بایگانی دسته‌ها: آزمایش انسانها

آفرینش یا تکامل(دخالت فرازمینیان در تکامل انسان)

آفرینش یا تکامل(دخالت فرازمینیان در تکامل انسان)

https://i0.wp.com/www.exohuman.com/wordpress/wp-content/uploads/2011/05/Anunnaki_Tree_of_Life.jpg

از وبلاگ میراث برزخ

آفرینش یا تکامل

برای دانلود روی لینک بالا کلیک کنید. مستقیم دانلود می شود.

*********************************************************

آفرینش یا تکامل(دخالت فرازمینیان در تکامل انسان)

از وبلاگ  میراث برزخ

پیش از این به چگونگی خلقت آدم از زبان متون سومری اشاره کردیم و قدرت و دخالت خدایان را در مراحل مختلف حیات و حادثه برج بابل دیدیم. در اینجا برای روشنتر شدن موضوع و رفع ابهامات به نحوه خلقت آدم و حوا مستقیما از ترجمه سیلندرهای سومری می پردازیم.

 

بخشی که پیش رو دارید ترجمه ای از نوشته های ساشا لسین  Sasha Lessin دکترای باستانشناسی و بر اساس کتاب گمشده انکی نوشته زکریا سیچین می باشد. 

 

توضیحات ضروری: اسامی سومری در زبانهای امروزی مانند انگلیسی یا فارسی به سهولت قابل تلفظ و نگارش نیستند. برای جلوگیری از گیج شدن خوانندگان برخی از اسمها ساده شده اند.

 

نام واقعی                                       نام فارسی

 

نین- مآ/ نین مه  Nin Mah                                    نینماه

نین- گیشی- زیدّاNin gishi zidda                            نینگیشزیدا

نین – کی Nin ki                                             نینکی      

نین- اور- تا Nin ur ta                                           نینورتا

ان- لیل En Lil                                               انلیل

ان- کی En ki                                               انکی

آدامو     Adamu                                                آدمو

تی- آمات Ti Amat                                           تیامات 

 

                                                  داستان ما :

 

۳۰۰۰۰۰ سال پیش انکی معادن طلای آفریقا را ترک کرد تا به مطالعه نژادی از میمونها بپردازد به نام » هومو ارکتوس». انکی مجذوب هوش و توانایی های این جانوران و محبتش به سایر حیوانات شده بود. این انسانها که احتمالا بر اثر تنازل ژنتیکی از انسانهای پیشرفته تری روی زمین به وجود آمده بودند هنوز مقادیری هوش و ذکاوت داشتند و حیوانات را از دامهایی که آنوناکی برای شکار گسترده بودند نجات میدادند.

از این رو انکی بی نهایت مشتاق بود تا روی این گونه آزمایشات گسترده ای انجام دهد.

 

هومو ارکتوس لغتی لاتین و به معنی » انسان راست قامت» می باشد. گونه ای از انسان میمون نما با تمدنی ابتدایی در حد ساخت چاقو های سنگی و شکار حیوانات بوده است*۱ رجوع کنید به انتهای مقاله

 

 انسان میمونی بازسازی شده از روی فسیلی که چندی پیش کشف شد. این میمونها قادر به استفاده از ابزار ابتدایی بودند و توجه انکی را جلب نمودند.

مدتی که او نبود معدنچی های نیبیرویی دست از کار کشیدند. انلیل دلیل را جویا شد و معدنچی ها او را احاطه کرده و درخواست رهایی از کار سخت و طاقت فرسای معدن را نمودند.  

 

در حقیقت انکی به طور پنهانی معدنچیان را تحریک کرده بود تا انلیل را دستگیر کنند و او را تحت فشار قرار دهند. آنها نیز نقشه انکی را اجرا کردند. ابتدا مقدار استخراج طلا را به شدت کاهش دادند و کشتی های حاوی طلا به نینورتا که در بیت ایبیرا ‌Bitibiraمنتظر بود نرسید. انلیل, نینورتا را فرستاد تا قضیه را بررسی کند. در این حال انکی به معادن بازگشت. نینورتا و همراهش اینّوگی Ennugi شکایت معدنچیان را شنیدند:‌

» کار طاقت فرساست». 

این معدن چیان در حقیقت خدایان ایگیگی , گروهی از آنوناکی های فضانورد و مسئولان پایگاههای فضایی و حمل و نقل طلا به نیبیرو بودند. 

انکی  به نینورتا پیشنهاد کرد:‌» انلیل را به اینجا بخوان. بگذار فرمانده ببیند که معدنچیان چگونه زجر می کشند». 

وقتی انلیل به همراه وزیرش نوسوک Nusuk رسیدند, کارگران فریاد برآوردند:‌

» بیایید انلیل را ضعیف سازیم باشد که از کار سخت معدن ما را آزاد کند. بیایید اعلام جنگ کنیم تا با زور خود را رها کنیم».  

«ابزارشان را آتش زدند و آتش بر تبرهایشان نهادند».

آنها اینّوگی را گروگان گرفتند و جایگاه انلیل را محاصره کردند. انلیل به پادشاه آنو پیام فرستاد تا سریعا به زمین بیاید و سران شورشیان را اعدام کند و انکی را که آنها را تحریک کرده بود بازجویی نماید.  

آنو سر رسید و به آفریقا آمد و از همه بازجویی کرد. اما هیچ یک از کارگران نام رهبر شورشیان را اعتراف نکردند. 

انکی که خود مسبب این کشمکش بود به انلیل گفت : » قهرمانان ما را از بیگاری در معادن رهایی ببخش چرا که برای کار معدن میمونهای انسان نما را خلق خواهیم کرد. با اسپرم من و توانایی های نینگیشزیدا و نینماه «. 

او اصرار داشت: » اجازه دهید ما یک کارگر بدوی بیافرینیم تا کار طاقت فرسا را بر عهده بگیرد و نوکر آنوناکی باشد و ابزار آنها را بر پشتش حمل کند… «.  

او گوریل زمینی را به انلیل فرمانده ارشد زمین و نینورتا پسر ارشد انلیل, نشان داد و گفت :

 » نینگشزیدا  پسرم ! گوهر ذات آنها ( میمونهای زمین) یکسان است با آنچه ما داریم- مانند دو افعی به هم پیچ خورده (ساختار DNA) .آنگاه که با گوهر ذات ما ادغام شود نشان ما بر آنها غالب خواهد شد.  یک کارگر بدوی خلق خواهد شد. فرمانهای  ما را خواهد فهمید. ابزارهای ما را او حمل خواهد کرد کار طاقت فرسای معدن را او انجام خواهد داد. برای آنوناکی در آبزو ( آفریقا) رهایی به زودی فرا خواهد رسید».

                                  

 

در این احوال

 

انلیل به نقشه انکی اعتراض کرد. » اینجا روی زمین برده ای  از نژاد میمون/ نیبیرو خلق نکن». 

 انلیل به انکی یادآوری کرد که :» روی سیاره ما ( نیبیرو) بردگی مدتهاست که از میان رفته. ابزارها ( ماشینها) برده ما هستند نه سایر موجودات «. 

 نینورتا معتقد بود برای استخراج طلای بیشتر باید ماشینهایی اختراع کنند نه اینکه برده خلق کنند. 

 

انکی اما پاسخ داد: » موجود زمینی که ما خلق می کنیم کمک خواهد بود نه برده».

انلیل همچنان مخالفت کرد: » شبیه سازی موجودات دو رگه در قوانین سیاره ممنوع شده است». 

 

انکی پاسخ داد: » ما نژادی جدید خلق نخواهیم کرد. میمون زمینی ( هومو ارکتوس) در گوهر ذاتی اش ( کد ژنتیکی) مانند ما از نیبیرو ( هومو ساپینس ساپینس) است.  میمون بودند اجداد ما نیز و به ما تکامل یافتند. تسریع خواهیم کرد ما تکامل او را میلیونها سال به آنچه در نهایت سرنوشتش خواهد بود». 

 

دو برادر رقیب ( انلیل و انکی) نزاع را نزد پدر خود پادشاه آنو و شورای نیبیرو بردند. هر کدام عقیده خود را گفت. پادشاه و شورایش رای چنین دادند:

» طلا باید استخراج شود. باشد که موجود جدید خلق شود». 

 شورا تصمیم گرفت که » قوانین را نادیده بگیرید باشد که نیبیرو نجات یابد».

 

                                                                    

 

انکی نینماه و نینگیشزیدا – تیم تحقیقاتی- در آزمایشگاه خود در آفریقا ترکیب های زیادی از میمون با سایر حیوانات ساختند ( که در تصاویر و آثار باستانی به صورت موجوداتی مخلوط از چند حیوان نمایش داده شدند).  اما سودی نداشت.

 

سپس انکی و نینگیشزیدا با گوریلهای ماده خوابیدند اما هیچ حاملگی صورت نگرفت. اینبار انکی و نینگیشزیدا اسـپـرمهای خود را جمع کردند و با تخمک ماده میمون در لوله های آزمایشگاهی ادغام کردند و زیگوت ساختند. زیگوتها را در رحم گوریل ماده وارد نمودند اما نوزادان متولد شده  نابینا بودند , دستانشان قدرت کار کردن نداشت و اعضای داخلی بدنشان ناقص بود

انسان میمونی

 

نینماه برخی از این نقصها را رفع کرد وقتی که مقادیری مس و گل رس زمینی به ظرفهای حاوی زیگوتها اضافه نمود. اما این زیگوت تبدیل به دو رگه زمینی ای شد که قدرت تکلم نداشت و لال بود

.

 نینماه و نینگیشزیدا بر بالای لوله آزمایشگاهی که زیگوت آدم را در خود دارد.

بار دیگر انکی اسپرم خود را با تخمک گوریل ماده در لوله آزمایشگاه آمیخت و زیگوتی که حاصل شد را به جای رحم گوریل ماده در رحم نینماه تزریق نمود تا ببیند که آیا بچه حاصل از نینماه قدرت تکلم دارد یا نه.  

» در ظرف گلی مخلوط را ساختند- تخمکی از ماده زمین با عصاره آنوناکی نر – آنها بر هم گذاشتند. تخم بارور شده توسط انکی در رحم نینماه  وارد شد. حاملگی رخ داد.»

» نینماه به فرزندی نر تولد داد. انکی پسر کوچک را در دستانش گرفت. او تصویری متعالی و کامل بود. انکی با نوک انگشتانش به نوزاد سیلی زد ؛ نوزاد صدایی چنانکه باید از خود خارج کرد».

» انکی نوزاد را به آغوش نینماه داد. نینماه پیروزمندانه فریاد برآورد: دستان من کار خود را کردند!»  

 

انکی آدامو را در دستانش نگه داشته است.

 

 نر خلق شده دورگه ای بود با پوست کبود و تیره موهای سیاه .

 

« نام نوزاد آدمو بود( به معنی آنکسی که مانند گل زمین است)  پوستی نرم به رنگ خون تیره و موهایی سیاه داشت. آلتش با آلت جـنـسـی نرهای نیبیرو متفاوت بود. «

 انکی, نینماه و نینگیشزیدا » ‌به آلـت مردانه نوزاد نگاه کردند؛ شکلش عجیب می نمود. سر آن با پوستی پوشیده شده بود بر عکس آلـت مردان آنوناکی بود. » 

انکی گفت :‌» باشد که موجود زمینی از ما که آنوناکی هستیم به وسیله این پوست متمایز شود.»  

آنوناکی های نیبیرو مانند انکی و انلیل و نینماه چشمان آبی داشتند. ولی آدامو چشمان سیاه داشت.

نینماه با داشتن آدمو ؛ اولین و نخستین کارگر بدوی؛ به دنبال زنان پرستار در شوروباک فرستاد تا آدمهای شبیه سازی شده را در رحمهای خود حمل کنند.  

انکی گفت: » عصاره ذات او به عنوان نمونه  استفاده خواهد شد.»

 

نینماه زنان داوطلب را جمع و زیگوتها را آماده کرد. او و زنان داوطلب به موجوداتی که خلق خواهند کرد قسم وفاداری خوردند.  

 

» در سه ظرف از جنس گل آبزو ( خاک آفریقا) نینماه تخمکهای مونث دوپا را قرار داد.» 

 

تخمکها با اسپرمهای برادرش انکی و پسرش نینگیشزیدا در ظروف گلی بارور شده بودند. 

  

» نینماه عصاره حیات آدمو را را خارج کرد و ذره به ذره به داخل ظروف تزریق نمود. سپس در آلت مردانه آدمو شکافی ایجاد کرد و قطره ای خون خارج شد ؛باشد که این نشانی از حیات باشد؛  باشد که برای همیشه نشانی باشد که گوشت و روح با هم ادغام شده اند.»  

نینماه آلت آدمو را فشرد و قطره ای از خون آن را در هر ظرف به مخلوط DNA و زیگوتها چکانید. » در این مخلوط گلی موجود زمینی با آنوناکی متصل خواهد شد. دو گوهر, یکی از آسمان و دیگری از زمین به سوی یکدیگر آورده خواهند شد. «

 

زنان آنوناکی با سزارین نوزادان خود را به دنیا آوردند : هفت هیبرید ( دورگه) نر .

 

در مرحله بعد

 

نینگیشزیدا  یک زیگوت ماده ساخت و آن را در رحم نینکی, زن انکی, وارد کرد. هیبریدی که نینکی به دنیا آورد تیامات نامیده شد (‌به معنی مادر حیات) که موجودی با موهای بور و چشمان آبی بود. در حقیقت تیامات (حوا) ژن غالب نیبیرویی داشت

 

  حوا دارای بور وچشمان آبی بود.

 گونه هایی از نئاندرتالها نیز همین خصویت را داشته اند.

نینگیشزیدا از روی عصاره ( DNA) تیامات در هفت لوله تستی هفت زیگوت خلق کرد. او زیگوتها را در رحم همان زنانی تزریق نمود که قبلا هفت نر هیبرید زاییده بودند یا به اصطلاح مادرهای جانشین بودند. همه آنها اینبار هم با سزایرین فرزندان را به دنیا آوردند. 

 

نینگیشزیدا بار دیگر به این زنان گفت که به رحمهای آنها نیاز دارد اما نینماه اعتراض کرد. »  برای این زنان  تولد دادن به موجودات زمینی بیشتر بسیار زجر آور است. تعدادشان بسیار کم است و نمی توانند تعداد لازم کارگر به دنیا آورند». 

 

بنابراین تصمیم گرفتند که به جای شبیه سازی منتظر بمانند تا تیامات و زنان کلون شده از روی او حامله شوند. انکی آدمو و تیامات را به عدن آورد به قرارگاه خودش که در راس خلیج فارس بود. 

او هفت ماده را در کنار هشت آدمو که از کلون آدم و تیامات ایجاد شده بودند در آزمایشگاه خودش جای داد. این هیبریدها مرتب با هم آمیزش داشتند اما ماده ها حامله نمی شدند. 

 

 فضانوردانی که در معادن طلا استخراج می کردند تهدید کردند که اگر انکی و نینگیشزیدا کارگرهای جدید را برای رهایی آنها خلق نکنند شورش خواهند نمود. 

 

در مرکز تحقیقات در شوروباک نینگیشزیدا ژنهای نیبیرویی را با ژنهای آدمو و تیامات مقایسه کرد و به جستجوی ژنی پرداخت که اجازه تولید مثل را می داد. 

او دریافت که ماده های نیبیرو  الل کروموزومی XY داشتند اما تیامات فقط XX دارد. 

پس نینگیشزیدا  انکی و نینماه و تیامات را بیهوش کرد.

» از دنده ی انکی, او عصاره حیات را بیرون کشید. در دنده آدمو عصاره حیات را وارد کرد. از دنده ی نینماه, او عصاره حیات را بیرون کشید در دنده ی تیامات او عصاره حیات را وارد کرد.

سپس با افتخار اعلام کرد :»بر درخت حیات آنها دو شاخه جدید اضافه کردم. با قدرت زاییدن, هم اکنون گوهر حیات آنها مارپیچ شده است.»

 

انکی نینماه و نینگیشزیدا این تغییر ژنتیکی در تیامات را از سایرین مخفی نگاه داشتند.چرا که در نهایت دست به خلق نژآد جدیدی زده بودند و از گوهر خود به آن بخشیده بودند و این برخلاف دستورات انلیل بود.

 تیامات و آدمو در میان درختان باغ عدن در دهانه خلیج فارس که متعلق به انکی بود آزادانه زندگی می کردند تا زمانیکه حاملگی تیامات ظاهر شد و او از برگ درختان پیشبندهایی برای خودش و آدمو ساخت. 

  

اخراج آدمو و تیامات از باغ عدن توسط انلیل 

 

انلیل متوجه شد که این هیبریدها پیشبند به خود بسته اند و انکی را زیر سوال برد. انکی اعتراف کرد که با دستکاری ژنتیکی به آنها قدرتهایی بخشیده است. انلیل خشمگین شد:

» آخرین ذره از گوهر حیات ما را به این جانوران بخشیدی ..تا مانند ما بفهمند و تولید مثل کنند؟ میلیونها سال تکامل و چرخه حیات ما را به آنها پیشکش کردی؟ » 

 

انلیل هرگز اجازه خلقت گونه ای جدید از انسان را صادر نکرده بود و از سرپیچی انکی به شدت خشمگین بود. او دست به دامن شورای نیبیرو شد تا جلوی خلقت را بگیرند. اما شورا که نا امیدانه در انتظار طلای بیشتر بود اجازه صادر کرد.

 

  نینگیشزیدا انلیل را مطمئن می کند که آدمو عمر ابد ندارد و زود می میرد

 

» سرور من انلیل» نینگیشزیدا انلیل را خطاب کرد «دانستن تولید مثل به آنها داده شده اما شاخه ( ژن) طول عمر زیاد به درخت حیات آنها داده نشد.» 

 به خاطر ناقص بودن کار آنوناکی در خلقت آدم و تیامات آنها فاقد ژن حیات ابدی بودند. در حالیکه عمر جاودان یکی از ویژگی های همه انسانها در سراسر کائنات بود به جز موجوداتی که آنوناکی با دستکاری ژنیتیکی خلق کردند. اما این مسئله نفرت انلیل را کاهش نداد.

انلیل با خشم گفت :» پس آنها را به جایی که باید باشند بفرست. به آبزو دور از عدن آنها را اخراج کن. » 

=============================================

خدا , خدایان و دسته بندی انسانها:

 

 دکتر ساشا لسین نتیجه میگیرد که در برخی جاها انلیل مترادف با یهوه در قرآن و  تورات می باشد. همچنین احتمال می دهد که نام یهوه در اصل نام  خدای مردم آنوناکی بوده است که به زمین راه یافته است. از سوی دیگر یادآوری می کند که  انکی در سایر جاها خالق آدم از گل رس معرفی شده است پس این انکی است که مترادف با یهوه قرار می گیرد. 

زکریا سیچین در کتاب برخوردهای الهی صفحات ٣۴٧ تا ٣٨٠ به بررسی شباهتها و تفاوتهای انلیل و انکی با یهوه می پردازد و در پایان نتیجه ای کاملا دور از انتظار می گیرد که در مقاله ای جدا به آن خواهیم پرداخت.  

 محققی به نام تلینگر Tellinger در کتاب خود به نام «‌ نهضت برادری افعی» The Brotherhood of Snake می نویسد که » انکی سازمانها و نهضتهای مخفی را پایه گذاری کرد. نهضت فراماسونی و ایلومیناتی و سایر سازمانهای مخفی در حقیقت بعد از خروج آدم و حوا از عدن تاسیس شدند. انکی متوجه شد که تبلیغات و بدنامیهایی علیه او به عنوان شیطان شرور و افعی شیطانی به سرعت توسط انلیل پخش خواهد شد. انلیل بزرگترین استراتژیست و ارباب پروپاگاندا به راحتی قادر به بد نام کردن انکی بود. انکی ناچار شد تا به روشهای پنهانی با انسانها تماس بگیرد و گروههای کوچکی را انتخاب کرد که به تکنولوژی پیشرفته و اطلاعات دسترسی داشتند و این آغاز نهضتهای مخفی بود.»  بنابر این نظریه اعضای چنین نهضتهای افراد برگزیده و خاصی هستند و هر فردی امکان پیوستن به چنین سازمانهایی را نخواهد داشت.

در آینده خواهیم گفت که چرا نتیجه گیری تلینگر غلط است و چرا نباید به انکی و پیروان او – شیطان پرستان- اعتماد کرد.

 

سیچین معتفد است که همانطور که آنوناکی روی نیبیرو تکامل یافتند انسان هم روی زمین تکامل می یافت اگر که آنوناکی این جریان را سرعت نبخشیده بودند. 

اما دانشمند دیگری به نام کرمو Cremo در کتاب » تنازل انسان» Human Devolution ایده دیگری داد. او معتقد است که انسان میمون نمایی که انکی و نینگیشزیدا روی ژنهای آن کار کردند در حقیقت حاصل تنازل انسانهای پیشرفته هومو ساپینس به انسانهای میمونی روی زمین بوده است. بر اساس این نظریه میلیونها سال پیش از این حادثه انسانهای متمدن هومو ساپینس ساپینس روی زمین سکنی داشتند اما به دلایلی نژاد آنها رو به افول و پستی نهاد تا جایی که تبدیل به گونه میمون شدند.

در مقالات آینده سایر احتمالات را بررسی خواهیم کرد. لطفا به خاطر داشته باشید که هدف از ترجمه این متون ترویج هیچ آیین و باوری نیست و نظر شخصی نویسنده در هیچ جای مقاله ابراز نشده بلکه در نهایت بی طرفی و به قصد افزایش دانش از متون باستانی این مقالات ترتیب داده شده است.

 

 ==========================================================

 

۱– انسان هومو ئه رکتوس :

Homo Erectus در زبان لاتین به معنی انسان راست قامت ( انسانی که با دو پای عقب راه می رود و پشت خمیده ندارد). هومو ارکتوس از گونه ای دیگر به نام هومو هابیلس تکامل یافته است.

 

این گونه انسانی طبق اطلاعات داده شده در الواح سومری پیش از خلقت آدم روی زمین زندگی می کرده است و در سرزمینهای وسیع خصوصا آفریقا آثار و بقایای فسیلها به همراه ابزار و سایر لوازم تمدن ابتدایی آنها یافت شده است. به عقیده دیرین شناسان گونه هومو ارکتوس از آفریقا به آسیا و اروپا سایر نقاط زمین مهاجرت کرده است. قدیمی ترین فسیلهای یافت شده از این انسانها تا کنون متعلق به دو میلیون سال پیش بوده است. برخی دیرین شناسان معتقدند که انسان متفکر امروزی حاصل تکامل  هومو ارکتوس است اما به اینکه چرا و چگونه انسان  ارکتوس به طور ناگهانی تبدیل به انسان ساپینس و متفکر شد پاسخی نمی توانند بدهند.

حقیقت این است که گونه هومو ارکتوس به طور طبیعی می تواند به هومو ساپینس تکامل یابد اما در طول میلیونها سال. اما پس چگونه است که بدون تکامل و به طور ناگهانی جای خود را به ساپینس می سپارد و خودش به مرور در ۲۰۰ هزار سال پیش از پهنه عالم محو می شود؟

برخی محققان پاسخ آن را دستکاری ژنتیکی می دانند که به تکامل چند میلیون ساله سرعت بخشیده و آن را یک شبه ممکن ساخته است که ما قبلا از آن صحبت کرده ایم و باز هم خواهیم کرد.

تمدن هومو ارکتوس :

 هومو ارکتوس قادر به ساخت ابزار از چوب بوده است. چوبهای تراش داده شده و تیزی که به عنوان کارد استفاده می شده به همراه تبرهای چوبی در میان بقایا به دست آمده است. هومو ئه رکتوس همچنین قادر به ساخت قایقهای ساده ( کلک) برای مسافرت روی آب رودخانه ها و دریاها بوده است.

 همچنین ابزار متفاوتی با سنگ می ساخته که جزو اولین دسته ابزار سنگی قرار می گیرند. این ابزار معمولا سنگهای نوک تیزی هستند که برای بریدن یا پوست کندن استفاده می شده اند. دومین دسته ابزار سنگی شامل تبرهای دستی سنگی است که به وفور در اروپا و شرق آفریقا یافت شده اند.

    

 فسیلهای بسیار زیادی در اندونزی کشف شده اند از جمله فسیل مشهور جزیره جاوا در ساحل رودخانه solo که معروف به » مرد جاوایی» است. همچنین در چین – هند -کنیا-تانزانیا-ویتنام -جمهوری گرجستان – ترکیه و…فسیلهای فراوانی به دست آمده است.

 

جامعه :

مردم هومو ارکتوس شکارچی بودند. دیرین شناسان معتقدند که آنها قادر به تولید صدا نبوده و لذا از طرق دیگر با هم ارتباط برقرار می کردند. استفاده از آتش در میان آنها رایج بوده است. در اسرائل بقایای استفاده از آتش توسط هومو ارکتوس در هشتصد هزار سال پیش یافت شده است. آنها نه تنها می توانستند آتش را کنترل کنند بلکه آن را تولید نیز می کردند.

انسان ارکتوس نژادهای متعددی داشته است از قبیل :

 

 منبع : ویکیپدیا

 

۲انسان نئاندرتال :

 

انسان نئتاندرتال با نام «انسان غار نشین» شناخته شده است. غالبا مردم فکر می کنند این انسانها زندگی حیوان گونه و پست فاقد هر نوع تمدن داشته اند. بیایید با هم به مدارک نگاهی بیندازیم و ببینیم آیا نظر عامه مردم صحیح است یا خیر.

 

 

نام نئاندرتال از نام دره ای در آلمان گرفته شده که این گونه انسانی در آن کشف شد.

پیش از آن دو اسکلت دیگر در بلژیک نیز پیدا شده بود. تجزیه DNA آنها نشان می دهد که بین ژنوم نئاندرتال و هومو ساپینس ۹۹.۵ درصد شباهت وجود دارد. تجزیه mt DNA تخمین زده است که هر دو گونه از یک جد مشترک در ۸۰۰ هزار سال پیش به وجود آمده بودند. فرضیه دیگری معتقد است که دلیل شباهت ژنتیکی ادغام هومو ساپینس و نئاندرتال از طریق جـنـسی بوده است که منجر به ادغام ژنتیکی شده است. نظریات دیگری هست مبنی بر اینکه این دو گونه کاملا جدا از یکدیگر شکل گرفته بودند. کشورهایی که بقایای نئاندرتال در آنها یافت شده عبارتند از پرتقال- اوکراین- فرانسه- اسپانیا- انگلستان- آلمان- چک – اسلواکی- یونان – عراق- اسرائل- ایران- رومانی و روسیه

تمدن:

انسان نئاندرتال از آتش برای پختن غذا ,گرم کردن در زمستان و ساخت ابزار استفاده می کرده است. آنها از چرم و خز حیوانات برای ساخت لباسهای گوناگون بهره می بردند. سلاح سازی و ابزار سازی نسبتا پیشرفته ای داشتند که آنها را قادر به ساخت فندکهای پیشرفته و اسلحه می کرد. این صنعت از روی انواع بی شماری از ابزار باقی مانده مانند نیزه های نوک تیز با سر سنگی و خنجرهای سنگی با نوکهای تیز شده توسط آتش مشخص می شود.

نئاندرتالها سه نوع متفاوت از ابزار برای مصارف جنگی و خانگی می ساختند و این خود مدرکی است بر توانایی آنها در فکر کردن و برنامه ریزی و اجرا. برخی محققان معتقدند که با تمدنی که آنها در هزاران سال پیش داشته اند هیچ بعید نیست که تا به امروز باقی مانده باشند بدون آنکه مورد توجه قرار بگیرند.

گونه نئاندرتال صاحب زبان پیشرفته ای برای ارتباط بودند. فسیلها نشان می دهند که حنجره نئاندرتال قادر به ایجاد صداهای انسان امروزی بوده است. از آنجا که آنها در کنار برخی انسانهای ساپینس زندگی می کردند منطقی به نظر می رسد اگر آنها به همان زبان انسانهای ساپینس مسلط بوده باشند. یا اینکه زبان خودشان متفاوت بوده ولی زبان ما را نیز یاد گرفته بودند و در اصل دو زبانه بوده اند.

در غاری در اسلوانی -یوگسلاوی- باستان شناسان قدیمی ترین آلت موسیقی جهان را کشف کردند که یک فلوت ساخت بشر نئاندرتال می باشد. این فلوت ۱۲ سانتی متری از استخوان پای گوزن جوانی تراشیده شده و جای چهار سوراخ دارد. این مسئله نشان دهنده توانایی انسان نئاندرتال در تولید موسیقی و نواختن ساز است. به احتمال زیاد انسانهای نئاندرتال همراه موسیقی آواز میخواندند و می رقصیدند, درست مانند بشر امروزی. توانایی ساخت ابزار موسیقی و نواختن ساز ثابت می کند که آنها قدرت تخیل داشته اند و بنابراین هیچ بعید نیست که قادر به خواندن و نوشتن نیز بوده اند.

فرهنگ:

 مدارکی هست مبنی بر اینکه انسانهای نئاندرتال زندگی جمعی را دوست داشتند و عادات و مراسم متعددی را رعایت می کردند از جمله احترام و نگهداری از کهنسالان و بیماران و مراسم و آیین کفن و دفن مردگان. بقایای زیادی از معلولین و بیماران نئاندرتال یافت شده اند که روی جراحات آنها آثار بهبودی به چشم می خورد.بسیاری از جراحات و شکستگی ها درمان شده بودند. در غاری در کوههای زاگرس واقع در شمال عراق, باستان شناسان اسکلتهای یک مرد و دو زن و یک نوزاد را یافتند که همگی در کنار هم به خاک سپرده شده بودند و در خاک آثار گلهایی بود که روی قبر آنها قرار گرفته بود. قرار دادن گل روی قبر مردگان حکایت از تفکر نئاندرتال و اهمیت به مردگان  دارد.

تجزیه خاک نشان داد که گلهای روی قبر به صورت دسته شده قرار گرفته بودند و آزمایشات بیشتر نوع گلهای مورد استفاده را نیز مشخص ساخت که برخی از آنها امروزه نیز وجود دارند و دارای خواص درمانی هستند. آیا استفاده از این گلها جزو مرسم خاصی بوده است ؟ استفاده از گلهای عطرآگین و رنگارنگ شبیه به رفتار امروزی ما نیست؟  این گلها همچنین مشخص ساخت که در آن زمان ویژگی های آب و هوایی منطقه چگونه بوده و چه گلهایی در آن ناحیه می روییده است که دیگر نمی روید.

 آرامگاه مردگان:

نئاندرتالها غارهای خاصی را به عنوان آرامگاه مردگان خود انتخاب می کردند چرا که بخش اعظم بقایای آنها در غارها پیدا شده است. این عمل بسیار شبیه انسانهای مدرنی است که در کوهها برای مردگان خود مقبره می ساختند. همچنین اهمیتی که آنها به دفن مردگان می دادند نشان از توجه آنها به زندگی و مرگ می باشد. احترامی که به مرده و مراسم دفن آن اختصاص داشته بخش مهمی از زندگی اجتماعی و روحی روانی است.

آنها انسانهایی اجتماعی بودند که از مجروحین و سالمندان خود نگهداری می کردند نه اینکه آنها را به حال خود رها کنند تا بمیرند. برای پایبند بودن به آیینها و مراسم خاص نیاز به تفکر عمیق و قدرت تخیل است که بدون آن درک  مفهوم زندگی و مرگ یا آفریدگار  ممکن نیست. و انسانهای نئاندرتال همه این ویژگی ها را دارا بودند.

هر چند هنوز مشخص نشده است که آیا وظایف زن و مرد در میان آنها جدا و مشخص بوده است  و آیا نظام خانواده به شکلی که در میان انسان ساپینس است داشته اند یا نه… ولی در هر صورت میان انسان نئاندرتالی که قبلا تصور می شد و نئتاندرتال واقعی تفاوت از زمین تا آسمان است.

==============================================

 نتیجه گیری موقت:

زکریا سیچین و تعداد دیگری از محققان مانند او معتقدند که انکی با دستکاری ژنتیکی در میمونهای با هوش توانست گونه هومو ارکتوس و گونه نئاندرتال را بسازد.

این نتیجه گیری ناشی از آن است که آدامو و تیامات به هیچ عنوان انسان متفکر نبوده اند بلکه مانند حیوانات آمیزش و حیات داشته اند. تنها تفاوت آنها از میمونها این بوده که آنها قادر به پیروی از فرامین خدایان بودند و کاری را که در معادن به آنها داده شده بود انجام می دادند. یعنی دستها و پاها و بینایی مانند انسان داشته اند اما فاقد هر گونه تکامل دیگری بوده اند. حتی بر اساس لوحه های سومری و آکدی آنها غذای خود را به صورت آماده از آنوناکی دریافت می کرده اند و دانش زراعت و دامداری و یا پخت غذا نداشته اند.

 فسیلها و ابزار یافت شده از هومو ارکتوس نشان می دهند که لوحه های سومر و آکدی اطلاعات صحیحی داده اند که گروههایی از هومو ارکتوس از کار معادن آزاد شدند و تلاش می کردند که به تنهایی و بدون کمک آنوناکی به حیات خود ادامه دهند. دلیل آزاد شدن از کار در معادن به احتمال زیاد این بوده که آنوناکی با کمبود غذا مواجه بودند و تصمیم گرفتند که تعداد کارگران را کاهش دهند و آنها را در مناطق دیگری رها کردند تا بمیرند. اما این هومو ارکتوس ها تلاش می کردند که با توان و هوش اندک خود خوراک و پناهگاه پیدا کنند و در غارها پناه می گرفتند و با سنگ ابزار ابتدایی می ساختند. شکی نیست که این گونه به مرور زمان قادر به ادامه حیات نبودند و همگی یا اکثر آنان در همان دوران نابود شدند.

 

انسان نئاندرتال همان هومو ارکتوس بودند که با تعالیم انکی و همراهانش دانش اهلی کردن حیوانات و زراعت را آموختند و یکجا نشین شدند اما همچنان به فرامین آنوناکی کار می کردند و پاداش دریافت می نمودند. پس از آنکه آنوناکی زمین را ترک کردند نئاندرتالها نیز دچار مشکل شدند و به مرور منقرض گشتند چرا که انکی با دستکاری ژنتیکی انسان دیگری را جایگزین آنها کرده بود که هم متفکر بود و هم قادر به پیروی از دستورات آنوناکی= انسان هومو ساپینس.

گونه هایی از هومو ارکتوس پیشرفته امروزه در هندوستان و جزایر نا مسکونی هنوز باقی مانده اند. گونه هایی از نئاندرتالها هنوز در مناطق سردسیر مانند تبت و هیمالایا وجود دارند

منبع: وبلاگ میراث برزخ

با تشکر از شیرین عزیز نویسنده وبلاگ میراث برزخ

وبلاگ دنیای اسرار آمیز

www.ufolove.wordpress.com

 

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

Advertisements

خاکستری ها می خواهند بدانند احساسات ما چگونه کار می کند.

خاکستری ها می خواهند بدانند احساسات ما چگونه کار می کند.

https://i0.wp.com/www.eedin.com/Uploads/tcarter/ReptoidEncounter.jpg 

 

بیل فاستر

ما حتی با خواندن اجمالی مقالات مرتبط با یوفو در خواهیم یافت که خاکستری ها علاقۀ زیادی به اکتشاف و آزمایش بدن و مغز ما انسان ها دارند. در بسیاری از موارد، خاکستری ها در مورد احساسات من، به خصوص احساس ترس بسیار مشتاق بوده اند.

به عنوان کسی که در سرتاسر عمر خود توسط خاکستری ها ربوده شده است، تنها می توانم دیدگاه شخصی خودم را در این زمینه برای شما بیان کنم. هیچ قطعیتی در مورد این موضوع وجود ندارد. این دکتر جان مک بود که به من گفت: » دو تا از گونه هایی که ما می شناسیم دروغگو هستند… سیاستمداران و خاکستری ها.»

من عضو آن دسته از ربوده شدگانی نیستم که به حسن نیت خاکستری ها اعتقاد داشته باشم. من هیچ آرامش خاطری در مواجهه با این عقیده که خاکستری ها برای پیشرفت و منفعت ما انسان ها اینجا هستند نمی بینم. بدون شک انسان ها واجد چیزی هستند که خاکستری ها به آن نیاز دارند. من فکر می کنم خاکستری ها اینجا هستند تا به عملیات خاصی که در نظر دارند جامۀ عمل بپوشانند.

به نظر می رسد این عملیات غیر قابل چشم پوشی، ضروری و قطعی باشد و باید به طور کامل آن را انجام دهند. هیچ اجباری وجود ندارد که خاکستری ها نقشۀ خود را برای ما فاش کنند؛ که این کار را هم نکردند. اگر هر گونه منفعت جانبی از این عملیات برای انسان وجود داشته باشد، تنها یک منفعت ناخواسته و کوچک خواهد بود و نه جزئی از اهداف اصلی بیگانگان.

بسیاری از کسانی که این عملبات را زیر سؤال می برند می پرسند چرا بیگانگان باید به طور مرتب انسان مشابهی را بربایند. آنها باید قادر باشند تا تمامی اطلاعات مورد نیاز خود را با یک بار ربودن فرد مورد نظر دریافت کنند. جوابی که در نفی این ادعا وجود دارد مثال پروژۀ ناتمام ما انسان ها با گوزن ها، خرس ها، آهو ها و … است. ما یک حیوان به خصوص را در تمام طول زندگی اش دنبال می کنیم. به چه دلیل؟ می خواهیم در مورد مهاجرت، الگوی غذایی و بسیاری مسائل دیگر بیشتر بدانیم. من فکر می کنم این در مورد ربوده شدن مکرر گونۀ انسان توسط خاکستری ها صدق می کند.

برای مثال، در طی یکی از دفعات ربوده شدن توسط خاکستری ها بعد از حملۀ قلبی من در سن چهل و چهار سالگی، مافوق خاکستری ها که با من ارتباط برقرار می کرد، نمی توانست بفهمد که من چرا از این ناخوشی رنج می برم. من سعی کردم تا کلمۀ استرس را برای او شرح دهم اما از توصیف آن ناتوان شدم. آن خاکستری نمی توانست درک کند که احساسات انسان می تواند به یک تغییر فیزیکی در شیمی بدن منجر شود.

عشق، نفرت،خشم، استرس، عصبانیت، ناراحتی، خوشحالی، تغییر و تحول- تمامی آن احساساتی هستند که به اعتقاد من خاکستری ها فاقد آن می باشند. در عوض آنها روشمند، جدی و پرتلاش توصیف می شوند: شما به ندرت متنی را در مورد خاکستری ها می خوانید که آنها را دارای احساسات عمیق توصیف کرده باشد.

می توانم شما را مطمئن سازم در طی دورانی که ربوده می شدم، یکی از بزرگترین کنجکاوی های خاکستری ها در مورد من، ترس دائمی من بوده. ما نیازی نداریم تا احساساتمان را برای انسان های اطراف خود توضیح دهیم؛ آنها خودشان می فهمند، اما توصیف این احساسات برای موجوداتی که فاقد آن هستند بسیار دشوار است.

توسط آمار انجام گرفته درصد بسیار کوچکی از مردم دنیا به هنگام صحبت کردن افراد رنگ هایی را مشاهده می کنند. بله این واقعییت دارد! این دسته از مردم رنگ های مشخصی را می بینند که از دهان دیگران خارج می شود. همچنین به هنگام نواخته شدن موسیقی نیز رنگ ها را می بینند. اصطلاح پزشکی این وضعیت «حس آمیزی» (Synesthesia) نام دارد.

آیا من یا شما می توانیم هیچ تصو.ری از دیدن رنگ ها هنگام صحبت کردن دیگران داشته باشیم؟ صمیمانه بگویم من حتی نمی توانم آن را در ذهنم تصویر کنم، اما چون به ما گفته شده این یک مورد پزشکی ست باید آن را قبول کنیم.

این نمونه را به خلأ احساسات در خاکستری ها نسبت دهید. در نتیجه می توانید ببینید فهمیدن طیف گسترده ای از احساسات، زمانی که خودشان فاقد آن باشند، برای آنها چقدر دشوار خواهد بود.

خاکستری ها به من گفتند که به خاطر احساسات پر قدرتی که از خود نشان دادم به من علاقه مندند. آنها بر روی این احساسات درونی من تحقیق کردند و مرتباً از من درخواست می کردند تا برای آنها توضیح دهم داشتن این احساسات در درون بدنم چگونه است. من نکاتی را از این مکالمات گیج کننده، اما در عین حال جالب توجه دریافتم.

زمانی که من تلاش می کردم احساسات خود را توصیف کنم، با صدای بلند صحبت می کردم. به این علت خاکستری ها نمی توانستند ذهن مرا بخوانند تا احساساتم را درک کنند. چه در زمان حال یا حافظۀ مربوط به گذشته، به نظر نمی رسید احساسات من- مانند ترس- یک تصویر ذهنی را در ذهن من یا خاکستری ها ایجاد کند. در سایر تماس هایم با خاکستری ها، افکار من قبل از آنکه به آنها نظم ببخشم و بر زبان بیاورم توسط آنها دریافت و تفسیر می شد. این امر منجر به شکل گیری ایده ای در من شد. اینجا بر روی زمین زمانی که انسانی از یک ناتوانی مانند نابینایی یا ناشنوایی رنج می برد، بعضاً سایر احساسات او برای برقراری تعادل جهت جبران این کمبود ارتقاء می یابند. آیا ممکن است رشد قدرت ذهنی خاکستری ها که در طی هزاره ها به آن دست یافته اند در عین حال شامل از دست دادن احساساتشان بوده باشد؟

البته می توانیم اینطور نیز گمان کنیم که آنها از ابتدا هرگز احساساتی نداشته اند تا از آن استفاده کنند. در هر صورت من می توانم با قطعیت تمام بگویم که خاکستری ها به شدت تشنۀ فهمبدن و بررسی کردن احساسات گستردۀ انسانی هستند.

خاکستری ها فکر می کردند من به نفع اهداف آنها بر روی احساساتی که می خواستم برایشان بیان کنم تمرکز می کردم، در صورتی که اینطور نبود. درجۀ وحشت من به قدری زیاد بود که برای نمایش ترس هیچ احتیاجی به تلاش نداشتم. مشابه همبن مورد زمانی که احساسات خشم، عصبانیت، شادمانی و کنجکاوی را نشان می دادم نیز رخ می داد. آنها احساسات حقیقی من در آن لحظه بودند. از طرفی مافوق خاکستری ها از من درخواست کرد تا احساسات خاصی را که در آن حال احساس نمی کردم برایشان توضیح دهم، از قبیل عشق، خوشحالی، لذت و… دوباره در اینجا من احتیاج داشتم برای بیان افکارم از کلمات استفاده کنم…

خاکستری ها ترس من را دستکاری کردند. برای زمان درازی آنها نمی خواستند تا من تجربۀ ربوده شدن خود را به خاطر بیاورم، آنها ترس خاصی را در من القا کردند تا هر موقع خواستم آن را به خاطر بیاورم فعال و مانع یادآوری من شود. اما چگونه احساس ترس توسط موجوداتی که فاقد آن بودند انتقال داده می شد؟ ممکن است شما اعتقاد داشته باشید این فرآیند توسط  یک وسیلۀ مکانیکی مانند یک تراشه انجام می شد، اما به اعتقاد من خاکستری ها از یک روش ذهنی استفاده می کردند، آنها ترس را از طریق نوعی هیپنوتیزم در من ایجاد می کردند. این فرآیند مشابه احساس آرامشی ست که با خیره شدن به چشمان مافوق خاکستری ها در من ایجاد می شد. هر بار که ربوده می شدم، این هیپنوتیزم «ریلکس کننده» اتفاق می افتاد…

ایجاد کردن و قرار دادن یک احساس در درون من توسط موجودی که فاقد آن احساسات است چگونه است؟ اگر شما توسط یک اسلحه گوزنی را بکشید، دردی را که گوزن احساس می کند کاملاً درک خواهید کرد؟ با این حال شما می دانید که یک گلوله چیست و چگونه از طریق اسلحه شلیک می شود. در واقع نیازی نیست تا شما از فرآیند آن به طور کامل اطلاع داشته باشید تا بتوانید از آن استفاده کنید. به همین خاطر حتی ماهایی که از احساسات برخورداریم به طور کامل آن را نمی فهمیم. این چیزی ست که من در حین تلاش برای توضیح دادن احساساتم برای خاکستری ها فهمیدم.

برای چند لحظه به این فکر کنید. شما چگونه این را توضیح خواهید داد که ممکن است هم در مراسم عروسی و هم در یک مراسم عزاداری گریه کنید؟ عکس العمل فیزیکی مشابه- اشک ریختن- احساسات کاملاً متفاوت. همچنین استرس خوب و بد وجود دارد. اخراج شدن از محل کار بسیار استرس آفرین است. بردن مبلغ زیادی پول در یک مسابقه نیز استرس آفرین است. بردن، استرس مثبت ایجاد می کند، اخراج شدن استرس منفی. توضیح دادن احساساتی از این دست برای بیگانگان کار ساده ای نیست.

من حداقل هشت جلسۀ یک ساعته یا بیشتر را برای توضیح دادن عواطف بشری به بیگانگان سپری کردم. عجیب ترین موقعیت در این جلسات این بود که من باید جواب ها را با بیانم توضیح می دادم؛ آنها نمی توانستند ذهن مرا بخوانند و در مورد احساسات من اطلاعاتی به دست بیاورند. علاوه بر این من هرگز احساس نکردم که توضیحاتم ار احساسات انسانی به قدری کامل بوده باشد تا به عنوان یک «راهنما» توسط خاکستری ها استفاده شود.

سؤالاتی که خاکستری ها طبق روال همیشگی در مورد احساسات از من می پرسیدند، به ایجاد اشتیاق فراوانی از جانب آنها به من منجر می شد. اجازه بدهید تا برایتان توضیح بدهم.

شما طبق روال همیشگیتان تعداد زیادی نامه برمیدارید و طبق معمول منتظر قبض ها و تبلیغات همیشگی هستید، ناگهان نامه ای را می بینید که از طرف یک دوست قدیمی ست. لبخندی بر لبان شما شکل می گیرد. هنگامی که جملاتی را از زبان یک دوست قدیمی می خوانید روند هر روزه و تکراری باز کردن نامه ها به یک تجربۀ لذت بخش و هیجان انگیز تبدیل می شود.

توضیح بالا توصیف من از آزمایشات روتینی ست که خاکستری ها بر روی انسان انجام می دهند. همیشه طبق روال مشخصی پیش می روند تا زمانی که به قسمت احساسات می رسند و ناگهان کنجکاوی زیادی از خود نشان می دهند. این بخش از آزمایشات دیگر روتین نیست.

ما انسان ها از نظر احساسی بسیار پیچیده هستیم. فرارسیدن زمانی که در آن خاکستری ها همۀ جوانب احساسات انسانی را فهمیده باشند، زمانی ست که به اعتقاد من ربوده شدن توسط آنها به پایان خواهد رسید. تا فرارسیدن آن زمان خاکستری ها به ربودن انسان ها ادامه خواهند داد.

عملیات خاککستری ها ممکن است در طول زندگی ما خاتمه نیابد. «اتفاق بزرگی» که اغلب از آن گفته می شود( تغییرات عمومی یا ظاهری توسط بیگانگان) که از بیش از بیست سال پیش، پیش بینی شده است، بدون منفعت خواهد بود. خاکستری ها هیچ احتیاج یا علاقه ای به پیگیری علایق یا سرنوشت بشریت ندارند.

این مقاله دلایل متفاوتی را برای شما ارائه می کند که چرا بیگانکان از سیارۀ ما بازدید می کردند، اگرچه در اینجا زندگی نمی کنند اما در مدت زمان کوتاهی و به شیوه خاصی در اینجا زیسته اند.


https://i2.wp.com/arcturi.com/sitebuilder/images/alien-abduction1-200x255.jpg 

پی نوشت: این مقاله ترجمه ای ست از مجله اینترنتی جار و محققینی که در زیر معرفی خواهند شد در آن به فعالیت می پردازند.

 بیل فاستر (Bill Foster) : بیل فاستر تا کنون ده کتاب غیر تخیلی به تحریر در آورده که موضوع هیچ کدام مرتبط با یوفو نبوده اند. با این حال آخرین کتاب او «ربوده شدگان مثلث سیاه» یک سال پیش انتشار یافته و هم اکنون در بیش از صد و پنجاه وبسایت رونمایی شده و مورد توجه منتقدین قرار گرفته است. بیل و همرش پگی در نتیجۀ ربوده شدنشان توسط یوفو تصمیم به ایجاد یک وبسایت برای عموم مردم گرفتند، کسانی که مانند خودشان نمی دانند برای یافتن اطلاعات مرتبط با موضوع یوفو و بیگانگان به کجا مراجعه کنند. مهم تر از همه این وبسایت شامل لیست هیپنوتراپیست های بومی و جهانی می باشد که راغب هستند به مردمی که می خواهند بداند ربوده شده اند یا نه کمک کنند. این سایت هیچ گونه منفعت مالی ندارد و غیر سیاسی و غیر مذهبی ست، همچنین به عضویت و رمز عبور احتیاجی ندارد. این سایت حاوی اطلاعاتی ساده و روشن و مراجعی ست که مردم برای کمک به آن احتیاج دارند: http://www.abduct-anon.com/. .

دکتر ریچارد جی. بویلان (Richard J. Boylan) دانشمند علوم رفتاری، متخصص رفتارشناسی، انسان شناس، دانشیار دانشگاه (در حال حاضر بازنشسته)، دارنده گواهی بالینی هیپنوتراپی و مشاور و محقق است. وی از تخصص هیپنوتراپی جهت یادآوری خاطرات برخوردکنندگان با موجودات فرازمینی که در حافظۀ ناخودآگاهاشان ثبت شده استفاده می کند. او مشاور کودکان ستاره ای و انسان های بالغی ست که در واقع بذرهای ستاره ای هستند (Star Seed) و می خواهند در مورد منشأ هویت و مأموریت خود بیشتر بدانند تا آگاهی کامل تری در مورد هویت و رشد درونی و روحی و مسیر آیندۀ خود داشته باشند. دکتر بویلان نمایندۀ پروژۀ کودکان ستاره ای ست (Ltd). وی از سال 1989 تحقیقات متعددی را در زمینۀ برخورد انسان ها با ملاقات کنندگان فضایی رهبری کرده است. این کار منجر به شکل گیری پروژۀ کودکان ستاره ای، Ltd، و کار کردن با کودکانی که از نظر ژنتیکی و استعدادهای درونی پیشرفته تر بودند و خانواده هایشان شد. او گزارشاتی را در کنفرانس تحقیقاتی ام.آی.تی (M.I.T.)  در ارتباط با ربوده شدگان توسط یوفو، سال 1992، و کنفرانس بین المللی تمدن های کیهانی در واشینگتن دی سی. ارائه داده است. او مؤلف چهار کتاب « برخورد نزدیک با فرازمینی ها» (1994)، « سفری طاقت فرسا به ستارگان» (1996)، «پروژۀ اپیفانی» و « کودکان ستاره ای: ظهور نسل فضایی» (2005) می باشد. او بیش از پنجاه مقاله منتشر کرده است و دارای وبسایت شخصی به این آدرس می باشد:  http://www.drboylan.com/ .

 

باد هاپکینز (Budd Hopkins) نزدیک به سی سال محقق یوفو بوده است. او در مورد بیش از هفتصد مورد تحقیق کرده و با بیش از هزار شاهد مصاحبه یا جلسۀ هیپنوتیزم داشته است. او مؤلف چهار کتاب به شدت تأثیر گذار در این زمینه می باشد که عبارت اند از «زمان گمشده» (1981)، «مزاحمین» (1987)، «مشاهده شده» (1996) و«دور از دیدرس» (2003) {با همکاری کارول رینی (Carol Rainey) } . وی در مبحث یوفولوژی یک آغازگر است و همچنین بانی مورد توجه قرار گرفتن «پدیدۀ ربوده شدن به وسیلۀ بیگانگان» در میان عموم مردم و مراکز تحقیقاتی یوفو می باشد. او در سال 1989 بنیاد «مزاحمین(بیگانگان)» را بنیان گزاری کرد که به شاهدین در این زمینه کمک و حمایت می رساند، ((http://www.%20intrudersfoundation.org/ .

باد هاپکینز هم اکنون در شهر نیویورک سکونت دارد.

 

دیوید ام. جیکوبز (David M. Jacobs) دانشیار تاریخ در دانشگاه تمپل فیلادلفیا ست. او به مدت چهل سال یک مححق و پژوهشگر یوفو بوده است. او بیش از هزار جلسه هیپنوتیزم درمانی با ربوده شدگان برقرار کرده است. کتاب های وی شامل «مناظره بر سر یوفو در امریکا» (1975)، «زندگی سری: تجربیات ربوده شدگان توسط یوفو» (1992) و «تهدید» (1998) می باشند. او همچنین ویراستار کتاب «یوفوها و ربوده شدگان: به چالش طلبیدن مرزهای دانش» منتشر شده در سال 2000 می باشد. آدرس وبسایت او http://www.ufoabduction.com/ است.

 

کریاگ آر. لانگ (Craig R. Lang) متخصص و تعلیم دهندۀ هیپنوتراپی و پزشک ان ال پی ست. محل زندگی و کار او مینه سوتای بروکلین در یکی از حومه های شمالی مینه آپولیس است. وی به طور همزمان جلسات انفرادی و گروهی را با افرادی که می خواهند برای حل خلاق مشکلات، کنکاش در وقایع متافیزیک یا بازگشت به زندگی های گذشته فراتر از افق های زمان حال را با استفاده از تخیل و مدیتیشن هدایت شده جست و جو کنند برگزار می کند. کریاگ تحقیقاتی را پیرامون رویدادهای غیر طبیعی از قبیل ربوده شدن توسط بیگانگان یا تجربیات برخوردکنندگان با آنها انجام داده است که به مردم کمک می کند تجربیات خود را با زندگی روزمره شان تطبیق دهند و در عین حال این پدیدۀ اسرارآمیز را روشن تر می سازد. کریاگ در بخش مینه سوتای موفون (MUFON) بسیار فعال است، (http://www.mnmufon.org/) و مدیر قبلی این مکان بوده است. ارتباط با وی از طریق این آدرس ممکن می باشد: craig@craiglang.com .

 

هلن لیترل (Helen Littrell) مؤلف کتاب بسیار محبوب «چشم های ریچل» می باشد که در سال 2005 توسط انتشارات وایلد فلاور منتشر شده است. این کتاب ماجرای حقیقی و اسرارآمیز ارتباط ریچل، یک دورگه انسان-بیگانه، هلن و دخترش مارسیا می باشد. او در زمینۀ واژگان و اصطلاحات پزشکی کار می کند و مؤلف شش کتاب اصطلاحات پزشکی ست که در سرتاسر دنیا توزیع شده است.

وی در اورگان جنوبی سکونت دارد.

 

ایو اف. لورگن  (Eve F. Lorgen) در مدتی نزدیک به بیست سال در زمینۀ افراد ربوده شده توسط یوفو کار تحقیق و مشاوره انجام داده است. مدارک او در زمینۀ بیوشیمی و مشاورۀ روانی به همراه مطالعات جانبی پیرامون علوم روحانی، جادو، شمنیزم، یوگا و هنرهای رزمی می باشد. پس از گذشت زمان کوتاهی از کار وی با ربوده شدگان، قربانیان کنترل ذهن و افرادی که از جانب منبعی ناشناخته و غیرطبیعی دچار بحران های روحی شده بودند، ایو دریافت که روش های استاندارد روانشناسی و پزشکی در رابطه با متدهای درمانی آنها نا کارآمد هستند. ربوده شدگان باید این مسئولیت پذیری را در خود ایجاد کنند که آگاهی خود را گسترش دهند و از جانب سایر ربوده شدگان حمایت متقابل دریافت کنند و همچنین نقش فعالی را در پروسۀ درمان و بهبود  خود بر عهده بگیرند. ایو مقالات زیادی پیرامون ربوده شدگان نوشته و کتاب «دخالت بیگانگان در روابط عاشقانۀ انسان» را در آوریل 2000 منتشر کرده است. او یکی از مؤلفین کتاب های سه گانۀ «فریب جهانی» توسط آنجلیکو تاپسترا (Angelico Tapestra) می باشد. او تا کنون در سخنرانی های عمومی و برنامه های رادیویی زیادی حضور داشته است. تمرکز وی غالباً بر موضوعاتی چون روش های رشد و کنترل آگاهی درونی و روحی با به کارگیری رویاهای روشن و مدیتیشن می باشد.

 

درل سیمز (Derrel Sims) بومی ایالت تگزاس به مدت سی و هشت سال یک پژوهشگر یوفو بوده است. او سرپرست سابر اینترپرایز مؤسسه ای تحقیقاتی در زمینه ربوده شدگان توسط یوفو در تگزاس می باشد. درل یک پژوهشگر خصوصی، متخصص بیهوشی توسط هیپنوتیزم و دارای تخصص در هیپنوتراپی پزشکی ست. درل از سال 1968 تا 1971 به عنوان افسر ارشد پلیس در ارتش امریکا یک سال را در کره سپری کرد و به مدت دوسال مدیریت امنیت پایگاهی مخفی متعلق به سی آی ای ایالات متحده را به عهده داشت. وی مسئول کشف لکه های فلورسنتی در پوست ربوده شدگان است که در زیر نور سیاه مشاهده می شود. از سال 1995 درل در عمل جراحی بیرون آوردن بیست و چهار شئ ریز مدفون شده در بدن ربوده شدگان توسط یوفو حضور داشته است که شش تای آنها هنوز غیر قابل توضیح باقی مانده اند. وی در سال 2006 کتاب «شکارچی بیگانگان: مدرکی در روشنایی» را توسط انتشارات دی. سیمز منتشر کرده است.

یوانا اسمیت  (Yvonne Smith) متخصص هیپنوتراپی در سال 1990 از مؤسسۀ هیپنوسیس موتیویشن فارغ التحصیل شد. تخصص وی در زمینۀ درمان اختلالات استرس زای پس از حادثه ، به خصوص پیرامون برخورد با بیگانگان می باشد. وی در سال 1992 مؤسسه درمانی قربانیان برخورد نزدیک (با بیگانگان) یا به اختصار سرو {CERO} را بنیان گزاری کرد. این مؤسسه به طور ماهانه به تجربه کنندگان برخورد نزدیک کمک رسانی می کند. او سخنرانی های گسترده ای را در کنفرانس های یوفوی امریکای شمالی و جنوبی و اروپا برگزار کرده است. او در ماه جولای در فستیوال شصتمین سالگرد رازول در نیومکزیکو سخنرانی خواهد کرد و یکی از گردانندگان آن خواهد بود. یوانا تا به حال سخنرانی های مشترکی با هیپنوتراپیست های همکارش باد هاپکینز، دیوید جیکوبز، جان کارپنتر و دکتر جان مک داشته است. او تا به حال مهمان سی برنامۀ تلویزیونی از جمله MSNBC، دیسکاوری چنل و اینکاونترز بوده و همچنین در مصاحبه های رادیویی بسیاری با میزبانی آرت بل، پل هاروی و جو مونتالبو شرکت کرده است. یووانا و گروه حمایت گر سرو در یکی از فیلم های مستند والت دیزنی به نام «برخورد با بیگانگان» در 1995  نمایش داده شده اند. 

مترجم:کامورا

پ . ن : با تشکر فراوان از  کامورای عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

*****************************************************************

لینک دانلود فایل PDF مطلب همراه با عکسها:

خاکستری ها می خواهند بدانند احساسات ما چگونه کار می کند.

اهداف موجودات بیگانه

آرش بیک
اهداف موجودات بیگانه

موجودات بیگانه تا قبل از انفجار اولین بمب اتمی همواره اعمال بشر را دورا دور زیر نظر داشتند و این ماجرا تا آنجا که مدارک تاریخی نشان می دهد به هزاران سال پیش باز می گردد. اما پس از انفجار اولین بمب هسته ای، آنان دریافتند که این کودکان نادان (منظور آنان انسان است) دیر یا زود با آنچه که اختراع کرده اند هم خود رانابود خواهند کرد و هم کره زمین را و چنین حادثه وحشتناکی نتایج ویرانگری نیز بر منظومه شمسی و در مجموع کهکشان خواهد گذاشت، لذا قبل از آنکه مجبور به دخالت مستقیم شوند، برای جلوگیری از چنین حادثه ای می بایست راه حلی پیدا کنند.
مطالب بالا بخشی از مصاحبه خانم “دلورس کانن” است که در برنامه شبانه رادیو “C2C ” شرکت کرد و به سوالات مجری برنامه “جورج نوری” ، در رابطه با موجودات بیگانه و اهداف آنان در کره زمین و همچنین نوستروداموس پاسخ گفت.
اما قبل از آنکه به مصاحبه بپردازیم ، مایلم قدری بیشتر راجع به این محقق ارزشمند و تجربیاتش بدانیم. خانم “دلورس کانن” ، احاطه وسیعی بر تاریخ و تمدن شرق خصوصا ایرانیان باستان (سومریان) دارد و ظاهرا در زمانی که ۵۰ ساله بود، در حالی که در حالت هیپنوتیزم قرار گرفته بود با روح نوستروداموس ارتباط بر قرار می کند و حقایق بسیار مهم و خارق العاده ای توسط وی به او داده میشود که همین حادثه سر آغازی برای تحقیقات گسترده وی می باشد . او همچنین آشنایی کامل به یافته های علم روانشناسی خصوصا کتبی که پروفسور” جان مک” در رابطه با ” ربوده شدن انسانها توسط موجودات فرازمینی” نوشته است، داشته و تاریخ ادیان جهان و رابطه آنان با دوران پایانی یا آخر زمان، را عمیقا بررسی کرده و کتابهایی نیز در این باب نوشته است. آثار وی به بیش از ۲۰ زبان مختلف ترجمه شده و جزو پر فروشترین کتابهای جهان است.

https://i0.wp.com/cache.gawkerassets.com/assets/images/7/2010/12/aliens-ufo-greys-mothership.jpg

خانم کانن می گوید: بر اساس نوشته های اولین کتابی که راجع به چگونگی خلقت انسان است بنام گیلگمش که متاسفانه آنرا افسانه می نامند، موجوداتی بیگانه ۴۵۰هزار سال پیش از آسمان به زمین می آیند (البته با کتیبه ها و الواحی که تدریجا از زیر خاک بیرون آمد نام آنان “آنوناکی” ، بوده واز کره ای بنام “نیبیرو” ، که در مداری متفاوت از دیگر کرات منظومه شمسی قرار دارد همراه با ۵ سیاره دیگر و خورشیدی تاریک هر ۳۶۰۰ سال یکبار به دور منظومه شمسی گشته و از میان کرات ژوپیتر و مریخ ، می گذرد ودر نتیجه چنین واقعه ای و تاثیرات حوزه مغناطیسی آن به کرات منظومه شمسی خصوصا کره زمین حوادث غیر مترقبه ای مانند زلزله ، سیل، طوفان و سونامی های عظیم را سبب میگردد، همچنین توضیح داده شده زمانی که ، کره “نیبیرو” میان دو سیاره ژوپیتر و مریخ است ، سفاین عظیم آنان به طرف کره زمین فرستاده میشوند ، تا وضعیت بشررا از نزدیک بررسی کنند. آنان “آنوناکی” ها در۰ ۱۵ هزار سال پیش حیات هوشمند مانند خود را اما قدری متفاوت در کره زمین بوجود آور د ند. در ابتدا آنها دست به آزمایشات ژنتیکی گسترده ای زدند و سپس شرایط و ملزومات حیات از جمله گیاهان ، میوه جات و جانورانی مانند گاو، گوسفند و…. را که در زمین وجود نداشت را با خود به کره زمین آوردند ، گفته میشود که گروهی از حیوانات عظیم الجثه و وحشی که خطر بلقوه ای را برای موجودیت انسان فراهم می کردند را نیز از سر راه خود برداشته و نابود کردند.
آنان اولین موجود که از نظر دی.ان.ای. به انسان نزدیک بود، یعنی نوعی میمون(هومو ارکتوس) را انتخاب کردند و آزمایشات خود را برای بوجود آوردن انسان آغاز کردند، مدت زمان بوجود آوردن انسان کامل یا بعبارتی انسان امروزی پروسه ای طولانی بود زیرا در ابتدا انسانها با نقص عضو بوجود آمدند ونتیجه مطلوب بدست نمی آمد،سرانجام تصمیم می گیرند که دست به یک عمل ژنتیکی بزرگتری بزنند، یعنی آمیخته ای از دی.ان.ای. خود و انسان، و ظاهرا نتیجه مطلوب تدریجا حاصل میشود.
خانم کانن ادامه داده و می گوید: در آغاز قرار بود عمر انسان بسیار طولانی باشد، بیماری وجود نداشته باشد، ظاهرا برای مدت کوتاهی نیز این امر اجرا شد ولی این طرح با مخالفت رهبران آنوناکی مواجه شد و همه چیز تغییر کرد، عمر انسان کوتاه شد و بیماریها نیز تدریجا راه خود را برای نفوذ بر سلامت انسان پیدا کردند.
آنوناکیها سپس بر اساس قوانینی که از آن پیروی می کردند قانون حق انتخاب آزاد ، را برای ارتباط میان خود و بشر تایین می کنند به این معنی که هیچگاه در امور زندگی انسان دخالت نکنند و بقولی سرنوشت بشر را بخود بشر واگذار کنند و پس از آموزش های اولیه مانند یاد دادن زبان برای ارتباط بر قرار کردن ، نوشتن و کشاورزی، و ….کره زمین را ترک کردند. ناگفته نماند که “آنوناکی ها”، به کرات بیشمار دیگری نیز رفته بودند و بعبارتی کره زمین اولین تجربه آنان بحساب نمی آمد، در بعضی کرات فقط یکنوع موجود انسانگونه خلق کردند، یعنی یک رنگ و یک نژاد و در بعضی کرات آنان اجازه حق انتخاب آزاد را به موجوداتش ندادند و ظاهرا کره زمین به شکل کره ای استثنایی در کهکشان راه شیری به حساب می آید و دلیل آن نیز بخاطر وجود نژادهای گوناگون بارنگ پوست متفاوت است. کانن می گوید: پس از فراز ونشیبهایی که در ماجرای خلقت انسان پیش آمد و حوادث بیشماری که در ادوار مختلف اتفاق افتاد و حتی یکبار یکی از رهبران پر قدرت “آنوناکی” بنام “انلیل” پس از مشاهده بی رحمی و وحشیگری انسان ، بطور منفرد جدا از خواست و قوانین گروهی، تصمیم به نابودی انسان می گیرد و طوفان عظیم نوح را بوجود می آورد. اما زمانی کوتاه قبل از بوجود آوردن طوفان، برادر او بنام “انکی” که وی نیزیکی دیگر از رهبران پر قدرت “آنوناکی” ، محسوب می گردید بشکل مخفی ، فردی را انتخاب می کند بنام نوح ( که البته نام دقیق نوح در کتاب گیلمگش نامی سومری است (اما مسیحیان و مسلمانان نام نوح را بر وی نهاده اند) کشتی عظیمی برای او فراهم می آورد که در آن دی.ان.ای. دیگر موجوداتی که لازمه حیات دوباره بودند را نیز در کشتی جا سازی می کند تا بقولی حیات بطور کامل از بین نرود.
خانم کانن ، می گوید، پس از این حادثه اختلافات بزرگی میان رهبران آنوناکی بر سر سرنوشت انسان بوجود آمد و خود سبب جنگهای عظیمی در کره نیبیرو و در کره زمین گردید، آنان تصمیم گرفتند که برای کنترل بهتر انسانها و ترساندن آنان از یک قدرت بزرگ چنانچه خود نیز از آن قدرت که همانا خدای کائنات می باشد، ادیان را بوجود آورند تا بشر همواره بدنبال نیکی و خوبی بوده و با بدی و پلیدی در حال ستیز باشد. بدین گونه ادیان بوجود آمدند اما تدریجا همین امر خود باعث جنگها و خونریزیهای بیشمار و و یرانی های گسترده دیگری گردید که متاسفانه تا به امروز نیز ادامه دارد، با وجودیکه در تمامی کتب مذهبی از یک خداوآفریدگار صحبت شده همواره جنگ بر سر آنکه خدای که بهتر از خدای دیگری است ادامه دارد.
کانن می گوید : این دخالت غیر مستقیم سبب گردید تا انسانها قدری آرام تر گردند. در کنار مسائلی که آنان با آن سروکار داشتند علم نیز تدریجا جای خود را باز می کرد و بشر تدریجا توانایی های هوشمندانه خود را بکار می گرفت ، طبعا فراز و نشیبها و تأثیراتی نیز علم ، در اخلاقیات انسانها می گذاشت، تاثیراتی که مثبت و در مواقعی منفی، ولی این سیر کماکان ادامه پیدا کرد. در این میان خوی جنگ طلبانه انسان گریبانگیرش است و خود سبب جنگها و ویرانگری میشود، جنگ جهانی اول و پس از ۲۳ سال جنگ جهانی دوم، تا آنکه اولین انفجار هسته ای اتفاق افتاد و در این زمان بود که موجودات بیگانه می بایست وارد عمل می شدند و برای جلوگیری از نابودی کامل بشریت آنهم بدست خود او اقدامی عاقلانه که در ضمن دخالت مستقیم هم نباشد انجام می دادند. لذا مشاورات طولانی در میان رهبران موجودات فرازمینی آغاز گشت تا آنکه…..

https://i1.wp.com/s1.hubimg.com/u/3190324_f520.jpg
درگزارش پیش در رابطه با اهداف موجودات فرازمینی ، به جایی رسیدیم که اولین انفجار هسته ای اتفاق افتاد و موجودات بیگانه در یافتند که انسان را دیگر نمیتوان به حال خود گذاشت و برای جلوگیری از اقدامات بعدی که به نابودی خود ومحیط زیست منجرمی گردد باید دست به اقدام زد، اما چگونه اقدامی که دخالت مستقیم به حساب نیاید.
خانم دلورس کانن ، می گوید آنها در مکانی که از آن بنام ” شورای موجودات کیهانی” نام برده میشود، مشغول به مشاوره می گردند و در نهایت، تصمیم میگیرند که اگر قرار است اقدامی صورت گیرد، می بایست بدست خود انسان صورت پذیرد و ما مستقیما دخالتی نداشته باشیم، لذا اقدامی که توسط آنان صورت می گیرد به این شرح توضیح داده شده است ، درخواستی مبنی بر نجات کره زمین به تمام کراتی که در آنها حیات وجود دارد ارسال می گردد و در آن درخواست ذکر شده است که برای نجات کره زمین ما احتیاج به روح یا داریم که به کره زمین فرستاده شوند و این ارواح ماموریت دارند که در نطفه هایی که قرار است بدنیا بیایند دمیده شوند و پس از رشد کافی, انسانها را از خطری که در انتظارشان است آگاه کنند.
دلورس ادامه داده و میگوید گروه کثیری از ارواح بطور داوطلب انتخاب شدند ، توضیحا این ارواح می بایست دارای کارمای منفی نباشند، بدین معنی که ارواحی که در این ماموریت شرکت می کنند سالم و پاک باشند تا بتوانند این ماموریت دشوار را بخوبی انجام دهند، در این راه خداوند کائنات نیز ارواحی را که برای اولین بار از جانب او به هستی آمده بودند را برای این ماموریت دشوار انتخاب کرده و می فرستد. خانم کانن ، توضیح مید هد که براستی کره زمین یکی از دشوارترین و پیچیده ترین کره در کائنات محسوب می گردد، ابتدا ,ارواحی که داوطلبانه به کره زمین آمدند در جای اولیه خود بسیار راحت بودند و بقولی در کراتی زندگی می کردند که جنگ و خونریزی وجود نداشت و اغلب در صلح و صفای کامل زندگی می کردند و فقط برای کمک به بشریت و کره زمین این راه دشوار را انتخاب کرده بودند.
ماموریت آغاز می گردد و تقریبا از سال های ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰ میلادی ارواح ماموریت یافته در نطفه ها قرار میگیرند و زاده میشوند. در حقیقت این گروه در حال حاضر در محدوده سنی ۵۹ تا ۴۹ ساله میباشند. اما متاسفانه گروه اول با مشکلات بیشماری برخورد کردند و به جایی که آمده بودند از آن راضی نبودند، این گروه افراد بسیار حساسی بودند و از جنگ و خونریزی بیزار و آنها آغلب می خواستند به خانه خود باز گردند، گروه بیشماری از این گروه سنی یا دست به خودکشی می زنند و یا دچار بیماریهای روحی و روانی میشوند ، این گروه به اطرافیان خود دائم می گویند که آنها به کره زمین تعلق ندارند و نام سیارات متفاوت را بر زبان می آورند، به دلیل عدم تطبیق با محیط، گروهی معتاد به مشروبات و یا داروهای مخدر گشتند، این جماعت اغلب افسرده هستند . اما ماموریت در اینجا خاتمه نیافت و گروه دوم یا ارواح گروه دوم عازم زمین گشتند، این افراد در حال حاضر در محدودۀ ۴۰ تا ۲۰ ساله هستند، این گروه انسانهای مثتبی هستند، بسیار هوشیار و دقیق و از انرژی زیادی برخوردارند، براحتی میتوان انرژی زیاد آنان را تشخیص داد، این گروه علاقه ای به تشکیل خانواده و بچه دارشدن ندارند، آنها مایلند هدفشان یا ماموریتشان را زودتر انجام داده و به خانه باز گردند (یعنی به کره مبدا باز گردند) این گروه مایلند در خود فرو روند ,انسانهایی با آرمان و آزاد اندیشند و مدام از خطراتی که زمین را تهدید می کند سخن می گویند. خانم کانن ادامه داده و می گوید: مهمترین گروه ، گروه سوم هستند، زیرا این گروه می روند که کار را یکسره کنند، بدان معنی که آنان مخالف سرسخت آلودگی محیط زیست ، جنگ و خونریزی و حتی انرژی هسته ای هستند، این گروه ,کودکان فعلی هستند که از آغاز سال ۲۰۰۰ به کره زمین آمده اند و اغلب ” ایندیگو” یا “استار چایلد” نامیده میشوند. دی.ان.ای. متفاوتی دارند، دارای اطلاعات وسیع هستند، از مواد شیمیایی در غذاها بیزارند و اغلب مایلند بیماران را شفا دهند و یا در آینده آنان, راه حل و درمان برای اغلب بیماریها را کشف کنند. دانشمندان اخیرا اعلام کرده اند که دی.ان.ای. انسان با دی.ان.ای. ۲۰ سال پیش او تغییر کرده است، اغلب این بچه ها بدنشان در مقابل بیماریها ی رایج مقاوم تر از نسلهای پیشین است و همچنین قدرت یادگیری آنان سریعتر از نسلهای پیشین میباشد.

https://i1.wp.com/api.ning.com/files/*d-jjYbC3tLrubj2LqgJ9h9gccaTLT7KG*wez4qEmQlNPXLehAsVn2hd-aVi2nZohXbuJ3G8APUb7oREUDBoKaSgQfgRXp4r/Truth2.jpg
دلورس کانن قدری بیشتر از خصوصیات گروه سوم می گوید : گروه سوم همین بچه های کنونی هستند و خیلی زود حوصله شان سر می رود ، زیرا همه چیز را می دانند و در صورتیکه این بچه ها بی تاب میشوند، نباید به آنها دارو داد و آنان را بیمار خطاب کرد, بهتر آنست که آنها را از دیگران جدا نمود و انرژی آنان را کانالیزه در کارهای دیگر کرد، بعنوان مثال پروژ ه ای را به آنان بدهید تا انجام دهند. وی همچنین می گوید این کودکان خیلی زود فارغ التحصیل خواهند شد و برای انجام ماموریت خود گروهای اجتماعی مثبتی تشکیل خواهند داد، بعنوان مثال چگونه از انرژی طبیعی مانند ، خورشید، باد و آب استفاده کرد و….. گروه جدید از دیگر گروهها متفاوتتر هستند و دقیقا می دانند برای چه منظوری در کره زمین بسر میبرند.
در این بخش خانم کانن ، در جواب مجری برنامه که پرسیده است ، گروه چهارم چه افرادی خواهند بود، می گوید : گروه چهارمی در کار نیست ، زیرا همه این برنامه ریزیها بمناسبت فرا رسیدن سال ۲۰۱۲ است و اتفاقاتی که در انتظار بشر است. کره زمین در سال ۲۰۰۳ وارد مکان و بعد جدیدی در کهکشان شد, این حادثه برای اولین بار برای کره زمین رخ داده است این واقعه به این معنی است که قوم مایا ، بدرستی از آن سخن گفته، مرحله قدیم کره زمین، و مرحله جدید است ، منظور اصلی آنان از مرحله جدید همان بعد جدیدی است که کره زمین وارد آن شده است, کره قدیمی یعنی جنگ وخونریزی، زلزله ، آتشفشان، سونامی، سیل ودیگر بلایای طبیعی و گروه جدید به معنای صلح و آرامش فصلی نو برای کره زمین پس از پالایش که منظور آن پس از سال ۲۰۱۲ میباشد به این کره آمده اند.
دلورس کانن می گوید: نمی دانم چرا هالیوود سال ۲۰۱۲ را با اتفاقات شوم و فاجعه بار نشان داده است، در صورتیکه کره زمین نیز مانند هر چیزی که در طبیعت وجود دارد دارای فصول متفاوت میباشد و به عبارتی ما فصل زمستان راطی می کنیم و به فصل بهار می رسیم. در کتاب انجیل هم به این دوران اشاره شده و در بخشی انجیل آمده است، “بهشتی نو بر زمین”.
خانم دلورس کانن ادامه داده و می گوید; تمام کراتی که در کهکشان راه شیری دارای حیات میباشند و خداوند کائنات، همه شاهد و منتظر این ماجرا و فرا رسیدن سال ۲۰۱۲، در کره زمین هستند و بی صبرانه می خواهند بدانند که آیا براستی بشر از پس این آزمایش بزرگ بر می آید یا خیر؟
در بخش دیگری از مصاحبه ، جورج نوری ، مجری برنامه می پرسد: چگونه میتوان از دست این گروهی که طمع و آزشان ، خون انسان را در شیشه کرده خلاص شد، زیرا آنان هستند که در حال حاضر قدرت مطلقه و شیطانیشان حاکم بر کره زمین است؟ خانم کانن می گوید: این گروه چه بخواهند و چه نخواهند در زمین قدیمی ، بجا خواهند ماند و به شکلی نابود خواهند شد. جورج نوری ، سپس راجع به پیش بینی های نوستروداموس می گوید و آنکه در دوران آخر زمان “دجال” خواهد آمد یا آنکه حوادث دیگری اتفاق می افتد؟ دلورس در جواب می گوید: در حالت خلسه و هیپونتیزم با روح وی، نوستروداموس ارتباط بر قرار کردم و سوالات زیادی از جمله راجع به “دجال” کردم. او گفت : اگر انسان به تمام کمک هایی که از دیگر سو به او میشود پشت کند و توجهی بدانها نکند، بدترین حالات یعنی پیش بینی های کتب مذهبی از جمله قران وانجیل راجع به آخر زمان بر سر او نازل خواهد شد. بدین معنی که دجال خواهد آمد و پس از چند سالی کشته خواهد شد و پس از مرگش جنگ و خونریزی و بلایای طبیعی مانند زلزله و طوفان همه چیز را زیر و رو خواهد کرد، همانطور که قبلا اشاره کردم موجودات بیگانه زحمات زیادی برای تغییر حوادث آینده به نفع بشریت کشیده اند تا شاید بشر از خواب بیدار شود و چرخه حوادث آینده را به نفع خود دگرگون سازد، حال انتخاب با ماست ، یا راه درست و حق و یا راه باطل و نابودی!
خانم کانن در انتهای مصاحبه اش خاطر نشان می کند که اغلب مردم این روزها از فشار خون زیاد، سرگیجه ، افسردگی شکایت دارند، این حالات بخاطر وارد شدن کره زمین به بعد دیگر است ، بدین شکل که ما با انرژی جدیدی سروکار داریم که تدریجا اثرات آنرا تجربه می کنیم، به عقیده من این حالات طبیعی است و برای رهایی از این حالات از داروهای عجیب وغریب نباید استفاده کرد و بهتر است که از داروهای گیاهی که بطور طبیعی وجود دارند و در زمین می رویند استفاده کرد و ناگفته نماند که بزودی بدن انسان با شرایط جدید خود را وفق خواهد داد.
او راجع به مرگ می گوید: مرگ ، حادثه ای است که بسیار ساده انجام می پذیرد، نه دردی وجود دارد و نه هراسی، مرگ مانند عوض کردن صندلی می ماند, از روی یک صندلی بلند میشوید و بر روی صندلی دیگر می نشینید ، به همین سادگی.
پایدار باشید

منبع : فیس بوک سفر به ناشناخته

ربوده اعضاي بدن فردي در برزيل توسط فرا زميني ها

مورد حقوقی اي كه بيشتر نگران کننده است از آدم ربایی هميشه گي بیگانگان
نوشته شده توسط هیبرید
اخطار : این مقاله شامل تصاویر گرافیکی از قطع عضو انسان است.البته عكسهاي اين فرد در لينك منبع است .

این مورد شامل يك نمونه در  1994 است كه سبب نگراني بيشتري شده  از ربودن ومرگ یک انسان تنها که همیشه دیده می شود.
موضوع به مثابه  قطع عضو وحشیانه انسان است . اما واقعیت این است که آنچه رخ داده نسبت  به او به مراتب بیشتر نگران کننده تر از  يك خشونت ساده  است و آن اين كه این نقص عضو ها مورد نظام مندي  داشته است.
هر کس به سطح كار  دقت كند  متوجه مي شود كه آنها  نقاط خاص بدن  و ارگانهای داخلی بدن را به طور خاصي  می خواستند. آن چه حذف شده  چشم چپ ، گوش چپ ، لب ها ، زبان ، و استخوان فک.

.
و وقتي به نیم تنه فوقانی ميرسيم ،كاملا به  دو «سوراخ زهکشی» در  قفسه سینه ختم ميشود.
و بعد كل مقعد از ترک اثري نيست و یک سوراخ بزرگ  شبيه خمیازه ، شبیه به یک سیب حذف  شده  است هسته از مرکز  قاچ خوردن در خارج به طور کامل دست نخورده .
علاوه بر این پیچیدگیشان این واقعیت است که هیچ خونريزي وجود نداشت. روشن است که این نقص سیستماتیک با سرعت و دقت به  اجرا در آمده   و طراحی شده توسط هوش پیشرفته اي بايد باشد.
و این چیزی است که باعث ناراحتي و نگراني زيادي مي شود.
اگر ما فرض كنيم که این آدم ربایی  توسط هوش بیگانه اي  انجام شده  ، پس وقت آن است که تجدید نظر كنيم نسبت به اطلاعات و دست يافته ها ويا  نظرياتمون درباره مقاصد خاص قابل تصور ، دیدگاه های اخلاقی و برنامه های عمومی که برخی از بازدید کنندگان فرازمینی ما ممکن است داشته باشند.

ما چه  می دانیم؟

در سال 1998 ، چهار سال پس از از آن در برزیل محققي به نام  زاپاتا كارسيا Carcia و نيز  دکتر روبنس  Rubens براي  اولین بار اطلاعات مربوط به مورد رو به مردم نشان دادند .
اين جسد در  مخزن گوآراپيرانگا  Guarapiranga ، واقع در منطقه جنوب شهرستان  سائو پائولو ، برزیل پیدا شد.

اين تصوير همان منطقه است.

زاپاتا و دکتر روبنس تا به حال یک سری از عکس ها را كه از درون خود نيروي  پلیس برزیل درز كرده و به آْن ها رسيده  را پخش كرده اند  و در اين پژوهش با تعجب سر از تحقیقات اولیه فایل های خود  در اين رابطه كه  ارائه شده است در آورده اند..
پلیس مسئول تحقیق جنایات… ميگويد اين قتل  حتی فراتر از ذهن خشن ترین مورد  جنایی می تواند باشد و همين مي تواند ثابت كند كه چقدر غير قابل تصور است  اثري از هيچ زد و خورد يا مبارزه اي ديده و گزارش نشده است كه معمولا در خشونت ها ديده ميشود پس اتفاقي بدون خشونت معمول در اینجا رخ داده است. بدون طناب و یا سلاح  در اين كار  شرکت داشته اند.

https://i0.wp.com/www.alienvideo.net/0805/img/alien-mutilation/alien-abduction-autopsy-report.png

گزارش کالبد شکافی  بیشتر از آن چه از پليس شنيده شده ميتواند  در مورد آنچه اتفاق افتاده است  فاش کند. بر اساس این گزارش کالبد شکافی : «ما مشاهده  مي كنيم حذف از راست و چپ مناطق مداری ، تخلیه از حفره دهان ، حلق ، اروفارنکس ، گردن ، سمت راست و منطقه زیر بغل سمت چپ ، شکم ، داخل حفره لگن خاصره ، راست و کشاله ران  انجام شده و سپس منطقه را ترک کرده اند.»
علاوه بر اين عكس ها كه براي عموم پخش شده در سايت ميتوانيد عكس هاي حذف شده را بيش از آنچه اين جا هست دانلود كنيد كه بتوانيد نحوه و شكل قرباني را شناسايي كنيد و همين طور گزارش كامل كالبد شكافي هم در آن گذاشته شده است .
گزارش  کالبد شکافی :
«مناطق زیر بغل هر دو طرف نشان داده  که در آن نقاط نرم ارگان  جسد حذف شده و برش در صورت ساخته شده بودند ،  داخل قفسه  سینه ، شکم ، پاها ، بازوها وخود  قفسه سینه. شانه ها و بازوها را با سوراخ هايي به قطر  1 – 1.5 اینچ  آن بافت و عضلات ميتوان ديد. استخراج لبه های سوراخ  تا اندازه لباس  بود. قفسه سینه به علت برداشتن ارگانهای داخلی بدن منقبض شده بود. »

در ادامه گزارش کالبد شکاف مي گويد  : «ما  حذف از راست و چپ مناطق مداری ، تخلیه از حفره دهان ، حلق ، اروفارنکس ، گردن ، راست و چپ منطقه زیر بغل ، شکم ، داخل حفره لگن خاصره ، ران راست و چپ منطقه را مشاهده ميكنيم «.

https://i2.wp.com/www.alienvideo.net/0805/img/alien-mutilation/IAO-logo.jpg

«برش کوکی» چاله ها، دقيق ، در موقعیت های استراتژيك  در سراسر بدن مورد استفاده قرار گرفته و برای استخراج ارگانهای داخلی بدن انجام شده است. این سطح از دقت نشان می دهد که عملیات با سرعت تمام ، با استفاده از گرما یا لیزر ، رخ داده  و شخص اعدام شده  هنوز زنده بوده است .

در این تصویر شما به وضوح می توانید اندام های خارج شده از بدن را و  توخالی و پوکی بودنش را ببینید. حفره در مرکز شکم نقطه استخراج را  نشان می دهد

«با امتحان داخل جمجمه معلوم مي شود كه بعد از باز كردن حفره جمجمه  با استفاده از روش گرايسينگرGriessinger مغز آدم خارج شده است .
مشخصا چنين موردي درد وحشتناكي داشته است و همين باعث شده كه در نتیجه کالبد شکافی به صراحت بعنوان علت قطعي مرگ  آمده باشد :
«…و نيز دستگاه هاي قلب ودستگاه هاي  تنفسی با درد شدیدي بشدت آسيب ديده اند و اين آسيب ها  نشان می دهد قرباني  واکنش حیاتی ، داشته يعني اين  مولفه وجود داردكه » شکنجه » به شیوه خاص مورد نظر است . برش در قسمت نرم و مدخل طبیعی است با استفاده از دستگاه های خاص».
علاوه بر عکس های تکان دهنده ،  گزارش رسمی کالبد شکافی پرهیاهو اين واقعيت را می گوید که قربانی  برش شده با استفاده از «دستگاه های مکنده» درجه بالا

اين نمونه سطح نگراني را بالا تر مي برد بعنوان هيولايي كه بر انساني چيره يافته است
اين حرف ها به اين ختم مي شود:

الف) استخراج  قطعات بدن با  استفاده از ادوات خاص  و بي ضدو خورد

ب) افراد مسئول اين عمل  ، به احتمال زیاد از این سیاره نیستند.

https://i0.wp.com/alien-ufo-research.com/reptilians/Reptilian.jpg

عاملین این جنایت

با توجه به بی رحمانه ترين و غیر اخلاقی ترين مورد در نقص عضو كردن و طبيعت این نقص هاي مشکوک فرازمینی و نتیجه کالبد شکافی كه  حمله قلبی به علت درد شدید را نشان ميدهد  متاسفانه محرز است كه  ، این قربانی  به طور تقریبا قاطعانه ای زنده بوده است با در نظر گرفتن مشخصات روانی بشر اين كار در اینجا غير ممكن است . روشن است که انسان يا چيز يا شخصي كه اين نظام دقيق را در كارش بدون  در نظر گرفتن اصول اخلاقی زندگی بشرانجام داده است يك چيز دقيقا منظم بوده  چيزي كه هوش داشته باشد و اين درد را درك كند نمي تواند چنين كاري انجام دهد چون قطعا مرگ فوق العاده دردناك بوده

آيا انسان می تواندچنين كاري انجام دهد ؟

اگر شما تردیدداريد  در مورد فرضیه این ايجاد نقص كردن، خب چه كس دیگری می تواند از انجام این کاربر بيايد؟
در مرحله اول ، ذهن بدين سو مي رود که سازمان هايي  در درون دولت هاي خود ما بوده اند؟ با توجه به آنچه ما می دانیم  در مورد دستگاه های اطلاعاتی و تكنولوژي  بیش از دولت ایالات متحده در اين مورد نداريم اما آیا این سازمان ها باید تکنولوژی را به انجام این کاربه كار برند؟  يا  فن آوری که برای استخراج مواد بدين صورت  نظام مند و موثر است را ميتوانند داشته باشند يا نه؟
آیا مجامع نظامی صنعتی ، چند تریلیون دلار بودجه خود را صرف اين ميكنند كه چنين طرحي قابليت اجرا دارد تا نقص فني آن را ببينند؟
و اگر چنین است ، چرا؟ چه  نیازي به ارگان های داخلی بدن موجود *زنده بوده * دارند ؟ یکی دیگر از سوال گیج کننده اين است كه چرا شواهد را نمي پوشانند. چه دلیلي دارد كه چيزي به جا بگذارند كه بعد شواهدي باشد براي انظار عمومي ؟
پس از آن احتمال دیگر وجود دارد. که این هرچيزي هست  موجودات زنده باعث اين موارد نيستند . آنهایی که مسئول این آدم ربایی هستند  بیگانه هايي  با هوش محاسباتی شده اند . روبات هاي بیگانه تنها چيزي است كه  ممکن است وجود داشته باشد براي اين عمل …يا آن چه  قابل تصور است که می تواند وجود داشته باشد سازمان نژادهايي داراي هوش روباتیک که دارای قابلیت هایي باشند و آن هم  واقع در میان ستارگان.

يا  حداقل اين  است ، با توجه به این واقعیت که هر کس مرتکب این استخراج نظام مند شده است و حتی از راه دورهم باشد قطعا  از حد احساس انسانی خارج است.

قطع عضو  گاو Mutilations

احتمالا  اصطلاح «قطع عضو گاوي » را شنيده ايد .  موارد قطع عضو شده اي هستند كه بيشتر از انواع انسان ديده مي شوند در اين مورد  قطع عضو گاو گزارش شده در ایالات متحده و موجوداتي چون خرس ها .

https://i0.wp.com/www.alienvideo.net/0805/img/alien-mutilation/cattle-abduction-mutilation.jpg

صحنه فوق از صحنه قطع عضو گاو منتشر شده است. شباهت در به دقت برش داده شدن وعملكرد در اين برش ها در ارگان های توخالی و پوکی عملکرد شباهت به آن دارد كه  رخ داده در مورد  مقتول گوآراپيرانگا.

متاسفانه ،واقعيت  این است که قطع عضو  گاو هم …هرگز منتشر نشده است. به معنای واقعی کلمه صدها مورد مثل این وجود دارد –

با تمام روش هاي سازگار به از بین بردن اندامهای داخلی بدن و مواد با استفاده از فرایندهای پیشرفته فن آوری که به نظر می رسد براي  تحریک كردن جهت جنگ و و نشان دادن  قابلیت های فوق مدرن  روشهای پزشکی است چه ميتوان گفت؟

Many REPTILIANS are seen wearing hooded garments. 


A lower order malevolent reptilian (soldier type). 

دستور کار بیگانه

این مورد و شواهد تجربی اين چنيني  حداقل براي  برخی از بازدید کنندگان دنياي خارج دوستانه نیست. با توجه به مقدار  بشقاب پرنده ها و فعالیت در بیرون از محیط زمین به گواه هزاران فیلم  و عکس  در آرشیوهای عمومی ، از جمله کامپیوتر در فیلم خود ناسا ، این احتمال وجود دارد که وجود نژادهای مختلف موجود فرازمینی در منظومه شمسی وجود داشته باشد .
یک زمین شناس سابق و مهندس ، فیل اشنایدر ، که در سال 1990 به علت مرگ مشکوکي فوت كرده است سابقا ادعايي کرده بود درباره  ارتش آمریکا و نیروهای نظامی بین المللی از جهان  ديگركه از او نقل  قول ميكنيم :

«زمين درگیر،درگيري هاي  مداوم با بیگانه در  فضا شده است «از هر دوطرف  ، زیرزمینی و بالاتر از سطح زمين . او گفته بود  : این بیگانگان ، شامل خاکستریها کوچک ، خاکستریها بزرگ ، ورپتايلاين ها  ميباشد .

https://i2.wp.com/www.alienvideo.net/0805/img/alien-mutilation/alien-agenda.jpg

https://i2.wp.com/www.bibliotecapleyades.net/imagenes_montauk/montauk_alien_1.jpg

نژاد خزندگان فضايي (رپتيليان) كه در پروژه سفر در زمان مونتياك هم ديده شد.اين نقاشي را اعضاي اين پروژه كشيدند.

چه چيزي جمعيت بشر را تهديد مي كند؟

در حالی که  با قبول این موارد بايد  نتیجه گیری كنيم  قلمرو ما مركز توطئه شده است و  به نظر می رسد که به هر حال برخي از این موارد و حوادث در مناطق مختلف از ديد ما پنهان مانده است و توسط اشخاص خاص انجام شده اين  موارد  منطق ما را وا ميدارد كه قطعا زمين ما بيرون از محيط خودش در حال حاضر  بازدید کنندگاني از سيارات ديگر دارد كه ميخواهند با ما درگير شوند .در اين نتيجه گيري شواهدي كه  شامل چند صد شرکت بزرگ ، دولت ، و شاهدان نظامی که مطلب ارائه كرده اند و  كنگره هاي مختلف سري به عنوان بخشي از افشاي اين پروژه ها به ميان نيامده است .

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com آزاد میباشد.

عكسهاي جسد اين فرد در لينك منبع. بيماران قلبي نبينند.

منبع:   http://www.alienvideo.net/0805/alien-abduction-mutilation.php

پ . ن : با تشكر فراوان از ليلياناي عزيز كه اين مطلب را سريع ترجمه كرده و براي بنده ارسال نمودند.

در مطالب بعدي راجع به نفوذ نژاد خزندگان فضايي در زمين كه مهدي عزيز (نیتیاناندا) ترجمه نمودند ،مطالبي ارائه مي شود.

فيلمي واقعي از زني ربوده شده توسط فرا زميني ها

اين فيلم درباره زني است كه ادعا مي كند توسط فرا زميني ها ربوده شده و از آنها باردار شده كه آزمايشات روي اين زن حرفهاي آن را تاييد كرد. همينطور جنين موجود فضايي .

با تشكر از منتظر عزيز بابت ارسال ترجمه اين ويديو.

متن مصاحبه:

خانم جیوانا از ایتالیا کسی است که تصور میشود از تماس با موجدات فرازمینی باردار شده باشد.
این جریان موجب شوک واقعی در اروپا و بخصوص در ایتالیا شده است
این داستان مشابه یک رمان علمی تخیلی می ماند اما با توجه به آثار و شواهد موجود مورد جیوانا تاثیر برانگیز است.
شرح واقعه و جنین بیگانه درون او
این داستان توسط جیوانا که در منطقه سردنیا زندگی میکند در تیرماه 89 عنوان گردید ه است
داستانی نه در باره تماس ، بلکه در خصوص ربوده شدن وی که اولین بار در 4 سالگی آغاز شد
اکنون او 41 سال سن دارد
و برای اوین بار در خصوص این ماجرا سخن میگوید
من به یاد میاورم بشقاب پرنده ای رو که در هوا معلق بود
اون به رنگ متالیک بود (نقره ای – مترجم)
من بخاطر نمی اورم به چه صورت و چگونه وارد آن شدم
و خودم رو در هوا شناور میدیدم
4 موجود در اطاف من وجود داشتند
هیچ چیزی به من متصل نبود (درحالت خوابیده معلق در هوا – مترجم)
و انها گفتند که حرکتی نکنم
مصاحبه کننده: و اونها چگونه این رو به شما گفتند؟
جیوانا : بوسیله تله پاتی این رو گفتند
اونها گفتند که برای اینکه اتقاقی برای من نیفتد من حرکتی نکنم
واینکه اونها قصد ندارند کاری با من بکنند (آسیبی به من وارد کنند – مترجم)
– پس اونها چه قصدی داشتند؟
اونها بیشتر در حال تحقیق روی مواد بیلوژیکی بودند
بافت و خون و ….
من وقایع این جریان رو کم کم به یاد میاورم (در طول گذشت زمان پس از واقعه – مترجم)
– ایا دلیل یاد آوری شما به خاطر نشانه هائی است که داشتید
بله ، این بخاطر نشانه هائی بوده که من داشتم ( نشانه ها : محل های زخم کوچک در نقاطی مانند کمر ، سینه ، پا که در فیلم نشان داده شده – مترجم)
محل اثراتی از نور( مانند شب تاب) در بدن او مشاهده شده است ( با انعکاس نور مشابه ماورائ بنفش به رنگی فسفری در نقاط مختلف بدن جیوانا در فیلم دیده میشود مشابه باقی ماندن اتر زمانی که دست خیس به بدن برخورد کند و اثر بجای بگذارد-مترجم)
این ماده روی پوست تمام آن موجودات فرازمینی بوده
که پس از تماس در بدن ما نفوذ کرده
و به عنوان یک ماده ضدعفونی کننده مورد استفاده قرار گرفته
به همین علت از آلوده شدن آنها توسط ما و همچنین ما توسط انها از برخورد فیزیکی جلوگیری بعمل می آمده, (توضیحات بر روی فیلم-مترجم)
– زمانی که در آزمایشگاه تجزیه شدند مشخص گردید که این ماده از مواد طبیعی نبوده
– این ماده مشتق از سیلیس و میکا شناسائی شد
– این نمونه از اتاق جیوانا گرفته شده است (در فیلم دیده میشود داخل یک پلاستیک-مترجم)
– و ان در یک پارچه لوله شده در منزل وی پیدا شده است
– بنظر محققین اثری از نیترات فسفر در ان ماده پیدا نشده که موجب درخشندگی طبیعی آن است.
– این یک ماده بسیار خاص است
– الکترونهای این ماده بسیار برانگیخته و شگفت آور هستند
– که ما به اون تغییر ساختاری میگیم
– و به ان یک میدان بزرگ مغناطیسی میدهد
– مثل این میماند که ما فسفر را در یک شتاب دهنده ذره ای بگذاریم
– که البته جیوانا به هیچوجه نمی توانسته در خانه خودش چنین چیزی را بسازد
– جیوانا شرح میداد که انها قادر بودند با نور از حرکت انسان جلوگیری کنند. (زمانی که معلق در سفینه بر روی او آزمایش انجام میشد- مترجم)
– ما در سرشت آن موجدات مانده ایم
– و بسیاری از چیزهائی که جیوانا نمیتواند بخاطر بیاورد
– اما ما با این همه ادله چه باید انجام دهیم
(دلایلی که محققین معتقدند موجودات فرازمینی به انسانها نیاز دارند – مترجم)
– بخاطر اینکه ما سازگار با نژاد بیولوژیکی هستیم
– ما تنها از نظر زیستی سازگار هستیم
– ما از لحاظ ژنتیک به گونه انها خیلی نزدیک هستیم
– ما کمک میکنیم به ایجاد گونه دورگه از آنها و ما
– این نژاد محکوم به انقراض هستند مگر اینکه ما به آنها کمک کنیم
– در جهت اثبات این مدعی شاهد آن زندگی جیوانا میباشد (که در ادامه می خوانید – مترجم)
– جیوانا فیلمها و عکسهائی داشت از بشقاب پرنده ای که او را ربوده بود
– این فیلمها تاثیر گذار هستند
– وتوسط جیوانا با تلفن همراه در شب گرفته شده اند
– که می توان حرکت مورب بشقاب پرنده با نوری قوی در داخل در حال پرواز را مشاهده کرد
– که بنظر نمی رسد چیزی مشابه ان در زمین باشد (تا کنون تولید یا ساخته شده باشد – م)
– در عکسهای دیگر تصاویر بسیار روشن و واضح هستند
– با اثار و شواهد مرجع میتوان اطمینان حاصل کرد که ان یک بشقاب پرنده است
– معاینات رادیولوژیک جیوانا ثابت کرد که در مغز او چیزی کاشته و نصب شده است
– مطالعاتی انجام شدکه آن شی غیر عادی بوده است
– او گفت : من هیچ زخمی نداشتم که بنظر رسد شیئ رو داخل بدنم کنند ( اندازه زخمها در فیلم نشان داده شده – م)
– جیوانا در زمان مطالعات و آزمایشات، یکی از دکترها چیزی مشابه به نوزاد در بدن او پیدا کرد
– اما بنظر اون یک نوزاد نمیرسید
– با عوارض بوجود امدهدر بدن اوبهد از مدتی سقط جنین جیوانا صورت گرفت
– و چیزی که پس از سقط توسط دکتر دیده شد وحشتناک بود
– یک ترکیب دو رگه بین انسان و موجودات فضائی ( در فیلم کاملا مشخص است – م)
– تمام مراحل توسط دوربین ثبت شد
– تصاویری بسیار تکان دهنده
– نوعی جفت که در داخل بدن جیوانا تولید شده بود پیدا شد
– موجودی با ویژگی های انسانی دارای بالاتنه و پائین تنه با دو دست و پا
– نیم تنه بالا و صورت آن مشابه نژاد ربایندگان فضائی بنظر میرسد ( بصورت غورباقه مانند با چشمهائی بزرگ – م)
– سقط جنینی که با ناهنجاریهای ظاهری به مانند یک هیولا بود.
برداشتی آزاد توسط اینجانب که برخی از مکالمات فیلم را به جهت توضیحات اضافی خذف کردم .

دوستاني كه نتوانستند اين ويديو را ببينند اين لينك را   http://www.youtube.com/watch?v=yRPV-NlNUdU در سايتي كه براي ديدن ويديوهاي يوتيوب است قرار دهند  http://www.dirpy.com/

و هم ميتوانند فيلم را مشاهده كنند هم فيلم را دانلود كنند. حتما ببينيد.

آزمایش روی بدن انسانها

 

ناپدید شدن برخی از افراد توسط بشقاب پرنده ها می تواند بحث مهمی را در بر داشته باشد .

آیا واقعا چنین امکانی وجود دارد ؟

طبق اظهارات افراد ربوده شده ، این امکان وجود دارد که موجوداتی هوشمند ما را تحت نظر گرفته و روی بدن انسان ها تحقیق می کنند .

آیا دنیای علم نیز موضوع بشقابهای پرنده را دنبال می کند ؟

دکتر ساگان ، ضمن سخنرانی در گرد همایی انجمن تکنولوژیکی موشکی امریکا ، در زمستان 1962 ، اظهار داشت : کره زمین احتمالا توسط موجودات هوشمندی ، که نماینده یک تمدن پیشرفته از فضای خارج بوده اند ، مورد بازدید قرار گرفته است .

و سپس در ادامه سخنان خود افزود که چنین میهمانان فضایی به طور منطقی پایگاهی را در طرف تاریک کره ماه ، که از چشم ما پنهان است ، تاسیس می نمودند و آن را اداره می کردند .

گفته های علمی از : ویلیام دنتون ولسلی ، ماسا چوست ، 1870

بشر تنها به آنچه که چاقوی جراحی تاکنون تشریح نموده ، یا حتی چیزهایی که میکروسکوپ به ما نشان داده محدود نمی شود . به همین نسبت نیز تا کنون مقدار نا چیزیی از جهان خارج ، که دنیای فیزیکی نامیده می شود ، مورد کشف و بررسی قرار گرفته است . هنوز میلیونها میلیون ستاره در عالم هستی هست که ما هرگز ندیده ایم ، و اگر به خاطر تلسکوپهای نیرومندی که توسط معدود افرادی به کار گرفته می شوند نبود ، هیچگاه حتی از وجود آنها هم اطلاع پیدا نمی کردیم .

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: