ژن ماورائی,Meta Gene


ژن ماورائی,Meta Gene

پس از سالها تحقیق و سفرهای بعد astral و ملاقات با موجودیتهای مثبت و منفی زیاد و آموزه هایم از موجودیتهای مثبت, پاسخ برخی از سوالاتی را که در اذهان خیلیها از جمله خودم بوده یافته ام.

در گذشته, سیاره ای در منظومه شمسی ما(که در لبه بیرونی کهکشان راه شیری قرار دارد) وجود داشت که در حقیقت جزء مایملک نژاد موجودات فضائی رپتایلها(خزندگان: Reptoids) بود. دو گونه از انواع گونه های نژاد موجودات فضائی خاکستریها(Grays) نیز پایگاههایشان را روی این سیاره داشتند اما آنها در موقعیت درجه دومی نسبت به رپتایلها برخوردار بودند. رپتایلها مسئول همه چیز بودند و خاکستریها همیشه فرامین آنها را اطاعت میکردند. بنا بر اطلاعاتم, حتی امروزه چیز زیادی تغییر نکرده است – رپتایلها هنوز بیشتر کسانیند که نمایش را جلو میبرند و برخی گونه های خاکستریها نیز هنوز دارند برنامه های دستکاری ژنتیکی و سایر کارهای کثیف دیگر را برای رپتایلها انجام میدهند. با این وجود, هزاران سال قبل, یک جنگ ویرانگر عظیم در این بخش از کهکشان ما رخ داد. یک تمدن فوق العاده  پیشرفته که زمانی در سیاره مریخ میزیست یک جنگ تهاجمی عظیمی را شروع کرد و موفق شد تا کاملا آن سیاره مجموعه رپتایلها و خاکستریها را محو کند.

 

در واقع امروزه آن کمربند خرده سیاره در واقع تمام چیزیست که از آن سیاره که زمانی بدور خورشیدمان بین  سیارات مریخ(Mars) و مشتری(Jupiter) میچرخید باقیمانده است. متاسفانه, در پایان آن جنگ, تمام سیاره مریخ در روی سطحش منهدم شد و دیگر برای زندگی نامساعد شد. بیشتر نجات یافتگان تمدن آنها به اعماق فضا رفتند برای یافتن خانه ای جدید. با این وجود, بخش کوچکی از آنها به سیاره زمین آمدند تا با نیروهای لمورینها(Lemurians) متحد شوند در برابر اتحاد متجاوزگری که بیشتر از رپتایلها و خاکستریها و آتلانتیسیها شامل میشد. خیلی از آنها در آن ویرانیهای عظیم مردند, برخی منظومه شمسی مان را برای همیشه ترک کردند و برخی از آنها نیز به اعماق زمین با نجات یافتگان لمورینها عقب نشینی کردند. امروزه, برخی از آنها هنوز در مرکز پادشاهی زمین – شامبالا(Shambala) زندگی میکنند.

اما این برنامه دستکاری ژنتیکی و پایگاههای زیرزمینی در نواحی آمریکای شمالی و جنوبی متعلق به رپتایلها و خاکستریها و این آدم ربائیهای انسانها برای چیست؟ برای یافتن و استخراج و توسعه و تکثیر ژن بسیار کم یابی در DNA موجودیتهای کیهانی(باور کنید یا نه, نژاد انسانها یکی از گونه های نادر کیهان دارای این ژن است, البته یک نفر در شاید 50 هزار نفر) بنام ژن ماورائی(Meta Gene) و ترکیب آن با سیستم ژنتیکی خودشان و خلق موجودی دورگه(Hybrid) با خصایص برتر رپتایلها و خاکستریها. (تا به انتهای مقاله همراه باشید.)

اما خوشبختانه چیزیکه مهم است که بدانید اینست که این ژن ماورائی با زور و تکنولوژی بطور 100% فعال نخواهد شد بلکه به محیط خاص احتیاج دارد تا بطور طبیعی خودش را فعال کند, زمان میبرد تا توسعه یابد و حتی زمان خیلی طولانیتری میبرد تا کاملا در DNA فعال شود. این آن دلیلی است که موجودیتهای منفی حاضر در بعد astral آن موجودیتهای انسان بطور کاملا آگاه در بعد Astral در حال گشت و گذار و تحقیق(از جمله خودم( را مورد ربایش قرار نمیدهند و حتی در مواردی به آنها کمک میکنند تا سریعتر از نظر هوش و درک کیهانی بیدار شوند و مهارتهای بعد astralشان را هرچه سریعتر کشف کرده و ارتقا دهند. اما این بدین معنی نیست که بخواهید با حتی یکی از این موجودیتها دست دوستی بدهید.

اما چه چیزی درباره این ژن ماورائی(Meta Gene) خاص است؟

این ژن ماورائی نوعی از انباشتگر طبیعی هر چیزیست که میتواند در حوزه فوق الطبیعه قرار گیرد. قصد اصلی اش انباشتن انرژی طبیعی است که آزادانه در کیهان جریان دارد. اگر موجودیتی مقدار ناچیزی از ژن ماورائی را در DNA خودش دارا باشد حتما قادر به تله پاتی(telepathy), عملیات فراروانی(psychokinesis), پروژه بعد astrral , شنوایی مافوق(super hearing), توانائی درمان کردن با انرژی بیولوژیک و خیلی چیزهای بیشتر است. آنها حداقل تاثیرات چیزی هستند که ژن ماورائی قادر به انجامش است, و تاثیرات قویترش خیلی فراتر از موانع فراروانشناسی علم امروزی میباشد. فقط دارم درباره شناور شدن فیزیکی در هوا صحبت نمیکنم, یا مادی سازی در حس که Sai Baba با موفقیت نشان میدهد, یا دستکاری کردن با حوزه های مغناطیسی و غیره. دارم درباره تله پورتیشن فیزیکی, پرواز فیزیکی, بازکردن یک سوراخ بین ابعادی در فضا و زمان, تله پورتیشن تمام کشتی فضایی و یا اشیاء بزرگتر به یک چهارم ربع دایره فاصله فضا و خیلی بیشتر صحبت میکنم. دارم درباره قدرت روانی واقعی حرف میزنم که خیلی فراتر از محدوده های میانگین درک بشر هستند.

http://www.youtube.com/watch?v=E2zI36jf8CQ

با استفاده از ژن ماورائی, یک فرد بخوبی تعلیم دیده در علم مخصوص انرژی فراروانی میتواند واقعیت بعد فیزیکی و astral را تغییر دهد. امروزه در سیاره زمین, این امتیاز برای فقط عده محدودی است که در شامبالا زندگی میکنند. یکی از آنها پادشاه جهان همچنین معروف به Sanat Kumara است.

رپتایلها و خاکستریها نمیتوانند به قلمروی آگارتا(Agharta) بدون نابودی تمام سیاره زمین برسند. این دلیلی است که چرا آنها سعی میکنند که به همان نتایج مشابه با مردم ساکن سطح سیاره زمین برسند, صحبت از آنچه که باید بگویم که خاکستریها(Grays) برنامه های مداوم ژنتیکی برای مدت زمان خیلی طولانی داشته اند. میتوانید متصور شوید که چقدر رازآلود و بدقت آنها این برنامه ژنتیکی را برای هزاران سال اجرا کرده اند؟

امروزه, این به نوعی راز عمومی شده است, تقریبا هر فردی کم و بیش درباره اش میداند , اما هنوز هیچکس یا حداقل تنها عده ای دارند سعی میکنند تا کاری انجام دهند تا حقیقت را بیرون بیاورند. سرانجام, اگر ما درباره خودمان اهمیت نمیدهیم, نباید برای فرزندانمان اهمیت قائل شویم؟ نمیخواهم که بی ادب شوم, اما بیدار شوید مردم! منتظر چه هستید؟

دولت در سایه یک سازمان جهانی فوق سری است که برنامه مبادله تکنولوژی فضائی را درعوض سرپوش گذاری به عمده حضور فضائیها اینجا روی سیاره زمین و فعل و انفعال آنها با انسانها را میداند و رهبری میکند. سازمانهای دولت آمریکا برای مدتی طولانی ادعا میکردند که ناحیه 51(Area 51) و Dulce در نیومکزیکو وجود ندارند, اما تصاویر ماهواره ای و خیلی اثباتهای دیگر چیز دیگری را نشان میدهند. فکر میکنید آنجا چی نگهداری میکنند – سگ و گربه؟

متاسفانه ناحیه 51 و Dulce تنها 2 تا از پایگاههای زیرزمینی زیادی هستند که وجود دارند که در آنها فعالیت فضائی همچنان جریان دارد. بدین گونه, جدای از این حقیقت که فضائیهای منفی یک پایگاه عظیم در قسمت تاریک ماه(Dark Side of the Moon) دارند که رادارهای و سایر لوازم الکترونیکی تقریبا هر روز آنها را میگیرند, برخی از حکومتهای رهبر در این جهان هنوز دارند این شواهد را از مردم مخفی میکنند. خیلی روشن است که برخی از ماها میدانیم که چه دارد رخ میدهد, اما آنها هنوز بخوبی بر آن سرپوش میگذارند با تلاشهای قوی به بی اعتبار کردن تمام گزارشاتی که به UFOها یا فعالیت فضائیها در سیاره زمین مرتبط است.

با این وجود, هدف اصلی از برنامه ژنتیکی که فضائیهای منفی با انسانهایی که روی سطح زمین زندگی میکنند تکثیر تاثیر یا حتی نزدیک شدن به کارکرد کامل ژن ماورائی است. اگر این آن دلیل نبود آنها خیلی وقتها پیش حضور ما را از سطح این سیاره پاک میکردند.

بدین گونه, این آنچه که من دردسر دوطرفه مینامم, ریشه هایی در این حقیقت ساده دارد که گونه های زیادی در کیهان وجود ندارند که قادر به تولید قدرت نامحدود فراروانی بطور طبیعی یا بعبارت دیگر با استفاده ساده از یک فکر متمرکز منفرد باشند.

خوشبختانه یا بدبختانه, انسانها یکی از گونه های نادر در کیهان هستند که بالقوه دارای نعمت داشتن ژن ماورائی هستند. شاید این شما را دچار شک کند, اما Grays نیز دارای ژن ماورائی هستند با یک تفاوت اساسی: مال آنها در حالت تحلیل رفتگی است, که در آنها سبب نابهنجاریهای زیادی بواسطه استفاده از قدرتهای روانی میشود. این نابهنجاری در ژن شان مسئول در قدرتهای ذهنی شان درنتیجه تمام انواع برنامه های ژنتیکی می آید که آنها روی خودشان اجرا کردند تا سعی کنند نژاد خودشان را از در معرض نهادن مکرر به تشعشع در طی جنگهای بیشمار کیهانی که در آنها شرکت کرده اند نجات دهند. با این وجود آنها همچنین سعی دارند تا آنرا با پیوند زدن با انسانهای مونث و خلق یک نژاد دورگه(hybrid) با خصوصیات اصلی Grays درست کنند. پیوند زدن دلیل اصلی ربایش فیزیکی انسانهای مونث معمولا بین سنین 14-35 است.

ماده ژنتیکی انسان در آن مورد مخصوص میتواند بعنوان یک مکمل به بخشی از DNA خاکستریها که در حالت از هم پاشیدگی است خدمت کند. تا انجاییکه میدانم, آنها قبلا موفق شده اند تا تعداد زیادی از این دورگه ها را خلق کنند, اما تاثیرش آنچنان نیست که آنها میخواستند آنطور باشد. DNA انسان و DNA خاکستریها اندکی با یکدیگر سازگارند و ژن ماورائی تنها حدود 10% از قدرت واقعی اش را تولید میکند.

 

وقتیکه آنها یک انسان مونث را به هدف پیوند زدن می ربایند, حاملگی را با استخراج ماده ژنتیکی خودشان و مورد ربایش شده سبب میشوند. سپس آنها تمام یادآوریهای هوشیاری از آن اتفاق را از حافظه مورد ربایش شده پاک میکنند و مورد ربایش شده بزودی تشخیص خواهد داد که حامله است بدون آنکه هیچ سرنخی بیابد که چگونه این رخ داده است. پس از دوره زمانی تقریبا 2 ماه, آنها دوباره همان مورد ربایش شده را میربایند و جنین را از بدنش در می آورند, سپس آن جنین را در خمره هایی با مایع مخصوص میگذارند و رشد آتی آن موجود دورگه را نظارت میکنند. وقتیکه آن مورد ربایش شده صبح بعد از خواب بیدار میشود تشخیص خواهد داد که یک سقط جنین داشته است و حاملگی پایان یافته است. بطور معمول, مثل بار اول, Grayها هیچ یادآوری آگاهی از ارتباطشان برجای نخواهند گذاشت.

http://www.youtube.com/watch?v=yRPV-NlNUdU

آنچه که آنها با نژاد انسان انجام میدهند یک تراژدی واقعی است, و چیزیکه حتی بدتر است اینکه آنها بمدت زمان خیلی طولانی مشغول انجام دادنش بوده اند. تا آنجائیکه ژن ماورائی اهمیت دارد, تمام آنچه میدانیم این است که Grayها برنامه متفاوتی برایش دارند. بیشترین اهمیت برای انسانها این است که ژن ماورائی در حدود یک در 50 هزار مردم میتواند یافت شود. با این وجود, در هر یک از این افراد, ژن ماورائی در فاز متفاوتی از توسعه است و قدرت حداکثری اش متغیر است.

بهرحال, آنها درباره تمام انسانهایی که دارای ژن ماورائی هستند میدانند زیراکه آنها بشریت را از زمان سیل سراسری عظیم سیاره زمین در حال نظارت کردن بوده اند, میتوانید تصورش را کنید؟

در بیشتر موارد, برنامه ژنتیکی شان برای یک مورد انسان برای حدود هزاران سال طول میکشد و آنها او را از یک حلول(incarnation) به حلول دیگر ردیابی میکنند و اجازه نمیدهند که او این منظومه شمسی را ترک کند.

در خاموشی, آنها ابتدا اجازه میدهند تا آن مورد به حداکثر سطح توسعه اش برسد و سپس آنها آن مورد را میربایند و آن ژن ماورائی را از DNA آن مورد استخراج میکنند.

با تمام اطلاعاتی که من دارم, Grayها هیچ استفاده ای از ژن ماورائی که در حالت راکد باشد ندارند اما فقط وقتیکه ژن ماورائی تا به سطح معینی توسعه یافته است. بالاخره, آنها آن ژن ماورائی توسعه یافته را که بدست آورده باشند از طریق پوستشان جذب خواهند کرد زمانیکه در خمره های مهم انباشته با پلاسمای انسان شنا میکنند.

حقیقتی که آنها اینجا روی سیاره زمین برای مدت زمان خیلی طولانی حضور داشته اند به یک سوال منطقی ختم میشود – توسعه برنامه ژنتیکی شان اکنون در چه سطحی است؟ پاسخش برای من ناشناخته است. به عقیده من حتی M12 که روسای دولت در سایه فوق سری در رابطه با UFOها و پروژه های فوق سری فضائی هستند درباره تازه ترین پیشرفت های برنامه ژنتیکی فضائیها چیزی نمیدانند. با این وجود, آنها در امضاء کردن اتحاد با این فضائیهای منفی اشتباه کرده اند, که نتایجش با رنج عظیمی است که اکنون نژاد انسان دارد متحمل میشود.

اگر ما مشکل ظاهر شدن UFOها در آسمان بالای سرمان را آنالیز کنیم, میتوانیم نتیجه گیری کنیم که فضائیها خیلی هم سری عمل نمیکنند. برنامه های سری برای سرپوش گذاردن بر آنها کارشان را انجام میدهند. سازمانهای فوق سری که توسط M12 هدایت میشوند خیلی قدرتمند هستند و میانگین انسانها حتی نمیتوانند وجودشان را بهیچ وجه بیابند. برای شاید حدود 85% جمعیت انسانها, پدیده UFO فقط یک افسانه است و من آنها را بخاطرش سرزنش نمیکنم.

پروژه های فوق سری سرپوش گذاردن بر این چیزها کاملا عملکردی هستند و کمال سرپوش گذاری بر اطلاعات یا تحریف کردن حقیقت را از عموم مردم درباره UFO و فضائیها انجام داده اند. آیا M12 اشتباهات مصیبت آمیز که قابل درست کردن نباشد انجام داده است؟ به عقیده من, بله و خیر.

وقتیکه آنها تشخیص دادند که تکنولوژی ای که آن فضائیها به آنها داده بودند بیشتر برای استفاده در سیستم های ارتباطات از راه دور یا تکنولوژی وسیله های حمل و نقل پروازی بود (که آنها بیشترشان را در ناحیه 51 برای تماما یک مدت زمانی در حال آزمایش کردنش بوده اند), برایشان آشکار شد که چیزها برای انسانها دارد خوب پیش نمیرود. شاید احتمالا اکنون خیلی دیر باشد و فقط یک مداخله بیرونی بتواند آن فضائیهای منفی را متوقف کند و آنها را از این منظومه شمسی به بیرون بریزد.

با اینحال, معتقدم شاید هنوز برای بشریت دیر نباشد و شاید هنوز امیدی هست اگرکه آن «اجتماع عظیم» واقعا رخ دهد آنچنانکه پیش بینی شامبالا(Shambala) میگوید. پیشگویی میگوید که در 2012 اجتماع بین نیروهای Sirius , Orska , Shambala و برخی دیگر از نیروهای مثبت دیگر رخ خواهد داد و جنگ نهایی در این کهکشان رخ خواهد داد. اگر آن اتفاق افتد, اتحاد منفی رپتایلها و Grayها از این بخش از کیهان برای یک مدت زمان خیلی طولانی به دور ریخته خواهد شد.

متاسفانه, رپتایلها و Grayها از این امکان آگاه هستند و حتما هرکاری که لازم باشد انجام خواهند داد تا مانع چنان پیوستگی نیروهای مثبت شوند. آنها همچنین نیروهایشان را با فضائیهای خائن از اعماق فضا افزایش خواهند داد, که به آنها کمک خواهد کرد تا به حمله متحدین مثبت فائق آیند.

استبداد نیروهای فضائی منفی روزی پایان خواهد یافت. بنابراین, باید خودمان را در مسیر صلح و آشتی(و نه جنگ و دشمنی) اصلاح کنیم و به امید پیروزی متحدین و نیروهای مثبت برای پایان 2012 و پس از آن بایستیم.

منبع: کتاب «قدرتهای شگفت آور در انسانها» از پان اندو

پ . ن : با تشکر فراوان از هادی عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

ایمیل  وبلاگ BLOG.UFOLOVE@YAHOO.COM

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

Posted on نوامبر 28, 2012, in آگارتا تمدن درون زمین, آثار فرازميني ها در زمانهاي كهن, بيگانگان فضايي در بين انسانها and tagged , , . Bookmark the permalink. 55 دیدگاه.

  1. ممنون از جسارت آقای هادی و زحمتش برای ترجه ی این متن
    حدود نیمی از انسانهای زمین دارای روح اصلی هستند و از این عده حدود 2 تا 5 درصد دارای متاژن
    یعنی چیزی حدود 60 تا 100 میلیون نقر از بین 3 میلیارد نفر
    مابقی روح اصلی ندارند و با مرگ جسمانی نابود می شوند
    این 2 تا 5 درصد هم دارای متاژن هستند در تمام دنیا پخش شده اند و منحصر به نژاد یا منطقه ی خاصی نیستند اما می توانم حدس بزنم که نژادهای خاصی ممکن است اصلا متاژن نداشته باشند
    بنا بر تجربیات شخصی من ، متاژن برای شما حکم اسارت و بدبختی و رنج فراوان دارد ، اگر هرگز از وجود این ژنتیک خاص در بدنتان آگاهی نداشته باشید!
    این افراد زندگی کنترل شده و برنامه ریزی شده دقیق دارند و هیچ چیز در زندگی شان تصادفی نیست
    محدود هستند
    هرگز در زندگی اجتماعی به موقعیت خاصی نائل نمی شوند
    امکانات محدود
    افراد خانواده و فامیل و دوستان او را نادیده گرفته و معمولا مطرود و منزوی است
    قدرتهای سوپرنچرال و هوش و ذکاوت فراوان او در اثر سرکوب اجتماعی و رنجهای فراوان و تنهایی ناتمام و تجربیات ماورایی مبهم و ترسناک ممکن است منجر به اعتیاد و بیماری روانی و سایر معضلات مادی و معنوی شود
    پدر و مادرتان ، محل سکونتتان ، خواهر و برادرتان ، دوستان و فامیل ، ازدواجتان همگی برنامه ریزی و از پیش تعیین شده هستند و هرگز هرگز هرگز اجازه ندارید خودتان باشید و نمی توانید به میل خودتان زندگی کنید و ناکام و بی پناه خواهید ماند
    چون شما یک برده هستید و برای دلیل دیگری زنده هستید و زنده نگهتان می دارند و مرگتان هم برنامه ریزی شده و با دلیل خاصی اتفاق می افتد و ممکن است بارها بمیرانندتان و زنده تان کنند و حتی خودتان هم متوجه نشوید که این بدن امروزی تان با بدن دیروز خیلی فرق دارد ! و از آنجایی که اطرافیانتان هم کنترل می شوند هیچ کس دیگر هم احتمالا متوجه عوض شدن بدنتان نمی شود
    متاژن از طریق مادر به فرزند منتقل می شود

    وقتی هم که فهمیدید متاژن دارید و با بقیه فرق دارید، هرگز یک زندگی معمولی نخواهید داشت و آب خوش از گلویتان پایین نخواهد رفت ….؟!
    فقط دو راه پیش رو دارید
    1 – بپذیرید و کوتاه بیایید
    2- نپذیرید و تزکیه کنید

    اگر بپذیرید که راحت ترین راه است چه می شود؟
    از آن به بعد حافظه تان را کمتر پاک می کنند و تجربیات بیشتری را بخاطر خواهید آورد و شکنجه ها و رنجهای بی پایان را و ….
    اگر تزکیه کنید چه می شود؟
    حقیقت را خواهید فهمید و استادتان سرپرستی و مراقبت از شما را به عهده می گیرد و شما را از ربوده شدن و شکنجه شدن محافظت می کند و …

    هیچ راه دیگری نیست

    گروهی از ماموران حکومتی مخفی بین المللی تحت عنوان میلاب که در کنترل و ربودن انسانها با فرازمینی ها همکاری می کنند
    اسامی و مشخصات و آدرس دقیق افراد دارای متاژن را ثبت کرده و همه ی آنها برای میلاب شناخته شده و دارای پرونده هستند و اکثر سازمانهای بین المللی منجمله سازمان ملل هم با میلاب و فرازمینی ها همکاری می کند
    شما اگر دارای متاژن باشید در تجربه هایتان ماموران دولتی با لباسهای فرم مخصوص را می بینید و ملیتشان بیشتر مربوط به محل سکونت شماست اما هم زبانهای خودتان را هم در میان آنها می بینید و همچنین هر برگه و کاغذ و نوشته ای که با آن سر و کار دارید بیشتر به زبان بومی خودتان است
    نمی توانید از دست آنها فرار کنید
    پس اگر متوجه شدید دارای متاژن هستید خیلی خوشحال نشوید تازه مشکلات شما شروع شده چون این آگاهی تازه اول رسیدن اطلاعات بیشتر است و استارت بیدار شدن ذهنتان زده می شود و اثر هیپنوتیزمی کمتر می شود و اگر بخواهید حقیقت را بدانید زود به آن دست پیدا خواهید کرد و فقط بار مسوولیت و غم و رنجتان بیشتر خواهد شد
    در هر حال موفق باشید
    معلم لی هنگجی مرا نجات داد

    • سلام خانم الهام
      آیا کاملا این مطلب و همینطور پست قبلی با عنوان «سفر آسترال پان آندو به سیاره موطن ORSKA» را کامل خوانده اید! ابتدا این جمله را میگویم و بعد جملات قبلی ام را ادامه میدهم: حتما قبول دارید که همانطور که آدم مثبت گرا و منفی گرا و بیطرف داریم, فرازمینیهای مثبت خیرخواه و غیرخیرخواه و بیطرف نیز داریم. حالا برمیگردم به ادامه جملات ابتدا, اگرکه کاملا این پست و آن پست قبلی را خوانده باشبد, دو نژاد بارز متحدین منفی فضایی بنامهای رپتایلها(خزندگان:Reptoids) و خاکستریها(Grays) هستند که قبلا در سیاره ای که در منظومه شمسی ما وجود داشت زندگی میکردند اما در یک جنگ عظیم ویرانگر بین سیاره ای در این منظومه در هزاران سال پیش بهمراه 80% موجوداتش کاملا منهدم شد, آثار این کمربند سیاره ای هنوز در منظمومه شمسی ما موجود است بعلاوه آثار مکانهای با رادیواکتیویته بسیار بالا(نظیر سدوم و گموره) در روی سطح سیاره زمین, و این یعنیکه متحدین مثبتی بر ضد آنها وجود داشته که شامل نژاد Lemurian های روی سطح زمین و سیاره Mars و Venus و منظومه Sirius و Orska و چندین نژاد کوچک دیگر هم متحد با متحدین مثبت میشد. آنچه که متاسفانه شاهدش هستیم, کنترل بیشتر نژادهای منفی فضایی روی سطح سیاره ما است و آنها هستند که نمیگذارند افراد دارای چنین ژن ماورائی از این منظومه شمسی خارج شوند(همان برنامه Matrix معروف که مسبب حلولهای متعدد چنین افراد در همین منظومه شمسی میشود), اما اینها فقط نیمه خالی لیوان هستند, همانطور که گفته شد, نیمه پر لیوان وجود یک پادشاهی زیرزمینی قدرتنمد بنام آگارتا به مرکزیت شامبالا در عمق سیاره خودمان است+سایر موجودات فرازمینی مثبت قدرتمند دیگر از Orska و Sirius و Pleiades و جاهای دیگر که همواره بطور 99% مخفی با متحدین منفی در نزاع بوده اند, شواهد بصری زیادی از این نزاعها در بیشتر آمریکای جنوبی و هند و غیره(مسلما نه بالای شهر تهران یا نیویورک یا برج ایفل) گزارش شده اند بدلیل وجود پایگاههای زیرزمینی زیاد متحدین منفی در سیاره مان(مثل Area 51 و Dulce در نیومکزیکو و….). میخواهم بگویم که متحدین مثبت همیشه در طول تاریخ این سیاره ما و مطمئنا سیارات نیازمندی مثل سیاره ما بوده اند, هستند و خواهند بود, اینها آن نیمه پر لیوان هستند که وجود دارند و شما باید, تاکید میکنم باید آنرا نیز مدنظر و ملکه ذهنتان داشته باشید, آن توصیفات شما مربوط به نیمه خالی لیوان(یعنی متحدین منفی) است. برای مثال خود آقای پن آندو تحت حمایت Orska و آگارتا قرار دارد , یعنی خوهشا شما باید که از وجود نیمه قدرتمند پرلیوان نیز آگاه باشید, حالا سوال اینجاست که چرا متحدین مثبت تابحال وارد عمل نشده اند؟جواب: شده اند, بارها بارها, اما کاملا مخفی, بیشتر درگیریها در بعد astral اتفاق افتاده , بعلاوه اینکه بارها متحدین منفی کنترل کننده بیشتر ارکانهای اصلی سیاره ما سعی کرده اند اصطلاحا با انفجار بمبهای هسته ای در بیرون و حتی فضای داخل نزدیک به جو سیاره ما اصطلاحا به پایین آوردن قطبش و ارتعاش سیاره ای دامن بزنند+افزایش آمار هرچه بیشتری مرگ موجودیتهای ساکن سطح این سیاره, چرا؟!؟!؟! بخاطر اینکه سیاره زمین دارد وارد مناطق با سطوح ارتعاشی بالاتری(ابعاد بالاتر/برخورد جهانهای موازی) میشود و این آنچیزی است که متحدین منفی را ترسانده, از دو جهت:1-حمله متحدین مثبت به آنها بسیار بسیار موثرتر و کارآمدتر و گازانبریتر خواهد بود و 2-موجودیتهای دارای ژن ماورائی اگر بتوانند موفق شوند خود را به ادامه زندگی در این بعد برسانند دیگر از کنترل آنها خارج خواهند شد(اگرکه در مورد اول مثلا حمله متحدین مثبت به آنها نافرجام یا کم تاثیر باشد) و هدف آمار بیشتر مرگ و میر در بعد فیزیکی قبل از شروع این رخداد بینظیر کیهانی این است که متحدین منفی فرصت می یابند تا شاید در بعد astral راحتتر با متحدین مثبت درگیر شده برای سرقت روحهای سرگردان در بدنهای astral شان در آن بعد و اسیرکردن آنها در کانتینرهای مخصوص رویا بینی در فضاپیماهایشان برای خروج این ارواح از این منظومه شمسی پیش از رسیدن این منظومه به آن منطقه انرژی فوق العاده. حالا کمی بهتر میتوانید آن اصطلاحا Big Picture را ببینید؟ خواهشا آن پست قبلی را با این پست را دوباره بدقت بخوانید و خواهشا در مورد تمام حرفهاییی که در اینجا ذکر شد با تامل و سعی صدر بیشتری تصور و تعمق و دوراندیشی کنید! ما تنها نیستیم, متحدین منفی فضائی تنها نژادهای فضائی موجود در این کیهان نیستند, متحدین مثبت فضائی در سرتاسر کهکشانها حاضر بوده, هستند و خواهند بود و هرگاه که دیگر نیازش باشد آنها علنن وارد عمل خواهند شد. خواهشا نیمه قدرتمند پر لیوان را ببینید, به یاد داشته باشید و هرگز, هرگز فراموش نکنید.
      با سپاس فراوان از توجه شما و سایر عزیران و زحمات شما و همگی دوستان

      به امید پیروزی همیشگی نور بر تاریکی, آمین

  2. یک نکته ای در بالا گفتم » مابقی روح اصلی ندارند و با مرگ جسمانی نابود می شوند »
    برای اینکه سوء تفاهم نشود تصحیح می کنم آنهایی که با مرگ جسمانی حیاتشان خاتمه یافته و نابود می شوند و حیات پس از مرگ ندارند همان انسانهایی هستند که روح اصلی ندارند و حدود نیمی از جمعیت زمین را شامل می شوند و این گروه احساسات انسانی و عاطفه ی بشری ندارند ، رویا و تخیلات ندارند ، ترس و اظطراب ندارند . شجاع هستند و قدرت هیپنوتیزمی بالایی دارند و بعنوان انسانهای خودشیفته ( نارسیسیسم ) بیشتر شناخته می شوند و می توانند همه چیز و همه کس را زیر پا گذاشته و با قدرت و صلابت پله های موفقیت را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارند و به درجات بالای علمی و اجتماعی هم برسند
    ممکن است بدلیل عدم رحم و شفقت تبدیل به قاتلان سریالی خطرناک بشوند چون وجدان و احساسات ندارند و به عذاب وجدان و پشیمانی مبتلا نمی شوند
    به اینها اورگانیک پورتال یا او – پی می گویند
    اورگانیک پورتالها سرباز و ماشین جنگی و عملا روباتهای انسان نما هستند و بسیار زیرک و توانمند
    اورگانیک پورتالها چاکرای قلب و چشم سوم و چاکرای تاج سر ندارند
    همه ی اورگانیک پورتالها لزوما انسانهای بدی نیستنند و بیشتر آنها می توانند زندگی کاملا معقول و معمولی و انسانی داشته باشند و مخصوصا ممکن است پزشکان و قضات و سیاستمداران موفق و حاذقی بشوند چون ضعف احساسی ما انسانها را ندارند که مانع پیشرفتشان بشود
    یک اورگانیک پورتال از دیدن رنج و اندوه دیگران غمگین نمی شود و اصلا حیات بعد از مرگ و الهیات و بهشت و جهنم را درک نمی کند ولی از آنجا که بسیار زیرک و باهوش است ممکن است نقش انسان احساساتی و معنوی را به خوبی بازی کند
    معمولا اطرافیان اینها بسیار به آنها علاقمند و وابسته هستند اما از طرف دیگر بی نهایت از دست آنها در رنج و عذابند و زندگی شان به دست این او – پی نابود شده اما نمی توانند از او دل بکنند . چون در دلربایی و جذب انسانها به خودشان قدرت سحرآمیزی دارند و جاذبه ی افسانه ای شان آنها را محبوب القلوب اطرافیانشان می کند و مخصوصا در مورد جنس مخالفشان خوب می دانند چگونه از این قدرت استفاده کنند و همسران و عشاق متعدد داشته و همگی شان را به دنبال خود می کشند و همه را زجر کش می کنند
    نمی دانم آیا یک اورگانیک پورتال چقدر از ماهیت خود خبر دارد و می داند که کیست و چیست اما خوب می داند که چگونه و در چه جهتی از قدرت جاذبه اش استفاده کند
    اورگانیک پورتالها چه زن باشند و چه مرد ، وسیله ی جذب انرژی از انسانهای دارای روح اصلی و انتقال این انرژی مستقیما به بعد چهارم هستند
    به تکثیر و تولید مثل علاقه ی وافری دارند و بچه هایشان را دوست دارند و حد اقل اندکی محبت واقعی به آنها نشان می دهند . هرچه باشد ژنهای اورگانیک پورتال را به آنها منتقل کرده اند
    به جز بچه هایشان هیچ موجودی مورد توجه و محبت واقعی آنها قرار نمی گیرد و همه را تشنه لب چشمه می برند و برمی گردانند و فقط سوء استفاده می کنند
    محبتشان به فرزند هم در همان حد علاقه به تکثیر و توالد و تداوم نسل است نه بیشتر
    تنها توجه و نرمشی که از یک اورگانیک پورتال دیده می شود فقط در زمان برقراری رابطه ی جنسی است و راز شیفتگی و وابستگی همسرانشان هم در همین است که در آن زمان برای جذب انرژی حیاتی انسان تا جایی که می توانند مهربان و فداکار و مطیع هستند وگرنه در سایر موارد زندگی سلطه جو و خودخواه و خودپرست هستند و هرگز قلبی برای محبت در سینه شان پیدا نمی کنید
    اینطور که من متوجه شده ام قرار است حدود نیمی از انسانها بمیرند و نمی بینم کسی از مرگ آنها ناراحت شود و آنقدر این مساله بی اهمیت است که کسی حرفی از آن هم نمی زند همه فقط از نجات سه میلیارد انسان حرف می زنند و هم و غمشان را برای راهنمایی و تزکیه دادن آنها گذاشته اند! آن نیم بی اهمیت دیگر احتمالا همین اورگانیک پورتالها هستند که اصلا روح ندارند که نیاز به نجات و تزکیه داشته باشند. بعضی می گویند آدم اولین انسان اورگانیک پورتال بود که هیبرید شد و پلیادیان که مدعی هیبرید کردن آدم هستند ادعا می کنند از اول آفرینش و خلقت انسان دو گونه انسان آفریده شد . انسان دارای روح اصلی و انسان بدون روح اصلی و تا کنون این توازن حفظ شده و نیمی روح اصلی دارند و نیمی روح اصلی ندارند

  3. با سلام

    میخواستم به نکته ای خیل مهم خارج از از مبحث اشاره کنم که ربط به مبحث «مکعب متاترون» دارد. در آن مبحث مکعب متاترون اگر که خوانده اید از سه روز و سه شب تاریکی برای تغییر فاز بعد سوم زمین به بعد چهارم صحبت شده است. میخواستم این نکته مهم را یادآور شوم که از منبعی انگلیسی زبان خوانده بودم, بهرحال دانستن این اطلاعات از ندانستن آ«ها بینهایت بهتر است:»5-6 ساعت قبل از ورود به منطقه زمان صفر(ورود به تاریکی مطلق) که حداکثر شاید تا 4 روز نیز طول بکشد تغییرات بصری و محیطی اطرافتان شروع خواهد شد… پس از عبور از منطقه زمان صفر, فلاش روشنایی بسیار روشنی که ورودی به بعد چهارم است آغاز خواهد شد و تقریبا اکثر موجودات وارد آن بعد میشوند, اما چون(این آن نکته مهم است) این بعد بسیار بسیار پویاتر از بعد فیزیکی از لحاظ انرژی است لذا هرآنچه فکر و احساس کنید به سطح می آید و جلو پیدا میکند, یعنی اگر بخاطر داشتن ارتعاش پایین انرژی و…. بخواهید بترسید یا شوکه شوید میبینید که یهو تمام خاطرات بد و حتی صحنه های بد تخیلی برایتان جلو می یابد و شما خود را در درگیری با یک صحنه این عبارت غلط»مرگ و زندگی» می یابید, لذا مثلا برای مقابله با این موجودات و لوازم ترسناک و شوکه کننده اطرافتان که افکار و احساس منفی خودتان درواقع مسبب جلوه یافتن آنها بوده به فکر و احساس داشتن ابزارهای مقابله ای مثل شمشیر و تفنگ و… میکنید و همینطور هم میشود و…درگیری شما با صحنه پیش رو….تا اینکه خودتان در سناریوی خودتان مغلوب شده و بالفاصله به بعد پایین تر برمیگردید زیراکه اصلا برای بودن در اینجا آمادگی فکری, احساسی, ذهنی, آگاهی و …. نداشته اید. و اینجاست که چنین جملات بسیار قدیمی کتب اصطلاحا آسمانی معنی می یابند… «بیشتر افراد فراخوانده خواهند شد, اما فقط عده ای پیروز خواهند شد.» و «آنکس که شمشیر را انتخاب کند با شمشیر نیز مغلوب خواهد شد.»
    پیشنهاد اینجانب این است که نیمروز قبل از 21 دسامبر و(اگر آنروز نشد) قبل از 23 دسامبر همراه با عزیزانتان در منازلتان بمانید و دور هم فقط احساست و افکار مثبت را پیشه گیرید, حالا با هر روشی که میخواهید, که بهترینش ذکر(نیایش/دعا/کلمات نوربخش/هرآنچه که اسمش را بنامید) است. مثلا «درپناه پدران آسمانی خیرخواه کیهان…» «عشق و نورکیهان, صلح کیهان, دانش و معرفت کیهان, برای ساکنین سیاره زمین و سایر سیارات.» آمین.

    • دوست عزیز
      درک من بر اساس تعلیماتی که گرفته ام این است که اگر کسی بدنش را تبدیل کرده باشه در اون لحظه با بدن فیزیکی اش این مرحله را رد کرده وارد بعد چهارم می شود و اگر بدنش تبدیل نشده باشد ، سلولهای فیزیکی اش فرو می ریزد و با کالبد اختری اش وارد بعد چهارم می شود . در واقع در بعد سوم بدنش می میرد . برای زنده ماندن در بعد چهارم هم شرایطی وجود دارد و بستگی به این دارد که چقدر با استاندارد جهان جدید تناسب داشته باشید . انسانهایی که روح اصلی دارند زنده می مانند در صورتی که با سرشت جهان حقیقت – نیکخواهی – بردباری همگام باشند و در حق تزکیه کنندگان گناهی انجام نداده باشند. و سپس می شوند انسانهای تخستین دوره ی جدید زمین . انسانهای تزکیه شده که بدنشان تزکیه و تبدیل شده می توانند در بعدها حرکت کنند و می شوند تزکیه دهندگان زمین جدید و به باقی مانده ها کمک می کنند چطور در زمین جدید زندگی و تزکیه کنند
      تفاوتی که این رستاخیز با رستاخیزهای قبلی زمین دارد در این است که این دفعه خدایان هم عوض می شوند و قانون زمین هم عوض می شود . مثلا در زمین قبلی تولد ، پیری ، بیماری ، مرگ وجود داشت و قالون دوگانگی وجود داشت اما در دوره ی جدید تغییراتی می کند . الان ما در مقابل هرچیز مثبت یک منفی داریم و این دوالیته ، دوگانگی در دوره ی جدید نخواهد بود . مسائلی مثل شکنجه ی مذاهب و تزکیه کنندگان یا به صلیب کشیدن خدایان نخواهد بود . رپتلیانها به جهنم واصل می شوند و حکومتشان بر زمین به پایان می رسد برای همین آمادگی فرار از زمین را دارند که چندان هم شانس تخواهند آورد شورای دوازده نفره هم احتمالا عوض شده یا برچیده خواهند شد . خدایانی که مذاهب را کنترل می کنند هم دیگر نخواهند بود .انسانها یک مذهب و کتاب واحد از طرف خالق اصلی خواهند داشت .
      تمام روشن بینان تزکیه دهنده هم و غمشان را در تزکیه دادن و تبدیل کردن فکر و جسم انسانها گذاشته اند و هر موجودی که افکار همسو با سرشت جهان داشته باشد شانس زنده ماندن خواهد داشت و بقیه موجودات محو خواهند شد . هم جسمشان و هم روحشان.
      تکنولوژی در کار نخواهد بود و انسانها قدرتهای الهی خودشان را به منصه ی ظهور خواهند رساند و تزکیه دهندگان به آنها کمک می کنند به همان جایی که آمده بودند برگردند. موجودات چون بد شده اند به این سطح سقوط کرده اند و هرکدام نماینده ای در زمین دارند تا تزکیه کند و راه خروج از این محیط را یاد بگیرد و آنها را نجات دهد . چنانچه کسی هستید که احساس می کنید ماموریت ناتمامی دارید پس بهتر است بدانید ماموریتتان همین است که راه خروج از پایین ترین سطح آفرینش به آسمانها را پیدا کنید و به بالا صعود کنید و یارانتان را که شما را نماینده ی خود کرده اند نجات دهید. هر موجود انسانی در حال حاضر یکی از این نمایندگان و ماموران است . پس تلاش کنید ناامیدشان نکنید و باعث نابودی شان نشوید.
      با تشکر از معلم لی هنگجی که نجاتم داد و خردی به من داد که راهم را پیدا کنم. فالون دافا خوب است . من در این راه تزکیه می کنم و مطمئنم در هر روشی که تزکیه می کنید آخر سر متوجه همین حقیقت خواهید شد و ماموریتتان را بخاطر خواهید آورد . به شرطی که کاملا به روش تزکیه تان مقید و پایدار بمانید ، خیلی زود به نتیجه می رسید. مشکل اصلی شما این است که همه چیز می خوانید و همه چیز می بینید و به همه چیز گوش می دهید. اگر روشی پیدا کردید و انتخابش کردید و برایتان مناسب بود همه چیز را رها کنید و امیال انسانی را کنار بگذارید و هم و غمتان را بگذارید بر تزکیه تان و از قضاوت کردن دیگران دست بردارید .احساسات را رها کنید . لجاجت را کنار بگذارید . خودتان را بهتر از دیگران ندانید . از دید موجودات بالا همه ی ما در یک سطح هستیم و در خاک غلت می زنیم و یک به یک از هم بی ارزش تر هستیم مگر اینکه تصمیم بگیریم از این سطح بیرون برویم. تمام وابستگی های بشری دست و پای ما را به این بعد گره زده اند و اجازه ی صعود نمی دهند مگر اینکه با سرشت جهان هماهنگ شویم. صداقت – حقیقت – بردباری
      در هر روشی تزکیه می کنید باید به این سه اصل عمل کنید .
      هر موجودی که در بعدهای دیگر می بینید موجودات مرتبط با خودتان هستند حتی اگر ترسناک باشند این چیزی است که شما آفریده اید! آگاهی که پیدا کنید ترستان از بین می رود . ترس نشانه ی عدم آگاهی است. گناه نشانه ی عدم آگاهی است. بر کسی که آگاهی ندارد حرجی نیست . اما کسی که از عدم آگاهی خود مطلع می شود ولی نمی خواهد آگاهی خود را بالا ببرد محکوم به نابودی است.
      تمام روشن بینان سطح بالا هدفشان کمک به شما ست مهم نیست چه دین و مذهبی دارید . همینکه بخواهید تزکیه کنید برای نجات شما می آیند
      تمام نورهای درخشانی که می بینید خدایان مداخله گری هستند که از افلاک بالا آمده اند و شما را امتحان می کنند و با کوچکترین اشتباهی آزارتان می دهند و شرایط امتحان را سخت تر می کنند تا بالاخره درس لازم را بگیرید و آنها انسانها را لایق صعود به اقالیم الهی نمی دانند ، مگر اینکه کاملا تزکیه شده باشید. سخت است اما غیر ممکن نیست و در این دوره ی پایانی خیلی ممانعت و فشار از بالا وجود دارد

      • سلام سرکار خانم الهام
        اولا, اینجانب سرسختانه و با اعتقاد راسخ به اصل یگانگی موجودات هستی تا به حال زندگی کرده ام, میکنم و خواهم کرد, جدای از هر نوع سختی یا اتفاقی که بخواهد برایم بیافتد. دوما, بنده و شما فقط و فقط در یکسری مسائل تفاوت عقیده و نظر داریم, همین, و دو فردی که با یکدیگر تفاوت عقیده دارند این غلط محض است که یکی از آنها بخواهد به دیگری دارا بودن صفت لجاجت را بکار ببرد, این منطق است؟! همانطورکه نظر متفاوت یکنفر دیگربا عقایدی که یادگرفته اید متفاوت است, بهمین ترتیب عقایدی که یکنفر دیگر یادگرفته با عقاید شما در جنبه هایی متفاوت است, پس خواهشا جاده را یکطرفه نروید و دقت کنید.(اینکه مدام میگوئید معلمم معلمم این اسمش آن صفتی نیست که برای اینجانب بکار بردید و نمیخواهم برایتان بکار ببرم؟ مگر بنده نیز تابه حال آمده ام بگویم معلمان من چه افرادی بوده اند؟ هرگز. فقط عقایدم را در غالب ترجمه های آن مقالات با دیگران سهیم شدم, فقط همین. اینکه هر فردی میخواهد با این اطلاعات چکار کند, قبول کند یا نکند, به تمسخر بگیرد یا نگیرد, صلاح مصلحت خویش خسروان دانند). سوما, دقیق تر بخواهیم نگاه کنیم, تثلیت وجود دارد تا دوگانگی, درواقع به جز استثنائاتی نادر, بیشترجاها سه گانگی مقدس است تا دوگانگی, برای گرم و سرد, ولرم وجود دارد, برای سیاه و سفید, خاکستری وجود دارد, برای بالا و پایین و چپ و راست, وسط وجود دارد, برای محورهای مختصات x و y , محور z وجود دارد, برای الکترون و پروتون, نوترون وجود دارد, برای خوب و بد, زشت وجود دارد, برای زن و مرد, بچه وجود دارد, برای گذشته و حال, آینده وجود دارد, و……
        چهارما, دقیق تر بخواهیم به ساختار موجودیتمان و رابطه اش با کیهان بنگریم, میدانیم که ما چندین رشته DNA داریم که فقط تعدادی از آنها فعال هستند و همین مسئله دلیل عدم دسترسی آگاهانه ما مثلا در هنگام خوابیدن به بعد astral است,درست؟ حال حتی اگر بخواهیم با توجه به قانون تکاملی داروین دقیق به قضیه تمعق کنیم, چطور میشود که طبیعت برای سازگاری بیشتری یک موجودیت با محیط چیزی را خلق کرده که بیشترش بلا استفاده مانده است؟ اصلا با منطق جور در نمی آید. درواقع این مسئله نشان میدهد که ما موجودیتهایی بوده ایم که در گذشته تمام رشته های DNA مان فعال بوده است و دسترسی آگاهانه کامل به تمام ابعاد هستی داشته ایم, اما اتفاقاتی ناگوار در گذشته های دور در کیهان افتاده است که ما هنوز داریم اصطلاحا چوب آن اتفاقات را میخوریم. حال آن اتفاقات ناگوار گذشته کیهانی چه بوده اند؟…..
        پنجما, در انتها نیز دوباره متذکر این موضوع و عقیده ام میشوم که ما تنها با متحدین منفی فضائی نیستیم؟ متحدین مثبت فضائی همواره در سرتاسر کهکشانها بوده اند, هستند و خواهند بود. و ذکر این نکته هم الزامیست که متحدین منفی(رپتایلها و گریها) خصوصا رپتایلها, در سرتاسر کهکشانها حضور دارند و حضورشان اصلا منحصر به این کهکشان و منظومه شمسی مان نیست, و اگر بخواهید به همان کتب اصطلاحا آسمانی نیز دقت کنیم بعنوان مثال ذکر شده که «…..و شیطان و پیروانشان شکست خورده و برای دوره ای هزار ساله به بیرون رانده شده و عصر طلایی جدیدی آغاز خواهد شد…» دوباره, یعنی حضور متحدین منفی فضایی بهیچ وجه منحصر به این منظومه شمسی مان و کهکشان راه شیری نیست.

  4. سلام اصلا فکر نمیکنم که همچین چیزی راست باشه و فقط دروغ محضه همه اینارو میگین که اگه 2012 اتفاقی نیفتاد بگین دنیا توسط نیروهای مثبت نجات پیدا کرده!!!که اینم باز دروغه . حقیقت اینه که خدا مارو به حال خودمون رها کرده تا انقدر جون بکنیم تا بمیریم.

    • گل گفتی اقا امیر و حقیقت تلخی رو برملا کردی
      «»» حقیقت اینه که خدا مارو به حال خودمون رها کرده تا انقدر جون بکنیم تا بمیریم. «»»

      • این نوع پاسخ دادن شما به فردیکه در بمباران اطلاعاتی این جور مسائل قرار میگیرد و بهر دلیلی, بهر دلیلی نمیخواهد که به کنکاش مابین آنهمه بمباران اطلاعاتی قرار بگیرد و اصطلاحا غافله را بیخیال میشود و این چنین صحبت میکند, اصلا درست نیست, خصوصا شمائیکه سرکار خانم الهام میفرمائید معلمم فلان فرد بوده و یعنیکه جهان بینی کیهانی را حداقل برای یکسال یا چند ماهی است که دنبال کرده اید. بجای اینکه بیائید چنین فردی را با اطلاعاتی که دارید در غالب معرفی چند لینک کتاب و مقاله برای خواندن تشویق کنید, اینجور با جریان آب آن فرد شنا میکنید و منفی بافی میکنید و در عین حالیکه صحبت از یگانگی و همتراز بودن با سطوح بالای کیهانی برای ورود به سطوح بالاتر کیهانی میکنید اما با اینجور هم نظر شدن با چنین فردی و منفی بافی بهمراه او, کاملا دچار سه گانگی و دوگانگی و …. میشوید, خواهشا کنترل افکار و احساسات منفی خود را داشته باشید و نگذارید هیچ فکر و احساس منفی شما را به سمت گرایش منفی بافی سوق دهد. دوباره تکرار میکنم, منظومه شمسی ما دارد وارد مناطق بالای انرژی در کهکشان راه شیری میشود و این یعنیکه متحدین منفی از چند سال پیش تا به امروز بارها و بارها سعی داشته اند با مرگ و میر عده زیادی از انسانها ارواح حداکثری آنها را(خصوصا افراد دارای ژن ماورائی را) از بعد astral دزدیده و از منظومه شمسی مان به بیرون ببرند به سایر سیارات منظومه های شمسی دیگر تحت کنترل خودشان دور از دسترس این منطقه انرژی کهکشانی که داریم واردش میشویم, و این یعنیکه سرکار خانم الهام اگر متحدین مثبت وجود نداشتند الآن بنده و شما و سایرین اینجا نبودیم که راحت با شکم های سیر و گل و بلبل بنشینیم کتاب بخوانیم و اینترنت برویم و مقاله ترجمه کنیم و از این جور چیزها…. یعنی اگر متحدین مثبت نبودند, خیلی زودتر از اینها ارواح امثال من و شما و سایرین اینجا را متحدین منفی از بعد astral بسرقت میبردند و از این منظومه شمسی به بیرون میبردند. چرا آخه درک این حقیقت فوق العاده فوق الذکر برای شما دیگه سخت شده؟ دوباره, اگر حضور متحدین مثبت نبود, الآن امثال بنده و شما و سایرین اینجا نبودیم که این حرفها را بهم بزنیم و ارواحمان در بعد astral خیلی وقت پیشها توسط متحدین منفی بسرقت برده میشد برای خروج از این منظومه شمسی پیش از ورود این منظومه شمسی مان به آن منطقه انرژی بالای کهکشان راه شیری. این حقیقت فوق العاده فوق الذکر کتمان ناپذیر است, حداقل بعقیده راسخ اینجانب, حالا شما میخواهید قبول کنید یا نه, یا بهم فحش و ناسزا بگید یا نه, ختم کلام, صلاح مصلحت خویش خسروان دانند.

      • سلام خانوم الهام
        من اون روز که این حرفو زدم خیلی عصبانی بودم و روز خیلی بدی هم پشت سر گذاشته بودم و بابت این حرفمم از همه معذرت میخوام.ولی اگه راستشو بخواین اصلا اعتقادی به حرفی که زدم نداشتم و فقط از سر عصبانیت بود واینکه هر چی تلاش میکنم نمی تونم راهو پیدا کن.من تو زندگیم کارای سخت و دیوونه بازیای زیادی دراوردم که بارها وبارها مرگو جلوی چشمام دیدم ،لحظه هایی که از شدت ترس چشامو میبستمو میگفتم :دیگه تموم شد مردم!!!اما در عین ناباوری نیرویی عجیب و روحانی(نمیخوام بزرگ نشونش بدم،فقط چیزی رو که حس کردم دارم میگم) منو نجات می داد.بعضی وقتا انقدر این ماجرا تکرار میشد که احساس میکردم تو این ماجرا قرار نیست اتفاق بدی برام بیوفته و من در امانم.تو اون لحظه ها انقدر خدارو حس میکردم که نگو.. احساس میکردم شدم ذره ای از خدا!!احساس قدرت خاصی میکردم!! تمام این حرفارو زدم که یه سوال ازتون بپرسم ؟نوشته هاتون همشون یه جوری نوشته شدن که اشاره به ماورالطبیعه بودن شما و همچنین باز بودن چشم سوم شما و همچنین بین بعد حرکت کرد ن شما داره!!(البته این برداشت من از حرفاتونه)اما اشاره ای به کمک خدا در حرفاتون نیست؟ودیگه اینکه چرا حرف منو درست تعبیر کردید؟

    • سلام آقای امیر
      اگر حوصله دارید که کتاب الکترونیکی بخوانید, کتب و مقالات زیادی از افراد مختلف به زبانهای بیشتر انگلیسی و تا حدودی هم فارسی موجودند که کمک میکنند تا ذهن کیهانی تان را توسعه داده و تا آنجا پیش بروید که بتوانید اصطلاحا Big Picture را بهتر ببینید, با کنار هم قرار دادن حداکثری پازلهای در دسترس. برای شروع, کتاب الکترونیکی که خیلی حوزه ها را تا حد خوبی پوشش میدهد به شما معرفی میکنم که در لینک زیر موجود می باشد:
      http://www.mediafire.com/view/?bymgrfcizya9orl

      • سلام من این کتابو میخونمش و نظرم رو در موردش به شما میگم .لطفا ایمیلتون برام ارسال کنید. با تشکرamir_goodarzi5@yahoo.com

    • نه مسئاله اصلا ربطی به این موضوع نداره بحث ما سر حقیقت انسانیت هست و این که ما از چه عناصری تشکیل شدیم
      2012 مسئاله اش جداست دو راه وجود داره یا توی 2012 اتفاق بزرگی میوفته یا اینکه نسل بشر به همین زندگی معمولی خودش ادامه می ده

  5. salam ba tashakor az matne jalebe shoma
    dost aziz agar payamhaye(salusa)ke 1 mojod az sayareye(sirus)hast ro to site http://www.galacticchannelings.com khonde bashid daron tozih dade ke in mojodat mitonand dar modate 36 saat yek ensane9hybrid)ro shabih sazi va be har tedad ke niaz darand taksir konand…..
    va hamintor gofte shode ke gharare 1 bayanie az tarafe (obama)be zodi khande beshavad va hozore mojodate mosbat ro ke haman tarkibi az chand sayare mesle(sirus,accurian,peleiadian,…)hastanddar bad az vaghe eye bozorg 21 december(ascention) hozor basyar gostarde dar zamin dashte bashand ke bezodi etefagh mioftad…ama jaye negarani nist…feghat gharare ke gorohe(300 nafari)ya hamon(allominat)ha dastgir beshavand va az sayareye zamin kharejeshon konand,,,,va ontor ke man motale e kardam,tedade besiar ziad az(grey)ha ta konon az zamin kharej shodand va baghimandeye anha tebghe akharin khabar ta(21 december)mohlate khoroj darand…va albate dar morede sisteme mali va poli donya ham taghirati dar rah ast ke enshalah be zodi be etelae omom miresad…mamnon….

  6. این جناب پان آندو که این پست ازش ترجمه شده تا الان هیچی نمی دونستم یه ذره علم منطق یا همون قوانین درست فکر کردن رو خوندم ولی در این مورد هنوز نمی تونم درست و غلط رو از هم تشخیص بدم. نمی تونم به جرات رد کنم و نمی تونم به یقین تاییدش کنم. ولی تناقضات زیادی توی این متن خودنمایی می کرد. در اینکه نژاد هایی از موجودات هوشمند دارن روی ما آزمایش انجام میدن شک نمی کنم ولی در مورد ژن ماورایی اصلا نمی پذیرم اینا بیشتر فانتزی هایی هست که در اثر فیلمهای هالیوودی ایجاد میشه. نمی دونم سریال قهرمانان یا 4400 رو دیدین یا نه اون هم نشونه ی دارا بودن یه قدرت ماورایی در انسان در اثر فعال شدن یه ژنه
    تحقیقات ما روی ژنها و علوم تجربی صد سال قدمت نداره و سرعت پیشرفتمون هم تساعدی بالا میره و روز به روز هم دانشمون از ساختمان بدن انسان بیشتر میشه حالا اگه این خاکستری ها به قول این یارو پان آندو دارن هزاران سال روی انسان آزمایش می کنن و هنوز نتونستن به نتیجه ای که میخوان برسن باید واقعا بهشون شک کرد تازه بعد از هزاران سال چه اصراری دارن که به همون روش قدیمی خودشون یعنی ربودن انسانها عمل کنن. خدا وکیلی خودتون رو بذارین جای این خاکستری ها و فکر کنین قراره یه همچین ژنی رو پیدا کنین و از روی پوست جذبش کنین مثل محتویات آمپول که وارد بدن میشه حالا کاری نداریم شدنیه یا نه ولی فرض کنیم میشه
    اگه قرار باشه جای یه خاکستری باشین واقعا چطوری عمل می کنین؟

    • نشانه های ی از تبار آسمانی شاهان ساسانی
      چنان که پیش از این در دیدگاههای خود در زمینه چلیپای شکسته (سواستیکا 1 و 2) گفته شد شاهان و بزرگان ایران زمین از تبار آریرها(آرین های باستانی فرازمینی) بودند که اندک اندک از میانه روزگار ساسانی تا پایان آن به اروپا کوچ کرده و دستاویز های خود را نیز در این زمینه نشان دادیم چندان که در پایان این روزگار و کوچ واپسین گروه از آنها از فلات ایران چیزی نماند مگر شهرهای تهی از مردم و گروهی بومی و دورگه ی آریایی-بومی که در روستاها یا به گونه ای پراکنده در شهرها میزیستند و گروه بزرگتری از آنها نیز به روند نیاکان خود زندگی را با چادرنشینی و دامداری می گذرانیدند. چونان که با یورش مشتی عرب مسلمان همه این فلات گسترده و البته تهی از آرین های جنگاور و ارتش بی همتای آنها در اندک زمانی به چنگ تازیان افتاد.در این بخش از وبگاه شما که ژن ماورایی نام دارد بهتر دیدم که نشانه و گواهی دیگری نیز که با گفتار شما در این زمینه همخوانی دارد را بنویسم و آن رازی است که سالهای سال است که بر چهره سکه ها و دسته ای از سنگنوشته هایی که از ان روزگاران بر جای مانده نهفته و نگاشته شده است و آن این پسوند شگفت آور به زبان پارسی میانه است برای شاهنشاهان ساسانی:
      Mzdysn bgy “rthshtr MLKn MLK”yrn MNW chtry MN yzdn
      که به پارسی امروزی میشود: «سرور مزداپرست اردشیر شاهنشاه ایران که چهر (=تخمه= نژاد=تبار=به اوستایی چیثره) از یزتان(=ایزدان= خدایان) دارد.
      براستی آرمان آنها از کندن این نوشته شگفت آور بر روی سکه های خود چه بوده است؟ این نوشته رازآمیز دا دستکم 9 شاه ساسانی به گونه ای پی در پی به کار برده اند که اینهایند:اردشیر یکم بنیاد گذار ساسانیان(224 تا 240م) و شاپور یکم(241 تا 272م) و هرمزد یکم(272 تا 273م) و بهرام یکم(273 تا 276م) و بهرام دوم(276 تا 293م) و بهرام سوم(293م) و نرسی(293 تا 303م) و هرمزد دوم(303 تا 310م) و شاپور دوم(310 تا 379م) که روی هم رفته این نویسه در سنگنوشته ها و سکه های ساسانی برای 155 سال به کار میرفت.
      با بررسی خود این عنوان در این نویسه میتوان درونمایه ان را روشنتر کرد:چندان که در برگردان خود نویسه به پارسی دری نشان دادیم وازه پهلوی «چیتری» با وازه اوستایی «چیثره»همریشه و برابر با تخم(=دانه) و یا همان چهر پارسی دری(=نژاد) است.در پارسی باستان(هخامنشی) این عنوان در واژه»چی» و در عنوان آمایشی «آریه چیتره»(=از تبار آریایی) و شاهان هخامنشی خود را با این عنوان می خواندند 0(برای نمونه داریوش در سنگنوشته اش در نقش رستم). پس از برافتادن هخامنشیان فرمانروایان پارس که فرته دار نیز خوانده می شدند این دگردیسی عنوانی » از تبار آریایی» به از تبار خدایان» را پدید آوردند و سکه های آنها در روزگار اشکانیان بانام یا وازه بگه داته(بغداد= خداداده=از تبار خدا) اغاز می شود و این نویسه بر این سکه ها دیده می شود:
      Bgdt prtrk “zy”hly”
      بغداد prtrk(=عنوانی هلنی) از ایزدان اهلاییک (سپندین=مقدس)
      واین از آن نشان دارد که این فرمانروایان آرین نژاد تبار خود را از جهان فراسو یا همان سپندین(اهلایی) میدانستند و این درست برابر با همان گزاره «آریه چیتره ی» هخامنشی بود واز این رو وازه «آریه» در روزگار هخامنشی میبایست کارکردی بیش از نشان دادن و یا شناساندن نژادی یک گروه از شاهنشاهان مانند هخامنشیان پارسی را داشته وچنان که خواهیم گفت این کارکرد شگرف را داشته که ریشه وسرزمین مادری آرین های فلات ایران را نشانگر بوده که در جهانی در فراسوی زمین بوده است چندان که ما این پافشاری را در بکارگیری همیشگی این عنوان:…»آریایی پسر یک آریایی»…. را به گونه ای پیوسته در بیشتر سنگنوشته های هخامنشیان می بینیم و این بسیار ساده انگارانه است که چنین باور کنیم که این عنوان تنها کارکردی همانند گزاره «نژادپرستی»(racism (امروزه داشته!و گرایش شاهان پارس به این عنوان تنها گرایشی نژاد پرستانه بوده است!!!! زیرا اکنون میتوانیم بگوییم که این عنوان کارکردی همانند یک شناسنامه یا ID CARD را برای نمایندگان این گروه از هوشمندان فرازمینی به همراه داشته است.
      برای نمونه هایی دیگر:
      در پارسی میانه(=پهلوی ساسانی) واژه «چیهر» که برابر است با: بنیاد= بن =گوهر=ریشه و…ودر پارسی اشکانی-سغدی مانوی «چیهرگ» برابر است با:گوهره و سرشت و نهادو…. و نیز در پازند اوستا «چیهره» برابر با جوهره و ….
      در این زمینه یکی از خاورشناسان بزرگ به نام و.پیسانی((v.pisani بر آن بود که وازه «چیثره» اوستایی از ضمیر پرسشی «چی»+اسم مکان «ثره» آمایش یافته و آن همانند وازه ودایی «کوتره» در سانسکریت می باشد که برابراست با:»کی هستی؟» یا «از کجا آمده ای؟» این دیدگاه روشنگرپروفسور پیسانی در زمینه کنکاش ما بسیار راهگشاست و نشان از این دارد که باور ما درباره کارکرد شناسنامه ای یا همان ID Card که از ان سخن رفت چندان هم گزافه نبوده است.
      رویداد رازآمیز دیگر این است که:چنان که گفته شد این عنوان در روزگار ساسانیان تنها برای بازه زمانی ای 155ساله ای به کار رفت و به دنبال آن به گونه ای ناگهانی این نویسه «آنکه چهر از ایزدان دارد» در روزگار شاهی اردشیر دوم ساسانی(379 تا 383م) این عنوان دیگر به کار نرفته و ناپدید شد؟!!آری این خود بر پیچیدگی این چیستان می افزاید. زیرادرست در زمانی این نویسه پهلوی یادشده از سکه های ساسانی کنار رفت که برای هیچ یک از پادشاهان این روزگار هم نگاشته نشد؟!!!آیا چنان که در دیدگاههای پیشین خو نیز گفتم نشانه ای نبوده از کوچ بزرگ آرین های فلات ایران که از سده سوم میلادی کلید خورد و در سده ی ششم میلادی به انجام رسید؟

      • بسیار ممنون. خانم جمشیدی اگر زحمتی نیست یک مطلب کامل در این مورد که نظرات قبلی شما را هم شامل میشد بفرستید تا در وبلاگ قرار دهم.

  7. به نظر من انسان در تمام زمانهایی که روی این کره خاکی زندگی میکرده دنبال فائق اومدن به محدودیت های مادی بوده دنبال این بوده که حصار های این دنیا رو در هم بشکنه و قوانین جدید و نو خلق کنه چون ذهن انسان محدودیت نداره و می تونه هر چیزی رو که بخواد تخیل کنه اما به واقعیت در اوردن تخیل اگرچه همیشه برای بشر آسون نبوده ولی همیشه هم در حد یه رویای دست نیافتنی نبوده. به خیلی ها رسیدن و به خیلی ها هم نرسیدن . اما رسیدن به این رویا به منزله عبور از مراحل سخت به همراه زمان دراز بوده که ممکنه به شخصه یک نفر نتونه در طول زمان حیات خودش به همه اینها برسه. مثل آرزوی پرواز یا غیره که البته بیشتر اونها هم برای لذت طلبی و آسایش بوده

    مثلا قدرتهایی مثل نامرئی شدن. طی الارض کردن. تله پاتی و تله کینزی. خوندن فکر دیگران و کنترل داشتن روی اونها. پرواز کردن. یا رفتن به بعد دیگه .انتشار در محیط ارتباط با ارواح.قدرت شفاگری.دیدن آینده. همه و همه از آرزوهای بشتر بوده. و داستانهای زیادی هم نقل می کنن از کسایی که به این نیروها رسیدن. که البته من نمی خوام رد کنم ولی رسیدن به این مراحل مستلزم تمرین و ریاضته نه داشتن یه مشخصه ی خاص جسمانی مثل ژن ماورایی. البته یه مقدارشم عوام فریبیه و همین طور جهل مردم نسبت به علم

    خداوکیلی جناب پان آندو چطوری این اطلاعاتو به دست اورده؟ و چطوری میشه از صحت و سقم اینها مطمئن بود؟ وقتی صحبت از دنیای شهود میشه اطلاعاتی که به دست میاد به تناسب شخصیت افراد متفاوته

  8. الان هزاران نفر در دنیا هستند که ادعا دارند با موجودات فرازمینی، غیرارگانیک، لمورین، آتلانتیسی و … ارتباط دارند و همه حقایق هستی را از آنها آموخته اند. هر کدوم هم یه چیزی تعریف می کنه که با بقیه متفاوته. عمر هم چیزی نیست که بیخود تلف کرد، فارق از هر مذهبی باید معنوی بود و در جهت گسترش عشق و تعالی روح باید کوشید و هیچ استاد و راهنمایی هم بهتر از دل نیست.

  9. آنقدر حلوا حلوا کنید بلکه کامتان شیرین شود

  10. خب میگم اینها همشون درست ولی اینجاازسیاراتی نام برده شده که واقعا» زندگی برای هرموجودی دراونجا خیلی سخت وگاها» غیرممکنه در ثانی واقعا» چه لزومی داره خیلی از اون موجودات که هزاران سال قبل از ما به تکامل علمی وفنی رسیده اند وزمین رو هم میشناختند نخواسته باشن از همون ابتدا تشریف بیارن واین همه از راه دور به زحمت نیافتند؟اونها به اون اندازه قدرت داشتند که اگه میخواستند به راحتی ما تا هروقت که دلشون میخواست اونها رو خدا فرض میکردیم من به این مقاله با نهایت خضوع به دیده احترام نگاه میکنم وفارغ از اصل موضوع که کاملا» موافقم ولی درکل نمیشه خیلی چیزهاشو قبول کرد ودرکل من این مقاله روفقط یک متن تببین شده به جنبه اصلی یعنی همون انسانهای با قدرت بی نظیر نگاه میکنم نه چیز دیگری . البته با عضرخواهی از نویسنده ومترجم محترم

  11. جالبه که خانم الهام میگه اگه روح پالایش نشه تا اون زمان نابود و محو میشه
    مسخره تر از این جمله چیزی تا حالا نشنیده بودم ..
    ولی در هر حال بنظرم هیچ عدالت کاملی وجود نداره فکر نمیکنم خدا هم
    موجود خوبی باشه اگه بود این همه زجر و بدبختی و بی عدالتی نبود..

  12. کلا به نظرم زیاد به این حرفها توجه نکنید. ببینید چقدر حرف ضد و نقیض آدمهای مختلف از سراسر دنیا در میارن.
    یکبار یکی میگه نژاد گری ها میخواد به ما کمک کنه یکبار دیگه میگن نه با همکاری خزنده ها میخوان دخل ما رو بیارن. یکبار یکی دیگه میگه مردم سرزمین نیبیرو خون خوار هستن بعد یکی دیگه میگه نه وقتی سیاره اونها به نزدیکی زمین برسه میان کمک ما علیه خزنده ها.
    یکی دیگشون میگه اینها ما رو بوجود آوردن بعد یکی میاد میگه نه خدای اصلی اون یکی میگه نه این نژاد نبود اون نژاد بود.
    یکی از خنده دار ترین چیزهایی که من دیدم این بود که زنی ادعا میکرد که صدای ارواح شنیده با یک دستگاهی بعد تو صحبتهای اونها فهمیده خژنده ها زمینو گرفتن و به کمک مردم نیبیرو میتونه ما رو نجات بده.
    یا یک پسری بود به اسم بوریسکا که میگفت هنوز تو مریخ ادم زندگی میکنه اما اینجا میگه تمدن مریخ منقرض شده یا چیزها دیگه

  13. یا شیطان پرستها که وقتی ترانزیت زهره میخواست امسال اتفاق بیفته چقدر شلوغش کردن که آره شیطون میاد همتونو نابود میکنه وقتی شیطون تو این روز بیاد اتفاقات بد و بزرگی میفته. دیدی که زهره اومد از جلو خورشید رد شد و هیچ اتفاقی هم نیفتاد

  14. وقتی میام کامنت میذارم فکر می کنم نفر اولم اما میام میبینم رفته اون پایینا
    یه تیکه به پان آندو پروندم چه می دونستم میره هفتم هشتم خوب شد رامتین پاکش کرد وگرنه بقیه فکر می کردن با اونا هستم

    چند تا سوال از دوستمون الهام داشتم. اول اینکه طبق کدوم دیدگاه معتقدید که نصف مردم جهان ارگانیک پورتال هستند؟ این دیدگاه چقدر محکمه و میشه روش استدلال کرد؟
    و دوم اینکه اگه یه ارگانیک پورتال با یه آدم معمولی ازدواج کنه فرزندی که به وجود میاد تکلیفش چیه؟
    و اینکه برای ارگانیک پورتال ها یه سری خصوصیات روانی قائل شدید صرف نظر از اینکه انسانها رو نمیشه توی دو تیپ شخصتی از هم تمیز داد سوال من اینه که آیا معتقدید ژنهای ما تعیین کننده شخصیت ما هستن ؟ نظری که کاملا منسوخ شده؟
    و منظور شما از این جمله که (هرگز قلبی برای محبت در سینه شان پیدا نمی کنید) چیه؟ شما واقعا اعتقاد دارین که نصف مردم جهان اینجورین؟ یعنی نمی تونن محبت کنند و عشق بورزن؟

    • چشم سوم . با چشم سومت نگاه کن . پورتالها روح اصلی ندارند و چاکراهایی که اونها رو به روح اصلی پیوند می زنه ندارند . 3 چاکرای هفتم تاج سر و چاکرای ششم چشم سوم و چاکرای چهارم چاکرای قلب را ندارند . هرچیز مربوط به این چاکراها در آنها مفقود است . دورگه ها هم یا اینوری یا اون وری . آن چاکراها یا نیست یا اصلا رشد نیافته است . مثل آنومالی های جنینی . یک مساله ای هم در مورد اینکه شما اجازه دارید این چیزها را ببینید یا خیر. چون شاید نگرانی در مورد تشویش اذهان عمومی آنطرف هم وجود دارد. شاید هم از او پی ها می ترسند که دست به هر کاری بزنند
      کسی که چاکرای چشم سوم نداره یعنی اصلا چشم سوم نداره و هرچی شما خودتون رو خفه کنید نمی تونه باور کنه. چند درصد انسانهای دنیا وقتی به مساله ی عرفان و چشم سوم و حتی حقایقی مثل بیگانه و موجودات فرازمینی می رسد آنرا تایید می کنند؟ کم نیستند در همین صفحه که وقتی تجربه تان را می گویید می خندند و می گویند توهم! بابا توهم زده . تازه اینها کسانی هستند که چاکرا دارند وگرنه حتی کنجکاو نمی شدند و اینجا نبودند.
      اگر دلیل و اثبات می خواهید باید تزکیه کنید . قدرتهای درونی تان را فعال کنید تا ببینید و لمس کنید . اگر نصف مردم دنیا که معمولا قدرت غالب اجتماعی را دارند بدلیل نداشتن چاکرا وجودش را انکار نمی کردند که مساله سری نمی شد! کسی که دارد می فهمد و کسی که ندارد نمی فهمد . به همین سادگی . شما برای چیزی که ندارید اثبات لازم ندارید و برای چیزی که دارید اثبات لازم دارید ! ظاهرا اونهایی که ندارند بیشتر هستند! علم ما را مجبور کرد چیزی را بدون اثبات قبول نکنیم و باید من به نیمی از دنیا ثابت کنم که مثلا چشم سوم دارم با علمی که بیگانه ها برای از بین بردن قدرتهای درونم بویژه چشم سومم طراحی کرده اند و با فرمولهای علمی آنها برای پورتالهایی که احتمالا بیشترین تسلط را در دنیا دارند . باید با نیمی از مردم دنیا بجنگم و ریشخند و اهانت و اتهام منکران را به جان بخرم تا چیزی که امکان ندارد و هرگز امکان ندارند ببینند برایشان ثابت کنم. چیزی که در مورد آنها وجود ندارد و قابل اثبات به آنها نیست. رپتلیانها هزاران هزار سال تلاش کرده اند چشم سوم را مخفی نگه دارند و در ما از بین ببرند. آیا اورگانیک پورتالها اگر بفهمند محکوم به نابودی هستند و احتمالا خلقتشان به دست بیگانه ها فقط جنبه ی نظامی و تغذیه داشته ، آنوقت ساکت می نشینند؟ شانسی که رپتلیانها دارند این است که او پی ها در انکار مطلق بمانند . بقیه را به توسط این نیم دیگر راحت می توان کنترل کرد. فرض کن یک روبات آنقدر هوشمند بشود که خالق خودش را کنترل کند . بعید است یک موجود از بوجود آورنده ی خودش قدرتمند تر بشود ولی کار از محکم کاری عیب نمی کنه. حتما بیگانه ها فکر اونجا رو هم کرده اند. چه دلیلی برای وجود اینهمه انسان بدون روح در جامعه وجود دارد؟ شکنجه گران زندانها و واحدهای امنیتی و اطلاعاتی سراسر دنیا چه کسانی هستند؟ القاعده چه کسانی هستند ؟ بمب گذاران انتحاری ؟ خیلی از آنها زندگی های معمولی دارند و سرشان به کارشان است و من نگفتم همه شان انسانهای بدی هستند . گفتم خیلی بدها می توانند از این گروه باشند . زندگی های کاملا معمولی و خوشحال . و درگیری های روانی و روحی ما را ندارند . خودشیفته ها خودشان بیماری روانی پیدا نمی کنند چون روانی ندارند که از چیزی به درد بیاید و متزلزل شود و این انسانهای دارای روح و روان اصلی است که تیمارستانها را پر کرده اند. معتادان و کسانی که رنج می برند. همه شان تجربه ها یا توهمات متافیزیکی دارند که دچار بحران روحی شده اند . اما اورگانیک پورتال اصلا احساساتش متزلزل نمی شود و چیزی او را دچار بحران روحی نمی کند . یکی دیگر از توهمات دنیای بشری همین است که فکر می کنیم آدمهای درون تیمارستانها یا مراکز اعتیاد یا زندانها بد هستند و هرکس سرش به کار خودش باشد و هیچ مشکل شخصیتی بروز ندهد خوب و نرمال است. از کجا می توان مطمئن بود و این چنین قضاوت کرد؟ چه بسا درون انسانها ی خوب و نرمال بسیاری شان او پی باشند و بین مشکل داران و روانیان بسیارشان ( بجز قاتلان زنجیره ای ) انسانهای اصلی؟! اینکه فرزانگان می گویند : قضاوت نکنید چون حقایق را نمی دانید شاید بخاطر همین هاست و اینکه می گویند انسان فریب خورده در همین نکات است.
      می گویند او پی ها از ملکوت نیامده اند و وجودشان مورد تایید خدایان نیست .
      چرا یک دفعه در یک منطقه که مردم کاملا بی آزاری دارد زلزله ای می شود و همه از بین می روند ؟ خیلی به این فکر کرده ام که اگر بخاطر گناه و کارما باشد که خنده دار است مثلا سونامی ژاپن بیاید و خیلی ها بیگناه می میرند و بازمانده ها در حال جدا کردن شیشه و فلز و کاغذ برای بازیافت و جلوگیری از آلودگی محیط زیست هستند ! چه دلیلی دارد چنین انسانهای بی آزار و شرافتمندی بی دلیل بمیرند و موجودات روشن بین هم هیچ کاری در رفع مصیبت نمی کنند؟ آیا نمی تواند علتش تکثیر نژاد او پی ها در آن منطقه باشد؟ من به شخصه در اینکه تمام حوادث طبیعی برنامه ریزی شده اند شکی ندارم چونکه قابل پیش بینی هستند اگر کسی ماجرایی را از سالها پیش بتواند پیش بینی کند پس برنامه ریزی شده بوده و اگر حوادث طبیعی هم قابل پیش بینی است بدلیل همین می دانم . سنگ روی سنگ آفرینش برنامه ریزی شده است پس بی دلیل این حوادث پیش نمی آید . چرا بعضی ها با اینکه در حادثه ی طبیعی می میرند ، تجربه ی نزدیک مرگ را پیدا می کنند و برشان می گردانند و می گویند وقت شما الان نیست؟ چرا یک نفر زیر چند طبقه آوار زنده می ماند و یک نفر دیگر یک صندلی توی سرش می خورد و می میرد؟ مرگ و زندگی انسانهای واقعی دست خداست و مرگ و زندگی انسانهای پورتال دست رپتلیانها . کسی نمی تواند انکار کند که او پی ها انسانهای شبیه ما و در میان ما هستند اما مثل انسانهای واقعی مورد آزمایش و دستکاری قرار نمی گیرند. در واقع بهتر بگویم چیزی تحت عنوان بازی سرنوشت فقط مختص انسانهای دارای روح اصلی است . از آنجایی که نژاد بیگانه انسانهای پورتال را برای بهره برداری و بردگی مطلق ایجاد کردند مساله چشم سوم را کاملا سری نگه داشتند و با دستکاریهای ژنتیکی و ترویج علم و تکنولوژی قدرتهای الهی انسان واقعی را هم سرکوب کردند تا هم متوجه حقیقت نشود و هم به لحاظ استثمار بدنی و بردگی شغلی یک تعادل و همانندی بین همه ی انسانها ایجاد شود و چاکرای گلو را در زنها بستند و چاکرای دوم مردها را تقویت کردند تا یک شکاف بین دو جنس ایجاد شود و تنها راه ممکنی که برای انسان باقی مانده بود تا بتواند کوندالینی اش را بیدار کند( توسط رابطه ی جنسی و عشق جسمانی ) از بین برود و دو جنس همیشه در رابطه شان درگیری عاطفی وجود داشته باشد . اما یافته های تاریخی نشان می دهد که بیگانگان و فرزندان دورگه شان به خوبی از رابطه ی جنسی برای تزکیه بدنشان استفاده می کردند و این را هم محرمانه نگاه می داشتند. چون هر چقدر که قدرتهای درون انسانها را سرکوب کرده بودند اما بخاطر نیاز به توالد و تکثیر انسانها نمی توانستند ارگانهای جنسی انسان را غیر فعال کنند و کوندالینی به توسط این انرژی امکان بیدار شدن و باز کردن ناگهانی تمام قدرتهای الهی انسان را دارد.
      بعضی ها همیشه فکر می کنند چرا زندگی معمولی ندارند؟ چرا با دیگران فرق دارند و احساس می کنند کار ناتمامی ، ماموریتی دارند و بعضی دیگر به اینها می خندند و می گویند برو خودت را به روانپزشک نشان بده ! حالا چطور باور نمی کنید از هر دو نفر یکی روح اصلی ندارد؟ همینجا یکی را داریم می گوید همه تان توهم زده اید !
      از هر دو نفر یکی همیشه توهم می زند و دیگری مثل بچه ی آدم دارد زندگی می کند. می خورد و می خوابد و مهمانی می رود و صبح سر کار می رود و شب به خانه می آید و حتی اگر جفری دامر باشد هم زندگی اش روال نرمال خود را دارد و چیزی او را دچار هیجان و استرس نمی کند و به بقیه برچسب روانی می زند. و چقدر هم حرفش درست است . روان چیزی است که دقیقا او ندارد و دیگران دارند و بخاطر همین روانی هستند!
      شما یک دیوانه در خیابان می بینید و دل می سوزانید و غصه اش را می خورید اما یک روانپزشک یا رییس تیمارستان او را می گیرد و به زنجیر می کشد و بدون هیچ ترحمی انواع شوکهای الکتریکی و داروها و شکنجه های جور واجور را به رویش پیاده می کند و زجر کشش می کند تا خوبش کند . در قانون نگاه کنید افراد مبتلا به بیماری روانی اموالشان مصادره می شود و محجور به حساب می آیند و حقوقشان کلا پایمال می شود و حتی ازدواجشان از بین می رود و صحیح نیست . چه کسی چنین قانونی را گذاشته؟ کسی که روح ندارد تا او را درک کند . کسی که چشم سوم ندارد و جن را نمی بیند به کسی که جن دیده و اصطلاحا جن زده شده انگ روانی می زند و اموال و حقوقش را به یغما می برد ( تازه در کشوری که به جن اعتقاد دارد! ) . خود شیفته متزلزل نیست . او- پی روح و روانش آسیب پذیر نیست ولی همه ی اطرافیانش را می تواند روانی کند و همه را روانی می نامد . این طوری می توانید تخمین بزنید تقریبا چند درصد مردم ممکن است این مشکل را داشته باشند! فهمیدنش سخت است ، غیر ممکن نیست . اگر چشم سوم یاری ات نکند و تازه چشم سوم هم ممکن است در هر سطحی باز شود و خیلی ها فکر می کنند شدت کارما چشم سوم فرد را اینطور مهر و موم کرده ولی این فقط درمورد افرادی که آنرا دارند صدق می کند . یعنی کسانی هستند که می بینید این چاکرا در آنها کاملا مسدود است ولی مفقود مطلق نیست . من هم کسی نیستم در خیابان راه بروم و مردم را نگاه کنم و برچسب بزنم چه کسی روح دارد و چه کسی ندارد و هر دو گروه بی گناه هستند و قربانی . چه فرقی می کند چه هستیم ؟ مهم این است آزارمان به کسی نرسد و به پتانسیلهای درونمان را برای کشف حقیقت استفاده کنیم. وقتی یک او-پی آزارم می دهد بدون هیچ احساسی از کنارش رد می شوم و اگر خیلی رنجم دهد از محافظم استمداد می طلبم و فقط اگر یک انسان واقعی آزارم بدهد می گذارم به حساب رابطه ی کارمیک و بدهی که حتما از قبل به او داشته ام و اگر بدهی در کار نباشد برایش غمگین می شوم که تقوایش را بی جهت با کارمای من مبادله کرده . بدون مداخله ی او کارمای من از طرق دیگری هم می توانست تسویه شود و دلم نمی اید کس دیگری بار گناه مرا به دوش بکشد حتی اگر خودش طالب آن باشد و از این فداکاریش قلبا از او ممنون می شوم و از قدرت سایکیکم استفاده می کنم تا شیاطینی که ذهنش را کنترل کرده و او را تحریک می کنند با اهانت به یک تزکیه کننده برای خودش کارما جمع کند ، از بین ببرم . با یک او – پی از این مشکلات ندارم . کافی است یک نحکم کنید می رود پی کارش چون قدرتهای سایکیک ندارد تا به روح شما حمله کند فقط برای گرفتن انرژی حمله می کنند . اما انسان واقعی قدرت سایکیک دارد حتی اگر نداند و قسمت آگاهی دارد که می داند اوضاع از چه قرار است و دچار رنج و عذاب می شود. کسانی هم هستند که چهار چشمی به انسانها نگاه می کنند و دنبال بهانه برای زجر دادنشان هستند و همینکه علیه انسان دیگری مرتکب گناهی می شوید دست بکار حساب کتاب کردن و مجازات می شوند و اگر هرچه سطح معنوی کسی که به او اهانت شده بالاتر باشد ، مجازات توهین کننده بیشتر است. واضح و مبرهن است که این شامل او – پی ها هم می شود. کسی به حال او – پی دل نمی سوزاند چون با یک مرگ راحت می شود اما بهشت و جهنم و سعادت و عذاب سهم انسانهایی است که روح جاودان دارند و به بهانه ی یک اشتباه کوچک که تحت تلقین یک موجود کنترل کننده انجام داده اند ممکن است مدتهای مدید عذاب بکشند.

      می دونید من دیگه خیلی وقته از دیدگاه علمی این چیزها رو سعی می کنم تجزیه تحلیل نکنم. اما یک چیز جالبی فهمیدم درمورد خصوصیات ژنتیکی . اینکه این نظریه منسوخ شده یا نه واقعا خبر ندارم و خوب برای من عجیبه اگر بگویند خصوصیات شخصیتی ما بواسطه ی ژنتیک ما منتقل نمی شود. محیط و تربیت صددرصد تاثیر دارد اما چطور ژنتیک تاثیر ندارد؟ بگذریم حوصله ی زیست شناسی رو دیگه ندارم. به هر حال چیز جالب که فهمیدم حتی اسممون هم ویژگی های ما رو نشون می ده! یک جور طبقه بندی انگار هست . مثلا ما موجودات رو طبقه بندی می کنیم و در گونه های دیگر قرار می دهیم اما دیده ام ما انسانها در یک بعدی با اسامی مان طبقه بندی می شویم . مثلا همه ی شهلاها یک ویژگی های روانی خاص دارند و یا همه ی مژگانها و همچنین در یک گروه طبقه بندی می شن! و همه ی مثلا علی ها ! یک جور قیافه و سرنوشت و اخلاق و یک چیزهای بخصوصی که در بعد دیگر واضح تر است . و انگار با ناممان شناخته می شویم و برای همین است که در محافل سری و آیینهایی از اسم خاص انسانها صحبت می شود . انگار یک ویژگی هایی در یک نفر باید باشه تا در گروه اسمی مثلا فخری قرار بگیرد! در بعد دیگر اینطوری شناخته می شود و در بعضی مناطق نام پدر طرف مهم است و در بعضی مناطق نام مادر طرف . مثلا جایی که دراکونیان قدرت غالب دارند نام مادر مهم است . خود دراکونیان هم به جنس مونث احترام بیشتری می گذارند و غلبه و قدرت در دست جنس مونث است. اما مناطقی که دست نژاد دیگری است ( نام نمی برم ) انسانها با نام پدرشان شناسایی می شوند و این به جامعه هم گاهی کشیده شده و در آن کشور های تحت قلمرو آن نژاد هم بعضی وقتها اینطور می شود. از اونجایی که متوجه شده ام اسم ها قبل از تولد انتخاب می شوند و بعضی ها اسم اصلی شان ممکن است با اسم تولدی شان در اثر مداخله ی دیگران متفاوت باشد و همچنین ظاهرا در تناسخ های متعدد افراد اسم یکسان یا خیلی مشابه دارند.
      وقتی اینرا با مساله ی ژن سازگار بیگانه یا متاژن روی هم گذاشتم به فکرم رسید شاید جاهایی که طرف را با نام مادرش شناسایی می کنن بعلت وجود متاژن است و این احتمالا مربوط شود به انسانهای واقعی و جایی که طرف را با نام پدرش شناسایی می کنند مزبوط شود به انسانهای او-پی . یا بالعکس . تفاوتش را نتوانستم بفهمم . یک چیزهایی وقتی اینطرف هستی واقعا از ذهنت پاک می شود و وقتی آن طرف هستی مثل روز روشن می دانی. همچنین زیاد اجازه نداری در مورد این چیزها فکر کنی باید به شهود خودت اعتماد کنی و اگر به بیراهه بروی که دیگه ررررفتی ی ی

      بحث در این مورد به جاهای باریک می کشد و از افشاگری متاژنی آقای آقا هادی شروع شد و آنطرف سر این موضوع بحثی نیست اما اینطرف اگر جرات داری حرفشو بزن! مخصوصا توی وبسایت فارسی زبان! اما بحث اسم رو من شخصا باهاش برخورد کردم و خیلی برام عجیب بود اما واضح . مثلا تلفظ اسم الهام در بعد دیگه اینطوری نیست و اسم منو با یک تلفظ خاصی صدا می کنند ( رپتلیانها ) . هم نامها معمولا در یک گروه اند. چرا؟ آیا کسی تجربه مشابه یا به قول دوستان کم لطف ، توهم مشابه داره یا نه؟ آیا به اسامی مشابه در تناسخ های متعدد برخورد کرده اید؟
      اگر هم این موضوع علمی تایید شده یا اونقدر معروف و رایجه که همه بهش آگاهی دارند به من نخندید که ای بابا کجای کاری اینو همه می دونن. من راستش نمی دونستم و هنوز هم نمی دونم درست متوجه شدم یا نه ! از کسی هم پیش نیومده بپرسم . حالا به لطف شما اینجا می پرسم شاید این معما برای من حل بشه.
      اینها درک و تجربه ی من بود و در جهانی که هزاران لایه ی تو در تو داره ، کی می دونه چی درسته؟
      ما روی یک اتم ( سیاره ی زمین ) در یک بدن خیلی بزرگ زندگی می کنیم . حالا تصور کنید بدن اصلی چقدر بزرگه و یک ذره روی یک اتم چقدر می تونه از اصل حقیقت اطلاع پیدا کنه؟

      • حاج خانوم ! بيخيال بابا، مرديم ابنقدر اين صفحه رو بالا پايين كرديم ،
        صفره ابلفضل كه ننداختن !
        ديدگاه يعني چهار تا سطر ، نه روضه سكييينه!!!

      • شما کاملا درست می فرمایید آقای سهراب عزیز
        ممنون که تذکر دادید
        راستش خیلی تذکر به جایی بود. انگار فراموش کرده بودم نظر دادن چهارتا سطر بیشتر نیست
        با تشکر و سپاس فراوان

  15. یه سوال دیگه هم از دوستمون هادی داشتم
    این متحدین منفی و مثبت که ازشون نام می برین صرف نظر از اینکه آدمو یاد جنگ جهانی و متحدین و متفقین میندازه و این نظر رو به ذهن متبادر می کنه که جنگ جهانی سوم در راهه. میخوام بدونم بر اساس چه چیزی مثبتن یا بر اساس چه چیزی منفی. آیا همین که از ما طرفداری می کنن مثبت هستن؟ اونوقت اونایی که منفی هستن خودشون می دونن که منفی هستن؟
    دقیق ترمی پرسم: اصلا این جنگ سر چیه؟ سر لحاف ملا و زن که دعوا نمی کنن؟
    و دوم اینکه منظور شما از انفجار اتمی پایین آوردن قطب زمین به منزله ارتعاش بیشتر چیه؟ بعد آثار این انفجار کجا ثبت شده؟ نمی تونن کل زمین رو بترکونن یهو. یا مثلا یه ویروسی چیزی بندازن به جونمون

    اونوقت منظور از دزدیدن ارواح چیه؟ مگه میشه ارواح رو دزدید؟ فرض کنیم که دنبال ژن ماورایی هستن اگه یه نفر بمیره روحش دیگه نمی تونه حامل ژن فیزیکی باشه می تونه؟. از اون گذشته فکر می کنین ژن چیه مگه؟ یه مشت سلول و پروتوئینه دیگه اگه فعلا امکانش نباشه که به صورت مصنوعی ساختش خب میشه تکثیرش کرد یا کلا اون ارگانیک رو شبیه سازی کرد دیگه ربودن ارواح برای بدست آوردن ژن چه صیغه ایه؟

    و در پایان اینکه هادی جان من از نوشته های شما کپی گرفتم چون باارزش هستن. نمی خوام از کارتون انتقاد بکنم شما هم به من حق بدین چون یه فرد عادی هستم و برای اولین باره که چنین چیزایی رو میشنوم دوس دارم با دقت و موشکافی بیشتری بخونم و واقعا دلم میخواد بیشتر بدونم پس خواهش می کنم از سوالاتم ناراحت نشین

    • سلام خدمت شما و سایر دوستان گرامی

      ابتدا میخواستم اینرا عرض کنم که همه چیز را همگان دانند و تقریبا هیچ کدام از 99 درصد موجودیتهای ساکن این بعد فیزیکی سیاره ما نمیتوانند ادعا کنند که عالم دهر هستند, اما طبقه بندی سطوح اطلاعاتی متفاوت در نزد افراد متفاوت امری کاملا کتمان ناپذیر است, و اینجانب تا به حال آنچه را که از کتب و مقالات افراد مختلف به انگلیسی و فارسی یادگرفته و در آنها در حد و اندازه خودم ژرف اندیشی کرده ام و از مجموع تمام آن بمبارانهای اطلاعاتی آن اعتقادات خودم را در غالب مقاله های کوتاهی با این سایت پرطرفدار و شما دوستان گرامی قسمت کرده ام, نه با هدفی بیشتر و نه کمتر و نه با هیچ گونه ادعایی, یعنی اینکه تصمیم گیری نهایی هر موجودیتی به گردن خودش است. و این اطلاعات, مانند هر اطلاعات دیگر متافیزیکی, دانستن آنها از ندانستنشان بهتر است, زیرا کافیست یک شب مهتابی در یک کویر باشیم و به آسمان بنگریم تا به عظمت تنها بخشی از کیهان و بی اندازه ناچیز بودن ما در مقایسه با آن و اینکه ما تنها موجودات ساکن این کیهان نیستیم واقف شویم.
      اما در خصوص سوال شما, آنچه را که یادگرفته ام خدمتتان بیان میکنم: هر موجودیتی (جاندار و بیجان) از انرژی+ارتعاش(فرکانس) تشکیل شده است. منظور از انرژی, یعنی فرمهای متفاوت تاکنون شناخته شده انرژی برای ما(مثل انرژی الکتریکی/مغناطیسی/رادیویی/تله پاتی و..) و تمام آن فرمهای ناشناخته دیگر(مثل روح) است, و منظوراز ارتعاش(فرکانس) تمام آن فرکانسهای اصلی 64 بعد کیهان و فرکانسهای زیرمجموعه ای جداگانه هرکدام از آن 64 بعد کیهان است. تمام موجودات پیشرفته و غیرپیشرفته هم یعنی از انرژی+ارتعاش تشکیل شده اند و این یعنی همینطور ماها. اما منظور از انرژی ما, همان عصاره وجودی ما است که در فرهنگها و ادیان باستانی سیاره مان بنام روح یا آگاهی یا هرچیز دیگری که شما اسمش را بنامید نامیده شده است. اجازه دهید از این جمله به بعد برای راحتی کار, از لفظ روح بجای عصاره وجودیمان(انرژیمان) استفاده کنیم. آنچه بنام 12 رشته DNA تشکیل شده از 64 codons ذکر میشود(که فعلا برای 99% ماها فقط حدود 3% آن فعال است که یعنی ما فقط در بعد فیزیکی آگاهی و دسترسی داریم/ جالب است که immortal بمعنی بودن در جسم فیزیکی برای ابد نیست بلکه این است که روحمان دسترسی و آگاهی کامل همیشگی, همیشگی به تمام ابعاد هستی داشته باشد و هیچگاه مثل الآنه بدلیل یکسری اتفاقات کیهانی گذشته های دور نشویم که فقط 3% DNA مان فعال است), در حقیقت ریشه در روحمان دارد, 64 قفل ابعادی, 64 حمل کنند(بدن) برای روح ما در ابعاد متفاوت, و هر بدن(مثل بدن فیزیکی و بدن astral) نیز یک کپی از آن اطلاعات DNA ای را نیز درخود خواهد داشت,و پروسه مرگ(تا به حال آنچه گفته میشود) از دست دادن بدن فیزیکی در این بعد فیزیکی است و غیرفعال شدن آن یک واحد شناسه موجود در DNA( که مرتبط با بدن فیزیکی است) در عصاره وجودیمان, منظور آن یک واحد شناسه(و همینطور 63 واحد شناسه دیگر ابعادی) منحصر بفرد مانند اثر انگشت در DNA مان است که باعث میشود هنگام بیدار شدن از خواب(منظور در بدن فیزیکی) اشتباها روحمان در بدن فیزیکی همسایه مان برنگردد و بیدار نشود. حالا, بطور fast rush جلو بیاییم(چون کلی صفحه میبرد که همه چیز را بهش اشاره کنیم), موجودیتهای پیشرفته کیهانی ساکن میلیاردها منظومه های کهکشان ما و میلیاردها کهکشان دیگر, یا جریان انرژی(اینجا منظور از انرژی, روح نیست) مثب خوار هستند یا منفی خوار, مثل خود ماها, که بعضیها با کمک به دیگران و…. ارضاء روحی میشوند و بعضی برعکس. اما قضیه فراتر از انرژی مثبت خوار بودن و منفی خوار بودن میرود تا به جائیکه بحث همین مبحث «ژن ماورائی»(که اگرکامل آنرا خوانده باشید که چه قابلیتهای عظیمی میتواند داشته باشد) به میان می آید و تلاش موجودیتهای منفی کیهانی برای بهره مندی هرچه بیشتری از این ژن در اقصی نقاط کهکشانها.
      اما نیروگاه ارواح کجاست؟(ما از کجا آمده ایم) یک تئوری میگوید که ارواح ساکنین میلیاردها منظومه هر یک کهکشان واحد, از موتور مرکزی(آنچه که علم جاری سیاه چاله نامیده) آن کهکشان نشئت گرفته اند, یعنی ارواح از ابتدای وجودشان با دسترسی کامل به تمام ابعاد کیهان(حتی اگر برطبق نظریه داروین نیز نگاه کنیم,چطور میشود طبیعت برای هماهنگی بیشتر ما با محیط 12 رشته DNA بوجود آورده که فقط چند رشته محدودش الآنه فعال است) بوده اند. بهرحال, ما الآنه ارواحی با حدود 3% DNA فعال هستیم و یعنی دسترسی و آگاهی خیلی محدودی به ابعاد کیهانی داریم. با توجه به تمام این مطالب ذکر شده, ارواح رو نمیشه شبیه سازی کرد, بلکه شبیه سازی فقط و فقط روی حمل کننده بیشتر فیزیکی و… آن ارواح میتواند صورت بگیرد, بدون طرح کامل DNA آن روح در آن بدن فیزیکی یا astral شبیه سازی شده, خصوصا وقتیکه پای وجود «ژن ماورائی» در طرح DNA یک روح وسط باشد, دیگر قضیه غیرممکنتر نیز میشود چراکه «ژن ماورائی» در موجودیتهای کیهانی بسیار نادر است و درصد فعال بودن آن در طرح DNA ارواح موجودیتهای کیهانی دارای این ژن نیز متفاوت است, فقط و فقط بطور طبیعی فعال میشود و توسعه می یابد و هیچ تکنولوژیه پیشرفته ای نمیتواند آنرا بزور فعال کند و توسعه 100% دهد, و خیلی ساده تر اینکه اگر طرح DNA یک روح خصوصا روح موجودی که دارای این ژن ماورائی باشد قابل شبیه سازی بود, که دیگر متحدین منفی فضائی اینهمه زحمت و جنگ بخاطرش در سرتاسر کیهان راه نمی انداختند و مثلا رپتایلها(خزندگان فضائی:Reptoids) از یک طرح DNA حاوی ژن ماورائی درصد بالای فعال خودشان میرفتند خروار خروار شبیه سازی میکردند و همین طور الی آخر…….. این آن حقیقتی است که باعث میشود متحدین منفی فضایی آن ارواح موجودات کیهانی دارای این ژن ماورائی در طرح DNA شان را در سیاراتی که شناسائی کنند مثل مزرعه بانان یک مزرعه مبادرت به رشد دادن و توسعه دادن طبیعی میکنند که حتی برای یک روح منفرد دارای چنین ژن ماورائی ای بیش از هزاران سال نیز طول میکشد تا ژن ماورائی مذکور در طرح DNA آن روح به حد مناسبی بطور طبیعی فعال و توسعه یابد تا بعدش متحدین منفی فضائی بیایند آن روح را گرفته و آن ژن ماورائی تا حد مناسب فعال شده و توسعه یافته شده را از DNA او استخراج کنند, حتی اگر اینکار بقیمت صدمه جبران ناپذیر به آن روح باشد. اما بحث سرقت روح چیست؟ ایا در ریاضی یادتان هست یک دایره میکشیدیم و 4 ربع مثلثاتی را با یک بعلاوه در آن نمایش میدادیم؟ هر کهکشان نیز دارای چندین منطقه انرژی متفاوتی است که هر چند هزار سال یکبار هر کهکشانی وارد یک منطقه جدید انرژی کهکشانی خودش میشود. آن منطقه هایی که دارای انرژی بالاتری هستند اصطلاحا قابلیت ارتقاء یک بعد به بعد دیگر و…….. را باعث میشوند و منظومه شمسی ما نیز دارد وارد یک منطقه انرژی بالا در کهکشان خودمان میشود و این یعنی یک تهدید بزرگ برای متحدین منفی فضائی کنترل کننده سیاره ما از دو جنبه: 1- این یعنیکه آن ارواح موجودات ساکن سیاره ما که دارای چنین ژن ماورائی هستند میتوانند اگرکه بتوانند با ارتقاء سطح روحی و ذهنی و آگاهی خودشان بطور موفقیت آمیز وارد این بعد شوند و با آگاهی کامل به زندگی در آنجا ادامه دهند از کنترلشان خارج میشوند و… و این آن دلیلی است که متحدین منفی فضائی بارها در خصوصا یکدهه اخیر سعی در سرقت ارواح موجودات ساکن این سیاره داشته اند برای خروج آنها از این منظومه شمسی پیش از رسیدن منظومه شمسی مان به این منطقه بالای انرژی کهکشان مان+انفجار بمبهای اتمی در بیرون جو یا فضای بسیار بالای داخلی جو یا حتی زیرزمین یا حتی آغاز یک جنگ جهانی اتمی سوم, برای پایین نگه داشتن حداکثر ارتعاش سیاره ای و موجودیتهای ساکن آن تا اصطلاحا ترانزیت بعد سوم به بعد بالاتر با شکست حداکثری ارواح موجودات ساکن سیاره سبب گردد. و 2- متحدین مثبت فضائی بوده و هستند و خواهند بود که تابه حال به هر زحمت و قیمت ممکن بوده جلوی سرقت ارواح موجودات ساکن این سیاره را گرفته اند+با ورود منظومه شمسی مان به این منطقه بالای انرژی کهکشان مان, قوت و تاثیر ضربه متحدین مثبت به متحدین منفی به امید بیرون راندن آنها از این منظومه شمسی خیلی خیلی بیشتر خواهد بود زیراکه برخورد آن 64 ابعاد (جهان)های موازی پیش خواهد آمد و پرتالهای بین ابعادی بسهولت باز هستند و……………………

      سعی کردم خیلی خلاصه تر بنویسم نشد, میبخشید, با تشکر از توجه شما و سایر دوستان

  16. به نظر من اگر تمام اطلاعات قبلي اي كه از اين دست مسائل هستند را قطعات يك پازل فرض كنيم اين مقاله ميتواند بخش عمده اي از اين پازل را براي ما نمايان كند ، بطور مثال : هيتلر هم داشت تلاش ميكرد تا همين نژاد را دوباره احيا كند كه تمام نيروهاي نظامي آن زمان به آن تاختند و احتمالاً ادامه تحقيقات و دانشمندان در آمريكا به كار گماشته شدند، يا مطلبي كه روي نقشهاي كشتزار نوشته بودند كه هنوز هم فرصت هست و دولتها از بستن قرار داد با نژاد گري پشيمان خواهند شد ،، ويا خانمي كه براي بار دوم كه ربوده شده بود زير هيبنوتيزم يادش مي آمد كه كودك دورگه خودش را ديده ،، يا تكنولوژي هايي كه در ابن پنجاه سال اخير به سرعت نور در دست من و شما قرار ميگيرد و ما حتا فكر نميكنيم كه به چه صورت ابداع ويا اختراع شده اند ،و. …و…و همه اينها در كنار اين مقاله،،
    با سپاس

    • هیتلر یک اشتباه استراتژیک کرد و اون حمله به شوروی بود و این کار تیر خلاصو به سوی نازی ها شلیک کرد. لشکر ششم آلمان یا کشته شدن یا اسر شدن کلی هم تجهیزات از دست دادن.
      تا قبل از حمله به شوروی , چرچیل خودشو کشت برای اینکه روزولتو قانع کنه که وارد جنگ بشه اما اون نشد فقط زمانی وارد جنگ شد که آلمان ضربات سنگینی دید در حمله به روسها و اروپایی ها هم دیگه جونی براشون نمونده بود و اینجا بود که آمریکا مثل یک ناجی وارد میدان شد و کلی هم امتیاز گرفت

  17. من سوالي داشتم ممنون ميشم اگر كسي جوابش را ميداند پاسخ دهد… در اينجا مطرح ميشه كه ما در عالم خواب به بعد ديگري سفر ميكنيم و از آننجا انرژي دريافت ميكنيم 1- چطور ميشود بعضي ها (اصطلاحا») خواب خيلي سبكي دارند و بعضي خواب خيلي سنگينتري دارند 2- افرادي كه در خواب مرتبا» درگير و داد و فرياد هستند و با ترس از خواب بيدار ميشوند قضيه چي هست ؟

    • سلام خدمت شما و سایر دوستان گرامی

      لطفا ابتدا مطالبی را که در بالا برای آقای عباس نوشتم مطالعه کنید تا اگرکه احیانا پاراگراف زیر را میخوانید در جریان باشید.

      افرادیکه انرژی(عصاره وجودی/روح/آگاهی/هرچیزیکه اسمش را بنامید) پرچگال(ارتعاش خیلی پایین) دارند امکان دارد که اصلا خواب(هولوگرام/فیلم نامه ساختگی قدرت ذهنی خودتان در بعد astral) نبینند, یا اکثرا خوابهای بقول شما سنگین ببینند. احساسات و خوراک و افکار و گفتار و اعمالمان تاثیر مستقیم با ارتعاش روحمان دارد, یعنیکه حتی غذای با اسیدیته بالا(مثلا تخم مرغ یا گوشت زیاد) در قبل از خواب بخورید آنچه را که خوابهای سنگین(کابوس) مینامید سبب میشود, اگر مدام با احساسات منفی(مثل خشم/نفرت/ترس/…) زیاد زندگی میکنید سبب میشود, و بهمین ترتیب جداگانه برای افکار و گفتار و اعمال و مجموعه ای از ترکیب آن 5 مورد, یعنی فردیکه در هر 5 مورد اصطلاحا negativite بالا دارد, حال و روز مطمئن باشید خوشی در هنگام خوابیدن نخواهد داشت, اگر که , دقت کنید, بخواهد بطور طبیعی بخوابد, یعنی نه به کمک هزارجور قرص و سرم و شربت آرامش بخش برای خوابیدن. زیراکه بطور خلاصه, کارکرد سالم و صحیح روح ما در راه و روش صلح و نور امکان پذیر است و نه تاریکی و دشمنی و جنگ. مهندسی روح ما بر اساس صلح و نور و عشق بوده, و نه هیچ چیز دیگر.

      با تشکر از توجه شما و سایر دوستان

    • به نظر بنده خواب هيچ ارتباطي با بعدهاي ديگر نداره و يك فيزيولوژي طبيعي براي ريكاوري مغز و بدن براي ادامه فعاليت در روز بعدي هستش و سيكل خواب توسط ترشح هورمونهايي توسط خود مغز شروع ميشه و فركانس مغز در شروع به حالت آلفا و سپس بتا ، اگر اشتباه نگفته باشم ميره ، كه در اين زمان باتوجه با اتفاقات گذشته يا رو ز قبل در ضمير ناخود آگاه مغز شروع به يكسري فظاسازي و توحم و رويا ميكنه ، كه در مواردي كه بواسطه اضطراب يا افسردگي و مسائل مختلف رواني ترشحات دوپامين و ملاتونين مغز بهم ريخته باشه اين سير طبيعي شروع و پايان با اشكالاتي همانند همون مواردي كه شما به اون اشاره كردين پيش مياد ،،، كلاً نه روحي در كاره نه از بدن جدا ميشه اين حجويات مذاهب براي تحميق مردم هستش ، كه مثلاً ميگن مرگ مثل خواب ميمونه !!! يكي نيست بگه دادا آخه وقتي تمام سلولهاي مغز مردند و هيچ جريان شيميايي و الكتريكي در كار نيست ديگه يارو خاموش شده ،،!!
      صد بار بيش به تو گفتم
      باز آمدنت نيست چورفتي ررررررررفتي!

      • سهراب جان من هم یک زمانی این طور فکر میکردم ولی الان صد در صد به وجود روح ایمان دارم.

      • جناب رامتين عزيز
        بعد از آخرين باري كه متوجه شدم مسائلي رو كه سي و پنج سال از زندگيم فكر ميكردم به قولي صد در صد وجود دارند و درست هستند ، تماماً كذب و ساختگي بودند اولين چيزي كه آموختم اين بود كه در هر زمان امكان دارد دانش و دانسته هاي ما كاملاً دستخوش تغيير بشود ، مثل اتاق تاريكي كه مدتها در مورد لوازم داخلش حدس و گمان داشته ايم و يا تعريفهاي ديگران را باور كرديم ، و يكدفعه شخصي كليد برق را روشن ميكند و باعث ميشود چشم ما بروي حقيقت باز شود!
        مطلب ديگري هم كه ياد گرفتم اين بود كه بازهم هيچ گفته و امكاني را رد نكنم و تا اطمينان كانل راجه به آن تحقيق كنم ،،
        با اينكه مسئله روح را آن هم از نوع بالباس! از نظر من كاملاً مردود مي باشد و من به بقاي جان اعتقادي ندارم (البته نه از نظر بقاي جرم و اتم ) ولي خوشهال ميشوم در صورت تمايل شما منابع و تجربياتي كه باعث شده شما به اين اطمينان برسيد را به من معرفي نماييد..
        باسپاس
        سهراب م گ

  18. در پاسخ جوان
    باید یه توضیح خیلی خیلی خلاصه بگم که از نظر علمی در خواب ما با 5 مرحله رو برو میشیم که به دو قسمت اصلی حرکات تند چشمی و عدم حرکات چشمی تقسیم میشن. در مرحله بیداری یا امواج بتا الگوهای فرکانس بالایی که نشاندهنده تمرکز و هوشیاری هستند در مرحله آلفا که حالت خواب آلودگی یا استراحت هستند
    مرحله اول خواب با امواج تتا یعنی امواج با فرکانس پایین با دامنه کوتاه شروع میشه و اصطلاحا بهش میگن خواب سبک که حدود 10 دقیه است. خیلی خوبه که بعد از ظهر چنین خوابی داشته باشیم
    مرحله دوم خواب عمیق تر همراه با دوک های اتفاقی خواب که امواج فرکانس بالایی دارن و حدود 20 دقیقه طول میکشه
    در مرحله سوم امواج دلتا شروع میشه که آرمیدگی عضلات به صورت تدریجی شروع میشه و 40 دقیقه طول می کشه
    در مرحله چهارم که امواج دلتا بزرگ و کند هستند خواب عمیقی که بیدار شدن در اون سخته
    اینایی گفتم همه تو مرحله نان رم یا مرحله ای که با حرکات تند چشمی همراه نیستند
    مرحله پنجم الگوی الکترو آنسفالوگرافی به جای اینکه به مرحله اول برگرده شبیه حالت هوشیاری میشه با این تفاوت که حرکات تند چشمی هم در همین مرحله از خواب اتفاق می افته و در اولین چرخه ی خواب شبانه 10 دقیقه طول می کشه و در چرخه های بعدی تا 1 ساعت هم می رسه
    این پنج مرحله مدام تکرار میشه تا اینکه فرد بیدار بشه

    اونایی که خواب سبک تری دارن مراحل عمیق تر خواب برای اونها زمان کمتری داره و ترشح هورمونهایی مثل استیل کولین و اپی نفرین و سرتونین هم خواب تاثیر دارن به هم خوردن هر کدوم از این انتقال دهند های عصبی باعث به هم خوردن نظم خواب میشه

    اگه بخواهیم راجع به خواب حرف بزنیم خودش یه کتاب قطور میشه من فقط خیلی خلاصه گفتم
    این جواب سوال اولت بود

    د باره سوال دوم هم خیلی خیلی خلاصه میگم
    اینا جزو دسته اختلال های خواب هستند که خودشون به چند دسته تقسیم میشن موردی که شما بهش اشاره کردین از نوع کابوسهای شبانه است که معمولا محتوای یکسانی دارن مثل دزدیده شدن یا مورد تجاوز قرار گرفتن و تعقیب شدن و سقوط از یک پرتگاه و به قتل رسیدن
    کابوسها در سن 3 تا 6 سالگی به اوج خودشون می رسن و رفته رفته کمتر میشن مثلا یه دانشجوی کالج سالانه 4 تا8 کابوس می بینه . البته استرس ها در زندگی بی تاثیر نیستن مثل از دست دادن عزیزان یا اختلاف خانوادگی همین طور سبک زندگی و نوع نگاهمون به زندگی هم در این مورد بی تاثیر نیست . مصرف مواد مخدر و محرک که دیگه جای خود داره
    البته این کابوسها رو در مرحله حرکات تند چشمی میبینم
    بحث وحشت در خواب هم خودش یه بحث جدای از کابوسه چون اون در مرحله ی بدون حرکات تند چشمی اتفاق می افته و معمولا اوجش از 5 تا 7 سالگیه

  19. سوال از جناب الهام:
    این » از بین رفتن روح » چطور انجام می گیره؟
    ضمنا یکی از شرایط پالایش روح برای شما آیا جوش آوردن و پرخاش کردن هست؟ که دارید همه رو به » حلوا حلوا کردن » دعوت می کنید؟

  20. حلوا حلوا کردن نشانه ی پرخاشگری و جوش آوردن نیست و روی صحبت من هم آقای هادی یا فرد خاصی نبود بلکه همه ی خودمون نژآد انسانها را در نظر دارم . نژاد انسان یک مشکل داره و اینکه همیشه منتظره . همیشه منتظره تا از بیرون کمک بشه . وارد بحث متحدین مثبت و دشمنان منفی نمی شم چون بحث اعتقادی رو پیش می کشه و موضوع به خدا و شیاطین ربط پیدا می کنه و باز اینجا بلبشو می شه . هرکسی باید به یک سطح آگاهی برسه و بعد کم کم معماها براش حل میشه و از اینکه یک روز بحث می کرده سر این چیزها خنده اش می گیره . اما من از جسارت اقای هادی خیلی خوشم آمد و تحسینش کردم و چند نکته ای که بنظرم از قلم افتاده بود رو اضافه کردم و چون از من و شمای نوعی صحبت می کردم ولی یادم رفت که این موضوع را خاطر نشان کنم این سوء تفاهم پیش آمد که من به ایشان ناسزا گفتم و راستش فکر کردم حالا این خرابکاری تصادفی را کی می خواد جمع و جورش کنه ؟ ! و دیدم تموم نشد و کش پیدا کرد.
    نمی دونم چند نفرتون روحتون دزدیده شده وتوی جعبه ی سیاه یا همون کانتینرهای رویا بینی که اقای هادی گفتن قرار گرفتین. خوب دلتون می خواد این تجربه ها مال اروپایی ها باشه و شما ترجمه کنید و حالشو ببرید ولی ناراحت می شید اگر من تجربه ی شخصی ام رو در مورد قرار گرفتن توی جعبه های سیاه رو براتون بگم و از روی تجربه ی شخصی اعتراف کنم که متاژن داشتن چیز جالب توجهی نیست و به متحدین مثبت امیدی نیست و خدا ما رو ول کرده ! ناراحت می شید و اما عزیزان من عملا وقتی برید اون تو هیچ کس جز کسی که شما رو انداخته اونجا بیرونتون نمی آره و برای دفعه های بعدتون باید معلم درون بگیرید یا دم یکی از دراکونیان رو ببینید چون کافیه یه گوشه چشم به رپتلیان نشون بدهند تا دیگه حساب کار دستشون بیاد و آزار و اذیت رو فقط یه ذره کمتر کنن. توی جعبه ی سیاه که می روید اونقدر رنج و درد و تنهایی و شکنجه بی نهایته و اونقدر احساستون عمیقه و زمان ابدی بنظر میاد که نمی دونید کی می تونید بیایید بیرون و باور نمی کنید چند قرن ممکنه اونجا زجر بکشید و وقتی میایید بیرون ممکنه در این بعد چند لحظه سپری شده باشه. از فرط ناامیدی و اینکه هیچ کس نیست ، هیچ کس نیست و این چیزی است که به شما گفته می شه و قدرت اراده و تعقل ندارید فقط مثل یک کامپیوتر با احساس و برنامه ریزی شده اید که در سکون و سکوت رنج ببرید به چه بهانه ؟ چرا ؟ به این بهانه که کارما دارید! چون گناه کرده اید! ( تماما دروغ – ذهن انسان تحت کنترل آنها کار می کند و کوچکترین عملمان به اختیار خودمان نیست چطور گناهانی که تحت برنامه ریزی آنها انجام داده ایم به حساب ما نوشته می شود؟ این جنایت شیطانی در حق بشر است . اما فعلا کاریش نمی شود کرد . حرف حسابشون اینه که کارما داریم چون به حرف شیطان عمل کرده ایم و مجازات حقمونه!) مهم نیست که بعدا شما ممکن است تزکیه کنید و سطح آگاهی تان را بالا ببرید و این قدرت هیپنوتیزمی را بشکنید اما تا قبل از آن همین است که هست. درد بی انتهاست . وقتی برای شما رویا برنامه ریزی میشه و یکراست به قلمروهای بسیار زیر سطح پایین فرستاده می شید و مثل مهره ی شطرنج حرکت داده می شید و واقعا رنج می کشید . بعد از اینکه آگاهی بیاد حالا به هر طریق که دیدن فیلم مثلا ماتریکس باشه یا کارتون لاکپشتهای نینجا یا خوندن مثنوی یا عرفان یا امثال همین وبسایتها ، کم کم می تونید روی فکرتون کنترل خیلی کوچکی پیدا کنید و متوجه بشید که یک چیزی درست نیست! یک جای کار می لنگد و نشانه هایی برای خودتون بگذارید و حافظه اتون رو فعال کنید . ولی فقط با کمک از بیرون می تونید
    متحدین مثبت هرگز مداخله نمی کنند . مداخله نمی کنند. به خاطر همین مثبت هستند . چون به ما حق انتخاب و اختیار می دهند وگرنه منفی ها که ما را لایق انتخاب و اختیار نمی دانند . همه چیز به خود انسان بستگی داره اونها راهنمایی می کنند ولی کاری برای ما نمی کنند. خوب خودشون هم جز این ادعایی ندارند. میگن ما به شما می تونیم راهنمایی کنیم اما نمی تونیم برای شما عملا انجام بدیم . اینکه دی ان آ ی خودتون رو خودتون باید همکاری کنید تغیر بدید و چشم سومتون رو باز کنید و قدرتهای سایکیتون رو اکتیو کنید تا ما بتونیم راه بطرف شما باز کنیم. از بالا قدرتهایی دور زمین یک شبکه کشیده اند ، یک پرده بین انسانها و قدرتهای بالاتر و نمی گذارند انسانها بیدار شوند و نمی گذارند انسانها قدرتهای سایکیک خودشون رو فعال کنند . زندگی را سخت کرده اند . مشکلات مادی و رنجهای بیرونی زمین را در بر گرفته و مردم عملا از فکر کردن به درون باز داشته شده اند. اینهمه جنگ و کشتار را ببینید
    از اونها بپرسید چرا ؟ می گویند چون انسان کثیف است . در لجن می غلتد . کارما ی خودتان است . کارمای زمینتان است . باید تسویه کنید .این دلیل این همه رنجی است که بر نژاد ما رفته . حالا چطور ممکن است دست روی دست بگذاریم و دلمان را خوش کنیم که متحدین مثبت می آیند و با سفینه هایشان و ما را نجات می دهند؟ می دانید چگونه ؟ متنهایی را ترجمه کنید که به شما دلخوشی ندهند و واقعیت را اشکار کنند. فرمانده اشتر و ناوگان بیست میلیونی اش آماده ی کمک بیرون منتظر ما ایستاده و در لحظات بحران به کمک می آید و انسانها را به بعد دیگر می برد و بعد از تمام شدن بحران به زمین برمی گرداند و کسانی هم که بخواهند در بعدهای دیگر ساکن شوند این اجازه را دارند. خیلی قشنگ است . نه ؟ اما دوستان یک حقیقت که ظاهرا از قلم افتاده این است که فرمانده اشتر چه کسانی را بیرون می برد و نجات می دهد؟ کسانی که بدنشان سازگار باشد ! کسانی که بدنشان تبدیل شده باشد . حداقل شما یک برنامه ی فشرده ی نه تا دوازده ماهه برای تبدیل بدنتان لازم دارید. رپتلیانها یک لایه به بدن فیزیکی ما اضافه کرده اند و به مرور به بدن ما رسوخ کرده اند و کلیه اعمالی که انجام می دهیم در جهت ارضای علایق آنهاست. در یک سطح خاص با چشم سوم نگاه کنی انسانها دیگر انسان نیستند ! انسانها هیولاهای عجیب غریبند. برای همین خدا دیگر آنها را نجات نمی دهد . چون خدایان انسان را نجات داده و بالا نزد خودشان می برند نه یک مشت حیوان . مخصوصا رپتلیانها که محکوم به فنا هستند. گری ها با قدرت هیپنوتیزم کنندگی بالا و از آنجایی که فرکانسشان با ما متفاوت است خودشان را به شکل موجودات فروزان و نورانی و فرشتگان نشان می دهند و فقط اگر آزمایش روی بدنتان انجام دهند از آنجا که از بی حسی و مسکن استفاده نمی کنند و اگر در حضور رپتلیانی انجام شود چون رپتلیانها از رنج و درد ما انرژی می گیرند فقط آن وقت است که ممکن است شما متوجه وجود یک گری بشوید و درد زیاد اثر هیپنوتیزم را روی شما کم کند و آنوقت یک سوسمار یا مارمولک بزرگ را به اضافه ی گری ها خواهید دید. در غیر اینصورت یک تجربه ی گرم و نرم و شیرین ( در واقع طعم دارویی که به شما می خورانند ) دارید و موجود نورانی که دست شما را در دست دارد و شما را به بدن برمی گرداند. کالبد اتری ما هم کاملا مثل کالبد بعد سوم ما فیزیکی است.
    غذایی که می خوریم ، تکنولوژی که استفاده می کنیم ، هوایی که تنفس می کنیم ، آبی که می نوشیم ، داروها ، واکسنها ، موزیک و اینترنت و تلویزیون و جاروبرقی و یخچال و تمام آن آلودگی صوتی و تمام چیزهایی که می خوانیم و می شنویم همه پیامهای ساب لیمینال دارند برای فعال کردن لایه ی سلولی بیگانه ، همه چیز ، همه چیز در این دنیا طوری برنامه ریزی شده تا ما را بیشتر سازگار با روح رپتلیانی کند و برنامه ی تزکیه ی تبدیل بدن فقط برای همین است تا تمام عناصر و لایه های سلولی و ایمپلانتهایی که در بدنمان گذاشته شده خارج شود و در صورتی که برنامه را شروع کنیم از بالا هم کمک می شود . خیلی چیزها مثل مرکاباه یا ایمپلنتها و اشکال ژئومتریک باید از بیرون و از بالا برای ما گذاشته شود و انرژی محرکه ی تبدیل بدن باید از بیرون برای ما ارسال شود . پروسه ی بسیار پیچیده و اسرار آمیزی است که فقط تزکیه دهندگان در انجامش روی بدن ما نقش دارند. و اگر سطحشان بالا باشد مستقیما و اگر سطحشان پایین باشد واسطه ی آن کار روی بدن ما هستند. متحدین فضایی ما سطحشان عموما تا بعد یازدهم ممکن است باشد و آنها هم مثل ما در چرخه ی تناسخ قرار دارند و می توانند تا همین حد کمک کنند . کمک کنند ، نه اینکه برای ما انجامش دهند. ( و چه کسی می تواند از صداقتشان مطمئن باشد؟ ) این خودمان هستیم که باید سرشتمان را تغییر دهیم. هیچ کس کاری ندارد و تا زمانی که شکر و شیرینی و شکلات مصرف می کنیم . سیگار می کشیم . الکل مصرف می کنیم و موبایلمان را کنار بالشمان می گذاریم و انواع غذاهای فست فود مصرف می کنیم و برنجهای غنی شده ، آب کلردار و خمیر دندان فلور دار و … تمام محیط ما طوری تنظیم شده که تا حد ممکن قدرتهای درونی مان سرکوب شوند و چشم سوممان هرگز باز نشود. چشم سوم اهمیت خاصی ندارد اما می دانید چرا اینقدر مهم و سری بوده ؟ چرا رپتلیانها با دقت تمام تلاششان را کردند آنرا آهکی و نابود کنند؟ و وجودش را مخفی نگه دارند؟ برای اینکه اولین قدم برای باور آوردن موجودات سطح پایینی مقل ما فقط دیدن است. فرزانگان درمورد ما چه می گویند؟ انسانهایی که برای باور کردن به دیدن احتیاج دارند احمق و نادانند! آنها اینطور ما را می بینند و برای همین آهی می کشند و از صحبت کردن با ما منصرف می شوند و وقتی آنها را سوال پیچ می کنیم می گویند جواب ابلهان خاموشی است. چرا ؟ خوب گناه ما چیست که نمی دانیم و نمی بینیم؟ همه که با سرشت مادرزادی خوب متولد نمی شوند؟ اما آنها انتظار دارند ما خودمان آگاه شویم . در سکون بنشینیم و آگاه شویم. چند درصد شما اینرا می دانستید؟ منکه تا قبل از برخورد با این حقیقت اینرا نمی دانستم. آنقدر آدم را می چزانند و رنج می دهند تا بفهمیم! منصفانه است؟ نمی دانم. اما همین است که هست. وقتی می میریم و از بدن خارج می شویم فورا به جعبه ی تاریک فرستاده می شویم. من هم تا چند وقت پیش که آقای هادی ( احتمالا یا شاید هم آقای الوهیم ) بحث گیر افتادن روح را اینجا گذاشت فکر می کردم فرار از سرقت روح به عهده ی خودمان است و می توانیم و ظرف مدت کوتاهی این زمان را داریم اما دیدم اینهم درمورد همه صدق نمی کند . گذشته از آگاهی از این حقیقت باید جایی را برای رفتن داشته باشید!! هر تزکیه دهنده ای حالا سطح خودش بالا باشد یا تحت تعالیم روشن بین بزرگی دیگری باشد یک بهشت دارد. بهشت آن روشن بین سطح بالا که شاگردانش را فورا به آنجا می برد ( برای اقامت یا تعلیم ) و شما چنانچه روش او را تزکیه کرده باشید انرژی محرکه ی او باعث تبدیل بدن شما شده باشد مانند این است که به او تعلق دارید و نشان او را دارید و به بهشت او می روید. راحتان را به آنجا پیدا می کنید. اگر روح اصلی تان تزکیه نکرده باشد در نتیجه بدن شما تبدیل نشده است و این درمورد روشهایی که در خواب یا خلسه تزکیه می کنند صدق می کند و بیشتر مردم مذهبی و مومن هم در این رده هستند ، روح کمکی یا ضمیر ناخودآگاه ما تزکیه کرده و انرژی محرکه روی او تاثیر کرده و ینابراین او راهش را پیدا کرده و می رود و ما می مانیم وبهمراه کسانی هم که اصلا به تزکیه اهمیتی نداده اند و تغییری در بدنشان نیست بعد از مرگ وقتی لایه ی فیزیکی می ریزد کالبد اختری و لایه های بعدی می مانند که اگر ظرف چند ثانیه نجات داده نشود تجزیه می شود. ( علتش : ساده است ولی جرات گفتنش را ندارم ! معلمتان بهتان می گوید ) برای همین فورا باید به جعبه ی سیاه کشیده شود . از آنجایی که بیشتر مداخله در امور ما توسط رپتلیانها و هم پیمانانشان صورت می گیرد مسلم است که از کجا سر در خواهیم آورد و بعد به بهانه ی اینکه کارما داریم مجبور به پذیرفتن تعهدات و قراردادهای متقابل با کسانی که در زندگی با هم مراوده داشته ایم می شویم و دوباره به بدنی برمی گردیم و باز از اول در ناآگاهی شروع می کنیم. برای این است که خدا هیچ کاری نمی کند چرا که هرسلول روی سلول که بند می شود به مسائل پیچیده ای مرتبط است و اصلا سطح ارتعاشمان در حدی نیست که خدا کاری به کارمان داشته باشد ، هنوز لیاقتش را نداریم مضافا اینکه در این شرایط اجتماعی امروزه بسیاری از ما از انسان بودن به حدی فاصله داریم که از بالا ما را بشر نمی دانند . قصد اهانت به هیچ کسی ندارم این واقعیتی است که بر سرمان آورده اند. در بعدهای دیگر خیلی از انسانها قیافه های ترسناکی دارند که مربوط به زندگی های قبلی شان نیست . ما فقط دو کالبد اصلی داشته ایم اما اکنون کالبد سومی هم دارد به ما اضافه می شود . بیشتر امواج و اصواتی که در محیطمان در جریان است نقش ماشه برای تحریک تولید و رشد این کالبد را دارند.
    حالا متحدین فضایی هم می خواهند کمک کنند اما فقط درصورتیکه ما سطح فرکانسمان در حد بعد پنج به بالا باشد . و بدنمان قابلیت حرکت بین بعدها را داشته باشد. قدرتهای سایکیکمان بیدار شده باشد و در زمان لازم آنها یک پیام تله پاتیک می فرستند و کسانی که پیام را دریافت می کنند خودشان را سر قرار می رسانند و سوار فضا پیما شده و به بعدهای دیگر فرار می کنند. این فرمولش هست. بعد ناوگان جنگی وارد عمل شده و علنا جنگ ستارگان شروع شده و مسلما بمبهای اتمی دراکونیان که برای چنین لحظه ای گذاشته اند چون به خوبی می دانند بین پلیادیان و لموریان جنگ اتمی درگرفت و منجر به نابودی هردو نژاد شد ( بر اساس ادعای خود پلیادیان در چنلینگ با باربارا مارجنیاک و بیلی مایر ) بعد از این پلیادیان از هرگونه جنگ تسلیحاتی احتراز می کنند و دراکونیان که در مقابل تشعشعات اتمی آسیب ناپذیر هستند و نگرانی ندارند به وسیله ی تهدید زمین با بمباران اتمی تاکنون هزاران هزار سال حکومت کرده اند و این فناوری را به متحدینشان ( کشورهایی که به انرژی اتمی مجهز شده اند ) هم داده اند! تا در لحظه ی بحران با حمایت دولتهای زمینی از خودشان دفاع کنند. حالا شاید بهتر بتونید تشخیص بدید چرا اخیرا کشور معروفی با نژاد غالب پله جرا یا پلیادیانی انرژی هسته ای را کلا در کشورش تعطیل و نیروگاهها را جمع کرد و بعضی کشورها شدیدا آنرا حق مسلم خود می دانند و مطمئن هستند در ماجرای رستاخیز جان سالم به در خواهند برد. حالا اگر اشتر کومند کوتاه نیاید و این بار از تهدید جنگ هسته ای احتراز نکند و حمله کند خودتان می توانید حدس بزنید تکلیف بقیه ی انسانهای زمین را که بدنشان برای خروج از بعد فیزیکی آمادگی ندارد چه می شود. تمام وب سایتهای مربوط به تزکیه ی فرازمینی ها و ایندیگو ها و … با مهربانی و سانسور تمام می گویند هیچ نگران نباشید اگر بدن کریستالی ندارید که وارد بعد پنجم شوید ، ( یعنی تزکیه نکرده اید ) لایه ی فیزیکی تان می ریزد و وارد بعد چهارم می شوید! اما چگونه؟ زنده یا مرده؟ اگر بدن فیزیکی بریزد که جسمتان مرده است و خوب راحت بگویید می میرید و به بعد چهارم می روید. هرکس بمیرد همین می شود که ! این افراد می میرند و دوباره وارد چرخه ی تناسخ می شوند. اما تفاوت بزرگ در این است که در دوره ی بعدی زمین رپتلیانها نیستند و محدودیتها و رنجهایی که آنها بعنوان کارما برایمان تدارک می دیدند وجود نخواهد داشت. هرکسی بعد از آن تزکیه می کند و بدن فیزیکی اش را با روح اصلی اش پیوند زده و از سیستم تناسخ خارج شده و به بالا صعود می کند. اقالیم الهی .

    اینکه گفتم با حلوا حلوا دهن آدم شیرین نمیشه منظورم همین بود که هرکسی نجات داده نمی شود و امید داشتن به بیگانه ها به این وسعت درست نیست چرا که انسانها حق و قدرت تزکیه را دارند و این تنها هدفشان از بودنشان در این بعد است و کارگزاران نور اگر این واقعیات را در لفافه می گویند بخاطر اینکه خیال خودشان راحت است که اکثرا قدرتهای سایکیکشان را به منصه ی ظهور رسانده اند و راحت بین بعدها رفت و آمد می کنند و دلشان نمی خواهد دل دیگران را بشکنند فقط در حد گفتن سطحی حقایق بسنده می کنند و انجام وظیفه می کنند و از درگیر کردن خودشان با افراد متعصب و مذهبی مخصوصا کلیسا ( و پاپ تسخیر شده ) احتراز می کنند و بیشتر آن کارگزاران هم تسخیر شده هستند و روح انسانی شان جایگزین شده و بیگانه بدنشان را گرفته و همه ی بیگانه ها که متحد مثبت نیستند . بعضی از آنها بیگانه های بیطرف و شاهد هستند که برای دیدن لحظه ی پایانی اینجا آمده اند . فقط برای مشاهده و در حد رفع تکلیف که از بالا موظف به کمک و نجات انسان هستند یک اطلاعاتی می دهند . بیگانه های مثبت اصل عدم مداخله را همیشه رعابت می کنند . پس مطمئن باشید نه دشمنی با کسی دارم و نه کینه و حسادتی که پرخاش کنم و ستیزه جویی و دشمنی ناشی از حسادت است . به چه چیز حسادت کنم؟ متنی که جناب هادی خان ترجمه کردند را خوانده بودم و به تجربه هم به صحت بسیاری از مطالبش واقف بودم و خودم هم هم تنبل هستم و هم ملاحظه کار و خوشحال شدم یک نفر زحمت ترجمه را کشید و شجاعت داشت . این موضوع گسترده تر از آنچه که تصورش را می کنید است و همه تان دیر یا زود حقایق بالاتر را آگاه خواهید شد. کسانی که تجربه ی شخصی دارند و روی بدنشان دارند کار می کنند یا اینها را می دانند یا به زودی می فهمند . یا معلم درونی شان به آنها می آموزد . کسانی که به زبانهای خارجی آشنایی دارند و در سایتهای مختلف یا کتابهای مختلف خوانده اند هم می دانند یا به زودی می خوانند و به زودی خواهند فهمید و کسانی هم که دلشان نمی خواهد باور کنند و می خواهند بترسند و آشوب به پا کنند هم فرصت خوبی برای هدر دادن انرژی شان پیدا می کنند . در هر حال تا خودمان کاری نکنیم کسی به ما کمک نمی کند. پیام های متحدین فضایی را بخوانید و اگر قدرت تله پاتی دارید خودتان تله پاتی کنید اگر هم کار با کریستالها را بلدید که به وفور انواع کریستالها در بازار وجود دارد خودتان مستقیما چنلینگ کنید ( با مسوولیت خودتان ! ) . فقط غمگین می شوم چرا اینقدر در قضاوت کردن همدیگر عجله می کنیم . ( هه هه خودم هم ظاهرا ندانسته افتاده ام توی همین کوزه و متهم شدم به قضاوت عجولانه ! ) چرا اینکه کی چطور گفت مهم تر از اینه که کی چی گفت . گاهی وقتها ای میل هایی دریافت می کنم . طرف سوالی می پرسه و جوابش رو می دم بعد توی جواب من می گرده یک نکته ی مسخره پیدا می کنه و گیر میده که این با ط نوشته میشه نه با ت ! بدون اینکه اصلا اهمیت داده باشه جواب سوالش رو داده باشم یا نه و سر همین دعوا راه می اندازه. این دردناکه. کافی بود آقای هادی بگوید الهام لحنت به من برخورد و من عذرخواهی می کردم که برادر جان منظورم شمای نوعی بود نه شمای شخصی . سالها دور بودن از ایران باعث شده من فرهنگ و نحوه ی آداب معاشرت احتیاطی و تعارفی خودمان را فراموش کنم و گاهی وقتها از خاطر ببرم که طرف ممکن است ایرانی باشد و حساس و زود به خودش بگیرد . اینجور موقع ها که خرابکاری می کنم خودم هم می مونم چطوری جمعش کنم. نسل جدید خیلی خیلی زود رنج شده . ما خیلی پوستمون کلفت تره و اونقدر دراکونیان و رپتلیانها و دار و دسته ی مبارک تحقیرمون کردند که صدتا از این بدترش ناراحتمون نمی کنه . هرچی باشه ترجیح می دم از هم نژاد خودم اهانت بشنوم نه چهارتا حیوان خال خالیه چارچنگولی . به هر حال مهم نیست کی خوبه کی بد . هممون از چشم اون بالایی ها از جنس خاکیم ! خاک و خس ! مهم اینه که کی یه چیزی امروز یادمون داد. اگر حرف ناشایستی زدم که به کسی اهانت شد لطفا ببخشید و بگذارید به حساب دوری ام از تمدن و سالهایی که از انسانها دور افتاده ام . فقط کافی است روش درستش را یادآوری کنید. برای رفع کدورت هر عذرخواهی هم که لازم می دانید عنوان کنید بنده رسما به روش مورد علاقه تان عذرخواهی می کنم.هرجا هم که اشتباه دریافت کرده ام لطفا تذکر بدهید و تصحیح کنید. از آنجا که افراد تحت تعالیم موجودات مختلفی قراردارند ، واقعیتهایی هم که آگاهی پیدا می کنند ممکن است بسته به زمان و مکان و سطح فرد تفاوتهایی داشته باشه . اما دیر و زود داره ، سوخت و سوز نداره . آخرش یک روز همه چیز رو می بینیم. واژگان اوزوم و انگور و عنب همش یک پدیده را تعریف می کنند . منهم زبانم لال نمی گویم دانسته های من وحی منزل هستند . همیشه خاطر نشان می کنم در سطحی که هستم از تجربیاتی که داشته ام درک شخصی ام را می نویسم. شاید در سطح دیگری بفهمم که سرقت روح و جعبه ی سیاه مفهوم و دلیل دیگری دارد و آنوقت درک جدیدم را می نویسم. این دلیل نمی شود که من مطلقا اشتباه کرده باشم یا درست گفته باشم . هر پدیده ای در هر سطحی واقعیت متفاوتی دارد. بنابراین یک لیوان که یک روز به زمین کوبیدم و شکستم در بعدی دیدم که یک شکل ژئومتریک بود ، در بعدی یک موجود هوشمند بود ، در بعدی یک خاطره بود ، در بعدی یکی از زندگی های قبلی ام بود ، در بعدی تکه ای از روح خودم بود! بنابراین آموختم هیچ چیز را مطلق و وحی منزل تلقی نکنم و سعی کنم بهترین قسمتش را ببینم. این دلیل نمی شود خودم یا دیگران را دل خوش کنم. قسمت منفی اش را اگر بیشتر احتیاط کنیم بهتر است. همسرم یک اورگانیک پورتال است . کودکم یک دورگه ی بیگانه است . کودک دوساله ای که هرروز برای دیدن من در خانه را از پاشنه در می آورد یک رپتلیان از آب در آمد و بانوی مسنی که با هم هر روز در پارک تمرین می کردیم یک بیگانه است . آزاری به من نمی رسانند و می دانم همین که یک بدن انسانی دارند فرصتی تقدیری است که در اختیارمان گذاشته شده و هیچ کسی بی دلیل سر راهمان قرار نمی گیرد حتی تک تک ما در این محل.
    معایب داشتن متاژن را گفتم به شرطی که ندانید و آگاه نباشید که ژن سازگار با بیگانه دارید چنین است و چنان است و در صورتی که اگاه شوید و بپذیرید یا نپذیرید ، بقیه اش را نگفتم تا دچار بهمن ای میل و سوال نشوم . چنانچه متوجه شوید و بپذیرید که شکنجه شوید و در مراسم جادویی علیه انسانها شرکت کنید و زجر کش بشوید و زجر کش بکنید ، همممم فکر کنم در اینصورت مشکل دارید ومسلما موافقت نخواهید کرد و مجبورند مجبورتان کنند و تنها راه کمک گرفتن از روشن بینان است که فورا به درخواستتان جواب داده و برای کمک می ایند تا تزکیه اتان دهند یعنی یادتان بدهند از قدرتهای سایکیکتان برای دفاع از خودتان و خلاصی از بردگی استفاده کنید. و خوب مسلما ماجراجوییهای خطرناک و هیجان انگیز و مابقی قصه که نخواستم تشویق و ترغیب بشوید و بعد اگر مطابق میلتان نبود از من شاکی بشوید. مراسم جادویی هم که از شما استفاده می کنند مراسمی برای کنترل ذهن و شکنجه ی مردم است . مثلا مردم را کنترل کنید به خیابانها بریزند و جنگهای خیابانی راه بیندازند و انقلاب یا تظاهرات کنند . یا در برابر مشکل و حادثه ای اجتماعی سکوت کنند و اعتراض و انقلاب نکنند. یا رای بدهند یا ندهند . … خودتان حنما می توانید از تخیلتان بهره بگیرید و تا تهش را بخوانید . از اینطرف مثلا می خواهید با دراکونیان بجنگید و یا کارگزار نور بشوید و از طرف دیگر نا آگاه در مراسم جادویی علیه پلیادیان و روشن بینان جادو می کنید و مردم را به خیابانها می فرستید تا بگویند انرژی هسته ای حق مسلم ماست . یا خودتان هم ممکن است همین را بگویید . اگر متاژن داشته باشید و وقتی بیدار می شوید حقیقت را می بینید و می گویید نمی خواهم همکاری کنم اما فیلمی از تظاهراتی که شما در آن فریاد زده اید انرزی هسته ای حق مسلم ماست را نشانتان می دهند ! و یک شوک الکتریکی که تمام استخوانهایتان دور ستون فقراتتان پیچ می خورد و مثل مار دور خودتان حلقه می زنید تا حساب کار دستتان بیاید. در مثل مناقشه نیست همین جوری گفتم باز نترسید. به من هم گیر ندهید . در هر حال اگه این بلا ها هم سرتون بیاد خوبیش اینه که هیپنوتیزمتون می کنن و حافظه اتون پاک میشه و یادتون نمی مونه که زیاد اذیت بشید وقتی هم که قدرتمند شدید اینها رو می تونید متوقف کنید و اونوقت این شما هستید که حسابشون رو می رسید.

    • الهام عزیز ماجرای ربوده شدن بتی اندریسون در کتاب پیام اوران کیهان را هم بخوان. فکر کنم شباهتهایی دارد.

    • خانم الهااااام !
      انگشتتون تاول نزد ؟؟

      • ببخشید دیگه تکرار نمیشه
        راستش برای من دو دقیقه بیشتر نوشتنش زمان نبرد اما خوندنش … واویلا چه پر حرف!

    • سلام الهام خانوم
      من چندتا سوال و راهنمایی خیلی مهم ازتون درخواست دارم
      ازتون خواهش میکنم یه ایمیل به من بزنین خیلی خیلی واجب و مهمه واسم ممنون میشم اگه هرچه زودتر جوابمو بدین چون واسم خیلی حیاتیه
      ایمیل من : avaregan@gmail.com
      در ضمن این درخواستم که ازتون خواستم بهم ایمیل بزنین حمل بر جسارت نشه به شما فقط چون ایمیلی از شما ندارم این جسارتو به خودم دادم که این درخواستو ازتون داشته باشم
      ممنون میشم اگه جوابمو بدین

  21. ممنونم آقا هادی که جواب سوال منو دادین شاید برای کسی مثل من که عادت کرده اکثرا با دانشی سروکار داشته باشه که با روشهای تحقیق علوم تجربی به دست اومده چنین اطلاعاتی چندان ملموس نباشه و براش دور از ذهن به نظر برسه. هرچند که ممکنه این دانش هم تجربی باشه ولی به دلایلی از ما پنهانش کردن. به هر حال آدم زمانی پیشرفت می کنه که بتونه حصار های ذهنی خودشو بشکنه و یافته های کهنه خودشو دور بریزه.
    با اجازه شما من یه تخصیص به جمله شما بزنم. درسته که همه ی علم رو همگان دانند ولی 80 درصد علم رو فقط خواص دانند. و این خواص چیزی به بقیه نمیگن تا با همون یه ذره علم دل خودشونو خوش کنن. و به همین علت هست که علم خودشونو به گور می برن مثل خیلی از تمدنها که از بین رفتن.
    به هر حال از جواب خلاصه و فشرده ی شما چیزی هایی دستگیرم شد اما کافی نیست. چه منابع دیگه ای برای مطالعه پیشنهاد می کنین؟

    • سلام خدمت شما آقای عباس و سایر دوستان گرامی

      بیشتر منابعی که خودم مطالعه کردم انگلیسی بودن, که تعدادی از آنها را در غالب خلاصه و مقاله با این سایت پرطرفدار با شما دوستان گرامی تصمیم گرفتم تقسیم کنم. یک پی دی اف به فارسی هست که آنرا به آقای امیر نیز پیشنهاد داده بودم که بخوانند, آنرا به شما نیز پیشنهاد میدهم چونکه حوضه های زیادی را خوب پوشش میدهد:
      http://www.mediafire.com/?bymgrfcizya9orl

      و بطور خلاصه میخواستم در خصوص تاریخ پیش رو بگویم که, جدای از هر نوع اتفاق با هر نوع کیفیت یا کمیت, یا حتی عدم بروز هر نوع اتفاق, چیزهای مهمی را که خود اینجانب به شخصه آموخته ام و بهشان ایمان دارم فراموش نخواهم کرد, خصوصا روش زندگی در نور و صلح و آشتی و بیشتر در خدمت به دیگران بودن تا در خدمت به خودم بودن(سیاره ای را تصور کنیم که موجودیتهای ساکن آن همگی بیشتر جهت گیری خدمت به دیگران بودن را داشتند, آن سیاره به معنای واقعی کلمه بهشت میشد چون همه از هر نظر به فکر همه میبودند), چون بشخصه همیشه معتقد بوده و هستم و خواهم بود که نور همیشه بر تاریکی پیروز است, بطور خلاصه یعنی: «ما موجودیتهایی دارای عصاره وجودی(انرژی/روح/آگاهی/…..) هستیم, با 12 رشته DNA تشکیل یافته از 64 codons متناسب با 64 حمل کننده(بدن) های روحمان در 64 بعد اصلی کیهان و تمام فرکانسهای زیرمجموعه ای هر کدام از آن 64 بعد اصلی(برای مثال بعد astral خودش دارای 7 سطح فرکانسی متفاوت است که بترتیب سه گروه 1-3-3 طبقه بندی میشود) که از ابتدای خلق شدنمان 100% DNA مان فعال بوده و IMMORTAL بوده ایم(یعنی دسترسی کامل همیشگی, همیشگی به تمام ابعاد هستی داشته ایم) اما متاسفانه بدلایل وقایع عظیم ناگوار کیهانی در گذشته های دور, الآنه 99% ماها فقط حدود 3% DNAمان فعال است و بس, اما این نقصان, همیشگی نیست و من معتقدم با ادامه زیستن در مسیر نور و صلح و آشتی, ما دگربار تبدیل به موجودیتهای IMMORTAL خواهیم شد, اما با زیستن در مسیر تعالی و ترقی و عروج و یگانگی با کیهان و اینها یعنی کارکردن روی خودمان و اعمال تغییرات لازم هرچقدر سخت در خودمان برای تبدیل شدن به چنان موجودیتی.» دوباره, اینها آن اعتقادات من هستند و جدای از هر نوع اتفاقی با هر نوع کیفیت یا کمیت یا حتی عدم بروز هر نوع اتفاق, اینجانب شخصا پایبند به آنها و زیستن در چنان راه و روش زندگی ای هستم.

      با تشکر فراوان از توجه شما و سایر دوستان گرامی

      به امید پیروزی همیشگی نور بر تاریکی و دوباره IMMORTAL شدن ما موجودیتهای ساکن این بعد سیاره زمین, آمین.

  22. مثل اینکه این دوستمون الهام دل پر دردی دارن.

    الهام خانوم من وقتی خودمو نگاه می کنم با شما خیلی خیلی تفاوت دارم انگار خیلی از هم دور هستیم و من اصلا نمی تونم درکتون کنم. انگار شما از یه دنیای دیگه میاین. و فقط وجه مشترکمون اینه که هر دومون فارسی تایپ می کنیم. خیلی دلم میخواد که بیشتر بدونم ولی انگار هر نوع تماسی با شما به رنج شما اضافه می کنه. وقتی از جریحه دار شدن احساستون در مکاتبات ایمیلی تون می نویسین دیگه به خودم جرات نمی دم سوال دیگه ای بپرسم.
    امیدوارم روزها و شبهای بهتری در انتظارتون باشه

  23. ممنون آقا هادی که زحمت کشیدین و آپلود کردین دارم دانلودش می کنم
    این کامنت آخری شما و آرزویی که دارین در واقع آرزوی تمام عرفای ادیان و مذاهب دنیا بوده اینکه انسان از اسفل السافلین دوباره به احسن تقویم برسه یا از تاریکی عبور کنه و به نور برسه یا خدمت به خلق که بزرگترین عبادت محسبوب میشه. اینها همه تعالمی هستند که توی عرفان ایرانی – اسلامی خود ما هم وجود داره که با یه ادبیات دیگه ای داره ارائه میشه

    ولی یه سوال دیگه این جمله
    درپناه پدران آسمانی خیرخواه کیهان یعنی چی؟
    همون دعای معروف مسیحیانه که میگه ای پدر ما که در آسمانی خجسته باد نامت ملکوت تو بیاید اراده ات در زمین روان باد همچنان که در آسمان است
    یا از کتاب به استقبال پدران آسمانی مان نوشته رائل الهام گرفته

    • سلام آقای عباس

      این جمله فقط و فقط یک اصطلاح مورد کاربرد خودم بود(که با شما دوستان نیز در میان گذاشتم) که منظورش تمام آن موجودیتهای High Power مثبت و خیرخواه کیهان است که همیشه در سرتاسر کیهان بوده اند و هستند و خواهند بود و تاآنجائیکه بتوانند و با هر زحمت و قیمتی که بتوانند از سیارات و موجودیتهای ساکن آن سیارات اصطلاحا عقب مانده در برابر تجاوزگریهای موجودیتهای High Power منفی و غیرخیرخواه کیهان حفاظت و مراقبت کنند, دوباره, با هر زحمت و قیمت ممکن تا آنجائیکه بتوانند, و این جمله تا آنجائیکه بتوانند کلی حرف توش هست و مهمترینش این است که وقتی مثلا همین سیاره خودمان را با اکنون حدود 7 میلیارد جمعیت در نظر بگیرید, وقتیکه همه اش میخواهند راحت طلبی را پیشه کنند و بیشتر در خدمت خود باشند تا در خدمت دیگران و بیشتر عطف به اصطلاحا منفی کاری و خطاکاری دارند, آخه دیگر خیلی زور دارد که High Power های خیرخواه کیهان دیگر بخواهند اصطلاحا دربست در خدمت آنها بیایند و باشند,این یعنی حرف زور و کاملا مزخرف, اعتقاد دارم که بعضی وقتها هم اصطلاحا دایره حفاظت و حمایتشان را شل میکنند تا این بشریت اکنون 7 میلیاردی ساکن سیاره زمین اصطلاحا کمی سرعقل بیایند و بخواهند راه و روش غلط زندگیشان را عوض کنند.

      با تشکر از توجه شما و سایر دوستان گرامی

  24. با سلام به دوستان گرامی

    از این مقله و نظریات لذت بردم و استفاده کردم

    از الهام خانوم و آقا هادی تشکر می کنم به خاطر نوشته هاشون و همچنین سایر دوستان که نظر دادند.

    پیش از هر چیز به عنوان یک دوست پیشنهاد می کنم مجموعه کتابهای اکنکار را دانلود کرده و مطالعه بفرمایید.

    در مورد علت وجود شیطان و موجودات منفی و تناسخات مکرر روح و تقدیر و سرنوشت روح و چگونه رها شدن از کارما و

    تاسخ و بدست آوردن آزادی معنوی و مورد حفاظت و حمایت معنوی یا درونی قرار گرفتن و بسیاری موضوعات حیاتی و مهم

    زندگی به تفصیل و روان و واضح در این نوشته جات سخن گفته شده.

    بنابراین فقط به گفتنچند کتاب معروف اکنکار در ایران اکتفا می کنم . هر چند توصیه می کنم همه حدودا چهل جلد کتابی که

    ترجمه شده است را بخوانید.

    کتابهای مهم برای شروع عباتند از:

    1- اکنکار برای عصر حاضر

    2-اکنکار کلید جهانهای اسرار

    3-اک ویدیا

    4- اک ایناری

    5- دفترچه معنوی

    6-سرزمینهای دور

    7-از استاد بپرسید 1 و 2

    8- نامه هایی به گیل 1 و2

    9-هنر رویا بینی معنوی

    10-کلام زنده 1 و2

    خداوند هیچگاه ما را فراموش نکرده

    با تشکر

  25. سلام. ضمن تشکر از همه ی دوستانی که توضیحات خوبشون رو اینجا نوشتن و من هم تونستم ازشون استفاده کنم… میخواستم از دوست گرامی الهام بخوام اگر براتون ممکنه از طریق ایمیل با من تماس بگیریدچون من ایمیلی ازشما ندارم ایمیل خودم رو قرار میدم تا در صورتیکه دیدین لطف کنین و بهم ایمیل بزنین تا یک سری تجربیات خودم رو براتون بگم و شما برام توضیح بدید که آیا مواجهه ی من با این امور واقعی بوده یا به قول بعضی ها توهم! در توضیحاتی که دادید بسیار نکات مشابهی با خودم دیدم که کنجکاویم رو خیلی بیشتر کرد. در مورد مبحث اسامی هم کاملن معتقدم که اسامی دسته بندی آدمها رو و به طور کلی موجودات رو نشون میده و متاسفانه خیلی وقتها اسم انتخاب شده برای انسان با اسم واقعیش که از پیش براش تعیین شده یکسان نیست. به امید ارتباط بیشتر با شما و یادگیری بیشتر از شما. پیشاپیش از شما ممنونم
    sirveykan@gmail.com

  26. خانم رویا من هم تزکیه راستی خیرخواهی و صبرو تحمل راانجام میدمم با من تماس بگیرید ممنون میشم
    abbe2010@spray.se

  27. حل شده درهستي

    اسرار ازل رانه توداني ونه من

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: