بایگانی دسته‌ها: ارتباط با موجودات فضايي

ارتباط با بیگانگان فضایی/«دوشیزگان وریل» آلمان نازی

کارشناسان کتب مقدس ومحققانی که تعدادشان درحال افزایش است، باوردارند که این «بیگانگان» نه از فضا، بلکه از ابعاد دیگر وارد زمین شده اند. و آنها درواقع فرشتگان سقوط کرده بوده اند، همانها که با زنان زمینی درآمیختند و حاصل آمیزش آنها نفیلیم ها بودند.
نازیها باورداشتند که خدایانی که به شمالی ها شبیه بوده اند ! ، آنها که از ستارگان به زمین آمده اند، دراصل مشخصاٌ از تمدنی از سایر جهانها بوده اند. خون ایشان از نوع «اِر هاش» منفی بود، نوعی که نسبتی با میمونهای آفریقائی نداشت.
بنظر میرسد نازیها از جانب گروهی از زنان جذاب ! که قدرت روشن بینی داشته و «دوشیزگان وریل» نامیده میشدند، یاری شده اند. آنها این توانائی را داشتند که اطلاعات علمی شامل طراحی راکت ، و حتی طرح ساخت نوعی«یوفو» را به نازیها ارائه دهند.
دوشیزگان وریل نه تنها به لحاظ توانائی های روانی ، بلکه همچنین بخاطر داشتن موهای بلند که هیج وقت آنرا کوتاه نمیکردند شهرت دارند. آنها ادعا داشتند که ازسیاره ائی در حوالی سیستم ستاره ائی آلدِباران که مسکن تمدنی از انسانهای شبیه ما ! است و احتمالاٌ با نیاکان ما هم آمیزشهایی داشته اند، به زمین آمده اند.

 https://ufolove.files.wordpress.com/2015/11/a96f1-maria1.jpg?w=451&h=639
Image
goetia_girls_maria_orsic_vril_witch_ufo_priestess

تمام انرژی ها سری نازیها و برنامه های پیش برندۀ ایشان ، براساس درک و برداشت روانیِ و دانش سری آنها بوده است. بلند پایه ترین دانشمندان نازی تمام برنامه های فوق سری شان را براساس نظرات جامعۀ سری وریل انجام میدادند ، کاریهایی از قبیل کاربرد انرژی مجانی زمین ، دستکاریهای ژنتیکی ، و تکنیکهای سریِ وباستانیِ مدیتیشن و … متاسفانه بسیاری از این تکنولوژیها بعدها برای کنترل ذهن ، از طرف ماشین جنگی نازیها ، و بعدتر بوسیلۀ متحدانی که آنها را شکست دادند استفاده گردید.
بنیانگذار سازمان برنامۀ فضائی آمریکا ، ناسا «ورنر وان براون» از دانشمندان نابغۀ نازی بود و تکنولوژی بسیاری پیشرفته ایی از موتورهای محرک و موشکی دراختیار داشت.
براساس برنامه ایی بنام عملیات جاکاغذی ، زمانی که آمریکا در رقابت با اتحاد شوروی برای جذب دانشمندان نازی بعد از جنگ جهانی دوم بود، حدود هشت هزار دانشمند نازی ، انتقال داده شد. این دانشمندان آئین های سری ، و باورهایشان را نیزدرخلال توانائی های علمی با خودشان انتقال دادند. آنها با علومی که دراختیار داشتند، باعث پیشرفت در برنامۀ کنترل ذهن کشور آمریکا شدند.


درسال 1871، رمان نویس انگلیسی ادوارد لایتون، درکتاب تمدن آینده ، از تمدنی پیشرفته که وریل-یا نامیده شده ، صحبت به میان آورده، آنها که در زیر زمین زندگی میکنند. و از نیروی وریل یا نیروی جنبشی روانی استفاده میکنند. شاید آنها وارثان هایپربورین ها بوده باشند. ساکنان جزیرۀ تیول. بنظرمیرسد، هایپربورین ها از انرژی وریل برای دستکاری درماده و انرژی استفاده میکنند، این آنها را قادر میکند تا دورۀ زندگیشان را گسترش دهند تا همانند آنها که شبه خدایان نامیده میشوند، باقی بمانند.
فیلسوف آلمانی فردریش نیچه «1900-1844» میگوید، بیائید خودمان را همان که هستیم ببینیم. ما «هایپربورین» هستیم. ما بخوبی میدانیم چگونه همان نسل را زندگی کنیم.
وقتی نیچه کتاب «ارادۀ قدرت» را منتشر نمود، از نیروی وریل صحبت میکرد، و زمانی که از «the herd» ،«گله» صحبت میکرد، از مردمی عامی صحبت میکرد که براساس قوانین کشوری فاسد راضی زندگی میکردند. درواقع او «سوپرمن» هایی را ارج مینهد که، به نیروی بهشتی ماوراء طبیعتی دست یازیده اند که آنها را ازمردم عادی جدا میکند. kazem.rokhsary

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز برای اطلاع رسانی اخبار و مطالب در زمینه های اسرار و ناشناخته های جهان و مطالبی در مورد بشقاب پرنده ها و موجودات فضایی و حیات در دیگر کرات راه اندازی شد.

https://telegram.me/blogufolove

www.ufolove.wordpress.com  

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

Advertisements

یوفو شناس نیوزیلندی درباره بیگانگان خاکستری و چگونگی ورود روح به بدن توضیح میدهد.

مدیر و بنیانگذار یوفوکاس نیوزیلند, سوزان هنسن Suzanne Hansen در مصاحبه ای اختصاصی از داستان حضورش در 8 سالگی در یک سفینه بیگانگان خاکستری و دیدن روح پسرش به شکل یک گوی نور می گوید.

ET alien soul

خانم هنسن توضیح میدهد که چگونه دوباره سالها بعد پس از ازدواج و هنگامی که باردار بود در عرشه یک سفینه بیگانگان خاکستری دوباره باروح پسرش که به شکل گویی نورانی بود برخورد کرد و این بار روح پسرش با روشی توسط خاکستری ها به درون رحم او و داخل بدن پسرش هدایت شد. آنها همچنین به او اطلاعات زیادی درباره آینده مثبت پسرش و نقشی که بر روی زمین برای خواهد کرد دادند. خانم هانسن تجربه برخورد با خااکستری ها را در تمام طول عمرش هدفمند, مثبت و متحول کننده دانسته است.

به بخشهایی از این مصاحبه توجه کنید:

توصیفات خانم هانسن با کمک مری رادول و جلسات هیپنوتیزم او پس از بازیابی خاطراتش درباره برخورد با خاکستری ها و روح پسرش تنظیم شده است.

خانم رادول یکی از متخصصین برجسته بین المللی در زمینه مشاوره با ربوده شدگان توسط بیگانگان است. مری که قبلا پرستار بوده و سپس به عنوان متخصص هیپنوتیزم فعالیت میکرده است بنیانگذار ACERN است و تا کنون بیش از 1600 مورد برخورد با یوفو را در سرتاسر جهان مورد بررسی قرار داده است.

توصیفات سوزان هنسن

تصویر اول

1-   در طول این تجربه در سن 8 سالگی ابتدا به اتاقی بزرگ برده شدم و در آن اتاق با کودکانی با نژادهای مختلط بازی کردم, بازیهایی ذهنی که ارتباط تله پاتیک را بین ما تسهیل میکرد. جالب این است که میتوانستم اشیایی را که توسط ذهنهایمان تولید میشد هم با چشم و هم با ذهنم ببینم. میتوانید در تصویر بالا یه تخت خواب عجیب و کوچک را با کودکب درون آن ببینید که یک بیگانه خاکستری کنار آن ایستاده است.

در یک جلسه بازگشت به گذشته دیگر مری رادول مرا به زمانی که 6 ماهه بودم برگرداند و من خودم را در همین تخت خواب دیدم. من به این تخت لقب «رختخواب لالایی» را داده ام و در فصلی از کتابم توضیح داده ام که چرا نوزادان انسان در این تخت نگهداری میشوند و همین طور درباره مشخصات تکنولوژیک آن توضیح داده ام.

 

2-   ار من دعوت شد همراه با یک حاکستری به اتاق دیگری بروم تا کودک دیگری را ملاقات کنم. اینجا من کودکی 8 ساله هستم و فرصت آن را پیدا میکنم که تا برای اولین بار با گویی نورانی و آبی که روح پسر آینده ام است از طریق بازی کردن ارتباط برقرار کنم. خاکستری ها ما را از جایی دیگر در سفینه زیر نظارت داشتند تا مطمئن شوند برای هم مناسب هستیم.

3-   در سن 28 سالگی دوباره به عرشه سفینه برده شدم تا روح پسر آینده ام وارد بدنم شود, روح اولین فرزندم که هنوز به دنیا نیامده بود. دو نفر از گونه ای مخلوط با خاکستری به من دلداری میدادند و یک خاکستری شروع به پایین آوردن متابولیسم من کرد تا برای ورود روح آماده شوم.

 

خانم هنسن برخوردهایش با خاکستریها را هدفمند و متحول کننده میداند گرچه با دوره ای از ترس و وحشت دست و پنجه نرم کرده است.

خانم هنسن میگوید به نظر او ارواح در تمام جهان یکسان هستند و میتوانند انتخاب کنند در بدن چه گونه ای از موجودات و بر روی کدام سیاره به دنیا بیایند.

او میگوید روح یک وجود معنوی است و به نظر میرسد همه تناسخهای او برای فراگیری درسهای اخلاقی یا تعالی طراحی شده اند.

https://i0.wp.com/www.thetruthbehindthescenes.org/wp-content/uploads/2012/12/children-et-alien-ship_1-800x180.jpg

کار بیگانگان خاکستری

خانم رادول از تحقیقاتش درباره ربایش ها چنین نتیجه گیری میکند که کار یک گونه خاص از خاکستری ها به شرح زیر است:

1-   جمع آوری اطلاعات ژنتیکی و مواد از نمونه های انسانی

2-   شفا بخشی برای انسانها

3-   همکاری با موجوداتی از ابعاد پایینتر, همانطور که شواهد آن در همکاری بین انسانها و خاکستری ها دیده میشود

4-   عمق بخشیدن به همدلی, عشق و توانایی شفابخشی و انتقال اطلاعات با تله پاتی در انسانها

آزمایشهای پزشکی و وارسی انسانهای ربوده شده به نظر برای بررسی آلودگیهای سطح زمین همچون سموم هستند,آلودگیهایی که به مشکلات زمین مربوط میشوند.

 

گونه شناسی تمدنهای هوشمند

شواهد موجود از وجود تمدنها و بیگانکان زیر خبر میدهد:

الف- تمدنهای منظومه شمسی: تمدنهای سیاره ای مانند تمدن انسانی بر روی زمین که زیر سطح مریخ زندگی میکنند و گزارشهایی درباره ارتباط آنها با حکومت آمریکا وجود دارد.

ب- تمدنهای اعماق فضا: بیگانگان هوشمندی که بر روی سیاراتی, در منظومه های خورشیدی دیگر و یا بر روی سفینه هایی و در کهکشان ما یا سایر کهکشانهای این جهان ناشناخته مستقر هستند. از جمله تمدنهای هوشمند 100-10 که بر اساس گزارش ناتو قرنهاشت زمین را مورد بازدید قرار میدهند.

پ- تمدنهای در ابعاد بالاتر: تمدنهای هوشمندی که در سایر ابعاد یا جهانهای موازی مستقر هستند و میتوانند فرم فیزیکی بسیار پیشرفته تری داشته باشند و میتوانند خود را به قلمرو جهان ما وارد کنند.

ت- بیگانگان حاکم و قدرتمند: بیگانگانی که اختیار قانونی حوزه مشخصی را دارند. ماند فدراسیون کهکشانی راه شیری که در مقاله زیر به طور مفصل به آن پرداخته شده است:

http://exopolitics.blogs.com/exopolitics/2012/03/nz-ufo-expert-describes-grey-et-management-of-human-souls-bodies-aboard-grey-et-spacecraft.html#more

به نظر میرسد انسانها از حقیقت روحشان, زندگی پس از مرگ و مکانیزم تناسخ بی خبر مانده اند.

ویدیوی مصاحبه با خانم هنسن

منبع:    http://www.thetruthbehindthescenes.org 

پ . ن : با تشکر فراوان از الهام  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

مصاحبه با یکی از اعضای کهکشان به نام(تئو)

مصاحبه با یکی از اعضای کهکشان به نام(تئو)

این متن ترجمه ایست از گفتگوی اتفاقی خانم (سوزان اسپونر)با یکی از ساکنین فضا پیمای تحقیقاتی وقتی که خانم اسپونر به همراه دوستش

https://i0.wp.com/cdn.the2012scenario.com/wp-content/uploads/2012/03/UFO-111.jpg

سوزان اسپونر از دانش  هنر جهانی(TAUK) و دوستش سوزان توماس در حال تمرین……

 وقتی سوزان با یک سفینه فضایی تماس گرفت و با تئو صحبت کرد(از سیاره plinta) ما چیزهای زیادی در مورد زمین  و دیگر مکانهایی در کهکشان یاد گرفتیم و اینکه دیدگاه دیگر موجودات درباره بعد چهارم چه میباشد و همچنین وجود(پایگاههایی روی کره ماه)و تکنولوزی سیاره انها…

در اینجا سوزان توماس در حالت هیپنوتیزم و من(susane) در حال تهیه مقدمات جلسه (QHHT)و دوستمان candance هم در حال ارسال سئوالات از طریق کامپیوتر است.. در این هنگام ناگهان صدای سوزان را شنیدم که درباره دیدن (نورهایی) زمزمه کرد و این شرح جزییات ….

 

س- ایا مردم الان زودتر در حال بیدار شدن هستند؟

سوزان- بله اون عالییه که میبینم. من تمام نورها را میبینم…اون عالیه.(بیدار شدن) انها سرعت بیشتری گرفته….ما در حال دیده شدن از یک سفینه فضایی هستیم…اون یک لنز دوربین روی ما زوم کرده.. روی ما در این اطاق…

 

س- خوب منظورش از این کار چیه؟؟

سوزان- نمی دونم. به نظر میاد که روی ما زوم کردند در  اطراف سفینه یک حلقه نور وجود داره ..اون حلقه به رنگ های ابی و سبز است که روشن است..از سفینه چیزی مثل لنز در حال بیرون اومدن هست..انها به فاصله خیلی نزدیک بالای سر ما هستند..

س- بزار این فرصت رو از دست ندیم

سوزان- انها دارند به تو نگاه میکنند…انه می خواهند چیزی شبیه یک میکروفون به تو بدهند….

س- پس من هم این میکروفون را به سمت تو هدایت میکنم تا از طریق تو با انها صحبت کنیم..

 

مصاحبه با (theo)

از سفینه:ما خیلی خوشبختیم که الان با ما در حال صحبت هستی.ما در حال نگاه کردن به شما  دو نفر بودیم و خوشحالیم که شما ما رو دیدید و ما رو احساس کردید. ما فکر میکنیم که نور سبز و ابی نظر شما رو جلب کرد و خوشحالیم که اینطور شد..ما اینجاییم که کمکتان کنیم. ما عشق و دوستیمان را با همه اهالی زمین تقسیم میکنیم و خیلی هیجان زده ایم که ممکن است درهایی باز باشند  تا ما خودمان را نشان بدهیم.ایا سئوالی هست که بخواهید از ما بپرسید؟

س- شما از کجا می ایید؟

ت- از یک سیاره بسیار دور به نام plinta

س- ایا حالت فیزیکی هم دارید؟

ت- ما می توانیم در حالت فیزیکی هم باشیم اگر ضروری باشد.اما در حالت کنونی ما فقط مشاهده کننده ایم.اما وقتی زمانش برسد و اگر ضروری باشد ما می توانیم جسم به خود بگیریم. در مواقع دیگر ما لباسهای(از یک نوع فلز) هم داریم   که به تن میکنیم وقتی که بخواهیم نزدیک بشویم.

س- چرا این کارو میکنید؟

ت- برای اینکه از این چگالی که شما دارید خودمان را حفاظت کنیم….ممکن است که ما به جلسه شما جواب مثبت بدهیم جونکه شما دارید اینکار رو انجام میدهید .این خیلی عالی هست که مردمی هستند که قادرند با نیمه هوشیار خودشان ارتباط برقرار کنند  چون اون کار نور شما رو خیلی زیاد میکند  وحتی بعضی وقتها این نور شما  چشم ما را اذیت میکند(با شوخی) و این زمان سختی برای ما است..

س- برای چه منظوری شما امشب اینجا هستید و چطوری درباره ما فهمیدید؟

ت- ما انرزی را درک میکنیم و ما رنگ انرزی شما را شناخیتم و اونو تعقیب کردیم .ما میدونستیم که اون زمان مناسبی برای ملاقات میباشد و فهمیدیم که شما با نیمه هوشیار خودتان صحبت  خواهید کرد.

س- تو که از طریق دوستم سوزان صحبت میکنی..ایا اسمی هم داری؟

ت- بله ما به تو اسمی را میگوییم که بتونی  با اون اسم منو صدا کنی..اسم من (theo) است.

س- تئو..معذرت میخوام تئو  از تو میخوام که دوباره بگی از کجا میایی؟

ت-ما از پلینتا میاییم.

س- اون کجای کهکشان قرار داره؟

ت-ما سالیان سال از شما دور هستیم..سالها دورتر از از مکانی که حتی شما بشناسید و چیزی از ان نمیدونید

س-ایا مدت زمان زیادی اینجا بودید؟

ت- ما به اینجا(زمین) رفت و امد میکنیم. ما احتمالا» در اینجا بیشتر از ساکنان دیگر کهکشانها بودیم.اینجا مکانی است که همه تغییرات در( حال           رخ دادن ) است ..اینجا کهکشانی است که نورها خیلی درخشان و براق هستند..اگر تو هم قرار بود کهکشانی رو انتخاب میکردی برای اوقات فراقت حتما» اینجا می امدی .

س- در سفینه شما هدفتان از این سفر چی هست؟

ت- ما اتفاقاتی را که در کهکشان می افتد را مشاهده میکنیم و اگر کسی از ما بخواهد به انجا می رویم دقیقا» مثل ماشین امبولانس روی کره شما..ما به جایی میرویم که از ما کمک بخواهند و صدایمان کنند….

س- چه تعداد از شما اینجا هستید؟

ت- الان  ما در سفینه 3 نفر هستیم..اما ما سفینه جستجو هستیم.ما به سفینه مادر بر میگردیم جایی که اندازه ان قابل قیاس با سیاره شما هاست.

س- یک سفینه به بزرگی سیاره ما؟؟؟؟

ت- بله اون خیلی بزرگ هست..

س-سفینه شما الان کجا قرار داره؟ ایا نزدیک زمین هست؟

ت-اون خیلی دوره. ما جزو سفینه های جستجو گر هستیم. ما به جایی فرستاده میشیم که ما را صدا کنند. ما در حال سفر بودیم که ناگهان در منتهای درجه نیمه هوشیاری صدای شما را شنیدیم و سپس اینجا اومدیم.

 

(توضیح اینکه  وقتی که ما دوستمان candance رو دعوت کردیم با همدیگر به شوخی گفتیم که اجازه بده به اوج نیمه هوشیار سفر کنیم و بینیم چه پیش می اد…)

 

س- ممنون که دعوت ما رو قبول کردید..اما ما نمیدونستیم که دعوت ما به جاهای خیلی دور میرسد.

ت- بله..خواهش میکنم..

 

درباره کره ماه

س- در اینجا ما خیلی کنجکاویم که ایا شما پایگاهی هم روی کره ماه دارید؟و ایا موجوداتی را روی ان میشناسید؟

ت- ما روی کره ماه پایگاه نداریم اما می تونیم روی اون فرود بیاییم.

س-ایا درباره موجودات دیگر روی ماه چیزی هم میدانید؟

ت- بله موجودات دیگر روی ماه هستند.. اگر با چشم خودتان تپه هایی را که روی ماه میبینید ما میتونیم روی یکی از انها فرود بیاییم و به داخل ان برویم و دیگر موجوداتی را که انجا هستند(داخل ماه) را ملاقات کنیم.

س- داخل ماه؟ یا روی کره ماه؟

ت- در داخل ماه…

س- در داخل ماه!!! ایا فعالیتی در نیمه تاریک ماه وجود دارد؟(توضیح اینکه همیشه یک قسمت از ماه نسبت به زمین همیشه در حالت تاریک قرار گرفته..)

ت- بله . تمدن دیگری در نیمه تاریک ماه قرار دارد که مابعضی وقتها که اطراف ان هستیم ان را می بینیم..اما انها ما را مثل شما صدا نکردند.

س- منظورت چیه؟

ت- یعنی ما را صدا نکرده اند

س- پس بنابراین ایا مردمی از کره زمین از تمدن نیمه تاریک ماه اگاه هستند؟

ت-بله اکاه هستند..انها(بعضی از مردم کره شما) از خیلی چیزها خبر دارند.اما تعدادی از انها حتی از صحبت درباره ان هم می ترسند…

س-ایا بشر زمینی هم روی ماه هست؟ ایا برنامه سری فضایی وجود دارد؟

ت- بله ..وجود دارد.انها به من به وضوح نشان دادند. اون شبیه یک( گنبد) هست..هم رنگ خود ماه.انه می توانند دریچه روی انرا باز کنند و داخل ان بشوند..انجا جایی است که انها در ان زندگی میکنند.

س-ایا انجا چند کشور نماینده دارند یا فقط 1 یا 2 کشور؟

ت-ما داخل اون نبودیم(در چندین جای ان) اما یکی از (بشری زمینی) را که ما میشناسیم متفاوت از شما به نظر میرسند.. انها (تاریک) به نظر میرسند وانچه که شما به عنوان (دهان) دارید…برای انها متفاوت به نظر میرسد.

س- بشر زمینی؟؟

ت-بله بشر زمینی در داخل ماه اکنون متفاوت به نظر میرسد.

س- چند وقت هست که انها انجا زندگی میکنند؟

ت-مدت زمان زیادی… انها هنوز انجا هستند اما دهان وچشمانی متفاوت دارند..چشمانشان براق و روشن است واز داخل ان نوری به بیرون میاید.!

س-نسبت به انچه که ما اینجا هستیم ..چه چیزی انها را انچنان تغییر داده؟منظورم چه چیز فیزیک انها را تغییر داده؟

ت-انها تغییر کرده اند… و ما اجازه نداریم که بدانیم که ان تغییرات چیست و انچه را که انجام داده اند. اما خوشحال به نظر میرسند..اما به نظر میرسد که هدف و ماموریت دارند و این تنها چیزی است که می دانیم.

س- ایا انها(ساکنان کره ماه)تا به حال به زمین امده اند؟

ت- از انها خواسته نشده که به زمین بیایند..اما خیلی شاد به نظر میرسند…

س-ایا از زمین کسی برای انها فرستاده شده(در زمان حال)؟

ت-اون بسیار پیشرفته هست..الان دانش بسیار پیشرفته ای روی زمین وجود دارد که شما از ان چیزی نمی دانید.انها می توانند مردم را به انجا بفرستند…

س- پس انها از ما پیشرفته تر هستند؟

ت- بله

س-چطور می تونیم با انها ارتباط برقرار کنیم؟

ت- انسانهایی روی زمین شما هستند که می تونند با انها ارتباط برقرار کنند..برای اینکه یک چیز (احتمالی) روی زمین هست که قادر است اطلاعات را مبادله کند.

س- پس مردم کره ماه از ما اطلاع دارند

ت- اوه..بله

س- پس از تغییر وتحولاتی که در جریان هست هم خبر دارند؟

ت- بله اما به نظر نمی رسد که نگران ان باشند..بله از انهم خبر دارند…

 

توضیحات بیشتر

 

س- دوباره به ما درباره سیگنالی که از (برج دیدبانی) گفتی اشاره کن..اون شبیه چه چیزی است؟

ت- انجا دیدبانی وجود دارد که از جنس نور است..تقریبا شبیه فلورسنت سبز است اما اون متحرک است..اما اون با(خود نیمه هوشیار) حرکت میکند..اون بهترین چیزی است که میتونم بگم….

س- پس تو چطور اونو تشخیص میدی؟

ت-وقتی ما در سفینه بودیم مطلع شدیم که از کجا میایید..یک جریان انرزی در حال انتشار..و ما میدانستیم که شما می خواهید جزیی از ان باشیم….

س- به ما بگو از کجا می ایی به ما بگو سیاره شما شبیه چیست؟

ت- ما از سیاره بسیار زیبایی می اییم که البته برای ما زیباست..اون رنگ متفاوتی دارد..یه جور قرمز است و ما هم شکل متفاوتی داریم..ما شکل(چرخشی) داریم..البته توضیح ان برای شما کمی مشکل است..سیاره شما خیلی جامد است و سیاره ما از جنس نور است و در حالت شناور است…ما خیلی نورانی و رنگی هستیم…

 

س-ایا ارواح شما می توانند حالت جسم(ادمی) به خود بگیرند و شکل مادی داشته باشند؟

ت-ما می تونیم.. اما در زمان حال اون کار رو انجام نمی دیم ما منتظر باز شدن یه جور(در یا دروازه) هستیم و بعدا» این کار رو انجام میدیم…

س- از جایی که شما می ایید ایا اون از نظر چگالی با سیاره شما فرق دارد؟ ایا تفاوتی بین ما دو تا وجود دارد؟

ت-ما ارتعاش متفاوتی با شما داریم…یک فرکانس متفاوت…توضیح این متفاوت است..وقتی که شما جسم دارید ما در مقایسه با اون مثل جریان هوا هستیم و اگر هم ما را به عنوان یک بعد دیگری میشناسید اشکالی ندارد اما در واقع همه ما یکی هستیم..

س-ایا گروهی از شما وجود دارند که با (دیگر موجودات) از سیارات دیگر همکاری کنند؟

ت- بله ما با هم کار می کنیم..البته اگر از ما بخواهند و صدا کنند..

س-ایا شما از موجوداتی که اطراف زمین هستند نیز مطلع هستید؟

ت-بله تعداد زیادی از ملاقات کنندگان هستند که شما را به دقت نگاه میکنند و خوشبختانه بطور قابل توجهی یک گروه بسیار بزرگ از دوستداران شما اکنون مراقب شما هستند..

س-تئو..ما می تونیم از تو برای شفای فیزیکی با توجه به اطلاعاتی که داری استفاده کنیم؟

ت- بله اگر از ما خواسته شود..از ضمیر نیمه هوشیار خود بخواهید که با ما در ارتباط باشد و ان هم از طرف قلب شما به سمت فلورسنت صورتی رنگ فرستاده می شود..از ما سئوال کنید و ان جا جواب سئوالتان خواهد بود.

س-تو گفتی که بیشتر از یک نفر هستید

ت- بله

س-چه تعداد؟

ت- ما اینجا 3 نفر هستیم .دیگر همکار من در تلاش است که اسمی به شما بگوید که برایتان قابل درک باشد..اگر دوست داری به اون(glinta) بگویید..اما راننده ما نمی خواهد که اسمشو بگوید.(با شوخی)

س- می تونید توضیح بدهید که مذکر مونث و یا هر دو جنس هستید؟

ت- ما هر سه مورد هستیم.

س- شما هر 3 مورد هستید؟؟ اون همون چیزی است که ما روی زمین نداریم..اون می تونه مشکل ازدواج روی زمین را حل کند..پس زندگی شما روی سیاره تان چه طوری است؟ ایا شما بستگانی و اقوامی دارید؟

ت-روی سفینه فضاییمان داریم..ما اجتماعات وسیعی داریم ما سعی می کنیم انچه که نیاز داریم را اینجا روی سفینه انجام بدهیم..بعضی وقتها ما (تصویرمان) و چشم اندازمان را برای کره شما تغییر می دهیم که بر شما بر اساس تجربیاتتان اشنا به نظر برسد..ما بعضی وقتها انها را به صورت دیگری در میاوریم و بستگی به این دارد که ما چه چیزی را می خواهیم تجربه کنیم…نور ما در حال درخشش است…بله..انها دارند به ما میگویند که باید باز گردیم….

س- ایا ما فقط باید از طریق(susan) و یا از طریق دوستمان(candance) با شما در ارتباط باشیم؟

ت- هر کدام از شما 3 نفر میتونید با ما در ارتباط باشید.

س- هر کدام از ما می تونه به صورت جدا اینکارو انجام بده؟ایا از طریقQhht باید در ارتباط باشیم؟

ت- بله اگر این جریان باز باشد ما هم قادریم که در ارتباط باشیم.

س- بله تئو این ملاقات خیلی شگفت انگیز بود بله دوستم(کاندانس) یک سئوال دارد..اون می خواهد بداند که شما مذکر ها چه طوری تولید مثل میکنید؟

ت- جالبه اون چیزی است که می خواستم از راننده سفینه بپرسم..اما اون قصد حرف زدن ندارد ما میتونیم که یه جور(تخم) بزاریم ..چون میتونیم که شاهد بزرگ شدن بچه باشیم واون کار رو میتونیم با القای عشق یزرگ کنیم..

س- ما سئوالات زیادی داریم که اماده ایم که خودمان را برای دفعه دیگه اماده کنیم..ایا نزدیک زمین باقی میمانید؟ایا نیازی هست برای ارتباط نزدیک زمین باشید؟

ت- نه نیازی نیست که نزدیک باشیم…فقط سیگنال بفرستید…………………..

اون چیزی است که من به خاطر میاورم و در حال مصاحبه با تئو اطراف سر من یک حلقه ابی و سبز بود و به نظر میرسد دوربینی هم که ما رانشانه رفته بود در حال جمع شدن بود..و البته ظاهرا» انها برای ماموریت دیگری اعزام شدند…….

منبع: http://the2012scenario.com/2012/12/suzanne-spooner-and-susan-thomas-an-interview-with-a-galactic-named-theo/

پ . ن : با تشکر فراوان از هومن عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

پروژه ایسیس کا گ ب – قسمت دوم

قسمت پایانی  —   خلاصه مستند مربوط به پروژه ایسیس کا گ ب

آزمایشهای مخاطر آمیزی در مقبره انجام شد. به گفته دکتر ایوانوویچ افراد صاحب قدرت های ماورالطبیعه ای که به مقبره برده شده بودند در مقبره در هوا شناور شدند.


ثابت شده که حتی کا گ ب نیز از درز کردن اطلاعات سری به بیرون در امان نیست, اطلاعات درباره اخاذی با بهره گیری از تله های اخلاقی/جنسی, ترور و پرونده های مربوط به یوفو. پروژه ایسیس هم مستثنی نبود. گرچه پرده آهنینی این پروژه را مخفی نگه می داشت, دانشمندان, متخصصین کامپیوتر و محققین بسیاری با این پروژه همکاری می کردند. این متخصصین عادت به بحث و گفتگو درباره تحقیقات خود دارند. مدارک سری کم کم توسط این متخصصین و کارمندان کا گ ب به بیرون درز کرد.

این گروه معتقد بودند این مقبره متعلق به بیگانه ایست که به عنوان خداوندگار اوزیریس عبادت می شده است. بیگانه ای که علم ریاضی و پیشرفت مدنی برای مصر به ارمغان آورده است.

این گروه خود را «پیروان»  –the followers- می نامد. این نام از بخش مهجور مانده ای از کتاب مردگان مصر به عاریت گرفته شده است. این بخش از گروهی از خدایان می گوید که از آسمانها آمدند و خرد کیهانی را با خود به ارمغان آوردند. همه این خدایان جز اوزیریس پس از مدتی به خانه آسمانی خود بازگشتند.

این خدا به گروهی از مردم فانی علوم بسیاری آموخت, من جمله اسرار اعداد را. این گروه خود را «پیروان» نامیدند. وظیفه این گروه نگهبانی از اسرار اوزیریس تا هنگام بازگشت او برای آموختن روش دستیابی به جاودانگی و نامیرایی بود.

کرملین به گروه پروژه ایسیس دستور داد به تحقیق ادامه دهند. تصاویر رادیویی از مقبره و مسیرهای منتهی به آن تهیه شد.

در ابتدا متوجه مطلب خاصی نشدند. سپس شعاع اسکن رادار را پایین تر بردند. چندید متر پایین تر رادار به سایه کم رنگی رسید.

زیر مقبره گذرگاهی به یک فضای کروی دیده می شد.

بعضی اعضای پروژه ایسیس معتقد بودند به اتاق افسانه ای دانش رسیده اند. اولین گزارشات ثبت شده از مشاهده یوفو به عقیده دکتر ایوانوویچ به 3400 سال پیش میرسد و راوی کاهن بلند مرتبه فرعون توتمس سوم است. یوفوها به عقیده او از زمان های بسیار دور ناظر زمین بوده اند اما مشاهده آنها توسط زمینیان از زمانی که انسانها توانستند پرواز کنند و به آسمان دسترسی پیدا کنند چندین برابر شد. بیگانگانی که از اوریون به زمین می آمدند نگران ازمایش های اتمی زمینیان بودند. حادثه روزول و مشاهده یوفو ها نتیجه همین حضور شدیدتر بودند.

در اوایل دهه شصت گزارشات مربوط به ربایش افراد توسط بیگانگان از سراسر زمین دریافت شد. تقریبا تمام ربوده شدگان گزارش مشابهی از مورد آزمایش بدنی قرار گرفتن می دادند. زنان از وارد شدن شیی به بدنشان میگفتند که به نظر می آمد به منظور باور سازی به کار می رود. بسیاری از آنان معتقد بودن برای بار دوم ربوده شده بودند تا فرزندان دورگه زمینی و فضاییشان را به دنیا آورند.

در دهه گذشته به تعداد گزارشات آدمربایی افزوده شده است. آیا این گزارشات نشانگر تکرار برنامه دورگه سازی بیگانگان است که از قرنها پیش در زمین انجام داده اند؟ آیا این ربایشها و بارور سازیها برای تزریق دی ان ای بیگانگان به بدن زمینیها انجام میشود؟

 

وقتی اتاق زیر مقبره کشف شد, گروهی از اعضای پروژه ایسیس موافق بازگشایی آن بودند زیرا معتقد بودند این همان اتاق افسانه ای حاوی تمام اطلاعات است. عده ای دیگر که حدس می زدند این اتاق مانند اسب تروا تله ای برای گشایندگانش است مخالف دسترسی به اتاق بودند. کا گ ب پس از تردید در این باره تصمیم گرفت دسترسی به اتاق را متوقف کند. مقبره مسدود شد و تمام مدارک کا گ ب که مربوط به آن بود پاک شد. پروژه ایسیس رسما به پایان رسید. اما بسیاری از افراد دخیل در آن دستخوش تغییراتی بزرگ شدند. تغییر شخصیت, تغیرر اعتقادات دینی, ناپدید شدن و حتی خودکشی از اتفاقاتی بود که برای این اعضا پیش آمد.

به زودی وقایعی به شکلی معنی دار تکرار شدند. فرزندان و بازماندگان این افراد گزارش می کنند که این افراد گروهی تاسیس کردند. آنها درباره بازدید قریب الوقوع بیگانگان از زمین صحبت میکردند و خود را برای این بازدید آماده می کردند. برخی از آنها به ضرب گلوله کشته شدند. بازماندگان برخی از آنها شنیده بودند که خود را «پیروان» می نامند.

تهیه کنندگان این مستند در جستجو برای شواهد بیشتر به این مقاله روزنامه رسیدند:

این مقاله از اتوبوس جهانگردی روسی می گوید که صبح روز 23 آوریل قاهره را ترک کرده و سپس ناپدید شده است. تهیه کننده مستند با همان عضو سابق کا گ ب که اطلاعات پروژه ایسیس را ر اختیار قرار داده بود تماس گرفت. او فیلمی در اختیار داشت که از پلیس مصر گرفته بود. با دوربین مخفی از مذاکره او با تهیه کننده تصویر برداری شده و تصویر زیر مربوط به همین مامور سابق است

تصاویری که در پی می آید عکس بخشهایی از فیلمی است که توسط دوربین فیلم برداری یکی از توریستهای روسی اتوبوس گم شده فیلمبرداری شده.

این ویدیو برای تهیه کنندگان این مستند بسیار سوال برانگیز بود. این گروه در ساعات شب و در تاریکی در این محل دورافتاده چه میکردند؟

ناگهان منظره شب با نور خیره کننده روشن میشود.

دروبین تکانهای شدید میخورد و سپس بر زمین می افتد.

آیا این تصاویر اولین فیلم موجود از ربایش توسط بیگانگان است؟ یک ربایش گروهی؟ آیا این توریست ها اعضای فرقه «پیروان» هستند؟

دکتر ایوانوویچ در کتاب خود در این باره می نویسد گشایش مقبره نقطه شلیک آغاز این ربایش بوده است. اعضای زمان لازم از روزی که مقبره گشوده شده تا هنگامی که امواج الکترومغناطیسی مربوط به این گشایش به خوشه اوریون برسد را محاسبه کرده بودند. آنها به این نتیجه رسیده بودند که بیگانگان همزمان یا پس از 23 آوریل 1985 از گشوده شدن مقبره مطلع خواهند شد. آنها معتقد بودند ظهور دوباره اوزیریس آغاز دیگری بر تمدن بشری خواهد بود همان گونه که چندید هزار سال پیش با آموختن علم به زمینیان تمدن مصر را پایه گذاری کرد.

شهادت دختر زوجی که عضو فرقه بودند مهر تاییدی بر فرضیات دکتر ایوانوویچ در کتابش بود.

او پدر و مادر خود را بین افراد فیم شناسایی میکند.

نظریات دکتر ایوانوویچ مبنی بر حضور بیگانگان در زمین حدود 15 هزار سال پیش, انتخاب گروهی خاص از مردم و تعلیم آنها برای کمک به پیشرفت تمدن روز زمین توسط بسیاری رد شده است.

زنی که مدعیست فرزند زوجی است که در اتوبوس جهانگردی در مصر ناپدید شدند از احساس خود مبنی بر زنده بودن والدینش و همراه بودنشان با او در بعضی موارد و مواقع میگوید.

پ . ن : با تشکر فراوان از الهام الف عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

پروژه ایسیس کا گ ب – قسمت اول

خلاصه مستند مربوط به پروژه ایسیس کا گ ب

 اسناد به دست آمده از کا گ ب نشان می دهد که شوروی علاقه بسیاری به اکتشاف در مصر و به دست آوردن اطلاعات مربوط به بیگانگان و مصر داشته است.

همیشه برای دریافت نشانه هایی از موجودات فضایی به آسمانها نگریسته ایم و هرگز تصور نکرده ایم که این نشانه ها در زیر زمین نیز ممکن است یافت شوند. کا گ ب تصور عمومی ما را در این باره نداشته است.

دکتر ویکتور ایوانوویچ متخصص فیزیک فضایی و عصب شناسی است. وی حین خدمت در کرملین به عنوان مشاور علمی به اسناد محرمانه ای درباره پروژه کا گ ب موسوم به پروژه ایسیس دست یافته است. وی در این باره چنین می گوید:

پروژه ایسیس شامل تحقیق در ابنیه و دست ساخته های مصر باستان بود که میتوانست در زمینه سفر به فضا راهگشا باشد. 

تصاویر ویدیویی که از اکتشافات این پروژه به دست آمده به نظر دکتر ایوانوویچ مهم و منحصر به فرد هستند(تصاویر انتخاب شده از این ویدیو در طول مطلب برای استفاده خوانندگان ارائه شده است).

در سال 1961 گروهی از دانشمندان کا گ ب همراه با متخصصین نظامی در زمینه تسلیحات شیمیایی و اتمی مقبره ای را در مصر کشف کردند. 

آنچه که داخل مقبره یافتند تا کنون به صورت رازی حفظ شده است. آنها درون تابوت بقایای موجودی فضایی را یافتند که به عقیده ایوانوویچ یازده هزار سال قبل از میلاد مرده بود. 

به عقیده او این کشف ثابت می کند که مصر باستان بر پایه دانش بیگانگان فضایی بنا شده بوده است. او معتقد است سربازانی که تابوت را گشودند اهمیت این کشف را نمیدانستند: کشف بقایای یک انسان بیگانه.

رقابت دو ابرقدرت جهان در سالهای پس از جنگ جهانی دوم برای روسیه هزینه مالی بسیار سنگینی داشت. روسیه موفق شد با میلیاردها دلار هزینه پیش از آمریکا فضانورد به فضا اعزام کند. جهان شاهد جنگ سرد و رقابت دو ابرقدرت بود. در اوج جنگ سرد کا گ ب با سیصد هزار کارمند بزرگترین سازمان جاسوسی دنیا بود.

تحقیقات کا گ ب در زمینه قدرتهای ذهنی به سالهای دهه 20 باز میگشت, زمانی که آزمایشگاههایی به نام ماه تاریک مشغول به فعالیت شدند. 

در سالهای دهه 30 کسانی که صاحب قدرتهای فراطبیعی بودند تحت تعقیب رژیم استالینی روسیه قرار گرفتند. محکومین به مرگ و زندانیان سیاسی به طرز بیرحمانه ای تبدیل به موش آزمایشگاهی کا گ ب شده بودند.

این افراد نگون بخت در سال 1937 اعدام شدند و اسناد مربوط به این آزمایشات به محلی پنهان منتقل شد ولی آزمایشها همچنان ادامه یافت. موفقیتهای دوران خروشچف در زمینه ماورا الطبیعه بسیار چشمگیر بود. ژنراتورهای بیولوژیکی و انتقال افکار انسان به ماشین در همین دوره مورد آزمایش قرار می گرفت. آمریکاییها می دانستند که روسیه از این پیشرفتها در زمینه صلح آمیز استفاده نخواهد کرد و همین باعث نگرانیشان میشد.

شوروی به عنوان وسیعترین کشور جهان بیشترین مشاهدات یوفو را در جهان داشت. این پدیده نیز به شدت مورد توجه کا گ ب بود. در ژانویه 1986 یکی از معتبرترین موارد برخورد یک شی بیگانه با زمین در روسیه اتفاق افتاد و مورد مطالعه قرار گرفت.  بقایای این برخورد جمع آوری شد و مورد تحقیق قرار گرفت. این سفینه فضایی بشقاب مانند صدمه خورد اما به کلی از بین نرفت. تصاویر زیر از ویدیویی که توسط برخی اعضای مافیای روسیه از کا گ ب به بیرون درز کرده انتخاب شده اند.

به نظر میرسد مطالعه این شی به روسیه کمک های بزرگی در زمینه سفر به فضا و ساخت موشک کرده باشد. یوفو ها, تواناییهای ماورالطبیعه و دانش بیگانگان فضایی همه منابع اطلاعاتی بودند که پروژه ایسیس در جهت دستیابی به آنها طراحی شده بود و مصر یکی از مراکزی بود که در آن به دنبال دانش بیگانگان فضایی می گشتند.

بر اساس شواهد روسیه مایل نبود آمریکا از تحقیقات روسیه در مصر خبردار شود. در سال 1959 مصر به تنهایی دریافت کننده 49 درصد از کل کمکهای شوروی به کشورهای جهان سوم بود. هنگامی که پروژه ایسیس در مصر آغاز شد تعداد نظامیان روس ساکن در مصر به بیست هزار نفر میرسید. این حضور نظامی سنگین اهداف علمی و اکتشافی روسیه را به خوبی پنهان می کرد. مرکز عملیات در قاهره بود و دانشمندان بیشتر اوقات در لباسهای روستاییان عرب به محل اکتشاف گسیل می شدند. نظامیان نیز گاهی در لباس باستان شناسان در محل اکتشافات حاضر می شدند تا حضور نظامی جلب توجه نکند.

در 24 ژولای 1960 شنود مقامات مصری که توسط ماموران روسی انجام میشده تغییر بزرگی در پروژه ایسیس ایجاد کرد. یکی از مقامات بلند پایه مصری در تماس تلفنی با برادرش از دو بدوی می گفت که به طور اتفاقی به مقبره ای برخورده بودند. عبارتی که در این مکالمه تکرار میشد به معنای مقبره بازدید کننده بود. مقبره ای که نشان پادشاهان و خاندان سلطنتی مصر را ندارد بلکه نشان بازدید کننده در آستانه آن نقش شده است.

تهیه کنندگان این مستند با مردی آشنا شدند که با مافیای روسی همکاری می کند اما در زمان پروژه ایسیس مسئول جابجایی مکاتبات و اسناد بین روسیه و مصر بوده است. او در ازای دریافت مبلغی حاضر به در اختیار گذاشتن مدارکی شد که در زمان خدمت به عنوان مامور تبادل مدارک از آنها کپی تهیه کرده بود. این مدارک شامل اسنادی می شد که در آن زمان به نظر او جالب می آمدند.

در میان این مدارک برگه لیست اشیای موجود در مقبره بازدید کننده, گزارش یکی از دانشمندان مبنی بر ساطع شدن امواج مغناطیسی از دیوارهای مقبره و ترجمه نوشته های روی دیوار بود که ظهور دوباره یک خدای باستانی بالدار را پیشگویی می کرد. این مدارک ثابت می کرد که مقبره برای روسیه اهمیت بسیاری داشته و درجه امنیتی بسیار بالا برای اکتشاف مقبره اعلام شده بوده است.

قدم بعدی آزمایش فیلم گشایش تابوت بود. در آغاز فیلم لوگوی کا گ ب و عبارت فوق سری به روسی نوشته شده است. شاید این فیلم حقه ای از طرف روسیه بوده تا اهداف اصلی حضور روسیه در مصر پنهان بماند, یا شاید فیلم واقعی است و مربوط به گشایش تابوت یک بیگانه است.

هنگامی که تابوت گشوده میشود دود بخار مانندی از تابوت بیرون می آید. سربازانی که تابوت را گشوده ان هیچ یک ماسک بر صورت ندارند.

این بخارها سمی است. با از بین رفتن بخار بقایای موجود انسان نمای داخل تابوت نمایان می شود.

این بخارها یکی از سربازان را مسموم می کند. سربازان مقبره را ترک می کنند. سپس تیمی از متخصصین سلاحهای شیمیایی با تجهیزات بیشتر به داخل مقبره فرستاده میشوند تا میزان آلودگی را بسنجند.

سپس تصاویر تخلیه اشیای داخل مقبره را میبینیم.

پروژه ایسیس از این زمان در دو جبهه ادامه یافت, مسکو و مصر. نمونه های برداشته شده از مقبره مورد ازمایش رادیو اکتیو قرار گرفت. این اشیا از ترکیبی از فلز و ماده ای ناشناخته ساخته شده اند. آزمایش رادیواکتیو عمر نمونه ها را ده هزار سال قبل از میلاد تخمین میزند. عمر مقبره با عمر اهرام گیزه مطابقت دارد. کا گ ب دستور به گسترش آزمایشها داد. افرادی با تواناییهای ماورالطبیعه به مقبره اعزام شدند.

سطح انرژی داخل مقبره ورای اندازه طبیعی بود.

مشابه سازی کامپیوتری از مومیایی درون تابوت انجام گرفت.

و بازسازی صورت انجام گرفت

و نتیجه تصویر زیر بود

در بخش دوم این مطلب شاهد تصاویری خواهید بود که شاید تنها تصاویر موجود از آدم ربایی موجودات بیگانه باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از الهام الف عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

مستند ما و فرازمینی‌ ها – تخریبها و ویرانیها


 

http://www.aparat.com/v/663d4f8586886837ea2eb25a181d295a308739

با تشکر از دوست عزیزم رامین برای اپلود این مستند.

تحلیلی بر پیام «آیا می‍خواهید خودمان را به شما نشان دهیم؟»

تحلیلی بر پیام «آیا میخواهید خودمان را به شما نشان دهیم؟»

 

این تحلیل توسط  PhD. Michael E.Salla یکی از نویسندگان وب سایت Exopolitics بر روی پیام معروف «آیا می‍خواهید خودمان را به شما نشان دهیم؟» انجام گرفته است و به قضیه با دیدی مثبت می نگرد. این تحلیل را ترجمه نمودم چون احساس می‍کنم می‍تواند به تفکر خوانندگان این پیام کمک کند.

 

متن نامه به فارسی در وب سایت دنیای اسرارآمیز در این آدرس قرار دارد:

https://ufolove.wordpress.com/2012/08/15/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%b5%d8%ad%d8%a8%d8%aa-%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%d8%af%d8%9f-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85/

 

متن زبان اصلی این تحلیل نیز در این آدرس است:

http://www.exopolitics.org/Exo-Comment-7.htm

 

مترجم نامه «آیا فرازمینی صحبت می‍کند؟»

 

 

پیامی برای بشر: ارتباطی واقعی از سوی یک تمدن فرازمینی

در تاریخ 2 نوامبر سال 2003 کپی پیامی را با عنوان «جهان را تغییر دهید: تصمیم بگیرید آیا ما باید خودمان را نشان دهیم!» دریافت نمودم (www.geocities.com/changetheworld_now/Changetheworld1.htm). پیام قبل از دریافت آن توسط من، به مدت چند هفته در حال دست به دست شدن بود، و به دلیل نظرات و باز توضیح آن توسط شخص خودم تا اندازه‍ای وسیع‍تر در فضای اینترنت به گردش در آمد. این امر موجب شد تا تعدادی از افراد با من تماس گرفته و خواستار ارائه اطلاعات بیشتر در مورد پیام و اینکه آیا واقعی است شوند. این پیام ادعا می‍کرد که از سوی گروهی از فرازمینی‍های ناشناخته فرستاده شده که می‍خواهند از «افراد معمولی» (آدم‍های خارج از پروسه‍های سیاسی) ‍سوالی ساده و در عین حال مفهومی بپرسند «آیا می‍خواهید خودمان را به شما نشان دهیم؟». ادعای پیام این بود که در حال راهاندازی انتخاباتی از سوی فرازمینیها است که طی دورهای طولانی در حال مشاهده فعالیت های زمین بودهاند. اگر این پیام واقعیت میداشت، سوال و رأی‍ای که در زمینه فایده ملاقات فرازمینیها مطرح شده بود مفاهیمی عمیق با خود حمل میکرد که شایسته بحثهایی جدی بودند.

 

به این پیام به شکلی گسترده پاسخ داده شد. برخی در میان جمع از آن به عنوان «اولین تماس» از سوی یک یا چند تمدن خیرخواه فرازمینی استقبال نمودند، و به شکلی واضح به آن بله گفتند! گروهی دیگر به به آن به عنوان نیرنگی از سوی فرازمینیهای مداخله گر نگاه میکردند که قصد دارند به شکلی پنهان بر بشریت تسلط یابند، و در پاسخ نه گفتند! اما دستهای دیگر از اشخاص به آن به عنوان یک «ضد اطلاعات ماهرانه» نگریسته و گفتند «ارزش پاسخ دادن ندارد»! پاسخی دیگر اما میخواست محتاط بوده و پیام، منشأ آن، فرازمینیهای احتمالی که آن را فرستادهاند، دلالتهای آن در مورد تمدن انسان، و یک جواب مناسب را بهتر درک نماید. من در این دسته آخر از پاسخ دهندگان قرار گرفتم و آنچه در ادامه می آید بر پایه تحلیل من از پیام و اینکه چه قدر احتمال آن میرود تا ارتباطی واقعی از یک تمدن فرازمینی به سوی انسان خاکی باشد، قرار گرفته است.

 

پیام را چه کسی نوشت؟

نویسنده نامه ژان اِدرمن نام دارد، که یک خلبان جت فرانسوی، کنترل کننده ترافیک هوایی، و یک مدیر فرودگاه است. او ادعا میکند که این پیام توسط گروهی از «فرازمینیهای خیرخواه» پس از این که وی را «در بعد روح به صورت گرافیکی در فضای خود به نمایش در آورده اند» به او داده شده است. او در وب سایت خویش (www.geocities.com/changetheworld_now/index.html) تعدادی از تجاربی را که در طی سالها با فرازمینیهای ملاقات کنندهاش داشته و نیز تجربهای که منجر به تولید پیام گشت را شرح میدهد: «پس از اینکه آموختم که چگونه در بعد روح خودم را در حضور فرازمینیهای خیرخواه ظاهر کنم، این پیام را از سوی سلسله مراتب آنها دریافت کردم.»

 

شیوه ادرمن در ارتباط، به دستهای تعلق دارد که با واژههای «انتقال»، «ارتباط کانال» یا «تبادل افکار با تله پاتی» توصیف میشود. زمانی که نوبت به تحلیل نوشتههای مربوط به فرازمینیها میرسد چنین شکلی از ارتباط نامعمول نمینماید چرا که محققان‍ و کارمندان سابق دولتی بسیاری در این مورد اظهار نظر کردهاند. برای مثال، سرگروهبان دَن شرمن در مورد مشارکت خویش در «پروژه حفاظت از سرنوشت» که یک پروژه مخفی سازمان امنیت ملی ایالات متحده بود و قصد داشت برای برقراری ارتباط  با تمدنهای فرازمینی از روانشناسی بهره ببرد، مطالبی مبسوط نوشته است. اگر شخصی واقعی بودن حضور فرازمینیها بر روی سیاره زمین را که حداقل از دهه 40 میلادی بسیاری از سازمانهای نظامی‍ـ اطلاعاتی در سرتاسر کره زمین از آن آگاهی داشته و در اختیار اکثر مقامات رسمی یا عامه مردم قرار نگرفته بپذیرد، بنابراین ارتباط با فرازمینیها از طریق تله پاتی بسیار عملی به نظر میرسد (به http://www.exopolitics.org مراجعه کنید). ظاهراً، هم تمدنهای فرازمینی و نگران کنندهتر از آن سازمان های نظامی اطلاعاتی در زمینه توانایی وارد ساختن افکار/تصاویر به درون بخش شنیداری ـ تصویری مغز انسان توسط ابزار تله پاتیک یا به وسیله دستگاههای الکترونیک، به سطح مهارت بالایی دست یافتهاند (alexconstantine.50megs.com/william_s_burroughs.html).

 

این امر بیان میدارد که رابطه مورد ادعای ادرمن با فرازمینیها  می تواند واقعی باشد. پرسش سخت این است که چگونه مطمئن شویم واقعیت داشته است یا خیر؟ یک راه این است که به شواهدی در زمینه تجارب شخصی ادرمن و نوشتارهای وی در مورد فرازمینیها بنگریم، راه دیگر این است که خود پیام را تا آنجا که مربوط به فرازمینیها است، از منظر وضوح متن، به هم پیوستگی، و محتوای سیاسیاش مورد بررسی قرار دهیم.

 

در بررسی وب سایت ادرمن و نوشتههای وی، می توان وقایع نگاری تجارب ادرمن با فرازمینیها را یافت که شروع آن به سال 1977 باز میگردد. او توضیحاتی راجع به فناوری فرازمینیها ارائه میدهد که در عین ماهیت فنیشان، دریافت مفاهیم آنها زیاد سخت نیست. بسیاری از این مطالب با آنهایی که توسط فاش کنندههای بزرگی همچون «باب لازار»، روانشناس سابق که در «ناحیه 51» مشغول به کار بود، ارائه شدهاند مطابقت دارند. به نظر میرسد نوشتههای فنی ادرمن محتوایی بسیار غنی داشته باشند، و بیانگر شخصی هستند که با سیستم پیشرانه پیشرفته فرازمینیها، انرژی و چگونگی انتقال، آشنایی بسیاری دارد. بر پایه تجربیات وی، مقالات وب سایت، و تاریخ ارتباطات ذهنی با تمدنهای فرازمینی، من هیچ چیزی مبنی بر رد این امکان که ادرمن واقعاً موفق به برقراری ارتباط تله پاتیک با یک یا چند تمدن فرازمینی در قضیه نامه به بشر شده باشد، پیدا نکردم.

 

تحلیل متنی پیام به بشر

آنچه فوراً در پیامی که به شکل ظاهری به وسیله ادرمن ارسال شده است، جلب توجه میکند گرامر عجیب آن است. عباراتی در آن به کار رفتهاند که بعضی مواقع مفهوم آنها به سختی دریافت میشود، اگرچه ایده پشت آنها با بحث کلی متن همسان و یکسو است. به نظر میرسد این غریب بودن گرامر نامه چیزی بیشتر از مشکل ترجمه از فرانسه به انگلیسی باشد. بنابراین به نظر نمیرسد تمامیت متن پیام بیش از حد توسط مسایل ترجمه زیر و رو شده باشد. در حقیقت، این طور معلوم میشود که متن پیام توسط گرامر عجیب آن تقویت میگردد، به شکلی که نشان دهد این امر تعمداً در پشت صحنه پیام انجام گرفته است، و هدف از انتخاب یک متکلم غیر انگلیسی زبان برای این کار توسط فرازمینیها را نشان میدهد.

 

گرامر غیر معمول، خواننده ذاتاً انگلیسی زبان را مجبور میکند تا از پردازش در نیمکره چپ مغز خود که زمانی که اطلاعات متنی خوانده می شوند نیمکره غالب است، فاصله بگیرد. پردازش توسط نیمکره چپ مغز تمایل دارد تحلیل گرا، منطق گرا، و تقلیل دهنده باشد. انعکاس این گرامر غیر معمول، خواننده انگلیسی زبان را وادار میکند از نیمکره راست مغز خود که در آن پردازش اطلاعات بیشتر خلاقانه، شهودی و توسعه گرا است بهره ببرد. اگر یک تمدن فرازمینی پیشرفته تر میخواستند با مجموع انسانهای زمینی ارتباط برقرار کنند، و برای اینکه محتوا و تاثیر پیامشان بیشتر مورد توجه قرار گیرد، در این فرایند افراد را وادار میکردند تا از پردازش قسمت چپ ذهن خود به پردازش قسمت راست ذهن خود جابجا شوند، ترجمه از یک زبان جهانی غیر غالب (فرانسه)، به زبان غالب جهانی که در اینترنت استفاده میشود در دستیابی به این هدف بسیار مؤثر واقع میشد.

 

متن کلی همسان و نامتناقض است، و نشان از شخصی با درجه بالایی از هوش و کارکشتگی در رساندن مفهوم دارد. وی قادر به بیان گسترهای از مسایل پیچیده به روشی قابل وصول است، علیرغم سختی های گرامری که خواننده انگلیسی زبان در قرائت یک متن فرانسوی با آنها برخورد میکند. مهمتر از آن، متن، دامنه ای از مسایل را با خود به همراه می آورد که بسیار خوب با هم ترکیب میشوند تا پرسش اساسی مطرح شده توسط متن را بازگو کنند: «آیا می خواهید خودمان را نشان دهیم؟». سازمان متن معرف موجودی است که با مسایل و مفاهیم مورد بحث آشنا بوده، و برای منتقل کردن آن به دیگران دارای صلاحیت است.

 

شیوه ادرمن بیشتر از آنکه استدلالی و آموزشی باشد مبتنی بر مشاوره و هدفمند است. این روش بیان از شخصی دارد که بیشتر از آنکه بخواهد عقایدش را بر دیگران تحمیل نماید می خواهد آنان را مطلع سازد. پیام، انتخابهایی را که انسان در مواجهه با گسترهای از مشکلاتش دارد برجسته میسازد، به عوض اینکه به وی بگوید چه باید بکند. این پیام به وضوح بیان میدارد که فرازمینیها چه پیشنهادی دارند، ولی طوری این کار را انجام میدهد که تصمیم گیری را به انسان واگذار میکند. واضح است که نویسنده برای برقراری یک فلسفه یا دین جدید مقدمه چینی نمیکند، بلکه صرفاً مانند خودرویی برای انتقال پیام عمل میکند. نتیجه گیری کلی من بر پایه تحلیلی که از متن دارم این است که ادرمن یک فرد خردگرای باهوش است، و قصد دارد پیامی را که دریافت کرده صادقانه منتقل نماید، تا اینکه برای ارضای نیازهای روانی یا خشنودی نفس خود داستانی برای هدفی پنهان جعل نماید. به نظر میرسد انتخاب یک متکلم غیر انگلیسی زبان در اینکه چگونه اکثریت جامعه انسانی پیام را پردازش خواهند کرد مؤثر باشد. رسیدن به اینجا مرا به ارائه تحلیلی سیاسی از متن میکشاند.

 

تحلیل (برون) سیاسی از پیامی به بشر

متن پیام به این اشاره دارد که تمدنهای فرازمینی مختلفی با بسیاری از دولتها ارتباط داشتهاند:

 

« دو راه برای برقراری یک ارتباط کیهانی با تمدنی دیگر وجود دارد: از طریق نمایندگان ثابت آن یا مستقیماً با افراد معمولی. راه اول مستلزم نزاع برای علایق است، راه دوم هوشیاری میآورد. راه اول توسط گروهی از تمدنها انتخاب شده بود که انگیزه شان حفظ نوع بشر در بردگی بود و بدین وسیله قادر به احاطه بر منابع زمین، استخر ژنی و انرژی عاطفی انسان بودند. راه دوم توسط گروهی از تمدن ها انتخاب شده بود که با سرچشمه روح خدمت هم پیمان بودند. ما در نهایت با این سرچشمه بی طرف پیمان بسته و چند سال قبل خود را به نمایندگان قدرت انسانی معرفی نمودیم و آنان دست کمک ما را به بهانه وجود مصالح ناسازگار با تصورات راهبردی شان رد کردند.»

 

اشاره به تمدنهای مختلف فرازمینی که با نمایندگانی از دولتهای جهانی ارتباط داشتهاند، فوراً مسایلی را برای کسانی برجسته میسازد که با مطالعات سیاسی ناشی از حضور فرازمینیها آشنا نیستند. این پیام عنوان میکند که جهت گیریها و دستور کار فرازمینیهای مختلف به شدت متغیر است. این امر برای کسانی که قصد دارند دلالتهای  حضور فرازمینیها را درک کنند در وهله اول کاملاً آزاردهنده خواهد، و موجب میگردد که فکر کردن در باره تمدنهای مختلف فرازمینی با فعالیتها و برنامههای متفاوت را به حال خود رها کنند.

 

در یک مقاله تحقیقاتی بر روی اینترنت که درجه نفوذ تمدنهای فرازمینی بر تشکلهای نظامی ـ اطلاعاتی را در ایالات متحده بررسی میکند (www.exopolitics.org/Study-Paper-4.htm)، من بین سه گروه بزرگ از فرازمینیها و تمدنهای مختلف آنها که حسب فعالیتهای مربوطه، برنامهها، و فلسفه شان در این طبقه بندیها قرار می گیرند تمایز قائل میشوم. این گروه بندیها عبارتاند از: «چوپان خوب»، «والدین محافظ» و «پیشکسوتان خرد». «چوپانهای خوب» آنهایی هستند که همانطور که در پیام آمده از انسان به عنوان یک منبع استفاده میکنند. فرازمینیهایی که جزو این گروه هستند به خوبی توسط محققانی همچون دکتر دیوید جاکوبز، باد هاپکینز، و دیوید ایک شرح داده شدهاند. شواهد زیادی وجود دارند که این نژادها کمی بیش از آنچه از انسان به عنوان یک منبع استفاده کنند، فعالیت دارند و به شیوه ای با سازمانهای نظامی ـ اطلاعاتی همکاری دارند که حقوق انسانها را به طرزی گسترده زیر پا میگذارند.

 

فرازمینیهای گروه «والدین محافظ» اساساً مانند والدین (پیشینیان ژنتیک ما در سیارات دیگر) رفتار میکنند که تمایل دارند از «فرزندان» یا «اولاد ستارهایشان» نگهبانی کنند. ارجاع به برخی اعضای این گروه از فرازمینیها به وسیله محققانی چون زکریا سیچین انجام شده است؛ وی شرح میدهد که چگونه انسان توسط فرقه خیرخواهی از فرازمینیها به رهبری اِنکی متولد شده و محافظت گردید. همچنین از نویسندگان معروفی همچون روث مونتگومری که در دهههای 1970 و 1980 تعدادی کتاب عوام پسند منتشر نمود و فعالیتهای خیرخواهانه تمدنهای فرازمینی را شرح داد می توان نام برد.

 

در نهایت، «پیشکسوتان خرد» تمدنهای فرازمینی هستند که در اصل مشاهده گرند، مشاوره ارائه داده و در کل هیچ دخالتی ندارند جز اینکه نصیحت دهنده باشند که موجب قدرت دهی میشود. به نظر میآید نیت کلی آنها بیشتر کمک به انسان توسط تقویت وی جهت حل مشکلات فراواناش باشد، به عوض اینکه در مواقعی که اوضاع از کنترل خارج می شود با اقدام فیزیکی از او محافظت نمایند. مدیومهای معروفی مثل باربارا مارسینیاک این گروه از فرازمینیها را توصیف کرده و اینکه چگونه قصد تقویت انسان را در مواجهه با مشکلات جهانیشان که مرتبط با تاریخ رقابت گروههای فرازمینی است دارند.

 

تحلیل من این است که ظاهراً نژاد فرازمینیای که با ادرمن ارتباط برقرار نموده در دسته «والدین محافظ» قرار میگیرد. اثبات این امر به علت علاقهای است که فرازمینیهای داخل پیام در رابطه با مخمصهای که انسان گرفتارش شده نشان میدهند و حس اضطراری که ناشی از زمان کمی است که ادعا می کنند انسان دارد. آنها برای وضعیتی که توسط «نمایندگان رسمی» بشر در عقد قرارداد با «چوپانهای خوب» ایجاد شده نگرانی ویژه ای ابراز میدارند (تبادل فناوری فرازمینی در عوض گونه های بیولوژیکی، اجازه ساخت پایگاههای زیرزمینی برای فرازمینیها، و آزمایش بر روی گونههای انسانی). هرچند فرازمینیهای داخل پیام به نظر نمیرسد در دسته فرازمینیهای نیرو بخش قرار گیرند، برای اینکه خواست خود را برای کمک به انسان توسط انجام مداخلات فیزیکی که موجب فسخ قراردادهای منعقده مابین نمایندگان سیاسی بشر با فرازمینیهای نوع «چوپان خوب» میشود، به وضوح بیان میدارند. در اینجا ایده پایهای این است که بدون چنان مداخله فیزیکی، اکثریت نوع بشر در برابر برنامههای مخفیای که توسط نخبگان سیاسی و فرازمینیهای نوع «چوپان خوب» اجرا میشود، سرانجام از پای در خواهد آمد.

فرازمینیهایی که در حال صحبت در پیام هستند از آنجاییکه خواستار اجازه انسان بوده برخوردی بسیار با احترام دارند و به نظر میآید در آنچه قادر به پیشنهاد دادن هستند کاملاً محافظه کارانه عمل مینمایند. اشاره آنها به سلسله مراتبی از فرازمینیها که به آنها گزارش میدهند نشان از آن دارد که در حال پیروی از قراردادهای کهکشانی هستند که توسط تمدنهای پیشرفتهتر فرازمینی جهت مداخله در امور سیارههایی مثل زمین تدوین شدهاند. چنین قراردادهایی در نوشتههای آلفرد وبر که تحقیقاتی در زمینه انواع مختلف ارتباط با تمدنهای فرازمینی ملاقات کننده انجام داده به چشم میخورد: (www.universebooks.com/exoone.html)

 

از متن پیام به نظر میرسد نژاد فرازمینی مربوطه، به احتمال زیاد برای پرسش از انسان در مورد مداخله احتمالی، از فرازمینیهای پیشرفتهتر (پیشکسوتان خرد) اجازه خواسته باشد. به نظر میرسد هدف شفاف، این است که در پرسیدن سوال چیزی از دست نمیرود. حتی در صورتیکه نوع بشر به شکل جمعی پاسخ نه گفته یا برای گفتن بله آمادگی نداشته باشد، این امر به افزایش هوشیاری انسان کمک نموده و وی را در برخورد با مشکلات آماده تر میسازد (آنیترین آنها فاش شدن محتوای کامل قراردادهای تمامی دولتها با تمدنهای فرازمینی خواهد بود) و در نهایت به او در قدرتمندتر شدن یاری می رساند.

 

تا حالا تحلیل برون ـ سیاسی من از پیام کاملاً در راستای تحقیقاتی بوده است که بر روی تاثیرات حضور فرازمینیها انجام دادهام. این پیام از منظر تحلیل مسایل سیاسی که در نتیجه ملاقات فرازمینیها با سیاره و نتایج عقد قرارداد با سازمانهای نظامی ـ اطلاعاتی مدعی نمایندگی کل بشر به وجود آمده، دارای سطح بالایی است. اکنون میخواهم به یک احتمال دیگر که ممکن است بر اصالت پیام شک وارد سازد نگاهی داشته باشم.

 

احتمالی که از آنجا ناشی میشود که این پیام ممکن است یک نوع ضد اطلاعات ماهرانه باشد. تشکلهای نظامی ـ اطلاعاتی موجود در ایالات متحده و جاهای دیگر استراتژیهای ماهرانه ضد اطلاعاتی به وجود آوردهاند تا محققان یوفو/فرازمینی را گمراه ساخته، منابع ناچیز آنها را به جاهای غیر سازنده منحرف نمایند، در جامعه پژوهشگران یوفو/فرازمینی ایجاد انشقاق نموده، یا فقط عدم قطعیت ایجاد کرده و اقدام به گمراه سازی کنند. هدف اصلی چنین ضد اطلاعاتی این است که توجه افراد را از هر خبری که ممکن است تهدیدی برای سیاست مخفی سازی سازمانهای نظامی ـ اطلاعاتی باشد منحرف دارند. این پیام برعکس، دقیقاً علیه آن دست پیدا میکند. از آنجاییکه متن آن توسط نشر اطلاعات، تلاشهای سازمان های کذایی و نمایندگان سیاسی مسئولِ منکرِ حضور فرازمینیها را تخریب میکند به سطح فزایندهای از توجه عمومی دست یافته است. پیام، حواسها را به مجرمیت نمایندگان بشر در عقد قرارداد با تمدنهای فرازمینی که منجر به سو استفاده از افراد و در اصل بشر زمینی شده است متوجه میسازد. این اشاره به جرم تشکلهای نظامی ـ اطلاعاتی با توجه به انجام تلاشهایی که از جانب آنها در مخفی کردن پرونده هایی چون سو استفاده از حقوق بشر در تاسیسات مشترک نظامی ـ فرازمینی انجام گرفته است چیزی نیست که این سازمانها بخواهند به شکلی عمومی در آید. با توجه به جهت گیری و تاثیر پیام، و یکسو بودن آن با تحقیقات شخص خودم بر روی حضور فرازمینیها، به این نتیجه میرسم که این یک ضد اطلاعات دولتی نیز نمی تواند باشد.

 

من اعتقاد دارم که آنچه بیشترین اهمیت را در رابطه با نامه دارد ویژگی خود نیروبخشی آن است و نیز امید به اینکه افرادی که معرف انسان های زمینی هدایت شده هستند در رابطه با کمک از سوی فرازمینی های متمایل به خدمت کاری مؤثر انجام خواهند داد.

************************************************************

پ . ن : به احتمال فراوان این موجودی که این شخص با آن در ارتباط بوده است یک موجود با ماهیت منفی است که برای دیده شدن دوباره احتیاج به اجازه انسان دارد.

صندوق عهد یا ابزار تماس با بیگانگان فضایی؟

صندوق عهد یا ابزار تماس با بیگانگان فضایی؟

قبل از مطالعه در باره صندوقچه عهد ابتدا به معرفی آن از سایت ویکی پدیا می پردازیم:

تابوت عهد یا صندوق عهد (به عبری: אָרוֹן הָבְּרִית) (یا Aron Ha-berit) در باور یهودیان و مسیحیان، جعبه‌ای است چوبی، مزین و با روکشی از طلا که در آن دو لوح قانون که توسط خداوند به موسی پیامبر داده شده بود، نگهداری میشد. به عقیده آنان خداوند از طریق این صندوق با بنی‌اسرائیل سخن می‌گفت. این جعبه از مقدس‌ترین اشیاء برای یهودیان است. در زمان تصمیم گیریهای مهم فرشته‌ای به نام سکینه یا به عبری شِکینَه از آن خارج می‌شد و در هاله‌ای از دود فرامین الهی را به مردم ابلاغ می‌کرد.

این تابوت در زمان سموئیل نبی توسط فلسطینیان به سرقت رفت ولی به دلیل مصائبی که برای آنها به وجود آورد آن را پس دادند. بعدا در زمان حمله بخت‌النصر به اورشلیم این تابوت مفقود شد. درون این تابوت نسخه اصلی تورات که بر روی سنگ حکاکی شده وجود داشته است. مسلمانان همچنین به وجود این تابوت و سکینه مربوط به آن معتقدند و درقرآن در آیه ۲۴۸ سورة البقرة بدان اشاره شده است. شیعیان معتقدند در آخرالزمان، مهدی موعود آن را پیدا کرده و نسخ اصلی تورات را عرضه خواهد کرد.وهیچکس از جای آن اطلاعی ندارد تا آنکه مهدی موعود ظهور کند و آن را به حرکت در آورد که نشانه نبوت ایشان است واین همان صندوقی بود که مادر موسی او را در آن گذاشت

اما در مورد صندوقچه عهد مطالب ناگفته بسیاری وجود دارد نکته اول این است که این صندوقچه بر خلاف اعتقاد مسلمانان و یهودیان هیچ منشا الهی نداشته و دستور ساخت آن مرحله به مرحله توسط موجوداتی از ماورای زمین به موسی (ع) داده شده است.

در کتاب خروج فصل 25 آیه 40 نوشته شده است:((دقت کن همه را عینا مطابق طرحی که در بالای کوه به تو نشان دادم بسازی))

در عهد عتیق نیز این موضوع تایید شده است طبق هر دو کتاب موسی از طرف یهو خدای اسرائیل ماموریت می یابد بر اساس یک دستور خاص صندوقی برای وجود ازلی بسیازد.

بندیوید یک فیلسوف و دانش پژوه معاصر یهودی معتقد است:صندوق عهد موسی در آن زمان دارای سیستم نسبتا کامل الکتریکی بوده و می توانسته روی دیگران تاثر بگذارد.

بنا به گفته تلمود شناسان دسترسی به قدس الاققداس که صندوق عهد در آن جا داشته همیشه با خطر همراه بوده است کاهن اعظم همیشه با ترسی شدید به همراه بوده است کاهن اعظم همیشه با ترسی شدید به آن نزدیک می شد و اگر سالم از آنجا باز می گشت روز خوبی می داشت.

در فصل شش آیه 19 از کتاب اول سموئیل نوشته شده است:((اما خداوند هفتاد نفر از مردان بیت الشمس را کشت زیرا به داخل صندوق عهد نگاه کرده بودند))

این صندوق خاصیتی داشته است که هرکس به آن نزدیک می شد بلافاصله جان خود را از دست می داد به جز افراد خاصی که طرز کار با آن را بلد بودند.صندوقچه عهد علاوه بر خاصیت اصلی آن خاصیت تولید غذا را برای قوم یهود نیز داشته است از روی توصیف های آن دو دانشمند انگلیسی به نامهای جورج سیسون و رادنی دیل در صحرای سینا یک دستگاه پرتو افشان توانسته بودند بسازند که جلبک های سبز را به مواد غذایی پر پروتئین تبدیل بکند.

یک بار دولت هندوستان اعلام کرد که از سالها قبل سیا توسط متخصصان کوهنوردی یک راکتور اتمی کوچک را در کوهای هیمالیا برای شنود چین کار گذاشته این منبع شنود دارای یک راکتور کوچک انرژی بود که با آزاد کردن پلاتینیوم انرژی تابشی را به انرژی الکتریکی تبدیل می کرد.در واقع این راکتور کوچک کار یک نیروگاه اتمی را برای تامین انرژی می کرده است.

واقعیت این داستان این بود که این صندوق دارای یک سیستم الکتریکی و احتمالا یک نیروگاه اتمی کوچک بود که موسی از آن برای تولید مواد غذایی و تماس با بیگانگانی که صندوق را به او داده بودند یا اینکه تماس مستقیم بعنوان یک وسیله بی سیم با فرشتگان خدا استفاده می کرده است.و علت اینکه هر کس به آن نزدیک می شد می مرد خاصیت رادیو اکتیویته ی صندوق بود.

صندق عهد معمولا توسط دو گاو شیرده کشیده می شده است و وزن آن بیش از 300 کیلوگرم نبوده است زیرا گاهی اوقات مردانی با گذاشتن آن روی چوبها آن را بروی شانه های خود حمل می کرده اند.

بعد از آنکه صندوق به دست داود افتاد او نیز از خاصیت این صندوق آگاه بود و نمی خواست آن را در خانه خود نگه دارد به همین دلیل برای نگهداری آن معبدی ساخت.سلیمان نیز از آن بسیار می ترسید .

در دوره حزقیال نبی موجودات فضایی بر ارمیا نزدیک شدن و از او خواستند صندوق را از بین ببرد.اما با حمله بخت النصر موجودات فرازمینی نیز تمایل نداشتند صندوق بدست بابلی ها بیفتد زیرا ممکن بود بابلی ها توسط خدایان یا موجودات فضایی دیگری پشتیبانی شوند و به این ترتیب اطلاعات تماس های صوتی قوم یهود به دست قوم بابل یا اربابان آنها بیفتد و ارمیا صندوق را در غار امنی پنهان کرد.

در کتاب شکوه پادشاهان نوشته شده است بعد از حمله حبشیان به اورشلیم صندوق ر از شهر دور کردند و سپس میکائیل فرشته مقرب خداوند نزدیک شد و به آنها در فراری دادن صندوق عهد یاری رساند پسر سلیمان نیز در فراری دادن صندوق نقش موثری داشت نکته جالب آن است که ساکنان مصر در آن زمان نبز فرشته ای را که صندوقی در دست دارد دیده بودند .در هند نیز در افسانه ماهباراتا و رامایانا نیز در این باره مسائلی نوشته شده است و حتی کوهی بنام کوه سلیمان نیز وجود دارد که احتمالا میکائیل به دستور خداوند صندوق را در آنجا تا از بین برده و یا تا ظهور منجی نهایی پنهان کرده است تا جلوی رسیدن آسیب های بیشتر توسط آن به بشریت گرفته شود.

مسلمانان نیز عقیده دارند که صندوق عهد و تورات واقعی در زمان ظهور مهدی موعود به مردم ارائه خواهد شد و عده ای نیز معتنقد هستند صندوق مدتی در ایتالیای فاشیستی بوده و امروزه در واتیکان نگهداری می شود.

از همه کتابهای تاریخی معلوم می شود که صندوق عهد دستگاهی اسرار آمیز و خطرناک بوده است که از خود پرتوهای خطرناکی ساطع می کرده است زیرا همه مردمی که به آن نزدیک می شدند را می کشت یا به بیماری های رنج آور مبتلا می کرد درست مانند تاثیراتی که راکتورهای کوچک اتمی می توانند بر افرادی که بطور غیر ایمن به آنها نزدیک می شوند داشته باشد.

منبع:     http://ourwonderfullworlds.wordpress.com

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: