بایگانی روزانه: ژوئن 15, 2013

آگاهی گروهی(Collective Consciousness)

آگاهی گروهی(Collective Consciousness)

 

جدای از اینکه چیزی بنام آگاهی انفرادی در هر فردی وجود دارد, همچنین یک آگاهی گروهی وجود دارد. یعنی نوعی میدان انرژیایی نامرئی که سیاره را محاصره میکند, جائیکه تمام دانش جمع شده سیاره در آنجا در دسترس میتواند باشد.

حیوانات از انسان دارای ارتباط قویتری با آگاهی گروهی هستند, و این توضیح دهنده این است که چطور آنها بطور غریزی میتوانند چیزهایی را انجام دهند که بطور هوشیارانه هرگز قبلا یاد نگرفته بوده اند. در خیلی از موارد, آنها همچنین دارای فقدان ظرفیت مغزی اند تا دقیقا بتوانند بفهمند که چه کاری دارند انجام میدهند. مثل کلنی مورچه ها که میتوانند یک قلعه زیرزمینی خارق العاده کامل با سیستم تهویه بسازند, زیراکه آنها میتوانند تمام تجربیاتی که تمام مورچه هایی که قبلا زندگی کرده اند را دریافت کنند, در نتیجه آنها دقیقا میدانند چه چیزی می بایست انجام دهند یا انجام ندهند تا یک قلعه زیرزمینی زیبا بسازند.     

 

همچنین مورد معروف «تاثیر صدها میمون» ناشی از همین قضیه آگاهی گروهی است. چند دهه قبل, دانشمندانی که در حال مطالعه بوزینه های دم کوتاه در جزایر ژاپن بودند کشف کردند که خیلی از میمونها از میوه هایی که در کنار ساحل شسته میشد صرفنظر میکردند. بعد از اینکه در شن ساحل پوشیده میشدند. با این وجود, یک میمون مونث بود که فهمید که باید با آنها چکار کند. میمون مونث مذکور سیب ها را برمیداشت و کنار یک چشمه میرفت و آنها را میشست و میخورد. طولی نکشید که سایرین خصوصا بوزینه های جوان این رفتارش را تقلید کردند و از سیب ها به آن روش لذت بردند. این گروه به آرامی بیشتر گسترش یافت تا اینکه یک switch در آگاهی آن اجتماع از میمونها رخ داد, و روز بروز پیشرفت کرد تا اینکه تمام میمونهای آن اجتماع شروع به شستن میوه ها کردند. و نه تنها این قضیه در جزیره خودشان رخ داد, بلکه همچنین در تمام جزایر اطراف نیز رخنه کرد, ولواینکه این کلنی های میمونها با یکدیگر در ارتباط نبودند.

Two members of a Japanese macaque family enjoy an apple

ما انسانها با آگاهی های انفرادی مان همچنین با این آگاهی گروهی سیاره ای در ارتباط هستیم. و نه تنها دانش شما بخشی از این «میدان آگاهی سیاره ای» است, بلکه همچنین تمام افکار و قصدهای مان نیز در آن جای دارند. «میدان آگاهی سیاره ای» تعیین کننده این است که ما کی هستیم, بعنوان یک گونه, و جهان مان چطور بنظر میرسد. وقتی فردی یک ایده تازه دارد, درنتیجه از آن لحظه به بعد آن ایده اش بخشی از آگاهی گروهی خواهد شد, و اینطوری برای دیگران راحتتر خواهد شد که همان ایده را داشته باشند. جامعه ما درحقیقت بازتاب مستقیمی از میدان آگاهی گروهی مان است.

 

استثناء

 

چیز عجیب در مورد ما این است که ما بتوسط حاکمینی اداره میشویم که نمیخواهند موارد معینی از آنچه در آگاهی گروهی مان شناخته شده است بواقع بخشی از جامعه زیستی مان شوند. برای مثال در زمینه انرژی رایگان(free energy), کشفیات پیشگامانه ای بتوسط مخترعین بزرگی چون Nikola Tesla در آغاز قرن پیشین انجام شد که میتوانست تمام جهان را برای همیشه با قدرت رایگان تامین کند. این دانش مثل همیشه مستقیما در آگاهی گروهی مان ثبت شده بود. اما موسساتی که پول های هنگفتی از صنعت نفت در می آورند اینرا نمیخواستند و هنوز هم نمیخواهند, و بدین دلیل free energy در جامعه زیستی ما پیدا نیست, اما نه اینکه وجود خارجی ندارد. نه تنها Nikola Tesla خودش تحت تعقیب و در نهایت به قتل رسید, همان شرایط برای سایر مخترعین با اختراعات مشابه با آن نیز رخ داده است. یکی یکی آنها یا مورد رشوه دادن, یا تهدید قرار گرفته و یا بتوسط سرویسهای اطلاعاتی مخفی بقتل رسیده اند.

 

برای مثال, موتور مغناطیسی, یکی از ساده ترین اصول free energy است, که برای قرنها در آگاهی گروهی مان مستقر بوده است. این آن دلیلی است که موتور مذکور بارها و بارها  حتی بتوسط  دانش آموزانی که آنرا بعنوان پروژه فیزیک شان برای نمره A گرفتن از معلمینشان انجام میدهند ساخته شده است. اما از آنجائیکه illuminati بطور نظام مند مرتبا تمام تلاشها برای بزرگ سازی این اختراع را سرکوب میکنند, اکثر مردم هنوز فکر میکنند که free energy یک توهم است. و همین روش برای سایر موضوعات نیز صدق میکند.

 

DNA

 

DNA تاثیر مستقیمی روی آگاهی گروهی دارد, و همانطور که ذکر شد, آگاهی گروهی ما سازنده واقعیت زیستی و جامعه مان میباشد. DNA هر شخصی به افکار و احساسات همان شخص پاسخ گو است, در نتیجه شما میتوانید از DNAتان برای تاثیرگذاری بر جهان زیستی تان استفاده کنید. وقتی یک فرد واحدی اینکار را سعی میکند, تاثیرش هنوز به آن مقدار عظیمی که باید باشد نیست, اما خیلی بیشتر از آنچیزی است که شما فکر میکنید و انتظارش را دارید. تجربیات انجام شده در گذشته اینرا نشان داده است. اما وقتی یک گروه بزرگ روی یک تاثیر معین در یک زمان متمرکز میشوند, نتیجه حاصله خیلی بیشتر قابل ملاحظه است, و حتی رفتار مردمان یک شهر یا سربازان در یک ارتش میتواند تحت تاثیر قرار بگیرد.

 

collective-consciousness

 

 اگر تمام جهان روی یک پی آمد معین در یک زمان متمرکز شوند, برای مثال روی صلح و یا free energy, درنتیجه آن پی آمد خودش را فورا بازنمود خواهد کرد. جهان رسما از یک لحظه تا لحظه بعد تغییر خواهد کرد, طوریکه illuminati هم قادر به انجام دادن هیچ کاری درباره اش نخواهد بود. تاثیر DNA بر روی واقعیت زیستی تا بدان اندازه قدرتمند است. اما از آنجائیکه بخش بزرگی از بشریت ساکن سیاره زمین هیچ ایده ای درباره این موضوع ندارند و در یک حالت همیشگی ترس از سوی آن باصطلاح elite از طریق media قرار دارند, این واقعیت مطرح شده مذکور متاسفانه هنوز یک حقیقت بشمار نیامده است. اما با پروسه بیداری بشریت, این امر با این وجود بسرعت دارد تغییر میکند و elite دیگر مثل گذشته آنطوریکه راحت جهان را دستکاری میکردند نمیتوانند راحت اینکار را ادامه دهند. آنها خیلی پیش تر از این مجبور شده بودند تا برنامه New World Order(نظم نوین جهانی) شان را متوقف کنند. تنها چیزیکه اکنون نیاز است تا رخ دهد یک شکاف است, تا که بشریت یکبار دیگر و برای همیشه آزاد شود و آماده سازی آگاهی برای عروج(Ascension) بتواند شروع شود.

 

قانون جذب یا جاذبه

 

اصل یک واقعیتی است که خودش را به آگاهی هایمان تنظیم میکند, چیزیکه «قانون جذب» نامیده شده. تعریف این قانون ساده است: «هر چیزیکه وجود دارد, دارای یک فرکانس(ارتعاش) معینی است. فرکانسها بطور آهن ربایی کار میکنند. درنتیجه هرآنچه خلق میکنید, بیش از همان نوع را جذب میکند.»

در واقعیت, این موضوع خودش را اینطور بازنمود میکند که هرآنچه شما درش انرژی صرف میکنید, مثل افکار و احساسات, پیوسته شرایطی را در زندگی تان خلق میکند و مردمانی را که با آنها متناسب هستند وارد زندگی تان میکند. درنتیجه شما بطور وسیعی سرنوشت خودتان را تعیین میکنید. اگر شما آگاهانه افکار و احساساتتان را تغییر دهید, سپس این بتنهایی همچنین باقی زندگی تان را تغییر خواهد داد. برای تمدنهای فرازمینی پیشرفته, این قانون کیهانی پیش از این برایشان حل شده و خیلی آسونه. روی سیاره زمین با این وجود, افراد زیادی با این موضوع آشنا و آگاه نیستند تا از آن برای سودمندی شان استفاده کنند. این یک قانون ساده ای نیست زیراکه یک قانون کوانتومی است که در یک روش اسرارآمیزی برایمان کار میکند. که از طریق بالاترین هوش خود حیات نیز عبور میکند, درنتیجه یک قانون ساده طبیعت نیست مثلا مثل قانون جاذبه Newton که در آن دو شیئ فورا یکدیگر را جذب کنند. بعضی اوقات یک پی آمد مطلوب بعدا بازنمود خواهد کرد, و در برخی موارد دیگر هم ممکن است هرگز انجام نشود. چونکه حیات بتنهایی فقط از این قانون جاذبه تشکیل نشده است مانند آنچه که کتابهایی مثل «راز(the secret)» ادعا میکنند, بلکه درواقع ترکیبی از نیروها و قوانین بیشمار است که با یکدیگر یک اصل کلی را تشکیل میدهند. Karma یا قرارداد روحی تان برای مثال, میتواند جزء فاکتورهایی باشد که یک پی آمد مطلوب را مانع شده و یا بتاخیر بیاندازد. مثلا میتوانید متصور شوید که میخواهید میلیونر شوید, اما وقتیکه در قرارداد روحی تان انتخاب کننده این بوده اید که «کمبود» را تجربه کنید, مثلا کمبود پول و یا کمبود عشق, درنتیجه این پی آمد پول دارشدنتان هرگز به واقعیت نخواهد آمد. انرژی تلاشهایی که انجام میدهید شما را در راه معینی مورد سودمندی قرار خواهد داد زیراکه انرژی هرگز از دست نمیرود, اما فرشته نگهبانتان همیشه مطمئن خواهد شد که قرارداد روحتان در حال اجرا باشد. درنتیجه فرشته نگهبانتان مثلا آن پول هنگفتی را که حقیقتا از طریق قانون جاذبه بهتان میتوانسته برسه را از رسیدن به شما باز میدارد. این ممکن است ناکامیهای زیادی را در طول زندگیتان سبب شود, چراکه در تلویزیون شما شاهد تمام افراد شادی هستید که درباره اینکه چقدر پول از طریق قانون جذب بدست آورده اند حرف میزنند, در حالیکه شما موفق نمیشوید. اما وقتیکه به پشت صحنه زندگی پس از مرگ بروید محتملا متشکر تمام بینش های حکیمانه ای خواهید شد که این تجربیات «کمبود» برایتان آورده است.

 

مشکلات کاربردی

 

دلیل دیگری که چرا متصور شدن بهمان اندازه ای که مردم امید میدارند کار نمیکند این است که آرزویتان بطور تغییرناپذیری بازنمود میکند فقط وقتیکه, همچنین از نظر ناخودآگاهتان, هیچ شکی در رابطه با آن پی آمدی که میخواهید رخ دهد نداشته باشید. بیشتر مردم ممکن است که مدیریت تجسم را انجام دهند اما در ناخودآگاهشان بخوبی آگاهند که این موضوع درحقیقت هنوز یک واقعیت نیست, لذا آن مدیریت تجسم در پتانسیل کامل خودش عمل نخواهد کرد. بهترین راه که ناخودآگاهتان را نیز به این باور برسانید که پی آمد مطلوب مورد نظر پیش از این یک حقیقت است این است که زندگیتان را در چنان مسیری وضع کنید که دائما دارید به خودتان خاطر نشان میکنید که حقیقت آنگونه است.

 

جادو

 

برای افراد با آگاهی بالاتر, مانند در تمدنهای پیشرفته فرازمینی, کارکردن با آگاهی گروهی و قانون جذب پیش از این بصورت مالکیت مشترک است. آنها فرای فاز شک و تردید و ترس رشد یافته اند, همچنین در سطح ناخودآگاهشان, که از طریق آن میتوانند بطور کامل با این قانون کار کنند. بدین خاطر, برخی اوقات برای ما اینطور بنظر میرسد که آنها دارند جادو میکنند. در کتابی بنام «بیرون روی یک اندام» خانم Shirley MacLaine درباره مکالمه اش با تاجر مردی بنام Charles Silva مینویسد کسیکه در طول سفرش در کشور پرو ملاقاتی با زنی عجیب بنام Rama داشته بود. Rama برای او آشکار کرد که روحش از سیستم منظومه ای خوشه پروین (Pleiades) آمده, که همچنین همانجائی است که فرازمینیهای آن با کشاورز سوئیسی Billy Meier ارتباط برقرار کردند. بدیهی است که Silva فورا این Rama را باور نداشت وقتیکه MacLaine به او گفت که Rama از جهانی آمده که همه افرادش کاملا تله پاتیک هستند و میتوانند از هیچی شکل و قالب درست کنند. تاجائیکه Silva به ملاقات Rama رفته و آن زن عجیب از مرد تاجر میخواهد تا درباره خرس عروسکی مورد علاقه دوران کودکی اش فکر کند. Silva بهش فکر میکند و بعد پوف! Rama خرس عروسکی درون فکر Silva را در دستان خودش داشت.

 

Replicator

 

این تکنیک اتصال یافتن به آگاهی گروهی و خلق ماده از آن با اراده فرد, بتوسط تمدنهای پیشرفته فرازمینی در داخل ابزاری که «replicator» نامیده شده ایجاد شده است. ابزاری که همچنین در فیلم Star Trek نیز دیده شده و پایه و اساس حقیقی دارد, مثل خیلی از مفاهیم دیگر مندرج در سریالهای تلویزیونی و فیلم های سینمائی, که طرح ریزی شده اند برای آشنا ساختن ما با زمانی که دارد می آید. یک replicator روی افکار فردی که دارد از آن ابزار استفاده میکند متمرکز شده و بدین روش میتواند از هیچی چیزی تولید کند. درنتیجه وقتی مثلا به نان فکر میکنید, نان تولید خواهد شد و غیره. و مطابق برخی channelingها(ارتباط افراد انتخاب شده با فرازمینیها), این تکنیک روی سیاره زمین در پروسه بسوی عروج معرفی خواهد شد, همینکه فدراسیون کهکشانی(Galactic Federationn) در موقعیت مناسب و تعداد کافی از مردمان بیدار شده و آماده ارتباط فرازمینی, خودشان را به ما معرفی کنند.

 

منبع:http://thegreaterpicture.com/collective-consciousness.html

با تشکر فراوان از هادی  عزیز برای ترجمه و ارسال مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: