرد تا چهار قطعه شناسایی شده mtDNA را از جمجمه کودکان ستاره ایstarchild که همخوانی داشتند با DNA میتوکندری DNA انسان را بهبود ببخشد .مقایسه این بخشها بابخشهایی ازDNA انسان یک نتیجه شگفت آور به همراه داشت !در هر مقایسه DNA کودک ستاره ایstarchild نشاندهنده نوکلئوتیدهای خیلی زیادی است که به طور طبیعی در DNA انسان یافت میشود ٬در مقایسه و تطبیق جزئیات این داده ها و مقایسه در بخشهایی از mtDNA انسان نشان داد که از قسمتی به شدت حفاظت شده برآمده است و در بیش از ۱۶۷ نوکلئوتید در این بخش تنها یک تغییر را در ۳۳ انسان نشان داد.اما در مقابل در یک رشته مشابه mtDNA در کودکان ستاره ای ۱۷ تفاوت را ثبت کرد!! و این عدد ۱۷ که تعداد قابل توجهی است باید توسط آزمونهای متعدد تایید شود .و اگر این نتیجه با آزمایشهای متعدد باز هم تایید شد ( که به احتمال زیاد میشود) باید گونه زمینی جدیدی را بنا نهاد !

جمجمه کودکان ستاره ای starchildیک جمجمه ۹۰۰ ساله شبیه به استخوان جمجمه انسان است که مشخصا کارکترهای انسانی را دارا نیست!که در یک حفر تونل زیر زمینی در حوالی معدن مس مکزیک در سال ۱۹۳۰ کشف شد.پروژه جمجمه کودک ستاره ایstarchild یک تحقیقات رسمی است که تحقیقات متعدد علمی هماهنگ با یافته های خود از فوریه ۱۹۹۹ را انجام داده است.تحقیقات رسمی با کارشناسان credentialed در امریکا ٬کانادا و UK انجام شد .که شامل تجزیه و تحلیل جمجمه ٬تجزیه و تحلیل دندان ٬ تحلیل با اشعه ایکس ٬تحلیل با سیتی اسکن ٬ سن یابی با کربن پرتو زا( C-14) ٬تجزیه و تحلیل میکروسکوپیک آماده سازی استخوانهای چندگانه ٬ اسکن با میکروسکوپ الکترونی ٬ (SEM) ٬ تجزیه و تحلیل ترکیب استخوان ٬ تجزیه وتحلیل آماری ٬ تجزیه و تحلیل شیمی معدنی ٬آنالیز DNA و تحقیقات دیگری که به شرح تغییرات احتمالی طبیعی منجر میشود مانند نواقص ژنتیکی و یا نقص هنگام تولد و تغییر شکل جمجمه ناشی از تفاوتهای فرهنگی (جزئیات کامل از این مطالعات را می توان در کتاب “جمجمه Starchild” توسط لوید پای در بر داشت )

مجموع نتایج که ترکیبی از ویژگیهای جمجمه را دربر داشت همگی منحصر به فرد است و نمیتوان در قالب هرگونه تغییر شکل شناخته شده و یا ترکیبی از تغییرات توضیح داد .جهش ٬اختلالات فرهنگی ٬ اختلالات ژنتیکی یا بیماریها . اگر انسانها امروزه با اختلالات فیزیکی مانند Starchild متولد شوند آنها نمی توانند زنده بمانند با این حال مساله این است که چه چیزی اجازه این را نمیدهد که مانند یک انسان نرمال باشد؟جواب نهایی را تنها میتوان با آزمایشهای ژنتیکی درک کرد .در سال ۲۰۰۳ پروژه کودکان ستاره ایstarchild یک تجزیه و تحلیل روی DNA استخوان کودکان ستاره ای starchildرا با تست ژنتیک دیویس در کالیفرنیا انجام داد .این رد یابی ژنتیکی توانست یک پرینت ژنومیک در سال ۲۰۰۵ بدست آورد . صاحبان اصلی آن و متخصصان ژنتیک دکتر Ripan Malhi و دکتر جیسون Eshleman ٬متخصصان بهبود DNA باستانی شدند یعنی نمونه های DNA با قدمت ۵۰ سال . دکتر Malhi و دکتر Eshleman که سابقا در موارد بالای ۵۰۰۰ تا ۹۰۰۰ سال  کار کرده اند یک نمونه اسکلت قدیمی Kennewick Man را در واشنگتن در سال ۱۹۹۶ پیدا کردند .ما میتوانیم با توجه به نتایج کسب شده با اطمینان بیان کنیم که این جمجمه کودک ستاره ای کشف شده متعلق به ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ سال پیش از میلاد است .در حالی که تعداد همه انسانها ۱۲۰یا کمتر بوده اند . با استفاده از موثر ترین روش های علمی می توانیم هر گونه مشکل در میراث ژنتیکی را حل کنیم .تکنیکهایی که با قاطعیت در هر دادگاهی میتوان از آن برای صحت مطالب استفاده کرد .کودک ستاره ایstarchild نشان میدهد که در هیچ جا نه در در دوره ballpark و نه در prehuman نبوده است .این نتیجه قطعی است. کل ژنوم ثابت خواهد کرد که به طور حیرت انگیزی به دور از انسان است .به طور منطقی تنها کلمه قابل قبول برای آن که میتواند عمیقا داستان انسان را تغییر دهد بیگانه  است!

نتایج کاملتر را ازین منبع بخوانید: http://www.starchildproject.com/dna2011march.htm

لینک منبع :   http://humansarefree.com/2011/06/dna-proof-that-starchild-skull-is-alien.html

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از یاسمینای  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

شجره نامه فرگش.تی (تکاملی) انسان (Human) و نژاد خزندگان (Reptilian)

بیل رایان (Bill Ryan)، بنیانگذار پروژه کاملوت (کاملوت معروفترین و مهمترین قلعه متعلق به آرتور، شاه افسانه ای انگلستان بوده است – مترجم) و پروژه آوالون (آوالون که ریشه در زبان ولزی دارد و همان اپل انگلیسی معنی می دهد جزیره ای است که در داستان آرتور شاه مکررا از آن یاد شده است – مترجم) در سال ۲۰۱۰ نامه ای دریافت کرد که در بر دارنده “شجره نامه فرگش.تی (تکاملی) انسان و خزنده گون” بود. این نامه توسط شخصی بنام چارلز فرستاده شده بود.

این موضوع نهایتا توسط همکار و شریک بیل، کری کاسیدی (Kerry Cassidy) برای آگاهی اذهان عمومی منتشر شد. مطمئنا پس از خواندن پیغام کری در زیر شما هم متوجه دلایل وی برای انتشار عمومی این نامه خواهید شد:

نامه به بیل:

من این مطلب را با علم و آگاهی کامل و بدون کوچکترین تردید و ابهامی می نویسم. با در نظر گرفتن جریاناتی که در خواب دیده بودم (و سپس اتفاقاتی که پس از آن افتاده اند را از تو شنیدم)، من معتقدم که تو را تعمدا برای داشتن این اطلاعات هدف قرار داده اند. لذا من تصمیم دارم که با انتشار این اطلاعات از جانب خودم و با لوث کردن کل قضیه به این موضوع خاتمه داده و تو را از کانون این هدف گیری خارج کنم.من اینکار را بدون اجازه تو و با به عهده گرفتن کامل مسئولیت عواقب آن انجام می دهم. به نظرمن، چارلز با گنجاندن برخی موارد غلط و ابهامات عمده ای در این اطلاعات تلاش داشته تا با استفاده از ان بعنوان نیرویی مجاب کننده و فریبنده،  تو را درگیر این فکر اشتباه نماید که اطلاعاتی در اختیار تو قرار گرفته که آنها نمی خواسته اند تو آنها را داشته باشی و در وافع تو اسیر مجموعه ای از فریبکاری ها شده ای…

من معتقدم تنها راه خنثی کردن چنین تهدیدی فقط و فقط انتشار و آگاه ساختن افکار عمومی نسبت به آن است  و هیچ دلیلی برای عدم انجام اینکار نمی بینم.

با انتشار این اطلاعات توسط من فشاری که اکنون روی تو متمرکز است برداشته خواهد شد  و همچنین از آنجائیکه من بشدت تاکید خواهم نمود که این اطلاعات مغشوش بوده و از طرف آنان آلوده به اغراض شخصی است می توان امیدوار بود که وضعیت موجود به حالت لوث شدن کل قضیه سوق پیدا کند و سپس با توجه به عدم امکان تشخیص اطلاعات درست و نادرست، تهدید فعلی که ناشی از هدف قرار گرفتن تو است بصورت بی فایده درآمده و خانمه پیدا کند.

به قول معروف هر چه باداباد.

باز هم تاکید می کنم که از آنجائیکه این اطلاعات مبتنی بر واقعیت نیستند سر نوشت آنها مشابه سرنوشت دیگر اطلاعات از این دست خواهد بود. این فقط بخاطر آن است که تو اهمیت و قدرتی به این اطلاعات بخشیده ای که بر علیه تو مورد استفاده قرار می گیرد.

من هم با در نظر گرفتن اصول و قواعد پروژه کاملوت و نیز با توجه به این سخن معروف که بهترین پنهان کردن، پنهان نکردن است، این اطلاعات را منتشر می کنم.

دوستت دارم،

کری

(صفحات ۱ و ۲ نامه حاوی مطالب شخصی بود و حذف گردیدند)

 

 

و اما نامه مورد بحث و شجره تکاملی:

من اجازه انتشار این مطلب را گرفته ام و بر این باورم که این اطلاعات معتبرند. به اعتقاد من تمامی مطالب مرتبط با جولیان (Julian) (آنچنانکه از ادامه مطلب برمی آید منظور جولیان آسانژ بنیانگذار سایت ویکی لیکس است – مترجم) قابل استناد و محکم هستند. با اینحال چون نیاز به اطلاعات بیشتری دارم بغیر از این مورد مطالب دیگری منتشر نخواهم کرد.

اسناد ضمیمه شده در اینجا در حقیقت یک نسخه ثانوی از بخشی از اسناد اولیه هستند. نسخه اولیه یک کپی بسیار دقیق کلمه به کلمه و کامل بود. نسخه ثانوی برای ایجاد درک و فهم بهتر، ویرایش و اندکی مختصر شده است. ( باید اذعان کنم که بخشی از این اسناد شامل مطالبی بود که من تا زمانی که شخصا با او بصورت رو در رو صحبت نکردم برایم قابل درک نبود.)

لطفا تا زمانی که اتفاق ناگواری برای من نیافتاده است این نامه و یا حتی بخشی از ان را منتشر نکنید. من کل این نامه را بعنوان یک نسخه احتیاطی برایت می فرستم. در حال حاضراین مدارک را بر روی اینترنت می توان دقیقا بعنوان یک سری مزخرفات بی معنی تعبیر کرد. من برای معتبر قلمداد کردن این مدارک نیاز به عکس های اصلی و کاست صدا یا ویدئوی جولیان (ادامه مطلب را ببینید) دارم.

دوست دیگری که تو نمی شناسی و عملا هرگز با پروژه کاملوت در ارنباط هم نبوده است، بصورت شخصی و انفرادی با جولیان در تماس نزدیک بوده و نظرات من را تائید می کند.

باید اعتراف کنم که من خودم بخش زیادی از این داستان را درک نکرده ام. من و جولیان بزودی با هم ملاقات خواهیم کرد و طی آن من این مطلب را سطر به سطر مورد بحث قرار داده و ثبت خواهم کرد. او همچنین قول یک مصاحبه ضبط شده را هم به من داده است. وی تاکید نموده که این مصاحبه برای من در بردارنده خطر بسیار بیشتری خواهد بود تا او، ولی از آنجائیکه به درخواست من انجام می شود ان را می پذیرد.

وی وعده کرده که طی ملاقات رودرروی مورد اشاره، عکس های با کیفیتی از سند “شجره نامه” اصل به من خواهد داد. دست کم آنموقع من چیزی که بطور مستند و معتبر قابل انتشار باشد خواهم داشت، بااینحال موضوع کماکان محل اشکال است و بیش از این قابل بحث و بررسی نیست.

به هر حال داستان شجره نامه را چنین می توان تصویر کرد.

قضیه از حضور دو گونه انسان بر روی کره ارض آغاز می شود: انسانهای از نسل خزندگان (انسانهای خزنده گون ) و انسانهای از نسل بشر (انسانهای بشری) (نظیر ما).

من بر این باورم که هدف ازآزمایشی که راجع به آن صبت می کنیم (جدای از اینکه معلوم شود محصول آزمایش چه موجودی است) فراهم کردن این امکان برای قانون فرگشت (تکامل) داروین ( بقای گونه برتر) برای ایفای نقش و پدید آوردن یک ابر موجود یا ابر گونه بعنوان محصول نهائی آزمایش بوده است.

تشریفات و اصول بکار رفته توسط  انجام دهندگان آزمایشهای فرا زمینی (ET) بشدت سری و غیرقابل دسترسی بوده اند. بنظر می رسد که این موضوعی بسیار خطرناک بوده است تا جائی که جولیان نیز از جزئیات این مورد اطلاعاتی نداشت.

 

کلیات قضیه این است که برای زمان درازی –  بمدت صدها هزار سال – درگیری عمیقی بین انسانهای بشری و انسانهای خزنده گون در جریان بوده است. در طی این دوره طولانی زمانی شاخه های متعددی از نسل های حاصل از اختلاط این دو گونه نیز پدید آمده اند.

{پایان صفحه ۱ تصویری}

در حقیقت این “شاخه های” مختلف “قرابت خونی”، در نژادهای دورگه اصلاح شده، بودند که مسئول و پدید آورنده نژاد های مختلف فعلی انسانی (سیاه افریقائی؛ زرد آسیائی، سفید قفقازی، مغول ها، و غیره و غیره) بر روی زمین هستند.

تقریبا هرکسی را روی کره زمین مثال بزنید یک جائی در وجودش DNA خزندگان را دارد. در حقیقت بر اساس این شجره نامه  اگر به اندازه کافی به گذشته باز گردیم همه ما دورگه های انسان – خزنده هستیم.

البته دو استثناء هم وجود دارند: خزنده گون های خالص و انسان های بشری خالص.

( ضمنا جلسه استماع – (جلسه ای که طی آن در دادگاه به اظهارات متهم یا شاهد گوش فرا داده می شود – مترجم) – سیاستمدار نروژی را در خصوص علامتهائی که وی در پایگاه زیرزمینی دیده بود بیاد دارید؟ به یکبار دیگر خواندنش می ارزد …!!)

خزنده گون های خالص مفقود شده اند. کسی هم در این خصوص چیزی نمی داند و این فقط شامل حال ساکنین کنونی زمین نیست. آنها دیگر اینجا نیستند. اطلاعات بجای مانده از آنها (از قبیل کتابخانه اسکندریه، مهرهای استوانه ای و غیره و غیره) حاکی از جابجا شدن محور زمین  هستند بگونه ای که تغییرات آب و هوائی حاصل باعت آن شد تا خزنده گونها که نیازمند آب و هوائی گرمتر بودند در نبرد با انسانها مقهور موقعیت برتر و سازگاری بیشتر آنها گردند. بنظر می رسد که اندک بازماندگان آنها هم ناچار به ترک کره زمین شده باشند.

دسته دیگر که در سوی مخالف طیف نژادی انسان نماهای فعلی ساکن بر روی کره زمین جای دارند عبارتست از انسانهای خالص. این دسته شامل ۳۳ رگه قرابت خونی خالص نژاد انسانهای بشری است.

آنهائی که در داخل این دسته جای دارند اینگونه فرض می کنند که چون آنها انسانهای اصیل می باشند، فقط آنها هستند که حق اداره این سیاره را دارند. هر کس دیگری غیر از آنان (که شامل من و شما و هر کسی که ما می شناسیم می شود) اساسا (اگر به اندازه کافی به گذشته رجوع کنیم) یک دورگه است.

(بر اساس تفکر اعضای دسته انسانهای خالص) ما لیاقت داشتن حقی برای اظهار نظر و دادن رای را نداریم چرا که ما در درون خود حامل DNA دشمن بزرگ و قدیمی مان هستیم. ما خالص نیستیم.

بخش دیگر این قضیه که از قضا از دید افکار عمومی قابل پذیرش هم نیست اینست که نژاد مو بور و چشم آبی آریائی که مورد علاقه هیتلر هم بودند در حقیقت اولین نسل حاصل از اختلاط نژادی میان انسان و خزنده گون ها بوده اند.

این رگه (یا شاخه) نژادی در این شجره نامه با عنوان “دورگه خالص” عنوان شده اند که بیش از آنکه عنوانی برای شناختن این شاخه باشد به یک توهین ظریف و زیرکانه شبیه است. تا جائی که فهم من اجازه می دهد این عنوان یعنی “خالص تر از تمامی رگه های نژادی دیگر بجز انسانهای خالص بشری”.

لذا از دیدگاه آن ۳۳ دسته، “دورگه های خالص” مو بور و چشم آبی از برتری کاملی نسبت به باقی نژاد انسانها برخوردارند. (چشمان آبی یک مشخصه اصلی این دسته است. موی بور را بنظر من گاهی می توان تا جائی تعمیم داد که موقرمزها را هم در بر بگیرد.)

اعضای دسته های نژادی ۳۳ گانه به همان شکلی که مرکز کنترل ترافیک هوائی هواپیما ها را در هوا شناسائی می کند، قادر به تشخیص رگه قرابت خونی هر شخصی از فاصله دور هستند. این موضوع با در نظر گرفتن ابعاد عظیم آزمایش اختلاط نژادی چندان هم دور از ذهن نمی نماید.

{پایان صفحه ۲ تصویری}

https://i0.wp.com/www.paranormalhaze.com/img/misc/are-reptilians-really-controlling-the-world/05.jpg

کل موضوع به “رگه های قرابت خونی” وابسته است. آزمایش اولیه را هم به هر تقدیر نوعی از آزمایشهای ژنتیکی می توان به حساب آورد.

اکنون هسته مرکزی گردانندگان این سیاره را ۳۳ نفر تشکیل می دهند. اینها پیر ترین (بعبارتی ارشد ترین) نمایندگان ۳۳ گروه رگه های قرابت خونی خالص هستند. تقریبا می شود گفت که اینها اداره کره زمین را در ۱۷۰۰۰ سال گذشته در دست داشته اند.

این گروه ۳۳ نفر اسمی ندارد. آنها را نباید با گروه ایلومیناتی ( اطلاعات بیشتری در باره این گروه که خود در بردارنده گروه های دیگری همچون فراماسون هاست را می توان از این آدرس http://en.wikipedia.org/wiki/Illuminati بدست آورد. در هر حال این نام مبین گروهی بسیار مخفی است که غالبا حتی تائید وجود و اهداف کاری آن بسیار مشکل است. عنوان می شود که این گروه و زیر شاخه های بسیار وسیع آن که با هدف سردرگم ساختن هر چه بیشتر افراد کنجکاو و محافل رقیب پدید اورده شده اند حکمرانان اصلی کره زمین و تعیین کنندگان سیاست اداره آن در بلند مدت هستند – مترجم) اشتباه گرفت.   گروه ایلومیناتی یک گروه و جماعت رده پائین تر نظیر ماسون ها، شوالیه های مالت، روزیکروسیون ها ( از ترکیب دو لغت Rose و Croix  یا همان  Cross که مجموعا صلیب سرخ معنی می دهد ایجاد شده و یک گروه شبه ماسونی است و همانطور که در بالا گفته شد یکی از گروه های متعدد از این دست است. به آدرس http://en.wikipedia.org/wiki/Rosicrucian مراجعه کنید. – مترجم) است. پایگاه آنها در و یا حداقل نزدیکی های لندن قرار دارد و اعضاء شان را مردان انگلیسی یا اروپائی و تعداد زیادی از اتباع آمریکا و کانادا تشکیل می دهند.

من سئوالی راجع به  نامها نکردم چرا که احساس کردم این کار به نظر چندان مسئولانه نخواهد آمد. بیاد داشته باش که حرف به حرف این نامه توسط ناظران مخابراتی شنود شده است. با اینحال جولیان اصرار داشت که بغیر از یک یا دو مورد استثناء این اسامی در هیچ جائی در دسترس عموم قرار نگرفته اند. اینها مردمی “نامرئی” هستند و اسامی شان معلوم نیست.

و یک مورد باورنکردنی. (این یکی را نباید برای هیچ کس، تکرار می کنم هیچ کس بازگو کنی. این موضوع خیلی مهم است.)

سن ژرمن (Saint Germain) یکی از این ۳۳ نفر است (اطلاعات بیشتری راجع به این شخصیت حقیقی که ادعای داشتن عمری متجاوز از چندین قرن را داشته است در آدرس http://en.wikipedia.org/wiki/Count_of_St._Germain مطالعه فرمائید – مترجم). این را جولیان گفت. او هیچ سر نخی راجع به اینکه چگونه چنین چیزی ممکن است نداشت و فقط چیزی را که به وی اطلاع داده بودند تکرار می کرد. سالها قبل به وی گفته بودند که سن ایشان ۲۰۰۰ سال است این درحالی است که او میان سال به نظر می رسد و از سلامتی خوبی هم برخوردار است. تعریفی که جولیان از وی داشت “همچون دریائی ژرف و فردی بسیار محترم” بود.

https://i0.wp.com/awakenvideo.org/images/DNAActivationAscension/human-dna.jpg

(من حتی به باور داشتن خودم به این موضوع شک دارم. صحت آن را ۵۰-۵۰ تلقی می کنم. ولی او می گفت این تمام آن چیزی است که به وی گفته شده اگرچه خودش هم نمی توانست توصیفی برای درست بودن آن ارائه نماید. شاید این یک دروغ تعمدی باشد (همیشه برای هر سطحی از افراد دروغ مناسبی وجود دارد) – که جولیان آن را صحیح پنداشته است. او می گفت دروغ در همه جا شایع است. بعقیده او دروغ معمول ترین سلاح چه در خارج و چه در داخل است.)

در بسیاری از موارد جولیان بهنگام تصمیم گیری های این افراد در اتاق جلسه حضور داشته است. آخرین حضور وی در آن اتاق به دو هفته قبل باز می گشت. از آنجائی که در آن زمان وی تازه به بریتانیا بازگشته بود از وی برای یک ملاقات دعوت شده بود. بر اساس آنچه او به من گفت پس از اوائل سپتامبر ناگهان ورق برگشت و اوضاع بطرز دیوانه واری عوض شد. او بطرز ناباورانه مورد حمله قرار گرفت، بطرز ناباورانه ای دیگران از وی حمایت کردند، و در نهایت هم توسط یکی از اعضای تیمش فراری داده شد.

وی به نیجریه گریخت جائیکه ارتشی از تعداد قابل توجهی از مردم آنجا طرف او بودند. همانجا بود که وی ربوده شده و نهایتا  سر از یک زندان در نیجریه در می آورد. به هر حال وی با تحمل جراحات شدیدی (زانوهای خرد شده و دستان شکسته) موفق به فرار می شود. شخصی که بهمراه جولیان فرار کرده بود در پی سلسله ای از اتفاقات که فقط در فیلمهای “جری براکهایمر” می توان سراغ کرد از آی پد جولیان با من تماس گرفت.

{پایان صفحه ۳ تصویری}

نهایتا پس از رد و بدل کردن شتابزده انبوهی از ایمیل ها من از تماس با موبایل وی که فقط می توانستم روی آن برای وی پیغام بگذارم خودداری نمودم. پیغام صوتی من بعدا توسط این شخص برای مادر جولیان که یک “شمن” (‏کشیش یاکاهن یا جادوگر مردم قدیم شمال اسیا و اروپا – مترجم) بود و بر این باور بود که جولیان نباید انسان باشد، پخش می شود آنهم درست زمانی که مادر جولیان درصدد تماس با مقامات دولتی بوده است.

من در طی پیغام صوتی ام از هر فردی که در حال گوش فرا دادن به این پیغام بود دوخواست می کردم درک نماید که او انسان خوبی است که در موقعیت بدی گیر افتاده و نیازمند کمک است. در طی پیام من با کمال تواضع و ادب مختصرا راجع  به خودم با بهترین لهجه ممکن انگلیسی توضیح می دادم. به هر کلکی بود جولیان موفق به فرار گردید. واژه هائی خودش بعدا برای من بکار برد بهترین تعریفی بود که از وی شنیده بودم (اینها را باید با لهجه شرق لندنی وینی جونز در فیلم “Lock Stock and Two Smoking Barrels” بخوانید): “پسر گنده، تو خیلی کارا ازدستت بر میاد.”

سپس وی با یک کشتی از لاگوس گریخته و در نزدیکی های لیسبون با یک لباس غواصی مندرس و مایملکش که برای حفاظت در برابر آب سه مرتبه آنها را بسته بندی و مهروموم کرده بود بدرون آب می پرد.۴۵ دقیقه بعد در نزدیکی های تنگه جبل الطارق وی با یک قایق تفریحی موتوری توسط یک شخص آشنا از آب گرفته می شود. بالاخره، چند روز بعد وی دوباره در بریتانیا بود.

پس از سوار شدن به کشتی و هنگامی که وی (به معنای واقعی کلمه) داخل مرزهای اروپا بود، با فرستادن یک ایمیل به من اطلاع داد که “ملاقاتی با من انجام خواهد شد” و من بایستی ضمن گوش فرا دادن دقیق، کاغذ و قلمی به همراه داشته باشم. داستان مختصری که الان می خوانید اگرچه مورد خاصی در بر نداشت ولی به نوبه خود جالب بود.

من اصلا هیچ حدسی راجع به آنچه قرار بود اتفاق بیفتد نداشتم.با فرض اینکه احتمالا طی فرصت کمی از من خواسته خواهد شد تا در جائی حضور به هم برسانم یک چمدان مسافرتی کاری شامل لباس مختصر، گذرنامه، گواهینامه رانندگی، دستگاه ضبط صوت، حافظه فلش، لپ تاپ، آداپتور های لازم، تلفن همراه و پول نقد از سه نوع ارز رایج فراهم کرده و در همه حال حتی هنگام خرید منزل آن را همراه داشتم.

بالاخره تماسی که منتظرش بودم با من گرفته شد، آن هم بصورتی که بیشتر در فیلمها اتفاق می افتد. این تماس عبارت بود از صدای یک زن انگلیسی زبان که از یک خط با شماره مخفی پیامی به این شرح برای من گذاشته بود: “آقای رایان، من دقیقا ده دقیقه بعد دوباره تماس خواهم گرفت. وقتی تماس گرفتم، نام و نشانی هتلی را به من بدهید که فردا از آنجا می توانید به یک تماس از خارج کشور پاسخ دهید.” و بعد صدای قطع تماس.

من تمام آنچه را که از من خواسته شده بود انجام دادم و ۲۴ ساعت بعد این جولیان بود که از یک خط ویژه کاملا محرمانه بامن تماس گرفت. هرچند او با عجله فن آوری بکار رفته برای چنین تماسهائی را برای من توضیح داد ولی برای من مشکل بود از حرفهای او سر در بیاورم. تکنیک هوشمندانه ای بود – چیز در مایه های کش رفتن یک خط یا شماره یک خط دیگر – که برای فرار از دست شنود تلفن و فقط برای یکبار می شود از آن استفاده کرد. ما توانستیم بطور محرمانه راجع به برخی برنامه های تدارکاتی صحبت کنیم. به هر ترتیب من نیازی به استفاده از پاسپورت و یوروهایم نیافتم! (البته هنوز هم داخل چمدان کاریم هستند…)

 

{پایان صفحه ۴ تصویری}

همینکه وی به بریتانیا بازگشت، از وی برای حضور در یک اجلاس رسمی ۳۳ دعوت شد. این بیشتر یک ملاقات انضباطی بود، چیزی که او آن را به جلسه دادگاه تشبیه می کرد. سئوالاتی از وی شده بود و از وی خواسته شده بود که صادقانه پاسخ دهد. وی جزئیات جلسه را در اختیار من قرار داد که البته من از تکرار آن در اینجا معذورم.

او به اندازه کافی باهوش بود تا با صداقت کامل در مورد اسراری که برای فرد دیگری آشکار کرده بود، هویت آن فرد و قصد و نیتش از این کار و دیگر موارد با راستگوئی پاسخ دهد. من کاملا درک می کنم که او مجبور به انجام اینکار بود. دروغ گفتن وی در آن شرایط کاری بس احمقانه بود. پیشنهادی به او شد که او آن را بررسی و سپس رد کرد.

دانستن این موضوع است که اعضای این گروه به دو دسته تقسیم می شوند چیزی است که به درک بیشتر ماوقع کمک می کند (البته این تقسیم جنبه رسمی ندارد و بیشتر بر می گردد به تفاوت دیدگاه و نگرش آنان.)

“خالص گرا”ها – یا آنهائی که بیشتر می توان انها را “طیف سنتی” نامید – خودشان را نگهبانان این سیاره، نژاد انسان و آزمایش بعمل آمده می دانند. آنها خودشان را متقاعد کرده اند که عملی که انجام می دهند کاری درست و در راستای انجام وظیفه و مسئولیت ایشان است.

DNA مهمترین چیز است: اشخاص به هیچ وجه دارای اهمیت نیستند (درست همانطوری که تک تک گاوهای یک مزرعه دار تا وقتی که گله یا نسل گاوها محفوظ است برای وی چندان اهمیتی ندارند.) “خالص گرا”ها هر چند به لحاظ تعداد اقلیتی از ۳۳ را تشکیل می دهند ولی قدرت در دست آنهاست چرا که ارشدترین افراد (ازجمله شخص شماره یک این جمع) خالص گرا هستند.

دسته دیگر اما – که من عنوانی هم برایشان ندارم – نیاتی بیشتر مغرضانه دارند و به نظر می آید که از طریق اعمالی همچون کنترل ذهن انسانها، حقه های کثیف و سایر روشها قصد دخالت بیشتری دارند. تفاوت این دو فراکسیون (تا جائی که من تا الان توانسته ام بفهمم) در میزان “مجاز” دخالتی است که به نظر آنها می توان در فرآیند “طبیعی” انجام داد.

هر یک از این دو دسته توجیهات و استدلالهای خاص خودشان را دارند و بحث های سنگینی نیز بر سر آنها انجام داده اند. خطوط ترسیم شده بین آنها چندان واضح و معین نیست. برای نمونه، یک “غیر خالص گرا” ممکن است معتقد باشد که هدف گلوله قرار گرفتن من از پشت سر در یک کوچه تاریک می تواند بخش مشروعی از آزمایش باشد. چرا؟ چون اگر من به اندازه کافی باهوش بودم که از قضیه با خبر شوم، می توانستم احتیاطات لازم را بعمل بیاورم.

در حالیکه از دید یک “خالص گرا” احتمالا این دخالت زیاده از حدی تلقی می شود و به بازهم احتمالا به اعتقاد وی من می بایستی از حق ادامه پروژه کاملوت / آوالون خودم بی هیچ مانعی برخوردار باشم …. و دست آخر نتیجه آنها را هم شاهد باشم.

{پایان صفحه ۵ تصویری}

علت این اعتقاد آنها را می توان از زبان جرج گرین چنین بیان نمود: آنها بر این باورند که از “هم اکنون” پیروز هستند. اجازه دادن به من برای تعقیب کردن فعالیتهایم برای آنها نظیر اجازه دادن به یک گربه برای بازی کردن با موشی است که شکار کرده است. جدای از سرگرمی حاصل از چنین کاری، این تفکر مشروعیت حود را از فلسفه اصلی آزمایش مبنی بر “بهترین انسان پیروز خواهد شد” بدست می آورد.

ابعاد قضیه البته بسیار بسیار وسیعتر از این حرفهاست، که البته بحث در مورد آن ما را از محدوده این نامه خارج خواهد کرد.

ریسک قضیه در آنجاست که هرگاه “غیر خالص گرا” ها تفوق یابند (یا سرخود اقدامی نمایند) من حقیقتا در مخاطره جدی قرار خواهم داشت. جولیان بارها تاکید کرد که وی دیگر از وسایل و منابع لازم برای حفاظت از من برخوردار نیست و با ورود به قلمروهای ناشناخته و خطرناک، من باید براستی از آنچه انجام می دهم آگاه باشم.

این وضعیت بی نهایت مخاطره انگیز است. می توان گفت که این غیرعادی ترین وضعیتی است که من تاکنون درگیر آن بوده ام. آنچه به آن ارزشی بیش از یک فیلم سینمائی می دهد اینست که بین من و جولیان دوستی و احترام عمیقی بوجود آمد که ارزش آن بسی فراتر از کارهائی نظیر درز دادن جرائم و تخلفات به رسانه غیر رسمی (زیرزمینی) بود.

من پس از فرار وی از زندان نیجریه هوای او را خیلی داشتم که همیشه بخاط این موضوع از من سپاسگزار بود. او هم هوای من را در افریقای جنوبی خیلی داشت (اگر در جریان نیستی به من اطلاع بده – فکر میکنم که بهت گفته باشم). حدس زدن اتفاقات بعدی چندان سخت نیست.

نهایتا طرح سه نکته بسیار مهم:

۱-      امکانات شنود مخابراتی که پیشتر از آن یاد شد کاملا واقعی هستند. چیزهائی وجود دارند که شخص معمولی حتی فکرش را هم نمی تواند بکند چرا که در این صورت همانند درخشش نور یک فلاش در یک اتاق تاریک لو خواهد رفت. به همین علت بود که او هیچ وقت راجع به بعضی چیزها با من صحبت نکرد. بعدا در این باره بیشتر باهم صحبت خواهیم کرد. این موضوعی بسیار فریبکارانه است.

۲-      در کل این قضیه اشکالی وجود دارد که احتمالا خود جولیان هم از آن بی خبر است. (  او نخستین شخصی است که قبول دارد همه چیز را نمی داند.) می دانیم که خزنده گون های خالص ناپدید شدند و مدارک تاریخی متعلق به افراد این دسته هم بیان نمی کند دقیقا چه بر سر آنها آمد. ولی در شجره نامه دستنویس موجود در نزد جولیان، صراحتا ذکر شده که آنها “مردند یا اینجا را ترک کردند”.

و از سوی دیگر، ما با ۳۳ انسان خالص روبرو هستیم که حق خود می دانند بر این سیاره حکمفرمائی کنند و این موضوع را هم در بین خودشان نگهدارند چرا که به زعم آنان هیچ کس دیگری را “یارای پذیرش حقیقت نیست” (و احتمالا حق هم با آنهاست!).

اشکال یاد شده در بالا می تواند این باشد که خزنده گون های اصیل با روشهای نامرئی و مخفی کماکان حکمفرمائی بر این سیاره را هنوز در دست داشته باشند. مطمئنا آنان بطور فیزیکی اینجا حضور ندارند –  یقینا خودشان را آشکار نمی کنند. ولی اگر در زمانهای قدیم امکانات عمل از ورای ابعاد را فراهم آورده باشند، آنها

{پایان صفحه ۶ تصویری}

احتمالا این کار را با کنترل گونه “انسانهای خالص” انجام می دهند – که احتمالا خودشان هم از این قضیه آگاه نیستند.

04

از اینها گذشته خزنده گون های خالص (از دیدگاه شخصی خودشان) این سیاره را متعلق به خودشان قلمداد می کنند …. درست نظیر انسانها. انگیزه آنها برای کنترل نژاد انسان خالص پس از اینکه از روی زمین بطور فیزیکی حذف شدند احتمالا بطور خیلی ساده “گرفتن انتقام” است.

موارد بالا نظر شخصی من هستند. با این حال با حقایق موجود جور در می آیند.

بقول Ezra Kramer رئیس CIA در هنگام آغاز اکران آخرین فیلم جیسون بورن: “تو حق نداشتی این چرندیات رو بهم ببافی”

۳-      نهایتا: اهم آنچه در سالهای آتی با آنها روبرو خواهیم بود.

– جنایتکار جلوه دادن و بی اعتبار ساختن رسانه غیر رسمی – زیرزمینی ( او این موضوع را قبل از مطرح شدن داستان ویکی لیکس در رسانه های رسمی به من گفت)

– اردوگاه های  FEMA (Federal Emergency Management Agency به معنی آژانس فدرال مدیریت وضعیت اضطراری – مترجم) برای “افرادی نظیر تو” ساخته شده اند (او این حرف را خطاب به من گفت)

– یک تهدید فرا زمینی دروغین (نظیر قضیه Blue Beam ، ولی نه با آن نام)

– فعالیت مخرب خورشیدی، احتمالا در سال ۲۰۱۳، که باعث صدمه به شبکه انتقال برق خواهد شد.

– “سیاره ایکس” (نیبیرو – مترجم) واقعیت دارد (یک کوتوله قهوه ای دقیقا مطابق با گفته اندی لویدز) ولی تهدید ناشی از آن حقیقت ندارد هر چند در موقع مقتضی از آن استفاده خواهند کرد.

– هیچگونه جنگ اتمی به وقوع نخواهد پیوست: این گزینه روی میز نیست.

– سناریوی واکسیناسیون / آنفولانزای خوکی هم دیگر روی میز نیست (مردم هوشیارتر از این حرفها هستند)

– آغاز تدوین راهبرد و استراتژی برای کاهش جمعیت با استفاده از غذا بعنوان اسلحه (روش انجام: اجرای سناریوی GMO بطور کامل – یا سناریوی Monsanto یا هر چی – و بعد اصطلاحا ، “کلید رو خاموش کن”.) این تقریبا طی دهسال آینده و شاید قدری زودتر اتفاق خواهد افتاد.

توجه داشته باشید که منطق حاکم بر کاهش جمعیت جهان با استفاده از بحران غذائی اینست که “این امر از اسلوب کلی آزمایش پیروی می کند”. باهوش ترین ها، آنهائی که دقیق تر می توانند حوادث و مشکلات آتی را پیش بینی کنند، افرادی که ماهیت تهاجمی( یا تدافعی) دارند، افرادی که به بهترین شیوه ممکن مشکلات را حل می کنند، آنهائی که بیشترین قابلیت کار در گروه را دارند، افرادی که بطور فیزیکی و جسمانی پایدار ترین هستند (و غیره) – اینها هستند که بحران را پشت سر خواهند گذاشت. این باعث تقویت و بهبود DNA در نجات یافتگان از بحران خواهد شد. منطق حاکم بر این سناریو می گوید که ژنوم نسل بشر با این کار اصلاح خواهد شد.

یک جنگ اتمی همه را یکسره خواهد کشت: “DNA خوب” و”DNA ضعیف” هر دو نابود خواهند شد. این امر با قواعد و قوانین آزمایش جور در نمی آید – بنابراین اکنون این اتفاق نخواهد افتاد. من بر این باورم که قبلا چنین گزینه را مد نظر داشتند ولی بعدا موضوع تغییر کرد. هرچند هنوز اوضاع بهتر نشده است.

{پایان صفحه ۷ تصویری}

 

دوستان گرامی ،
این نامه بسیار جالب و مفید است، اما تحقیقات من ثابت می کند که این سرگذشت و تارخچه وجودی حقیقی ما نیست. این یک نسخه دستکاری شده است، بگونه ای که  ”خزنده گون” ها مایلند ما بدانگونه باور کنیم. آنها ما را به گونه بهتری ارتقاء نداده اند ، بلکه ما را به یک گونه پست تر تنزل داده اند.  انسان حداقل ۱۲ رشته DNA فعال داشته است و ما بگونه ای بسیار تنگاتنگ به دستگاه آفرینش  متصل بوده ایم.  انسان موجودی مهربان  و مثبت اندیش بوده  و هرگز تا زمانی که “خزنده گون” ها  به زمین قدم گذاردند و بر اساس اهداف شریرانه خود ما را تغییر ژنتیکی دادند با منفی نگری آشنائی نداشته است.

“خزنده گون” ها بطور ژنتیکی ما را تغییر دادند تا تبدیل به عروسک های خیمه شب بازی برای اهداف مورد نظر آنها شویم. با تنها دو رشته  DNA  کنترل کردن ما بسیار آسانتر است. علاوه بر این ، آنها با ادغام کردن DNA خود با ما، به ما به بخشی از مغز خود را اهدا کرده اند.  این بخشی از مغز است که در طب مدرن به عنوان “مغز خزنده گون” نامیده می شود و آن را مسئول تمام افکار و اعمال منفی از قبیل نفرت ، ترس ، انتقام ، بندگی ، سنتها ، و غیره میدانند. آنها ما را بسیار تضعیف کرده اند ، در حالی که احساسات منفی ما بسیار قویتر شده اند ، لذا ما نمی توانیم اعمال خود را تحت کنترل داشته باشیم. اما زمان تغییر کرده است!  در حال حاضر قدرت بیشتری یافته ایم و در حال دریافت کمک برای یک تحول دوباره می باشیم!

(بدن ما دوباره در حال ایجاد ۱۲ رشته DNA است ) برای مطالعه این مقاله اینجا را کلیک کنید: “شگفت انگیز! دانشمندان: DNA ما همچنانکه در حال خواندن این سطور هستیم در حال جهش است! ما در حال ایجاد ۱۲ رشته هستیم!”

و: انتقال ۵ بعدی و ارتقاء DNA

The Human and Reptilian Evolutionary Tree:

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/06/avisualguidetoalienbeingsbydavidw-chace.jpg?w=225

“خزنده گون” ها فریبکارهستند و  چیزی که از ما می خواهند تا باورکنیم ، این است که آنها خالق ما هستند و ما به آنها مدیون و وامداریم. در حال حاضر این داستان را پیش کشیده اند تا دروغ های بیشتری را مطرح کرده  و به نوبه خود توجه ما را از خودشان منحرف سازند. مرگ برای   ”خزنده گون” ها قابل قبول تر از ترک این سیاره است. آنها بسیار قدرتمند و بیش از حد هوشمند هستند. آنها فعلا کنترل کننده هستند.

یکی از برنامه های گروه ایلومیناتی این  است که اعلام دارند  فرا زمینی ها واقعیت دارند ، با این تفاوت که “خزنده گون” ها  و نژاد خاکستری را  به عنوان قهرمانان به ما بقبولانند.  بدینگونه برده داران تبدیل به قهرمانان می شوند و ما به بندگی آنان می پردازیم.
برای من ، این داستان دروغ محض است. در فرضیات من “خزنده گون” ها هنوز هم در اینجا حضور دارند، چون زمین آخرین سیاره ای است که با فراخور ارتعاش کم آنهاست . نبرد نهایی روی زمین رخ خواهد داد در اینجا و ما پیشاپیش آن را برده ایم … نه از طریق تسلیحات و در خلال جنگها، بلکه بکمک عشق و اتحاد.

این شجره نامه تکاملی از نظر من تقریبا درست است، اما نیاز به تفسیری متفاوت دارد.  ”انسانهای خالص” درحقیقت  ”انسانهای با DNA  خالص خزندگان” هستند و آنها عروسکهای خیمه شب بازی اصلی و میزبان   reptilians ها هستند.

(اینجا می توانید اثباتی بر قدمت صدها میلیون ساله نژاد بشر بیابید: برای مطالعه مقاله اینجا کلیک کنید: “مدرک شگفت انگیز: نژاد بشر صدها میلیون سال قدمت دارد!”)

همانطور که می بینید ، واقعیت در نهایت آشکار می شود. این روند نمی تواند متوقف شود. سال های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ به ما تاریخ و سرگذشت واقعی مان را ، گام به گام نشان خواهد داد.

همیشه دوستدارت ،
الکساندر.
پیوست – پاسخ بیل رایان به این نامه (۵۰ دقیقه ):

http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=t2KDtqIP7kk

منبع:      http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=t2KDtqIP7kk

 

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از دوست خوبم فریبرز عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

دوستان عزیز ۲ مطلب دیگر هم درباره دی ان ا توسط دوستان عزیزم در حال ترجمه است که به زودی در سایت قرار داده میشود.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: