بایگانی روزانه: نوامبر 12, 2014

استاد واقعي و استاد كاذب

مولوي در مثنوي معنوي مي فرمايد:
حرف درويشان بدزدد مرد دون
تا بخواند بر سليمي زان فسون(مثنوي معنوي – دفتر اول – بيت 319)

مولوي اذعان مي دارد كه افراد پست و فرومايه صحبت ها و سخنان درويشان را كه بيشتر از روي شهودات قلبي و مشاهدات خود سخن مي گويند تا از روي كتاب ها و دانش هاي جمع آوري شده از رسائل عرفاني و ادبي، مي دزدند و در محافلي ديگر به نام خود براي فريب انسان هاي ساده و نا اگاه از آن سخنان بهره مي گيرند. مولوي معتقد است كه كار روح هاي بزرگ روشني بخشيدن به انسانها و نشان دادن راه حقيقت به آنهاست اما كار انسانهاي پست و فرومايه بيشتر براي فريب دادن و به خاطر جلب توجه ديگران است.
اساتيد كاذب همواره به دنبال جذب شاگرد و جمع كردن پيرواني بيشتر براي خود مي باشند و به همين خاطر به حيله ها و نيرنگ ها و سخنان دل فريب و استفاده از انواع و اقسام قدرت هاي رواني و ذهني روي مي آورند. معمولا بيشتر سخنان و دانش اساتيد كاذب يك گرد آوري از سخنان انسانهاي عارف يا دانش شهودي استادي واقعي مي باشد و در طول ساليان متوالي اين حرف ها را تكرار مي كنند و چون دانش آنها در حال تكميل و تكامل نيست و ارتباطي با منبع اصلي ندارد، مجبور مي شوند همان سخنان كهنه ي خود را با رنگ و بويي تازه تر بيان كنند. معمولا شاگرداني كه آگاهي بيشتري نسبت به بقيه دارند بعد از چند سالي كه در محضر استاد كاذب سپري مي كنند دچار نوعي شكست عرفاني مي شوند و به اين نتيجه مي رسند كه اين استاد ديگر چيزي براي ياد دادن ندارد. به همين دليل برخي از افراد بعد از طي شدن زمان مشخصي آن استاد كاذب يا فرقه مورد نظر را ترك مي كنند. بايد گفته شود كه آموزه هاي استاد كاذب، اكتسابات شهودي اساتيد واقعي است و در واقع استاد كاذب جيره خوار شهودات معنوي اساتيد واقعي است. به همين دليل برخي از دروس اساتيد كاذب كه از اساتيد واقعي دزديده شده، همان تاثيرات را در شاگرداني كه آن تمرينات را انجام مي دهند دارد و شبهه اي كه در اين ميان براي عده اي ايجاد مي شود اين است كه اگر اين استاد واقعي نيست، چرا تمرينات او تاثير روحاني دارد؟ جواب اين است كه تمرين مورد نظر، خرد و دانش استاد كاذب نيست و از جاي ديگري برداشت و اخذ شده و متعلق به استاد كاذب نيست.

تفاوت استاد واقعي و استاد كاذب در كجاست؟
يك استاد واقعي دائما در حال رشد و يادگيري است و طبقات خرد و حكمت الهي را هم به صورت طولي و هم به صورت عرضي طي مي كند. يعني بعد از طي كردن مرحله ي طولي اگر امتحان و درس آن مرحله را به درستي درك نمايد وارد مرحله اي بالاتر مي شود و رشد در مقطعي از زمان به صورت طولي است و بعد از آن به صورت عرضي صورت مي گيرد. يعني بعد از گذراندن هر درس و يادگيري آن، درس بعدي شروع مي شود كه نسبت به دروس قبلي سطح بالاتري از خرد و حكمت الهي در آنها موجود است. اما استاد كاذب، به طبقات آسماني نمي تواند صعود كند و بعد از طي يك يا دو مرحله به طور خود به خود متوقف خواهد شد. به همين خاطر دانش اساتيد كاذب معمولا دانشي طولي است و به طور واضحي درس هاي مشخصي را به صورت طوطي وار تكرار مي كنند و حرف تازه و دانش سطح بالايي براي گفتن و ارائه به شاگردان خود ندارد. اساتيد كاذب چون نمي توانند به صورت عرضي پيشرفت كنند مجبورند دانش سرقتي خود را به صورت طولي كش دهند و رنگ و بويي تازه به آن ببخشند.

چرا اساتيد كاذب وجود دارند؟
كره زمين مدرسه كسب تجربه است و اساتيد كاذب نيز به نوعي در اين راه به رشد و تكامل فردي انسانها هر چند در مسيري متفاوت از مسير اصلي، كمك مي كنند. مولوي در مثنوي معنوي كوشش بيهوده را بر سكون و بي تحرك بودن ترجيح مي دهد و عقيده دارد كه كوشش بيهوده هرچند در مسير حقيقت الهي نيست اما سرانجام معبري به سوي حقيقت براي خود دست و پا خواهد كرد. به عقيده مولوي خداوند دوست دارد كه اين آشفتگي برقرار باشد چرا كه روح هايي كه از اين آشفتگي سربلند بيرون مي آيند از صقالت وجودي بيشتري برخوردارند. به همين خاطر وجود اساتيد كاذب نيز در روي زمين همواره با اراده ي الهي در ارتباط است.

دوست دارد يار اين آشفتگي
كوشش بيهوده به از خفتگي(مثنوي معنوي- دفتر اول- بيت1820)

https://www.facebook.com/mah.di.5817/posts/755443451194828:0

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: