بایگانی روزانه: ژوئن 3, 2013

تمدنهای روزگاران پیش از نوح،«فصل پنجم» (هنر فراموش شده تولید طلا)

 

 

pish_az_noh_rojeld

«فصل پنجم»
(هنر فراموش شده تولید طلا)


کیمیا، همان علم شیمی مدرن است که توسط ایرانی ها و اعراب

رواج یافته است.


اما اصل مطلب در کیمیا گری تبدیل فلزات به طلا بوده است.

قرن ها شیمیدانان فکر میکردند، عناصر شیمیایی پایدار هستند و

قابل تبدیل به یکدیگر نمیباشند.


به همین دلیل بود که کیمیاگران را خیالباف، شارلاتان و یا احمق تصور

میکردند.


اما در سال ۱۹۱۹ میلادی «راترفرد» فیزیکدان بزرگ انگلیسی به

حمایت کیمیاگران برخاست و از طریق بمباران هلیوم موفق شد

نیتروژن را به اکسیژن و هیدروژ تبدیل نماید.


آن روز تاریخ اثبات نظریه تبدیل عناصر کیمیاگران محسوب میشود.

علم کیمیاگری تبدیل کنترل شده عنصری به عنصری دیگری است.


نتیجه تحقیقات پنهان و آشکار دانشمندان مشرق زمین و مغرب زمین

به تدریج راهگشای علم شیمی مدرن گردید دست نوشته های

فراوانی از قرون وسطی به دست ما رسیده که در آنها از لوازم و

ابزارآلات کیمیاگری که عبارت از قرع و انبیق، لوله های مارپیچ

شیشه ای، دستگاه تقطیر، کوره و چیزهای مشابه دیگر سخن رفته

است.


مسلماً تهیه این لوازم برای ایجاد یک آزمایشگاه کیمیاگری مستلزم

مخارج قابل ملاحظه بوده است.


بنابر این ساده لوحانه است تصور کنیم که کیمیاگران از سرمایه و پول

خود گذشته اند و ماهها بلکه سالها در کنار کوره ها، تنها دود خورده اند

بدوی اینکه امیدی به گرفتن نتیجه مثبت از زحمات و هزینه های

کمرشکن خود داشته باشند.


با این حال تعدای از دست اندرکان، بعداز مدتها تلاش و عدم کامیابی

دست از کیمیاگری کشیده اند، ولی آن تعداد که تا آخر عمر به کار

تحقیق پرداخته و راه را ادامه داده اند، به طور باور نکردنی بی شمار

هستند.


از سوی دیگر آن تعداد که به کار پرهزینه کیمیاگری دادمه داده اند،

اگر چیزی نصیبشان نشده چگونه توانسته اند دوام بیاورند؟

در طول قرون متمادی، کیمیاگران مدعی بوده اندکه قادرند جیوه، قلع

یا سرب را به طلا تبدیل نمایند.


کسانی که میگویند هر چیزی را که پیشینیان توانسته اند انجامبدهند،

ما قادریم آنرا بهتر از آنها انجام بدهیم، طبیعی است که به قدرت

کیمیاگران کهن در نیل، به اقدامات پرهزینه آنان شک میکنند، چنین

استدلال کنند که آیا کیمیاگری نوعی شارلاتان بازی نیست؟


در حقیقت تاریخ نام تعداد اندکی را که سعی داشتند از ساده لوحی

مردمان هم عصر خود سوء استفاده نمایند، در خود ثبت کرده است.


از سوی دیگر اسناد تاریخی معتبر حاکی از آن است که بعضی از

پادشاهان وجود کیمیاگران را برای اقتصاد کشور خود تهدیدی جدی

میپنداشتند.

در تاریخ میخوانیم که«داریوکلشی ین»، امپراتور رم در سال ۳۰۰

میلادی فرمانی را در مصر صادر نمود که کلیه کتابهای ساخته شده

از طلا و نقره را بسوزانند. این موضوع میرسناند که صنعت تبدیل

فلزات به یکدیگر در رم وجود داشته که فرمانی این چنین صادر

میشود.


زیرا اگر چنین حرفه ای وجود داشته، صدور چنین فرمانی غیر

ضروری به نظر میرسد.


همین امپراتور فرمان دیگری را امضاء نمود که طبق آن کلیه محل

های سری عبادت مسیحیان و همین طور کتابهای آنها را آتش زدند و

همه مسیحیان را از پست های اداری امپراتوری رم برکنار کردند.


معنی این اقدام و برخورد شدید دولت رم با کیمیا گران یعنی وجود

طلای مصنوعی مانند وجود مسیحیان برای امپراتوری مضر بوده

است.

امپراتور رم مصممانه خواهان جمع آوری و انهدام کلیه کتابهای

مربوط به این فن سری بود، تا جلو حرکت کیمیاگران را بگیرد.

«دایوکلشی ین» تشخیص داده بود که طلا یعنی قدرت.


پس کیمیاگری که میتوانست آن را به صورت ارزان و به طور انبوه

تولید نماید خطر جدی برای حکومت او محسوب میشد.


چنین شخصی میتوانست با طلا مناطقی را و حتی خود مقامات را

بخرد.


برای مثال میتوانیم به موضوع «دایویوس مارکوس» فرمانده گارد

امپراتوری رم اشاره نماییم، وی با میلیون ها پولی که داشت توانست

کلیه سرزمین های امپراتوری رم را به مبلغی معادل ۳۵ میلیون دلار

امروزی بخرد، ولی طولی نکشید که به فرمان «سپتیموس» سر از

تن او جدا کردند.

این ماجرا هنوز در اذهان مردم رم باقی بود که امپراتور «دایوکلشی ین»

فرمان ممنوعیت کار کیمیاگری را صادر نمود.


طبق نوشته «زوسیموس» کیمیاگر مصر باستان (قرن سوم میلادی)

در معبد «پتاه» شهر «ممفیس» کوره کیمیاگری وجود داشته که

خدای آن معبد حامی کیمیاگران بوده است.

نام شیمی یا «کیمیا» از کلمه «خمت» یا «کمت» مصر اقتباس شده

است.

بدین ترتیب حتی امروزه نیز کلماتی، شیمی، کیمیاگری یا شیمیایی

مفهوم خاصی از علم کیمیاگری سنتی کهن دارند.

در قرن هشتم میلادی جابر ابن حیان علم کیمیاگری را از منابع مصری

استخراج و طبقه بندی نمود و به حق او را پدر این علم نام گذارده اند.

جابر نه تنها خودش مشغول کیمیاگری بود، بلکه کلیه لوازم و

تجهیزات مورد نیاز را برای تبدیل فلزات به طلا قید کرده و همچنین

ویژگی های ذهنی و اخلاقی شخص کیمیاگر را نیز متذکر شده است.


او چنین نوشته: «صنعتگر این حرفه باید بسیار ماهر باشد و به کلیه

رموز علم فلسفه و طبیعات آگاهی کامل داشته باشد.»


او همچنین تعیین مدت زمان و نیروی لازم و برای کار تا دستیابی به

علم تبدیل فلزات به طلا را برای شاگردان خود توضیح میدهد.


از جمله این که باید صبور و بردبار و کم حرف باشند و گزافه گویی و

افراط کاری و اصراف کاری نباشند تا حداقل اگر به راز این هنر دست

پیدا نکردند، دچار بدبختی و فقر و نومیدی نشوند.


لازم به گفتن نیست که آن استاد زبر دست عرب، پیشنهادات زیادی را

به شاگردان متذکر شده است.


زیرا ممکن بود سالها تلاش آنان در آزمایشگاهها سودی به بار نیاورد.


اما ضمن این سفارشات به شاگردان خود اطمینان نیز داده که:

ممکن است مس به طلا تبدیل گردد و تنها با مهارت خود به آسانی

میتوانیم نفره درست کنیم».

https://ufolove.files.wordpress.com/2013/06/6de0a-alchemy.jpg

نمیتوان این کلمات استاد جابر را به سادگی نادیده گرفت، زیرا نام او

حتی در شیمی مدرن هم برده میشود.

یکی از خصوصیات کیمیاگری صرف مدت زمان طولانی برای این کار

است.

علم کیمیاگری را از سال ۱۳۳ قبل از میلاد در چین میشناخته اند.


داستان «چیا» و «چن» کیمیاگر هنوز در ذهن مردم چین باقی مانده

است.

بنابر آن داستان هروقت که «چیا» احتیاج به پول داشته، دوست او

«چن» یک سنگ سیاه را به تکه ای کاشی یا آجر میمالیده و آنها را

تبدیل به نقره میکرده است.


این یک راه آسان پول به دست آوردن است!


در بیوگرافی «چنگ – تائو – لینگ » که در آکادمی سلطنتی پکن

تحصیل میکرده، آمده است که اکسیر را در ۹ پاتیل تصفیه میکنند.

بنا به روایتی مؤلف این بیوگرافی شخص امپراتور زرد(قرن ۲۶ قبل از

میلاد) بوده است!


ماده اولیه به کار رفته در کیمیاگری چین عبارت بود از شنگرف یا

سولفید جیوه که هم در تبدیل فلزات به طلا به کار میرفت و هم برای

تهیه عصاره طلا یعنی اکسیر جوانی، در کتابی که در قرن اول

میلادی نوشته شده، تأکید شده است که: «ممکن است شما بتوانید

شنگرف را به طلای ناب تبدیل نمایید!».


کیمیاگران چین، هندستان، مصر و اروپای غربی معتقد بودند که

جیوه و سولفور برای تبدیل فلزات به طلا دارای خواص غیر عادی

میباشند.

به هر حال راه این علم از پکن به اسکندریه و از بنارس هندوستان به

پاریس در دوران قرون وسطی، بسیار طولانی بوده است.


در سال  ۱۷۵ قبل از میلاد، قانونی در چین اعمال میشده که طبق آن

جلو کار کیمیاگران را در امر طلاسازی میگرفته اند.


این مطلب دو موضوع را ثابت میکند، نخست اینکه کیمیاگری قرن ها

قبل از آن که برای حکومت امپراتور رم مسئله ساز شود، رایج بوده و

دوم مقدار طلای تولیدی کیمیاگران به میزانی رسیده بود که مایه

نگرانی دولت گردید.

در هندوستان نیز کیمیاگری رواج داشته است.


«هندو» کیمیاگر مشهور هندوستان نیز معتقد بود که میتوان جیوه و

سولفور را به طلا تبدیل نمود و آنها را از مواد اولیه این فن میدانست.


اما هندیها بر خلاف کیمیاگران چینی و اروپایی، جیوه را قطب مثبت و

سولفور را قطب منفی به کار میبردند و سعی میکردند تا اکسیر

اعظم را بیابند، و راز طلاسازی را کشف نمایند.


علاوه بر خطری که از جانب حاکمان وقت جان کیمیاگری را تهدید

میکرده، رشک و حسادت و بدخوهی و احتمالاً چپاول از سوی دیگران

نیز باعث میشد که کیمیاگران به گونه ای مخفی و در خفا به کار

پرداخته و مطالب خود را به صورت رمز بنویسند، تا توسط دیگران

کشف نگردد.


این موضوع به  ویژه در  کشورهای اروپایی بیشتر رایج بود.

زیرا مأمورین تفتیش عقاید به شدت در تکاپو بودند تا هر کسی را که

مظنون به استفاده از علوم جادویی متعلق به مشرق زمین باشد،

کافر اعلام کنند، و با اتهام محارب با خدا به اعدام محکوم نمایند.

این موضوع که آیا کیمیاگران در کیمیاگران در گذشته توانسته اند

واقعاً طلا درست کنند موضوع بحث انگیزی است.


اما طبق اسناد صدور فرامین پادشاهان برای پیگیری کیمیاگران تبدیل

فلز به طلا امکان پذیر بوده است.


در سرتاسر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم کیمیاگری آنچنان

رایج بود واتیکان را نیز جلب کرده بود.


به طوری که کیمیاگری طبق حکم رسمی پاب «جان بیست و دوم»،

در سال ۱۳۷۱ میلادی به کلی ممنوع گردید و کسانی را که مظنون به

کیمیاگری بودند محکوم به تبعید گردیدند، و یا ملزم به پرداخت جرایم

سنگین شدند.


تمام این ممنوعیت ها علیه کیمیاگری مبهم و گمراه کننده هستند.


اعلامیه«سیگار کشیدن ممنوع» را به این دلیل در اماکنی نصب

میکنند که میدانند تعدادی  مردم حاضر در آن جا سیگاری هستند و

قوطی سیگار را در جیب خود دارند.


بنابر این اگر تولید غیر قانونی طلا در جریان نبوده علت وجود اعلامیه

های «ساختن طلا ممنوع!» چه مفهومی دارد؟


آیا صرف هزینه گزاف نوشتن اعلامیه ها روی کاغذهای پوست آهو

بی مورد بود؟

(ادامه دارد…)

با تشکر از کوروش ۲  کاربر سایت خردمند که این مطالب را در این سایت قرار داده بودند.

 

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: