تمدنهای روزگاران پیش از نوح«فصل هفتم» (از معابد و میادین عمومی شهر رم باستان تا راکتورهای اتمی)


«فصل هفتم»
(از معابد و میادین عمومی شهر رم باستان تا راکتورهای اتمی)
pish_az_noh_rojeld
پی بردن به راز لوحه های زمردين معبد هرمس مورد علاقه فراوان

هر دانشجوی رشته تاریخ علوم است.
اسناد آن از دوران تاريك قرون وسطی جان سالم به در برده و به

دست ما رسیده است و تحقیقات دکتر «سیگیسماند بکستروم»

دانشمند قرن هیجدم نیز آنها را تاييد ميكند، سابقه لوحه های زمردين

به حدود ۲۵۰۰ قبل از میلاد میرسد.


اولین جمله روی لوحه ها چنین آغاز میشود:
«چیزی که در بالا قرار دارد شبیه همان است که در پایین قرار دارد و

چیزی که در پایین قرار دارد شبیه همان است که در بالا قرار دارد، تا

مایه تعجب شخص گردد و همین کار ادامه میابد».


این کلمات را میتوان با تشابه ساختمان اتم که الکترونهای آن به دور

هسته مرکزی در حال گردش هستند و سیستم منظومه خورشیدی

که سیارات به دور آن می چرخند مقایسه و به عنوان نمونه کوچکی

از ستارگان و کهکشانها تعبیر نمود.


نظریه یکی بودن کاینات و وحدت ماده بار دیگر در قسمتی دیگر از

لوحه مورد تأکید قرار گرفته است:
«ـ همه چیز، هستی خود مدیون یکی بودن است، بنابر این همه چیز

مبدا خود را مدیون فقط آن يك چیز است.»


«ـ با احتیاط و دقت کامل خاک را از آتش و نرم را از زبر جدا نمایید.»


«ـ این ماده از زمین به هوا بلند میشود و دوباره از آسمان به زمین

نزول مي كند.»


«ـ و بدین طریق هم بالایی و هم پایینی افزایش قدرت مي بابند.»


این قسمت را میتوان به خوبی به شكافتن اتم و خطرات ناشی از آن

و به وجود آمدن انرژی فراوان تعبیر و تشبیه نمود.


یا در لوح زمردین دیگر به قسمتی میرسیم که میگوید:
«این قدرمتندترین نیروهاست.


زیرا بر همه آنها که نرم هستند فایق می آید و بر تمام آنها که زبر

هستند نفوذ خواهد کرد، بدین طریق جهان خلق شده است.»


این موضوع نشان میدهد که مردمان عهد کهن به ویژیگی های ماده و

امواج و اشعه ها که به مواد نفوذ می کنند واقف بوده اند.


«دیماکریتوس» اولی کسی بود که تئوری اتمی را فرمول بندی کرد.


او با ارائه تئوری خود، حدود دو هزار و پانصد سال قبل از فیزیکدانهای

عصر حاضر پیشی گرفته است.


دانشمندی دیگر از مردم فنیقیه به نام«ماسکوس» به فیلسوف

یونانی چنین نوشته است:
«در واقع در عالم چیزی جز اتم ها و فضا وجود ندارد».

این نظریه ماسکوس به حقیقت نزديك است بخصوص اين که بر

امکان شكافتن اتم نیز تأکید کرده است، تئوری اتمی او با کشف ذرات

تازه تر در دل اتم مورد تأکید قرار می گیرد.
فیلسوفان یونانی عقیده داشتند که هیچ فرقی بین نوع مواد تشكيل

دهنده جسم ستارگان با مواد تشکیل دهندۀ زمین وجود ندارد.


بی شک نظریات عهد هرمس مصر می بایست به عنوان یک قضیه

واقعی از سوی متفکرین عصر هلنیک یونان پذیرفته شده باشد که

چنین عقاید درستی را ابراز کرده اند.
لیوسییوس (قرن پنجم قبل از میلاد) نیز  مانند اپیکوروس (۲۷۰-۳۴۱

قبل از میلاد) از تئوری اتمی حمایت می نمود.  


لوکرتیوس(قرن اول قبل از میلاد) دانشمند اهل رم باستان، در باره

اتم ها چنین نوشته است: «اتم ها به صورت دایمی در سرتاسر عالم

در حال حرکت سریع هستند و در صورت بر خورد به همدیگر

ساختمان آنها دچار تغییرات شدید میگردد.»


ضمناً تأکید می کند که آنها آنقدر ریز هستند که دیدنشان امکان ندارند.

این قبیل نویسندگان و فیلسوفان قدیمی احترام و تحسین ما را بر

می انگیزند،  زیرا علاوه بر پیش بینی علوم مدرن امروزی، در تکامل و

پیشرفت ان نیز سهیم بوده اند.


اما هنوز هم نمی دانیم چه عاملی یا چه کسی آنان را به سوی

فرضیه اتم نامریی هدایت نموده است.

لوکرتیوس در  کتاب خود تحت عنوان: «بر مبنای ماهیت کاینات» بر

این عقیده تأکید دارد که: «در عالم لایتناهی مرکزیتی نمی تواند وجود

داشته باشد.»


این نظریه سنگ بنای اصلی فرضیه نسبیت انیشتین، دانتشمند

بی نظیر عصر حاضر است.

هراکلیوس (قرن پنجم قبل از میلاد) نیز می بایست نظریه نسبیت

داشته باشد، زیرا او یک بار گفته بود: «راه بالا و راه پایین یکی و

همان است.»
زینوالی (قرن پنجم قبل از میلاد) نسبیت حرکت و زمان را از طریق

طرح ها مسایل پارادوکس (ضد و نقیض) خود چنین بیان کرده است:

«اگر فرض کنیم که یک پیکان در حال حرکت در هوا در هر لحظه

نسبت به فضایی به طول برابر طول خودش در حال سکون باشد،

پس چه زمانی حرکت می کند؟»


او همچنین در مسایل معروف ارابه های خود سعی می کند کاهش

زمان در مورد اجسام در حال حرکت را ثابت نماید که انیشتین

در فرمولهای خود به طور کامل به آن پرداخته است.


نیکولاس، «کاردینال کوزاکه» که دانشمند قرن پانزدهم بود از کاینات

بدون مرکز سخن گفته است و بدین ترتیب یک نظریه پرداز دیگر در

مورد تئوری نسبیت به حساب می آید.


لائوتسه (قرون پنجم و شش قبل از میلاد) بنیان گذار مکتب

تائوئیسم، به شاگردان خود می آموخت که همه چیز در کاینات، بر

مبنای یک قانون طبیعت یا تائو ساخته شده است که دنیا را کنترل

می کند.


یعنی تمام مخلوقات نتیجه اقدام متقابل دو اصل کیهانی ـ «یان»

مذکر و «یین» مؤنث و خلق شده اند.


این نظر حقیقت  زیرا بارهای مثبت و منفی موجود در دنیای هسته

ای تعیین کننده ماهیت اجسام در طبیعت است حکمای عهد باستان

خطر نفوذ علوم را به کسانی که ممکن است آن را در اهداف

خرابکارانه به کار برند تشخیص داده و گوشزد کرده اند.


یک کیمیاگر چینی در هزار سال پیش چنین نوشته است: «اگر اسرار

 هنر خود را به جنگجویان فاش کنید، مرتکب بزرگترین گناهان

شده اید!»
آیا متخصصین شیمی هسته ای عصر حاضر مرتکب این گناه

شده اند؟
ساختمان اتم در کتاب سلوک براهما به نام«ویزسیکا و نایایا» شرح

داده شده است.

«یوگا ویزیشتا» چنین نوشته است:
« کرات بزرگی در  فضای خالی هر اتم وجود دارد که مانند ذرات

اشعه خورشید گوناگون هستند.»
حکیم دیگر هند باستان به نام «یولوکادر»۲۵۰۰ سال قبل فرضیه ای

را مطرح نمود که تمام موجودات مادی از پارامانوها یا دانه های ماده

ساخته شده اند، که از آن زمان به بعد او را ملقب به «کانادایای» دانه

 چین نمودند.
کتاب های مقدس هندوهای باستان شرحی در باره سلاح هایی دارند

 که شبیه بمب اتمی است.


«مازولاپاروا» از یک آذرخش صحبت نموده است: «یک پیام آور غول

 آسای مرگ که تمامی ارتش را به خاکستر تبدیل نموده و باعث شده

است مو و ناخن نجات یافته ها بریزد، کلیه ظروف سفالین بدون سبب

خرد شوند پرندگان رنگ ببازند و سفید شوند و بعد از چند ساعت کلیه

غذاهای ذخیره شده مسموم گردند.»


وقتی آدم این داستان کهن هندوها را میخواند صحنه وحشناک

هیروشیما در ذهن جلوه گر می شود.
حکیم دیگری به نام «درونا پاروا» چنین نوشته است: «یک موشک

مشعشع که دارای آتش خروجی بدون درد بود پرتاب گردید. ناگهان

تیره و تار شد.

ابرها غرش کنان به آسمان برخاستند و به رنگ خون در آمدند.

زمین در اثر حرارت آن اسلحه سوخت و چروک برداشت، انگار که تب

کرده است.»


بدین طریق به یک ورق دیگر از گذشته ناشناخته انسان برخورد

می کنیم.


کسی که این ماجرا را می خواند به یاد انفجار بمب اتم و بلند شدن

ابرهای قارچی ناشی از انفجار و تشعشعات اتمی می افتد.
شاهدی  دیگر آتش بازی ناشی از این انفجار را با پرتاب ده ها هزار

خورشید به هوا مقایسه نموده است.


«فردریک سادی» فیزیک دان مشهور این داستانها را تخیلی و جعلی

تلقی نمی کند.

او در کتاب خود تحت عنوان تفسیری بر رادیوم (۱۹۰۹) این مطالب

را نوشته است: «آیا در میان آن کتب نمی توانیم این حقایق را ببینیم

که انسان نسل های فراموش شده نه تنها به دانشی دست یافته

بود که ما اکنون پیدا کرده ایم؛ بلکه به نیروهایی دست یافته بود که

ما هنوز دست نیافته ایم؟»


وقتی که دکتر سادی آن کتاب را می نوشت جعبه اتم (بر مبنای

افسانه های یونان باستان «پاندو را» الهه مرگ و نیستی جعبه ای به

نام اتم داشت که کلیه بدی ها، امراض و زشتی ها و ویرانی در داخل

 آن وجود داشت و قرار بود رای تنبیه نوع بشر در آن را باز نماید. ـ مترجم)

«پاندورا» هنوز باز نشده بود.


در دنباله این مطلب باید افزود، یک اسکلت رادیو اکتیودار در

هندوستان پیدا شده که میزان رادیو اکتیو موجود در آن پنجاه برابر

بیش از حد نرمال است.
شاید مطالب موجود در کتاب سانسکریت که راجع به یک ابزار جنگی

ماقبل تاریخ است واقعیت داشته است.


سطح آن قسمت از صحرای گویی نزدیک دریاچه لاب نار پوشیده از

یک لایه شنهای ذوب شده و زجاجی است  که نتیجه آزمایشات اتمی

 چین سرخ است.


اما در بخش های دیگر آن صحرا مناطق مشابهی وجود دارد که از

هزاران سال قبل، پیش از سرکار آمدن مائو دارای سطح شنی

زجاجی است.


عامل حرارت زایی فوق العاده که باعث ذوب شدن شنها در آن

مناطق، در ایام ماقبل تایخ شده چه بوده است؟
در کتاب های براهما اشده به اجزای جالب توجهی از وقت شده

است. مثلاً «سیدهانتا» ساعت را به قدری بخش بخش کرده تا به

کوچکترین جزء به نام «تروتی» رسیده که برابر ۳۳۷۵۰/۰ یک ثانیه

است.


دانشمندان تحقیق کننده روی سانسکریت نمیدانند که چنین زمان

خیلی کوتاهی در عهد عتیق به چه درد میخورده است و کسی

نمی داند که آن را بدون داشتن ابزار دقیق چگونه اندازه گیری

کرده اند.
طبق گفته «پاندیت گانیاه» مرتاض امپراتور شهر مدرس که او را در

سال ۱۹۶۶ در هند ملاقات نمودم، مبنای اندازه گیری براهما تا شصت

 رقم اعشاری بوده است.


منبع اطلاعات او کتابهای «بریهات ستاکا» و دیگر منابع سانسکریت

بوده است.


در ایام باستان روز را به ۶۰ کالا تقسیم کرده بودند که هر کالا برابر ۲۴

دقیقه بوده و آن را به ۶۰ وایکالا تقسیم بندی جزء کرده بودند که هر

وایکالا نیز برابر ۲۴ ثانیه بود.

بعد تقسیم بندی ریزتر دیگری شروع می شد یعنی هر وایکالا را

به ۶۰ جزء فرعی تر تقسیم کرده بودند به نام «پارا» و آن را به

 «تاتپارا» و آن را به «وای تاتپارا» و آن را به «آیما» و بالاخره آن را به

«کاشتا» یا (یک سیصدوم) میلیونیم ثانیه تقسیم بندی کرده بودند.


معلوم است که عجله ای در کار  روزانه هندوها نبوده، پس جای

تعجب است که آنها این تقسیمات میکرو ثانیه را چگونه و برای چه

کاری مورد استفاده قرار می دادند؟
در حین اقامت در هندوستان، شنیدم که براهمایان در سراسر جهان

از روی اجبار این سنت کهن عهد باستان را نسل اندر نسل حفظ

می کنند بی آنکه خود از آن سر در بیاورند.


آیا این نوع زمان نگاری، بازمانده یک قوم متمدن با تکنیک بسیار عالی

باستانی نیست؟


چون بدون ابزارهای بسیار دقیق، کاشتا که همان  (یک سیصدوم)

میلیونیم باشد بی معنی خواهد بود.


از طرفی مشخص است که کاشتا یا  ۱۰ x ۳ ثانیه خیلی به طول عمر

تعدادی از مزون ها و هایپرونها نزدیک است.


این حقیقت روشن از این فرضیه که علم فیزیک هسته ای علم

جدیدی نیست حمایت می کند.
جدول «وراهامیرا» که در سال ۵۵۰ میلادی تنظیم شده، حتی اندازه

 اتم را نیز تعیین نموده است.


رقم ریاضی ثبت شده در آن جدول نسبتاً قابل مقایسه با اندازه

واقعی اتم هیدرژن است.


این امر شگفت انگیز است که علوم کهن پی به ساختمان اتمی ماده

برده و کشف کرده بود که ذره نهایی عناصر چقدر ریز است که هیچ

چیز از این نوع علوم تا قرن بیستم در دنیای غرب به عمل نیامده بود.
فیلولوس (قرن پنجم قبل از میلاد) نظریه عجیبی در باره وجود یک

کره نامریی به نام «انتایکتان» یا «انتای ارث» (ضد زمین) در منظومه

 شمسی ما داشت.


در صورتی که در همین اواخر نظریه وجود ضد ماده، ضد دنیا و ضد

سیاره ها مطرح شده است.


از نظر فیزیک هسته ای «پوزیترون» را به عنوان الکترونی می شناسند

که از آینده به طرف گذشته حرکت می کند.


این حرکت در مسیر خلاف زمان  کشف تازه ای در دنیای اتم است.

ولی حکیم افلاطون در کتاب خود به نام «سیاستمدار» نوشته است

جهان مرتعشی وجود دارد که بطور دوره ای مسیر پیکان زمان خود را

 تعویض و گاهی از آینده به سوی گذشته حرکت می کند.


اکنون ما می دانیم که ذرات اتم می توانند در زمان به عقب حرکت

کنند و چنین به نظر می رسد که این نظریه برای افلاطون کبیر نا آشنا

نبوده است.
اگر دانش اتمی عهد باستان به صورت پاره پاره بوده است، چنین

مطلبی را در باره دانش ستاره شناسی نمی توانیم بگوییم.


زیرا با یک ریشه عمیق در تاریخ و اقدام مداوم به مدت بیش از یک

هزار سال، در دوران باستان به بالاترین سطح خود رسیده بود.

(پایان فصل هفتم)

با تشکر از کوروش ۲  کاربر سایت خردمند که این مطالب را در این سایت قرار داده بودند.

 

Posted on سپتامبر 25, 2013, in ت‍م‍دن‍ه‍ای‌ روزگ‍اران‌ پ‍ی‍ش‌ از ن‍وح‌. Bookmark the permalink. 4 دیدگاه.

  1. فراموش نكنيم كه دموكريتوس پايه گذار ديدگاه اتمي از شاگردان استانس بزرگ مغان و استاد بزرگ داشگاههاي ايراني ساخته شده دز روزگار هخامنشي در مصر بوده و نيز كتاب شيد هانتا نوشته ي دانشمندي ايراني به نام وراه ميتزا يا ورازمهر بوده كه در زوطگار اشكانيان از ايران به همراه گروهي از فرزانگان ايران زمين به مصر كوچيدند در اينده از اين دست آگاهي ها بيشتر خواهم گفت و نوشت

  2. با سلام

    (((دانشمندی دیگر از مردم فنیقیه به نام«ماسکوس» به فیلسوف یونانی چنین نوشته است:«در واقع در عالم چیزی جز اتم ها و فضا وجود ندارد».این نظریه ماسکوس به حقیقت نزديك است بخصوص اين که برامکان شكافتن اتم نیز تأکید کرده است، تئوری اتمی او با کشف ذرات تازه تر در دل اتم مورد تأکید قرار می گیرد.))) قسمتی از مطلب بالا

    بنظر من اینکه در مطالب تاریخی باستانی که حالا منتشر میکنیم از کلمات و کشفیات معاصر در آنها استفاده کنیم درست نیست حداقل اینکه خواننده را در برداشت دچار اشتباه میکنیم مثلا وقتی میگوئیم در عالم چیزی جز اتم وفضا وجود ندارد یعنی اینکه پیشینیان اتم را کشف کرده اثبات کرده و نام اتم را نیز بر آن گذاشته اند فراموش نکنیم در حال حاضر نیز بسیاری از قوانین فیزیک را که ما حتی قبول داریم بصورت نظریه و فرضیه هستند…آری میتوان گفت که نظریه وجود اتم ها در 2500 سال پیش ارائه شده ولی اینکه بصراحت از اتم اسم ببریم اشتباه است دقیقا مثل مطلب قبلی این موضوع که نگارنده مدعی شده تقریبا تمام علم پزشکی حاضر در دوران باستان کشف شده بوده است این برداشت اشتباه از مطالب است در مورد اتم باید گفت اگر کسی اون را کشف کرده باشه و نام اتم را بر اون گذارده باشه باید ابتدا با یک نظریه وجود اونو اثبات کنه طرز کارش رو بیان کنه و….در واقع در خصوص اتم باید ابتدا شواهدی برای وجود ان ارائه داد بعد شکلش و سپس مکانش و بعد اندازه اش و وزنش و نحوه ارایش اتمها را بوضوح پس از شرح نشان دهد (ثابت کند) تا بتوان گفت که عنصری کشف شده اینکه دانشمندان باستانی در 2500 سال پیش عنوان کند که میتوان اجسام را به قطعات کوچکی تقسیم نمود و آنقدر اینکار را تکرار نمود که دیگر نتوان آن را به قطعه کوچکتری تقسیم نمود که نمیشود گفت کشف اتم …ریشه کلمه اتم از یک کلمه یونانی به اسم (آتوموس) به معنای خرد نشدنی یا ریز تر نشدنی است که در انگلیسی به اتم تبدیل شده مطلب زیر را بخوانید

    …………………………

    دو هزار و پانصد سال پيش، حدود 450 قبل از ميلاد يك دانش پژوه يا حكيم يوناني درباره تبديل اجسام قطعات كوچكتر به تفكر پرداخت. نام او (لوسيوپس) بود. از نظر او اينكه هر چيز را مرتبا به قطعات كوچكتر و كوچكتر تقسيم مي‏توان كرد، مفهومي نداشت و اين عمل مي‏بايست در جايي به انتها مي‏رسيد و زماني به قطعه‏ي چنان كوچكي رسيد كه نتوان كوچكتر از آن را به دست آورد.لوسيوپس شاگردي به نام دموكرتيوس داشت كه او هم همينطور فكر مي‏كرد. وقتي دموكريتوس در سال 380 قبل از ميلاد درگذشت، 72 كتاب درباره‏ي فرضيات خود راجع به كائنات نوشته بود. يكي از آن فرضيات اين بود كه همه چيز در جهان از ذرات بسيار كوچكي ساخته شده و اين ذرات كوچكتر از آنند كه بتوان بازهم به ذرات كوچكتر تقسيمشان كرد. او اين ذرات كوچك را (آتوموس) ناميد كه يك لغت يوناني است و معناي (خرد نشدني) مي‏دهد. اين لغت در انگليسي به صورت (اتم) درآمد. دموكريتوس، معتقد بود كه همه‏ي جهان از انواع مختلف اتوموس (اتم )ساخته شده است و در ميان اتوموسها (اتمها)هيچ چيز وجود ندارد. اتم‏هاي مجزا كوچكتر از آن هستند كه به چشم ديده شوند ولي زماني كه تعداد زيادي از آنها در تركيبات مختلف به يكديگر ملحق شوند تشكيل اجسام گوناگوني را مي‏دهند كه ما در اطراف خود مشاهده مي‏كنيم. وي عقيده داشت كه گرچه اتمها مي‏توانند آرايش خود را تغيير دهند، لكن نه مي‏توان آنها را ساخت و نه از بين برد.
    ……..مهم ………
    دموكريتوس نمي‏توانست عقايد خود را ثابت كند و حكماي يونان هم معتقد به وجود اتم نبودند و سخنان او برايشان مفهوم عقلي نداشت بنابراين نظريه‏ي اتميسم وي معروفيتي نيافت. از كتاب‏هاي دموكريتوس نسخ زيادي تهيه نشد و همان نسخه‏ها نيز بتدريج از بين رفت و فقط بعلت آنكه در ديگر كتب قديمي به فرضيه‏ي اتمي دموكريتوس اشاره شده نامي از وي به ميان آمده ما امروز از فرضيات او آگاه هستيم.حكيم يوناني ديگري به نام (اپيكور) كتابهاي دموكريتوس را قبل از نابودي مطالعه كرد و نظريه‏ي اتمي وي را دنبال كرد. در سال 306 قبل از ميلاد در آتن، مدرسه‏اي بنا كرد. او معتقد بود همه چيز از اتم ساخته شده و حداقل 300 كتاب در موضوعات مختلف نوشت. وي شاگردان زيادي (از جمله زنان) تربيت كرد ولي به مرور زمان او و آثارش به فراموشي سپرده شدند. اما فرض وجود اتم از بين نرفت.دو قرن پس از اپيكور، در زمانيكه آثارش هنوز موجود بود، يك عالم رومي به نام (كولرتيوس) نظريه‏ي اتمي را دنبال كرد. وي در حدود 56 سال قبل از ميلاد شعر طويلي (به زبان انگليسي موجود است ) درباره‏ي ماهيت اجسام مي‏باشد. در اين شعر او به طور مشروح و استادانه به بيان و توضيح نظرات دموكريتوس و اپيكور پرداخت.اما از لوكريتوس هم نسخ زيادي تهيه نشد. همزمان با اضمحلال تمدن يونان و روم، نسخه‏هاي قديمي هم نابود مي‏شدند. با آغاز قرون وسطي در اروپا نوشته‏هاي دموكريتوس، اپيكور و لوكريتوس همگي از ميان رفته و مردم اتم را به فراموشي سپردند.تا اينكه در سال 1417، زماني كه اروپائيان به نسخ قديمي علاقمند شده بودند شخصي موفق به كشف يك نسخه‏ي قديمي آسيب ديده از شعر لوكريتوس شد. در سال 1454 ياهان گوتنبرگ دستگاه چاپ را اختراع كرد و كتاب‏ها را از خطر نابودي نجات داد. شعر لوكريتوس منتشر شده و خيلي از و خيلي از دانش پژوهان تحت تاثير نظريه‏ي اتمي قرار گرفتند. (پير گاسندي) كه در نيمه‏ي اول دهه سالهاي 1600 كتب موثر و متعددي نوشته) است نظريه‏ي اتمي پذيرفت و بسياري از دانش پژوهان اروپايي را از نظرات خود درباره‏ي اتم مطلع ساخت. اتميسم به دوران جديد راه يافت. اما صرف ايده و تصور بودن اتم، ايده‏اي كه فقط به نظر بعضي افراد منطقي مي‏رسيد، سبب مي‏شد تا جدي تلقي نشود.يك شيمي دان انگليسي به نام (رابرت بويلي) از جمله كساني بود كه از نظرات گاندي مطلع بود. او اولين دانشمندي بود كه به آزمايشاتي دست زد كه نشان دهنده احتمال وجود اتم بود. موضوع مورد علاقه‏ي بويلي هوا بود. هوا جامد نبود كه موقع لمس كردن سخت باشد و فرم خود را حفظ كند و مايع هم نبود، كه جريان داشته و قابل رويت باشد. هوا ماده‏اي است كه به طور رقيق پراكنده مي‏شود و به چنين ماده‏اي (گاز) مي‏گويند.

    فرض كنيد تمام عناصر از اتم تشكيل شده باشند و اتم قابل تجزيه به ذرات كوچكتر نباشد. وقتي عناصر به هم ملحق شده و تركيبي را به وجود مي‏آورند، اتم‏هاي بسياري از يك عنصر با اتم‏هاي بسياري از يكديگر تركيب مي‏شوند. (جان دالتون) دانشمند انگليسي با توجه به اين ارتباط ميان اتم‏ها و قانون نسبتهاي ثابت، پس از آزمايشهاي متعدي موفق به ارايه‏ي قانون نسبت‏هاي چند گانه، در 1803 شد.اين قانون بدين صورت است كه هرگاه چند گرم از عنصر A با گرم‏هاي متفاوتي از عنصر B واكنش دهد، تركيبات متفاوتي مي‏دهد كه بين گرم‏هاي عنصر B نسبت‏هاي ساده و كوچكي برقرار بود. وي در واقع همان نظريات لوسيوپس و دموكريتوس را كامل‏تر و با اثبات ارائه مي‏كرد و در سال 1808 نظريات خود را درباره اتم را در كتابي منتشر كرد و به خاطر اين كتاب است كه امتياز كشف و فرضيه‏ي اتمي به او داده مي‏شود.

    پس از نشر كتاب دالتون شيمي دان‏هاي بيشتري آماده قبول فرضيه وجود اتم شدند و به زودي تقريبا همه آن را پذيرفتند.

    يكي ديگر از مشكلاتي كه سر راه اثبات اتم بود وزن آن‏ها بود. دالتون در جستجوي آن بود كه بداند چه چيز باعث مي‏شود اتم‏هاي عناصر مختلف با يكديگر متفاوت باشند. در آزمايشات و تحقيقات افرادي مانند لاووازيه، پروست و خود دالتون، وزن مواد مختلف داخالت داشتند. شايد كشف وزن اتم‏هاي مختلف امكان‏پذير بود و شايد اين همان عاملي بود اتم‏ها را با يكديگر متفاوت مي‏ساخت.در سال 1811 فيزيكدان ايتاليايي به نام (آمدئوآووگادور) مدعي شد كه چنانچه حجمهاي مساوي از گازهاي مختلف هميشه از ذرات مساوي ساخته شده باشند او مي‏تواند قانون تركيب امجام را ثابت كند.اين ذرات ممكن است اتم‏هاي منفرد و يا تركيبي از اتم‏ها كه مولكول ناميده مي‏شوند، باشند و اين (فرضيه اووگادور) خوانده مي‏شود. با توجه به اينكه دو حجم از هيدروژن با يك حجم اكسيژن تركيب مي‏شود، چنانچه اين نظريه صحت داشته مي‏داشت، پس احتمالا بدان معني است كه به عوض يك اتم از هر كدام كه دالتون معتقد بود، 2 اتم هيدروژن در يك مولكول آب را پذيرفتند ولي تقريبا هيچ كس اعتنايي به فرضيه‏ي اووگادور نكرد. براي حدود 50 سال شيمي دان‏ها نمي‏فهميدند منظور از نسبت‏هاي چندگانه چيست؟ در سال 1860 اولين كنگره بين المللي شيمي در كارلسورهه آلمان تشكيل شد. صد و چهل شيمي دان از همه‏ي ممالك در آن شركت كردند. يك شيمي دان ايتاليايي به نام (استاينس لائو كانيزارو) كه با فرضيه‏ي اووگادور كاملا آشنايي داشت، نظريات خود را در جزوه‏اي منتشر كرد و در كنگره سخنراني مستدلّي درباره اووگادور ايراد كرد. (ژان سوره استا) شيمي دان بلژيكي كه مشغول تهيه‏ي جدول اوزان اتمي بود فرضيه‏ي اووگادور را اساس كار قرار داد و سرانجام در 1865 موفق شد اولين جدول جديد اين ارقام را در اختيار عموم قرار دهد.

    واقعيت اتم‏

    حدود اواخر سالهاي دهه‏ي 1800 فرضيه‏ي اتمي در تمامي پيكارهايش پيروز شده بود. ساختمان مولكوي‏هاي بيشتر و بيشتري با جزئيات كشف شده و حتي ساختمان بعضي از تركيبات آلي نسبتا پيچيده نيز روشن شد. اما هنوز هيچكس اتم يا مولكول را به چشم نديده بود و اتم تنها وسيله‏اي براي توجيه و تشريح اكتشافات شيمي دانان و مفاهيم آسان و مفيدي بودند. هيچكس نمي‏دانست اتمها و مولكولها واقعا چگونه‏اند، چه اندازه و وزني دارند و بسياري از شيمي دانان اظهار مي‏كردند كه نبايد موضوع اتم را جدي گرفت و فقط در حد يك ايده است. در سال 1827 يك گياه شناس اسكاتلندي به نام (رابرت براون) براي ديدن يك ذره‏ي بسيار كوچك گرده گياهي كه بر روي آب شناور بود از ميكروسكوپ خاصي استفاده كرد. وي مشاهده كرد كه ذرات كوچك گرده در جهات مختلف پراكنده مي‏شدند. البته دانه‏هاي گرده از گياهان بر مي‏خيزند و ذرات كوچكي از حيات در خود دارند. در نتيجه براون به فكر افتاد كه حركت ذرات بدليل زنده بوده آنهاست. براون همين آزمايش را روي ذرات بسيار ريز رنگ كه فاقد حيات بودند، انجام داد. آنها نيز همانطور حركت مي‏كردند. اين حركت را (حركت براوني) مي‏نامند. براي مدتي در حدود 30 سال هيچكس نمي‏دانست چگونه آن را توجه يكند. حدود 1860 يك رياضي دان اسكاتلندي به نام (جيمز كلارك ماكسول) در مورد طرز عمل گازها به مطالعه پرداخت. وي نشان داد كه گازها نه تنها از اتم و مولكول ساخته شده‏اند، بلكه اين اتم‏ها و مولكول‏ها دائما در همه جهات در حركت اند و از اطراف و بالاي يكديگر به سرعت مي‏جهند. هر چه درجه حرارت بالا بود اتم‏ها و مولكول‏ها با سرعت بيشتري حركت مي‏كردند و با شدت بيشتري مي‏جهيدند. ذره كوچك بر حسب جهتي كه تصادمات مولكول‏ها انجام مي‏گيرد تا بي نهايت روي آب به اين طرف و آن طرف خواهد رفت. اين توضيح حركت براوني است.
    در سال 1905 رياضي دان آلماني به نام (آلبرت انيشتين) حركت ذراتي بر طبق (حركت براوني) را مورد مطالعه قرار داد و فرمول رياضي پيچيده‏اي شامل اندازه ذره، اندازه مولكول آب و فاصله‏اي كه ذره در مدت زمان معين طي مي‏كند، ارائه داد. بنابراين اگر كسي مي‏توانست اعداد قسمت‏هاي حباب به استنثناي مولكول آب را بدست آورد مجهول آخر قابل محاسبه است.
    سرانجام در سال 1908 يك دانشمند فرانسوي به نام (ژان بانيست پرن) مسئله را حل كرد. وي ذرات جسمي موسوم به شيره انگم را در ظرف آبي ريخت، نيروي جاذبه زمين ذرات را به ته ظرف كشاند ولي (حركت براوني) همچنان ذرات را به طرف بالا پرتاب مي‏كرد. طبق فرمول همچنان كه يك ذره از پايين به بالا مي‏رفت تعداد ذرات در آب مي‏بايست تا ميزان بخصوصي كم شود. پرن در همه‏ي ارتفاعات مختلف ذرات را شماره كرد و توانست ارقامي براي همه موارد فرمول به غير از مولكول آب تهيه و اندازه‏ي مولكولي آب را حساب كند. معلوم شد كه يك اتم حدود 1/100000000 يك سانتيمتر است. وقتي خبر آزمايش پرن پخش شد مابقي شيمي دان‏ها ناگزير تسليم شدند.بدين ترتيب دليل روشني در مورد اندازه‏هاي اتمهاي واحد بدست آمد. اگرچه خود اتم‏ها ديده نمي‏شدند ولي نتايج حاصل از تكان‏هاي آرام، فشار دادن و تصادم آنها قابل رويت بود. در سال 1936 يك دانشمند آلماني به نام (اووين ويلهلم مولر) ميكروسكوپ الكتروني را اختراع كرد. در اين ميكروسكوپ سر سوزن ظريفي در ظرفي كه همه‏ي هواي آن كشيده شده (خلأ) قرار داده شده بود. وقتي به ظرف حرارت داده مي‏شد، ذرات كوچكي از سر سوزن جدا شده و در خطوط مستقيم از آن دور شده و به صفحه‏اي از مواد شيميايي اصابت مي‏كردند و اين صفحه در اثر برخورد ذرات سرخ و گداخته مي‏شد. از گداختگي صفحه مي‏توانستند نوع ساختمان سر سوزن را تعيين كنند. مولر اين وسيله را تكميل و در حدود سالهاي 1950 موفق شد از صفحه گداخته عكس بگيرد. اين عكس اتم‏هاي سازنده‏ي نوك سوزن را كه در خطوط منظم رديف شده بودند نشان مي‏داد.

    بالاخره مردم موفق به ديدن اتم شدند. البته ديگر در آن زمان مي‏دانستند كه اتم آنچه كه تصور مي‏كردند، نيست. لوسيپوس و دموكريتوس و دالتون فكر مي‏كردند اتم‏ها غير قابل تجزيه‏اند و خود كلمه‏ي اتم هم به همين نام است. امروزه دانشمندان درباره‏ي اتم چيزهاي زيادي مي‏دانند.

    از سایت علوم

  3. مطالعه ی علوم اجدادمون، خیلی آدم رو به فکر فرو می بره

    ممنون ufolove

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: