بایگانی ماهانه: ژانویه 2016

زنی که ادعا میکند بیگانگان فضایی با دوربین موبایلش سلفی گرفته اند.

زنی که خواسته ناشناس بماند, ادعا میکند در آشپزخانه خود مشغول روشن کردن سیگار بوده, و بعد کف حمام خانه خود و در حالت جنینی بیدار شده بدون آنکه به یاد بیاورد چطور از آشپزخانه به حمام آمده. سیگار و گوشی تلفن اون کف آشپزخانه پیدا شده. چند روز بعد این زن در گوشی موبایل خود 40 عکس تار و لرزان پیدا کرده است. او معتقد است توسط بیگانگان ربوده شده و این عکسها توسط بیگانگان و با گوشی موبایل او گرفته شده اند.

Woman Claims These Selfies Were Taken By The Aliens That Abducted Her

Woman Claims These Selfies Were Taken By The Aliens That Abducted Her

Woman Claims These Selfies Were Taken By The Aliens That Abducted Her

منبع: https://ca.news.yahoo.com/woman-claims-selfies-were-taken-092540721.html?nf=1

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز

https://telegram.me/blogufolove

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com    مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

دیسک بالدار خورشیدی /ارابه ی خدایان

دیسک بالدار خورشیدی
Winged Solar Disk
ارابه ی خدایان
چیزی غریب وابسته به درخت زندگانی که دیسک خورشیدی یا دیسک بالدار نامیده میشود.هنگام بازرسی دیسک بالدار خورشیدی بعضی از آنها نمود مکانیکی بیشتری دارند.مرکز آن به نظر می رسد که دارای برجستگی با یک لبه و تصاویر بال مانند میباشد.این تصویر همیشه در آسمان است.این وبسایت چنین می پندارد که این دیسک های بالدار نشان دهنده ی نقل و انتقال فرشته گان سرافین است.
Horus with wingshorus eye
تقریبا همه دیسک های خورشیدی بالدار را نشان دهنده ی کسوف خورشیدی فرض کرده اند که اینگونه به صفحه ی خورشیدی برمیگردد.بالها نشان دهنده ی هاله های خورشید در حین این اتفاق فرض شده اند.این نماد به تازه گی به صورت دو نماد : یکی به عنوان چشم هروس(ضمنا نماد فراماسونی از چشم جهان بین بالای هرم روی اسکناس دلار ما) و به عنوان خدای هروس یک دیسک با بالهای بیرون کشیده شده راه یافته است.هر دوی این نماد همچنین با خدای خورشید مصر قدیم Raبه هم پیوند داده شده اند.آشنا ترین شکل آن خدایی با سر تاج دار است.خدایان مصر آنچنان که در ارتباط بین هروس و خدای افتاب مصرRa نشان داده شده است سیالیت داشته اند که به موجب آن آنها به نقش های متفاوتی در میان زیارت گاهها پنداشته شده اند.این تا اندازه ای منجر به منطقه ای سیاسی شده است.
winged diskwing disk

این دو از تعداد متفاوتی از دیسک بالدار خورشیدی سبک بندی شده هستند.اینها بیشتردر ظاهری مکانیکی نمود یافته اند.معمولا این بالها با دارا بودن بالهای پردار بیشتر مرغ مانند هستند.برآمدگی مرکزی دیسک بالدار خورشیدی» شیيی نوکدار» است.چیزی که ما در حال نگاه کردن به آن هستیم شیئی نوکدار درخشان است همچنین در «شیئی نوکدار درخشان (مختصرا بحث خواهد شد).پرهای زیرین ممکن است سبکی ترکیب بندی شده از اشعه هایی که از دیسک بالدار خورشیدی علی الخصوص به سمت پایین به طرف درخت زندگانی تابیده میشود باشند.در نسخه مصری این پرها به علت نتیجه ناشی از، آنچه تاریخدانان پنداشته اند، پرها ممکن است چیزی متفاوت باشند وجود ندارند.
atem symbolsolar rays 2rays 1
این دو تابلوی سومری نمایش داده شده، نشان میدهدچگونه اشعه خورشیدی نشان داده شده اند.هر دو مقدسترین نمادها،آنهایی که در این آثار خورشید، ماه،دیسک بالدار و گاهی هفت جسم کروی بودند که به احتمال زیاد سیارات شناخته شده اند را شامل شده اند.یکی دیسک خورشیدی بالدار را مستقیما روی درخت زندگانی دارد که به (Oannes)های بابلی میماند ( Eaهمچنین به سومری با عنوان Enkiشناخته شده است)یکی دنباله ای پردار دارد که اشعه هایش درست مانند اشعه های خورشید سمت راست است.سیاه و سفید نشان دهنده ی نماد آتن خدای خورشید مصری است.آتن یا آتون دیسکی خورشیدی با نیروی حیات بخشی از روشنایی اشعه های هستی بود که آخن آتون آنرا میپرستید.
wing disk Persian
faravahar
مولفه ای دیگر برای این ساختار وجود دارد و آن میله ای است که بالای بالها واقع شده است.گاهی آن با میله ی کج شده ای نشان داده شده است.
تصاویر دیگر این ویژه گی را حذف کرده است.قسمت بیشتری از آن در دیسک های بالدار مصری نشان داده نشده اند.آنچه که این میله نشان داده است یک گمانه پردازی محض است.این ممکن است با عکس های بالدار در ارتباط باشد.هدف آن ممکن است جمع کردن یا بست دادن طرح ها تا حد ضرورت باشد. همچنین این نقوش ممکن است که تا شده باشند یا اینکه ممکن است نشان دهنده ی چفت یا دربندی برای این برجستگی باشد.این وسیله ای نقلیه است که از بهشت می آید همان طور که سومریان قدیم گفته اند به وسیله ی این خدا از بهشت پایین آورده شده است.فروهر سمت چپ به صورتی است که معمولا نشان داده شده است.میله ی بالایی روی بالها را ملاحظه کنید.
faravahar feet

serpent feetfeet

faravahar footegyptian winged disk
در ادامه ی ماهیت مکانیکی دیسک خورشیدی،این مبحث پاهای بست داده شده از قسمت زیرین لبه را شامل میشود.این پاهای از زیر پیوسته به این فروهر شبیه پای پرندگان به نظر میرسد.این جایی است که مصریان مار یوریوس Ureausرا جایگزین کرده اند.این پیوست یا هرآنچه هست به نظر میرسد همواره به لبه ی دیسک پیوند داده شده است.یوریو همیشه به دیسک با یا بدون بالها پیوسته است.مصریان این الحاقیه ها به یوریوس را مارکبرای مصر قدیم دانسته اند،این یوریو نشان دهنده ی چشمان خشمناک Raخدای آفتاب مصریان هستند . اعتقاد بر این بود که یوریوس آتش پرتاب میکرد.این پیوست ها انعطاف پذیر ظاهر میشوند و این ممکن است به آن ظاهر مار مانندی بدهد.تعدادی از این دیسک های خورشیدی بالدار پیچش پاها و همچنین میله ی بالایی را نشان میدهد. این ممکن است به این معنی باشد که بین میله ی بالایی و ضمایم گسترش یافته ی پایینی علیرغم ترکیبات متفاوت رابطه ای وجود داشته باشد.
four winged hubconeshamus

disk and steleadisk from susa
این نمایشی غیر معمول از دیسک بالدار خورشیدی میباشد.این چهار بال و چهار شعله که به آن هشت طرح میله دار میدهد در این نمایش مرکز برجسته است.این نمادی است که به هم پیوند داده شده و توسط شاماشShamash خدای خورشید غصب شده است.دومین تصویر نیز دیسک بالدار خورشیدی را باز با چهار عکس و چهار شعله نشان داده است سومین تصویر صورت شاماش(خدای خورشید)را به عنوان یک دیسک خورشیدی نشان داده است.این چنین دیسک بالدار خورشیدی توسط شاماش خدای خورشید و خود دیسک بالدار خورشیدی پرنده مانند آنچنان که در آسمان جدای از شاماش ظاهر شده نشان داده شده است.چهارمین (بابلی)و پنجمین (پارسی)بیشترین مصنوعات پرنده مانند هستند.

در هرکدام به یکباره در لحظه ای چیزی غیر قابل انتظار حضور یافته است.این حالتی از تابلوی سمت چپ است.همه ی فروهر ها که تا این تاریخ دیده ام دارای دو بال متنوع بوده اند.این یکی چهار بال دارد و نشان دهنده ی دقیق تری از دیسک بالدار در نشان پرنده مانندترینش است.
rosette and disk
نه تنها الهیون از این حمل و نقل برای مسافرت در طول مسافت های وسیع از فضا های بین ستاره ای استفاده کرده اند بلکه درخت زندگانی نیز به وسیله ی چنین نقل دهنده ی مشابهی «این مارهای خشمگین»این فرشته ی حمل کننده ، به این سیاره آورده شده است.در یهود فرشته ی حمل کننده یعنی فرشتگان خشمگین و «فرشتگان سوزان».
دیسک بالدار خورشیدی با گل و بوته ی موجود در مرکزش نشان دهنده ی درخت زندگانیست . در هنر سومری دیسک بالدار خورشیدی معمولا دور درخت زندگانی شناور نشان داده شده است.
این ممکن است این چنین باشد که افسانه هایی از مار به این غوغا های مبهم مرتبط شده است Girs.های دانشمند اطلاعات این مارها را از متون قدیمی به دست آورده اند.این اسطوره ها و افسانه ها خیلی از فرهنگ خود ما دور نیستند.همواره شگفت زده بودیم که افسانه ی اژدها و مارهایی که پرواز میکنند و از نفس هایشان آتش بیرون می آید از کجا می آید؟ افسانه ها چیزهای قدرتمندی هستند.
cross disk

Ashur

دیسک بالدار خورشیدی تنها شییی نوک دار تیز که آسمان را میپیماید نیست،آن شمایلی نیرو مند حاصل ارزش ها و مفاهیم فرهنگی بوده است.مانند گل و بوته ی دیسک بالا همانقدر هویت های فرهنگی دیگری به این دیسک ضمیمه شده است.صلیب ضخیم تر داخل دایره نماد آنو Anuمیباشد اما اجزای صلیبی نازک تر معنی دیگری را میرساند و آن نمادی برای شاماش است.اشوریان شمایل دیسک آشور را ساخته اند که به مشرق زمین آنچه که ایران امروزی است راه یافته است.این ممکن است به واسطه ی فروهر باشد که دیدگاه پیامرسانان بالدار،فرشته گان به مذهب مسیحیت راه یافته است.

seal with 2 disks
در سمت چپ تابلویی میباشد که دو نمایش متفاوت از دیسک بالدار خورشیدی دارد و در سمت چپ تابلوی فروهر است که در هر دو هنر ایرانی و آشوری نشان داده شده و سمت راست تفسیری سنتی از دیسک های بالدار است.درست زیر این دیسک بالدار دایره ای برجسته با چیزی که احتمالا پادشاه است ، داخل آن است.این به احتمال زیاد نمایشی از تصویر پادشاه داخل دیسک خورشیدی خیلی شبیه تصویر کنونی است که ما امروزه بیشتر با آن آشنا هستیم.جیزی که جالب توجه است این است که هر دوی این تصاویر در زمانی مشابه نمایش داده شده اند.به چه جهت مساله ای مبهم است.شاید اهل باستان محض احتیاط هر دو نمایش را اجرا کرده باشد.

genii
بالها دیگر نظریات پیشین زنده ی امروزی ، همواره الوهیت را نشان داده اند . کتاب Urantiaتوصیفی از این انتقال دهنده های سرافینی دارد ( صفحه 438)
سرافیم که این حقیقت را که به انسان ها اجازه داده شده بود که این انتقال دهنده ها را ببینند آشکار مینماید.همچنین شامل این است که چگونه ما به این باور رسیدیم که فرشته گان بال دارند که در واقع مجموعه ای دوتایی از سپر های محافظ هستند و آن انتقال دهنده ها شکلش را به منظور درخشان و نوک تیز شدن با جسمی نورانی تغییر دادند.در حقیقت «شی روشن و نوک تیز «.جدای این مبحث در باره ی بالها فرشتگان دوباره بالهایشان را در دوران مسیحیت باز یافته اند.تنها کروبیان ( فرشته ی آسمانی به صورت بچه ای زیبا ) و فرشته ی انتقال دهنده در عهد قدیم بالهای فراوانی داشته اند و آنها هرگز فرشتگانی سخت گیر چنانچه ما از عبارت میفهمیم نبوده اند.در خوانش توصیفات فرشتگان عهد قدیم ، آنها شبیه انسان و فاقد بال بوده اند.در بعضی موارد خیلی شبیه انسان میباشند.

seraphimseraphim wings
مجموعه ی بالهای دوتایی معیاری برای نشان دادن جن است.فرشته ی انتقال دهنده در انجیل مجموعه ای بال شیش تایی دارد.اولین تصویر کوچکتر سیروس به عنوان فرشته ی انتقال دهنده است.دومین هایتیت است.در همه ی موارد مجموعه ی بالهای دوتایی شکل سنتی ایکس مانند دارند . دو عدد بالا و دوتا پایین مشابه با نخستین دیسک بالدار خورشیدی.دو بالهای بالا نیز در نمایش شیش بال ، استفاده شده است.

سومریان شامل پیامرسانان خدا «کسی که بین خدا و انسان پیامرسانی میکرده اند. این تازه ترین مدرک ثبت شده از نوع فرشته گان است.این موجودات شعر ، هنرها و مذاهب سومریان را تحت تاثیر قرار داده بود.خانه ی هریک از سومریان قربانگاهی به افتخار فرشته ی محافظشان داشتند.کاوش های پیرامون پایتخت سومریان UR ، مصنوعاتی مذهبی را نمایانده است. یکی از جدیرترین کشفیات فرشته ی حکاکی شده روی سنگ ،شکلی بالدار بهشتی در حال ریختن آب زندگانی داخل فنجان خدا بوده است.دیوارهای پرستشگاه و ورودی های کاخها محافظان بالدار نقاشی شده داشته اند که پرستیده نیز میشدند و مشابه فرشته ی کودک مانند زیبا و فرشته ی انتقال دهنده ی امروزی بوده اند.
زرتشت اظهار داشته است که خدای روشنایی و فرشتگان مقرب او با خدای تاریکی ها به همراه دیو ها و ارواح شیطانی پشتیبان ، کینه جویی داشته اند. تصوری کلی از جنگی بزرگ میان این نیرو های تاریکی و روشنایی وجود داشته است.گرچه زرتشت ایمان داشت که خدای روشنایی و فرشته گانش پیروز بودند.فرشته گان نقش بزرگی در عقاید زرتشتیان داشتند.و تعدادی از فلسفه های مشابه مربوط به فرشتگان در مذاهب دیگری دیده شده اند.
در هر دو قبل و بعد از تبعید یهود ، دیدگاه آنان از فرشتگان تاثیر گرفته از زرتشتیان بوده است.تعداد فرشتگان آنان افزایش یافته و آنان پیغامرسانان الوهیت شدند.کتاب های آسمانی یهودی آنان از جنگ بین خوبی و بدی میگوید که به پایان دنیا ختم شده است.این جنگ فرشته ای شبیه جنگ زرتشتیان بین خدای تاریکی و روشنایی میباشد.اگرچه بعضی از رهبران یهودی این نوشته ها را رد کرده اند.تعدادی از فرشتگان پذیرفته شده توسط نوشته های یهودی ( تاثیر گرفته از زرتشت ) شبیه به مفهوم مسیحی از فرشتگان شده اند.هرکشوری فرشته ی مقرب محافظی دارد که در کتاب دانیال ذکر شده است.
( http://members.aol.com/_ht_a/Webangelgt/angelhistory.html) Copyright Angelight 1999. Webangelgt@aol.com
بازدید تورات 6 : 1-4
تورات 6 : 1-4
«1 زمانی که تعداد انسان در روی زمین شروع به افزایش کرد و دخترانی بهرشان متولد شدند.
2 پسران خدایان ( دیدبانان)دیدند که دختران انسان زیبایند و آنها با هریک که انتخاب میکردند ازدواج میکردند(یا با هم زندگی میکردند)
3 سپس خداوند فرمود : روح من برای همیشه با انسان مخالفت نخواهد کرد : برای اینکه او فانی است : روزهایش 120 سال خواهد بود.
4 نفیلیم ( غولها – زاده های زمین – هبوطکرده ها ) روزگاری بر زمین بوده اند – و پس از آن نیز -آن گاه پسران خدایان با دختران انسان در آمیختن و دختران از آنها باردار شدند . فرزندان حاصل از این ازدواج به قهرمانان باستان تبدیل شدند ( به جاودان نیرومندان ) نژادی نامور ( قوم شِم )
سیچین میگه این شم منظورش همون موشکهای آتشین هست که مفصل تو کتاب دوازدهمین سیاره توضیح میده
مردم سام
سام همچنین به شکلی غریب به آتش و سنگ ارتباط نزدیکی داده شده است.سام بدین گونه یک نگهبان بلند مرتبه ی سنگ کوره یا سنگ چخماخ بود.به عبارت دیگر ظاهرا مرجعی برای سنگی آسمانی است.این قویا حقیقتی را که سام به طور ویژه ای با چیزی که an-na»که به معنی «سنگ آسمانی «عبارتی مرتبط است,که همچنین برای تعریف فلزی درخشان استفاده شده است را تایید میکند.استفاده از کلمه ی سام به دلیل جنبه ی درخشان بودنش نامی آَشکار دیگر برای شاه یوتو Utuبرادر اینانا Inanna( خدای عشق و جنگ و حاصلخیزی سومریان قدیم )است.لقب او سام Shem-esh:درخشان بود ( لورنس گاردنر ، تورات پادشاهان گریلGrail ، صفحه 120)
بنابراین چیزی که ما اینجا داریم این است که سام یک سنگ چخماخ درخشان بهشتی بود درحالی که نفیلیم یعنی فرشته ی سقوط کرده (همچنین درخشنده ) مردم سام بوده اند.
(http://www.goroadachi.com/etemenanki/mystery-babylon.htm )
مردم سام هیچ ارتباطی به سام پسر نوح ندارند . چیزی که من فکر میکنم با آن سر و کار دارد دیسک بالدار نمادی که این وبسایت به عنوان نقل و انتقال سرافینی در نظر گرفته است میباشد.منابع»نگهبان والا » » فلز درخشان » و » بهشتی » به چیزی واقعی که زمین و آسمان را به هم مرتبط کرده است اشاره دارد.با توجه به اینکه دیسک بالدار یکی از پنج مقدس ترین نماد های آشوریان و به احتمال زیاد کل بین النهرین است ، افزودن عبارت سام به دیسک بالدار مناسب به نطر میرسد.متصل کردن نفیلیم با مردم سام واقعیتی منحصر به فرد در مفاد بیانیه ی کتاب مقدس است.کتاب یورنتینا Urantiaدر صفحه ی 742 فهرست وار میگوید که یکصد Caligastia»دیدبانان » از «بهشت » به زمین توسط نقل دهنده ی سرافینی رسیده اند.سرافین ها ، نقل دهنده های سرافینی هستند و همچنین در انجیل با عنوان مارهای پرنده ی آتشین شناخته شده اند.در این حالت حقیقت از افسانه عجیب تر است.
جز این االهامات احتمالی ، این چهار خط تورات شاید پر ابهام ترین های قسمت های انجیل هستند.اینها کلیدهایی برای تاریخی هستند که ما از آن بی بهره ایم.آنچه هنوز نیاز است در ارتباط با داستان دیدبانان پایین آمده ی حادثه ی سقوط سریع آسمانیون است:تمرد شیطان : در آیات 12:7 داستان سقوط شیطان اظهار شده است.این ها جملاتی هستند که در آن این اژدها(شیطان ) و فرشتگانش در بهشت در حال جنگ بودند اما آنان شکست خوردند و به روی زمین پایین انداخته شدند ( به لطف خدا) .همراه با «اژدهاهای سرخ بزرگ » دنباله های او به سومین ستاره آسمانی متمایل گشته و آنها به زمین انداخته شدند.(آیه 12:4).این دو داستان نفیلیم و لوسیفر بوسیله انجیل کامل مجزا گشته اند.ولی هر دو این داستانها در سناریوی هبوط به زمین مشترکند.این آسمانیون تا آن زمان آنجا بوده اند اما پرتاب یا سقوط داده شدن به پایین در نتیجه ی تمرد,فوق جاودانه گان کنونی به یکباره , مانند انسان فانی شدند.»روح خدا نیز برای همیشه با انسان متصل نخواهد ماند»جنگ شیاطین غم انگیز ترین نتایج را در پی داشت.این جنگ آسمانیون روی زمین بود.این جنگی از مرگ حقیقی بود که در آن شکست خورده ها به گونه ای بودند که انگار اصلا وجود نداشته اند.به آسمانیون درست شبیه فناپذیران اختیار بخشیده شد و تنها بزرگترین انتخاب اختیار زنده ماندن است.در کتاب انوخ (پسر قابیل) ,انوخ از دیدبانان درخواست طرف شدن خودشان با قدرت برتر کرد.پاسخ آنها این بود که آنها انتخاب خود را کرده اند.
4″…. و از دید من ,چنین نمایانده شده است که با درخواست شما در سراسر کل روزهای ابدیت موافقت نخواهد شد و آن داوری
5″در نهایت به تو واگذار شده است,بله(درخواست تو) با تو موافقت نخواهد شد و از این پس شما به بهشت ,به جاودانگی تمام صعود نخواهید کرد,و در بندهای زمین این فرمان
«پیش رفته به منظور زنجیر کردن تو به کل روزهای این دنیا»انوخ
14 : 6 – 4 (بله ,ویرجینیا , عدالت الهی وجود دارد)
درباره تصویر دیسک بالدار خورشیدی در بالای این صفحه, ستاره ها برای نمایش نظریه مشهور هفت آسمان انجیلی افزوده شده اند.کتاب Urantia این نظریه هفت آسمان را با آشکار ساختن موجودیت دنیای هفت عمارت تایید کرده استJohn Zebedee,John the Apostleاجازه یافته که این واقعیت را تجربه کند و از آنچه تجربه کرده است از قبیل دریای شیشه ای و خصوصیات معماری مشخصی بنویسد.جان مکانی واقعی را مشاهده کرده است.مکانی که توسط فرشته های سرافینی انتقال دهنده به جایگاه قیامت اتصال یافته است.
منبع

http://firstlegend.info/3rivers/thewingedsolardisk.html

با تشکر فراوان از  همیاران گرامی.

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز

https://telegram.me/blogufolove

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com    مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

پاگنده در شرق تگزاس

کاوش برای یافتن پاگنده به شرق تگزاس کشیده شد.
نامهای زیادی برای این پدیده اعم از پا گنده، ساسکواچ و حتی یتی یا همان غول برفی به میان آمده است.
وجود این موجود هیچگاه از نظر علم تایید نشده است. اما هنوز اشاره به موجود مودار بزرگ ادامه دارد و این موضوع متخصصین پا گنده را بر آن داشته است که همواره به دنبالش باشند.

Bigfoot Tom Images Captured
اخیرا یک سری عکسهایی که در سایت شکار چروکی کانتی گرفته شده است این متخصصین را به شرق تگزاس کشانده است.
تام بیسکاردی که به عنوان پدر خوانده پاگنده شناخته می‌شود، بیش از ۴۵ سال است به دنبال شکار این موجود است.
تام میگوید:« من روزی را میبینم که کسی یکی از آنها را پیدا میکند و وجودش را به جهان علم ثابت می‌کند.»
تام و گروهش که خود را متخصصین پاگنده نامیده‌اند، اخیرا با دیدن عکسهای غیر قابل توجیه یک زمین دار به شرق تگزاس رفته اند.
عکس از یک دوربین گرمایی توسط یک غذا دهنده گوزنها در ماه دسامبر گرفته شده است. به گفته تام آنچه در عکس بود بدون شک یک پاگنده‌ی ۷ فوتی بوده است.
بنابراین تام و گروهش که شامل پسرش تی.جی هم میشود بر آن شدند تا با تعبیه‌ی چندین دوربین و طعمه موفق به عکس انداختن از این موجود شوند.
تام و تی.جی میگویند که آنها موفق به بدست آوردن نشانه های زیادی از پاگنده شده اند ولی گرفتن عکس از آن کار بسیار سختی است.
آنها همچنین گفته اند هر قدر هم طول بکشد به این کار ادامه خواهند داد.
تی.جی:« این یک کار تمام وقت است. این شغلی بسیار مهیج است.»
هنگامی که ما به گروه پیوستیم، هیچ عکس خوبی نگرفتیم اما هنگامی که تی.جی صدای پاگنده را در آورد، صدای در پس آن شنیدیم.
گروه گفتند که جمعه شب را بیرون خواهند ماند تا شواهد بیشتری از وجود پاگنده بدست اورند.

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز

https://telegram.me/blogufolove

منبع:

http://www.disclose.tv/news/the_search_for_bigfoot_comes_to_east_texas/126519

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com    مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

تراز ماقبل تاریخ عجایب جهان/2

تراز ماقبل تاریخ عجایب جهان/1

نگاهی نوین به یک طرح قدیمی
تراز ماقبل تاریخ عجایب جهان
جیم آلیسون

بخش دوم- بخش طلایی
حرف یونانی فی(φ) دال بر بخش طلایی است، همچنین به عنوان نسبت الهی 1. 618 به یک شناخته می‌شود. فرمول ریاضی برای φ ریشه مربع از پنج به علاوه یک تقسیم بر دو است. اگر یک خط با دو ضریب φ بین بخش طولانی‌تر و بخش‌کوتاه‌تر تقسیم شود، ضریب بین کل خط و بخش طولانی‌تر φاست و طول کل بخش φ به اضافه یک است. φ به اضافه یک همچنین برابر با2φ است

دانلود بخش دوم

بخش دوم

با تشکر فراوان از شمیم عزیز و  همیاران گرامی.

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز

https://telegram.me/blogufolove

منبع:

http://home.hiwaay.net/~jalison/phi2.html

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com    مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

تراز ماقبل تاریخ عجایب جهان/1

نگاهی نوین به یک طرح قدیمی
تراز ماقبل تاریخ عجایب جهان
جیم آلیسون
بخش اول-دایره عظیمه

دوایر عظیمه خطوط مستقیمی هستند که تمام مسیر دور مرکز زمین را در بر دارند. خط استوا یک دایره عظیمه است. نصف النهارها طول جغرافیایی که از قطب شمال و جنوب عبور می‌کنند نیز دایره عظیمه می‌باشند. برای هر ناحیه روی دایره عظیمه، ناحیه مخالف نیز روی دایره است. به غیر از خود خط استوا، هر دایره عظیمه با خط استوا در دو موقعیت مخالف˚180 تلاقی می‌کند. به غیر از خط استوا و نصف‌النهارطول جغرافیایی که از شمال و جنوب امتداد دارند، هر دایره عظیمه دیگری به ماکزیمم عرض جغرافیاییش در دو موقعیت˚90 هستند که از طول جغرافیایی شرق و غرب دو موقعیت دایره عظیمه با استوا تلاقی می‌کند؛ می‌رسد.
جزیره استر ، نازکا ، الانتایتامبو ، پاراتوآری ، تاسیلی ناجر ، جیزه همه روی یک دایره عظیمه در یک ردیف قرار گرفته‌اند. سایت‌های باستانی اضافی که در داخل یک دهم از یک درجه این دایره عظیمه هستند شامل پترا ، پرسپولیس ، خاجوراهو ، پیای ، سوکوتای ، آناتوم می‌شوند.
نزدیک الانتایتامبو، ماچوپیکچو و کوزکو در داخل یک چهارم از یک درجه است. در دره ایندس ، موهونجو دارو و گانوریوا در داخل یک چهارم از یک درجه هستند. شهر باستانی سومریان اور و معابد آنگکور در کامبوج و تایلند در داخل یک درجه از یک دایره عظیمه هستند. معبد آنگوکور در پراه ویهر داخل یک چهارم از یک درجه است.
این دایره از سرچشمه و دهانه آمازون، خط فاصل بین مصر علیا و سفلی، دهانه دجله و فرات، رودخانه ایندوس و خلیج بنگال نزدیک دهانه گانگس عبور می‌کند. دایره همچنین از مناطقی از جهان که تا حد زیادی ناشناخته است، از قبیل صحرا ساهارا، جنگل بارانی برزیل، ارتفاعات گینه نو و مناطق زیر آب اقیانوس اطلس شمالی، جنوب اقیانوس آرام و دریای چین جنوبی می‌گذرد.
تراز این سایت‌ها به راحتی بر کره زمین با حلقه‌های افقی قابل مشاهده است. در یک ردیف قرارگیری دو سایت روی یک حلقه افقی همه‌ی این سایت‌ها را روی یک حلقه ردیف می‌کند. برنامه نرم‌افزاری سه بعدی اطلس این دایره عظیمه در اطراف زمین را رسم می‌کند. چهار عکس زیرین روی دو ناحیه تمرکز یافته‌اند که دایره عظیمه خط استوا را قطع می‌کند و دو ناحیه‌ای که دایره عظیمه به ماکزیمم عرض جغرافیایی می‌رسد. دایره از استوا در’36˚48طول جغرافیایی و’24˚131 طول جغرافیایی غربی عبور می‌کند. ماکزیمم عرض جغرافیایی دایره ’22 ˚30عرض جغرافیایی شمالی در’24˚41 طول جغرافیایی غربی و’22 ˚30عرض جغرافیایی جنوبی در’36˚138طول جغرافیایی غرب است.


همه دوایر عظیمه دو نقطه محور مخالف دارند. دو نقطه محور برای خط استوا قطب‌های شمال و جنوب هستند. هر نقطه در امتداد خط استوا در˚90 در یک فاصله مساوی هستند، یا یک چهارم محیط زمین از قطب‌های شمال و جنوب. برای هر دایره عظیمه، فاصله از نقطه محور به هر نقطه در امتداد دایره، یک چهارم محیط زمین است. برای هر دایره عظیمه به غیر از خط استوا، طول جغرافیایی نقاط محور˚90 غرب و شرق دو نقطه‌ای که دایره عظیمه از خط استوا عبور می‌کند؛ می‌باشد.
دوایر عظیمه که از شمال و جنوب در امتداد خط نصف‌النهار طول جغرافیایی ادامه می‌یابند نقاط محورشان روی خط استوا،˚90 طول جغرافیایی غرب و شرق نقاط را دارند که دایره خط نصف‌النهار از خط استوا و˚90 عرض جغرافیایی از قطب‌ها عبور می‌کند که دایره خط نصف‌النهار به ماکزیمم عرض جغرافیایی آنها می‌رسد. فاصله از نقاط محور به هر نقطه در مسیر یک دایره خط نصف‌النهار یک چهارم محیط زمین است، اما˚90 طول جغرافیایی از نقاط محور به نقطه‌ای که دایره خط نصف‌النهار از خط استوا عبور می‌کند 6255 مایل است، در حالیکه˚90 عرض جغرافیایی از نقطه محور به ماکزیمم عرض جغرافیایی دایره خط نصف‌النهار در قطب‌ها 6215 مایل است. دلیل این است محیط قطب از زمین 24860 مایل است، در حالیکه محیط استوایی 24901 مایل است، با توجه به برآمدگی زمین در استوا و مسطحی زمین در قطبین.
سیستم مدرن محاسبه درجات عرض جغرافیایی از استوا به قطبین ما بر اساس تغییر زوایای شمال-جنوب در امتداد سطح زمین است. به عنوان یک نتیجه، درجات عرض جغرافیایی در قطبین کمی طولانی‌تر هستند، جایی که زمین مسطح‌تر است، و کمی کوتاهتر از برآمدگی خط استوا است. برای دوایر عظیمه به غیر از دوایر خط نصف‌النهار، فاصله شمال-جنوب از نقاط محور به دوایر عظیمه در یک مسیر از قطب عبور می‌کند، درحالیکه از خط استوا در مسیر دیگر عبور می‌کند. به عنوان یک نتیجه، عرض جغرافیایی نقاط محور باید کمی برای جبران فاصله طولانی‌تر از درجات عرض جغرافیایی در قطبین و فاصله کوتاه‌تر درجات عرض جغرافیایی در خط استوا تنظیم شود.
دو نقطه محوری برای دایره عظیمه مصور در بالا در ‘53˚59عرض جغرافیایی شمالی و ’36˚138 طول جغرافیایی غربی و’53˚59 عرض جغرافیایی جنوبی و’24˚41 طول جغرافیایی غربی قرار دارند. نقطه محور شمالی در گوشه شمال‌غربی بریتیش کلمبیا کانادایی روی خط راس یخ تقریبا 6800 بالاتر از سطح دریا است. محیط این دایره عظیمه 24892 مایل است. این کمی کمتر از محیط استوایی زمین، اما نزدیکتر به محیط استوایی از محیط قطبی است زیرا ماکزیمم عرض جغرافیایی دایره عظیمه نزدیکتر به استوا است است تا قطبین، و چون بیشترین این کاهش محیط قطبی ناشی از مسطحی زمین نزدیک قطبین است.
جدول زیر فاصله هر سایت از دایره عظیمه و فاصله هر سایت از نقطه محور شمالی را فهرست می‌کند. تغییرات جزئی در فاصله از نقاط محور به دوایر عظیمه بسته به اینکه آیا مسیر از نقاط محور به موقعیت‌های متفاوت در طول دایره عظیمه‌ای که از خط استوا یا نواحی قطبی عبور می‌کند؛ وجود دارد. میانگین فاصله از نقطه محور به دایره عظیمه 6218 مایل است.

Latitude Longitude To Great Circle: To Axis Point:
Giza 29° 59′ N 31° 09′ E 0 miles 6.219 miles
Siwa 29° 14′ N 25° 31′ E 10 miles 6,231 miles
Tassili n’Ajjer 26° 32′ N 9° 50′ E 0 miles 6,218 miles
Paratoari 12° 48′ S 71° 25′ W 0 miles 6,219 miles
Ollantaytambo 13° 15′ S 72° 16′ W 0 miles 6,220 miles
Machupicchu 13° 06′ S 72° 35′ W 15 miles 6,206 miles
Nazca 14° 42′ S 75° 06′ W 0 miles 6,221 miles
Easter Island 27° 06′ S 109° 20′ W 0 miles 6,221 miles
Aneityum Island 20° 10′ S 169° 48′ E 8 miles 6,230 miles
Preah Vihear 14° 24′ N 104° 40′ E 25 miles 6,241 miles
Sukhothai 17° 01′ N 99° 42′ E 5 miles 6,226 miles
Pyay 19° 15′ N 95° 05′ E 5 miles 6,213 miles
Khajuraho 24° 51′ N 79° 56′ E 12 miles 6,206 miles
Mohenjo Daro 27° 15′ N 68° 17′ E 20 miles 6,243 miles
Persepolis 29° 56′ N 52° 55′ E 5 miles 6,215 miles
Ur 30° 57′ N 46° 07′ E 40 miles 6,173 miles
Petra 30° 19′ N 35° 28′ E 6 miles 6,213 miles

سایت‌های فهرست شده‌ی بالا در حالت ساعتگرد از جیزه روی طرح سمتی برابر زیر نشان داده شده‌اند. طرح روی نقاط محور در جنوب شرقی آلاسکا متمرکز شده است. فاصله به هر موقعیت از مرکز یک طرح سمتی برابر به صورت مساوی مدرج شده است. چون تمامی این سایت‌ها روی تراز دایره عظیمه به طور مساوی از نقاط محور در یک چهارم محیط زمین فاصله دارند، ترازها یک نیم راه دایره کامل بین مرکز و لبه بیرونی طرح تشکیل می‌دهد.

 

 

با تشکر فراوان از شمیم عزیز و  همیاران گرامی.

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز

https://telegram.me/blogufolove

منبع:

http://home.hiwaay.net/~jalison/index.html

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com    مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

این موبایل را ۸۰۰ سال قبل موجودات فضایی در زمین جاگذاشته‌اند؟

طرفداران فرضیه وجود موجودات فضایی یا بیگانه در آخرین مورد از کشف یک گوشی موبایل متعلق به ۸۰۰ سال قبل در اتریش خبر داده‌اند. آنها مدعی هستند که موجودات فضایی این گوشی را در زمین جا گذاشته‌اند.
 

در تصاویری که در فضای مجازی منتشر شده وسیله‌ای شبیه گوشی‌های قدیمی نوکیا یا اریکسون دیده می‌شود که دکمه‌های آن با زبانی شبیه زبان سومری نوشته شده‌اند. گروه‌های منتشر کننده این خبر می‌گویند این گوشی به تازگی در حفاری باستان‌شناسان در اتریش پیدا شده است و قدمتی بیشتر از ۸۰۰ سال دارد. به خاطر نبود اطلاعات موثق در این رابطه اما این مسئله یک دروغ و خبر ساختگی از سوی مخالفان خوانده شده است. 

گروه‌های حامی این نظریه اما می‌گویند  این وسیله که شباهت بسیاری به گوشی تلفن همراه دارد در حفاری‌های اطراف شهر سالزبورگ کشف شده اما باستان‌شناسان حقایق در رابطه با آن را مخفی کرده‌اند. 

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز

https://telegram.me/blogufolove

تنها مردی که تاکنون به یک بشقاب پرنده شلیک کرده است.

تنها مردی که تاکنون به یک بشقاب پرنده شلیک کرده است.
(ترجمه: حمیدرضا مزده، مهندس هوا – فضا)
سی و پنج سال پیش، خلبان جت جنگنده اُسکار سانتا ماریا هواِرتا یک روبرویی واقعی با یک بشقاب پرنده داشت. طی این حادثه او تلاش کرد یک شیء پرندۀ اسرارآمیز را که به شکل یک لامپ بود سرنگون سازد. تا امروز این پرونده تنها مورد مستند در رابطه با یک هواپیمای نظامی است که به یک بشقاب پرنده شلیک کرده است.


اوایل بامداد 11 آوریل سال 1980 بود، و ستوان یکم 23 ساله از نیروی هوایی پرو به همراه 1880 تن از پرسنل ارتش و افراد غیرنظامی در پایگاه نیروی هوایی لاهویا در 1000 کیلومتری جنوب پایتخت پرو آمادۀ تمرینات روزانه می شد.
به ستوان هوارتا، خلبانی با هشت سال تجربه که از سن 19 سالگی برای انجام مأموریتهای جنگی پرواز می کرد، دستور داده شد تا با جنگندۀ سوخوی 22 بلند شود و شیء عجیب نقره ای رنگی را که در نزدیکی پایان خط پرواز فرودگاه به صورت معلق روی هوا رویت شده بود ره گیری کند.
شیء پنج کیلومتر فاصله داشت و در حدود 600 فوت برفراز زمین به صورت معلق روی هوا مانده بود و به هیچ پیام ارتباطی پاسخ نمی داد.
سرهنگِ اکنون بازنشسته در مقاله ای به نام «بشقابهای پرنده: ژنرالها، خلبانان، و مقامات دولتی لب به سخن می گشایند» می گوید: این «بالون» در منطقۀ ممنوعۀ نظامی بود، مجوزِ بودن در آنجا را نداشت، و امنیت ملی را به طور جدی به چالش می طلبید.

At 23, then-Lt. Huerta managed to fire on — and hit — a UFO.
سرهنگ هوارتا یکی از بسیاری پژوهشگران، افسران سابق نظامی و سایرین بود که در یک رخداد خبری در کلوپ ملی خبرنگاران در واشینگتن در سال 2013 شواهد مستحکمی را به منظور اعمال فشار روی دولت آمریکا ارائه نمودند، تا پرونده های خود را پیرامون برخورد با بشقابهای پرنده بگشایند.
او نوشت: «آن باید پایین می آمد. لاهویا یکی از پایگاهها در آمریکای جنوبی بود که دارای ابزار جنگی ساختۀ زمان شوروی سابق بود، و ما نگران جاسوسی بودیم.»
سرهنگ هوارتا بعد از این که با جت خود از زمین بلند شد تا ارتفاع 2500 متری اوج گرفت تا به بشقاب پرنده حمله کند. او می نویسد: «من به فاصلۀ لازم رسیدم و شصت و چهار گلولۀ 30 میلیمتری به سمت آن شلیک کردم. گلوله ها یک دیوار آتش مخروطی شکل ایجاد کردند که معمولاً هر چه را که در سر راه آنها قرار داشت نابود می کردند. فقط یکی از آن گلوله ها می توانست یک اتوموبیل را منهدم سازد، اما آنها هیچ تأثیری روی شیء ناشناخته نداشتند. من فکر کردم که بالون شکافته خواهد شد و گازهای آن به بیرون فوران خواهد کرد. اما هیچ اتفاقی نیفتاد. به نظر می رسید که گلوله های بسیار بزرگ جذب بالون می شدند، و آن اصلاً آسیبی ندید.»

A diagram showing the encounter with the object.
سپس شیء با سرعت رو به بالا به آسمان جهش کرد و از پایگاه دور شد. سپس سرهنگ هوارتا (برای افزایش سرعت) پس سوز هواپیمای خود را روشن کرد و در فاصلۀ 500 متری شیء را تعقیب نمود. بعد از این که آنها به شهر کامانا به فاصلۀ 84 کیلومتری پایگاه رسیدند، شیء به ناگهان در هوا متوقف گردید و او را ناچار ساخت از کنار آن عبور کند.
سرهنگ هوارتا با چرخش به راست تلاش کرد خود را در موقعیتی قرار دهد که بتواند بار دیگر شلیک کند. او می نویسد: «من شروع کردم به آن نزدیک شوم تا این که شیء در معرض دید کامل من قرار گرفت. من سیستم شلیک را روی هدف قفل کردم و آمادۀ شلیک شدم. اما درست در همان لحظه شیء به سرعت به بالا صعود کرد و از حمله گریخت. من زیر آن ماندم. آن شیء حمله را در هم شکست.»

A rough diagram of the object.
او همین مانور را دو بار دیگر تکرار نمود و هر بار شیء پیش از آن که او بتواند شلیک کند با جهش به سمت بالا گریخت.
تا این هنگام شیء به ارتفاع 14،000 متری از سطح زمین رسیده بود. سرهنگ هوارتا تصمیم گرفت تلاش کند از بالا حمله کند تا شیء نتواند از تیررس او بگریزد، اما شیء سایه وار تا ارتفاع 19،200 متری بالا رفت. این ارتفاع بسیار بالاتر از سقف پرواز هواپیمای او بود.
سوخت هواپیمای او رو به کاهش بود، و او متوجه شد که نمی تواند به حمله ادامه دهد، لذا تصمیم گرفت به شیء نزدیک شود تا بهتر آن را ببیند. وقتی به فاصلۀ 100 متری از شیء رسید متوجه شد آن شیء چیست. او می نویسد: «من با دیدن شیء حیرت زده شدم و متوجه شدم که آن شیء اصلاً بالون نیست. این شی ای بود که 10 متر قطر داشت و یک برآمدگی کروی براق در بالا داشت که به رنگ کِرِم بود، درست شبیه نیمۀ بالایی یک لامپ.»

“It had no visible propulsion system.”
«پایین آن یک پایۀ عریض دایره ای شکل به رنگ نقره ای داشت، و به نظر فلزی می رسید. آن فاقد تمامی اجزای یک هواپیمای معمولی بود. بال، سیستم رانش موتوری، اگزوز، پنجره، آنتن و غیره نداشت. آن یک سیستم قابل رویت رانش نداشت.
«در آن لحظه من متوجه شدم که این شیء یک وسیلۀ جاسوسی نیست، بلکه یک بشقاب پرنده است، چیزی کاملاً ناشناخته. سوخت من تقریباً تمام شده بود، لذا من نتوانستم حمله کنم یا با هواپیمای خود مانوری انجام دهم. به ناگاه من ترسیدم. پیش خود فکر کردم کارم تمام است.»

سرهنگ هوارتا در هوا دور زد و به دلیل فقدان سوخت هواپیما را به سمت پایین سُر داد. «من شروع به انجام حرکت زیگ زاگ نمودم تا هدف قرار دادن هواپیمای من دشوارتر باشد. من همیشه یک چشم به آینه های عقب نما داشتم و امیدوار بودم که مرا تعقیب نکند.»
بعد از این که او فرود آمد شیء تا دو ساعت دیگر در همان مکان باقی ماند و «برای هر کس که در پایگاه بود قابل رویت بود، ضمن این که نور خورشید را نیز منعکس می کرد.»
سرهنگ هوارتا می گوید هواپیما توسط هر کس که در پایگاه بود دیده شد، و بسیاری از آنها ملزم بودند گزارش مشاهدات خود را بدهند. در ژوئن 1980 مدرکی از سوی وزارت دفاع آمریکا با عنوان «بشقاب پرنده ای در پرو رویت شد» این رخداد را توصیف می کند و می گوید منشاء شیء ناشناخته است.
رخداد مشابهی در سال 1976 در ایران به وقوع پیوست. در آن هنگام ژنرال نیروی هوایی پرویز جعفری تلاش کرد به یک بشقاب پرنده شلیک کند اما متوجه شد که تمامی دستگاههای او از کار افتاده اند. سرهنگ هوارتا می نویسد: «دستگاههای من مکانیکی بودند، و شاید به این دلیل بود که نتوانستم بشقاب پرنده را سرنگون سازم. شیء در آخرین دقیقه به سوی دیگر جهش نمود.»
«من خود را در موقعیت منحصر به فردی می یابم، حداقل برای آن لحظه، و تا جایی که من می دانم، من تنها خلبان نظامی در دنیا هستم که در واقع به سمت یک بشقاب پرنده شلیک نمودم و من به هدف زدم. فکر کردن به این موضوع هنوز لرزه بر اندام من می اندازد.»

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز

https://telegram.me/blogufolove

http://www.news.com.au/finance/work/leaders/the-only-man-to-ever-shoot-at-a-ufo/news-story/8fdf6eddbe5363fb5823f1625a7713f5

 

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: