بایگانی دسته‌ها: ارتباط فضايي ها با آلمان نازي

ارتباط با بیگانگان فضایی/«دوشیزگان وریل» آلمان نازی

کارشناسان کتب مقدس ومحققانی که تعدادشان درحال افزایش است، باوردارند که این «بیگانگان» نه از فضا، بلکه از ابعاد دیگر وارد زمین شده اند. و آنها درواقع فرشتگان سقوط کرده بوده اند، همانها که با زنان زمینی درآمیختند و حاصل آمیزش آنها نفیلیم ها بودند.
نازیها باورداشتند که خدایانی که به شمالی ها شبیه بوده اند ! ، آنها که از ستارگان به زمین آمده اند، دراصل مشخصاٌ از تمدنی از سایر جهانها بوده اند. خون ایشان از نوع «اِر هاش» منفی بود، نوعی که نسبتی با میمونهای آفریقائی نداشت.
بنظر میرسد نازیها از جانب گروهی از زنان جذاب ! که قدرت روشن بینی داشته و «دوشیزگان وریل» نامیده میشدند، یاری شده اند. آنها این توانائی را داشتند که اطلاعات علمی شامل طراحی راکت ، و حتی طرح ساخت نوعی«یوفو» را به نازیها ارائه دهند.
دوشیزگان وریل نه تنها به لحاظ توانائی های روانی ، بلکه همچنین بخاطر داشتن موهای بلند که هیج وقت آنرا کوتاه نمیکردند شهرت دارند. آنها ادعا داشتند که ازسیاره ائی در حوالی سیستم ستاره ائی آلدِباران که مسکن تمدنی از انسانهای شبیه ما ! است و احتمالاٌ با نیاکان ما هم آمیزشهایی داشته اند، به زمین آمده اند.

 https://ufolove.files.wordpress.com/2015/11/a96f1-maria1.jpg?w=451&h=639
Image
goetia_girls_maria_orsic_vril_witch_ufo_priestess

تمام انرژی ها سری نازیها و برنامه های پیش برندۀ ایشان ، براساس درک و برداشت روانیِ و دانش سری آنها بوده است. بلند پایه ترین دانشمندان نازی تمام برنامه های فوق سری شان را براساس نظرات جامعۀ سری وریل انجام میدادند ، کاریهایی از قبیل کاربرد انرژی مجانی زمین ، دستکاریهای ژنتیکی ، و تکنیکهای سریِ وباستانیِ مدیتیشن و … متاسفانه بسیاری از این تکنولوژیها بعدها برای کنترل ذهن ، از طرف ماشین جنگی نازیها ، و بعدتر بوسیلۀ متحدانی که آنها را شکست دادند استفاده گردید.
بنیانگذار سازمان برنامۀ فضائی آمریکا ، ناسا «ورنر وان براون» از دانشمندان نابغۀ نازی بود و تکنولوژی بسیاری پیشرفته ایی از موتورهای محرک و موشکی دراختیار داشت.
براساس برنامه ایی بنام عملیات جاکاغذی ، زمانی که آمریکا در رقابت با اتحاد شوروی برای جذب دانشمندان نازی بعد از جنگ جهانی دوم بود، حدود هشت هزار دانشمند نازی ، انتقال داده شد. این دانشمندان آئین های سری ، و باورهایشان را نیزدرخلال توانائی های علمی با خودشان انتقال دادند. آنها با علومی که دراختیار داشتند، باعث پیشرفت در برنامۀ کنترل ذهن کشور آمریکا شدند.


درسال 1871، رمان نویس انگلیسی ادوارد لایتون، درکتاب تمدن آینده ، از تمدنی پیشرفته که وریل-یا نامیده شده ، صحبت به میان آورده، آنها که در زیر زمین زندگی میکنند. و از نیروی وریل یا نیروی جنبشی روانی استفاده میکنند. شاید آنها وارثان هایپربورین ها بوده باشند. ساکنان جزیرۀ تیول. بنظرمیرسد، هایپربورین ها از انرژی وریل برای دستکاری درماده و انرژی استفاده میکنند، این آنها را قادر میکند تا دورۀ زندگیشان را گسترش دهند تا همانند آنها که شبه خدایان نامیده میشوند، باقی بمانند.
فیلسوف آلمانی فردریش نیچه «1900-1844» میگوید، بیائید خودمان را همان که هستیم ببینیم. ما «هایپربورین» هستیم. ما بخوبی میدانیم چگونه همان نسل را زندگی کنیم.
وقتی نیچه کتاب «ارادۀ قدرت» را منتشر نمود، از نیروی وریل صحبت میکرد، و زمانی که از «the herd» ،«گله» صحبت میکرد، از مردمی عامی صحبت میکرد که براساس قوانین کشوری فاسد راضی زندگی میکردند. درواقع او «سوپرمن» هایی را ارج مینهد که، به نیروی بهشتی ماوراء طبیعتی دست یازیده اند که آنها را ازمردم عادی جدا میکند. kazem.rokhsary

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز برای اطلاع رسانی اخبار و مطالب در زمینه های اسرار و ناشناخته های جهان و مطالبی در مورد بشقاب پرنده ها و موجودات فضایی و حیات در دیگر کرات راه اندازی شد.

https://telegram.me/blogufolove

www.ufolove.wordpress.com  

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

Advertisements

وریل های جنگ جهانی دوم حقیقت سرکوب شده تاریخ

وریل های جنگ جهانی دوم حقیقت سرکوب شده تاریخ

در سال 1959 در انگلستان آغاز شد یک مرد استثنایی 19 ساله عشق خود را با دختری که در بافندگی کار می کرد آغاز کرد.
موقتی که او 16 ساله بود یم نابغه بود و توانست از کمبریج بورس تحصیلی بگیرد سالها بعد از فارغ التحصیلی اش عشقش را در خانه اش ملاقات کرد و این ملاقات مسیر زندگی اش را عوض کرد.
سرکوب میل جنسی محرک بسیار قوی است او یک باشید برای معشوق خود ساخت که به تقلید حرکات دست تولید جوراب می کرد هنگامی که او این ماشین را برای ثبت اختراع به پیش ملکه الیزابت بر ملکه از ثبت این اختراع خوداری کرد زیرا این دستگاه پتانسیل لارم را برای ایجاد اختلال اجتماعی داشت شاید هم او از مکانیزه شدن جهان می ترسید لی در نهایت دستگاه خود را به فرانسه برد و در فقر در آنجا درگذشت پس از مرگ لی برادرش جیمز به انگلیس بازگشت و اولین کارخانه صنعتی تولید جوراب مکانیزه را باز کرد این زمان مقارن با شروع انقلاب صنعتی بود.
قرن شانزدهم زندگی ساده و سخت بود اکثر مردم کشاورز بودند و کار سخت انجام می دادند و امید به زندگی 35 سال بود حرکت متور بخار مناطث شهری را به مناطق کثیفی تبدیل کرده بود آفات و بیماری های دوره ای عوارض خود را در زندگی جدید نشان می داد اوج نارضایتی در کارگران وجود داشت و سالها بعد این نارضایتی ها به ظهور کارل مارکس در سال 1840 و مکتب انقلابی مارکسزیم شد.کومونیسم در روسیه جای گرفت و بطور خزنده در حال پیشروی در اروپا بود..آلمانها نیز با بدگمانی به نبرد انقلاب صنعتی رفتند و راهای مختلفی را بجای تحمل یک دولت صنعتی آلمان آزمودند آنها یک مارکسیزم ملی را جایگزین کردند که بخش خصوصی در آن نقش عمده ای را بازی می کرد آلمان مانند ققنوسی دوباره متولد شده بود این ایدئولوژی مانند ایدئولوژی شهر اسرارت در یونان بود که از صنعتگران بر علیه کومونیست ها دفاع می کرد.
امروزه ثابت شده است که نوعی استرس در اجتماع منجر می شود که مردم به مذهب یا مکاتب مخفی علاقه بسیاری پیدا بکنند و این تمایلات را وسیله ای برای فرار می دانند شیفتگی بسیاری در آلمان پیش از جنگ جهانی به گزارش های باستانشناسی در مورد سومریان ها ادین وتان استرت ها وجود دشاد وردم نیز احساس قدرت می کردند و به آلمانی بودن خود افتخار می کردند در آنها روحی دمیده شده بود که می خواستند بدانند که چگونه می توانند به عقب برگردند و به اصطلاح مدینه فاضله را تشکیل دهند هلنا بلاوستکی انجمن تئوسفی و انجمن تول تاثیر گزار ترین گروه های مخفی در این مورد بودند.
مطالبی در ذهن مردم از یک کتاب قدیمی بنام مسابقه آینده که در سال 1871 توسط یک فرد ناشناس نوشته شده بود تداعی می شد.این نوشته شبیه یک نوشته علمی تخیلیی بود که مردم حساب خود را از سایر مردم جدا می دانستند و نسل خود را به یک نژاد برتر بنام Vril بود.

 

تماس با موجودات فرازمینی

دسامبر  نخبگانی1919 آخرین نقطه شمالی دنیا احتمالا در نروژ انجمنی از نابغه گان کارل هاشوفر با تعدادی از معتبر ترین افراد و نخبگانی که در زمینه علوم ماورایی می کرده بودند به این انجمن دعوت شده بودند.آنها در کلبه ای در کوهپایه های آلپ گرد هم مدند در میان حاضرین نماینده ای از میان شوالیه ها معبد که سالها قبل در فتح بیت المقدس شرکت داشتند وقتی هاشوفر در آنجا حاضر شده چیز بسیار عجیبی دید دو زن به شدت زیبا و جذاب جوان در میان شرکت کنندگان حضور داشتند.

یکی از دختران بسیار آرام بودو 18 سال داشت و به دلیل هوش بسیار بالای خود هویت خود را فاش نمی ساخت او خود را یک Sigrun معرفی می کرد و منظورش این بود که بعد هویت خود را فاش خواهد ساخت.و زن دیگری که تصویرش در سمت راست قید شده است خود را Maria Orzich می نامید.هردوی زنها موهای دراز داشتند و موهای خود را بصورت دم اسبی بسته بودندMaria زنی بود که ادعا می کرد پیغامهایی از تمدن های فرازمینی دریافت کرده است.تعدادی از این  پیغامها با کدهای عجیب و غریب در نوشته های او درج شده بود.


کارل هاشوفر قبل از جلسه به مدت طولانی صفحات را مطالعه کرده بوداو مصمم بود که این نوشته ها کدهای مخفی مربوط به فراماسون هایی است که بیت المقدس را مورد حمله قرار داده بودند.در حالی که نوشته دیگر به خط سومری ها بود.ولی هر دوی آنها شامل یک دستور بود که چگونه بتوانیم ماشینی بسازیم که بر نیروی جاذبه غلبه بکند.

دانشمند فیزیکدان scientist, Victor Schauberger می نویسد این یک طراحی به معنای واقعی و بالقوه است.ماریا بعدا در جلسه توضیح داد که موجوداتی از صورت فکلی گاو  با او تماس گرفتند او در جلسه توضیح داد که موجودات منحصر به فردی از سیاره ای در صورت فلکی گاو که به دور ستاره ای بنام Aldebaran می چرخد با او تماس گرفتند.ماشین با منبعی از انرژی بنام vril کار می مرد او گفت که این ماشین حتی زمان را نیز تغیر خواهد داد.

جزئیات نوشت ها به حدی کافی بود که بتوان ماشین را از روی آن ساخت آزمایش کرد و حتی برای ترابری انسان ها به جهان آنها برای ملاقات با فرا زمینیان استفاده کرد.
زمانی که گروه نروژ کمی تمرکز کردند و با شیاطین ارتباط گرفتند آنها به این موضوع علاقه مند شدند و یک روش ضد بشری را برای صنعتی کردن آلمان که مردم را تحت تاثر قرار می داد ارائه کردند ماشین ضد جاذبه ماریا هدیه پیشرفته ای بود که نژاد بشری را تحت تاثیر قرار می داد بنابرین این انرژی فوران خواهد کرد و جنگ ها نیز با وجود این ماشین اجتناب پذیر خواهند بود اما گروه نروژی ماشین را برای مسافرت در زمان می خواست آنها می خواستند به زمانی برگردند که خدایان بروی زمین حکمرانی می کردند تا بتوانند قوانین روحانی طبیعت را از آنها فرا گیرند.
میهمانان به طرح ماشینی که ماریا ارائه کرد ایمان پیدا کردند و حمایت مالی شدیدی برای ساخته شدن آن انجام دادند ثروتمندان عضو در کلوپ نروژی ها و سایر گروه های مخفی.ماریا به سرعت به سوالاتی که می توانست به پروژه کمک کند جواب داد.
ویبریل ساخته شد
البته سازندگان آن اهدافی داشتد البته اعضای کلوپ فراماسونری نروژی اهداف متفاوتی داشتند آنها پیشبینی کرده بودند که آن کاربردی مخصوص برای بکار انداختن انرژی جدید خواهد داشت ویبریل دستگاهی نگران کننده تر از یک دستگاه ارتباطی با بیگانگان فضایی بود زیرا با آن می توانستند دانش هایی فراتر را با ملاقات با بیگانگان فضایی را بدست بیاورند.در 1922 ویبریل توسط شرکت JFM (Jenseitsflugmaschine) با بک شرکت تولید جنگ افزار دیگر تولید شد آن فقط یک ماشین بود و حدود وسال مورد آزمایش قرار گرفت آن در طول این دو سال توانست بر جاذبه و زمان غلبه کند ویبریل سپس از آگسبورگ به ماساچوست برای استفاده در آینده حمل شد این پروژه توسط دکتر شومان وو(دانشکده فنی مونیخ)کسی که بعدا ناو های شناوری را با تحقیقات خود توسعه داد انجام شد.او دید غیرمعمولی نسبت به علم و تکنولوژی داشت.او به دو اصل متضادی که انفجار الهی و انفجارشیطانی که شوالیه های معبد به آن اعتقاد داشتند و فیثاغورس نظریاتی در این مورد نیز داده بود اعتقاد داشت
در همه چیز دو اصل وجود دارد که در تعیل رویداد ها نفش دارند:نور و تاریکی خیر و شر ایجاد و تخریب مثبت و منفی
این دو اصل خلاق و مخرب در وسایل فنی نیز هر چیز مخرب از شیطان منشا می گیرد و هر جیز خلاق منشا الهی دارد هر فناوری مبتی بر احتراق و انفجار از شیطان منشا می گیرد و عصر تکنولوژی جدید منشا الهی دارد(از آرشیو ss)پس ماشین ویبریل محترق نمی شود تخریب ایجاد نمی کند پس آن صد در صد منشا الهی دارد.

لژ نروژ سانسور کتابهای تاریخی را وقعا جدی نمی گرفت ظاهرا قوانین احمقانه ای برای جلوگیری از سانسور این مطالب در اروپای امروزی داشته اند اما این حقیقت اثبات شده است که کلوپ فراماسونری شیاطین نروژِی که در آخرین ننقطه از روی زمین اقامت داشتند نقش عمده ای در بوجود آمدن نازی ها داشتند علائم مخفی آنها معانی صلیب شکسته نازی ها را داشته است.یکی از علامات آنها شباهت زیادی به صلیب آهنی نازی ها داشت علامت خورشید سیاه آنها با هم متفاوت بود اما منشا مشترکی در نماد های دو گروه داشت.لژ نروژی به سیاست و قدرت علاقه بسیاری داشت ویبیریل به راحتی می توانست به جست و جوی های مشگوک آنها کمک بکند.همه رهبران نازی در لژ نروژ عضو شدند و بعد از فاش ساختن اسرار توسط ماریا آدولف هیتلر آلفرد رزنبرگ هنریش میلر هرمان گورینگ و فیزیکدان شخصی هیتلر دکتر تئودور موریل همه اینها در حلقه ویبریل عضو شدند.
موفقیت JFM تا 1933 مخفی نگه داشته شد زمانی که یکی از آنها در آلمان به قدرت رسید هیتلرو و لژ توسعه ویبریل را بعنوان یک اسلحه بالقوه به Gesellschafts واگزار کردند هیتلر به خوبی از ارزش این اسلحه خبردار بود ویبریل توسط Rundflugzeug به یک هواپیمای دایره ای شکر در 1937 و بعد از آن در سالهای بعدی نیز توسعه داده شد تا به RFZ-7 رسید.

ضمنا لژ نروژی نیز همزمان بروی یکی از دستگاه های نظامی دیگر نازی ها بنام E-IV, پرداخت که می خواستند از این انرژی جدید بهره ببرد آنها پروژه جدید خود را در یک محل مخفی در هانبورگ ادامه دادند که تا امروز اطلاعای از آن در دست نیست در ابتدای سال 1935 آنها توانستند H-Gerat را که به دستگاه هامبورگ معروف بود را بسازند.و در سال 1939 دیک دستگاه بطور کامل ساخته شد و بنام RFZ-5 شناخته شد زمانی که لژ نروژ در حال انتقال آن بود تست های اصلی آن را در آرادوباراندربورگ آنجام داد.
لژ نروژِ بروی ماشین الکترو مغناطیسی ضد جاذبه توانسط متد های ماشید ریسندگی که در ابتدای صفحه به آن اشاره شده بود را روی آن پیاده بکند سه دیسک جداگانه چرخشی در سه جهت مخالف را با دستگاه می دادند ارکستی از فعل و انفعالات جیوه توانسته بود یک میدان الکتریکی قوی در اطراف دستگاه بوجود آورد و به شدت آن را رسانا و ابر رسانا بکند هر چیزی که به آن نزدیک می شد فورا از میان می رفت برخی از افکار اخیر معتقد هستند که میدان ضد جاذبه ماشین جاذبه تک اتم های طلا را با حیوه گرم بوجود می آورد این عمل مستلزم انرژی  و هزینه بالا و تحریف در مدار ذرات حرکت برخی از هسته های اتم ها بود که در آن اتم ها گرانش آزاد می شد.

ماشین ضد جاذبه توانسته بود بر جاذبه چیره شود اما واقعا آن را ترک نمی کرد در حالی که انرژی زیادی برای این کار نیاز داشت تا جاذبه از از خود بزداید سفینه کروی هنوز به انرژی زیادی برای صعود و حرکت دادن خود نیاز داشت تا از اتمسفر به بیرون برود بعضی از سفینه های ساخته شده توانستند به سرعت 2900 تا 12000 کیلومتر در ساعت برسند لژ نروژی سر انجام قلب آهنربایی تپنده ای را درست کند که به مانور دادن سفینه بسیار کمک می کرد این دستگاه ها بسیار بی سر و صدا بودند و می توانستند بسیار چاره ساز باشند.

در سال 1944 لژ نروژی سری Haunebu I-III را ساخت که واقعا دیسک های بسیار بزرگی را داشت که توانایی حمل 200 نفر را نیز داشت و بزرگترین آنها 139 متر طول داشت و به شکل استوانه ای بود که بنام آندرو مرا معروف شد این پیروز هفتم این گروه بود و هدف بعدی آنها سفر بین سیاره ای بود.

زمانی که جنگ به نفع متفقین چرخید لژ نروژ تولیدات خود را در معدن عمیقی در لهستان مخفی کردند و بوسیله افرادی که به بردگی گرفته شده بودند تا زمانی که معدن بطور کامل توسط متفقین محاصره و تخریب شد به کار خود ادامه دادند عقیده ای که وجود دارد دیسک هایی که در این معدن بودند همه گی در لبه پرتگاه قرار داشتند و به درون پتگاه فرو ریختند و یک تا دوتای آنها بدست متفقین افتادند.این مکان کارخانه وسیعی برای تولید ویریل ها با سقف بتونی بود و امروزه نیز مورد استفاده قرار می گیرد ویریل با اهداف بیهوده ای ساخته شد اما آنها نهایت مهارت خود را در ساختن آن به خرج داده بودند ویریل دستگاه امنی بود که در بدترین جا ساخته شده بود در طول سالها ماریا با تلپاتی خود با بیگانگان فضایی توانسته بود آن را بسازد و تکمیلش بکند ویریل نشان داد که فضایی ها در ایجاد و گسترش ادوات جنگی مانند زیردریایی ها و قایق ها در طول تاریخ نقش داشته اند.

تمدن آلدباران
برطبق اطلاعات بدست آمده از وریل تمدنی که بوسیله تلپاتی با انسانها تماس گرفته اند یکی از دو تمدنی است که به دور ستاره قدیمی آلدباران که در صورت فلکی گاو که 68 سال نوری از ما فاصله دارند در تاریخ مصنوعاتی به کمک ارتباط ما با سیاره های دیگر ساخته شده است که در تصویر نشان داده می شود.آنها با ما ارتباط برقرا ر می کنند زیرا فعالیت های انسان ها را مشاهده می کنند به ویژه رفتار خصمانه ما را آنها تصمیم گرفتند وسیله ای برای حذف کردن رقابت بر سر منابع را به انسان هدیه بدهند و باعث جنگ و کشتار بروی زمین شدند.

میلیون ها سال قبل مردم این سیاره از انرژی ویریل استفاده کردند تا به یک بینهایت دست بیابند آنها همراه با گسترش انرژی وریل فعالیت های ذهنی خود را برای ایجاد یا نابود کردن اهدافشان گسترش دادند.
در طول زندگی خورشید(سیاره Aldebaran) خورشید آن بصورت یک گول سرخ شده بود در شرایط محیطی در هم ریختگی زیستی در میان آنها ایجاد شد زمانی که آنها توانایی ذهنی خود را از دست میدادند از ویریل استفاده می کردند و زمانی که آنها متوجه ماجرا شدند اقدام به پاکسازی نژادی در سیاره خود کردند و افراد فاسد را از میان بردند.
زمانی که محیط زیست سیاره آنها بدتر شد نخبه گان آنها سیاره خود را به مقصد دو سیاره قابل سکونت ترک کردند یکی از آنها زمین بود.و بسیاری از اتفاقات قرن گذشته را باعث شدند قبل از زکریا سچجین که افسانه های سومری ها را معرفی کند داستان هایی از این قبیل که افسانه های سومری را شامل دی شد بسیار به چشم می آمد Aldebara ها نوشته هایی در باره اثرات ویرانگر تیره شدن خورشید که در هر 3600 سال در منظومه ما رخ می دهد را نوشتند.بر اساس یکی از آنها زمین در آینده غیر قابل سکونت خواهد شد.Aldebaran در کره زمین از منطقه خود در سطح حفره ای که در قطب جنوب واقع شده بود عقب نشینی کردند و تلاش هایی برای کنترل سرنوشت انسان ها را دارند.

Aldebaran بیش از اندازه قوی تر از آن هستند که کسی بتواند تصور کند و بیش از اندازه فاسد هستند و در بیشتر مکان های زیر زمینی زندگی مخفیانه دارند.و تمدن های بسیاری را در زیر زمین تشکیل داده اند و پیکره های سنگی بسیاری از آنها یافت شده است.

شواهدی برای Aldebaran ها یکی از این شواهد ماشین vril بود که بطور غیرعقلانی مورد استفاده قرار گرفت.درست کردن دیسک ها اسلحه و استفاده نظامی تناقضی با انگیزه اصلی دارد.Vril توسط Aldebaran های زیر Antarctica  بر اساس اسناد و مدارک مورد بازدید گرفت و برنامه های برای مسکونی کردن یک جزیره زیر زمینی بنام New Swabia در طول جنگ جهانی دوم صورت گرفت.بر اساس آرشیو های اس اس این یک برنامه بسیار مهم برای تولید مثل Aldebaranها بود.آنها با فرزندان خود به مثصد اشغال قطب جنوب وارد این سرزمین شدند.در حالی که ما نمی دانیم این حقایق در مورد Aldebaran ها فرضی است یا واقعی آنها به ساخت و ساز مشغول شدند.

مشاهدات عینی و گزارش ها ازVril

در سال 1957 دو ماموران Detroit فیلمی ضبط کردند که  مردی در آن صحبت می کرد.

در 19 فوریه 1926 در ورشو شوروی به دنیا آمد.بعنوان یم زندانی جنگی به لهستان آورده شد.در می 1942 در سی مایلی برلین زندانی شد و تا چند هفته مانده به پایان جنگ در آنجا زندانی بود.گارد اس اس ظاهر شد و اندکی با راننده تراکتور صحبت کرد.بعد از ده دقیقه سر و صدای غیر عادی تراکتور متوقف شد.حدود سه ساعت بعد کار علوفه چینی دور مرداب تمام شد و یک محوطه دایره ای شکل به طول 100 تا 150 متر بوجود آمد.بعد از آن دور تا دور محوطه توسط عایقی پوشانده شد عایق از آب 50 فوت ارتفاع داشت.سپس یک وسیله نقلیه بطور عمودی از دیوارها اوج گرفت و سپس بصورت افقی شروع به حرکت کرد بدلیل وجود درختان مشاهده کنندگان نتوانستند جزئیات بیشتری را ثبت کنند.مشاهده کنندگان وسیله را تا ارتفاع 500 فوت دیدند و آن را یصورت کروی توصیف کردند.و ضخامت دایره آن را 75 تا 100 یارد توصیف کردند.و ارتفاع جسم را 14 فوت می دانستند و قسمت بالایی آن به رنگ خاکستری بود و سه قسمت وسطی وسیله حرکتی شبیه به حرکت ملخ هواپیما داشتند اما بصورت افقی نه عمودی سر و صدای وسیله در نزدیکی سطح زمین شبیه صدای متور تراکتور بود.

و مشاهده دیگری در 26 آوریل 1967

یک Vril دیگر به دفتری در میامی نزدیک می شد.و بر اساس اطلاعات و عکسبرداری هایی که انجام گرفت این شی دقیقا مشخصات Vril که در نوامیر 1944 دیده شده بود را داشت.و بعضی اوقات نیز در طول 1943 مشاهده می شد.

از یاداشت های [Redfern, N and Downes, J]

او از آکادمی هوایی آلمان فارغ التحصیل شده بود بعنوان یکی از اعضای لوفت وافه در جبهه روسیه خدمت می کرد.در پایان سال 1944 او از کارش مرخص شد و بعنوان خلبان یک پروژه فوق سری استخدام شد و در جنگل های سیاه اتریش این پروژه فوق سری را آزمایش می کردند.او این پروژه فوق سری را بصورت یک هواپمای نعلبکی شکل توصیف می کرد که قطر آن 21 پا بود رادیو کنترل و جت در چندین بخش بیرونی دستگاه نصب شده بود او قسمت بیرونی را بصورت گردانی توصیف کرد که ثابت مانده بود.او فقط موفق به حفظ یک عکس نگاتیو از این سفینه شده بود که در ارتفاع 7000 متری(20000 فوت)از ان گرفته بود.

بر اساس متن بالا ماشین بوسیله مهندسی ماشین جنگی آلمان و با دستان مهندسان آلمانی ساخته شده بود که برای او ناشناخته بودنداو بسته ای از نوشته های محرمانه در آن پایگاه آلمانی را بدست آورد بعد از اسیر شدن او این اسناد بدیت متفقین افتاداو می گوید بعد ها آمریکایی ها از روی این اسناد حدقلا هواپیمای B-26 airplane خود را ساختند.او بعدها بطور فزاینده ای نگران گزارش هایی بود که از مشاهده این شی پرنده در آمریکا بود شد او فکر می کرد که این سلاح بسیار درجنگ ویتنام مفید خواهد بود و مانع از افزایش تلفات آمریکایی ها خواهد شد. او در دفتر فدرال آمریکا مامور تحقیق در مورد این شی و شاید هم گسترش آن شد.

آنها امروز کجا هستند؟

در طول جنگ جهانی دوم و مخصوصا در سالهای آخر جنگ قایق های کوچک آلمانی ارتباط هایی با با جنوب آتلانتیک و آمریکای جنوبی و آنتاریکا داشتند داشتند.همچنین آلمانی ها هوا سنج های مسطح شناوری در آتلانتیک نصب کردند تا شرایط آب و هوا بین آنتاریکا و آمریکای جنوبی را داشته باشند.رایش ss دستور حمل زنان آریایی مناسب را از اوکراین به پایگاه 211 داد.

ده هزار زن بلوند قد بلند آلمانی بین سن 17 تا 24 سال برای این کار وافن ss دوهزار و پانصد مامور را در روسیه استخدام کردهدف از این کار ایجاد یک مسستعمره درپایگاه 211 بر پایه انرژی وریل بود بعد از جنگ به ژنرال کامر آلمانی اتهاماتی وارد شد که آلمان را از سلاح های مخفی آلمانی پاکسازی کرده است.و فناوری های آلمانی را به پایگاه 211 انتقال داده است.دو قایق u آلمانی نیز قبل از دسنگیری محموله خود را در آب دریا تخلیه کردند و از فاش ساختن اطلاعاتی در باره محموله خود و مقصد نهایی که پایگاه نهایی آنها بود و همچنین مکان دقیق آن خوداری کردند.

عملیاتی در تعقیب نازی ها

در سال 1947 ارتش ایالات متحده آمریکا عملیات وسیعی را در قطب جنوب انجام داد 4000 پرسنل نیروی دریایی با 13 کشتی بزرگ و تعدادی هواپیما و هلیکوپتر در این عملیات شرکت داشتندهدف این عملیات تهیه نقشه و کاتالوگ از خط ساحلی قطب او تهیه اطلاعات از حیات وحش قطب اعلام شد و تا شش ماه به طول کشید.در طول سفر یک بندر ساحلی نیز در قطب تاسیس شد و فرودگاه کوچکی نیز برای به زمین نشستن هواپیماها در نزدیکی آنجا ساخته شد.بعد از عکسبرداری های گسترده مشخص شده منطقه ای اطراف ساحل وجود دارد که در آن از برف و یخ خبری نیست سپس تصاویر بطور گسترده پردازش شد.

بلا فاصله بعد از کشف این مکان عملیات آمریکایی ها متوقف می شود و آنها بدون هیچ دلیل منطقی به کشورشان بازگشت داده می شوند هنوز هم بعد از 60 سال اسناد مربوط به این مکان در آرشیو محرمانه سرویس های اطلاعاتی آمریکا قرار دارد.به یکی از فرماندهان عملیات گفته شد که خطری در این اکتشاف وجود دارد که می تواند زندگی بشریت را تهدید بکند.

زمان رستاخیز آنها کی خواهد بود؟

بعنوان یکی از واقعیت های جنگ مشخص شد که سازندگان وریل از تبدیل آن به یک ماشین کشتار نامید شده بودند درکریسمس 1943 جلسه ای در سواحل تفریحی کولبرگ صورت گرفت ماریا و سیگران ریاست جلسه را بر عهده داشتند و در باره ضرورت پروژه  Aldebaran سخن گفتند.آنها هراس خود را از هرج و مرج و جنگ مطرح کردند.و خطری که می توانست جهان را در صورت استفاده از انرژی وریل بطرف آن سوق دهد.آنها تصمیم گرفتند استعداد نهایی خود را برای رسیدن به سیاره اربابانشان Aldebaran سوق دهند.آنها اطلاعات دقیقی را از سیارات قابل سکونت اطراف سیاره Aldebaran را بدست آوردند.

کمی بعد در 22 ژانویه 1943 ملاقاتی بین هیتلر هیملر و کوندل(از جامعه وریل ها ) صورت گرفت.و دکتر ساچ من بحث گسترش دادن نیروی ویریل برای غلبه بر جاذبه و زمان را مطرح کرد.آنها مطرح کردند که حتی می توانند به سرعتی فراتر از سرعت نور برسند و آزمایشاتی را روی وریل ها آغاز کردند.

Vril-7 با ضخامت دیسکی در حدود 45 متر ساخته شد.آزمایشی تحت عنوان Next Channel در زمستان 1944 با این ماشین صورت گرفت.این یک آزمایش فاجعه بار بوداما این پرواز نتایج فاجعه باری را نیز با خود به همراه داشت بدنه بیرونی وریل به قدری در این مدت اندک فرسوده شده بود و آسیب دیده بود که گویی به یک سفر صدساله رفته بود!این مشکلات باید برای نمونه های اصلی که برای سفر به Aldebaran ساخته می شدند حل می شد تا مسافران زنده می ماندند.

این زن بطور مکرر در طول جنگ مشغول رفت و آمد به کارخانه های ساخت وریل و انجام تست بروی آنها بود.در سال 1947 گروهی از مهندسان با درخواستی نزدیک این زن شدند آنها از او خواستند تا موتور وریل Triebwerk را با یکی از پروژه ها آنها تطبیق دهد ولی او به هیج وجه قبول نکرد و به آنها گفت که برنامه وریل صلح آمیز است.
در سال 1945 اعضای جامعه وریل نامه از ماریا دریافت کردند که از آنها خواسته شده بود خود را برای سفر به Aldebaran  آماده بکنند.اما به نظر می رسید گروه هایی از وریل ها تصمیم به ماندن در کره زمین را گرفته بودند.اما آیا واقعا آنها به سیاره دیگری رفتند؟هیچ کس نمی داند.بیشتر مردم بر این عقیده هستند که Aldebaran ها شاه ماهی های سرخی در دریاها بودند و مقصد نهایی آنها مدینه فاضله ای بنام آنتاریکتیک بودسند مخفی از صد زیردریایی و تعدادی کشتی وجود دارد که متفقین هیچگاه نتوانستند آنها با بیابند حقیقت این است که جامعه وریل ها با استفاده از آنها راهی قطب جنوب شده است.
در طول سالهای 1945 آمریکایی ها اسنادی از آرشیو های اس اس را یافتند که وسایلی که شبیه به وسایلی بود که به افسانه های کهکشان آندرومرا ربط داشت بروی سفینه های آنها نصب شده بود.و ارزش بالای آن وسایل برای دانشمندان معلوم بود.بعد از سقوط هیتلر آمریکایی ها با استفاده از اسناد طبقه بندی شده نازی ها و چندین نازی که به این اسناد دسترسی داشتند توانستند تا حد زیادی نیروی هوایی خود را قوی تر کنند دو دانشمند برجسته آلمانی بنام Viktor Schauberger و von Braun به آنها کنک های زیادی کردند.

تعدادی تصاویر جالب در مورد ویریل ها

 

 


بعد ها عده ای از متخصین تصمیم گرفتند که مشاهدات خود از یوفو ها را به وریل ها ربط بدهند و بگویند که نازی ها با استفاده از آنها توانستند فرار کنند و اغلب مشاهدات از یوفو ها به وریل ها و نازی ها مربوط است
ممکن است نازی ها در گوشه ای از جهان مشغول دستکاری های ژنتیک برای بوجود آمدن یک نسل جدید باشند تا یک ذهن و بدن سالم را بر جهان حکمفرما بکنند.شاید آنها با استفاده از انرژی وریل ها دست به تغیر در DNA جوانان بزنند.نکته جالب این است که زن جوانی که مشغول برسی وریل ها بود( Sigrun)گفته می شد 140 سال سن دارد و دستکاری ژنتیک شده بود.

منبع:   http://ourwonderfullworlds.wordpress.com    

با تشکر از دوست عزیزم رامین فخاری.

بشقاب پرنده هاي ساخت آلمان

HANIBU

هانیبو

هانیبو دیسکی است که توسط شاخه سری اس – اس – ای – 4 بر مبنای طرح های گروه توله گسلشافت با این تفاوت که از موتور های مولد گرانش معکوس برای پرواز بهره میبرد در سال 1939 پایه ریزی شد .

در سال 1935 گروه توله در پی یافتن مکانی برای انجام ازمایشات سری خود در شمال غرب المان مکانی مناسب را در » هائنبورگ » مهیا کردند . در سال 1939 به بعد اس – اس – ای – 4 به این دیسک به عنوان نسل جدید از دیسک های پرنده نگاه میکرد و نام » هائنبورگ دیوایس » یا » اچ گرات » را برایش انتخاب کرد اما بدلیل شرایط جنگی و شروع جنگ جهانی دوم به » هانیبو » تغیییر نام داد .

 

 

 

 

 

 

اولین نسل از این نوع دیسک ها یعنی هانیبوی 1 که 2 نمونه از ان ساخته شد دارای قطری معادل 25 متر و 8 خدمه و قابلیت پرواز با سرعت باور نکردنی 4800 کیلوتر بر ساعت ( 1333.3 متر بر ثانیه که در ان زمان دست یافتن به این سرعت یک رویا بود ) بود البته در ارتفاع کم .

نمونه های بعدی با انجام اصلاحاتی توانستند به سرعت 1700 کیلومتر بر ساعت ( 4722.22 متر برثانیه ) برسند البته ساعات پرواز با این دیسک نیز به 18 ساعت افزایش پیدا کرد .

 

 

 

 

 

هانیبو 1

 

 

 

هانیبو 2


 

هانیبو 2 در سال 1942 با قطر 26 متر وارد عرصه نبرد شد . این دیسک 9 خدمه داشت و میتوانست با سرعتی معادل 6000 – 21000 کیلومتر بر ساعت ( 1666.66 متر بر ثانیه – 5833.33 متر بر ثانیه ) پرواز کند نیز ساعات پروازی به 55 ساعت افزایش یافته بود.

هانیبو 2 106 ازمایش پروازی را پشت سر گذاشت و مابین سال های 1943 – 1944 7 نم.نه از ان ساخته شد .

در همین سال ها نمونه پیشرفته تری از هانیبو 2 را با نام هانیبو دو استرا ساختند که توانست به سرعت 21000 کیلومتر در ساعت برسد .

از خانواده هانیبو نمونه ای ساخته شد به قطر 71 متر دارای 31 خدمه با توانایی پرواز با سرعت 7000 – 40000 کیلومتر در ساعت ( 1944.44 متر بر ثانیه – 11111.11 متر بر ثانیه ) با نام هانیبو 3 .

 

 

 

 

 

هانیبو 3 یک توپخانه هوایی مجهز


 

بعد از هانیبو 3 هانیبو 4 نیز وارد عرصه نبرد شد با قطر 120 متر اما بعد از ان دیگر نومنه ای ساخته نشد چون المان توسط متفقین اشغال شده بود البته تمامی نمونه ها به پایگاه سری المان ها جایی در قطب جنوب مشهور به انتراتیکا 211 منتقل شده بودند و فقط تعدادی معدود از این نوع دیسک ها بجای مانده بودند که یا تکمیل نشده بودند و یا اینکه توسط اس – اس نابود شده بودند و عملا لاشه ای بیش نبودند .

طبق گزارشی تنها در سال 1970 دیسکی بسیار شبیه به هانیبو 4 در المان دیده شده .

 

هانیبو ۴

 

 

 

 

لازار ساخت ایالات متحد ه که از فناوری گرانش معکوس برای پرواز استفاده میکند

 

 

 

دیسک ساخت روسیه در حال انجام ازمایش

 

 

 

تصویری از هیتلر جالب اینجاست که گفته میشود او در لحظات پایانی نبرد با قبول شکست از متفقین همراه با معشوقه اش خود کشی کرده است در حالی که او زنده و سر حال با پرنده مخصوص خود به ارزانتین رفت و فعالیت های زیرزمینی حذب فاشیستی نازی را اغاز کرد. Hitler_With_Alien_Ufo_Vril_Haunhebu_Ww2_Nazi

بی-ام – و فلاگلراد

BMW Flügelrad

بی – ام – و فلاگلراد سری الف وسری ب وسری ج

مابین سال های 1943 – 1945 شرکت بی – ام – و دیسک هایی را طراحی و ازمایش کرد که با موتور های جت کار میکردند و از پره های دوار که گرداگرد کابین خلبان جای گرفته بودند برای پرواز بهره میبردند . مانند شکل زیر :

 

 

 

 

نمونه اول دراگوست و سپتامبر سال 1943 ساخته با نام » وی – 1 » و در پایگاه کبلی – پراگ جمهوری چک تست های ازمایشی را انجام داد که متاسفانه تنها 1 متر از زمین ارتفاع گرفت و مسافت 300 متر را طی کرده و فرود سختی نیز داشت .

نکته قابل تامق در مورد » وی – 1 » این بود که خلبان در وسط و در میان یک حلقه دوار از پره هایی قرار داشت که در شرایط پروازی این پره ها مکش شدیدی ایجاد میکردند و اگر نقصی رخ میداد خلبان راه فراری نداشت چراکه یا باید از دیسک به خارج میپرید که در این صورت با اغوشی باز به استقبال پره ها میرفت ویا اینکه با دیسک سقوط میکرد .

 

 

 

 

مشخصات » وی – 1 » :

1 = موتور جت بی ام و 003

2 = 16 پره 6 متری

3 = کابین خلبان تک سرنشین

4 = ارابه فرود چرخدار

شرکت بی – ام – و سری دوم از این نوع دیسک را با تغییراتی بشرح زیل ساخت :

1 = طول پره ها را از 6 متر به 8 متر افزایش داد

2 = کابین را بزرگتر ساخت تا دو خلبان یکی بعنوان کنترل کننده رادار و دیگری هدایت کننده در ان جای گیرند .

3 = ارابه فرود را حذف کرد .

در سال 1944 دیسک سری ب را در مونیخ ازمایش کرد که هنوز مشکلات اساسی را در پرواز داشت البته در سال 1945 نمونه های ارتقا داده شده نیز ساخته شدند تا اینکه نمونه مناسب در همان سال ساخته و ازمایش شد که با موفقیت همراه بود . در این نمونه این تغییرات داده شده بود :

1 = این دیسک دارای 4 خدمه بود

2 = از دو موتور جت بی – ام – و 003 بهره میبرد که در زیر بدنه قرار میگرفتند

3 = تعداد پره ها به 24 پره و طول انها به 14.4 متر رسیده بود .

 

 

 

شرکت بی – ام – و نمونه پیشرفته تری را با نام » وی – 3 » ساخت که دارای 2 طبقه و 21 الی 32 پره بود .

در زمان اشغال برلین اس – اس تمامی اطلاعات در این زمینه را بهمراه دیسک ها نابود کرد اما روس ها توانستند در کندو کاو خود در میان کاغذ سوخته های نازی ها به اطلاعاتی دست پیدا کنند.

 

 

 

 

وی – 3

ارتور ساک

ارتور ساک

ارتور ساک کشاورزی بود که به ساخت پرنده های مدل علاقه داشت .

در ژوئن 1939 در»  لیپزیگ موکائو» ساک اولین مدلش را در مقیاس 125 سانتینمتر با پروانه ای بقطر 600 میلیمتر  و وزنی معادل 4.5 کیلو گرم  ساخت  که سراغازی بود بر نمونه های پیشرفته تر و بزرگتر .

مدل اولیه ای که ساک ساخته بود را » ای – اس – 1 » نام گذاری کرده اند که بسیار با مدل زیر شبیه بوده است . 

 

ژنرال اودت یکی از فرماندهان نیروی هوایی از طرحی که ساک ساخته بود خوشش امد و ساک را تشویق کرد که نمونه هایی کاراتر را برای نیروی هوایی بسازد .

از این رو ساک شروع کرد به ارتقاع مدل های ای – اس 1 تا ای – اس – 5 که نمونه های اخرین دارای این مشخصات بودند :

طول بدنه : 159 سانتینمتر

ملخ دولبه با ارتفاع : 65.3 سانتینمتر

تولید  نمونه ها در لیپزیگ در جانویه 1944 در کمپانی » میتل دوتسچه موتور ورک » کلید خورد و ازمایشهای پروازی را در پایگاه هوایی برندیس در طول همان سال . 

 

نمونه بالا را که مشاهده میکنید به تولید انبوه رسید 

 

مشخصات » ساک – ای – سا – 6 » : 

جنس بدنه از تخته چند لا است و کاکپیت و صندلی خلبان و ارابه فرود را از پرنده قدیمی » ام ای بی اف 109 بی » اقتباس شده و موتور را از پرنده » ام ای بی اف 108 تایفون » با نام » ارگوس ای اس 10 سی – 3 » با قدرت 240 اسب بخار برای این پرنده در نظر گرفتند . سرانجام اینکه در سال نتوانست مدل ای اس 6 وی-1 را که فرصتی برای پرواز پیدا نکرده بود اماده کند و چون المان در ان زمان المان در حال سقوط بود وی قصد کرد تا کار نیمه تمام خود را تمام کند ولی گوشمالی دادن او سبب شد تا او قطعات مدل را از هم سوا کند و عملا وقتی نیرو های امریکایی به پایگاه برندیس رسیدند اثری از این پرنده نیافتند . در زیر تصاویر را از این نوع دیسک ببینید : در زیر مدل هایی را میبینید که در سال های 1997 و 2001 در استرالیا ساخته شده اند و باید گفت نمونه های پیشرفته تری از ساخته ساک هستند . 2001 سیدنی

ویکتور شاوبرگر( جادوگر اب)

victor schauberger

 

 


 

ویکتور شاو برگر (ریپالسین سری الف و سری ب )

 


 

او یک جنگلبان اتریشی بود که با مشاهده و بررسی پدیده های طبیعی خصوصا اب به ایده های جالب توجهی دست یافت . او در سال 1934 درخواست ملاقات با شخص هیتلر را داشت که با این درخواست موافقت شد و در این دیدار او توانست ایده های نوی خود را در زمینه مکانیک ( مکانیک سیالات ) بیان کند نکته جالب اینجاست که او اصول بنیادی خویش را در زمینه کشاورزی – جنگلداری – و مهندسی هیدرولیک یا به تعبیری اب برای هیتلر شرح داد طوری که هیتلر مجذوب طرحش شد و توانست از ایده های او اب ها را مهار کند و کشور را توسعه دهد از نظر صنعتی . هیتلر تا جایی پیش رفت که احساس کرد شاوبرگر دیگر مفید نیست از این رو او را از دایره فعالیت ها کنار گذاشت . شاوبرگر از این پس به یک مهره سوخته بدل شده و برای چند سال اوضاع به همین منوال گذشت وتا انجا بود که حتی خود شاوبرگر به عنوان یک اتریشی احساس کرد که به کشوری بنام المان سنجاق شده و در اصل او یک خارجی است اما در سال 1939 بدنبال شعله ور شدن جنگ جهانی دوم اس اس به تکاپو افتاد تا شاوبرگر را دوباره به خدمت بگیرد به این دلیل که طرح های او در زمینه های نظامی خصوصا ساخت زیر سطحی ها یا همان زیردریایی ها کاربرد فوقالعادهای داشتند.

 



 

 

البته باید متذکر شوم که شاوبرگر در طول سال های اولیه خدمتش در اس اس روی یک مدل توربین هوا( در سال 1935 شاوبرگر توربینی را برای شرکت زیمنس ساخت با نام » گرم – سرد » که طی یک مرحله ازمایش نابود شد ) برای پس راندن مایعات ویا گازها که در صنایع هواپیماسازی و زیرسطحی سازی کار میکرد که او را از ادامه کار بازداشتند اما او در بازگشت دوباره خود طرح هایش را از پی گرفت و در سال 1940 » ریپالسین سری الف » را طرح ریزی کرد که در » وی ینا » و با مشارکت شرکت » کرتل » ساخته شد . در همین اثنا حوادثی پیش امد که سبب شد تا شاوبرگر را به تیمارستان ی در» مانر – اوهلینگ » منتقل کنند و پس از این ماجرا شاوبرگر را به مشارکت در طرح سیستم های خنک کننده مارپیچ ابی مسراشمیت و کار مهندسی هیدرولیک روی موتور هواپیما های سری هنکل گماشتند.

 

 

 

شاوبرگر ریپالسین سری الف را در ازمایشگاه به اتمام رساند این دیسک 2.4 متر قطر داشت ودارای یک موتور الکتریکی کوچک با دور بالا بود که در ازماشات به عمل امده روی ان نتوانست نظر مسئولان اس اس را جلب کند تا انجا که این عدم توفیق زندگی خانوادگی شاوبرگر را نیز به مخاطره انداخت .

 

 

طرحی از هواپیمای هنکل

 

در سال 1943 مدل جدید ساخته شد با نام » ریپالسین سری ب » که البته این نمونه سیستم رانش توسط متخصصین اس اس برای یک بیو زیرسطحی در نظر گرفته شده بود که خود شاوبرگر نام » ماهی غزل الا» را برای ان انتخاب کرده بود به این دلیل که دهان این زیرسطحی مانند دهان ماهی غزل الا باز بوده .

در سری ب وقتی موتور الکتریکی به کار می افتاد در طی چرخش اثر کوندا را موجب میشد و این اثر خود یک اختلاف فشار ائرودینامیکی بین سطح خارجی و سطح داخلی بدنه زیر سطحی ایجاد میکرد که سبب رانش ان به سمت جلو میشد . در سال 1944 کار روی ریپالسین سری ب ادامه داشت و این مدل را ارتقا دادند که البته این کار بیشتر توسط دکتر مایته و سایرین بود و ازاین مدل برای پرواز بهره گرفتند یا به عبارت بهتر چون نیروی حاصل از پس زنی توربین این نمونه ها فوقالعاده زیاد بود تیم تحقیقاتی از ان برای به پرواز در اوردن دیسک های پرنده که به موازات اجرای این طرح در حال اجرا بودند بهره گرفتند ( در این سال بود که مایته با طرح ریپالسین سری ب شاوبرگر و توربین فوقالعاده ان اشنا شد) . توربین چرخشی در ریپالسین سری ب برای افزایش اثر پس زنی سیال بهینه شد در این مدل جدید سطح تحتانی میچرخید و سطح فوقانی ثابت بود. در همین سال شاوبرگر به لئونشتین در اتریش رفت . این کاملا واضح است که اس اس دوباره شاوبرگر را طرد کرده و زمانی به این اشتباه پی میبرد که کار رودولف اشریور روی دیسک فلاگ کریزل را با موفقیت تمام کرده بود و رهبری تیم را هم دکتر مایته بر عهده داشت.

 

 

 

طرحی که دکتر مایته ارائه داد

 

مایته در همین سال اخرین طرح هایش را براساس توربین شاوبرگر با نام » ریپالسین کرافت » در براسل ساخت. پس از جنگ جهانی دوم تیم » آورو » کانادا که پیش از این دکتر ریچارد مایته را به خدمت گرفته بود به شاوبرگر نیز دعوتنامه همکاری روی برنامه ساخت اورو را تقدیم کرد اما شاوبرگر نپذیرفت چرا که قصد داشت تا از دانشش در راه صلح بهره گیرد و کسیاز دستاورد های او را برای نائل شدن به مقاصد خویش استفاده نکند. در سال 1950 شاوبرگر به امریکا رفت و در انجا مجبورش کردند تا با گروه طراحی دیسک های نظامی کار کند . فشار ها روی شاوبرگر لحظه به لحظه بیشتر و بیشتر میشد چون در جریان اشغال برلین توسط متفقین روس ها اولین گروهی بودند که خود را به برلین رساندند از این رو توانستند تمامی دیسک ها بر پایه توربین شاوبرگر را به روسیه منتقل کنند و امریکایی ها چیزی نصیبشان نشد و به این دلیل فشار ها را بر شاوبرگر اظافه میکردند تا از روس ها عقب نمانند. شاوبرگر نتوانست طاقت بیاورد و به اتریش بازگشت و 5 ماه بعد درگذشت و این بود پایان غم انگیز زندگی مردی که او را جادوگر اب میدانند .

 

ارتباط فضايي ها با آلمان نازي1

سلام

من در چند مطلب كه از وبلاگ www.iran-ufo-base.blogsky.com گرفتم رابطه فضايي ها با هيتلر و ساخت بشقاب پرنده و بقيه سلاحهاي پيشرفته را به نظر مي گذارم.

فقط بخوانيد و فكر كنيد كه چه خوابهايي براي ما ديده اند.

 

 

رودولف اشریور و برنامه فلاگ کریزل :

FLUGKREISEL 

بدون شک المان ها از این نوع بیش از سایر انواع دیسک ها ساختند و در نبرد های هوایی و جاسوسی از انها استفاده کردند.

موضوع ساخت دیسک فلاگکریزل ها از انجا اغاز شد که شاوبرگر کار خود را روی برنامه توربینهای ریپالسین ( ویزه استفاده برای سیالاتی مانند اب ) تمام کرد اس اس تصمیم گرفت که از این نوع توربین در دیسک های پرنده بهره ببرد از این رو این برنامه را به تیم تحقیقاتی هنکل واگذار کرد اما تیم تحقیقاتی هنکل در ان زمان علاقه ای به توربین شاوبرگر نشان نداد چراکه خود مشغول کار روی برنامه های خود بود تا از برنامه مسراشمیت عقب نماند . در زمانی که شاوبرگر را به کار روی برنامه مسراشمیت سرگرم کردند یکی از کارکنان تیم هنکل بنام رودولف اشریور طرح دیسک های فلاگ کریزل را ارائه کرد (1941) البته طرح او به یچ وجه از توربین ریپالسین شاوبرگر بهره نمیبرد و خود نیز بعدا گفت که طرح این نوع دیسک ها با تماشای مسابقه پرتاب دیسک در المپیک 1936 برلین به ذهنش خطور کرده است .

اشریور اولین نمونه را در سال 1941 ساخت که دارای 20 متر قطر بود و 21 پره ( ملخ ) گرداگرد کابین خلبان جای گرفته بودند.

 

 

 

اشریور در طرح اولیه از موتور های جت بی – ام – و 003 یا جومو 004 استفاده کرده بود اما این موتور ها به این دیسک توانایی پرواز را به صورت مطمئن و با متوسط ایده ال های پروازی نمی دادند . این نوع دیسک ها تنها با توبین های جت کرسنت توانستند پرواز کنند که اولین پرواز موفقیت امیز با درصد بالای اطمینان در سال 1943 انجام شد .

 

 

 

نمونه ای از توربین جت کرسنت را در بالا میبینید

 

 

 

 

نحوه ی جا گیری توربین های کرسنت در دیسک های فلاگ کریزل را در شکل بالا میبینید

درست در همین اوان شرکت بی – ام – و نیز روی برنامه مشابهی با نام » فلاگلراد » کار میکرد که بعد ها بدلیل اینکه هر دو برنامه تقریبا از یک خانواده بودند ادغام شده و تبدیل به برنامه فلاگکریزل بزرگ یا دیسک فلاگ کریزل با قطر بزرگتر شدند که از دیسک های نام برده شده قویتر بود .

اما از انجا که کار های ابتدایی روی این برنامه از دید اس اس رضایت بخش نبود بنابر این اس اس تصمیم گرفت تا از دکتر جوزپه بلونزو دکتر ریچارد مایته دکتر کلاوس هابرموهل بعلاوه 6 مهندس دیگر که از انها نامی برده نشده در ادامه کار بهره گیرد .

در زیر طرحی را میبینید که هابرموهل ارائه کرد ولی مورد تایید قرار نگرفت لازم به ذکر است که این نمونه از راکت والتر روهر بهره میبرد :

 

 

 

در هنگام اشغال برلین اشریور و گروهی از مهندسان به اسارت امریکایی ها در امدند و از ان پس مجبور شدند تا بر روی طرحی مشابه طرح فلاگکریزل برای ایالات متحده کار کنند اما عمر اشریور دیگر بسر امده بود و امریکایی ها را با طرح های ناتمام تنها گذاشت .

روس ها نیز به عنوان اولین گروه متفقین که برلین را تصرف کردند کلاوس هابر موهل را به اسارت گرفتند و وادارش کردند تا با » یو – اس – ار » که پیش از این از طرح بلونزو مطلع شده بودند همکاری کند .

دکتر مایته نیز توسط موسسه تحقیقاتی اورو کانادا به عنوان سرپرست تیم تحقیقاتی اورو جذب شد و از ان پس روی دیسک پرنده کانادایی امریکایی اورو کار کرد و در زیر تساویری از این دیسک را میبینید :

 

 

تنها کار ارزشمند دکتر مایته

 

 

 

عكسها از فليكر است و مشكل هميشگي.با في شكن باز كنيد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: