بایگانی روزانه: آوریل 19, 2013

چند توصیف از انفجارات هسته ای در متون باستانی

«چند توصیف از انفجارات هسته ای در متون باستانی»

 

ضمن تشکر ویژه از آقای حسن عزیز برای ارائه پست قبلی یعنی «دانش هسته ای, انفجارها و رآکتورها در دوران باستان», که اینجانب را نیز واداشت تا ارائه گر چند متن از متون باستانی بشوم که واضحا نمایانگر انفجارات هسته ای باستانی هستند. اینها تنها بخشی از نشانه های یک وجه بزرگتر یعنی یک star war در گذشته های خیلی دور منظومه شمسی ما هستند که نه تنها روی سیاره زمین, بلکه حتی روی ماه و بیشتر سیارات دیگر منظومه شمسی منجمله ونوس و مریخ وجود دارند. گودالهای بزرگ و خیلی بزرگ زیادی در بیشتر نقاط کره زمین و منجمله ماه و….. وجود دارند.

 https://i0.wp.com/s2.picofile.com/file/7727427953/OS_1.jpg

https://i0.wp.com/s3.picofile.com/file/7727429244/OS_2.jpg

 

 

نشانه هایی وجود دارند که کمربند سیاره ای مابین Mars و Jupiter در حقیقت یک سیاره ای در گذشته بوده که برای برخی دلایل منهدم شده است. حتی در متون کهن و باستانی هم نشانه های انفجارات نیمه هسته ای و هسته ای را میتوان یافت.

 

در واقع خیلی از گودالهای بزرگ روی سیاره زمین مربوط به انفجارات هسته ای باستانی اند. برای دهه ها, دانشمندان جاری در شگفتی بوده اند که چطور بعنوان مثال, یک شهاب سنگ باندازه کافی قدرتمند وجود داشته که توانسته گودال Barringer در Arizona (عکس زیر- سمت راستی) را ایجاد کند, طوریکه هیچ اثری از تکه های سنگ ذوب شده شهاب سنگ فرضی پیدا نیست, گودالی (عکس زیر سمت راستی) با پهنای 1.2 کیلومتر و عمق 170 متر با لبه های به ارتفاع 45 متر, که بوسیله یک شهاب سنگ فرضی ایجاد شده, اما هیچ اثری از تکه های سنگ ذوب شده شهاب سنگ فرضی پیدا نیست, نه در داخل خود گودال, نه مایل ها دور از آن, و نه حتی صدها مایل دورتر از مرکز آن گودال(؟!؟!؟!) طوریکه انگار آن سنگ آسمانی فرضی مسبب بروز این گودال مذکور در هوا ناپدید شده باشد. و این داستان cover upئی است که البته برای مردم ساخته اند. مثل خیلی داستانهای cover up دیگر که برای مشاهدات واقعی UFOهای ETها برای مردم ساخته اند. و مثل بازهم داستانهای cover up دیگری که میتوان بازهم نام برد…..

 

https://i2.wp.com/s2.picofile.com/file/7727433010/OS_3.jpg

 

 بعنوان مثال در کتاب «پیدایش» عهد عتیق از قسمت 1-19 تا 28-19.

 

بطور بسیار خلاصه اش:(( غروب همانروز وقتیکه آن دو فرشته به دروازه شهرسدوم(Sodom)رسيدند،لوط درآنجا نشسته بود. بمحض مشاهده آنها،ازجا برخاست وبه استقبالشان شتافت. آن دومرد ازلوط پرسيدند: «دراين شهر چندنفر قوم وخويش داری؟پسران و دختران ودامادان وهر کسی راکه داری ازاین شهر بيرون ببر. زيرا ما اين شهر را تماما ويران خواهيم کرد. فرياد عليه ظلم مردم این شهر بحضورخداوند رسيده و او مارا فرستاده است تا آنرا ويران کنيم.يكی ازآن دومرد به لوط گفت: «برای نجات جان خود فرارکنيد وبه پشت سرهم نگاه نكنيد. به کوهستان برويد،چون اگردردشت بمانيد مرگتان حتمی است(؟!؟! به کوهستان بروید؟! در دشت نمانید؟! زیرا کوهستان یارای جان پناه دادن در مقابل موج یک انفجار قوی یا بسیار قوی است, و نه یک دشت مسطح بدون جان پناه. غیر از این است؟!). آفتاب داشت طلوع میکردکه لوط وارد صوغر شد. آنگاه خداوند ازآسمان گوگرد مشتعل برسدوم وعموره بارانيد وآنها را با همه شهرها و دهات آن دشت وتمام سكنه ونباتات آن بكلی نابودکرد. اما زن لوط به پشت سرنگاه کرد و به ستونی از نمک مبدل گرديد (زن لوط بهر دلیلی که بوده در دشت یا شهر میماند و در اثر آن انفجار نیمه هسته ای یا هسته ای قوی که رخ داده به ستون نمک مبدل میشود). ابراهيم صبح زود برخاست و بسوی مكانی که در آنجا درحضورخداوند ايستاده بود،شتافت. او بسوی شهر های سدوم وعموره و آن دشت نظر انداخت و ديد که اينک دود از آن شهرها چون دود کوره بالامی رود.))

 https://i0.wp.com/s2.picofile.com/file/7727433438/OS_4.jpg

 

https://i0.wp.com/s3.picofile.com/file/7727434187/OS_5.jpg

https://i0.wp.com/s3.picofile.com/file/7727434836/OS_6.jpg

 

 

 

https://i1.wp.com/s3.picofile.com/file/7727435585/OS_7.jpg

 

 

و نمونه های دیگر را میتوان در متون کهن هندوستان یافت.

 

مثلا در اشعار حماسی Mahabharata و Ramayana که بهترین توصیف از یک جنگ اتمی باستانی را ارائه میدهد: ((……(آن یک) جسم پرتاب شده منفرد بود, پر شده با تمام قدرت عالم. یک ستون گداخته از دود و آتش, باندازه روشنائی هزار خورشید, برخاسته در تمام شکوه و جلالش….. آن یک اسلحه ناشناخته بود, آذرخش آهنین, پیغام آور غول پیکر مرگ, که تمامی نژاد Vrishnis و Andhakas را به خاکستر کشانید….. اجساد بطرز خیلی سختی سوخته بودند طوریکه غیرقابل شناختن بودند. موها و ناخن ها ریخته بودند; کوزه ها بدون هیچ علت ظاهری شکستند, و رنگ پرندگان بسوی سفیدی گرائید…. پس از چند ساعت, تمام خواربار نیز آلوده شدند…. برای فرار از این آتش, سربازان خودشان را در آب و نهر می انداختند تا خودشان و تجهیزاتشان را بشورند.))

 

همچنین باز هم نوشته شده که:((…… وقتیکه خداوند Rama بوسیله «ارتشی از میمون ها»(؟! شاید حتما نژادی از میمونهای دارای تمدن در گذشته های دور سیاره زمین زیست میکرده اند) تهدید شده بود, او(he) «تیری جادوئی» را وارد عمل کرد. این تیر جادوئی, شعله ای از احتراق «قویتر از گرمای صدها هزار خورشید» تولید کرد, که همه چیز را به غبار تبدیل کرد. موهای نجات یافتگان از مرگ, ریخته بود, ناخن هایشان فروریخته بود.))

 

همچنین باز در Mahabharata توصیفی از یک جنگ اتمی دیگر وجود دارد که در آن, بهArjuna یک «اسلحه آسمانی» داده میشود که او نمیتواند آنرا دربرابر انسانها بکار ببرد «چونکه ممکن است جهان را نابود کند», اما میتواند آنرا در برابر «هر دشمنی که انسان نیست» استفاده کند.

 

یک محقق بنام David Davenport حدود 12 سال را صرف مطالعه متون باستانی هندو و مدارک سایت باستانی Mohenjo-Daro نمود, و در 1996 اعلان داشت که آن شهر باستانی بطور یکباره و فورا در حدود 2000 BC منهدم شده است. ویرانه های شهر مذکور, آشکار کننده مرکز یک انفجار هستند. در این مکان, همه چیز کریستالی(بلوری), گداخته شده یا ذوب شده است. 55 متر از مرکز انفجار, آجرها فقط در یک سمتشان ذوب شده بودند که این خودش نمایانگر یک انفجار است….. و این چنین دست اتفاق مرموز مهیب باستانی در Mahabharata ثبت شده است:((……دود سفید داغ که هزاران بار روشن تر از خورشید بود در درخشندگی بیکرانش به هوا برخاست و آن شهر را به خاکستر کشانید. آبها جوشیدند…. اسبها و ارابه های جنگی سوختند…. اجساد مردگان بوسیله گرمای وحشتناک بطرز شدیدی آسیب دیدند طوریکه دیگر شبیه انسان بنظر نمیرسیدند……))

 

https://i0.wp.com/s3.picofile.com/file/7727436020/OS_8.jpg

 

و در پایان, لطفا به یکی از قدیمی ترین شرح وقایع تاریخی هندوستان, ذکر شده در کتاب Dzyan نیز توجه بفرمائید: ((….جدائی, نتوانست صلح و آرامش را به این مردم بیاورد و سرانجام خشم شان به نقطه ای رسید  که حاکم شهر اصلی با خودش شماری کوچک از جنگجویانش را برداشت و در یک وسیله حمل و نقل فلزی درخشان بزرگ جثه به سوی هوا برخاستند. حال آنکه گروههای زیادی از شهر دشمنانشان وجود داشتند, آنها یک نیزه درخشان بزرگ که در پرتویی از نور سوار بود پرتاب کردند. آن نیزه درخشان در آن شهر دشمنانشان منفجر شد, با یک گوی عظیم از شعله ای که تا به آسمانها, تقریبا تا به ستاره ها پرتاب شد. تمام آنهایی که در آن شهر بودند بطرز وحشتناکی سوختند و حتی آنهایی که در آن شهر نبودند اما نزدیک بودند همچنین سوختند. آنهایی که بسوی آن نیزه درخشان و آن گوی آتش عظیم نگریستند, از آن پس برای همیشه کور شدند. آنهائیکه پای پیاده وارد آن شهر شدند, مریض شدند و مردند. حتی گرد و غبار آن شهر, زهرآلود بود, همچنین نهرهایی که از درون آن شهر جاری بودند. هیچ فردی جرات نمیکرد تا نزدیک آنجا شود, و آنجا بتدریج در گرد و خاک فرو رفت و بتوسط افراد به فراموشی سپرده شد. وقتیکه حاکم دید که چه کاری با مردم خودش انجام داده است, بدرون کاخ خودش گوشه نشین شد و هیچ فردی را برای ملاقات نمی پذیرفت. سپس, حاکم بدور خودش آن سربازانی را که مانده بودند, و همسران و فرزندانشان را, جمع کرد و آنها همگی سوار وسیله های حمل و نقل پرنده شان شدند و یکی پس از دیگری به آسمان برخاستند و به دوردست در آسمان پرواز کردند. هیچ کدام از آنها دیگر بازنگشتند.))

پ . ن : با تشکر فراوان از هادی عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.org مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: