پرده برداری از دکترین باستانی که فراماسون ها به طور اسرارآمیزی در معماری کلیساهای جامع گوتیک رمز گذاری کرده اند.


پرده برداری از دکترین باستانی که فراماسون ها به طور اسرارآمیزی در معماری کلیساهای جامع گوتیک رمز گذاری کرده اند.

نمای بیرونی تکرار شده در این کلیسا های جامع را می بینید؟

Gothic Cathedrals Architecture

به کلیسا های گوتیک بالا نگاه کنید
دکترینی باستانی به طور سری در این جا مخفی شده است که فقط کارشناسان و تاریخ دانان از آن سر در می آورند

این ها توسط فراماسون های قرون وسطایی در این جا قرار گرفته است، تاریخدانی می گوید این ساختمان های مقدس توسط یک گروه مخفی ساختمان سازی طراحی و ساخته شده است

 به نمایی که در صورت هر سه کلیسا تکرار شده است توجه کنید.این یک هیروگلیف بزرگ در سنگ است ، یک نقشه ی ساختمانی با معنایی بسیار عمیق تر

این نقشه می تواند برای فاش ساختن پیام مخفی قدرتمندی ، که همان راز گمشده فراماسون ها است به ما کمک کند.

 علاقه مندان به مباحث فراماسونری می گویند که فراماسون ها سازمانی شیطانی هستند که می خواهند دنیا را زیر سلطه بگیرند

 درست یا نه ، فراماسون های امروز شباهت کمتری با گذشته شان که معماران کلیسا بودند دارند.

 به طور خلاصه ، فراماسونری تفکری ، جایگزین فراماسونری صنعتگری و عملی شده است.

 در طی این گذار، راز بزرگ فراماسونر ها که یک بار توسط نویسندگانی مانند پیتر پین توصیف شده است ، ناپدید شده است.

 توماس پین در مقاله ی خود که در سال 1818 میلادی نوشته است می گوید که همیشه اعتقاد بر این بوده است که فراماسون ها رازی دارند که با دقت از آن محافظت می کنند

از دست دادن این راز ، باعث شد که پنج میلیون فراماسونی که امروزه در جهان هستند ، درباره ی ریشه و اهداف اصلی خود سردرگم بمانند.

آن چه که از فراماسونی امروز باقی مانده است، فقط مشتی مراسم و نماد ها ی بی معنی است  و راز اصلی آن ها با شعار » ایمان، امید و کار نیکو » جایگزین شده است.

 نه فقط ریشه های فراماسونری دیگر شناخته شده نیست ، بلکه راز های حقیقی آن نیز با راز های جایگزین شده ی امروزی که در مراسم ها به کار می رود نیز گمشده است.دهه ها ، محققان برای بازگرداندن دانش گمشده ی فراماسونری تلاش کرده اند

 Gothic Cathedrals Triptych Three-Door Entry

با این حال ، محققان فراماسونری بی علاقگی آشکار و دور از انتظاری را در تحقیق معماری و هنر های اولیه ی ماسون ها نشان داده اند.

 مایکل هوارد، توطئه مخفی، 1989:

در محافل مخفی باور بر این است که ماسون های قرون وسطا دانشی باطنی را به ارث برده بودند و آن ها این دانش را در معماری مقدس کلیسا ها مخفی کردند.

 محققان به جای تحقیق بر روی این معماری ها ، تمرکز خود را بر روی داستان های شوالیه های معبد و از این دست تحقیقات گذاشته اند که بی فایده بوده است و آن ها را به راز بزرگ نزدیک نکرده است.

. تا کنون هیچ کدام چیز معناداری را در این طرح های تکرار شونده و معماری ها پیدا نکرده اند

اما همان طور که خواهید دید ، کلید گشایش این رمز در این سه تصویر پهلوی (معماری سه طاقی)هم نهفته است.

توضیح مترجم درباره ی سه تصویر پهلوی هم (سه طاقی) یا Triptych :

عکسی که در سه قاب تهیه کرده پهلوی یکدیگر قرار دهند. در متن هر جا صحبت از » طرح »  شده است منظور همین است.

مانند این:

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/e/e7/Unknown_painter_-_Triptych_(P%C3%A4hl_Altarpiece)_-_WGA23771.jpg

فراماسون ها حقیقتی خیره کننده را درباره ی این طرح ها می دانستند که کارشناسان و باستان شناسان امروزه از آن کاملا بی خبرند.

 حقیقت این است که این طرح ها به دوران باستان بر می گردند

همان طور که در تصاویر می بینید(برای دیدن عکسها به سایت منبع مراجعه کنید.)

حقیقت باورنکردنی این جا است که این طرح ها توسط تمدن های اولیه ی جهان ساخته شده بود

این طرح ها هنوز در خرابه های معابد و بنا های مهم جهان قابل دیدن هستند

 این طرح ها به طور باورنکردنی در تعداد بسیاری از تمدن های باستانی مشهود است.

این کشف می تواند باعث تجدید نظری اساسی در تاریخ باستان شود.

این کشف سوالات پیشگامانه و جدیدی را تداعی می کند که دانشمندان و پژوهشگران مدرن ما را به چالش می کشد

 چگونه طرح معبد هایی کاملا مشابه ، در تمدن های متفاوتی که هم از لحاظ مکانی و هم زمانی از هم دیگر بسیار دور بودند ، ساخته شده است؟

 آیا این می تواند یک ایده ی مشترک ، دانشی کیهانی یا آموزه های موازی باشد که توسط همه ی آن تمدن ها بیان شده ، و این دکترین در طی هزاره ی گذشته آهسته فراموش گشته ، اما توسط فراماسون های مسن به طور مخفیانه به دوران ما منتقل شده باشد؟

فراماسون ها این راز را نه فقط در کلیسا ها ، بلکه در لژ ها و معابد ماسونی نیز مخفی کردند

masonic temple triptych

St. John’s Masonic Temple, Newfoundland, 1894.

 به طور شگفت انگیزی ، فراماسون ها تنها انجمن سری نبودند که این طرح و راز  را گرامی داشتند

گروه جمجمه و استخوان دانشگاه یل ، این طرح را در نمای آرامگاه  دفتر مرکزی مشهور خود ، در نیوهیون در کانتیکات به کار بردند

skull and bones triptych

Skull & Bones Tomb, Yale University, New Haven, Connecticut, 1856.

انجمن سری دیگری به نام معبدگرا ها (Shriners) ، این طرح را در نمای دفتر مرکزی خود در واشنگتین دی سی به کار بردند.

shriners triptych 3

معبد الماس (Almas) در واشنگتن

ما هم چنین این طرح را می توانیم در نمای دفاتر مرکزی انجمن سری دیگری به نام » شوالیه های پیتیاس » در نیویورک ببینیم.

pythian temple triptych

 معبد پیتیان ، نیویورک

 این ها وجه مشترکی بین تمامی این انجمن های مخفی را نشان می دهد.

 همه ی آن ها بر اساس طرح مشابهی از دانشی باستانی اند. آیا این توسط فراماسون های کلیسا ساز قرون وسطا بعدا به ارث رفت؟

 دقت کنید که چگونه همه ی این طرح ها ، بر عدد 3 ، که عددی خارقالعاده خاص در فراماسونری است تاکید دارند

 جرمی هاو در راهنمای فراماسونری ، سال 1862 ، می گوید:

عدد 3 در فراماسونری مهمترین و عرفانی ترین عدد است که کاربردی جهانی دارد و ما در تمام مراسم خود آن را به کار می گیریم

 به طوری باورنکردنی ، فراماسون ها این طرح را فقط در معماری گوتیک کلیساهای جامع پنهان نکردند

آن ها با معماری های اطراف این طرح ، این نماد باستانی را به طور کامل توضیح داده اند.

History of the Freemasons

 همان طور که ما حقیقت تاریخ را کشف می کنیم ، پتانسیل و نیرو های پنهان درون ما به آرامی بیدار می شوند.

دانش راز آمیز گمشده ی فراماسونری ، برای زندگی روحانی ما نیز ، همانند اجداد ما در هزاران سال پیش  ، کاربرد دارد.

صلح، عشق و احترام

منبع:     http://www.deepertruth.com/freemasons

پ . ن : با تشکر فراوان از احمد رضا  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

Advertisements

Posted on ژانویه 8, 2013, in فراماسون. Bookmark the permalink. 15 دیدگاه.

  1. به نظر من فراماسونها بی خودی شلوغش کردن.از این سه طاقی ها تو در و دیوار شهرما پره حتی بعضی مسجد ها و امامزاده ها رو هم اینجوری میسازن. مگه میشه آدم یه رازی رو این همه سال توی سینه نگه داره احتمالا خودشون هم نمی دونستن دارن چکار می کنن فقط از پدران و پداران خودشون یادگرفتنه بودن که اینجوری بسازن. مثل یه کودکی که به تقلید از دوستش یاد میگیره که چطوری نقاشی بکشه و بعد یه عده میان و اون نقاشی رو تفسیر می کنن که چنینه و چنانه درحالی که اون بیچاره فقط کاری رو عینا تقلید می کرده.

    امروزه دیگه فراماسون قدرتی نداره و برای اینکه نشون بده چی بوده اومده بعضی اطلاعات سوخته خودشو در ملاء عام گذاشته که مردم کف کنن و ازشون بترسن

  2. درود

    21 12 2012 هم گذشت و ما شاهد ور.د خدايان به زمين نشديم , و همچنين افزايش آگاهي . البته مثل اينكه بشار اسد كمي شعورش بالا رفته و ميخواد گفتگو را بندازه.

    من و بقيه رفقا مثل اقوام مايا ميخوايم موطن خودمون رو ترك كنيم وبه دشت و دمن بزنيم . همش تقصير اين خدايان خالي بنده كه هي ميگن مياييم ولي ….

    سپاس

  3. سلام.جالب بود اما تو ایران هم از اینجور چیزها هست خودم شاهد بودم همه مسجد ها حتی تو کربلا هست چرا عکساشونو نزاشتین؟
    لطفا کمی هم از ایران توضیح بدین چون تو ایران هم رواج داره بحث سیاسی اینجا وجود نداره!!
    لطفا مراعات کنین.
    مرسی متشکر

    • با درود بررامتين گرامي
      شب گذشته داشتم فيلم پسر دوزخ(hell boy) را نگاه مي كردم و به ناگاه بخشي از آن به گونه اي شگرف مرا تكان داد با آنكه مي دانستم به هر روي آن داستاني علمي تخيلي است. آن بخشي از آن فيلم بود كه دانشمند پير و پدرخوانده ي پسر دوزخ داشت داستان جنگ جهاني دوم و آنچه كه اوآان را نبرد ميان نيروهاي جادويي و اهريمني مي خواند كه با پوسته ي يك جنگ جهاني به جهانيان شناسانيده شده بود براي كاراگاه پليس جوان و تازه به كار گرفته شده در سازمان پنهاني بررسي پديده هاي پارا نرمال بازگو مي كرد و در پايان داستان چنين گفت كه: آن جنگ جهاني (دوم) در سال 1958 به پايان رسيد! كاراگاه جوان باشگفتي يا از روي آنچه كه مي توان آن را مچ گيري از گاف استاد پير خواند به او گفت: سال 1945…
      دانشمند پير با لبخندي تلخ به جوان گفت: شايد تو درست بگويي؟!!!….
      اين پيشگفتار را از آن رو گفتم كه بياييم به گفته سپهر آسمان كاشان سهراب ديدگان خود رابشوييم تا شايد بتوانيم جور ديگر ببينيم گفتم شايد زيرا كه همه ي ايش فرايند هاي شستشو گونه به ديگرانديشي درست و دگربيني راست و روشن نمي انجامد. از آن رو گفتم كه بياييم و نخواهيم به سادگي از بزرگان و پيرهايمان مچ گيري كنيم . زيرا بايد بدانيم و براي يك زمان كوچك هم كه شده به اين بيانديشيم كه شايد اين استادان رازگو از چيزي آگاهند كه حتي انديشه ي ما نيز بويي از آن نبرده است. آنها چيزهايي را با چشم خرد و روشن بين خود ديده اند كه گوشهاي جوان اما با افسوس فراوان سنگين ما سخني از آن چيز ها را نيز نشنيده است و چه زيباست اين زبانزد (=ضرب المثل)پارسي كه:شنيدن كي بود مانند ديدن؟…
      سال گذشته كشور ما يكي از اين پيران فرزانه را از دست داد . دانشمندي از تبار نيكان كه با انكه يازده سال پاياني زندگي خود را با نيمي از پيكر خود زيست دست از تلاش و پ‍ژوهش برنداشت و با آنكه بر او ستمهاي فراوان رفت و انگ ها و ننگ هاي فر اواني به او زده شد…..دكتر پرويز رجبي را مي گويم . مردي كه با انديشه كهن خود بسيار نوانديش بود و نو و تازه انديشه پردازي مي كرد . گرچه انديشه هاي او را گروهي برنتابيدند و تا آانجا كار بالا گرفت كه او را مزدور و ايران ستيز نيز خواندند!! با افسوس بايد بگويم كه اينجانب به تازه گي با اين بزرگمرد آشنا شدم و با شگفتي ديدم كه ديدگاههاي تاريخي ايشان تا چه اندازه به بخشي از پژوهشهاي من نزديك است! براي نمونه بخشي از گزارش گزارشگر ر وزنامه ي اعتماد كه با ايشان پرسش و پاسخي انجام داده اند در سه شنبه، 12 آبان 1388 , و در شماره 2093 اين روزنامه به چاپ رسيده را در اينجا آورده ام :
      گزارشگر:-با اين توضيحات اوليه آشنايي شما با تاريخ مي خواهيم با آخرين سلسله پادشاهي ايران قبل از اعراب يعني ساسانيان شروع کنيم و بحثي که هنوز مورد مناقشه است؛ که وضع اجتماعي مردم در زمان ساسانيان چگونه بود و آيا زير فشار بودند؟

      دكتر رجبي :ساسانيان موسس يک سلسله 420ساله بودند که از معبد آناهيتا شروع شد (اردوان پنجم آخرين شاه اشکاني به دست اردشير کشته شد و به دستور او پوستش را کندند و در معبد آناهيتا آويختند). پدر اردشير متولي معبد آناهيتا پارس بود. با اين عمل حکومت مذهبي شروع شد. نمايندگان اين حکومت «کرديز»* نام داشتند. نگاره اين کرديز (برنده) در فارس مانده است. (ماموري که علامت قيچي روي کلاهش است) حتماً مثل قيچي مي بريد و جلو مي رفت. اين کرديز در زمان ساساني وزير علوم ديني و اوضاع فقهي و دادگستري بود. کرديز پنج شاه را تعويض کرد تا توانست همه چيز را براي قدرت ساسانيان که در حقيقت قدرت خودش بود، مذهبي کند. او هر کسي را مي خواست،مي آورد و مي برد. با دستورالعمل هاي زيادي که صادر کرد اولين حکومت ديني- سياسي جهان را پايه گذاري کرد. به هر حال اين حکومت ديني قدرت گرفت و ما مي بينيم براي اولين بار در زمان ساسانيان، ماني با يک نهضت ديني عليه کرديز برمي خيزد و کشته مي شود. بعد هم نهضت مزدک و آن تفکرات اشتراکي که تا به امروز با شکل هاي مختلف ادامه دارد. تفکر اشتراکي مزدک با رگه هايي در مارکسيسم و کمونيسم هنوز ديده مي شود. مزدک را نمي شود دقيق کاويد، چرا که مدارک متعلق به او را کساني نوشتند که تحت پوشش آن زمان بودند. به هر حال با اين وضعيت حکومت ديني ساساني به جايي رسيد که رو به اضمحلال رفت. مردم تحت فشار ماليات و عذاب هاي ديگر بودند و با اعمال کرديز موافق نبودند. اگر به کتاب «ونديداد» که يکي از پنج کتاب اوستاست- البته اوستاي متاخر که به زرتشت مربوط نيست- مراجعه کنيم در آن تمام دستورهاي ديني ديده مي شود و همين ها کمر مردم را شکسته بود.

      *در اينجا بنده (زري جمشيدي) بايد ياذدآور شوم كه روزنامه يا گزارشگر روزنامه ي يادشده نام كردير يا كرتير موبد سهمناك و ماسون گونه ساساني را به نادرستي كرديز چاپ كرده است چنانكه گفتيم و از او در كامنتهاي پيشين نيز ياد شد شايد رازآميز ترين بزرگان روزگار ساساني باشد. . شايد او را به گونه اي بتوان پدرخوانده ي گونه اي فراماسونري باستاني در ايران باستان خواند كه انجمنهاي پنهاني و اهريمني زرواني را كه ديويسنان(=ستايندگان ديو ها) خوانده مي شدند را ساماندهي و يكپارچه كرد .من در پژوهشهاي خود نشان داده ام كه اين انجمنهاي پنهاني فراماسون گونه مغان زرواني گرا در ساختمان يا سازه اي بنام مزگت يا مسگت(= از دو بخش مس+گت كه برابر است با مزكده يا مازه كده(=سراي ازلي) و اين ماز يا مازه همان است كه جادوگران و كيمياگران آن را ماده ي ازلي مي خوانند و مادر همه آخشيج ها(=عناصر) و اكسيري كه ميتوانست آخشيج هاي(=عناصر ) پست را به آخشيج هاي (=عناصر) ارزشمند دگرديسي دهد و خود واژه ي عربي ماده نيز از اين مازه ي ايراني گرفته شده است و واژه هاي ديگر كهن و امروزي مانند ماژه يا ماژ(=نطفه) ماده(=جنس مونث ) مزه(طعم و خاصيت هر عنصر و تركيبي از عناصر ) و …..همگي از اين ريشه اند) بود كه داراي شبستانها و رواقها و تالارهايي دهليز مانند بود و شايد بتوان خانقاه هاي درويشهاي امروزي را بتوان برگرفته از آن دانست و نيز نام عربي مسجد كه نام نيايشگاههاي مسلمانان است تعريب يافته ي همين نام است و در بيشتر سرز مينهاي اسلامي نيز با همان معماري و سبك هنري زرواني ايراني مزگت ساخته شده است( با رواقها و ايوان وشبستان و تالار و دهليز و….) و هر انديشمندي را نيز به سوي ريشه اين حديث اسلامي كه به روشني رنگ و بوي زرواني دارد رهنمون ميسازد كه :لاتصبوالدهر ان الدهر كان هو الله = به زمان دشنام ندهيد زيرا زمان همان خداست! و چنان كه ميدانيم زمان همان زروان خداي مغان زرواني بود.؟ بگذريم مغان اين انجمنهاي پنهاني زرواني داراي سركرده اي بودند كه او ر ا مسمغان(مازه مگوپتان به پهلوي) مي خواندند و بزرگترين آنها چنان كه در تاريخ آمده در ري و نزديكي دماوند بود همانجا كه شاهنامه مي گويد فريدون ضحاك را به بند كشيده و چنانكه مي دانيم او پادشاهي ديو ستا و اهريمني بود كه او را مارمرد يا ماردوش نيز ميخواندند ( آيا دو سر مارگونه روييده بر تن او ميتواند نشانه اي باشد براي اينكه ما در اين جاي تاريخ ايران باستان با يكي از خزندگان انسان نما روبر و هستيم؟ (reptilian?)
      يكي از رپتايلهاي هوشمند كه با نيروي جادويي و دانش وهوش پيشرفته ي خودبر ايران چيره شده بود و ايرانيان كهن با ماردوش يا اژدهاك(اژدها) يا مارمرد خواندن او خواسته اند به همه آيندگاني چون ما چيستي(=ماهيت) راستين(=حقيقي) او را نشان دهند؟ زيرا به روشني ماهيت هيبريد (دورگه اي انسان – خزنده ي او را مي ديدند ) . چنانكه امروزه نيز ما برپايه پژوهشهاي پژوهشگران بسيارسي چون ديويد آيكه و …. با چنين گرفتاري اي(فرمانفرمايي رپتايلها بر بسياري از كشورها) دست به گريبان هستيم . و گرفتاري بزرگتري با عنوان كاست يا طبقه ي فرمانروا از يك تبار و نژاد دورگه در هر كشور كه مي خواهد همه مردمان زميني آن كشور را به بردگي و فرمانبرداري بي چون و چراي خود بكشند و خود در قالب سازمانهايي ماسوني براي رسيدن به آرمان هاي پليد خود دست يازند. با شگفتي هر چه بيشتر مي بينيم كه كمابيش دكتر رجبي نيز چنين ديدگاهي را در پاسخ به گزار شگر اعتماد عنوان مي سازد؟؟! آيا براستي دوباره تاريخ تكرار شده؟ اين بخش از گزارش و پاسخ استاد را ببينيد :
      -با توجه به اين مسائل که اشاره کرديد، داستان طبقه بندي مردم در زمان ساسانيان چگونه بود؟

      اين طبقه بندي در سيستم مردم آريايي بود و به زمان خاصي مربوط نمي شود. مردم آريايي پيرو نظام کاستي (طبقه بندي) بودند.** البته اشاره کنم که اين نظام امروز در هند مانده و به چشم مي خورد. ما در آن زمان سه طبقه داشتيم؛ 1- طبقه روحانيون 2- طبقه ارتشتاران و 3- کشاورزان که به مرور زمان طبقه پيشه وران هم به آن اضافه شد. از هيچ طبقه يي نمي شد به طبقه ديگر وارد شد. شما اگر دانشمند و عالم بوديد نمي توانستيد وارد طبقه ارتشتاران يا گردونه سواران شويد. داستان خسروپرويز و کفشگر را حتماً شنيده ايد. به هر حال الان هم در ايران از اين طبقه بندي ها داريم؛ طبقاتي که به سرعت ايجاد و جابه جا مي شوند. ايران اولين کشوري است که صنف سنديکا درست کرده است. به همين راسته هاي بازار توجه کنيد. راسته موبايل فروشان و کامپيوتر که به سرعت تشکيل مي شود و با آخرين سرعت بدون امکانات ارتباطي تمام اخبار بين المللي و داخلي مربوط به صنف خود را متوجه مي شوند. به هر حال اين طبقه بندي ريشه دارد و به گذشته تاريخي ما برمي گردد. شمال شهر و جنوب شهر و ده ها نمونه در اين زمينه هميشه جلوي چشمان مان است.

      -اين طبقه بندي در زمان ساسانيان به چه شکل بود؟

      در زمان ساسانيان روحانيون خيلي قدرت گرفتند. ريشه اين قدرت به حکومت مغان در زمان مادها برمي گشت. مغان در آنجا حکومت مي کردند و اهل جادو و جنبل بودند. امروز واژه «مغ» در تمام دنيا هست. MAGIC يا همان قلم و ماژيک جادو مي کند و مي نويسد. ما اهل جادو و جنبل بوديم. آن مغان هم براي خود مهستان و انجمن داشتند. پنهان بودند و همه کارهاي سياسي را انجام مي دادند. بعدها اين مهستان به شکل هاي مختلف ادامه يافت و به فراموشخانه و فراماسون و فراماسونري رسيد

      ** ديدگاه خواننده گرامي را به بخش تبار اسماني شاهان هخامنشي و ساساني و نيز كامنتهاي تكميلي خود در اين زمينه در بخشهاي پيشين جلب مي كنم .

      • بسیار ممنون. خانم جمشیدی یک ایمیل برای ارتباط اگر لطف کنید قرار دهید. من چند دفعه به همین ایمیلی که گذاشتید ایمیل زدم ولی جوابی نگرفتم.

  4. ممنون ولى اين چه جور پرده بردارى از راز بود، هرچى خونديم فقط نويسنده هى گفته : يه رازى هست اگه بدونيد چه رازيه!!!
    خودشونم سره كار هستن ملت رو هم سركار ميزارن

  5. مطلب جالبی بود بازم از این مطالب بزارین

  6. عباس اقا تا الان که زندگی کردی فراماسون بوده که تو و منو بازیچه داده تا به اینجا رسونده.
    بیشتر فیلتر های زمینی نمیزارن بدونیم چی به چیه!!!

  7. همینطوری که مسلمونها مساجد خودشونو مثل هم میسازن مسیحی ها هم کلیساهاشونو اینطوری میسازن چون اجدادشون اینطوری میساختن وچون کلیسا یک مکان مقدس هستش بعضیها هم این معماری را در خانه هاشون به کار میبردن مثل همین ایران خودمون که معماری مساجد در خیلی مکانهای دیگه به کاررفته البته من منکر فراماسونری نیستم و برای رسیدن به هدف نهایشون میخان معبد سلیمان در فلسطین را دوباره بازسازی کنن

  8. این فقط یک نوع معماری هست نه بیشتر

  9. درود بر رامتين گرامي ….چيزي را كه از ترس روزگاري در پستوهاي خانه هايتان پنهان مي داشتيد روزي بر فراز بامها ان را فرياد خواهند زد… من اين گزارش زير را به تازگي در سايت ويكي پديا يافته ام درباره مرموزترين مرد ايران باستان كرتير فراماسونر كه شايد همو بنيادگذار اين سامانه در جهان باشد… گفتم شايد….زيرا چنانكه به درستي نويسنده ي ويكي اين ديباجه هم نوشته هنوز پزوهش درست و درماني در اين زمينه انجام نگرفته است در دنباله ي همان ديباچه پ‍وهشي پيشين ام خواندن آن براي خوانندگان يوفولاو خالي از لطف نيست :
    مقاله‌های ویکی‌پدیا را به صورت آفلاین و بدون اتصال به اینترنت بخوانید. (اطلاعات بیشتر)
    شاخ شیطان
    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
    پرش به: ناوبری، جستجو
    این مقاله نیازمند تمیزکاری است. لطفاً تا جای امکان آن‌را از نظر املا، انشا، چیدمان و درستی بهتر کنید، سپس این الگو را از بالای مقاله بردارید. محتویات این مقاله ممکن است غیر قابل اعتماد و نادرست یا جانبدارانه باشد یا قوانین حقوق پدیدآورندگان را نقض کرده باشد.
    در متن این مقاله از هیچ منبع و مأخذی نام برده نشده‌است.
    شما می‌توانید با افزودن منابع برطبق اصول اثبات‌پذیری و شیوه‌نامهٔ ارجاع به منابع، به ویکی‌پدیا کمک کنید.
    مطالب بی‌منبع احتمالاً در آینده حذف خواهند‌ شد.

    نگاره کرتیر در نقش رجب(براي ديدن اين نگاره به خود سايت ويكي پديا برويد).
    نماد شاخ (به انگلیسی: Sign of the horns)‏ به شیوهٔ قرار گرفتن انگشتان یک دست به‌صورتی گفته می‌شود که انگشت اشاره و کوچک باز بمانند و دو انگشت میانی به حالت مُشت جمع شوند. این فرم به‌خصوص ریشه در فرهنگ اهالی کشورهای مدیترانه‌ای دارد و نزد مردمان فرهنگ‌های گوناگون معانی مختلف دارد.

    گفتن این موضوع که نماد شاخ در ایران باستان نیز مورد استفاده بوده کمی عجیب به نظر می‌رسد، اما در چندین سنگ نگاره که از دوران ساسانی برجای مانده است این نشان را می‌توان یافت، مانند سنگ نگاره کرتیر در نقش رجب، در این نگاره کرتیر که یکی از موبدان پرنفوذ دوران ساسانی بوده است، دست خود را به نماد شاخ بالا برده است. متاسفانه هیچ تحقیق مستقل و جامعی پیرامون این نشان و نحوه و هدف کاربرد آن در ایران انجام نشده است.

    محتویات
    [نهفتن]
    • ۱ رواج در موسیقی راک و متال
    • ۲ دست شیطان یا دست شاخدار
    • ۳ همچنین ببینید
    • ۴ منبع

    رواج در موسیقی راک و متال [ویرایش]
    نماد شاخ یکی از نمادهای موسیقی هوی متال و راک هم هست. این علامت جایگاه ویژه‌ای در میان هوادارن این سبک‌ها دارد تا جایی که آن‌ها در هنگام دیدار همدیگر این علامت را به هم نشان می‌دهند و یا در کنسرت‌ها دستهای خود را بلند می‌کنند و این نماد را نشان می‌دهند.
    بر طبق روایتی اولین بار رونی جیمز دیو، خواننده افسانه‌ای راک، این علامت را ترویج داد[۱] و روایتی دیگر این چنین بیان می‌کند که «شاخ شیطان» در اصل به خاطر جلد آلبوم «تفنگ عشق» از گروه کیس بوده‌است.[۲]
    دست شیطان یا دست شاخدار [ویرایش]
    در تفکر شیطان پرستان، شیطان شاخدار است و در برخی ارتباطات با حرکت دست خود، شیطان را نمایش میدهند. دست شاخدار حرکتی است که باید در تفسیر آن بسیار محتاطانه عمل کرد. زیرا علاوه بر معنای دست شیطان که در گروه های شیطان پرستی به کار می رود، معانی دیگری نیز دارد. مثلا در زبان اشاره این علامت بمعنای دوست داشتن و احترام گذاردن است. در ترکیه نیز علامتی مشابه به عنوان نماد بوزقورت (گرگ خاکستری) به کار می رود که در میان گروه های پان ترکیست رواج زیادی دارد.
    همچنین ببینید [ویرایش]
    موسیقی هوی متال
    منبع [ویرایش↑شاخ شیطان: یک نماد راک اند رول↑شاخ شیطان: دربارهٔ نمادSign of the horns

  10. دوستان عزیزم
    این ترکیب از عدد 3 توجیح سازه ای دارد و به همین علت در بسیاری از ابنیه در تمامی جهان قابل مشاهده است و تنها مرتبط دانستن آن به فرقه خاصی دور از حقیقت می باشد…

  11. همین طور که متن را میخواندم داشتم به ریشۀ مراسم و آئین فراماسون ها فکر میکردم، پائین تر که آمدم دیدگاهی چشمم را جذب کرد ، خواندم و خواندم که رسیدم به اسم نویسنده اش : «خانم جمشیدی»
    نمیدانم چرا ، ولی همیشه کلام شیوا و دلنشین خانم جمشیدی من را شیفتۀ خواندنِ دقیق و خط به خط متن می کند.
    ——————————————————
    بسیاری از آیین ماسون ها از آیین مهر و میترایی گرفته شده. تا 2 هزار سال پیش یعنی قبل از مسیحیت بسیاری از مردم اروپا میترایی بودند . و یهودیان در اقلیت بودند.
    حتی خیلی از آیین مسیحیت و اسامی ستاره شناسی نیز از میترایی گرفته شد. مثل اسامی سیاره های سامانه خورشیدی در زبان لاتین. و یا همۀ روزهای هفته. مثلا sunday که روز عبادت و تعطیلی بوده از مهرشید (روز خورشید) گرفته شده که روز ستایش خورشید (مهر) بود. یا ناهیدشید (جمعه) در زبان لاتین سیاره ناهید: frige میشود که به انگلیسی : venus . و «friday» همان معنی «ناهیدشید» ما را میدهد.
    یا شب تولد میترا (شب یلدا) که شب تولد مسیح (کریستمس) است. یا روز عید پاک (7 فروردین) که بسته شدن نطفه مسیح و در آئین میترا نیز نطفه میتراست. و یا رستاخیز میترا و کپی کردنش در مسیحیت.
    بسیاری از روشنفکران اروپا ریشه این آیین را میشناختند.
    فراماسونها در قرن 18 تشکیل یافتند که میدونیم افرادی روشنفکر و متحول بودند: واشنگتن – توماس جفرسون- والتر – بنجامین فرانکلین بودند و نیز مسلماً مخالف دین و کوته فکری های قبل از انگیزاسیون. از این رو بسیاری از مراسمشان مثل آیین نان و شراب کاملاً میترایی است.
    یا عدد 33 فراماسونها که در معماری تخت جمشید نیز همۀ تناسب ها از عدد 3 و نیز از عدد 7 گرفته شده. تمام تعداد ستون ها – تمام تعداد پله ها و … ضریب 3 هستند.دانستن دلیل انتخاب 3 در تخصص من نیست.

    تنها این را میدانم که ثلـاثه – 3 – 9 – 27 – مثلث – 33 در ماسونها – هرم – اوریون (صور فلکی کماندار) – 7 – شمعدان 7 شاخه یهودیا – همۀ اینها به هم ربط دارن و یک ریشه دارن

  12. این اندیشه که فراماسونها شیطان پرستند یک باور غلطه. این شایعات صرفاً برای تخریب اذهان مردم ساخته میشه.
    اتفاقاً ماسونها خداباور هستند: «خداباور» و «بی دین»

    این دو خیلی با هم متفاوته و معمولاً افرادِ به شدت مومن تفاوت این دو را تشخیص نمیدهند از این رو و از سر صهیون ستیزی آنها را شیطان پرست میخوانند. دقیقاً مثل اتفاقی که برای اقوام هند و ایرانی در زمان جداییشان از هم افتاد.
    در میان خدایانِ اقوام آریایی ، دو خدای برادر بود به نام: «دیو» و «اهورا» بعد از ظهور زرتشت ایرانیها اهورا را پرستیدند و دیو پرستان را کافر خواندند. و هندی ها دیو را پرستیدند و جالب است که در ناحیه ای از هند منطقه ای وجود داشته که کافرنشین بوده و در انجا اهورا را میپرستیدند! (ویکی پدیا – خدایان باستان – دیو و اهورا)

    دگردیسی های اندیشه ای همیشه با مقاومت اهل سنن روبرو میشه . جالبه، بگذریم از اسامی که بالا ذکر کردم (که شخصا شیفتۀ ولتر و اندیشه اش هستم) ، آدمهای بزرگی نیز مثل:
    ادی مورفی – ژان ژاک روسو – یوهان کریستین باخ – گوستاو ایفل – جرالد و هنری فورد – جان وین – ناپلئون بناپارت – هارولدلوید – الیور هاردی – چرچیل – روزولت – لیدنبرگ
    همگی ماسون بودند و لااقل به مردم کشور خودشون خدمت کردن.
    من اصرار ندارم که ماسونها نیرویی رو که میپرستند خدا هست یا نیست، اما اصرار دارم که هر نیرویی هست ، لااقل تروریست تحویل جامعه نداده.

  13. عدد 3 حتی برای نیکولا تسلا هم بسیار ارزشمند بود طوریکه هر کار بزرگی رو قصد داشت انجام بده 1-2-3 میگفته!!! عدد 3 در ناسا هم بسیار دیده میشه….به نظر من حتی این ضربالمثلی ما ایرانیا که میگه تا 3 نشه بازی نشه هم ریشه داره قطعا!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: