بایگانی دسته‌ها: آثار فرازميني ها در زمانهاي كهن

جمجمه کودک ستاره ای (بخش اول)

جمجمه کودک ستاره ای (بخش اول)

بابک نامی

مکزیک یکی از عجییب ترین کشورهای دنیاست و قطعاً این بدلیل آثار باستانی بی شمار و البته منحصر بفردی است که در همه جای این سرزمین قابل مشاهده است. به جرات می توانم بگویم تنها کشوری که می تواند از لحاظ باستان شناسی با مصر رقابت کند همین کشور مکزیک است. مکزیک قلب تمدن آمریکای باستان است. در این مطلب من درباره شهرهای فوق العاده مایاها بحثی نخواهم کرد بلکه سعی خواهم کرد درباره چیزی صحبت کنم که تنها یکی از دلایلی است که لقب سرزمین جمجمه های اسرارانگیز را برازنده کشور مکزیک کرده است. اگر از جمجمه هایی با کاسه سر دراز شده با قدمت بیش از هزار سال بگذریم و اگر فقط محض اطلاع به این نکته اکتفا کنیم که تا کنون سیزده جمجمه کریستالی باستانی در مکزیک یافت شده است، به جمجمه ای موسوم به کودک ستاره ای می رسیم که به نظر من می تواند اسرارانگیز ترین جمجمه در بین جمجمه های باستانی باشد. در اینجا سعی کرده ام  تا آنجا که می شود بطور خلاصه به معرفی این اثر بی نظیر باستانی بپردازم. البته ناگفته نماند آزمایشات و تست های علمی بسیاری برای کشف مجعولات آن انجام گرفته است و اگر جزئیات آزمایشات و تست ها یا داده ها و نتایج تجزیه و تحلیل آزمایشات و نظرات متخصصان امر را در این نوشتار می آوردم، قطعاً حجم متون به چندین کتاب نیز کفایت نمی نمود، بنابراین در اینجا به چکیده ای از آن اکتفا می کنم.

https://i2.wp.com/s1.hubimg.com/u/2839508_f260.jpg

جمجمه کودک ستاره ای (Starchild Skull) یک جمجمه ای کاملا متفاوت و عجیب ولی کامل و به اندازه جمجمه کودک ۵ یا ۶ ساله با قدمتی حدود ۹۰۰ سال است که در دهه ۱۹۳۰ در مکزیک یافت شد. در سال ۱۹۹۹، رای و ملانی یانگ (Ray and Melanie Young) صاحبان جمجمه، آن را در اختیار لوید پای (Lloyd Pye) یک متخصص آثار باستانی و مسائل پارنرمال قرار دادند تا تحقیقاتی رو آن انجام دهد. پای اولین کسی بود که جمجمه را بصورت علمی بررسی کرد. او در ابتدا فکر کرد جمجمه متعلق به یک انسان است و شکل عجیب آن را نتیجه نوعی فرآیند دفورمه شدن است که در بسیاری از بیماری های ژنتیکی نادر نظیر آن مشاهده شده است، اما با بررسی های دقیق شبیه سازی رایانه ای با این حقیقت مواجه شد که تقارن دو نیمه چپ و راست جمجمه بسیار کامل تر از آنست که آنرا در نتیجه یک بیماری یا فشار فیزیکی بدانیم. در حقیت تقارنی که در جمجمه کودک ستاره ای وجود دارد از انسان طبیعی نیز بیشتر می باشد. او متوجه شد که تمام قسمت های جمجمه با یک نظام خاص و هماهنگ با سایر بخش ها تغییر شکل و رشد یافته است. حال اینکه در مواردی که جمجمه تحت اثر بیماری یا فشار های فیزیکی بیرونی دچار دفورماسیون می شود، تقارن آن بهم خورده و تناسب و تعادل اندازه اجزا از بین می رود. به عبارتی در جمجمه های دفرمه شده در اثر این عوامل معمولا یک بخش آن بزرگتر و بخش دیگر کوچکتر می شود یا یک جزئی بیشتر رشد می کند و جزء متناظر آن رشد کمتر یا نرمالی نشان می دهد. پای نمی توانست بپذیرد شکل جمجمه کودک ستاره ای از شکل نرمال دچار تحول شده باشد. او معتقد بود شکل نرمال و ذاتی جمجمه ستاره همینی بود که هست. پای با همکاری چندین دانشمند اعم از ژنتیکدانها، باستان شناسان دیگر و شیمیدان ها، پروژه ای موسوم به “پروژه کودک ستاره” را به منظور پاسخ به سوالات بیشمار پیرامون این جمجمه عجیب راه اندازی کرده است. وی آخرین نتایج و اطلاعات بدست آمده این پروژه  را در کتابی تحت عنوان (Llyod Pye’s Starchild project) در سال ۲۰۱۱ منتشر کرده است. (برای دانلود نمونه کتاب اینجا کلیک کنید).

گمانه زنی های بسیاری حول این جمجمه در جریان است. دانشمندان نظرات متفاوتی ارائه می دهند. در این بین کشمکش بین دو جریانی برقرار است که یکی معتقد است جمجمه متعلق به یک انسان زمینی است که در اثر عواملی، دفرمه شده و دیگری ادعا می کند هیچ شاهدی دال بر انسان بودن آن در دست نیست و صاحب این جمجمه یک موحود فرازمینی احتمالا نژاد بیگانه گری و یا حداقل هیبریدی از انسان و بیگانه است. تحقیقات بر روی جمجمه همچنان ادامه دارد و هر از چند گاهی اطلاعات جدیدی درباره آن افشا می شود. شکل ظاهری و نتایج آزمایشات فیزیکی تئوری فرازمینی بودن صاحب جمجمه را مطرح می کند. برخی تستهای بیولوژی مولکولی حکایت از منشا انسانی جمجمه کودک ستاره ای دارد، در برخی دیگر نیز نتایج بدست آمده با هیچ یک از داده های انسانی مطابقت نمی کند. بسیاری از مردم از جمله خود لیود پای معتقدند جمجمه کودک ستاره ای می تواند متعلق به یک موجود فرازمینی باشد.

تاریخچه:

هشتاد سال قبل در سالهای دهه ۱۹۳۰ یک خانم جوان آمریکایی برای گذراندن تعطیلات به زادگاه پدرش، روستایی در منطقه کوپر کانیون واقع در ۱۰۰ کیلومتری شهر چیهاهای مکزیک سفر می کند. علیرغم هشدارهای داده شده درباره عدم ورود به  تونل های اطراف دهکده، وی مصمم است تا وارد یکی از این مکانهای باستانی شود. کنجکاوی های او باعث می شود سری به یکی از این تونلهای معدن بزند. او بعد از وارد شدن به تونل و طی مسافتی به انتهای تونل می رسد و در کف زمین اسکلت انسانی به پشت خوابیده را کشف می کند. نزدیک تر می رود تا نگاهی دقیقتر به آن بیاندازد. او متوجه می شود اسکلت بازوی انسانی دیگر ولی کوچکتر از زیر خاک بیرون آمده و اسکلت بزرگتر را در آغوش گرفته است. دختر جوان خاک های زیر اسکلت را به کناری می زند و اسکلت دوم را از زیر خاک خارج می کند. اسکلت دوم مربوط به یک کودک بود چون نسبت به اسکلت اولی اندازه کوچکتری داشت اما بزرگترین تفاوتی که با اسکلت کناری و هر اسکلت انسان داشت شکل کاملا غریب جمجمه آن بود. دختر سعی کرد هر دو اسکلت را از تونل معدن خارج کند اما باران شدیدی شروع شده بود و هر آن احتمال داشت سیل وارد معدن شود. او می دانست اگر عجله نکند خودش نیز در کنار این اسکلت ها دفن خواهد شد بنابراین تصمیم می گیرد جمجمه ها را با خود ببرد. او بلافاصله به خانه اش در ال پاسوی تگزاس بر می گردد. مدتی بعد دوباره به محل اسکلت ها و باز می گردد تا اگر شد بقیه استخوانها را از آنجا خارج سازد ولی معدن قدیمی در اثر سیل آنروز کاملا ویران شده بود و هیچ اثری از اسکلت ها نبود. او هردو جمجمه را تا پایان عمرش به عنوان میراثی گرانبها از طرف اجدادش در خانه خود در تگزاس نگهداری کرد.

دختر کاشف در سال ۱۹۹۰ درگذشت و جمجمه های اسرار انگیز در سال ۱۹۹۸ به دست ری و ملانی یانگ افتاد. ملانی یک پرستار نوزادان بود و در رشته فیزیوتراپی تحصیل کرده بود. بنابراین خیلی زود به شکل عجیب و ناهنجار جمجمه کودک پی برد. او بخاطر کار و رشته تحصیلیش بخوبی می دانست که این جمجمه به هیچ وجه جمجمه نرمالی نیست و بسیار مایل بودند تا بدانند چرا جمجمه کودکی در قریب به ۹۰۰ سال پیش اینگونه بوده است و اصلا این جمجمه متعلق به انسان است یا خیر. وی برای یافتن پاسخ سوالاتش از یک متخصص جمجمه های عجیب  بنام لیود پای کمک می خواهد. پای چندین کتاب درباره جمجمه ها نوشته و سابقه تحقیقات زیادی در این باره دارد. کودک ستاره ای نامی بود که پای به این جمجمه داد و در سال ۱۹۹۹ پروژه ای به همین نام با هدف کشف راز های آن آغاز کرد. پای از پژوهشگران و محققین مربط دعوت کرد تا او را در این راه یاری کنند. مهمترین سوالی که او در پی پاسخش بود این بود که آیا صاحب این جمجمه موجودی از نژاد بیگانه بوده است؟

https://i0.wp.com/a2.l3-images.myspacecdn.com/images02/152/476ff0e90cd1461bbd83ed615838f798/l.jpg

رای و ملانی یانگ. صاحبان جمجمه کودک ستاره ای

https://i0.wp.com/www.gexplorer.net/notizie/wp-content/uploads/2010/12/Ray-e-Melanie-Young.jpg

لیود پای. متخصص جمجمه کودک ستاره ای

 

دورگه انسان-بیگانه

بررسی ها حاکی از این است که جمجمه بزرگتر، طبیعی و متعلق به یک زن بالغ می باشد، در مقابل جمجمه کودک ستاره ای به دلایلی شبیه گونه های فرازمینی است تا انسان (در بخش دوم بیشتر، به دلایل این شباهت می پردازیم). آنچه در اولین نگاه به این جمجمه به ذهن متبادر می شود شباهت آن به گونه ای بیگانه بنام گری هاست. گفته می شود گری یا خاکستری ها موجوداتی فرازمینی هستند با قدی تقریباً نصف قد انسان، سری بزرگ و بالون شکل، چشمانی بزرگ به رنگ سیاه و نزدیک به هم و کلاً با صورتی کوچک. اگر چهره کودک ستاره ای را از روی جمجمه اش بازسازی کنیم، این مشخصات ظاهری را می توانیم در آن ببینیم. مثلا سر کودک بالونی شکل با چشمانی بزرگ و صورتی کوچک است. بسیاری از افراد معتقدند کودک ستاره ای نه یک بیگانه اصیل بلکه هیبریدی از بیگانه و انسان است. این نظریه به این دلیل جسارت مطرح شدن پیدا کرده است که در کنار اسکلت کودک، اسکلت یک زن انسان هم خوابیده بود. همچنین اسکلت ها در شرایطی قرار داشتند که به نظر می رسید زن کودک را بغل گرفته است. آیا این زن مادر آن کودک بوده است؟

https://i2.wp.com/www.frontierscience.us/images/Pye3.jpg

تصویر بازسازی شده از کودک ستاره ای (سمت راست) و نقاشی از بیگانه خاکستری (تصویر چپ)

در بسیاری از اساطیر منطقه آمریکای مرکزی و جنوبی افسانه هایی از پدران فرود آمده از آسمان که زنان زمینی را بارور می سازند وجود دارد. همیشه در این افسانه ها موجودات ستاره ای طی دوره ای خاص بر زمین فرود می آمده و با زنان انسان آمیزش می کرده اند. زن فرزند را در بطن خود پرورش می داده، آنرا به دنیا می آورده و تا پنج سالگی بزرگ می کرده. تا اینکه پدر آن موجود از آسمان فرود آمده و کودک را با خود به آسمان می برده است. طبق برخی گمانه زنی ها، کودک ستاره ای طی این روند به دنیا آمده است.

“روزی روزگاری در دهکده ای واقع در مکزیک امروزی موجودی ستاره ای از آسمان فرود می آید و با یکی از دختران دهکده آمیزش می کند سپس به دنیای خود بر میگردد. دختر باردار فرزند ستاره ای خود را در بطن خود حمل می کند، به دنیا می آورد و بزرگ می کند. موجود ستاره ای دوباره به همان روستا باز می گردد تا کودک را به دنیای خودش ببرد. مادر تمایل به از دست دادن کودک نیست. او دست کودکش را میگیرد و راهی صحرا می شود. او بدنبال مکانی برای دور ماندن از موجود ستاره ای وارد معدنی در دامنه کوه می شود. در همانجا کودک ستاره ای را می کشد و خودش با نوشیدن زهر همراه کودکش در دنیای مردگان می گردد”.

جمجمه مرموز

در مورد جمجمه کودک ستاره ای می توان گفت با بررسی خطوط محل اتصال تکه استخوانها حدس زده می شود که صاحب آن در سن پنج یا شش سالگی مرده است. برخی متخصصان بر مبنای آزمایشاتی که بر روی دندانها صورت دادند سن آن را در حدود بیست و شش سال تخمین می زنند. اندازه جمجمه علیرغم کودک بودن آن بزرگتر از جمجمه یک انسان بالغ است. ضخامت استخوان جمجمه تقریباً نصف ضخامت استخوان یک جمجمه طبیعی با ابعاد خودش است، وزن کلی جمجمه نصف وزن نمونه طبیعی است. آزمایشات نشان داده است میزان مقاومت استخوان جمجمه نسبت به نمونه طبیعی علیرغم نازکتر بودن، بسیار بیشتر است. یعنی نوع استخوان جمجمه بگونه ای است با حجم کمتر استحکام بیشتری دارا می باشد.این درحالی است که بیماری های استخوانی موجب تضعیف استخوانها می گردد. مطالعلت میکروسکوبی وجود فیبر ها یا رشته های نا شناخته ای را در بافت استخوان جمجمه به اثبات رسانده است. تقریباً تمامی اجزاء جمجمه با جمجمه طبیعی انسان متفاوت است این تفاوت بیشتر در بخش تحتانی و پیشانی کاسه سر و اجزای صورت بارزتر به نظر می رسد.  دانشمندان در ابتدا حدس می زدند بدشکلی (Deformation) استخوان پسین جمجمه کودک در اثر فشار وارد شده طب بستن سر در دوران کودکی بوجود آمده است. باند پیچی سر کودکان به منظور درازکردن جمجمه امروزه نیز در برخی قبایل افربقا انجام می شود.  طی این عمل، تحت فشار قرار دادن قسمت فوقانی جمجمه باعث جدا ماندن و عدم اتصال کامل تکه های استخوانس می شود که این عمل منجر به بوجود آمدن قسمتی به نام نقطه نرم در بالای جمجمه می شود که تا پایان عمر آثار آن از بین نمی رود. در جمجمه کودک ستاره ای اثری از نقطه نرم دیده نمی شود. علاوه بر این هیچ دلیلی وجود ندارد که نشان دهد این جمجمه در کودکی تحت فشار فیزیکی قرار گرفته است.

قسمت پس سری (Occiptial) در جمجمه انسان طبیعی کاملا منحنی است و تا استخوان اینیون (Inion) این انحنا را حفظ می کند، استخوان اینیون انحنا را می شکند و به این دلیل در قسمت پائین پس سر یک گودی ایجاد می شود. در جمجمه کودک، این استخوان پس کله کاملا صاف و با شیب بسیار تند رو به پائین قرار دارد (می توانید یک لامپ را تصور کنید). حتی خود اینیون هم همین انحنا را تا انتهای جمجمه حفظ کرده است. بنابراین جمجمه فاقد آن سوراخی است که همه ما در پس کله مان داریم. اصطلاحاً گفته می شود جمجمه کودک ستاره ای فاقد نشیمنگاه است یعنی انتهای انتهای پس سر ان به جای اینکه تخت باشد، عمودی است. تختی پس سر تا حدودی در جمجمه افرادی که در کودکی روی گهواره تخت بزرگ شده اند نیز مشاهده شده است ولی نه به ابعاد کودک ستاره ای. تاکنون افراد بسیاری موضوع گهواره تخته ای یا آلاتی که باعث تخت شدن پشت سر نوزاد می شود را درمورد تخت بودن پس سر جمجمه کودک ستاره ای مطرح می کنند. در سال ۲۰۰۴ دکتر تد رابینسون (Dr. Ted Rabinson) بعد از پایان نطالعات خود اعلام کرد تختی پس سر کودک ستاره ای نمی تواند ناشی از این قبیل تغییر شکل مصنوعی باشد.

در گهواره تخت بدلیل قرار گرفتن سر نوزاد بر روی سطح صاف و سفت، استخوان آکسیپیتال (پس سر) که در هنوز نرم است بصورت تخت رشد کرده و به همان صورت محکم می شود. در این نوع گهواره فقط استخوان آکسیپیتال در تماس با تخته قرار می گیرد و فشاری به استخوان اینیون (Inion) وارد نمی شود. بنابراین گهواره تخت و آلات سخت شبیه به آن فقط می توانند استخوان اکسیپیتال را تخت کنند نه اینیون را. از همینرو است که در انسانهایی که در کودکی گهواره تخت استفاده کرده اند استخوان پس سر تخت و استخوان اینیون طبیعی دیده می شود. دکتر رابینسون در گزارش خود نتیجه گرفته است که این نوع تخت شدگی پس سر که در جمجمه کودک ستاره ای دیده می شود نمی تواند بواسطه فشار فیزیکی بوجود آمده باشد. بلکه شکل فیزیولوژیکی آن ذاتاً اینگونه بوده است.

تصاویر:

 

https://i2.wp.com/www.starchildproject.com/images/bone-thick-comp.jpg

 

مقایسه ضخامت استخوان جمجمه کودک ستاره (سمت چپ) با جمجمه زن پیدا شده در کنار کودک (سمت چپ).

تصویر واقعی و نگاره اشعه ایکس از جمجمه زن همراه کودک ستاره ای که دچار پدیده تختی از نوع گهواره تخت شده اما کاملا سالم و طبیعی بنظر می رسد. وضعیت تختی استخوان اکسیپیتال (خط قرمز) و محل اینیون (فلش) مشخص شده است.

منبع:    http://www.starchildproject.com

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از بابک نامی  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

لوله های عجیب ۱۵۰ هزارساله در Baigong چین

لوله های عجیب Baigong چین
لوله های Baigong یکسری از اجسام لوله شکلی هستند که در نزدیکی کوه Baigong پیدا شده اند . در حدود ۴۰ کیلومتری جنوب شهر Delingha ، Haixi Mongol و حکومت مستقل تبت در چین . منبع و منشا این لوله ها ناشناخته است ، ممکن است طبیعی یا مصنوع بشری باشند . اما این شبکه پیچیده اتصال لوله ها در بعضی از سایت ها جزو گروه Out-of-place artifact(OOParts) طبقه بندی شده اند . برای اطلاعات بیشتر به مرجع آن رجوع کنید . [۱]

لوله های Baigong را به هرم ۵۰ تا ۶۰ متری کوه Baigong نسبت می دهند . در جلوی این هرم سه غار گزارش  شده است که دهانه دوتا از این سه غار فروریخته و تنها دهانه غار بزرگتر که ۶ متر ارتفاع دارد قابل ورود است . دو سری لوله Baigong در غار بزرگ گزارش شده است ، یکی از این لوله ها ۴۰ سانتی متر قطر دارد و به رنگ قرمز و قهوه ای می باشد همچنین لوله هایی با قطر های متفاوت نیز در آنجا یافت شد . دوجین خروجی لوله ای شکل نیز در بالای ورودی غار دیده شد که از بدنه غار بیرون زده بود . همچنین لولهایی در کف سواحل دریاچه Toson در ۸۰ متری بیرون غار یافت شد این لوله ها پوکیده و توخالی بودند . این نوع از لوله ها از قطر ۲ تا ۴/۵ سانتی تفاوت می کردند . علاوه بر این تکه پاره هایی زنگ زده از اجسامی شبیه به این لوله ها در آن حوالی پیدا شد .این قطعات زنگ زده توسط Liu Shaolin  که کارخانه دار محلی ذوب آهن بود آنالیز شد : نتایج بدست آمده حاوی ۳۰% اکسید آهن و مقادیر زیادی اکسید سیلیکون و اکسید کلسیوم در آن یافت شد .
این لوله ها اولین بار توسط یک گروه اکتشافی آمریکایی برای تحقیقات پیرامون فسیل های دایناسورها کشف شد و به دولت محلی گزارش شد اما توجهی به آن نشد تا زمانی که یک گزارش بوسیله خبرگزاری Henan Great River News در ژوئن سال ۲۰۰۲ انتشار یافت . اینجا بود که حکومت مرکزی این محل را محلی مستعد برای جذب توریست دید و به آن پرداخت . در همان سال ۹ گروه مشتمل از دانشمندان ، ژورنالیست ها و گروه شبکه  تلویزیونی CCTV نیز از این محل دیدن کردند . چیزی که درباره این لوله ها ی فلزی جالب است اینکه آنها در داخل صخره ها قرار گرفته اند . این لوله ها در داخل صخره ها با هم ارتباط داشته و به نزدیکی دریاچه نمک می رسند . ( گمانه زنی هایی در این زمینه وجود دارد که این ها ساخته بیگانگان در حدود ۱۵۰۰۰۰ سال پیش می باشد ) . لوله های مذکور نمونه ای پیشرفته از سیستم لوله ای فلزی است که در دل خاک و صخره ها مدفون شده است . گزارش دیگری وجود دارد که دانشمندان در سال ۲۰۰۱ بازدیدی از محل به منظور آنالیز لوله ها داشته اند ، نمونه هایی از آنها برای انیستیتوی زمین شناسی بیجینگ (Beijing Institute of Geology) آورده شد . تکنیک هایی به منظور اطمینان از ایجاد تبلور و ذوب شدگی حاصل از گرما بروی آنها زده شد نتیجه حاصله بر این اساس بود که اگر این اجسام حقیقتا لولهای آهنی حاصل از ذوب شدگی سنگ آهن بوده باشند ، آنها در حدود ۱۴۰۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰۰ سال پیش ساخته شده اند در حالیکه تاریخ حضور بشر در این ناحیه چیزی حدود ۳۰۰۰۰ سال می باشد .[۲][۴]
در ضمن نمونه های دیگری از این اجسام مثل navajo pipes و Louisiana Cylinders در جاهای دیگر دنیا دیده شده است . [۳]

References :

[1] http://www.ooparts.us

[2] http://skeptoid.com/episodes/4181

[3] http://en.wikipedia.org/wiki/Baigong_Pipes

[4]http://forum.davidicke.com/showpost.php?p=1059185390&postcount=1

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از وحید طایفه  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

گورستانی از موجوداتی عظیم الجثه و بیگانه در آفریقا پیدا شد.

گورستانی از موجوداتی عظیم الجثه در آفریقا پیدا شد

گروهی از انسان شناسان آرامگاه مرموزی را در جنگلی نزدیک شهر کیگالی روآندا (در افریقای مرکزی) پیدا کردند.

بقایای این موجودات  شباهت کمی به انسان داشتند. سرپرست گروه محققان اعتقاد دارد که آنها می توانند موجوداتی از سیاره ای دیگر باشند، که در اثر یک  بلای ناگهانی مرده اند.

Cemetery of giant creatures found in Central Africa

طبق گفتۀ دانشمندان، آنها دست کم ۵۰۰ سال پیش دفن شده اند. در ابتدا، محققین تصور کردند که آنها از یک تمدن قدیمی می آیند، اما هیچ نشانه ای از تمدن انسانی در آن اطراف پیدا نشده است.

در این گورستان، ۴۰  قبر همگانی،  حدود ۲۰۰ جنازه را دربرداشتند، که همگی به خوبی حفظ شده و باقی مانده بودند. قد این موجودات  حدوداً به ۷ فوت میرسید. سرهایشان بسیار بزرگ بود و دهان، بینی یا چشم نداشتند.

به اعتقاد انسان شناسان،  این موجودات متعلق به گروهی از بیگانگان هستند که در اینجا فرود آمده اند، و به احتمال زیاد، توسط نوعی ویروس بیگانه از بین رفته اند که  بدنشان قابلیت دفاع در برار آن را نداشته است. با این حال، هیچ آثاری از فرود آمدن سفینه یا قطعات آن کشف نشده است.

این اولین کشفی نیست که در این زمینه صورت میگیرد. در تابستان ۱۹۳۷ گروهی از دانشمندان چینی به سرپرستی پروفسور چی پوتئی  به بررسی غارهای کوه بایان-کارا-اولا پرداختند. در داخل این غار، آنها اسکلت هایی با سرهای بسیار بزرگ و بدن های کوچک پیدا کردند. در نزدیکی آنها، ۱۷۶ لوح سنگی وجود داشت. در مرکز هر لوح سوراخی بود، و یک  شیار مارپیچی، که کاراکترهایی روی خود داشت، از آن شروع می شد و به محیط پیرامون امتداد پیدا میکرد.

Tibet/China Border Area

علاوه بر این، دیوارهای غار توسط نقاشی هایی از طلوع خورشید، ماه و ستاره ها پوشیده شده بودند، همراه با نقطه های رنگی ریزی که به تدریج، به کوهستان و سطح زمین نزدیک می شدند.

محققین برای کشف کدهای دیسک های سنگی  به مدت دو دهه سردرگم بودند. سرانجام، پروفسور دانشگاه بیجینگ  زوم اومنیو، تعداد زیادی از آنها را رمزگشایی کرد.

Chinese disk

حروف مارپیچ اینطور روایت می کنند که حدود ۱۲ هزار سال پیش، چند شئ پرنده در این کوهستان تصادف کردند. باستان شناسان چینی، توصیفی از مردمانی که در غارهای بایان-کارا-اولا زندگی می کردند نیز  پیدا کردند.

همچنین در زمانی نه چندان دور، در یکی از تابوت های مصر باستان، مومیایی یک مرد ۲٫۵ متری پیدا شد. صورت او فاقد بینی و گوش و دهانش بسیار گشاد بود و زبان نداشت.

طبق گفته های باستان شناس، گوستون د ویلارز، سن این مومیامی حدوداً ۴ هزار سال است. او به عنوان یک مصری اشراف زاده دفن شده- به دقت مومیایی شده و توسط خدمتگزاران، غذا و وسایل تزئینی برای زندگی پس از مرگش، احاطه شده بود. اگرچه طبق کشفیات، تمامی وسایل اطراف او به مصریان یا حتی تمدن زمینی تعلق نداشتند؛ برای مثال، در میان کشفیات، یک دیسک سنگی صیقل داده شده که توسط کاراکترهای ناشناخته ای پوشیده شده بود، یک لباس که از فلز ساخته شده، همراه با بقایای چیزی که کفش های پلاستیکی را تداعی می کردند، و کتیبه های سنگی بسیاری که با تصاویری از ستارگان، سیارات و ماشین های ناشناخته ای پر شده بودند، به چشم می خورد. همچنین معبدی که این مومیایی عجیب در آن پیدا شد نیز غیر طبیعی بود، محل دفن توسط ماده ای ساخته شده بود که ماهییت ناشناخته ای داشت. سنگ تشکیل دهده آن کاملاً از یک صخره تراشیده شده بود، در نتیجه دیوارها مانند مرمر صیقل یافته صاف بودند. مانند این به نظر می رسید که [سنگ] توسط لیزر جدا شده باشد، چون اتفاقاً، سطح سنگ ذوب شده بود. تابوت توسط ماده ای تزئین شده بود که سرب به نظر می آمد.

در هر حال، نظریه وجود بیگانگان، تنها نظریه موجود در این زمینه نیست. طبق نظر برخی محققان، غول آسایان و کوتوله ها می توانند شاخه ای از نژاد بشر باشند که زمانی بر روی زمین زندگی می کردند، اما به دلایلی منقرض شده اند.

منبع: http://www.archaeologydaily.com/news/201106246797/Cemetery-of-giant-creatures-found-in-Central-Africa.html

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.com مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از کامورای عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

منبع این مطلب از سایت معتبر اخبار روزانه باستانشناسان است.

اشياء باستاني ناشناخته

مجسمه های العبید

این شئ در منطقه باستانی العبید در عربستان کشف شده و متعلق به ۵۹۰۰-۴۰۰۰ قبل از میلاد مسیح است. این اثر حتی قدیمی تر از قدمت فرهنگ سومری ست. آنها هرگز نتوانستند توضیحی برای این وسیله پیدا کنند، در نتیجه آن را متعلق به مراسم سنتی آن زمان نامیدند. این ظاهر عجیب و منحصر به فرد احتمالاً  فقط می تواند یک  اثر هنری بسیار نادر یا سمبل چیزی باشد، یا کسی که هنرمند در آن زمان دیده… همچنین مجسمه های الهگان نیز منطبق با همین شمایل در دورۀ و منطقۀ مشابهی در العبید کشف شدند.

(توضیح: احتمالا این شی به صورتی تصادفی کشف شده است .چون عربستان به دلایل ناشناخته ای اجازه اکتشاف درباره آثار باستانی این کشور را نمیدهد. )

https://i2.wp.com/www.bluemoonnews.com/images/ubaid.jpg

تصاویر دیگری از این نوع مجسمه های یافت شده:

https://i0.wp.com/www.bibliotecapleyades.net/sumer_anunnaki/reptiles/images/reptiles40_05.jpg

Terracotta Figurine Representing the Mother-Goddess (Ubaid-Period, early 4th millennium BC)

 

منبع: http://www.bluemoonnews.net/images1.htm

The wilendorf venus

مجسمۀ ونوس ویلندورف از اروپا متعلق به ۳۰۰۰۰ سال پیش است. طراحی های روی سر آن نکنۀ قابل توجهی ست و باستانشناسانی که جراٌت اظهار نظر در این مورد داشتند احتمال دادند این نوعی پوشش طرح دار است که سر مجسمه را پوشانده.  جزئیات طراحی و دوخت بسیار دقیق است. در این صورت چه کسی خیاط این ونوس بوده؟ طبق اطلاعات رسمی باستانشناسی ما در ۳۰۰۰۰ سال پیش هنوز در غارهایمان بودیم و نمی توانستیم درست صحبت کنیم. این مجسمه شبهات زیادی برای تاریخ پذیرفته شدۀ تکامل انسان ایجاد میکند.

https://i1.wp.com/www.bluemoonnews.com/images/wvenus.jpg

آدمک نامپا

تصویر کوچکی شبیه انسان که با مهارت خاصی بر یک سطح سفالین حکاکی شده در سال۱۸۸۹ در نامپا(nampa) واقع در آیداهو کشف شد. این شمایل در عمق ۳۰۰ فوتی دیوارۀ یک چاه کشف شده و متعلق به عهد چهارم زمین شناسی (plio-pleistocene)، حدود دو میلیون سال پیش است. جی. اف. رایت (G.F.wright) اشاره می کند، ” تصویر حکاکی شده حدود یک اینچ و نیم طول دارد؛ و تصویر تکامل یافته ای که از انسان نشان می دهد قابل تقدیر است… این مجسمه شمایل یک انسان مؤنث است، و همینطور دارای خطوط کار شده ای ست که  نکات مورد توجه کلاسیک هنر را نشان می دهد. بعد از نشان دادن این شئ به پروفسور اف. دبلیو. پوتنام (A.W.putnam)، رایت نوشت، ” توجه او ابتدا به آهن جمع شده بر سطح شئ به عنوان یک اثر باستانی با قدمتی قابل توجه جلب شد. خرده هایی از اکسید آهن قرمز فاقد آب در قسمت های محافظت شدۀ آن وجود داشت که ممکن نبود بر روی یک جسم جعلی ایجاد شود.

https://i2.wp.com/www.bluemoonnews.com/images/nampafigurine.jpg

منبع: http://www.bluemoonnews.net/images2.

تصاویری از موجودات خزنده در یکی از معابد تحت حفاظت در مصر:

https://i2.wp.com/www.disclose.tv/files/videos/thumbnails/63f44623dd8686a_1.jpg

https://i1.wp.com/i.ytimg.com/vi/tMgNj1h-_jE/0.jpg

https://i0.wp.com/www.disclose.tv/files/videos/thumbnails/0ab125652e17e83_1.jpg

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از کامورای عزیز بابت تهیه و ترجمه این مطلب.

كشف تمدن و معادن طلا 200 هزارساله آنوناكيها در آفريقا

به گزارش سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين كلان‌شهر در حقيقت قسمتي از يك جامعه بزرگتر با وسعت تقريبا 2900 كيلومتر مربع بوده و به نظر در حدود 160 هزار تا 200 هزار سال پيش از ميلاد مسيح ساخته شده ‌است.

اين سرزمين‌ها كه تا پيش از اين نيز در منظر همگان قرار داشت، توجه چنداني را به خود جلب نكرده بود تا زماني كه يك محقق به نام مايكل تلينگر به همراه دوست خلبان خود كه اين ويرانه‌ها را سال‌ها از نظر گذرانده بود تصميم به بررسي اين آثار گرفتند.

تلينگر مي‌گويد: هزاران معدن طلا طي 500 سال اخير در اين منطقه يافت شده كه اشاره به تمدني محو شده دارد كه براي هزاران سال در اين منطقه زندگي كرده و زمين را براي جست‌وجوي طلا كنده بودند.

در اين صورت ما احتمالا با مهد انسانيت روبرو باشيم، پس بايد در مورد فعاليت‌هاي اين قديمي‌ترين تمدن روي زمين تحقيق كنيم.

https://i2.wp.com/www.viewzone2.com/adamscalendar.city.jpg

خرابه‌ها بيشتر از دايره‌هاي سنگي تشكيل شده‌اند. بسياري از آنها در شن دفن شده و فقط از طريق ماهواره يا هواپيما قابل مشاهده هستند. برخي از آنها نيز در اثر باد و باران از حفاظ شني جدا شده و ديوارها و ساختمان‌ها را به نمايش مي‌گذارند.

محققان در ابتدا تصور مي‌كردند اين ويرانه‌ها متعلق به قبيله‌هاي كوچ‌نشين مانند مردم بانتو بوده كه در قرن 13 ميلادي در اين منطقه ساكن شده بودند.


Sumerian Legend of the “Great Flood”.

هيچ‌گونه شواهد تاريخي ديگري در مورد تمدني قديمي‌تر كه توانايي ساخت چنين تمدن پر جمعيتي را داشته ‌باشند، وجود نداشت اما اكنون محققان بر اين باورند كه اين ويرانه‌ها در اصل باقي مانده معابد و رصدخانه‌هاي نجومي باستاني از تمدن‌هاي باستاني هزاران سال پيش هستند.

****************************************************************

پ. ن : طبق نوشته هاي الواح سومري كه در بين النهرين كشف شد نژادي فضايي با نام آنوناكي وارد زمين شدند و براي ترميم جو سياره خود اقدام به استخراج طلا كردند.

تصوير موجودات فضايي سه هزار ساله در چين

دانشمندان در چين، سنگ نگاره‌اي سه هزار ساله را کشف کردند، که تصويري از يک موجود فضايي را نشان مي‌داد.

http://xfacts.files.wordpress.com/2010/11/139.jpg
به گزارش ميراث آريا(chtn)،‌ تنها چند روز پس از پخش فيلمي مستند که توسط يک هواپيماي کنترلي از يک بشقاب پرنده فضايي گرفته و در چين پخش شد،‌دانشمندان اين کشور از کشف سنگ نگاره‌اي در يکي از مناطق باستاني اين کشور خبر دادند که تصويري از يک فضا نورد يا موجود فضايي باستاني را نشان مي‌داد.

اين سنگ نگاره که حداقل قدمتي سه هزار ساله دارد در منطقه‌اي تاريخي ميان شهرهاي گواندونگ و گوانژي چين کشف شد. به گفته دانشمندان، اين اثر داراي اشکالي مهندسي شده همچون آنتن و يک سفينه بوده که حاکي از آن موجودات فضاي در دوره‌هاي باستاني به چين وارد شده اند.

گفتني است در کتاب مقدس نيز داستاني از حزقيل پيامبر نقل شده که وي موجوداتي فرازميني را مشاهده کرده بود.

http://chtn.ir/WebForms/Fa/News/NewsInfo.aspx?ID=57584

پ . ن : دوستاني كه هنوز به آنوناكيها، خزندگان ، موجودات فضايي كه از آسمان آمدند و …. اعتقاد ندارند فقط يكبار انجيل را مطالعه كنند. البته يكي از دوستان مطالبي فرستاده در همين رابطه كه چند روز آينده در وبلاگ قرار ميدهم.

مستند پيشگويي نيوتون را هم ببينيد.جالب بود.

تصاویری از یوفو و موجودات فرازمینی متعلق به دوران پیش از تاریخ در غار دورافتاده ای در هند پیدا شد

گروهی از انسان شناسان که به همراه مردم بومی در منطقه ای دورافتاده درهند مشغول به کار بودند دست به اکتشافی فوق العاده زدند: نقاشی هایی پیچیده داخل غار مربوط به دوران پیش از تاریخ که بیگانه ها و وسیله ای مانند یوفو را به تصویر میکشد.

https://ufolove.files.wordpress.com/2010/11/10020ancientastro.jpg?w=300

این تصاویر در هوشنگ آباد یکی از بخش های ایالت مادهیا پرادش که تنها 70 کیلومتر از مرکز حکومت محلی رایزن فاصله دارد  پیدا شده اند. این غارها در اعماق جنگل هایی انبوه مدفون هستند.

در این نقاشی داخل غار، تصویر واضحی از آنچه که می تواند یک بیگانه یا ای-تی در لباس فضانوردی باشد به همراه تصویری کلاسیک از یک یوفو به شکل بشقاب پرنده که به نظر می رسد چیزی را به داخل می کشد یا از خود خارج می کند، به چشم می خورند که میتوانند مربوط به یک سناریوی قدیمی ربوده شدن توسط یوفو باشند. همینطور زمینه ای از انرژی یا نوعی راه عبور در پشت یوفو دیده می شود.

همچنین شکل دیگری در اینجا به تصویر کشیده شده که می تواند یک کرم چاله باشد، در توضیح اینکه چگونه بیگانگان قادر بودند به زمین دسترسی داشته باشتند. این تصویر ممکن است علاقه مندان به یوفو را به این سمت هدایت کند که این نقوش با دخالت خود بیگانه ها کشیده شده اند.

واسیم خان، باستان شناس محلی، شخصاً این تصاویر را مورد بررسی قرار داده. او اعلام کرد که اشیاء و موجودات دیده شده در این نقاشی داخل غار در مقایسه با سایر آثار متعلق به دوران پیش از تاریخ به جا مانده در غارها که زندگی گذشته را در این منطقه توصیف می کنند کاملاً غیرعادی و متمایز هستند. او اعتقاد دارد این تصاویر می توانند این ایده را مطرح کنند که موجوداتی از سیارات دیگر از دوران پیش از تاریخ با انسان ها در ارتباط بوده اند: این ایده اعتبار بیشتری به ” نظریۀ فضانوردان باستانی” که ادعا می کند تمدن انسان به کمک بیگانه هایی خیرخواه از فضاهای دوردست بنا نهاده شده می بخشد.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.

منبع: http://www.archaeologydaily.com/news/201002173333/Prehistoric-UFO-and-ET-images-found-in-remote-cave-in-India.html

پ . ن : با تشكر فراوان از كاموراي عزيز براي ترجمه و ارسال اين مطلب.اين هم مطلب از سايت معتبر.

****************************************************************

معرفي 2 وبلاگ ديگرم. روي لينكها كليك كنيد.اگر خواستيد در باره وبلاگها نظر بدهيد در همان وبلاگ اين كار را انجام دهيد.

مشاهده بشقاب پرنده در Charleroi بلژیک ، نوامبر14 2010

فضانوردان باستاني

http://xfacts.wordpress.com/

حقيقت روح

شري ماتاجي

http://humanline.wordpress.com

يكي از نظرات اين قسمت باعث شده بود كه قسمت ديدگاههاي داشبورد وبلاگ براي اين مطلب نمايش داده نشود و آن نظر هم پيدا نشد .مجبور شدم همه را پاك كنم.شرمنده تمام عزيزاني كه نظر گذاشته بودند.

سفر معنوی به شهر واتیکان رم*حضور نژاد خزندگان فضايي در واتيكان*

مشاهدات گزارش شده در سفر معنوی (Astral Travelling) به شهر واتیکان رم/ توسط:   لسلی درو براوینگ

vaticanpagereverse.jpg (88256 bytes)

lesvatcmap1abut.jpg (16419 bytes)

https://i2.wp.com/www.onelight.com/hec/les1/vaticancity/vaticicon.jpg

https://i1.wp.com/www.onelight.com/hec/les1/vaticancity/greaterrome1.jpg

https://i1.wp.com/www.onelight.com/hec/les1/vaticancity/citymapsmall.jpg

شهر واتیکان

خدا را می شناسم. چیزی از دین نمی دانم. گلایه ی من از افراد مذهبی نیست. کلیساست که مرا به لرزه وا می دارد. لسلی درو براوینگ

بوستان ایتالیایی قابل مشاهده از گنبد پیتر مقدس/

گنبد پیتر مقدس قابل مشاهده از بوستان های واتیکان

با ورود به شهر واتیکان به روح پیتر مقدس جذب می شوم. به صورت مردی با لباس ساده و موهای سفید و با چهره ای غمگین به سوی من می آید. وی را در حین تماشای گنبد پیتر مقدس یافتم.آرزو می کند کاش نامش متصل به واتیکان نبود،اما وی به عیسی مسیح خیانت کرد، کلیسا به عامه خیانت می کند ، عامه که عیسی مسیح را دوست دارند در نفوذ روح القدس در خود ازاد هستند و انواع موهبت های معنوی دریافت می کنند. این مردم با حیله وادار شده اند که تنها راه شناخت خود را کلیسا بدانند. وی می گوید کلیسا در درون فرد است نه خارج از ان و فرد اگر در پی نجات خود از اسارت و بندگی در دنیای امروز است باید این را درک کند. روح وی به خاطر غم و اندوه بسیار عمیق نا آرام است. وی را بسیار گرم و مهربان یافتم. بسیار صادق است و به من می گوید، زمانی بسیار یاغی بوده است ، ایمانش بارها مورد ازمایش قرار گرفته است و دفعات زیادی از ان آزمایش ها سر بلند بیرون نیامده است. اما در پایان عاشق خدا بود. می گوید افرادی که در کلیسا بالا مرتبه هستند از تعالیم ساده ی عیسی مسیح پیروی نمی کنند، اما در عوض بازی خطرناکی با جهان می کنند.روح وی به خاطرعدم احترام کلیسا به عامه بسیار خشمگین است.روح پیتر مقدس هر کسی را که بتواند لمس می کند، می خواهد خون کلیسا برای همیشه از دست هایش شسته شود ، می توانم حرکت روحش را در میان افرادی که از اینجا دیدن می کنند ببینم. با استماع پیتر مقدس در حین حضور در خاک واتیکان بوی خون، قدرت، قتل و غارت به مشام می رسد، راز هایی که در تاریکی و ابهام قرار گرفتند و در سایه ی دیوارها، تونلها واتاق های مخفی پنهان شدند. پیتر مقدس حالا مرا در کلیسای Sistine هدایت می کند.

کلیسای Sistine کلیسای پاپ در واتیکان است.

کلیسای Sistine با من حرف می زند، گویی میکلانژ خود سخن می گوید. از اینکه مامور نقاشی سقف کلیسا شده بود احساس افتخار نمی کرد ، می توانست ان را انجام دهد یا از انجام ان سر باز زند اما بعد از اینکه انتخاب چگونگی رنگ آمیزی به عهده ی خودش گذاشته شد موافقت نمود.وی ترجیح داد کاملا تنها کار کند. داستان تعبیر خود از کتاب مقدس را رنگ آمیزی کرد.دیوار غربی با تصویری از «قیامت» (last judgment) و سقف ها با صحنه هایی از آفرینش (Genesis) پوشانده شدند. میکلانژ روی داربست با حالت افقی کار می کرد. وی تعدادی از نقاشی های بسیار قدرتمند تمام دوران را خلق کرد. 9 صحنه از کتاب افرینش وجود دارد که شامل جدایی نور از تاریکی توسط خدا، آفرینش آدم، آفرینش حوا، وسوسه ، سقوط آدم و حوا و سیل (Flood) است. میکلانژ روح و جانش را در کارش جاری ساخت، کلیسای Sistine که غرق در روح وی است نبوغش را فریاد می زند و … در این کلیسای کوچک می توانم از زیبایی و شگفتی میکلانژ سیراب شوم. روح  وی زنده در کنارم می ایستد، پیرمرد از اینکه هنرش هنوز هم وجود دارد متعجب است ، می توانم رنگ و روی آن را تصور کنم که فقط یک استاد می تواند خلق کند. با صدایی بسیار رسا و ارام شعری را ازبر می خواند که در مورد احساس خود در حین کار در کلیسا بود،تنی شکسته ، دستان تاول زده ای که تقریبا همیشه به قلم مویی که کلیسای Sistine را مال خود کرد چسبیده بود. آن روح میکلانژ است که این اتاق مقدس را که مورد رحمت خدا قرار گرفت تحت تاثیر قرار می دهد. خوش شانسی من بود که شعر چاپی میکلانژ را پیدا کردم، چون نمی توانستم ان را هنگامی که از مسافرت برگشتم به یاد اورم. فقط عمق کلمات را از فردی که علی رغم میل خود شاهکاری را که زیر ان ایستادم و با حیرت نگریستم را خلق کرد به یاد اوردم.با سکونت در این غار به گواترمبتلا شدم –همچون گربه ها از آبهای ساکن در Lombardy –که شکمم را تا نزدیک چانه ام جلو اورد: ریش هایم سر به فلک کشیدند، استخوان سینه ام اشکارا همچون چنگ رشد  می کند، پاهایم بی اختیار عقب جلو می روند، پوستم وا می رود، پشتم با خم شدن راست و کشیده تر می شود، شکل صلیب مرا همچون کمان سوری خم می کند، از آنجا می دانم نادرستی و ذکاوت باید ثمره ی احولی چشم و دل باشد، جیوانی،پس بیا سعی کن به نقاشی ها و شهرت مرده ی من کمک کنی چون نقاشی من شرمساری من است- میکلانژ

Image15.jpg (23770 bytes) Image16.jpg (25240 bytes)

تصاویر ادم و حوا

زمانی که در بوستانها یا در کلیسای Sistine که مملو از روح میکلانژ است کنار پیتر مقدس هستم، تقدس شهر واتیکان را احساس می کنم. اما بقیه ی شهر احساس بد گمانی ، بدگمانی به طبیعت ان، را به من می دهد گویی نبردی بین نیروهای خیر و شر وجود دارد.

wpe4.jpg (8779 bytes)

زمستان، مارگارت مک دونالد ( بریتانیا، 1933-1863)

دلیل تاسیس کلیسای مسیحی را می شنوم، بعد از سالها ازار و اذیت،مسیحیان جنبش برجسته ای برای منابع مالی و قدرت کردند. احساس می کنم که کلیسا در ابتدا مقدس به شمار می رفت اما در سده ی 1500 توسط فردی که نقشه های بزرگی برای تبدیل کلیسا به جایگاه قدرت جهان داشت مورد نفوذ قرار گرفت. فکر می کنم این زمانی است که این مرد زندگی می کرد. کشیشان یسوعی با فریب و نیرنگ کلیسا را در کنترل خود داشتند. در طی سالها، یسوعیون با افراد دارای قدرت مذهبی و حالا دارای قدرت سیاسی به همراه آن به کلیسا نفوذ کردند. این کلیسای خاص در زمانهای ابتدایی خود به شیوه ی جادوگری تاسیس شد، و آنهایی که روشهای مجوسیان را اموختند از دانش خود برای استفاده از عامه استفاده نکردند. در عوض انها نیروی جادوی سیاه را برای ایجاد شبکه ی کنترل جهان  انتخاب کردند. در اغاز این دزدی ، شوالیه ها اعمال کثیفی را در کلیسا ها انجام می دادند. یسوعیون شوالیه ها را از ریشه برکندند و کلیسا را مملو از کار های هنری ، کتابهای مقدس ، اثار مقدس کردند. اینجا، زیر شهر واتیکان ، کتابخانه های مخفی  دارای کتاب های غارت شده که منشا انها از چندین قسمت جهان حتی امریکا می باشد وجود دارد. کتابهای باستانی حاوی رموز چگونگی نیل به خدا در پارچه ای پیچانده شده اند.تعلیمات معنوی از دسترس بشر دور بود. ورژن King james انجیل، که برای جایگزینی با انجیل اصلی نوشته شد، برای کنترل بیشتر ساکنان کلیسا نگاشته شد. زمانی کرسی رم مرکز فعالیتNWO بود، اما حالا قدرت  NWO به انگلستان منتقل شده بود. خانواده ی سلطنتی و بیشتر انگلیسی ها در کلیسا عبادت می کنند. بله، رابطه ی محکمی بین این دو وجود دارد . بریتانیای کبیر که نماینده ی پاپ است، مسئول چیزی که من ان را » تهذیب US » می نامم است.به اصطلاح پدران تاسیس کننده و  پادشاه جرج برای شکست امریکا کار می کردند تا یک حکومت مرکزی را در امریکا حاکم کنند و آنها را اسیر دینی کنند که امکان پرداخت ان را نداشته باشند.در سالهای 1773و1776 هدف کلیسا امریکا بود. در اینجا ملکه الیزابت را بازیگر بزرگی نمی بینم. بله ، او در دستانش خون دارد، اما این سلسله مردسالارانه است و او از روی میل به عنوان گرو استفاده می شود. حالا کلیسا به بیشتر جاهای جهان نفوذ کرده است. اما، توانایی نفوذ به فلاسفه و مذاهب شرقی را ندارد که علت اصلی جنگ ویتنام، قتل عام کندی، بود.  NWO به ان جنگ نیاز داشت تا حرکت خود را به کشور های اسیایی اغاز کند، و انها ان را با اجرای دکترین مسیحی انجام دادند. با نام صلح جهانی می خواستند تا رقیب خود را زمین بزنند.که کاملا موفق نشدند. فراماسونها، کف روشنفکران را تشکیل می دهند، همراه با روشنفکران شهر واتیکان و Reptilians(نژاد خزندگان فضايي) ، بازیکنان کلیدی در سلسله ی کلیسا هستند. چهره ی بوش در مه ، حسی را که رئیس جمهور هزاره ی ایالات متحده خواهد بود نشان می دهد، وی همچون اکثر رئوسای جمهور برای این منصب دست چین شد. همچنین به من گفته می شود که پاپ بعدی پاپ سیاه (Black Pope) خواهد بود، این پاپ بسیار قصی القلب و بدخواه است  . کلیسا در گسترش کمونیسم دست دارد. و گنجینه های بسیاری از یهودیان در طی حکومت هیتلر گرفته شد. کوبا رازی است که هرگز کسی به ان دست نمی یابد. کاسترو، بوش و حسین را می بینم، که بازی دروغین نبرد را در جلوی رسانه ها برای کل جهان بازی می کنند تا نشان دهند که سران این کشور ها به هم کار نمی کنند، در حالیکه هدف نهایی انها یکی است. چیزهای زیادی برای نوشتن وجود دارد، اما اینجا به ان پایان می دهم و اگر سوالی پیش اید جواب می دهم.

می توانم بگویم افرادی را که در گذشته در اینجا بودند و هنوز هم هستند احساس می کنم. موجودات Reptilians ، در ابتدا به رم دستور دادند تا به عنوان دروازه ای در زمین و خارج از آن برای دیگر قسمتهای کهکشان کار کنند. رم در ایتالیا به خاطر سرزمین آن انتخاب نشد بلکه دلیل ان حجم بسیار زیاد آب اطراف آن بود. به خاطر دارا بودن دریا در دو طرف آن و رودخانه ها، که امکان ساخت تونلهای ابی زیرزمینی را فراهم می کرد که زیر رم حرکت می کرد.

wpe3.jpg (7170 bytes)

تصویر دروازه با جهان های دیگر

دوره ی pisces ( سمکتین) معنای کاملا متفاوتی برای من دارد، ان Christ Conciousness ( هشیاری مسیح) و دوره ی زمانی  Reptilians را که امپراتوری خود را روی زمین به ارامی بنا می کنند نشلن می دهد. دوگانگی بسیار زیادی را می توان در شهر واتیکان احساس نمود، حالا چرا می دانم چرا روح پیتر مقدس محزون است.وی می گوید این راهی نیست که باید باشد، جنبش مسیح به خاطر تبدیل کلیساها به نهاد های سیاسی نبود بلکه به خاطر حفظ حضور روح خدا در ان بود.

با نگاه به شهر واتیکان و رم می توانم احساس کنم شهرها روی شهر ها دفن شدند، شاید حتی دنیاها روی دنیا ها، که حالا شروع به جستجوی انها می کنم. بنای اولی که جذب ان می شوم  St. Peter’s Basilica است. در دیوار جنوبی St. Peter’s Basilica گذرگاه کوچکی را پیدا کردم که به نظر می اید زیر مرکز Basilica قرار گرفته باشد. برای مرده مقبره ای با عمق دو لایه است. به نظر می رسد قبلا توسط مقامات کلیسا یا شهر کشف شده باشد. هنوز چیزی را حفاری نکرده اند. اینجا هنوز چیزهای زیادی وجود دارند.تاریخ رها شده در کاسه های سفالی زیر این مقبره آثار باستانی بت پرستی قرار گرفتند. ستارگان 6 سر ،تکه های پرده های منقوش کهنه، و فنجانهای نقره ای تیره برای نوشیدن خون حیوانات و حتی قربانی انسانها. استخوانهای کهنه ای را می بینم که به نظر میرسد استخوانهای حیوانات باشند و هنوز هم می توان بوی اتش که صدها سال قبل زیر ماه کامل می سوختند را استشمام نمود. گهگاهی حتی یک بچه ی بی گناه برای خوش شانسی و موهبت ها تقدیم می شد. می توانم صدای فریاد انهایی که در طی مراسم و ایین های باستانی بی کمک و لرزان قربانی می شدند را بشنوم. این آيین های شیطانی در این مکان هر ماه دو بار زیر نور کامل ماه برگزار می شدند.گویی یک بنای باز مربعی بود که 25 پله منتهی به اتاق قربانی داشت.

wpe2.jpg (10220 bytes)

Redon Odilan (1916-1840) .

می توانم حضور کسی را احساس کنم ، نیمه انسان نیمه حیوان که ذبح را هدایت می کرد. سرش بزرگتر از نسلهای امروزی است و چشم های سیاه و نافذ، سینه ی عریان و روغنی دارد. پشتش کاملا سیاه و با مو پوشیده شده است. دستهایش بزرگ، انگشتانش بلند، ناخنهایش نوک تیز هستند که مرا یاد چنگال می اندازد.

نیم تنه ی پایین تصویر کاملا حیوانی دارای خز است، دارای رانهای بزرگ و برامده و بالای پاهایش تیره و چرمی است.این موجود در تیرگی این گذرگاه در کمین است و لرزش تونل را با انرژی خفه کننده پر می کند. انرژی شیطانی اش به سوی انهایی که نا اگاهانه از رویش رد می شوند جریان می یابد.

دخمه ها مکان زیرزمینی  دفن برای مسیحیان بودند

شنیدم شروع ساخت این دخمه ها از قرن دوم بود، که برای خدمات یادبود مثل مراسم خاکسپاری استفاده می شدند.این مکانهای تدفین اولیه برای نشان دادن گورستانهای ساده استفاده می شدند.دخمه ها دارای حداقل 4 طبقه هستند که سیستم بزرگی از دالانها و تونلها و کریدورهای متصل کننده ی راهرو ها را با پلکانهای دارای شیب تندرو باریک به هم وصل می کنند. اجساد مردگان با قطعاتی که فکر کنم برشهایی از دیواره ی سنگ خاره است در تورفتگی ها قرار می دادند.اجساد کاملا در کتان پیچیده می شدند و برای خنثی بوی فساد به انها روغن پاشیده می شد و با لوحی دارای حکاکی نام مرده همچون سنگ قبر ما مهر می شدند. از دخمه هایی با نام “ St. Callis”چیزهایی شنیدم. که به عنوان زمین های تدفین رسمی برای اسقف های اول رم استفاده می شدند و هم چنین جادوگرانی بودند که  برای  ارامش در مرگ به همان طریق اسقفها و پاگها رفتار می شدند.درون برخی دخمه ها ، خویشاوندان مرده مصنوعات باستانی همچون فنجانهای نقره ای ، لباسهایی مزین شده با طلا و.. که مورد علاقه ی وی بود را کنارش قرار می دادند.بوی دخمه ها فرق می کرد. در اغب قسمتها بوی پوسیدگی به مشام می رسد، اما هر چند وقت بوی روغن ، عطر یا اسانسی را استشمام می کنم که به ارامی در اتاق پراکنه می شود. دخمه ها بسیار تاریک هستند و برخی از بازدیدکنندگان از شمع یا فانوس برای عبور از دخمه ها استفاده می کنند.

سیستم تونلها

waterway.jpg (47494 bytes)

در حال برگشت به بوستانها صدای هجوم اب از زیرزمین را شنیدم . احساس کردم تونلهای زیرزمینی بزرگی وجود دارند که زیر شهر واتیکان و شاید سراسر رو جریان دارند.گفته می شود یک نژاد پیشرفته سیستم تونلها را قرار داده است. این سیستم سرتاسر رم حتی تا کوهستانها بسط می یابد.دو دلیل برای تونلها و ابراههایی که در رو جران دارند وجود دارد. اولین به خاطر نژاد خزندگان بود که در اب سکونت داشتند. دومی برای حفظ انها از دشمنانشان که در هنگام حمله جاری می شد.همچنین شنیدم که تونلهایی زیر شهر واتیکان وجود دارد که بین تما کلیساها به صورت مخفیانه قرار گرفتند و با ورودیهای مخفی در کف قابل دسترسی هستند. این تونلها مکانهای ملاقات سران کشور ها و رهبران جهان هستند . از کلیسا های دیگر ورودیهایی برای این دیدارها وجود دارد. اما یک ورودی در غرب شهر واتیکان وجود دارد.

دامنه ی جستجوی تمام تونلها در رم بسیار وسیع است و چندین سفر به درون را می طلبد. بنابراین می خواهم تا تعدادی را جستجو کنم . تونلهل دارای عوق 5 ، 10، 20 و حتی 50 متر هستند. حتی برخی یک تا 2 مایل زیر زمین امتداد دارند.حالا زنی را می بینم ، حداقل چنین به نظر می رسد. لباس نقره ای متالیک به همراه یک کلاه یا کلاه خود مثلثی به تن دارد. ود در تغییر شکل ماهر است و پیش روی من به اشکال مختلف ظاهر می شود. این احتمالا زن سیاه باشد که پشت مراسم های مذهبی احساس کردم. فقط می توانم گوشت صورتش را ببینم که رنگ پریده به نظر می رسد. بقیه ی بدنش با موهایش پوشیده می باشد. در هوا پرواز می کند و فکر می کنم مرا با حضور خود ازار می دهد. او از سیاره ای دیگر می اید. در عوض نیم مایلی استخوانهای بزرگی را می بینم. اینها استخوانهای حیوانات نیستند بلکه غول پیکرانی هستند که زمانی روی این سرزمین راه رفتند. برای شناخت بیشتر به استادیوم می روم.

استادیوم در رم

coliseum.jpg (49897 bytes)

استادیوم  قبل از حفاری

coliseum2.jpg (36316 bytes)

استادیوم بعد از عملیات حفاری

استادیوم در شهر واتیکان نیست بلکه در رم است ، این را در اینجا ذکر می کنم چون فکر می کنم قسمت مهمی از تاریخ است.استادیوم به عنوان حمام خون استفاده می شد و بوی خون هنوز هم اینجا وجود دارد. رومی ها عاشق جمع اوری در استادیوم بودند چون واقعا از مردن دیگران لذت می بردند. زیر میدان نبرد اصلی سلولها و گذرگاههایی برای انسانها و حیوانات وجود داشتند .وارد زیرزمین استادیوم میشوم . صحنه سازیهای مختلف و سلولهایی برای حیوانات و زندانیان مورد استفاده به عنوان گلادیاتور وجود دارد. می توان فهمید که امپراتور و مقامات عالی در بالا ترین نقطه ی دیوار می نشستند، که به انها امکان دید خوب را می داد و ایمن ترین مکان در برابر خطر بود . گاهی کف پر از اب می شد و نبردهای دریایی ساختگی برای تفریح اجرا می شدند. این امفی تاتر عظیم برای وقایعی بود که رخ می دادند. نبر گلادیاتورها ، شکار حیوانات وحشی، شبه انسانهای عجیب و غول پیکران در اینجا نمایش داده می شدند. اغلب نبرد هایی که رخ می دادند نبردهای گلادیاتوری و شکار حیوانات وحشی بود. بسیاری از حیوانات از افریقا اورده می شدند. گاوهای نر وحشی، فیل ها ، پلنگ ها بسیار بزرگتر از اندازه ای که امروزه می بینیم بودند. اینجا مکان بسیار مخوفی است می توان فهمید رومیان باستان عقده ی خون داشتند. هیجان انها از تماشای مردمی که مرد دیگری ،یا از تماشای مردی که حیوانات بی گناه زیادی را می کشد می اید. در اینجا قتل کلمه ی مناسبی است.

gerome3.jpg (40935 bytes)

گلادیاتور ها با لباس بنفش و ردا های مزین به طلا با ارابه ی جنگی وارد می شدند. سپس گلادیاتورها خود را اماده ی نبرد می کردند ، دوئل ها با مرگ پایان می یافتند. در پایان روز، فقط نصف گلادیاتورها باقی ماندند. مرگ در نبرد گلادیاتوری بیشتر سمبلیک به نظر می رسد. گویا این نبردها با اهداف مذهبی انجام می گرفتند. دوئلی به افتخار مقبره ی فرماندهی که روحش به قربانی خون رایج بود و ممکن است امروز در مراسم های پنهانی که زیر سطح زمین زیر رم برگزار می شوند استفاده شود. مجرمان و برده ها محکوم می شدند تا در برابر یک حیوان وحشی گرسنه قرار گیرند. به شیرها به این دلیل از سه روز قبل از واقعه غذایی داده نمی شد.گاهی نبردهایی بین گلادیاتور های کوتوله و زنان وجود داشت.بعد از اینکه گلادیاتورها می مردند، افرادی ملبس به لباس شیطان از عالم اموات، کنترل می کردند که گلادیاتور واقعا مرده است.انها با گرز به سر گلادیاتور می زدند یا او با اهن داغ می سوزاندند .صدای فریادهای شادی و خنده را در میان این قساوت و بی رحمی ها می شنوم .هدف این کشتارها مجلس یادبود یک شهروند مهم می باشد که به انها در زندگی بعد از مرگ کمک می کند. زیرزمین پر از جانورانی شبیه عنکبوت ، موشهای بزرگ و غیره است.گواه ذبح گذشته در اینجاست. استخوانهای بزرگی از حیوانات 50 فوت زیر زمین دیده می شود.انسانهای غول پیکر با قد 10، 12،14 فوت می بینیم. امروزه انها را اغلب در تصویر انسانهای غارنشین ملبس به پوست حیوانات می بینم.

نفوذ به عمق بیشتر زمین

قطعاتی را می بینم که می توانند فقط سفینه های فضایی باشند، این جا حدود یک مایل زیر رمین است. یک پایگاه مرکزی زیرزمینی برای انهایی که از جهانهای دیگر به اینجا مسافرت کرده اند.احساس می کنم انرژی دیگری ساکن در این منطقه وجود دارد، یک انرژی از فضا که احتمالا تمام سیستم های تونل را ساخت و حتی تمام بناها واستادیوهای بزرگ را با نیروی جادویی خود برافراشتند. معتقدم که رم و شهر واتیکان در اصل یک ایستگاه فضایی و دروازه ای برای انتقال به جهانهای دیگر یا خروج از انها بوده اند.  من چیزی را پیدا کردم که به ان »  Mystery Froscoe می گویند. یک نقاشی 2000 ساله که باستانشناسان را گیج کرده است. انها به علت سبک نقاشی سر در گم هستند. برای من دقیقا چیزی را که رم زمانی شبیه ان بود بیان می کند نه یک مدخل  HE ، بلکه یک ایستگاه فضایی. شما خودتان تصمیم بگیرید.

mysteryfrescoe.jpg (24488 bytes)

» سوالهای پرسیده شده از لسلی در مورد شهر واتیکان توسط onelight.com

به نظر می رسد در ابتدا کلیسا بسیار مقدس بود. اما توسط مردی که نقشه های زیادی برای تبدیل کلیسا به کرسی قدرت جان داشت مورد نفوذ قرار گرفت ، که فکر می کنم از قرن 1500 شروع شد. این دوره ای است که این مرد زندگی می کرد. فکر می کنید این مرد چه کسی باشد؟ نامی که شنیدم  Loyola یا  Loiola بود. این مرد هنگام جوانی یک نوع تصادف یا بیماری داشت که وی را در بستر نگه می داشت. در حین بهبود کتابهای بسیاری خواند.راهها و روشهای مجوسیان را یاد گرفت اما از بسیاری از طریقت های مختلف بیرون انداخته شد. از ساختمان راهبان حتی گروههای مختلف شوالیه ها. فکر می کنم اگر وی در طریقت یک مذهب به جای رد شدن پذیرفته می شد، ما امروزه یسوعیون را نداشتیم.وقتی 45 ساله بود یسوعیون را تاسیس کرد. بیشتر مثل یک سرباز به نظر می رسید تا یک کشیش. پاپ پل سوم را برای ایجاد طریقت یسوعی تا حدی تحت تاثیر قرار داد. طریقت یسوعی در سال 1776 با خلق روشنفکران بسیار قدرتمند شد که ان را در جایگاه نظر قرار داد. شوالیه های مالتا تا حدی با ان در ارتباط هستند. تکرار می کنم که من فقط در مورد یک گروه ممتازی از مردم در راس این جوامع صحبت می کنم. برای نمونه اغلب افرادی که فراماسونها از محرک حقیقی پشت جامعه اگاه نیستند. همچون اغلب افراد که در کلیسا عبادت می کنند و از اعمال سیاسی ان نا اگاه هستند.فراماسونها که همراه با مردم شهر و واتیکان و Reptilians  روشنفکران را تشکیل می دهند.بازیکنان اصلی در سلسله ی کلیسا هستند. Reptilians   این فرایند را به یک دلیل کنترل می کنند. ایا نیاز به انها در استفاده از منابع انسانی برای اهدافشان وجود دارد؟ اول اجازه دهید بگویم که معتقدیم انها با انسانها در طی تاریخ پرورش یافتند، بنابراین ، Reptilians   به چشم ما انسان هستند. به نظر می رسد که انها می توانند تغییر شکل دهند تا به شکلی که می خواهند دیده شوند.بشر، حیوان و … هدف نهایی انها تکمیل کنترل جهان است.NWO انسانها در چرخه ی زندگی فقط یک دندانه شده اند، که به عنوان زنبور های کارگر برای حمایت از این سازمانها کار می کنند.هم چنین می توانم بگویم که این یک بازی شطرنج عالی ،  یک جنگ معنوی است، که نتیجه هنوز مشخص نیست. ان فقط به توده ی مردم بستگی دارد. فکر می کنم اغلب افراد در جهان در حالت هیپنوتیسمی زندگی  می کنند و حتی دیگر نمی دانند چه چیزی واقعی است. این می تواند از هر طریقی چون تلویزیون، موسیقی، تبلیغات ، حتی سمبلهایی که روی مغز کار می کنند تا افراد را خوشنود نگه دارند. اما جادوگران کمی وجود دارند که همچون اسقف ها و پاپها با احترام روانه ی دیار مرگ می شوند. ایا این جادوگران را قدرت دارانی می دانید که در اختیار روحانیون وقت قرار گرفت؟ ایا انها از نظر مقام بالاتر از روحانیون بودند؟ هر کسی زمانی به طریقت مجوسیان دسترسی داشت.مطالب سری برای مطالعه در دسترس بودند و اگر کسی می خواست تا در جریان هر فرایند طولانی موهبت های محرمانه قرار گیرد، اطلاعات انجا بودند. اگر فردی می دانست با اداب مذهبی خود از طریق فرایند اموزشی خاص قادر کشف خدا هستند.چرا انها به کلیسا نیاز دارند؟این دلیل تفتیش مذهبی بود، خرابی کارهای سری رخ داد بنابراین فرد توانایی توسعه ی موهبت های معنوی را توسط خود نداشت، بدون ان توانایی انها به کلیسا به عنوان یک رابط بین انها و خدا و می کنند. برای پاسخ به سوال شما ، نیرو در یک زمان در دسترس همگان بود. آیا آنها در روحانیون این نیروها را توسعه دادند؟ نه. افرادی بودند که با موهبت ها و استعدادهایی متولد می شوند، یا از طریق یک سری تشریفات در انها توسعه می یافت. می خواهم بگویم که هر چیزی دو رو دارد. پس قدرت مجوسیان را می توان در راه خوب یا بد به کار برد.وی ملبس به لباس نقره ای با کلاه یا کلاه خود است. وی در تغییر شکل ماهر است و پیش روی من با اشکال مختلف ظاهر می شود. در هوا پرواز می کند و با حضورش مرا ازار می دهد. وی از سیاره ی دیگری میاید. وی از کدام کهکشان می تواند باشد؟ با تغییر شکل به چه شکلهایی در می اید؟ ایا اولادی دارد؟تصور می کنم زنی است که در کهکشان سرگردان است. مکان خاصی را نشنیدم. اگر بدون عمر معین نباشد فکر کنم کاملا پیر است. اما ظاهری بسیار جوان دارد و 30 ساله به نظر می اید. می توان به شکل حیوان یا انسان در اید.

https://i2.wp.com/i1.squidoocdn.com/resize/squidoo_images/590/draft_lens2394539module13624524photo_1232839293reptilian.jpg

فکر می کنم شکلی که من از او دیدم شکل اصلی اش باشد. فکر کنم اولادی داشته باشد، اما فکر کنم برای دیگران کار هایی انجام می دهد تا فرزند داشته باشند. احتمالا از طریق آدم ربایی یا زن در حال لقاح هیپنوتیسم قرار می گیرد. پس زن فکر می کند که توسط دیگری باردار شد.از کجا می داند؟ در سفرهایم گفتم که در گذشته راهبان برای تولیدمثل استفاده می شدند، آن را در گزارشم از قلم انداختم. دوباره ، چه کسی می داند؟ یک راهب هرگز سقط جنین نمی کند، حیای خود را تقسیم نمی کند، می تواند تن حامله ی خود را زیر جامه اش پنهان کند و بچه به اسانی بعد از تولد داده می شود. دوست دارم ذکر کنم که احساس کردم مرا ازار می دهد، با من بازی می کند چون می توانستم بعد درونی اش را ببینمو این را به خاطر تجربه می گویم که در حین کار روی این گزارش کسب کردم. من در کمال ارامش در اتاق نشیمن خود نشسته بودم ، روح مردی وارد شد و به صورت فیزیکي به من حمله کرد. من به گذشته برگشتم  ، چون این مرد هنوز زنده است و هم چنین چون در سفرم با وی برخورد نکرد. حمله ناچیز بود و توانستم روحش را از خانه ام بیرون کنم. این تجربه برای من تکه ی گمشده برای سوال بعدی بود. این افراد چگونه با چیزی که انها انجام می دهد دور می شوند؟ چرا مردم از چیزی که واقعا در جهان رخ می دهد اگاه نیستند؟

چون افراد دارای نیرو می توانند در جهان نا مریی حرکت کنند، انها در رفتار های روانی ماهر هستند.انها اساتید تغییر قیافه هستند چون هنر جادوگری را می داند و از مهارتهایش در جهت بدی و شر استفاده می کنند. معمولا هنگامی که مسافرت نجومی را اغاز می کنم فقط یک یا دو تماس می گیرم.منظورم این است که فقط افرادی که با انها تماس می گیرم می دانند که انجا هستم. اما نیروهایی که می دانست در شهر واتیکان هستم ، یا فردی که نمی دانست هرگز این کار را نمی کرد، ظاهرش تایید می کرد چیزی که من دیدم حقیقت داشت. در غیر اینصورت حمله ای انجام نمی گفت.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com مجاز میباشد.دوستاني كه ميخواهند از مطالب وبلاگ استفاده كنند عين جمله بالا را در وبلاگشان بگذارند مشكلي نيست.

منبع :  http://www.onelight.com/hec/les1/vaticancity/vatican1.htm

پ . ن : با تشكر فراوان از مهدي عزيز( نیتیاناندا ) براي ترجمه و ارسال اين مطلب . در ادامه هم مطالبي از اين دست كه ترجمه مهدي عزيز است در وبلاگ درج ميشود.

لطفا نظرات فقط راجع به خود مطلب باشد .

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: