آفرینش یا تکامل(دخالت فرازمینیان در تکامل انسان)


آفرینش یا تکامل(دخالت فرازمینیان در تکامل انسان)

https://i0.wp.com/www.exohuman.com/wordpress/wp-content/uploads/2011/05/Anunnaki_Tree_of_Life.jpg

از وبلاگ میراث برزخ

آفرینش یا تکامل

برای دانلود روی لینک بالا کلیک کنید. مستقیم دانلود می شود.

*********************************************************

آفرینش یا تکامل(دخالت فرازمینیان در تکامل انسان)

از وبلاگ  میراث برزخ

پیش از این به چگونگی خلقت آدم از زبان متون سومری اشاره کردیم و قدرت و دخالت خدایان را در مراحل مختلف حیات و حادثه برج بابل دیدیم. در اینجا برای روشنتر شدن موضوع و رفع ابهامات به نحوه خلقت آدم و حوا مستقیما از ترجمه سیلندرهای سومری می پردازیم.

 

بخشی که پیش رو دارید ترجمه ای از نوشته های ساشا لسین  Sasha Lessin دکترای باستانشناسی و بر اساس کتاب گمشده انکی نوشته زکریا سیچین می باشد. 

 

توضیحات ضروری: اسامی سومری در زبانهای امروزی مانند انگلیسی یا فارسی به سهولت قابل تلفظ و نگارش نیستند. برای جلوگیری از گیج شدن خوانندگان برخی از اسمها ساده شده اند.

 

نام واقعی                                       نام فارسی

 

نین- مآ/ نین مه  Nin Mah                                    نینماه

نین- گیشی- زیدّاNin gishi zidda                            نینگیشزیدا

نین – کی Nin ki                                             نینکی      

نین- اور- تا Nin ur ta                                           نینورتا

ان- لیل En Lil                                               انلیل

ان- کی En ki                                               انکی

آدامو     Adamu                                                آدمو

تی- آمات Ti Amat                                           تیامات 

 

                                                  داستان ما :

 

۳۰۰۰۰۰ سال پیش انکی معادن طلای آفریقا را ترک کرد تا به مطالعه نژادی از میمونها بپردازد به نام » هومو ارکتوس». انکی مجذوب هوش و توانایی های این جانوران و محبتش به سایر حیوانات شده بود. این انسانها که احتمالا بر اثر تنازل ژنتیکی از انسانهای پیشرفته تری روی زمین به وجود آمده بودند هنوز مقادیری هوش و ذکاوت داشتند و حیوانات را از دامهایی که آنوناکی برای شکار گسترده بودند نجات میدادند.

از این رو انکی بی نهایت مشتاق بود تا روی این گونه آزمایشات گسترده ای انجام دهد.

 

هومو ارکتوس لغتی لاتین و به معنی » انسان راست قامت» می باشد. گونه ای از انسان میمون نما با تمدنی ابتدایی در حد ساخت چاقو های سنگی و شکار حیوانات بوده است*۱ رجوع کنید به انتهای مقاله

 

 انسان میمونی بازسازی شده از روی فسیلی که چندی پیش کشف شد. این میمونها قادر به استفاده از ابزار ابتدایی بودند و توجه انکی را جلب نمودند.

مدتی که او نبود معدنچی های نیبیرویی دست از کار کشیدند. انلیل دلیل را جویا شد و معدنچی ها او را احاطه کرده و درخواست رهایی از کار سخت و طاقت فرسای معدن را نمودند.  

 

در حقیقت انکی به طور پنهانی معدنچیان را تحریک کرده بود تا انلیل را دستگیر کنند و او را تحت فشار قرار دهند. آنها نیز نقشه انکی را اجرا کردند. ابتدا مقدار استخراج طلا را به شدت کاهش دادند و کشتی های حاوی طلا به نینورتا که در بیت ایبیرا ‌Bitibiraمنتظر بود نرسید. انلیل, نینورتا را فرستاد تا قضیه را بررسی کند. در این حال انکی به معادن بازگشت. نینورتا و همراهش اینّوگی Ennugi شکایت معدنچیان را شنیدند:‌

» کار طاقت فرساست». 

این معدن چیان در حقیقت خدایان ایگیگی , گروهی از آنوناکی های فضانورد و مسئولان پایگاههای فضایی و حمل و نقل طلا به نیبیرو بودند. 

انکی  به نینورتا پیشنهاد کرد:‌» انلیل را به اینجا بخوان. بگذار فرمانده ببیند که معدنچیان چگونه زجر می کشند». 

وقتی انلیل به همراه وزیرش نوسوک Nusuk رسیدند, کارگران فریاد برآوردند:‌

» بیایید انلیل را ضعیف سازیم باشد که از کار سخت معدن ما را آزاد کند. بیایید اعلام جنگ کنیم تا با زور خود را رها کنیم».  

«ابزارشان را آتش زدند و آتش بر تبرهایشان نهادند».

آنها اینّوگی را گروگان گرفتند و جایگاه انلیل را محاصره کردند. انلیل به پادشاه آنو پیام فرستاد تا سریعا به زمین بیاید و سران شورشیان را اعدام کند و انکی را که آنها را تحریک کرده بود بازجویی نماید.  

آنو سر رسید و به آفریقا آمد و از همه بازجویی کرد. اما هیچ یک از کارگران نام رهبر شورشیان را اعتراف نکردند. 

انکی که خود مسبب این کشمکش بود به انلیل گفت : » قهرمانان ما را از بیگاری در معادن رهایی ببخش چرا که برای کار معدن میمونهای انسان نما را خلق خواهیم کرد. با اسپرم من و توانایی های نینگیشزیدا و نینماه «. 

او اصرار داشت: » اجازه دهید ما یک کارگر بدوی بیافرینیم تا کار طاقت فرسا را بر عهده بگیرد و نوکر آنوناکی باشد و ابزار آنها را بر پشتش حمل کند… «.  

او گوریل زمینی را به انلیل فرمانده ارشد زمین و نینورتا پسر ارشد انلیل, نشان داد و گفت :

 » نینگشزیدا  پسرم ! گوهر ذات آنها ( میمونهای زمین) یکسان است با آنچه ما داریم- مانند دو افعی به هم پیچ خورده (ساختار DNA) .آنگاه که با گوهر ذات ما ادغام شود نشان ما بر آنها غالب خواهد شد.  یک کارگر بدوی خلق خواهد شد. فرمانهای  ما را خواهد فهمید. ابزارهای ما را او حمل خواهد کرد کار طاقت فرسای معدن را او انجام خواهد داد. برای آنوناکی در آبزو ( آفریقا) رهایی به زودی فرا خواهد رسید».

                                  

 

در این احوال

 

انلیل به نقشه انکی اعتراض کرد. » اینجا روی زمین برده ای  از نژاد میمون/ نیبیرو خلق نکن». 

 انلیل به انکی یادآوری کرد که :» روی سیاره ما ( نیبیرو) بردگی مدتهاست که از میان رفته. ابزارها ( ماشینها) برده ما هستند نه سایر موجودات «. 

 نینورتا معتقد بود برای استخراج طلای بیشتر باید ماشینهایی اختراع کنند نه اینکه برده خلق کنند. 

 

انکی اما پاسخ داد: » موجود زمینی که ما خلق می کنیم کمک خواهد بود نه برده».

انلیل همچنان مخالفت کرد: » شبیه سازی موجودات دو رگه در قوانین سیاره ممنوع شده است». 

 

انکی پاسخ داد: » ما نژادی جدید خلق نخواهیم کرد. میمون زمینی ( هومو ارکتوس) در گوهر ذاتی اش ( کد ژنتیکی) مانند ما از نیبیرو ( هومو ساپینس ساپینس) است.  میمون بودند اجداد ما نیز و به ما تکامل یافتند. تسریع خواهیم کرد ما تکامل او را میلیونها سال به آنچه در نهایت سرنوشتش خواهد بود». 

 

دو برادر رقیب ( انلیل و انکی) نزاع را نزد پدر خود پادشاه آنو و شورای نیبیرو بردند. هر کدام عقیده خود را گفت. پادشاه و شورایش رای چنین دادند:

» طلا باید استخراج شود. باشد که موجود جدید خلق شود». 

 شورا تصمیم گرفت که » قوانین را نادیده بگیرید باشد که نیبیرو نجات یابد».

 

                                                                    

 

انکی نینماه و نینگیشزیدا – تیم تحقیقاتی- در آزمایشگاه خود در آفریقا ترکیب های زیادی از میمون با سایر حیوانات ساختند ( که در تصاویر و آثار باستانی به صورت موجوداتی مخلوط از چند حیوان نمایش داده شدند).  اما سودی نداشت.

 

سپس انکی و نینگیشزیدا با گوریلهای ماده خوابیدند اما هیچ حاملگی صورت نگرفت. اینبار انکی و نینگیشزیدا اسـپـرمهای خود را جمع کردند و با تخمک ماده میمون در لوله های آزمایشگاهی ادغام کردند و زیگوت ساختند. زیگوتها را در رحم گوریل ماده وارد نمودند اما نوزادان متولد شده  نابینا بودند , دستانشان قدرت کار کردن نداشت و اعضای داخلی بدنشان ناقص بود

انسان میمونی

 

نینماه برخی از این نقصها را رفع کرد وقتی که مقادیری مس و گل رس زمینی به ظرفهای حاوی زیگوتها اضافه نمود. اما این زیگوت تبدیل به دو رگه زمینی ای شد که قدرت تکلم نداشت و لال بود

.

 نینماه و نینگیشزیدا بر بالای لوله آزمایشگاهی که زیگوت آدم را در خود دارد.

بار دیگر انکی اسپرم خود را با تخمک گوریل ماده در لوله آزمایشگاه آمیخت و زیگوتی که حاصل شد را به جای رحم گوریل ماده در رحم نینماه تزریق نمود تا ببیند که آیا بچه حاصل از نینماه قدرت تکلم دارد یا نه.  

» در ظرف گلی مخلوط را ساختند- تخمکی از ماده زمین با عصاره آنوناکی نر – آنها بر هم گذاشتند. تخم بارور شده توسط انکی در رحم نینماه  وارد شد. حاملگی رخ داد.»

» نینماه به فرزندی نر تولد داد. انکی پسر کوچک را در دستانش گرفت. او تصویری متعالی و کامل بود. انکی با نوک انگشتانش به نوزاد سیلی زد ؛ نوزاد صدایی چنانکه باید از خود خارج کرد».

» انکی نوزاد را به آغوش نینماه داد. نینماه پیروزمندانه فریاد برآورد: دستان من کار خود را کردند!»  

 

انکی آدامو را در دستانش نگه داشته است.

 

 نر خلق شده دورگه ای بود با پوست کبود و تیره موهای سیاه .

 

« نام نوزاد آدمو بود( به معنی آنکسی که مانند گل زمین است)  پوستی نرم به رنگ خون تیره و موهایی سیاه داشت. آلتش با آلت جـنـسـی نرهای نیبیرو متفاوت بود. «

 انکی, نینماه و نینگیشزیدا » ‌به آلـت مردانه نوزاد نگاه کردند؛ شکلش عجیب می نمود. سر آن با پوستی پوشیده شده بود بر عکس آلـت مردان آنوناکی بود. » 

انکی گفت :‌» باشد که موجود زمینی از ما که آنوناکی هستیم به وسیله این پوست متمایز شود.»  

آنوناکی های نیبیرو مانند انکی و انلیل و نینماه چشمان آبی داشتند. ولی آدامو چشمان سیاه داشت.

نینماه با داشتن آدمو ؛ اولین و نخستین کارگر بدوی؛ به دنبال زنان پرستار در شوروباک فرستاد تا آدمهای شبیه سازی شده را در رحمهای خود حمل کنند.  

انکی گفت: » عصاره ذات او به عنوان نمونه  استفاده خواهد شد.»

 

نینماه زنان داوطلب را جمع و زیگوتها را آماده کرد. او و زنان داوطلب به موجوداتی که خلق خواهند کرد قسم وفاداری خوردند.  

 

» در سه ظرف از جنس گل آبزو ( خاک آفریقا) نینماه تخمکهای مونث دوپا را قرار داد.» 

 

تخمکها با اسپرمهای برادرش انکی و پسرش نینگیشزیدا در ظروف گلی بارور شده بودند. 

  

» نینماه عصاره حیات آدمو را را خارج کرد و ذره به ذره به داخل ظروف تزریق نمود. سپس در آلت مردانه آدمو شکافی ایجاد کرد و قطره ای خون خارج شد ؛باشد که این نشانی از حیات باشد؛  باشد که برای همیشه نشانی باشد که گوشت و روح با هم ادغام شده اند.»  

نینماه آلت آدمو را فشرد و قطره ای از خون آن را در هر ظرف به مخلوط DNA و زیگوتها چکانید. » در این مخلوط گلی موجود زمینی با آنوناکی متصل خواهد شد. دو گوهر, یکی از آسمان و دیگری از زمین به سوی یکدیگر آورده خواهند شد. «

 

زنان آنوناکی با سزارین نوزادان خود را به دنیا آوردند : هفت هیبرید ( دورگه) نر .

 

در مرحله بعد

 

نینگیشزیدا  یک زیگوت ماده ساخت و آن را در رحم نینکی, زن انکی, وارد کرد. هیبریدی که نینکی به دنیا آورد تیامات نامیده شد (‌به معنی مادر حیات) که موجودی با موهای بور و چشمان آبی بود. در حقیقت تیامات (حوا) ژن غالب نیبیرویی داشت

 

  حوا دارای بور وچشمان آبی بود.

 گونه هایی از نئاندرتالها نیز همین خصویت را داشته اند.

نینگیشزیدا از روی عصاره ( DNA) تیامات در هفت لوله تستی هفت زیگوت خلق کرد. او زیگوتها را در رحم همان زنانی تزریق نمود که قبلا هفت نر هیبرید زاییده بودند یا به اصطلاح مادرهای جانشین بودند. همه آنها اینبار هم با سزایرین فرزندان را به دنیا آوردند. 

 

نینگیشزیدا بار دیگر به این زنان گفت که به رحمهای آنها نیاز دارد اما نینماه اعتراض کرد. »  برای این زنان  تولد دادن به موجودات زمینی بیشتر بسیار زجر آور است. تعدادشان بسیار کم است و نمی توانند تعداد لازم کارگر به دنیا آورند». 

 

بنابراین تصمیم گرفتند که به جای شبیه سازی منتظر بمانند تا تیامات و زنان کلون شده از روی او حامله شوند. انکی آدمو و تیامات را به عدن آورد به قرارگاه خودش که در راس خلیج فارس بود. 

او هفت ماده را در کنار هشت آدمو که از کلون آدم و تیامات ایجاد شده بودند در آزمایشگاه خودش جای داد. این هیبریدها مرتب با هم آمیزش داشتند اما ماده ها حامله نمی شدند. 

 

 فضانوردانی که در معادن طلا استخراج می کردند تهدید کردند که اگر انکی و نینگیشزیدا کارگرهای جدید را برای رهایی آنها خلق نکنند شورش خواهند نمود. 

 

در مرکز تحقیقات در شوروباک نینگیشزیدا ژنهای نیبیرویی را با ژنهای آدمو و تیامات مقایسه کرد و به جستجوی ژنی پرداخت که اجازه تولید مثل را می داد. 

او دریافت که ماده های نیبیرو  الل کروموزومی XY داشتند اما تیامات فقط XX دارد. 

پس نینگیشزیدا  انکی و نینماه و تیامات را بیهوش کرد.

» از دنده ی انکی, او عصاره حیات را بیرون کشید. در دنده آدمو عصاره حیات را وارد کرد. از دنده ی نینماه, او عصاره حیات را بیرون کشید در دنده ی تیامات او عصاره حیات را وارد کرد.

سپس با افتخار اعلام کرد :»بر درخت حیات آنها دو شاخه جدید اضافه کردم. با قدرت زاییدن, هم اکنون گوهر حیات آنها مارپیچ شده است.»

 

انکی نینماه و نینگیشزیدا این تغییر ژنتیکی در تیامات را از سایرین مخفی نگاه داشتند.چرا که در نهایت دست به خلق نژآد جدیدی زده بودند و از گوهر خود به آن بخشیده بودند و این برخلاف دستورات انلیل بود.

 تیامات و آدمو در میان درختان باغ عدن در دهانه خلیج فارس که متعلق به انکی بود آزادانه زندگی می کردند تا زمانیکه حاملگی تیامات ظاهر شد و او از برگ درختان پیشبندهایی برای خودش و آدمو ساخت. 

  

اخراج آدمو و تیامات از باغ عدن توسط انلیل 

 

انلیل متوجه شد که این هیبریدها پیشبند به خود بسته اند و انکی را زیر سوال برد. انکی اعتراف کرد که با دستکاری ژنتیکی به آنها قدرتهایی بخشیده است. انلیل خشمگین شد:

» آخرین ذره از گوهر حیات ما را به این جانوران بخشیدی ..تا مانند ما بفهمند و تولید مثل کنند؟ میلیونها سال تکامل و چرخه حیات ما را به آنها پیشکش کردی؟ » 

 

انلیل هرگز اجازه خلقت گونه ای جدید از انسان را صادر نکرده بود و از سرپیچی انکی به شدت خشمگین بود. او دست به دامن شورای نیبیرو شد تا جلوی خلقت را بگیرند. اما شورا که نا امیدانه در انتظار طلای بیشتر بود اجازه صادر کرد.

 

  نینگیشزیدا انلیل را مطمئن می کند که آدمو عمر ابد ندارد و زود می میرد

 

» سرور من انلیل» نینگیشزیدا انلیل را خطاب کرد «دانستن تولید مثل به آنها داده شده اما شاخه ( ژن) طول عمر زیاد به درخت حیات آنها داده نشد.» 

 به خاطر ناقص بودن کار آنوناکی در خلقت آدم و تیامات آنها فاقد ژن حیات ابدی بودند. در حالیکه عمر جاودان یکی از ویژگی های همه انسانها در سراسر کائنات بود به جز موجوداتی که آنوناکی با دستکاری ژنیتیکی خلق کردند. اما این مسئله نفرت انلیل را کاهش نداد.

انلیل با خشم گفت :» پس آنها را به جایی که باید باشند بفرست. به آبزو دور از عدن آنها را اخراج کن. » 

=============================================

خدا , خدایان و دسته بندی انسانها:

 

 دکتر ساشا لسین نتیجه میگیرد که در برخی جاها انلیل مترادف با یهوه در قرآن و  تورات می باشد. همچنین احتمال می دهد که نام یهوه در اصل نام  خدای مردم آنوناکی بوده است که به زمین راه یافته است. از سوی دیگر یادآوری می کند که  انکی در سایر جاها خالق آدم از گل رس معرفی شده است پس این انکی است که مترادف با یهوه قرار می گیرد. 

زکریا سیچین در کتاب برخوردهای الهی صفحات ٣۴٧ تا ٣٨٠ به بررسی شباهتها و تفاوتهای انلیل و انکی با یهوه می پردازد و در پایان نتیجه ای کاملا دور از انتظار می گیرد که در مقاله ای جدا به آن خواهیم پرداخت.  

 محققی به نام تلینگر Tellinger در کتاب خود به نام «‌ نهضت برادری افعی» The Brotherhood of Snake می نویسد که » انکی سازمانها و نهضتهای مخفی را پایه گذاری کرد. نهضت فراماسونی و ایلومیناتی و سایر سازمانهای مخفی در حقیقت بعد از خروج آدم و حوا از عدن تاسیس شدند. انکی متوجه شد که تبلیغات و بدنامیهایی علیه او به عنوان شیطان شرور و افعی شیطانی به سرعت توسط انلیل پخش خواهد شد. انلیل بزرگترین استراتژیست و ارباب پروپاگاندا به راحتی قادر به بد نام کردن انکی بود. انکی ناچار شد تا به روشهای پنهانی با انسانها تماس بگیرد و گروههای کوچکی را انتخاب کرد که به تکنولوژی پیشرفته و اطلاعات دسترسی داشتند و این آغاز نهضتهای مخفی بود.»  بنابر این نظریه اعضای چنین نهضتهای افراد برگزیده و خاصی هستند و هر فردی امکان پیوستن به چنین سازمانهایی را نخواهد داشت.

در آینده خواهیم گفت که چرا نتیجه گیری تلینگر غلط است و چرا نباید به انکی و پیروان او – شیطان پرستان- اعتماد کرد.

 

سیچین معتفد است که همانطور که آنوناکی روی نیبیرو تکامل یافتند انسان هم روی زمین تکامل می یافت اگر که آنوناکی این جریان را سرعت نبخشیده بودند. 

اما دانشمند دیگری به نام کرمو Cremo در کتاب » تنازل انسان» Human Devolution ایده دیگری داد. او معتقد است که انسان میمون نمایی که انکی و نینگیشزیدا روی ژنهای آن کار کردند در حقیقت حاصل تنازل انسانهای پیشرفته هومو ساپینس به انسانهای میمونی روی زمین بوده است. بر اساس این نظریه میلیونها سال پیش از این حادثه انسانهای متمدن هومو ساپینس ساپینس روی زمین سکنی داشتند اما به دلایلی نژاد آنها رو به افول و پستی نهاد تا جایی که تبدیل به گونه میمون شدند.

در مقالات آینده سایر احتمالات را بررسی خواهیم کرد. لطفا به خاطر داشته باشید که هدف از ترجمه این متون ترویج هیچ آیین و باوری نیست و نظر شخصی نویسنده در هیچ جای مقاله ابراز نشده بلکه در نهایت بی طرفی و به قصد افزایش دانش از متون باستانی این مقالات ترتیب داده شده است.

 

 ==========================================================

 

۱– انسان هومو ئه رکتوس :

Homo Erectus در زبان لاتین به معنی انسان راست قامت ( انسانی که با دو پای عقب راه می رود و پشت خمیده ندارد). هومو ارکتوس از گونه ای دیگر به نام هومو هابیلس تکامل یافته است.

 

این گونه انسانی طبق اطلاعات داده شده در الواح سومری پیش از خلقت آدم روی زمین زندگی می کرده است و در سرزمینهای وسیع خصوصا آفریقا آثار و بقایای فسیلها به همراه ابزار و سایر لوازم تمدن ابتدایی آنها یافت شده است. به عقیده دیرین شناسان گونه هومو ارکتوس از آفریقا به آسیا و اروپا سایر نقاط زمین مهاجرت کرده است. قدیمی ترین فسیلهای یافت شده از این انسانها تا کنون متعلق به دو میلیون سال پیش بوده است. برخی دیرین شناسان معتقدند که انسان متفکر امروزی حاصل تکامل  هومو ارکتوس است اما به اینکه چرا و چگونه انسان  ارکتوس به طور ناگهانی تبدیل به انسان ساپینس و متفکر شد پاسخی نمی توانند بدهند.

حقیقت این است که گونه هومو ارکتوس به طور طبیعی می تواند به هومو ساپینس تکامل یابد اما در طول میلیونها سال. اما پس چگونه است که بدون تکامل و به طور ناگهانی جای خود را به ساپینس می سپارد و خودش به مرور در ۲۰۰ هزار سال پیش از پهنه عالم محو می شود؟

برخی محققان پاسخ آن را دستکاری ژنتیکی می دانند که به تکامل چند میلیون ساله سرعت بخشیده و آن را یک شبه ممکن ساخته است که ما قبلا از آن صحبت کرده ایم و باز هم خواهیم کرد.

تمدن هومو ارکتوس :

 هومو ارکتوس قادر به ساخت ابزار از چوب بوده است. چوبهای تراش داده شده و تیزی که به عنوان کارد استفاده می شده به همراه تبرهای چوبی در میان بقایا به دست آمده است. هومو ئه رکتوس همچنین قادر به ساخت قایقهای ساده ( کلک) برای مسافرت روی آب رودخانه ها و دریاها بوده است.

 همچنین ابزار متفاوتی با سنگ می ساخته که جزو اولین دسته ابزار سنگی قرار می گیرند. این ابزار معمولا سنگهای نوک تیزی هستند که برای بریدن یا پوست کندن استفاده می شده اند. دومین دسته ابزار سنگی شامل تبرهای دستی سنگی است که به وفور در اروپا و شرق آفریقا یافت شده اند.

    

 فسیلهای بسیار زیادی در اندونزی کشف شده اند از جمله فسیل مشهور جزیره جاوا در ساحل رودخانه solo که معروف به » مرد جاوایی» است. همچنین در چین – هند -کنیا-تانزانیا-ویتنام -جمهوری گرجستان – ترکیه و…فسیلهای فراوانی به دست آمده است.

 

جامعه :

مردم هومو ارکتوس شکارچی بودند. دیرین شناسان معتقدند که آنها قادر به تولید صدا نبوده و لذا از طرق دیگر با هم ارتباط برقرار می کردند. استفاده از آتش در میان آنها رایج بوده است. در اسرائل بقایای استفاده از آتش توسط هومو ارکتوس در هشتصد هزار سال پیش یافت شده است. آنها نه تنها می توانستند آتش را کنترل کنند بلکه آن را تولید نیز می کردند.

انسان ارکتوس نژادهای متعددی داشته است از قبیل :

 

 منبع : ویکیپدیا

 

۲انسان نئاندرتال :

 

انسان نئتاندرتال با نام «انسان غار نشین» شناخته شده است. غالبا مردم فکر می کنند این انسانها زندگی حیوان گونه و پست فاقد هر نوع تمدن داشته اند. بیایید با هم به مدارک نگاهی بیندازیم و ببینیم آیا نظر عامه مردم صحیح است یا خیر.

 

 

نام نئاندرتال از نام دره ای در آلمان گرفته شده که این گونه انسانی در آن کشف شد.

پیش از آن دو اسکلت دیگر در بلژیک نیز پیدا شده بود. تجزیه DNA آنها نشان می دهد که بین ژنوم نئاندرتال و هومو ساپینس ۹۹.۵ درصد شباهت وجود دارد. تجزیه mt DNA تخمین زده است که هر دو گونه از یک جد مشترک در ۸۰۰ هزار سال پیش به وجود آمده بودند. فرضیه دیگری معتقد است که دلیل شباهت ژنتیکی ادغام هومو ساپینس و نئاندرتال از طریق جـنـسی بوده است که منجر به ادغام ژنتیکی شده است. نظریات دیگری هست مبنی بر اینکه این دو گونه کاملا جدا از یکدیگر شکل گرفته بودند. کشورهایی که بقایای نئاندرتال در آنها یافت شده عبارتند از پرتقال- اوکراین- فرانسه- اسپانیا- انگلستان- آلمان- چک – اسلواکی- یونان – عراق- اسرائل- ایران- رومانی و روسیه

تمدن:

انسان نئاندرتال از آتش برای پختن غذا ,گرم کردن در زمستان و ساخت ابزار استفاده می کرده است. آنها از چرم و خز حیوانات برای ساخت لباسهای گوناگون بهره می بردند. سلاح سازی و ابزار سازی نسبتا پیشرفته ای داشتند که آنها را قادر به ساخت فندکهای پیشرفته و اسلحه می کرد. این صنعت از روی انواع بی شماری از ابزار باقی مانده مانند نیزه های نوک تیز با سر سنگی و خنجرهای سنگی با نوکهای تیز شده توسط آتش مشخص می شود.

نئاندرتالها سه نوع متفاوت از ابزار برای مصارف جنگی و خانگی می ساختند و این خود مدرکی است بر توانایی آنها در فکر کردن و برنامه ریزی و اجرا. برخی محققان معتقدند که با تمدنی که آنها در هزاران سال پیش داشته اند هیچ بعید نیست که تا به امروز باقی مانده باشند بدون آنکه مورد توجه قرار بگیرند.

گونه نئاندرتال صاحب زبان پیشرفته ای برای ارتباط بودند. فسیلها نشان می دهند که حنجره نئاندرتال قادر به ایجاد صداهای انسان امروزی بوده است. از آنجا که آنها در کنار برخی انسانهای ساپینس زندگی می کردند منطقی به نظر می رسد اگر آنها به همان زبان انسانهای ساپینس مسلط بوده باشند. یا اینکه زبان خودشان متفاوت بوده ولی زبان ما را نیز یاد گرفته بودند و در اصل دو زبانه بوده اند.

در غاری در اسلوانی -یوگسلاوی- باستان شناسان قدیمی ترین آلت موسیقی جهان را کشف کردند که یک فلوت ساخت بشر نئاندرتال می باشد. این فلوت ۱۲ سانتی متری از استخوان پای گوزن جوانی تراشیده شده و جای چهار سوراخ دارد. این مسئله نشان دهنده توانایی انسان نئاندرتال در تولید موسیقی و نواختن ساز است. به احتمال زیاد انسانهای نئاندرتال همراه موسیقی آواز میخواندند و می رقصیدند, درست مانند بشر امروزی. توانایی ساخت ابزار موسیقی و نواختن ساز ثابت می کند که آنها قدرت تخیل داشته اند و بنابراین هیچ بعید نیست که قادر به خواندن و نوشتن نیز بوده اند.

فرهنگ:

 مدارکی هست مبنی بر اینکه انسانهای نئاندرتال زندگی جمعی را دوست داشتند و عادات و مراسم متعددی را رعایت می کردند از جمله احترام و نگهداری از کهنسالان و بیماران و مراسم و آیین کفن و دفن مردگان. بقایای زیادی از معلولین و بیماران نئاندرتال یافت شده اند که روی جراحات آنها آثار بهبودی به چشم می خورد.بسیاری از جراحات و شکستگی ها درمان شده بودند. در غاری در کوههای زاگرس واقع در شمال عراق, باستان شناسان اسکلتهای یک مرد و دو زن و یک نوزاد را یافتند که همگی در کنار هم به خاک سپرده شده بودند و در خاک آثار گلهایی بود که روی قبر آنها قرار گرفته بود. قرار دادن گل روی قبر مردگان حکایت از تفکر نئاندرتال و اهمیت به مردگان  دارد.

تجزیه خاک نشان داد که گلهای روی قبر به صورت دسته شده قرار گرفته بودند و آزمایشات بیشتر نوع گلهای مورد استفاده را نیز مشخص ساخت که برخی از آنها امروزه نیز وجود دارند و دارای خواص درمانی هستند. آیا استفاده از این گلها جزو مرسم خاصی بوده است ؟ استفاده از گلهای عطرآگین و رنگارنگ شبیه به رفتار امروزی ما نیست؟  این گلها همچنین مشخص ساخت که در آن زمان ویژگی های آب و هوایی منطقه چگونه بوده و چه گلهایی در آن ناحیه می روییده است که دیگر نمی روید.

 آرامگاه مردگان:

نئاندرتالها غارهای خاصی را به عنوان آرامگاه مردگان خود انتخاب می کردند چرا که بخش اعظم بقایای آنها در غارها پیدا شده است. این عمل بسیار شبیه انسانهای مدرنی است که در کوهها برای مردگان خود مقبره می ساختند. همچنین اهمیتی که آنها به دفن مردگان می دادند نشان از توجه آنها به زندگی و مرگ می باشد. احترامی که به مرده و مراسم دفن آن اختصاص داشته بخش مهمی از زندگی اجتماعی و روحی روانی است.

آنها انسانهایی اجتماعی بودند که از مجروحین و سالمندان خود نگهداری می کردند نه اینکه آنها را به حال خود رها کنند تا بمیرند. برای پایبند بودن به آیینها و مراسم خاص نیاز به تفکر عمیق و قدرت تخیل است که بدون آن درک  مفهوم زندگی و مرگ یا آفریدگار  ممکن نیست. و انسانهای نئاندرتال همه این ویژگی ها را دارا بودند.

هر چند هنوز مشخص نشده است که آیا وظایف زن و مرد در میان آنها جدا و مشخص بوده است  و آیا نظام خانواده به شکلی که در میان انسان ساپینس است داشته اند یا نه… ولی در هر صورت میان انسان نئاندرتالی که قبلا تصور می شد و نئتاندرتال واقعی تفاوت از زمین تا آسمان است.

==============================================

 نتیجه گیری موقت:

زکریا سیچین و تعداد دیگری از محققان مانند او معتقدند که انکی با دستکاری ژنتیکی در میمونهای با هوش توانست گونه هومو ارکتوس و گونه نئاندرتال را بسازد.

این نتیجه گیری ناشی از آن است که آدامو و تیامات به هیچ عنوان انسان متفکر نبوده اند بلکه مانند حیوانات آمیزش و حیات داشته اند. تنها تفاوت آنها از میمونها این بوده که آنها قادر به پیروی از فرامین خدایان بودند و کاری را که در معادن به آنها داده شده بود انجام می دادند. یعنی دستها و پاها و بینایی مانند انسان داشته اند اما فاقد هر گونه تکامل دیگری بوده اند. حتی بر اساس لوحه های سومری و آکدی آنها غذای خود را به صورت آماده از آنوناکی دریافت می کرده اند و دانش زراعت و دامداری و یا پخت غذا نداشته اند.

 فسیلها و ابزار یافت شده از هومو ارکتوس نشان می دهند که لوحه های سومر و آکدی اطلاعات صحیحی داده اند که گروههایی از هومو ارکتوس از کار معادن آزاد شدند و تلاش می کردند که به تنهایی و بدون کمک آنوناکی به حیات خود ادامه دهند. دلیل آزاد شدن از کار در معادن به احتمال زیاد این بوده که آنوناکی با کمبود غذا مواجه بودند و تصمیم گرفتند که تعداد کارگران را کاهش دهند و آنها را در مناطق دیگری رها کردند تا بمیرند. اما این هومو ارکتوس ها تلاش می کردند که با توان و هوش اندک خود خوراک و پناهگاه پیدا کنند و در غارها پناه می گرفتند و با سنگ ابزار ابتدایی می ساختند. شکی نیست که این گونه به مرور زمان قادر به ادامه حیات نبودند و همگی یا اکثر آنان در همان دوران نابود شدند.

 

انسان نئاندرتال همان هومو ارکتوس بودند که با تعالیم انکی و همراهانش دانش اهلی کردن حیوانات و زراعت را آموختند و یکجا نشین شدند اما همچنان به فرامین آنوناکی کار می کردند و پاداش دریافت می نمودند. پس از آنکه آنوناکی زمین را ترک کردند نئاندرتالها نیز دچار مشکل شدند و به مرور منقرض گشتند چرا که انکی با دستکاری ژنتیکی انسان دیگری را جایگزین آنها کرده بود که هم متفکر بود و هم قادر به پیروی از دستورات آنوناکی= انسان هومو ساپینس.

گونه هایی از هومو ارکتوس پیشرفته امروزه در هندوستان و جزایر نا مسکونی هنوز باقی مانده اند. گونه هایی از نئاندرتالها هنوز در مناطق سردسیر مانند تبت و هیمالایا وجود دارند

منبع: وبلاگ میراث برزخ

با تشکر از شیرین عزیز نویسنده وبلاگ میراث برزخ

وبلاگ دنیای اسرار آمیز

www.ufolove.wordpress.com

 

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

Advertisements

Posted on سپتامبر 10, 2012, in فرازمینی ها در زمانهای کهن, آزمایش انسانها, انسانها دورگه. Bookmark the permalink. 29 دیدگاه.

  1. با این گفته ها یعنی ما دست چندم هستیم میشه راهنمایی کنید که چرا ما باید این خلقت را دوست داشته باشیم ؟ دلیل این خلقت که معلوم نیست خدا هم که پنهان شده شاید از خجالت همچنین خلقتی بوده .

  2. بله اون ها فقط تسریع در روند تکامل کردن . اگر نمی کردن هم ما مانند امروز می شدیم . اما در طی چند میلیون سال زمان

  3. خب حالا این بدترین سوال تاریخ میتونه باشه پس خدای ماها دیدنی نیست یعنی وجودی ندارد ولی خدایان اینهائی که میگن این چند هزار سال کجا بودند؟چرا نمیان؟چرا خط بطلان بر اعتقادات به نظ اونها غلط نمیکشند؟این هم جای تعجب نداره؟ ماها باز هم از کسانی میگوئیم که اونها هم وجود ندارن یا خودشونو نشون نمیدن وما باید به اینهم فکر کنیم ودرفلسفه دور تسلسل باطل غرق شویم ولی من خدای خدمو دوست دارم اونم منو دوست داره ونیروشو حس میکنم وکرده ام وبارها در تنگترین زمانها دست یاریشو دیدم

    • آقا بهروز اون حسی که شما دارین نیروهای درونی خودتون هست همونطور که خدایی که شما تصور میکنید با مثلا شخص بد طینت دیگر فرق داره چون نیروهای درونی اون منفی هست، البته من هم تا ۵ سال پیش مثل شما فکر میکردم حتی هر روز با آن خدای خیالی معامله میکردم… ولی وقتی دنبال حقیقت رفتم البته با مطالعه و تحقیق متوجه بخشی از حقیقت شدم .. برای شما هم آرزوی درک بهتر از جهان اطرافمان را دارم…

      • رامتین جان میشه این کتاب فرا‌زمینی‌ها در آیات و روایات/ مولف م‍ح‍م‍د م‍وس‍وی‌ را هم پیدا کنی اسکن کنی بذاری تو سایت. من هر چی زنگ میزنم انتشاراتی این کتاب، گوشی رو بر نمی دارن، بقیه انتشاراتی ها هم این کتاب رو ندارن نمیدونم از کجا میتونم پیدا کنم. از طرف دیگر با توجه به اینکه چاپ این کتاب مال سال 1383 است (با توجه به اطلاعات سایت کتابخانه ملی) احتمالا دیگه الان گیر نمیاد. در ضمن قیمت این کتاب رو هم زده فقط 1600 تومان که معلوم میشه نویسنده این کتاب نظری به مبلغ فروش این کتاب نداشته و از این نظر چیزی هم عایدش نمیشده پس از نظر مسائل کپی رایت و این حرف ها هم ایشالا مشکلی پیش نمیاد و خود نویسند هم راضیه. به هر حال خوندن این کتاب بوسیله مذهبیون که در جامعه ما تعدادشون خیلی زیاده و در واقع میشه گفت در اکثریت هستند ضروریه. من فکر کنم انتشار اینترنتی این کتاب یک گام بزرگ برای به راه راست هدایت کردن (!) این افراد و از جمله خود من باشه

      • چشم دوست عزیز.در یک فرصت مناسب مطالبش را قرار میدهم. البته بهترین مطالبش را در یک مطلب در وبلاگ گذاشتم. در قسمت موضوعات میتوانید پیدا کنید.

  4. خیلی جالبه چند وقته شبکه های معتبری مثل History یا Discovery Sc و البته فارسی زبان مثل monoto1 شدیداً به مقوله دخالت فرازمینی ها در ایجاد جهش در ژن انسان امروزی پرداخته اند ….!! به نظر میرسد میخواهند ذهن انسانها را برای اتفاق غریب الوقوعی آماده کنند … تا نظر بقیه دوستان چی باشد….

  5. در این مقاله گفته شده آنوناکی ها مو بور و چشم آبی هستند من جایی خوندم که کوروش و داریوش از تبار آنوناکی بودن پس حتما اونها هم مو بور و چشم آبی بوده اند و شباهتی به اکثریت مردم فعلی ایران نداشتن نظر شما در این باره چیه؟

  6. اگر فرازمینیان نزاد انسان را دستکاری کرده باشند پس باید این دستکاری اهدافی را دنبال کند و طبق گفته فرمایشات مبلغان فضانوردان باستانی ان ها انسان را خلق کرده اند تا برای آن ها به کاوش زمین و استفاده ابزاری از او برای جمع آوری طلا به سیاره خود بوده اند. کدام عقل سالمی می تواند چنین نظریه ای را با ور کند. این موجودات که باید بسیار هوشمند و از نظر تکنولوژی بسیار پیشرفته باشند چه نیازی به انسان برای پیشبرد اهداف خود دارند؟ ان ها می توانند به راحتی همان طور که ما با تکنولوژی عقب مانده از منابع بوسیله ابزارالات بهره برداری می کنیم ان ها که دیگر بسیار جلوتر و پشرفته تر از ما هستند می توانند ماشینی را اختراع کنند و به بهترین نحو ممکن بهره برداری لازم را داشته باشند. به چه دلیل باید سالیان طولانی منتظر بمانند تا نژاد انسان رشد و تکثیر کند و مشقت و سختی فراوانی را برای آموزش ان ها تا پیدا کردن توانایی لازم برای کار در معادن تحمل کنند و هزاران سختی کار را به جان بخرند. اگر این موجودات واقعی باشند حتما باید نشانه ای از خود مانند به جا ماندن ابزارالات باقی مانده و دستگاه های پیشرفته ان زمان از خود داشته باشند ولی تنها نشانه ای که از ان ها مانده تنها نوشته های چند الواح گلی و مجسمه با اشکال نامربوط است که توسط چند مبلغ یهودی وابسته به صهیونیسم اشاعه و ترویج شده است. ایا هدف ان ها چیزی جزء به انحراف کشیدن افکار جمعی برای به کنترل در آوردن ان ها و بعد بکارگیری انها برای اعمال شوم خود می تواند باشد؟ خداوند بار ها در قران گفته ما انسان را از خاک افریده ایم و بار ها به حضور شیاطین در زمین برای فریب دادن انسان اشاره کرده چه بسا همین موجودات ممکن است نشانه ای از شیطان ملعون بر روی زمین باشد. در فیلمی که هالیود برای ترویح این فرازمینی ها به نام fourth kind یا نوع چهارم ساخته وابتدای فیلم متذکر شده که داستان و تصاویر هیپنوتیزم اشخاص توسط دکتر ابیگل تیلور واقعی است به دقت توجه کنید. در جایی که خود دکتر ابیگل تیلور توسط دوستش هیپنوتیرم می شود و از طریق یک ارتباط عجیب خواستار برگرداندن فرزند خود می شود و بیشتر شبیه به تسخیر انسان توسط اجنه و شیاطین است و به نقل از رهبر فرازمینی از زبان این دکتر سخن می گوید که من خدا هستم من آنو( پادشاه و رهبر آنوناکی ها) هستم. آیا توجه کرده اید؟ به چه دلیل کسی که خالق انسان است دست به اعمال شیطانی کثیفی می زند که وقتی از طریق هیپنوتیزم قریانیان خاطرات دزدیده شدن توسط ان ها را به یاد می اورند به جنون می رسند.آیا غیر از این است که تنها شیطان و اجنه توانایی تسخیر انسان ها ی سست و ضعیف را دارا هستند و بیشتر ین فیلم شبیه به فیلمهای مانند جنگیر است تا فیلم های فضایی. پس اگرقبول کنیم که صحنه های این فیلم واقعیست پس این انوناکی ها و سردسته ی آنها باید موجودات شیطانی باشند که دست به چنین اعمال شیطانی مانند دزدیدن و کشتن انسان های بیگناه می زنند. آیا غیز از این است که ماسون ها و پیروان شیطان از نشانه های آنوناکی ها برای ستایش لوسیفر استفاده می کنند. آیا لوسیفر یا همان آنو که قادر است جسم انسان را تسخیر کند نیست؟ پس به چه دلیل این موجودات را ستایش و تقدیر می کنید و پیرو انها شدید و خالقی که وجود او در همه ی شماهاست را به سخره می گیرید! بنده کاری به کار حکمفرمایان و سیاستمداران حال حاظر ندارم و فکر نکنید از طرف انها سخن می گویم بلکه اعتقاد راسخ دارم که کار های ان ها دست کمی از موجودات ندارد و شاید بدتر از ان ها هم باشند فقط قصد دارم شما را اگر حرف های مرا قبول دارید قضاوت را به خودتان می سپارم.
    یا حق

  7. حتی اگه انسان هم نتیجه دستکاری ژنتیک باشه باز هم وجود خدای واجب الوجود و خالق کل جهان نفی نمیشه. و اینکه حتی انسان هم می تونه با این خالق ارتباط برقرا کنه هم نفی نمیشه هرچند که اثبات هم نمیشه. و این فقط یه مکاشفه ی شخصیه. اون خدایی که ادعا می کنه انسان رو با دستکاری ژنتیک به اینجا رسونده خیلی موجود خوبی هم نیست خودش اسیر خشم و عضب و شهوته و بارها به بشر خیانت و تجاوز کرده و دروغ گفته و به نظر من به هیچ عنوان قابل اعتماد نیست.

    اگه ما امروزه گوسفند رو شبیه سازی می کنیم هیچ نفعی به حال گوسفند نداره به خاطر اینه که دست آخر سرشو بذاریم زیر تیغ تا بقای خودمون حفظ بشه. اون خالقی هم که ما رو به وجود اورده به خاطر بردگی خودش این کارو کرده. در حالی که دلیلی نداره که کسی که خالق جهانه نیازی به بردگی انسان داشته باشه.

    از طرفی این سناریو فقط می تونه موجودات ارگانیکی رو توجیه کنه و توضیح دیگه ای برای موجودات غیر ارگانیکی مثل جن نمیاره. و اون حقیقتی که ما به عنوان روح میشناسیم هم هیچ توضیحی براش تو سیستم شبیه سازی ژنتیکی وجود نداره

    • این قضیه جن و روح هم دیگه واقعاً وبال گردن علم روز شده حالا حالا ها هم مثل اینکه قرار نیست از ذهن عوام! بیرون بره …..!چند بار این مطلب را همینجا گفتم : انبار روح های کوچک که قراره بزارن تو نطفه ، کجاست؟ انبار روح هایی که میرن به آسمون کجاست ؟؟ شاید هم مامپکت شون میکنن،،،،
      زان پیش که برسرت شبیخون آرند.
      فرمای که تا باده گلگون آرند ….
      تو زر نه ای ای قافل نادان! که تورا….
      درخاک نهند و باز بیرون آرند…..

      • دوست عزیز قضیه روح و وجود او در انسان در حال حاضر شاید به دلیل پیشرفت ناچیز انسان در علم نوین توجیه علمی ندارد و شاید در آینده بتوان ان را با علم اثبات کرد ولی چیزی که برهمگان روشن است این روح است که انسان و حیوان را متمایز ساخته و به انسان توانایی عشق و محبت و خشم و نفرت داده است. ولی پدید هایی مانند جن و سایر موجودات غیر ارگانیک توجیه علمی دارند و و در هنگام انفجار بزرگ بخش اعظمی از ماده به انرژی تبدیل شد و به تبع ان بوجود آمدن عالمی از جنس انرژی و پدیدار شدن این مخلوقات غیر ارگانیک همگی دال بر وجود انهاست. ولی گفته ی بنده حقیر آن است که این موجودات بدلیل ساختار وجودی شان و شاید تکاملی بسیار پیشرفته که در طی میلیون ها سال زندگی ان ها بوجود امده توانایی های شگرفی داشته باشند من جمله قابلیت تسخیر وجود انسان و قابلیت طیّ الارض و قابلیت انتقال خود بدون حرکت در مکان . اگر داستان های مربوط به یوفو ها را قبول کنیم پس ما باید داستان های مربوط به مکاتب عرفانی از جمله در تصوف و کابالا که بعضی انسانها بواسطه نوعی کرامت قابلیت انحدام جسم و بدن در مکان اول و انتقال آن به مکان مقصود را داشته همگی گویای وجود نوعی انرژی در وجود انسان هاست که چنین قدرتی به انسان ها می دهد که همانند این موجودات غیر ارگانیک خود را انتقال دهند و سایر مکاتب عرفانی که همگی یک نقطه مشترک به نام پرواز روح دارند و شاهدان عینی این اشخاص با این قبلیت های خاص در گذشته و امروز بسیار بیشتر از یوفو هاست. این روح و انرژی را به هیچ وجه یک موجود هوشمند نمی تواند خلق کند و او را به انسان انتقال دهد و انها شاید قادر به تولید موجودات هوشمند مانند ربات ها باشند ولی قدرت انتقال روح به انسان فقط توسط قدرتی فرای تصور من و شماست. پس با این نظریه وجود روح در انسان تمامی نظریات خلق انسان توسط بیگانگان ر می توان ا رد کرد. بنده به هیچ وجه منکر دستکاری ژنتیکی انسان نمی شوم ولی باید بدانید هیچ شواهد روشن و واضحی برای اثبات این دستکاری در حال حاضر وجود ندارد که بتوان با ان با سند و مدرک حرف خود را به کرسی نشاند و همگی فقط چند نظریه و سوال های بی جواب است که علم نوین جوابی برای ان ندارد و چه بسا عده ای مانند اریک فون دنیکن که از نظر من شخص بسیار دانایی است به دنبال سرنخ هایی مانند موجودات فرازمینی برای جواب این مجهولات هستند که اگر روزی انها را مستقیما با چشم حود دیدم و حقیقت را از زبان آنها شنیدم من هم اگر جایی بود یه جمع طرفداران موجودات فرازمینی ملحق خواهم شد

  8. آقا مهدی با فرمایشتون کاملا موافقم.پایدار باشید

  9. خب خیلیها ادعا میکنند خداهائی پیدا کردند خب این خداها از کجا اومدند؟خدای اونها کیه؟این دور تسلسل تا کجا میتونه ادامه داشته باشه؟تازه چه خدایانی که میترسن خودشونو نشون بدن؟افکارهمه وعقاید محترم ولی خب یه منطقهائی هم وجود داره باید پزیرفت که الان هم شده همون بت پرستی دوران بوق ولی به صورت نوین.من خودم زمین شناسی مهندسی خوندم خیلی هم تو دیرینه شناسی فعالیت کردم هم تخصصی هم کاری فقط اینکه نمیدونم چرا این همه فسیل وجک وجونور پیدا میشه ولی این حلقه گم شده تکاملی پیدا نمیشه؟به قول عباس آقا بیایید برای هرموجود ارگانیکی یه تغییر وتکامل پیدا کنیم خب چرا پس پیر میشیم چرا میمیمیریم؟خیلی پدیدها هستند که علم به صراحت ازش دوری میگزینه چون نمیتونه جوابی براش داشته باشه درضمن اون خدایان هم نمیدونم کجارفتن امیدوارم اگه میخان بیان زودتر بیان چون مثل اینکه کم کم داره کارشون بیخ پیدا میکنه

  10. متن فایل پی دی اف که قاطی و پاطیه؟ رامتین جان یک نیگاه بنداز اگه میشه متن رو بذار رو همین وب. راستی کتابی در مورد ترجمه الواح گلی آنوناکی یا همنوهایی که زکریا سچین ترجمه کرده موجود نیست؟

  11. باور کردن این داستان باستانی خیلی آسون تر از داستان خلقت در قرآن است.لااقل تو این داستان یک دلیل منطقی برای آفرینش انسان هست.در ضمن شباهت زیاد با انجیل وقرآن و تورات با توجه به قدیمیتر بودن حاکی از انه که کتب دینی همه از روی این نسخه ی اصلی کپی شدن.

    • باز هم نظر شاذ دیگر داستان خلقت آدم توسط خدایی این کائنات را آفریده عجیب است ولی داستان ادم فضایی های ضایعاتی عجیب نیست.
      در ضمن قبل از تورات هم پیامبر دیگر بوده و با توجه به اینکه همه از طرف یک خدا آمده اند و قبل از سومریها و از ابتدای خلقت بوده اند داستان خلقت مشابه و آنهایی که این داستان ادم فضایی را ساخته اند از روی گفته های پیامبران زمان خودشان کپی و تحریف کرده اند.

  12. اونوقت خود اون فضایی ها را کی دست کاری ژنتیکی کرده؟ لابد اساتوکی و اونا میخواستند آهن قراضه جمع کنن انانوکی را از نژاد کرم فضایی با دستکاری درست کردند که با وانت فضا پیماش به سیارات دیگه بره و آهن قراضه جمع کنه بعد به سیاره خدای خودش بره تا اون به ذوب آهن بفروشه!! البته خدای خودش هم از دستکاری ژنتیکی درست شده و اونا خدای خدایان درست کرده!!!و داستان ادامه دارد…

  13. این مقاله رو یه جورایی قبول دارم ولی خب خود انلیل و آنانوکی ها هم آفریدگاری دارن و به این مهم هم واقف هستن,این رو میشه از آموزش دین به مخلوق خودشون بخاطر منفعت پرستش و در اصطلاح عامیانه غلام حلقه به گوش کردنشون فهمید, اما ایراد این مقاله اینجاست که برای آدم جای سؤال باقی گذاشته که چرا موجوداتی با این فرهنگ و تکنولوژی غنی چرا دیگه سراغ آدم نیومدن و یا مثلأ باید از طریق فراماسونها و سیاست برای بردگیشون استفاده کنن?یعنی نمیتونن با اعمال زور یا نشون دادن و معرفی خودشون بعنوان فرشته ها ریاست بکنن?

  14. ضمنأ در جواب اونایی که بحث جن و روح رو پیش کشیدن باید بگم جن و روح بعد غیرمادی ماجرا هستن و ربطی به تکامل و دستکاری ها و فرازمینی ها نداره , البته باید این رو اضافه کنم که هرجانداری روحی بعنوان میهمان داره و بر اساس تکاملی که جسم موجود میکنه روح آن موجود نیز هم تکامل پیدا میکنه این رو میتونید از مقایسه ی روح 1 بچه ی انسان با روح 1 انسان بالغ فهمید. حتی روح انسانهایی که در فرهنگها و خانواده های مختلف بزرگ شدن هم تکامل روح هاشون فرق میکنه,پس نتیجه میگیریم همون میمون های آزمایشگاهی آنوناکی ها هم روح داشت و بعدها با تکامل مغز و اندامشون روح اونها تکامل پیدا کرد!

  15. بی پیر به خرابات نرو …گرچه سکندره زمون باشی!!…بدونه دونستن و درکه قوانینه واقعی هستی میایم شروع به مطالعه

    مطالب میکنیم و مغزمون دچاره باده یمان میشه! (-: …

    بالا غیرتآ اسمه این جنبو جوشه نوپا رو تکنولوژی و علم و میگم(نسبی)» …انقدر با تفاخر نبرید!….ما تاااااازه برای خارج

    کردنه یک غده…که اصلا نباید اونجا باشه…داریم شیکمه بنده خدارو با کارده جراحی میبریم …بعد عینه عروسک

    میدوزیم….هه هه یا با کنجکاوی داریم تازه از ماده و انرژی حرف میزنیمو کشفیات(نماهامون) رو تو جلسات علمی»ابراز

    میکنیم!…دوستان اگه تونستیم سرطان نگیریم اووووونوقت با دیده امروز مسشه بگیم ایییییی…نیمچه علمی داریم!

    اگه تونستیم توانایی هایی بالاتر از ماده و انرژی خودمون رو دوباره بدست بیاریم

    (که البته روی پایین …یعنی «ماده و انرژی» هم اثر بزاره)

    اونوقت بیایم راجع به مسایله پیچیده تر بحث کنیم و نقضشون کنیم!!ها؟ بهتر نیست؟!..

    علم چه توضیحی برای وجوده پستانی مشابه زنان در مردان داره؟؟ها؟ ها؟ بریم جستجو کنیم ببینیم کسی مقاله ای داره ازش؟؟

    پس بهتره من و اون دسته که از راه میرسن همه چیزو زیره سوال میبرن…بریم با الواح تحوت» و قوانینه ابتدایی کاینات و

    عوالم وجود اشنا بشیم…تا بتونیم همه چیزو درک کنیم و گیج نزنیم!!ها؟؟بریم نشانه ها رو با بیطرفی و کنجکاوی کودکانه و

    خالص دنبال کنیم!…ها؟؟ استادتون به موقع میاد!! تضمین میخواهید؟….چی بگم دیگگگگگه! (-: ادمو اسبی میکنن!!

    حقیقت انقدر ساده و قابله فهمه که همه ردش میکنن!!!

    آنکه او افتاد از اصله خویش…..

    باز جوید روزگار وصله خویش……

    بیان یک دیقه فرض کنیم این نظریه درسته!! چرا با مهرو عشق ورزی به همه موجودات صلح طلب و متعالی ثابت نکنیم که

    لیاقت زندگی در کناره اونها رو داریم؟؟!!یا حتی ابتکارو بدست بگیریم و …بالاتر بریم….

    عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی!!…

    بارها پیش خودتون ارزو نکردید ایکاش مرگ ومیری وجود نداشت؟اشکالش چیه اگه خودمونو اصلاح کنیم؟شاید تونستیم

    شاید!اگر به هر حال یه موجودی و بالاتر از اون خداونده یگانه متعالی به ما امیدی نداشتن…کاری نداشت یه ارشیوه دیگه

    ژنتیک بسازن و زمینو پاک کنن و دوباره شروع کنن!!!منظورم کشتی جناب نوح و حیواناتشه!!

    که بعضی هنوز دنباله یه کشتی از چوب میگیردن بالای کوه ها!!

    فکر میکنید وقتی میگه دوش وقته سحر از قصه نجاتم دادند»واندر آن ظلمت شب آبه حیاتم دادند….الی :

    آن شبه «قدر» که ان تازه براتم دادند!!

    چرا فکر میکنید 2012 هیچ اتفاقی نیافتاد؟؟ بابا عجله کنید دیگه یه کم!

    از کجا امده ام …امدنم بهره چه بود…به کجا خواهم رفت؟ !!

    اگر نه….آیا واقعا لایقتکامل هستیم؟از دماغ کی افتادیم؟ اگه 400.000 سال دیگه پنگوین ها فرصته تکامل+ کاتالیزور داشتند چه موجوداته زیبایی میشدن نه؟؟با هوشی برتر از الانه ما و شکلی شبیه زیبا ترین چیزی که الان تصور کنید! اشرف مخلوقاتیم دیگه نه؟…سوره الصافات ایه 1 تا 11 و

    بخصوص » 1 1 …رو به یاد بیارید!

    ممنون.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: