بایگانی روزانه: فوریه 2, 2020

تاریخ در چهره ستارگان

تاریخ در چهره ستارگان

به نام خداوند جان و خرد

با درود بر ایرانیان گرامی و پژوهشگر

 

پیشینه ای سیزده هزار ساله در پشت نگرش ما ایرانیان به آسمان است که سرانجام پس از نگرش چند هزارساله در آسمان,مردم چهره و پیکره هایی در میان ستارگان دیدند و برای هرکدام از آنها نامی گذاشتند.درمیان این پیکره ها,دوازده پیکره برجستگی ویژه ای از دیگران پیدا کردند که به نامهای روبرو هستند: بره(ARIES) – گاو(TAURUS) – دوپیکر(GEMINI) – خرچنگ(CANCER) – شیر(LEO) – خوشه(VIRGO) – ترازو(LIBRA) – کژدم(SCORPIO) – کمان(Sagittarius) – بز(Capricorn) – دال(Aquarius) – ماهی(Pisces) که به آنها پیکره های آسمانی(صورتهای فلکی) میگویند.

انگیزه برجستگی این پیکره ها بر یکی جنبشهای زمین به نام «جنبش محوری» است.در این جنبش محور زمین که خطی انگاری(فرضی) از قطب اپاختری(شمالی) تا قطب نیمروزی(جنوبی) است به اندازه ۲۳ درجه و نیم میچرخد.

 

 

فرتورهای نشان دهنده جنبش محوری زمین

زمان این جنبش نزدیک ۲۵۹۲۰ سال است که شمارش آن اینگونه است که دیدند این جنبش پرهونی(دایره ای) را اگر به ۳۶۰ درجه بخش کنند,محور زمین نزدیک هر ۷۲ سال یک درجه به پیش میرود.
۷۲ سال/یک درجه * ۳۶۰ درجه= ۲۵۹۲۰ سال برای یک دور کامل.

این جنبش زمین دو درآمد دارد.نخست دگرگونی آب و هوا در زمین و پدید آمدن چهار فصل پدید می آورد. دوم این اندیشه ای را در ما پدید می آورد که زمین و دیگر سیاره ها در نیسنگ پرهون(دایره البروج) که دربرگیرنده همان ۱۲ چهره آسمانی(صورت فلکی) در جنبش هستند.ولی این جنبش به وارون چگونگی چینش نامهای آنها است.به این چم که زمین نخست از چهره بره نمیگذرد که به گاو برسد بلکه پس از بره ماهی و سپس دال و سپس بز و دیگر خواهد بود.

پیشینه آگاهی ایرانیان از جنبش محوری

پس آن جام بر کف نهاد و بدید — درو هفت کشور همی بنگرید
ز ماهی به جام اندرون تا بره — نگاریده پیکر بدو یکسره
چه کیوان و چه هرمز و چه بهرام و شیر — چو مهر و چو ماه و چو ناهید و تیر
— استاد سخن فردوسی توسی

بر پایه داستانهای ایرانی ستاره شناسی به دوره جمشید باز میگردد که با جام گیتی نمای خود هفت کشور را می نگریست که با زمان سنجی که کدبان فریدون جنیدی انجام دادند به هشت هزار سال پیش یا پایانه دوره جمشیدی باز میگردد.
کدبان جهانشاه درخشانی با گفتگویی که با امیر حسین رسائل داشتند اشاره کردند که اوستا و نوشته های زرتشتی به آگاهی های ستاره شناسی ریزی برخورد میکنیم که یکی از آنها همان جنبش محوری است که به گونه گذرا در نسک(کتاب) ایشان «آریاییان، مردم کاشی، امرد، پارس و دیگر ایرانیان» بیان گشته است.
جنبش محوری در روزهای ویژه ای که پیوند میان زمین و خورشید را به بهترین نشان میدهد اندازه گیری و بررسی میشود که این روزهای ویژه اعتدال بهاری و پاییزی و انقلاب تابستانی و زمستانی است و در میان هیچ فرهنگ و مردمی به جز مردم و فرهنگ ایران چنین تلاشی برای درست نگه داشتن زمان این رویدادها و گرامی داشتن آن(در جشنهای بزرگ نوروز و مهرگان و یلدا)دیده نشده است.پیشرویی ایرانیان در دانش ستاره شناسی نیز بر کسی پوشیده نیست.پس میتوان گفت که ایرانیان از دوره های کهن از جنبش محوری آگاه بودند.

هزاره های فراتر از هزار ساله

در دوران باستان ایران آغاز و پایان جهان را ۱۲ هزاره میدانستند که هر هزاره به نام یکی پیکره های آسمانی است و از هزاره پنجم که به نام پیکره آسمانی شیر است,فرنام(لقب یا عنوان) های هزاره ها آغاز می یابد که نخستین آنها کیومرث و سپس هوشنگ و سپس جمشید و ضحاک و فریدون و زرتشت و اخیشت اره و اخیشت اره ماه هستند که در زیج(جدول) زیر میبینید.

هزاره

نام هزاره

لقب هزاره

1

بره       (حمل)

2

گاو       (ثور)

3

دوپيکر  (جوزا)

4

خرچنگ (سرطان)

5

شير     (اسد)

کيومرث

6

خوشه    (سنبله)

هوشنگ

7

ترازو     (ميزان)

جم

8

کژدم    (عقرب)

ضحاک

9

کمان    (قوس)

فريدون

10

بز        (جدي)

زردشت

11

دال      (دلو)

اخشيت اره

12

ماهي    (حوت)

اخشيت اره ماه

کدبان ذبیح بهروز مانند دیگر پژوهشگران تا کنون هر هزاره را برابر یک هزار سال دانسته اند و با اندازه گیری های خود زمان زرتشت را  که در آغاز هزاره دهم یا بز بوده ۱۷۶۸ سال پیش از زایش مسیح بیان کردند و با افزودن یک هزار سال به هر هزاره, آغاز و پایان هزاره ها اندازه گیری کردند که آغاز آنها را در زیج زیر میبینید.

هزاره

نام هزاره

آغاز هزاره

ميلادي (پ‌ م)

خورشيدي (پ Ú )

يكم

حمل (بره)

10762

11383

دوم

تور (گاو)

9763

10384

سوم

جوزا (دو پيكر)

8763

9384

چهارم

سرطان (خرچنگ)

7764

8385

پنجم

اسد (شير) كيومرث

6765

7386

ششم

سنبله (خوشك) هوشنگ

5765

6386

هفتم

ميزان (ترازو) جم

4766

5387

هشتم

عقرب (كژدم) ضحاك

3767

4388

نهم

قوس (نيم اسب) فريدون

2767

3388

دهم

جدي (وهيك) زرتشت

1768

2389

يازدهم

دلو (آورنده‌ي آب) اخشيت‌ اره

769

1390

دوازدهم

حوت (ماهي) اخشيت‌اره ماه

230 (ميلادي)

391

آغاز کنجکاوری من در اینباره از آن پرسش از خودم بود که آیا میشود که انگیزه از یک هزاره یک هزار سال نبوده باشد بلکه به یک دوره ویژه اشاره داشته باشد؟و هریک از این دوره ها هنگامه ای باشند که چهره های آسمانی دوازده گانه به انگیزه جنبش محوری که در بالا سخن رفت پدیدار و سپس جای خود را به دیگری میدهند؟

میتوان برای اندازه گیری نه چندان دقیق(و تنها برای گرفتن برآورد) درازای هزاره ها, ۳۶۰ درجه که میتوان گفت جنبش محوری دارد بر ۱۲ بخش کنیم و سپس بر ۷۲ ضرب کنیم که درازای هر هزاره برابر با ۲۱۶۰ خواهد بود.

(۳۶۰/۱۲) * ۷۲ = ۲۱۶۰

ولی اگر به شکل ریز و دقیق که از آغاز پدیدار شدن یکی از ستاره های چهره آسمانی راستای دیدمان(در اعتدال بهاری و پاییزی و انقلاب تابستانی و زمستانی از سویی که خورشید بر می آید) تا دیدن آخرین ستاره آن چهره آسمانی به اندازه گیری بپردازیم داستان دگرگون میشود.اندازه برخی هزاره ها بیش از یک هزاره و یا دو هزاره میشود و برخی نیز کمتر از یک هزار سال خواهند بود.هنگامه ای نیز خواهد بود که سالها یا سده ها یا بیش از یک هزار سال میان دو هزاره جدایی باشد یا بر روی هم افتاده باشند(این به آن چم است که پیش از دیدن آخرین ستاره از یک چهره آسمانی,نخستین ستاره از چهره آسمانی دیگر پدیدار میشود).

در جستجویی که برای یافتن درازای هر هزاره انجام دادم,به نوشته ای از کدبان زیپ دوبینس(Zip Dobyns) برخوردم که نشانی آن را در بخش بنمایه ها گذاشته ام.در این نوشته به آگاهی های بسیاری ولی نه بسیار کاملی دست یافتم که گزارش آن را در پایین می آوردم.

نام هزاره ها درازای هزاره ها
گاو ۲۴۴۸ سال
بره ۱۴۶۵ سال
ماهی ۲۹۲۷ سال
دال ۲۷۴۹ سال
بز ۱۶۴۹ سال
کمان ۱۸۸۸ سال
کژدم ۱۶۹۷ سال
ترازو ۱۰۵۲ سال
خوشه ۲۸۹۳ سال
شیر ۱۱۶۱ سال
خرچنگ ۷۰۷ سال
دو پیکر ۹۵۹ سال

زیج برای درازای هزاره ها بر پایه اعتدال بهاره

 

از گاو به بره ۱۵۹ سال بر روی هم افتادگی
از بره به ماهی ۲۷۹ سال جدایی
از ماهی به دال ۱۲۶ سال بر روی هم افتادگی
از دال به بز ۱۰۱۲ سال بر روی هم افتادگی
از بز به کمان ۲۹۵ سال جدایی
از کمان به کژدم ۲۴۴ سال جدایی
از کژدم به ترازو ۱۶۷ سال جدایی
از ترازو به خوشه ۲۱۵ سال جدایی
از خوشه به شیر ۶۱ سال جدایی
از شیر به خرچنگ ۸۹ سال جدایی
از خرچنگ به دو پیکر ۲۹۷ سال جدایی
از دو پیکر به گاو ۶۲۰ سال جدایی

زیح برای جدایی و بر روی هم افتادگی هزاره ها بر پایه اعتدال بهاری

 

شماره هزاره ها نام هزاره ها زمان هزاره ها
۱ هزاره گاو ۴۱۴۳ پ.م – ۱۶۹۵ پ.م
۲ هزاره بره ۱۸۵۴ پ.م – ۳۸۹ پ.م
۳ هزاره ماهی ۱۱۰ پ.م – ۲۸۱۷
۴ هزاره دال ۲۶۹۱ – ۵۴۳۱
۴ هزاره بز ۴۴۱۹ – ۶۰۶۸
۵ هزاره کمان ۶۳۶۳ – ۸۲۵۱

۷ (هزاره مار افسای)* ۸۲۸۵ – ۱۰۲۱۱
۸ هزاره کژدم ۸۴۹۹ – ۱۰۱۹۶
۹ هزاره ترازو ۱۰۳۶۳ – ۱۱۴۱۵
۱۰ هزاره خوشه ۱۱۶۳۰ – ۱۴۵۲۳
۱۱ هزاره شیر ۱۴۴۶۲ – ۱۶۶۲۳

۱۲ هزاره خرچنگ ۱۶۷۱۲ – ۱۷۴۱۹
۱۳ هزاره دو پیکر ۱۷۷۱۶ – ۱۸۶۷۵

زیج زمان هزاره ها از ۴۱۴۳ سال پیش از زایش مسیح تا آینده ای بسیار دور ۱۸۶۷۵.در کنار هزاره مار افسای ستاره گذاشته شده است زیرا در هزاره های دوازده گانه نیست ولی در آگاهی ها آمده و پایینتر کاربرد آن را در میان ایرانیان نیز نشان می دهیم.(۰ بره)

 

هزاره شیر ۴۱۵۱ پ.م – ۱۱۹ پ.م
هزاره خرچنگ ۲۹۸ – ۱۷۵۳
هزاره گاو ۲۳۷۳ – ۴۷۶۵

زیج زمان هزاره ها بر پایه انقلاب تابستانی(آگاهی کم داده شده است ولی در این جستار به کل نیازی به این زیج نیست)(۰ خرچنگ)

 

هزاره کمان ۴۶۲۴ پ.م
(هزاره مار افسای) ۴۵۷۸ پ.م – ۲۴۹۶پ.م
هزاره کژدم ۴۳۴۸ پ.م – ۲۵۲۴ پ.م
هزاره ترازو ۲۳۱۸ پ.م – ۱۱۸۷ پ.م
هزاره خوشه ۸۷۷ پ.م – ۲۴۷۵

زیج زمان هزاره ها بر پایه اعتدال پاییزی(۰ ترازو)

 

هزاره ماهی ۴۷۰۸ پ.م – ۳۷۰۵ پ.م
هزاره دال ۳۷۹۹ پ.م – ۱۰۰۹ پ.م
هزاره بز ۲۰۰۹ پ.م – ۳۳۴ پ.م
هزاره کمان ۴۶ پ.م – ۱۹۰۹
(هزاره مار افسای) ۱۹۴۳ – ۳۹۷۲
هزاره کژدم ۲۱۷۶ – ۳۹۵۶

زیج زمان هزاره بر پایه انقلاب زمستانی(۰ بز)

توجه داشته باشید که من نمیگویم که نیاکان ما زمان و درازای هزاره ها را به ریزی و درستی که ما داریم داشته اند.کوچکترین چشمداشتی(انتظاری) که ما میتوانیم از گذشتگان داشته باشیم این است که آغازه و پایانه یک چهره را میدیدند و گروهی نیز با دست به دست کردن آگاهی ها پس از به پایان رسیدن هزاره درازای آن را نیز اندازه گیری می کردند و تاریخ خود را بر پایه آنکه چه اندازه از آغازه آن گذشته بود مینوشتند و به یاد میسپرند.در چگونگی دیدن آغازه و پایانه یک هزاره تا ۳درجه پیشبینی پس و پیش دیدن اشتباهی هست(هر درجه اگر نزدیک ۷۲ سال باشد, ۲ درجه=۱۴۴ سال, ۳ درجه=۲۱۶ سال). اشتباه بیش از ۳ درجه را درست و شدنی نمیدانم زیرا نیاکان ما نسبت به ما چشمان تیزبین تری داشته اند(اگر اکنون تیزبینی چشم بر پایه ۲۰/۲۰ است, نیاکان ما دارای تیزبینی ۴۰/۴۰ یا ۶۰/۶۰ بوده اند) زیرا ما در جهان کنونی با فن آوری پیشرفته خود به اندازه ای که نیاکان خود چشم خود را ورزش میدادند چشم خود را ورزش نمیدهیم و به جای ورزش دادن چشم از فن آوری پیشرفته خود کمک میگیریم.هرچه بیشتر به گذشته برگردیم درجه پس و پیش دیدن آغاز و پایان هزاره افزایش می یابد که بیشتر بر پایه ناآگاهی کمتر نیاکان ما بر دانش ستاره شناسی و ابزار کمتر و ساده تر در پیشرویشان میتوان خواند.

زمان زرتشت

درباره زمان زرتشت به چند گونه آگاهی همستار(مخالف) یکدیگر برمیخوریم.کهنترین نویسنده یونانی به نام اکزانتوس(سده پنجم پ.م) زمان زرتشت را در دو دستنوشته ۶۰۰۰ سال پیش از سپاه کشی خشایارشاه آورده و همودوروس شاگرد افلاتون ۵۰۰۰ سال پیش از جنگ ترویا را زمان زرتشت دانسته است.در گزیده های زاداسپرم و اردویراف و دینکرد(کهنتر از دیگر بنمایه ها) زمان زرتشت را به سه سده پیش از پیروزی اسکندر و در دیگر داستانهای ایرانی زرتشت در آغاز هزاره دهم یا بز بوده است.بر پایه هرکدام که زمان زرتشت را مینویسیم از ۶۰۰۰ پیش از جنگ ترموپلای تا ۶۰۰ سال پیش از زایش مسیح خواهد بود که همه آنها از نگاه خود درست هستند.
یکجا نشاندن آنها نیاز به یک نظریه توانمند دارد.یکی از نظریه هایی که تلاش کرد که آنها را در کنار هم بگذارد نظریه بودن چند زرتشت در درازای تاریخ است که یکی ۶۰۰۰ سال پیش از جنگ ترموپلای(به گونه ریز بیان نگشته است) و دیگری ۱۷۶۸ سال پیش و دیگری ۶۰۰ سال پیش بوده است.در آنچه که در پایین می آید نظریه ی تازه ای بیان میگردد که میتوان همه زمانهای گفته شده درباره زرتشت را روشن کرده و به گونه ای در کنار هم بنشاند و شاید بتواند گوشه دیگری از تاریخ ایران را روشن کند.

نخست ما همه زمان ها را کنار میگذاریم و به گزارش ایرانی میپردازیم که زرتشت در آغاز هزاره دهم یا بز بوده و به همین انگیزه این هزاره به نام او شناخته شده است. در میان زیج(جدول) های گذاشته شده, زیج انقلاب زمستانی بر پایه هزاره بز است که از ۲۰۰۹ سال پیش از زایش مسیح آغاز و تا ۳۳۴ پیش از زایش مسیح پایان می یابد.پس زمان زرتشت بر این پایه ۲۰۰۹ سال پیش از زایش مسیح است که از دیدگاه زبانشناسی که گاتاها در هزاره دوم پیش از زایش سروده شده هماهنگی دارد.از آنجا که زرتشت هم دوره گشتاسب بوده است,زمان کوچ گشتاسب به روم با زمان کوچ گروهی از ایرانیان به اروپا در هزاره دوم پیش از زایش نیز هماهنگ است.در دیگر داستانهای ایرانی آمده است که زرتشت آغاز هزاره بره را دید.این گفته زمانی درست میشود که بر پایه بر اعتدال بهاری هزاره بره در ۱۸۵۴ آغاز و ۳۸۹ پیش از زایش مسیح پایان یافته است.میان آغاز هزاره بز در انقلاب زمستانی و اعتدال بهاری تنها ۱۵۵ سال جدایی است که اگر بگوییم که زرتشت در سن ۴۲ سالگی آغازه هزاره بره را دیده باشد,این جدایی میشود ۱۱۳ سال یا نزدیک ۱.۵۷ درجه که به پای اشتباه پیش دیدن زرتشت میتوان گذاشت(اشوزرتشت هرچه داشمند باشد آدمی بود که ۲۰۰۰ پ.م میزیسته و ابزار و آگاهی درست و ریز برای اندازه گیری ریزتر را در چشم داشتن از او با خرد نمیخواند) و با یکدیگر هماهنگ هستند.

شگفت انگیزتر از آغازه هزاره زرتشت, پایان آن است.اگر به خوبی به هزاره بز(که هزاره زرتشت هم هست) و هزاره بره نگاه کنیم, هردو (به ویژه در هزاره زرتشت) در زمان ویژه ای به پایان میرسند: پایانه پادشاهی هخامنشیان. هزاره زرتشت بر پایه انقلاب زمستانی تنها ۳ یا ۴ سال با پیروزی اسکندر(۳۳۰-۳۳۱ پ.م) جدایی دارد.در شاهنامه فردوسی دارا و دارایان (همان هخامنشیان) آخرین فرمانروایان هزاره بز یا زرتشت بودند.در بندهش سخن از فروانروایان در آغاز هزاره آمده ولی از پایان آن سخنی نبرده است. در همان نخست پیشگویی های زرتشت که نوشته ای به زبان پهلوی است نیز چنین آمده است:» گشتاسپ شاه پرسید که: این دین چند سال روا باشد و پس از آن چه هنگام و زمانه رسد؟ جاماسب بیتخش گفتش که: این دین هزار سال روا باشد.پس از آن مردمان که در آن هنگام باشند همه به مهردورجی ایستند, با یکدیگر رشک و دروغ کنند و بان چم ایرانشهر را به تازیان بسپارند و تازیان هرروز نیرومند شوند و شهر شهر فراز گیرند.» ما بیشتر درباره این بخش به آمدن عربها یا مغولها اشاره دارد ولی آن اندیشه با هزار سال گذشتن از دین نمیخواند.اگر ما آن هزار سال را همان هزاره زرتشت بدانیم, آغاز پیشگویی های زرتشت نه از آمدن عربها و مغولها میگوید بلکه به اسکندر اشاره دارد و چون این نوشته پس از هخامنشیان نوشته شده باید این بخش آن را بازگویی تاریخ دانست ولی چون در ادبیات این نوشته به گشتاسب و جاماسب که پیش از هخامنشیان بودند پرداخته, هخامنشیان در آینده می افتند.مانند آنکه من از زبان گذشتگان سرگذشتی را که خود داشتم را بنویسم ولی بجایی که بگویم «شده» مینویسم «خواهد شد».

۶۰۰ پ.م: زمان زرتشت یا هوشیدر سوشیانت؟

همانگونه که در بالا آورده شد نوشته های پهلوی ایرانی مانند گزیده های زاداسپرم و پندنامه اردویراف زمان زرتشت را سه سده پیش از پیروزی اسکندر میدانسته اند که به همین گون خود چیزی را برای گفتگو و بررسی نمیگذارد ولی اگر از دیدگاه هزاره ها نگاه کنیم که پایان هزاره زرتشت با پیروزی اسکندر نزدیک و همزمان است, به پدیده ای شگفتی نزدیک و همزمان میشویم: هنگامه آمدن هوشیدر سوشیانت.

هوشيدر (در زبان اوستايي، « اوخشيت اِرِت»، در پهلوي اوشيدر) نخستین سوشیانت در داستانهای دین مزدایی است که سی سال مانده به پایان هزاره زرتشت از دوشیزه پانزده ساله که در دریاچه هامون آبتنی میکرده از تخمه بازمانده زرتشت باردار شده و هوشیدر زاده میشود.از آنجا که پایانه هزاره زرتشت بر پایه انقلاب زمستانی را میتوان با زمان پیروزی اسکندر یکسان و همزمان دانست, اگر تنها سی سال  سیسد سال میبود(تنها یک ۰ در کنار ۳۰ کم داشت) زمان این دو پدیده درست بر روی یکدیگر می افتند.فراتر از آن ما میتوانیم یکی از انگیزه های فروپاشی هخامنشیان و پیغمبر نامیده شدن اسکندر در برخی نوشته های ایرانی را در همین پدیده سوشیانت جستجو کرده و بیابیم.

به گمان من چنین شد:
آنگونه که به چشم می آید, ایرانیان دوره هخامنشی توانسته بودند ریزبینی در دیدن ستارگان را به جایی برسانند که اشتباه در آن رو به ۰ بوده است ولی مانند امروز نمیتوانستند به پیشبینی درست آغاز یا پایان یک هزاره بپردازند زیرا به گمان نمی آید که آنها این جنبش را به ۳۶۰ درجه بخش بندی کرده و دیده باشند که هر درجه چند سال است که به کمک آن زمان آغاز و پایان و آنچه به آن هنگام مانده را دریابند.۳۰۰ سال پیش نزدیک ۴.۲ درجه است که بدون درجه بندی پیشبینی زمان مانده از آن دشوار است.برای نمونه یک دگرگونی دید ۰ ما پس از ۶۰۰ سال که دو برابر ۳۰۰ سال است نشان میدهم که چه اندازه دگرگونی کمی میان آنها است.

 

دید ۰ ما در سال ۲۰۰۰ بر پایه اعتدال بهاری.برگرفته از Astrology: A Vernal Equinox Point Time-Line

 

دید ۰ ما در ۲۶۰۰ پ.م بر پایه اعتدال بهاری. برگرفته از Astrology: A Vernal Equinox Point Time-Line

بر پایه دو فرتور(عکس) بالا اگر میانه دو گردی زردرنگ را بپندارید ۳۰۰ سال خواهد بود که میبینید که زیاد نیست.اکنون اگر موبدان ۳۰۰ سال به پایان هزاره زرتشت به آسمان نگاه میکردند,پایان هزاره به انگیزه ناتوانی در پیش بینی زمان درست آن را نزدیکتر از ۳۰۰ سال میپنداشتند.

نزدیک به ۳۰۰ سال پیش از پیروزی اسکندر,موبدان که هم از ستاره شناسی و هم از دین مزدایسنایی آگاهی داشتند پایانه هزاره زرتشت را نزدیک دیدند.به همین انگیزه کسانی از میان موبدان خود را سوشیانت نامیدند که با نزدیکتر شدن پایانه هزاره شمار آنها افزایش یافت.از آنجا که در افسانه ها سرشت سوشیانت از تخمه زرتشت در درون دوشیزه ای پرورده شده است, میتوان اندیشید که نخستین یا یکی از میان نخستین کسانی که خود را سوشیانت نامیدند مانند سید علی محمد باب که نخست خود را نایب امام زمان و سپس امام زمان خواند(* پانوشت), خود را زرتشت خواند.پیتاگورس(فیثاغورس)(۵۸۰ پ.م یا ۵۷۲ پ.م – ۵۰۰ پ.م یا ۴۹۰ پ.م) آورده است که گفتگویی با زرتشت در بابل داشته است که میتواند همان کس باشد که در بالا از او سخن رفت.گروهی از میان خود موبدان نیز میتوانستند پیروی او بوده باشند و این گروه تا زمان ساسانیان مانده باشند و حتی برخی نوشته ها در اوستا(به جز یسنا و گاتاها) میتوانسته از نوشته او باشد یا پیوندی با اندیشه او داشته باشد.از دیدگاه من,پس از پیروزی اسکندر که آگاهی دینی مزدایسنایان پراکنده شد, زمانی که ساسانیان به گردآوری این آگاهی ها پرداختند به دو زرتشت برخورد کردند که یکی همان اشوزرتشت در آغاز هزاره زرتشت که همراه دیگر داده های کهن آمده بود و دیگری در ۳۰۰ سال پیش از پیروزی اسکندر که گروهی از مردم و موبدان و حتی در نوشته های انیرانی(غیرایرانی) دیده شده است.از آنجا که بودن دو زرتشت برابر آشوب در دین است و با خرد نیز هماهنگی ندارد یکی از آنها باید نادرست و دروغین باشد که زرتشت سخن رفته در ۳۰۰ سال پیش از اسکندر به این انگیزه که به آنها نزدیکتر و تاریخ استوارتری داشت و ایرانی و انیرانی از بودن کسی به نام زرتشت در آن زمان میگویند را درست و همان اشوزرتشت دانستند و در نوشته های پهلوی آمده است ولی آگاهی هایی که زرتشت کهنتر را از بین نبردند(شاید به انگیزه آنکه از زرتشت کهنتری نیز سخن رفته بود و یا به اندیشه خود نیز به گونه تردید نیز مینگریستند).

به هر گون,هرچه به پایان هزاره زرتشت نزدیکتر می شد, شمار بیشتری خود را سوشیانت راستین میخواند که با گفته کتاب «پیشگویی های زرتشت» که میگوید ایرانیان در آن هنگام به یکدیگر دروغ گویند زیرا سوشیانت های دورغین پیدا شده بودند.از آنجا که هر کسی به گونه ویژه خود می اندیشد,هر کسی که خود را سوشیانت مینامید نیز اندیشه ویژه ای داشت که گروهی از ایرانیان نیز که هم اندیشه با یکی از آنها بودند از او پیروی میکردند.دینهایی مانند زروانگری که دسته ای از دین مزدایسنایی بود میتواند از اندیشه یکی از این سوشیانت ها ریشه گرفته باشد.بودن اندیشه های گوناگون و جدا میان سوشیانت ها(همان کسانی که خود را سوشیانت خواندند) و پیروان آنها انگیزه چند دستگی ایرانیان شد که آشوب در گستره پادشاهی هخامنشی برپا کرد.اسکندر مقدونی نیز که چنان دید, هنگامه را شایسته برای کشورگشایی دید و به جنگ ایران آمد ولی این پایان نیست.در شاهنامه آمده است که اسکندر خود را پیغمبر خواند که «پیغمبر» خواندن میتواند همان «سوشیانت» خواندن باشد.زمان زایش اسکندر(۳۵۶ پ.م) نیز به زمانی که سوشیانت زایش می یابد(۳۳۴ + ۳۰ = ۳۶۴ پ.م) نزدیک است.پس اسکندر خود را سوشیانت خواند و گروهی از مردم که به سوشیانت بودن او باور داشتند دربرابر او نایستادند و حتی او را برای گرفتن ایران همیاری کردند که با گفته کتاب «پیشگویی های زرتشت» که «بان چم ایرانشهر را به تازیان بسپارند » همخوانی دارد.در زمان ساسانیان اسکندر نیز دروغگو و گجستک دانسته شده است ولی پس از آمدن عرب ها داستان سوشیانتی اسکندر رواج می یابد و چون سوشیانت گرامی بود اسکندر را نیز گرامی در نوشته های های پس از اسلام مانند فردوسی آمده است و چون سوشیانت در عرفان ایرانی نژادش هم ایرانی است,به این انگیزه که اسکندر سوشیانت خوانده میشد را در نوشته های عارفانه چهره ایرانی به خود گرفت.

سپس به سخن یونانی میرسیم که میگفتند که زرتشت ۶۰۰۰ سال پیش از جنگ ترموپلای بوده است.اگر پایه بر اعتدال پاییزی هنگامه هزاره زرتشت را بدست بیاوریم(آگاهی از شماره های ریز من کم است به همین انگیزه از درازای هزاره زرتشت در اعتدال بهاری برای پاییزی بکار میگیرم)(۴۶۲۴ پ.م(هزاره فریدون)+۱۶۹۷(درازای هزاره زرتشت) +۲۹۵(جدایی میان دو هزاره)) ۶۵۶۸ پ.م خواهد شد که اگر بخواهیم بدانیم ۴۸۰ پ.م که جنگ ترموپلای بود چند هزاره پیش بوده است ۶۰۸۸ سال پیش از جنگ ترموپلای خواهد بود که نزدیک به همان ۶۰۰۰ سال است.اینگونه که به چشم می آید یونانیان شنیده بودند که زرتشت در آغازه هزاره بز میزیسته است و آنها بر پایه اعتدال پاییزی آن را شمردند.

نگاهی به گذشته با درازای هزاره ها

من پس از آنچه در بالا آمد با کنجکاوی به این اندیشه افتادم که پایه بر آغازه هزاره زرتشت در انقلاب زمستانی آغازه هزاره های دورتر از را بشمارم و آیا میتوان میان آن شماره ها با تاریخ هماهنگی دید؟
۱۲ هزاره سالهای ایرانی همستار(برخلاف) گردش محوری زمین چیده شده اند. به این چم که در گاهشمار ۱۲ هزار ساله نخست هزاره کمان(هزاره فریدون) می آید و سپس هزاره بز(هزاره زرتشت) ولی در گردش محوری زمین نخست هزاره بز یا هزاره زرتشت می آید و سپس هزاره فریدون.پس من چنین کردم که نخست درازای این هزاره ها و جدایی آنها از یکدیگر را بدست آورده ام و سپس بر هزاره زرتشت در انقلاب زمستانی(۲۰۰۹ پ.م – ۳۳۴ پ.م) زمان آنها را چیدم که هم درازه(از کم کردن آغازه هزاره به پایانه هزاره) و زمانه هزاره ها در زیج(جدول)های پایین آمده است.

هزاره ماهی ۱۰۰۳ سال
هزاره دال ۲۷۹۰ سال
هزاره بز ۱۶۷۵ سال
هزاره کمان ۱۹۵۵ سال
(هزاره مار افسای) ۲۰۲۹ سال
هزاره کژدم ۱۷۸۰ سال

درازای هزاره ها بر پایه انقلاب زمستانی(آگاهی ها به همین اندازه بود که البته کم است)

 

هزاره ماهی – هزاره دال ۹۴ سال جدایی
هزاره دال – هزاره بز ۱۰۰۰ سال بر روی هم افتادگی
هزاره بز – هزاره کمان ۲۲۸ سال جدایی
هزاره کمان – هزاره کژدم ۲۶۷ سال جدایی
هزاره کمان – هزاره مارافسای ۳۴ سال جدایی
هزاره مارافسای – هزاره کژدم ۱۶ سال بر روی هم افتادگی

روی هم افتادگی و جدایی هزاره ها بر پایه انقلاب زمستانی

 

هزاره فریدون ۴۲۵۲ پ.م – ۲۲۹۷ پ.م
هزاره اژیدهاک(ضحاک) ۶۲۹۹ پ.م – ۴۵۱۹ پ.م
هزاره جمشید ۷۵۱۸ پ.م – ۶۴۶۶ پ.م
هزاره هوشنگ ۱۰۶۲۶ پ.م – ۷۷۳۳ پ.م
هزاره کیومرث ۱۱۸۴۸ پ.م – ۱۰۶۹۴ پ.م

زمانه هزاره های فریدون تا کیومرث بر پایه هزاره زرتشت در انقلاب زمستانی.به انگیزه آنکه درازای هزاره جمشید و هوشنگ و کیومرث بر پایه انقلاب زمستانی در دسترس نبود از درازای آنها بر پایه اعتدال بهاره کار برده شد.

کدبان جهانشاه درخشانی زمان کوچ بزرگ نخستین ایرانیان را هزاره پنجم پیش از زایش مسیح گفتند که زمانه هزاره فریدون(تراتئون = سه ایدون(تور و ایرج و سلم)) با آن هماهنگ است.کدبان فریدون جنیدی پایانه دوره جمشیدی و آغازه دوره اژیدهاک را ۸۰۰۰ سال پیش یا ۶۰۰۰ سال پ.م گفته اند که زیج بالا با آن هماهنگ است.از آنجا که بر پایه گفتار کدبان فریدون جنیدی آگاهی ایرانیان از این چرخش در پایان دوره جمشیدی بود پس چشمداشتی از درست یا هماهنگ با پیشبینی ها بودن آغازه هزاره جمشیدی و کهنتر از آن را نمیتوان داشت.به هر شکل هزاره جمشیدی به زمان پیشبینی شده رسید ولی هزاره های هوشنگ و کیومرث کم کم از پیشبینی های من بدور بودند(بر پایه گمان من دوره کیومرث در آغازه دوره یخی(۷۰۰۰۰ سال پیش) و هوشنگ میانه دوره یخی(۳۰۰۰۰ سال پیش) و جمشید پایانه دوره یخی(۱۰۰۰۰ سال پیش) بوده است).باز بر پایه کنجکاوی یک دوره بزرگ(درازای همه ۱۲ هزاره با هم) به زمان هوشنگ و دو سال بزرگ به زمان کیومرث افزودم که آیا به زمان پیشبینی شده من نزدیک میشود؟این سال بزرگ بر پایه اعتدال بهاری ۲۵۱۵۹ سال است.با افزودن آن شماره آغازه هزاره هوشنگ ۳۵۷۸۵ پ.م و هزاره کیومرث ۶۲۱۶۶ پ.م شد که میتوان گفت به پیشبینی هایم نزدیکتر شد با آنکه یک یا دو دوره افزودن به آنها هیچ گونه پشتوانه ای ندارد.

پیشگویی آینده

اگر اندیشه های من درباره هزاره ها درست باشد,هزاره دوازدهم یا هوشیدر ماه هنوز نیامده و یا ما در آن هستیم.
از آنجا هزاره هوشیدر ماه هنوز نیامده است زیرا بر پایه انقلاب زمستانی اگر هزاره بز یا زرتشت هزاره دهم باشد هزاره دوازدم هزاره کژدم شناخته شده به هزاره اژیدهاک(ضحاک) (۲۱۷۶ – ۳۹۵۶) است که ۱۶۸ سال دیگر(شمرده شده از ۲۰۰۸ ترسایی) به آغاز آن مانده است.به دیدگاه من داستان «در پایان زمان,ضحاک از زنجیر خود خواهد گسست و یک سوم از مردم و ستوران را نابود خواهد کرد» پیوندی با هزاره ضحاک که هزاره دوازدهم پایه بر انقلاب زمستانی است داشته باشد که نیاکان ما با پیشبینی آمدن این هزاره(تنها آمدن آن و نه اندازه گیری زمان آن) را کردند. هزاره مارافسای (۱۹۴۳ – ۳۹۷۲) در اینجا کمی مورد توجه ام آمد که «مارافسای» را میتوان «اژی(مار و اژدها) افسای» و یا «ضحاک افسای» دانست و از آنجا که این دو هزاره هم زمان(تنها مارافسای ۱۶ سال پیشی میگیرد) میتواند پیوندی با «رستاخیز گرشتاسب و کشتن ضحاک» باشد.
و از آنجا ما در هزاره هوشیدر ماه هستیم که بر پایه اعتدال بهاری ما در هزاره ماهی (۱۱۰ پ.م – ۲۸۱۷) هستیم. جدا از آنکه هزاره هوشیدر ماه همان هزاره ماهی هست, باید یادآوری کنم که ماهی نماد مسیح یا همان رهاننده است که میتوان آن را نماد سوشیانت نیز دانست که به باوری در پایانه زمانه پدیدار میشود.

 

در پایان بدون گفتن روشن است که این نظریه مشکلات بسیاری دارد ولی از سوی دیگر دارای توانمندی هایی است که باید به آنها نیز توجه داشت.این نظریه میتواند سه زمان گوناگون درباره زمان زرتشت را در یک جا بگذارد و همچنین دارای تاریخ گذاری بر روی تاریخ سنتی است که با گفته کسانی که دراینباره کار کردند هماهنگی دارد.شاید این نظریه بتواند برخی از کنجهای تاریک تاریخمان مانند انگیزه شکست هخامنشیان و ستایش شدن اسکندر در ادبیات پس از اسلام را روشن کند.

با سپاس
علیرضا سپهرآرا

—–

*پانوشت: پیوند هایی که ممکن است میان سوشیانت و علی محمد باب و بهاالله و امام زمان میتواند بیش از آنچه میدانیم باشد.چیزی که توجه مرا به خود کشانید این بود که جنبش باب(در سال ۱۸۴۴ خود را امام زمان خواند) و بهاالله(در سال ۱۸۶۳ خود را «من یظهره الله» که علی محمد باب آمدنش را بیان داشته بود خواند) بسیار نزدیک به پایانه هزاره یازدهم بر پایه انقلاب زمستانی(۴۶ پ.م – ۱۹۰۹) است.چنانکه از بیان سید علی محمد باب به «امام زمان» بودن خود ۶۵ سال و از «من یظهره الله» خواندن خود بهاالله ۴۶ سال به پایانه هزاره یازدهم مانده بود. یکی از چیزهایی که آمدن امام زمان را گواهی میدهد پدید آمدن نشانه های آسمانی است که آمدن پایانه هزاره یا زمانه (آخرالزمان) برابر آن نشانه ها دانست.

——————————————————————————

بنمایه ها:

۱.نوروز جشن دانش بشری از کدبان فریدون جنیدی

۲.zodiac از تارنمای جام جمشید

۳.منطقه البروج از ویکیپدیا

۴.Astological ages by Zip Dobyns

۵.اخترشناسی در ایران باستان از کدبان برزو نجمی

۶.از جام جمشید تا استرلاب از کدبان منوچهر آرین

۷.گفتگو با جهانشاه درخشانی از کدبان امیر حسین رسائل

۸.زمان گذاری برای تاریخ ایران کهن از کدبان هوشنگ طالع

۹.بندهش بزرگ از تارنمای اوستا

۱۰.زمان زرتشت از م.اورنگ

۱۲.پیشگویی های زرتشت – بخش نخست

۱۳.رهانندگان از کدبان هوشنگ طالع

۱۴.بهاالله – ویکی پدیا فارسی

۱۵.سید محمد علی باب – ویکی پدیا فارسی

۱۶.ضحاک – ویکی پدیا پارسی

http://www.didesevom.blogfa.com/

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: