بایگانی دسته‌ها: ادْگار کِیسی

اسرار سنگ گمشده هرم بزرگ خوفو

اسرار سنگ گمشده ی هرم بزرگ

Post image for Mystery of the Great Pyramid missing capstone

وقتی شما به بالای هرم بزرگ نگاه میکنید، میبینید که نوک آن گم شده است. سر آن مسطح است و مانند بقیه هرمها نوک تیز نیست و به بالا اشاره نمیکند. معمولا وقتی یک هرم بنا میشود، قسمت بالایی آن (capstone) یا سنگ بالا، آخرین چیزی است که روی آن قرار داده میشود. مهمترین قسمت آن شناخته میشود و از سنگهای ویژه یا حتی طلا ساخته میشود. این سنگ معمولا بسیار پرزرق و برق است.

آیا هرم بزرگ همیشه بدون سنگ بالا بوده یا اینکه دزدیده شده یا خراب شده یا…. ؟ هیچکس نمیداند. حتی در گزارشات از این هرم در زمانهای باستان (حتی پیش از میلاد مسیح) این سنگ فاقد سنگ بالایی بوده است. این امکان وجود دارد که ساخت سنگ بالا هیچوقت به پایان نرسیده باشد. امکان دیگر این است که چون این سنگها معمولا از طلا ساخته میشوند، اولین چیزی بوده اند که به سرقت میرفتند. تنها مشکل این است که این سنگ بسیار بزرگ خواهد بود. اگر از این هرم بالا روید، در فضای بالای آن براحتی میتوانید حرکت کنید همانطور که بسیاری این عمل را انجام داده اند. در هر جهت در حدود 30 فوت است (مربعی به ابعاد 10متر). پس این سنگ باید بسیار بزرگ و سنگین بوده باشد. همچنین در بالای قله چیزی شبیه به دکل یا میله پرچم میبینید که در واقع در سال 1874 توسط دو ستاره شناس در آنجا قرار داده شده که مکان اصلی نوک قله هرم را نشان دهد (در صورتی که به پایان میرسید). در پشت یک اسکناس 1 دلاری شما هرمی با بالای مسطح را میبینید. هیچکس نمیتواند توضیح دهد که چرا هرم بزرگ باید بدون سنگ بالایی ساخته میشد.


این یک داستان جالب است که به دیداری از بالای هرم بزرگ مربوط میشود. توریستهای بسیاری به بالای هرم بزرگ رفته اند که یک مسافرت آسان هم نیست. یکی از این افراد آقای سر سیمونز بود (Sir Siemens) که یک مخترع بریتانیایی بود. او با دو راهنمای عربش به بالای هرم رفت. یکی از راهنمایان به این نکته اشاره کرد که اگر آنها دستشان را با انگشتان گشوده بلند کنند میتوانند یک صدای زنگ زیر را بشنوند. سیمونز انگشت سبابه خود را بلند کرد و یک احساس خارش و سوزش نامحسوس در آن قسمت احساس کرد، همچنین وقتی تلاش کرد از بطری شرابش بنوشد، یک شوک الکتریکی دریافت کرد. وی بدلیل دانشمند بودنش به ابتکار جالبی دست زد. او یک روزنامه را مرطوب کرد و به دور بطری شراب پیچاند تا آن رابه یک بطری لیدن (leyden jar) (فرمی بسیار ابتدایی از خازن) تبدیل کند. وقتی که آن را بالای سر خود نگاه داشت، بوسیله نیروی الکتریکی شارژ شد. و جرقه هایی از بطری خارج شد. یکی از راهنمایان سیمونز ترسید و فکر کرد که او در حال انجام جادوگری است و به او حمله کرد که او را متوقف سازد. وقتی سیمونز متوجه شد، بطری را به سمت راهنما گرفته و به او شوکی داد که پرتش کرد و او را بیهوش ساخت. وقتی راهنما بهوش آمد فریاد زنان از هرم پایین رفت. اما چه حادثه طبیعی در بالای هرم بزرگ باعث ایجاد چنین اثر و نیروی الکترو استاتیکی شده است. یقینا بسیار جالب خواهد شد اگر بتوان بر بالای هرم بزرگ آزمایشات فیزیکی انجام داد.

هیچ سنگ بالایی برای هرم بزرگ نیست

توسط یک پژوهش گر همکار

در یک اعلام غیر منتظره، دولت مصر نقشه هایش برای قرار دادن سنگ بالایی (Capstone) برای هرم بزرگ، به عنوان بخشی از جشن هزار ساله شان را لغو کرد.

capt_egypt_millennium_it8.jpg (7680 bytes)

قاهره، مصر، (اسوشیتد پرس – AP) در طی اعلام این خبر به افکار عمومی، دولت در پنجشنبه 16 دسامبر 1999 نقشه هایشان برای قرار دادن این سنگ، که از روکش طلا ساخته شده بود، برای جشن هزار ساله را لغو کرد.

مصر برنامه ریزی کرده بود که سال جدید را با قرار دادن یک کپ استون (سنگ بالایی) با روکش طلایی بر روی هرم بزرگ، به عنوان مقبره ای برای پادشاه چیوپس (Cheops) (حدود 4500 سال پیش)، شروع کند.

این سنگ با ارتفاع 30 فوت (تقریبا 10 متر)، قرار بود در نیمه شب 31 دسامبر، بوسیله هلیکوپتر بر روی این هرم قرار داده شود تا آن را دوباره کامل گردانند.

وزیر فرهنگ و تاریخ، فاروق حسینی، هیچ دلیلی برای لغو این برنامه ارائه نداد. اما گفت که این تصمیم بر اساس مشکلات تکنیکی که ممکن است باعث خراب شدن آن لحظه شود، گرفته شده است.(گرفته شده از گزارشگری EMENA)(Egypt’s middle east news agency)

جشن هزار ساله مصر، همچنین شامل یک کنسرت 12 ساعته در پای هرم جیزه(Giza) بود که 1000 اجرا کننده داشت. مصر، که فرهنگ و تاریخش به 6000 سال پیش برمیگردد، این جشن را برای شروع هفتمین هزاره برپا کرده بود.

یکی از دلایل لغو این عمل (قرار دادن کپ استون بر روی هرم بزرگ)، ترس از تروریست گزارش شده است. گفته میشود که ممکن است تروریستها با سرنگون کردن هلیکوپتر باعث آسیب رسیدن به هرم بزرگ شوند. اما آیا این دلیل اصلی است؟ همچنین شایعاتی جود دارد که سرنگون شدن هواپیمای پرواز 990 (در سال 1999 یکی از هواپیما های مصری سقوط کرده بود) نیز به گونه ای بر این تصمیم نقش داشته است. آیا افرادی هستند که به دلایلی میخواهند مانع قرار دادن این سنگ بر روی هرم بزرگ شوند؟ به چه علت؟ چه چیزی باعث ایجاد این ترس شده است؟

این باور در عده ای وجود دارد که هرم بزرگ در واقع یک ماشین است. یک ماشین که بوسیله کامل شدن، روشن میشود. ماشینی که بوسیله طبیعتش میتواند میزان سطح آگاهی روحانی و معنوی زمین و ساکنانش را بوسیله افزایش سطح ارتعاشات، افزایش دهد.با توجه به حجم زیاد تحقیقات و کتابهایی که پیرامون قدرت و انرژی هرمها، این چیز بعیدی نیست. به نظر میرسد که این شکل (شکل هرمی) به تنهایی قادر به اصلاح و تغییر اجسام طبیعی است.

http://photonicportal.files.wordpress.com/2011/01/pyramid-laser.jpg

افراد بسیاری به دنبال آن بوده اند. و ما نمیتوانیم بفهمیم که چه اتفاقی ممکن بود بیافتد، اگر هرم کامل میشد. شاید بهتر باشد که هیچوقت نفهمیم. چون ما نمیدانیم ممکن است چه قدرتهایی آزاد شود. ممکن است چه قدرتهایی در گذشته آزاد شده باشد. حتما دلایل خوب و مهمی بوده که چرا این سنگ از هرم جدا شده است.

ما از خواندن نوشته های ادگار کایسس (Edgar Cayces) میدانیم که آتلانتیس بوسیله بد بکار بردن نیروهایی که از کریستالها آمد نابود شده است. آیا این امکان وجود دارد که هرم یک قسمتی از این چرخه انرژی بوده باشد؟ اگر بله، پس این سنگ برای جلوگیری از نابودیهای دیگر برداشته شده است.

اگر این هرم واقعا یک ماشین است که منتظر روشن شدن باشد، چگونه میتوانیم بفهمیم که عملکرد اصلی آن چه بوده است و آیا هنوز کار میکند یا نه؟ علاوه بر اینکه این سنگ از هرم بزرگ جدا شده است، تغییرات دیگری نیز در هرم وجود داشته (سایش و فرسودگی بر اثر زمان و تغییرات جوی و همچنین بدلیل بلند بودن مورد اصابت صاعقه قرار میگیرد و آسیبهایی به هرم رسیده است).

این احتمال وجود دارد که هر کدام از این تغییرات باعث تغییر عملکرد این هرم شود. اگر هدف از کامل کردن هرم، راه اندازی این ماشین باشد، خیلی از سوالات مربوط به آن بدون جواب است و از آنجایی که هیچ راهی برای پیدا کردن عملکرد این ماشین و اینکه کدام قسمتهای هرم باعث این عملکرد میشود، ما نمیتوانیم مطمئن باشیم که هرم بدرستی کار میکند.

فقط میتوانیم امیدوار باشیم که یک روز بتوانیم آنقدر علممان در این مورد افزایش یابد که بتوانیم طبیعت واقعی هرمها را پیدا کنیم تا بتوانیم به این سوالات جواب دهیم. تا آن زمان بهتر است با نیروهایی که آنها را نمیشناسیم، درگیر نشویم.

Source: http://www.gizapyramid.com/gip2.htm

Source: http://www.theforbiddenknowledge.com/capstone/index.htm

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از دوست خوبم كامران عزيز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

 

Advertisements

ادْگار کِیسی پیشگوی بزرگ


اِدْگار کِیسی(به انگلیسی: Edgar Cayce) (۱۸ مارس ۱۸۷۷ – ۳ ژانویه ۱۹۴۵)، یک آمریکایی مشهور بود که توانایی‌های ذهنی داشته‌است. او مدعی بود وقتی که به حالت خلسه (هیپنوتیزم کردن خود) فرو می‌رود، توانایی دستیابی به جواب سؤال‌هایی با موضوعاتی مانند سلامتی یا آتلانتیس را دارد. به خاطر اینکه او کارهای ذهنی خود را در حالت نیم‌خواب انجام می‌داده‌است وی را «پیامبر خفته» و «بزرگ‌ترین عارف آمریکایی» نیز خوانده‌اند. او یک مدیوم (واسطهٔ روحی) بوده‌است، با این حال او می‌خواست که مردم او را یک شفادهنده بدانند نه یک مدیوم.

Click here to enlarge
ادگار کیسی

در اکتبر ۱۹۱۰، این عکس در سرصفحهٔ
نیویورک تایمز، بعد از عکس یک گزارشگر
که در جلوی خانهٔ پدر و مادر کیسی
ایستاده بود، برای استفاده در یک گزارش
چاپ شد.

روش‌ها

کیسی در یک حالت نشئگی کار می‌کرد. این بدان معناست که او می‌توانست در حال خواب صحبت کند و به سؤال‌های اشخاص در مورد سلامتی، حال و آینده پاسخ دهد. این اطلاعات «خوانش» نامیده شد. در ابتدا این خوانش‌ها دربارهٔ سلامت جسمانی افراد بود (خوانش‌های جسمانی)؛ بعداًاین خوانش‌ها راجع به «زندگی‌های گذشته»، «رایزنی‌های تجاری»، «تعبیرخواب»، و همچنین «سلامتی روحی روانی» بود. انجمن تحقیق و روشن فکری (ARE) به طور متداول مراقبت از تمام خوانش‌های او را بر عهده می‌گیرد و با بیماران پیش و پس از تشخیص درمان توسط خوانش تماس می‌گیرد. خوانش‌ها بر فکر عصر جدید اثر گذاشته اند.

تاریخ زندگی

ادگار کیسی در 18 مارس 1877 نزدیک هاپکینزویل، کنتاکی(Hopkinsville, Kentucky) متولد شد. وقتی او 10 ساله بود انجیل را بارها و بارها می‌خواند. او می‌خواست به مردم دربارهٔ خدا بگوید و آنها را شفا بدهد.

اولین شغل‌ها

او در دسامبر 1893 به هابکینزویل رفت. اولین شغل او در بین سال‌های 1898 – 1894 در «انبار کالاهای خشک ریچارد» بود؛ سپس در «کتابفروشی هوپر» کار کرد؛ که هر دو در خیابان اصلی بودند. سپس او در سال 1903 با گرترود ایوانس (Gertrude Evans) ازدواج کرد .

تجارت

در سال 1900 او با پدرش به تجارت و فروش حق بیمه روی آورد. اما او در 18 آوریل دوچار بیماری سخت التهاب حنجره می‌شود و او به هیچ عنوان نمی‌توانست حرف بزند. او مجبور بود حدود یک سال در خانه با پدر و مادرش بماند. او یک عکاس شد زیرا عکاسی نیازی به صحبت کردن نداشت. او به عنوان یک دستیار در کارگاه عکاسی دابلیو. آر بولز (photography studio of W. R. Bowles ) در نبش خیابان نهم و خیابان ویرجینیا در هاپکینزویل مشغول به کار شد.

اولین کار هیپنوتیزور

در سال 1901 یک شخص هیپنوتیزور و سرگرم کنندهٔ مردم به نام هارت (Hart) در حال انجام کارهای سرگرم کننده در نمایشخانهٔ هاپکینزویل بود. او شنید که کیسی بیمار بود و از کیسی پرسید که آیا او می‌تواند برای شفا یافتن تلاش کند؟ کیسی گفت: بلی و هارت برای شفا دادن کیسی در حضور یک تماشاگر تلاش کرد. کیسی در حال ازخود بیخودی ناشی از هیپنوتیزم توانست صحبت کند اما وقتی او بیدار شد نتوانست صحبت کند. هارت کیسی را آنقدر هیپنوتیزم کرد که صدایش بعد از خواب نیز عادی بماند، اما صدای کیسی عادی نشد.

هیپنوتیزم عمیق

هارت مجبور بود برود اما یک هیپنوتیزور دیگر به نام آل لین (Al Layne)، کمک کردن به کیسی را برای داشتن یک صدای خوب ادامه داد. لین از کیسی هنگامی که در یک خواب هیپنوتیزم است، می‌خواهد که ذات و ماهیت حالتش را توضیح دهد و شفا یابد. کیسی خودش بیماری مزمنش را به جز یک بار از «من» استفاده کرد از نگاه اول شخص جمع (یعنی «ما») شرح داد. در خوانش‌های بعدی او به طور معمول با عبارت «ما یک بدن داریم» شروع می‌کرد. بر طبق خوانش نقصان صدایش به خواب روانشناسانهٔ هیپنوتیزم بستگی داشت و می‌توانست با افزایش گردش خون در محفظهٔ صدا اصلاح شود. لین پیشنهاد کرد که گردش خون افزایش یافته‌است و ناگهان صورت کیسی به طور ناگهانی و به واسطهٔ افزایش گردش خون صورت کیسی قرمز شد و قفسهٔ سینهٔ او نیز به قرمز روشن تغییر رنگ داد. بعد از بیست دقیقه کیسی هنوز در خواب بود گفت که درمان انجام شد. وقتی او بیدار شد صدایش به حال عادی مانده بود. او بعداً باز هم مریض شد، اما دوباره از طریق لین و به همان روش قبلی که شفا یافته بود، به طور کامل درمان شد.

شهرت

Click here to enlarge

بیمارستان کیسی 2006

کار کیسی با رشد کردن شهرتش رشد کرد. او مخالف عطا کردن داوطلبانه بود و این کار را برای حمایت از خود و خانواده‌اش انجام می‌داد آنقدر که او می‌توانست تمام وقت کار کند. او به کار کردن در یک وضعیت مسلم خواب با یک هیپنوتیزور، در تمام زندگی‌اش ادامه داد. همسر و پسر بزرگش بعداً جای لین را در این قضیه بر عهده گرفتند. یک منشی به نام گلیدیز دیوایس (Gladys Davis) در حالیکه کیسی خواب بود از خوانش‌هایش یادداشت‌برداری می‌کرد. طبق گزارشات کیسی یک بار در زندگی با خانم دیوایس عشقبازی داشت. در سال 1929 بیمارستان کیسی توسط یک ثروتمند ذینفع از خوانش‌های ذهنی، مورتون بلومنتال (Morton Blumenthal) در شهر ویرجینیا بیچ تأسیس و حمایت مالی شد. کیسی در سال 1926 بواسطهٔ یک مقاله مهم در کورونت (Coronet) مشهور شد. او خوانش‌هایش را به 8 بار در روز افزایش داد و تلاش کرد باز هم این رقم را افزایش دهد؛ اما این کار توان زیادی از سلامتی او را گرفت.

مشکلات

خوانش‌های ذهنی یک آسیب را بر سلامتی کیسی ایجاد کرد و او عدم موفقیتش را برای دادن یک خوانش واضح، به کار کردن زیر یک فشار خیلی زیاد نسبت داد. او در برگرداندن پول مشتری‌های ناراضی وسواسی عمل می‌کرد. ادگار کیسی در 3 ژانويه 1945، بعد از پیشگویی مرگش در چهار روز قبل، مرد.

خوانش‌ها

ادگار کیسی به خاطر هزاران خوانشی که او درحال هیپنوتیزم شده داد، مشهور است. او بیش از 14000 خوانش در 43 سال داد. گلیدز دیوایس، منشی او، خوانش‌هایش را می‌نوشت و گرترود ایوانز کیسی، همسر وی، او را در طول خواب راهنمایی می‌کرد.

خوانش‌های جسمانی

خوانش‌های جسمانی: 9603 خوانش
در آغاز خوانش‌هایش «خوانش‌های جسمانی» (خوانش‌های سلامت) شناخته شدند. کیسی اغلب بدن (body) را اندامگان (organism) می‌نامید. کیسی خود را تحت «تلقین به نفس» قرار می‌داد. در حالیکه به نظر می‌رسید او خوابیده است، می‌گفت که شخص کجا بود، گاهی وقت‌ها خیابان‌ها را در طول مسیر نام می‌برد. سپس او می‌گفت «بله، ما بدن را می‌بینیم.»، و اندام مشتری را به طور گردشوار، و سیستم عصبی را در صورتی که دلایلی برای بیماری و یا بد عمل کردن آن باشد، شرح می‌داد. یک پیغام که به مشتری داده می‌شد به او می‌گفت که چطور حالش بهتر شود. خوانش‌ها خیلی تخصصی بودند و اگر شخص از اندرزها پیروی نمی‌کرد، معالجات اغلب تغییر می‌کردند و یا حتی دریافت نمی‌شدند. مردم اغلب خوانش‌های سلامتی کیسی را پیگیری می‌کردند. وقتی انجمن پزشکی تأسیس شد توانست بفهمد که هیچ چیز اشتباه به یک مشتری داده نشده است.

خوانش‌های زندگی

خوانش‌های زندگی: 1920 خوانش
در یک خوانش زندگی، کیسی «زندگی‌های گذشته» فرض شدهٔ یک مشتری را شرح می‌داد. این خوانش‌ها شرایط جسمی، احساسی و روحی مشتری را در دوره‌های تجارب زندگی گذشتهٔ او شرح می‌داد. کیسی در شرح دادن گذشته در موارد بالا با مشتریانش مانند افراد خانوادهٔ سلطنتی، افراد مشهور یا افراد روحانی، چاپلوس نبود.

خوانش‌های رؤیاها

خوانش‌های رؤیاها: 630 خوانش
ادگار کیسی هر کسی را به تعبیرخواب و استفاده از رؤیاها در هر روز زندگی تشویق می‌کرد. یک خوانش رؤیا کیسی را مشغول تعبیرخواب مشتری‌ها می‌کرد. در حالیکه او خوانش روی موضوعات زیادی را انجام می‌داد؛ کیسی اغلب حرف مشتری را در یک خوانش رؤیا قطع می‌کرد و یک تعبیر را قبل از اینکه خواب به طور کامل تعریف شده باشد، ارائه می‌داد. بعضی وقت‌ها او بخش‌هایی از رؤیاهای مشتری را که مشتری به طور فرضی فراموش کرده بود، پر می‌کرد. بر خلاف تعبیرخواب یونگ و فروید، کیسی به اعتبار نشانه‌ها اهمیت نمی‌داد. او می‌گفت هر کس نشانه‌های منحصر به فرد خود را دارد. کیسی ادعا می‌کرد که در رؤیاهای مردم می‌توانست درون‌بینی با ارزشی از زندگی خودشان را دریافت کند و این درون‌بینی‌ها همیشه برای کسی که خواب را دیده مفید خواهد بود. بعلاوه او ادعا می‌کرد که درون‌بینی روزانهٔ هر شخص می‌تواند با عشق به افراد مرده یا زنده، بخاطر آوردن تجارب گذشته، دیدن یک آیندهٔ ممکن و تجربه کردن بسیاری از دیگر آثار مادی مرتبط باشد. او اظهار می‌داشت که این تأثیر توانایی‌ها چیزی بودند که هر کسی می‌توانست یاد بگیرد.

خوانش‌های روحی روانی

خوانش‌های روحی روانی: 450 خوانش
وقتی که کیسی در حالت فرضی خلسه‌اش نبود، این خوانش‌ها، خوانش‌های مورد علاقهٔ او بودند. آنها بر این تمرکز داشتند که شخص بتواند از نظر روحی روانی زندگی بهتری داشته باشد.

دیگر خوانش‌ها

دیگر خوانش‌ها: 954 خوانش
دیگر خوانش‌ها موضوعات گوناگون مهم دیگری هستند که مناسب با دسته‌هایی که در بالا نام برده شد نبودند. موضوع مهم، گوناگون بودند و شامل اشخاص گم شده، گنج‌های مدفون، خوانش‌های داده شده برای یک انجمن رو به رشد معنوی، توانایی‌های جسمی، هاله‌های نورانی، پیشگویی، ساختار حقیقت، زمین شناسی و خیلی مباحث دیگر می‌شدند.

تأثیرگذاری

برای بسیاری افراد، خوانش‌ها دارای یک تأثیر قوی بر رفتار، باورها، تمرین‌های سلامتی، دیدگاه به زندگی، امور مربوط به ایمان و اعتقادات و خیلی حوزه‌های دیگر بود.

توانایی‌های ادعا شده

توانایی‌هایی که برای کیسی ادعا شده‌اند شامل موارد زیر است:

  • تشخیص دادن بیماری مردم و شفا دادن آن با فاصلهٔ مکانی
  • تشخیص دادن پروژه‌های خیالی
  • پیشگویی کردن
  • ارتباط برقرار کردن با یک مرده
  • دادن رژیم‌های غذایی شفا دهنده
  • دسترسی داشتن به سوابق آکاشیک یا کتاب زندگی جهان
  • دیدن هاله‌های نورانی

کیسی خود ادعا نمی‌کرد که بتواند تمام این کارها را انجام دهد.

حرف آخر

بسیاری از خوانش‌های کیسی به طور عادی از تکرار سیر حرکت عصر جدید خبر می‌دادند. در سال 1931 ادگار کیسی انجمن تحقیق و روشن فکری (A.R.E.) را بنیان نهاد. ساختمان مرکزی (A.R.E.) در شهر ویرجینیا بیچ ایالت ویرجینیا واقع است. امروزه مراکز ادگار کیسی در 18 کشور دیگر، در سراسر جهان وجود دارند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: