معمای «خواب چند روزه» در روستایی در قزاقستان


اهالی یک روستا در قزاقستان از یک سال پیش تا کنون با «بیماری» مرموزی دست و پنجه نرم می‌کنند. آنها ناگهان در میانه کار روزانه به خواب می‌روند و تا چند روز چشم باز نمی‌کنند. پژوهشگران برای حل معما دست به کار شده‌اند.

گذاشتن سر روی بالش و فرورفتن به خوابی آرام و عمیق رؤیای بسیاری از مردم استرس‌زده‌ی اروپای غربی است. با این حال خوابی که شش روز متوالی طول بکشد و دست آخر با باز شدن چشمان فرد در بیمارستان به پایان برسد، چندان رؤیایی نیست.

این اتفاق از نزدیک به یک سال پیش دامن‌گیر ساکنان روستای کالاچی در قزاقستان شده است.

تا کنون بیش از ۴۰ مورد از این «خواب رازآلود» در میان ساکنان این دهکده گزارش شده است. آنها در حالی که مشغول انجام کارهای روزمره هستند، ناگهان به خواب می‌روند. مارینا فلک یکی از همین افراد بوده است. این زن کشاورز در حالی که مشغول دوشیدن شیر گاوها در اصطبل بوده، به خواب رفته است: «من دو روز تمام خواب بودم و تازه در بیمارستان بود که از خواب بیدار شدم.»

او ادامه می‌دهد: «زن‌های دیگر روستا به من لقب زیبای خفته [نام قصه‌ای معروف] را دادند. من خواب ندیدم، البته هیچ‌چیزی را هم درست به یاد نمی‌آورم. اصلا نمی‌دانم چه‌ام شده، بعدها مریض‌های دیگر به من گفتند که در خواب می‌خواستم گاوها را بدوشم.»

یکی دیگر از ساکنان روستا تعریف می‌کند که یک شب زمانی که جلوی کامپیوتر نشسته بوده، ناگهان به خواب می‌رود. طبق توصیف‌های او، انگار یک نفر در آن لحظه «سیم‌‌های او را از برق کشیده بوده.»

این مرد روستایی سه روز تمام را در حالت خواب در بیمارستان سپری می‌کند.

پزشکان این بیمارستان محلی هم‌اینک در برابر یک معمای رازآلود قرار گرفته‌اند. رئیس بیمارستان می‌گوید: «ما تا به حال چنین چیزی را ندیده بودیم؛ نه در منطقه خودمان و نه در مناطق دیگر، هیچ‌جا. توی اینترنت و کتاب‌های تخصصی پزشکی هر چه گشتیم، به مواردی شبیه به این برنخوردیم. به نظر، این علائم بالینی که در قزاقستان مشاهده شده، برای نخستین بار است که دیده می‌شود.»

این پزشکان البته برای حل این معمای بی‌سابقه تنها نیستند. اخیرا تیمی متشکل از یازده پزشک و محقق همراه با یک آزمایشگاه سیار در روستای کالاچی مستقر شده‌اند. این پزشکان فرضیه‌ای را که خواب چندروزه روستاییان را به بیماری‌های عفونی یا باکتری‌ها نسبت می‌داد، رد کرده‌اند.

آنها بیش‌از همه به رژیم غذایی سالم و سرشار از ویتامین مردم این منطقه و مصرف کم الکل در میان آنها اشاره می‌کنند و این عوامل را در خواب راحت آنان دخیل می‌دانند.

تقصیر اورانیوم است؟

در این میان البته یک تئوری دیگر نیز مطرح می‌شود: سال‌ها پیش در زمین‌های اطراف روستای کالاچی اورانیوم استخراج می‌شده. طبق این نظریه، محققان گمان می‌برند که این عنصر فلزی رادیواکتیو، احتمالا آب آشامیدنی مردم منطقه را آلوده کرده است.

برسن استادلر، یکی از ساکنان کالاچی، این فرضیه را چندان معتبر نمی‌داند و می‌گوید: «قبلا چنین چیزی وجود نداشت، حتی با اینکه معدن هنوز فعال بود. خیلی‌ها فکر می‌کنند که بقایای آن معادن عامل به خواب رفتن مردم روستا شده است. نکته جالب اینجاست، تا زمانی که هوا سرد است، همه چیز خوب و آرام پیش می‌رود. به محض اینکه هوا گرم می‌شود و یخ‌ها آب می‌شوند، این بیماری برمی‌گردد.»

حرف و حدیث‌ها در مورد این بیماری مرموز در بین مردم محلی به شدت بالا گرفته است. یک زن پیشگو خواب رفتن اهالی دهکده را به اشعه‌هایی نسبت داده که از فضا تابیده می‌شوند. طبق نظریه او، این اشعه‌ها به چمن‌ها تابیده و باعث تغییر ژنتیکی آنها می‌شوند. سپس گاوها این چمن‌ها را خورده و به این ترتیب مواد مضر به شیرشان راه یافته و در نهایت نیز این شیر توسط انسان نوشیده شده و به بدن او راه می‌یابد.

در مقابل، یک پژوهشگر قزاق نیز فرضیه‌ای را مطرح کرده مبنی بر اینکه همه این‌ها ساختگی و از روی توهم مردم روستاست.

Posted on ژوئن 18, 2014, in دنياي اسرار آميز. Bookmark the permalink. 14 دیدگاه.

  1. سلام دوستان من به یه مشکلی بر خوردم ویا هیچ کس به جز افراد اینجا نتونستم در میون بزارم این دومین باری هست که این اتفاق برام میوفته اولین بار که این اتفاق افتاد باعث تشنج شد . من ساعت 12 شب بود که خوابیدم دوستم هم خونمون بود یادم نیست چه جوری ولی یه دفعه ای یه خوابی دیدم که تا حالا تو عمرم انقد واقعی نیود دوستم می گفت ساعت 3 صبح بود که میخواست منو بیدار کنه ولی من بیدار نمیشدم یعنی انگاری بیهوش بودم و انگار کسی به سر و صورتم ضربه میزنه و عرق کردم ! خوابی که دیدم به این صورت بود » دیدم یه دفعه ای تو یه مکانی بودم دریاچه داشت و منطقه فقیر مانندی بود یه چند تا تیر برق هم بودم قدم هم بلند تر شده بود دشاتم اونور دریاچه رو نیگاه میکردم که دیدم دو تا پرنده ی بلند که بزرگ بودند و بال های خفاشی مانند و سرشون نوک تیز و رو به جلو دراز بود و یه کله قند مانند هم بالای سرشون بود مثل دایناسور های ما قبل تاریخ )) داشتن پرواز مر کردند که اومدن سمت من من دور و برمو نیگاه کردم هیشکی اطارفم نبود یکیشون اومد و زد تو صورت من و هی میرفت بالای تیر برق من پرت شدم و خیلی محکم خوردم زمین درد شدیدی داشت دوباره اومد منو بلند کرد و کوبوند زمین من بلند شدم نمیتونستم راه برم و هی سعی کردم برم داشتم میدوییدم نمیدونستم چه جوری اومدم یا چرا انقد قد ام بلند شده تو همین فکرا بودم که هی برمیگشتم پشت سرمو نیگاه می کرد یه بار دیگه برگشتم نیگاه کردم دیدم داره میاد همینجوری دویدم مه یه ظریه محم پشتم احساس کردم پرت شدم رو زمین داشتم سریده میشدم به سمت دریاچه که بیهوش شدم دیگه چیزی یادم نمیاد یه لحضه سیاهیی بود که بلند شدم دیدم دوستم هی داره میخوابونه تو گوشم !!!! اگه کسی می تونه کمکی بکنه یا مطلبی در این زمینه داره کسایی که همین اتفاق افتاده واسشون حالت تناسخ مانند ممنون میشم کمک کنه یا مطلبی در ان مورد بزاره!

  2. به حضور دوستان میرسونیم که بلاگ رمانهای زیبا و نایاب بروز رسانی گردید
    لطفا با حظور گرم خود در وبلاگ ما را در رسیدن به اهدافمان یاری نمایید
    منتظر انتقادات و پیشنهادات سازنده شما نیز هستیم .

    از اینکه همواره با ما همراه هستید سپاسگذاریم
    رمانهای زیبا و نایاب
    http://rozibana.wordpress.com/

  3. سلام شروین جان از نظر خواب شناسی تو یه گناهی کردی یا در شرف انجام اون بودی هوشیار باش این یه اخطار شدید بود خوب فکر کن و از خدا کمک بگیر

  4. آقای شروین، اگر شما تحت درمان پزشکی خاصی نیستید یا داروی خاصی مصرف نمیکنید، میتوان گفت که شما در خواب نبودید بلکه یک سفر نادر اختری داشته اید،برون فکنی کالبد مثالی و احتمالا به یکی از قلمروهای دیگر ربع مسکون و یا یکی از قلمروهای روح. اگر با پدیده OBE آشنایی داشته باشید (برون فکنی کالبد اختری)، متوجه میشوید که گاهی سفر برون فکنی بسیار میتواند با دنیای بعد زمینی متفاوت باشد. آن پرنده های غول پیکر سعی در هشیار کردن شما برای بازگشت به کالبدتان، و یا سعی در متوجه ساختن شما نسبت به سفر اختری تان بوده اند. اما اگز تحت درمان پزشکی خاصی هستید و یا داروی ویژه ای مصرف میکنید، باید امکان های دیگری را درنظر گرفت که در اینصورت با پزشکتان مشورت کنید. اگر دراومصرف نمیکنید و بیماری خاصی هم ندارید کتاب «سفر روح» از پاملا وینترپ را، چنانچه نخوانده اید مطالعه بفرمایید. نیز کارهای پال توئیچل را به شما توصیه میکنم.

  5. درود.شروین.ایا بعد از بیدار شدن اثری از درد یا کبودی یا چیزی که از خواب با خودت اورده باشی داشتی؟

  6. سلام رامتین عزیز صبح بخیر
    .
    بنا به درخواست عزیزان در وبلاگ شما و البته با اجازه شما کتاب 8 قسمتی پیام آوران کیهان تالیف دکتر داریوش ادیب را در وبلاگم آپلود کردم ، اگه دوستان خواستند این کتاب رو دانلود کنند با لینک مستقیم میتونن از اینجا http://rozibana.wordpress.com
    دانلود کنن .

    ممنون از تمامی زحماتت دوست من
    با آرزوی موفقیت و شادکامی روزافزونت رامتین جان
    آیدین

  7. سلام مطلبه جالبی بود. شروین به نظره من الزاما به تناسخ مربوط نمیشه ذهن ناخوداگاه ما خیلی خلاق و قویه میتونه یک شک یا اتفاقه غیر منتظره رو واست توی خواب این شکلی تداعی کنه امیدوارم که دیگه از این خوابها نبینی 🙂

  8. به نظر من اصلا نگران نباش فرا فکنی آنقدر واضح که خودت میفهمی این تنها یک خواب خلاق بوده من فرا فکنی داشتم ترسناک تر از اون چیزیه که بتونی تصور کنی

  9. دوست عزیز شروین که این خواب عجیب رو دیدی .
    باید بگم شب کمتر پیاز بخور تا هذیان توی خواب نبینی.
    ناراحت نشو شوخی کردم . از شوخی بگذریم من دارای خوابهای روشن هستم . نمیدونم منظورم رو متوجه شدین یا نه ؟ یعنی توی خواب میدونم که دارم خواب میبینم و این دنیای خواب هست و دنیای واقعی نیست واسه همین در خواب کارهای عجیب میکنم مثلا پرواز میکنم حتی اگه در حین خواب روشن خواب ترسناک ببینم مثلا خواب ببینم چند تا گرگ دارند به من حمله میکنند تا منو تیکه پاره کنند اگه در اون لحظه خوابم روشن باشه یعنی بدونم که این خوابه و واقعیت نداره راحت به آسمان پرواز میکنم و هیچی خطری منو تهدید نخواهد کرد حتی توی دلم به گرگها که اون پایین هستن میخندم. البته خوابهای روشن من زیاد است هر هفته بین 2 تا 4 خواب روشن دارم
    وکلی استفاده مثبت از این خوابهای روشن کردم و سعی کردم در اون عالم آگاهی چیزهایی از حقایق رو پیدا کنم یا بزرگانی رو ببینم که گاهی هم موفق بودم و گاهی هم نه .
    دیگه نیازی نیست چیز بیشتری بگم

    موفق باشید

  10. لام وقتتون بخیر امیدوارم حالتون خوب باشه
    ازتون خواهش میکنم که کمکم کنید.
    من گاهی از وقتایی که تنهام احساس میکنم که کسی داره منو نگاه میکنه یا حضورش رو حس میکنم . اوایل از این حس میترسیدم البته در شب بود .به مرور که ترسم ریخت این احساس رو توی غیر شب هم داشتم . اصلا نمیخواد اذیتم کنه یا بترسونتم .یه مدتی این حس خیلی قوی میشه و یه مدتم خیلی ضعیف .گاهی فقط فقط یه سوال توی ذهنم پیش میاد یا کسی از من میپرسه انگار کسی در گوشم جواب رو میگه . گاهی توی خواب همین حس رو دارم که کسی نگاهم میکنه توی حالت خواب الود یه هیبت رو میبینم که داره نگاهم میکنه البته تا حالا دوبار این اتفاق افتاده ولی چون اتاق تاریک بود صورتش رو ندیدم و فقط هیکلشو دیدم ولی تا بیدار شدم نا پدید شد . بنظرتون من تسخیر جن دارم یا این یه چیز دیگه است؟؟؟
    یه مشکل دیگه هم دارم نامزدم وقتی که میره حموم احساس میکنه که یکی پشتشه و نگاه ش میکنه یه طوری شده دیگه میترسه بره توی حموم .توی کارهامون بشدت گره وجود داره شاید باورتون نشه یه خرید ساده تا کارهای دیگه توش گره هستش .هرچقدر هم دعا میخونیم و گریه میکنیم فایده ایی نداره انگار خدا مارو نمیبینه .واقعا به ستوه اومدیم نمی دونم چیکار کنیم
    تور خدا کمک کنید .ممکنه کسی جادو یا دعایی کرده باشه ما رو ؟؟
    ایا این دو موضوع به هم ربط دارن ؟؟؟

    • مجتبی عزیز سلام
      هیچ نگرانی نداشته باش و البته تمام مطالبی رو که قدی کردی وجود دارن متاسفانه ولی توکلت به خدای عالم قادر باشه و اصلا ترس به وجود خودت و خانواده ات راه نده – لطفا یک ایمیل برام بزار تا بیشتر راهنماییت کنم که از این موضوع به طور کامل خلاص بشی.
      در پناه حق 1-

  11. درود مجتبی عزیز به احتمال زیاد شما به روانپزشک نیاز دارین.به توهماتتون زیادی پرو بال دادین.نامزد بنده خداتونم درگیر کردین.اینو من با اطمینان به شما میگم هیچ خبری از هیچ موجود به اصطلاح غیر ارگانیک در زندگیتون نیست.اگه کمک بیشتری خواستین من در خدمتم..

  12. سلام علی آقا راست میگه منم وقتی خواب می بینم میدونم خوابم ولی در اون لحظه که احساس خطر در خواب داشته باشم نمی تونم کاری بکنم تنها کاری که می تونم چشمهامو باز می کنم .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: