زمین توخالی


زمین توخالی

 

سیاره زمین درست مانند بیشتر دیگر سیارات و قمرهایشان در درونش توخالی است. پوسته سیاره زمین حدود 700 مایل ضخامت دارد. جاذبه, که بتوسط تشعشع خورشید سبب میشود, در درون آن پوسته است. اطراف خط استوا, سیاره زمین(SheGaia) محورش را با سرعت بالای 1000 mph میچرخاند. گردی زمین و انبساط آن بتوسط نیروهای گریز از مرکز توضیح داده میشوند.

 

دالانهایی وجود دارند که بدرون سیاره زمین منتهی میشوند. تصاویر شهودی از ماهواره وجود دارند(که البته همه شان به عموم درز نکرده) که در هر دو قطبهای سیاره زمین سوراخهای بسیار بزرگی وجود دارند. فرم توخالی سیاره اغلب مسبب صداهای عجیب و مرموزی است که در طی زمین لرزه ها رخ میدهند, صداهایی مانند وزش بوقها یا پژواک ناقوسها.

 

clip_image003

 

در تصویر زیر, مسیرهای ماهواره های اطراف سیاره زمین از روی احتیاط بدور از سوراخ قطب شمال هدایت میشوند, که باعث ایجاد لزوما ناامیدی و ناکامی درمیان دانشمندان است نظر به اینکه اطلاعات معینی خارج از دسترس است. و چنانچه در سایت NASA در این باره نوشته شده: «شکاف مدور روی قطب های جغرافیایی سیاره زمین بسبب شکاف در میدان دید ماهواره ای است.»

 

Satellite-tracks above the North Pole

 

فضای خالی بزرگ داخل سیاره زمین همچنین توضیح دهنده این است که چرا اعداد و درجه های لرزه نگارها نمایش دهنده یک باصطلاح «منطقه سایه» است. درحقیقت, آن مربوط به بخشی از از سطح سیاره زمین است جائیکه امواج وابسته به زمین لرزه تقریبا کاملا ناپدید میشوند. دانشمندان علم جاری هنوز گیج و مبهوت این پدیده اند و تمام انواع تئوریهای غیر میسر پر از فرض و گمان را مطرح کرده اند تا این پدیده را توضیح دهند. اما این پدیده رخ میدهد زیراکه در نیمه راه درون پوسته سیاره زمین, جاذبه جهتش برعکس شده و در طرف دیگر میرود, که سبب میشود تا امواج وابسته به زمین لرزه منشعب شوند.

 

همسایه های ما در داخل سیاره زمین

 

برای چندین میلیون سال است که داخل سیاره زمین خانه زیستی یک تمدن خیلی پیشرفته بوده است, بنام Agartha. این جهان درونی شامل اقلیم بزرگی از بیش از 120 شهر زیرزمینی است. شهروندانش اجتماعی از میراث ها, فرهنگها و نژادهای متفاوت است. اکثریت آنها روی سطح سیاره زمین زندگی کرده اند و بدرون سیاره زمین ناپدید شده اند, از قبیل اجداد Hyperborea,Atlantis,Lemuria و حتی آلمانهای Nazi. و همگی شان در صلح و هارمونی کامل با طبیعت زندگی میکنند.

 

clip_image001

 

خیلی از گونه های حیوانات که پیش از این روی سطح سیاره زمین منقرض شده اند, مانند ماموت ها و ببرهای دندان شمشیری, در درون سیاره زمین زندگی میکنند.همه چیز در آنجا بهتر, پاک تر و خصوصا بزرگ تر است! در آنجا درختان شبیه فیلم Avatar وجود دارند, که صدها یارد قامت دارند. انگورها باندازه گوجه رشد میکنند و بیشتر خوشمزه تر از آنچه روی سطح زمین هستند میباشند. خصوصا گوجه روینده در آب یکی از موارد گزارش شده است.

 

در برخی شهرها, مردمانش از گونه ما انسانهای روی سطح زمین خیلی بزرگتر هستند, برخی حدود بالای 12 فوت قامت دارند, همانهائیکه اولین بار ماهیگیر اهل اسکاندیناوی,Olaf Jansen, را در طی سفر دریایی باورنکردنی اش در قرن نوزدهم ملاقات کردند. فقط میتوان متصورش شد که Olaf چه احساسی کرده بود وقتیکه این غول پیکران او و پدرش را بدرون قایقشان دعوت کردند.

 

Olaf Jansen and his father are looked over curiously by the giants from Agartha

 

ساکنین Agartha بسیار بیشتر از آنچه ما عمر فیزیکی میکنیم زندگی میکنند. برخی از باصطلاح «بازنشستگان شان» عمری فیزیکی حدود 30 هزار سال دارند. زیراکه سالخوردگی در زندگی آنها نیست, بیشتر شان بنظر حدود 30 یا 40 ساله میرسند درحالیکه در واقعیت میتوانند بسیار بیشتر مسن باشند. وقتیکه یک Agarthaئی احساس میکند که یک incarnation معینی به اتمام خودش رسیده است, میتواند بدن فیزیکی اش را بطور دلخواه رها کند.

 

همیشه روز

 

جهان شان, داخل سیاره زمین, شب را نمیشناسد. یک خورشید کدر, که در هسته سیاره زمین است, در مرکز سیاره شناور است, که فراهم کننده یک منظره نارنجی رنگ دلپسند است و همینطور فراهم کننده یک دمای دائمی حدود 24 درجه سلسیوس. یک چهارم Agartha شامل آب و باقی آن خشکی است که رویش حدود یکصد شهر کریستال-مانند ساخته شده است. شهر پایتخت جائیکه دولت شان مستقر است بنام Shamballa the Lesser(شامبالای کوچک) نام دارد, سایر شهر نامهایی چون Posid,Shonshe,Rama و Shingwa دارند.

 

Situated above entrances at the poles is an electromagnetic field that creates constant meteorological disturbances. On YouTube is a video which seemingly originates from the Russian Space station Mir, showing this vortex

 

پوسته سیاره ما شبیه پنیر سوئیسی است. در طول زمانهای دیرین گذشته, حفره ها و غارهای زیرزمینی تشکیل و ساخته شده اند که صدها مایل درازا دارند. که شهرهای کمتر قدرتمند شبکه Agartha در برخی از این نواحی وجود دارند. که برخی از آنها هم خیلی نزدیک به سطح زمین هستند, مثل شهر بزرگ Telos در زیر کوه Shasta در کالیفرنیا. Telos در حدود نیمه راه آن کوه میرسد و بدینسان فقط تا حدی در درون سطح زمین قرار دارد.  

 

در همه جای درون پوسته زمین magma وجود ندارد, و magma هم تا حدود عمیق تر از 20 مایل درون پوسته زمین نیمرود. باقی پوسته زمین بتوسط Agarthaئی ها استفاده میشود برای ارتباط برقرار کردن مابین شهرهای کمتر قدرتمند و اقلیم های درون سیاره زمین. بیشتر شهرها هم دارای اکوسیستم خودکفا هستند.

 

clip_image004

 

سازماندهی

 

«انجمن 12 نفره» که بر Agartha حکومت میکنند یک گروه از 6 مرد و 6 زن است. یک هیئت دلسوز و غمخوار از اداره کنندگان که فراهم کننده هدایت و حفاظت به تمام شهروندان هستند. کاهن اعظم اجراکننده سایر دستورالعمل های مهم برای مردم است.

 

تمام شهرها و خانه ها بوسیله یک سیستم کامپیوتری بسیار مبتکر روحانی متصل هستند, که با استفاده از آمینواسیدها کارمیکند و برای ارتباطات داخلی و کهکشانی استفاده میشود. که همینطور روی سلامت شهروندان نظارت دائم میکند و تمام سطوح ویتامینها و مواد معدنی بدنهایشان را نظارت میکند.

 

هیچ استفاده ای از سیستم پول در Agartha وجود ندارد. مردم از سیستم دادوستد کالا استفاده میکنند و بمقدار فراوان از هرچیزی برای هر فردی وجود دارد. انرژی رایگان است. شهرها باندازه کافی جادار هستند با پیاده روهای متحرک و برای مسافتهای کوتاه از یک نوع scooter استفاده میشود. یک سیستم الکترومغناطیسی بنام «tube» برای سفر از یک شهر به شهری دیگر استفاده میشود که به سرعت 4 هزار مایل در ساعت میتواند برسد.

 

Agharthaئی ها کاملا توی سبک کهکشانی عکس العمل متقابل گنجانده هستند و بخشی از معاهده بین سیارات هستند. آنها در سفینه هایی در فضا سفر میکنند که توانائی تغییر ابعادی دارند که برای ما این امکان را فراهم میکند تا آنها را در بعد زیستی سوم فیزیکی مان ببینیم. در جاهای پر جمعیتی مثل Telos است که سفینه های فضائی شان بیشتر اوقات آمد و رفت دارند. یک contactee بنام James Gilliland مزرعه اش را در پای کوه Shasta بنا کرده تا آسمان شب را با بازدیدکنندگانی از سراسر جهان جستجو کنند. با دوربینهایی آنها مشاهده کننده سفینه های نورانی شان هستند که به درون و بیرون کوهستان آمد و شد دارند. بیرون از کوهستان هیچ سختی و مانعی برای سفینه هایشان نیست ازآنجائیکه آنها بدون هیچ مشکلاتی میتوانند خودشان را غیرمادی کنند.

 

البته illuminati که مسئول چالش برانگیز کردن زندگی ما بر روی سطح سیاره زمین است, همچنین سعی کرده اند تا بدرون تمدن Agartha درون سیاره زمین پیروزی بیابند. اما بدلیل تکنولوژی مافوق Agarthaئی ها و همینطور حفاظت از جانب معاهده بین سیارات,Agarthaئی ها هیچ مشکلی در توقف این تلاشها نداشته اند.

 

زندگی در داخل سیاره زمین

 

درست مانند ما,Agarthaئی ها هم دوست دارند بیرون بروند. آنها کنسرتها و تئاترها و خیلی گونه های دیگر هنر را علاقه مندند و مورد بازدید قرار میدهند. طرفداران «Star Trek» محتملا holodeckها را میشناسند, آنها واقعا وجود دارند. تولید مثل Agarthaئی ها مانند ما است. تنها تفاوت بزرگش این است که زنان آنها برای مدت 9 ماه حامله نیستند بلکه فقط برای یک دوره 3 ماهه حامله اند. و از آنجائیکه Agarthaئی ها میتوانند هزاران سال عمر فیزیکی کنند, یک تولد خیلی منحصر بفرد و چیزی مقدس اندیشیده میشود. وقتیکه زمان تولد فرامیرسد, والدین منتظر بچه, برای 3 روز در معبد میمانند, و در آنجا نوزاد با موسیقی زیبا و صلح جویانه و افکار شفقت آمیز و محیط آرامش بخش احاطه کننده آنجا خوش آمد گفته میشود. مثل بعضی وقتها در جهان خودمان, نوزاد در آنجا همیشه در آب بدنیا می آید.

 

عروج

 

پروسه عروج در عصر آکواریوس که در آن هستیم بعنوان چیزی کاملا طبیعی از جانب مردم Agartha نگریسته میشود. تنها نگرانی آنها این است که آنها به ما در این سیاره متصل هستند. نقشه الهی, توصیف کننده این است که ما باید بایکدیگر عروج کنیم. این دلیلی است که چرا Agarthaئی ها با فدراسیون کهکشانی کار میکنند تا رشد و درک روحی مان را سرعت ببخشند. Agarthaئی ها مردد هستند تا بخواهند به روی سطح سیاره زمین برخیزند زیراکه آنها از نظر روحی خیلی پیشرفته اند و بطور تله پاتیک ارتباط برقرار میکنند. حتی افکار خصمانه میتواند از نظر فیزیکی برایشان زیان آور باشد.

 

نه تا زمانیکه بشریت ما به یک درجه بیشتری از مثبت بودن پیشرفت کرده باشد و فقط نیات صلح جویانه داشته باشد, بهم پیوستگی با برادران و خواهران درون سیاره زمین مان نمیتواند شکل بگیرد. مسیری که اکنون بنظر میرسد, این در مدت کوتاهی قبل یا بعد از اینکه ما جهش بدرون بعد چهارم را ایجاد کنیم انجام خواهد شد. و سپس, جهان جدیدی رسما به رویمان گشوده خواهد شد!

منبع:http://thegreaterpicture.com

با تشکر فراوان از هادی  عزیز برای ترجمه و ارسال مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

 

Posted on ژوئن 24, 2013, in تمدن زيرزميني عجيب, عصر آکواریوس and tagged , , . Bookmark the permalink. 51 دیدگاه.

  1. سلام عالی بود چطوری میشه به یکی از اون شهرها رفت

    • سلام rahy عزیز,

      از طریق همان دالانهای زیرزمینی مثل زیر کوه Shasta یا مثل زیر صحرای گوبی و غیره………………. البته اگر بتوانید در طول مسیر جان سالم بدر ببرید, نه از بابت اینکه مثلا آگارتائیها بخواهند به شما آسیب برسانند, بلکه از بابت خطرات طبیعی چنان سفری به زیر زمین میگوئم که خطراتش هم یکی دو تا که نیست که……………. ضمن اینکه همانطور که empyrium عزیز هم در کامنتش در زیر گفت: «….که خیلی از مسیرهای زیر زمینی به عمد بسته شده است….». خلاصه اینکه ریسک نکردن به رفتن در چنان خطرات طبیعی که چنین سفری خواهد داشت بهتر است. حالا باز خودتان میدانید………..

      با تشکر از توجه شما و سایر دوستان گرامی

  2. سلام مرسی بابت این داستان. خیلی تابلوییه که ساخته ذهن یک انسانه این ها. درون زمین هیچ تمدنی وجود نداره. اینها همش چرندیات محضه. اگه این آگارتایی ها واقعا اینجورین که میگن پس چرا نمی یان به روی زمین تا هم سیاره ایشان هم بشناسنشون. شما میگین اینها نوادگان آتلانتیش و نازی و لموریا هستند. پس باید گونشون با انسانها یکی باشه. اگه گونشون با انسانها یکیه پس طول دوران بارداریشون هم باید یکی باشه. بعدش هم اینها که اینقدر قدرت دارن چرا نمیایان بالا به ما انسانهای روی زمین حکومت کنند و عدالت و مهرورزی رو به ما هم یاد بدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مرسی با زم

    • سلام Babak عزیز,

      تمدن Agartha که خیلی خیلی از نظر تکنولوژی و spirituality از تمدن ما روی سطح سیاره زمین پیشرفته ترند و در بعد پنجم زیستی نیز آگاهانه میتوانند زیست کنند, نیز برای ما حکم موجودیتهای فرازمینی را دارند, ضمن اینکه بدنهای فیزیکی آنها با مال ما کمی متفاوت است زیراکه بعد از اصطلاحا فتح روی سیاره زمین بدست متحدین منفی آن آخرین Star Wars در منظومه شمسی ما و سقوط بدن سیاره زمین تا به اصطلاحا اعماق بعد سوم فیزیکی, و بر پا شدن انجمنهای زیرمینی illuminati برای کنترل ارواح incarnate کرده در اینجا, بتوسط نژادهای منفی فضائی مثل Greyها و Reptilianها بدن فیزیکی مهندسی ژنتیک شده جدیدی برای incarnate ارواح بوجود می آید که خصوصا بخوبی از غده صنوبری درون مغز که به third eye معروف است و مسئول ارتباطات فرافیزیکی است ساپورت نمیکند. بطور کلی یعنی ارواح جان بدر نبرده به زیرزمین(خصوصا ارواح مقصر در پروسه سقوط بدن سیاره زمین) از آتلانتیسنها و لمورینها در چرخه مرگ و زندگی نظام زیستی روی سطح سیاره زمین به دام افتادند(چرخه سقوط و صعود) و incarnation پس از incarnation آنها روی سطح سیاره زمین با بدنهای فیزیکی مهندسی ژنتیک شده جدیدی که بخوبی از غده صنوبری مغز ساپورت نمیکند ادامه زندگی داده اند تا به همین امروز رو, تا اینکه ارواح مذکور بتوانند از چرخه مرگ و زندگی خارج شده و در فاز هبوط و عروج وارد شوند.

      و تمدن بنوعی برای ما فرازمینی آگارتای درون سیاره زمین نیز همراه سایرین متحدین فدراسیون کهکشانی شان برای بالا آوردن و رشد ذهنی دادن این میلیون میلیون ارواح مذکور روی سطح سیاره زمین تلاش کرده اند و اینجا بنوعی «مدرسه duality» برای ماها روی سطح سیاره زمین شد تا همگی برسیم به نقطه ای که لایق بودن و زیست آگاهانه در ابعاد بالاتر و سایر تمدنهای پیشرفته صلح آمیز دیگر را داشته باشیم.

      و اینکه, در زیر میخواهم یکی از کامنتهای قبلی ام را که چند بار در چند پست دیگر هم کپی پیست کرده بودم اینجا نیز بگذارم تا شما نیز آنرا بخوانید, و آن این است که:

      به 4 دسته و نوع از ارتباط اصطلاحا light side یا light guardianها یا فرازمینیهای خیرخواه service to other کیهان با بشر زمینی توجه کنیم:

      1-مستقیم علنی 2-مستقیم غیر علنی 3-غیر مستقیم علنی 4-غیر مستقیم غیر علنی.

      1-حضور مستقیم علنی: نمیشه که بیان بزور مثلا میکروفون های خبرگزاریهای معروف جهان رو دست بگیرن یا با سفینه هایشان در سرتاسر جهان عملیات فرود توده(mass landing) انجام بدن, چونکه در این صورت ضلع تاریکی هم میتونه علنی بیاد میکروفون دست بگیره و mass landing کنه و….. خوب دقت کنید, در چند صد سال اخیر انگار نوعی توافق بین ضلع تاریکی و روشنی ایجاد شده که مثل دو شطرنج باز مخفی که سیاره زمین هم با ارواح اون میشه صفحه شطرنج آنها, به نبرد بر سر سیاره زمین بپردازن, در مقایسه با صدها سال و هزاران سال گذشته دور که آثار حضور علنی آنها در نقاشیها و کتیبه ها و سازه های پیشرفته آنها مثل اهرام ثلاثه و غیره موجوده. این از این منظر, از منظر دیگر, ضلع روشنی خصوصا زیاد نزدیک علنی نمیشن, از 2 جهت:
      الف-یک اثبات تاریخی: اگر تورات را خوانده باشید, جائی در پس از خروج قوم بنی اسرائیل از مصر در جائیکه اصطلاحا خدا در توده ای از دود و آتش(فرود سفینه ای متناسب با منظر و ذهن آن مردمان باستانی) بر فراز کوه سینا می آید(حضور علنی مستقیم) و موسی را صدا میزند که بیاید بالای کوه برای گرفتن 10 فرمان. فقط و فقط موسی 40 روز, فقط 40 روز, آن بالای کوه پیش اصطلاحا خدا بوده و توده شعله آتش و دود(سفینه متعلق به حضور اصطلاحا خدا) هم بالای کوه همچنان بوده, اما قوم مذکور یکدفعه شورش میکند که خدا و موسی نیستند؟!؟!؟!؟! ما را تنها گذاشته اند؟!؟!؟؟! و قضیه خلق گوساله طلایی سامری برای پرستش, آنهم در حضور اصطلاحا همچنانی خدا در بالای کوه سینا شکل میگیرد!!!!!!!! مردمان کنونی جهان خصوصا کشورهای عقب مانده جهان سومی از جمله کشور خودمان کم دست از آن مردمان باستانی مذکور ندارند……!!!!!!!! هنوز خرافات و جهل و بیسوادی و با کله توی دین رفتن در این دنیای کنونی هم موج میزند……!!!!!!!!! دقت کنیم به این موضوع.
      ب: به غیر از مسئله مطرح شده در قسمت 1 و قسمت الف, اگر فرض کنیم ضلع تاریکی بی خیال mass landing و حضور علنی بخواهد بشود در قبال حضور علنی و mass landing ضلع روشنی, و از آنجائیکه یک قانون کیهانی بی نهایت تاکیدی و مهم وجود دارد, خوب دقت کنید, و آن اینکه هیچ روح اصطلاحا سقوط کرده ای(مثل ماها) در realm اسفل السافلین کیهان نمیتواند بدون لیاقت فارغ التحصیل شدن وارد ابعاد بالاتر هستی شود((چونکه روحی که در بعد 3D که بسیار پرچگال و کم ارتعاش و فرکانس است مدام incarnation پس از incarnation دارد گند میزند به خودش و همه چیز, دیگر وای بحال حضور آگاهانه اش در بعد مثلا یکی بالاتر در 4D که دیگر سریعتر گند خواهد زد, چونکه هر چه در ابعاد هستی بالاتر برویم, چگالی کمتر و فرکانس ارتعاشی بیشتر میشود و این یعنی بالاتر رفتن توانائیهای روح و سرعت فکر و خصوصا خلق ذهنی روح)) در نتیجه آن گروه های ضلع روشنی که حضور علنی میکنند با خیل عظیم و عظیم وصف ناشدنی عجز و لابه و تمنا و دلا و راست شدن و پرستش های حتی مذهبی گونه برای کمک به آنها و ورود همینطور الکی و مجانی به تمدن زیرزمین خودمان و تمدنهای طبقات بالاتر آسمانی و بهشتی و سایر کرات و………….. مواجه میشوند, یعنی حتی در این منظر هم همه چیز میریزه بهم…….. ضمن بازهم اینکه, اگر که هر دو ضلع تاریکی و روشنی حضور علنی مستقیم با مقامات بلند پایه خصوصا ابرقدرتهای جهان در یکسری مثلا پایگاههای ارتشی داشته بوده اند یا هنوز هم اگرکه دارند, آیا بنده و شما و سایر مردمان عادی اصلا متوجه اش خواهیم شد؟ خیر.

      2-حضور مستقیم غیر علنی: اینهمه ویدئوهای غیر قابل انکار, هم گرفته شده از دوربینهای ماهواره های فضائی(البته لو رفته) و همینطور هزاران دوربینهای شاهدین زمینی سرتاسر جهان در اینترنت موجود می باشند. یک سری لینکهای با ارزش در زیر را ببینید, ضمن اینکه اصلا یادمان نرود قضیه شهاب سنگ روسیه و مورد آن ویدئوی نشاندهنده UFO که آمد و آنرا در جو بالای زمین منهدم نمود: سنگ آسمانی وارد جو شد, اما چون بزرگ بوده لایه حفاظتی جو زمین نتونست ذوبش کنه, در نتیجه سنگ مذکور حتما حتما به زمین روسیه اصابت میکرد و هیچ گاه, هیچ گاه خودش به خودیه خود در جو منفجر نمیشد, یک عامل خارجی یعنی آن UFO مذکور باعث انفجارش در جو شد و اگر هم که فکر میکنید ارتش کذایی روسیه یا هرجا زدتش, در این دنیای تکنولوژی دوربین آنهم دوربینهای ارتشی آنهم موجود در پایگاههای ارتشی پس چرا هیچ کلیپی از لحظه ره گیری سنگ آسمانی و شلیک لیزر((که نبوده چون هیچ خط لیزری از زمین به سنگ یا از هوا به سنگ وجود نداشته)) یا موشک مافوق صوت((که بازهم نبوده چون بازهم هیچ خط دود یا موشکی از زمین به سنگ یا از هوا به سنگ وجود نداشته)) یا یک چیز دیگر به سوی سنگ مذکور به بیرون نیامده, چونکه کلیپ سلام و علیک کردن با سفینه ها یا موجودات فضائی که نبوده, یا کلیپ نشان دادن مدارها و طرز ساخت آن لیزر یا موشک یا آن چیز دیگر شلیک شده فرضی مذکور هم که نبوده, تازه در صورت وجودش, یک کلیپی از آنهم اقتدار ارتش یک ملت در برابر تهدیدات زمینی و فضائی میشده.
      Best UFO Sightings Of February 2013, AFO
      (http://www.youtube.com/watch?v=r4REkJ7IdIM)

      Best UFO Sightings Of January 2013 AFO
      (http://www.youtube.com/watch?v=54vBDbqzNJ0)

      Best UFO Sightings Of December 2012, AFO
      (http://www.youtube.com/watch?v=nAWtQegdzhU)

      Best UFO Sightings Of November 2012, AFO
      (http://www.youtube.com/watch?v=3CLDBcz1C3w)

      Best UFO Sightings Of October 2012, AFO
      (http://www.youtube.com/watch?v=-4VRe62veK0)

      Best UFO Sightings Of September 2012, AFO
      (http://www.youtube.com/watch?v=2k_Q6ERnY2U)

      MASS UFO SIGHTINGS WORLDWIDE / UFO MAINSTREAM NEWS COVERAGE…
      (اینرو حتما تا آخر ببینید فوق العاده است.)
      (http://www.youtube.com/watch?v=aQwjY-7t6nc)

      ufo destroys nuke warhead
      (بخش نمایش یو اف او آن کار آرتیست انیماتور است.)
      (http://www.youtube.com/watch?v=htiLSTaPlI4)

      UFOs Trying To Stop Asteroid Filmed In Kazakstan
      (به سال وقوع حادثه دقت کنید.)
      (http://www.youtube.com/watch?v=Fk-XRN-IwbQ)

      NASA Footage of UFO Fleet Leaving Earth
      (http://www.youtube.com/watch?v=e0Ii5Rc6Sv4)

      NASA Cameras Capture Huge UFO
      (http://www.youtube.com/watch?v=35wJwGjKYCg&feature=endscreen&NR=1)

      Massive UFO Fleet above Earth.
      (http://www.youtube.com/watch?v=KKn9IcgtYQ8)

      Best UFO Sightings Of June 2012, AFO
      (http://www.youtube.com/watch?v=aNj9mbQztHI)

      3-حضور غیر مستقیم علنی: یعنی نوعی از حضور که آنها مسبب بروز اتفاقی در شخصی یا چیزی یا محیطی هستند, اما آنها دیده نمیشوند. اگر بخواهیم به مثالهای تاریخی اش فورا اشاره کنیم, جدا شدن آبهای دریای سرخ فکر کنم بود اسمش, برای عبور موسی و قومش از آن, و همان صندوقچه عهد چند منظوره که هم نوعی وسیله ارتباطی از راه دور بوده و هم وقتیکه قوم مذکور در جنگ هایشان بهمراه داشتند همیشه پیروز میدان بودند. در دنیای امروزی نمیدونم باید به چه چیزی اشاره داشته باشم, شاید مثلا همین ابرهای UFO شکل زیادی که در سرتاسر جهان آنهم در آسمان آبی صاف و نه آسمان تمام ابری یا نیمه ابری عکسبرداری شده اند. و بله, مورد مهم دیگر, هزاران «طرحهای عظیم و پیچیده هندسی و دقیق مزارع سرتاسر جهان»((مشهور بنام انگلیسی crop circles , اما چندین معنی انگلیسی دیگر هم دارند و نه همان قبلی, مثل crop patterns)). هیچ احد الناس زمینی نمیتواند در یک شب تا صبح چنان دست طرحهای عظیم و پیچیده و دقیق هندسی را ایجاد کند, آنهم طوریکه ساقه های گندم فقط تحت نوعی حرارت مرموز فقط خمیده شده اند, و نشکسته اند!!!!

      4-حضور غیر مستقیم غیر علنی: نوعی از حضور بسیار بسیار مخفیانه است, بهترین نوع مثالهای متناسب این گزینه, الهامات ذهنی و الهامات روحی در عالم بیداری در 3D و در عالم خواب در 4D می باشند. مثل الهامات ذهنی و روحی تاریخی به contacteeهای باستانی((منظور پیامبران)) و بله, بنده اکیدا معتقدم که مثل الهامات ذهنی و روحی تاریخی بسیار سرنوشت ساز به برخی افراد هم دانشمندان, هنرمندان, سیاستمداران در گذشته سیاره زمین و حتی حال حاضر سیاره زمین.))

      با توجه به تمام آنچه در بالای خدمتتان گفتم, تمدن آگارتای در حال همینطور آگاهانه زیستی در بعد پنجم که خیلی خیلی از نظور تکنولوزیکی و sprituality از تمدن ما جلوترند, هم نه میتوانستند بدون جنگ و درگیری با ضلع تاریکی بخواهند خودشان را به ماها نشان دهند که این یعنی حداقل یک Star Wars دیگر روی سیاره زمین, و هم اینکه اکثر بشریت ماها هنوز آماده ارتباط مستقیم با آنها نیستیم, نه از نظر ذهن مناسب کیهانی و نه از نظر هوش مناسب برای تجزیه و تحلیل امور. به این 2 دلیل, در گذشته که اصطلا حرفش را هم نزنید, ارتباط مستقیم امکانش نبود, و در یکدهه اخیر هم که این همه پیشرفت و تکنولوژی نسبت به 100 سال قبل به تمدن ما اصطلاحا ارام آرام تزریق کرده اند, اما هنوز هم اکثریت بشریت ماها دارای ذهن مناسب کیهانی و هوش مناسب برای تجزیه و تحلیل امور نشده ایم…………………….. امیدوارم هر چه زودتر شویم که ارتباط مستقیم هم بزودی بخواهد شکل بگیرد…………………………

      با تشکر از توجه شما و سایر دوستان گرامی

    • اطلاعات در مورد منطقه سایه در زمین لرزه اش فقط یک خنده بزرگه .
      امواج زمین لرزه دو دسته است که یکیش برد کمی داره و دومی که برد زیادی داره فقط از جامد عبود میکنه نه در حالت گداخته و نیمه جامد

    • دقیقاً چرا باید بیایند روی زمین؟!
      من درباره صحت یا صقم این مطلب نظری نمیدهم، اما «اگر» (صرفاً اگر) کسانی باشند که تا این حد از نظر دانش و اندیشه پیشرفته باشند، قاعدتا هیچ دلیلی ندارد که هنوز شهوت قدرت و «حکومت» بر دیگران داشته باشند.
      آیا در زندگی برایتان پیش نیامده که – (نه از روی بدجنسی و عدم خیرخواهی)- بلکه برای عدم درگیری فکری و حتی فیزیکی با افرادی که شعورشان خیلی پایین تر از شماست، خود را از آنان دور نگه دارید؟!
      بیشترِ آدمها (نه همه آنها) بارها نشان داده اند که تنها به منفعت طلبی شخصی فکر می کنند: بقیۀ حرفهایشان هم معمولا شعار است. رویای اکثر آدمهای امروزی این سیاره راحت طلبی بدون بیشتر، بدست آوردن هرآنچه میخواهند با کوشش کمتر، و دریغ کردنِ آن از بقیه است. انسانها، زمین را با سوء استفاده مدام و بی جایگزین دارند بدون هیچ افسوسی نابود می کنند، وای به اینکه راهی به زیرِ زمین یا به کرات دیگر پیدا کنند!!
      یکی از نظریاتی که درباره فرازمینیان صحبت میکند، گویای آن است که شاید یکی از دلایلی که فرازمینیان – که از دیدگاه آمار و ریاضیات، «باید» وجود داشته باشند – با ما تماس نمی گیرند، این است که نمیخواهند ما از وجودشان اطلاع پیدا کنیم. یک مثال ساده میزنم: اگر یک کودک شیطان که تربیت درستی ندارد به خانه شما بیاید، آیا شما از روی احتیاط سعی نمی کنید وسائل شکستنی و قیمتی و یا یادگاریهای محبوب خود را از دسترس او دور نگه دارید؟!
      آیا این از بدجنسی یا عدم خیرخواهی شماست؟ آیا می خواهید کودک را آزار بدهید؟ مسلّماً نه! تنها دارید کودکی را که باندازه کافی رشد عقلی و ارنباطی-اجتماعی ندارد از حریم شخصی دور نگه میدارید.
      حال خود را منصفانه بجای آن افراد فرضی (زیرزمینی – فرازمینی- هوایی- دریایی و…..) بگذارید! آیا بشر با تاریخ، حرکات و رفتار و ارتباطات خود، گونه خود را یک گونۀ با شعور پایین و مخرب نمایش نداده است؟!
      چه دلیلی دارد که آنها، هرجا که هستند خود را به انسانها بنمایانند؟!
      (البته توجه دارید که بنده درباره «همه ابناء بشر» صحبت نمی کنم. مسلما افراد باشعور و آگاه در میان بشریت کم نیستند، اما استثنائات تنها مؤید قاعده عمومی هستند، نه نفی کننده آن.)

  3. از کجا این قدر مطمئنی که الان به انسان های روی زمین حکومت نمی کنند؟ این ته مونده ی عدالت و مهر ورزی در روی زمین رو مگر میتونستی دردنیای امروز 2013 پیدا کنی؟ غالب انسان های روی سطح زمین تفکرشون هم سطحی هست.

  4. دوستان در تمدن های قدیم انسان ها با اجنه در یک محیط زندگی می کردن بعد حضرت سلیمان اومد و اونا رو جدا کرد این ها هم منظورشون در این نوع نقاشی ها و دیگر مطالب شاید جنی ها هستند که قوی والبته از لحاظ قد باید کوتاه باشند که اینجا گفته بلندن.اگر کمی فکر کنیم میفهمیم که اون 6 مرد و 6 زن که حکومت میکنند همان 12امشاسپندانند(شاید).که در گذشته انسانها با آنها در تماس بودند.این مطالبی که شما در می اورید مستقیما اینطور نیستند شاید گذشتگان انهارا تغییر دادن و شکل افسانه یافتند.از لحاظ منطقی اشتباه است زیرا زمین پر است خالی نیست.(البته تا اونجا که من با اطلاعات ناقص خود مطالعه کردم.)

  5. مانده ام چه کسی را صدا بزنم اصلا اشنایی نیست…….افسانه ها از قصه های خوب برای بچه های خوب ناگهان بیرون پریده ودرون سایتهایی که دوست دارم و امیدوارم گوشه های تاریک این تاریک سرای خاموش را روشن کنند یکی یکی مثل حقایق علمی جلوهگر میشوند و بقیه هم کف میزنندوتمام زحماتی که بزرگان علم وفیزیک سالها و بلکه قرنها برای در ککارکردشان خون دلها برده اند در ذهن ساده باور ما تغییر میدهند …. و خرافات با لباسی دیگر دوباره برمیخیزد اول انکه برای اینکه بدانیم چرا این گوی مدور که در قطبین ان کشیده تر است چرا دارای دو حرکت است و حرکت محوری ان بدلیل هسته مذاب فلزی درون ان بدور خویش است و اساسا هسته و جبه و پوسته ان باید دارای یک میزان عدد خاصی باشد تا 1_ثابت بماند 2-به سمت خورشید کشیده نشود 3-ماه را در مدار خود نگه دارد4 جاذبه لازم برای نگه داری اجرام بر روی
    خویش را دارا باشد 5-این ساعت به میلیاردها ساعت ساز برای کوکی چنان دقیق احتیاج دارد تا حیات بر روی خویش را پشتیبانی کندو……….دوما اگر این قصه ها درست باشد و این تمدنها این چنین پیشرفته باشند چه احتیاجی به درون سوراخی رفتن وشهرهایی درون ان ساختن و دقت کنید خورشیدی کدر ساختن این اخری که دیگر اصل توهم است هوش اندک من راببخشید که فکر میکنم بیرون از این سیاره و درون سفاین بزرگ باید مناسب تر وامن تر باشد سوما ما چرا بدنبال کنترلگرهایی بیرون از این دایره هستیم الا ماشاللا ما کنترلگرهایی بیرونی وانسانی داریم که مارا بازی میدهند و باز هم قصه عروج و……….ایا کسی صدای من را میشنود……….تمام

    • محمد جان شما چرا توجه نمي كني! غالب مطالب اين سايت مآورايي= شبه علم هست!
      همه صداي شما رو ميشنوند. زياد ناراحت نشيد كه ما چرا داريم تو شبه علم نفس مي كشيم!! ما بلديم بدون ناراحتي تو آتمسفر معمولي و آتمسفر شبه علم نفس بكشيم! در خردورزي هم كم نمياريم…خلاصه شما رو مي شنويم. راستي من تو اون هفت ميليارد قاتل… حتي سوسكهاي خونه رو با محبت مي گيرم و به پنجره راهنمايي مي كنم! بازم بنويس.

    • دوست محترم
      فراموش نفرمایید که همۀ علم امروزی بشر که اینهمه به آن مفتخر است، و چیزی فراتر از آن در مخیلّه اش نمی گنجد، روزی خرافه و جادو شمرده می شد. حتما درباره شیمیدانهایی که بجرم جادو و کیمیاگری کشته و سوزانده شدند، و زیست شناسانی که شبها اجساد را از گورستانها می دزدیند تا تشریح کنند، و بسیاری مانند آنها شنیده اید.
      حتما میدانید که افرادی همچون لئوناردو داوینچی و نیوتن و ….، از ترس اینکه جامعه آن روزگار طرحها و نظرات آنان را بد تعبیر کند یا جادو و خرافه (برای آن زمان) بشمارد، دستنویسهای خود را پنهان می کرده اند و بسیاری از آنها پس از مرگشان کشف شده است؟ حتما شنیده اید که دانشمند فیزیکدان تسلا، چه آزمایشات غریبی انجام میداد؟ دستنوشته های تسلا هنوز در پرده است و عمومی نشده. چرا؟ غیر ازسوء استفاده قدرتهای سیاسی (که همیشه هم وجود داشته و خواهد داشت)، آیا دلیلش آن نیست که افکار عمومی هنوز پذیرنده آنها نیست؟ بسیاری از دانشمندان که هراس از افکار عمومی آنان را از انتشار یادداشتهایشان باز داشت و نام و کارهای آنان در تاریخ محو گردید یا بدست افراد نااهل فتاد.
      متاسفانه این مسئله دگماتیسم و ابزارگرایی و عدم در نظر گرفتن حتی «احتمال» برای ایده های جدید، علوم تجربی را بمرور به یک حیطه بسته و خشک تبدیل می کند.
      «کائنات پر از احتمال است. میلیونها بیلیون احتمال. تاریخ علم بشری بروشنی در دسترس همه هست. تنها لازم است کمی به پیشینه فعالیتهای علوم تجربی در اعصار مختلف بپردازید.

  6. پس ان زمان که فرا رسد برای شما انسان ها نژاد هایی از زیر زمین بیرون خواهیم اورد تا ایمانتان افزون گردد و بدانید خدایی نیست جز خالق جهانیان.

    قران کریم.

  7. سلام خدمت دوست عزیز.مرسی از مطالب واقعا زیبا.بازم از این مطالبها بگذار حرف کسی هم گوش نده ما آدما همیشه سعی داریم همه چیز رو خرافات یا تخیلات یاقصه بدانیم شما کاری به حرف اینجور آدما نداشته باش.بازم مرسی منتظر مطالب دیگرت هستم

  8. بنطرم ما تو بديهيات اشكار جلو چشممون مونديم و قادر به حل اونها نيستيم مثل سازنده اهرام يا ابوالهول يا افتلدن ساده و آسون وبي زحمت امپراطوري عظيم ايران تو حلقوم مشتي عرب وحشي يا زيگورات هاي بابل و ايران و هزاران از اين نوع بنابراين نيازي به نبش قبر افسانه ها وداستان هاي محيرالعقول و بعضا به شدت خنده آور وتا حدودي تاسف برانگيز نداريم تقريبا با محمد14….. موافقم.

    • عذرا گرامي

      ايكاش پاسخ هم رايي با محمد14 رو همونجا ميدادي… تا مخالف و موافق كنار هم بهتر ارزيابي بشه.
      من با شما موافقم. يعني توجه به گرفتاريهاي 30 يا30 و اجتماعي/ فرهنگي/ تاريخي مان… و عمل كردن بقدر توانمان!
      ولي اين بدين معنا نيست كه من و ما به شگفتيهاي زمين (مثل اهرام/ گزارشهاي مكرر مردم از يوفو/ آنچه به تسلا نسبت ميدهند/ نگرش كوانتمي/…) علاقمند نباشيم. و اينكه با توجه به اينچنين رويدادهايي ممكنه نگرش ما به اعتقادهاي تثبيت شده مان تغيير اساسي پيدا بكنه. بله من هم موافقم كه ما نبايد يك بعدي به خودمون و به هستي نگاه بكنيم و نبايد دچار ايمان كور از هر نوعيش بشيم.

      اگه شما لطفا بيشتر توضيح بدي بهتر منظورت مشخص ميشه…

  9. امروزه داستان های علمی تخیلی ژول ورن تاریخ مصرف گذشته بنظر میرسند. گویا باید در این مورد تجدید نظر کرد!

    • این مسایل برای من هم باورش سخته اما هر چه رو به جلو میرویم زندگی به ما یاد میده که در خیلی از مسایل که باور نداشتیم اشتباه میکردیم تا جایی که رد کردن هر مسئله ای به خاطر سطح دانشمون کار درستی نیست و هر لحظه ممکنه تمام قوانین فیزیکی و ماورایی زندگیمون تغییر کنه…این یه مقاله مربوط به همین مسایل میشه که کاملشو میتونین از اکثر سایتها پیدا کنید… که از داستانهایی از سرخپوستان امریکا گرفته تا بومیان امریکای جنوبی تا اروپا و اسیا و کوهستانهای تبت و…. دوستانی که راحت این مسایل رو رد میکنند بهتره بدونن هنوز هیچ جواب قانع کننده ای درباره این تونلهای زیرزمینی عجیب در سرتاسر اروپا از ارمنستان و ترکیه تا اتریش و… و در تمام دنیا پیدا میشه برای چی و چطور ساخته شده! که در این مقاله ذکر شده که خیلی از مسیرهای زیر زمینی به عمد بسته شده و شاید جواب در انسوی تونلهای بسته باشه .. در این رابطه شرق شناس معروف » نیکولاس روزیخ » عقیده دارد که در جایی در آسیا یک امپراطوری عظیم زیر زمینی وجود داشت که » شمبهالا » نام داشت و از نسل آنها یک ناجی جدید بشریت به صورت پهلوان » میترییا » ظهور خواهد نمود . روحانیان تبتی عقیده دارند که آن تونلها پادگان امنی بوده و حتی آخرین آنها پناهندگان زیادی را از یک فاجعه عظیم نجات داده است . روایت می شود که آن مردم ناشناخته در داخل آن تونلها به یک منبع انرژی دست یافته بودند , که گویا جانشین انرژی خورشیدی بوده است . یعنی باعث رشد گیاهان و افزایش طول عمر انسانها می شده است . و گمان می رود که نور مهتابی سبز رنگی را منتشر می کرده است .

      باز هم نکته عجیبی که وجود دارد این است که چنین عقیده ای در افسانه های آمریکا نیز وجود دارد . روایت است که یک کاوشگر در دل جنگلهای آمازون دخمه تو در توی زیر زمینی را کشف کرده بود که از طریق یک فروغ جاویدان روشنایی اخذ می کرده است . آن کاوشگر در اثر حمله یک عنکبوت غول پیکر با عجله به بیرون فرار کرده بود , ولی در حین فرار شبح انسانهایی را مشاهده کرده بود که در انتهای آن دخمه در حال تردد بوده اند .

      بازماندگان » اینکا » ها افسانه هولناکی درباره اجداد خود نقل می کنند . طبق گفته آنها اجدادشان در دل کوه ها مسکن گزیده بودند و به ندرت از آنجا بیرون آمده و در زیر نور ستارگان قدم می زده اند . طبق گفته » تام ویلسن » که از متخصصین نسل سرخپوستان در کالیفرنیا می باشد , تعریف می کند که دست نوشته پدربزرگ خود را که حدود 90 سال قبل زندگی می کرده و هیچگونه اطلاعی از حکایات آمریکای جنوبی نداشته را پیدا کرده ؛ پدر بزرگ او در آن دست نوشته اشاره کرده که بر حسب اتفاق یک شهر عظیم زیرزمینی را یافته و خودش برای مدتی در میان مردمان عجیب آنجا که لباسی از جنس شبیه چرم ، اما نه خود چرم به تن داشتند و به زبان غریبی تکلم می نمودند و غذاهای غیر طبیعی مصرف می کرده اند را بچشم دیده و چند روزی در میان آنها به سر برده بود . آیا انها باقی مانده های مردمی هستند که دارای عمر جاویدانند ؟ البته آن قبیل از دانشمندان که به موضوعات فوق طبیعی معتقدند ، بلافاصله به این سئوال پاسخ مثبت خواهند داد , اما باید با احتیاط با این موضوع برخورد نمائیم .
      سرخپوستان آپاچی از تونلهای بین سرزمین خود و شهر افسانه ای » تایاهواناکو » داستانهایی تعریف می کنند و ادعا می کنند که بعضی از اجداد آنها از ترس جنگجویان قبایل دیگر به داخل آن تونلها پناه برده و سالها در داخل آنجا به جلو رفته و به آمریکای جنوبی رسیده بودند . شاید این گونه روایات را که آپاچی ها تعریف می کنند را با دیده شک و تردید بنگریم . ولی وقتی می شنویم که روسای آنها این موضوع
      را تائید می کنند و می گویند که تونلها به وسیله اشعه مرگباری که » صخره زنده » را منهدم می کرد , کنده شده است ، دچار شگفتی می شویم . آنها می افزایند که عاملان آن اشعه موجوداتی هستند که در نزدیکی ستارگان زندگی می کنند ! …. » جان شپرد » که شعبه یکی از روزنامه های مشهور ایالات متحده را در کشور » اکوادور » اداره می کند , گفته است که در سال 1944 یک نفر مغول را که یک نوع چرخ فرفره عبادت ( این نوع چرخ فرفره را بیشتر روحانیان معابد تبت در دست می گیرند ) را در دست داشت و به حالت خلسه فرو رفته بود , در ساحل کشور کلمبیا مشاهده کرده بود . گفته می شود که آن شخص کسی جز » دالایی لامای سیزدهم » نبوده است که تصور می شد در سال 1933 فوت نموده ولی جسد وی هرگز در داخل سردابه ای که بدین منظور درست شده بود قرار نگرفته بود . دلایلی را که » لهاسا » ارائه نمود این بود که وی در حقیقت نمرده بود , بلکه دست به یک سفر زیارتی زیر زمینی به سوی کوه های» آند » واقع در قاره آمریکا زده بود ، که خواستگاه اصلی دین » لاما » قبل از اینکه با بودایی محشون شود , بوده است . این موضوع شاید عجیب و غیر واقعی جلوه بکند ، اما تعدادی از روحانیان دین لاما که در مورد وجود تونل های زیر زمینی مورد سئوال قرار گرفتند ، همگی اعلام نمودند : بله چنین تونل های وجود دارند و توسط تعدادی از غولها کنده شده است که ما را با نور معرفت و دانش خود منور نمودند و در آن ایام دنیا هنوز جوان بود.

    • ژول ورن كه بچه گانه ست يه سري به علمي تخيلي هاي جديد بزن… ماتريكس/ پرومتئوس/…

  10. مانا گرامي
    لطفا در مورد پاسخم به نوشته شما نظر بديد… برام ارزشمنده…ممنون ميشم.

    • سلام «ماورا» گرامی. ببخشید اگر احیانا کوتاهی در پاسخ گفتن به شما انجام شده شاید من نوشته شما را ندیده باشم. کدام یک از نوشته ها رو می فرمایید؟ منظورتون نوشته مربوط به آگاهیهای گروهیه؟

  11. ما ازين معجونهاي وطني ارتباط مستقيم/ ربودن/ با جن زياد داريم! كتابهاي متعددي در شرح اين ارتباط/ ديدار از شهر جنيان/… هست! عده خيلي زيادي هستند كه روي اعتقاد ديني همه اين مثلا گزارشها رو باور مي كنند. لازم هم نيست
    كه طوري دفاع كنيم كه مساوي به جون مادرم قسم باشه!

  12. هادي گرامي

    آيا شما فردی مثل Chris Angel را باور داريد؟ چرا؟
    (…در يادآوري نكته اي از نوشته شما…).

    • سلام mavara عزیز,

      به عقیده بنده هم فردی مثل Chris Angel کارهایی را(نه همه کارهایش) به نمایش گذاشته که نشان از داشتن تاحدی قدرتهای psionic در او است. نمایشهای او هم که در youtube براحتی قابل مشاهده هستند. بعقیده بنده او حداقل 3-4 برابر انسان معمولی دارای درصد DNA فعال تری است که او را دارای تاحدی قدرتهای ذهنی psionic کرده است. اینها نظر شخصی بنده است و بس, که او یک هیبرید است و نه یک انسان معمولی که با مثلا دهه ها زجر و مرتاض بازی و کوهستان نشینی دارای چنین حد قدرتهای ذهنی psionic شده باشد, و اصلا به سن و سالش هم نمیخورد که بخواهد دهه ها از آن در زندگی مرتاض گونه و راهب گونه ای صرف شده باشد. اینها نظر شخصی بنده است و بس.

      با تشکر از توجه شما و سایر دوستان گرامی

      • باور کنید تخیل من خیلی بالاتر از این چیزهاست ولی در مورد کریس انجل بگم تنها چیزی که اون از ما بیشتر داره اعتماد به نفس و یه تیم فیلم برداریه که بهش وفادارند و در مورد کارهاش هم بگم همش یه فیلم و چند وقت پیش تو شبکه منو تو در برنامه اگه درست یادم باشه اسمش شعبده باز – بود همه کلک هاش : رد شدن از دیوار چین و غیب کردن تانک یا برج 200 متری یا راه رفتن رو اب – همه اینها رو نقش بر آب کرد پس خواهشا از یه آدم معولی یه موجود فضایی یا ابر انسان نسازید !

      • به نظر من هم کریس انجل تنها یه تردست بسیار حرفه ای که از زمانی که در دبیرستان بود تمرین کرده و نمایش گذاشته و از حقه ها استفاده کرده همین ولی شما اقای B این دوست ما که این مطلب رو ترجمه کردن کریس انجل رو بیگانه و ادم فضایی نکردند!!! این شما هستید که در پیامهایی که میزارید سعی دارید مبحث زمین توخالی و کریس انجل و…. رو با پدیده یوفوها و بیگانگان قاطی کنید تا راحتتر بکوبید! این نشون دهنده مطالعات کم شما و نداشتن شناخت از دنیای اطرافتون هستش که نمیدونید چه خبره! همین

      • ايمپريوم گرامي

        آقا شما يه چند روزي برو مرخصي! شما مگه با هر دگرانديشي مشكل داري!؟
        جرا مطلب فرد رو نميخوني!؟ خب كسي كه ده متر صعود كنه و از ديوار بگذره … كه من همه سي دي اش رو ديدم
        ميشه نوعي ابر انسان نسبت به مثل من و تو! حالا هرچي تو جسمش يا روانش نسبت به ما جهش يافته تر باشه يا…!
        صد رحمت به برادران ارشاد!!

  13. خیلی جالب بود … ممنونم … من ایمان دارم که حقیقت داره .. من یکی از این آدمهای غول پیکر رو توی خواب دیدم .. این خواب رو قبلا» هم توی همین سایت تعریف کرده بودم برای دوستان … خوابی که مربوط به لحظه ی قیامت بود و ما به همراه تعداد زیادی از مردم به غار بزرگی پناه بردیم تا از شدت داغی نور خورشید که خیلی به زمین نزدیک شده بود نسوزیم .. وقتی من به درب ورودی غار اومدم تا اوضاع بیرون رو ببینم یک لحظه سرم رو بالا بردم و پیرمرد روستایی عظیم الجثه ای رو دیدم که لباس روستایی تنش بود و گیوه هم به پا داشت .. قد خیلی خیلی بلندی داشت .. و مارو به داخل غار هدایت کرد و گفت خجالت بکشید لحظه ی پایان دنیاست ( چون ما در اون لحظه هم دست از جدال و کش مکش با همدیگه برنداشته بودیم و در حال دعوا و بحث بر سر مسائل دنیایی بودیم ) و به خدا گفت : خدایا اینها چین آفریدی و از ما خواست چشمهامون رو ببندیم و با دعایی که به زبون عجیبی بود ازمون خواست از خدا طلب مغفرت کنیم … این خلاصه ی خوابی بود که چندین ماه پیش دیده بودم و حالا با خوندن این مطلب ایمانم به خوابی که دیدم بیشتر شد …
    لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم …

  14. ممنون هادی عزیز خیلی زیبا بود

  15. من مدتها پيش 4 تا كتاب جيبي انگليسي داستان علمي تخيلي از يك دستفروش خريدم. از ون وگت (نه ون گوك نقاش!). حتي از خوندن دست و پا شكسته انگليسي اش هم خيلي لذت بردم. تو اينترنت فقط يك كتاب او مجاني بود!
    او همدوره ادگار كايس بوده… كايس زودتر مرده! (1947). توجه مي كنيد كتابهاش حوالي سال 1940 بوده. تخيلي.
    آميزه اي غريب از فهم علمي و مآورايي… اونم اونموقع! جايي تو نت خوندم كه ايده روبات فلز مايع مبدل شونده به جامد كه شكل چيزي رو كه لمس بكنه ميتونه بگيره- تو فيلم ترمينيتور- از داستاني از اونه! بخصوص مشخصا شكل پذيري كف راهرو بيمارستان ترمينيتور2 رو نوشته…! من داستان علمي تخيلي خيلي خوندم ولي اثرگذاري و نوآوري مانند كار اون نديدم!
    ((قدرت تخيل او در اون داستانها، خيلي بيشتر از پيشگويي هاي كايس هست! بطوريكه نميتونم باور كنم كه فقط از كايس تاثير گرفته باشه!))—خلاصه ميخوام يادآوري كنم كه: مرزبندي تخيل و غير آن/ چيزي كه ممكنه و چيزي كه ما خوشمون مياد كه ممكن بوده باشه… خيلي مهمه!

  16. حالا يه سئوال جالب مطرحه!!

    جناب فون دانيكن همه عمرش رو گذاشت رو گزارش و بررسي مشاهداتي صدها آثار غريب در كره زمين! و اونها رو با ديگران سهيم كرد…. و حالا هم – همچون بقيه آدمها داره كم كم (خداي نكرده) ميره…
    از موقع اون تا به حال… ميليونها نفر جذب اين غرايب شدند! دلشون براش پر كشيد و براي مواجه شدن با يك فرازميني آه كشيدند…! و به خيل باورهاشون و حافظه شون ، مطالب قديم و جديد مآورايي رو سپردند…
    خب كه چي!؟ (اين سئوال مهمي هست! و اگه نتونيم بهش جواب بديم به خيل افسردگان و منتظران و حتي خل مشنگان متصل خواهيم شد!). بايد هركسي موقعيت منطقي و احساسي خودش رو نسبت به اين هجمه اطلاعاتي براي خودش روشن كنه…! (شايد حتي نوشتن يك قطعنامه مهم باشه!! كه آدم بتونه بگه من اينم… كه با اين قطعنامه همحواني دارم!).
    ((من تصميم دارم چنين قطعنامه اي رو – حداقل براي خودم- بنويسم! نسبتا كامل و جدي جدي! كمك. كمك. كمك. )).

    • من کاری به کتابهای ارزشمند فن دانیکن ندارم سوالم از شخص شماست که ندونسته و نخونده و تحقیق نکرده درباره چنین پدیده مهمی که اکثر مردم دنیا باور دارن اظهار نظر میکنید و تهمت توهم و … میزنید شما تا بحال شده که درباره مسئله ای مث روستای وارژینها تحقیق کنید و یا هزاران هزار ویدیوی کاملا واقعی با شاهدان فراوان رو ببینید و عقلتون بهتون بگه که دارم اشتباه میکنم! مسلما نه! شما عادت به یه چیز دارین عزیز من ندونسته و ندیده حرف زدن ! من در اخر همین بخش برای شما و بقیه افرادی که میان اینجا و ندونسته به اطلاعات دیگران توهین میکنن یکی از کنفرانسها از دهها کنفرانس بین المللی یوفوها رو میزارم که شاید به این درک برسید که حتی تکنولوژی کشورهای پیشرفته هزاران سال از چنین پدیده هایی عقب تره! دوست عزیز بهتره بجای محکوم کردن دیگران و یا قاطی کردن مبحث زمین توخالی با یوفو ها و بیگانگان و بعد خندیدن به تمام کسانی که باوردارن به حضور تمدن بیگانه در سیاره ما یخورده فکر کنید!

      • ايمپريوم گرامي

        شما يا مطالب من رو نخوندي يا درست نفميدي! از نوشته هاي من معلومه كه چطور آدمي هستم!

      • رامتين گرامي

        شما نوشته ايمپريوم رو كه به راحتي به اينجانب توهين مكرر كرده رو چرا قيچي نكردي! ولي درمورد نوشته من چنين كردي!؟ شما با اين كار درواقع توهين ايشون رو تاييد كردي! اساسا در اينهمه بحث و گفتگو نفس سانسور جملات ساده به اندازه كافي نادرست هست چه برسه كه بي عدالتي هم توش باشه! مشكلي نيست خب من ديگه نمي نويسم.

      • فرقی بین دوستان وجود نداره. اگر هم توهینی بوده که درج شده من ندیدم. بگویید کجا تا ویرایش کنم. چون بحث به بیراهه میرود اینگونه موارد را ویرایش میکنم. حضور همه شما باعث دلگرمی است. فارغ از دیدگاه و../

  17. این وبلاگ اوایل کارش خوب بود (حول حوش 3 سال پیش -2009 ) وخوب بود که کم کم شروع کرد به نوشتن داستان های تخیلی راجع به 2012 ونیپرو و خدایان درراه برای برپایی عدالت و … هر روز که به اون نزدیکتر میشدیم مطالبش داغتر به طوریکه آمار بازدید کنندهاش از 1000000 گذشت .حالا که اون ماجرا تموم شده رسیدیم به زمین توخالی و خدایان جدید – من زیاد مذهبی نسیتم – ولی ملاک تمامی نوشته های این وبلاک یه سری داستان که از افرادی خاص ( عموما جامعه علمی اونها رو قبول ندارن ) که یا سفر ماورایی دارن یا جاهایی رفتن که هیچ کس پاش به اونجا نرسیده یا برای اینکه به مطالب اعتبار بدن میگن که از فلان سایت گرفته شده یا اینکه از یوتیوب لینک میزارن – درمورد یوتیوب بگم که اکثر کلیپهاشو دیدم وباید بگم پیشرفت تکنولوژی نظامی هوایی تو این دهه خیلی بیشتر از اون چیزیه که ما میدونیم و درمورد موجودات فضایی همش عروسک بازیه ( مخصوصا منطقه 51 ) . آقا رامتین میدونم که اونقدر مرد هستی که این کامنت رو پاک نکنی . من خودم اون اوایل کامنت زیاد گذاشتم و از طرفدارهای ای وبلاگ بودم و از فیلتر شدن اون ناراحت بودم . اما الان فقط یه جمله بگم که تو رو بخدا هر چیزی رو که تو اینترنت میخونید زود باور نکنید ( به قول مرداک : هیچ چیز ماورایی وجود نداره و همه چیز یه توضیح علمی داره واگه الان جوابی براش نیست به این خاطره که دانش ما کمه !
    یا حق

    • دوست عزیز خیلی مطالب مختلف است که احتیاج به ترجمه دارد که مستند و دارای اعتبار باشتانشناسی است و در زمینه باستانشناسی ممنوعه و خیلی از مطالب دیگر که به دلایل…. نمیتوان در سایت منتشر کرد. در ضمن زمین تو خالی هم شاید تمام و کمال کل زیر زمین خالی نباشه ولی مطمئنا تونلهایی که وجود داره به یک جا ختم میشه.

    • منظورت از مرداک همون سریال مزخرف و بی ارزش که حتی تو یه قسمتش پدیده یوفوها و crop circle رو به ارتش نسبت داد و…. ببخشید من بی تعارف میگم اولا قاطی کردن مسایل زمین تو خالی با پدیده بیگانگان و یوفوها و… و بعد مسخره کردنش بهش میگن ماله کشی! که افراد خاصی به خاطر دلایل مذهبی و ترس از مسایل مختلف نمیخوان باور کنن مسئله بیگانگان مسئله مهمی که در غرب به جرات میشه گفت بیشتر از 90 درصد مردم باورش دارن و رد کردن این مسئله امروز دیگه فقط یه دلیل داره که ندانسته حرف زدن و یا نداشتن ادراک… شما دیگه نمیتونی این مسئله رو رد کنی وقتی dna بیگانگان در کنفرانس جهانی یوفو در سال 2012 به مردم نشان داده شد از جسد بیگانه در مکزیک… نه عروسک!!! شما نمیتونی رد کنی وقتی دولت انگلستان که دولت پاسخگویی به جامعه محسوب میشه پرونده های مربوط به یوفو ها رو رو میکنه ازسالهایی که بقول شما تکنولوژی مدرن! هنوز بوجود نیومده بود تا امروز شما نمیتونی رد کنی وقتی سایتهای ویکی لیکس و اینهمه از اندیشمندان جامعه و محققان دیگه باور کردن این حقیقت حضور بیگانگان در میان ما رو شما نمیتونی رد کنی وقتی با هزاران فیلم و سندهای محکم که شاهدان زیادی حتی بعضی وقتها یک شهر! شهادت دادن که هم یوفو هایی رو دیدن عکس و فیلم گرفتن! از وجودشون سرعت وحشتناکشون غیب شدنشون! حتی شاهدانی که ازین موجودات بارها عکس و فیلم گرفتن… مسلما من به شما یه پیشنهاد دارم براتون که بجای تهمت زدن و احمق خوندن مردم اینهمه کتاب و مقاله و فیلم … رو بخونید و هر مسئله ای که در کتاب اومده رو تا در اینترنت تحقیق نکرده باورش نکنید! شک کردن مقدس چون انسان رو در نهایت به حقیقت میرسونه بجای اینکه ذهنتون رو ببندید و از یه سریال مزخرف نقل قول کنید.. و بعدش هم این سایت فقط مسایل معروف رو که مباحث چندین ساله در غرب هست رو برای شناخت شما میزاره مگه بده که بخونید و اگاه بشید و اگه دوست نداشتید باور نکنید!

  18. مانا گرامي

    در ادامه اون گفتگوهايي كه با شما و هادي عزيز داشتم با اجازه ميخوام يه راهنمايي بكنم!
    اونجا كه نوشتم خيلي خوبه كه شما متافيزيك خودت رو بنويسي بخاطر اين بود كه شما ادبيات و روحيه اينكار رو داري.
    اين نوشته هاي خوب جديد شما از منطق خشك توانايي برخورداره… كه كار خيلي ها هست و خوب هم هست! ولي
    متافيزيك نويسي رو معمولا هركسي نميتونه … خيلي ها نفهميده درموردش قضاوت ميكنند. خود من منطقي
    نويس ملايم هستم كه به فهم متافيزيكي معمولا توصيه مي كنم! به از مصاديق به هويت جامپ كردن! ولي متافيزيك
    نويس نيستم! يا خيلي خيلي كم هستم!! شما متافيزيك نويس خوبي ميتوني باشي.

    • سپاسگزارم «ماورا» گرامی.
      از شما ممنونم که به مطالبی که نوشتم باریزبینی نگاه گردید. برخی از چیزها نیاز به پخته شدن و تجربیات بیشتر دارد تا بتواند بعنوان یک مبحث روی کاغذ بیاید. متافیزیک هم یکی از همان مباحث است. در صدد هستم که نتیجه مشاهدات و خوانده های خود را بروی کاغذ بیاورم، اما این نیاز به زمان دارد. در حال انجام برخی پژوهشها و تجربیات هستم. تا نتیجه چه شود.
      ممنونم

  19. نقله قولی از مانلی پی.هال(manly p.hall) :اگر لایتناهی نمی خواست که انسان حکیم شود استعداد فهمیدن را به او ارزانی نمی داشت..
    این مطالب چه تخیل چه واقعیت هیجان آوره…درود بر مدیران سایت…….باید باور کنیم که وقتی چیزی را درک نمیکنیم آنرا باور نمیکنیم….یه زمانی اگر کسی میگفت خورشید بدور زمین نمیچرخد اعدام میشد و حالا میدانیم که واقعیت چیست…..
    یا تخت بودن زمین….. فسیلهای دایناسور باعث شدند همه مردم ایمان داشته باشند دایناسورهایی بودند ولی اگر فسیلی نبود و نقاشی هایی از دایناسور فقط بود آیا مردم باور بوجود دایناسور میکردند؟
    هرغیره ممکنی ممکن است…….این درسته که نباید چیزی رو سرسری باور کنید اما نباید سرسری هم ردش کنید چونکه نمیتوانید قبول کنید حتما باید ردش کنید……..مطالب این سایتو به عنوان اطلاعات قبول کنید اگر نمیتوانید ایمان بهشون بیارید.

    از مدیران این سایت و تمامی آنهایی که کمک به افزایش اطلاعات(چه افسانه چه واقیعت) میکنند سپاسگزارم.

  20. mamnoon agha ramin jaleb bud
    dar zemn har kasi ke fekr mikone in mataleb dorughe ya arzeshi nadare
    miyune kheli sade az kenaresh obur kone
    kare kheyli sakhty nist

  21. بعضی از دوستان می گویند .خرافات…..به قول معروف تا نباشد چیزها .نگویند چیزها …..
    بعضی ها میگن تخیل …واسه من خنده داره ….دوستان تخیل خود از کجا نشعت می گیره ..مگر از ذهن شما نیست ..پس اگر این تخیل از ذهن ما برخواسته است …از نظر شما آیا ذهن ما جعلی هست .اگر بگویید جعلی است ..پس حقیقت راهم کتمال کرده اید ..چون این فکر و ذهن و خیال و تخیولات ما جزئی از این حقیقت ناچیز است ..
    حقیقت دروغ نیست …حقیقت همیشه در حال اتفاق افتادن است …گالیله هم می گفت زمین گرد است اما کسی حرف آن را باور نداشت ..اما زمان نشان داد به انسانها که زمین واقعا گرد است ..از نظر من چیزی با نام انکار کردن در این دنیا وجود ندارد ..
    ما تنها دستانی هستیم به سوی این حقیقت بی پایان …
    کسانی که دائمن در حال انکار این موضوعات و موضوعات دیگر هستند .به این دلیل است ..که فکر آنها محدود به افکار خویش خود است .
    مثال :یک فرد را در نظر بگیرید .
    برای مغز و افکار و خوردن..و معنویت و وجود جسم این فرد عدد یک را در نظر بگیرید .و برای فرد دیگربرای مغز و افکار و خوردن..و معنویت و وجود جسم این فرد هم اعداد 1 .2 .3 را در نظر بگیرید .
    مشخص است کسی که فکر و زندگی و ساختار وجودی و معنوی آن یک است .پس یک هم باقی خواهد و درعدد یک و فکر عدد یک .و ساختار جسمی عدد یک زندگی خواهد کرد و خواهد مرد .حقیقت این فرد عدد یک بود ..در صورتی که حقیقت خود بی پایان است .و همین مزیته حقیقت است که همیشه جدید است و در حال ساختن بی پایان خود است.
    بعضی ها می گویند حقیقت کامل است .ولی من می گویم .خود حقیقت هم کامل نیست و در حال سازندگی خود به سوی بی نهایت است ..چیزی برای انکار وجود ندارد ..
    همین مزیت حقیقت است که لذتی بی پایان را در بر دارد .
    کتاب از س. ک .تا فر آگاهی اشو را حتما بخوانید
    جنسیت تنها تکمیل کننده فر آگاهی است .و به تنهای چیزی مسخره و بی ارزش خواهد بود .چون لذتش اندک و محدود خواهد بود ..ولی حقیقت این چنین نیست .اشو می گوید .من یک موافق با جنسیت نیستم .من یک مخالف با آن هستم
    .ولی تا جنسیت نباشد .فرآگاهی هم نخواهد بود ..
    .به مانند اعداد ریاضی …تا افکار و فکر و حقیقت عدد یک نباشد ..افکار دیگر و حقیقت اعداد دیگر هم به وجود نخواهد آمد ..پس همان حقیقت 1 باعث شد تا افکاری مانند 12 ..و یا حتی 1000 یا بی نهایت به وجود آید
    ..و پس حقیقت خود کامل نیست .و به سوی بی نهایت سوق دارد .پس دعواهای امروز ماواقعا بی ارزش است .چون هر دوی آنها دو مقوله جدا از هم هستند ..و در کنار هم قرار گرفتن آنها یک حقیقت جدید را به وجود خواهد آورد در راستای این حقیقت بی نهایت بی پایان .مثال
    تورات را …عدد یک فرض کنید
    انجیل را عدد دو فرض کنید .
    قرآن را عدد سه فرض کنید ..
    تنها همه اینها یک تکامل است به سوی حقیقت بی نهایت .. بهشت وجهنم تنها به معنا ارتقاع روحی در ابعاد بالاتر و یایین تر است ..حتی همین زمین .خود بهشت است و هم جهنم ..و ما با آموخته هایه خود در کتاب های آسمانی. مکان های .بهشت و جهنم را برای خود در همین دنیا می سازیم ..در داستان های از انجیل و قرآن هم امد که گفته شده بود .که شما درکی فراتر داشتید .یعنی خوب و بد وجود نداشت در درون شما .اما شما این معقوله فرآگاهی یا فراتررا از خود جدا کردید و یک پله به عقب برگشتید .و یک آسمان به پایین تر افتادید ..که حال خود ما باعث این افت روحی بودیم ..امروزه ما درکی اشتبا ه از خوب و بد داریم …دوستان سعی کنید به فرآگاهی برگرید . فراآگاهی به مانند یک لامپ است

    جریان برق مثبت و منفی را در نظر بگیرید .تنها این چراغ از یک فاز به حقیقت خود نخواهد رسید
    تنها زمانی این لامپ به حقیقت خود خواهد رسید .که تمام حقیقت را با هم برای خود بخواد .و از هر 2 فاز مثبت و منفی استفاده کند و به حقیقت و فرآگاهی خود نائل گردد .این نور همان فرآگاهی یا حقیقت آن لامپ است
    ما امروز نیاز به کار خوب کردن نداریم تا به بهشت برویم .ما باید درکی فرارو و فراتر از این خوب و بد داشته باشیم .تا به فرآگاهی برسیم .فرآگاهی خود به منظور کامل شدن نیست ..به این معنا می شود گفت که این فرد متعالی شده در راستای این حقیقت پایان ناپذیر
    …بیاید این چنین این متعالی شدن را فرض کنیم ..فردی که پایین کوه است و با درک و منتق خود به این محیط پیرامون خود می نگرد .اما کسی که در بالای کوه قرار دارد و به بالای کوه سعود کرده .با درکی فراتر و برتر به تمامیت می نگرد
    حال به نظر شما کدام فرد متعالی است..متعالی شدن یعنی قرار گرفتن صحیح در راه حقیقت اصلی و سوق دادن خود به سوی بی نهایت اصلی …دوستان حقیقت در بر گیرنده تمامیت است ..پس متعالی شدن یعنی درک کردن حقیقت اصلی
    به مانند اعداد ریاضی از یک الا بی نهایت .پس چیزی قابل انکار نیست . و همه سازنده یکدیگرند در راه حقیقت واقعی بی نهایت
    …حقیقت یا خدا؟؟؟؟؟ اصلا خدا چیست .
    چه کسی ما را آفرید
    و چه کسی آن خدا را آفرید
    جواب ..مشخص است است خدا ما را آفرید ..پس چه کسی خدا را آفرید ..جواب هیچکس خدا از قبل وجود داشت
    مگر میشود.
    بیاید به جای واژه خدا از حقیقت استفاده کنیم تا گمراه نشویم
    .
    حقیقت یعنی واقعیت در بگیرنده تمامیت .و بی نهایت .و پایانی نخواهد داشت .
    یعنی همه از آن او هستیم و بسوی او می رویم .ما تنها جزء کوچک و ناچیزی از این حقیقت نا فهمیدنی هستیم .و راه ما به سوی اوست .
    کسی ما را به وجود نیاورد .ما تنها جزی از آن حقیقت در حال به وقوع پیدا کردن هستیم
    چیز قابل انکاری وجود ندارد
    کسی که بخواهد انکار کند ..یعنی = نابودی ونیستی خود و تمامیت
    خدا از روحش در ما دمید ..یا حقیقت از روحش در ما دمید .
    اشتباه نکنید معقوله خدا و حقیقت .یکی است
    از تمام این حرف هایم خواستم بگویم که یکدیگر را انکار نکنید .
    چون ما هم از یک حقیقت هستیم
    ذهن ما شعور ما .تخیولات ما .فیلم های هالیوودی
    اختراعات همه و همه حقیقت است در حال به وقوع پیوستن حقیقت بی پایان
    ….آخیش تمام شد 😀

  22. من از مطالب شما لذت ميبرم چون هميشه به ماورا از بچگي اعتقاد خاصي داشتم ودارم وخيلي موارديكه بهش در بچگي فكر ميكردم الان كه بزرگ شدم بوقوع پيوسته خيلي از تخيلات بشري در گذشته حال به وقوع پيوسته پس غير ممكن ومحال وجوندارددر كل از شما بخاطر مطالبتان كه خيلي جامع باتوجه به منابع است تشكر ميكنم با اميد روزي كه همه چيز اشكار شود وصلح جهاني وكيهاني بر همگان پديدار گردد

    • بابک ایمانی

      mavara ی خوب…
      دیدم کمک فکری خواسته بودی،من خودم سالهاتوی عرفان مطالعه وتحقیق کردم،الان ادامه اش رسیده به بحث تاریخ زمین ومداخلات ساکنین سایرسیارات،اینطورکه دیده ام نظرات بسیارمتفاوت ومتناقضی وجودداره…مثلایه نظریه زمین روسیاره ای میدونه که بارهاتاآستانه نابودی رفته امانجات یافته-نجاتش دادن- طبق این نظریه روی سطح زمین -پس ازاون جنگها-محل زندگی انسانهائی باتفکر وتمدنی عقب مانده شده به نحویکه موجودات خیرخواه سایرسیارات اونها روباحالتی ازترحم مینگرند،گویامی خوان باکمک به اهالی محروم وعقب مانده این سیاره اونهاروهمچنان به حیات امیدوارنگه دارن…دراینحال نظریه دیگه ای مطرحه که زمین روبه علت تقابلی که دراون مابین نیروهای روشنائی وتاریکی وجودداره مکان ایده آلی برای رشد وترقی روح میدونه…شرایطی که درهیچ جای دیگه ای ازکیهان موجود نیست…ازین تفاوتهاوتناقضهابسیاره…بسیار…وطبیعتا دراین میون آدم گرفتاریاس وبلاتکلیفی شدید میشه…ونیازمندبه راهی برای زندگیش…به نظرمن مااول بایدواقعیت وتوان خودمون روبشناسیم…ماقدرت وتوان تغئیروضع رونداریم…اینکه هیچ، حتی قدرت درک ماهیت قضایاروهم نداریم…تنهاکاری که ازمون ساخته است اینه که بسان ذراتی بسیارکوچک به وظایف وکارهاوشغل های خودبپردازیم :هنر،مهندسی،پزشکی،کشاورزی ،تجارت و…که هیچکدوم کارهای بزرگی نیست ولی توان ماآدمهای جهان سه بعدی هم بیش ازاین نیست،درهرکاری هستیم سعی کنیم ازعلمش سردربیاریم ودرست انجام بدیم نه برای اینکه فقط ظاهراکاری کرده باشیم،اگه تونستیم به دیگران کمک کنیم…وخودمون ازمواهب وخوشی هالذت ببریم…این چنین بودن روح رورشدوترقی میده ومستعدرفتن به جهانهای پیشرفته تردیگرمیکنه…اگرهم این صحبتهای 2012ومصلح ومنجی و…حقیقتی داشته باشه به موقع اش رخ میده واثرخودش روبرزندگی میگذاره…

  23. سلام
    هم‌واره این استدلال را از عشاق شبه‌علم شنیده‌ام که «از کجا که علم در آینده بدان دست نیابد» یا «عقاید نوآورانه‌ی گالیله و کپرنیک هم در زمان خود خرافه به‌نظر می‌رسید» با چنین استدلالی هر افسانه‌ای می‌تواند علمی باشد، از کجا معلوم که علم در آینده آن را اثبات نکند. مشکل این است که هنوز دانش بشر بدان دست نیافته است.
    بر هر‌گونه استدلال استقرایی می‌توان چنین نقدی وارد کرد و اثبات علمی هر خرافه‌ای را به آینده حواله نمود. یک راه برای تمیز چنین موضوعات -به زعم من شبه‌علمی- از علم، ابطال‌ناپذیری پوپر است. نظریه‌ای علمی است که ابطال‌ناپذیر نباشد، نه این که هم‌چون ماهی‌ای لیز، از زیر تیغ همه‌گونه شواهد علیه خود بلغزد. بدون ابطال‌ناپذیری، هیولای اسپاگتی پرنده می‌تواند وجود داشته باشد، فیل صورتی رنگ در سیاره اورانوس می‌تواند وجود داشته باشد، زندگی و تمدن پیشرفته‌ی انسانی یا فرا انسانی در عمق بیش از 700 مایلی زمین می‌تواند وجود داشته باشد.
    ابزار بشر برای تفسیر رویدادهای پیرامون یا علمی است و یا غیر‌علمی (از جمله دینی). رویکرد علم مبتنی است بر مشاهده، فرضیه، آزمایش و نظریه. نظریه‌ای از آزمون‌های تجربی سربلند بیرون بیاید، تبدیل به قانون می‌شود. اما هم‌واره امکان ابطال آن وجود خواهد داشت. چنان‌چه مشاهدات تکرارشونده و قابل اجرا توسط افراد مختلف در مکان‌ها و زمان‌های مختلف، علیه یک قانون وجود داشته باشد، آن قانون علمی را نامعتبر خواهد ساخت. آن گاه نظریه‌ی رقیب باید بتواند روند مشاهده، ، فرضیه، آزمایش و نظریه را تکرار کند.
    اما علم در مورد وضعیتِ زیر پوسته‌ی زمین چه موضعی دارد؟ موضوع نخست این است که حتی با تکنولوژی امروز بشر، مشاهده‌ی مستقیم اعماق زمین ممکن نیست و تنها باید به مشاهدات غیرمستقیم اکتفا کرد. عمیق‌ترین ساخته‌ی دست بشر برای جست‌وجوی اعماق زمین تنها 13 کیلومتر عمق داشته و در شوروی سابق واقع است. اما به‌رغم این‌که مشاهده‌ی مستقیم ممکن نیست، نباید فراموش کرد که تمام اطلاعات بشر در مورد اعماق زمین علمی است و ابطال‌پذیر.
    علم، زمین را دارای سه لایه‌ی اصلیِ پوسته، گوشته و هسته می‌داند که دو تای اخیر خود به لایه‌های جزیی تقسیم می‌شوند. پوسته‌ی زمین حداکثر 25 مایل (32 کیلومتر) عمق دارد و دمای آن از دمای هوا –در بالاترین لایه- تا 870 درجه سانتی‌گراد در پایین‌ترین لایه تغییر می‌کند. گوشته اما پس از پوسته شروع شده و حدود 1800 مایل عمق دارد. بنابراین تمدن مورد ادعا باید در محدوده‌ی آن قرار داشته باشد. گوشته از سنگهاي بسيار داغ و چگال تشكيل شده است. اين لايه‌ی سنگي، ‌شبيه قير جريان مي يابد. اين جريان در اثراختلاف زياد درجه حرارت از كف تا بالاي گوشته به‌وجود می‌آید. حركت گوشته، دليل حركت ورقه‌هاي زمين است. درجه حرارت گوشته، از 1600درجه فارنهايت (871 درجه سانتی‌گراد) در بالاي آن تا 4000 درجه فارنهایت (2200 درجه سانتی‌گراد) در قسمتهاي قاعده‌اي آن‌ تغيير مي‌كند. در چنین حرارت و فشاری ساختار مولکولی مواد تغییر می‌کند. اگر بخواهم ملموس‌تر بگویم، تمام سنگ‌ها ذوب و روان شده و تبدیل به ماگمایی سیال می‌شود. مثلاً مکعبی را در نظر بگیرید که قرار است حیات و سپس تمدن در آن به‌وجود آید. اما در آن مکعب فرضی تنها قیر مذاب و روان وجود دارد. فضایی خالی وجود ندارد که کوه‌ها، شهرها، کشتزارها و دریاچه‌های خیالی در آن شکل گیرد. تنها چیزی که وجود دارد مایعی از سنگ مذاب با حرارت و فشار مافوق حیات انسانی است. فشاری که می‌تواند یک توپ فوتبال را به یک تیله تبدیل کند. همه‌ی این‌ها مربوط به گوشته است. هسته از نظر شرایط پذیرایی از تمدنی انسانی، وضعیتی به مراتب بدتر دارد. تنها به همین نکته اشاره کنم که در هسته‌ی بیرونی –و نه درونی- متوسط دما به 3600 درجه‌ی سانتی‌گراد و فشار به 45 میلیون پوند بر اینچ مربع می‌رسد. می‌دانید این فشار یعنی چه؟ یعنی 3062068 اتمسفر، یعنی حدود سه‌میلیون برابر فشار در سطح دریا یا حدود 2327 کیلومتر جیوه!
    خوب، علمِ ابطال‌پذیر بشری چنین می‌گوید. اگر کسی اصرار داشته باشد که در چنین شرایطی تمدنی با انسان‌های 3.6 متری وجود دارد، می‌تواند چنین کند. اما من ترجیح می‌دهم که در تیم علم باشم، تیم قوی‌تری است!

  24. دوستان من هم داستانی رو از پدر بزرگم شنیدم که بی ربط با این موضوع نیست . البته پدربزرگم این قضیه رو از یه نفر همسن پدر خودش شنیده این رو هم باید عرض کنم که پدربزگم در روستایی زندگی میکرده که اون زمان با هیچ منبع اطلاعاتی از انواعی که ما امروز میشناسیم در ارتباط نبوده و این از نظر من ثابت میکنه که این شخص از افسانه ها و داستانهای بین المللی این واقعه رو استخراج نکرده. داستان به این ترتیب هست که یک روز این مرد برای پیدا کردن گنج راهی کوه میشه. (اون زمان به دلیل عدم حفاری های سازماندهی شده پیدا کردن گنج های زیر زمینی بسیار مرسوم بوده و نقشه های مربوط به این نوع گنجها رو میشد با روشهای مختلف پیدا کرد که و انواع مختلفی داره که گفتنش ارتباطی به این موضوع نداره …) وقتی به محل ذکر شده در نقشه میرسه بنا به توضیحات نقشه به دنباله دهانه ی یه غار یا بهتر بگم یه حفره داخل کوه میگرده که بعد از مدتی جستجو کردن پیداش میکنه ولی میبینه دهانه ی حفره با چند تا سنگ بزرگ مسدود شده که با زحمت میتونه سنگها رو جا به جا کنه و دهانه حفره رو ببینه وقتی وارد حفره میشه بعد از طی مسافت کمی با موجود عظیم الجثه ای شبیه یه انسان غول پیکر روبرو میشه که یه چوب بزرگ توی دستاش بوده و با سرعت دنباله این بنده خدا میکنه اونم از ترسش پا میذاره به فرار و با تمام توانش فقط میدوه و از محل دور میشه. بعد از چند روز قضیه رو با چند نفر دیگه در میون میذاره و قرار بر این میشه که با ابزار دفاعی مثل چوب و چماغ و چاقو و این جور چیزا دوباره سراغ اون حفره برن بعد از طی مسیر و رسیدن به محل مورد نظر با کمال تعجب متوجه میشن که حفره کاملا ناپدید شده و هیچ آثاری از حفاری هم وجود نداشته طوری که انگار اصلا یه همچین حفره یا غاری هیچ وقت اونجا نبوده. البته من نمیخوام مطالب ذکر شده در مورد زندگی داخل زمین رو رد یا تائید کنم فقط به نظرم میرسه اگر زندگی داخل زمین جریان داشته باشه کسی نمیتونه باهاش ارتباط بر قرار کنه و یه همچین اجازه ای بهش داده نمیشه. و اطلاعات با این دقت کمی به نظرم عجیب میرسه با توجه به چیزی که خودم در موردش شنیدم.

  25. پس این طور که توضیح داده شده در هر دو سطح پوسته ی زمین زندگی وجود دارد، سطح رویی ما و سطح زیرین این موجودات(با توجه به این که آسمان آن ها و خورشیدشان سمت مرکز زمین است). پس چرا به این هسته سقوط نمی کنند؟ چون میدانیم حتی اگر مرکز، خلا کامل بود باز هم مکز ثقل این پوسته ی دوار نقطه ای فرضی در مرکز کره بود. لطفا توضیح دهید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: