جهانهای موازی و اداره جهان با ریاضیات از سوی خدا


جهانهای موازی و اداره جهان با ریاضیات از سوی خدا

خواب و سفر به جهانهای موازی

 

گشودن اسرار خلقت لابیرنتی است که علی رغم باور به گمگشتگی در هزار توی آن باز خیلی ها را به سبب جذابیتش از راه بدر کرده و مجاب به ورود به این گذرگاههای پر خطر میکند ، چرا پر خطر ، بخاطر اینکه در لحظاتی از این سیر روحانی و علمی ، آدمی چیزهائی را به عینه میبیند و حسشان میکند که بیکباره دست شستن از هرچه که دارد و داند ، دست خود آدم نیست ، این البته برگرفته از درد دلهای بزرگان علوم مختلفی است که هرکدام که راه خود را بسوی مرکزیت هسته دانششان کج کرده اند اعتراف نموده اند که در پس همه حقایقی که در علم مورد کاوش خویش دیده اند ، خدائی بوده متین و عالم و فارغ از همه دغدغه های آدمی برای ره بردن به سوی او ، گویا این همان خدائی نیست که وعده میدهد و میهراساند و میبخشد و مجازات میکند ، چهره ای دیگر و ماورای تمامی یافته های دیگران در باره او!!

https://i1.wp.com/axgig.com/images/51460320548842312581.jpg

هر انسانی میتواند و مجاز است به این وادی قدم بگذارد، چون هیچ محدودیتی در راه رسیدن به کمال معرفت خدا وجود ندارد . لازمه آن قدری دقت و تأمل و قدری سکون و آرامش است .

موضوعی را که بنظرم جالب آمده و میخواهم با دوستانم نیز در آن شریک شوم موضوعی مبتلابه تقریباً بیشتر کسانی است که به عظمت خالق باری ایمان دارند و معیاری برای سنجش وسعت علم و اراده او نمیتوانند قائل شوند، اخیراً در لابراتوارهای علمی فضائی دنیا نظریه های بدیعی را مطرح و به کنکاش آن همت گماشته اند یکی از جالبترین این نظریه ها جهان ریسمانی یا همان جهانهای موازی است ، بی شک قبول این نکته که ما در این عالم بی سر و ته تنهائیم و این کائنات به تمام معنی با عظمت فقط برای ماست ، کمی دور از ذهن بنظر میآید، با یک نگاه ساده به بالای سرمان در یک شب تابستانی که ماه را به مرخصی فرستاده اند میتوانید به عظمت فرآورده خدا پی ببرید، زیاد نمیخواهم به مباحث نجوم و ستاره شناسی و معارف حاشیه ای آن وارد شوم ، فقط مختصری در مورد جهانهای موازی توضیح میدهم تا استنباط خودم را بتوانم راحتتر بیان کنم ؛

 فرض کنید در حال انجام کاری هستید که نیاز به یک انتخاب دارد مثلاً رد شدن از یک چهار راه یا حرکت در مسیری مشخص یا گفتگوئی ساده با یک شخص دیگر یا حتی آب خوردن ، در آن واحد ما بینهایت گزینه داریم برای ادامه کاری که در حال انجامش هستیم ، بعنوان مثال اگر در یک چهار راهی در حال عبور هستیم و نحوه گذرمان از این چهارراه، شدت آن، حالتی که در آن حال داریم یا مثلاً خوردن یک لیوان آب گزینه هائی که در دسترس مان است بی نهایت است از اولین آن که میتوانیم نخوریم تا آنجا که در چند نوبت بخوریم یا بهنگام خوردن چکار های دیگری میتوانیم بکنیم و با چه کسانی در آن لحظه همراه شویم ووووو… همه اینها تعدد و بیشمار بودن گزینه های ما را جلو چشممان میگستراند و نتیجتاً سرنوشتی که در اتمام کار منتظر ماست با هرکدام از این انتخابها متفاوت از دیگری است ، کسانی که جهانهای موازی را بعنوان یک فرضیه مطرح نموده اند میگویند که در لحظه انجام یک کار ما تمامی احتمالات مترتب بر این کار را انجام میدهیم و نتیجه تمامی انها را نیز میبینیم ، اما نه در این عالم بلکه هرکدام از انتخابهای ما در یکی از این جهانهای موازی بوقوع می پیوندد و هرکدام نیز نتیجه خود را در بر دارد و من یا شمائی که به تعداد بی نهایت در کائنات بسیار عظیم و در هر یک از  جهانهائی که به موازات این جهان زمینی مان وجود دارند ، حضور داریم و کاری را که در حال انجامش هستیم در هریک از این جهانها یکی از گزینه های محتمل را به انجام میرسانیم ، و طبیعتاً نتیجه هرکدام از این کارها در هر یک از این جهانها نیز بادیگری متفاوت است و لاجرم موجودات جاندار و بیجانی که امروز و در این عالم در کنار ما هستند نیز بسته به نتیجه هریک اعمال در هرکدام از جهانهای موازی نیز متفاوت هستند ، موضوعی که نظر مرا جلب کرد یک فرمول ساده ریاضی بنام مخرج مشترک بود که بهنگام تفکر در مورد اینکه خدای خالق کائنات با چه سرعتی و با چه اصولی همه این عوالم را اداره میکند و چگونه است که ما امروز در کنار اطرافیانمان هستیم و این حضور در هریک از این عوالم متفاوت تر است ، بنظرم خطور کرد ؛ اعمال مشابهی که نتیجه های مشابه دارند با یک خروجی مشترک گیری از سوی توانائی همانند خدا براحتی در یکی از این عوالم جای میگیرند ، از همین جا این نکته نیز نظرم را جلب کرد که حضور امروز ما در کنار اطرافیانمان به یقین برخوردار از حکمتی است که نتیجه اعمال همین فرمول ساده است ، یعنی ما با اطرافیان امروزیمان مشترکاتی داریم و ارتباطاتی داریم که لاجرم از فهم همه این روابط عاجزیم ولی یقین داریم که بر اساس حکمت و منطقی عقلانی و اصولی مستحکم هست که امروز من و تو فرزندان پدر ومادرانمانیم یا با هم دوست و آشنا و فامیلیم و یا حتی امروز من اینرا مینویسم که حتماً تو باید ببینی ، من هستم اینجا و در حال تایپ این متن اما نمیدانم شماو یا شما هائی که این را میخوانید چه کسانی هستید ولی از یک چیز مطمئنم ، که کسی هستی که باید می بودی و ربطی به من دارید و ای بسا با کمی دقت و کنکاش بتوانیم این دلایل و مشترکات را دریابیم، موضوع مورد نظر ما جهانهای موازی بود یعنی همین حالا با هر انتخاب من در مورد کلمات و مفاهیمی که در صدد بیان آن هستم تمامی احتمالات ممکن نیز در شرف تکوین و اجرا هستند امروز من این مفهوم را در حال نوشتن با کامپیوتر بیان میکنم شاید در یکی از این عوالم موازی با این بعد فعلی با قلم دارم مینویسم در یکی در حال سخنرانی و بیان لفظی آن هستم و وووو… در هر حال آنچه مورد نظر من بود موضوع اشتراکات در خروجی ها و انتخاب هایمان بود که ما را امروز در این عالم و شاید در بسیاری دیگر از عوالم در کنار هم نگه داشته است؛

موضوع دومی که در رابطه با جهانهای موازی بنظرم رسید موضوع جذاب خواب دیدن ماست ، با هر بار خواب دیدن ما به یک جهان مرئی سفر میکنیم ، مطمئنم که خیلی از شما ها با خوابهایی درگیر شده اید که شفافیت آن و وضوح و واقعی بودن آن بحدی است که در هنگام خواب هیچ شکی در واقعی بودنشان نمیکنید و با عنایت به جهانهای موازی این مطلب دور از ذهن و واقعیت نیز نیست چرا که در هر شب و یا روز و یا هر زمانی که ما مشغول خواب دیدن هستیم به یک یا چند عالم از عوالم موازی با زمان فعلی مان سفر میکنیم و اغلب نیز موضوعاتی را در رابطه اعمال روزانه و یا ندرتاً کابوس و غیره میبینیم ولی در هر حال ما قادر به سفر کردن به این عوالم هستیم ، خدای مهربان با قادر ساختن ما به خواب دیدن این موضوع را به ما میفهماند که ما قادر به مسافرت در ابعاد بینهایت هستیم ، قبول اینکه خواب قسمتی از لازمه فیزیو لوژ بدن است زیاد بنظر منطقی نمیآید چرا که همه ما میشناسیم کسانی را که در اثر حادثه و رخدادی سالهای سال نمیتوانند بخوابند بدون آنکه در جریان روزمرگی زندگیشان خللهای جبران ناپذیر ایجاد شود ، ای بسا خواب را خالق عزیز برای این به ما اعطا کرده تا با توجه به آن و دقت در فرآیند آن بتوانیم هر زمانی که خواستیم به هر کجا که میخواهیم  سفر کنیم و نیازهای علمی و معرفتی مان را برطرف سازیم ، شاید کمی کودکانه بنظر بیاید ولی چیزی هست که وجود دارد و ممکن است و میتوان در موردش فکر کرد و راههائی را برایش تدارک دید ، معمولاً من در لحظه هائی که با روحیه ای مشوش و یا برعکس آن بسیار خوشحال بخواب میروم و همچنین شبهائی که قبل از خواب با اعداد و ارقام سر و کار پیدا میکنم ، خوابهائی میبینم که بیشتر در یادم میمانند و به جرأت میگویم که بهره هائی هم از این دیدار روحانی برده ام و مطمئنم شما نیز تجاربی مشابه داشته اید ، بقول حاج آقا برادرم ، در نوشتن و یادداشت کردن خوابهائی که وضوح بیشتری دارند خیری هست که  با نوشتن و نگه داشتن آن بمرور زمان و مراجعه به آن میتوان علت دیدن آن خواب را کشف کرد و پیامی را که از این طریق به بایستی میرسیده ، دریافت کنیم ، غیر از این ما در همین عصر خودمان چه بسیار کسانی را میشناسیم که دارای روحی قوی و اراده ای محکم در تسلط بر قوای دماغی شان اعمالی را به ظهور میرسانند که با تفکر امروزین بی شباهت به معجزه نیست ، اخباری که بهنگام خواب به آنان ابلاغ میشود و پیامهائی که به توسط آنان به افراد دیگر داده میشود، همگی نشانه هائی از این اصل رکین است که خدا راه را برای عروج ما از همان لحظه تولد باز گذاشته و ابزارش را هم بطور غیر ارادی و غریزی در اختیارمان قرار داده است.

امیدوارم مطلب امروز را بخوانید و در موردش فکر کنید مطمئن باشید اگر این را خواندید بی دلیل نبوده و بایستی منتظر نتیجه این اشتراک باشید .

غلامرضا نظری

با تشکر فراوان از  غلامرضای عزیز برای  ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

Posted on اوت 31, 2013, in دنياي اسرار آميز. Bookmark the permalink. 10 دیدگاه.

  1. سلام به غلامرضای عزیز,

    خیلی ممنون بخاطر تهیه این مطلب مهم, خسته نباشید. و دوستان گرامی, در خصوص اداره جهان با ریاضیات و کلا وجود روابط ریاضیاتی و اعدادی(numerology) ما بین یکسری اتفاقات با اشخاص و مکانها و غیره……………, خیلی خوب میشد که اگر که دوستان میتوانستند دو کتاب رایگان PDF بزبان انگلیسی از سایت http://kabbalahsecrets.com/ را میخواندند که به روابط خیره انگیز دو عدد کیهانی پی و فی با خیلی از چیزها پی میبردند:
    kabbalahsecrets.com/wp-content/uploads/2010/03/DivineCalendar7.pdf
    kabbalahsecrets.com/wp-content/uploads/2010/03/PiBook6.pdf

    البته قبلا فقط یک بخش های بسیار اندکی از این دو کتاب رایگان PDF لینکهای بالا ترجمه شده است که میتوانید در بین صفحات 24 تا 29 PDF لینک زیر که بارها قبلا در چندین کامنت در گذشته نهاده بودم بخوانیدشان:

    http://www.mediafire.com/download/ta1xtseagk22pcb/Mighty_ELOHIM.pdf

    با تشکر از شما و سایر دوستان گرامی

  2. این مطالب مثل مطالب دیگرتان واقعا جالبه ممنون من از کودکی تا بحال خوابهایی میبینم که وصله به زندگیم واین مطلب شما برای من بسیار جالب وتامل برانگیز است

  3. تویه فیلم ماتریکس هم مورفیس به نیو میگه :تا حالا خوابی دیدی که مطمءن باشی واقعی باشه .اگه نتونستی از او خواب بیدار بشی چی ؟اونقت چطور می تونستی بین دنیای خیالی و واقعیت فرقی بگزاری.
    خواب به ما کمک می کنه با ترس ها مون روبه رو بشیم و علت مشکلات روزمرمونو پیدا کنیم .و مهم ترین چیز خواب اینکه دوبال حقیقت واقعی باشیم چو این دنیا زاده (توهم).

  4. مرسی از انتشار این مطلب

    اما قضیه جهان های موازی و اینکه ما در کائنات تنها نیستیم دو معقوله کاملا جدا هستند

  5. 1-

    2- برخلاف پاراگراف دوم… در پاراگراف سوم اينكه نوشته شده جهان هاي موازي يك فرضيه احتمالاتي ست درست است!
    3- اون مخرج مشترك گيري (توسط خدا) ساده هم نيست چون در مقياس بينهايت بار در بينهايت بايد انجام بشه!!
    4- بهتره بگيم كه جمع اثرهاي توابع موج احتمالات ، شدن يك احتمال نهايي براي وقوع يك بودن يا پديده قابل اندازه گيري رو ممكن ميكنه! (اساسا درست نيست كه در دنياي كوانتمي احتمالات به ساده سازي بپردازيم و از پيچيدگي خودمون رو رها كنيم… تا اوني كه از قبل براي توضيحش طرحي در ذهن داريم رو مرتب كنيم!).
    5- من اصلا دوست ندارم كه خدا رو به يك محاسب سوپر پركارمخرج مشترك گيركاهش بدم! وادبياتي كه بهش باور دارم رو سوار نتايج و فرضيه هاي علمي بكنم! براي مثال به نظم سفتي كه بهش احتياج اعتقادي دارم ، بيشتر از بي نظمي كه در درون نظم هست … غلبه بدم…!
    6- من موافق نيستم كه به «درك مشكل و مبهم فرضيه احتمالات بينهايت جهانهاي موازي»، ابهامات عرفان منشانه خودمان رو اضافه كنيم! » انتخابهاي مشابه/ حكمت در كنار هم بودن ما براي خواندن…/ …./…» (درواقع هيچ نوع شناخت جديدي رو باعث نميشه… بلكه شايد براي برخي باورهاي اشتباه بيشتري رو به دنبال داشته باشه).
    7- خب! من تازه رسيدم به پاراگراف خواب ديدن…. (فقط اينو اضافه كنم كه كسب اطلاعات/ كدها/… و ادراك يكپارچه سازي آنها (دريافت) لزوما محتاج بينهايت ابعاد و مسافرت درميان آنها نيست…..!
    و بالاخره پاراگراف رو خوندم!….. خرافه دوستي هاي جديد با ذائقه مذهبي… و بالاخره بايگاني علم!!!

    ممنون

    • به نظر من حذف محتواي بند 1 كار درستي نبود! يك نظر فني در انتخاب مطلب… همين!
      من در زير دوباره آنرا مي گذارم و معتقدم كه بهتره سايرين بخوانند و قضاوت كنند!

      1- بهتره كه به ارائه فقط ترجمه در مطالب اصلي اقدام كنيد! رسيدن به سطحي كه بشه چنين نظراتي تركيبي رو با حداقل اشكال و اشتباهات تئوريك شناختي نوشت و به عنوان يك مطلب اصلي به مخاطبان سايت ارائه داد… موقعي موفق هست كه جنبه تحقيقي- با ذكر جزئيات منابع اصلي مورد استفاده- داشته باشه. وگرنه ميشه يك مقاله نويسي شخصي، كه البته درخور اين سايت گزارش ترجمه اي نيست!

  6. به نظر من این فرضیه اشتباهه !!!
    اگر ما با هر فکری که داشته باشیم یعنی تویه جهانی داریم کاره دیگه رو انجام میدیم
    پس هیچ قدرت انتخابی وجود نداره !! در نتیجه بهشت و جهنم هم وجود نداره !! چون بی نهایت از من وجود داره که داره کاره خوبو انجام میده !!!! با بر عکس !!
    یا حتی دیگه اسم این کار اراده یا انتخاب نیست چون من همه کار هارو انجام دادم !!!
    تازه ما در پایین ترین سطح عالم هستیم و هنوز مجاز به دسترسی عالم بالاتر رو نداریم !!!

    • محمد عزیز
      تمام بحث و باور داشتن یا نداشتن به این امر برمیگرده به نوع نگاه ما به خدا ، خدای انسانواری که زائیده باورداشتها و علائق و ترسها و آرزو های انسان است همانی است که ادیان بر مخیله انسان حک کرده اند و به اندازه مهرش غضب و در برابر لطفش منتی است مثل عبادات ولی از همین وادی پیچ در پیچ و خطرناک جوهر انسانی بعنوان منش انسان که باورش به خدا بر مبنای عشق و عطوفت است رخ مینماید و هدف از تمامی این بازی های عوالم را از یک تا بینهایت عوالم ریسمانی و هر آنچه که حتی قادر به تصورش هم نیستیم تماماً به جهت سیر تکاملی روح انسان که پیچیده در قالبهای متفا وتی در مسیرکمال سیر میکند رسانیدن او به سر منزل مقصود است فراموش نکنیم همه احکام و قوانینی که تا بحال وضع شده از احکام دینی تا قوانین متقن علمی همگی نسبی و موضعی هستند بالاتر از قران در باور من و تو مسلمان نیست….ولی همین قرآن دارای آیاتی است بنام ناسخ و منسوخ پس هر آنچه که میبینیم و زندگی میکنیم بر اصلی استوار است که بتوانیم قدمی در راه کمال و نیل به ابدیت برداریم گاهی این قدم با گناهی از منظر دین و جهشی از منظر علم و گاهی هم بالعکس اتفاق می افتد….سعی نکنیم در راه رسیده به پشت بام با پله های نردبان وقتمان را تلف کنیم و شکل ظاهری و نوع و رنگش ما را بخود مشغول ندارد چون هدف بالای بام است هر چه که در تفکر شما میتواند جابگیرد به همان راحتی هم میتواند پاک شود الا حقیقتی که ما را با ابدیت متصل مینماید.

  7. غلامرضا نظری

    saba ی عزیز
    ممنونم از اینکه با دقت مطلب منو خوندید ، لزوماً همه این مباحثی که مطرح شد نباید درست باشد چه من همان ابتدا گفتم که این ««بنظرم»» جالب آمد چرا که من بنوعی خواستم کمی از پیچیدگی های فهم این نظریه بسیار عظیم را در وسع فکر خودم بکاهم و این تنها یک بازخوانی فرآورده مطالعه ای من بوده که با دوستانم شریکش شدم.پاینده باشید
    از بقیه دوستانی هم که نظرداده اند نیز سپاس دارم
    غلامرضا

    • غلامرضا گرامي
      اينكه شما بتوانيد اطلاعات و پاره اطلاعات حوزه هاي مختلف اعتقادي و معرفتي رو مرتبط كنيد خيلي مهمه و هركسي چنين توانايي رو نداره. حتي اگر كه داراي اشكالهاي منطقي و معرفتي باشه بازهم بايد ادامه بدهيد. جرات چنين كاري كردن و به معرض داوري ديگران قرار دادن و اشتباهات خود رو پذيرفتن هم كار سختي هست كه خود من در آن ناتوان هستم. در نظرات ادامه بدهيد و كوتاه نياييد! بصورت فايل بخصوص ورد ارائه دهيد تا نقد دقيقتري علاقمندان برايتان ارسال كنند.// موفق باشيد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: