بایگانی دسته‌ها: آنچه پزشكان به شما نميگويند

اساس علوم شمولی: بخش دوم

علوم شمولیHolistic Sciences

اساس علوم شمولی: بخش دوم
۲- بدنهای نا مرئی و چاکراها:

به طور کلی به غیر از جسمی که با چشم دیده می شود هر انسان ۹ بدن دیگر نیز دارد که به صورت لایه هایی بر روی هم و اطراف بدن فیزیکی قرار گرفته اند. برای انرژی رسانی به بدن نیز هفت چاکرای اصلی وجود دارند.

 

چاکراها شبیه ورتکس Vortex یا گرداب هستند که انرژی را به داخل بدن می کشند اما جای چاکرا روی بدن فیزیکی نیست بلکه روی بدن نامرئی قرار گرفته. بدنهای نامرئی که با چشم ما قابل دیدن نیستند اما با روشهای دیگر می توانیم از وجود آنها آگاه شویم. این بدنها نیز درست مانند بدن فیزیکی که استخوان و ماهیچه و اعصاب دارد یک آناتومی خاص دارند که در علم طب جایگزین -آناتومی بدنهای نامرئی مطالعه می شود.

مسیر حرکت انرژی

انرژی از بالا و از چاکرای تاج در بالای سر وارد بدن می شود و به چاکراهای دیگر می رسد و به همین صورت از نادیها نیز عبور می کند. نادیها در بدن نامرئی مانند اعصاب در بدن مرئی هستند. پس از ورود به نادیها انرژی وارد سیستم اعصاب , غدد و در آخر خون می شود. بنابراین خون به غیر از اکسیژن که در سیاره زمین وجود دارد به عنصر دیگری به نام انرژی اولیه که از کائنات Cosmos و از طریق چاکراها جذب می شوند نیز نیاز دارد.

نحوه عبور انرژی از بالا به صورت گرداب به داخل بدن

دلیل اصلی بروز مشکلات عصبی و جسمی بسته شدن یک یا چند چاکرا و عدم رسیدن انرژی حیات اولیه از جهان بالایی است. چنانچه فردی بتواند نادیها و چاکراهای سالم و بازی داشته باشد قادر خواهد بود بدون نیاز به اکسیژن زمینی و خوراک و آب -فقط با مصرف انرژی اولیه زنده بماند. چرا که این انرژی پایه و اولیه منشا حیات از ازل تا ابد است.

 

بدنهای نامرئی:


۱- اولین بدن نامرئی بدن اتری  Etheric Body است که در فارسی به آن بدن اثیری هم گفته اند. این بدن از آنجا اتری خوانده شده که مانند اتر از جنس گاز و بسیار رقیق است.

بدن اتری اولین لایه را در اطراف بدن مرئی را تشکیل می دهد. این بدن به جای سلول از ذرات ریز انرژی که مانند نخهای نوری هستند ساخته شده است. ساختمان این بدن درست مانند بدن فیزیکی است و همان اندامها و ماهیچه ها را داراست.

بدن اتری از بدن فیزیکی بزرگتر است و تا ۵-۶ سانتی متر از اطراف بدن فیزیکی بیرون زده است , سرعت نبض آن ۱۵-۲۰ چرخش در دقیقه است ( منظور ارتعاش و چرخش بدن است چرا که این بدن حالت رقیق و سیالی دارد که مداوم در حرکت است)

رنگ این بدن از آبی روشن تا خاکستری تغییر می کنند. آبی غالبا برای افراد حساس و عاطفی و خاکستری افراد ورزشکار با ماهیچه های بزرگ هستند.

 

چاکراها در این بدن مانند شبکه ای از تور به فرم  گرداب هستند.

 

۲- بدن احساسی  Emotional Body:

دومین لایه اطراف بدن فیزیکی بعد از بدن اتری واقع شده و نام آن بدن احساسات است. این بدن رقیق تر از بدن اثیری بوده و  اندازه آن ۹-۱۰ سانتی متر بزرگتر از بدن فیزیکی است و احساسات را در بر می گیرد.  ساختمان آن از بدن فیزیکی متفاوت است و به جای اندامها و ماهیچه ها اجزای ابر مانندی دارد که مانند مایع سیالی حرکت می کنند.

این بدن شامل همه رنگهای رنگین کمان است و رنگ آن بر حسب حالات و روحیات فرد تغییر می کند. در زمان شادی و هیجان به رنگهای تند و واضح مانند قرمز شفاف و در زمان خشم به رنگهای کدر و سایه دار در می آید.

هاله سمت چپ متعلق به یک فرد سالم و هاله سما راست همان فرد در هنگام خشم و عدم تعادل فکری و عاطفی است.

شکل چاکراها در این بدن مانند گردابی است به رنگهای مختلف رنگین کمان. برای مثال چاکرای ریشه (اول) که در ناحیه مقعد واقع است به صورت گردابی قرمز رنگ و چاکرای پنجم ( گلو) به رنگ آبی آسمانی هستند.

 

۳- بدن فکری- روانی: Mental Body

سومین هاله ای که اطراف بدن فیزیکی را گرفته بدن فکری/روانی است که بزرگتر از بدن احساسی و از جنس بسیار رقیق تری است.

آنچه مربوط به  افکار و روحیات انسان است در این بدن قرار دارد و غالبا به رنگ زرد روشن در اطراف ناحیه سر و سانه قابل روئیت است. رنگ آن متناسب با فعالیت فکری انسان تغییر می کند. یعنی در هنگام تمرکز رنگ آن براقتر و در زمان پریشانی رنگ تیره دارد.

این بدن ۱۶- ۱۷ سانتی متر از بدن فیزیکی بیرون می زند و ساختار آن از ایده ها و عقاید تشکیل شده و شبیه بدن فیزیکی اما بزرگتر است و به جای اندام دارای حبابها و اشکال نورانی متعدد است که با تمرکز بهتر و روشنتر می شوند.

 

4- بدن ستاره ای:Astral Body

چهارمین لایه بدن ستاره ای یا آسترال است که بی شکل بوده و از ابرهای رنگی و زیبایی تشکیل شده است که رنگ گل سرخ غالبترین رنگها در این بدن است.

چاکراها  به صورت مخروط و گرداب و به رنگ گل سرخ آراسته هستند. وقتی کسی عاشق می شود رنگ قرمز آتشینی در ناحیه چاکرای قلب آنها در بدن ستاره ای قابل مشاهده است. همچنین دو فردی که رابطه عاشقانه دارند توسط رشته های طلایی رنگی از ناحیه چاکرای قلب به هم متصل می شوند اگرچه این رشته ها در سایر هاله ها نیز وجود دارند. ارتباطات و گفتگوهای زیادی بین انسانها از طریق بدن ستاره ای صورت می گیرد که این گفتگوها شبیه حبابهای رنگی از سویی به سوی دیگر پرواز می کنند و به فردی می رسند. برای مثال وقتی تلاش می کنید که به کسی توجه نکنید یا وانمود کنید که توجه نمی کنید بدن سناره ای شما به سوی آن فرد پیامهای متعددی می فرستد و بین شما و آن فرد گفتگوی بی صدایی برقرار می شود و آن فرد حتی ممکن است به سوی شما آمده و سر گفتگو را باز کند.

 

۵- قالب اتری: Etheric Template Body

پنجمین لایه قالب اثیری است چون همه فرمهایی را که در عالم فیزیکی وجود دارند در بر می گیرد. این بدن شبیه نگاتیو عکس است و قالبی است برای لایه اثیری. لایه اثیری انرژی خودش را از این قالب می گیرد و در واقع ایت قالب حکم نقشه ساختمان را دارد که ۱-۲ متر از اطراف بدن را احاطه می کند. هر مشکلی یا نقصی در بدن اتری پیش آید توسط قالب تعمیر خواهد شد. چگونه؟

لایه پنجم جایی است که صدا و ارتعاش تولید ماده می کند یعنی می توان با تولید صدا و کلام یا موسیقی عملا چیزی را خلق کرد. انوار جدید خلق شده توسط این لایه مانند تیرآهن یا میلگرد هستند که از بعد و جهانی بالاتر از لایه پنجم به این جهان آورده می شوند تا بدن اثیری را تعمیر کنند.

قالب اثیری مهمترین هاله است چرا که شامل همه انواع و اشکال حیات و فرمهای موجود در عالم می باشد و هر چه نیاز باشد در این لایه قابل یافت و دسترسی است. شکل و اندازه و مشخصات بدن اثیری و بدن فیزیکی نیز طبق نقشه ای که در قالب اثیری وجود دارد رشد کرده و بزرگ می شوند و هر چیزی را که بخواهیم در بدن فیزیکی تغییر دهیم یا تعمیر کنیم باید از قالب و زیربنای بدن اثیری شروع کنیم.

به همین صورت تمام اشکال حیات طبق این نقشه ایجاد شده اند و با دسترسی به این طبقه می توان از هیچ هر چیزی را خلق کرد.

قالب اثیری نمونه ای از بدن اثیری- احساسی-روحی و ستاره ای و بدن فیزیکی را داراست و از هر اندام و عضو و هر چاکرا نیز یک نمونه در این قالب هست اما با بار منفی چرا که در خلآ و عمق فضایی بی انتها که متصل به بعد دیگری قرار دارند.

 

۶- بدن آسمانی: Celestial Body

هاله ششم بدن آسمانی است که نام دیگرش بدن احساسی در بعد عرفانی است.

این بدن تا چندین متر اطراف بدن فیزیکی را احاطه کرده و از طریق این بدن است که تجربیات الهی و عرفانی لمس می شود. دسترسی به این بدن با مدیتیشن و بسیاری دیگر از راههای سلوک و تحول ممکن است.

این بدن ما را به آسمانها و کائنات وصل می کند و از طریق این بدن است که می توانیم نو را دیده و عشق را در هر چیزی حس کنیم. حالتی که با خدا یکی می شویم حالتی است که شعور و آگاهی خود را در لایه ششم بیدار کرده ایم.

عشق بدون شرط به همه موجودات عالم ( عشق روحانی به جای جسمانی)و باز بودن چاکرای قلب در همه حالات لازمه حس کردن بدن آسمانی است.

 

7- بدن کثیری یا الهی: Ketheric Body

بدن کثیری هفتمین هاله اطراف بدن است که تا ۱۰ متر از اطراف بدن قرار گرفته و شکل خارجی آن تخم مرغی است در حالیکه داخلش نمونه ای از تمام بدنها و هاله های مربوط به زندگی کنونی را دارد.

ساختار بسیار دقیقی دارد که از نخهای نوری به رنگ طلایی و نقره ای ساخته شده و بسیار محکم است که شکل و فرم بدنهای دیگر – چاکراها و بدن فیزیکی را حفظ می کند. لایه خارجی این هاله بسیار استوار و کلفت است به طوریکه می تواند تمام لایه های دیگر و بدنها را از نفوذ و ضربه حفظ کند. همه چیز در این لایه به رنگ طلایی است. ارتعاشات این هاله به همه چاکراها می رسد و شخصیتها و اطلاعات زندگیهای قبلی انسان نیز در این لایه به صورن نوارهای رنگی از جنس نور ذخیره می شوند. نواری که در ناحیه گردن و گلو متصل باشد معمولا مربوط به زندگی گذشته ای است که اثر آن هنوز در این زندگی وجود دارد و شما در حال حل و رویارویی با کارمای آن هستید.

 

بدنهای فضایی Cosmic Bodies

علاوه بر این هفت لایه- دو لایه دیگر که بسیار بسیار بزرگتر و وسیع تر هستند نیز وجود دارند که آنها را لایه های فضایی می نامند و در بعد دیگر و بالاتر به سر می برند. لایه هشتم و نهم مانند کریستال بوده و ارتعاشات بسیار بالایی دارند. لایه هشتم شبیه مایعی رقیق است و لایه نهم قالب لایه هشتم است. در مورد این لایه های اطلاعات بیشتری کشف نشده است.

____________________________________________________

منبع: کتابHANDS OF LIGHT by Barbara Ann Brennan

منبع :http://thecure.blogfa.com

با تشکر از شیرین عزیز .

Advertisements

علوم شمولی Holistic Sciences

علوم شمولی Holistic Sciences: شاخه ای از علم طب هستند که بر شفای علائم و ریشه  ی بیماریها تاکید می کنند . این در حالیست که پزشکی مدرن فقط به دنبال سرکوبی بیماری یا درمان جزیی و مقطعی آن است.

واژه «هالیستیک» Holistic از لغت یونانی » هولوس» Holos به معنی کل و کامل گرفته شده است و به شاخه ای از علوم طبی اطلاق می شود که بیماریها را زبان بدن می دانند. به عبارت دیگر بدن انسان از طریق بیماریها با او گفتگو می کند و نیازها و مشکلاتش را بیان می کند.  مهمترین علم آن است که زبان بدن انسان را بشناسد و نه تنها بیماری را شفا دهد بلکه از بروز دوباره آن جلوگیری کند.

 

یک متخصص علوم هالیستیک معده درد را فقط ناشی از مشکلات معده نمی داند بلکه  آن را مرتبط با سایر اعضای بدن و نوع رژیم غذایی- افکار- احساسات- اهداف- نوع زندگی -سن و جنسیت و بسیاری موارد دیگر بررسی می کند و بر حسب نیاز یکی از روشهای درمانی را برمیگزیند.

علوم شمولی یا کمالگر معتقدند که بروز یک بیماری در بدن  آخرین مرحله بیماری است و ریشه بیماری را در بدن غیر فیزیکی) روحیه و افکار) جستجو می کنند.

همچنین این علوم بروز بیماریها مرتبط با عناصر و موارد متعددی می دانند از قبیل:

-عدم تعادل در افکار – عدم تمرکز

-بر هم خوردن تعادل انرژی در بدن

-ضعیف شدن یا بسته شدن چاکراها

-وارد شدن شوک روحی یا ضربه جسمی

-احساساتی مانند ترس و خشم و تنفر

-صفاتی مانند دروغ گویی و حسادت

-زیاده روی در خوردن برخی خوراکیها مانند شکر- نمک-آرد و…

-از دست دادن امید به خود یا دیگران

-دوری از طبیعت

-افزایش یا کاهش عناصر چهارگانه آب-باد-خاک و آتش در بدن

-رنگ لباس و نوع لباس

و بسیاری موارد دیگر که اغلب کاملا بدون توجه از آنها می گذریم در حالیکه بخش اعظم زندگی را با آنها در تماس هستیم.

برای مثال شنیدن خبر یا مواجهه با موقعیتی که پذیرش آن برای فرد مشکل باشد و به اصطلاح نتواند آن را هضم کند باعث ایجاد مشکل در هضم برخی غذاها می شود که اگر این به صورت عادتی در بیاید و فرد هرگز توانایی پذیرش حقایق زندگی اش را پیدا نکند به مرور زمان بعد از هر وعده غذا باید به قرصهایی مثل رانیتیدین و شربتهای هاضم پناه ببرد که این داروها ریشه اصلی درد او را درمان نمی کنند بلکه موقتا درد را سرکوب می کنند. این معده درد در اصل به دلیل ضعیف شدن چاکرای ناحیه شکمی و نرسیدن انرژی کافی به معده برای هضم غذا رخ داده و آنچه باعث ضعیف شدن چاکرا است همان ناتوانی فکری و شخصیتی در هضم کردن اخباری است که به او رسیده.

بسته شدن یا ضعیف شدن چاکرای شکمی برای مثال می تواند باعث افزایش اسید معده شود به این معنی که عنصر آتش در بدن زیاد شده و با پوشیدن رنگهای تند و آتشین مثل قرمز و حتی نگاه کردن به آنها یا خوردن فلفل قرمز تشدید می شود بدون اینکه فرد بیمار متوجه اثر آنها باشد. به این ترتیب حتی گفتگو با دوستانی که موقعیت آنها یا حرفهایشان برای فرد قابل هضم نباشد باعث بدتر شدن وضعیت او می شود.

علوم هالیستیک معتقدند که چنین مشکلی به مرور زمان سبب درگیر شدن سایر اعضای بدن نیز می شود که به نوبه خود مشکلات پیچیده تر فکری و روحی را رقم خواهد زد. یعنی به طور مثال فردی که توانایی پذیرش پولدار شدن و موفق شدن دوست خود را نداشته ممکن است به صورت حسادت واکنش دهد و سخن تندی بر زبان بیاورد که موجب ضعیف شدن انرژی مثبت در گلو و افزایش بار منفی آن شود که این خود میل به دروغ گفتن و زخم زبان زدن را زیاد کرده منتهی به مشکلات دهانی و دندانی خواهد شد.

این به آن معنا نیست که  حسادت باعث مشکلات حلق و گلو و دندان خواهد شد. بلکه هر حس منفی این کار را می کند. یعنی کسی که از گفتن حرفش می ترسد و نمی تواند حرف دلش را بزند هم دارای باز منفی در گلو و سینه است که در کار حنجره و حلق و قلب اختلال ایجاد می کند.

 

این در حالیست که هیچ یک از این قوانین برای همه بیمارها و بیماریها یکسان نیستند و در هنگام پذیرش بیمار و بررسی شرایط روحی و فکری او مشخص خواهد شد که ریشه بروز درد چیست.

به این ترتیب عدم توانایی در پذیرش حقیقت در یک نفر ایجاد سوءهاضه می کند که با پوشیدن رنگ قرمز بدتر می شود اما همین صفت در یک نفر دیگر که سن و شغل و خانواده متفاوتی دارد باعث ضعیف شدن چشم می شود و در  یک نفر دیگر نیز باعث کم شنوایی و الی آخر.  بنابراین روش درمانی برای هر بیمار نیز خاص خود بیمار است و نوع غذا -دارو- گیاه- تمرینات مدیتیشن و یوگا برای هر بیمار جداگانه طراحی می شود تا بالانس و تعادل عناصر انرژی را به او برگرداند. چنانچه دو نفر که از درد کمر رنج می برند یک تمرین یوگا را انجام دهند ممکن است یکی از آنها بهبود یابد ولی دیگری مریض تر شود چون طبیعت و طبع و زندگی متفاوتی دارد.

اما درمانی که برای بهبود بیماری تجویز می شود اعلب با در نظر گرفتن همه شرایط ذکر شده است که یک به یک ریشه یابی و ترمیم می شوند تا سایر مشکلات فیزیکی نیز که به ظاهر ارتباطی با هم ندارند همزمان بهبود یابند.

ذکر این مطلب نیز لازم است که این روشهای درمانی ارتباطی با اعتقاد داشتن یا نداشتن بیمار ندارند اما توصیه می شود که کار درمان فقط و فقط روی افرادی صورت بگیرد که خود داوطلبانه برای آن درخواست می کنند نه آنکه توسط دیگران مجبور به امتحان کردن شده باشند. برای نمونه زن و شوهری که هیچ کدام علاقه ای به بهبود وضعیت زندگی مشترک ندارند و نمی خواهند چیزی را تغییر دهند معمولا هم برای دریافت انرژی و مشاوره رجوع نمی کنند و معتقدند مشکلی نیست که نیاز به حل شدن آن باشد اما اگر به اصرار اطرافیان درخواست بهبودی روابط خود را بکنند نباید به این درخواست توجه چندانی داشت. تلخ بودن روابط خانوادگی اغلب تحت تاثیر کارما و بسته شدن چاکرای ریشه- ناف و قلب می باشند که از طریق یوگا و رژیم غذایی و یا ریکی به همراه مدیتیشن باز می شوند. تشخیص دلیل بروز مشکل با مشاوره و تستهای مخصوص انجام می شود و چنانچه نیاز باشد درمانهای فردی از طریق ای-اف-تی EFT و هیپنوتیزم نیز استفاده خواهد شد.

تمام این مطالب و مثالها از آن جهت ذکر شد که پیچیدگی و اهمیت  درمانهای هالیستیک  و یگانه بودن آنها مشخص شود.

علوم شمولی(هالیستیک) یکی از زیرشاخه های علوم ماورایی یا متافیزیک هستند که برای درمان بیماریهای جسمی و روانی و فکری از راههای کاملا علمی و اثبات شده استفاده می کنند. برخی اوقات فاصله بین علوم کمالگر و فیزیک کوانتون کمتر از یک تار مو است و دست در دست یکدیگر برای بهبود وضعیت سلولها و ارتعاشات روح و جسم کار می کنند.

پایه های اصلی علوم شمولی :

 انرژی– انرژی اساس تشکیل دهنده کائنات و اجرام فیزیکی از جمله زمین و انواع حیات روی آن است. بدن فیزیکی ما نیز نوعی از انرژی است که به دلیل ارتعاش در موج خاص خود قابلیت فیزیکی ( ماده مرئی) پیدا می کند. بر طبق این نظریه تمامی انرژی موجود در عالم از دو حالت خارج نیست: یا انرژی مونث است و یا مذکر. انرژی مذکر عامل اولیه حرکت کائنات و اجرام و پیشروی زمان است و انرژی مونث ماموریت کنترل و بازگرداندن این عالم به حالت اولیه آن را دارد.

به عبارتی دیگر انرژی مذکر سبب ایجاد بیگ بنگ و تولید گونه های مختلف حیات در اشکال مختلف است و انرژی مونث همواره تلاش می کند که از کثرت بکاهد و به وحدت بازگرداند. یعنی به زمان قبل از وقوع انفجار بزرگ. این افزایش و کاهش انرژی چنانچه به میزان مساوی و متعادل باشد حیات به بهنرین نحو آن ممکن می شود(شرایط تعادل ایده آل یین-ییگ Yin-Yang). بدن انسان نیز نمونه کوچکتری از کائنات است و تا زمانیکه این دو انرژی در بدن مساوی باشند سلامتی وجود خواهد داشت و اگر هر یک از آنها اندکی بیشتر یا کمتر شود بیماری ابتدا در فکر و روان به وجود می آید و سپس به بدن نیز منتقل می شود. ادامه داشتن این روند نامساوی برای مدتهای طولانی سبب ایجاد بیماریهای شدیدتر و عمیق تر می گردد.

در علوم هالیستیک چینی ( تائو- طب سوزنی- طب گیاهی-ماساژ و ضربه درمانی) و همچنین در علوم رزمی آن دیار ( کونگ فو و تای چی ) این اصل همواره رعایت می شود. هر یک از اعضای بدن دارای یک نوع از انرژی می باشند که معمولا اندامهای طرف راست انرژی مذکر بیشتری نیاز دارند و اندامهای سمت چپ بدن با انرژی مونث فعالیت بهتری می کنند. اگرپه این یک قانون کلی نیست و در تعداد قلیلی از افراد ممکن است کاملا وارونه باشد. همچنین نوع انرژی در اندام بدن با چهار عنصر رابطه مستقیم دارد به این معنی که اندامهایی با انرژی مذکر با عناصر باد و آتش تقویت می شوند و با عناصر آب و خاک ضعیف. انرژی مونث نیز با عناصر آب و خاک تقویت شده و با آتش و خاک ضعیف می شود. به این ترتیب تعادل بین آنها برقرار می ماند. به همین صورت انرژی مذکر-اندامها-افکار و احساسات وابسته به آن با خورشید و روز رابطه مستقیم دارند و انرژی مونث با نور ماه و شب همخوانی دارد.

چنانچه به دلیل نوع شغل و فعالیت و حتی افکار یک انسان انرژی مونث قلب افزایش یابد به همین میزان از انرژی مذکر در سایر اعضای بدن کاسته خواهد شد و بیماری عارض می شود. برای بازگرداندن تعادل از دست رفته به بدن یک دسته از حرکات ورزشی و مصرف گیاهان خاص به همراه ماساژ و انرژی تجویز خواهند شد تا بدن به حالت صفر یا تعادل بازگردد.
در علوم شمولی هندوستان ( طب مالشی- آیور ودا- یوگا و ….) برای برقراری تعادل انرژی در بدن و چاکراها تجویز می شوند.
به طور کلی مفهوم انرژی به همین ترتیب در تمام علوم شمولی جهان مخصوصا طب هومیوپاتی دیده می شود.

 بدن غیر مادی و چاکراها

به طور کلی به غیر از جسمی که با چشم دیده می شود هر انسان شش بدن دیگر نیز دارد که به صورت لایه هایی بر روی هم و اطراف بدن فیزیکی قرار گرفته اند. برای انرژی رسانی به بدن نیز هفت چاکرای اصلی وجود دارند که به وظایف و تاثیرات آنها خواهیم پرداخت…

to be continued

با تشکر از شیرین عزیز برای نگارش و ارسال این مطلب

رژیم غذایی سرطان(چه ارتباطی بین احساسات و افکار ضمیر ناخودآگاه با سرطان هست؟)

رژیم غذایی سرطان
سرطان بیماری است که شنیدن آن لرزه بر تن برخی افراد می اندازد. بعضی تصور می کنند که سرطان مترادف با مرگ است. اگرچه ترسها و مشکلات مربوط به سرطان این نگرانی را به وجود می آورد که گریزی از این بیماری قرن جدید نیست اما باز هم لازم دیدم که نکات فراموش شده ای را برای علاقمندان و دانش اندوزان و بیماران یادآوری کنم
قبل از اینکه  به رژیم غذایی بپردازیم لازم دیدم که کمی هم در مورد دلیل وقوع این بیماری و طبیعت آن توضیح دهم چون چند نفر از دوستان خوبم در مورد حکمت و دلیل وقوع سرطان و اینکه چرا بعضی درمان می شوند و بعضی نمی شوند سوال داشتند

https://i1.wp.com/www.liveingoodhealth.info/wp-content/uploads/cc/Cancer85.jpg

سرطان در اصل مشکل پیچیده ای نیست و هر روز در بدن افراد به ظاهر سالم هم میلیونها سلول سرطانی تولید می شود و چنانچه محرک خارجی نداشته باشد خود به خود از بین می رود. کار سلولهای سرطانی فقط حفاظت از بیمار است. بر عکس آنچه اکثریت فکر می کنند که سرطان دشمن انسان است در حقیقت این سلولها بیش از اندازه فعالیت می کنند و تقسیم می شوند تا فرد مبتلا را از خطر نجات دهند. خطری که خود بیمار از آن مطلع نیست و فقط در ضمیر ناخود آگاه خود از آن رنج می برد
بسته به اینکه فرد از چه خطری بیم داشته باشد و بخواهد در برابر چه مشکلات روحی و فکری مبارزه کند سلولهای سرطانی در اعضای مرتبط با آن مشکل ظاهر می شوند. اکثر این ترسها پنهان هستند و بیمار فقط در هنگام هیپنوتیزم و خواب مصنوعی به وجود آنها آگاه شده و اقرار می کند
وقتی در پوست شما زخمی ایجاد شود و خون جاری گردد اولین کاری که ناآگاهانه انجام می دهید این است که با دست یا یک باند ضخیم آن را بپوشانید تا بیشتر از این لطمه نخورد. هر قدر که زخم عمیق تر و خونریزی شدیدتر باشد شما روی آن را با لایه های بیشتر و کلفتتر می پوشانید. همزمان سلولهای بدن این پیام را دریافت می کنند و گلبولهای سفید فعال شده و سلولها با سرعت بیشتری کار کرده تقسیم می شوند تا زودتر زخم را ترمیم  و گوشت و پوست را از محیط خارجی و عفونت حفاظت کنند.
این همان کاری است که سلولهای سرطانی هم در بدن انجام می دهند اما کسی فکر نمی کند که این سلولها کدام زخم را می خواهند علاج کنند؟ چه سیگنالی به سلولهای یک عضو بدن داده می شود که برای حفاظت از آن عضو و حفاظت از صاحب آن عضو شروع به کار و فعالیت بیش از اندازه می کنند به طوریکه تمام سطح داخلی و خارجی عضو را فرا می گیرند و تولید تومور می کنند؟ قاعدتا هیچ انسانی دوست ندارد خودش را مبتلا به بیماری کند اما چگونه است که بدون آگاهی شما این سیگنال به سلولهای بدنتان داده می شود و آنها هم برای خوش آمد و سلامت شما شروع به چنین فعالیتی می کنند؟
ضمیر ناخود آگاه ضمیری است که اکثر انسانها در زمان بیداری و حتی در خواب نیز به آن تسلط ندارند و نمی دانند که کارهایی از این ضمیر به ظاهر ناآگاه اما همیشه بیدار بر می آید
بدون آنکه وارد بحثهای تخصصی ذهن و ضمیر بشویم به طور خلاصه اشاره می کنم که سلولهای سرطانی به خواست خود بیمار شروع به کار می کنند اما خواستی که بیمار هرگز به زبان نمی آورد و حتی از گفتن یا فکر کردن به آن وحشت دارد. این چنین خواسته ها و ترسها و یا احساسات سرکوب شده در ضمیر ناخود آگاه زندگی می کنند و برای حفاظت از صاحب خود این سیگنالها را به اعضای بدن و ذهن می فرستند
چه ارتباطی بین احساسات و افکار ضمیر ناخودآگاه با سرطان هست؟ دریافت این ارتباط خود شاخه ای از علم فرا-دارویی است که در اینجا سعی می کنم با یک مثال کوچک چگونگی آن را نشان دهم
 :برای مثال
مخچه قسمتی از مغز است که مسئول رسانیدن سیگنالها به کبد و حفاظت از آن می باشد.  انرژی کبد و دستورالعمل کار آن از مخچه صادر شده و مخچه نیز با افکار و احساساتی سر و کار دارد مانند

» دوگانگی زندگی

دچار شک شدن در انتخابهای زندگی»

 » احساس خالی بودن»
» تنش فکری در رابطه با وجود داشتن»
چنانچه هر یک از این افکار در ضمیر ناخودآگاه به سایر اهداف غلبه پیدا کنند و هیچ تغییری در زندگی فرد به مدت طولانی رخ ندهد این افکار یا به عبارت بهتر انرژی ناشی از این افکار مخچه را وادار به ارسال سیگنال حفاظت می کند. سیگنال حفاظت از سوی ضمیر ناخودآگاه قصد دارد از فرد در برابر بی عدالتی های زندگی و مشکلات زندگی دفاع کند. از این رو سلولهای کبد طبق دستور و برای کمک به شرایط فرد شروع به زیاد شدن می کنند و این مشکلات جسمی را به وجود می آورد
سلولها آگاه نیستند که ازدیاد آنها باعث حفاظت نمی شود چرا که هوشمند نیستند بلکه این ضمیر ناخود آگاه است که دستور اشتباه را صادر می کند.
از یک سو سلولهای کبد قصد دارند فرد را حفاظت کنند و از سوی دیگر فرد بیمار خودش را مبتلا به سرطان می بیند. چنین به نظر می رسد که سلولها از کنترل خارج شده اند و راهی برای توقف آنها نیست. بنابراین جراحی و شیمی درمانی استفاده می شوند غافل از اینکه سیگنال حفاظت بیشتر و بیشتر ارسال شده تا جلوی حملات خارجی به بدن را بگیرد

چند سوال در اینجا مطرح می شود. اول اینکه چرا چنین سیگنالی تحت تاثیر افکار به مخچه ارسال می شود؟

دوم اینکه چرا فقط کبد این سیگنال را دریافت می کند؟
سوم اینکه چگونه باید این سیگنال را متوقف کرد تا سلولها دیگر به رشد خود ادامه ندهند و متوجه شوند که بدن حفاظت شده و ایمن است؟
بسیاری از مردم در طول زندگی خود با بی عدالتی ها و جدالهای درونی مواجه می شوند و سوالات زیادی در مورد «موجودیت» و چگونگی ادامه حیات در شرایط نابسامان برایشان پیش می آید اما چرا فقط بعضی از آنها به سرطان کبد دچار می شوند و بقیه مبتلا نمی شوند؟ چنین واکنشهای شدید ذهنی که کار بخشهای مغز را تحت الشعاع قرار می دهند در شرایط متفاوتی که بسته به جنسیت افراد و انرژیهای جاری در بدن( که خود وابسته به عوامل گوناگونی مانند کارما و هدف از زندگی هستند) فرق می کنند و در اینجا نمی توانیم وارد بخشهای فلسفی و روح شناسی و تخصصی روان شویم.
اما دانستن همین قدر کافی است که این تصمیم و سیگنال توسط یک فرد غریبه صادر نشده بلکه توسط ضمیر خود فرد بیمار صادر شده و اگرچه در حالت عادی چیزی به خاطر نمی آورد اما بخش دیگری از روان او ( ضمیر ناخودآگاه) که فرد از آن آگاه نیست این سیگنال را بعد از در نظر گرفتن وضعیت و شرایط فرد برای تحمل زندگی یا خاتمه آن ( و بر اساس اطلاعات ذخیره شده در حافظه ناخودآگاه که از زمان جنینی تا زمان حال را در بر میگیرد) همچنین با توجه به میزان تراکم انرژی افکار متعدد به مخچه ارسال شده است

.  این دستور اشتباها صادر شده  چون ضمیر ناخودآگاه فقط دسترسی به افکار و احساسات محرک داشته داشته است

منظور از انرژی افکار متعدد چیست؟ افکار نوعی از انرژی هستند که مثل انرژی صوتی قابل لمس نیستند اما مثل انرژی الکتریسیته سبب ایجاد گرما یا سرما می شوند که در عالم مادی اثر آن در جسم قابل رویت می باشد
مثلا افکار منفی ساطع شده از ترس- شوک یا دلهره سبب ایجاد سرما در بافتهای بدن می شوند و درجه دمای بدن کاهش می یابد. این افکار سیگنالی را در موج منفی  به بخشی از مغز می فرستند و مغز هورمون مورد نیاز برای کاهش دمای بدن را ترشح می کند. برعکس این مکانیسم توسط افکار مثبت مانند بخشیدن- عشق و شجاعت در بدن رخ می دهد و بر همین اساس انرژی ساطع شده از بدن نیز تغییر می کند. نزدیک شدن به افراد منفی باف یا حسود و کینه توز شما را هم دچار لرزه و نگرانی یا دلهره می کند که این ناشی از انتقال امواج آنها به شماست که حتی از طریق تلفن و اینترنت و تلویزیون نیز قابل انتقال است
بنابراین به طور خلاصه می توان گفت که تراکم افکار نگران کننده و ناخوشایندو جدال برای زندگی و وجود داشتن در صورتیکه از ذهن و روان تخلیه نشوند و یا با فعالیتهای دیگر و افکار مثبت دیگر جایگزین نشوند ممکن است طی چندین سال سرانجام ضمیر ناخودآگاه را به نتیجه برسانند که این فرد سابقه نگرانی و جدال و ترس دارد بنابراین احساس ناامنی می کند و باید او را ایمن ساخت. پس به سلولهای کبد دستورات لازم داده می شود.
در عین حال نباید فاکتور مهم دیگری را از یاد ببریم و آن ضمیر خودآگاه یا قدرت تصمیم گیرنده فرد در حالت هوشیاری است. چنانچه این فرد نتواند افکار خود را تغییر دهد یا تجربیات گذشته و مشکلات زندگی را به طور ریشه ای سم زدایی و از ذهن خود دفع کند این سلولهای سرطانی همچنان به فعالیت خود ادامه خواهند داد هرچند که درمانهای متعددی روی بدن فیزیکی انجام شود. چرا که ریشه مشکل در بدن نیست بلکه در ذهن و انرژیهای ساطع شده از آن است
مسئله روان- ذهن و انرژیهای جاری در آنها بهتر درک خواهد شد اگر در مورد بدنهای متعدد انسان از قبیل بدن ستاره ای و بدن فکری و بدن احساسی و … چاکراها و رابطه آنها با بدن غیر فیزیکی و فیزیکی و همچنین نقاط مریدین روی بدن ستاره ای توضیحاتی داده شود و امیدوارم که در آینده به این مطلب هم به طور جزئی بپردازیم
آنچه در مثال بالا از رابطه شکل گیری سرطان با افکار و اهداف زندگی انسان گفته شده فقط و فقط اطلاعات مختصری در مورد سرطان کبد و نحوه ارتباط آن با ضمیر ناخودآگاه می باشد و در مورد سایر بیماریها و سرطانها قابل اجرا و اطلاق نیست
همچنین نباید فرض کنیم که فقط افکار مسئول تولید یک بیماری یا درمان آن هستند. اگرچه افکار و نوع زندگی و خاطرات عناصر پایه و اولیه برای ایجاد درد جسمی هستند باید یادآوری کنم که روحیات و افکار انسان تحت تاثیر عوامل مختلفی تغییر می کند که از آن جمله می توان به تغذیه اشاره کرد. برای مثال کمبود ویتامین ها در جسم انسان باعث تولید انرژیهای منفی در اعضای بدن و همچنین افسردگی و بی میلی به ادامه زندگی می شود. تحقیقات علمی نشان داده است که اگر قصد دارید زندگی و اهداف خود را عوض کنید باید تغذیه خود را عوض کنید و همین مسئله در هنگام درمان بیماریها از جمله سرطان باید به دقت رعایت شود
تغذیه سالم و ارگانیک نه تنها امواج مغزی را بالا برده و مثبت اندیشی ایجاد می کنند بلکه باعث باز شدن چاکراها و دریچه های انرژی بدن ستاره ای شده و در نتیجه کمک شایانی به بهبود افکار و پذیرفتن زندگی می کنند. تغذیه صحیح در طول دوران درمان سرطان سیگنالهای ارسالی به مغز را متوقف می کند و به سیستم ایمنی بدن در سرکوب کردن سلولهای سرطانی کمک می کند. به این ترتیب است که می توان روند هر بیماری را معکوس کرد
در هر حال باید اعلام کنم که عوامل متعدد دیگری نیز در این میان تاثیرگذار هستند که امکان موشکافی آنها دراینجا نیست چون
غرض اصلی این مقاله ارائه رژیم غذایی مناسب برای مبتلایان به سرطان است که البته هر فرد دیگری هم می تواند از این رژیم استفاده کند
به طور کلی یک سری خوراکیها برای همه افراد مبتلا به سرطان ممنوع هست که البته افراد غیر مبتلا هم بهتر است از خوردن آنها یا پرهیز کنند یا در حد ممکن کمتر مصرف کنند و یک سری خوراکیها معروف به ضد سرطان هستند که باز در افراد غیر مبتلا هم مفید بوده و باعث پیشگیری از بیماری می شوند
1-
غذاهایی که سلولهای سرطانی را تقویت می کنند باید متوقف شوند یعنی شکر- آرد سفید( تصفیه شده) انواع نوشابه های گازدار و تمامی فراورده های شیر
2-

مواد خوراکی که سبب ساخته شدن سلولهای جدید سرطانی می شوند پرهیز شوند یعنی تمام محصولات کنسرو شده و کارخانه ای مانند کمپوت یا کنسرو ماهی و آبمیوه های پاکتی- اسیدهای چرب ترانس مثل سیب زمینی سرخ شده و کره گیاهی یا مارگارین- آسپارتام یا به عبارت دیگر قندهای رژیمی مخصوص بیماران دیابتی که محتوی آسپارتام هستند مانند نوشابه های رژیمی و قرصهای شیرین کننده کم کالری- روغن های اشباع نشده مثل روغن ذرت و روغن کانولا- ام-اس-جی یا مونو سدیم گلوتامیت( نوعی نمک پرورده که برای خوشمزه کردن غذاها و خوراکیهای کارخانه ای و غذاهای رستورانها به آن اضافه می شود. این نمک اعتیاد آور است و سبب ایجاد ولع و زیاده روی در خوردن می شود. نام صنعتی آن آجینوموتو است).

3-

املاح و موادی که در کار درمان سرطان اختلال ایجاد می کنند یعنی کلراید-فلوراید-الکل و قهوه پرهیز شوند

کلراید و فلوراید در آبهای معدنی بطری به مقادیر بالا وجود دارند پس سعی کنید اصلا از آب بطری استفاده نکنید و آب شیر را یا از فیلتر تصفیه بگذرانید یا بجوشانید
فلوراید همچنین در محصولات در بسته کارخانه ای مثل خمیر دندانها- آب میوه ها و کنسرو ها به مقادیر بالا وجود دارد. حتی الامکان مصرف نکنید. کلراید همچنین در نمک خوراکی خانگی فراوان هست که باید حتما پرهیز شود و یا اگر لازم شد خیلی کم و در حد رفع نیاز مصرف شود
4-

غذاهایی که سیستم ایمنی بدن را مختل می کنند مثل گوشت قرمز و گوشت مرغ و بوقلمون پرهیز شوند

5-

در عوض خوراکیهایی باید مصرف شوند که به بدن در کشتن سلولهای سرطانی کمک می کنند مانند انگور بنفش (با پوست و هسته باید خورده شود)

توت فرنگی – گل کلم- هویج- آناناس و بادام
6-

برخی سبزیجات که در ظاهر برای بیمار خوب هستند به چهت داشتن مقادیر بالای ویتامین کا ممکن است باعث تولید لخته خون در بدن شوند بنابراین در رژیم سرطان فقط 30 درصد از غذای بیمار میتواند متشکل از بروکلی- جوانه-کاهو-پوست خیار-اسفناج-شلغم سبز- کلم-پیازچه و کاسنی و آب تره باشد.

 –  همه ویتامین ها و املاح معدنی مانند مس و آهن ۷
و منیزیوم- منگنز- سلنیوم و زینگ و… که به صورت قرصهای مکمل در دسترس هستند مصرف شوند
۸-
بادمجان -آسپاراگوس -بروکلی-کرفس-اسفناج-خیار-هویج-کلم- جعفری- بامیه-پیازچه- ترب سفید و سیاه و قرمز- آب تره- تره- عصاره علف گندم ( آب علف گندم) علف جو ( و آب علف جو)- شلغم- انواع لوبیا- پیاز و فلفل
۹- بادام تلخ و گردو به مقدار متوسط قابل مصرف است
همه گوشتها باید قطع شوند حتی ماهی و تخم مرغ مگر اینکه بیمار دچار کاهش وزن و ضعف شدید باشد که در این صورت می تواند فقط از ماهی آب شیرین بخورد
هیچ نوع نانی که از بیرون خریداری شود که آرد سفید و نمک داشته باشد یا مایه۱۰- خمیر به آن زده شده باشد نباید خورده شود.  خوردن آردهای سبوس دار به صورت نان در صورتی مجاز است که مریض دچار کاهش وزن شدید و ضعف زیاد باشد.
۱۱-

برنج و ذرت و سیب زمینی و فراورده های شیر نباید خورده شوند. .

عسل فقط و فقط در صورتی که نیاز شدید به شیرینی بود می تواند به مقدار کم مصرف شود
۱۲- میوه های لیمو شیرین و ترش به صورت آب میوه مصرف شوند.
قارچها بهتر است مصرف نشوند۱۳-
نمک خانگی ممنوع است مگر نمک دریایی که به مقدار کم در صورت نیاز ایرادی ندارد۱۴.

موارد بالا فقط نکات کلی را یادآوری می کند و  ممکن است بسته به نوع سرطان و نوع درمان اندکی تغییر یابد.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ.ن: با سپاس فراوان از شيرين عزيز براي نوشتن و ارسال اين مطلب.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: