بایگانی روزانه: اکتبر 13, 2012

اجداد ما دایناسور ها را دیده اند بخش دوم

تصویر متعلق به یک نقاشی است که قبلا توسط یک سرخپوست در ایالت یوتای آمریکا کشیده شده بود.

چکیده در مقاله نخست در باره مشاهده دایناسور ها توسط اجداد انسان ها اشاره شد که در سراسر جهان نقاشی هاو آثاری وجود دارد که چهره دقیق دایناسور ها را ترسیم می کند و از آنجایی که در آن دوران دانش دیرینه شناسی مانند امروز وجود نداشته و اجداد ما قدرت داستان سرایی نداشتند احتمال آن تقویت می شود که اجداد ما دایناسور ها را دیده باشند امروز به برسی ادامه آثار و نقاشی ها می پردازیم.

Henry Rowe Schoolcraft یک زمین شناس سرخپوست بود که بطور گسترده در باره سرخپوستان به مطالعه می پرداخت  او داستان هایی ذر باره موجودی شنید که Unktehi صدایش می کردند موجودی بزرگ با شاخ های دارز در سال 1850 نقاشی هایی از

موجودی که احتمالا در باره وی در داستان شرح داده شده بود

غول Unktehi در بیچبارک تکثیر شده بود او بر اساس توصیفات به موجودی شبیه مار و لاکپشت بر خورد کرد که کاملا شبیه دایناسور بود سرخ پوستان قبیله Sioux از این موجود بعنوان موجودی بنام مار خزنده عظیم با پا شرح داده بودند  او بر اساس شنیده های خود چهره یک مار عظیم غولپیکر با پا و ستون فقرات را ترسیم کرد مشخصه اصلی این موجود دم سنگینش بود.همچنین بر اساس مشاهدات سرخپوستان این دایناسور شاخ بزرگی نیز بروی سرش داشت و در باتلاق زندگی می کرد اما شهردار تکامل گرای این شهر مانع از ادامه تحقیقات در باره این موجود شد.در جای دیگری از قاره آمریکا نیز این موجود مشاهده شده بود این بار تصویر این موجود بروی پیکره سنگی در کانادا ثبت شده بود.که کاملا به دایناسوری که سرخپوستان  Sioux از آن ثبت کرده بودن شباهت داردبه نظر می رسد خواستگاه و محل زندگی این نوع دایناسور ها آمریکای شمالی(آمریکا و کانادای امروزی)بوده است.

این تصویر در کتاب فسیل ها افسانه های نخستین آمریکا صفحه 235 -237 تصویری از یک دایناسور با مشخصات زیر ثبت شده است.این موجود دارای یک بدن کشیده پوست ضخیم گردن دراز و دو شاخ بود این نگاره باستانی بروی سنگی در Agawa Misshepezhieu در کشور کانادا در دیاچه پارک Lake Superior Provincial کشف شده است

تعدادی از سنگ های مشابه که در یک طرفت آنها تصویری از سر یک انسان و در طرف دیگر تصویری از یک ماموت و دایناسور درج شده است این سنگ ها در نزدیکی در یاچه ی کلورادو همراه با تعداد زیادی از ظروف سرخپوستان توسط W.L. Chalmers کشف شده است مشخصه بارز این سنگهای 66 پوندی این است که از نوعی سنگ سبز رنگ تشکیل شده است که در آن ناحیه از آن نوع سنگ ها وجود ندارد.او وقتی مشغول گسترش مخازن آبیاری در حیاط خانه خود بود متوجه وجود این سنگ ها شد.در طرف دیگری از سنگها مردی نقاشی شده است که نماد های مخصوصی را با خودش نگه داشته است.

 

در پی انتشار مقاله ای در سال 1923 در باره این سنگ Jean Allard Jeancon باستانشناس و مدیر گروه باستان شناسی طبیعی کلورادو در مقاله ای :اگر می شد واقعی بودن این سنگ را اثبات کرد این بزرگترین کشف در تمامی پژوهش های انسانی شناخته می شد.و همه چیز در قاره آمریکا را حول و حوش گذشته انسان در این قاره تحت تاثیر قرار می داد.

امام من شکل های قابل توجهی از دایناسور ها و ماموت ها را در این سنگ ندیده ام متاسفانه این موضوع بی ارزش به نظر می رسد و باید در جایی از رودها جا داشته باشد تا موزه ها.

یک شی زینتی جالب دیگر که در کشور چین کشف شده است نیز بسیار جالب توجه است این شی مربوط به دوران ژو ساروپود(سه قرن قبل از میلاد مسیح) در این جبعبه زینتی به وضوح دایناسور هایی که شکل گونه ای از دایناسور بنام Brachiosaur را داشته اند دیده می شوند اگر این موجود در آن دوران دیده نشده بود چگونه تصویر آن به این خوبی در این جعبه زینتی ترسیم می شد؟

تصویر روی جعبه را با تصویر ترسیم شده از سوی دانشمندان برای Brachiosaur مقایسه کنید.

یکی دیگر از قبایل آفریگایی باا الهام از افسانه ها و داستان های اجداد خود در قرن 18 مجسمه هایی را می ساختند که یاد آور جنگ های اجداد آنان باشد یکی از این جسمه ها توسط Sir Richard Owen  خریداری و به انگلیس آورده شده بود.این مجسمه سربازی را نشان می داد که روی دایناسوری سوار شده است بعدها فسیل این دایناسور در شمال یوتا کشف شد.

فرازمینیان عهد باستان قسمت یازدهم

گزارش هفتگی

نویسنده : آرش بیک

قسمت : 411 دانستنیها

فرازمینیان عهد باستان قسمت یازدهم

 

با درود فراوان بخش یازدهم گزارش فرازمینیان عهد باستان را به آگاهی میرسانم.

گزارشگر در بخش دیگری از برنامه می گوید: آیا علائم هیرو گلیف که برجای جای ستون ها و دیوارهای آثار باستانی مصر حک شده اند استفاده از تکنولژی خاصی که در آنزمان توسط فراعین یا خدایان مصری استفاده می شده را در ذهن انسان تداعی نمی کنند یا آنکه صرفا این علائم ، طراحی های عجیبی است که از تصورات یک یا چند هنرمند مصری درآنزمان تراوش کرده است؟ آیا نمونه بعضی از تصاویر حک شده آندوران، تکنولژی بشر نیست که امروزه به نوع دیگری در دسترس ما قرار دارد؟ «جورجیو سرکالوس» در این رابطه می گوید: در»دندارا»، یکی از معابد زیرزمینی در مصر، که همیشه جایی کاملا سری قلمداد میشده وفقط ملازمان خاص دربار مصر، اجازه ورود به آنجا را داشتند، دالانهای بسیار تنگ ، تاریک و مرطوبی وجود دارد که در یک نگاه ، لامپهای امروزی را در ذهن  انسان تداعی می کنند حال این سوال پیش می آید که اصولا مصریان باستان دراین مکانهای تنگ وتاریک ، از چه نوع انرژی یا نوری برای روشنائی بهره می برده اند؟

گزارشگر می گوید: براساس تحقیقات باستانشناسان مصری و حتی باستانشناسان غربی، هیچگونه علائمی  دال بر استفاده از وسایلی مانند مشعل یا شمع دراین مکان ها وجود ندارد زیرا اگر از چنین وسایلی برای روشنائی استفاده می شد آثار جانبی آن، مانند دوده و یا خاکستر، بر روی دیوارها وسنگها باقی می ماند، اما هیچ گونه اثری از دوده و مواد دودزا، بر دیوارها پیدا نشده است! حال این سوال پیش می آید که اگر آنها، مشعل و یا هرنوع وسیله دودزای دیگر، در آنزمان استفاده نمی کرده اند چگونه توانائی آن را پیدا می کردند که چنین نقش های زیبا و پیچیده ای را در تاریکی محض انجام میداده اند؟ «جورجیو»، می گوید؛ تئوری دیگری نیز وجود دارد که روشنائی، توسط  صفحه های برنجی و انعکاس آنها بدرون دالانهای تاریک انجام می گرفته، البته این تئوری توسط چند کارشناس مورد آزمایش قرار گرفت اما آنان بزودی دریافتند که بدلیل پیچ در پیچ بودن دالانهای معابد ، نور خورشید بعد از انعکاس بر صفحه های برنجی که درآنزمان بجای آینه استفاده می شده، تدریجا نور خود را در سومین یا چهارمین خمی که در دالانها وجود داشت بکلی از دست می داده اند. در چنین شرایطی هیچ هنرمندی قادر به خلق چنین آثاری نخواهد بود! حتی اگر تصور کنیم که آنها از مشعل بهره می بردند ، اکسیژن کافی در دالانها یا مکانهائی که این آثار وجود دارند وجود نداشت که بتواند مشعل ها را روشن نگاه دارد بعنوان مثال زمانیکه با گروهی از محققین در معبد «گیزا»، بودیم چراغی که در معبد وجود داشت بناگاه خاموش شد یا به عبارتی سوخت، براستی تاریکی وهم آوری بوجود آمد که من بلافاصله فندک خود را از جیبم بیرون آوردم تا آنرا روشن کنم اما بدلیل کمی اکسیژن فندکم روشن نشد این سوال پیش می آید که براستی مصریان باستان از چه نوع نوری برای طراحی آثار خود بهره می بردند «جورجیو»، ادامه داده و می گوید؛ درهمان مکان «داندارا»، خوشبختانه نقوش بسیار زیبا و بزرگی بر یکی از دیوار معابد نقش بسته است که تعدادی انسان را در آن تصاویر نشان می دهد که شیی بزرگی که احتمالا شیشه ای است را در دست دارند که در درون آن، تصویر دیگری وجود دارد که شبیه به یک مار بزرگ است که انتهای دم مار به بخش پایانی شیی بزرگتر وصل گردیده و با حلقه ای در دست یک انسان قرار گرفته است. درهمان بخش پایانی، نواری که شبیه به سیم است از شی مربوطه به یک جسم جعبه  مانندی چسبیده شده است که آن جعبه نیز می تواند حکم باطری را داشته باشد!

«دیوید چیلدرس»، دراین رابطه می گوید: باستان شناسان مصری گفته اند که شیی یاد شده شبیه به گل»آروما»، است که در مصرآنزمان می رویید و مصریان باستان خواسته اند  این گل که چند برابر انسان دارای طول وعرض است را نشان دهند! درصورتیکه شواهد موجود نشان می دهد که مصریان باستان دارای لامپ الکتریکی بوده اند!

گزارشگر می پرسد، اگر مصریان باستان دارای چنین تکنولوژی، مانند لامپ الکتریکی بوده اند چرا فقط در درون معبد «دندارا»، و فقط برروی یک دیوار به تصویر کشیده اند؟

«جورجیو»، در این رابطه می گوید؛ خدایان مصر باستان، هرمکانی را برای نگاه داری شیی خاصی تعیین کرده بودند و معبد زیرزمینی «دندارا»، همانگونه که پیشتر نیز اشاره کردم یکی از این مکانهای سری بود که اصولا تحت محافظت شدید مصریان باستان قرار داشت و این خود نمونه ای از سر نگهداری صاحبان قدرت در آنزمان به حساب می آمد، بدین معنی که دارا بودن چنین تکنولوژی بنام روشنائی مصنوعی، به گونه ای می بایست سری می ماند! این دانش فقط می بایست در میان ملازمان خاص دربار مصر پنهان می ماند!

» پرفسور مایکل دنین»، در این رابطه می گوید: دانشمندان و باستان شناسان مصری ، این ادعا را ندارند که موجودات فرازمینی وجود دارند بلکه می خواهند بدانند که آیا چنین شیی را که تئوریسینهای فضانوردان کهن، که از آن بعنوان لامپ نام می برند، آیا می تواند چنین فرضیه ای را ثابت کند یاخیر؟

گزارشگر می گوید: چگونه مصریان باستان از وجود لامپ بهره می بردند بدون آنکه آگاهی از نیروی الکتریسیته داشته باشند؟ هرچه باشد نیروی الکتریسیته هزاران سال بعد کشف شد! البته ماجرا به اینجا ختم نمی شود! کوزه ای که چند دهه پیش،درسایتهای باستانی عراق و ایران کشف شد ، محاسبات بسیاری از باستانشناس را دگرگون ساخت، این کوزه معروف است به باطری باستانی عراق.

«جیسون مارتل»در این رابطه می گوید: مکررا از زبان باستانشناسان و محققان شنیده ایم که مردمان باستان خصوصا در منطقه ایران، عراق یا مصر، از نیروی الکتریسیته آگاهی نداشتند! بسیار خوب، سوال من اینجاست که باطریهائی که تا بحال بیش از 20 عدد آن در منطقه ایران و عراق پیدا شده است برای چه کاری مورد استفاده قرار می گرفته است؟

«جورجیو سر کالوس و جیسون مارتل»، در آزمایشی که در حضور چند خبرنگار معتبر انجام دادند، این کوزه های گلی را که در درون آنها از یک ورقه فلز برنجی و نیز تکه کوچکی، مانند مداد، آنهم از جنس فلز برنج که دور آن  با موادی مانند آسفالت، عایق بندی شده و همه در درون کوزه قرارگرفته اند درست شده است و در نهایت از مایعی که در آنزمان می توانسته سرکه، شراب، یا آب پرتقال بوده باشد در درون کوزه می ریختند و بدین وسیله نیروی الکتریسیته بدست می آمده است، جیسون در انتهای آزمایش خود، از «اهم متر» (وسیله ای برای اندازه گرفتن  بارالکتریکی) استفاده می کند و «اهم متر» خیلی سریع عقربه اش در جهت مثبت پیش رفته و نشان می دهد که شیی کوزه ای کشف شده توانایی بوجود آوردن انرژی الکتریسیته را در آن دوران داشته است.

ادامه دارد.

پایدار باشید

آرش بیک

 

منبع : فیس بوک سفر به ناشناخته

با تشکر فراوان از آرش بیک عزیز.

https://www.facebook.com/iranufo

++++++++++++++++++++++++++++++++

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: