سلولهای بدن شما به شما گوش میدهند.


ufolove8

«این سخنان یک پزشک سنتی متحول شده است، که سفرش به درون را در جستجویِ پتانسیلِ شفا بخشیِ فوق العاده ای که در بدن انسان وجود دارد، آغاز کرد.»

این نگرش زمانی در من شکل گرفت که درگیرِ یک بیماری مزمن و دردناک بودم. در این فکر بودم که آیا بدنم صدای مرا می شنود؟ … آیا می توانم با او صحبت کنم و از او در درمانِ بیماری کمک بگیرم؟
آن شب، بعد از اینکه بواسطۀ مدیتیشن به یک حالت آرامش عمیق رسیدم، وارد یک گفتگوی درونی و صمیمی با بدنم شدم، با امید اما بدون هیچ انتظاری… بعد از گذشت تقریباً یک ساعت از این گفتگو، اتفاق جالبی رخ داد.

بافت هایِ من شروع به پاسخ دادن کردند، بافتِ همبند کشیده شده و خود را از لایه هایِ بافت آسیب دیده جدا کرد. عصب ها آزاد شدند و ماهیچه های پای من به طور غیر ارادی شروع به انبساط و انقباض کردند!

همچنان که این واکنش ادامه می یافت، ماهیچۀ ساق پایِ من که در اثر اختلالِ نوروپاتی (تشخیص پزشک : دیستروفی رفلکسی سمپاتیک) از کار افتاده بود، مانند اینکه یک شوک الکتریکی به آن وارد شده باشد، دوباره به زندگی برگشت.

احساس کردم بلاخره راهِ رهایی از بیماری را پیدا کرده ام، و دلگرم شدم.

با تجربه ای که در طبابت داشتم(طب سوزنی و طب شرقی) به خوبی می دانستم که این بیماری چقدر در کشور شایع است، و از دست آورد هایی که تجربۀ من می توانست برای دیگر کسانی که با این درد دست و پنجه نرم می کنند داشته باشد، احساس شعف کردم.

همچنان که به درمان بیماری در خودم ادامه می دادم، رویکردم را به سمت سیستمی سازماندهی کردم، که از طریق آن بتوانم به مراجعه کنندگان نیز آموزش بدهم و تمرکز حرفه ایم را به هیپنوتراپی(هیپنوتیزم درمانی) تغییر دادم.

من پی برده ام که در هنگام برقرایِ ارتباط، سه گامِ کلیدی برایِ همراه کردنِ بدن وجود دارد:
1. درک کنید که بدنتان از سلولهایِ هوشمندی تشکیل شده که دارای احساس و شعور هستند.
2. باورمندانه بدنتان را درگیر یک گفتگویِ ذهنی دربارۀ این موضوع کنید که رهایی از بیماری به نفع هر دوی شما است.
3. در این گفتگو سعی کنید از لحن های گفتگویی متنوعی استفاده کنید، شانس استفاده از افکار و کلمات متنوع را برای ظهور احساساتِ غیر ارادیِ عمیق امتحان کنید.

من قبلاً با مواردی خیلی شبیه به این برخورد داشتم که توسط محققی با نام، «کلیو بکستر(Cleve Backster)» کشف شده بود، او 36 سال روی ارتباط زیستی در گیاهان، حیوانات و انسان تحقیق کرده بود.

بکستر، بازجویِ متخصص اسبق سازمان CIA، در کتابش با عنوانِ «Primary Perception: Biocommunication with Plants, Living Foods, and Human Cells»، در تعریف حادثه ای که مسیر زندگی او را تغییر داد چنین می نوسد:
این حادثه در صبح یکی از روزهای فوریه سال 1966 اتفاق افتاد، یعنی هنگامیکه او تصمیم گرفت یک گیاه دراسنا(خون سیاوشان) را بوسیلۀ دستگاه دروغ سنجِ آزمایشگاهش زیر نظر بگیرد.

او الکترودها را به یکی از برگ های گیاه متصل کرد و فکر کرد که چطور می تواند گیاه را وادار به یک واکنش الکتریکی کند، در انسان این واکنش الکتریکی در زمان بروز احساسات شدید، اتفاق می افتد.

او یک آن با خود فکر کرد، چطور است برگ را بسوزاند، درست در لحظه ای که این فکر به ذهنش خطور کرد، قلم دستگاه دروغ سنج به بالای نمودار پرید که نشان از یک واکنش شدید در قسمتی از گیاه می داد.
او شگفت زده و غرق در این فکر که چطور یک گیاه می تواند از بروز یک نیت انسانی آگاه شود، در جستجویِ کبریت به سمت میز منشی رفت.
هنگامیکه کبریت به دست پیش گیاه برگشت، گیاه هنوز همان سطح بالای واکنش را نشان می داد که با تغییرات اضافی رویِ نمودار قابل تشخیص بود. بکستر با برگرداندنِ کبریت به میز منشی تصمیم گرفت احتمال تهدید را از بین ببرد. در این مرحله، نمودار یک روند نزولی را نشان داد، ظاهراً گیاه آرام شده بود! هنگامیکه بکستر تلاش کرد تا دوباره با وانمود کردن اینکه قصد سوزاندنِ برگ را دارد، همان نتیجه را روی نمودار تکرار کند، دیگر واکنشی در کار نبود، گویا گیاه تفاوت بین نیت واقعی و نیت مصنوعی را حس می کرد!

بکستر بعد ها در پی یافتن ردپاهایی از آگاهی، این تحقیق را با آزمایش روی سلولهای انسان گسترش داد.

او در این آزمایش سلولهای سفید خون را از داوطلبان جمع آوری و آنها را به الکترود های دستگاه متصل کرد و سپس همزمان با تجربۀ حالات احساسی مختلف توسط داوطلبان، به ثبت واکنش سلولها پرداخت. او پی برد، تنها احساساتِ غیر ارادی هستند که باعث بروز موج الکتریکی از سلولها می شوند.
برای نمونه، اگر یکی از اهداکنندگان، خودش را به زور احساساتی می کرد، سلولها واکنشی نشان نمی دادند، اما اگر یک تماس ناراحت کننده از دخترش دریافت می کرد، سلولها بطور قابل توجهی واکنش نشان می دادند.

او متوجه شد عامل «مسافت» در این پدیده بی تاثیر است. برای مثال یک اهدا کننده سلول هایش را در آزمایشگاه گذاشت و خودش مشغول کارهای روزمره شد، البته در طول دوره آزمایش، جزئیاتِ مشخصی از حالاتی که برایش پیش می آمد را ثبت کرد، حالاتی مانند گم کردن مسیر در یک بزرگراه، معطل شدن در فرودگاه، برخواستنِ هواپیما و …

بعد، ثبتیاتِ او با نمودار ضبط شده مقایسه شد که نشان از ارتباط محکم بین زمان رخ دادن استرسهای شدید و واکنشهای الکتریکی در سلولهای او داشت. نمودار در زمانهایی که او خانه بود و یا خوابیده بود، آرام می گرفت.

این آزمایشها در حالی انجام می شد که متخصصین برای جلوگیری از ورود هر گونه پرتو الکترومغناطیسی (پرتو های مغناطیسی تنها روش معمول و شناخته شده برای انتقال اطلاعات هستند) به فضای آزمایشگاه، تجهیزاتی را کار گذاشته بودند، اما با وجود این تجهیزات سلولها همچنان واکنش نشان می دادند که نشان می داد این عرصۀ ارتباطی از طریقی اتفاق می افتند که هنوز برای علم ناشناخته است.

برخی دانشمندان بر این عقیده اند که پیشرفتهایِ بیشتر در فیزیک کوآنتوم به ما کمک خواهد کرد تا بتوانیم این عرصه را بشناسیم، عرصۀ ناشناخته ای که نیاتِ احساسی را با موجوداتِ زنده مرتبط می سازد.

در هم تنیدگی کوانتومی فرآیندی است که در آن دو ذره از ماده که زمانی بین آنها فعل و انفعالی وجود داشته، حتی با وجودیکه مایلها از هم دور شوند، هنوز طوری رفتار می کنند که انگار با هم در ارتباط هستند. هنگامیکه تغییری در یکی از مشخصه های مکان، حرکت و چرخشِ دورانی یکی از ذره ها رخ دهد، مشخصه های ذرۀ دیگر نیز درست در همان لحظه تغییر خواهد کرد.

این پدیدۀ علمی و تحقیقی که کلیو بکستر به انجام رسانید، اشاره به مفهومِ «وحدت» در شرق دارند، نگرشی که در آن همه چیز طبیعت به هم وابسته هستند.

تمدن های باستانی این اتصال را به عنوان یک «میدانِ انرژیِ جهانیِ زنده» می شناختند که هم هدایت تکامل هوشیاری در سراسر جهان را بر عهده دارد، و هم از زندگی محافظت می کند.

ترجمه : مزدک توحیدی

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز برای اطلاع رسانی اخبار و مطالب در زمینه های اسرار و ناشناخته های جهان و مطالبی در مورد بشقاب پرنده ها و موجودات فضایی و حیات در دیگر کرات راه اندازی شد.

https://telegram.me/blogufolove

 

Posted on نوامبر 13, 2015, in دنياي اسرار آميز. Bookmark the permalink. 2 دیدگاه.

  1. Date: Fri, 13 Nov 2015 09:40:20 +0000

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: