دانش شگفت انگیز شاهنامه فردوسی در توصیف دژ سیاوش!


زمانی که با متن بندهشن و اعلاق النفیسه ابن رسته اصفهانی پی به سرزمین کهن و نابود شده ایی در قطب شمال بردم توانستم آنرا با برخی نشانه هایی که از سرزمین گمشده آتلانتیس از قول افلاطون و سرزمینهای میانی دیگر در فرهنگهای کهن جهان آمده برابری و سنجش نمایم سرزمینی که مشخصات همه نزدیک به هم هستند کشور یا قاره ایی در شمال و در میان دریا به شکل دایره و با کوههای بسیار بلند پیرامونی که دریایی فراخ دور آن را گرفته است همراه دو یا چهار رود باستانی که در میانه جهان جاری است و آب آن گرم است و به آن دریا میریزد سرزمینی که به گرد آن ماه، ستاره و خورشید در گردش است…


اما این مکان اکنون هیچ نشانی از آن نیست. ! اینجانب در کتاب جغرافیای کهن برای نخستین بار از این سرزمین اساطیری سخن گفته ام و در جلد دوم نیز که به همین قاره گمشده اختصاص دادم در این تاریخ گمشده بشری شواهد ونشانه های فراوانی را ارائه داده ام اما شاید برای دوستان گرامی جالب و هم عجیب باشد که در شاهنامه فردوسی هم شبیه به این گفتارها اما با نام «گنگ دژ » سخن رفته است در داستان سیاوش از دژی سخن به میان آمده است بنام گنگ دژ که آنرا سیاوش در شمال چین بنا نهاده است اما با کمال تعجب مشخصات این سرزمین در شاهنامه مشخصات جغرافیایی است نه توصیف یک ساختمان یا قلعه یا دژ که همین میرساند سیاوش آن قلعه و دژ را در مکانی ساخته است که مشخصات آن با همان سرزمین اسطوره ایی همه ملتهای جهان یکی است.!


فردوسی در شرح این مکان میفرماید:
از من داستان گنگ دژ را بشنوید و آنرا باور کنید آنجا مکانی است که میان رشته کوههای دایره ای قرار دارد که اندازه محیط آن 100 فرسنگ ( 600 کیلومتر است) کوههای آن انقدر بلند است که کسی نمیتواند به بالای آن راه یابد و دور ادور آن فقط یک راه ورودی وجود دارد! اما وقتی توانستی از این رشته کوهها عبور کنی به شهر آباد و بزرگی میرسی که در آن نه بیماری میبینی و نه رنجی همه درآن شادمانند این شهر بهشت برین است و در آن رودهای آب گرم جریان دارند اما کوههای رفیع آن تا یک و نیم قرسنگ بلندی دارد. ( نزدیک 10 کیلومتر)
اما شاید عجیبتر این باشد که درست مانند همین فرموده های حکیم فردوسی در شاهنامه را خانم هنسن از قول رییس قبیله آپاچی بیان کرده است که در ج 1 و 2 کتاب به آن پرداخته ایم.
ز من بشنو از گنگ دژ داستان بدین داستان باش همداستان
چو فرسنگ صد گرد بر گرد کوه ز بالای او چشم گردد ستوه
ز هر سو که پویی بدو راه نیست همه گرد بر گرد او در یكیست
چو زین بگذری شهر بینی فراخ همه گلشن و باغ و ایوان و کاخ
همه شهر گرمابه و رود و جوی به هر برزنی آتش و رنگ و بوی
نبینی بدان شهر بیمار کس یکی بوستان بهشتست و بس
یک و نیم فرسنگ بالای کوه كه از رفتنش مرد گردد ستوه

اخیرا» پروفسور ریچار فروند1 در جنوب اسپانیا صدها نشان دایره ایی بر سنگهای باستانی یافته است که در آن درست سه دایره پیرامونی هم مرکز را ترسیم کرده اند ( کوه، دریا ، منطقه میانی) نکته مهم در اینجا به قول پروفسور فروند این است که تنها راه ورودی به این لابیرنت بسته دایره ایی فقط و فقط یک راه است (درست مانند گفته های فردوسی و افلاطون و…) پروفسور ریچارد فروند این دایره های بسته را نشانه قاره دایره ایی شکل آتلانتیس دانسته است وراه ورودی باز شده در پیرامون دایره را همان راه پنهان این قاره اسرار آمیز دانسته است…( ادامه گفتار در ج 2 کتاب خواهد بود)
1- Prof. Richard Freund

منبع:

https://www.facebook.com/kave.d.f/posts/1567180890177065

Posted on اکتبر 13, 2014, in دنياي اسرار آميز. Bookmark the permalink. 2 دیدگاه.

  1. بسیار عالی بود اگر میشه مطلب رو ادامه بدین

  2. آها این شد ممنون!
    رامتین ازین پستا بیشتر بذار ای خدا میبینی چطور هیچی از تاریخ واقعی به ما نمیگن؟
    و واقعا هم جالبه که فردوسی هم از آتلانتیس گممشده خبر داشته!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: