کشته شدن 9 کوهنورد روسی بر اثر حمله یوفو ها


ترسناکتر از تخیل

گذرگاه دایتلوف در کوه های اورال در غرب روسیه واقع است.

در 2 فوریه 1959، 9 نفر از تیم کوهنوردی با تجربه ، تحت شرایط بسیار عجیب و تا حد بسیار زیادی ترسناک کشته شده و در یک نقطه همه آنها ناپدید شدند ، هدف اصلی این تیم کوهنوردی رسیدن به «اتورتن» بود که در 6 مایلی آن مکان قرار داشت. متاسفانه این گروه کوهنورد  هیچ گاه به مقصد خود دست نیافتند. و همین موضوع به اندازه کافی برای بازماندگانشان تکان دهنده بود. واژه اتورتن با توجه به زبان مانسی (مردمان بومی در حاشیه کوه) به معانی «کوه مردمان مرده» است.

این سفر  اکتشافی در اصل با 10 کوهنورد شروع شد، سردسته این تیم فردی 23 ساله به نام لگور دایتلوف بود. که در مجموع 8 مرد و 2 زن در این اردو شرکت کرده بودند. گروه کوهنوردان متشکل از دانشجویان و فارغ التحصیلان اخیر از موسسه پلی تکنینک اورال بودند که با توجه به بودجه اختصاص یافته به این موسسه اقدام به صعود کوه نمودند.

حقایق مستند و علنی از بروز حادثه

در صبح روز 27 ژانویه 1959 این گروه کوهنوردی «ویژای» را ترک کرده و به سمت «ترِک» به راه افتادند. و «ویژای» در شمال این منطقه واقع است. در 28 ژانویه یکی از کوهنوردان به نام «یوری یودین» به شدت مریض شده و مجبور به بازگشت شد. همین امر به نوبه خود باعث شد که آقای یودین از رخ دادهای در پیش رو جان سالم به سر برد، و او به عنوان تنها بازمانده سفر محکوم به مرگ قرار گرفت. اعضای باقی مانده از این گروه کوهنوردی بعدها  از طریق یادداشت ها و فیلم برداری به ثبت خاطرات خود پرداختند. و در این حال این گروه در 31 ژانویه اقدام به صعود دستجمعی نمودند.

در یکم فوریه ، کوهنوردان توانستند از کوه «خولات سیخل» عبور کنند. نام این کوه پس از رخ دادن این حادثه تحت عنوان «گذرگاه دایتلوف » قرار گرفت. قبل از تصمیم گرفته شده مبنی بر صعود به کوه «دایتلوف» تلگرافی در 12 فوریه به این گروه کوهنوردی ارسال شده بود و محتوای آن شامل متنی بود که مجمع کوهنوردی از این تیم خواسته بودند تا در اسرع وقت  به «ویژای» باز گردند.

12 فرویه هم سپری شد ولی هیچ ارتباطی با کوهنوردان صورت نگرفت.

برای آنکه این تیم کوهنوری بسیار با تجربه و در کار خود توانایی لازم را داشته بودند ،بسیاری از مردم برای تاخیر غیر معمول آنان برای بازگشت به منطقه هیچ ناراحتی را به خود راه نمی دادند.

خانواده این تیم اعزامی پس از چندین روز به طور فزاینده ای در مورد این تاخیر نگران شدند.

در 20 فوریه موسسه پلی تکنیک اورال با تشکیل یه گروه نجات که متشکل از دانشجویان و اعضای هیات علمی موسسه بود ، خواهان یافتن آنان بوده ولی این کار فایده ای نداشت.

در نهایت نیروهای پلیس و خود ارتش با تشکیل دادن کمیته رسمی جستجو در یک مقایس کامل در آن منطقه خواهان نجات دادن 9 کوه نورد بودند.

کشف دلسرد کننده،

یک ترس واقعی به حدی که فیلم های هالیودی قادر به خلق این نمایش بسیار وحشتناک هم نبودند. سرانجام در 25 فوریه 1959 بخش هایی از اردوگاه و اجساد این گروه اعزامی کوهنوردی کشف شد. برخی از اجساد این کوه نوردان در سراسر دامنه کوه به طور گسترده ای گسترده شده بود. و اجساد دیگر ، در مناطق دور تری از آنجا و در زیر برف یافت شدند. آشکار شد برخی از کوهنوردان با پوشیدن لباس های کاملا پاره شده ای از کوهنوردان دیگر که پیش از آنان جان خود را از دست داده بودند برای زنده ماندن خود تلاش می کردند، برخی دیگر کفش و یا جوراب خود را از دست داده بودند ، بر لباس برخی دیگر از کوهنوردان سطح بالایی از مواد رادیو اکتیو و آلودگی به مواد رادیو اکتیو دیده می شد. بر روی سطح بدن انها نشانه های از زخم دیده نمی شد ولی با این حال یکی از زنان کوهنورد زبان خود را از دست داده بود.

نتایج کالبدشکافی نشان داد که یکی از زنان کوهنورد ، آسیب و فشار بر جمجمه وی منجر به مرگش شده بود. و اجساد دو نفر دیگر از اعضای تیم کوهنوردی بر اثر ضربه ای بسیار قوی کشته شده بودند، که این ضربه تنها می تواند با تصادف با ماشین سریع السیر مقایسه شود. و اعضای دیگر تیم کوه نوردی بر اثر هیپوترمی (سرما زدگی) در گذشتند.

جستجو برای عوامل این جنایت

در اولین گمانه زنی ها آشکار شد که در نزدیکی مردم مانسی به این تیم کوهنوردی حمله شده است. با این حال هیچ ردی پائی از کسانی که مسبب این جنایت عظیم بوده اند یافت نشده و جز رد پای باقی مانده این تیم کوهنوردی بر روی برف و در داخل اردوگاه به چشم می خورد. نظریه حمله مانسی ، و هر نظریه دیگر در رابطه با حمله به انسان ، زمانی نام برده می شود که ضربات وارد شده به جسم سه فرد مصدوم به حد بسیار زیادی قوی بوده و آن هم توسط هیچ انسانی به وقوع نپیوسته باشد. و بدون وارد شدن آسیبی به بافت های بدن ، در آن ضربات هم هیچ نشانه ای از وجود مبارزه تن به تن وجود نداشته باشد.

پرونده این مورد بسیار وحشتناک به طور رسمی در سال 1959 بسته شد و همه این اسناد به طور سری بایگانی شدند. در نهایت پس از 30 سال بعد از این ماجرا چندین رونوشت از این اسناد و در اویل دهه 90صورت گرفت.
اما قضاوت در مورد عوامل اصلی این حادثه که به طور عجیبی ناپدید شده بودند علنی غیر ممکن بوده و تنها می شود بر «ناشناخته بودن یک نیرو» اشاره ای داشت.

گمانه زنی ها و پیامدها

یک روزنامه نگار به نام یوری یاروئی با الهام از حوادث مرموز «گذرگاه دایتلوف» اقدام به انتشار داستانی در این مورد نمود. کتاب وی در سال 1967 منتشر شد و خود این کتاب در بالاترین رتبه از لحاظ ساختار پیچیده داستانی نام برده شد. یاروئی تحقیقات گسترده ای را برای رمان خود انجام داد، او اقدام به انتشار نسخه های قدیمی تری از رمان خود نمود، اما این رمان های انتشار یافته به تحریف بیشماری توسط انتشار دهندگان دچار گردید.یاروئی در سال 1980 در گذشت و تمامی پژوهشهای وی در این راستا از بین رفت.

لو ایوانف یکی از مقامات پلیس بود که خود راهبری این ماموریت را بر عهده گرفته بود. وی پیش از این مقاله ای را در مورد همین حادثه نوشته بود که محتوای این مقاله شامل کلیه گزارشات مطرح شده در خصوص دیده شدن اجرام عجیب در طول حادثه توسط کوهنوردان کشته شده را در سال 1990 به انتشار قرار داد. ایوانف بطور قاطعانه بر این باور بود که بیگانگان و یوفوها و تکنولوژی هایی که توسط آنها بر روی زمین اعمال می شود مسئول عوامل غیر قابل توضیحی از این دست خواهند بود.

روزنامه نگار آناتولی گسچین کتاب سوداگرانه ای تحت عنوان»بهای اسرار دولتی در ازای جان 9 نفر» را در سال 1999 منتشر نمود. گسچین از نفرات اولی بود که در مورد پروند ها و اسناد اصلی این حادثه مطالعات بسیار جامع و گسترده ای را اتخاذ نمود.

کتاب وی در مورد همه چیز بود و حتی در لابه لای آن نوشته هایی در مورد سلاح مخفی شوری نیز به چشم می خورد. لو ایوانف اعتراف می کند که وی مدارک و اسناد لازم را به گوسچین ارائه داده است و بیان می کند که این اسناد فوق محرمانه مقامات نظامی بوده که مقامات ارشد دستور مخفی کاری ان را داده بودند.

در سال 2000 نویسنده محلی روسی آنا اقدام به انتشار کتابی تحت عنوان » گذرگاه دایتلوف»نمود، که این کتاب نیمه داستانی از حوادث آن روز بود. این کتاب در تمامی سالها به انتشار رسید. کتاب وی سبب شد که مقامات روسی با جدیت و دلگرمی هرچه بیشتر به بازگشایی پرونده ماموریت دایتلوف پرداخته و در همین میان بنیادی را تشکیل داده تا اقدام به پایان دادن به گمانه زنی ها بپردازند. این بنیاد همچنین به عنوان مکانی تاریخی شناخته می شود که کلیه یادداشت و تصاویر گرافیکی را در مورد کوهنوردان را در خود محفوظ نگه داشته است.

احاطه دولت روسیه بر سر اسرار غیر قابل توضیح

اخیرا  در سال 2008، دانشگاه فنی دولتی اورال یک کنفرانس که شامل شش تن از اعضای حزب اصلی جستجو، 31 کارشناسان مستقل، بنیاد دایتلوف و چند سازمان غیر دولتی سازمان یافته بود ، را تشکیل داد.

شرکت کنندگان در این کنفرانس به این نتیجه رسیدند که ارتش در این منطقه و در طول زمان «سفر محکوم به مرگ» کوهنوردان مشغول آزمودن تسلیحات نظامی خود بوده است و این آزمایشات به طور مستقیم مسئول مرگ 9 کوهنورد بوده است.

شرکت کنندگان در این حال که فاقد اسناد و مدارک کافی بودند،از وزارت دفاع، آژانس فضایی روسیه، و سرویس امنیتی فدرال خواستند تا به آنها در مورد هر چه شفاف تر شدن این قضیه کمکی شود، ولی در نهایت این کنگره تنها عاملی بود برای پایان دادن به گمانه زنی ها پیرامون این موضوع مرموز غیر و قابل توضیح از حادثه گذرگاه دایتلوف.

همانطور که آشکار است هنوز هم این موضوع ترسناک حل نشده باقی مانده است …


منبع ترجمه و گردآوری:

 پایگاه بسوی حقیقت

برگرفته از:

1- http://www.sptimes.ru/story/25093

2- http://www.sfgate.com/cgi-bin/article.cgi?f=/g/a/2008/02/27/notes022708.DTL

3- http://infodjatlov.narod.ru/fg4/index.htm

4- http://www.forteantimes.com/features/articles/1562/the_dyatlov_pass_incident.html

5- http://rachellewilliams.hubpages.com/hub/Scary-Unexplained-Mysteries-The-Dyatlov-Pass-Incident

Advertisements

Posted on سپتامبر 8, 2013, in بشقاب پرنده, دنياي اسرار آميز. Bookmark the permalink. 9 دیدگاه.

  1. تواین کره خاکی خیلی چیزا مرموز مونده اینم یکیش

  2. خیلی ممنون از محمد عزیز برای ارائه این مطلب.

    یه چیزی با خوندن این مطلب به ذهنم اومد که اومدم کامنت بزارم و اونم اینه که وقتیکه ماجرای گیل گمش رو از روی کتیبه های قدیمی باستانی بزبان امروزی ترجمه کردند, جایی بود که گیل گمش و دوستش به سوی کوه خدایان رفتند تا کاری انجام دهند……… کلید واژه اش چی بود؟ «کوه خدایان».

    و وقتی که اگرکه اون PDF ترجمه شده کتاب آقای Pane Andov رو که 44 صفحش رو ترجمه کردم خونده باشید جائی در یک سفر استرال آقای Pane Andov ذکر شد که یک موجود فرازمینی Gray را در بعد استرال در یک منطقه کوهستانی برای اولین بار ملاقات میکند که به او گفت که: «انسانها این اختیار و مجوز را ندارند تا کاملا آگاهانه در اینجا حضور داشته باشند. دوباره اینجا نیا.» کلید واژه اش؟ «منطقه کوهستانی» و حضور یک فرازمینی(خدایان باستانی).

    لذا, نظر شخصی بنده این است که گروه کوهنورد مذکور آنهم در سالهایی که اوضاع سطح انرژیهای روی سطح زمین خیلی بمراتب اصطلاحا جنگ طلبانه تر و خشمناکتر بود, قصد منطقه کوهستانی ای را کردند که «منطقه ممنوعه» انسانها بوده است که بدون هیچ اخطاری و روش مسالمت آمیزی متاسفانه با غرض و خشم شدید فرازمینیهای Service to self موجود در آنجا مواجه شدند…………….

    با تشکر مجدد

  3. این یکی از ترسناکترین داستانهاست که حکومت روسیه سعی در مخفی کردنش داشت… و هیچ منطقی نیست که بهانه بیاره واسه این مرگ عجیب در بالای کوهستان.. هیچ بهانه ای.. من 1 مستند قدیمی دارم که از کانال روسی پخش شده و مصاحبه میکنه با مردم محلی اون منطقه با پیرزنهایی که در اونجا زندگی میکنند و توضیح میدن که چطور برخورد کردن کنار کوهپایه با موجودات خاکستری با چشمان سیاه بزرگ…. این کشتار چه از عمد بوده چه ناخواسته کار بیگانگان گری هستش حکومت اون اجساد رو در تابوت های فلزی دفن کرد چون ارتعاشات رادیو اکتیو و … فراوانی ساطع میشد ازشون

  4. به نظرشما وقتى مسئولين كوهنوردى تلكراف زدندكه از صعود ممانعت كنند و ديكر وجود راديواكتيو حكايت از جى دارد،الا اينكه اونجا يك بايكاه سرى بيشرفته سرى جماهير شوروى هست كه تا حالا سرى مونده وحالا روسيه داره ازش استفاده ميكنه…

  5. اقا رامین این مطلب تکراری نیست؟یا شاید اشتباه می‌کنم و این مطلب رو جای دیگه خوندم !

  6. اقای مهدی در اون ناحیه سردسیری بالای کوهستان هیچ پایگاه اتمی نیست مطمعن باش اگه ازمایشات یا بمباران اتمی میشد اجساد اینطور اونجا پیدا نمیشدند در ضمن در کوهپایه های اون منطقه مردم زیادی زندگی میکنند که نه صدای انفجار هسته ای شنیدن نه اصلا بالای قله کوه بدرد ساخت مراکز هسته ای نمیخوره مردم اون ناحیه که در طول سالیان اونجا زندگی کردند مردم غالبا بیسواد و بومی شاهد موجودات عجیب بودن اگه مستندی رو که مصاحبه میشه با اون پیرمردها و پیرزنهای بومی میتونی صداقت رو در گفتارشون ببینی که تعریف میکنن چطور موجودات عجیب رو با چشمهای سیاه معروف گری ها با سرهای بزرگشون دیدند در کنار رودخانه در کوهپایه ها در ضمن تا امروز ادمهای زیادی در اون منطقه جستجو کردن و اونجا کاملا خالی از سکنه هستش و یوفو های زیادی دیده میشده که حکومت هم با خبر بوده از حضور بیگانگان در اونجا شاید بخاطر این بوده که بهشون اخطار داده… شما قیافه این ادمها رو ببینید کاملا واضح که به مرگهای عجیب مردند ربطی به مرکز هسته ای نداره

  7. mamnoon agha ramin gofti man o to yadam umad videosh ro dar youtub didam in ham link video hash

    kheyli vahshatnak o marmuzeh

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: