بایگانی روزانه: سپتامبر 8, 2015

کشف موجودی عجیب در کنار نیروگاه اتمی روسیه

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان: این موجود را دو نفر از ساکنان یک روستا در کنار نیروگاه اتمی «سوسنووی بور» در روسیه کشف کردند که در سال 1958 برای تامین برق شهر لنینگراد ساخته شده است.
به گزارش تلویزیون روسیه، بقایای این موجود به آزمایشگاهی در شهر کراسنویارسک در 400 کیلومتری شهر مسکو منتقل شده است.
یکی از محققان این آزمایشگاه به تلویزیون روسیه گفت که نمی توان قبل از آزمایش هسته ای به درستی ماهیت این موجود را تعیین کرد، اما «به یقین می توان گفت که این موجود یک مرغ نیست.»
کشف موجودی عجیب در کنار نیروگاه اتمی روسیه
از سوی دیگر، یک متخصص «موجودات فضایی ناشناخته (یو.اف.او)» در کشور بریتانیا پیدا شدن این موجود در کنار رودخانه ای در روسیه ، که شبیه هیچ حیوان زمینی نیست، را نشانه دیگری از این وجود موجودات فضایی دانست.
منبع:جام نیوز

گاهان گمشده….

گاهان گمشده….
آیا اسطوره ها افسانه هستند ؟! یا ما افسانه پنداشتیم؟! به نظر میرسد ما اطلاعات کافی در اختیار نداریم چرا که گاهشماری دیرین از دست رفته و فراموش گردیده است! و امروز ما از روی نبود اطلاعات مجبور به جفت و جور کردن نماد یا نوعی پردازش واژه ! شده ایم وبه ناچار حقیقت و افسانه را به هم بافته ایم. شاید اگر متون کهن ما از میان نمیرفت امروز حقایق بیشتری بر ما آشکار میشد.


با کمال تعجب هنوزهم در برخی کتابهای ایران اگر چه اندک به اطلاعات صحیحتری دست میابیم و عمر زمین و آسمان را بدرستی حتی تا میلیارد ها سال میابیم! که از وجود نوعی گاهشماری بسیار پیشرفته در زمانهای بسیار کهن خبر میدهد!
مثلا» در کتاب مجمل التواریخ گوید: «منجمان چیزی همیگویند در تاریخ که همه مقالتها بدان ضایع کردند ! گویند از عمر دنیا ستاره از اول حمل روان گشت تا آنروز که متوکل به دمشق رفت چهار هزار هزار و سه بار و سیصد هزارو بیست هزار سال بوده است به سالهای آفتاب و اندر حساب سالها همچنان تفاوت است» یا در کتاب عجایب نامه محمد همدانی آورده: «دهریان گویند که این عالم همیشه چنین بود و چنین بماند با کواکب وبعضی گویند عمر عالم چهار هزار هزار هزار هزار و تیر ست هزار هزار و بیست هزار هزار سال است!»
خوب داستان چیست؟! و جریان این گاهان گمشده چیست؟! اگر چه منابع ما ایرانیان تقریبا» از دست رفته است اما من در زیر برای نمونه اسطوره های گاه شماری هندوها را آورده ام اگر چه خلاصه اما شاید نشان دهد که اسطوره تا تمام و کمال نباشد نمیتوان در آن داوری کرد. اینها نماد نیستند اینها متنهای چند هزار ساله هستند متنهای اسطوره ایی! و اما دقیق! بسیار شبیه همان سالهای کهنی که مورخین ایرانی ثبت کرده اند! (مطالب زیر از وداها و سوریا سیدهانتا اقتباس شده است)
60 ویکالا = 1 کالا ( یک دقیقه) و 60 کالا برابر 1 آنسا ( درجه) 30 آنسا برابر یک راسی و 12 راسی برابر با یک بهاگانا( یک دوره گردش زمین به دور خورشید ) بعد بر مبنای این دور گردش سیارات یا سالهای یوگای بزرگ مشخص میشود مثلا» در یک یوگای بزرگ مریخ 2.296.832 دور باید به دور زمین بگردد ( زمین ساکن برای اندازه گیری حرکات است) در سالشمار یوگای بزرگ تعداد 1.577.917.828 روز در زمین داریم که حدود 4 ملیون و سیصد وبیست هزار سال میشود.
ماه قمری هم در این تقویم اسطوره ایی 1.603.000.080 روز است . هر دوره از سال یوگای بزرگ را در هزار دور یک کالپا نامند که برابر با 4 ملیارد و سیصدو بیست ملیون سال است ( تقریبا» عمر کره زمین) که این عدد بزرگ تنها یک روز براهما است! (با روزهای خلقت در قرآن و تورات مقایسه شود) دو روز براهما ( شب و روز برابر 2 کالپا است) 360 ملیارد کالپا یکسال براهما است یا حدود 3 تریلیون سال و در زمان حاضر که پنجاه سال براهما گذشته حدود 155 تریلیون سال از آغاز آغاز هر چیز گذشته است! (البته همین یوگای بزرگ به چهار بخش دیگر به نامهای ساتیا یوگا 1.728.000 سال… و ترتا یوگا 1.296.000 سال… و دواپارا یوگا برابر با 864.00 سال …و کالی یوگا 432.000 سال است هر کالی یوگا برابر یک چاراناس میباشد.)
اکنون ما در پنجاه و یکمین دوره سال براهما هستیم که آنرا پادما گویند کائنات در ابتدای پادما و در حدود ده و نیم ملیار سال پیش آفریده شده است.!
نا گفته نماناد در وداها از یک پارامانو برابر با 26 ملیونیوم ثانیه شروع میشود تا به روز خدا یا روز براهما برسد ( 4 ملیارد و سیصد وبیست ملیون سال) و بعد از آنجا به سالهای بزرگتر! برسیم مانند پادما! در وداها یک ماس(ماه) برابر 30 اهوراترام یا سی روز است هر ریتو برابر دو ماس هر ایانا سه ریتو و دو ایانا یکسال است که آنرا سامواسترا یا یکروز دیو! مینامند.
در سوریا سیدهانتا از یک پرانا برابر با 4 ثانیه تا یک پارا برابر 311 تریلیون سال زمان تعریف شده است!
مایاها هم به همین دقت گاهان را شمارش کرده اند ( تا جایی که اسناد بر جایمانده) وهمه اینها اسطوره اند اما نه آنقدر پرت ! بسیار هم واقعی هستند انقدر واقعی که ما در برابر آن بسیار حقیر مینماییم
گاهان کهن ایرانی نیز قابل ردیابی هستند اگر عمری بر جای بود میتوان گاهان ایرانی را نیز با گاهان هندو و مایاها سنجید…از آنچه هنوز بر جایمانده میتوان حدس زد گاهان ایرانی بر مبنای حرکت سوم زمین یا حرکت تقدیمی یا سال بزرگ بوده که یک دوره تقریبا» 26 یا 24 هزار ساله بوده است. که درگشت وفراگشت آنرا به دو دوره 12 یا 13 هزار ساله تقسیم مینمودند سال بزرگ به همراه حرکت مخروطی زمین احتمالا» خود دوره های گرما و سرما را هم در بر داشته است درست مانند سالهای معمولی اما هنوز برای ثبت دقیق آن به اطلاعات دیگری نیاز است. اکنون ما در کدامین دوره های سالهای بزرگ هستیم ؟ چیزی معلوم نیست! ظاهرا» بعد از طوفان بزرگ همه شواهد و مستندات نابود شده است بشر دوباره به غارها پناه بردند و دوباره راه رفته را پیموده است و در این مسیر دهشنتناک تقریبا» همه چیز فراموش گردیده است!

استاد فرشاد فرشید راد

 

آدم ربایی بیگانگان در چین

یک نسخه خطی چینی که در سال 2011 کشف شدجزئیات یک رویداد بسیار غیر معمول از آدم ربایی بیگانگان را روایت می کند .

با توجه به متن، در سال 1528، ستاره ای عجیب که در آسمان از شرق به غرب در حال حرکت بود در نزدیکی یک روستا ی کوهستانی فرود آمد.

alien abduction

سنگ تراشی که با دیدن این رویداد مجذوب شده بود به نزدیکی شی رفت . او آن را مانند یک چرخ سنگی به بزرگی یک خانه توصیف می نماید که سطح آن از رنگ های درخشانی پوشیده شده بود….

او توسط دو موجود شبیه انسان که با زبانی نامفهوم تکلم می کردند به داخل آن شی مرموز برده می شود جاییکه قلبش توسط ان دو موجود از سینه بیرون آورده می شود تا مورد بررسی قرار گیرد.

chinese manuscript

سنگتراش اذعان می دارد که در طی این ماجرا هیچگونه احساس درد یا خونریزی نداشته است!
وی سپس به خوابی عمیق فرو می رود و وقتی بیدار میشود خود را در سرزمینی شگفت که پوشیده در هاله ای سرخ بود می یابد!
اگر چه خورشید، ماه و ستارگان هنوز هم حضور داشتند، هیچ ساختمانی وجود نداشت و مردم صورت گرد و سه چشم داشتند. آنها لباس های عجیب و غریب به تن داشتند و به زبانی عجیب و غریب صحبت می کردند.
انگاه وی هوشیاریش را دوباره از دست داد.وقتی که مجددا به هوش آمد خود را خانه یافت در حالیکه زمانی به بلندای یکسال از ناپدید شدنش می گذشت.

نویسنده این متن باستانی می نویسد که زمانی که او این واقعه را از مردم شنیده است شخصا به ملاقات استاد سنگتراش رفته و خط قرمز رنگ ناشی از جراحی را بر روی سینه او از نزدیک مشاهده نموده است و سنگتراش نیز اکیدا سوگند خورده که کل ماجرا به همین شکل روایت شده صحت دارد.

اگر اعتبار روایت این متن باستانی را بپذیریم یکی دیگر از وقایع باستانی ربوده شدن توسط بیگانگان، تله پاتی و زمان از دست رفته را شاهد می باشیم.

ترجمه: پرواز

http://locklip.com/500-year-old-chinese-manuscript-describes-alien-abduction/

ﮔﻤﺸﺪﮔﺎﻥ روستای ﺁﻧﺠﯿﮑﻮﻧﯽ

ﮔﻤﺸﺪﮔﺎﻥ روستای ﺁﻧﺠﯿﮑﻮﻧﯽ

دهگده ای در سال 1930 در منطقه (( نوناوات تریتوری)) کانادا تمام ساکنانش به یکباره ناپدبد شدند …حتی مردگان این دهکده نیز از قبر بیرون آورده شده و نیست شده یودند… هنگام رسیدن پلیس به این دهکده هنوز اجاق های این دهکده روشن بوده و نورهای عجیبی بالای دهکده حرکت می کردند به وضوح دیده میشدند.


در آن روز چه اتفاقی افتاد ؟
ﻧﺎﭘﺪﯾﺪ ﺷﺪﻥ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯿﺎﻥ ﺁﻧﺠﯿﮑﻮﻧﯽ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۹۳۰ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﺮﺩﻧﯽ ﺍﻣﺎ ﺣﻘﯿﻘﯽ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﻔﻘﻮﺩ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﺍﺳﺖ. ﺍﺳﮑﯿﻤﻮﻫﺎﯼ ﺩﻫﮑﺪﻩ ﺁﻧﺠﯿﮑﻮﻧﯽ ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﮐﯿﻮﺍﻟﯿﮏ ﻭ ﺷﻤﺎﻝ ۶۲ ﮐﺎﻧﺎﺩﺍ ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﺑﺎ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﭼﻨﺪﺍﻧﯽ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﺭﮔﺎﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﮐﺎﻻﯼ ﺍﺻﻠﯽ ﺁﻧﻬﺎ ﭘﺸﻢ ﮔﺮﺍﻥ ﻗﯿﻤﺖ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﺮ ﺍﺯ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺭﺩ ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ، ﺑﺎ ﺁﻏﻮﺵ ﺑﺎﺯ ﭘﺬﯾﺮﺍﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ . ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﺐ ﻫﺎﯼ ﺳﺮﺩ ﺯﻣﺴﺘﺎﻧﯽ ﻣﺎﻩ ﻧﻮﺍﻣﺒﺮﺭ – ﻫﻤﺎﻥ ﺳﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺧﺒﺮ ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﺮﺩﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﭘﯿﭽﯿﺪ – ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺭﺥ ﺩﺍﺩ . «ﺟﻮﻻﺑﻞ» ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﺭﮔﺎﻧﺎﻥ ﺳﺮﺷﻨﺎﺳﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘﻨﺪ ﺯﯾﺮ ﻧﻮﺭ ﻣﺎﻩ ﮐﺎﻣﻞ ﺑﺎ ﻣﻨﻈﺮﻩ ﺍﯼ ﺑﺎﻭﺭﻧﮑﺮﺩﻧﯽ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺷﺪ. ﺗﻤﺎﻣﯽ ۲ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﮐﻦ ﺭﻭﺳﺘﺎﯼ ﺍﺳﮑﯿﻤﻮﻧﺸﯿﻦ ﺁﻧﺠﯿﮑﻮﻧﯽ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺭﺩﭘﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺑﺮ ﺟﺎﯼ ﺑﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﻧﺎﭘﺪﯾﺪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ .

ﻻﺑﻞ، ﺩﺭ ﺁﻥ ﺷﺐ ﺳﺮﺩ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻫﮑﺪﻩ ﺁﻧﺠﯿﮑﻮﻧﯽ ﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﻓﻀﺎﯼ ﺩﻫﮑﺪﻩ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﺒﻮﺩ . ﻧﻪ ﺍﺯ ﻫﯿﺎﻫﻮﯼ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺧﺒﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﻫﺎﯼ ﺩﻫﮑﺪﻩ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻟﺶ ﻣﯽ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺧﻮﺷﺎﻣﺪ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ . ﺍﻭ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﺪ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺳﺮﻣﺎﯼ ﻫﻮﺍ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪﻩ ﺗﺎ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﺯ ﮐﻠﺒﻪ ﺍﺵ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻧﯿﺎﯾﺪ . ﺭﻭﺳﺘﺎ ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﺳﻮﺕ ﻭ ﮐﻮﺭ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﭘﯿﭽﯿﺪﻥ ﺑﺎﺩ ﺩﺭ ﻓﻀﺎ ﺑﻪ ﮔﻮﺵ ﻣﯽ ﺭﺳﯿﺪ . ﻣﺮﺩ ﺑﺎﺯﺭﮔﺎﻥ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﻭﺑﺮ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﭼﺸﻢ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ، ﻫﯿﭻ ﯾﮏ ﺍﺯ ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪ. ﻫﻤﻪ ﺷﻮﺍﻫﺪ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﺩﺭ ﺣﯿﻦ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﮐﺎﺭ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺳﺖ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﻭ ﻧﺎﭘﺪﯾﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ .

ﺑﺎﺯﺭﮔﺎﻥ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﺑﻪ ﮔﻮﺷﺶ ﺭﺳﯿﺪ . ﻫﺮﺍﺳﺎﻥ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺧﻮﺏ ﮔﻮﺵ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺗﯿﺰ ﮐﺮﺩ . ﺍﻧﮕﺎﺭ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺳﻮﺧﺘﻦ ﭼﻮﺏ ﺑﻮﺩ . ﺟﻠﻮﺗﺮ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﮐﻮﺭﺳﻮﯼ ﺁﺗﺸﯽ ﻧﯿﻤﻪ ﺍﻓﺮﻭﺧﺘﻪ ﮐﻪ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮﺵ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺗﺎ ﻫﯿﺰﻡ ﻫﺎﯼ ﺧﺸﮏ ﺷﺪﻩ ﺻﺪﺍﯼ ﺳﻮﺧﺘﻦ ﺩﻫﻨﺪ، ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺶ ﺧﻮﺭﺩ . ﺑﺎﺯﺭﮔﺎﻥ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﻷﺧﺮﻩ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﭘﯿﺪﺍ ﺷﺪﻩ ﺷﺘﺎﺑﺎﻥ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺁﺗﺶ ﺭﻓﺖ ﺍﻣﺎ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ ﻭ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺶ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺟﺴﺖ ﻭ ﺟﻮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺍﺛﺮﯼ ﺍﺯ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻧﺒﻮﺩ . ﺭﻭﯼ ﺁﺗﺶ ﮐﺘﺮﯼ ﺁﺏ ﺟﻮﺷﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺟﻮﺷﯿﺪﻥ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﻧﺒﻮﺩ . ﺩﯾﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﻨﺎﻇﺮ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺷﺐ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻭﺍﻗﻌﺎً ﺩﻟﻬﺮﻩ ﺁﻭﺭ ﺑﻮﺩ ﺍﻭ ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﻨﻈﺮﻩ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﺩﻫﮑﺪﻩ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ .

ﻻﺑﻞ ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻓﻮﺭﺍً ﺑﻪ ﭘﻠﯿﺲ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻣﻘﺎﻣﺎﺕ ﻣﺴﺆﻭﻝ ﻫﻢ ﺑﯽ ﺩﺭﻧﮓ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻭ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭼﻪ ﺑﻼﯾﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺳﺎﮐﻨﺎﻥ ﺁﻧﺠﯿﮑﻮﻧﯽ ﺁﻣﺪﻩ ﺻﺎﺩﺭ ﮐﺮﺩﻧﺪ . ﺁﻧﭽﻪ ﮔﺮﻭﻩ ﺗﺠﺴﺲ ﺩﺭ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﺮﺩﻧﯽ ﻧﺒﻮﺩ . ﺩﺭ ﻣﺤﻠﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﮔﻮﺭﺳﺘﺎﻥ ﺭﻭﺳﺘﺎﯼ ﺁﻧﺠﯿﮑﻮﻧﯽ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﺪ، ﮐﻠﯽ ﻗﺒﺮ ﮐﻨﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﯿﭻ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﺍﯼ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﯾﺪﻩ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ ﻭ ﻋﺠﯿﺐ ﺗﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻗﺒﺮﻫﺎ ﻣﺜﻞ ﺳﻨﮓ ﺳﻔﺖ ﻭ ﻣﺤﮑﻢ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﯾﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭼﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺍﯾﻦ ﺯﻣﯿﻦ ﺳﺨﺖ ﻭ ﺳﺮﺩ ﺭﺍ ﺑﺸﮑﺎﻓﻨﺪ ﺭﺍﺯﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺳﺮ ﺑﻪ ﻣﻬﺮ ﻣﺎﻧﺪﻩ . ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺄﻣﻮﺭﺍﻥ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻧﻮﺭ ﺁﺑﯽ ﺭﻧﮕﯽ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺷﺐ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺍﻓﻖ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺩﺭﺧﺸﯿﺪﻥ ﮐﺮﺩ . ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺎﻫﺪﺍﻥ ﻧﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻧﻮﺭ ﻗﻄﺒﯽ ﻧﺒﻮﺩ ﺯﯾﺮﺍ ﺍﺯ ﺭﻧﮓ ﻭ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽ ﺁﻧﻤﺸﺨﺺ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻏﯿﺮﻃﺒﯿﻌﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻮﺭ ﺑﻪ ﺗﺪﺭﯾﺞ ﺍﺯ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺷﺎﻫﺪﺍﻥ ﺩﻭﺭ ﻭ ﺳﭙﺲ ﻧﺎﭘﺪﯾﺪ ﺷﺪ.

 

مورد رویت یوفو در Trans-en-Provence

مورد رویت یوفو در Trans-en-Provence
تاریخ : 8 ژانویه 1981 در فرانسه

در 8 ژانویه 1981 در ساعت 5 بعد از شهر رناتو نیکلای کشاورز 55 ساله وقتی در حال کار کشاورزی در ملک خود بود صدای سوت عجیبی را شنید . سپس او یک شیء نعلبکی شکلی را دید که حدود 8 فوت قطرش و در ارتفاع پایین 46 متری زمین در هوا معلق بود . طبق گفته شاهدین این وسیله به شکلی بود که انگار دو نعلبکی وارونه روی همدیگر قرارگرفته باشند . ارتفاع اش در حدود 1.5 متر و سربی رنگ بود وشیاری دوره اش کرده بود . زیر این دستگاه دو قطعه وجود داشت که شاید پایه هایش به حساب می آمد . در آنجا دو حلقه دیگر هم بود که شبیه دریچه بودند . دو قطعه که حدود بیست سانتی متر اززیر دستگاه به بیرون کشیده شده بودند .


نیکلای مدعی شد که شی ء تقریباً اوج گرفت و در امتداد خط رویش درختها بسوی شمال شرقی حرکت کرد و نشانه هایی از سوختگی روی زمین باقی گذاشت . ژاندارمری محل روز بعد پیرو گزارشی که دریافت کرده بود با آقای نیکلای مصاحبه کرد و از صحنه عکس گرفت و نمونه خاک و گیاه آن محوطه را جمع اوری نمود . این نمونه ها به GEPAN ( گروه بررسی پدیده های ناشناخته در هوا و فضا ) فرستاده شد .


از تجزیه وتحلیل آنها به این نتیجه رسیدند که زمین در آن منطقه تحت فشار یک وسیله مکانیکی 4 یا پنج تنی قرار گرفته که گرمایی بین 300 تا 600 درجه سانتی گراد تولید می کرده . مقداری فسفات وروی در مواد نمونه پیداشد . تجزیه و تحلیل یونجه موجود در محل سطح کلروفیل ( سبزینه ) موجود را بین 30 تا 50 درجه کمتر از حد انتظار نشان می داد .
آقا نیکلای در ابتدا فکر می کرد که این شی ء یک دستگاه نظامی آزمایشی است . نزدیکی پایگاه نظامی Canjuers این احتمال را قوت می بخشید . تحقیقات GEPAN تلاش می کرد توضیح عادی برای ماجرا بیابد مثل علل جوی یا پدیده ناشی از عوارض زمین و … با وجود تلاشهای ژاندارمری و GEPAN که دو سال طول کشید توضیح قابل قبولی ارائه نشد . برخی از شکاکها در فرانسه بر این عقیده پافشاری می کردند که تحقیقات GEPAN بویژه در بخش مربوط به شواهد فیزیکی پر از شک و شبهه است .
در گزارش پلیس آمده بود که اثری که روی جاده ظاهر شده شبیه به ردی است که چرخ یک ماشین از خود باقی می گذرد . این ادعا توسط GEPAN رد شد چون آزمایش خاک چیز دیگری را گواهی می داد . رد فیزیکی که در عکس دیده می شود یک دایره کامل را نشان نمی دهد در واقع دو نیم دایره هستند که کم و بیش یکدیگر را قطع کرده اند . همچنین شکل دایره ای با توضیحی که آقای نیکلای ارائه کرده منطبق نیست . البته باید گفت که GEPAN خیلی دیر به صحنه رسید . آن هم زمانی که نیروهای ژاندارمری و یوفولوژیستها و مردم کنجکاو شواهد فیزیکی و ترکیب شیمیایی محل وقوع حادثه را تخریب کرده بودند .

https://www.facebook.com/Lostbookofenki

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: