پایان دوران ظلمت: سنت مَلکی و نوستراداموس، آخرین پاپ ، فرارسیدن قیامت


پایان دوران ظلمت: سنت مَلکی و نوستراداموس، آخرین پاپ ، فرارسیدن قیامت

خبر داغ داغ!

دوشنبه، یازدهم فوریه 2013، اصابت صاعقه به کلیسای سنت پیتر بازیلیکا، تنها ساعاتی پس از آنکه پاپ بندیکت شانزدهم در خبری شگفت آور که گوشه و کنار جهان را در شوک فرو برد اعلام داشت در 28 فوریه از رهبری   یک میلیارد و صد میلیون  کاتولیک های جهان کناره خواهد گرفت.

زمان مشخص شده برای کناره گیری (استعفا) در نظر برخی کاتولیک ها عجیب می نماید، خصوصاً به این خاطر که پاپ به دقت در انتخاب تاریخ ها از منظر ارزش نمادین آنها مشهور است. قطعاً نشانه ای در کار است.

کاتولیک ها و همچنین نظریه پردازان توطئه، با تأکید بر زمانبندی بی نقص برخورد صاعقه، با تمام نیرو در حال رمزشکنی از این امر هستند.

END OF DIVINE DARKNESS

( در این عکس که بوسیله ی فیلیپو مونته فورته گرفته شده، گنبد کلیسای سنت پیتر در هوای طوفانی مورد اصابت مستقیم صاعقه قرار گرفته است. برخورد صاعقه به گنبد همچون برافروختن شمعی در کلیسا نشان داده شده است.)

واتیکان در واکنش به مستندی برساخته از پرونده های سرّی درباره ی فساد و رشد گناه در واتیکان، به رسانه ها تاخت. به نظر می آید که عدم رعایت فرامین ششم و هفتم (اشاره به ده فرمان موسی) در میان گروهی از کشیش های طالب قدرت شایع شده است، و نیز یکی از عوامل دخیل در استعفای پاپ می باشد.

مطلع شده ایم که رسوایی های بیشتری در راه است.

آیا پاپ بعدی، پایانی بر این (دوران) ظلمت الهی خواهد بود؟

 

قاضی خوفناک وارد می شود!!

کناره گیری ناگهانی پاپ، میلیونها نفر را به پیشگویی قرن دوازدهم «سنت مَلکی» که به پیشگویی «آخرین پاپ» معروف شده، سوق داده است.

مَلکی در پیشگویی اش به سال 1139 میلادی، میگوید که تا پیش از رسیدن« روز داوری» 112 پاپ دیگر انتخاب خواهند شد. بندیکت صد و یازدهمین پاپ است. آخرین پاپ، که «پیتر رومی» خطاب شده، می تواند بازگشت «سنت پیتر» به عنوان اولین و آخرین حاکم کلیسا باشد. (بر اساس الهیات رومی، غنوسیه بر این عقیده اند که جیمز(یعقوب) برادر عیسی، اولین رهبر کلیسا بوده است.)

چیزی به آمدن صبح (پایان کار) نمانده است در حالی که واتیکان همچنان دست به کار شکار انسان است.

روشن بینی اسقف مَلکی شامل پایان گرفتن دوران کلیسا نیز هست:

« در زمان آزار رسانیِ نهایی کلیسای رومی، پیتر رومی به حکومت خواهد رسید، که جماعتش را از میان بسیاری آزمایش های سخت پیش خواهد برد، که پس از آن شهر هفت تپه نابود شده، و قاضی خوفناک مردم را به قضاوت خواهد نشست. پایان.»

مسیحیان بر این باورند که این قاضی، همان عیسی است که بر اعمال تمام زمینیان قضاوت خواهد کرد، و در «بزرگترین و مهیب ترین روز خدا» (مَلکی 4:5)، یعنی روز داوری، بر مبنای اینکه با موهبت حیات بشری چه کرده ایم، عاقبت مان را به ما اعطا خواهد کرد.

هر چشمی او را خواهد دید. (مکاشفات 1:7)

« زیرا که پسر انسان قصد دارد که در سایه ی شکوه پدرش به همراه فرشتگانش قرار گیرد، و آنگاه هر شخصی بر اساس آنچه بدان عمل کرده است پاداش خواهد دید.» (متی 16:27)

مسیحیان برای هر اندیشه، هر عمل و هر رفتاری که در مدت زمان حیات داشته اند مورد حسابرسی قرار خواهند گرفت.

اگر احیاناً همه چیز را از خاطر برده اید نگران نباشید. همه چیز ثبت و ضبط شده است. (به قول دانشمندان، هر چه باشد، در واقعیتی شبیه سازی شده زندگی می کنیم.)

نشانه ها

آیا عیسی، قاضی روز داوری، در راه است؟

آیا باید این پیشگویی را جدی بگیریم؟

«پیشگویی آخرین پاپ» که برخی مدرسیون آن را مقدس میدانند، در نظر افراد دیگری که آن را بعنوان موردی جعلی مربوط به قرن شانزدهم، رد می کنند، دارای شبهات زیادی است.

اما با توجه به آنچه که در ایران می گذرد، یعنی جایی که مسلمانان شیعه از جمله محمود احمدی نژاد در تلاش برای تعجیل در ظهور منجی اسلام (مهدی) – که عیسی همراهی اش می کند- هستند، باید احتمال اینکه سلسله رویدادهای جهانی همچون دستگاههای بازی Slot Machine در لاس وگاس پشت سر هم اتفاق بیفتند، محل پرسش و بررسی قرار بگیرد.

پیش از آنی که فکرش را بکنیم 888 نشانه (عدد عیسی) را می توانیم نظاره کنیم.

گفته شده است که در روز داوری نشانه هایی در آسمانها خواهد بود و نیز «نشانه ی پسر انسان» ظاهر خواهد شد، یعنی «پسر انسان بر مرکب ابرهای آسمان خواهد آمد، با قدرت و شکوه بسیار.» (متی 24:36)

من هنر مسیحی یی که مسیح را سوار بر ابرهای آسمان و بر فراز پسر انسان ترسیم می کند در کتابم راز صهیون و ابزار روز داوری بررسی کرده ام. این هنر، عیسی را در حالی نمایش می دهد که وی سوار بر مرکاواه (ارّابه تخت؛ تخت گردون) از راه می رسد. تصور می شد که تخت مرکاواه وسیله ی نقلیه ای هوایی است که خداوند سوار بر آن آسمانها را در می نوردد. (مزامیر 18:10). همچنین تصور میشد که پیامبران خدا بر این ارّابه ها می رانند. (همان، 6).

حزقیال در روشن بینی مهیب اش از کالسکه ی خداوند به صورت وسیله ی نقلیه ای پرنده با «چرخهایی در میان چرخهای دیگر» یاد می کند، و تخت ارّابه را زنده، یعنی موجودی ارگانیک یا وجودی زنده توصیف می کند. (حزقیال 10:15) چرخ ها به سرعت می چرخیدند و تلألویی زرد رنگ داشتند.

این تخت/ماشین پرنده ی معمّا گونه، به اشتباه یوفو یا سفینه ی فضایی مجهز تلقی شده است. در حالیکه به وضوح به عنوان نوعی موجود ارگانیک/ زنده توصیف شده است.

بررسی بیشتر در این رابطه  http://www.williamhenry.net/jdd.html

END OF DIVINE DARKNESS

تصویر: عیسی قاضی روز داوری کلیسای سنت الیاس، بخارست، رومانی.

عیسی سوار بر اوفانیم (چرخهای) مرکاواه (تخت ارابه) به پرواز درآمده. مریم و یحیی تعمید دهنده در جناحین او هستند.

« آنگاه که پسر خدا در شکوه خویش می آید، و تمام فرشتگان همراهش اند، در آن زمان بر روی سریر با شکوه خویش خواهد نشست. همه ی ملل در پیشگاه  او جمع خواهند شد. و او مردم را از همدیگر تفکیک خواهد کرد، همانگونه که چوپان گوسفندان را  از بزها جدا می کند. و او گوسفندان را در سمت راست قرار داده، و بزها را در سمت چپ قرار می دهد. سپس پادشاه (عیسی) به آنهایی که سمت راستش هستند میگوید «بیایید، ای کسانیکه مورد لطف پدرم قرار گرفته اید، در قلمروی که از آغاز دنیا برایتان آماده شده است جای بگیرید»… بعد به آنهایی که در سمت چپش قرار دارند میگوید «از من دور شوید، ای نفرین شدگان، به آتش ابدی که برای شیطان و فرشتگانش فراهم شده است فرو روید»… و اینها به مجازات ابدی روانه خواهند شد، در حالیکه درستکاران رهسپار حیات ابدی.» (متی 25:31-34-41-46).

END OF DIVINE DARKNESS

تصویر: مارکلا دیمیترووا «عیسی قاضی روز داوری» 2011.

نماینده ی تمثال سبک بیزانسی

کلیسای قدیمی سنت پانکراس، لندن، بریتانیا

 END OF DIVINE DARKNESS

تخت ارابه یا مرکاواه حزقیال.

حزقیال بیان می کند که تخت مرکاواه ِ یهوه همانطور که در اطراف و اکناف آسمانها بر روی چهار چرخ و در معیّت کروبیان پرواز می کند، دارای معابر ( یا شاید منزلگاهها) گوناگونی است. (حزقیال 10: 16-21; 10:2-19  و دانیال 7:9). این تصویر برخلاف عقیده ی بعضی افراد، یوفو نیست، بلکه یک وسیله ی نقلیه ی ارگانیک و سبک است.

انسانی آتشین مزاج بر روی تخت بود، که با رنگین کمان محصور شده بود. (حزقیال 4, 26-28).

ملزومات ظهور (ادوات مسیحایی)

همانطور که در کتاب ابزار روز داوری به تفصیل بیان شده، دو چیز در رابطه با بازگشت عیسی قطعی است. یکی اینکه، کتاب اعمال (اعمال رسولان) میگوید عیسی همانگونه که رفت باز میگردد (اعمال رسولان 1:11). دیگر آنکه، این اتفاق (ظهور) صورت نمی پذیرد مگر عیسی یا برادرش جیمز (یعقوب) ابزار یا نمادهایی را که از ملزومات ظهورند فراهم آورند. ملزوماتی که به «اتی مازیا» یا همان اورنگ آماده شده برای ظهور مجدد مسیح مشهورند.

در هنر مسیحی که به روز داوری می پردازد، این ادوات در کنار عیسی به تصویر در آمده اند. زیرا که از آنِ او هستند. این ادوات مشتمل است بر: تابوت عهد (که طبق معتقدات اسلام نشان و مُهر مهدی است)، صلیب، شنل نور، ظرف حاوی مانا (مائده ی بهشتی که در سفر موسی به همراه قومش قوت غالب آنان بود؛ ر.ک ارابه ی خدایان، اریک فون دنیکن- مترجم)، کوزه ای محتوی روغن مقدس، و ملزوماتی دیگر.

اتی مازیا نشان (نماد،مُهر، ابزار) پسر انسان می باشد که قابل مشاهده در آسمان است.

همانطور که در کتاب روز داوری نشان دادم، این دستگاه نسخه ی کامل تابوت عهد است، و نیز نسخه ی اصل صلیب مصلوب شدن عیسی. هر دو یک چیز اند. این دستگاه «گمشده» در روز داوری یکپارچه خواهد شد.

چه کارهایی از این دستگاه بر می آید؟

یکی از کارهایش اینست که صهیون زمینی را به صهیون آسمانها می پیوندد.

هنر مسیحی مربوط به روز داوری، به وضوح بیان می کند که اتی مازیا در اصل «جایگاه پهلوگرفتن» تخت مرکاواه است که قاضی عیسی بر فراز آن تجلی خواهد کرد.

عیسی در زمان بازگشت به زمین، مرکاواه خودش را بر روی آن می نشاند. زیرا که اورنگ پادشاهی زمینی اوست.

در نمونه ی زیر، قاضی عیسی بر فراز اتی مازیا، و در حالیکه سوار بر تختی بالدار می راند نشان داده شده است. تختی بالدار که درون حلقه های مرکزی کرمچاله-مانند است. این همان ابری است که پسر انسان سوار بر آن خواهد بود. صورتی در مینا ابرها به ما نشان داده شده است. هیرونیموس بوش، پسر انسان را همچون مجرای نوری که زمین و آسمان را به هم می پیوندد، در رؤیا دید.

عیسی در انجیل یوحنا 1:51 این نکته را به وضوح بیان میکند، و می گوید «حقیقت را به شما می گویم، درهای آسمان را باز خواهید دید، در حالیکه فرشتگان خدا بر فراز پسر انسان بالا و پایین می روند».

 END OF DIVINE DARKNESS

پسر انسان، اثر هیرونیموس بوش

END OF DIVINE DARKNESS

این ادوات مشتمل است بر تابوت عهد (که طبق معتقدات اسلام نشان و مُهر مهدی است)، صلیب، شنل نور، ظرف حاوی مانا، کوزه ای محتوی روغن مقدس، و دیگر ملزومات.

END OF DIVINE DARKNESS

«فرزند انسان در میان ابرهای آسمان ظهور میکند، با قدرت و شکوه بسیار» (متی 24:36).

ابر، معبر یا رسانایی است به نام  پسر انسان که قاضی عیسی از طریق آن سفر میکند.

ذیل ابر/معبر، اتی مازیا قرار دارد که نشان پسر انسان است.

END OF DIVINE DARKNESS

قاضی عیسی، سوار بر حلقه های بالدار معروف به مرکاواه یا ارابه-تخت.

پایین تر از او، اتی مازیا یا اورنگ آماده شده برای ظهور مجدد مسیح قرار دارد، که بوسیله ی فرشتگان محافظت می شود.

این ادوات و ابزاری است که هدفش بازکردن معبر یا راه عبوری بر زمین، به منظور از راه رسیدن قاضی است.

END OF DIVINE DARKNESS

همانطور که در کتاب ابزار روز داوری گفتم، حواریون زنده شده ی مسیح قطعات اتی مازیا را به هم متصل کرده و خودآگاهی-هایشان را به آن می پیوندند. این نقش موزائیک حواریون را در حالی نشان میدهد که خودشان را با خودآگاهِ تخت مسیح تطبیق میدهند. شعله ی بالای سرشان نمایانگر خودآگاهیِ تبلور یافته است.


چه جای دهشتناکی است اینجا!

اساساً قاضی خوفناک، به نام قاضی دهشتناک نیز بدو ارجاع شده است. این نامگذاری منطبق است بر زمینه ی «روز دهشتناک خدواند».

این عبارتی است که یعقوب پس از بیداری از رؤیایی که در آن از نردبان بهشت (معروف به پسر انسان) بالا رفته بود، استفاده کرده است. او گفت: «چه جای دهشتناکی است اینجا». «این چیزی نیست مگر دروازه ای به سوی خدا، و این دروازه ای است به سوی آسمان» (سفر پیدایش 28: 10 تا 19). فوق العاده / دهشتناک = دروازه ای به سوی خدا.

پس از بخش مربوط به برج بابل، یهوه خدای عهد عتیق، زبان انسان ها را دگرگون (مبهم) ساخت. لغت بابل در اصل به معنای «دروازه» بوده است. کاتبین یهود آن را به «ابهام» و «بی معنایی» تغییر دادند. لغت دهشتناک به جای فوق العاده، تعبیر شد به ناجور، خطرناک، و هولناک. از آن زمان، بشریت از بالا رفتن از نردبان آسمان یا بازگشایی دروازه ی ستاره ایِ درون خودمان که راهنمای ما به سوی خداست، هراس داشته است.

عیسی در روایت اولیه ی داستان جام مقدس، ملقب به «پادشاه ترس» شده است (فرانسه، 717 ب.م)؛ که اشاره دارد به نور یا وجود (فوق العاده قدرتمند و مقدس) ترسناکش، و به خودآگاهی کیهانی یی که کلامش ناقوس وار برخواهد انگیخت. «باشد که پسر انسان به جستجو بر آید و گمشده را بیابد» (لوقا 19:15).

آشکار شدن این معرفت (دانش) طلسم تاریکی ِ جهل را خوهد شکست، قلب ما را با آتش مقدس شعله ور ساخته و از اساس متحول مان خواهد کرد. بر ترس غلبه می کنیم، بر وحشت فائق می آییم، و همصدا با نور/ارتعاش مسیح همچون چراغهایی از نور، و به مثابه فرشتگان مسیح بر روی زمین خواهیم زیست. بالا رفتن از نردبان آسمان (بهشت) بالاترین پاداش زمینی ما در قبال این خدمتگزاری است.

کسی که شایسته باشد اجازه ی گذر از دروازه ی بهشت را به دست می آورد.

و نیز برای کسی که این فرصت گرانبهای متولد شدن در کالبد انسانی را هدر داده است بلیط یکطرفه ای است به جهنم.

اگر پیشگویی «آخرین پاپ» را جدی بگیریم، میگوید زمان آن رسیده که برای آمدن این قاضی فوق العاده قدرتمند و پادشاه ترس آماده شویم.

زمان آن است که چراغ دلمان را بیفروزیم زیرا فرض بر آن است که افروخته گردد.

ستاره ی عظیم و ستاره ی دنباله دار آیزون

جان فون آکن از مؤسسه ی تحقیقات و روشنگری، پیشگویی آخرین پاپ سنت مَلکی را به این شعر نوستراداموس مرتبط می داند:

ستاره ی عظیم به مدت هفت روز شعله ور خواهد بود

ابری طلوع دو خورشید را زمینه ساز خواهد شد

سگ عظیم الجثه تمام شب زوزه سر خواهد داد

زمانی که پاپ بزرگ مسندش را تغییر می دهد

سده ی دوم: شعر چهل و یکم

برخی معتقدند که این پیشگویی سخن از رویداد اختری غیرمعمولی سخن میگوید. آیا به ستاره ی بزرگ (ستاره ی سگ/سیریوس) اشاره دارد که قرار است هفت روز شعله ور باشد؟

یا می تواند ستاره ی دنباله دار باشد و یا ستاره ای که در حال تبدیل به ابرنواختر است؟ طبق اشعار نوستراداموس پاسخ ستاره ی دنباله دار است.

ستاره ی دنباله دار آیزون (که مغز انسان می تواند آن را صهیون بخواند؛ ISON/SION)وارد می شود.

آیزون / صهیون که ملقب است به ستاره ی دنباله دار قرن، قطعه ای از صخره ای فضایی پوشیده در میان ابری از غبار و گاز است که در حال حاضر با سرعت زیاد درست پشت مدار مشتری فضا را در می نوردد.

آیزون در اواخر سال 2013 یعنی در زمانی که در نزدیکترین حالت ممکن نسبت به خورشید قرار می گیرد این قابلیت را دارد که نمایشی خیره کننده را در معرض دید قرار دهد. به طور بالقوه ممکن است شارژ الکتریکی بین خورشید و ستاره ی دنباله دار برقرار شود، که البته خورشید هم اکنون نیز نسبت به حضور ستاره ی دنباله دار واکنش نشان میدهد.

 END OF DIVINE DARKNESS

این ستاره ی دنباله دار در مقایسه با ستاره ی دنباله دار هالی، از نظر محققین نمایش خیره کننده ای را ارائه می کند که حتی امکان دارد نمایش ستاره ی دنباله دار هالی در 1997 را پشت سر بگذارد.

آیزون، در 28 نوامبر 2013 از میان اتمسفر خورشید می گذرد در حالیکه تنها کمی بیش از یک میلیون کیلومتر با سطح خارجی آن فاصله دارد. ممکن است جان به در نبرد، اما اگر به سلامت گذشت، با دنباله ای خیره کننده پدیدار خواهد شد.

دانشمندان مدعی اند که درخشش آن، ماه را تحت الشعاع قرار می دهد. چند هفته پیش از کریسمس 2013، آیزون حتی در روز روشن هم با چشم غیرمسلح قابل مشاهده خواهد بود، و همچون پدیده ی آسمانی عظیمی به نظر خواهد آمد. دنباله ی چهل هزار مایلی اش چنان شعله ور می نماید که گویی موهایش آتش گرفته اند. (این ستاره ی دنباله دار به صورت قطعات مجزا نیز می تواند دیده شود، که ممکن است آن را شبیه «رشته ای از مروارید» بنمایاند).

آنچه بیش از هر چیزی فریبنده است گمانه زنی های دانشمندانی است که معتقدند آیزون می تواند حتی در روز روشن در نزدیکی خورشید نیز مرئی باشد، هر چند برای مدتی کوتاه.

آیا سپس همچون «خورشید دوم» پدیدار نخواهد شد؟

آیا آیزون همان ابری است که نوستراداموس می گفت دو خورشید را پدید می آورد؟

مسلما قابلیت این را دارد که اینگونه تعبیر شود. همچنین قابلیت متصاعد کردن گاز را دارد (قابلیتی که ستاره های دنباله دار دارند). ستاره ی دنباله دار «النین» را به خاطر دارید؟ پیشگویی 1999 پادشاه ترس نوستراداموس را به خاطر دارید؟

بله، پادشاه ترس را به یاد داشته باشید.

همانطور که آیزون را در ذهن داریم، بیایید ببینیم کتاب مقدس درباره ی ظهور مجدد عیسی چه گفته است. اول اینکه، گفته شده که او قاضی خواهد بود.

دیدن بخش های بعدی که ظهور عیسی برای اجرای داوری را همچون پدیدار شدن ستاره ی دنباله دار توصیف می کند خالی از لطف نیست:

END OF DIVINE DARKNESS

مدار یکسان آیزون با ستاره ی دنباله دار عظیم سال 1680، بیانگر آن است که آیزون نیمه ی دیگر آن شیء کیهانی است.

تصویر: نقش برجسته ی آلمانی از وقوع ستاره ی دنباله دار 1680 که در 1707 منتشر شده است.

END OF DIVINE DARKNESS

نقش برجسته ی آلمانی از ستاره ی دنباله دار 1680

END OF DIVINE DARKNESS

ستاره ی دنباله دار 1680

END OF DIVINE DARKNESS

پاریس، 1683.

نقش برجسته ی مسین، ستاره های دنباله دار را در اشکال شمشیر مانند در اندازه ی 14×21 سانتیمتر مربع نشان میدهد؛ نوشته ی پشت اثر به زبان فرانسوی از ماله: «توصیفی از کیهان».

«…آنگاه که سرورمان عیسی از آسمان با فرشتگان قدرتمندش در آتشی شعله ور پدیدار می گردد» (تسالونیان 1:7).

«آنگاه دیدم که درهای آسمان گشوده شد، آنجا را بنگر، اسبی سفید! آن که بر پشتش نشسته صادق و درستکار خوانده می شود و در راستای عدالتخواهی قضاوت می کند و به جنگ می پردازد. چشمانش همچون شعله ی آتش است، و بر روی سرش تاجهای بسیار دارد، و گفته اند نام او را که هیچکس جز خودش نمی داند. شنلی غرقه به خون بر تن دارد و نامی که بدان خطاب می شود کلمه خدا است. و لشکریان بهشت، آراسته در صفوفی منظم، پاک و بی آلایش، سوار بر اسبهایی سفید دنباله روی اویند. از دهانش شمشیری تیز و برنده بیرون می آید که با آن همه ی ملل را از پای در می آورد، و با عصایی آهنین بر آنان حکمرانی خواهد کرد. شیره ی جان ها را با آتش غضب خداوند قهار خواهد کشید. بر روی شنل و بر روی رانش نامی نوشته شده است، پادشاه پادشاهان و سرور سروران.» (مکاشفات 16-19:11)

عیسی در آتشی شعله ور و با شمشیری در دهانش که برای از پا در آوردن ملل به کار می رود پدیدار خواهد شد.

بسیاری از توصیفات ستاره های دنباله دار در آسمان، آنها را همچون شمشیرهایی که از آسمان میگذرند به تصویر کشیده اند! حتی اشعیا 24 شمشیر خداوند را دارد که در آسمان دیده می شود و برای قضاوت گناهان سکنه ی زمین نازل می شود… در 1843 جوزف اسمیت ظهور مجدد عیسی را به پدیدار شدن ستاره ای دنباله دار یا یک سیاره مرتبط دانست.

بر طبق پیشگوییهای اسلامی ستاره ای با دنباله ی درخشان پیش از ظهور مهدی از شرق ظاهر خواهد شد.

آیا این همان آیزون است؟

ستاره ی بزرگ انسان ستاره ای است

من معتقدم که شعر نوستراداموس یک پیشگویی است و می تواند جور دیگری نیز تفسیر شود.

ستاره ی بزرگ انسان ستاره ای (مذکر یا مؤنث) است که در اناجیل غنوسی تجلی و شعله ور شدنش به مدت هفت روز ذکر شده است.

شعر نوستراداموس به ما می گوید که این موجود پدیدار خواهد شد و هفت روز با چنان درخششی خواهد سوخت که همگان درخشش نور حقیقت را ببینند.

به نظر من، نوستراداموس پدیدار شدن موجودی فرا طبیعی ،یعنی یک انسان تجسم یافته (شبح)، را در شهر رم توصیف می کند. انسان تجسم یافته، انسانی نورانی است.

این مورد با تاریخ استعفای پاپ مطابق است.

بندیکت به خاطر وقف خودش به مریم باکره مشهور است. 11 فوریه روز جشن بانوی ما مریم مقدس است، که یادآور اولین تجسم (ظهور) مریم باکره ی مقدس بر سنت برنادت سوبیروس، در 11 فوریه 1858 است.

با توجه به شاهدان ظهورات مریم، این رویدادها (ظهورات) گاهی چند دقیقه و گاهی چندین ساعت به طول انجامیده اند. بانوی زیتون یا بانوی نور، ظهور مریم در میان جمعیت بسیاری بود که از دوم اپریل 1968 به مدت دو تا سه سال در منطقه ی زیتون در شهر قاهره ی مصر اتفاق می افتاد.

معجزات و شفا یافتن های بسیاری در زمان این ظهورات گزارش شده اند. البته شکاکین مدعی اند که نور دیده شده صرفاً توهّم معتقدانی است که در خوردن شراب کمی زیاده روی کرده اند.

همانطور که در کتاب راز صهیون نوشتم، توصیفات این ظهورات مریم مرا به این نظر سوق داد که مریم به طرزی فرا طبیعی همچون یک شبح یا موجودی با پیکر رنگین کمانی تجلی کرده است. هنر کاتولیکی بدن نورانی او را همچون ستاره به تصویر کشیده است.

او به مانند فرشتگان سرافیم در آتش عشق به خالق شعله ور است.

در واقع، اعتقاد من بر این است که انسان ستاره ای عضوی از جامعه ی موجودات مشتعل یا سرافیم (سراف ها) است. سرافیم که به مارهای بالدار یا شعله ور ِ خِرد و حکمت نیز معروفند بر عرش خدایی منزل دارند. آنها آنقدر درخشان می سوزند که آن کس که نا آماده درصدد برقراری ارتباط با یکی از آنها برآید، در خطر خاکستر شدن قرار میگیرد. آنان که پاکترین قلبها را دارند با این ارتباط مبدّل به سرافیم شده  به دیگر فرشتگان ملحق می شوند، و تنها انسان است که برای صهیون آسمانی کامل می نُماید (عبریان 12:23).

END OF DIVINE DARKNESS

«ستارۀ بزرگ برای هفت روز خواهد سوخت»

آیا این اشاره دارد به موجود زنده ای ستاره مانند، که احتمالا مؤنث است؟

 END OF DIVINE DARKNESS

END OF DIVINE DARKNESS

 

در قرن دوازدهم، سنت فرانسیس آسیزی (1226-1181) به مشاهده ی تجسم عیسی مسیح شهرت یافت. عیسی همچون یک سِراف در مقابل فرانسیس تجلی یافت، در حالیکه زخمهای میخ صلیبش با اشعه های نورانی بر بدنش شعله می کشید. برای اطلاعات بیشتر در این زمینه به بلاگ RISING COAST TO COAST AM، مطلب 20 دسامبر 2010، مراجعه کنید.

END OF DIVINE DARKNESS

این دیوارنگاره ها متعلق اند به کلیسای REDEMPTORIS MATER (مادر رستگاری بخش)، که درست پشت درهای ساختمان محل اقامت پاپ قرار دارد. این نمازخانه برای استفاده ی اختصاصی پاپ منظور شده است. سبک آن نمایشگر تصویرسازی الهام گرفته شده از سبک بیزانسی است، که پدیدار شدن تخت و عیسی را از میان معبری سرخ همچون آتش یا دروازه ی ستاره ای به تصویر می کشد. پیام نقش موزائیکی که مسیح را درست بالای تخت نشان می دهد کاملا واضح است.

END OF DIVINE DARKNESS

 

تخت، همان دروازه ی ستاره ای است.

END OF DIVINE DARKNESS

END OF DIVINE DARKNESS

23 فوریه 2013: در این عکس که بوسیله ی روزنامه ی واتیکان (L’Osservatore Romano) منتشر شده است، پاپ بندیکت شانزدهم (سمت راست تصویر)، پیام خود مشتمل بر خلوت گزینی روحانی به مدت یک هفته را در کلیسای مادر رستگاری بخش در واتیکان ایراد می کند.

END OF DIVINE DARKNESS

تجلی مسیح. او در میان ستاره ای با شش شعاع نور که پیکرش را در حصار خود گرفته اند، تجلی میکند. شش شعاع نور با شش بال سرافیم مطابقت دارد.

ابری که دو خورشید را پدیدار می کند

تجلی انسان ستاره ای بیانگر ابر و دو خورشیدی است که پدیدار می شوند.

این ابر، ابری درخشنده است که توسط عیسی در خلال «بزرگترین معجزه اش» یعنی تغییر شکل یافتن، نمایان می شود. در خلال این رویداد، عیسی به انسان ستاره ای تغییر شکل یافته و مجددا به حال اول باز میگردد.

هنر مسیحی عیسای تغییر شکل یافته را با پیکری ستاره مانند به تصویر می کشد. معبر دایره ای شکل پشت سرش اشاره دارد به «ابر»ی که در کتاب مقدس آمده است. این همان وسیله ی صعودش به آسمان و نیز وسیله ی بازگشت اوست.

دو خورشید، موسی و الیاس هستند، یعنی دو پسر صهیون، که در زمان تغییر شکل یافتن عیسی در جوارش پدیدار میگردند.

این دو، شاهدان مکاشفات (رویدادهای آخرالزمان) اند.

«آیا اینها را نمی شناسید؟… این دو، تدهین شدگانند، که در کنار سرور کل زمین ایستاده اند.» (زکریا 14-4:13). دو شاهدی که سوخت چراغهای دیگران را فراهم می آورند. (احتمالا اشاره دارد به روشن کردن چراغ دلها که پیشتر گفته شد-مترجم).

اینها عاملان آشکارسازی نهایی اند.

ظهورشان سبب زوزه کشیدن سگ عظیم الجثه در تمام طول شب خواهد شد. این همان سگ سیاه است، سگ شکاری جهنم، که تمام شب زوزه سر خواهد داد، زیرا با ظهور قاضی عیسی، راز غلبه بر مرگ و دستیابی به حیات جاودان بر همگان آشکار خواهد شد.

سپس کاهن بزرگ (پاپ اعظم) سرزمینش را تغییر خواهد داد.

بلی، جشنی گسترده به پا خواهد شد.

دوران ظلمت الهی سر خواهد آمد.

منبع: http://www.williamhenry.net/blog_divine.html

با تشکر فراوان از عشاهیر  عزیز برای ترجمه و ارسال مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

Posted on آوریل 26, 2013, in حزقیال نبی, دنياي اسرار آميز. Bookmark the permalink. 35 دیدگاه.

  1. دوست خوب ما ، آقای رامتین عزیز
    با درود

    بخشهایی از این متن مخلوطی است از متون و پیش گوییهای بسیار کهن که بواسطه شکسته شدن رکوردهای آکاشیک ، بوقوع نخواهند پیوست و نیز متون جدیدی مبنی بر حدثها ، گمانها و نتیجه گیریهای نادرست و خالی از واقعیت و تنها بمنظور ایجاد هراس و تولید انرژی منفی ، تهیه و منتشر شده .
    آیا موافقید که برخی از نکات غیر واقع آنرا در دیدگاهی جامع عرضه داریم؟
    مردم حق دارند که واقعیتها را بدانند … ولی احتمال بروز اختلافات فاحشی هم بین خوانندگان وجود خواهد داشت.

    با سپاس

    • بهی عزیز فعلا بهتره که دوستان نظرات خودشان را در مورد مطلب بگذارند تا بعد از چند روز شما دیدگاه خود را بگذارید.ولی به نظر من این متن ایجاد هراس نمیکنه چون همه نوشته ها از منابع دیگر گرفته شده. غیر از قسمتهایی که نوشته و نتیجه گیری ویلیام هنری هست.

      • دوست خوب ما
        با درودی دوباره

        ولی توجه داشته باشید که ارایه اطلاعاتی که دیگران را به هراس انداخته یا با واقعیتها همخوانی نداشته باشند ، نه تنها نوعی همکاری مستقیم با رسانه های تحت کنترل دولتی است ، بلکه به کارمای دست اندرکاران وب سایت افزوده ، ارتعاشات آنها را کاهش داده ، زمان نیل به هوشیاری و بیداری الهی آنان را طولانی تر می کند.

        با سپاس

      • بهی عزیز بنده تابع نظر جمع هستم. در همه مطالب همینطور بوده. منظور ما از انتشار مطلب فقط انتشار اطلاعات و اخبار مختلف از نویسندگان و محققان شناخته شده است. که ویلیام هنری هم یکی از این اشخاص است .این نوشته ها هم در کتب های دینی مختلف امده است. بهتره نظرات در چارچون خود مطلب باشه فعلا تا مثل مطالب قبلی به مباحث مختلف کشیده نشود. با تشکر .

      • با درود
        این واپسین پیام من در این باب است ، ولی تنها توجه همگان و نیز شما را به این مطلب جلب می کنم که عدد عیسی مسیح 888 نیست. آن عدد در واقع 999 است که عدد عیسی مسیح ، عدد پیروزی و نشانه الوهیت بوده و وارونه آن 666 عدد شیطان ، شکست و نشانه ظلم و تاریکی است. این موارد به سهولت در اینترنت قابل پی گیری هستند.

        با سپاس

      • بسیار ممنون. من اطلاع نداشتم. در یک مطلب جداگانه با کمک شما به این مبحث میپردازیم اگر مایل بودید تا بقیه دوستان هم مطلع بشوند.

      • با سلام به دوستان
        همونطور که بهی گرامی گفت عدد مسیح 999 هستش که برعکسش میشه عدد شیطان. ولی ایشون به یک نکته توجه نکردند و اونم اینه که اون یک نماده، در حالیکه عدد 888 عددی است که از جمع ارزش عددی حروف اسم عیسی به دست میاد. یه چیزی مث ابجد خودمون. البته خود من هم موقع ترجمه شک کردم ولی با کمی سرچ توی اینترنت که شما هم اشاره کردید به ای ن تفاوت پی بردم. با تشکر از اینکه دوستان انقدر جدی به موضوعات می پردازند

      • در واقع در مکاشفات یوحنا عدد 666 برای شیطان آمده، و 999 برای عیسی بصورت نمادین مطرح شده. یعنی ضد ضد مسیح. نه اینکه چون عیسی 999 بوده شیطان برعکسش شده. نه. بلکه چون شیطان 666 بوده عیسی بصورت سمبلیک شده 999. مطالب بسیاری در این مورد در همین اینترنت که فرمودید هست.

      • دوست خوب ما ، عشاهیر عزیز
        با درود و سپاس از توجه شما به پیامهای ما. علم اعداد در زبانهای قریب به اتفاق جهان به روشها و شیوه های مختلف وجود دارد (از جمله در فارسی که پس از حمله اعراب ، منسوخ و حروف ابجد جایگزین آن گردید). نام اصلی مسیح ، همانگونه که شما فرموده اید عیسی است ، که نام باستانی و راستین او Esa Jesus Christ است (به مفهوم عیسی ناجی مقدس که بعدها آنرا بشیوه ای دیگر معرفی و تعبیر کردند) که جمع ارزش عددی هریک از کلمات فوق عدد 9 می شود که از کنار یکدیگر گذاشتن سه کلمه به عدد 999 می رسیم. که البته جمع سه عدد 9 می شود 27 که دوباره به 9 می رسیم.
        شاید یادآوری این مطلب نیز بد نباشد که بیاد بیاوریم که در زبان عبری نوعی علم اعداد وجود دارد که عدد 666 را بخشی از نام مسیح آورده ، انرا عددی روحانی و قابل تقدس می داند ، که باز هم در اینترنت می توان آنرا یافت.

        با سپاس

    • با سلام به همه خصوصا» دوستاني كه براي آگاهي دادن به ما براي سايت زحمت ميكشند
      ذكر اين نكته لازمه استناد به اين نقاشي ها خيلي نميتونه كارگشا باشه درسته كه اين تصاوير قديمي هستند اينها مربوط به 400-500 سال پيش هستند كه يك نقاش حالا گاهي خيلي معروف اونها رو با توجه به برداشت خودش يا به سفارش كليسا ودرباريان از داستانهاي تورات و انجيل بتصوير كشيده اند بطور مثال توصيفي كه از ستاره هاي دنباله دار در اسمان را به شكل شمشير نقاشي شده و حتي با توضيح دركتاب مقدس كه گفته عيسي در اتشي شعله ور و شمشيري در دهانش پديدار خواهد گشت رو شما نميتونيد به هيچ چيزي شبيه كنيد اينكه در 400 سال پيش هم نقاش برداشت خودش رو تصوير كرده دليل نيست كه عيسي شمشير بدست (بدهان) ظاهر گردد وديگر اينكه حتي امكان دارد اشخاصي كه در سالهاي خيلي قبل كه اين كتب را براي اولين بار ترجمه كردند به دستور زبان فعلي دچار اشتباه شده باشند حتي اگر فكر كنيم براي لحظه اي كوتاه هم امكان ندارد شخصي بتواند شمشيري را بدهان بگيرد نكته ديگري كه خيلي در متون و مطالب باستاني بچشم ميخورد اصرار محكم مترجم (نه مترجم اين متن مترجم هاي اوليه ) در معناي كلمات بكاربرده شده است كه منطقي هم ندارد صرفا» بدليل اينكه نان و پنير و انگور را با هم ميخوردند هزار و يك دليل مياورند كه اگر در اينجا صراحتا» نگفته انگور راز اميز صحبت كرده ..يا انگور گران قيمت بوده يا چه ميدانم زني باردار انجا بوده هوس ميكرده عزيزان اگر نوستر اداموس ميخواست بگويد صهيون خوب ميگفت چرا گفته ايزون ( آيزون = صهيون) مقايسه كنيد اين دوكلمه جز در دو حرف آخر چه شباهتي با هم دارند من متخصص نيستم اما قطعا» در معني همم هيچ نسبتي با هم ندارند اين نكته در اكثر پيشگوئي هاي اداموس بچشم ميخورد هيستر شده هيتلر ايتريس شده اتريش نه اين بابا لكنت زبون داشته نه كلمات از 500 سال پيش تا بحال تغيير معني داده اند ميخواست بگه هيتلر خوب ميگفت هيتلر هيستر جز اول و اخرش چه شباهتي با هم دارند

      • دوست خوب ما ، جوان عزیز
        نوستراداموس یک یهودی بود که در کتب و پیشگوییهای خود ، از زبان باستانی تورات و با لهجه آن زبان و زمان می گفته و می نوشته. بسیاری از پیشگوییهای وی نیز بوقوع پیوسته ، حتی انقلاب ایران و اثرات آن بر جهان را هم پیشگویی کرده. ولی همانگونه که باستحضار رساندیم و دوست خوب ما ، آقای حمید ۳۸ عزیز نیز یادآور شدند ، آینده از این پس قابل پیش بینی نیست ، چه همه چیز بر مبنای انرژی زمان حال پیش می رود. با تغییر انرژی ، آینده مربوط به آن نیز تغییر می کند. البته باید توجه داشت که در زمان آقای نوستراداموس و تا کوتاه مدتی پیش ، این پیشگوییها ، اگر دقیق انجام می شدند ، درست هم از آب در می آمدند و دلیل آنهم غلظت و ضخامت و تغییر ناپذیری انرژی سنگین بعد سوم بود.
        عیسی مسیح نیز که بنا بود با شمشیری در دهان ظاهر شود ، تشبیهی است با این مفهوم که گفتاری بران و سخنی نافذ خواهد داشت. ولی شاید دانستن این مهم بد نباشد که (هیچ کس) ظهور نخواهد کرد. حتی ظهور عیسی مسیح هم ساخته و پرداخته کلیسای باستان که اکنون واتیکان نامیده می شود است. ره رهایی مردم جهان همانا هوشیاری و بیداری همگانی است. در جایی ، در یکی از کتب تشیع خواندم که روزی خواهد رسید که همه مردم جهان مجتهد خواهند شد.
        این همان راه هوشیاری و بیداری است که جهان در حال پیمودن آنست. این اجتهاد نیز یک امر الهی است و به هیچ دین و دسته ای ربط نخواهد داشت.

        با سپاس

  2. رکوردهای آکاشیک چیه؟؟

  3. ممنونم اگه لینک بدین .چیزی پیدا نکردم

  4. مطلب بسیار جالبی بود. از عشاهیر عزیز هم برای ترجمه مطلب سپاسگذاریم.

  5. سلام به همه.بهی عزیز:در باره استفاده از اصطلاحاتی که برای عموم مقداری یا کاملا قابل درک نیست استفاده نکنید.اما شما سارای عزیز:پیشینه های اکاشیک به زبان ساده و قابل درک برای شما.میشه موضوع رو اینطور دید طبق برخی از اموزشهای اسراری که امروزه بیشتر ازقبل اموزشهایش در دسترس هستند خلقت به 2قسمت تقسیم شده اولین قسمت مادیست که شامل 5طبقه واولین طبقه مادیه بعد اثیری بعد علی(علت)بعد ذهن و فوق ذهن…..تعریف طبقات تا همینجا کفایت میکند.از اونجاییکه مسله به موضوع تناسخ مربوطه وتناسخ یعنی رفت و برگشتهای مکرر روحها تا زمانیکه یاد بگیرن که چه هستند و برای چه به این زندگی امده اند.رفت و امدهای روحها و روند زندگیهایش به صورت کارتهایی ویا تصاویری متحرک ذخیره میشوند که به کارما معروف است و دلیل دیروز امروز و اینده ما را تشکیل میدهد.این اسناد در طبقه ای خاص بنام علیست این اسم نیست بلکه منظور علت است.علت و معلول که وجود دارند و همه ما بر طبق انها به وجود میاییم.گاهی برخی رفتارها باعث میشود که اینده تغیر کند چون اینده وجود ندارد و روح همیشه در لحظه حاضر زندگی میکند.برای روح گذشته و اینده درحال حاضر تجلی داره.اما در دنیای مادی روح محدود به زمان و مکان است.برای همین دلیل قانع کننده ای نداره که اینده به سمت بهتر شدن یا بدتر شندن تغیر نکنه.اما موضوع زمان در طبقات گوناگون تفاوت داره یعنی اینکه به طور مثال 1ساعت زمینی با یکساعت در طبقه اثیری یا علی یا ذهنی تفاوت قابل توجهی داره.دقیقا مثل یکساعت زمین با سیاره های منظومه شمسی متفاوته.اینکه در اینده چه رخ خواهد داد فقط فرد با افرادی خاص که توان رفتن به این طبقه در قالب روح و دارن میتونن بگن که اینده چه خواهد بود.اما باز هم قابل تغیر است.اما بر طبق قوانین مادی حوادث و رویدادها مثل دانه تسبیح به هم ارتباط دارند وهمیشه از جایی شروع و در مکانی دیگر خاتمه می اید.گاهی برخی افراد در طبقه اثیری یا در زیر طبقه های ان تجربیاتی دارند که به اینده نسبت میدهند و به دلیل نا اگاهی عموم مردم به ان شاخ و برگهایی فانتزی و مذهبی اظافه کرده و به خورد ذهنهای نا اگاه و بسته میدهند و نتیجه اش میشود انواع انتظار برای انواع ظهورها.

    • دوست خوب ما ، حمید ۳۸ گرامی
      سپاس از هشدار شما در لزوم عدم استفاده از اصطلاحات نامفهوم برای همگان. شاید خوب باشد اگر بدانید که فارسی زبان مادری من نیست و آنرا در دانشگاه آموخته ام. بنابراین احتمال بروز چنین اشتباهاتی در گفتارها و نوشتارهای ما هست. موجب نهایت امتنان خواهد شد اگر شما و همه دیگر دوستان خواننده ، اشتباهاتمان را با بیان و یادآوری مشخص موارد متذکر شوند.
      گذشته از آن ، نوشتار شما درباره تناسخ ، کارما و زمان جالب است. اگرچه در جزییات تفاوتهایی با دانسته ها و مستندات ما دارند ، ولی در کلیات تا حد زیادی با شما موافقیم. بسی شاد و مسروریم از اینکه می بینیم بسیارند مردم با فکر و ذهن باز و فراگیر در آن مرز و بوم.

      با سپاس

  6. سلام خدمت دوستان گرامی

    و ضمن تشکر فراوان از آقای عشاهیر عزیز برای ارائه این مطالب. بنده میخواستم نکته ای را ذکر کنم و آنهم اینکه, خدایان فرازمینی در تاریخ سیاره زمین مسبب بوجود آمدن ادیان و فرقه های زیاد و همینطور contacteeهای باستانی(چه از والدین زمینی یا فقط مادر زمینی یا پدر زمینی) بوده اند, ادیان مثل یهودیت و مسیحیت و….. و contacteeهای باستانی مثل ابراهیم و موسی و عیسی و……. اما درباره ادیان ابراهیمی, خصوصا یهودیت و مسیحیت, افراد تاریخی سرشناس درون تاریخچه زمانی آنها هم از نظر سال تولد و وفات و طول عمرشان و همینطور حوادث سرشناس درون تاریخچه آنها نظیر زمان بوجود آمدن یک حکومت و یا خلع آن و…….. همگی بر اساس زبان ریاضیات کیهانی دقیق و در ارتباط بسیار خیره انگیز با دو عدد پی و فی بوده اند, و کسی چه میداند, شاید هنوز هم هستند, حتی درباره نامگذاری 4 گونه مولکول که پایه های نیتروژن DNA نامیده شده اند که مخففشان A,T,C,G اند((که توسط 4 فرد مختلف در 4 زمان مختلف کشف و نامگذاری شدند که هیچ کدامشان هنوز درباره DNA و ساختارش که تا سال 1953 آشکار نشده بود چیزی نمیدانستند. و مجموع ارزش عددی مخفف 4 پایه نیتروژن در numerology عبری برابر عدد 424 است که عدد 424 مجموع ارزش عددی حروف Mashiach Ben David(مسیح, پسر داوود) میباشد.)) یعنی بطور خلاصه, یک numerology بسیار خیره انگیز در ارتباط با اعداد پی و فی و کاملا بوضوح نمایشگر یک فرد یا تیم بسیار هوشمند فرازمینی پشت آنها.

    اگر که وقت بگذارید و 2 تا PDF (بزبان انگلیسی ولی بیشتر آن پر از اعداد و ارقام است) رایگان برای دانلود را تهیه کرده و بخوانید, آنگاه پی به شگفتیها و مسائل خیره کننده درونشان خواهید برد, که تنها گوشه ای از آنها را که بصورت فارسی است در مطلب لینکی که بارها در کامنت ها نهادم یعنی بین صفحات 24 تا 29 مطالب لینک زیر خواهید یافت: http://www.mediafire.com/?ta1xtseagk22pcb

    در زیر نیز لینکهای آن 2 تا PDF بزبان انگلیسی پر از numerology است میباشند که حتما همانطور که عرض کردم وقت بگذارید و آنها را هر چند مدت که زمان میبرد مطالعه کنید, چرا که غیر از آن تنها گوشه اعجاب انگیز بفارسی آورده شده در لینک بالا, متوجه در نهایت چیز بسیار شگفت انگیز مهمی که نیز باز بر اساس آمار و محاسبات بر پایه و ارتباط با دو عدد کیهانی پی و فی است خواهید شد, یعنی ظهور مسیح یا آگاهی مسیحایی در سال محاسباتی عبری 5778 HC که برابر با سال 2018 CE میلادی است خواهید شد(خودتان بروید مطالعه کنید) و اینکه بسیار جالب است که بین تاریخ مایایی 2012 میلادی تا 2018 میلادی فاصله 6 ساله ای هست و اینکه بصورت استعاره ای میدانیم که گفته شده که خدا آسمان و زمین را در 6 روز و شب آفرید و بعد در روز هفتم استراحت کرد(بصورت استعاره ای). لینک 2 تا PDF در زیر است:

    kabbalahsecrets.com/wp-content/uploads/2010/03/DivineCalendar7.pdf
    kabbalahsecrets.com/wp-content/uploads/2010/03/PiBook6.pdf

    با تشکر فراوان از توجه شما و سایر دوستان گرامی

  7. هادی جان 2012 نشد 2018حالا ؟!

  8. سارای عزیز جوابی که در مورد رکوردهای اکاشیک نوشتم به دردت خورد؟؟

  9. وجود پيامبران ابراهيمي همگي در هاله اي ازابهام و وهم وتخيل فرو رفتن.آخه يكي به من جواب بده در مصر باستان كه دستشويي رفتن فلان مقام دولتي با آب وتاب ودر پناه ايزيس و اوزريس و… دكر و ثبت وضبط شده چطور ميشه از وجود موسي با تمام معجزات محيرالعقولش و سلسله حوادث بس شگفت انگيز مربوط به اون يا يوسف و غيره هيچ نشان و خبري نيست. هدف هم فقط مصر نيست در بابل در ايران كه نزديكترين همسايه تمام اديان الهي هست هم چيزي نيست.واقعا جمع اين پارادوكس ها با هم نا ممكن بنظر ميرسه

    • دوست خوب ما ، Azra ی عزیز
      با درود
      این پرسش شما بسیار ژرف و نشانه بارز هوشیاری و بیداری شماست. اصولا چنین پرسشهایی ما را بسی شاد و مسرور می کند. لطفا بدانید ، آنچه که در کتب تاریخ (اعم از تاریخ جهان ، تاریخ ملل ، تاریخ ادیان ، تاریخ طبیعی و …) آمده ، همگی جعلی است و بهیچ یک باوری نباید داشت. همه حقایق در شرف فاش شدن هستند و بزودی زود شاهد تغییرات فاحشی در دانسته ها و آگاهیهای مردم خواهیم بود. بسیار خواهند بود مردمی که تاب تحمل شنیدن و دیدن حقایق را نخواهند داشت … ولی فکر باز و جستجوگر همیشه در پی واقعیتهاست.
      ((هیچ چیز آنگونه که بنظر می رسد ، نیست)).

      با سپاس

    • چند وقت پیش با یک تئوری در سایتی مواجه شدم مربوط به اینکه موسی خیالی درواقع همان آخناتون فرعون مرتد مصر است. براحتی میشه با سرچ عبارت Akhenaten + Moses اطلاعات رو بدست آورد.
      قطعا رسیدن به تاریخ راستین انسان در گرو مطالعه ذقیق تمدن های آتلانتیس، سومر، بابل، مصر، پارس، یونان، چین، مایا، آزتک و… هست و نه توهماتی که ذر قالب کتابهایی چون Bible به خورد توده ها داده شده.

  10. چند شب قبل ستاره اي دنباله داري را در آسمان شهر روئيت كردم و در وحله نخست فكر كردم نمونه اي از هارپ هاي آزمايش شده است ولي اكنون مي فهمم كه اين دنباله دار و جهت آن از غرب به سمت شرق نشان مي دهد كه پايان همكفرمائي ظلم در واقع دير تر خواهد بود ….

  11. ممنون حمید بله جالب بود

  12. با توجه به این نشانه ها انگار اینده خوبی پیش زو نیست منظورم اینکه انگار باید اول پوست مردم با جنگ و خونریزی کنده بشه بعدا دوران طلایی ظاهر بشه

  13. سلام خدمت همگی دوستان گرامی,

    در مورد ادیان ابراهیمی, این آخرین پست بنده در این رابطه است و بس.(بنده دیندار نیستم, اصلی و عبدا, این پنبه را از گوشمان بیرون کنیم, ضمن اینکه ادیان از هر نوع و قماشی فقط و فقط ابزاری بوده اند برای اخلاق دادن به مردمان باستانی سقوط کرده ای که ماه و خورشید میپرستیدند, و اینکه این ادیانها همگی تاریخ انقضاء داشته اند, عرض کردم که, یعنی برای آدم کردن و رشد معنوی و اخلاقی فقط و فقط مردمان باستانی سقوط کرده ای که هنوز در تشخیص دست چپ و راستشان مانده بودند آورده شده بودند, اما با اینکه قرنها از تاریخ انقضای آنها گذشته است, اینها همچنان پیرو دارند چراکه هنوز متاسفانه خیلی از ارواح, البته معذرت میخواهم اینطور حرف میزنم, آدم نشده اند که چنین دست ادیان تاریخ منقضی ای را همچنان زنده و پیرو نگه داشته اند و مجال داده اند به سودجویان مذهبی این ورطه ها برای سواری گرفتن و توسری زدن و استعمار و خواباندن همچنانی اذهان آنها………………………).

    بنده میخواستم دوباره اکیدا متذکر نکاتی که قبلا در پست بالاترم گفتم بشوم(مثل اینکه برخی دوستان متوجه حرفهای این حقیر در پست بالا نشده اند و یا اینکه اصلا بهش توجه ای نکرده اند! بهر حال!), اما قبلش میخواهم به یه مورد خیالی توجه کنیم: مثلا بنده بعنوان یکی از رئسای فراماسونری یا سیاهکاران زمینی پشت پرده در حال همکاری با سیاهکاران فرازمینی پشت پرده برای چندین قرن, با توجه به تکنولوژیهایی که در اختیار داریم, برای مچل کردن مردم بر اساس یک سری تمدنهایی که سازه های عظیم باستانشناسی ازشان برجای مانده(مثل خصوصا مصر) شروع میکنیم به ایجاد یکسری الواح سنگی و خشتی تقلبی با قدمت چندین هزار ساله که بعد مثلا فلان تیم باستانشناسی بیاید آنها را در زیر فلان مقبره یا فلان سازه باستانی بیابد و بعد بگویند که آره تست کربن آنها میگویند ماله چندین هزار ساله پیشند و خب حالا ترجمه متونشان هم میگویند که بله تمدن گذشته در حال زیست در اینجا اینگونه بوده است و آنگونه و دیگر هیچی دیگه نیست(گشتیم نبود, نگرد نیست)……………………………..

    بنده با بیان این مثال بالا نمیخواهم بهیچ وجه بگویم که تمامی الواح سنگی و خشتی که یکسری خطوط هیروگلیف یا زبان تمدن گذشته خاصی رویشان حکاکی شده است که بازگو کننده یکسری اطلاعات(ونه همه, دقت کنیم, و نه همه) از تمدنهای گذشته زمین هستند تقلبی هستند. ولی آخه دوستان عزیزتر از عزیز بنده, چطور شما بر اساس فقط الواح سنگی و خشتی و متون حکاکی باستانی و گفته های منسوب به یکسری افراد ادبی باستانی گذشته(که در تقلبی بودن برخی از آنها هم میشود واقعا شک کرد با توجه به آن مثال فرضی بالا که ذکر کردم) قائل به مثلا وجود یک سری افراد و نامهای باستانی در تمدنهایی مثل مصر و غیره میشوید, ولی بعدش قائل به وجود یک سری افراد و نامهای باستانی که نه تنها مناطق نامبرده در کتب آنها مثل شهرهای نابود شده سدوم و گموره بدست خدایان فرازمینی امروزه تحت همان نامها بر سر زبانها است و در واقعیت وجود خارجی هم دارند آنهم بصورت مناطق آغشته به مواد رادیواکتیو ناشی از یک انفجار هسته ای و نه مثلا بصورت نامهای فرعون الدوله یا شنبلیله, و همچنین سازه ها و کوههای نامبرده شده در کتب آنها مثل معبد اورشلیم و کوه سینا و……. تحت همان نامها بر سر زبانها است و در واقعیت هم وجود خارجی هم دارند(مثل آن چندین ویدئو از چندین زاویه از روئیت یک ufo بر فراز معبد اورشلیم), از اینها گذشته, نامها و سازه ها و حکومتها و مناطق نامبرده شده در کتب آنها(خصوصا تورات را عرض میکنم) در ارتباط تنگاتنگ و بسیار خیره انگیز بر اساس مهندسی بسیار پیچیده علم اعداد عبری آنهم علم اعداد عبری برپایه دو عدد فرازمینی(یعنی اعدادی که ساخته دست بشر نیستند) کیهانی پی و فی هستند؟!؟!؟؟! ولی باز هم قائل بوجود آنها نمیشویم؟!؟!؟!؟!

    ضمن بیان دوباره این نکته که نام سازه ها و مناطق آورده شده در کتب آنها(خصوصا تورات را عرض میکنم) در واقعیت هم وجود خارجی دارند(مثل معبد اورشلیم یا سدوم و گموره نابود شده آغشته به مواد رادیواکتیو), همانطور که در پست بالا هم گفتم, خواهش کرده بودم که ابتدا بروید بطور تمام و کمال آن دو pdf رایگان(البته سه تا است که یکیش پولی است برای کسب درآمد در این سیاره در حال حاضر زیستی پولی, بنام Genesis Prayer) را که لینکهایش را گذاشته بودم و الان هم دوباره در زیر میذارم, بخوانید.

    برای آخرین پاراگراف در آخرین پست این حقیر در رابطه با این موضوع بیان میکنم که:

    1-چطور قائل بوجود یکسری نامها و مناطق باستانی بر اساس کتیبه های سنگی و خشتی و پاپیروس های کشف شده (که خیلی راحت اگر که دستهای پشت پرده بخواهند میتوانند براحتی نمونه های تقلبی هم بیرون دهند که بعدا فلان تیمهای باستان شناسی در فلان مناطق جغرافیایی هدفشان بروند آنها را بیابند) میشویم اما………….
    2-قائل بوجود نامها و مناطق باستانی که بر اساس مهندسی بسیار پیچیده و خیره انگیز هوشمند(مثل 4 پایه نیتروژن DNA که جمع عددی حروف اختصاری آنها میشود ارزش عددی عبری عبارت مسیح پسر داوود یعنی عدد 424, و کلی کلی ارتباطات خیره انگیز دیگر………….) علم اعداد آنهم علم اعداد در ارتباط با دو عدد فرازمینی کیهانی پی و فی هستند نمیشویم؟!؟؟!؟!؟! و بعد خودمان را موجودیتهای دارای منطق و ذهن باز بدانیم؟!؟!؟!

    به قول نوشته آقای ون دنیکن, در کتاب چشمان ابوالهول ایشان: «به یاد جمله معروف میشل دومونتانی می افتم که یکی از سخنرانیهای خود را در حضور عده ای از دانشمندان و فلاسفه با این جمله به پایان رسانید:» آقایان, من از این بستان دسته ای گل چیده ام و هیچ بر آن افزون نکرده ام مگر نخی که گلها را به هم پیوند میدهد.»

    kabbalahsecrets.com/wp-content/uploads/2010/03/DivineCalendar7.pdf
    kabbalahsecrets.com/wp-content/uploads/2010/03/PiBook6.pdf

    با تشکر فراوان از توجه همگی دوستان گرامی

  14. کمی و کمی دقت کنید.ما با فرهنگ متفاوتی روبه رو هستیم.فرهنگی بیگانه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: