پیر و اولیای الهی که هستند، چه نشانه هایی دارند و نقششان چیست؟


پیر و اولیای الهی که هستند، چه نشانه هایی دارند و نقششان چیست؟

در غزل زیر مولانا نشانه پیر و ولی را می دهد و اینکه در چه درجه ای از مقام روحانی هستند. آیشان را به مرغانی تشبیه کرده که جولانگاه پروازشان هفت آسمان است و بستر خوابشان آفتاب و ماه است. معنی این تشبیه آن است که این بزرگان در هر دم در تمام گستره گیتی حضور مطلق دارند:

اینک آن مرغان که ایشان بیضه‌ها زرین کنند
کره تند فلک را هر سحرگه زین کنند

چون بتازند آسمان هفتمین میدان شود
چون بخسپند آفتاب و ماه را بالین کنند

جسم ایشان همچون آن ماهی است که که یونس جان را در خود دارد. قدرت ایشان چنان است که بهشت و دوزخ در کنترل ایشان است و هر که را که بخواهند از دوزخ نجات بخشیده و بهشت را بر او عرضه می کنند. ایشان فرمانروای مطلق هستی هستند؛ نه دعا در حق کسی می کنند و نه نفرین. از لطافتشان کوه ها به رقص در می آیند و از شیرینیشان دریاها شیرین می شوند. این بزرگان قدرت مطلق خداوند را در دست دارند، چنانکه با اراده ایشان هر چیز میتواند به ضد خودش دگرگون شود:

ماهیانی، که اندرون جان هر یک یونسی است
گلبنانی، که فلک را خوب و خوب آیین کنند

دوزخ آشامان جنت بخش روز رستخیز
حاکمند و نی دعا دانند و نه نفرین کنند

از لطافت کوه‌ها را در هوا رقصان کنند
وز حلاوت بحرها را چون شکر شیرین کنند

جسم‌ها را جان کنند و جان جاویدان کنند
سنگ‌ها را کان لعل و کفرها را دین کنند

اولیای الهی همیشه در دنیا حضور دارند و در عین پیدایی از همه پنهانند. یعنی این بزرگان قال و قیل ندارند اما همیشه و در همه جا حضور دارند و فقط آنها که صلاحیت درک ایشان را دارند از حقیقت این بزرگان بهره خواهند گرفت. مولانا می فرماید اگر میخواهی چشم دلت باز گردد و در راه حقیقت قرار بگیری، خاک پای ایشان را سرمه چشم خود کن. چراکه این خاک چنان توانی دارد که کور مادرزاد را بینایی خواهد بخشید (نمادی از قدرت بی انتهای الهی ایشان):

از همه پیداترند و از همه پنهان ترند
گر عیان خواهی به پیش چشم تو تعیین کنند

گر عیان خواهی، ز خاک پای ایشان سرمه ساز
زانک ایشان کور مادرزاد را ره بین کنند

پس شروع به طلبیدن کن، حتی اگر از لحاظ معنوی سطحت چنان پایین است که در برابر یک گل، خاری بیش نیستی. اما بطلب. اگر طلبت را مانند نوک خار تیز و برنده کنی، روزی خواهد رسید که تمام خار تو به گل و نسرین تبدیل خواهد شد:

گر تو خاری همچو خار اندر طلب سرتیز باش
تا همه خار تو را همچون گل و نسرین کنند

گر مجال گفت بودی گفتنی‌ها گفتمی
تا که ارواح و ملایک ز آسمان تحسین کنند

مولانا و دیگر بزرگان بسیار بسیار به نقش پیر و اولیای الهی در رسیدن به حقیقت روحانی تاکید کرده اند. شاید دوستان بپرسند که پیر کجاست؟ پاسخ را مولانا در این ابیات داده است و این پاسخ بسیار مهم است. پیر یا قطب یا خلیفه الهی همیشه در روی زمین حاظر است. مهم نیست که ما او را در ظاهر میشناسیم یا نه. مهم این است که پیر در هر لحظه در تمام هستی حضور دارد و از همه چیز و همه کس آگاه است. او خوب میداند که تک تک انسانها در چه مرحله روحی هستند و چه کسانی از ته دل دست به طلب زده اند و در دل خود آتش فروزان عشق را روشن کرده اند. طالب حقیقت با برافروختن این آتش در دل خود، توجه پیر را به سوی خود جلب می کند. برای همین است که مولانا اینچنین از طلب سخن گفته گفته. اصلا مهم نیست که ما در چه سطحی هستیم و آیا پیر را در جسم فیزیکی اش میشناسیم یا نه. مهم این است که به دنبال گمشده خویش باشیم. بسیاری وقتی واژه پیر را میشنوند، گمان میکنند که این بزرگان حتما پیرمردی هستند و ریش سپیدی دارند و عصایی در دست. حقیقت این است که جان ایشان پیر است، نه جسمشان و حضور روحانی ایشان ارتباطی به سن جسم ایشان ندارد.

Posted on ژوئن 28, 2015, in عرفان. Bookmark the permalink. بیان دیدگاه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: