بایگانی ماهانه: اکتبر 2015

مصاحبه بدون سانسور سی ان ان با بیل کوپر /بخش پنجم

مصاحبه بدون سانسور سی ان ان با بیل کوپر درباره فرا زمینی ها/بخش اول

مصاحبه بدون سانسور سی ان ان با بیل کوپر /بخش دوم

مصاحبه بدون سانسور سی ان ان با بیل کوپر درباره فرا زمینی ها/بخش سوم

مصاحبه بدون سانسور سی ان ان با بیل کوپر /بخش چهارم

بخش پنجم
مصاحبه کننده- بینندگانی که شاهد این مصاحبه هستند تعجب خواهند کرد که از موضوعی که مصاحبه با آن شروع شد به قلمروی رسیدیم که کاملاً با عقل سلیم سازگار است.
بیل کوپر- آنچه گفتم عجیب نیست. از سنین پایین به مردم چنین تلقین شده که هر کس کلمات خاصی را بیان میکند دیوانه است و هیچ پشتوانه ای برای حرفهایش وجود ندارد. اما وقتی وارد گود میشوند درمی یابند که همه این مطالب در جایی به هم ربط پیدا میکند و میپیوندد. وقتی درمی یابند که یک حکومت تمامیت خواه سوسیالیست قصد حکمرانی بر سراسر زمین را دارد, دلیل همه آنچه که در اطرافشان به وقوع میپیوندد و سالها رخ داده را میفهمند, و درمی یابند که یوفوها نقش بزرگی در این زمینه ایفا میکنند. تصور کنید یک یوفو در ایالت جرجیا فرود بیاید و موجودی که مثل ما نیست از آن پیاده شود. آن موجود درباره ما چه فکر خواهد کرد وقتی بداند که در آمریکا آدمها ممکن است کشته شوند تنها به این دلیل که در اتوبوس روی صندلی اشتباه نشسته اند. منظور من توهین به شهروندان جرجیا نیست. این موضوع درباره سایر ایالات هم صدق میکند. شاید دلیل اینکه بیگانگان از ما دور نگاه داشته شده اند این باشد.
مصاحبه کننده- فکر میکنید آنها درباره ما چیزی نمیدانند؟
بیل کوپر- البته که شما را میشناسند, اگر مصاحبه هایی اینچنینی را انجام میدهید.


مصاحبه کننده- به نظر شما خطوط تلفن ما در حال حاضر شنود میشود؟
بیل کوپر- نه. شک دارم. آنها کسی را تهدید برای خود نمیدانند مگر اینکه او گروه بزرگی از پیروان سیاسی پیدا کند. مادامیکه پیروان سیاسی فراوان نداشته باشید برای آنها تهدید محسوب نمیشوید. اگر پیروان فراوان نداشته باشید آنها فکر میکنند که مردم آنقدر احمق هستند که به حرفهای شما گوش نخواهند کرد, و عموماً نیز مردم چنین هستند.
مصاحبه کننده- فکر میکنید آموزش دادن به مردم بهترین راه حل است؟
بیل کوپر- آموزش دادن به مردم 60 تا 70 درصد قضیه است. وقتی مردم بدانند حقیقت چیست, به طور خودکار آنچه درست هست را انجام میدهند.
مصاحبه کننده- اجازه دهید به ماجرای جان اف کندی برگردیم. من فیلم مورد اشاره شما درباره ترور کندی را دیدم. فیلم به وضوح دستکاری شده است.
بیل کوپر- بله دستکاری شده است.
مصاحبه کننده- با وجودی که دستکاری شده باز هم میتوان راننده لیموزین را دید که به عقب میچرخد, تفنگ را از بالای شانه خود به طرف کندی شلیک میکند و سر کندی در اثر اصابت گلوله به عقب خم میشود. آیا کمیسون جنگ این تصاویر را دیده است؟
بیل کوپر- کمیسیون جنگ هرگز فیلم زپرودر را ندید, هرگز(Zapruder film فیلمی است که توسط شهروندی به نام ابراهام زپرودر و به وسیله یک دوربین ویدیویی خانگی تهیه شد و به طور اتفاقی صحنه ترور کندی را ثبت کرد- مترجم). من نمیدانم چه کسی در کمیسیون جنگ درباره فیلم زپرودر شهادت داد, نمیدانم اصلاً کسی در اینباره به کمیسیون شهادت داد یا نه. اما میدانم که بعدها در جلسات کمیته تحقیق ترور( HSCA ) کسی به عنوان متخصص در این زمینه استخدام شد تا نظر خود درباره فیلم زپرودر را به کمیته اعلام کند. نام او رابرت گوردن Robert Gorden بود که بعدها کتابی به عنوان خیانت بزرگ را درباره ترور کندی نوشت. او یکی از پرشمار متخصصین و تکنسین هایی بود که برای ساخت فیلم J.F.K به کارگردان آن, اولیور استون مشاوره داد. او یک متقلب دروغگوی خائن است. او به خاطر رزومه اش توسط کمیته تحقیق ترور استخدام شد که در آن به عنوان بهترین تحلیلگر تصاویر در جهان معرفی شده بود. یک دروغ. او هرگز به هیچ مدرسه عکاسی نرفته بود, هرگز یک عکاس نبود, هرگز تحلیلگر تصاویر نبود. بهترین تحلیلگران تصویر همه یا سابقه نظامی دارند و یا سابقه اطلاعاتی, زیرا در چنان مناصبی به کار تحلیل تصاویر هوایی میپردازند و برای تشخیص جزییاتی که در تصاویر هوایی دیده میشوند تعلیم داده میشوند و او هرگز در چنان مناصبی استخدام نشده بود. او در کمیته تحقیق ترور شهادت شفاهی و کتبی داد که بر اساس آنچه در فیلم زپرودر دیده میشود, راننده در لحظات ترور به هیچ وجه دستهای خود را از فرمان لیموزین جدا نکرده است؛ دروغی بیشرمانه. هر کسی میتواند ببیند که ویلیام گریر (William Greer راننده لیموزین کندی) کاملاً به عقب برگشته, به طوری که روی بازوی راستش با پشتی صندلیش تماس دارد و مستقیم به رییس جمهور کندی نگاه میکند و در چنین حالتی از نظر بدنی غیرممکن است بتواند هر دو دست خود را به فرمان گرفته باشد.
پس او آنچه که در رزومه اش نوشته شده بود یا ادعا میکرد نبود. در درجه اول او دارای تخصص ادعاییش نبود. در درجه دوم حتی اگر دارای این تخصص نبود, امکان نداشت بر اساس فیلم نتیجه گیری کند که راننده هر دو دست خود را به فرمان گرفته است. او اشتباه نکرد بلکه تعمداً به کنگره و به کمیته تحقیق ترور و در نتیجه به مردم امریکا دروغ گفت. جالب اینجا است که از محققین بسیار فعال است, مخصوصاً در زمینه ترور رییس جمهور, و دائماً نظریه های جدیدی در اینباره ارائه میکند که بر اساس شواهد ادعایی او که عمدتاً تقلبی هستند بنا شده. او در کتاب خود نوشته رییس جمهور محتملاً همزمان از جلو و عقب مورد اصابت گلوله قرار گرفت. کار او گیج و گمراه کردن مردم امریکا است, تبلیغ برای این دروغ است که دولت ما مسبب همه این وقایع و مسبب ترور کندی است. و من اینجا هستم تا به شما بگویم این ترور کار دولت ما نبود, بلکه کار جوامع سری, ایلومیناتی, شوالیه های معبد KNIGHTS TEMPLER)), فراماسونها بود و گواه این ادعا برای هر کس که بخواهد ببیند, در دسترس است:
اول, ویلیام گریر یک فراماسون بود, مامور سرویس مخفی بود و به کندی شلیک کرد.
دوم, سنگ برافراشته ای در میدان دیلی Dealey Plaza قرار دارد, در محلی که کندی ترور شد. این نقطه محل برپایی اولین معبد فراماسونری تگزاس است. پلازای دیلی بر روی مدار 33 درجه شمالی واقع شده است. 33 یکی از اعداد مقدس فراماسونری است. کندی به نحوی ترور شد که خون فراوانی از او جاری شود, که مطابق با «کفاره خون», یکی از مراسم فراماسونری است که در روزهای اولیه پیدایش آن اجرا میشد اما ادعا میشود که امروزه دیگر اجرا نمیشود. گروه بیلدربرگ که دستور ترور او را صادر کرده بود همان شورای عالی جهانی فراماسونری است که دارای 39 عضو دائمی است. 39 سه برابر عدد 13 است (یکی دیگر از اعداد مقدس فراماسونری- مترجم) که دقیقاً تعداد کسانی است که قانون اساسی امریکا را امضا کردند, 39 نفر پدران امریکا. چنان که میبینید بنیانگزاران این کشور نیز عضو گروه سری بودند و این کشور را برای ایجاد نظم نوین جهانی به وجود آوردند, و این مطلب بر روی مهر رسمی ایالات متحده که در سال 1782 قانونی شد نیز تصویر شده است. چنان که میبینید تمام اینها در مقابل دیدگان مردم قرار دارد اما عجیب است که مردم متوجه نمیشوند که با گروهی که در جلسات سری گرد هم بیایند و مجازات فاش کنندگان اسرار را پاره کردن سینه و بیرون کشیدن قلب و پاره کردن شکم و بیرون کشیدن و پخش کردن جوارح داخلی بدانند, روبرو نیستند. این گروه جدی است و احتمالاً اهل چنین بازیهایی نیست.
قانون اساسی ما هیچ ایرادی ندارد, منشور حقوق ما هیچ ایرادی ندارد. این گروههای سری هستند که دستور ترور کندی را صادر کردند, که به دنبال ایجاد نظم نوین جهانی هستند. اما هدفشان این است که مردم دولت را مقصر بدانند.
مصاحبه کننده- پس شما میگویید که بنیانگذاران این کشور زیربنای تشکیل یک دولت خوب را فراهم کردند.
بیل کوپر- بله. آنها همه آنچه که موفقیت ما را تضمین میکرد در اختیارمان قرار دادند. اما این یک آزمون بود. انسان همیشه ادعا کرده بود که خود میتواند ضمام امور خود را به دست بگیرد, اما این فرصت هرگز به او داده نشده بود. حتی در رم باستان حکومت را دموکراسی مینامیدند و این باور را در مردم ایجاد میکردند که آنها خود حکمران خود هستند اما مردم در واقع آزاد نبودند. واقعیت این بود که در رم فرمانده سربازان میتوانست در خیابان گریبان هر شهروندی را بگیرد و او را وادار به انجام آنچه میخواهد بکند یا او را به قتل برساند. در تمام دنیا هرگز هیچ مردمی آزاد و حاکم بر خود نبودند تا زمانی که امریکا با سیستم جمهوری ایجاد شد که در آن ما نمایندگان خود را برای اداره کردنمان انتخاب میکنیم. آنها همچنین تمام ابزار لازم برای اینکه در صورتی که توانایی اداره خود رانداشته باشیم, خود را نابود کنیم را هم فراهم کردند. انقلاب ایالات متحده امریکا و انقلاب فرانسه به این منظور به وجود آمدند که حکومتهایی ایجاد شوند که در جایگاه آنتی تز حکومت سلطنتی, زمینه سقوط پادشهاهان را فراهم کنند. به انسان یک بار برای همیشه این فرصت داده شد تا حکمران خود باشد, و اگر انسان موفق میشد, نظم نوین جهانی ایجاد شده بود؛ اما ابزار لازم برای بازپس گرفتن آزادی ما را در قانون اساسی, در صورتی که موفق نمیشدیم, گنجاندند. و این ابزار عبارت بود از ایجاد دموکراسی فدرال در چارچوب واشینگتن دی سی, و فراهم کردن این امکان برای ما که از دموکراسی فدرال در قبال از دست دادن آزادیهایمان حق دریافت کنیم. و این دقیقاً چیزی است که در حال رخ دادن است. جان اف کندی در حال دور زدن نظم نوین جهانی بود. او دستور به چاپ پول مشروطه داده بود, که منجر به نابودی خزانه داری فدرال میشد.
خزانه داری فدرال بخشی از دولت امریکا نیست بلکه یک شرکت خصوصی است که متعلق به بانکدارها است و توسط آنها اداره میشود, توسط ایلومیناتی اداره میشود, و هدف آن از بین بردن طبقه متوسط امریکا, یا به عبارتی از بین بردن اقتصاد ما است؛ و در نتیجه پناه آوردن اجباری ما به ترحم نظم نوین جهانی.
مصاحبه کننده- و این در حال وقوع است.
بیل کوپر- بله در حال وقوع است.

—-ادامه دارد—-

1عکس 1- بعد از تیر خوردن کندی از پشت, وقتی راننده لیموزین به عقب برمیگردد و به کندی نگاه میکند.

 

2عکس2- وقتی راننده لیموزین از روی شانه خود با اسلحه سر کندی را نشانه میرود.

 

3عکس3- وقتی گلوله شلیک شده از تفنگ راننده لیموزین بخشی از سر کندی را متلاشی میکند.

 

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز برای اطلاع رسانی اخبار و مطالب در زمینه های اسرار و ناشناخته های جهان و مطالبی در مورد بشقاب پرنده ها و موجودات فضایی و حیات در دیگر کرات راه اندازی شد.

https://telegram.me/blogufolove

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com    مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

کشف پیچ 300 میلیون ساله و چیپ کامپیوتری 200 میلیون ساله

در 1998 دانشمندان روسی در حال آزمایش روی بقایای یک شهاب سنگ بودند که پیچ کوچکی،درون آن پیدا کردند و قدمت آن 300 میلیون سال تخمین زده شده است. این پیچ طبیعی نبوده و از مواد متفاوتی ساخته شده و مبدا غیر زمینی دارد.

Screw Rock Geologists Iron

چند سال قبل دانشمندان روسی قطعه سنگی را همراه با یک چیپ کامپیوتری یافتند که قدمت آن به 200 میلیون سال قبل می رسد و بعضی هم گمان می کنند که احتمال دارد متعلق به 450 میلیون سال قبل باشد. این کشف توسط یک ماهیگیر محلی به نام ویکتور موروزو در شهر لابینسک در ناحیه کراسنودار روسیه انجام شد. این چیپ متعلق به تکنولوژی است که قبلا برای انسان ناشناخته بوده و تایید می کند که در آن دوران تمدنی فوق پیشرفته روی زمین ساکن بوده است.
منبع

UFOuni Disclosure

Unusual Artifacts: 250-Million-Year-Old Stone With Microchip Discovered

250-Million-Year-Old Stone With Microchip

250-Million-Year-Old Stone With Microchip

250-Million-Year-Old Stone With Microchip

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز برای اطلاع رسانی اخبار و مطالب در زمینه های اسرار و ناشناخته های جهان و مطالبی در مورد بشقاب پرنده ها و موجودات فضایی و حیات در دیگر کرات راه اندازی شد.

https://telegram.me/blogufolove

مصاحبه بدون سانسور سی ان ان با بیل کوپر /بخش چهارم

مصاحبه بدون سانسور سی ان ان با بیل کوپر درباره فرا زمینی ها/بخش اول

مصاحبه بدون سانسور سی ان ان با بیل کوپر /بخش دوم

مصاحبه بدون سانسور سی ان ان با بیل کوپر درباره فرا زمینی ها/بخش سوم

بخش چهارم
مصاحبه کننده- برداشت عمومی این است که سرمایه داری از طریق شرکت های بزرگ , پشت پرده همه این ماجرا است, اما آنچه شما می گویید بیشتر دلالت بر این دارد که آنها سوسیالیسم را ابزار کنترل قرار داده اند و نه کاپیتالیسم را.
بیل کوپر- لازم است فرق بین کاپیتالیسم, سوسیالیسم, کمونیسم و غیره را بدانید. باید بدانید فرق بین جناح راست و جناح چپ چیست. مردم این لغات را به کار میبرند بدون آنکه حتی معنای آنها را بدانند. برای من عجیب است که بشنوم یک سوسیالیست کسی را نازی خطاب کند. نازی یعنی سوسیالیت ملی گرا. عجیب است که یک سوسیالیست کسی که تمایلات راستی دارد را نازی مینامد, حال آنکه باید او را آنارشیست بنامد. آنها که به جناح راست متمایلند خواهان هیچ کنترلی نیستند, بنابراین آنارشسیت هستند. افراطیان جناح راست هیچ کنترلی بر هیچ بخشی را برنمیتابند و معتقدن مسئولیت باید تماماً به خود مردم واگذار شود. بنابراین مینیمم قدرت را به دولت وامیگذارند. افراطیان جناح چپ معتقدند دولت باید کنترل کامل امور را در دست داشته باشد و تمام نیازهای مردم را براورده کند. جمهوری جایی بین این دو جا میگیرد. دولت بر اساس قانون عمل میکند و قانون توسط نمایندگان مردم نوشته میشود. نمایندگان هر چه را صلاح بدانند انجام میدهند, نمایندگان لزوماً توسط مردم انتخاب نمیشوند. نمایندگان در دموکراسی توسط مردم انتخاب میشوند. دموکراسی در انتهای طیف چپ قرار دارد.
مردم امریکا نمیفهمند که ما در یک سیستم دموکراتیک زندگی نمیکنیم بلکه حکومت ما جمهوری است. دموکراسی توسط اکثریت اداره میشود و گروه اکثریت همواره در راستای منافع خود رای میدهد و در نتیجه دولت دارای قدرت فوق العاده زیادی میشود. گروه با رای به خود, به خود جایگاه یک دیکتاتور را میدهد. دموکراسی خطرناک ترین سیستم برای اقلیتها است. اگر اکثریت یک اقلیت را دوست نداشته باشد میتواند به راحتی رای به از بین بردن آن اقلیت بدهد. دموکراسی خطرناک است. دموکراسی سوسیالیسم است. دموکراسی کمونیسم است. کمونیسم یعنی تک تک افراد بر اساس استعداد و تواناییشان فعالیت میکنند و به اندازه نیازشان دریافت میکنند. و چنان که میدانیم کمونیسم کارامد نیست. انسان ذاتاً طعمکار است. آنها که در بالا قرار دارند همه چیز را از آن خود میکنند و آنها که در پایین قرار دارند هیچ چیز به دست نمی آورند.
سوسیالیسم متفاوت است. سوسیالیسم معمولاً در نهایت ختم به دیکتاتوری میشود. منجر به ایجاد حکومتی مستبد میشود که مالک همه چیز است, حتی مالک انسانهایی که بر آنها حکم میراند. نیاز کسانی که در وحشت بی چیز بودن زندگی میکنند توسط حکومت تامین میشود و در عوض حکومت را میپرستند. سوسیالیستها مثل بچه هایی هستند که وقتی قدم به دنیای بیرون از خانه میگذارند و متوجه میشوند نمیتوانند با واقعیت بیرون مواجه شوند, به آغوش پدر بازمیگردند و میگویند بابا از من محافظت کن, بابا به من غذا بده, بابا ماشینت را به من قرض بده, بابا شبها به من پناه بده. سوسیالیستها بچه هایی هستند که نمیتوانند از خودشان محافظت کنند, مسئولیت پذیر نیستند, بر روی پای خود نیستند و پدری لازم دارند که غذایشان را تامین کند. اما وقتی همیشه به خانه بروی و از پدرت تقاضای کمک کنی چه اتفاقی می افتد؟
مصاحبه کننده- پدرت خرج تو را میدهد و تو همیشه وابسته به او میمانی.
بیل کوپر- و این به چه معناست؟ آیا به این معنا نیست که مجبوری هر چه پدرت از تو میخواهد انجام دهی؟ وقتی بابا میگوید در خانه بمان باید در خانه بمانی. وقتی میگوید نمیتوانی با ماشین او به شهر مجاور بروی, نمیتوانی بروی. وقتی میگوید سطل آشغال را بیرون ببر باید بیرون ببری. وقتی از بابا تقاضی میکنی باید در ازای آن آزادیت را از دست بدهی. سوسیالیسم همیشه منجر به سرکوب آزادی و برابری میشود.
برای آنکه بیمه پزشکی مجانی داشته باشی, برای آنکه در خانه ای زندگی کنی بی آنکه مجبور باشی اجازه خانه بدهی, برای آنکه حکومت غذای تو را تامین کند آزادیت را از دست میدهی. و این موقعیت امروز ما است. ما در یک سیستم مطلقاً سوسیالیست زندگی میکنیم و حالا مردم درخواست بیمه پزشکی ملی میکنند.
مصاحبه کننده- مایلم دوباره به آنارشی یا جناح راست برگردیم.
بیل کوپر- آنارشیستها معتقدند همه مردم باید مسئول باشند, باید آزاد باشند, و آزادی هر فرد تنها زمانی محدود شود که به آزادی فردی دیگر تجاوز کند. و هیچ کس نباید کنترل کند. بزرگراه ها نباید حداکثر سرعت مجاز داشته باشند. اما در نهایت همیشه افرادی هستند که مسئولیت پذیر نیستند, افرادی هستند که در بزرگراه با سرعت بیش از حد میرانند, در حالت مستی میرانند و باعث به تصادف و خسارت مالی و جانی دیگران میشوند.


راه حل در میانه روی است. قانون جهان هستی میگوید هر عملی عکس العملی مساوی و در جهت مخالف دارد. خوبی وجود ندارد مگر بدی وجود داشته باشد. بدون زن مرد وجود ندارد.
مصاحبه کننده- بر این اساس نظریه جامعه آرمانی بر روی زمین از اساس غلط است چون در مخالفت با قوانین فیزیک است.
بیل کوپر- بله. در مخالفت با قانون جهان هستی است که در هر لحظه و هر مورد دو نیروی مخالف هم وجود دارند و اینچنین است که سیستم جهان هستی کار میکند. آنچه ما باید انجام دهیم این است که نه به انتهای طیف آزادی در جهان آرمانی برویم و نه به انتهای دیگر طیف که سرکوب مطلق آزادی است. باید بین این دو توازن ایجاد کنیم. از پنهان نگاه داشتن اطلاعات خودداری کنیم. آنچه مشکل ساز شده این است که افرادی تصور میکنند نگهبانهای اسرار اعصار هستند و فقط و فقط آنها به بلوغ کافی برای دانستن همه اسرار علم و متافیزیک رسیده اند و نه عامه مردم. از همین رو اسرار را میان خود نگاه میدارند و بقیه ما بدون دانستن اینکه حقیقت از چه قرار است در جهالت به سر میبریم. برای همین است که دائماً مسیر همدیگر را سد میکنیم و دائماً مشغول انجام چیزهایی که دوست نداریم هستیم. فقط به این دلیل که به حقیقت دسترسی نداریم.
البته باید این را بگویم که قبل ها, وقتی این جوامع سری آغاز به تشکیل کردند عامه مردم هوش کافی برای درک این اسرار را نداشتند و همه عمر خود را به مشقت میگذراندند. اما امروز بیشتر مردم به اندازه کافی تحصیلات و درک دارند. توانایی فهمیدن آنچه به آنها آموخته میشود را دارند. وقت آن است که حقیقت به مردم آموخته شود. وقت آن رسیده که همه انسانها گرد هم آیند و در توازن زندگی کنند. نه بدی از بین رفتنی است و نه خوبی. مهم حفظ توازن بین این دو است. باید افراط به یکی از دو سوی طیف را متوقف کنیم. من نمیفهمم چرا مردم طرفدار دموکراسی یا سوسیالیسم یا کمونیسم یا این یا آن مکتب هستند, چرا سیاه از سفید جدا میشود, چرا این همه فرقه و گروه داریم, چرا انقدر دسته دسته و تکه تکه هستیم. با هم یکی شدن واقعاً مشکل است ولی باید چنین کنیم. اگر ما چنین نکنیم, این افراد که در خفا با هم ملاقات میکنند و برای ما برنامه ریزی میکنند, ما را وادار به انجام آن خواهند کرد, چه بخواهیم و چه نخواهیم, حتی به زور سرنیزه. آنها آزادی ما را از ما خواهند گرفت زیرا ما را به اندازه کافی مستحق و مسئولیت پذیر برای آزادی بودن نمیدانند. آنها ما را مستعد استفاده از هوشمان نمیدانند و ما را به غل و زنجیر خواهند کشید و وادارمان خواهند کرد با هم در صلح زندگی کنیم. این, برنامه آنهاست. این, نظم نوین جهانی است.

—-ادامه دارد—-

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز برای اطلاع رسانی اخبار و مطالب در زمینه های اسرار و ناشناخته های جهان و مطالبی در مورد بشقاب پرنده ها و موجودات فضایی و حیات در دیگر کرات راه اندازی شد.

https://telegram.me/blogufolove

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com    مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

 

افشاگری فضانورد روسی در مورد سفرهای فضایی و فرازمینیها

photo_2015-10-10_07-34-30 photo_2015-10-10_07-35-04

این فیلمی کوتاه از افشاگری یک فضانورد روسی است که به طور اختصاری در مورد آنچه که واقعاً در فضا اتفاق می‌افتد و شکل واقعی سفرهای فضایی صحبت می کند. طبق آنچه در فیلم دیده می‌شود در هر لحظه صدها و یا حتی هزاران پورتال زمان و مکان به وجود آمده و از بین می‌روند که از داخل آن‌ها اشیا, نورانی خارج شده و یا به آن‌ها داخل می‌شوند و این تنها روشی است که سفر به فضا مقدور خواهد بود. به سبب فاصله بسیار زیاد از دوربین ماهواره ای جزییات چندانی از این اشیای نورانی دیده نمی‌شود اما احتمال دارد که شبیه یوفو باشند.
فقط قسمتهای مهم گفته‌های این فضانورد (بی نام) را ترجمه کرده ام:

خوشبختانه با کمک مارتین استاپس که مسئول یک ایستگاه تلویزیونی بوده و یکی از دیش ها را به سمت فضا قرار داد و توانست در نهایت خوش شانسی تصاویر مستقیمی که از ایستگاه فضایی به هیوستون مخابره می‌شد را دریافت کند، این تصاویر در اختیار من قرار گرفته.

همانطور که می‌بینید با مادون قرمز دیده میشه و برای همین اینجا سیاه و سفید هستند. با دوربین های
SDSSD63
گرفته شده. آن‌ها دارن سعی می کنن که ایستگاه فضایی میر را ببینند اما براشون غیر ممکنه چون همزمان صدها شیء در اون قسمت ظاهر و غایب میشن. این‌ها دقیقاً شبیه همان اشیایی هستن که من در فضای بین مریخ و مشتری مشاهده کردم و این دوایر طلایی همانطور که من قبلاً هم دیده بودم در هماهنگی با هم اشکال هوشمندانه ای ایجاد می کنن.
همانطور که می‌بینید ما هیچ وقت تنها نیستیم و مدارک وجود داره اما اونها این را سرّی نگه می دارن که کار درستی نیست.

هر وقت طوفانی به وقوع می پیونده می تونین مطمئن باشید که بیشتر از 200 تا از این اشیاء در آسمان هستن و از انرژی که از رعد و برق آزاد میشه خودشون رو شارژ می کنن. دقیقاً همانطور که ما اتومبیلهای خودمون را به پمپ بنزین می‌بریم و سوخت می زنیم، اونها سیستم خودشون را با این انرژی طبیعی ( ارگانیک) که آزاد میشه شارژ می کنن….
……
من خودم با یکی از نژادهای فضایی دچار مشکل و درگیری شدم که گری ها بودن ( همه ی گونه های اونها)….
ما با همه این نژادها چه مثبت و چه منفی ارتباط داریم….
به اعتقاد من راه درستش اینه که ما به طبیعت برگردیم و راه ارتباط با این انرژی را یاد بگیریم و بفهمیم چطور اون را هدایت و استفاده کنیم….

crop circles

دو جور هستن…یکی اونها که توسط خود حکومتها درست میشن که گیاهان اطراف آن‌ها سوزانده شدن و دیگری اونهایی که با تکنولوژی فوق پیشرفته ایجاد میشه و به گیاهان اطرافش هیچ آسیبی نمیزنه…..گروههای مختلفی از فضاییها این دوایر را ایجاد می کنن و اکثراً برای اطلاع دادن حقیقت به ماست چون حکومتهای ما دارن ما رو فریب میدن…اینها از ابعاد مختلف میان…
همانطور که میبینید این اشیائ نورانی همه جا هستن( در فضا) و اگر خوب دقت کنید میبینید که کاملاً هوشمند هستن…
همانطور که می‌بینید این‌ها دارن چطور وارد بُعد ما میشن از طریق امواج مایکرو ویو و الکترومغناطیسی..(صدای باز شدن پورتال)…

این یک فیلمه کوتاهه که فقط چند دقیقه از یک نقطه کوچک در فضا رو نشون میده و یک نمونه نایاب هست از اون نظر که هیچ یک از عکسها یا فیلمهایی که سازمانهای فضایی کشورهای مختلف که همگی هم تحت نظارت ارتش و برنامه ریزان اصلی حکومتها هستن نشون نمیدن. اونها تصاویر صاف و رنگارنگی رو نشون میدن که در همه فیلمهای فضایی مثل جنگ ستارگان و آپولو یا ماموریت به مریخ و… نشون داده میشه.
حقیقت اینه که فضا اون شکلی نیست که اونها به ما نشون میدن، فضا به صورت خلا و قصه های مربوط به اون وجود نداره، محیط خارج از اتمسفر زمین در تصرف موجودات و تمدنهای بیشماریه و زمین هنوز به درجه ای از آگاهی نرسیده که بتونه وارد این محدوده ی ممنوعه بشه. این فیلم نشون میده که در هر ثانیه پورتالهای بیشماری ظاهر و غایب میشن و این سفینه ها با طی مسافتهای تخیلی که ناسا از سالهای نوری به ما داده، مسافرت نمیکنن بلکه از کانالهای مشخصی عبور میکنن که میلیاردها ساله اونجاست و این سفینه ها در کنترل مستقیم قدرت ذهنی و هوشمند افرادی هستن که هدایتشون میکنن، یعنی سفینه ها ارگانیک هستن و قابلیت تغییر شکل و جرم دارن و رسانای انرژی پورتال هستن، در نتیجه قابلیت این سفرها رو دارن، با آلیاژ و سوخت فسیلی یا آتش و انرژی خورشیدی و … با وسایل ابتدایی که ما در زمین میسازیم ورود به اون محدوده ممکن نیست . با صعود آگاهی و یا به اصطلاح رقیق شدن بعد ماده میشه با تلفیق نیروی آگاهی ذهن و قدرت اون چنین سفرهایی رو ممکن کرد. همونطور که برای سفر در زمان نمیشه سوار ماشین شد بلکه از قدرت بی نهایت ذهن و انرژی های ارگانیک استفاده میکنن. این فیلم نشون میده فضای خارج از زمین به قدری ترافیک پورتالی داره که حتی یک لحظه هم خالی نیست. با این تفصیل میشه گفت ناسا و سایر سازمانهای فضایی دنیا زیر مجموعه ای از هالیوود هستن که در جهت پنهان کردن حقیقتی که در آن بیرون هست تلاش میکنن.

با تشکر فراوان از دانای عزیز.

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز برای اطلاع رسانی اخبار و مطالب در زمینه های اسرار و ناشناخته های جهان و مطالبی در مورد بشقاب پرنده ها و موجودات فضایی و حیات در دیگر کرات راه اندازی شد.

https://telegram.me/blogufolove

پدر کرسپی و کتابخانه طلایی تایوس

پدر کرسپی و کتابخانه طلایی تایوس
پدر کرسپی متولد 1891 در میلان، ایتالیا بود. یک روحانی سلیسی که زندگی‌اش را وقف پرستش و امور خیریه کرده بود و بیش از 50 سال در شهر کو اِنکا در اکوادور زندگی می کرد. او تحصیلکرده در علوم جامعه شناسی، گیاه شناسی و علوم انسانی و همچنین هنر موسیقی بود. وی بخاطر خدمات انساندوستانه ای که در اکوادور برای مردم بومی منطقه انجام می‌داد بسیار مورد احترام قبایل آنجا قرار داشت و بومیان در ازای تشکر از کمکهای او برایش هدایایی از آثار باستانی خود می آوردند. آن‌ها می‌گفتند که این اشیاء و آثار در غارهای زیر زمینی تایوس در زیر جنگلهای اکوادور قرار دارند که وسعت آن‌ها بیش از 200 کیلومتر است. این آثار ارزشمند شباهتهای بی مثالی به آثار تمدنهای کهن سومر و مصر داشت و آنقدر زیاد بودند که موزه ای را پر کنند. محل این غارها هرگز کشف نشده است و بسیاری از جستجوگرانی که به دنبال غارها می گشتند توسط بومیان محلی کشته شده و برخی دیگر مانند نیل آرمسترانگ و اریک فون دانیکن به غارهای اشتباهی هدایت شدند.

کلیسای واتیکان به پدر کرسپی اجازه ایجاد یک موزه تاریخی در شهر کواِنکا را داد و این موزه تا سال 1960 باقی بود . اما پس از آن پدر کرسپی شروع به اظهار نظر در مورد شباهتهای عجیب میان این آثار و تمدنهای بین النهرین و مصر کرد. او تصور نمی‌کرد که این سخنانش مورد مخالفت عده ی زیادی قرار می‌گیرد و اندکی بعد از آن موزه به آتش کشیده شد و اکثر آثار آن از میان رفت به استثنای تعداد اندکی که نجات داده شد. پس از فوت پدر کرسپی در 1982 کلیسای واتیکان آثار باقی‌مانده را پنهان کرده و تا امروز اثری از آن‌ها پیدا نشده است.

محققی به نام ریچارد وینگیت این آثار را متعلق به تمدنهای آشور، مصر، چین و آفریقا دانسته. یکی دیگر از موارد گفته شده این است که این غارها با تمدن آتلانتیس ارتباط دارند.

اعتبار و زندگی پدر کرسپی مورد یقین و کاملاً حقیقی است اگرچه خاستگاه و عمر آثار باستانی اش هرگز شناخته نشده‌اند و ناپدید شدن آنها یافتن این پاسخها را مشکلتر می کند.

در اواخر دهه 70 میلادی تیمی تحقیقاتی به رهبری دکتر پال چیسمن و جی. گُلدن بارتون از دانشگاه بیرمنگام به ملاقات پدر کرسپی رفته و عکسهای متعددی از آثار باستانی باقی‌مانده در کلکسیون شخصی وی تهیه نمودند. همچنین در سال 1976 مهندس و محقق اسکاتلندی به نام استنلی هال به ملاقات پدر کرسپی رفته و فیلمی مستند از وی و کلکسیون خانگی او تهیه کرده است که تعدادی از این تصاویر را ملاحظه می کنید.

vlcsnap-2015-10-07-21h04m26s568 vlcsnap-2015-10-07-21h04m43s619 vlcsnap-2015-10-07-21h04m56s838 vlcsnap-2015-10-07-21h05m30s449 vlcsnap-2015-10-07-21h06m03s638 vlcsnap-2015-10-07-21h07m42s140 vlcsnap-2015-10-07-21h08m31s574 vlcsnap-2015-10-07-21h09m06s349 vlcsnap-2015-10-07-21h09m47s325 vlcsnap-2015-10-07-21h10m31s288 vlcsnap-2015-10-07-21h10m53s403 vlcsnap-2015-10-07-21h11m39s099 vlcsnap-2015-10-07-21h11m50s183 vlcsnap-2015-10-07-21h12m29s852 vlcsnap-2015-10-07-21h12m48s593 vlcsnap-2015-10-07-21h13m10s294 vlcsnap-2015-10-07-21h13m34s728 vlcsnap-2015-10-07-21h13m55s974 vlcsnap-2015-10-07-21h15m16s343 vlcsnap-2015-10-07-21h15m25s547 vlcsnap-2015-10-07-21h15m58s863 vlcsnap-2015-10-07-21h17m06s783 vlcsnap-2015-10-07-21h17m27s559 vlcsnap-2015-10-07-21h17m49s185 vlcsnap-2015-10-07-21h19m28s183 vlcsnap-2015-10-07-21h21m09s878 vlcsnap-2015-10-07-21h23m06s213 vlcsnap-2015-10-07-21h26m25s844 vlcsnap-2015-10-07-21h27m02s941 vlcsnap-2015-10-07-21h27m14s600

همچنین نظریه دیگری که در مورد پدر کرسپی وجود دارد این است که او را هیتلر می‌دانند و برخی معتقدند هیتلر پس از شکست در جنگ جهانی دوم با‌شخصیت مبدل به اکوادور گریخت و تحت عنوان پدر کرسپی به حیات خود ادامه داد. چرا که هیتلر نیز به باستان شناسی و علی الخصوص تمدنهای بابِل و سومر بسیار علاقه داشته و آثار آنان را جمع آوری می‌کرده است. این نظریه به دلیل وجود اطلاعات کامل در مورد زندگی پدر کرسپی مورد شک و تردید بسیاری می باشد.
اسامی به لاتین:

-ّFather Crespi
-Richard Wingate
-Dr. Paul Cheesman
-J. Golden Barton
Stanely Hall
http://www.ancient-origins.net/ancient-places-americas/father-crespi-and-missing-golden-artefacts-001196

با سپاس فراوان از دانای عزیز برای ترجمه و ارسال مطلب.

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز برای اطلاع رسانی اخبار و مطالب در زمینه های اسرار و ناشناخته های جهان و مطالبی در مورد بشقاب پرنده ها و موجودات فضایی و حیات در دیگر کرات راه اندازی شد.

https://telegram.me/blogufolove

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com    مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

مصاحبه بدون سانسور سی ان ان با بیل کوپر درباره فرا زمینی ها/بخش سوم

مصاحبه بدون سانسور سی ان ان با بیل کوپر درباره فرا زمینی ها/بخش اول

مصاحبه بدون سانسور سی ان ان با بیل کوپر /بخش دوم

بخش سوم
مصاحبه کننده- عنوان کتاب شما, اسب پریده رنگ را ببین, به چه چیزی اشاره دارد؟
بیل کوپر- این عنوان برگرفته از مکاشفه یوحنا است (آخرین کتاب از کتب عهد جدیدمسیحیان و تنها کتاب عهد جدید که در ردهٔ ادبیات رستاخیزی قرار می‌گیرد, و نه تعلیمی یا تاریخی. بسیاری از محققان موافقند که مکاشفه صرفاً یک پیشگویی دربارهٔ تحولات آخر دنیا که به صورت کلامی مبهم در لفافه آمده باشد نیست، بلکه تحت تأثیر بحران ایمان، در دوران مسیحیت اولیه که محتملاً به وسیلهٔ شکنجه‌های رومیان ایجاد شده بود، نگاشته شده‌است. پیام مکاشفه به نسل‌های آیندهٔ مسیحیان نیز ارتباط می‌یابد، کسانی که مسیح پیشاپیش دربارهٔ آن‌ها هشدار داده که به طریقی مشابه، دچار عذاب و شکنجه خواهند شد. خلاصه توضیح از ویکیپدیا). آنها از مطالب مکاشفه در انجیل پیروی می کنند, درست مانند یک برنامه. آنها آنچه را که در گذشته در این کتاب پیش بینی شده است به اجرا در می آورند تا معتقدین به این کتاب را تحت تاثیر قرار دهند. به عبارت دیگر چنین می گویند که اینها در انجیل نوشته شده و حرف خدا است و اگر خدا چنین می گوید ما انسان ها که هستیم که بخواهیم مخالفت کنیم؟ روشی عالی برای خنثی کردن هر چه که در مخالفت با آنها گفته شود. آنها می گویند خدا وجود دارد و اگر خدا گفته چنین اتفاقاتی واقع خواهد شد, چنین اتفاقاتی واقع خواهد شد.


فصل سیزدهم کتاب مکاشفه چنین می گوید که چهارمین نیروی دست اندرکار آخرالزمان, اسب پریده رنگ است. «و من نگاه کردم, و اسبی پریده رنگ در مقابل من بود, و نام سوارکار آن مرگ بود. و جهنم با فاصله ای کوتاه از پی آنها می آمد. به آنها چهارمین سلطه زمین داده شده بود تا به کمک شمشیر, گرسنگی, طاعون و درندگان روی زمین, بکشند.»
آن سوار اکنون در سراسر جهان ترکتازی می کند. ایدز برای همین به وجود آمده. همه جنگ های روی زمین به همین دلیل واقع می شوند. به همین دلیل است که راه های درمان سرطان در نطفه از بین می روند. آنها می خواهند تا سال 2000 دو میلیارد انسان را از بین ببرند. ایدز یک بیماری طبیعی نیست بلکه ساخته دست انسان است و تولید و بین انسان ها پخش شده تا جمعیت بشر کنترل شود. هنگامی که شمار قربانیان ایدز به اندازه دلخواه شان برسد اعلام خواهند کرد که به درمان ایدز دسترسی پیدا کرده اند و مبتلایان را دعوت به دریافت این درمان خواهند کرد. این درمان البته ایدز را متوقف خواهد کرد اما در عین حال سیستم ردیابی در بدن آنها کار خواهد گذاشت تا از این طریق افراد را کنترل کنند. برنامه سیستم ردیابی حیوانات خانگی که در حال حاضر اجرا می شود برای ردیابی حیوانات خانگی نیست. آنها به حیوانات خانگی شما اهمیت نمی دهند. این سیستم ردیابی به ماهواره متصل است. آنها مشغول آزمایش این سیستم ردیابی بر روی حیوانات هستند تا در مرحله بعد بر روی انسان استفاده شود.
در لس آنجلس تایمز مورخ 1999 آنها مقاله ای تحت عنوان ده پیش بینی آینده منتشر کردند. یکی از این ده پیش بینی کاشت سیستم ردیابی شیمیایی یا مکانیکی در بدن انسان برای کنترل رفتار او بود. پس این برنامه ها به هیچ وجه مخفی نیستند, بلکه مقابل دیدگان هر کسی که بخواهد آنها را ببیند قرار گرفته اند.
مصاحبه کننده- اما هیچ کس نگاه نمی کند.
بیل کوپر- نه. هیچ کس نگاه نمی کند. آنها معتقدند و من هم معتقدم که بزرگ ترین تهدید برای نوع بشر, خود بشر است؛ افزایش جمعیت بشر. تحقیقی که در سال 1957 انجام شد حاکی از آن بود که جمعیت بشر تا سال 1990 دو برابر خواهد شد. دو برابر در عرض سی و سه سال. می توانید تصور کنید؟ دو برابر شدن جمعیت در سی و سه سال. و آنها می دانستند که افزایش جمعیت به صورت تصاعدی رخ می دهد. در تمام طول تاریخ هر بار که جمعیت دو برابر شده طول دورانی که ظرف آن دو برابر شده از بار قبل کوتاه تر بوده است. دو برابر شدن بعدی در حدوداً 28 سال اتفاق خواهد افتاد, و بعدی در حدوداً 24 سال. اگر جمعیت بشر در سال 1990 دو برابر شود, در سال 2018 مجدداً دو برابر خواهد شد. می توانید تصور کنید؟ و همین الان با مشکل عرضه خوراک و چوب برای ساخت و ساز و آب و هوای تمیز روبروییم. برای همین است که ایدز را به وجود آوردند. نمی خواستند دور دنیا بچرخند و بگویند تو, تو و تو, کنار دیوار بایستید, نوبت اعدام شما است. آنها گروه هایی از مردم که نامطلوب محسوب می کردند را انتخاب کرده و هدف قرار دادند. مایلم به وضوح بگویم در مورد نامطلوب بودن این گروه ها با آنها به هیچ وجه موافق نیستم. آنها مخصوصاً سیاهپوستان, اسپانیایی تبار ها و همجنس گرایان را برای ریشه کن کردن به طور کامل, انتخاب کردند. ایدز قربانیان فراوانی از میان این افراد گرفته است.
مصاحبه کننده- این تئوری بحث های زیادی برانگیخته است و آن را مضحک خوانده اند.
بیل کوپر- این یک تئوری نیست. من مدارک مربوط به آن را دیده ام. نام پروژه مربوطه پروژه نائومی بود, MK NAOMI. ایدز بر اساس مدارکی که من دیده ام توسط سازمان سیا و در بخش چهار مریلند ایجاد شد و بودجه آن ده میلیون دلار و ارائه شده توسط بخش جنگ افزارهای بیولوژیک بود. نظارت بر آن توسط سیا انجام شد و عملیات تولید آن توسط دانشمندانی که برای وزارت دفاع کار می کردند.
مصاحبه کننده- و اگر این کشتار توسط ایدز آنچنان که برنامه ریزی کرده اند محقق نشود, آیا برنامه جایگزینی دارند؟
بیل کوپر- آنها همیشه چند برنامه همزمان را اجرا می کنند تا اگر مردم متوجه یکی از برنامه ها شدند و آن را متوقف کردند, برنامه های دیگر آنها را به هدف شان برساند.
مصاحبه کننده- (وضعیت بشر) با توصیف شما بسیار وخیم و بدون چاره به نظر می رسد. آیا هیچ شورش و قیامی علیه آنها انجام نگرفته؟
بیل کوپر- لازم است بشریت بیدار شود, مردم باید واقعیت را بدانند و به زندگی در این دنیای خیالات پایان دهند. هیچ چیز نمی تواند بدون اجازه مردم وجود داشته باشد. تمام این برنامه ها به منظور تشویق مردم به پذیرفتن آنچه انجام می دهند انجام می شود. آنها برنامه هایشان را به نحوی طراحی می کنند که پشتیبانی افکار عمومی را برایشان فراهم کند. برای مثال موضوع از بین بردن جنگل های بارانی برزیل. من افرادی را می شناسم که با شدت و حدت تمام تقاضای توقف از بین بردن جنگل های بارانی برزیل را دارند. بزریل یک کشور مستقل است. چطور می توانید به یک کشور مستقل بگویید به سوزاندن جنگل های بارانی خود پایان دهد؟ آنچه می خواهند کنترل کشور های مستقل توسط حکومت جهانی است. اعزام پلیس و نیرو به برزیل برای اجبار برزیل به توقف سوزاندن جنگل های بارانیش. درست به همین دلیل است که خودشان آغاز به سوزاندن جنگل های بارانی برزیل کردند. آنها به برزیل رفتند و شروع به ساختن جاده ای در میان دل جنگل های آمازون کردند که هیچ انتهای مشخصی نداشت. این جاده هیچ مقصد پایانی ندارد, فقط دل جنگل را می شکافد و جلو می رود. آنها به خوبی می دانستند که اکثریت مردم برزیل چنان فقیرند که احداث این جاده را نتیجه دعاهای شبانه روزی خود می دانند. زمین های زراعی مجانی, الوار مجانی, راهی برای نان آوری برای خانواده. این جاده آنها را ثروتمندتر از قبل می کرد, چه آنها قبلاً هیچ ثروتی نداشتند. میلیون ها نفر به سمت جنگل های آمازون سرازیر شدند و در زمین های پاکتراش شده به زراعت پراختند. بعد دریافتند که جنگل های بارانی برای زراعت مناسب نیستند و اقدام به سوزاندن جنگل ها کردند. خاک غنی نیست. باید جنگل ها را تکه تکه بسوزانند تا بتوانند محصولات مختلف بکارند.
آنها جنگل ها را سوزاندند تا فریاد درخواست توقف مردم بلند شود, تا بتوانند ارسال نیرو به برزیل و اعمال قدرت بر کشوری مستقل را به عنوان راه حل, به پذیرش افکار عمومی برسانند.
مصاحبه کننده- پس جنبش محیط زیستی سبز در سراسر جهان, ابزار تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی است؟
بیل کوپر- بله.
مصاحبه کننده- برداشت عمومی این است که سرمایه داری از طریق شرکت های بزرگ پشت, پرده همه این ماجرا است اما آنچه شما می گویید بیشتر دلالت بر این دارد که آنها سوسیالیسم را ابزار کنترل قرار داده اند و نه کاپیتالیسم را.
—-ادامه دارد—-

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز برای اطلاع رسانی اخبار و مطالب در زمینه های اسرار و ناشناخته های جهان و مطالبی در مورد بشقاب پرنده ها و موجودات فضایی و حیات در دیگر کرات راه اندازی شد.

https://telegram.me/blogufolove

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com    مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

موجوداتی غیر انسانی 29000سال قبل در شرق آفریقا دیده شده اند.

در گذشته های دور, موجوداتی غیر انسانی در تانزانیا, شرق آفریقا دیده شده اند.
مردم آن زمان آنها را دیده اند و حضور آنها را برای نسلهای آینده در قالب نقاشی ثبت کرده اند. این نقاشیها بر بلندیهای تپه ها پیدا شده اند که ملاقات موجودات فرازمینی را به تصویر کشیده است و مربوط به ۲۹۰۰۰ سال پیش میشود.
غارهایی باستانی, با برآمدگی های صخره ای مشرف به یکدیگر, پناهگاه های سنگی, با تعدادی بین ۱۵۰ تا ۴۵۰, که با نقاشی های ماقبل تاریخ تزیین شده اند. (که به نام نقاشی های سنگی Kondoa Irangi خوانده میشود). که بسیاری از آنها در اصل موجودات اسرار آمیز فرازمینی و دیسک های پرنده ای را به تصویر کشیده اند.
این هنرهای سنگی را تقریبا در ۹ کیلومتری شرق بزرگراه اصلی از Kondoa به Arusha میتوان یافت, تقریبا ۲۰ کیلومتری شمال Kondoa در تانزانیا.
 Kondoa Irangi Rock Art Tanzania

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روزی روزگاری, در گذشته دور, مردمان باستان انواع حوادثی را که در هزاران سال پیش در گذر زمان صورت گرفته حفظ کرده اند.

قالب های مختلفی در این نقاشی ها یافت شده است.

آنها در بسیاری از موارد با هم تداخل دارند و بسیاری از آنها و شاید جالبترین آنها به قدمت ۲۹۰۰۰ سال میرسد.

موجودات انسانی در ۶۵۰ نقاشی (تقریبا ۴۳ % از تمام آنها) به تصویر کشیده شده اند, اما چهره «انسان» با توجه به تحقیقات عمیق و دقیقی که توسط ماری لیکی انجام شده, هرگز اینطور قابل مشاهده نبوده(۱۹۹۶-۱۹۱۳). یک پالیوآنتروپلوجیست انگلیسی و لودویک کول-لارسن, هنری فوس بروک و اریک تن رآ کسانی بودند که باعث شدند نقاشی های تانزانیا مشهور شوند.

بسیاری از این موجودات با اشکال سری به صورت گرد بزرگ و عجیب و غریب, با باسنی اغراق آمیز در حالی که قد و قامتشان بسیار کوچک است به تصویر کشیده شده اند. بقیه آنها تماما بدنهای متفاوتی دارند, آنها دراز هستند, با موها, دستها و پاهایی بلند.

قابل توجه ترین نقاشی ها در تانزانیا نوع سوم آنهاست, که نشان دهنده ارقام بالایی از ارتفاع آنها است, بالاتر از یک متر در غارها. (غولها؟)

این بیگانگان همواره تنها به تصویر کشیده شده اند.
Ufo-like spaceships are depicted in these millennia-old rock art, and they are very similar to UFOs of modern times.

طبق گفته های ماریا لیکی, آنها میتوانند درختان, یا «موجودات افسانه ای یا معنی چیزی باشند که از ما فرار میکنند.» درست همانطور که وی در کتاب شگفت انگیز خود «هنر محو آفریقا: نقاشی سنگ تانزانیا» آورده.
Millennia old rock art of Tanzania

آیا آنها میتوانند انسانهایی افسانه ای با پوششی از نقاب باشند؟

برخی از این اشکال, طبق گفته های لیکی در واقع خیلی پیچیده اند. به عنوان مثال او متوجه شده که بسیاری از آن موجودات تنها ۴ انگشت دراز داشتند.

Tanzania's rock art depicts aliens

در میان بسیاری از نمادهای معماگونه دیگر در دیواره های سنگی نمادهایی مانند خورشید ها و حلقه ها و خطوط تابش دیده میشود؟

چرا چندین خورشید در یک صحنه وجود دارد؟ نمیدانم… «لیکی شگفت زده شده»

هرچند برای خیلی از ما, این تصاویر ملاقاتهای ماقبل تاریخ فرازمینی ها را که یک یا چند بار در این منطقه از آفریقای شرقی در هزاران سال پیش انجام شده, نشان میدهند.

مترجم محمد سجاد داداشی

با تشکر فراوان از محمد سجاد عزیز.

http://www.messagetoeagle.com/extraterrestrial-beings-visited-tanzania-29000-years-ago/

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز برای اطلاع رسانی اخبار و مطالب در زمینه های اسرار و ناشناخته های جهان و مطالبی در مورد بشقاب پرنده ها و موجودات فضایی و حیات در دیگر کرات راه اندازی شد.

https://telegram.me/blogufolove

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

مصاحبه بدون سانسور سی ان ان با بیل کوپر /بخش دوم

مصاحبه بدون سانسور سی ان ان با بیل کوپر درباره فرا زمینی ها/بخش اول

بخش دوم
آنچه این مدارک نشان میداد این بود که سازمانهای اطلاعاتی جان کندی را برای امنیت ملی خطرناک میدانستند, یا بهتر است بگویم او را برای نظم نوین جهانی خطرناک میدانستند, نظم نوین جهانی که در آن دوران مشغول آماده سازی برای تشکیل یک دولت جهانی بود.
دستوری اجرایی کندی که هنوز هم موجود است, مبنی بر لزوم چاپ پول باعث شکستن کمر خزانه داری آمریکا میشد, خزانه داری آمریکا که به دنبال پیش راندن امریکا به طرف نظم نوین جهانی و دولت واحد جهانی بود, به دنبال از بین بردن اقتصاد ما که زیربنای جامعه ماست. او همچنین از ارسال پشتیبانی هوایی به خلیج خوکها سرباز زد و در نتیجه باعث شکست عملیات خلیج خوکها شد (حمله طراحی شده توسط سازمان سیا به کوبا در سال 1961 به منظور سرنگونی حکومت کمونیستی فیدل کاسترو که پس از سه روز از نیروهای مسلح انقلابی کوبا شکست خورد- مترجم). او همچنین چندین بار و در ملاء عام سازمان سیا را تهدید به از هم پاشیدن و تبدیل شدن به صدها بخش کوچکتر کرده بود. او همچنین دستوری مبنی بر تهیه یک برنامه برای آشکارسازی حقیقت مربوط به یوفوها صادر کرده بود. نمیدانم این حقیقت چه بود. ممکن است حتی این حقیقت این بوده باشد که یوفوها وجود خارجی ندارند, اما در هر صورت او دستور داده بود برنامه ای برای آشکارسازی حقیقت در همان سال تهیه و اجرا شود. سازمانهای امنیتی چنین چیزی را غیرقابل قبول میدانستند. بر اساس مدارکی که من دیده ام ترور او به دستور کمیته سیاست گذاری گروه بیلدربرگ انجام شد. گروه بیلدربرگ در حقیقت دولت سری جهانی است. این ترور توسط ماموران بخش 5 اف بی آی, سرویس مخفی اطلاعاتی, سازمان اطلاعات و بخش اطلاعات نیروی دریایی که من نیز در استخدام آن بودم انجام شد.


ضربه کشنده به سر به دست راننده لیموزین حامل رئیس جمهور و توسط تفنگ طراحی شده توسط سازمان سیا شلیک شد. این تفنگ از نوع بادی بوده و میتوانست گلوله یا دارت سمی شلیک کند. در مورد کندی این تفنگ ساچمه منفجر شونده ای شلیک کرد که آغشته به سم صدف دریایی بود. شلیک توسط راننده در یکی از فیلمهایی که توسط مردم حاضر در صحنه گرفته شده بود ثبت شده بود. من به مدت 16 سال به جستجو برای یافتن این فیلم پرداختم تا بالاخره یک کپی از این فیلم را به دست آوردم. از سال 1988 تا کنون همواره در هر جا صحبت کرده ام این فیلم را هر جا که امکان آن بوده هم نمایش داده ام تا مردم را بیدار کنم.
اما باید بدانید که این دولت ما نیست که مرتکب چنین اعمالی میشود. این قانون اساسی و منشور حقوق ما نیست که ابزاری ناکارامد است. بلکه این اعمال توسط اعضای جوامع سری که در تمام سطوح جامعه و دولت ما نفوذ کرده اند انجام میشود. هر افسر اطلاعاتی نیروی دریایی که میشناختم یک عضو درجه 32 یا 33 فراماسونری بود. از افسر مافوق خود پرسیدم چرا همه شما فراماسون هستید و او پاسخ داد به این دلیل که فراماسونها سوگند برادری و حفط اسرار خورده اند, به همین دلیل اگر بخواهند کسی را استخدام کنند که سر نگه دار باشد, فراماسونها را که قبلًاً تمرین حفظ اسرار کرده اند استخدام میکنند. بعدها من فهمیدم واقعیت امر از چه قرار است؛ فهمیدم اصولاً کسی در اطلاعات نیروی دریایی استخدام نمیشود مگر آنکه فراماسون باشد یا عضو انجمن گل سرخ و صلیب. دلیل اینکه من به استخدام این سازمان درآمدم این بود که در نوجوانی عضو جامعه دومولای DeMolay بودم, جایی که نوجوانان تحت آموزش قرار میگیرند تا بعدها فراماسون شوند.
مصاحبه کننده- بر اساس آنچه شما درباره کندی میگویید, درباره کشته شدن او به منظور جلوگیری از افشای اطلاعاتی که داشت, و با توجه به اطلاعاتی فراتر از آن که امروز شما مشغول ارائه کردن هستید, چه دلیلی برای زندانی نکردن یا از بین نبردن شما وجود دارد؟
بیل کوپر- من واقعاً پاسخ این سوال را نمیدانم. این سوال باید از آنها پرسیده شود. اما میتوانم بگویم که من از سال 1977 مشغول افشاگری شده ام. دو بار تاکنون مورد حمله قرار گرفته ام. بار اول جمجمه ام دچار فرورفتگی شد و زخمهای صورتم یادگار آن حمله است. بار دوم پایم را از دست دادم و در بیمارستان بستری شدم. هدف آنها کشتن من نبود. آنها میخواستند به این وسیله به من پیام دهند. پیام آنها بلند و واضح به من رسید: خفه شو. در بیمارستان دو مرد که کارتهای شناسایی خود را نشان دادند, دو مامور سرویسهای اطلاعاتی وزارت دفاع, از من پرسیدند آیا قصد دارم خفه شوم یا لازم است تکلیف من را روشن کنند. به آنها گفتم لازم نیست درباره من نگران باشید. از این بعد سکوت خواهم کرد, و به مدت 16 سال سکوت کردم. تا روزی که مجله یوفو را در کتابفروشی دیدم و متوجه شدم برنامه MAJESTIC را عملی کرده اند.
اما اگر مایلید بدانید خود من چه دلیلی (برای زنده ماندن و آزاد ماندنم) میبینم: دلیل اول اینکه از دهه 1940 برنامه ای برای تمسخر, متقلب نشان دادن و بی اعتبار خواندن این افشاگریها در دست اجرا دارند و به عموم مردم چنین تلقین کرده اند که هر کس در این موارد چیزی میگوید دیوانه است. عامه مردم نیز چنین پذیرفته اند. اگر رئیس جمهور آمریکا از رسانه های عمومی درباره بیگانگان افشاگری میکرد مردم حرف او را میپذیرفتند. اما افرادی مثل من, در ذهن عموم مردم دیوانه و دچار توهم دانسته میشوند. مردم را شستشوی مغزی داده اند تا چنین باور کنند.
دلیل دوم اینکه من از روز اول در مقابل چشم مردم و آشکارا حرف زده ام. فکر میکردم چنین رفتاری باعث در امان ماندن من خواهد شد و تا به امروز نیز چنین شده است. کشتن من به من موقعیت یک شهید را میدهد و یک شهید میتواند جنبشهای سیاسی بسیار خطرناکی علیه آنها ایجاد کند.
من در عرض 24 ساعت مبلغ 27 هزار دلار صرف ارسال بسته های کلفت حاوی اطلاعات به مردم اقصی نقاط دنیا کردم. مردمی که نمیشناختم و تنها لیست آدرسهای آنها را در دست داشتم. آنها به هیچ روش ممکن نبود بدانند من چنین نقشه ای دارم و وقتی بسته ها ارسال شد به هیچ روشی نمیتوانستند بسته ها را متوقف کنند. من در طول 24 ساعت تبدیل به یک چهره عمومی شناخته شدم. مردم در سراسر دنیا میپرسیدند بیل کوپر کیست؟ آیا این اطلاعات صحت دارد؟ از آن روز تا به حال من در مقابل انظار عمومی بوده ام. آنها معتقدند مردم به حرفهای کسانی مثل من گوش نمیدهند و این تا به امروز حقیقت داشته. تنها گروه بسیار ناچیزی از مردم در سراسر دنیا در حال بیدار شدن هستند, که تازه فهمیده اند تا به حال در دنیایی خیالی زندگی میکردند, که با پشتکار پیگیر یافتن حقیقت هستند. چنانکه در فصل اول کتاب خود نیز نوشته ام, از کتابچه های آنها نقل قول کرده ام, مردمی که از هوش خود استفاده نمیکنند پست تر از حیوانات فاقد هوش هستند. این واقعیت درباره اکثریت مردم صدق میکند.
دریافت من این است که آنها بیشتر اوقات اشتباه نمیکنند. اهداف آنها همیشه اهداف بدی نیست اما روشهایی که برای رسیدن به اهدافشان مورد استفاده قرار میدهند روشهای بدی است. اگر میخواهید دنیایی آرمانی درست کنید که در آن هیچ قتلی رخ نمیدهد, اما برای رسیدن به این هدف خود دو میلیون انسان را میکشید, از چیزی که برای از بین بردنش برنامه ریزی میکنید برای رسیدن به هدفتان استفاده کرده اید. اگر میخواهید دنیایی سرشار از صلح پدید آورید, باید از روشهای صلح آمیز به هدفتان برسید. اگر کسی را که مرتکب قتل شده است میکشید, یک قاتل یا قتل را از بین نبرده اید, بلکه خود تبدیل به چیزی شده اید که در پی از بین بردنش هستید. و این کاریست که آنها مشغول به انجامش هستند. برای هر چه انجام میدهند توضیحی منطقی میتراشند تا خیال خود را آسوده کنند. آنچه آنها در حال انجامش هستند, همان چیزی است که در پی از بین بردنش هستند و مادامیکه به عمل این روشها ادامه دهند جهان جایی امن نخواهد بود.
مصاحبه کننده- به زیبایی توضیح دادید… پیام شما برای مردم این است که به دیگران و آنچه میگویند اعتماد نکنند بلکه خود در پی یافتن حقیقت باشند. چطور باید در پی حقیقت باشند؟
بیل کوپر- تمام حقایق در دسترس عموم و در مقابل چشمانشان است. هر کس که با دقت و پشتکار به دنبال کشف حقیقت باشد هر آنچه را که بخواهد در دسترس دارد. تمام آنچه در کتاب من نوشته شده, تمام آن, در دسترس عموم قرار دارد. و من تعمداً این کتاب را تماماً با تکیه بر آنچه در دسترس عموم است و بدون استفاده از هیچ مدرک و اطلاعات سری و مخفی نوشتم تا مردم بدانند تمام حقیقت در دسترسشان است. انبوهی از اطلاعات مخفی و سری وجود دارد ولی برای دریافت حقیقت احتیاجی به آن اطلاعات ندارید. کتابخانه های عمومی لبریز از اسناد و مدارکی دال بر آنچه در جهان میگذرد هستند, اما هیچ کس واقعاً از این اطلاعات استفاده نمیکند, آنها را کنار هم قرار نمیدهد تا نتیجه گیری کند.
کار دیگری که انجام داده ام این بوده که این اطلاعات را کنار هم قرار داده ام تا مردم تصویر کلی و فراگیر را ببینند. تا بدانند این موارد تکه های جدا افتاده از هم نیستند. همه تکه هایی از یک تصویر بزرگ و فراگیر هستند. وقتی تمام تکه ها را کنار هم بگذارید آنچه به دست می آید یک حکومت جهانی تمامیت خواه سوسیالیست است که هیچ کس دوستش ندارد مگر گردانندگان آن. و توجیه آنها این است: میخواهیم جهانی عاری از جنگ ایجاد کنیم. جهانی آرمانی. اما برای ایجاد جهانی عاری از جنگ, تجاوز, دزدی و قتل باید با آنچه درون تک تک ماست روبرو شد. تا تک تک افراد اصلاح نشوند جهان عاری از جنگ نخواهد شد.
مصاحبه کننده- در واقع آنها میخواهند تفنگی را به سوی مغز همه نشانه روند و بگویند اگر دزدی کنی یا تجاوز, شلیک میکنیم.
بیل کوپر- درست است.
مصاحبه کننده- عنوان کتاب شما, اسب پریده رنگ را ببین, به چه چیزی اشاره دارد؟
—-ادامه دارد—-

کانال تلگرام دنیای اسرار آمیز برای اطلاع رسانی اخبار و مطالب در زمینه های اسرار و ناشناخته های جهان و مطالبی در مورد بشقاب پرنده ها و موجودات فضایی و حیات در دیگر کرات راه اندازی شد.

https://telegram.me/blogufolove

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com    مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: