اندرو دی باشاگو ،وکیلی که مدعی است در زمان سفر کرده است.


برای بسیاری اعتماد به وکلا کار نسبتا سختی است، اما به وکیلی که ادعا می کند هنگامی که پسر بچه ای بیش نبوده ، بخشی از برنامه ی سری دولت در سفر زمان بوده چطور؟

150-ANDREW_BASIAGO

از سال ۲۰۰۴ وکیلی در سیاتل بنام Andrew Basiago( اندرو دی باشاگو) مدعی این هست که از ۷ تا ۱۲ سالگی در پروژه ی سری دولت آمریکا به نام Pegasus (همان اسب بالدار افسانه ای) شرکت کرده است، پروژه ای که تحت نظر سازمان پروژه های تحقیقاتی پیشرفته وزارت دفاع بر پدیده های Teleportation یا همان دورنوردی [مفهومی است که به جابه‌جایی ماده در فضای غیرمادی اشاره می‌کند. به عبارت بهتر انتقال یک ماده بدون عبور از فضای فیزیکی از یک نقطه به نقطه دیگر است] و همچنین سفر در زمان، آزمایشات و تحقیقاتی را انجام می داده است.

اندرو باسیاگو به نشریه ی هافینگتن پست می گوید: آنها کودکان و همچنین بزرگسالان را تمرین می داده اند تا از تاثیرات فیزیکی و روانی که سفر در زمان بر آنها می گذارد آگاه شوند، همچنین کودکان این برتری را نسبت به بزرگسالان داشتند که راحت تر بر کشش و فشار حاصل از “سفر بین گذشته و آینده” فائق آیند.

به سادگی متقاعد نمی شوید؟ شما تنها نیستید، فیزیکدان هنگ کنگی Shengwang Du سال گذشته مقاله ای را مبنی بر غیر ممکن بودن سفر در زمان در لس آنجلس تایمز منتشر کرد، چرا که هیچ چیز سریع تر از نور حرکت نمی کند. با این وجود ادعای باسیاگو ازحمایت Alfred Webre برخوردار است، webre وکیلی است متخصص در “Exopolitics” یا همان (نتایج و عواقب سیاسی پیرامون حضور فرا زمینیان بر روی زمین).

آلفرد وبر می گوید در حدود ۴۰ سال است که این مسئله وجود دارد اما بجای بهره برداری از این پدیده در جهت خدمت به بشر ، وزارت دفاع آن را تحت انحصار خود در آورده است. دورنوردی روشی است کم هزینه و بدون هیچ ضرری برای محیط زیست که می توان از آن برای جابجایی کالا و اشخاص استفاده کرد. به گفته وی دونالد رامسفلد وزیر دفاع پیشین آمریکا برای فرستادن نیروی نظامی به میدان نبرد از آن استفاده کرده است.

باسیاگو مدعی است که ۸ تکنولوژی متفاوت سفر در زمان را در آن دوران تجربه کرده است، وی می گوید که تکنولوژیی که از طریق آن در زمان سفر می کرده اند، بر پایه ی مقالات علمی و تکنیکی است که دولت آمریکا در منزل نیکلا تسلا (مهندس برق و مکانیک) بعد از مرگش در ۱۹۴۳در نیویورک پیدا می کند.

به گفته باسیاگو دستگاهی متشکل از دو میله ی خاکستری بیضوی به طولی در حدود ۲٫۵ متر و به فاصله ۳ متر جدا از یکدیگر، و در بین آن یک پرده با نوعی نور سوسو کننده که به گفته ی تسلا “انرژی تابان” را منتشر می کرد.

انرژی تابان نوعی از انرژی است که تسلا کشف کرد، که در همه جای جهان هستی وجود دارد و در میان ویژگی های خود، توانایی شکست مکان -زمان را نیز دارد ، افراد شرکت کننده در این پروژه از میان این “انرژی تابان” به یک تونل که نقش درگاه را داشت می پریدند، و وقتی که تونل بسته می شد ما خود را در مقصد مورد نظر می یافتیم. افراد معمولا این حس را داشتند که با سرعت بسیار زیادی در حرکت هستند یا اصلا هیچگونه حس جابجایی نداشتند، همچنان که جهان حول نقطه ای که آنها حضور داشتند می پیچید.

باسیاگو مدعی می شود که در ۱۹۷۲ از طریق نوعی اتاق پلاسمایی واقع در هانوفر شرقی در نیوجرسی به گذشته رفته است، و تصویرش در عکس آبراهام لینکلن در گتیسبورگ در ۱۸۶۳ دیده می شود.

“من لباس پیش آهنگان شیپور زنی آن دوران را پوشیده ام ، و در محوطه سخن رانی گتیسبورگ خیلی جلب توجه کردم، و کفش های مردان خیابانی بزرگتر از سایزم را پوشیده ام، محوطه دایس را ترک کردم و حدود ۱۰۰ قدم دور شدم، جایی در گیتسبورگ که از من عکس گرفته شد.(پسر بچه سمت چپ در عکس) بعلاوه وی ۵، ۶ بار در شب قتل لینکلن به سالن تئاتر فورد رفت، اگرچه شاهد قتل لینکلن نبود، ولی می گوید وقتی در سالن تئاتر بود صدای شلیک و همچنین صدای هیاهوی بعد از قتل را شنیده است.

باسیاگو می گوید هر کدام از این سفر ها به گذشته متفاوت بوده است، همانند اینکه آنها ما را به واقعیت های متناوب اندکی متفاوت در خطوط زمانی مجاور می فرستادند. “همچنانکه این سفر ها ادامه پیدا کرد، دو بار من مجددا به ابتدای سفر به گذشته برگشتم، به این معنی که مجددا به همان لحظه و به همان مکان در گتیسبورگ برگشتم” ، ولی از نقاط ابتدایی متفاوتی در زمان ، و این منجر شد به اینکه دو موجودیت از خود باسیاگو در یک زمان در ۱۸۶۵ در سالن تئاتر فورد حضور داشته باشد. بعد از بار اول از آن دو بار مواجهه با خودم بود که نگران این بودم که پوششم از بین برود، بر خلاف پرش اول به گتیسبورگ که در آن من نامه ای را به فرمانده ی ارشد نیروی دریایی Gideon Welles دادم تا در صورتی که من دستگیر شدم به من کمک کند هیچگونه توضیحی (مانند آن نامه) هنگامی که به سالن تئاتر فورد فرستاده شدم نداشتم.

و چگونه این مسافرین زمان به لحظه ی حال بر می گشتند؟ طبق صحبت های باسیاگو نوعی تکنولوژی هولوگرافیکی به آنان اجازه می داد تا هم به گونه ای مجازی و هم فیزیکی به زمان حال برگردند. ” اگر برای ۱۵ دقیقه یا کمتر در هولوگرام قرار می گرفتیم، هولوگرام فرو میپاشید و بعد از ۶۰ ثانیه ایستادن در میدان ذرات فوق باردار، مجددا به زمان حال بر می گشتیم.

وی می گوید این تکنولوژی فقط باید برای دورنوردی در زمان حقیقی استفاده شود و در غیر این صورت بسیار پر درد سر خواهد بود.

باسیاگو و آلفرد وبر اخیرا سمیناری را در ونکوور برگذار کردند که بر الزام و اهمیت افشاء و بکارگیری این تکنولوژی تمرکز میکرد، وبر می گوید این تکنولوژی باید در هر شهری نصب شود تا بواسطه آن کالا و افراد نه در زمان بلکه در حوزه ی مکان براحتی جابجا شوند، و این می تواند فضای شهری بسیار زیادی را که توسط فرودگاه ها و ایستگاه های قطار و … اشغال شده است را آزاد کند.

تمام این موضوع بسیار خارق العاده است، البته اگر درست باشد، اما متخصصینی مانند سرهنگ بازنشسته ی ارتش John Alexander ، مدیر پیشین دفترمفاهیم سیستم های پیشرفته، تحت فرماندهی آزمایشگاه ارتش آمریکا، با شک به این موضوع می نگرد، وی به هافینگتن پست می گوید “اگر این شدنی بود، حتی اگر شخصی فقط یک ثانیه می توانست به آینده برود، ما اکنون جهان را در تصاحب خود داشتیم، ”کامپیوتر هایی در بورس وال استریت وجود دارند که مزیت های شگرفی ایجاد می کنند”

به گفته ی باسیاگو در حدود ۱۰۰ نفر بر روی این پروژه کار کرده بودند، الکساندر می گوید که شک دارد که این تعداد زیاد راز را برای بیشتر ۴۰ دقیقه نگه دارند، چه برسد به ۴۰ سال. ” در واشنگتن گفته ای وجود دارد، که می گوید وقتی یک چیز را ۲ نفر می دانند، آن دیگر راز نیست، اگر از این تکنولوژی توسط وزارت دفاع استفاده شد، چگونه است که سلاح های کشتار جمعی در عراق را از دست دادیم؟ یا سقوط شاه ایران را؟

باسیاگو می گوید لفاظی های الکساندر توسط تناقض های زنجیره ی زمان-مکان یا همان (time-space continuum) پاسخ داده می شود.

” من فقط میدانم که چگونه تکنولوژی سفر در زمان طی دوره ای که من درگیر پروژه پگاسوس  بودم استفاده شد، این محتمل است که نوعی هوش از پیش نشان داد که عراق سلاح کشتار جمعی دارد، اما نیروی نظامی ما به آنجا رفت و قبل از اینکه صدام از آنها استفاده کند وی را سرنگون ساخت.”

منبع :هافینگتن پست

http://www.huffingtonpost.com/2012/04/28/andrew-basiago-seattle-attorney-time-travels_n_1438216.html

با تشکر فراوان از میلاد عزیز برای ترجمه و ارسال مطلب.

Posted on آوریل 20, 2013, in سفر واقعي در زمان. Bookmark the permalink. 11 دیدگاه.

  1. اینقدر افراد مدعی زیادند برای علوم ماورایی زیادند که ادم نمیدونه کدام قابل اعتماد هستند

    • از کیفیتی به نام بینش باید استفاده کرد، چنین مطالبی صرفا نقش یک جرقه یا سر نخ برای تغییر هستند، به هیچ عنوان بحث بر سر اعتماد به افراد یا به موضوعی نیست…

  2. بسیار جالب بود
    مرسی از مطالب جدید

  3. یه فیلم هم تو یوتیوب هست که نشون میده تو یک چهارراه تو شب یکی با تله پورت از یک تصادف جلوگیری میکنه البته خیلی جالبه کیفیتش هم خیلی بالاس تو چین اتفاق افتاد بعد اینکه خیلی سرو صدا کرد سریع گفتن این رو یه شرکت بازی سازی برا تبلیغ بازی انلاینش ساخته . جالبه بدونین من دقیقا بازیهای اون شرکت رو زیاد بازی میکردم فقط میتونم بگم هیچ ربطی به هم ندارن و یه جوری روش سرپوش گذاشتن. البته اینم بگم با این وضعی که دولت های دنیا در پیش گرفتن واقعا ادم نمیتونه بگه چیزی 100% درست هست یا دروغ . مثل همین سفر در زمان این خوبه که ادم اطلاعاتش وسعت پیدا کنه اما نمیشه از راست بودنش مطمئن بود. فعلا صبر بهترین گذینس.

  4. سلام به همگی

    ببینید دوستان عزیز

    آنچه من تا الان متوجه شدم اینه که آنچه در دنیا به اسم علم و ساینس موجوده بسیار دستکاری شده و تحریف شده است.

    تمام حکومتها سعی می کنند از علم شبه علم بسازند.

    برای کنترل مردم-برای در اختیار گرفتن فکر مردم-برای حفظ حکومت خودشان-برای جلوگیری از دردسر

    آنچه هم اکنون با سر و صدای زیاد در دانشگاه های پیشرفته ترین کشورهای دنیا تدریس می شوند بخشی بسیار تحریف شده

    و کنترل شده توسط مقامات حکومتی است.

    چه برسد به کشورهای جهان دوم و سوم.

    تازه اگر همین مقدار دانش هم دردسر ساز باشه اونو دستکاری یا حذفش می کنند.

    اولین هدف هر حاکم و حکومتی تسلط هر چه بیشتر بر مردم و مرزهای درونی و بیرونی کشور تحت حکومتش هست.

    سپس اشاعه این حوزه قدرت به بیرون مرزها.

    در واقع در عصر آهن که هم اکنون در آن هستیم علت بدبختی ساکنان یک سیاره بی لیاقتی و دروغگویی و انسان ستیزی

    حاکمان هست.

    بنابراین هرگز سعی نکنید خود را به دانش بیرونی که علم و تحصیلات نامیده می شوند محدود کنید.

    اینها فقط تفاله ای از دانش حقیقی هستند برای سرگرم کردن مردم و گذران بی دردسر دوران حکومت اربابان قدرت.

    به عنوان مثال در تمام حکومتهای فعلی برای کنترل افکار مردم از ابزار مذهب و اعتقادات استفاده می کنند که

    دائما با انجام مراسم و آیینها و حمایت پر سروصدا و با شکوه از این عادات بومی مردم سعی در حفظ جایگاه آنها

    در میان توده های مردم و خانواده ها دارند.حتی اگر همه آنها خرافات باشند.

    خوب حالا بیاد و یه دفعه سر و کله یوفوها و ساکنان فضایی پیدا بشه به همراه بینش و دانش نو و پیشرفته ای که با خود

    می آورند.

    اونوقت چطور به هزاران سوال پیروان خودشان

    پاسخ دهند.چطور اعتبار در حال از دست رفتن خودشان را باز یابند؟چطور به آنها بگویند که سالهای زیاد چیزی را

    تبلیغ می کرند که نادرست بوده و یا در تمام این مدت حقیقت را از مردم پنهان یا انکار می کردند؟

    وقتی تمامی شالوده نظام فکری و اعتقادی و ساختار روانی جوامع در حال لرزیدن و فرو ریختن هست به سختی می شه

    حکومت خود را بر توده ها حفظ کرد.

    این اتفاقی است که در تمام سیاره زمین در حال رخ دادن و انجام شدن است.هیچ قدرتی با هیچ نوع اعتقادی نمی تواند

    از آن جلوگیری کند

    .تنها راه گفتن حقیقت به مردم و منطبق شدن با آن است و پذیرفتن اشتباهاتی که اربابان قدرت مرتکب شده اند.

    و همیشه مرتکب می شوند.

    بنا براین دوستان عزیز شما که وقت می گذارید و سایتهایی را مطالعه می کنید که مباحثی نا متعارف ارائه می دهد

    مانند سایت یوفو لاو بی شک به دنبال دانش و بینشی هستید که در دنیای بیرون و زندگی های عوامانه یافت نمی شوند.

    پس سعی نکنیم با قرار گرفتن پشت نقاب علم و منطق دوباره به دنیای تاریک عامه مردم برگردیم .

    حقیقت برای جسوران فاش می شود نه مردمان ترسو یا کنج عافیت نشین چسبیده به روز و شبهای ملال آور و تکراری

    و بی معنی خود هستند.

    وگرنه چرا باید سایت بی طرفی مانند یوفو لاو و دیگر وبگاه هایی که صرفا به فرهنگ و اندیشه و شگفتی ها می پردازند

    توسط دولتها فیلتر شوند.

    جواب ساده است.

    شما نباید بیشتر بدانید.

    • علي آقا در سالهاي دور فيلمي از تلوزيون پخش مي شد به نان the edge of darkness كه دز ايران با عنوان «لبه ي تاريكي » ترجمه و دوبله و پخش شد . در ان فيلم يكي از هموندان پيشين سازمان سيا به نام داريوش جدبرگ به كاراگاهي انگليسي كه در پي كشته شدن دخترش به دنبال حقيقت ماجرا بود گفت : دانستن مردن است . آري ….بسياري از حقايق در جهان ما هستند كه گرچه راست و درست اند اما به همان اندازه گزنده و كشنده اند اگر كه كسي بخواهد به آنها دست يابد پيامدهاي مرگبار يا دستكم شومي براي او و خانواده اش خواهد داشت و اگر هم به هر دستاميزي به انها دست يافت بايد خود را مرده اي بپندارد كه هيچ گاه نبايد و يا بهتر بگوييم نمي تواند از آنها سخن بگويد . من در بسياري از سروده هاي كهن ايراني نداي پيام فراموشخانه هاي ماسوني را در جامه ي شعر هايي با درونمايه ي عرفاني نما اما فريبنده مي بينم . براي نمونه به اين شعر فريبا و پر طمطراق اما بسيار اغواگر و شيطاني كه در نگاه نخست سخن از حق و حقيقت ميگويد بنگريد :
      هركه را اسرار حق آموختند
      مهر كردند و دهانش دوختند!!!!!
      براستي آبا پيامد دانش اموزي در مكتب حق و حقيقت كه عصاره ي آن بايد به دنبال حقيقت رفتن و راز هاي حقيقي اين جهان را براي همه بازگفتن باشد چرا بايد به كوچه ي بن بستي كه نشاني آن در سروده بالا داده شده پايان پذيرد؟؟؟؟ نشاني اي كه ما را به درب خانه ي فراموشان ماسونها ماي خودكامهرهنمون مي شود !!!! نه بازآموزي دوباره ي رازهاي حق و حقيقت هستي به همگان …..يا اگر نه دستكم به كساني كه شايستگي آموختن آنها را دارند.

  5. Matlab besiar dar khore tafakor bood. doostan be hade kefayat tozihate lazem ro dadan.man faghat mikhastam be ye nokte eshare konam.man fekr mikonam dorost nis ke kole elmo danesh dar ekhtiare hamegan gharar begire.chon hame zarfiate doonestan ro nadaran.masalan hokoomate khode ma … vaghty ba selah haye mamooli injoori ghatl mikone … fekresho bekonid age be oloome pishrafte darsrasi dashte bashe chekar khahad kard ! pas behtare felan secret bemoonan.
    zemnan dolati ba sarfe hazineye pooli va vaghte ziad be natayeji mirede.in natayej mahsoole talash haye khodeshe . mosalaman hagh dare vase khodesh negahesh dare.
    Besiar tabrik be Admin e site babate dashtane hamchin site e vazini va hamintor ba tashkor az talash haye ishoon.

  6. شایان جمشیدی {ابرماژلانی}

    من ازکجا باید بدانم که آن عکس باشا گو باشد یا اینکه به چه دلیل علمی یا مذهبی قبول کنم گه حرف او راست است ؟ من با سرهنگ موافقم

  7. سلام به همه دوستان مشتاق علم.ممنون از دوستی که این اطلاعات رو در اختیار ما گذاشت.من فقط اینرو میگم که سفر در زمان مستلزم یک سری درهم امیختگی فیزیک و شیمیه.تاالان تنها پیشرفت در این زمینه کشف عنصر115 بوده که با کمک این عنصر میشه فضا و زمان رو خم کرد.درحقیقت با خم شدن فضا و زمان نصب به جسم یا همون ماده شما به اینده پرتاب میشیدودراین صورت میشه گفت زمان و مکان هیچ مفهومی ندارد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: