بایگانی روزانه: اوت 18, 2016

7 نشانه باز شدن چشم سوم

همواره درباره قدرتی پنهان درمغز انسان شنیده ایم ، به خصوص قدرتی که در غده ای کوچک در میانه آن یعنی غده «پینه آل» نهفته است. این غده مخروطی شکل با خوردن غذاهای پروسس شده و استفاده از خمیردندان و آب حاوی فلوراید، سخت و آهکی می شود. در باره نحوه از میان بردن سختی این غده و باز کردن مرکز انرژی منطبق با آن، یعنی چاکرای « آجنا » یا چشم سوم در آینده صحبت خواهیم کرد. درحال حاضر بیاید بینیم علائم اصلی یک چشم سوم باز شده و یا درحال باز شدن چیست .
Picture

« فشار میان ابروها »
احساس یک نبض در میان سر. فشاری که می تواند بسیار شدید و قدرتمند باشد گویی که چیزی واقعا به آن ناحیه فشار می آورد . این موضوع هنگامی که چشم سومتان در حال باز شدن و یا گسترش است، بسیار معمولی و نرمال است .

« تغییر در رژیم غذایی »
شما درباره غذایی که می خورید آگاه تر شده اید. با اطلاعاتی که بدست آورده اید ، تلاش می کنید از آن غده، سختی زدایی کرده وبه سرزمین شگفتی ها قدم بگذارید. علاوه بر آن حساسیت شما نسبت به سموم افزایش یافته و حالا دیگر می دانید که غذا انرژی است و بدنبال چیزی هستید که واقعا شما را تغذیه و نیرومند کرده و نه اینکه ضعیف تان کند. پس از مدتی می توانید ارتعاش آنچه را می خورید احساس کنید و بدنتان شما را وادارخواهد کرد برخی از مواد را از رژیم غذایی خود حذف کنید. گوارش و تغذیه برای سفر معنوی و برای سلامت فیزیکی و بدن های انرژی تان بسیاراهمیت دارد.

« آن سوی دوگانگی را دیدن »
این دقیقا کاری است که این چاکرا انجام می دهد ؛ به شما توان دیدن یگانگی در همه چیزرا می دهد . توان دسترسی به وضعیت های بالاتر آگاهی و ابعاد دیگر را می دهد؛ اینکه میان شما و دیگران، میان مشاهده گر و مشاهده شونده ، میان فرد و جمع ، میان خالق و مخلوق ، هیچ تفاوتی نیست . این موضوع در طی مراحلی اتفاق می افتد و معمولا با باز شدن و گسترش چاکرای تاجی همراه است. زمانی که با بدن و تجربه هایتان شناخته می شوید، ناگزیر خود را از بدنهای دیگر جدا حس می کنید. اما وقتی با چیزی نامحسوس تر، با آگاهی که خود زندگی است و به شکل های گوناگون ظهور می یابد، شناخته شوید ، خود را همچون هرکس و هر چیز دیگری تجربه می کنید . می بینید ، حس می کنید و بالاتر از آن « می دانید » که با دیگران یکی هستید و این چیزی بیش از اعتقاد داشتن به آن است.

« تغیر در الگوهای فکری »
شما بیدار شده اید و فکرکردن مثل سابق، دیگربرایتان کارساز نیست. آغاز می کنید به گونه ای دیگر فکر کردن. روش های قدیمی تفکر، دیگر نمی توانند واقعیت زندگی شما پس از بیداری باشند. شروع می کنید به برنامه ریزی و پاکسازی ذهن تان که می تواند بازتاب زندگی پربارتری باشد. در مراحل اولیه، اجتماع و رسانه ها زیر سوال می روند. سپس شروع می کنید به پرسیدن در باره زندگی و جستجوی پاسخ ها بدون پذیرش کورکورانه آنچه به شما آموخته اند . یک فرایند درونی در جهت تحول ذهنی و برنامه ریزی مجدد آغاز می شود؛ آموزه های کهنه را حذف کرده و آنها را باحقایقی تازه یافته جایگزین می کنید .

« ذهن تان باز شده و گسترش می یابد »
دقت و تمرکز افزایش می یابد. ذهن روشن می شود. افکارتان دیگرهویت شما را نمی سازند و فقط وسیله ای می شوند برای آفرینش. شما براحتی مفاهیم بسیار پیچیده را درک می کنید ، بخصوص وقتی که با هدایت روح، به حقایق برتر فکر می کنید. ارتباط سریع تر اتفاق می افند به طوری که قبلا هرگز تجربه نکرده بودید . « رابرت مونرو » که برای برون فکنی های ستاره ای اش شهرت دارد ، آن را اینگونه توصیف می کند : « گلوله ای از افکار که در ذهن منفجر می شود ». ارتباط، بدون کلام و توسط بسته های انرژی ارسال شده به ذهن ، برقرار می شود. این اطلاعات انرژتیک درکسری از ثانیه دریافت و ادراک می شوند . اطلاعاتی که اگر نوشته شوند حاوی جمله های فراوانی خواهند بود.

« قدرت های روحی به کار می افتند »
تله پاتی بسیار معمول و شایع است اما نه آنطور که در فیلم های علمی- تخیلی دیده ایم . روشن بینی ، روشن شنوایی، روشن احساسی ، احساس از راه دور، ادراک فراحسی (ESP ) و مانند آنها . الهامات، دیگر« فقط یک حس » محسوب نمی شوند بلکه وسیله ای هستند برای کار کردن با سطوح بالا تر آگاهی . همزمانی ها پشت سرهم اتفاق می افتند و شما در می یابید که آنها روش ارتباط کائنات با ما هستند.

«می توانید فراسوی هر چیز را ببینید»
می توانید آن سوی برچسب ها را ببینید. می توانید براحتی همه روش های اجتماع برای برنامه ریزی کردن ما را تشخیص دهید. « حراج » ها عالي هستند اما همچنین به معناي آنند که : « مصرف کنید » . « رای دادن حق شماست» یعنی : « اطاعت کنید و پیرو سیستم باشید » . زمان هایی پیش می آید که اخبار را تماشا می کنید اما نه آنچه گفته می شود ، بلکه آنچه را سعی دارند به شما القا کنند .
درمی یابید که در هرچیز آموزه ای نهفته است. پرندگان می گویند که می توانید پرواز کنید و رها باشید. ستاره ها عظمت جهان را یادآور می شوند . خورشید می گوید که بدون نور هیچ هستید. درخت می گوید بی آب و خاک و نور نمی توان بسر برد. می آموزید که همه چیز در عالم هستی به هم وابسته و با هم در ارتباط اند. زبان پنهان طبیعت و زندگی را فرا می گیرید. همه چیز زنده تر و آگاه تر می شود ، همه چیز با شما سخن می گوید و ارتباط برقرار می کند، بویژه توسط فرکانس و انرژی .
حالا دیگر می توانید ببینید!

Michele Cornacchia
( ترجمه این متن رو تقدیم می کنم به همه اونهایی که چشم حقیقت بین دارند ! 🙂 ) – مهناز

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز:

https://telegram.me/ufolove

منبع:https://www.facebook.com/mahnaz.alami/posts/10204865718282832

http://www.iammysoul.com/blog/7-signs-your-third-eye-is-opened

بُعد پنجم چیست ؟

بُعد پنجم چیست ؟
در باره این بعد از واقعیت، زیاد نوشته شده، گفته شده و از طریق چنلینگ پیام دریافت شده… همه منابع در باره جزئیات توافق ندارند. اما در اینجا مشخصه های مهم و اصلی و مشترک این بعد شرح داده می شود.


صعود به بُعد پنجم
——————
« طبق آموزه های صعود، زمین و تمام موجودات روی آن در حال تغییر و حرکت به سطح کاملا تازه ای از واقعیت هستند که در آن آگاهی ، عشق، همدلی و معنویت غالب می شود، واقعیتی که آن را بعد پنجم می نامند.
بعضی می گویند این تغییر احتمالا در طی دو دهه آینده کامل خواهد شد و بعضی هم تاریخی را مشخص نمی کنند. اما همه آنها توافق دارند که این فرایند در آینده نزدیکی کامل خواهد شد و اینکه وقتی فرکانس هرفرد به اندازه کافی با فرکانس این بعد بالاترهم طنین شود، به سوی بعد پنجم حرکت می کند.
بیشتر آموزه ها تاکید دارند ورود زمین و انسانها به بعد پنجم از هزاران سال پیش برنامه ریزی شده و از چند دهه پیش درحال رخ دادن است. 21 دسامبر2012 نقطه میانه این تغییر بود که هرچه زمان می گذرد آشکارتر شده و سرعت بیشتری می گیرد.

یک افسانه ؟
————
بیشتر مطالبی که در باره بعد پنجم گفته شده بی شباهت به یک افسانه نیست : زیستن همگان در صلح و هماهنگی، حس یگانگی با تمام زندگی، احترام کامل به تمام مردم و به زمین، ارتباط هایی سرشار از عشق و همدلی.
برابری، عدالت و احترام برای همه انسانهای روی زمین، نبودن گرسنگی و فقر و جنایت ، وفور نعمت و برکت برای همه .
زندگی بدون ترس و با اعتماد کامل به نیروی الهی.
پی بردن به اینکه انسان حقیقتا یک موجود شکوهمند چند بعدی الهی است.
شاید بعضی ازاین تعریف ها عجیب تر هم به نظر برسند : مثلا اینکه مردم می توانند آزادانه با موجوداتی از سیاره ها و کهکشانهای دیگر ارتباط برقرار کنند و با این موجودات به بخش های دوردست کیهان سفر کنند.

تخیل، خاطره یا شهود؟
———————–
آیا همه ما رویای زندگی کردن در چنین دنیایی را نداریم؟ آیا اینها فقط اوهام و تصورات ما نیستند؟
شاید اینها خاطراتی اند که هزاران هزار سال قبل تجربه کردیم و در نقطه ای گم شدند، وقتی به دنیایی که در آن هستیم نزول کردیم ، دنیایی پر از تقلا و رنج، بی هیچ ارتباط مستقیمی با الوهیت.
شاید الهاماتی اند در باره آینده ای که در ما ذخیره شده ؟ خیلی ازما این حس درونی را داشته ایم ؛ اینکه واقعیت انسانها در آینده چگونه می شود . بعضی ازما احساس می کنیم هزاران سال منتظر ورود به این دوره از زمان بوده ایم.
اگر عمیقا درون خود را جستجو کنیم شاید ببینیم رویای این دنیای ایده ال و صلح آمیز، خاطره ای است دوردست و در عین حال نگاهی است شهودی به رویدادی که اکنون در زمین آغاز شده و اشتیاق ما برای بازگشتن به خانه و دنیای زیبای پیش رویمان.

چطور می شود اینقدر سریع اتفاق بیفتد؟
—————————————-
شاید این سوال پیش بیاید که چطور چنین چیزی ممکن است؟ چطور دنیایی که در آن هستیم به یکجور مدینه فاضله تبدیل می شود ؟ هنوز تیرگی زیادی در سیاره هست – جنگ، نفرت ؛ پیشداوری و بی عدالتی .
پاسخ آن دو جنبه دارد : اول ، هزاران نفر دراین سیاره در حال حاضر بیداری قلبی را با سرعتی بی سابقه تجربه می کنند و هر چه زمان می گذرد، این بیداری سرعت بیشتری گرفته و فراگیر می شود.
دوم اینکه : همه روی این سیاره در این زمان ( آگاهانه و ناخودآگاه ) تصمیم نگرفته اند که وارد بعد پنجم شوند.
هر روحی که ورود به5D را انتخاب کرده، مقدار کافی نور برای نگه داشتن سطوح بالاتر انرژی را جذب کرده است. خیلی ها در طی دو دهه آینده، ترک زمین را انتخاب خواهند کرد و به سوی تجربه های بعد سومی در بخش های دیگر این جهان خواهند رفت. آنها هنوز آموزه های بعد سوم را به پایان نرسانده اند.
آنهایی که تصمیم گرفته اند بمانند و با زمین تغییر کنند ، دچار تغییرات شدید و سریعی خواهند شد ، بدن و ذهن شان دچار تغییرات اساسی مورد نیاز برای ورود به آگاهی بالاتر و بعد پنجم خواهد شد.

بُعد ها دقیقا چه هستند ؟
———————–
اول اینکه بُعد ها جا و مکان نیستند. آنها سطوح آگاهی هستند که با سرعت خاصی مرتعش می شوند. ابعاد زیادی وجود دارد . بعد چهارم و پنجم بالاتر از بعدی هستند که ما در آن بسر می بریم. پس از رسیدن به بعد پنجم عروج به ابعاد بالاتر همچنان ادامه خواهد یافت. هر بعد با سرعت بیشتری نسبت به بعد پایین تر مرتعش می شود. در هر بعد بالاتر، واقعیتی روشن تر و چشم اندازی وسیع تر وجود دارد، و میزان بیشتری از دانستن. ما آزادی بیشتر، قدرتی بالاتر وموقعیت بیشتری برای خلق واقعیت را تجربه می کنیم.
برای اینکه بُعد بالاتری در دسترس ما قرار بگیرد باید با آن هم طنین شویم. تغییر از یک سطح آگاهی به سطح بالاتر به معنی تثبیت شدن در آن است و ما دیگر به عقب بر نمی گردیم.

بُعد سوم
——–
قبل ازهر چیزی مهم است که بدانیم بعد سوم چیزهایی نیستند که می بینیم مثل میز، درخت ، زمین . اینها فرم ها هستند. هر چیزی که دارای فرم است در بعد چهارم هم وجود دارد ( و تا حدی در بعد پنجم ) و فقط نور بیشتری دارند و تا این حد متراکم نیستند.
بعد سوم وضعیتی از آگاهی است که بسیار محدود می باشد . از آنجایی که ما در طی زندگی های متعدد در بعد سوم زندگی کرده ایم ، تمایل داریم که فرض کنیم این تنها حقیقت قابل دسترس برای زندگی کردن است . ما فکر می کنیم « واقعیت » باید همین باشد و متوجه نمی شویم که این تجربه بسیار محدودی از واقعیت است.
«سیستم عامل» بعد سوم بر مبنای عقاید سخت ، مجموعه ای از قوانین انعطاف ناپذیر و محدودیت ها کار می کند. برای مثال در بعد سوم یاد می گیریم که باور کنیم بدنها سخت هستند ، نمی توانند در هم فرو بروند و یا از دیوارها عبور کنند. همه چیز معطوف به جاذبه است . اشیاء فیزیکی نمی توانند ناپدید شوند، ما نمی توانیم ذهن شخص دیگری را بخوانیم. عقاید سفت و سخت بر مبنای دوگانگی ، قضاوت و ترس برآن حاکم است.

بُعد چهارم
———-
پلی است که اکنون بر روی قرار داریم و برای مدت زمان نسبتا کوتاهی هم خواهیم بود. با گذر از بعد چهارم برای بعد پنجم آماده می شویم .
بسیاری از ما بعد چهارم را چند سالی است که تجربه کرده ایم، بدون آنکه متوجه شده باشیم .
ما در لحظه های بیداری معنوی و گشایش قلب، بعد چهارم را تجربه می کنیم . زمانهایی که از درون آرامیم و حس روشنی داریم. وقتی همه چیز درون ما و دراطراف ما سبک ترو نرم تر می شود ، یکجور حس در فضا بودن و تعالی .
دربعد چهارم زمان، دیگر خطی نیست، یک حس دائمی حضور در زمان حال هست، بدون هیچ علاقه و حتی آگاهی از گذشته و آینده . و زمان، انعطاف پذیر می شود. می تواند منبسط و منقبض شود که برای ما در بعد سوم بیش از حد شگفت انگیز است.
به ظهور رساندن، در بعد چهارم سریعتر اتفاق می افتد. وقتی به چیزی فکر می کنیم به سرعت خود را به ما نشان می دهد. به طور معمول وقتی احساس خوشی، عشق وسپاسگزاری را تجربه میکنیم به نوعی در آگاهی بعد چهارم قرار داریم.

بُعد پنجم
———
بُعد پنجم را بُعد عشق توصیف کرده اند ، بُعد زیستن کامل با قلب. برای ورود به بعد پنجم و ماندن در آن می باید تمام بارهای ذهنی و عاطفی را پشت در گذاشت. نه ترس، نه خشم، نه دشمنی و نه گناه در آن جایی ندارد – هیچگونه رنج و احساس جدایی . تسلط بر روی فکر، پیش نیاز محسوب می شود.
به ظهور رساندن در بعد پنجم، در لحظه اتفاق می افتد. شما در باره چیزی فکر می کنید و آن حاضر می شود. افراد معمولا از طریق تله پاتی ارتباط برقرار می کنند و براحتی توانایی خواندن ذهن دیگران را دارند. تجربۀ زمان، کاملا متفاوت است. بعضی ها می گویند « انگار همه چیز همزمان اتفاق می افتد.» هیچ فاصله ای میان گذشته، حال و آینده وجود ندارد.
بسیاری از ما احساس ( و یا رویای ) بودن در بعد پنجم را تجربه کرده ایم. این تجربه ها بسیار هیجان انگیز و امید بخش اند و ما را از مشکلاتی که گاهی در سفر از بعد چهارم به پنجم با آنها روبرو می شویم عبور می دهند.

زمان انتقال
————
ما اکنون آنطور که می گویند در«زمان انتقال» و یا « آخر زمان » هستیم. این زمانی است که مرگ از واقعیت بعد سوم را تجربه می کنیم ، در حالیکه همزمان به سوی چشم اندازهای ناشناخته بعد چهارم سفرمی کنیم.
در واقع، ساختاری از واقعیت فرو ریخته و ساختار جدیدی ظاهر می شود. وقتی می خواهیم با واقعیت تازه منطبق شویم، سردرگمی بر وجود و اطرافمان حاکم می شود.
در این زمان برای بسیاری از ما تغییرات اساسی در زندگی شروع می شود . هر چیزی که به تغییر ما برای ورود به بعد بالاتر کمک نمی کند باید رها شود.
این موضوع می تواند شامل رابطه ها، شغل هایی که همیشه داشته ایم، نحوه زندگی سنتی و حس هویت قدیمی ما، باشد و یا هرگونه فکر منفی و محدود کننده و احساساتی که ما را در ارتعاش پایین نگه می دارند.
خوشبختانه ما اکنون برای عبور به یک بعد بالاتر کمک های زیادی داریم. موجوداتی از ابعاد بالاتر بیشترو بیشتربه یاری ما می آیند . و ما فقط باید از آنها بخواهیم .
ما همچنین می توانیم از جریان نور الهی که این روزها از ابعاد بالاتر به ما میرسد آگاه شویم. بنابراین رها کردن الگوهای قدیمی و احساسات منفی آسانتر و آسانتر می شود. اگر واقعا نیت رها کردن آنها را داشته باشیم.

ما می توانیم بدن مان را همراه خود ببریم
—————————————–
منابع زیادی می گویند که اگر بخواهیم، می توانیم بدن فیزیکی خود را به بعد پنجم ببریم. برخی می گویند که گرچه سیاره ها و کهکشانهای دیگر پیش از این به ابعاد بالاتری ارتقاء یافته اند ، این برای نخستین بار است که ارواح تناسخ یافته در یک سیاره ، همراه با بدن فیزیکی خود به بعد بالاتر می روند. این موضوع به عنوان گام بعدی تحول انسان محسوب می شود.
به این ترتیب خیلی مهم به نظر می رسد که در این زمان کاملا از بدن هایمان مراقبت کنیم. این تغییرات شدید می توانند برای بدن سخت باشند و باعث درد، خستگی و علائمی شبیه آنفلوانزا شوند.

بستگی به خودتان دارد
————————
اگر خود را با اطلاعات این مقاله هم ارتعاش احساس می کنید، نشان می دهد شما تصمیم گرفته اید – چه به طورخود آگاه و یا ناخود آگاه – که در این دورۀ زندگی، همراه با زمین به بعد پنجم بروید . در این صورت شما انتخاب کرده اید که زندگی، براحتی شما را تغییر دهد. اگر در برابر تغییرمقاومت کنید، از راه های نه چندان آسان این کار را می کند. زندگی این کار را برایتان انجام می دهد.
و یا می توانید انتخاب کنید که فعالانه در شکل گرفتن این تغییر در وجودتان شرکت کنید. می توانید آگاهانه الگوهای قدیمی را رها کنید، احساسات، قضاوتها و افکار منفی را رها کنید. و در تمام مدت تلاش کنید ارتعاش تان را بالا نگه دارید. این تلاش، تضمین کننده سفری آسانتر و حتی سریعتر به بعد پنجم خواهد بود .
اما در این سفر هیچ راه مستقیمی وجود ندارد. همه ما آن را از طریقی که برایمان بهتر است طی می کنیم. از هر راهی که باشد، ما به سوی دنیای تازه ای می رویم که پیش روی ماست . چه زمان هیجان انگیزی برای زندگی ! »
By Vidya Frazier.
July 12, 2016

———————————————————————————-
*

( این ترجمه تقدیم به بُعد پنجمی ها !:)) – مهناز)

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز:

https://telegram.me/ufolove

منبع:https://www.facebook.com/mahnaz.alami/posts/10205369922127613

http://galacticdrago6.wixsite.com/birth-love/single-post/2016/07/12/What-is-the-Fifth-Dimension-By-Vidya-Frazier

آیا شما این نشانه ها را دارید ؟ نشانه های کریستالی شدن

آیا شما این نشانه ها را دارید ؟ نشانه های کریستالی شدن

« میکائیل فرشته مقرب از من خواست تا این مقاله را برای کمک به افراد زیادی که تغییرات سریعی را هنگام ورود به آگاهی چند بعدی و یا تغییر از وضعیت آگاهی ایندیگو به وضعیت آگاهی کریستالی تجربه می کنند، بنویسم .
افرادی هستند که مرحله عبور در آنها به آرامی صورت می پذیرد. اما خیلی ها دچار بحران می شوند. اینها معمولا کسانی اند که ورود به ابعاد بالاتر را انتخاب کرده اند . این انتخاب از روی ذهن و عقل و منطق صورت نمی گیرد بلکه یک انتخاب روحی در پاسخ به انرژی هایی است که به زمین می رسند. بنابراین شخص گاهی دچار تغییرات روحی، عاطفی و بدنی شدیدی می شود که هیچ توضیح منطقی برایشان پیدا نمی کند. این موضوع می تواند سبب بحران شود. تجربه من ( نگارنده مقاله ) این بوده که دکترها و روان شناس های معمولی کمک زیادی نمی کنند و متوجه نمی شوند شخص در حال تجربه کردن چه چیزی است . وقتی آزمایش ها نتیجه ای نمی دهند شخص را هیستریک و مبتلا به اسکیزوفرنی قلمداد می کنند.
این انتقال بیشتر برای کسانی اتفاق می افتد که در مسیرهای معنوی قرار دارند . اما تجربه من نشان می دهد که « بچه های ایندیگو » در هر سطح آگاهی که قرار داشته باشند ، در برابرتجربه ناگهانی این انتقال و ورود به ابعاد بالاترآگاهی، آسیب پذبرترند.
در اینجا فهرستی آمده از علائمی که در هنگام فرایند بحران و انتقال، تجربه می شوند :

– حساسیت ناگهانی و شدید به افراد و محیط ها : شخصی که قبلا فعال و اجتماعی بوده دیگر نمی تواند مراکز خرید ومکانهای شلوغ مانند رستوران ها را تحمل کند.

– افزایش در آگاهی و توانایی روحی : اغلب به این شکل است که فرد می تواند افکار و احساسات دیگران را « بشنود » و گاهی نگران شده و تصور می کند همه می توانند افکار و احساسات دیگران را بخوانند.

– حساسیت شدید به انرژی های منفی در برخی از محیط ها و یا اشخاص : از جمله عدم تحمل بعضی ها که قبلا به او نزدیک بوده اند. این می تواند منجر به حمله های اضطرابی شدیدی شود که ممکن است در هر زمانی اتفاق بیفتد و حتی گاهی باعث می شود شخص در شب ازخواب بیدار شود. اغلب هیچ دلیل قابل قبولی برای این حمله ها وجود ندارد ، اگر چه شخص تلاش می کند دلیلی برایش پیدا کند.

– شخص ممکن است برای مدت زمانی دچار بی اعتنایی به محیط اطرافش شود و
تمایل داشته باشد فقط درجایی بنشیند و هیچ کاری نکند. برای فردی که قبلا فعال و پر انرژی بوده این موضوع می تواند آزاردهنده باشد. در واقع این امر برای هماهنگ شدن آگاهی فرد برای گذراندن وقت بیشتری در ابعاد بالاتر و گذراندن وقت کمتری در بعد سوم و چهارم صورت می گیرد. نیاز به استراحت و خواب نسبت به گذشته افزایش یافته و در کل شخص کندتر می شود.

– اضطراب های وسواس گونه در رابطه با نابودی نوع بشر ( در اثرآلودگی ، کمبود منابع، بیگانگان ، تکنولوژی ) زیرا آگاهی چند بعدی می تواند به تمام سطوح ذهن جمعی دسترسی پیدا کند. از جمله بخشی که شامل ترس ها و اضطراب برای بقای گونه ها می شود . این نگرانی در باره بقا می تواند شخص را به سوی ( جستجو در زمینه ) مورفوژنتیک سوق دهد.

– نیاز وسواس گونه به درک رخدادها منجر میشود به فعالیت ذهنی شدید و شخص را دچار خستگی روحی و حتی ترس از عقل باختگی می کند و ترس از اینکه در آینده نتواند با زندگی روزمره کنار بیاید.

– افسردگی بی دلیل و یا دررابطه به بحران ایجاد شده : اغلب وقتی ا اتفاق می افتد که آگاهی فرد، لایه های قدیمی انرژی که دیگر مورد نیاز نیستند را آزاد می کند. لزوما نیازی به زنده کردن و تجربه مجدد آنها نیست. فقط اجازه دهید بدن از آن انرژی ها رها شود. صبور باشید و بدانید که این هم خواهد گذشت.

– برهم خوردن الگوهای خواب : بیدار شدن اغلب سه بار در شب و یا حدود ساعت 3 صبح اتفاق می افتد. این هم نوعی تطابق آگاهی با دوره های جدید فعالیت است. آگاهی برتر اغلب در شب فعال تر است هنگاهی که ابعاد پایین درخاموشی بسر می برند.

– احساس امواج الکتریکی در بدن: بدن کریستالی به طرز باورنکردنی ای حساس است و امواج خورشیید و ماه و امواج کیهانی و انرژی های مرکز کهکشان را احساس می کند. ااین انرژی ها به بدن کمک می کنند تا بتواند انرژی های بالاتر را حمل کند. در تجربه شخصی من این حالت می تواند ناراحت کننده باشد اما بالاخره شخص به آن عادت می کند. احتمال دارد در هنگام ماه کامل آن را شدیدتر احساس کنید . به نظر من بهترین راه کنارآمدن با آن این است که روی زمین پابرهنه بایستیم و تصور کنیم که این انرژی از بدن ما به زمین می رود.

– برخی از احساسات فیزیکی در رابطه با سم زدایی : بدن کریستالی هیچ سمی را نگه نمی دارد بلکه آن را از خود عبور می دهد. در واقع کریستالی بودن یعنی همه چیز را عبور دادن و هیچ چیز را نگه نداشتن. بالاترین وضعیت عدم وابستگی. در این مرحله بدن نیاز دارد که از سموم سالها رها شود. چه فیزیکی ، چه احساسی، چه ذهنی . این رهایی همیشه از طریق بدن فیزیکی صورت می گیرد و علائمی مانند خستگی ، دردهایی در عضلات، مفاصل و بخصوص در باسن، زانوها و سردرد بخصوص در عمق جمجمه ، گردن و شانه ها را به همراه دارد.

– گیجی و حواس پرتی : زیرا در وضعیت های برتر آگاهی قرار دارید. شما باید به بودن همزمان در این سطوح و درزمین عادت کنید. این حالت نیز در زمان فعالیت های خورشیدی و هنگام ماه کامل افزایش می یابد.

– افزایش اشتها و اضافه وزن : زیرا بدن در این فرایند به انرژی بیشتری نیاز دارد.

– توانایی دیدن آن سوی حجاب ها : آگاه شدن از ارواح ، فرازمینی ها ، فرشته ها ، ارواح طبیعت به عنوان یک واقعیت و ارتباط برقرار کردن با آنها . برای شخصی که ادراک فرابعدی نداشته می تواند بسیار ترسناک باشد.

« راههای کنارآمدن با این انتقال »
———————————–
_ با آنچه اتفاق می افتد در صلح باشید. شما دارید کریستالی می شوید. واژه دیگر آن Christed Being است ( موجود مسیحایی ؟ – م ) یعنی یک موجود چند بعدی با دسترسی به ابعاد 9 گانه و شاید حتی 13 گانه . تجربه من این بوده که بعضی فقط به بعد پنجم می روند و بعضی به بعد ششم می روند . اگر شما به6D رفتید احتمالا در همین دوره زندگی به آگاهی 9Dهم می رسید و گرنه در آینده نزدیک به آن خواهید رسید. چه امتیاز و چه برکتی !!

– با خودتان مهربان باشید و از خود مراقبت کنید . به یاد داشته باشید که یک موجود کریستالی تعادلی میان انرژی «مادر» و انرژی «پدر» است . مادر می خواهد که مثل یک نوزاد تازه متولد شده مراقب خودتان باشید. شما به زمان نیاز دارید تا قوی شوید و مهارتهای لازم را در محیط جدید فرا بگیرید. باور داشتن خیلی مهم است .

– به هیچوجه از هیچ نوع دارویی کمک نگیرید. البته اگر در حال مصرف یک دارو هستید آن را ادامه دهید. از هیچ نوع داروی روانگردان استفاده نکنید که می تواند این فرایند را وخیم کرده و یا باعث شود در ابعاد بالاتر « گم شوید » . سعی کنید بدون ضد افسردگی و آرام بخش با آن کنار بیایید. البته اگر از قبل تحت نظر پزشک بوده اید آن را متوقف نکنید.

– از مکانهای شلوغ بپرهیزید. بتدریج قادر خواهید بود هرچه بیشتر چنین محیط هایی را تحمل کنید. مهم است که آرامش خودتان را حفظ کنید و محکم بمانید به جای اینکه تحت تاثیر محیط باشید. اینطوری روی محیط هم تاثیر مثبت می گذارید. افراد کریستالی همیشه داری انرژی مثبت اند و شما خواهید آموخت که آن را در راههای بهتری به کار برید. زمانی که تعادل خود را بدست آورید قادر خواهید بود باز هم به راحتی به میان جمع بروید.

– متمرکز وزمینی باقی بمانید . این موضوع برای آنهایی که با ابعاد بالاتر خو گرفته اند می تواند بسیار چالش برانگیز باشد. شما اغلب احساس گیجی و حواس پرتی دارید اما به جنبه های فیزیکی، بیشتر توجه کنید. بیشتر ورزش کنید ، پیاده روی ، غذا و کارهای هنری . ساعت ها وقت پای تلویزیون نگذرانید و یا در بازی های کامپیوتری غرق نشوید. و گرنه باعث می شود زیر زمینی شوید!

– تا جایی که می توانید به طبیعت بروید. وقت گذراندن در هوای تازه و آفتاب به افزایش قدرت جسمی شما کمک می کند. ارواح طبیعت نیز برای کمک به شما حضور دارند . غذای ساده بخورید و تا جایی که امکان دارد از میوه ها و سبزی های تازه استفاده کنید . به من گفته شده برنج قهوه ای و سبزیجات بهترین غذا برای این بدن جدید است. اما میل خودتان را هم در نظر بگیرید. الان وقت رژیم گرفتن نیست. بدنتان به مقدار زیادی از مواد مغذی برای عبور از این فرایندی که در حال گذر از آن هستید نیاز دارد. شاید حتی وزنتان اضافه شود که آن را به عنوان بخشی از انتقال بپذیرید.

– در نهایت اینکه این انتقال را جشن بگیرید. شما یک انسان کهکشانی می شوید؛ قدم بعدی تحول انسانها ! شما به حق طبیعی خودتان دست پیدا می کنید. »
————————————————————-

( این ترجمه تقدیم به دوستانی که این مطلب رو تا آخرش خوندن … و این نشون میده اونها احتمالا کریستالی اند و یا در حال کریستالی شدن ! !

اين جريان سالهاست. شروع شده و همچنان ادامه داره …..

– مهناز)

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز:

https://telegram.me/ufolove

منبع:https://www.facebook.com/mahnaz.alami/posts/10205278062551181

https://crystallizeyourlightbodynow.wordpress.com/2009/12/06/do-you-have-these-symptoms-becoming-a-crystal-human/

 

موج بلژیکی ، آغاز داستان یوفوهای مثلثی شکل: روایت بزرگ‎ترین مشاهدات تاریخ اشیای ناشناس پرنده

موج بلژیکی

موج بلژیکی ، آغاز داستان یوفوهای مثلثی شکل بود. حادثه‌ای که پس از گذشت سال‌ها همچنان یکی از بزرگ‎ترین مشاهدات تاریخ اشیای ناشناس پرنده به شمار می‌رود. در ادامه با گجت نیوز همراه باشید تا هر آنچه می‌بایست در مورد حادثه موج بلژیکی بدانید را برای شما بازگو کنیم.

سالیان زیادی است که اشیای پرنده ناشناس یا به‌اختصار یوفو (یوفو UFO به ماشین‌های پرنده‌ای گفته می‌شود که بسیاری عقیده دارند متعلق به موجودات فضایی است) در سراسر جهان دیده می‎شوند. هنگامی‌که از واژه سراسر جهان استفاده می‎کنیم، مقصود کره زمین و فراتر از آن است.

بشر در صدسال گذشته توانایی سفر به فضا را تا حد بسیار کمی، آن‌طور که به ما مردم عادی اطلاع داده شده، پیدا نموده است. تاکنون تنها توانسته‎ایم پا بر سطح قمر همسایه خود بگذاریم. حتی با این وجود که از سفرهای فوق سری بشر به نقاط دور دست فضا اطلاعاتی به بیرون درز نمی‎کند، همچنان اخبار و حواشی زیادی حول برخورد فضانوردان و یوفوها در سفرهای رسمی شنیده می‎شود. تا آنجا که مدتی پیش در خبر رسمی‎ای که در سایت نیز قرار داده شد، یوفولوژیست‎های ماهر در سراسر جهان از عکس‎های تازه انتشار یافته ناسا از اولین سفر انسان به ماه، تعداد زیادی یوفو کشف کردند!

حال این امر را به مقیاس بزرگ‎تر، یعنی در تمامی سفرهای انسان به‌صورت رسمی یا غیررسمی ببرید. چه اتفاقی می‎افتد؟ بی‌شمار برخورد به دست می‎آید. نکته جالب توجه در این برخوردها که به‌تازگی باری دیگر به صدر اخبار بازگشته، نوع سفینه مشاهده شده است. به‌راستی علت این گوناگونی ظاهری و فیزیکی چیست؟ آیا ما با چند نوع نژاد مختلف فرازمینی مواجه هستیم یا بازدیدکنندگان ما در این مدت پیشرفت کرده و دست به خلق سفینه‎های جدید زده‎اند؟ در این مقاله قصد داریم که به جدیدترین یوفو رایج مشاهده شده بپردازیم؛ یعنی یوفو مثلثی شکل. اشیای ناشناس پرنده‌ای که داستان آنها از کشور بلژیک آغاز شد و به همین دلیل موج بلژیکی نام گرفت.

موج بلژیکی ، آغاز داستان یوفوهای مثلثی شکل

سفینه‎های مثلثی شکل کمتر از 27 سال قدمت دارند. پیش از این مدت اکثر سفینه‎های رویت شده به شکل دایره یا بیضی بودند. شروع مشاهدات سفینه‎های مثلثی شکل، از تاریخ 29 نوامبر سال 1989 واقع در کشور بلژیک بود که به «موج بلژیکی» مشهور شد. بلژیک کشوری آرام از نظر مشاهده یا برخورد با یوفوها تا سال 1989 بود تا جایی که موسسات بررسی وقایع یوفو در این کشور در صدد تعطیلی بودند. ناگهان در همان سال، سیل عظیمی از مشاهدات آغاز شده که توجه رسانه‎های جهانی بر خود متمرکز نمود.

اغلب مشاهدات یوفو توسط مردم عادی انجام و گزارش می‎شود و مقامات دولتی با این بهانه، به‌راحتی آن‎ها را تکذیب می‎کنند. جو حاکم بر اغلب کشورهای بزرگ نیز به‌گونه‌ای است که اگر شخصی نظامی و حاوی صلاحیت با این قبیل از پدیده‎ها برخورد کند، به دلیل حفظ شغل و شهرت خود دست به افشا نمی‎زند. به همین دلیل رسانه‎ای شدن موضوع در حد پایین هم صورت نمی‎گیرد. این امر به‌هیچ‌عنوان در کشور بلژیک صادق نیست و به همین دلیل، موج بلژیکی به یکی از بزرگ‎ترین حوادث یوفولوژی تاریخ بدل شده است.

موج بلژیکی

منطقه یوپن واقع در کشور بلژیک در تاریخ ذکر شده میزبان مرکز این مشاهدات بود. نخستین مشاهدات گزارش شده توسط سیزده افسر پلیس در ساعت پنج بعد از ظهر بود که شیء عظیم، سه گوش و نورانی را مشاهده کردند که همچون قایقی در آسمان شناور بود. پس از مشاهده رسمی پلیس، سیل گزارش‌ها از سوی مردم شهر سرازیر شد و از آنجا که در میان گزارش دهندگان، افراد عالی‎رتبه نظامی حضور داشتند، دولت بلژیک را مجبور به واکنش کرد.

گزارش‌های منتشر شده حاوی تمام نکات لازم جهت بررسی رسمی بود. یکسان بودن ظاهر فیزیکی یوفو در مشاهدات، تفاسیر یکسان از رنگ‎های ساطع شده و چگونگی رفتار آن، همه دست به دست هم دادند تا توجه دانشمندان و یوفولوژیست‎های خبره را به خود جلب کند. دولت بلژیک که تا آن زمان تنها به فرستادن چند متخصص بسنده کرده بود، موضوع را جدی‎تر تلقی کرده و احتمال تجاوز به حریم هوایی کشور را مطرح می‎کند. بررسی موضوع بر عهده سرلشگر بلاور گذاشته می‎شود و وی از آنجا که خود از مخالفین سیاست‎های جهانی در سرپوش گذاشتن بر مشاهدات یوفو بود، اقدامات سریع و تاثیر گذاری را آغاز نمود تا بتواند به سوالات رسانه‎ها و مردم بلژیک پاسخ دهد.

موج بلژیکی

تصویر سرلشگر بلاور هنگام مصاحبه در سال 2015

به دلیل میزبانی کشور بلژیک از نیروهای ناتو، نخستین تئوری مطرح شده برای سرلشگر بلاور پرواز غیررسمی بر فراز کشور بود. وی سریعا از مقامات ناتو جواب منفی حول پرواز غیررسمی را دریافت می‎کند. در این راستا به دلیل افزایش گزارش‌های از افراد دارای صلاحیت همچون پرسنل ارتش و دانشمندان نظامی کشور، احتمال وقوع هرگونه خطایی در مشاهده شیء ناشناس غیرعادی رد می‎گردد. این امر هنگامی نزد بلاور قوت می‎گیرد که گزارشی دو هفته پس از شروع ماجرا از سرهنگ ارمون، یعنی یکی از مهندسان زیر ساخت‎های ارتش بلژیک در شهر ارنج، دریافت می‎کند.

در گزارش او ذکر شده که شیء سه گوش نورانی هنگام رانندگی شبانه در حال تعقیب وی بوده است و این تعقیب و گریز تا جایی ادامه می‎یابد که ارمون از ماشین خود پیاده شده و شیء نورانی در فاصله چندم‌تری او توقف می‎کند. نکته‎ای که توجه‎اش را جلب می‎نماید، عدم انتشار صدا از این یوفو بزرگ بود؛ چرا که صدای وسایل نقلیه دیگر از چند کیلومتری شنیده می‎شد اما این یوفو در فاصله چندم‌تری هیچ صدایی نداشت. سپس پس از بازگشت سرهنگ ارمون به ماشین خود، شیء نورانی با سرعت زیادی شروع به پرواز کرده و در آسمان اوج می‎گیرد. از آنجا که این رویارویی در زمستان در حال وقوع بود، ارمون درمی‌یابد که آن شیء ساخته بشر نبوده است! زیرا تنها با وجود یک ماده ابر رسانا در دمای پایین، توان ایجاد این شتاب ناگهانی را دارد و بشر هنوز موفق به کشف یا ساخت این ماده نشده است!

با دریافت و مطالعه این گزارش توسط بلاور، سریعا متوجه می‎شود که به حریم هوایی کشورش تجاوز شده و طبیعتا بحث جاسوسی یا حمله نظامی توسط کشور دیگر به ذهنش خطور می‎کند. درنتیجه او اقدام به اجرای طرحی جهت شناسایی شیء و منبع آن می‎کند. طرح مذکور بدین شرح بود که اگر گزارش ارسال شده توسط پلیس منطقه تایید شود، پایگاه هوایی اجازه پرواز دو فروند جنگنده اف 16 را دارد تا به تعقیب و شناسایی بپردازند.

با وقوع اولین حادثه پس از شروع طرح که حاوی شرایط اجرا بود، دو فروند جنگنده اف 16 وعده داده شده سریعا به منطقه حادثه اعزام شده و ماموریت خود را شروع می‎کنند. هنگام برخورد، شیء پرنده به هیچ یک از اخطارهای ارسال شده توجه نکرده و گویا از آرایش نظامی و قصد حمله این دو جنگنده مطلع بوده است (نکته مهم: تمامی وقایع ثبت شده در این رویارویی و چگونگی رفتار یوفو با حادثه برخورد تهران در زمان شاه نیز مشابه است). به همین دلیل، ناگهان شیء پرنده، سرعت خود را در مدت پنج ثانیه از 420 کیلومتر در ساعت به‌سرعت باورنکردنی 1833 کیلومتر در ساعت تغییر داده و از تمامی رادارهای منطقه و دید دو جنگنده خارج می‎شود.

سرلگشر بلاور که زمان پاسخ‌گویی به مطبوعات را پس از وقوع این حادثه پیش روی خود می‎دید، با اندکی ناامیدی شروع به پاسخ دادن می‎کند، چرا که رادار یکی از دو جنگنده هیچ اطلاعاتی به دلیلی نامشخص از یوفو ثبت نکرده و بنابر قانون، با وجود اطلاعات یک رادار امکان حذف خطای امواج الکترومغناطیسی ساطع از اتمسفر و زمین ممکن نبود و در نتیجه، هیچ‎گونه تاییدی حول اطلاعات به دست آمده نمی‎توانست صورت گیرد.

موج بلژیکی

سرلشگر بلاور در کنفرانس مطبوعاتی مشغول توضیح شتاب غیرعادی یوفو مشاهده توسط جنگنده اف 16

در این قسمت، کار ارتش بلژیک به بن بست می‎رسد و گزارش‌ها ادامه می‎یابد. موسسه غیرانتفاعی سوبپس که به رهبری پاتریک فرین از ابتدای ماجرای موج بلژیکی تحقیقات خود را آغاز کرده بود، با هزاران گزارش حاوی عکس و فیلم مواجه بود که همگی به دلیل عدم وجود کیفیت مطلوب، کمکی به حل مسئله نمی‎کردند. این امر تا تاریخ 4 آوریل سال 1990 ادامه داشت. در این تاریخ، ساعت ده شب در روستای پتی‎ریچن که تنها چند کیلومتر با یوپن فاصله دارد، حادثه دیگری اتفاق می‎افتد که منجر به گرفته شدن بهترین عکس موجود از موج بلژیک می‎شود. در شب مذکور پسری موفق به گرفتن عکسی بسیار عالی شده و آن را سریعا برای پاتریک فرین ارسال می‎کند. شما می‎توانید عکس مذکور را در زیر مشاهده نمایید:

موج بلژیکی

او که تا آن زمان هیچ عکس یا فیلم مناسبی دریافت نکرده بود، تصور می‎کند که عکس گرفته شده فیک است و بسیار سعی می‎کند تا با ساختن مدل، صلاحیت آن را رد کند اما سریعا متوجه می‎شود که عکس واقعی است؛ اما برای اطمینان خاطر بیشتر و بررسی دقیق، تصویر را برای پرفسور مارک اشوا، یعنی دانشمند فیزیک هسته‎ای آکادمی نظامی سلطنتی بروکسل، ارسال کرده و وی تا یک سال بر روی عکس تحقیقات گسترده‎ای را انجام می‎دهد و به نتایجی شگفت‌انگیز حول چگونگی کارکرد یوفو می‎رسد.

نخستین کاری که پرفسور به انجام آن اقدام می‎کند، اثبات اصل بودن عکس است. از آنجا که گوشه بالایی یوفو موجود در عکس به‌صورت کامل فوکوس و صاف است و در دو طرف دیگر، گوشه‎ها به‌صورت کامل محو هستند، مشخص شد که شیء به‌صورت مستقل حرکت می‎کرده و در نتیجه عکس اصل است.

نتیجه بعدی او از نظر علمی در موضوع پیشرانش گرانشی، از اهمیت بالایی برخوردار است. وی در ادامه بررسی‎های خود، به دلیل مشاهده الگویی همچون حرکت براده‎های آهن در میدان مغناطیسی، متوجه وجود میدان مغناطیسی مستقل نیز در اطراف یوفو شد. این یافته‎ها سر آغاز گمانه‌زنی‎ دانشمندان زیادی گشت که اعتقاد داشتند این یوفو با استفاده از یک سیستم پیشران دینامیک مگنتو پلاسما که همانند یک موتور الکتریکی است، عمل کرده و با استفاده از میدان مغناطیسی، پیشرانش به وجود می‎آورد. این موضوع چندان نیز در عرصه علم جدید نبود، چرا که در زمان جنگ جهانی دوم در آلمان، یک یوفو به روش مرموزی سقوط می‎کند.

این یوفو سقوط کرده به دستور آدولف هیتلر جهت بررسی در اختیار نوابغ آن زمان آلمان نازی قرار می‎گیرد که نتیجه آن، کشف ناقص سیستم پیشرانش شده و در ادامه به ساخت «ناقوس ویرانگر» منجر شد. پسوند ویرانگر به این ناقوس از آن جهت اضافه شد که دانشمندان نازی چندان در مهندسی معکوس خبره نبوده و نتوانستند میزان پیشرانش را، آن‌طور که باید، کنترل کنند. در نتیجه هنگام آزمایش این دستگاه، عده زیادی کشته شدند. در ادامه نیز گفته می‎شود که دولت آمریکا با استفاده از کشف ناقص پیشرانش نازی‎ها و باقی مانده سفینه سقوط کرده در حادثه رازول تا حد زیادی پیشرفت داشته و این پیشرفت همچنان در منطقه اس 4 نوادا به‌صورت فوق سری ادامه دارد که به‌زودی به بررسی کامل آن در مقاله‎ای دیگر می‎پردازیم.

موج بلژیکی

از معدود تصاویر موجود از منطقه اس 4 ایالت نوادا

با تمامی تفاسیر ذکر شده، درمی‎یابیم بحث فراگیری علم پیشرانش از یوفوها در حادثه موج بلژیکی چندان جدید نبود؛ اما علت بی‎صدا بودن شیء هنگام پرواز مشخص شد. درنهایت عکس گرفته شده به یکی از بهترین مدارک موجود حول اثبات وجود یوفوها تبدیل شد؛ چرا که با علل و شواهد تاریخی ذکر شده، بشر همچنان نتوانسته به سیستم پیشرانش به این پیشرفتگی دست یابد. از طرف دیگر، تصویر یوفو حاوی تمامی ویژگی‎های گزارش شده از شاهدان عینی بود. نکته‎ای که سه سال پس از ماجرای موج بلژیکی بر واقعی بودن تصویر قوت بخشید، شروع موجی دیگر با ویژگی‎های مشابه در کشور بریتانیا است.

در ادامه شما را به دیدن تنها ویدیوی باقی مانده از یوفوی مثلثی شکل حادثه موج بلژیکی در سال 1990 ضبط شده است دعوت می‌کنیم:

http://www.namasha.com/embed/he5l5xl6

به‌صورت کلی، مشاهده یوفو مثلثی شکل به‌صورت زنجیره‎ای طی این 27 سال انجام شده و هرروزه بر تعداد آن افزوده می‎شود. از آن زمان تاکنون ویدیو و تصاویر بسیاری از این یوفوهای مثلثی شکل در فضای مجازی منتشر شده که شما می‌توانید با جستجوی واژه ” Triangle UFO ” آنها را پیدا کنید. هرچند که درصد بسیاری از ویدیوهای منتشر شده تقلبی هستند اما بازهم نمونه‌های واقعی بسیاری از این نوع اشیای ناشناس پرنده در وب موجود است.

یوفوهای مثلثی شکل در تصاویر ماموریت آپولو !

حال که به موضوع «موج بلژیکی» پرداختیم، یک سوال بسیار جدی و مهم پیش می‎آید. آیا یوفو مثلثی شکل، همآن‌طور که از شواهد رسمی پیداست، واقعا 27 سال قدمت دارد؟ ماموریت آپولو در تاریخ 2 ژوئیه سال 1969 انجام شد و در آن فضانوردان مشهوری همچون نیل آرمسترانگ قدم بر سیاره ماه نهادند. این ماموریت که حواشی و شایعات زیادی اعم از تئوری‎های توطئه و ملاقات فضانوردان آپولو با موجودات فضایی داشت، همچنان هیجان زیادی برای مردم عادی دارد. تا جایی که ناسا هر بار با انتشار چند تصویر جدید، باعث خوش‎حالی آنان می‎شود. در اول مقاله به خبر «تصویر یک شی‌ء ناشناس پرنده در عکس‌های رسمی ناسا از ماموریت آپولو» اشاره کردیم. آیا واقعا این خبر را با دقت مطالعه کردید؟ تصاویر آن را با دقت مشاهده کردید؟

ماموریت آپولو در سال 1969 انجام شد و موج بلژیکی نیز که به‌عنوان سر آغاز مشاهده یوفو مثلثی شکل قلمداد می‎شود، در سال 1989 رخ داد، یعنی بیست سال پس از ماموریت آپولو! حال به تصاویر زیر دقت کنید:
موج بلژیکی موج بلژیکی

این یوفو از قلب تصاویر جدید ناسا از ماموریت آپولو توسط یوفولوژیست‎های ماهر بیرون کشیده شده است و در آن به‌وضوح یوفو مثلثی شکل دیده می‎شود. در نتیجه به یک تناقض بزرگ در گفته‎های علم یوفولوژی رسیدیم. یوفوهای مثلثی شکل به‌جای 27 سال، بیش از 47 سال قدمت دارند. پس سوال جدیدی به وجود می‎آید. آیا اولین انسان‎هایی که با یوفو مثلثی شکل برخورد کردند، مردم بلژیک بودند یا فضانوردان ماموریت آپولو 13؟

بدون شک پاسخ فضانوردان ماموریت آپولو هستند. بازدیدکنندگان ما که مشخص نیست از نوع جدید هستند یا خیر، ابتدا به اولین سفر بشر به ماه علاقه نشان دادند. پس مگر می‎شود زمانی که تا این حد به سفینه آپولو نزدیک بودند، رویت نشده باشند یا حتی بر روی سطح ماه به ملاقات نیل آرمسترانگ، باز آلدرین و مایکل کالینز نرفته باشند؟ مطمئنا اگر یکی از این اتفاقات رخ داده باشد، دولت آمریکا تا صدسال آینده از آن‎ها پرده برداری نخواهد کرد، مگر اینکه خانم هیلاری کلینتون در انتخابات پیروز شود و به وعده خود حول افشاگری در این زمینه عمل کند.

موج بلژیکی
تخمین قدمت 47 ساله یوفوهای مثلثی شکل تنها با استفاده از شواهد و مدارک موجود به دست آمد. دور از انتظار نیست که اگر با افشای اطلاعات بیشتری از سال‎های قبل‎تر از ماموریت آپولو، این تعداد سال بالاتر رود. نظر شما در این باره چیست؟ به نظر شما آیا صاحبین یوفو مثلثی شکل از نژاد جدیدی هستند؟ یا همان بازدیدکنندگان قدیمی دست به اختراع نوع پیشرفته‎تر و بهینه‎تر سفینه‎های فضایی زده‎اند؟

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز:

https://telegram.me/ufolove

منبع: http://gadgetnews.ir/

حادثه نورهای فینیکس : یوفو بومرنگ شکل در مرکز شهر

حادثه نورهای فینیکس

فرض کنید که در یک شب بهاری همراه با خانواده خود به پارک‎های جنگلی اطرف شهر رفته‎اید و از تماشای منظره زیبا، لذت می‎برید. همه چیز خوب و آرام است که ناگهان داد و فریاد تمامی افراد حاضر در پارک بلند شده و عده‎ای نیز از ترس مات و مبهوت مانده‎اند. جسمی سیاه و بومرنگ شکل که به اندازه چند زمین فوتبال است، همچون قایقی در آسمان شناور بوده و در حال حرکت به سمت مرکز شهر می‎باشد. ماجرا چیست؟ آیا واقعا کشور آمریکا دارای چنین تکنولوژی‎های غول آسایی است؟ یا منشا و مبدا این یوفو مکان دیگری در خارج از کره زمین است؟ این موارد و سوالات، تنها بخشی از افکار به جا مانده از حادثه نورهای فینیکس است. با گجت نیوز در ادامه مطلب همراه باشید.  

آغاز داستان حادثه نورهای فینیکس

فینیکس مرکز ایالت آریزونا آمریکا است و به عنوان پنجمین شهر بزرگ این کشور شناخته می‎شود. در نتیجه شهری پر جمعیت است که در تمامی ساعات روز شاهد تردد زیادی در سطح خود می‎باشد. حادثه نورهای فینیکس نیز با توجه به نام خود در این شهر رخ داد. ماجرا از آن جایی شروع شد که در تاریخ 13 مارس سال 1997، راس ساعت 23 گزارش‎های زیادی به سمت اداره فرمانداری و امنیت عمومی شهر سرازیر می‎شود و همگی در حال توصیف شیء بزرگ و بومرنگ شکل عظیم و غول آسایی هستند که در آسمان شهر در حال پرواز است.

از آن جایی که شیء از سه ساعت قبل از در اطراف شهر رویت شده بود، موضوع به گوش رسانه‎های تلویزیونی و رادیویی رسیده و همگی در حال پوشش زنده و لحظه به لحظه ماجرا بودند. آقای فایف سایمینگتون که در آن زمان فرماندار شهر بود، با گارد ملی تماس گرفته و در این راستا، کارکنان اداره فرمانداری نیز با پایگاه هوایی لوک در تماس بودند اما هیچ‎یک پاسخ درستی دریافت نکردند. تنها پاسخی که شنیده می‌شد، حاکی از عدم شناسایی شیء بود.

به علت رسانه‎ای شدن بسیار سریع موضوع، خبرنگاران در سطح شهر در حال مصاحبه با افراد مختلف، اعم از مردم و خلبانان بودند. نکته جالب توجه در این بین از خلبانان ذکر شد. آن‎ها اذعان داشتند که شیء ساعات زیادی در آسمان شهر قابل روئیت بود اما به هیچ وجه رادارهای برج مراقبت توانایی شناسایی آن را نداشتند.

حادثه نورهای فینیکس

حادثه نورهای فینیکس در صدر اخبار روزنامه‎ها

هفته‎های متوالی از حادثه نورهای فینیکس گذشت اما بیش از هقتصد نفر با مراکز خصوصی و مراکز علمی یوفولوژی شهرهای مختلف تماس گرفته و اقدام به توصیفات نه چندان یکسان از شیء کردند. در میان گزارش دهندگان، مردم عادی و افسران نظامی وجود داشتند که باعث یکپارچگی ویژگی‎های اصلی همچون شیء بی صدای عظیم و پرنده گشت. حادثه نورهای فینیکس در سطح عمومی بیش از این رسانه‎ای نشد و باری دیگر به دلیل اقدامات مقامات دولتی، سرکوب شد که در ادامه به شرح و بررسی آن می‎پردازیم.

تحقیقات رسمی دولتی پیرامون حادثه نورهای فینیکس

فرماندار فایف سایمینگتون و کارکنان مرکز که در جمع آوری سرنخ و پاسخ حول حادثه ناکام مانده‎اند، در یک کنفرانس مطبوعاتی کوتاه اعلام کردند که تحقیقات رسمی  را شروع کرده و در اسرع وفت ماجرا را شفاف سازی می‎کنند. در همان ابتدایی‎ترین مراحل تحقیقات، فرماندار باری دیگر پاسخ‎های مبهی را از سوی مراکز نظامی همچون پایگاه هوایی لوک دریافت می‎نماید.

در این میان، یکی از اعضای شورای شهر به نام خانم باروود، موفق به یافتن سرنخ خوبی می‎شود که توانایی آرام سازی جو فینیکس را دارد. خانم باروود با سناتور جان مکین تماس می‎گیرد و بنا بر در خواست او، سناتور موفق می‎شود تا از نیروی هوایی حرف بکشد. نیروی هوایی در پاسخ اذعان می‎کند که نورها، منورهای بسیار درخشانی بودند که در بازه زمانی 9:30 الی 10 شب توسط گارد ملی شلیک شده‎اند. طبق این اطلاعات، مونورها یک ساعت پس از شروع حادثه در جنوب شهر شلیک شده بودند. در نتیجه زمان و مکان شلیک منورها کاملا با زمان و مکان مشاهده یوفو بومرنگ شکل متفاوت است و توانایی قانع نمودن مردم وحشت زده و کنجکاو را ندارد.

نکته‎ بسیار تاسف انگیز در این بین، انحراف رسانه‎ها از حادثه اصلی است؛ چرا که تمامی رسانه‎های تلویزیونی تصویر پنج منور شلیک شده را پخش نموده و غیر مستقیم به دولت جهت مخفی نگه داشتن موضوع کمک کردند. همان طور که ذکر شد، رسانه‎های خبری در ساعت 10 شب، یعنی پس از همه گیر شدن حادثه، اقدام به پوشش کردند که به صورت دقیق با زمان اوج گیری منورها مصادف بود. حال این کار به صورت عمد انجام شده یا خیر، مشخص نیست.

حادثه نورهای فینیکس

تصاویری که از حادثه نورهای فینیکس منتشر شد، فاقد مشخصات گزارش شده می‎باشد

جالب است بدانید در تاریخ 3 فوریه 2015 هم یکبار دیگر این یوفوی عجیب در آسمان فینیکس دیده شد که شباهت بسیار زیادی به یوفوی سال 1997 داشت. در ویدیوی زیر، تصاویر گرفته شده از هر دو حادثه را در قالب یک گزارش مستند مشاهده خواهید کرد:

چه چیزی باعث وحشت مراکز نظامی و دولتی شد؟

مدرک دیگری که پاسخ نیروی هوایی را بی اعتبار می‎کند، گزارش ضبط شده از یک سرباز است. اوایل روز 14 مارس، یکی از سربازان پایگاه هوایی لوک با مرکز تحقیقاتی یوفو تماس گرفته و جزئیات حیرت انگیزی را از آنچه در پایگاه بر اثر پرواز یوفو بومرنگ شکل اتفاق افتاد، بازگو می‎کند. طبق گفته‎های وی، ابتدا در ساعت 8:30 اولین گزارش از شیء پرنده ناشناس ارسال می‎شود. پایگاه به دلیل عدم توانایی در شناسایی آن، دو جنگنده اف 15 را به منظقه اعزام می‎کند. دو جنگنده دقایقی بعد بدون اطلاعات مفیدی باز می‎گردند، اما توصیفاتی که از برخورد با شیء دارند، بسیار حیرت انگیز است. سرباز گزارش دهنده در این باره گفته است :

من هیچ وقت این خلبان تا این حد وحشت زده ندیده بودم. او ماموریت‎های خطرناک‎تری نیز تجربه کرده ولی این بار از ترس داشت جان خود را از دست می‎داد. او گفت که هواپیمایش را تعقیب کردند و کنترل لوازم نظامی و دفاعی را از کار انداختند. سپس شیء مسیر مستقیمی را به سمت اسکای هاربر طی می‎کند و ارتفاع خود را از 5500 متری به 3200 متری کاهش می‎دهد. خلبان در توصیف ویژگی‎های ظاهری یوفو، گفت که پنج نقطه نورانی جدا از هم که شکل یک دلتا را می‎ساختند، مشاهده کرده است. ابتدا سه نقطه در فاصله چند متری از هم روشن شد و سپس با فاصله 350 متری از آخرین نقطه نورانی، دو نقطه نورانی جدید شروع به درخشش کردند. خلبان پس از مشاهده میزان عظمت و غول آسایی شیء به پایگاه لوک باز می‎گردد و بلافاصله پس از فرود او، تمامی دستگاه‎ها و سیستم‎های ارتباطی از کار افتادند. آشفتگی شدیدی پایگاه را فرا گرفت که باعث اعلام تعطیلی فوری پایگاه شد.

علی رغم وجود این گزارش تکان دهنده ، پایگاه چنین رویارویی هوایی و آشفتگی‎ای را انکار می‎کند. اما همانند حادثه جنگل رندلزهام ، تلاش مقامات جهت بی اعتبار ساختن موضوع ناکام می‎ماند اما قدرت بی چون و چرا دولت جهت خفقان و سرکوب، باری دیگر مورد در قالب تمسخر مورد استفاده قرار می‎گیرد.

حادثه نورهای فینیکس

در حادثه نورهای فینیکس، نخستین بار نبود که جنگنده‎های ارسال شده در شناسایی شیء و کنترل اوضاع موفق نبودند.

پاسخ گویی فرمانداری به رسانه‎ها پیرامون حادثه نورهای فینیکس

فرماندار فایف سایمینگتون که از تمامی جوانب جهت شفاف سازی موضوع تحت فشار بود، کنفرانس مطبوعاتی را ترتیب می‎دهد تا نتیجه تحقیقات وعده داده شده را اعلام نماید و از از نگرانی‎های موجود حول امنیت ملی بکاهد. فرماندار که با تعدادی محافظ و مامور پلیس وارد کنفرانس می‎شود، سریعا مقابل دوربین‎ها دستور احضار متهم و عامل حادثه را اعلام می‎کند. سپس دو مامور شخصی را در لباس فضایی با ماسک نژاد خاکستری نزد فرماندار می‎آورند. وی که سعی دارد با مزاح جو را آرام کند، کمی با خبرنگاران شوخی کرده و در نهایت با برداشتن ماسک همکارش، اعلام می‎کند که مردم بدون دلیل وحشت زده شده‎اند و جایی برای نگرانی وجود ندارد.  این کار وی، بیشتر به عنوان تمسخر شناخته شد تا مزاح؛ در نتیجه مردم و شاهدین عینی که احساس می‎کردند شعور آن‎ها مورد تمسخر قرار گرفته و زیر سوال رفته‌اند، بیش از پیش خشمگین شدند.

حادثه نورهای فینیکس

تصویری از کنفرانس مطبوعاتی مذکور و مزاح فرماندار با خبرنگاران و رسانه‎ها

حقیقت پس از 19 سال افشا می‎شود

بیش از 19 سال از حادثه نورهای فینیکس می‎گذرد و فرماندار فایف سایمینگتون، دیگر در سمت خود قرار ندارد و این امر، او را از نگه داشتن هر گونه رازی، معاف می‎کند. اما به راستی علت چیست که فرماندار فایف سایمینگتون پس از چندین سال خواستار صحبت درباره این موضوع شده است؟

وی اذعان کرد که پس از برداشت اشتباه از آخرین کنفرانس مطبوعاتی، چهره منفوری میان مردم پیدا نمود و حال خواستار جبران اشتباه خود است. او مصاحبه خود را با جمله‎ای تکان دهنده آغاز می‎کند:

من بیشتر از آنچه که وانمود می‎کردم، از ادثه نورهای فینیکس می‎دانستم!

پس باری دیگر ماجرا را از زبان فرماندار فایف سایمینگتون می‎شنویم:

در سیزدهم مارس در حال صرف شام با خانواده خود بودم که دیدم خبر یوفو مشاهده شده در سطح فینیکس، رسانه‎ای شده و به صورت مستقیم از تلویزیون در حال پخش است. برای همین سوار ماشینم شدم و به منطقه لینکن رفتم تا اطلاعاتی به دست بیاورم. پس از این که به پارک سومیدا رسیدم، پیاده شدم و در میان مردم حاضر در پارک که در حال تفریح بودند، رفتم تا راجب موضوع پرس و جو کنم. هنوز پنج دقیقه از رسیدن من نگذشته بود که یکی از مردم فریاد زد آن‎جا را نگاه کنید. توجه همه مردم به سمت کوه‎های شمالی جلب شد و من نیز در میان جمعیت رفتم تا ببینم چه چیزی سبب وحشت همه شده است. در منطقه شمال غرب، یک شیء پرنده عظیم در ارتفاع حدود 1000 تا 1200 متری، بدون هیچ صدایی در حال پرواز و بخش اعظمی از آسمان را اشغال کرده بود. هواپیماهای دیگر نیز از فاصله دور مشخص بودند، اما در مقابل این شیء همچون خلال دندان بودند! سپس به سمت ما به صورت نرم و روان حرکت نمود و درست از بالای سرما رد شد. من به خوبی توانستم شکل ظاهری را آن را شناسایی کنم. واقعا شگفت انگیز بود.سپس به صورت ناگهانی ناپدید شد.

او در ادامه شروع به اثبات موضوع فرازمینی بودن شیء می‎کند :

من در نیروی هوایی برای سالیان زیادی خدمت کردم و از زمانی که خودم را شناختم، در حال پرواز در آسمان بودم. اما در تمام طول خدمتم، چیزی شبیه به این یوفو ندیده بودم. کاملا مشخص بود که از طراحی بسیار ویژه‎ای برخودار بود و من به شخصه پس از گذشت سالیان زیاد از این اتفاق، مطمئن هستم که هیچ کشوری قادر به ساخت چنین هواپیمایی نیست. حتی تکنولوژی پیشرفته‎ترین هواپیماهای ما نیز در مقابل آن، ناچیز هستند.

در ادامه مصاحبه نیز علت عدم توضیح تجربه خود را بیان کرد. وی معتقد بود که موضوع به تنهایی باعث وحشت عمومی شده بود و در صورت اعلام فرازمینی بودن جسم، امنیت ملی کشور به صورت کامل زیر سوال می‌رفت.

حادثه نورهای فینیکس

تصویری از فرماندار فایف سایمینگتون و جمله مشهور او که درباره فزازمینی بودن شیء مشاهده در فینیکس می‎گوید

از هر جنبه‎ای که به موضوع نگاه کنیم، فرماندار فایف سایمینگتون و همکاران او، کار اشتباهی جهت سرپوش گذاشتن بر حادثه نورهای فینکس انجام دادند اما به عنوان اداره کنندگان یک شهر پر جمعیت، آن هم در یک ایالت مشهور کشور آمریکا نیز نباید بر نگرانی موضوعی دامن می‎زدند که هیچ شخص سیاستمداری در تاریخ، نتوانسته راجب آن‎ها صریحا صحبت کند و حتی منشا آن‎ها را مشخص نماید. این مورد، علت محکم دیگری از سوی آنان محسوب شد تا قوانین ناگفته‎ای را یکبار برای همیشه حول مشاهده یوفو یا اشیای پرنده ناشناس اعلام کنند. قانونی که تمامی ارگان‎ها، مراکز نظامی و خصوصی را از دریافت گزارش و صحبت درباره یوفوها منع نمود.

اما زمانی که یک یوفو در در روز روشن، خود را در وسط یکی از شلوغ‎ترین فرودگاه‎های شیکاگو در معرض نمایش می‎گذارد، چه عواقبی را در پیش خواهد داشت؟ آیا قانون ناگفته آمریکا، باری دیگر توانایی اجرای خفقان بر موضوع را خواهد داشت؟

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز:

https://telegram.me/ufolove

منبع: http://gadgetnews.ir/

جنگل رندلزهام ؛ جایی که یوفو فرود آمد !

جنگل رندلزهام ؛ جایی که یوفو فرود آمد !

 26 دسامبر سال1980 بود که یک شیء ناشناس پرنده یا به اختصار یوفو ، در جنگل رندلزهام که یکی از مهم‎ترین پایگاه‎های ناتو واقع در کشور بریتانیا بود ، فرود آمد و توسط تعداد زیادی از نیروی نظامی پایگاه مذکور دیده شد.در این مطلب به روایت داستان حادثه جنگل رندلزهام و شواهد و اسناد منتشر شده از این واقعه می پردازیم.با گجت نیوز همراه باشید.

اکثر گزارش‎های موجود حول برخورد و رویارویی با اشیای ناشناس پرنده یا به اختصار یوفو، توسط مردم عادی تهیه شده و برای مقامات و نهادهای عالی‎رتبه ارسال می‎گردد. در نتیجه امکان نقض و رد صلاحیت آن‎ها به آسانی مقدور است. به همین دلیل اکثر گزارش‎ها ، به ظاهر پایانی جز سطل آشغال نهادهای دولتی ندارند. اما هنگامی که بحث از نظامی‎های آموزش دیده در یکی از مهم‎ترین و بزرگ‎ترین پایگاه‎های ناتو مطرح می‎شود، آیا همچنان امکان رد صلاحیت گزارش وجود دارد؟ آیا می‏‎توانند بیش از مدت مشخصی بر روی حادثه سرپوش بگذارند؟ حادثه جنگل رندلزهام نمونه خوبی برای این موضوع قلمداد می‎شود. با گجت نیوز در ادامه مطلب همراه باشید تا به شرح و بررسی کامل این موضوع بپردازیم.

حادثه جنگل رندلزهام در تاریخ 26 دسامبر سال 1980 آغاز می‎شود. واقعه‎ای که توسط 80 نیروی نظامی آموزش دیده ارتش آمریکا به مدت 45 دقیقه رویت شده و با استفاده از ابزار مختلف همچون ضبط صورت، لحظه به لحظه آن ثبت گشت. نکته جالب توجه، زمان تاریخی و مکان حادثه است. این حادثه در زمان اوج جنگ سرد در یکی از مهم‎ترین پایگاه‎های ناتو واقع در کشور بریتانیا رخ داد. این امر به تنهایی توانایی ایجاد نگرانی زیاد را در در دو کشور ایالات متحده آمریکا و بریتانیا داشت اما در ابتدای ماجرا، با وجود این که گزارشات ارسال شده که دارای صلاحیت کافی جهت تحقیق و بررسی حول موضوع امنیت ملی بودند، پرونده مختومه اعلام شد. به مدت ده سال پرونده در دست وزارت دفاع بریتانیا بسته ماند تا زمانی که در سال 1994 شخصی به نام نیک پوپ با 21 سال سابقه کار در وزارت دفاع کشور، مسئول بررسی مشاهدات یوفو، جهت تعیین وجود یا عدم وجود تهدید برای امنیت ملی کشور بریتانیا شد. توجه وی سریعا به دلیل عدم وجود واکنش رسمی به حادثه جنگل رندلزهام جلب شد و در این راستا تصمیم به بررسی کامل موضوع گرفت. این گونه شد که وقایع حادثه جنگل رندلزهام به بیرون درز کرد.

جنگل رندلزهام ؛ جایی که یوفو فرود آمد

حادثه جنگل رندلزهام در صدر اخبار روزنامه‎ها

در 26 دسامبر 1980 چه گذشت؟

سرهنگ چارلز هالت در آن سال معاون فرمانده پایگاه نیروی هوایی سلطنتی در بنت واترز و وودبریج کشور بریتانیا بود. این منطقه یکی از پایگاه‎های کلیدی ناتو قلمداد می‎شد که وظیفه آمادگی در برابر هرگونه خطری را بر عهده داشت. وی در گفته‎های خود به نیک پوپ می‎گوید که تمام ماجرا در ساعت 22 تاریخ مذکور شروع شد. در آن شب سه افسر پلیس در جنگل اطراف پایگاه به تعقیب چند شیء ناشناس پرداختند که در نهایت با ناامیدی بازگشته و هیچ موفقیتی حول شناسایی آنها نداشتند. تمامی این موارد در گزارشی به سرهنگ چارلز هالت داده می‎شود. وی نخست موضوع را چندان جدی نگرفته و با آماده سازی یادداشتی مختصر و ارسال آن به مقامات مافوق خود بسنده می‎کند. شرایط آرام می‎ماند تا دو شب بعد، یعنی در شب کریسمس، یوفوهای دیده شده باری دیگر در رادارهای پایگاه رویت می‎شوند. سرهنگ چارلز هالت با امید پایان دادن به نگرانی‎های پایگاه، ابزار خود را بر‎می‎دارد و به همراه چهار افسر دیگر عازم جنگل رندلزهام می‎شود. هنگامی که به مقصد می‎رسد، مشاهده می‎کند که نیمی از نیروی امنیتی پایگاه در منطقه حضور دارند و سعی بر محاصره محل مشاهده یوفو و روشن کردن جنگل جهت شناسایی آن دارند. سرهنگ به دلیل ترس از رسانه‎ای شدن موضوع، دستور بازگشت تمامی نیروها را می‎دهد و راه خود را با چهار همراه خود به سمت محل فرود شیء ادامه می‎دهد.

از زمان ورود سرهنگ و چهار نفر دیگر، اصل حادثه جنگل رندلزهام شروع می‎گردد. هنگامی که به محل فرود سابق یوفو می‎رسند، میزان تشعشع غیر عادی، یعنی ده برابر میزان عادی را در دستگاه‎های خود ثبت کرده و متوجه سه برآمدگی در مکان می‎شوند که یک مثلث را تشکیل می‎دادند. در اطرف بر آمدگی‎ها، تنه‎های درخت به شدت ساییده شده و شاخه‎ها در قسمت بالایی نیز شکسته شده بودند. تمامی این موارد نشان از فرود یک شیء پرنده در مکان را اثبات می‎نمودند. در حین بررسی محیط اطراف، حیوانات جنگل به طرز ترسناکی سر و صدا می‎کردند تا زمانی که شیء قرمز و بیضی شکل وارد جنگل شده و تمامی حیوانات آرام می‎گیرند. آن‎ها پس از ورود و مشاهده جسم تصمیم می‎گیرند که به آن نزدیک‎تر شوند و در این بین، متوجه جزئیات عجیب جسم می‎شوند.

شیء قرمز رنگ و بیضی شکل بود و موادی شبیه به فلز مذاب ترشح می‎کرد. در مرکز بیضی نیز دایره‎ای مشکی و چشمک زن وجود داشت که گویا همانند یک دوربین پیشرفته عمل کرده و در حال بررسی محیط اطراف بود. حرکات شیء نیز به صورت زیگزاگ و بسیار سریع بدون هیچ برخوردی با محیط اطراف انجام می‎شد که نشان دهنده کنترل آن توسط یک موجود هوشمند بود. تا این زمان، مشاهدات هالت و افرادش همچون دیگر مشاهدات عادی یوفو در سراسر جهان ادامه داشت، اما ناگهان اوضاع از حالت معمول خارج شده و با تمامی مشاهدات انجام شده تفاوت پیدا می‎کند.

جنگل رندلزهام ؛ جایی که یوفو فرود آمد

تصویری از محل فرود یوفو و سه برآمدگی مثلث شکل

شیء ناشناس نیز شروع به نزدیک شدن به هالت و افرادش می‎کند. هنگامی که به فاصله چند متری آن‎ها می‎رسد، در سکوت منفجر شده و به پنج نور سفید و بسیار درخشان تقسیم می‎شود. در این زمان که همگی در شوک به سر می‎بردند و هالت در حال تفکر با خود بود که چگونه این ماجرای فرازمینی را به دیگران توضیح دهد، یکی از افراد با ترس فریاد می‎زند که سمت شمال را نگاه کنید. ناگهان پنج یوفو عظیم الجثه در ارتفاع هزار متری در بالای سر آن‎ها شروع به حرکت کرده و نورهای مختلفی را از خود به محیط اطرف ساطع می‎کنند. هالت که جان خود و افرادش را در خطر می‎دید، با پایگاه تماس می‎گیرد و تقاضای نیروی کمکی فوری می‏‎کند، اما طولی نمی‎کشد که متوجه قطع شدن تمامی امواج و راه‎های ارتباطی می‎شود. به دلیل مجهز بودن اسلحه خانه پایگاه به سلاح اتمی و حرکت یوفوها با سرعت بسیار زیاد در محیط اطراف، هالت تصور می‎کند که آن‎ها در حال ارسال باریکه انرژی هستند تا اسلحه خانه را از کار بیندازند. افراد پایگاه که در نهایت متوجه اختلال در امواج الکترو معناطیسی پایگاه و بی اطلاعی از گروه هالت برای مدت زیادی می‎شوند، در نتیجه نگرانی سراسر پایگاه را فرا می‎گیرد. در این زمان اندکی از اختلال امواج کاسته می‎شود و با توجه با نگرانی پیش آمده در پایگاه، سر و صدای زیادی از بی سیم هالت خارج شده که نشان دهنده پیام‎های اضطراری و آماده باش بود. در این زمان هر پنج یوفو به سرعت از جنگل دور می‎شوند، اما ناگهان یک یوفو باز‎ می‎گردد و درست بالای سر گروه هالت می‎ایستد و با انتشار باریکه نور بسیار روشنی، آن‎ها را در جای خود میخ‎کوب می‎کند. سرهنگ و افرادش که برای این قبیل از شرایط هیچ آموزشی ندیده بودند، شروع به تفسیر رفتار یوفو می‎کنند. آیا این یک ارتباط یا تهدید است؟ به راستی هدف آن‎ها از این رفتار چیست؟ هیچ جوابی وجود ندارد. ناگهان باریکه نور قطع شده و یوفو با سرعت بسیار زیادی به سمت شمال حرکت کرده و محو می‎شود.

با رفتن یوفو اوضاع آرام می‎شود. سرهنگ هالت که باید مقامات مافوق خود را از موضوع مطلع کند، در گزارشی کامل ذکر می‎کند که در دو شب مختلف یوفوهایی در حوالی پایگاه رویت شده‎ و رفتارهای عجیبی را از خود بروز دادند. به دلیل موقعیت پایگاه در خاک بریتانیا، گزارش به وزارت دفاع بریتانیا داده شده و به شکل مرموزی در پاسخ گزارش اعلام می‎شود که موضوع اهمیت دفاعی نداشته و پرونده، همان طور که در ابتدا ذکر شد، به مدت ده سال بسته می‎ماند.

جنگل رندلزهام ؛ جایی که یوفو فرود آمد

تصویر سرهنگ هالت در سال 2007 به همراه گزارش‎های خود از حادثه

آغاز تحقیقات رسمی حول حادثه جنگل رندلزهام

همان طور که ذکر شد، نیک پوپ تحقیقات گسترده‎ای را آغاز کرد تا موضوع را به صورت کامل شفاف سازی کند. یکی از دلایل اعتقاد نیک پوپ درباره مهم بودن موضوع، مقام بسیار بالای گزارش دهنده، یعنی مقام سرهنگ هالت بود. وی در ابتدا تصور می‎کرد که اگر تهدیدی در آن زمان وجود داشت، به دلیل بی توجهی مقامات و نهادهای دولتی به موضوع، ممکن است در ده سال سپری شده بیش از پیش شدت گرفته باشد و در نتیجه، نیازمند تحقیقات رسمی و گسترده می‎باشد.

تحقیقات پوپ به مدت سه سال ادامه پیدا می‎کند و در این مدت، وی متوجه خطاهای بسیاری در موضوع می‎شود. نخستین مشکل و خطا، «آشفتگی در صلاحیت مرجع» نام می‎گیرد. در توضیح این خطا، اذعان شد که حادثه جنگل رندلزهام در پایگاه دوقلوی بنت واترز و وودبریج رخ داده و با وجود مالکیت نیروی هوایی آمریکا بر روی پایگاه و قرار داشتن آن در خاک بریتانیا، تعیین مرجع رسیدگی، دچار مشکل و ابهاماتی شده است. خطای دوم، «عدم بستن محل حادثه» ذکر شد؛ چرا که در شب نخست بلافاصله پس از فرود اولین یوفو، منطقه باز ماند و آدم‎های مختلفی از جمله مردم عادی به دلیل هیجان ماجرا، به آن‎جا وارد شده و منطقه از حالت اولیه خارج می‎شود. در نتیجه هیچ‎گونه نمونه برداری از محیط نمی‎تواست صورت بگیرد تا میزان تشعشع و موارد دیگر را بررسی نماید. سال‎ها بعد نیز پس از تحقیقات بیشتر پوپ، خطای سوم که مهم‎ترین خطا محسوب می‎شد، آشکار گردد.

پوپ به دنبال اطلاعات رادار شب حادثه بود تا مشاهده نماید که یوفو به راستی در رادار مشاهده شده بود یا خیر. یکی از شاهدان اذعان داشت که یوفو برای یک لحظه در رادار به عنوان هدف ناشناس ظاهر شد. آمریکایی‎ها نیز در گزارش موضوع به وزارت دفاع بریتانیا، خطایی بزرگ را مرتکب می‎شوند. آن‎ها در درج تاریخ حادثه با اختلاف یک شب تاخیر، یعنی درج تاریخ 27 دسامبر، اشتباه کردند و در نتیجه، وزارت دفاع در تاریخی اشتباه به دنبال یوفو ذکر شده می‎گشت. این خطا موجب از بین رفتن یکی از مهم‎ترین مدارک تحیقیقات شد، چرا که دیگر نوار ضبط شده رادارها از بین رفته بودند.

جنگل رندلزهام ؛ جایی که یوفو فرود آمد

تصویری از جنگل رندلزهام که همچنان برای عموم در دسترس است

شاهدان عینی به روند تحقیقات می‎پیوندند

در ادامه پوپ تنها به لیست کردن نواقص و خطاهای اولیه بسنده نکرده و شروع به مصاحبه و استخراج اطلاعات از شاهد عینی، یعنی گروهبان جیمز پنیستون مسئول امنیت پایگاه، می‎کند. شاهد عینی در نخستین شب شروع حادثه به جنگل رفته، برخورد بسیار نزدیکی با یوفو پیدا کرده و حتی آن‎ را لمس می‎کند! در ادامه وی به طراحی یوفو می‎پردازد و پوپ به سرعت متوجه منحصر به فرد بودن نوع شیء پرنده ناشناس می‎شود و نتیجه می‎گیرد که اشیای پرنده ناشناس و بسیار پیشرفته‎ای برای مدت زمانی نامعلوم، مشغول انجام عملیات بر فراز آسمان بریتانیا بوده‎اند.

پوپ پس از مشاهده دقیق شکل جیمز پنیستون که با دقت و جزئیات بالا طراحی شده بود، متوجه نکته بسیار مهمی می‎شود. سرهنگ هالت محلی در جنگل را توصیف می‎کند که سه برآمدگی به شکل مثلث وجود داشتند. این برآمدگی‎ها کاملا با سه گوش یوفو طراحی شده پیسنستون مطابقت می‎کردند. در ادامه وی شروع به تعریف تمامی ماجرای شب حادثه خود می‎کند.

جنگل رندلزهام ؛ جایی که یوفو فرود آمد

طراحی پنیستون از یوفو مثلثی شکل

چه چیزی در شب اول حادثه گذشت؟

گروهبان پنیستون پس از ورود به محلی که رادار شیء پرنده ناشناس را نشان می‎داد، متوجه اختلال شدید در بی سیم خود می‎شود. هر چه بیشتر به محل فرود نزدیک می‎شدند، میزان بار الکتریکی هوای اطراف بیشتر می‎شد و این موضوع به راحتی از لباس و مواد اطرافشان مشخص بود. همانند گفته‎ سرهنگ هالت، پنیستون و گروهش نیز هیچ نوع آموزشی نسبت به موقعیت پیش آمده، ندیده بودند. در ادامه او شروع به توصیف اشکال هندسی موجود بر بدنه یوفو می‎کند. با توجه به گفته‎ها، اشکال و نمادهای موجود بیشتر شبیه به حروف تصویری مصر باستان بودند (در سری مقالات «فصانوردان باستانی» به بررسی کامل این موضوعات می‏‎پردازیم). در این بین پوپ متوجه کار بسیار جالبی از جانب پینیستون می‎شود. او در همان زمان تمامی اشکال و نمادها را در دفتر خود طراحی کرده بود! اما ترجمه و یافتن معنا و مفهوم آن‎ها برای گروه تحقیقاتی مقدور نشد و تعاریف گروهبان در همین نقطه به پایان می‎رسد.

جنگل رندلزهام ؛ جایی که یوفو فرود آمد

اشکال هندسی و نمادهای طراحی شده که بر روی بدنه یوفو قرار داشتند

حادثه جنگل رندلزهام رسانه‎ای می‎شود

حال که سالیان زیادی از حادثه گذشته است، گروهبان پنیستون و سرهنگ هالت تصمیم می‎گیرند به کمک نیک پوپ موضوع را از سایه‎ها خارج کرده و تمامی مردم را در جریان قرار بدهند. در این راستا، یک کنفرانس مطبوعاتی در تاریخ 12 نوامبر سال 2007 برگزار می‎شود. در این کنفرانس، اکثر شاهدان عینی و نیک پوپ تمامی ماجرا و دست آوردهای تحقیقاتی خود را اعلام می‎کنند، اما در پایان کنفرانس، موضوعی نه چندان خوشایند از سوی دولت بریتانیا شفاف سازی می‎شود. نماینده دولت متن زیر را در پایان کنفرانس در مقابل خبرنگاران حاضر می‎خواند:

بیش از 80 پرسنل نیروی هوایی که همگی توسط دولت ایالات متحده آمریکا آموزش دیده بودند، فرود و پرواز اشیای پرنده ناشناسی را در منطقه ذکر شده، مشاهده نمودند. به گروه و شاهدان عینی گفته شد که این از لحظه به بعد، روند تحقیقات فوق سری اعلام شده و هیچ‎کس حق صحبت درباره این ماجرا را ندارد.

در این نقطه، حادثه جنگل رندلزهام برای عموم مردم جهان به پایان می‎رسد و هنوز نیز اطلاعات بیشتری از روند تحقیقات منتشر نشده است. نکته‎ای جالب توجه در این بین وجود دارد. دولت بریتانیا می‎توانست از همان ابتدا اجازه انتشار هیچ‎ گونه اطلاعاتی را ندهد و روند تحقیقات از همان ابتدا فوق سری اعلام شود. در عوض، مراحل و دست آوردهای اولیه در اختیار عموم مردم قرار داد. چرا؟ آیا دولت بریتانیا برنامه‎ای حول شفاف سازی کامل این حادثه در سال‎های آینده دارد؟ اگر جواب خیر است، پس چرا اصل موضوع را رسانه‎ای کردند؟

 نظر شما در مورد حادثه جنگل رندلزهام چیست ؟

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز:

https://telegram.me/ufolove

منبع: http://gadgetnews.ir/

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: