لموریا و شهر تلوس


این داستان شهر« تلوس » در لموریاست که «شارولا دوکس» تعریف می کنه … شاهزاده خانمی از لموریا که بیش از 250 سال از عمرش می گذره … البته در مقایسه با بیشتراهالی لموریا بسیار جوان محسوب میشه! … شنیدن این قصه که هم تلخه وهم شیرین از زبان او خالی از لطف نیست … 
این فیلم در 12 قسمته که  قسمت اولش رو ترجمه شده است

لموریا و شهر تلوس
بگذارید برایتان داستان دو قاره را بگویم . یکی به نام «آتلانتیس» در اقیانوس اطلس (آتلانتیک ) و دیگری در اقیانوس آرام به نام «لموریا»» Lemuria و یا به اختصار« مو» Mu . بیست و پنج هزار سال قبل این دو قاره بر سرایدئولوژی زمان خود با هم به جنگ برخاستند. آنها دو قدرت بزرگ زمان خود و بالاترین تمدن آن دوران بودند .

در آن زمان آنها دو طرز فکر متفاوت در باره سمت و سوی تمدن ها داشتند. لموریایی ها فکر می کردند فرهنگهای دیگری که کمتر پیشرفته اند باید به حال خود گذاشته شوند تا در حد خود پیشرفت کنند. اما آتلانتیسی ها معتقد بودند همه فرهنگهای پایین تر می باید به زیر سلطه آن دو تمدن در بیایند.
این موضوع سبب جنگ هایی میان آتلانتیس و لموریا شد. جنگ هایی که در آن از سلاح های هسته ای- حرارتی استفاده شد. پس از فروکش جنگ ها هیچکدام از آنها برنده نبودند. منطقه بیابانی استرالیا ، صحرای موجاوه ، بخش هایی از بیابان گوبی و «صحرا»، همگی یاد آور پوچی این نوع جنگ ها هستند.

در طی این نبردها آنها که از تمدن بالایی برخوردار بودند ، به سطوح بسیار پایین تنزل کردند اما در نهایت به بیهودگی چنین عملکردی پی بردند. لموریا و آتلانتیس قربانی خشونت خود شدند. سرزمین لموریا وسرزمین آتلانیس که هردو توسط جنگ ها تضعیف شده بودند، پی بردند که تا 15000 سال دیگر هر دو به طور کامل به زیرآب فروخواهند رفت . آتلانتیس بعد ازدومین دوره سیل های بزرگی که با آن مواجه شد، به مجموعه ای از جزایرکوچک تبدیل شده بود. لموریا هم دچار همین وضعیت بود.

شاید بپرسید که چرا آنها باید برای چیزی که قرار بود 15000 سال بعد اتفاق بیفتد نگران شوند ؟ در آن زمان افراد معمولا بین 20 تا 30 هزار سال زندگی می کردند. آنها می دانستند عاملان این ویرانی شاهد پایان این ماجرا هم خواهند بود.

پیش از آنکه لموریا 200 سال زودتراز آتلانتیس و سپس آتلانتیس به زیر آب فرو بروند دادخواستی را به شبکه « آگارتا» ارائه کردند. شبکه آگارتا شبکه ای است از شهرهای زیرزمینی که توسط شهری به نام شامبالای کوچک اداره می شود ( جهت تمایز با شهر شامبالای بزرگ که شهری است اتریک بر فراز بیابان گوبی ) . شامبالای کوچک زمانی ایجاد گردید که قاره « هایپربوریا » خالی از سکنه شد. زمانی که زمین لایه محافظ خود را از دست داده ودر معرض امواج رادیو اکتیو قرار گرفته بود . به همین جهت آنها برای آنکه قربانی این امواج نشوند در صدهزار سال پیش شروع به ساختن این شهرهای زیر زمینی کرده بودند.
وقتی آتلانتیس و لموریا درخواست بنا کردن شهرهای زیرزمینی خودشان را ارائه دادند، این درخواست توسط شبکه آگارتا پذیرفته شد، آنها باید برای شهر شامبالای کوچک ثابت می کردند درسهای لازم درباره ستم و جنگ را فراگرفته اند. برای نمایندگان دیگری همچون کنفدراسیون کهکشانی هم باید این موضوع را به اثبات می رساندند. زیرا آتلانتیس و لموریا که هر دو اعضای این کنفدراسیون بودند ، با آغاز نبردها هر دو از کنفدراسیون اخراج شدند. حالا باید ثابت می کردند درس های لازم برای صلح را فراگرفته اند تا دوباره به عضویت درآن پذیرفته شوند.

مونت شاستاShasta Mountجایی بود که لموریایی ها برای ساختن شهرشان انتخاب کردند . کالیفرنیا بخشی از سرزمین های لموریا بود. آنها پی بردند مونت شاستا و آن نواحی از کالیفرنیا می تواند آنها را از سیل نجات دهد. مونت شاستا یکی از بزرگترین مکانهای مقدس زمین بود. آنها تونلهای لاوا را تغییرمسیردادند تا آتشفشان شاستا دیگر فعال نشود. در آنجا یک فضای بسیار وسیع گنبدی قرار داشت که تصمیم گرفتند درآن شهری را که امروزه به نام تلوسTelos می شناسیم، بنا کنند.

تلوس نام تمام منطقه ای بود که امروزه ساحل غربی است. بخش بزرگی از کالیفرنیا در اصل، تلوس نام داشت که به معنای « ارتباط با روح » ، « یگانگی با روح» و « ادراک توسط روح » است . آن شهر برای حدود 2 میلیون نفر ساخته شد. اما با شروع سیل ها تنها 25000نفرنجات پیدا کردند. بسیاری از آنها قبل از سیل ها به تلوس آورده شدند. اما وقتی سیل دوم در لموریا آغاز شد ، آتشفشانها به سرعت فعال شدند و آسمان را خاکستر پوشاند و آنها که قصد داشتند حد اقل یک میلیون نفر را از زمین های اصلی لموریا نجات دهند ، تنها توانستند 25000 نفر را نجات دهند. بنابراین آنچه از فرهنگ لموریا و سرزمین لموریا برجای ماند همان بود. قبلا مدارک تاریخی از لموریا به تلوس منتقل شده بود. از قبل معابدی را در تلوس ساخته بودند.

وقتی لموریا وآنچه از آن باقی مانده بود با عواقب نابودی قاره دست به گریبان بود، زلزله ها ادامه داشتند. زمین با شدتی تکان می خورد که در خیلی جاها از چیزی که امروزه به درجه بندی ریشتر معروف است، فراتر می رفت. وقتی قاره ای فرو می رود تمام سیاره به آن واکنش نشان می دهد. زلزله به شدتی رسیده بود که شاید شما به آن 15 درجه بگویید. شدت زلزله ها به حدی بود که خیلی ها از صدای آن جان سپردند و نه در اثر ریزش ساختمانها و … یکی از این زلزله ها به قدری شدید بود که در اتمسفر چنان صدای گوشخراشی ایجاد کرد که بسیاری از مردم تنها با شنیدن آن صدا کشته شدند.

در خیلی از جاها زلزله زمین را با خاک یکسان می کرد. همه جا را دریایی از گل و لای فراگرفته بود که شهرها را می بلعید. نه تنها سرزمین اصلی لموریا بلکه بسیاری از مکانها بر روی کره زمین. چیز دیگری که پس از آن رخ داد این بود که همزمان با فرو رفتن قاره ،امواج بزرگی ایجاد می شد که نه صدها بلکه هزارها مایل به درون خشکی ها می رفت . مثل آنکه موجی از ساحل کالیفرنیا تمام اوکلاهما سیتی را فرا بگیرد. این امواج به اندازه زمین لرزه ها ویرانگر بودند . در بسیاری از نواحی، لرزه ها هیچگاه قطع نشدند. زمین پیوسته با زمین لرزه های کوچک می لرزید.

سران کنفدراسیون سیاره که می دانستند که این اتفاق رخ می دهد، پیش از نابودی لموریا تلاش کردند برای هردو شهری را بنا کنند؛ با توجه به اینکه آتلانتیسی ها تحت آن شرایط نمی توانستند ساختمان های زیادی را بسازند. در همان زمان هرم بزرگ مصرهم زیر نظر کاهن اعظم لموریا به نام « توت » Tothبنا شده بود . و تالارهای بزرگی برای نگهداری اسناد و مدارک مربوط به آتلانتیس آماده شده بود که نه تنها مدارک آتلانتیس بلکه اسناد و مدارک مربوط به تمدن های Pan ، Og و Hyperborea را نیز نگهداری می کرد. همه آن فرهنگهایی که وجود داشتند و به بالاترین حد خود بر روی زمین رسیده بودند.

آتلانتیسی ها به شهرشان نقل مکان کردند. تقریبا همان زمان که لموریا غرق شد. ابتدا کاهنان ، دانشمندان بزرگ و برخی از بزرگترین متفکران شان سعی کردند جان خود را در برابر سیل هایی که می آمد حفظ کنند. آتلانتیس همزمان با غرق شدن لموریا شروع کرد به فرو رفتن . لرزه ها در طی 200 سال ادامه داشتند و بخش های زیادی را قبل از غرق شدن کامل و نهایی آن از میان بردند.

حدود 2000 سال بعد از آن فاجعه زمین همچنان می لرزید. با از میان رفتن آن دو سرزمین عظیم به فاصله 200 سال از یکدیگر . و زمین همچنان شاهد تاثیرات سلاح های حرارتی- هسته ای به کار رفته در جنگ آتلانتیس – لموریا بود. و نیز این واقعیت که بر اثر غبارهای منتشر شده در اتمسفر پس از نابودی آتلانتیس به مدت 300 سال، روزها کاملا روشن نبودند. این امرباعث شد انواع بسیار زیادی از حیات و گونه های گیاهی نابود شوند. گیاهان دوران آتلانتیس ، گیاهان دوره لموریا دیگر وجود نداشتند. دیگر به خاطر فیلتر شدن نور خورشید قادر به ادامه حیات نبودند. البته بسیاری از گونه های حیوانات و گیاهان هم زنده ماندند.

برخی از تمدن های بشری زنده ماندند. مصر، پرو، روما ( هند امروزی) . در بسیاری از مکانها مردم از فعالیت های دائمی زمین به قدری در هراس بودند که حتی آخرین دژهای آن تمدن ها به سرعت ازهم فروپاشید. پرسشی را که من بارها شنیده ام این است که اگر آتلانتیس و لموریا وجود داشتند چرا هیچ آثاری از آنها بر روی زمین باقی نمانده؟ علت این است که بیشتر شهرها دراثر لرزش به تلی از سنگریزه بدل شدند و یا توسط امواج ایجاد شده بر اثر زمین لرزه شسته شدند. حتی در شهرهایی که پس از آن امواج و زمین لرزه ها باقی ماندند … گرسنگی بود … و بیماری بود .

برخی از مناطق مانند آنچه که بعد ها مصر نامیده شد، باقی ماندند. حتی تمدن آنها دست نخورده باقی ماند. اما آنها هم عناصر رفیع تمدن خود را بتدریج از دست دادند. کارکرد تعداد بسیارزیادی از ماشین ها به خاطر فیلتر شدن نور خورشید متوقف شد.

عده خیلی زیادی از مردم از شهرها بیرون رفتند . آنها احساس می کردند زندگی درشهر مرگبار است . زیرا معلوم نبود چه زمانی یک ساختمان بر روی آنها فرو می افتد. هرچقدر هم ساختمانی محکم بود بعد از 300 تا 400 سال زمین لرزه … رفتنی بود. ساختمانهایی برای مقاومت در برابر زلزله ساخته شدند. هرم بزرگ که در برابر زلزله ها ایستادگی کرد بر اساس هندسه مقدس ساخته شده بود . ساختمانهای دیگری هم در زمین دوام آوردند اما اکثر شهرها با خاک یکسان شدند. در بسیاری از مناطق شهر ها را دوباره ساختند اما حتی در آن هنگام هر بار که شهر ها با تکنولوژی پایین تری بازسازی می شدند، هر شهری از شهر قبل از خود ابتدایی تر بود.

آتلانتیسی ها به شهری رفتند که در زیرفلات «ماتو گراسو» مکانی که امروزه برزیل می نامند ساخته شد و در آن زمان جزو سرزمین های آتلانتیس محسوب می شد. با اطلاع از آنچه که بر روی زمین پیش آمده بود شاید بتوانید درک کنید چرا لموریایی ها و آتلانتیسی ها ترجیح دادند در زیر زمین زندگی کنند.

در این زمان ارتباط بیشتری با شبکه اگارتا وجود داشت. همانطور که قبلا توضیح دادم آگارتا کنفدراسیونی ( هم پیمانان ) از چندین شهر زیر زمینی است. در واقع بیش از 120 شهر دارد. برخی از آنها مانند شامبالای کوچک در زمانهای بسیار دور ساخته شده و مردم «هایپر بوریا» در آنها ساکن بودند. آنها 12 فوت (بیش از 3 متر و نیم) قد داشتند . انسانهای زمین مانند بسیاری دیگر در این منظومه شمسی در اصل قدشان 12 فوت بود . وقتی ما حفاظ سیاره ای را از دست دادیم به اشعه هایی که به سیاره می رسید عادت نداشتیم و این باعث تغییراتی در بدنهای ما شد. زمانی که لموریا و آتلانتیس فرو رفتند قد انسانها از 12 فوت به 7 فوت( حدود 2 متر و 14 سانتی متر) کاهش پیدا کرده بود . بنابراین آتلانتیسی ها و لموریایی ها حدود 7 فوت بودند و هنوزهم هستند. و همانطور که می توانید ببینید قد انسانها روی زمین همچنان رو به کوتاهی می رود. حالا مردم کوتاهتر شده اند و اکثرشان به حدود 6 فوت ( حدود 180 سانتی متر) رسیده اند. در طول فقط ده هزار سال یک فوت کامل را از دست دادیم. اما این موضوع برعکس می شود . و همچنانکه معنویت ما افزایش می یابد ما هم به آرامی به قد قبلی خودمان بر روی این سیاره بر می گردیم.

درون شبکه آگارتا تنها به شهرهایی اجازه پیوستن داده می شد که به قوانین نور و قوانین عشق پایبند هستند، آنهایی که آسیب نمی زنند ، آنهایی که خشونت نمی ورزند. درون شبکه آگارتا علاوه بر تلوس که پایتخت است، 4 شهر( لموریایی ) دیگرهم وجود دارند که بر اساس تکنولوژی و عقاید لموریایی بنا شده اند. یکی از آنها راما نام دارد، در زیرهندوستان ( نام اصلی آن آراما بوده است ) فرهنگ آراما شامل مردمی است که تقریبا لموریایی خالص هستند ، قبل از آنکه آریایی ها وارد هندوستان شوند. دو شهر دیگر که به تلوس وفادارند اما شهرهای Ulger و کاملا غیر وابسته اند. یکی از آنها به نام Shonshi که در زیر تبت واقع شده و خیلی از پایتخت تبت دور نیست و در سطح زمین بر روی آن یک معبد لاماسری قرار دارد. اولگرها گروهی از مردم هستند که 40 تا 50 هزار سال قبل ، لموریا را ترک گفته و در بخش هایی از آسیا، هندوستان و اروپای مرکزی ساکن شدند . شهر دیگر آنها به نام Shingla است . شینگلا شهری است در « گوبی » یا بهتر است بگویم در زیر بیایان گوبی . اینجا هم یک شهر اولگر است.

بر فراز شهر آتلانتیسی ها که Posedid نامیده می شود و در زیرفلات ماتوگراسو واقع شده ، شهر آتلانتیسی دیگری قرار دارد، یک کمی دورتر به سمت شمال . شهر آتلانتیسی دیگری هم در زیر اقیانوس اطلس قرار دارد و چند شهر کوچک اقماری دیگر … همانطور که گفتم همه اینها عضو کنفدراسیون ( هم پیمانی ) آگارتا هستند . در آنجا چند شهر غیروابسته هم وجود دارد که زیر مجموعه هیچکدام از این شهرهای بزرگ نیستند و فقط در پی اتفاقاتی که بر سطح افتادند درزیر زمین ساخته شده اند. برخی از آنها قبل از فاجعه آتلانتیس – لموریا و برخی بعد از آن .

خود شهر تلوس همانطور که گفتم در زیر یک گنبد ساخته شده که حدود چندصد فوت از کف تا سقف آن ارتفاع دارد و پهنای آن هم به اندازه زمینه کوه شاستاست. وقتی از بیرون به آن نگاه می کنید راس گنبد حدودا در نیمه کوه واقع شده . پایین گنبد تقریبا همان زمینه کوه است . در زیر آنجا 5 طبقه دیگر ساخته شده که هر کدام فضایی را اشغال می کنند. پایین ترین طبقه تقریبا یک مایل در زیر سطح کوه شاستا قرار گرفته است.

شهر در 5 طبقه ودر مساحت های مختلف ساخته شده است. این طبقات بر اساس نوع کاربری شان تقسیم شده اند. طبقه بالا در زیر گنبد، بخش اصلی شهر قرار دارد ، جایی که اکثریت مردم زندگی می کنند. اینجا ساختمان های عمومی قرار دارند ومحل تجارت است. طبقه دوم زیرین ، جایی است که به تولید اختصاص دارد ، بعضی از کلاسها در آنجا تشکیل می شوند و عده ای هم اینجا زندگی می کنند. طبقه سوم زیرین را به طور کامل باغهای هیدروپونیک (کشت گیاهان با آب) تشکیل می دهند. انواع مواد غذایی در اینجا رشد می کنند. طبقه چهارم زیرین ، نیمی از آن باغهای هیدورپونیک و بخشی از آن طبیعت و بخشی هم کارخانه ها هستند.

آخرین طبقه زیرین جایی است که به آن طبقه طبیعت می گوییم. این طبقه در بعضی از نقاط بیش از یک مایل پایین تراز سطح زمین واقع شده . در این طبقه ما دریاچه ها، درختان بلند و فضاهای پارک مانند داریم . در اینجا حیوانات زنده وجود دارند . ما در این پایین مدتهای مدید حیوانات را داشته ایم . آنها خشونت خود را از دست داده اند. معابد مختلفی در اینجا هستند. کاهنان و کاهنه ها با نیاکان این حیوانات کار کرده وآنها را از نیاز به ترس رها کرده اند. زیرا این ترس است که موجب تهاجم می شود نه تنها در انسانها بلکه در حیوانات نیز. برای همین ما واقعا شیرهایی داریم که در کنار بره ها دراز می کشند.

مردم برای آرامش به طبقه طبیعت می آیند. در اینجا بسیاری از گیاهان و حیوانات را از منقرض شدن نجات داده ایم .
ادامه دارد ….
( ترجمه کوچک و ناچیزم رو تقدیم می کنم به اهالی مهربان شهر تلوس 🙂 …– مهناز )

Posted on نوامبر 13, 2016, in دنياي اسرار آميز. Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: