بایگانی دسته‌ها: آگارتا تمدن درون زمین

آگارتا،تمدن درون زمین -قسمت ۷

مری سادرلند

این کتاب در دست تالیف است و مشتمل بر یادداشت ها و مطالبی که برایم فرستاده شده و منابع می باشد. اگر در اینجا چیزی دیدید که احساس کردید به شما تعلق دارد با من تماس بگیرید تا قبل از نسخه نهایی تصحیح شود. در حال حاضر قبل از آنکه نسخه نهایی را ارائه نمایم مطالبی را بر روی سایت برای مطالعه و بحث دارم. مری سادرلند



در آنجا یک دنیای مخفی وجود دارد

در آنجا یک دنیای مخفی، اسرارآمیز، ناشناخته و ممنوع وجود دارد که ساکنان آن دارای تکنولوژیهایی فراتر از درک ما هستند و این دانش در این بُعد از ما مخفی مانده است. آیا حقیقت آشکار خواهد شد؟ نیروهای دنیوی قدرت و طمع می خواهند تا همیشه این دانش، ممنوع و مخفی باقی بماند تا جنگها را اداره کنند. هنگامی که نوع بشر از این دانش که از سرزمین های ناشناس به دست آمده استفاده نماید آنگاه ورود به دنیای آنها را درمی یابیم.

فرانک اسکاسِلاتی

مقدمه

روح ما احساسات بیقرار را از درون در هم می زند، همواره آنها را به طورف ما در یک تکاپوی زندگی برای شامبالای غیرواقعی یا آنچه که دنیای غرب الدرادو یا شانگری لا می نامند سوق می دهد و هرگز در این کره خاکی آرام نمی نشیند. شامبالا بهشتی است که در آن رویاهای ما می تواند به واقعیت بپیوندد. خنده دار ترین نظریه در مورد پادشاهی اساطیری شامبالا جدا از افسانه یا اسطوره، اما موارد دیگری هم وجود دارد – خود من شامل آن هستم – که امکان اینکه این بهشت واقعاً وجود داشته باشد را بررسی می کند. این پادشاهی جادویی تنها خود را به افرادی که به آن اعتقاد دارند، آنهایی که قلبی صاف دارند نشان می دهد. این به چه معناست؟ این بدان معناست که خواننده باید تمام اعتقادات گذشته را دور بریزد و ذهن و قلب خود را رو به احتمالات دنیای نامرئی فراتر از احساسات یا واقعیت باز گشاید. در دنیای غرب افراد اول می بینند بعد باور می کنند اما در « جستجوی شامبالا » باید اول باور کرد. حالا عصر طلایی مقابل ما قرار دارد. رازها و پیش گویی های مربوط به شامبالا چشمان ما را به آنچه در پیشاپیش ما وجود دارد باز می کند. این رازها و پیش گویی ها جایگزین آنچه که در آخرین کتاب من با نام « در جستجوی شامبالا » بود می گردد.

https://i2.wp.com/i.ytimg.com/vi/JodgILlw9Dc/0.jpg

مری سادرلند

فصل اول پیش گویی های شامبالا

شامبالا بخشی از حافظه روح ماست بنابراین در هوشیاری عمومی ما جای گرفته است. طی گذر زمان در اطراف جهان داستانهایی درمورد این پادشاهی اساطیری رایج بوده است. بهشت افسانه ای شامبالا – گاهی تصور می شود در جهان یا در بُعدی موازی با این جهان وجود دارد – سرزمینی با هزاران نام است.

  • هندوها آن را « پارادشا » یا « آریاوارشا » می نامند، سرزمینی که وِداس از آن می آمد.
  • بوداییان آن را « شامبالا » می نامند.
  • چینی ها آن را با نام « His Tien » می شناسند؛ بهشت غربی His Wang Mu ، مادر سلطنتی غرب
  • روسی ها آن را با عنوان « بِلُوُدای » ( Belovodye ) و « جانایدار » می شناختند.
  • مسیحیان و یهودیان آن را با نام « باغ عدن » می شناسند.

در ادبیات رمزی با عنوان « شانگری لا » ، « آگارتا » یا « سرزمین زندگی » مشهور است و نامهای زیر را دارد:

  • « سرزمین ممنوع »
  • « سرزمین آبهای سفید »
  • « سرزمین ارواح درخشان »
  • « سرزمین آتش زندگی »
  • « سرزمین خدایان زندگی »
  • « سرزمین عجایب »

در بیشتر سنت های رمزی به عنوان مرکز واقعی سیاره و نیروگاه معنوی زمین و منطقه حیاتی برادری استادان مورد توجه قرار گرفته است. آن را هرچه می خواهید بنامید اما بگذارید به عنوان خانه ای برای جاودانگی توصیف شود؛ جایی که در آن، اراده پروردگار شناخته شده است؛ یک سلطنت الهی که سرنوشت ما را در دست دارد. گذشته ماست. آینده ماست و در حال ما وجود دارد. کلاه در بالا قرار دارد پس باید پایین بیاید. ما در طبیعت دو وجهی هستیم پس شامبالای زیبا وجود دارد. در قلمروی فیزیکی ما وجود دارد، در قلمروی روحی ما؛ و در یک بعد موازی پنهان است.

سلتی ها شامبالا را با عنوان « Avalon » مرموز می شناسند که در غباری از تصور باطل پنهان شده است. اگرچه خانه ما – در حال حاضر به جز در رویا این امر فراموش شده است – روح ما هنوز برای التیام و تجدید حیات به آنجا می رود. سرزمینی است بدون زمان، سرشار از قدرت و راز، به مسافران روشن فکری می دهد که به قدر کافی برای ورود به دروازه هایش شانس خوبی است.

مایا، الهه خیال، کلیدی برای باز کردن درِ آن را به ما می دهد. «  ابتدا باید به خاطر آورید، کلید را پیدا کنید و سپس رهایی یابید ». دنیا یک راه پر پیچ و خم است و افراد کمی خروجی را پیدا می کنند، اما برای جویندگان حقیقت، ورود به شامبالا امکان پذیر است. مسیر آن قدیمی است اما این مسیر آزمایش شده و درست است.

ابتدا نیاز است به خاطر آوریم چرا ما اینجا هستیم. به خاطر آوریم که حضور ما در این کره خاکی هیچ چیز به جز خیال نیست … یک آزمایشگاه کیمیاگری برای تغییر شکل. در اینجاست که ما خود را برای سرنوشت آماده می کنیم … سرنوشتی خارج از خیال مایا. هوشیارانه زمان خود را در این کره صرف کنید و سرنوشت قدیمی را دور بیندازید و یاد بگیرید درس های زندگی را درک کنید. مردم تبت و مغولستان اعتقاد دارند که شامبالا یک سلطنت پنهان و دارای جامعه ای است که در آن …

https://ufolove.files.wordpress.com/2011/03/antartica.jpg?w=300

این راهی بین جهان مادی و جهان معنوی است که از ناباوران توسط مانع ماورای طبیعی پنهان شده است. زیر شامبلو یک غار خاکی زمینی وجود دارد که قلعه آن همردیف با چرخه ی فلکی Ursa Major ، هفت ستاره ای است که دور قطب را احاطه کرده است. با توجه به تاریخ ما ، مردم جهان سعی دارند که این محدوده ی هماهنگ کیهانی پنهان شده در پوشش Avalon را پیدا کنند. آنها در واقع سعی کرده اند که بهشت را باساختن معبدها و اهرام در مرکز شهرهایشان به زمین بیاورند تا به اشکال این بهشت عمل کنند. سومریها معبدی را ساختند که ” خانه ی کوه” ” House of Mountain ” نامیده می شد و آن را بعنوان ” پیوند بهشت و زمین ” می دانستند . ناف مرکزی آن بهشتها ، جهان خاکی و جهان انسان را بهم ربط می دهد. هفت طبقه بالاتر به ضریح در تارک آن می رسید که جهان خاکی هفت در افسانه ای آئینه کاری شده زیر را در بر می گرفت. قله ( تارک ) قرار گرفته شده در تپه ای به شکل عجیب Glastonbury Tor یک منطقه ضریح معکوسی است که قبل از هر کلیسای قرون وسطی ساخته شده است.

https://i2.wp.com/www.bibliotecapleyades.net/imagenes_sociopol/shambahla06_04a.jpg

Glastonbury Tor ( تپه گلاستون بری) : افسانه های محلی می گویند که محل ورودی به انون Annwn اسم بریتانیایی/ والش برای جهان خاکی در اینجا می باشد. در سالهای اخیر مدارک از هفت طبقه پیچ در پیچ دور تپه (موس را بر روی تصویر راست قرار دهید) ، از پایه تا ضریح کشف شده است. این منطقه که بعنوان مکان قدرت بیان شده است به دوره ی Boonze و پیش تر از آن برمی گردد.

شامبولا گفته است که منبع Kalacakra ( کالاچوکرا ) باشد که بلندترین و محرمانه ترین شاخه عرفان تبتی است.بنابر پیش بینی کالاچوکرا تانتارا یک ردیف از پادشاهان رستگار از باهوش ترین در آن زمان حفاظت می کردند وقتی که کلیه ارزشهای روحانی در جهان بیرون در جنگلها از دست رفته و تخریب شدند. در آن زمان یک پادشاه بزرگی از شامبالا بیرون خواهد آمد که نیروهای شیطانی را شکست داده و دوره ی کلائی را بوجود آورد . پیش بینی شامبالا (Shambhalla) به ما خبر آمدن دورة طلائی را می دهد. ۳۲ پادشاه وجود خواهند داشت که هر کدام از آنها برای یکصد سال حکومت خواهند کرد. وقتی دوران حکومت آنها به پایان یرسد جهان بدتر خواهد شد. جنگلها در بدست آوردن قدرت یکی بعد از دیگری انجام خواهد گرفت. مادی گرائی بر روح گرائی فائق خواهد آمد و در جهان شیوع پیدا خواهد کرد. سپس بربرهائی که از ایدئولوژی قدرت و مادیت پیروی می کنند زیر حکومت یک پادشاه شیطانی با هم متحد می شوند ، و چنان تصور می کنند که هیچ چیزی برای تسخیر کرئن باقی نخواهند ماند. وقتی این زمان فرا رسد ، مه از بین خواهد رفت که کوههای یخی شامبولا را ظاهر سازد. با این خیال تسخیر سرزمینهای شامبالا، بربریها به شامبالا با سپاهی بزرگ مجهز به اسلحه های ترسناک حمله خواهند کرد. سی و دومین پادشاه شامبالا، رودراککرین (Rudracakrin) . غضب آلودترین آنها با چرخ از تختش بلند خواهد شد و یک سپاه بزرگی را در مقابل متجاوزین بپا خواهد کرد و ارتش بربریها را شکست داده ویران خواهد کرد . بعد از پیروزی در جنگ حکومت شامبالا جهان را فرا خواهد گرفت، بزرگترین دوران کل زمانها را بوجود خواهد آورد. غذا بدون هیچ زحمتی رشد خواهد کرد، هیچگونه بیماری یا فقیری وجود نخواهد داشت ، نفرت و حسادت جای خود را به عشق و تقدیس خواهد داشت و فرزانگان گذشته زنده خواهد شد و خرد واقعی زمانها را خواهند آموخت. RudkaCakrin که بنام “CakraVartin” یا “مالک چرخ” نامیده می شود. این چرخ چنان تصور شده که چرخی از آهن است که از آسمان می افتد که شروع حکومت او را اعلام دارد. بعضیها ممکن است این را بعنوان چرخی از آهن ببینند که از آسمان می افتد بعنوان یک استعاره ای که دیگران ممکن است این را اصولاً بعنوان صنعت سیارات دیگر بپندارند. در Kalachakra می توان آموزشهائی را یافت که برای آماده سازی که برای آماده سازی جنگ پیش بینی شده بکار گرفته می شد. ما در آن “روانشناسی حملات” و جزئیات ساختاری بر روی آنکه چطور ماشینهای مختلفی ساخت که مهاجمان را عقب زد. نشانه های مقدس حاکی بر این دوران تاریکی تاس ال AD2424 بطول خواهند انجامید زمانیکه جنگ بزرگی در هندوستان شروع خواهد شد. نژاد انسانی از تخریب کامل بوسیله ارتش شامبالائی که سوار بر اسبان پروازکننده هستند و قایقهایی که در هوا پرواز می کنند نجات خواهند یافت. باز این می تواند استعاره ای باشد، امّا من بیشتر به نوشته هائی تکیه می کنم که تشریح کننده بشقاب پرنده ها هستند. اینها نوشته های مقدس و مذهبی هستند که “نهفته گان فکری” نامیده می شوند که در فکر انسان پنهان هستند. من شک دارم که آنها در DNA ماها قرار داشته باشند و بعنوان حافظه های دست نخورده باشند. نهفته گان فکری (mind termas) از طریق ژرف اندیشی یا مدیتیشن و یا در وضعیتهای خواب برای ما نمایان می شوند. پیش بینی شده است که بعضی از کاشفان این نوشته ها در واقع از خواب که بیدار می شوند در حالیکه صفحاتی را در دستهای خود دارند. هر کسی که دانشی از افراز حوادث داشته باشد متوجه می شود که این اتفاق می افتد. من یک افرازی از آنها را در ده سال قبل وقتی که در آریزونا زندگی می کردم تجربه کردم. من یک روز صبح از خواب بیدار شدم در حالیکه یک کوارتز کریستال کوچکی را در دست داشتم که من از لحاظ فیزیکی از خوابی که خودم را در یک محیط بزرگ عقلانی می دیدم آورده بودم. داستانهای مشابهی به ما می گویند که توانائیهای فردی ملاقات شامبالا در یک وضعیت ژرف اندیشی باعث برگشت عوامل فیزیکی می شوند که قبلاً بر روی زمین ناشناخته بوده اند.

بخش ۲= محل شامبالا: اگرچه بعیضیها معتقدند که شامبالا فقط در قلب و فکر ما وجود دارد امّا با این وجود کسانی هستند که متفاوت فکر می کنند. این ایده که شامبالا در جهان مادی وجود دارد اصولاً ریشه در سنت تبتیها دارد. بهرحال ، عقاید متفاوتند. نوشته های تبتی بنظر می رسد که نشان دهنده واقعیتهای تاریخی در مورد شامبالا است. اطلاعات ثبت شده در این نوشته ها گویای اسامی ، تاریخها و حوادث مربوطه اتفاق افتاده در جهان بیرونی است. هندوها و بودائیها در مورد کوه Meru (مرو) که در هیمالیا قرار گرفته مثل هم فکر می کنند به همان صورت که در مرود محل قرارگیری شامبالا. آن مرکز جهان هستی (کیهان) است که ریشه اش در دوزخ است و قله آن در بهشت. در نوک کوه دارای یک قصر مرکزی فوق العاده است که بوسیله نور الماسی شکل قوی روشن شده است که منزل اندرا (Indra) پادشاه خدایان هندو است. افسانه ها می گویند که شیبهای آن با سنگ جواهرات و درختان ضخیمی با میوه های خوش مزه نورانی شده است. دور آنرا هفت حلقه کوه های طلائی پوشانده است که هر کدام از آنها بوسیله یک اقیانوس هفت دایره ای جدا شده اند. کل این ساختار فوق العاده از یک اقیانوس بیرونی بوجود می آیند و در چهار سمت آن چهار قاره اصلی قرار گرفته اند که هر کدام دارای دو قاره فرعی است. قاره جنوبی Jambudvipa (جامبودویپا) شبیه به زمین است. هر کدام از قاره های دیگر ارائه دهنده یک سیاره نزدیکی است که انتقال دهنده ارواح است که گویای این هستند که مسیر نور زرد ممکن است باز متولد شود. نوشته های مذهبی تبتی به ما می گویند که تکنولوژی شامبالا بسیار پیشرفته بوده است ، قصر شامل پنجره های رو به آسمان بوده که از لنزهائی ساخته شده که دارای پیشگوئیهایی قوی بوده که بتوان زندگی فرازمینی را مورد مطالعه قرار داد و برای صدها سال ساکنان شامبالا از هواپیماها و ماشینهایی استفاده می کردند که از یک شبکه تونلهای زیرزمینی عبور می کرده اند. در مورد آموزندگی ، چنان قدرتهائی کسب کرده بود مثل غیب بینی ، قدرت حرکت دادن با سرعت های خیلی بالا ، توانائی در دیدن و ناپدید کردن به خواسته خود. اندرو توماس نویسنده شامبالا ، پناهگاه نور می نویسد ، این پادشاهی فوق العاده بطور قابل توجهی در بالا و زیرزمین وجود دارد که دارای شبکه ای از تونلهای با صدها مایل طول می باشند. ماشینهای با طرحهای عجیب در حالیکه فلشهائی در طولشان وجود دارند و با نورهای مصنوعی خیره کننده ای روشن می شوند که استطاعت رشد دانه ها و سبزیجات و شهرهای زیرزمینی نزدیک به یک کوه مقدس را دارد که “منزلگاه ابدی” نامیده می شود. بعضی از تبتیها فکر می کنند که شامبالا ممکن است در تبت باشد ، شاید در کوههای کونلون (Kunlun) ، بعضی دیگر منطقه یا در اطراف منگولیا (مغولستان) و استان Sinkiang سنکانیگ چینی را نشان می دهند. بعضی دیگر معتقدند که آن در سیبریا یا قسمتهای دیگری از روسیه قرار دارد. بعضی از لماها (Lamas) می گویند که آن در آرتیک Artic یخ زده قرار دارد. بعضی دیگر معتقدند شامبالا فقط به موازات جهان یا بُعد بالاتر قرار دارد. در سالهای بین ۱۹۲۳ و ۱۹۲۸ نیکولاس رئوریچ Nicholas Roerich یک کشفیاتی را در عرض بیابان Gobi گوبی در کوه آتلیا Altai شروع کرد ، یک سفری را آغاز کرد که ۱۵۵۰۰ مایل در عرض ۳۵ مین بلندترین کوه جهان می گذشت. گفته شده که او ممکن است مأموریتی برای یافتن و برگرداندن چیزی داشته که گفته شده قسمتی از “سنگ چینتامانی” مقدس باشد “Chinlamani stone” که باور بر این بود که قسمتی از شهاب سنگ افسانه ای از سیستم خورشیدی به صورت فلکی اوریون orion باشد. براساس افسانه لامائیها Lamaist بخشی از این سنگ که ممکن است ستاره سیروس Sirius باشد به جائی فرستاده شده که یک پیام زندگی روحی انسانیت بوجود آمده است و وقتی که این مأموریت پایان پذیرفته برگشته است. گفته شده که سنگ دارای خاصیتهای نهفته ای است که قادر است راهنمائیهای درونی ارتباط ذهنی (تله پاتیک) بدهد و بر روی انتقال آگاهی به آنهائی که آن در ارتباط هستند بدهد. اینکه آیا دو سنگ را بازیافته است یا نه شناخته شده نیست ، امّا آنچه که ما مطمئناً می دانیم آنست که او برای تحقیق در مورد آن بوسیله “اتحادیه ملتها” “League of Nations” فرستاده شده است. فقط این واقعیت که او برای این مأموریت کشفیاتی فرستاده شده است نشان دهنده موجودیت شامبالای افسانه ای است. Roerich مرد قابل ستایشی است. او یک فیلسوف ، کاشف و عضو جامعه عرفانی ، عضو اتحادیه ملتها ، دارای تأثیرگذاری در مدیریت FDR و نیروی اساسی در مشیت جای دهی مهر اصلی امریکا بر روی دلار امریکائی است. او همچنین صدها نقاشی را کشیده است که گویای اساس منطقه و مردم آنست. Roerich تلاش کرده است که کلیه اصول علمی و خلاقیتی را بهم مرتبط سازد تا فرهنگ و صلح واقعی جهانی را پیش برده و نشان دهنده قدرت هنر و زیبائی باشد تا چیتی شاهکاری را به تکامل برساند. بخاطر تلاشهایش در ۱۹۳۵ پیمان صلح Roerich بوجود آورده شد که ملتها را وادار می سازد تا به موزه ها ، کلیساها ، دانشگاهها و کتابخانه ها مثل بیمارستانها احترام بگذارند و قسمتی از چارتر سازمان ملل متحد گردید. در سفرهایش به چین و مغولستان تا مرز تبت ، Roerich با Lama که تشریح کننده شامبالا برای او بود ملاقات کرد. براساس گفتة این کاشف مشهور ، به Roerich گفته شد که “شامبالای بزرگ خیلی فراتر از اقیانوس است” آن یک منطقه بزرگ آسمانی” است. آن هیچ ارتباطی با زمین ما ندارد … فقط در بعضی مکانها ، در شمال دور می توانید اشعه های درخشانی از شامبالا را مشاهده کنید. در ادامه آن لاما می گوید که دره ای دوردست در وسط کوهها نهان است که دارای چشمه های گرم و سبزیجات غنی است. پس او می گوید ، حاکم شامبالا همیشه مراقب انسانها بوده است. او تمام حوادث زمین را در “آئینة جادوئی” خود می بیند و عظمت افکارش تا سرزمینهای دوردست می رود. در ادامه او می گوید : ساکنین شامبالا غیرقابل شمارش هستند. نیروهای جدید باشکوه و پیشرفتها بیشمارند که برای انسانیت مهیا شده اند. این لاما می گوید که پیامبران از شامبالا در جهان مشغول به کارند و حتی حاکم این پادشاهی بزرگ گاهی اوقات ظاهر می گردد “به شکل انسان” برای انسانها.

https://i1.wp.com/agartha.webs.com/olaf.jpg

او تأکید می کند که رازهای شامبالا بخوبی محافظت می شوند و غیرممکن است که کسی بتواند به شامبالا برسد مگر اینکه کارهای “Karma” (سرنوشت) آنها آماده باشند و آنها خوانده شوند. اگرچه Roerich فقط افسانه شامبالا را از Lama شنیده باشد ، امّا کاشف بعداً گزارشی را ارائه نمود که باعث کشف جامعة زیرزمینی Aghartians (آگارتینها) گردید.

آگارتینها یک جامعه متمدن ۲۰ میلیون نفری بودند که در تمام مسیر جوامع زیرزمینی جهان زندگی می کردند. براساس گفته DavidPratt ، رازهای درون زمین ، Roerich زمانی را برای آزمایش کردن پادشاهیهای درونی ، غارها و حفره های گدازه های خالی پرداخت که این عمل را با مطالعه تومهای محلی انجام داده و با آنهائی که با منطقه و این افسانه ها آشنا بودند که شامل آخرین قبیله ها و ساکنین زیرزمینی بودند صحبت کرده است. او متوجه شد که آنچه که متعلق به زیرزمینها بوده است شامل عوامل بهشتی تا جهنمی بوده و ساکنین آن از انسانهای عالی تا شبه انسانی بوده است. با تمام داستانهائی که او توانست جمع آوری کند ، او متوجه شد که  یک داستان بنظر خیلی عمومی می آید. آن داستان در مورد اشخاصی بود که سطح زمین را ترک کرده و به زیرزمین پناه آوردند که در آنجا آنها راهروئی را یافتند که به پادشاهی درون زمین کشیده می شد. بسیاری از این اشخاص هنوز در آنجا زندگی می کنند و بندرت به سطح می آیند. بالاتر از همه این ها اعتقاداتی است که در مردم زیرزمینی پادشاهی وجود داشت. شایعاتی است که تعداد زیادی از غارهای شبکه ای زیرزمینی و تونلها در تمام آسیای مرکزی ، با بسیاری راهروهای نورانی از مرکز روحانی شامبالا وجود داشته است. براساس اعتقادات مردم مسیرها یا راهروهای زیرزمینی مخفی بیشماری زیر هندوستان وجود داشته که ورودی آنها بوسیله عاملینی محافظت می شد که گمان می رود که شکل سنگهائی بوده اند و بعضی دیگر دارای اشکال طبیعی بوده اند. براساس گفتة H.P.Blavalsky مسومریکا Mesoamerica و امریکای جنوبی دارای طرح لانه زنبوری طولانی – تونلهای اسرارآمیز بودند که بعضی از آنها تا صدها مایل از کلومبو (Columbia) در شمال تا پرو Peru و بولیوی (Bolivia) و شیلی (chile) در جنوب و تا جنگلهای آمازون در شرق ادامه داشته است. فقط قسمت های کمی از این تونلها تاکنون کشف شده اند. او ادامه داده می گوید که یک تونل خیلی بزرگی وجود دارد که از Cuzco تا Lima در پرو ادامه داشته و سپس امتداد آن به جنوب در بولیوی می رود. در مصر یک دنیای زیرزمینی گسترده ای وجود داردکه از لحاظ سنتی اعتقاد بر این است که امتدادی از Calacombs الکساندر یا تا درة Thebes از پادشاهیها بوده است. دخمه های زیرزمینی Thebes بعنوان دخمه های اهریمنی شناخته شده اند ، اهریمن یا ابلیس بیانگر مذهبهای عقلانی قدیمی است. امریکاییهای بومی معتقدند که پیشینیان آنها از زمین بیرون آمدند ، بعد از اینکه آنها در غارها پناه بردند تا از دگرگونیهای گذشته زمین بگریزند. سرخ پوستان چروکی cherokee از جهان زیرزمینی مثل زمین خودمان صحبت می کنند که دارای کوهها ، رودخانه ها ، درختان و مردم است. Aztecs می گوید که پیشینیانشان از سرزمینی آمده اند که Aztlan نامیده می شود و بعد از فرار از تخریب آن آنها در غارهائی پناه گرفتند که chicomoztoc یا شهرهای هفت غار طلائی نامیده شده اند که آنها قبل از بوجود آمدن جهان سطحی در آنجا زندگی می کردند. خدای کوچک (نیمه خدای) مکزیکها Vatan یک گذرگاه زیرزمینی را بنام “سوراخ مار” شرح می دهد که در زیرزمین قرار داشته و در ریشه بهشت پایان می یابد.

[Google Earth or Acme Mapper N 58.16, E 8.00]

او خودش اجازه ورود داشت زیرا که او “پسر مارها” بود. سرخ پوستان Hopi هوپی تشریفات مذهبی و مرسومات خود را در حفره ای زیرزمینی انجام می دادند که بنام Kiva (اتاق بزرگ) نامیده می شد و این بدان خاطر بود که پیشینیان آنها در جهان زیرین زندگی می کردند. آنها معتقد بودند که چهار جهان متناوب وجود داشته است. جهان اول بوسیله آتش تخریب شده است ، دومی بوسیله حرکت قطب (Pole Shift) و سومی بوسیله سیل. بعضی از مردم انتخاب شده از این فجایائی که دو جهان اول را تخریب کرده است با پناه بردن به زیرزمین زنده ماندند ، و بعضی از آنها از تخریب جهان سوم جان سالم بدر بردند چون که در درون نی های توخالی قفل شده بودند. سرخ پوستان Pima صحبت از بوجود آمدن جهان ما از طریق سوراخی مارپیچی می کنند که تا سطح زمین سوراخ گردید. افسانه های نیاکان ساکن در سرزمینهای زیرزمینی نیز در افریقا و استرالیا یافت شده اند. بومیهای اورژنی استرالیائی معتقدند که نیاکان آنها از زیرزمین بالا آمدند ، دور کشور را سفر کردند و قبیله های جدیدی تشکیل دادند ، سپس در نهایت تا فراتر از سرزمینهای خود سفر کردند یا دوباره به زیرزمین رفتند.

براساس مرسومات محلی جزایر کارولین Caroline Islands پاپوی نیوگنی و مالازیائیها یک نژاد زیرزمینی بزرگی بودند که رد زمانهای قدیم به زیرزمین رفتند. زمانی ساکنین قارة گم شده Chamat روزی دوباره پدیدار می شوند و جهان را بازسازی می کنند. محیطهای جزایر Trobiand “تروبایند” معتقدند که نیاکان آنها از جهان زیرزمینی از سوراخی خاص بیرون آمدند. قبایل بنگال و برمه نیز معتقدند که نیاکان آنها از یک جهان زیرزمینی بوجود آمده اند. هیتلر Hitler نیز سعی کرد که محل ورود شامبالا را پیدا کرده وارد آن شود … ایدة شامبالا و دانش نهفته آن یک اشتغال ذهنی برای او بود. ریشه های نهفته و خواسته های او را می توان تا دوران جوانی او دنبال کرد زمانی که او مستورگی و یوگا را در ویتنام مطالعه می کرد. هیتلر جوان کارش را با قبیله سرخ پوستان امریکائی Peyote شروع کرد. بعد از اینکه به تعالیم راز آشنا شد ، او سپس توجهش را به سمت عرفان سوق داد. بعداً او به گروه پنهانی در آلمان بنام UltimaThule پیوست که از آن گروه نازیها بوجود آمد. با بدست گرفتن قدرت ، هیتلر وزارت خاطرات (یادگار) نیاکانی را بوجود آورد که مدیریت آنرا بخش سانسکریت دانشگاه مونیخ بعهده داشت. از طریق ارتباطش با مطالعات سانسکریت ، نازیها سواسیتکا را پذیرفتند که یک علامت قدیمی از خوش شانسی و رفاه بود. اگرچه بسیاری معتقد بودند که هیتلر این علامت را طراحی کرده است امّا این واقعیت دارد که هندو ، بودائیها و چین ها این علامت را برای هزاران سال قبل از نازیها محترم می شماردند. با کمک کاشف Suen Hedlin ، هیتلر چندین مأموریت را به تبت فرستاد. نازیها می گویند که اگرچه شامبالا برای او غیرقابل قبول بود ، با این وجود با پادشاهی عرفانی Agartha ارتباط برقرار کرده و از آنها کمک خواستند. گزارش شده است که رهبران جشنی را بپا کردند که بوسیله مردی که کلیدهای Argatha را با خود داشت رهبری می شد. جامعه عرفان ها معتقدند که شامبالا مکانی برای برادری چیره دستان بوده است. شامبالا چهار پیامبر و معلم را فرستاد تا با انسانها برای بهبود و پیشبرد رشد روحانیت فرستاد. در حالیکه بوسیله یک روبنده اکاشیک پوشانده شده بودند عارفان اعتقاد به مکانهای مختلفی بر روی زمین هستند. یک مکان بر روی بلندیهای آسیا قرار دارد که جائی در سمت غربی خط نصف النهار قرار داشته و از Lhassa می گذرد. مدتها پیش این محل یک جزیره مقدسی در جزایر دریای آسیای مرکزی بود که بنام “ژرفنای آموزش” یا “دریای دانش” نامیده می شود و از طریق گذرگاههای زیرزمینی قابل دستیابی است. براساس رسوم ، این مکان تا به امروز در اطراف اوسس Oasis (آبادی میانه کویر) نزدیک بیابان Gobi وجود دارد. مکان دوم کوه Meru یا Sumeru است. آن در قطب شمالی زمین قرار دارد که نه بخاطر کیفیت جغرافیائیش بلکه بخاطر وضعیت ستاره شناسی انتخاب شده است. قطب شمالی عرفانی که از لحاظ جغرافیائی شبیه به قطب شمال زمین است ، امّا از لحاظ عرفانی کاملاً متفاوت است. نوشته های عرفانی نیز گفته اند که حتی یک شامبالای بالاتری وجود دارد که در خورشید قرار دارد و همة این مکانهای متفاوت بوسیله درجات و موجودیت با نژاد انسانی از لحاظ روحی و عقلانی بهم مرتبط هستند. در  اسطوره شناسی هند و Meru یک کوه عرفانی در مرکز جهان است که آنجا ایندرا پادشاه خدایان سکونت داشته است. بهرحال ، برای اینکه سردرگم نشوید ، Meru در واقع دارای معانی مختلفی است که شامل کوه Meru در آسیا ، قطب جغرافیائی شمالی ، قطب آسمانی شمالی ، محور چرخش زمین ، محور جهان که زمین را به قلمروهای دیگر متصل می سازد ، محور وابسته به مغز و نخاع بدن انسان را شامل می شود.

https://i0.wp.com/www.bibliotecapleyades.net/imagenes_tierrahueca/tierrahueca17_01.jpg

مصریها، اکادیها و هندیها نیز معتقد بودند که Meru دارای مخالفان نیز بوده است. مرو ارتیک که به رسم سومرو نیز شناخته می شود محل اقامت خدایان بوده و مروی انتارتیک که بنام کومرو شناخته می شود محل اقامت دیو بوده است. مرو الومپاس هندیها گفته شده که در مرکز زمین قرار دارد و به وسیله مارها محافظت می شود که از ورودی قلمرو ” دانش نهفته ” محافظت می کنند. اینجا سرزمین شادکامیها برای دوران ودیک اولیه بوده است. آموزشهای نهفته ” آنرا در مرکز قطب شمال قرار می دهند و آنرا به عنوان منطقه اول قاره ی زمین ما می دانند که بعد از جامد شدن جهان( کیهان) اتفاق افتاده است. در نوشته های ستاره شناسی باستانی سوریا- سیدانتا ، مرو بعنوان ” گذر از میان وسط کره زمین و بیرون زدن از کناره های آن می دانند.” در سمت دیگر امریکای جنوب غربی هندیها ( سرخ پوستان ) Hopi ( هوپی ) معتقدند که Mesa مسای سیاه مقدس قرار گرفته است. H.P.Blavalsky می گوید که مرو” کوه فوق العاده ای در مرکز زمین نیست ، بلکه ریشه و اساس در آن مرکز قرار دارند اگرچه در شمال دور آن قرار گرفته است. این آن را به ” زمینهای مرکزی که هرگز از بین نرفته اند مرتبط می سازد. او ادامه می دهد ، بر اساس سنت تبتیها جزیره سفید تنها محلی است که از تقدیر عمومی دوی پاس ( dwi pas ) گذشته و می تواند بوسیله نه آتش و نه آب تخریب گردد ، زیرا که آن سرزمینی ابدی است. زمین بوسیله منابع آتش قدرت گرفته و انرژی الکترومغناطیسی می دهد. این انرژی ” خون مادر زمین ” در تمام بدن از طریق رگهائی پخش می شود که ما آنها را خطوط ley ( لی ) می نامیم و به همه جان می بخشد . قلب که خون را پمپاژ می کند در مرکز یا ناف زمین یافت می گردد….. نگهبان زمین ، سامبالا بعنوان مرکز نیروی اصلی تشریح شده که دارای مرکزی مکمل حدود جهان است که بوسیله گذر گاههای زیرزمینی بهم مرتبط می باشند. بطوریکه برای انسانهای زنده سطحی مشخص است که خدا خالق است. بنابراین ” اصول پیدایش Chaldean ( چالدین ) ” انسان ها خالق اساسی خدایان و خلقت روی زمین بوسیله خدایان که در آنجا زندگی کنند . در میانه زمین آنها رشد می کنند ، و بزرگ می شوند، و از لحاظ تعداد اضافه می شوند، هفت پادشاه از برادران یک خانواده….

https://i1.wp.com/static2.dmcdn.net/static/video/722/035/23530227:jpeg_preview_large.jpg

نوشته های ایرانیها، هندیها، چینیها، اسکاندنیاویها، سرخ پوستان امریکائی، مایان و ازتک نیز به تمدنهای درون زمین سامبالا می گویند. ژاپنیها نیز سامبالا دارند که رسم آنرا ” جزیره ی قطره یخ زده ” می نامند. جایگاه آن در بالای کیهان است ، اما همزمان در مرکز زمین می باشد. اولین ستون سقف آن محور زمینی بوده است و بر روی آن محور گنبد بهشت قرار دارد. چینیها در واقع عقاید خود را از سامبالا بعنوان مرکز زمین تشریح می کنند که مستقیما در زیر قصر بهشتی Shang-te قرار گرفته و گفته اند که آن ستاره قطبی است. آنها همچنین آنرا ” قصر مرکزی” می نامند. مصریها Ta-Neter یا سرزمین خدایان را در شمال مفرط قرار داده اند . اجازه بدهید افسانه سانتا کلوزیا سینت نیک را مورد توجه قرار دهیم. اگر چه مدتها است که دلیل آنرا فراموش شده است، کودکان ما هنوز برای سانتا در قطب شمال نامه می نویسند. شمال هیمالیا یک بخشی از سامبالا است. اتاروکورویا کوروی شمالی ، آنرا به عنوان سرزمین شادی فرزانگانی می دانند که از جونا ، شاهزاده جنگجو Bhagavad-Gita برای آموزش و روشنگری بدانجا سفر است. درختان میوه جادوئی دارای شهد جاودانگی دارند. این یکی از چهار منطقه در اطراف کوه مرو است و سرزمین Siddhas (سیداهاس) می باشد که باعث نورانی و وارستنyogis  ( یوگیس) شده است که بخاطر قدرتشان مشهود می باشند. استوره شناسی یونان گفته های خود را در مورد شامبالا دارند. استوره شناسی یونانی ما را به آنچه که بعنوان سرزمین Hyper.borean ( شمالی ) نامیده می شود آشنا می کنند. سرزمین تابستان ابدی و خانه مورد علاقه Apollo ( آپولو ) . بر اساس Or phecs ( اورفیکز) جزیره  الکترترس نشیمنگاه خدایان در زیر ستاره قطبی در دورترین آبهای Tethys قرار گرفته است. Mandean Gnostics (مندین گونوستیکز) معتقد است که یک زمین مناسب با نور جاودانی خانه نژاد انسانهای فوق العاده یا سوپر بوده است. گفته شده که این در شمال قرار گرفته و از جهان ما بوسیله یک کره بزرگ یخ جدا  شده است. اصطلاح اوستائی “Airyanem Vaejah” سرزمین طفولیت ایرانیهای آریائی است. گفته شده که آن در هیچ کدام از زمین هفت اقلیم قرار نگرفته است بلکه در مرکز منطقه مرکزی هشت اقلیم قرار دارد. ذکر شده که “اولین مرد” دستوری دریافت کرد که یک وارا (Vara) یا محوطه یا چهاردیواری بسازد که در آن انسانها ، حیوانات و گیاهان با پیشرفتهای بالا دور هم جمع شوند که از زمستان کشنده رها شده بوسیله نیروهای اهریمنی در امان باشند (زمین نامشخصی که بوسیله جنگ اتمی بوجود آمده است) بدین ترتیب آنها امکان دارد روزی جهان را بازسازی کنند. این وارا یا بهشت دارای دروازه ای بود و پنجره های دارای نور زیاد که ایجاد نور نهفته ای در درون می کرد. آن بوسیله نورهای خلق شده و خلق نشده روشن می شد. این وارا به احتمال زیاد یک سفینه فضائی بوده است.

بخش ۳: سامبالا و زمین توخالی : زمین ، بوسیله شبکه های بزرگ از عوامل طبیعی و غیرطبیعی (ساخته انسان و فضائیان) و غارها ، سوراخ سوراخ شده است. وسائل زلزله سنجی ردیاب آوائی (سونار) آنچه را که ما هم اکنون “راه بزرگ” “Great Road” می نامیم مشخص کرده اند که مایلها در زیر سطح زمین قرار گرفته اند. این یک خط خیلی بزرگ ، گرداننده کیهان در اطراف زمین است ، که از سریهای غارها ساخته شده است. هزاران متر پهنا و صدها متر ضخامت این خط به صورت افقی دور خط استوا و به صورت عمودی دور قطبها را می گیرد. زمین شناسان Mobil oil شهرهای زیرزمینی Cyclopean (سیکلوپین) را در دو تقاطع یافتند که رد زیر جنگلهای استوائی اکودور قرار دارند و یک اقیانوس که از ساحل مالزی زهکشی می شود. این شهرهای خیلی پیشرفته کاملاً ساخته شده با هیروگلیف و تصویر نگاشت ، نه فقط قبل از دوران دایناسورها بوده است بلکه حتی قبل از مهره داران وجود داشته است. حتی در عمق پائین تر زمین شهرهای Agharti ، Shamballa ، Caesars (آگاری ، سامبالا و سیزارز) نیز یافت شده است.

در حالیکه تعداد کمی داستانهای شامبالا را بازگو کرده اند امّا با این وجود تحقیقاتی انجام گرفته که نشان داده اند که آگاتا یک مرکز مقدماتی برای شامبالا بوده است. بودائیها آگاتارا بعنوان یک پادشاهی عظیمی از صلح و آرامش می شناسند که جمعیت آن به میلیونها می رسیده است. یک جهان پر از زیبائیهای خیره کننده با خورشیدهای درونی ، رودخانه های زیرزمینی و قصرهائی که از کریستال خالص ساخته شده بودند. محصولات کشاورزی بوسیله آبهای خاصی کاشته می شد و نورهای قوی از “نور عظیم” تولید شده بوسیله ماشین نهفته بوسیله خدایان هزاران سال قبل به آنها داده می شد. ایده جهان زیرزمینی چیز جدیدی نیست. حتی کلمبوس معتقد بود که همة آبهای در جریان به سمت قطبها دوباره پر می شوند و مسیر خود را بازسازی می کنند. گفته های قدیمی و اولیه در مورد این سرزمین سری و خیالی به سال چهارم قبل از میلاد برمی گردد. به “اپولونوس تیارا” (Apallonius Tyara) یک پزشک مستور یونانی یک نقشه ای داده شد که “شهر خدایان” نامیده می شد که این نقشه بوسیله یک پدر روحانی به او داده شد. بدون اتلاف وقت و با وجود خطرات ، آپولونوس فوراً تحقیقات را از این پادشاهی شروع کرد. با سفر کردن به مسوپوتامیا و با بیلون او به هندوستان رسید که در آنجا یک تعدادی از راهنماهای محلی را استخدام کرد تا او را به اعماق کوههای هیمالیا ببرند. ناگهان بعد از ۱۵ روز راه رفتن های دشوار منظره اطراف آنها بطور دراماتیکی تغییر کرد. در کتابش ” اولین نیستم” نویسنده “اندرو توماس″ صحنه را اینطور جلوه می دهد: ” مسیری که آنها آمدند بعد از آنها ناپدید شد. دشت و صحرا وضعیت خود را عوض کردند و بنظر می رسد که آنها در مکانی باشند که بوسیله خیالات حفاظت شده است.” با ملاقات پسری که با آنها یونانی صحبت می کرد آن دو سپس به حاکم سرزمین جالب معرفی شدند. با یک خوشامدگوئی گرم او از آنها خواست که در سفری با آنها در پادشاهش همراه شود و بطور کامل برایشان توضیح داد و به هر دو جهان فوق العاده بی نظیری را نشان داد که کمتر خارجی دیده یا حتّی تصور کرده است.

https://i1.wp.com/www.burlingtonnews.net/sitebuilder/images/pyramidmap-362x132.jpg

ستونهای فوق العاده ای که نور از آسمان می گرفتند ، و سنگهای درخشان که دائماً نور ایجاد می کردند. Philostratus (فیلوستراتوس) کسی که شرح دهنده شرح حال Apdlonius بود شکست پرواز و پیچیدگی ماشینهای روبات ماندی که غذا و نوشیدنی سرو می کردند در حالیکه آنها برای خوردن نشسته بودند را تشریح می کند. همانطوریکه این کار را انجام می دادند حاکم با افتخار اعلام کرد : شما پیش کسی آمده اید که همه چیز می دانید. براساس فیلوستراتوس این مردها “بر روی زمین زندگی می کردند و در همزمان بر روی آن زندگی نمی کردند.” بعد از برگشتن به غرب اپولونیوس فوراً در مقابل مسئولین رومی قرار گرفت. این او را در مرحله خطرناکی قرار داد. نرو (Nero) حالا امپرور (امپروتور) بود و مخالفان با سختی در مقابل او قرار داشتند. در مواقع زیادی آپولونیوس فقط بوسیله نیروهای عجیبی که المان بنظر می رسید که او کسب کرده است نجات داده شد. وقتی در مقابل یک جایگاه قاضی در روم قرار گرفته بود رئیس اجرائی می خواست از یک طوماری از گفته های آپولونیوس می خواند که ناگهان صفحه سفید شد. در حال ترس مسئولین فوراً همة مخالفتها را کنار گذاشتند و به آپولونیوس اجازه دادند که آزاد باشد. در یک موقعیت دیگر آپولونیوس دستور داده شد که پیش امپراتور Domitian (دومیتیون) برود که اتهام او فعالیتهای ضد رومی بود. ناگهان یک نور زیادی آمد و آپولونیوس از دیده ناپدید گردید. نیکولاس روریج (Nicholas Roerich) می گوید که او آگاه بود که غارهائی در پایه تپه های هیمالیا وجود دارند که دارای راهروهای زیرزمینی هستند که به این شهرهای زیرزمینی می رود. در یکی از این راهروها دری سنگی وجود داشت که قفل بود تا زمانی در آینده. چیزی که در پیش این در قرار داشت فقط “تعداد کمی انتخاب شده” از آن اطلاع داشتند و قصد نداشتند که این راز را به کسی بگویند. مردم قرنها به دنبال شامبالای افسانه ای بوده اند. بعضی ها برای یافتن ناشناخته ها رفتند و هیچ گاه برنگشتند. یا این افراد یک نوع شادی و رضایتی پیدا کردند و تصمیم گرفتند که بمانند یا اینکه در تحقیقاتشان از بین رفته اند. خطراتی وجود دارند که مانع ورود به این شهرها می شدند. بسیاری جان خود را با بلعیده شدن بوسیله شکافهای عمیق ، گرفتار شدن در ریزش کوه یخ ، کشته شدن بوسیله حیوانات وحشی یا ممکن است حتی چیزی شبیه به انسان یا فوق طبیعی از بین رفتند. ما مرجع هائی را از مذاهب مختلف ، افسانه ها ، اسطوره ها و نقاط فولکملری (زبانهای محلی) یافته ایم که مسیر رسیدن به بهشت (پردیس) بوسیله خطرات مسدود و یا تخریب شده است. ساکنین آن از فوق انسان و انسان بوده و زیرزمینها دارای مارپیچهای با بُعدهای متفاوتی بوده اند. در آسیای مرکزی ، یک شبکه گسترده ای از غارها و تونلها گفته شده که در زیر زمینهایش وجود داشته است. بسیاری از گذرگاههای زیرزمینی در زیر هندوستان بوده اند. و اراناسی (بنارس) که اسامی قدیمی Kashi (کاشی) است گفته شده که با تونلها به گوتپ کاشی (گوتپا یعنی مخفی یا پنهان) بهم مرتبط می شده است که یک شهر زیرزمینی در هیمالیا است. مردم هندوستان معتقدند که این گذرگاهها بوسیله عواملی که گفته شده که به شکل تخته سنگ یا اشکال طبیعی دیگر است محافظت می شده است. سرخ پوستان محلی آمریکا عموماً معتقدند که این نوع عوامل از گذرگاههای زیرزمینی یافته شده در کوههای خرافه ای آریزونا محافظت می کردند. Mesoamerica (مسوامریکا) و امریکای جنوبی بوسیله تونلهائی قسمت بندی شده اند که بعضی از آنها صدها مایل ادامه دارند از کلمبیا در شمال تا پرو و بولیوی و شیلی در جنوب و جنگلهای آمازون در غرب. H.PBLavalsky (اچ – پی بلا وستسکی) گفته که یک تونل عظیمی از Cuzco (کوزکو) تا Lima (لیما) در پرو ادامه داشته و سپس تا جنوب بولیوی (Bolivia) ادامه پیدا می کند. در مصر یک جهان زیرزمینی وجود دارد که از لحاظ سنتی معتقدند که از کاتاکومب الکساندر یا تا دره Thebes (تبس) پادشاهان ادامه دارد. بسیاری از مردم محلی امریکا معتقدند که اجداد آنها از رحم زمین مادر آمده اند که در آنجا آنها بوسیله خدایان فرستاده شدند تا از فجایع بزرگی که بر روی زمین سطحی اتفاق می افتاد حفاظت شود. آنها بعداً بوسیله سوراخی در زمین دوباره به سطح زمین برگشتند. این دوباره بر روی سطح زمین آمدن “Cenotes” سنوت نامیده می شود. یک سنوت یک سوراخ بسیار بسیار عمیقی است که پر از آب است. در yucatan (یوکاتون) یکی از این ها در Itza (اتزا) شیلی یافت شده است. یکی دیگر را می توان در بیرون USA , Arizona , Sedona ، در چاه Monlezuma یافته شده اند. ماندانهای شمال غربی امریکا که بعضی از آنها دارای چشمهای آبی و موهای ابریشمی دارند داستانهائی از اولین مردی که از تونلها در این منطقه بیرون آمد می گویند. به آنها هیستوپایا “آنهائی که خال کوبی داشتند” می گفتند. چون ایمن نبودند بجزی ناپدید شدند. بقیه در زیر باقی ماندند تا یک نور شدید تاریکی سطح را از بین برد. Hopi معتقد است که جهانی که ما در آن زندگی می کنیم جهان چهارمی است و سه تای دیگر درون زمین هستند. در مراحل ، و از طریق بسیاری سختیها آنها از سوراخی که سیپانو نامیده می شود بیرون آمدند. این منطقه خروج در ته یک دره تنگی از کولورادوی کوچک در بالای تقاطع آن با رودخانه کولارادو که یک مکان مقدسی برای زیارت هوپی است می باشد. این در چهارگوشه قرار دارد. یکی دیگر از افسانه های هوپی از آنها می گوید که گویا آنها از جهان زیرزمین از طریق تونلی آمدند که در پایه قله سانفرانسیسکو در نزدیکی فلگ استون ، آریزونو قرار دارد. افسانه های هوپی می گویند که نیاکان آنها به سطح بوسیله یک دسته دیگری از نوع خودشان رانده شدند که کارشان جادوگری بود. یک سرنخی در مورد اینکه چطور این عوامل هم جنس خودشان در جایگاه افسانه های آپاچی یافت می شوند می گوید که دو قلبها Two Hearts یا کودکان مارمولک پپلوس را بعد از اینکه آنها منطقه زیرزمینی آنهار ا تسخیر کردند به سطح آمدند. قبائل Lakota در همواریهای امریکای مرکزی نیز معتقدند که آنها در محلی بنام هارنی پیک در تپه های سیاه به سطح آمدند. سرخ پوستان پاچارتیان پوبلو افسانه ای دارند که در آن بیرون امدن از بطن زمین در نزدیکی Great Sand Dunes (دو نزشن بزرگ) در کلورادو بوده است. آنها سپس به سمت RioGrande حرکت کردند و Pueblos را بوجود آوردند. منطقه هم اکنون بنام LosAlamos نامیده می شود که بعنوان اهریمن مورد توجه است. این منزل افراد کوچک زیرزمینی بود (Little People) که توسط پرنده شناس Doros شناخته شده است. از این رو افراد نفرین “The Gourd of Death” می آید. افسانه های Navajo می گویند که آنها زمینی در زیرزمین زندگی می کردند همراه با Coyoteros و افراد سفیدپوست ، در زیر کوه در نزدیکی سیلورتون – کلورادو . بعد از آمدن به سطح آنها به سمت جنوب رفتند و در دره های منطقه Dinetah (دینتا) سکونت کردند که در نزدیکی سد ناواهو بین آزتک و دولک Dulce مکزیک جدید است. براساس افسانه های مکزیکی ، Monlezuma در نزدیکی Tao بوجود آمده و بعنوان کسی که در غارها در داخل قلة Pueblo زندگی می کرده شناخته شده است. Azlec ها می گویند که نیاکان آنها از سرزمینی می آیند که Aztlan نامیده می شود. بعد از فرار از تخریب آنها به جائی رفتند که غاری بود بنام Chicomoztoc یا شهرهای طلائی هفت غاری. این جائی است که آنها قبل از آمدن به سطح زمین زندگی کردند. بومیهای استرالیائی معتقدند که نیاکان آنها از زمین بیرون آمده و دور کشور را سفر کرده و قبایل جدیدی تشکیل دادند. این اعتقاد را قبائل بنگالی ، برمه ای ، جزیره های کرولین ، نیوگنیائیهای پاپو و مالزیائی نیز دارند. پلوتو Plato به ما در مورد غارهای زیادی و “مناطق جالبی” در زمین می گوید و آبهای در جریان زیرزمینی ، گل و لای و آتش می گوید. او می گوید ” یکی از غارها در زمین نه فقط بزرگ تر از دیگران است بلکه مستقیما سوراخی را در یک سمت دیگری دارد. بدین خاطر است که Homer می گوید ” خیلی دورها، چاله ای است که عمیق ترین شکاف زمینی قرار دارد. او و شاعران دیگر به Tartarus مراجعه می کنند که سرزمین مرگ است. یونانیها معتقدند که شرزمینهای زندگی از Tartarus  بوسیله موانع ، رودخانه ها و بدنه های آب یا آتش تقسیم شده اند. بزرگترین اینها  Occeanus بوده است که نه فقط شامل تمام دریاهای جهان می شود بلکه از بزرگترین رودخانه هائی که یونانیها معتقدند به درون Tartarus می رود را شامل می شود و از زیرزمینی در جهت مخالف زمین بیرون می آیند . مناطق زیرزمینی دیگر شامل Lethe ، رودخانه فراموش و Styx رودخانه مرگ می شود. گفته شده که Tartarus همچین منزلی از خدایان خلع شده است یعنی Titans آن شامل مناطق مختلفی یا پادشاهائی است که از مزارع Elysian ( الیشین ) یا بسیاری از غارمانندها، غارها ، و قطعات کوچکی از عوامل رنج و عذاب تشکیل می شوند که برای دوزخیها است. اسکاندیناویها و آلمانیها جهان را بعنوان درختان بزرگ سرخدار یا خاکستر می بینند که شاخه ها و ریشه های آن در بسیاری از سطوح موجود پخش شده است. ریشه های درخت جهان “world trees ” yggdrasil، تا اعماق به درون پادشاهیهای زیرزمینی رخنه کرده و نیز به آنچه که دارای مرزبندیهای یک آغازین خالی گسترده ای بنام Ginnugagap بود ادامه پیدا کرده است. یک ریشه  yggdrasil به Niflheim رسیده است که سرزمین مرگ است. مشابه با اعتقادات یونانیها ، آبهای زیادی از اعماق به جهان انسان جریان یافتند : در Niflheim چشمه/ رودخانه Hvergelmir می جوشید و بی رحمانه می چرخید.            ۱۱ شاخه های فرعی Hvergelmir در منطقه مرکزی Ginnugagap خالی گردید. ریشه های دومی  yggdrasil راه خود را به سرزمین های خدایان Asgard و Vanaheim یافت. در حالیکه اغلب بعنوان سرزمین بلندی در شاخه های yggdrasil شناخته می شود، این قلمرو نیز زیرزمینی بوده است. در واقع تنها جهان کیهان شناسی نورس است که زیرزمینی Midgard (میانه زمین) نیست که سطح جهان است. Bifrost (پل رین بود رنگین کمان) از میانه زمین در عرض Ginnungagap به درون Asgard کشیده می شود. در سومر ، حماسه Gilgamesh ، زیرزمین پر از موجودات بوده است که شامل روح ها ، زنده ها ، انسان نماها و نگهداران وحشی بوده است. در تحقیقش در تمام طول عمر Gilgamesh ابتدا می بایست به کوه Mashu می رسید که متصل به بهشتان بالا و جهان مردگان زیرین بود. با توجه به اجازه ای که برای ورود به دروازه داشت ، او به درون کالبد زمین با ۱۲ دوساعته تاریکی وارد گردید قبل از اینکه به یک محیط محصور شده خدایان برسد که پر از درخشندگی و باغهای پرشده از سنگهای قیمتی بود. انجیل (Bible) مراجعات زیادی به جهان زیرین دارد. فیلیپین ۲:۱۰ بخش استاندارد بررسی شده … بنام عیسی مسیح هر زانوئی باید خم شود ، در بهشت و بر روی زمین و در زیرزمین ۱۲:۴۰  Revelation (الهام الهی) و هیچکس در بهشت یا بر روی زمین یا زیرزمین قادر نبوده است که نوشته را (Scroll) باز کند یا به آن نگاه کند … ۱۲:۴۰ Malhhew چون یونس (Jonah) 3 روز و ۳ شب در شکم نهنگ بود ، به همین صورت پسر انسان ۳ روز و ۳ شب در قلب زمین است. در کتاب Enoch او در ادامه می گوید : “میانه زمین در جائیکه او”. “سرزمین دعا شده” را می بیند که خوشحال و حاصلخیز است (۲۶:۱ و ۲۵:۱) . یک فرشته به او نشان می دهد ، اولین و آخرین رازهای زمین بالا را ، و در اعماق زمین ، در منتهای بهشت و در اساس آن و در مخزن بادها (۳-۲: ۵۹). گفته شده که غارهائی در زمین و آبهای عظیمی در زیر آن وجود دارند (۸۷:۵ و ۶۵:۱ و ۹۵:۲). با توجه به افسانه های فارسی کوههای Koh-kal که از صفحات کتاب Blavatsky گرفته شده ، بنام “آموزه های نهفته”:” هرچه که آنها از لحاظ وضعیت جغرافیائی باشند ، اینکه آیا قفقازی باشند یا کوههای آسیای مرکزی ، خیلی دورتر از این کوهها در شمال است که مکانهای افسانه ای Daevas (دیوها و پریها وجود دارند که از نیاکان گذشته پارسیها یا فارسیها می باشد. سنتهای شرقی همیشه به یک یخ بندان ناشناخته ، دریای نیمه تاریک و یک منطقه تاریک که در آن با این وجود در جزایر بخت قرار دارند صحبت می کنند که حبابهائی از شروع زندگی بر روی زمین ، چشمه زندگی است. امّا افسانه تصریح می کند که یک قسمتی از جزیره خشک شده (قاره) از بدنه اصلی جدا شده و از آن زمان فراتر از Koh-kaf و کمربند سنگی که دور جهان را گرفته است باقی مانده است. یک سفر هفت ماهه باعث می شود که او دارای “حلقه سلیمان” ، بشود که آن چشمه ، اگر او به سفرش ادامه دهد و به سمت شمال مستقیماً برود و مثل یک پرنده پرواز کند. سفر کردن از پرشیا مستقیم به شمال ، او را به شصتمین درجه طول جغرافیائی می برد ، که در سمت غرب به Novaya Zemlya و از قفقاز به یخ بندان ابدی فراتر از دایره ارکیتک شخص را بین ۶۰ و ۴۵ درجه طول جغرافیائی قرار می دهد ، یا بین Novaya Zemlya و Spitzbergen. این البته اگر کسی اسب دوازده رنگ (dodecapedian horse) پادشاه Hoshang یا سیمرغ بالدار را داشته باشد که متعلق به تهمتن بوده است برای گذشتن از اقیانوس ارکیتک (شمالی) امکان پذیر است. با این وجود خواننده سرگردان پرشیا و قفقاز تا به امروز توانسته اند آن دورها فراتر از پوشیده از برف kap یا قفقاز که یک قاره ای است حالا که از همه پنهان است بروند. این فقط بوسیله کسانی بوده است که توانسته اند از خدمات توله های کروکدیل دوازده پا و هیپوپاتومس ماده ای که پاهایش به خواسته به دوازده بال تبدیل می شدند استفاده کند ، یا بوسیله کسانی که تحمل دارند که بتوانند منتظر اوقات خوش سیمرغ بمانند که گفت قبل از اینکه بمیرد او قارة نهفته را برای همه آشکار خواهد کرد و آنرا بار دیگر قابل دستیابی خواهد کرد که این عمل را با ساختن پلی که بر روی اقیانوس Daevas بین آن قسمت جزیره خشک شده و قسمتهای سخت آن بنا خواهد نهاد. این البته مربوط به مسابقه هفتم می شود که در آن سیمرغ گردش Manvantaric بود. Bailey فکر می کرد که در این اسب کشتی دوازده پارویی دیده است.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از دوست خوبم مهدی عزیز( نیتیاناندا ) برای ارسال این مطلب .

آگارتا،تمدن درون زمین -قسمت ۶

گردابهای بخش توخالی زمین

https://i1.wp.com/www.helmink.com/Antique_Map_Mercator_Arctic/Antique_Map_Mercator_Arctic.jpg

ساکنان بخش تو خالی زمین قادرند آب اقیانوس را از هم بشکافند و گرداب ایجاد کنند همانطور که در مثلث برمودا مشخص است. ۷ سطح مختلف در این گردابها وجود دارد و وسایل و موجودات به داخل آن آورده می شوند و مطابق با این سطوح مختلف جا داده می شوند. گردابها به منزله در ورودی برای ورود یا خروج از مرکز توخالی زمین هستند. بیشتر از یک ناحیه مثلثی در خارج از فلوریدا وجود دارد، یکی در Lake Erie و یکی دیگر در ساحل مکزیکو، یکی در نزدیکی ژاپن و همچنین دیگر نواحی جغرافیایی زمین. این نواحی، « مناطق خاموش » نامیده می شوند. این ورودی ها موجب می شوند موجودات از مرکز زمین بیرون بیایند و وارد جاهایی مثال    Sasquatch ، LochNess و غیره شوند. همه سیارات توخالی هستند همانطور که خورشید هم اینگونه بوده و در واقع یک ستاره است. تمدن هایی در خورشید وجود دارد که جوامعی نیز در مناطق مخفی زمینی دارند.

جستجوی ورودی

https://i0.wp.com/www.hotspotsz.com/images2/hollow_earth.jpg

برای مشخص کردن یک ورودی در مرکز زمین، که همه آن در زیر زمین است، آنچه که مورد نیاز می باشد قطب نما است. هنگامی که در قطب شمال در ورودی تونل مرکز زمین می ایستید قطب نما می چرخد. هنگامی که خدمت را ترک کردم دیگر وسیله ای برای رفتن به مرکز تو خالی زمین نداشتم. لازم بود که راه دیگری پیدا کنم. من و گروهی از جستجوگران علاقمند، هواپیمایی را اجاره کردیم تا ما را به حاشیه قطب شمال ببرد. رفتن بعدی در بخش سه: سفر به ورودی قطب شمال و موارد دیگر. این سرهنگ دوم تراویس از نیروی هوایی ایالات متحده است، شما از فضای هوایی بین المللی تجاوز کرده اید، در صورتی که فوراً برنگردید کشته می شوید.

Image

بخش ۳ مردم داخل زمین

مردم داخل زمین در نشان دادن اطراف به من بسیار راحت بودند، برای نشان دادن آنچه که واقعاً روی می داد بسیار شمرده حرف می زدند – آنها هیچ چیزی را مخفی نمی کنند. آنها همیشه وقتی می خواهند با طبیعت کار کنند اجازه می گیرند، قبل از مصرف یا بریدن گیاهان از آنها اجازه می گیرند، آنها از زمین مادر اجازه می گیرند قبل از آنکه چیزی روی آن بسازند و روی شیب زمین به ساخت و ساز می پردازند که بهترین حالت برای محیط زیست آنها است، کاری شبیه سرخ پوستان آمریکا؛ از این رو همیشه به دنبال حفظ حالتی موزون هستند؛ می خواهند همیشه با طبیعت یکی باشند؛ آنها از نظر معنوی پیشرفته تر از ساکنان روی زمین هستند و به زمین مادر بسیار احترام می گذارند. هوای آنجا شفاف و صاف است، به عنوان یک قانون آنجا همیشه ابر وجود دارد اما نه ابرهایی که شبیه ابرهای بارانی باشند. دما در ۷۳ درجه ثابت است. مردم داخل زمین به طور مستقیم با حیوانات حرف می زنند و حیوانات به طور مستقیم با مردم داخل زمین حرف می زنند. نیازی به ذخیره کردن نیست زیرا همه چیز آزادانه وجود دارد، نیازی به ساخت چیزی به میزان زیاد وجود ندارد زیرا همه چیز فراوان است. فرایند داد و ستد بسیار معمول تر از تجارت با پول است. این در اصل یک فرهنگ آرمانی و بدون هیچ گونه بحرانی که منجر به خشونت می شود است. هیچ یک از طرفین به دنبال نزاع و تسلط بر دیگری نیستند. هیچ کس فقیرتر یا غنی تر نیست. کشتی های هوایی وجود دارد ( در روی زمین آنها را بشقاب پرنده می نامیم ) که در آنها بخشی از آنها، بخشی از شخصیت آنها طی فرایند تفکر به خلق کشتی هوایی می پردازد زیرا آنها ذهن های بسیار قوی دارند. این امر باعث می شود طراحی کشتی ها و عملکرد آنها در هنگام حرکت کامل باشد. تنها چند نفر در روی زمین دارای اینچنین توانایی هایی برای خلق هستند که به خاطر سرکوبی این توانایی ها در دوران کودکی توسط مذهب، آموزش و ترس های خانوادگی می باشد. مردم داخل زمین اجازه دارند وارد فضای تخیل خود شوند و در آنجا به ساختن بپردازند. بیماری وارد بدن آنها نمی شود زیرا اجازه چنین کاری را ندارد. همانگونه که مردم سطح زمین وارد حالت ۴ بعدی آینده می شوند مردم داخل زمین به جلو می روند و با ما در روی زمین شدیداً کار می کنند. مردم روی زمین در حال حاظر چنان با احساس « من » درگیر هستند که نمی توانند به طور هماهنگ با هم زندگی کنند. مردم روی زمین که به دنبال آن هستند که از طریق مدیتیشن به ساکنان داخل زمین برسند آن را دریافت خواهند کرد. کودکانی که هم اکنون متولد می شوند قابلیت بیشتری برای استفاده از تمام مغز خود دارند که کاری معمولی در داخل زمین است. یکی از اولین چیزهایی که آنها در داخل زمین به ما نشان دادند قابلیت سفر بین سیارات و سفر زمان است. اساس سفر زمان همانند منحرف کردن فضا است که از طریق نیروی مدیتیشن و با پذیرش اینکه فرد موجودی نامحدود است ایجاد می گردد. اگر ذهن خود را در سطح ناخودآگاه آموزش دهید که موجودی نامحدود هستید همه چیز امکان پذیر می شود. در روی زمین قابلیتهای مربوط به تجربه این قدرت نامحدود در بعضی ورودی ها از قبیل مونت شاستا که به عنوان ورودی مستقیم مکان/ زمان به درون زمین تلقی می گردد با سهولت بیشتری مشهود می گردد. اگرچه در مونت شاستا شما در « وضعیت هماهنگ » قرار می گیرید. در تجربیات من در مونت شاستا Telosian ها در حال طرح ریزی یک پروژه از هماهنگی زیاد در یک محیط دوستانه هستند.

https://i2.wp.com/www.darkgovernment.com/news/wp-content/uploads/2009/04/area-51-satellite-image.jpg

منطقه ۵۱

۹۵% از آنچه من در منطقه ۵۱ دیدم از دیگران پنهان می ماند. رفتن به منطقه ۵۱ همانند رفتن به دنیای دیگری است که در آنجا افراد به شدت هراس دارند که کشورهای دیگر و گروههای دیگر قصد داشته باشند به « این » اطلاعات دست پیدا کنند. تصور آنها این است که « قبول این مسئله که زمین توخالی است و یک هوش مرکزی درون آن است منجر به نزاع و وحشت می گردد ». این وحشت توسط شرکتهای خصوصی ایجاد می گردد که به دنبال کنترل و پیشرفت نیازهای خود و امور شخصی از طریق منطقه ۵۱ هستند. من به خاطر روش های سلطه جویانه افرادی که به دنبال انجام کارهایی از قبیل کنترل افکار غیر عادی بودند و توانایی ام برای فکر و فعالیت به روشی خلاقانه را کور کرده بودند نیروی هوایی را ترک کردم. پذیرش دستورات آنها: صحبت نکردن درمورد این اطلاعات – که برای تضمین این مسئله بود که شخص به طور خودکار اطاعت می کند. به خاطر داشتن تمایلات اجتماعی در وجودم برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات و آگاه کردن مردم، به طور کلی مستمری و تمام مزایا و حقوقی که داشتم از قبیل استفاده از فروشگاه ارتش، خدمات پزشکی و دندانپزشکی از من گرفته شد. برای مدت ۵/۱۳ سال در ارتش بودم؛ از ابتدا تا پنتاگون و سپس در منطقه ۵۱٫ مهندسی ژنتیک که در منطقه ۵۱ وجود دارد در ارتباط با نسل جوانتر ماست. « کودکان جعبه شیر » که تصاویر آنها در گذشته معمولاً در فروشگاهها  دیده می شد دزدیده شده و به منطقه ۵۱ آورده می شد. سطح ۱۶ از منطقه ۵۱ ، سطح مهندسی ژنتیک است که در آن از کودکان ما برای آزمایش در مورد طول عمر و قدرت ذهن استفاده می گردد. قدرت اصلی در پس این موارد چیزی است که « دولت سری » نامیده می شود. افراد دولت سری در چندین نقطه از منطقه ۵۱ تحت کنترل هستند. شبکه ای از تونل های زیر زمینی وجود دارد که به تمام نقاط اروپا و آمریکای جنوبی – چند قاره – می رود. همچنین آمیزه ای از این شبکه بزرگ تونل در کره زمین وجود دارد که بسیاری از دولت ها از آن استفاده می کنند. خدا یارتان باشد.

کلنل بیل فِی وودارد ( Bill Faye Woodard )

Ressurser

در ماه می ۱۹۹۵، در حالی که از سرطانی لاعلاج رنج می برد شروع به سخنرانی در لاس وگاس نمود که در این سخنرانی ها شهرهای زیر زمینی، رفتار سری دولت با افراد منفی، تکنولوژی بسیار عجیبی که توسط دولت استفاده می شد و شامل « کربامیت » ( عنصر ۱۴۰ ) بود، معدن کاری در کره ماه، FEMA و قانون ماده، تصرف اداره دنیای جدید درآینده، کشتار جمعی بیگانگان / NWO برای کاهش جمعیت زمین تا ۸۵% قبل از سال ۲۰۲۹، و گروهی از دیگر افشاگری های شگفت آور را به طور مفصل شرح می داد.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از دوست خوبم مهدی عزیز( نیتیاناندا ) برای ارسال این مطلب .

آگارتا ، تمدن درون زمين-قسمت 5

شهرهای توخالی زمین

اخیراً کارگردان تلویزیونی،اسپیلبرگ ، نوسازی سفر ورن به مرکز زمین را مشاهده کرده است. کشتی ضد ذوب تیم مستقل دانشمندان خارجی از دهانه آتشفشان جوشان، وارد درون زمین گردید. وقتی چیزها سرد شدند، شروع به کشف منظر درونی وسیع و خورشیدی کردند … دنیای سحر آمیز و جالب با فضای پهناوی برای پرواز کردن.این سفر شبیه به زندگی واقعی ملوان نروژی ، به نام اولاف جانسن می باشد. داستان وی، که در سال ۱۸۰۰ تنظیم شد، در بیوگرافی ویلیس امرسون، تحت عنوان The Smoky God گفته شده است.

قایق کوچک اولاف به خاطر طوفان از بخش شمالی منحرف و به مدخل قطبی کشیده شد، وی به مدت دو سال نزد جوامع Agartha Network ، به نام Shamballa the Lesser زندگی کرد. وی میزبانانش را این گونه توصیف می کند، مرکز اصلی دولت در قاره داخلی با قد ۱۲ فوت که ادب، تواضع و مهربانی در آنها به چشم می خورد و زمانی که مجبور باشند صندلی را برای نشستن من و پدرم آماده کنند، از ته قلب می خندند. اولاف از خورشید دودی درونی ، حرف می زند ، دنیایی که سه چهارم آن را خشکی و یک چهارم آن را آب فرا گرفته است.

https://i0.wp.com/www.thenewearth.org/MAP%20of%20Inner%20Earth%20.jpg

Network Agartha

Shamballa the Lesser  سازمان ملل بیش از ۱۰۰ شهر زیرزمینی تلقی می شود که شبکه آگارتا را شکل می دهند. این مکان درواقع مرکز دولت دنیای درونی است. اگرچه Shamballa the Lesser یک قاره درونی به حساب می آید، اما جوامع ماهواره ای آن در واقع اکوسیستم های کوچکی هستند که درست زیر پوسته زمین یا در کوهستانها قرار گرفته اند.کلیه شهرهای Agartha Network فیزیکی بوده و از نور می باشند، بدان معنا که آنها سنت مدارس مخفی سطح بوده و کسانی همچون عیسی، ساناندا، بودا، ایزس و ازیریس مایه افتخار می باشند، همه آنها Ascended Masters هایی هستند که ما علاوه بر معلمین روحانی میراث دراز مدت، از سطح می دانیم و به آنها عشق می ورزیم.چرا آنها زندگی در زیر زمین را انتخاب کرده اند؟ دامنه تغییرات زمین شناسی زمین را در نظر بگیرید که در ۱۰۰۰۰۰ سال گذشته، زمین را به طرفی کشانده است. جنگ طولانی مدت Atlantean- Lemurian و قدرت جنگ افزار هسته اتمی را در نظر بگیرید که بالاخره سبب تخریب این دو تمدن پیشرفته گردید. Sahara ، Gobi ، جاهای دور افتاده استرالیایی و بیابان های آمریکا از جمله نمونه تخریب های رخ داده محسوب می شوند. زیر شهرها به عنوان پناهگاهی برای مردم و مکان امنی برای رکوردها، تدریس ها و فناوریهای مقدسی بنا شده و توسط این فرهنگ های کهن گرامی داشته شده اند.

شهرهای پایتخت شبکه آگارتا

  • POSID : پایگاه آتلانتی اولیه، واقع در زیر فلات Mato Grosso برزیل. جمعیت: ۳٫ ۱ میلیون نفر
  • SHONSHE: پناهگاه فرهنگ Uighur ، شاخه ای از Lemurians که ۵۰۰۰۰ سال قبل جوامع آنها شکل گرفته است. مدخل ورودی توسط خانقاه هیمالیایی حفاظت می شود. جمعیت:  میلیون نفر.
  • RAMA : اثر شهر سطحی Rama ، هند واقع نزدیک Jaipur. به خاطر مشخصه های هندو کلاسیک، سکنه این شهر معروف می باشند. جمعیت : ۱ میلیون نفر.
  • SHINGWA: اثر مهاجرت شمالی Uighurs . واقع در مرز مغولستان و چین. دومین شهر کوچک در Mt.Lassen، کالیفرنیا. Telos آن را ارتباط با روح ترجمه کرده است. جمعیت: ۵٫ ۱ میلیون نفر.

نگاهی به Telos

چگونه جمعیتی بالغ بر یک میلیون نفر می توانند خانه خود را در Mt.Shasta بنا نمایند؟ با وجود تصورات ما در این رابطه، همسایگان ما، از جمله ژاپن، در پاسخ به مسئله مساحت سطح از قبل دارای شهرهای زیرزمینی بوده اند.هزاران سال است که سکونت زیرشهری، وسیله نقلیه ای برای تکامل انسان تلقی می شود. حال، اکوسیستم مشهور در اوج خود قرار دارد. ابعاد این شهر گنبدنما تقریباً ۵٫ ۱ مایل عرض در ۲ مایل عمق می باشد.Telos از ۵ سطح تشکیل شده است:

۱٫ سطح ۱ : سطح بالا مرکز تجارت، آموزش و مدیریت است. معبد هرمی شکل یک سازه مرکزی به ظرفیت ۵۰۰۰۰ می باشد. اطراف آن را ساختمانهایی از جمله دادگاهی که سیستم قضایی هدایت شده ، سالن رکوردها، هنرها و تاسیسات تفریح و سرگرمی ، هتلی برای بازدید ماموران خارجی ، کاخ Ra و Rana Mu ، برج ارتباطی، پایگاه فضایی ، مدارس، اعزام غذا و لباس  و بیشتر اقامتگاهها پوشانیده است.

۲٫ سطح ۲: مرکز تولید و سطح مسکونی. خانه های این سطح دایره ای شکل و فاقد گرد و غبار می باشند. مانند زندگی سطحی، مکانی برای مجردها، زوجین و خانواده ها هنجار محسوب می شود.

۳٫ سطح ۳: باغهای گیاهی. فناوری گیاهی پیشرفته غذای کل شهر را تامین کرده و مقداری را برای تجارت میان شهری به کار می گیرد. کلیه محصولات میوه ها، سبزیها و محصولات سویا بزرگتر و خوشمزه تری حاصل می کنند که در برنامه غذایی Telosians کاربرد زیادی دارد. حال، شهرهای کاملاً گیاه خوار آگارتا، جانشینان گوشتی را به ارتفاعات جدید اضافه کرده اند.

۴٫ سطح ۴: باغهای گیاهی، تعدادی منطقه پارک طبیعی و تولیدی .

۵٫ سطح ۵: سطح طبیعت. حدود یک مایل زیر سطح زمین قرار گرفته است، این منطقه یک محیط طبیعی بزرگ می باشد و به عنوان زیستگاهی برای جانوران مختلف، از جمله جانوران منقرض شده روی سطح زمین محسوب  می شود. کلیه گونه ها در جو آرام تولید مثل کرده و حال گوشتخواران از استیک سویا و تعامل انسانی لذت            می برند.

در اینجا می توانید با ببر تیزدندان و حیات وحش رها شده بازی کنید. همراه با دیگر سطوح گیاهی، برای حفظ زیست کره، اکسیژن کافی تولید می شود.

  • زبان: اگرچه لهجه های شهرهای مختلف باهم فرق می کند، اما سولارا مارو می گوید معمول ترین زبان صحبت شده ، زبان خورشیدی می باشد. این ، زبان ریشه های زبان های مقدسی همچون سانسکریت و یهودی تلقی می گردد.
  • دولت: هیات متشکل از ۱۲ نفر، شش مرد و شش زن به همراه Ra و Rana Mu به صورت گروهی به حل مسئله پرداخته و به عنوان راهنما و نگهبان مردم عمل می کنند. موقعیت حق امتیاز از جمله موقعیت Ra و Rana Mu به عنوان مسئولیت حمایت از طرح الهی تلقی گردیده است. High Priest ، یک Ascended Master به نام آدم، نیز یک نماینده رسمی محسوب می شود.
  • کامپیوتر: سیستم کامپیوتری آگارتی یک سیستم مبتنی بر آمینواسید بوده و کارهای زیادی انجام می دهد.همه زیرشهرها به وسیله این شبکه اطلاعاتی معنوی به هم وصل شده اند. سیستم مذکور روابط کهکشانی و میان شهری را مورد بازبینی قرار داده و در عین حال، نیازهای فرد در خانه را تامین می نماید.به طور مثال، می تواند ویتامین یا کمبود مواد معدنی بدن شما را  گزارش کند و در صورت لزوم حامل اطلاعات مهمی از رکوردهای akashic برای رشد شخصی می باشد.
  • پول: موجود نمی باشد. به کلیه نیازهای اصلی ساکنین به دقت توجه می شود. از طریق سیستم مبادله پایاپای نعمت ها مبادله می گردد.
  • حمل و نقل: پیاده روهای متحرک، بالابرهای میان سطحی و سورتمه های الکترومغناطیسی شبیه به برف روهای شهری عمل می کنند. برای مسافرت بین شهرها، سکنه از Tube استفاده می کنند که یک نوع سیستم زیرزمینی الکترومغناطیسی با سرعت ۳۰۰۰m.p.h می باشد. بله، آگارتی ها از آداب معاشرت میان کهکشانی بااطلاع بوده و اعضای کنفدراسیون سیارات می باشند.مسافرت فضایی کاملاً انجام می شود چرا که توانایی تغییرات میان ابعادی که موقعیت کشتی ها را غیر قابل تشخیص و ردیابی می کند، را دارا می باشد.
  • تفریح و سرگرمی : تاتر، سینما، و هنرهای مختلف. همچنین برای Trekkies، Holodecks . فیلم یا فصل مورد علاقه خود را در تاریخچه زمین ثبت کرده و بخشی از آن شوید.
  • زایمان: سه ماه بدون درد یا نه ماه. فرایند بسیار مقدسی که به محض نزدیک شدن به زمان وضع حمل ، زن به مدت سه روز به معبد رفته و با موسیقی ، افکار و تصاویر زیبا بچه خود را به دنیا می آورد. تولد آبی روشی استاندارد به شمار می رود.
  • ارتفاع: به خاطر اختلافات فرهنگی، متوسط ارتفاع شهروندان زیرزمینی متفاوت می باشد.در Telos عموماً ۵٫ ۶ تا ۵٫ ۷ ، در حالیکه در Shamballa the Lesser تقریباً ۱۲ می باشد.
  • سن : نامحدود. مرگ به خاطر کهولت سن در Telos واقعیت ندارد. سن بیشتر آگارتی ها بین ۳۰ و ۴۰ می باشد و در آنجا زندگی می کنند، در حالیکه از لحاظ فنی ، ممکن است هزارساله باشند.از آنجایی که این جامعه به مرگ اعتقادی ندارد، در نتیجه به آن نیز محدود نمی شود. با کسب تجربه لازم، نمی توان به آن صورت خارجی داد.
  • معراج: قطعی و بسیار راحت تر و معمول تر از سطح زمین می باشد. هدف نهایی آموزش معبد، معراج می باشد.

چرا در تمام این مدت زیر زمین زندگی می کرده اند؟

تا حدی، دلیل این امرآن است که آگارتی ها از پوچی و بیهودگی جنگ و خشونت بااطلاع بوده و صبورانه منتظر ایستاده اند تا ما به نتیجه لازم دست یابیم.آنها مردم مهربانی هستند که حتی افکار داوری آنها از لحاظ فیزیکی برای آنها مضر می باشد.

رازداری حفاظت آنها بوده است. تا کنون ، واقعیت موجودیت آنها بوسیله روح پنهان شده است.

ما چه وقت می توانیم آنها را ملاقات کنیم ؟ ورود ما به شبه شهرها بستگی به خلوصیت توجهات ما و توانائیهای ما به افکار مثبت است. یک خوشامدگوئی از هر دو جهان مناسب بوده و می توان آنرا فراتر از صرفا کار کوچک جامعه ای دانست. در حال حاضر چند صد زیرزمینی بر روی سطح کار می کنند. برای بتوان با توده ها آمیخته شوند آنها دچار تغییرات سلولی موقتی شده اند به طوریکه از لحاظ فیزیکی یکی از آنها از بقیه ما بلندتر نیستند. آنها را شاید بتوان بوسیله نجابتشان ، طبیعت حساس و تا حدودی لهجه ی عجیبشان شناخت. ما امیدواریم که شما را به شاهزاده Sharula اووراداکس Aurora Dux دختر ” را. رانامو ” Ra& RanaMu از تلوس معرفی کنیم. شرولا بطور رسمی بعنوان سفیر به جهان زمینی بوسیله شبکه آگاتا فرستاده شده است. او۲۶۷ سال سن دارد و بنظر می رسد این متن بر روی تجربیات دست اول اوست. هدف از سفیری اوآماده سازی راه برای پیوستن دو جهان بهم دیگر است…. برای اینکه عقاید ، و اطلاعات را به آنهائی بدهند که گوش می دهند. آگارتیها به نقطه ای رسیده اند که نمی توانند از لحاظ روحی پیشرفت داشته باشند مگر اینکه این پیوستن صورت پذیرد. در اصل ما یک سیاره ای کامل هستیم نه نیمه سیاره. این خواست خداست که ما قدم بعدی را با هم برداریم . هر چه زودتر ما این وحدت را انجام دهیم ، زودتر راز بازمی شود. سلسله مراتب باعث شده است که پیوستن شهرهای زیرزمینی یک اولویت باشند. آنها از ما می خواهند که کار محول شده به ما را به صورت خوشامدگویی برادرانه انجام دهیم.

زمان بندی به قدرت پذیرش و بخشندگی ما بستگی دارد. این گونه برآورد شده است که ادغام موفقیت آمیز ظرف ۱۰ تا ۲۰ سال آینده انجام می گیرد. چیزی برای ترس وجود ندارد و شرایط لازم برای موفقیت مهیاست. بخشش آگارتی ها زیاد می باشد. رمز ابدیت حق تولد شما می باشد. آزادی زندگی در وفور نعمت، نیز حق تولد شما           می باشد. تا زمانی که شما مزه گوجه را نچشیده و با Holodeck بازی نکرده باشید، نمی توانید زندگی کنید…

https://i2.wp.com/www.quintessentialpublications.com/tracyrtwyman/wp-content/uploads/2010/06/highwaysinkholechina.jpg

Bottom of Form

امتداد گودال اسرارآمیز در سرتاسر چین

۱۲ ژوئن،۲۰۱۰- ترسی آر توی من

در چین همواره گودال های اسرارآمیزی ظاهر گردیده و موجب ترس و نگرانی مردم شده است.آژانس اخبار ایالتی چین Xinhua اخیراً دست به اجرا و نمایش عنوان Cave- ins در بسیاری از مناطق چین زده است. در این مقاله به چندین مورد رخ داده در سال گذشته اشاره شده است که به خاطر رانش ناگهانی بزرگراه Zhejiang Huang Qu Nan در ۴ ژوئن، سوراخ های بسیار عمیق و کاملاً دایره ای شکلی ایجاد شده است. بعد از این اتفاق، به خاطر رانش ناگهانی کل باتلاق در قسمت بسیار عمیق و پهناور، سوراخ های مشابهی در زمین های برنج و بالای تپه ایجاد می شود.پیتر فوستر، خبرنگار Daily Telegraph ،به شباهت بین آن حفره ها و حفره هایی که اخیراًدر پایان ماه می بعداز طوفان حاره ای آگاتا، ساختمان سه طبقه ای در گواتمالا را به درون خود فرو برده است، اشاره کرد.

خبرنگار دیلی تلگراف پیترفوستیر متوجه شباهت بین این گودالها و آنهائی که اخیرا ساختمان ۳ طبقه ای ر ادرگوتمالا در پایان ماه می  امسال بعد از توفان استوائی آگاتا بلعیده شده است. در حالیکه گودال ( سوراخ ) در گواتمالا به طور رسمی به توفان نسبت داده شده ، اما به طورخیلی رسمی بسیاری هنوز سردرگم هستند در مورد اینکه چرا آن این همه بزرگ و قرینه هستند و اینترنت بخاطر صحبتهای HAARP ، بشقاب پرنده های زیرزمینی ، تغییرات زمینی ایجاد شده بوسیله سیاره ی Nibiru و یا پایان تقویم Mayan وحتی باز شدن دروازه های جهنم به تکاپو افتاده است. در بلوگ نیست وب سایت تلگراف پیترفوستر ظهور ناگهانی پیاله های خیلی بزرگ در زمین فیلم فاجعه ۲۰۱۲ سال گذشته را ذکر می کند که در آن تغییرات در فعالیتهای خورشیدی باعث حرکت قطبی از زمین می شد که باعث جابجا شدن قسمت بزرگی از رویه می شود که بطور فعالانه همه ی موجودات روی سیاره را نابود می کند. اما در فیلم جائی است که یک تصادف کوچکی از مکان انتخاب شده باعث می شود که انسانهای نخبه در صندوقچه های ایمنی که بطور مخفی در همکاری با دولتهای جهان ساخته شده بود سالم بمانند . احتمال زیاد زندگی در این مورد تقلید هنر نیست.

https://i2.wp.com/www.crystalinks.com/hollowearthcentralsun.jpg

قسمت ۱: اسم من کلنل بیلی فی ودارد   Colonel Bill Faye Woodard است در نیروی هوایی امریکا هستم که در پنتاگون کار می کنم. من کارم را در منطقه ۵۱ نوادا از ژانویه بیست هشتم ۱۹۷۱ شروع کرده ام.

ورود و تلقین کردنها : من در ابتدا در منطقه ۵۱، نوادا در بیست هشتم ژانویه ۱۹۷۱ تا ۱۹۸۲ سکونت داشتم. در آن زمان خدمت من یک گودال داخلی زمین را ۶ بار دیدم که ۸۰۰ مایل عمق داشت. در ورودم به منطقه ۵۱، به من وجود تونلهای زیرزمینی در منطقه ۵۱ گفته شد و بعد از آن به بریدن چندین امپراتور شاتل زیرزمینی رفتم که دارای بلندای ۱۳ تا ۱۴ فوت بودند. این تونلها که در عرض جهان بودند ، بوسیله انسانهای خاصی ساخته شده بودند که قبل از ما در اینجا زندگی می کردند ، قدرتهای خیلی پیشتر . فوراً بعد از ورودم به منطقه ۵۱ ، ما را از وجود تونلها و همه کارهای آنجا آشنا کردند. آنها به من گفتند که ابتدا ۱۵ لِول از منطقه ۵۱ ساخت انسان بود ، که لِولهای ۱۶ تا ۲۷ خودش آنجا وجود داشت. هیچکس از دولت ما آنها را نساخته است. ما فقط آنها را مهیا کرده ایم. پدرم در روزول Roswell کار می کرد. بعنوان قسمتی از معرفی من به ارتش او به من گفت که همراه او در پنتاگون باشم. آنجا آنها گفتند که “ما جایگاه جدیدی برای تو داریم که در آنجا در نوادا کار کنم که بطور عمومی به آن S-4 می گویند.” وقتی من به پنتاگون رفتم من ستوان دوم بودم . وقتی به پنتاگون آمدم به من بعنوان ستوان اول به مأموریت گرفته شدم. بعد از ۳ هفته آنجا بودن به من درجه کلنل تمام دادند و گفتند که شما می بایست کلنل کامل باشید تا بتوانید در این منطقه کار کنید. در آنجا ۱۵۰۰۰۰ پرسنل کار می کردند ، تقریباً ۸۵% پرسنل ارتشی و ۱۵% شخصی . بعد از ورودم مرا به زیرزمین بردند و برای مدت ۵/۱۱ سال حتی یکروز آفتاب ندیدم.

تونلها و شاتلها : دیوارهای تونلها خیلی صاف بودند. اگر شما یک لوله توخالی را در یک توپ گلی بکشید شما می توانید بدانید که چطور صاف بوده است. دیوارها مثل اینکه از مرمر ساخته شده بودند که از ماده فلزی غیرقابل نفوذی ساخته شده اند ، سطح دیوارها را نمی توان سوراخ کرد حتی بوسیله مته الماس و نه اینکه لرز می توانست سطح را سوراخ کند. بخاطر داشته باشید که زمانی بود که ما حرکت گروهها را از نقطه A به B بر روی سطح زمین به طور مداوم می دیدیم. خیلی زیاد نیست. حالا شما بندرت آنرا می بینید. حالا آنها از تونلها برای حرکت همه این گروهها در فواصل زیاد استفاده می کنند. تونلها به اندازه کافی پهن هستند که بتوان ۲ وسیله نقلیه ۱۸ فوتی را در کنار همدیگر راند. با شاخه گرفتن از منطقه ۵۱ ، یک شاتل به منطقه کوه Cheyenne می رود. طول ماشین بزرگ شاتل تقریباً ۴/۱ مایل است. ساکنین داخلی از این ماشینها استفاده می کنند. یک کشتی بزرگ برای حرکت دادن تعداد زیادی از مردم / موجودات یا هر چیز دیگر به سرعت شاتل کوچکتر به طول ۶۰-۵۰ فوت بود. این نوعی بود که من در آن بودم.

سرعت شاتل ها ( ترن ) از سرعت صوت بیشتر است؛ آنها می توانند از منطقه ۵۱ طی مدت کمتر از ۱۰ دقیقه زمینی به نقطه داخلی اصلی زمین بروند. ظرف مدت ۵ تا ۶ دقیقه آنجا هستید. مواد مورد استفاده برای ساخت شاتل همانند موادی است که ترکیب پوسته فضاپیمای راسوِل را تشکیل می دهد. شاتل ها در اثر نیروی الکترومغناطیسی کار می کنند که از خط شبکه زمین استفاده می کند. قد اپراتورهایی که قبلاً به آنها اشاره کردم ۱۳ تا ۱۴ فوت است و از نظر ظاهری شبیه ما هستند اما بسیار رشد یافته اند و از طریق تلپاتی حرف می زنند. ( احتمالاً از همان نوع موجوداتی هستند که رامپا در این کتابچه شرح می دهد ). این مردان با ریش یا بدون ریش هستند و پوست زنان بی نقص بوده و در واقع دارای چهره کاملاً شفافی هستند. توصیف آنها برای انسانها یکی از نگرانی های ماست – همانطور که آنها نگاه می کنند که سر ما انسانها در کجا قرار دارد. هفت تمدن در مرکز زمین ساکن هستند که بر اساس اصول هارمونی ( هماهنگی ) اداره می شوند. آنها همه زبانهای کره زمین را می فهمند و می توانند به این زبانها صحبت کنند. شناخت آنها از علم پزشکی خارق العاده است.

https://i1.wp.com/www.agharta.com.ar/int1.jpg

بخش ۲ تاریخچه شخصی من

در ۱۲ سالگی در حالی که با دوست دیگرم در یک مزرعه ذرت قدم می زدم تجربه ای ماورای طبیعی را کسب کردم. سوار یک وسیله نقلیه UFO شدم و به مرکز زمین رفتم. در آنجا برای مدت ۶ ماه در میان ساکنان زمین زندگی کردم. شگفتی والدینم به خصوص پدرم که در خدمت ارتش بود را در هنگام ناپدید شدنم و اینکه پس از ۶ ماه به طور مرموزی برگشتم را تصور کنید. به خاطر این تجربه بود که فکر می کنم پدر اطمینان داشت من تحت حمایت او در پنتاگون بوده ام و پس از آن برای خدمت در منطقه ۵۱ فرستاده شده ام. من فرزند واقعی پدرم نبوده و همانند خواهرم فرزند خوانده او هستم.

https://i1.wp.com/sites.google.com/site/paranormalzonex/_/rsrc/1280150814023/UFOs/ufo-area51-aliens-ufos/area51%20ufos.jpg

خواهرم توسط آنچه که « دولت سری » گفته می شود کشته شده بود. من قادر بودم با ذهن خود که قوی تر است با منفی بودن آنها بجنگم و از حملات آنها جان سالم به در برم. راهنمایم زورا که از دانشمندان مرکز زمین است و ۱۵۰۰۰۰ سال دارد به من گفته است که من و خواهرم در اصل متعلق به مرکز زمین هستیم و پدر و مادر واقعی ما در مرکز زمین زندگی می کنند. وقتی پدر ما را به فرزندی پذیرفت ما به زبانی حرف می زدیم که برای هیچ فرهنگ زمینی آشنا نبود. من گروه خونی ناشناخته ای دارم و هرگز دچار بیماری نشده ام. خون من از نظر پزشکی مورد آزمایش قرار گرفته و وقتی در آزمایشگاه با دیگر نمونه های خونی ترکیب شده همه عفونت های ویروسی را از بین برده است.

امانت دار باشید // کپی برداری با ذکر منبع مجاز می باشد – منبع : www.ufolove.wordpress.com

پ . ن : با تشکر فراوان از دوست خوبم مهدی عزیز( نیتیاناندا ) برای ارسال این مطلب .

آگارتا،تمدن درون زمين. هيتلر از نگاهي ديگر. (3)

غارها افسانه های گسترده ی زمان و مکان را مجددا تائید کردند . کشف معابد زیرآبی تلاش چشمگیر مایا را برای ایجاد این مدخل ها و دروازه ها نشان می دهد. به علاوه نفوذ عمیق به جنگل جهت نیل به سوراخ ها و شکاف های غار ، سازندگان مایا مجبورند تا نفس های خود را حبس کرده و برای ساخت برخی از مقبره ها و اهرام به زیر آب روند. ورودی های دیگر جهان زیرزمینی مایا در جنگل ها و بالای غارهای زمینی دیگر در Guatemala شمالی کشف شده اند. آنها با چند لایه ای بودن واقعیت مهتقد بودند. دروازه ی بین زندگی و جایی که مردگان می روند برایشان مهم بود.

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/cahalpech.jpg?w=199&h=300

در غارهای سراسر Mesoameria ، مایا یکبار آیین و تشریفاتی چون حجامت و قربانی برای خدایان را برگزار کردند. غارها نقش مهمی را در مذهب مایا . افسانه شناسی آن بازی کردند. که به عنوان خانه ی خدایان دروازه ی ورود به جهان زیرزمینی دیده می شدند – مکان های زنده با قدرت معنوی . حتی هیتلر درگیر تفکر Shambhala بود. هیتلر کاملا مرموزالذهن بود. در جوانی اش ، یوگا و occult را در وینا مطالعه و بررسی نمود و پاگشایی پرستش peyote سرخپوستان آمریکایی را دریافت نمود.

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/salut_hitler.jpg?w=283&h=300

 

بعدها به عرفان و خداشناسی روی کرد . از وی دعوت شد تا به یک گروه سری در آلمان به نام Ultima Thulli بپیوندد که در خیال تسلط بر آلمان بود . که بعد ها Nazi party شد . «Ultima Thulli » آشکارا شهر پایتختی اولین قاره ی دارای سکنه توسط Aryan ها بود. که آن را HYPERBOREN نامیدند و قدیمی تر از Lemuna آتلانتیس ( قاره هایی با فرهنگ های پیشرفته که غرق شدند. ) بود . اسکاندیناوی ها افسانه ای با نام Ultima Thule” » دارند ،

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/image.jpg?w=300&h=300

 

سرزمین شگفت انگیزی در شمالی ترین نقطه ، که خورشید هرگز غروب نمی کند و نیاکان نژاد آریان (Aryan) در آنجا ساکنند. Hyberborea در دریای شمال بالا بود و در طی عصر یخ غرق شد . گمان می رود که Hyper boreans از منظومه ی شمسی Aldebaran آمدند که ستاره ی اصلی در برج فلکی ثور (constellation Taurus) می باشد ، قدشان در حدود چهار متر بود ، سفید ، بلوند و چشم آبی بودند. آنها جنگ را نمی شناختند و سبری خوار (همچون هیتلر ) بودند . با توجه متون نقل قول Thule آنها از نظر تکنیک بسیار پیشرفته بودند و با “Vril-ya” پرواز می کردند ، «vril-ya » یک ماشین پرنده بود که ما امروزه به آنها UFO می گوییم. این بشقاب های پرنده توانایی شناوری ، سرعت زیاد و مانورهای شناخته شده ار یوفوهای امروز به علت میدان های مغناطیسی دو Counter – rotating را داشتند و از قدرتی به نام Vril به عنوان سوخت یا پتانسیل انرژی استفاده می کردند. (Vril = ether , od , prana , chi , ki ,cosmic forces , orgon,… ) شاید از “Vri-IL” = خدای تعالی = شبه خدا ) ، یهنی آنها از میدان مغناطیسی زمین انرژی می گیرند (انرژی آزاد ) همچون “tachyon converter” کاپیتان هنس کولر.

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/126ultimathule.jpg?w=247&h=300

 

وقتی Hyperborea شروع به غرق شدن نمود ، به مردم Hyperboren گفته شد تا به دستگاه های عظیم – تونل های غول پیکر در پوسته ی زمین – پناه برد ودر زیر منطقه ی هیمالیا سکنی گزیدند.به سرزمین زیرزمینی آگارتا و به پایتخت ان Shambhala گفته می شود . پارسیان به این سرزمین » آریانا » ، سرزمین منشأ آریانها ، می گویند. کارل هوشمز مدعی بود که Thule واقعا آتلانتیس بود و – برخلاف تمام محققان دیگر تبت و هند – گفت که بازماندگان Thule – Atlanteans به دو گروه تقسیم شدند ، یک گروه خوب و دیگری گروه شیطانی و پلید » آنهایی که خود را بعد از وحی آگارتی نامیدند – خوب بودند و در منطقه ی هیمالیا ساکن شدند ، گروه شیطانی Shamballah بود – که می خواستند انسانیت را مطیع خود کنند و با غرب رفتند .

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/bal-sagoth-starfire-burning-upon-the-ice-veiled-throne-of-ultima-thule-front.jpg?w=300&h=292

 

وی جنگ بین مردم آگارتا و Shamballah را که هزاران سال ادامه داشت ذکر کرد و در رایش سوم (Third Reich) ، Thule Gesellschaft به عنوان نماینده ی آگارتا – آن را علیه نمایندگان Shamballah ، فراماسون ها و صهیونیست ها ادامه داد. این احتمالا مأموریت وی بود . بنا به گفته ی وی رئیس این منطقه ی زیرزمینی Rigden lyepo ، پادشاه جهان ، به همراه نماینده اش در روی زمین بود . هوشوفر متقاعد نمود که سرزمین زیر هیمالیا مکان تولد نژاد آریان بود ، که در طی سفر های تبت و هند تأئید کردند که مردمانی از آگارتا هنوز هم وجود دارند و زندگی می کنند. سرزمین زیرزمینی که تقریبا به تمام رسوم و سنن شرقی بسته شده است در طی هزاران سال در زیر تمام سطح زمین با مراکز عظیم دیگر زیر صحرای ساهارا ، کوهستان های Santa Catarina , Matto Grosso در برزیل ، yucatan در مکزیک ، کوهستان شاستا درکالیفرنیا ، انگلستان ، مصر، چکوسلواکی و … گسترده شده اند.

به نظر می رسد هیتلر در جستجوی کشف دروازه هایی به جهان زیرزمین آگارتا بود تا با نوادگان آریان «مردم خوب » از Aldebaran – Hyperborea تماس بگیرد. در افسانه ها و باورهای مربوط به جهان زیرزمینی گفته می شود که سطح جهان هنوز از جنگ جهانی وحشتناک (جنگ جهانی سوم ) رنج می برد ، که با زمین لرزه ، بلایای طبیعی دیگر و تغییر قطب ها و مرگ حدود دو سوم بشریت پایان می پذیرد . بعد از » آخرین جنگ » چند نژاد از درون زمین به بازماندگان سطح زمین می پیوندند و عصر طلایی هزار ساله طنین انداز می شود . هیتلر می خواست تا یک » آگارتا » یا » آریانا «ی خارجی را به نژاد برتر آدمیان بسازد و آلمان را خانه ی آن کند . در طی وجود «رایش سوم » دو هیئت اعزامی بزرگ توسط SS به هیمالیا فرستاده شدند تا آن دروازه های ورودی را پیدا کند . هیئت های بیشتر در Andes کوهستان های Matto Grosso در شمال و رشته کوه های Santa Catarina در جنوب برزیل در چکوسلواکی و قسمت های از انگلستان تحقیق کردند. یکبار که هیتلر قدرت را به عهده گرفت ، یکی از وزیرانش از Ancestral Memories بود ،که به رهبری رئیس دپارتمان سانسکریت در دانشگاه مونیخ بود . آن بازداشتگاهها را کنترل می کرد . از طریق این ارتباط با مطالعات سانسکریت ، نازی ها صلیب شکیته را – سمبل قدیمی سرخپوستان برای خوش شانسی و موفقیت پابرجا – پذیرفتند . » swastika » (صلیب شکسته ) یک کلمه ی سانسکریتی است که به معنی رفاه ، خوشی یا خوش بختی است . برای هزاران سال آن به عنوان سنبل هندو ، بودا و جهان های Jain بوده است . هیتلر امیدوار بود که آن برایش خوش شانسی و خوش اقبالی می آورد.

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/hollow_earth11.jpg?w=256&h=300

 

روزنامه ی فرانسوی Soir گزارش زیر را داشت :

تقریبا 1-1/2 سال . بعد از توقف دشمنی در اروپا ، صیاد جزیره ای وال «جولیانا »  توسط یک کشتی u شکل آلمانی متوقف شد . جولیانا در منطقه ی ANTARCTIC در اطراف جزایر Malvinas [حالا با نام فالکلند ] بود وقتی یک زیردریایی آلمانی به سطح آب آمد و پرچم سوگواری نیروی دریایی آلمان را بلند کرد – قرمز با لبه ی مشکی . ناخدا سوم زیردریایی یک تیم تفتش را اعزام کرد ، که با قایق تفریحی لاستیکی به جولیانا نزدیک شدند و از شکارچی وال کاپیتان هکلا تقاضای تغذیه یا قسمتی از ذخایر غذایی کردند. درخواست با لحن مشخص یک دستور داده شد . افسر آلمانی ،انگلیسی را صحیح صحبت می کرد و بهای آذوقه ها را با دلار آمریکا پرداخت نمود و به کاپیتان انعام 10 دلار را در ازای هر عضو خدمه ی جولیانا داد. در حین انتقال مواد غذایی به زیردریایی ، ناخدا سوم زیردریایی مکان دقیق گروه بزرگ وال ها را به کاپیتان هکلا گفت . بعدا جولیانا دسته ی وال ها را یافت .

France Agence چاپ فرانسه در 25 سپتامبر 1946 گفت :شایعات پیوسته در مورد فعالیت کشتی u شکل آلمانی در منطقه ی Tierra del Fuego (Feuerland به زبان آلمانی ) ، بین اقصی نقطه ی جنوب آمریکای لاتین و قاره ی آنتارکتیکا مبتنی بر وقایع حقیقی شدند.

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/tierrahueca22_01.gif?w=187&h=300

 

هیتلر اطلاعاتی در مورد گروه های سری جهان جمع آوری کرد. هدف وی یافتن عناصر مشترک با عرفان و تفسیر مجدد این تعلیمات بر حسب تئوری خود بود . به کمک سیاح Sven Hedlin ، وی چند هیئت اعزامی را به تبت فرستاد. آنها در جستجوی تماس با Shambhala بودن تا کمک آنها را در حکمرانی جهان به دست آورد. آنها مدعی شدند گرچه Shambhala از این کار خودداری نمود ، آنها توانایی تماس و کسب کمک از پادشاهی سری آگارتا را داشتند . قبل از اینکه رهبران اصلی نازی بعد از حاکم Nurenbery اعدام شدند ، گزارش شد که رهبران یک مراسم مذهبی ناشناخته ای را برگزار می کردند که توسط افرادی دارای کلید های به آگارتا رهبری می شدند. با توجه به یک سنت محرمانه ، آگارتا در واکنش به تغییراتی در منطقه ی وسیعی از زمین و شرایط جغرافیایی هر چند وقت مکان خود را در روی سیاره تغییر می دهد ، اما گفته می شود در حال حاضر در کوهستان های آسیا در یک شبکه ی ashram مراکز تعلیم و آموزش و صومعه ها اغلب صد ها مایل جدا و نزدیک به جهان بیرون قرار گرفته اند . این مراکز بیانگر مذهب اصلی هستند و در دره های حاصلخیز مخفی می شوند که می توان در میان رشته کوه های بلند آن منطقه به تعداد بسیار زیاد یافت .تبتی ها می گویند مه بسیاری از دره ها بسیار گرم هستند و حتی مکان های گرمسیری هنوز هم برای جهان بیرونی غیر قابل دسترس می باشند و آن جوامع خودکفای استادان روحانی (spiritual adepts) می توانند برای هزاران سال بدون شناسایی در آنجا گردهم آیند. پیروان پیش از بودایی مذهب Bon در تبت یک ماندالای امپراطوری ایجاد کردند که به آنها Dejong می گویند. با توجه به این ماندالا ، محور جهان در مرکز آن قرار گرفته است و در شمال غربی کوهستان کایلاس ، بلندترین نقطه در Trans – Himalyas واقع شده است . آنها مدعی بودند که Dejong حدود 18000 سال پیش توسط پادشاه Shenrab بنیان نهاده شد. شنراب اولین تعلبمات معنوی و روحانی را اعلان نمود که در سراسر تاریخ بارها بارها وقتی تمدن در حال افول و واقعیت در خطر مرگ بود نقل شده اند.

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/hollowearth2.jpg?w=300&h=276

 

اما هنوز مفسران تبتی می گویند که Shambhala ممکن است برای صدها هزار سال وجود داشته باشد و از همه ی مرزهای مذهبی ، نژادی و زمانی بگذرد. چیز عجیب آن است هر نژادی که به این افسانه ها راه یافته است ، به یک کوهستان یا رشته کوه های متفاوتی به عنوان مکان Shambhala اشاره می کند. طبق نظر مردم shaman اهل سیبری پادشاهی مخفی جایی در رشته کوه Altai پیدا می شود ، اما مسیحیان ارتدکس روسی معتقدند که در کوهستان های Tien shan قرار گرفتند ، صوفی های افغانستان می گویند که در پامیر  (pamris) قرار گرفته است . Taoist های چینی آن را در انتهای شرقی kun luns می دانند. مردم قرقیز در انتهای غربی همان رشته کوه و غیره دانستند. طبق آیین مخفی ، تعدادی دروازه ی طبیعی وجود دارد که در زمین پراکنده شده اند ، اما Shambhala عملکرد منحصر به فردی دارد که به عنوان دروازه ی اصلی زمین به سطوح بالاتر می باشد . در کیهان شناسی جهان معنوی باید همیشه جهان فیزیکی را در همان نقطه لمس کند ، چون دو قطب کیهانی به صورت پایداری به هم متصل هستند یک راهی در آن نقطه ی اصلی اتصال وجود دارد ،

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/trinitymap11a.jpg?w=300&h=132

 

یک پل یک دروازه ی بین دو جهان ، که همیشه با چند نوع کلید مخفی گشاینده ی آن مشخص می شوند . آن کلید امکان ورود و خروج را فراهم می کند . بر اساس تاریخ ، آن در هر فرهنگی متفاوت بوده است : برای یهودی ها طلسم kabbalistic یک ماندالا یا یک بنای معماری همچون هرم ، که بر اساس هندسه ی مقدسی ساخته شده است برای بودایی ها و هندوها می باشد . این دروازه ها مخازن یا ذخایر قدرت ، باتری های دارای شارژ کمون انرژی زمین می باشند . و در ترکیب با آیین های مناسب این انرژی آزاد می شود . تمدن های قدیمی می دانستند ، آن صداها و ایین های جادویی ، الگو های مقدس خاص ، اگر از طریق بناها ، پشته های خاک ، خرسنگ ها و حلقه ی کوهستان ها یا ویژگی های طبیعی دیگر پخش می شوند توانایی پایین کشیدن انرژی ها را از ابعاد بالاتر و عالی تر دارند. هرم Giza در مصر یکی از این در گام های ورودی کیهانی بود ادامه دارد …

http://mvpyimao.wordpress.com/

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشكر فراوان از مهدي عزيز كه اين موضوع جالب را براي وبلاگ ارسال نمودند. مهدي جان لطف كردند حدود 70 صفحه ديگر راجع به اين موضوع ترجمه كردند و به وبلاگ ارسال كردند كه هر 3 روز يك بار در وبلاگ ميگذارم.

پس ادامه مطلب را از دست ندهيد.

آگارتا، تمدن درون زمین (قسمت 2 )

آگارتا، تمدن درون زمین (قسمت 1 )

Quetzal Coatlاز مدتی زندگی با سرخپوستان و مشاهده ی توجه ناچیز آنها در پیروی از تعلیمات وی ، به جز توصیه ی وی در کاشت و تغذیه از ذرت به عنوان غذای اصلی به جای گوشت ، از آنها جدا شد و به انها گفت که روزی برخواهد گشت. این «مأمور بهشت «به همان طریقی که آمده بود ، بشقاب پرنده ، برگشت . وقتی cortez به مکزیک هجوم برد ، امپراطور Montezuma معتقد بود که » بازگشت Quetzal Coatl » رخ داده است ، چون کره ی آتشین و سپس حلقه هایی در آسمان مکزیکوسیتی مردم را وادار به داد و فریاد کرد ، که بعد خدای جنگ را در تب و تاب قرار داد. این کره ی آتشین ، بشقاب پرنده ای بود که Quetzal Coatl در آن مسافرت می کرد .

hopi2_resize

Osirisخدای زیرزمینی دیگر بود. خدایان باستانی حاکمان آتلانتیس و اعضای نژاد برتر بودند که بر نژاد انسان تسلط داشتند . قبل از تخریب قاره شان ، بنا به پیش بینی خود ، از طریق شکاف قطبی به جهان زیرزمینی در درون توخالی زمین ، جایی که برای همیشه به زندگی ادامه دادند ، سفر کردند. Ossendowski در کتاب خود نوشته است » امپراطور آگارتا ، حیوانات ، افراد و خدایان ، از طریق تونل های زیرزمینی به همه ی قسمت های جهان راه پیدا کردند .» در این کتاب وی شبکه ی گسترده ای از تونل های ساخته شده توسط نژاد ماقبل تاریخ را توصیف نموده است که از زیر اقیانو ها و قاره ها عبور کرده و از طریق آن با وسایل بسیار سريع الحرکت سفر کرده است . امپراطوری ، از شهر های زیرزمینی درون پوسته ی زمین تشکیل می شود ، که باید از آن قشر موجود در مرکز توخالی آن متمایز شود . بنابراین دو جهان زیرزمینی وجود دارد ، یکی صوری و دیگری مرکز زمین . وی Shambhala را به عنوان مرکز زمین ، در درون تو خالی اش به جای درون پوسته ی تو پرش توصیف می کند . » تمام غارهای بزرگ زیرزمینی امریکا محل سکنه مردمانی بوده اند که از جهان ناپدید شدند . این مردم و نواحی زیرزمینی که آنها ساکنند تحت حکومت قدرت برتر پادشاه جهان هستند. هر دو اقیانوس آرام و اطلس زمانی خانه ی قاره های وسیعی بودند که بعدا غرق شدند ، و ساکنان آنها به جهان زیرزمینی پناه بردند . غارهای بزرگ عمیق با نور درخشنده ای که امکان رشد غلات (cereals) و سبزیجات دیگر را فراهم می آورد و به ساکنان طول عمر طولانی بدون بیماری می دهد . در این جهان جمعیت و قبایل زیادی وجود دارد .

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/hollow_earth_complete_shell_model1.gif?w=273&h=300

 

«بسیاری از ترویج دهندگان نظریه ی زمین توخالی ادعا می کنند که پوسته ی زمین به خاطر شبکه ای از تونل های گذرا از زیر اقیانوس ، از قاره ای به قاره ی دیگر به صورت خانه خانه (لانه زنبوری) می باشد و شهرهای زیرزمینی در حفره ها و غارهای بزرگ در زمین می باشند . این تونل ها در جنوب آمریکا ، مخصوصا زیر برزیل به وفور هستند ، چون مرکز اصلی مستعمره ی Atlantean بود ؛ و ممکن است بر آن باور باشیم که آنها توسط Atlanteans ساخته شدند. معروف ترین این تونل ها «شاهراه اینکاس » می باشد که چند صد مایل در جنوب لیما و پرو امتداد یافته است و از زیر Cuzco ، Tiahuanaco و Three peaks عبور کرده و به طرف صحرای Atacama پیش می رود . بخش دیگر در Arica ، شیلی باز می شود که توسط Madame Blavatsky بررسی شد ، طبق نظر وی ، Inca ها از این تونل ها برای فرار از فاتحان اسپانیایی استفاده کردند ، فاتحان اسپانیایی طلا و جواهرات آنها را پشت شترهای لاما حمل کردند. ناپدیدی مرموز آنها در این زمان ، نژاد نهدیان Quechua را پشت سر گذاشت ، با دخول آنها به این تونل ها توضیح داه می شود . گفته می شود وقتی Atahualpa ، آخرین پادشاه Inca ، که بیرحمانه توسط Pizarro به قتل رسید ، طلایی که در ازای آزادی وی در سلسله ای تز 1100 شتر لاما حمل شد در این تونل ها مخفی شدند . گفته می شود که این تونل ها دارای نورپردازی ساختگی بودند و توسط طایفه ای که Tiahuanaco را مدت ها قبل از پیدایش اولین Inca ساختند به وجود آمدند . چون Inca هایی که وارد این تونل ها شدند می خواستند از اسپانیایی ها فرار کنند هرگز دیده نشدند و از سطح زمین ناپدید گشتند ، محتمل است که آنها در شهر های زیرزمینی که تونل ها بدان ختم می شدند به زندگی ادامه دادند .

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/undercity2.jpg?w=300&h=298

 

این تونل های مرموز ، که برای باستان شناسان معما می باشد ، به تعداد بسیار زیاد در برزیل وجود دارند ، جایی که آنها در مکان های مختلفی رو به سطح زمین بازتر هستند . معروفترین در کوهستان های رونکادور Matto Grosso شمال شرقی است به طرف جایی است که سرهنگ Fawcett آخرین باری که دیده شد به طرف آن پیش می رفت . گفته می شود که شهر Atlantean که در مورد آن جستجو می کرد خرابه های یک شهر مرده در سطح زمین نبود بلکه یک شهر زیرزمینی با ساکنان زنده بود ؛ وی و پسرش جک به این شهر رسیدند و هنوز هم آنجا زندگی می کنند . سوراخ تونل Roncador توسط سرخپوستان خشمگین Chavannes محافظت می شود و هر کسی را که بدون دعوت وارد می شوند و کسی را که مزاحم ساکنان زیرزمینی مورد احترام آنها می شود به قتل می رسانند. سرخپوستان Murcego از این سوراخ های تونل مرموز منتهی به شهر های زیرزمینی در کوهستان Roncador در منطقه ی Matto Grasso محافظت می کنند.

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/atlantis-city.jpg?w=300&h=163

 

ما نامه ای به نویسنده ای آمریکایی ، با نام کارل هانی ، نوشتیم که سال های زیادی در Matto Grasso زندگی کرده است و بررسی ها و مطالعات ویژه ای در مورد این موضوع انجام داده است :

«ورودی غار های بزرگ تحت نگهبانی سرخپوستان Murcego است که سیاه پوست بوده و نژاد کوچکتر با قدرت فیزیکی عالی هستند. حس بویایی آنها پیشرفته تر از حس بهترین سگ های شکاری می باشد . حتی اگر به شما اجازه ی ورود به غارها را بدهند نگران مفقود شدن شما هستم ، چون آنها از راز ها به دقت محافظت می کنند و ممکن نیست به کسی که اجازه ی ورود داده اند اجازه ی خروج داده شود. این ممکن است برای سرهنگ Fawcett و پسرش جک رخ داده باشد ، که می خواست تا وارد تونلی شود که به شهر زیرزمینی در کوهستان های Roncador منتهی می شد. سرخپوستان Murcego در غارهای بزرگ زندگی می کنند وارد جنگل های اطراف می شوند ، اما هیچ تماسی با ساکنان زیرزمینی ساکن در شهر زیرزمینی که یک اجتماع کامل با جمعیت بسیار زیاد هستند ندارند باور بر آن است که شهر های زیرزمینی که آنها در آن ساکن هستند اولین بار توسط Atlanteans ساخته شدند. یک چیزی خاص است و آن عدم دستیابی ریزش های رادیواکتیو به آنهاست . هیچ کسی نمی داند آیا آنهایی که در این شهر های زیرزمینی Atlantean زندگی می کنند خود مردم آتلانتیس هستند یا مردمان دیگری بعد از سازندگان اصلی آنها سکنی گزیدند . » نام رشته کوهی که این شهر های زیرزمینی Atlantean وجود دارند Roncador در شمال شرقی Matto Grasso است . اگر شما به جستجوی این شهر های زیرزمینی بروید ، زندگی تان در دستان خودتان است و ممکن است همچون سرهنگ Fawcett هیچ وقت خبری از شما نشود.

» زمانی که در برزیل بودم چیز های زیادی در مورد غارهای زیرزمینی و شهر های زیرزمینی شنیدم . اما از Cuiaba راه درازی است . آنها تزدیک Rio Araguaya هستند که به آمازون می ریزد . آنها به طرف شمال شرقی Cuiaba در دامنه ی کوهستان بسیار مهیب Roncador می باشند. از جستجوی بیشتر دست کشیدم چون شنیدم که سرخپوستان Murcego ورودی تونل را از افرادی که کاملا پیشرفت نکردند حفظ می کند ، چون انها به دنبال دردسر نیستند . در وهله ی اول ، آنها فردی را نمی خواهند که هنوز گرفتار سوداگری است یا فردی که دنبال پول می باشد

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/nomasha-ministry-of-motion.jpg?w=300&h=196

 

.» غارهای بزرگی هم در آسیا وجود دارد که مسافران تبت از آنها یاد می کنند. اما تا جائیکه من می دانم در برزیل بزرگترین آنها قرار گرفته اند و انها در سطح مختلف وجود دارند. مطمئنم که اگر بخواهم به آنها بپیوندم این اجازه را به من می دهند و مرا به عنوان یکی از خود می پذیرند. می دانم که از هیچ پولی استفاده نمی کنند و جامعه ی آنها مبتنی بر دمکراتیک است . مردم پیر نمی شوند و در هارمونی دائمی زندگی می کنند .»خرابه های تعدادی از شهر های Atlantean در Matto Grosso شمالی و زمین های آمازون پیدا شدند که نشانگر اجتماع مردمان آتلانتیس در این کشور می باشد . سال ها پیش یک معلم مدرسه ی انگلیسی ، با شنیدن شایعات شهر گمشده ی Atlantean در یک فلات مرتفع در این منطقه به جستجوی آن رفت . وی مشقت های این سفر را به جانش خرید . قبل از مرگ ، وی کبوتر نامه رسانی را با یادداشت توصیف کننده ی یک شهر باشکوه و مجلل فرستاد وی کشف کرد خیابان های آن پر از مجسمه ی طلایی بزرگ بودند. اگر مردم آتلانتیس (Atlanteans) زمانی در برزیل جمع شدند و شهر هایی را در سطح Matto Grosso ساختند ، چرا آنها آن شهر های زیرزمینی را آنجا بنا نمودند ؟آن نمی تواند به خاطر فرار از غرق شدن آن آتلانتیس غرق شده و نواحی اطراف باشد چون Matto Grosso فلات بلندی است که سیلاب ها نمی توانند به آن برسند . باستان شناس آمریکای جنوبی ،

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/the_opening_to_agartha.jpg?w=300&h=300

 

هارولد ویلکینز ، نظریه ی دیگری را ارائه می دهد : که شهر های زیرزمینی برای فرار از ریزش های رادیواکتیو حاصل از جنگ هسته ای که مردم آتلانتیس در آن جنگیدند ساخته شدند. این به نظر یک توضیح معقول می آید یا در غیر این صورت دلیلی وجود نخواهد داشت تا کسی زیر بار کار دشوار و طاقت فرسای حفر زمین رود و شهرهای زیرزمینی ساخته شود در این مردم آتلانتیس خود دارای شهر های مجلل و باشکوه در سطح زمین بودند. وقتی / اگر در خطر جنگ هسته ای باشیم ، ما هم پناهگاهی را درون زمین می یابیم و در آن شهر های زیرزمینی سکنی می گزینیم و غذای خود را با نور مصنوعی ان تولید می کنیم . البته پیوستن به شهرهای زیرزمینی موجود که توسط مردم آتلانتیس که هزاران سال پیش ساخته شده است آسانتر خواهد بود که در مهارت مهندسی از ما بسیار پیشتر بودند. اگر تماس آسان با ساکنان زیرزمینی میسر شود ، هنگام جنگ یا حتی قبل ، هنگامی که ریزش رادیواکتیو افزایش می یابد یا فراتر از نقطه ی خطر می رود و زندگی ما را تهدید می کند ، به نفع ما خواهد بود تا با این شهر های زیرزمینی تماس داشته باشیم و در صورت پذیرش در آنجا سکنی گزینیم .

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/sldfkjghdslkfj.jpg?w=300&h=205

 

مرگ و پیری در آرگاتا وجود ندارد . جامعه ای است که در آن هر کسی جوان به نظر می رسد ، حتی اگر به قرن ها یا حتی هزاران سال پیش تعلق داشته باشد .برای ساکنان سطح زمین در معرض اثرات خطرناک تشعشع خورشیدی و مسمومیت غذایی یک رژیم اشتباه غیر قابل باور به نظر می آید . علائم پیری نتیجه ی طبیعی گذر زمان یا در نتیجه ی فرآیند پیر شدگی نیست بلکه در نتیجه ی شرایط زیستی و عادات مضر هستند. کهولت و پیری یک بیماری است ؛  وچون به هیچ بیماری مبتلا نمی شوند ، پیر هم نمی شوند. فرهنگ غنی علمی مردمان زیرزمینی که بشقاب های پرنده مثالی از انها می باشد ، در نتیجه ی پیشرفت مغز برتر و پر انرژی آنهاست . علت آـن است که انرژی حیاتی آنها به طرف مغز آنهاست به جای اینکه از طریق مجرای جنسی آنها همانطور که در میان نژاد های سطح زمین «متمدن» نامیده می شود پراکنده گردد. در حقیقت ، افراد در سکس به خاطر رژیم میوه ای آنها کاملا خارج از زندگی آنها می باشد و سیستم غدد درون ریز آنها همچون بچه های کوچک در حالت تعادل کامل است و به صورت هماهنگ کار می کند . با فعالیت ناهنجار توکسین های متابولیک ، که توسط غذایی چون گوشت ، مرغ ، ماهی و تخم مرغ و برانگیزاننده های جنسی چون نمک ، فلفل ، قهوه ، تنباکو و الکل تولید می شوند ، تحریک نمی شوند. با حفظ خلوص جریان خون انها و عاری از توکسین ، مردم زیرزمینی توانایی ادامه ی کامل زندگی خود را دارند و از تمام انرژی حیاتی خود محافظت می کنند و انها را به نیروی مافوق برتر تبدیل می نمایند. موفقیت های علمی آنها در نتیجه ی برتری مغز آنها نسبت به توسعه و پیشرفت عقلانی ماست . جامعه ی عرفانی برزیل مقاله ای را در مجله اش منتشر کرد : آیا Shangri-la وجود دارد ؟»

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/ajg-rm-00011.jpg?w=300&h=197

 

اینجا چند نقل قول آورده شده است :

» در میان نژاد ها و طوایف بشری با برگشت به ابتدای زمان باوری در مورد وجود یک سرزمین مقدس یا بهشت زمینی وجود دارد ، که اعلی ترین آرمان های بشریت به واقعیت تبدیل می شدند. این مفهوم در اغلب نوشته ها و سنت های قدیمی مردمان اروپا ؛آسیای صغیر ؛ چین ، هند ، مصر و آمریکا پیدا می شود .

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/shasta.jpg?w=300&h=113

 

این سرزمین مقدس را افرادی می توانند ببینند و بشناسند که خالص ، بی گناه و شایسته هستند به همین خاطر آن درون مایه ی اصلی و شاه کلید تمام تعلیمات مرموز و سیستم های شروع در گذاشته ، حال و آینده را تشکیل می دهد.این کلید جادویی «مفتاح رمز » است که دری را به جهان جدید و شگفت انگیز می گشاید .Rosicrucians ( فرقه ای از مسیحیان دارای عقاید فلسفی و مرموز ) آن از کلمه ی فرانسوی VITRIOL انتخاب شد ، که ترکیبی از حروف اول این جمله می باشد .»

“VISTA INTERIORA TERRAE RECTIFI CANDO INYENES OMNIA LAPIDEM” تا نشان دهند که در درون زمین یک را واقعی نهفته است.مسیری که به این جهان مخفی ختم می شود راه آغاز است . » در یونان قدیم » در رموز Delphos و ELEUSIS ، به این سرزمین آسمانی به عنوان کوه Olympus و Fields Elysian اشاره می شود. همچنین در نخستین زمان ودایی (vedic وابسته به ودا کتاب مقدس هندو ) ، با نام های مختلفی چون Ratnasanu (رأس یک سنگ ارزشمند ) ، Hermadri (کوهستان طلا ) و کوهستان Meru ( خانه ی خدایان و الییمپوس هندوها ) شناخته شدند.رأس این کوهستان مقدس در آسمان است قسمت وسط آن در زمین و بنیان آن در جهان زیرزمینی است . » Eddus اهل اسکاندیناوی همچنین از این شهر الهی نام می برد ، که درسرزمینی Asar مردمMesopo tamia  بود .آن سرزمین Amenti از کتاب مقدس مردگان مصریان باستانی است .

آن شهر هفت گلبرگ (seven petals) ، ویشنو و شهر هفت پادشاه ادوم یا ادن (Edom / Eden) با توجه به باور یهودی است . به عبارت دیگر ، بهشت زمینی بود .

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/atlantis.jpg?w=300&h=225

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/atlantis41.jpg?w=300&h=224

 

» در سراسر آسیای صغیر ، نه فقط در گذشته بلکه امروزه ، باوری مبنی بر وجود شهر راز پر از عجایب وجود دارد ، که با نام SHAMBALLA (Shamb – Allah) یا Shambhala شناخته می شود ، جایی که معبد خدایان می باشد . همچنین آن (Erdamf) را ردایف تبتی ها و مغول ها می باشد .»پارسیان به آن آلبردی یا آریانا سرزمین نیاکان خود ، می گویند. یهودیان آن را Canaan و مکزیکی ها Tula یا Tolan نامیدند و Aztec ها به آن Maya – pan گفتند ، فاتحان اسپانیایی که به آمریکا معتقد به وجود چنین شهری بودند و سفرهای زیادی را در جستجوی شهر Eldorado یا شهر طلا انجام دادند.

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/366px-avalon_island.jpg?w=300&h=225

 

آنها احتمالا در مورد آن از سکنه های اولیه که نام Manoa یا شهری که پادشاهش لباسی از طلا می پوشد به آن می دادند شنیدند . » سلت ها این سرزمین مقدس ار به عنوان «سرزمین مرموز » – Duatdh  یا Danada می شناختند. یک روایت چینی از سرزمین Chivin یا شهر Dozen serpents صحبت می کند. آن جهان زیرزمینی است ، که در ریشه های آسمان قرار گرفته است . سرزمین Calcas ، Calcis یا kahki ، دو کلید معروف (Colchida) که Argonauts هنگامی که عازم جستجوی پشم طلایی شدند در پی آنها بودند .» در قرون وسطی ، به آن جزیره ی کوچک آوالون (Avalon) اطلاق شد که شوالیه های میزگرد (Round Table) ، به رهبری پادشاه آرتور و تحت رهبری جادوگر مرلین به جستجوی جام مقدس شراب ، سمبل فرمانداری ، عدالت و ابدیت رفتند. وقتی کینگ آرتور در نبردی آسیب جدی دید ، از ندیم خود Belvedere خواست تا وی را روی قایقی ، با کلمات زیر به طرف مرز های زمین رها کند : » خداحافظ دوست و همراه من Belvedere ، به سوی شهری که هرگز بارانی در آن نمی بارد ، جایی که هیچ بیماری در آن وجود ندارد و کسی نمی میرد ؛ این سرزمین ابدیت یا آگارتا ، جهان زیرزمینی می باشد . این سرزمین وال هالای (walhulla) ژرمن ها ، مونته سالوات شوالیه های جام مقدس شراب (Monte salvat of knights of Holly Grail) ، مدینه ی فاضله ی توماس مور ، شهر خورشید Campanella ، شانگری – لای تبت و آگارتای جهان بوداست :

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/actun-tunichil-muknal-belizejs800a.jpg?w=300&h=225

 

ورودی ممکن دیگر با آگارتا در Belize پیدا شده است . یک پلکان مارپیچی پر از معابد و اهرام سنگی در 14 غار- برخی زير آب – در yucatan peninsula کشف شده است . با توجه به افسانه ی مایا ، ارواح مردگان مجبورند از سگی با دید شبانه در مسیری وحشتناک و آبکی پیروی کنند و هزاران چالش را قبل از استراحت در جهان پس از مرگ تحمل کند.

http://mvpyimao.files.wordpress.com/2009/11/actun-tunichil-muknal-belizejs800b.jpg?w=225&h=300

 

در یکی از غارهایی که اخیرا کشف شد ، محققان یک جاده ی بتنی 300 فوتی (90 متر )  را پیدا کردند که به یک ستون ایستا در جلوی یک بستر آب منتهی می شود .

Guillermo de Anda ، رهبر محققان در مکان های تحقیقی گفت : » در این مورد اخیر ، الگوی معابد نزدیک – یا زیر – آب را یافتیم . اینها احتمالا به عنوان قسمتی از تشریفات بسیار مفصل ساخته شدند . همه چیز به مرگ ، زندگی و فداکاری بشری مربوط است . » با امتداد جنوب از جنوب مکزیک ، از طریق گواتمالا به طرف شمال Belze ، فرهنگ مایا از 250 A.D تا 900 که تمدن به طور مرموزانه ای متلاشی شد در اوج خوشبختي بود. باستان شناسان حفار معابد و اهرام در روستای Tahtzibichen ، در Merida ، پایتخت Yucatan ، گفتند : قدیمی ترین آیتمی که پیدا کردند یک کشتی 1900 ساله بود.مجسمه ها و سفال های کشف شده ی دیگر به 750 A.D  تا 850 بر می گشتند. سنگ ها ، ستون های عظیم و مجسمه های راهبان در غارها وجود دارد . بقایای انسانی و سرامیک ها  هم به چشم می خورند . محققان گفتند افسانه ی باستانی – توصیف شده در کتاب مقدس Popul Vuh – از یک مسافرت پیچاپیچ از  میان خون oozing  ، خفاش ها و عنکبوت ها سخن می گوید که ارواح مجبور بودند تا برای نیل به Xibahba ، جهان زیرین ، انجام دهند. غارها دروازه های طبیعی به قلمرو و سرزمین های دیگر می باشند. آنها در مورد تاریکی ، ترس ، دیوها و خدایان هستند.

ادامه دارد.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

منبع :   http://mvpyimao.wordpress.com

پ . ن : با تشكر فراوان از مهدي عزيز بابت تهيه و ارسال اين مطلب.

دوستاني كه در شبكه هاي اجتماعي فعاليت ميكنند مطالب اين وبلاگ را به اشتراك بگذارند تا بقيه هم بخوانند. در قسمت به اشتراگ گذاري هر مطلب گزينه هاي مربوط وجود دارد.

آگارتا، تمدن درون زمین (قسمت 1 )

آگارتا- درون زمین

 

در سال 1920 ، مارشال بی گاردنر یک کتاب 450 صفحه ای با نام سفری به درون زمین نوشت ، تا یافته های خود را در مورد تو خالی بودن زمین بیان کند. وی یافته های خود را از سفرهای قلب شمال و ستاره شناسی خود جمع آوری کرد ، اما جالب آن بود که ، 7 سال پیش حق ثبت ایالات متحده برای مدل کاری زمین تو خالی به وی اعطا شد . این حق ثبت اظهار می دارد که ، 4 بیلیون سال پیش ، وقتی زمین هنوز توده گاز منبسط بود ، به تدریج با خنک شدن شروع به انقباض کرد . وقتی با نیروی گریز از مرکز به تسالم (Compromise) رسید ، نیروی جاذبه به اندازه ای توده را کاهش داد تا زمانیکه قطر آن در ناحیه ی استوا 8000 مایل شد .

حالا زمین بی شکل و خالی بود . تکوین 1:2

چون نیروی گریز از مرکز در نواحی قطبی بسیار ضعیفتر بود ، جاذبه توانایی کاهش بیشتری را در آن مناطق داشت ، اما فقط تا زمانیکه توده در حال خنک شدن بود. در نتیجه ، زمین به خودی خود به شکل یک گوی کامل سفت نشد ، بلکه بیشتر به شکل هلالی بزرگ با سوراخ های عریض 1400 مایلی در قطبین شمال و جنوب بود. صدها هزار سال بعد ، نژادی از موجودات غیرمادی در ترک های تو خالی عمیق در سطح زمین ساکن شدند

http://hiddenlighthouse.files.wordpress.com/2010/02/the_opening_to_agartha.jpg

. آنجا ، در درون زمین ، آنها یک سری تونل به نام شبکه ی آگارتا تشکیل دادند. اجساد این آگارتیان ها حالا با نیروی مغناطیسی بلورین و یک منبع نور که از هسته ی سیاره منتشر می شود نگهداری می گردد. سوراخ های منتهی به درون زمین با لایه ی بسیار ضخیم ابر مخفی می شود چون هوای گرمی که از درون شکاف ها بلند می شود به طور مداوم با هوای سرد قطبی خارج ادغام می شود . خلبان ها از بالای قطب ها پرواز نمی کنند چون دستگاه ها هنگام اوج گرفتن به درستی کار نمی کنند . اما ، چیزی که در واقع رخ می دهد آن است که قطب مغناطیسی درون زمین با انرژی موج مغناطیسی خود هواپیما را به درون سوراخ قطبی خود می کشد. این چیزی است که شفق شمالی را در قطب شمال و شفق جنوبی را در قطب جنوب به وجود می آورد . راز های ناشناخته همیشه به دنبال نویسندگان جدید مقالات هستند . اگر شما مقاله ، داستان یا هر مطلب دیگری را نوشته اید که مایلید تا به صورت رایگان در سایت منتشر شود پس منتظر تماس شما هستیم .

تصاویر اعتباری :Caia Cupito / کوهستان شاستا و زمین تو خالی / پست شده در 14 می 2009

https://i0.wp.com/www.unexplained-mysteries.com/images/newsitems/shasta.jpg

مقاله نویس : ویلیام بی استوکر

در ژوئن 1976 ، وقتی مرد جوانی با قلب کاملا سالم بودم ، از کوهستان شاستا بالا رفتم . که چهارمین تلاش من بود . دفعات قبل به خاطر خرابی و نارسانایی تجهیزات و هوا ناموفق بودم . من و دوستانم مجبور بودیم تا در هوای بسیار طوفانی صعود کنیم . برای صعود از Avalavche ( صعود کامل به معنی نیل به 6 هزارپایی در یک روز ) به خاطر سنگ های در حال ریزش بسیار سریع به این سو و آن سو حرکت می کردیم . به طرف راست Red Rank (چند صخره ای با سراشیبی تند در قله ی Avalanch Gulch) رفته و رد یک مسیر باریک ، با یک فلات یخچالی ( شکاف یخی در قله ی یک کوه یخ ) در طرف راست خود و یک شیب و سرازیری یخی در طرف راست خود به طرف قله ی یک کوه یخ حرکت کردیم ، و سپس از یک دیوار سنگی کوتاه بالا رفتیم . در جلو یک نوع فلات و یک فضای شیب دار با نام Misery Hill که بوی گوگرد استشمام کردم ، وجود داشت . سپس ، از پرتگاه های عمیق در برف و باد عبور کردیم طوریکه بر روی سبیلم لایه ای از یخ وجود داشت  و هیچ چیزی مشاهده نمی شد. درون ابر بودیم .سفر برگشت آسان تر بود ، اما مجبور بودیم از دیوار سنگی کوتاه و زمین به طرف بالای کوه یخ برسیم :خطای جزئی در محاسبه به معنی سقوط درون فلات یخچالی یا افتادن از سطح لغزنده ی کوه یخ بود. نزول از Avalanch Gulch بسیار سریغ پیش رفت.

https://i2.wp.com/vulcan.wr.usgs.gov/Imgs/Jpg/Shasta/Images/Shasta84_mount_shasta_with_shastina_1984_med.jpg

چون می توانستیم بنشینیم و فواصل زیادی را سر بخوریم. کلنگ های کوهنوردی حرکت ما را به طرف پایین کنترل می کردند. نقطه ی اوج کوهستان شاستا در کالیفرنیای شمالی 14/179 فوت است . هیچ چیزی در اطراف به ارتفاع آن نمی رسد ؛ حتی کوهستان رانیر (Ranier) در واشنگتن ، بلندتر و پوشیده از یخ ، با قلل کمتری محاصره می شود . شاستا در میان 48 ایالت پست تر ، وحشت آورتزن و ترسناک ترین کوهستان است . صحنه ی وقایع فوق الطبیعه ی بی حد و حصر و دیدنی های یوفو (ufo) می باشد که بسیاری از آنها متکی به مدارک خوبی هستند و اینها باعث ایجاد افسانه های بسیار عجیبی شده است . دهه ها برخی از افراد معتقد بودند که شاستا به خاطر غار های پهناور به صورت خانه خانه (لانه زنبوری ) می باشد که در آن تمام موجودات مرموز زندگی می کنند . در سال 1894 فردریک اسپنسر اولیور نوشت » یک ساکن در دو سیاره » ادعا می کند که بازماندگان قاره ی غرق شده ی Lemuria  در کوهستان زندگی می کردند . در دهه ی 1930 گای وارن بالارد ، مؤسس بنیاد I Am ، همان ادعا را مطرح نمود .نویسنده ی داستان های علمی تخیلی رابرت ( دوست صمیمی جک پارسوتر مرموز ) داستانی با نام » میراث گمشده » در مورد گروهی از استادان خیراندیش نوشت که در کوهستان زندگی می کردند ، از توانایی های فوق الطبیعه ی خود برای شکست استادان ناشناخته ای که در جهان حکومت می کردند استفاده می نمودند ، در حالیکه ، همانطور که قبلا ذکر کردیم ، یوفوها و وقایع ماوراءالطبیعی متکی به اسناد خوب هستند ، چند مشکل جدی در مورد ایده ی Lemurian های ساکن در کوهستان وجود دارد . اول ، ابتدا نگاهی منتقدانه به نظر Lemuria داشته باشیم . پستاندارانی با نام Lemurs وجود دارند که در جزیره ی ماداگاسکار ، دور از ساحل جنوب غربی آفریقا و در هند زندگی می کنند. در سال 1864  یک جانور شناس به نام فیلیپ اسلاتر پیشنهاد داد که حیوانات از طریق یک سرزمین پهناور (Lemuria) از ماداگاسکار به هند مهاجرت کردند که آن سرزمین حالا غرق شده است . مدرکی دال بر وجود چنین پل زمینی وجود ندارد و به نظر می رسد تکنوتیک های صفحه ای مطلب را به خوبی تشریح می کنند ، حالا نظریه آن است که هند از آفریقا جدا شده و ماداگاسکار را پشت سر گذاشت و تا زمان برخورد با جنوب آسیا و در نتیجه ی آن بالا آمدن هیمالیا شناور بود . مادامه بلاواتسکی ، مؤسس عرفان و خداشناسی ، نظر Lemuria را ادامه دادند و آن را با موجودات پیشرفته محبوب کرد . نویسنده جیمز چرچ ورد آن را «Mu » نامیده و آن را از اقیانوس هند به آرام منتقل کرد . در جای دیگری دلایل چرایی عدم غرق شدن قاره های بزرگ و اینکه چرا جزایر و قطعات قاره ها میلیون ها سال طول کشید تا چنین شوند را مطرح نمودم. این از احتمال تمدن های پیش از تاریخ در اطراف اقیانوس های هند و آرام و جاهای دیگر جلوگیری نمی کند. در مورد غار های بزرگ در کوهستان شاستا ، بوی گوگردی را که استشمام کردم را به یاد می آورید ؟ آن از یک شکاف دامنه ی آتش نشان فعالی بود که در آن باقی مانده های یکی از دهانه های آتشفشانی کوهستان شاستا وجود داشت ( گرجه آنها به ندرت شبیه دهانه ی آتشفشانی امروز می باشد . ). شاستا یک کوره ی آتشفشانی است ، قسمتی از رشته کوه های آبشاری ، که بخشی از حلقه ی آتش اقیانوس آرام است و متشکل از 4 مخروط روی هم افتاده به همراه قله ی فرعی 12,330 فوتی شاستا می باشد . آن از داسیت و آندزیت ، خاکستر و جریان های تشکیل شده در اثر فعالیت آتش نشانی تشکیل شده است که آخرین بار در سال 1786 فوران کرده است ( و توانایی فوران مجدد را دارد . ) این صخره ها شکننده وسست هستند چنین غارهای بزرگی نمی توانند وجود داشته باشند . آنها به سادگی خراب می شوند . درون آن کوه برای زندگی کردن زیاد گرم نیست … و میان فوران ها می باشد . غارهای کوچک و کم عمق یا سیستم های تونل در دامنه ی کوه ها یا جاهای دیگر در اطراف کاملا محتمل می باشند اما هیچ فرد Lemurian در کوهستان شاستا زندگی نمی کند. تا جائیکه من بیش از معمول شکاک هستم ، ممکنه تحت تأثیر افسانه ی مرتبط به زمین توخالی باشم . قرن ها مردم منکر می کردند که سیاره ی ما ممکن است تو خالی باشد و افراد یا موجودات مختلفی در آن زندگی کند و به این جهان دیگر می توان از طریق غارهای عمیق یا شکافهای پهناور در قطبین وارد شد . ممکن است اشتباهات زیادی در این باشد اما شناختن اینکه از کجا باید شروع کرد مشکل است . راهی وجود ندارد که سیارات و ستارگان می توانند توخالی باشند ؛ وقتی آنها از چیز های کوچکتر یا گاز به وجود می آیند ، جاذبه ناگزیر هر چیزی را به طرف مرکز می کشد و هیچ فضای خالی را بر جا نمی گذارد . اگر موجودات دارای قدرت زیاد یک سیاره ی تو خالی را بنا کرده باشد ، جاذبه فورا آن را فرو خواهد پاشید . جاذبه ی زمین ثابت می کند که نه تنها توخالی وجود ندارد ، بلکه هسته ی آن متراکم و سنگین است . درون گرم است تا حدی که هر چیزی را ذوب می کند ، آتش فشان ها و اندازه گیری های بی شعار این را اثبات می کنند. زمین بارها با اشعه ی ایکس با بررسی رفتار امواج شوک زمین لرزه در حین پیش روی به طرف درون زمین مطالعه شده است . گرما  و فشار چنان است که حتی غارهای بزرگ نمی توانند بیش از چند مایل به طرف داخل زمین ادامه داشته باشند.

مشکلی که معدنچیان طلای آفریقای جنوبی مطرح کردند حرکت آهسته ی سنگ ها و صخره ها و فروپاشیدن غارها می باشد . در مورد شکاف های فرضی در قطب ها ، قطب جنوب با کلاهک یخی پوشانده می شود و قطب شمال در یک اقیانوس با عمق 3 مایل می باشد . افراد بی شماری بر سر این دو قطب پرواز کرده اند یا آن را پیاده درنوردیدند. هیچ شکاف یا سوراخی وجود ندارد . شایعاتی که آدمیرال بیرد در مورد سرزمین های «ورای قطب » به میان آوردهاست بی معنی هستند . در حال نگارش این ، من » در بالای قطب » هستم . قطب شمال ورای قطب جنوب و برعکس می باشد . هر نقطه ای در زمین حداقل ماورای یکی از قطبین می باشد . کسانی که راضی به تو خالی بودن زمین نمی شوند ، مشتاق مقایسه ی آن با » درون خورشید » هستند که تا حدی در مرکز دقیق تعادل دارد. این موقعیت به صورت پویا سست خواهد بود و هم چنین خورشیدی به زودی به یک طرف برخورد می کند و چه نیروی جادویی باعث شد که خورشید در وهله ی اول شکل گیرد؟ هم چنین ، هر چیزی که ما در مورد ستارگان می دانیم نشان می دهد که آنها باید چندین برابر توده ی کل زمین باشند تا واکنش های گداخت خود را حفظ کنند . حتی اگر ، همانطور که برخی از ما فکر می کنیم ، انرژی آنها حداقل تا قسمتی با چند فرآیند دیگر تولید می شوند ، هنوز به توده ی بزرگی نیاز هست ، که چرایی عدم درخشش مشتری بزرگ است . اما ، افسانه های سرزمین های زیرزمینی یا شاید واقعیت های دیگر که به طریقی «زیر » این یکی یا آن یکی قرار می گیرند را می توان با مسیرهای زیرزمینی که بسیار قدیمی و گسترده هستند جایگزین نمود. هید س خدای رومی – یونانی  زیرزمین بود و دوزخ مسیحی و چندین سرزمین که پریان ،اجنه و غول ها در آن ساکن بودند.ساکنان کشور تبت افسانه هایی در مورد سرزمینی به نام Shambhala دارند که اساتید ماهر (enlightened adepts)در آن زندگی می کردند این سرزمین در زیر تبت یا جای دیگری در مرکز آسیا واقع شده بود و برخی باور دارند که پادشاه بیست و پنجم آن برای مغلوب ساختن نیروهای شر و بدی خواهد آمد و عصر طلایی را به وجود می آورد.برخی گزارش ها حاکی از آنند که Shambhala یک سرزمین کاملا روحانی و غیرمادی است ، و برخی می گویند که یک سرزمین زیرزمینی به نام آرگاتا وجود دارد و Shambhala پایتخت آن است . یا شاید دو سرزمین جداگانه می باشد که ارواح پلید و شیاطین در هر دو یا یکی از آنها ساکنند.گزارش ها و باور ها گیج کننده و متناقض هستند . نقاش روسی و نیکلاس روریک عارف در اواخر دهه ی 1920 به دنبال Shambhala بودند . ویلیام مایکل مات در » غارهای بزرگ ، دیگ ها و موجودات مخفی » وقایع بی شماری با تکیه بر اسناد خوب در مورد سرزمین های زیرزمینی نوشته است که با موجودات عجیب از این سرزمین ها سرو کار دارد .با نگاه به تصویر کلی ، واضح است که » کوهستان شاستا و زمین نمی توانند توخالی باشند ، اما قله های رفیع و مجزا اغلب صحنه ی وقایع ماوراءالطبیعه و یوفوها هستند به نظر می رسد برخی چیزهای مرموز در زیر پاهای ما رخ می دهند. ما آن را مدیون شک های درست خود هستیم و فکر خود را باز نگه می داریم.

ویلیام بی استکر

نظریه ی زمین تو خالی و پیشگویی Shambhala (Shangri-La ) قسمت سوم

آگارتا ، زمین توخالی – جهان زیرزمینی

کلمه ی «آگارتا » منشأ بودایی دارد . که به جهان زیرزمینی یا امپراطوری اطلاق می شود که تمام بودایی های واقعی بسیار به آن معتقدند.آنها همچنین معتقدند که جهان زیرزمینی دارای میلیون ها سکنه و شهر های بسیار می باشد ، استیلای عالی پایتخت جهان زیرزمینی Shambhala است که محل اقامت حاکم عالی می باشد: به وی پادشاه جهان هم می گویند.باور بر آن است که وی به دالای لاما (Dalai Lama) تبت ، که نماینده ی زمینی اوست ،دستور می داد پیام های وی از طریق تونل های مخفی خاصی که جهان زیرزمینی را به تبت متصل می کنند منتقل می شدند.تونل های مرموز مشابه در برزیل هم پیدا شدند.به نظر می رسد برزیل در غرب و تبت در شرق دو قسمت زمین بودند که تماس بین جهان زیرزمینی و جهان سطحی به علت وجود این تونل ها به آسانی مقدور می شد.

 

 

نیکلاس روریک ، ادعا داشت که Lhasa ، پایتخت تبت ، با تونل به Shambhala ، پایتخت امپراطوری زیرزمینی آگارتا متصل بودند.ورودی این تونل تحت نگهبانی لاماهایی که به دستور دالای لاما سوگند حفظ آن جهان را از افراد ساکن خارج از آن خورده بودند، بود.تونل مشابهی اتاق های مرموز را در شالوده ی هرم گیزه (pyramid of Gize) به جهان زیرزمینی متصل می کرد ، که با آن فرعون ها با خدایان یا ابرمرد جهان زیرزمینی تماس می گرفتند. مجسمه های غول پیکر مختلفی از خدایان و پادشاهان مصری ، همچون مچسمه های بودای پیدا شده در مشرق زمین ، ابرمرد زیرزمینی را نشان می دهند که برای کمک به نژاد بشری به روی زمین آمدند.آنها به طور کلی بدوت جنسیت هستند. آنها فرستادگان سری آگارتا ، بهشت زیرزمینی هستند که هدف تمام بودایی ها نیل به آن است . سنت ها و آداب بودایی تعیین می کند که آگارتا اولین بار هزاران سال پیش وقتی یک مرد مقدس قبیله ای را که در زیرزمین محو شود هدایت نمود تشکیل شد.به نظر می رسد شبه کلونی ها از آگارتا می آیند ، که بیقراری آنها را در سطح زمین و مسافرت های مکرر آنها برای نیل به خانه ی گمشده شان را بیان می کند.این نوح پیغمبر را به یاد می آورد که یک AtLantean بود و یک گروه سزاوار را قبل از آمدن سیلی که آتلانتیس را غرق نمود نجات داد.

 

باور بر آن است که وی گروهش را به فلات بلند برزیل آورد و آنها در شهرهای زیرزمینی ساکن شدند که با تونل هایی به سطح زمین متصل بود ، تا از مسمومیت حاصل از گرد و غبار رادیواکتیو در نتیجه ی جنگ اتمی AtLantean در امان باشند . تمدن زیرزمینی آگارتا تمدن AtLantean را می نمایاند که درس پوچ بودن جنگ را یاد گرفتند و برای همیشه در وضعیت صلح و آرامش ماندند و در طی هزاران سال پیشرفت های علمی شگفت آوری داشتند که نیروی عقب نشاننده ی هیچ جنگی ، همچون جنگ های موجود در روی زمین ، مانع پیشرفت آنها نشد.تمدن آنها چند هزار ساله است (در حدود گفته می شود حدود 11500 سال پیش غرق شد ) ، در حالیکه تمدن ما بسیار جوان فقط چند قرن می باشد . دانش مندان زیرزمینی توانایی اداره ی نیروهای طبیعی را که ما چیزی از آنها نمی دانیم ، همچون بشقاب پرنده ها که با منبع جدید و ناشناخته ی انرژی دقیقتر از انرژی اتمی کار می کنند ، دارند. Ossendowski ادعا می کند که امپراطوری آگارتا متشکل از شبکه ای از شهرهای زیرزمینی هستند که با تونل هایی به هم متصل می باشند و از طریق آنها وسایل و دستگاهها با سرعت شگفت آوری از زیر دریا یا خشکی می گذرند.این افراد تحت سلطه ی مطلوب دولتی با رهبری پادشاه جهان زندگی می کنند آنها نوادگان قاره های گم شده ی Lemuria و آتلانتیس و نژاد اصلی Hyperboreans ،نژاد خدایان می باشند . در طی دوره های تاریخی مختلف ، ابرمردان یا خدایان آگارتی (Agartan) برای تعلیم نژاد بشر و نجات آنها از جنگ ها یا بلایا و ویرانی ها به سطح زمین می آمدند . آمدن بشقاب پرنده ها بلافاصله بعد از اولین انفجار اتمی در هیروشیما چنین بازرسی را نشان می دهد اما این دفعه خداها خودشان در میان افراد ظاهر نشدند ، بلکه آنها مأموران مخفی می فرستادند . حماسه ی هندی «رامایانا» ما را به عنوان یک مأمور مخفی از آگارتا توصیف می کند که با یک وسیله ی هوایی می آیند ، که احتمالا یک بشقاب پرنده بود . یک آیین چینی از معلمان الهی صحبت می کند که سوار بر وسایل هوایی می آیند. به طور مشابه مؤسس سلسله ی اینکا (Inca) ، مانکو کوپاک ، به همان روش آمد. یکی از بزرگترین معلمان آگارتایی) (Aghartan در آمریکا Quetzal Coatl ، پیامبر بزرگ Maya ها ، Aztec ها ، هندی ها و آمریکایی ها به طور کلی در شمال و جنوب آمریکا بود .

 

وی در میان آنها بیگانه ای دبد که از یک نژاد متفاوت می آمد علی رغم سیاه بودن آنها به خاطر عدلش شناخته می شود ؛ بر خلاف آنها بلند بود ؛ و ریش داشت . هندی های مکزیک ، yucatan و گواتمالایی ها مدت ها قبل از آمدن مرد سفید به وی به عنوان یک ناجی احترام می گذاردند . Aztec ها وی را «خدای وفور » و «ستاره ی صبح » نام نهادند . نام وی Quetzal Coatl “» به معنی » مار بالدار » ؛ معلم حکمت و دانایی که  پرواز می کند . وی به دلیل اینکه با وسیله ی هوایی ، شاید همان بشقاب پرنده ، آمد به این نام خوانده شد.احتمالا وی از جهان زیرزمینی آمد ، چون بعد از مدتی که با سرخپوستان زندگی نمود به همان طریق ناپدید شد ؛ و باور بر آن بود که به جهان زیرزمینی بازگشت . Quetzal Coatl به صورت «مردی با ظاهر خوب و موقر ، سفیدپوست و ریش دار با لباس سفید بلند توصیف شده است. به خاطر خوبی و پرهیزگاری اش به وی Huemac هم می گفتند . وی به سرخپوستان طریق پاکدامنی و فضیلت را آموخت و تلاش نمود تا آنها را با دادن شریعت و اندرز جهت بازداشتن از شهوت و تمرین پاکدامنی و عفت نجات دهد. وی درس صلح جویی را به آنها آموخت و خشونت و بی حرمتی را شدیدا محکوم کرد . وی یک رژیم سبزیجات را با ذرت به عنوان یک غذای اصلی ایجاد کرده و روزه داری و بهداشت را آموخت ، طبق نظر باستان شناس اهل جنوب امریکا ، هارولد ویلکینز ، Quetzal Coatl معلم روحی و معنوی ساکنان قدیمی برزیل بود.

ادامه دارد.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشكر فراوان از دوست خوبم مهدي عزيز كه اين مطالب را  تهيه و ترجمه  نمودند و مطالبي راجع به تمدني درون زمين براي وبلاگ ارسال نمودند.


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: