بایگانی روزانه: سپتامبر 10, 2012

آفرینش یا تکامل(دخالت فرازمینیان در تکامل انسان)

آفرینش یا تکامل(دخالت فرازمینیان در تکامل انسان)

https://i2.wp.com/www.exohuman.com/wordpress/wp-content/uploads/2011/05/Anunnaki_Tree_of_Life.jpg

از وبلاگ میراث برزخ

آفرینش یا تکامل

برای دانلود روی لینک بالا کلیک کنید. مستقیم دانلود می شود.

*********************************************************

آفرینش یا تکامل(دخالت فرازمینیان در تکامل انسان)

از وبلاگ  میراث برزخ

پیش از این به چگونگی خلقت آدم از زبان متون سومری اشاره کردیم و قدرت و دخالت خدایان را در مراحل مختلف حیات و حادثه برج بابل دیدیم. در اینجا برای روشنتر شدن موضوع و رفع ابهامات به نحوه خلقت آدم و حوا مستقیما از ترجمه سیلندرهای سومری می پردازیم.

 

بخشی که پیش رو دارید ترجمه ای از نوشته های ساشا لسین  Sasha Lessin دکترای باستانشناسی و بر اساس کتاب گمشده انکی نوشته زکریا سیچین می باشد. 

 

توضیحات ضروری: اسامی سومری در زبانهای امروزی مانند انگلیسی یا فارسی به سهولت قابل تلفظ و نگارش نیستند. برای جلوگیری از گیج شدن خوانندگان برخی از اسمها ساده شده اند.

 

نام واقعی                                       نام فارسی

 

نین- مآ/ نین مه  Nin Mah                                    نینماه

نین- گیشی- زیدّاNin gishi zidda                            نینگیشزیدا

نین – کی Nin ki                                             نینکی      

نین- اور- تا Nin ur ta                                           نینورتا

ان- لیل En Lil                                               انلیل

ان- کی En ki                                               انکی

آدامو     Adamu                                                آدمو

تی- آمات Ti Amat                                           تیامات 

 

                                                  داستان ما :

 

۳۰۰۰۰۰ سال پیش انکی معادن طلای آفریقا را ترک کرد تا به مطالعه نژادی از میمونها بپردازد به نام » هومو ارکتوس». انکی مجذوب هوش و توانایی های این جانوران و محبتش به سایر حیوانات شده بود. این انسانها که احتمالا بر اثر تنازل ژنتیکی از انسانهای پیشرفته تری روی زمین به وجود آمده بودند هنوز مقادیری هوش و ذکاوت داشتند و حیوانات را از دامهایی که آنوناکی برای شکار گسترده بودند نجات میدادند.

از این رو انکی بی نهایت مشتاق بود تا روی این گونه آزمایشات گسترده ای انجام دهد.

 

هومو ارکتوس لغتی لاتین و به معنی » انسان راست قامت» می باشد. گونه ای از انسان میمون نما با تمدنی ابتدایی در حد ساخت چاقو های سنگی و شکار حیوانات بوده است*۱ رجوع کنید به انتهای مقاله

 

 انسان میمونی بازسازی شده از روی فسیلی که چندی پیش کشف شد. این میمونها قادر به استفاده از ابزار ابتدایی بودند و توجه انکی را جلب نمودند.

مدتی که او نبود معدنچی های نیبیرویی دست از کار کشیدند. انلیل دلیل را جویا شد و معدنچی ها او را احاطه کرده و درخواست رهایی از کار سخت و طاقت فرسای معدن را نمودند.  

 

در حقیقت انکی به طور پنهانی معدنچیان را تحریک کرده بود تا انلیل را دستگیر کنند و او را تحت فشار قرار دهند. آنها نیز نقشه انکی را اجرا کردند. ابتدا مقدار استخراج طلا را به شدت کاهش دادند و کشتی های حاوی طلا به نینورتا که در بیت ایبیرا ‌Bitibiraمنتظر بود نرسید. انلیل, نینورتا را فرستاد تا قضیه را بررسی کند. در این حال انکی به معادن بازگشت. نینورتا و همراهش اینّوگی Ennugi شکایت معدنچیان را شنیدند:‌

» کار طاقت فرساست». 

این معدن چیان در حقیقت خدایان ایگیگی , گروهی از آنوناکی های فضانورد و مسئولان پایگاههای فضایی و حمل و نقل طلا به نیبیرو بودند. 

انکی  به نینورتا پیشنهاد کرد:‌» انلیل را به اینجا بخوان. بگذار فرمانده ببیند که معدنچیان چگونه زجر می کشند». 

وقتی انلیل به همراه وزیرش نوسوک Nusuk رسیدند, کارگران فریاد برآوردند:‌

» بیایید انلیل را ضعیف سازیم باشد که از کار سخت معدن ما را آزاد کند. بیایید اعلام جنگ کنیم تا با زور خود را رها کنیم».  

«ابزارشان را آتش زدند و آتش بر تبرهایشان نهادند».

آنها اینّوگی را گروگان گرفتند و جایگاه انلیل را محاصره کردند. انلیل به پادشاه آنو پیام فرستاد تا سریعا به زمین بیاید و سران شورشیان را اعدام کند و انکی را که آنها را تحریک کرده بود بازجویی نماید.  

آنو سر رسید و به آفریقا آمد و از همه بازجویی کرد. اما هیچ یک از کارگران نام رهبر شورشیان را اعتراف نکردند. 

انکی که خود مسبب این کشمکش بود به انلیل گفت : » قهرمانان ما را از بیگاری در معادن رهایی ببخش چرا که برای کار معدن میمونهای انسان نما را خلق خواهیم کرد. با اسپرم من و توانایی های نینگیشزیدا و نینماه «. 

او اصرار داشت: » اجازه دهید ما یک کارگر بدوی بیافرینیم تا کار طاقت فرسا را بر عهده بگیرد و نوکر آنوناکی باشد و ابزار آنها را بر پشتش حمل کند… «.  

او گوریل زمینی را به انلیل فرمانده ارشد زمین و نینورتا پسر ارشد انلیل, نشان داد و گفت :

 » نینگشزیدا  پسرم ! گوهر ذات آنها ( میمونهای زمین) یکسان است با آنچه ما داریم- مانند دو افعی به هم پیچ خورده (ساختار DNA) .آنگاه که با گوهر ذات ما ادغام شود نشان ما بر آنها غالب خواهد شد.  یک کارگر بدوی خلق خواهد شد. فرمانهای  ما را خواهد فهمید. ابزارهای ما را او حمل خواهد کرد کار طاقت فرسای معدن را او انجام خواهد داد. برای آنوناکی در آبزو ( آفریقا) رهایی به زودی فرا خواهد رسید».

                                  

 

در این احوال

 

انلیل به نقشه انکی اعتراض کرد. » اینجا روی زمین برده ای  از نژاد میمون/ نیبیرو خلق نکن». 

 انلیل به انکی یادآوری کرد که :» روی سیاره ما ( نیبیرو) بردگی مدتهاست که از میان رفته. ابزارها ( ماشینها) برده ما هستند نه سایر موجودات «. 

 نینورتا معتقد بود برای استخراج طلای بیشتر باید ماشینهایی اختراع کنند نه اینکه برده خلق کنند. 

 

انکی اما پاسخ داد: » موجود زمینی که ما خلق می کنیم کمک خواهد بود نه برده».

انلیل همچنان مخالفت کرد: » شبیه سازی موجودات دو رگه در قوانین سیاره ممنوع شده است». 

 

انکی پاسخ داد: » ما نژادی جدید خلق نخواهیم کرد. میمون زمینی ( هومو ارکتوس) در گوهر ذاتی اش ( کد ژنتیکی) مانند ما از نیبیرو ( هومو ساپینس ساپینس) است.  میمون بودند اجداد ما نیز و به ما تکامل یافتند. تسریع خواهیم کرد ما تکامل او را میلیونها سال به آنچه در نهایت سرنوشتش خواهد بود». 

 

دو برادر رقیب ( انلیل و انکی) نزاع را نزد پدر خود پادشاه آنو و شورای نیبیرو بردند. هر کدام عقیده خود را گفت. پادشاه و شورایش رای چنین دادند:

» طلا باید استخراج شود. باشد که موجود جدید خلق شود». 

 شورا تصمیم گرفت که » قوانین را نادیده بگیرید باشد که نیبیرو نجات یابد».

 

                                                                    

 

انکی نینماه و نینگیشزیدا – تیم تحقیقاتی- در آزمایشگاه خود در آفریقا ترکیب های زیادی از میمون با سایر حیوانات ساختند ( که در تصاویر و آثار باستانی به صورت موجوداتی مخلوط از چند حیوان نمایش داده شدند).  اما سودی نداشت.

 

سپس انکی و نینگیشزیدا با گوریلهای ماده خوابیدند اما هیچ حاملگی صورت نگرفت. اینبار انکی و نینگیشزیدا اسـپـرمهای خود را جمع کردند و با تخمک ماده میمون در لوله های آزمایشگاهی ادغام کردند و زیگوت ساختند. زیگوتها را در رحم گوریل ماده وارد نمودند اما نوزادان متولد شده  نابینا بودند , دستانشان قدرت کار کردن نداشت و اعضای داخلی بدنشان ناقص بود

انسان میمونی

 

نینماه برخی از این نقصها را رفع کرد وقتی که مقادیری مس و گل رس زمینی به ظرفهای حاوی زیگوتها اضافه نمود. اما این زیگوت تبدیل به دو رگه زمینی ای شد که قدرت تکلم نداشت و لال بود

.

 نینماه و نینگیشزیدا بر بالای لوله آزمایشگاهی که زیگوت آدم را در خود دارد.

بار دیگر انکی اسپرم خود را با تخمک گوریل ماده در لوله آزمایشگاه آمیخت و زیگوتی که حاصل شد را به جای رحم گوریل ماده در رحم نینماه تزریق نمود تا ببیند که آیا بچه حاصل از نینماه قدرت تکلم دارد یا نه.  

» در ظرف گلی مخلوط را ساختند- تخمکی از ماده زمین با عصاره آنوناکی نر – آنها بر هم گذاشتند. تخم بارور شده توسط انکی در رحم نینماه  وارد شد. حاملگی رخ داد.»

» نینماه به فرزندی نر تولد داد. انکی پسر کوچک را در دستانش گرفت. او تصویری متعالی و کامل بود. انکی با نوک انگشتانش به نوزاد سیلی زد ؛ نوزاد صدایی چنانکه باید از خود خارج کرد».

» انکی نوزاد را به آغوش نینماه داد. نینماه پیروزمندانه فریاد برآورد: دستان من کار خود را کردند!»  

 

انکی آدامو را در دستانش نگه داشته است.

 

 نر خلق شده دورگه ای بود با پوست کبود و تیره موهای سیاه .

 

« نام نوزاد آدمو بود( به معنی آنکسی که مانند گل زمین است)  پوستی نرم به رنگ خون تیره و موهایی سیاه داشت. آلتش با آلت جـنـسـی نرهای نیبیرو متفاوت بود. «

 انکی, نینماه و نینگیشزیدا » ‌به آلـت مردانه نوزاد نگاه کردند؛ شکلش عجیب می نمود. سر آن با پوستی پوشیده شده بود بر عکس آلـت مردان آنوناکی بود. » 

انکی گفت :‌» باشد که موجود زمینی از ما که آنوناکی هستیم به وسیله این پوست متمایز شود.»  

آنوناکی های نیبیرو مانند انکی و انلیل و نینماه چشمان آبی داشتند. ولی آدامو چشمان سیاه داشت.

نینماه با داشتن آدمو ؛ اولین و نخستین کارگر بدوی؛ به دنبال زنان پرستار در شوروباک فرستاد تا آدمهای شبیه سازی شده را در رحمهای خود حمل کنند.  

انکی گفت: » عصاره ذات او به عنوان نمونه  استفاده خواهد شد.»

 

نینماه زنان داوطلب را جمع و زیگوتها را آماده کرد. او و زنان داوطلب به موجوداتی که خلق خواهند کرد قسم وفاداری خوردند.  

 

» در سه ظرف از جنس گل آبزو ( خاک آفریقا) نینماه تخمکهای مونث دوپا را قرار داد.» 

 

تخمکها با اسپرمهای برادرش انکی و پسرش نینگیشزیدا در ظروف گلی بارور شده بودند. 

  

» نینماه عصاره حیات آدمو را را خارج کرد و ذره به ذره به داخل ظروف تزریق نمود. سپس در آلت مردانه آدمو شکافی ایجاد کرد و قطره ای خون خارج شد ؛باشد که این نشانی از حیات باشد؛  باشد که برای همیشه نشانی باشد که گوشت و روح با هم ادغام شده اند.»  

نینماه آلت آدمو را فشرد و قطره ای از خون آن را در هر ظرف به مخلوط DNA و زیگوتها چکانید. » در این مخلوط گلی موجود زمینی با آنوناکی متصل خواهد شد. دو گوهر, یکی از آسمان و دیگری از زمین به سوی یکدیگر آورده خواهند شد. «

 

زنان آنوناکی با سزارین نوزادان خود را به دنیا آوردند : هفت هیبرید ( دورگه) نر .

 

در مرحله بعد

 

نینگیشزیدا  یک زیگوت ماده ساخت و آن را در رحم نینکی, زن انکی, وارد کرد. هیبریدی که نینکی به دنیا آورد تیامات نامیده شد (‌به معنی مادر حیات) که موجودی با موهای بور و چشمان آبی بود. در حقیقت تیامات (حوا) ژن غالب نیبیرویی داشت

 

  حوا دارای بور وچشمان آبی بود.

 گونه هایی از نئاندرتالها نیز همین خصویت را داشته اند.

نینگیشزیدا از روی عصاره ( DNA) تیامات در هفت لوله تستی هفت زیگوت خلق کرد. او زیگوتها را در رحم همان زنانی تزریق نمود که قبلا هفت نر هیبرید زاییده بودند یا به اصطلاح مادرهای جانشین بودند. همه آنها اینبار هم با سزایرین فرزندان را به دنیا آوردند. 

 

نینگیشزیدا بار دیگر به این زنان گفت که به رحمهای آنها نیاز دارد اما نینماه اعتراض کرد. »  برای این زنان  تولد دادن به موجودات زمینی بیشتر بسیار زجر آور است. تعدادشان بسیار کم است و نمی توانند تعداد لازم کارگر به دنیا آورند». 

 

بنابراین تصمیم گرفتند که به جای شبیه سازی منتظر بمانند تا تیامات و زنان کلون شده از روی او حامله شوند. انکی آدمو و تیامات را به عدن آورد به قرارگاه خودش که در راس خلیج فارس بود. 

او هفت ماده را در کنار هشت آدمو که از کلون آدم و تیامات ایجاد شده بودند در آزمایشگاه خودش جای داد. این هیبریدها مرتب با هم آمیزش داشتند اما ماده ها حامله نمی شدند. 

 

 فضانوردانی که در معادن طلا استخراج می کردند تهدید کردند که اگر انکی و نینگیشزیدا کارگرهای جدید را برای رهایی آنها خلق نکنند شورش خواهند نمود. 

 

در مرکز تحقیقات در شوروباک نینگیشزیدا ژنهای نیبیرویی را با ژنهای آدمو و تیامات مقایسه کرد و به جستجوی ژنی پرداخت که اجازه تولید مثل را می داد. 

او دریافت که ماده های نیبیرو  الل کروموزومی XY داشتند اما تیامات فقط XX دارد. 

پس نینگیشزیدا  انکی و نینماه و تیامات را بیهوش کرد.

» از دنده ی انکی, او عصاره حیات را بیرون کشید. در دنده آدمو عصاره حیات را وارد کرد. از دنده ی نینماه, او عصاره حیات را بیرون کشید در دنده ی تیامات او عصاره حیات را وارد کرد.

سپس با افتخار اعلام کرد :»بر درخت حیات آنها دو شاخه جدید اضافه کردم. با قدرت زاییدن, هم اکنون گوهر حیات آنها مارپیچ شده است.»

 

انکی نینماه و نینگیشزیدا این تغییر ژنتیکی در تیامات را از سایرین مخفی نگاه داشتند.چرا که در نهایت دست به خلق نژآد جدیدی زده بودند و از گوهر خود به آن بخشیده بودند و این برخلاف دستورات انلیل بود.

 تیامات و آدمو در میان درختان باغ عدن در دهانه خلیج فارس که متعلق به انکی بود آزادانه زندگی می کردند تا زمانیکه حاملگی تیامات ظاهر شد و او از برگ درختان پیشبندهایی برای خودش و آدمو ساخت. 

  

اخراج آدمو و تیامات از باغ عدن توسط انلیل 

 

انلیل متوجه شد که این هیبریدها پیشبند به خود بسته اند و انکی را زیر سوال برد. انکی اعتراف کرد که با دستکاری ژنتیکی به آنها قدرتهایی بخشیده است. انلیل خشمگین شد:

» آخرین ذره از گوهر حیات ما را به این جانوران بخشیدی ..تا مانند ما بفهمند و تولید مثل کنند؟ میلیونها سال تکامل و چرخه حیات ما را به آنها پیشکش کردی؟ » 

 

انلیل هرگز اجازه خلقت گونه ای جدید از انسان را صادر نکرده بود و از سرپیچی انکی به شدت خشمگین بود. او دست به دامن شورای نیبیرو شد تا جلوی خلقت را بگیرند. اما شورا که نا امیدانه در انتظار طلای بیشتر بود اجازه صادر کرد.

 

  نینگیشزیدا انلیل را مطمئن می کند که آدمو عمر ابد ندارد و زود می میرد

 

» سرور من انلیل» نینگیشزیدا انلیل را خطاب کرد «دانستن تولید مثل به آنها داده شده اما شاخه ( ژن) طول عمر زیاد به درخت حیات آنها داده نشد.» 

 به خاطر ناقص بودن کار آنوناکی در خلقت آدم و تیامات آنها فاقد ژن حیات ابدی بودند. در حالیکه عمر جاودان یکی از ویژگی های همه انسانها در سراسر کائنات بود به جز موجوداتی که آنوناکی با دستکاری ژنیتیکی خلق کردند. اما این مسئله نفرت انلیل را کاهش نداد.

انلیل با خشم گفت :» پس آنها را به جایی که باید باشند بفرست. به آبزو دور از عدن آنها را اخراج کن. » 

=============================================

خدا , خدایان و دسته بندی انسانها:

 

 دکتر ساشا لسین نتیجه میگیرد که در برخی جاها انلیل مترادف با یهوه در قرآن و  تورات می باشد. همچنین احتمال می دهد که نام یهوه در اصل نام  خدای مردم آنوناکی بوده است که به زمین راه یافته است. از سوی دیگر یادآوری می کند که  انکی در سایر جاها خالق آدم از گل رس معرفی شده است پس این انکی است که مترادف با یهوه قرار می گیرد. 

زکریا سیچین در کتاب برخوردهای الهی صفحات ٣۴٧ تا ٣٨٠ به بررسی شباهتها و تفاوتهای انلیل و انکی با یهوه می پردازد و در پایان نتیجه ای کاملا دور از انتظار می گیرد که در مقاله ای جدا به آن خواهیم پرداخت.  

 محققی به نام تلینگر Tellinger در کتاب خود به نام «‌ نهضت برادری افعی» The Brotherhood of Snake می نویسد که » انکی سازمانها و نهضتهای مخفی را پایه گذاری کرد. نهضت فراماسونی و ایلومیناتی و سایر سازمانهای مخفی در حقیقت بعد از خروج آدم و حوا از عدن تاسیس شدند. انکی متوجه شد که تبلیغات و بدنامیهایی علیه او به عنوان شیطان شرور و افعی شیطانی به سرعت توسط انلیل پخش خواهد شد. انلیل بزرگترین استراتژیست و ارباب پروپاگاندا به راحتی قادر به بد نام کردن انکی بود. انکی ناچار شد تا به روشهای پنهانی با انسانها تماس بگیرد و گروههای کوچکی را انتخاب کرد که به تکنولوژی پیشرفته و اطلاعات دسترسی داشتند و این آغاز نهضتهای مخفی بود.»  بنابر این نظریه اعضای چنین نهضتهای افراد برگزیده و خاصی هستند و هر فردی امکان پیوستن به چنین سازمانهایی را نخواهد داشت.

در آینده خواهیم گفت که چرا نتیجه گیری تلینگر غلط است و چرا نباید به انکی و پیروان او – شیطان پرستان- اعتماد کرد.

 

سیچین معتفد است که همانطور که آنوناکی روی نیبیرو تکامل یافتند انسان هم روی زمین تکامل می یافت اگر که آنوناکی این جریان را سرعت نبخشیده بودند. 

اما دانشمند دیگری به نام کرمو Cremo در کتاب » تنازل انسان» Human Devolution ایده دیگری داد. او معتقد است که انسان میمون نمایی که انکی و نینگیشزیدا روی ژنهای آن کار کردند در حقیقت حاصل تنازل انسانهای پیشرفته هومو ساپینس به انسانهای میمونی روی زمین بوده است. بر اساس این نظریه میلیونها سال پیش از این حادثه انسانهای متمدن هومو ساپینس ساپینس روی زمین سکنی داشتند اما به دلایلی نژاد آنها رو به افول و پستی نهاد تا جایی که تبدیل به گونه میمون شدند.

در مقالات آینده سایر احتمالات را بررسی خواهیم کرد. لطفا به خاطر داشته باشید که هدف از ترجمه این متون ترویج هیچ آیین و باوری نیست و نظر شخصی نویسنده در هیچ جای مقاله ابراز نشده بلکه در نهایت بی طرفی و به قصد افزایش دانش از متون باستانی این مقالات ترتیب داده شده است.

 

 ==========================================================

 

۱– انسان هومو ئه رکتوس :

Homo Erectus در زبان لاتین به معنی انسان راست قامت ( انسانی که با دو پای عقب راه می رود و پشت خمیده ندارد). هومو ارکتوس از گونه ای دیگر به نام هومو هابیلس تکامل یافته است.

 

این گونه انسانی طبق اطلاعات داده شده در الواح سومری پیش از خلقت آدم روی زمین زندگی می کرده است و در سرزمینهای وسیع خصوصا آفریقا آثار و بقایای فسیلها به همراه ابزار و سایر لوازم تمدن ابتدایی آنها یافت شده است. به عقیده دیرین شناسان گونه هومو ارکتوس از آفریقا به آسیا و اروپا سایر نقاط زمین مهاجرت کرده است. قدیمی ترین فسیلهای یافت شده از این انسانها تا کنون متعلق به دو میلیون سال پیش بوده است. برخی دیرین شناسان معتقدند که انسان متفکر امروزی حاصل تکامل  هومو ارکتوس است اما به اینکه چرا و چگونه انسان  ارکتوس به طور ناگهانی تبدیل به انسان ساپینس و متفکر شد پاسخی نمی توانند بدهند.

حقیقت این است که گونه هومو ارکتوس به طور طبیعی می تواند به هومو ساپینس تکامل یابد اما در طول میلیونها سال. اما پس چگونه است که بدون تکامل و به طور ناگهانی جای خود را به ساپینس می سپارد و خودش به مرور در ۲۰۰ هزار سال پیش از پهنه عالم محو می شود؟

برخی محققان پاسخ آن را دستکاری ژنتیکی می دانند که به تکامل چند میلیون ساله سرعت بخشیده و آن را یک شبه ممکن ساخته است که ما قبلا از آن صحبت کرده ایم و باز هم خواهیم کرد.

تمدن هومو ارکتوس :

 هومو ارکتوس قادر به ساخت ابزار از چوب بوده است. چوبهای تراش داده شده و تیزی که به عنوان کارد استفاده می شده به همراه تبرهای چوبی در میان بقایا به دست آمده است. هومو ئه رکتوس همچنین قادر به ساخت قایقهای ساده ( کلک) برای مسافرت روی آب رودخانه ها و دریاها بوده است.

 همچنین ابزار متفاوتی با سنگ می ساخته که جزو اولین دسته ابزار سنگی قرار می گیرند. این ابزار معمولا سنگهای نوک تیزی هستند که برای بریدن یا پوست کندن استفاده می شده اند. دومین دسته ابزار سنگی شامل تبرهای دستی سنگی است که به وفور در اروپا و شرق آفریقا یافت شده اند.

    

 فسیلهای بسیار زیادی در اندونزی کشف شده اند از جمله فسیل مشهور جزیره جاوا در ساحل رودخانه solo که معروف به » مرد جاوایی» است. همچنین در چین – هند -کنیا-تانزانیا-ویتنام -جمهوری گرجستان – ترکیه و…فسیلهای فراوانی به دست آمده است.

 

جامعه :

مردم هومو ارکتوس شکارچی بودند. دیرین شناسان معتقدند که آنها قادر به تولید صدا نبوده و لذا از طرق دیگر با هم ارتباط برقرار می کردند. استفاده از آتش در میان آنها رایج بوده است. در اسرائل بقایای استفاده از آتش توسط هومو ارکتوس در هشتصد هزار سال پیش یافت شده است. آنها نه تنها می توانستند آتش را کنترل کنند بلکه آن را تولید نیز می کردند.

انسان ارکتوس نژادهای متعددی داشته است از قبیل :

 

 منبع : ویکیپدیا

 

۲انسان نئاندرتال :

 

انسان نئتاندرتال با نام «انسان غار نشین» شناخته شده است. غالبا مردم فکر می کنند این انسانها زندگی حیوان گونه و پست فاقد هر نوع تمدن داشته اند. بیایید با هم به مدارک نگاهی بیندازیم و ببینیم آیا نظر عامه مردم صحیح است یا خیر.

 

 

نام نئاندرتال از نام دره ای در آلمان گرفته شده که این گونه انسانی در آن کشف شد.

پیش از آن دو اسکلت دیگر در بلژیک نیز پیدا شده بود. تجزیه DNA آنها نشان می دهد که بین ژنوم نئاندرتال و هومو ساپینس ۹۹.۵ درصد شباهت وجود دارد. تجزیه mt DNA تخمین زده است که هر دو گونه از یک جد مشترک در ۸۰۰ هزار سال پیش به وجود آمده بودند. فرضیه دیگری معتقد است که دلیل شباهت ژنتیکی ادغام هومو ساپینس و نئاندرتال از طریق جـنـسی بوده است که منجر به ادغام ژنتیکی شده است. نظریات دیگری هست مبنی بر اینکه این دو گونه کاملا جدا از یکدیگر شکل گرفته بودند. کشورهایی که بقایای نئاندرتال در آنها یافت شده عبارتند از پرتقال- اوکراین- فرانسه- اسپانیا- انگلستان- آلمان- چک – اسلواکی- یونان – عراق- اسرائل- ایران- رومانی و روسیه

تمدن:

انسان نئاندرتال از آتش برای پختن غذا ,گرم کردن در زمستان و ساخت ابزار استفاده می کرده است. آنها از چرم و خز حیوانات برای ساخت لباسهای گوناگون بهره می بردند. سلاح سازی و ابزار سازی نسبتا پیشرفته ای داشتند که آنها را قادر به ساخت فندکهای پیشرفته و اسلحه می کرد. این صنعت از روی انواع بی شماری از ابزار باقی مانده مانند نیزه های نوک تیز با سر سنگی و خنجرهای سنگی با نوکهای تیز شده توسط آتش مشخص می شود.

نئاندرتالها سه نوع متفاوت از ابزار برای مصارف جنگی و خانگی می ساختند و این خود مدرکی است بر توانایی آنها در فکر کردن و برنامه ریزی و اجرا. برخی محققان معتقدند که با تمدنی که آنها در هزاران سال پیش داشته اند هیچ بعید نیست که تا به امروز باقی مانده باشند بدون آنکه مورد توجه قرار بگیرند.

گونه نئاندرتال صاحب زبان پیشرفته ای برای ارتباط بودند. فسیلها نشان می دهند که حنجره نئاندرتال قادر به ایجاد صداهای انسان امروزی بوده است. از آنجا که آنها در کنار برخی انسانهای ساپینس زندگی می کردند منطقی به نظر می رسد اگر آنها به همان زبان انسانهای ساپینس مسلط بوده باشند. یا اینکه زبان خودشان متفاوت بوده ولی زبان ما را نیز یاد گرفته بودند و در اصل دو زبانه بوده اند.

در غاری در اسلوانی -یوگسلاوی- باستان شناسان قدیمی ترین آلت موسیقی جهان را کشف کردند که یک فلوت ساخت بشر نئاندرتال می باشد. این فلوت ۱۲ سانتی متری از استخوان پای گوزن جوانی تراشیده شده و جای چهار سوراخ دارد. این مسئله نشان دهنده توانایی انسان نئاندرتال در تولید موسیقی و نواختن ساز است. به احتمال زیاد انسانهای نئاندرتال همراه موسیقی آواز میخواندند و می رقصیدند, درست مانند بشر امروزی. توانایی ساخت ابزار موسیقی و نواختن ساز ثابت می کند که آنها قدرت تخیل داشته اند و بنابراین هیچ بعید نیست که قادر به خواندن و نوشتن نیز بوده اند.

فرهنگ:

 مدارکی هست مبنی بر اینکه انسانهای نئاندرتال زندگی جمعی را دوست داشتند و عادات و مراسم متعددی را رعایت می کردند از جمله احترام و نگهداری از کهنسالان و بیماران و مراسم و آیین کفن و دفن مردگان. بقایای زیادی از معلولین و بیماران نئاندرتال یافت شده اند که روی جراحات آنها آثار بهبودی به چشم می خورد.بسیاری از جراحات و شکستگی ها درمان شده بودند. در غاری در کوههای زاگرس واقع در شمال عراق, باستان شناسان اسکلتهای یک مرد و دو زن و یک نوزاد را یافتند که همگی در کنار هم به خاک سپرده شده بودند و در خاک آثار گلهایی بود که روی قبر آنها قرار گرفته بود. قرار دادن گل روی قبر مردگان حکایت از تفکر نئاندرتال و اهمیت به مردگان  دارد.

تجزیه خاک نشان داد که گلهای روی قبر به صورت دسته شده قرار گرفته بودند و آزمایشات بیشتر نوع گلهای مورد استفاده را نیز مشخص ساخت که برخی از آنها امروزه نیز وجود دارند و دارای خواص درمانی هستند. آیا استفاده از این گلها جزو مرسم خاصی بوده است ؟ استفاده از گلهای عطرآگین و رنگارنگ شبیه به رفتار امروزی ما نیست؟  این گلها همچنین مشخص ساخت که در آن زمان ویژگی های آب و هوایی منطقه چگونه بوده و چه گلهایی در آن ناحیه می روییده است که دیگر نمی روید.

 آرامگاه مردگان:

نئاندرتالها غارهای خاصی را به عنوان آرامگاه مردگان خود انتخاب می کردند چرا که بخش اعظم بقایای آنها در غارها پیدا شده است. این عمل بسیار شبیه انسانهای مدرنی است که در کوهها برای مردگان خود مقبره می ساختند. همچنین اهمیتی که آنها به دفن مردگان می دادند نشان از توجه آنها به زندگی و مرگ می باشد. احترامی که به مرده و مراسم دفن آن اختصاص داشته بخش مهمی از زندگی اجتماعی و روحی روانی است.

آنها انسانهایی اجتماعی بودند که از مجروحین و سالمندان خود نگهداری می کردند نه اینکه آنها را به حال خود رها کنند تا بمیرند. برای پایبند بودن به آیینها و مراسم خاص نیاز به تفکر عمیق و قدرت تخیل است که بدون آن درک  مفهوم زندگی و مرگ یا آفریدگار  ممکن نیست. و انسانهای نئاندرتال همه این ویژگی ها را دارا بودند.

هر چند هنوز مشخص نشده است که آیا وظایف زن و مرد در میان آنها جدا و مشخص بوده است  و آیا نظام خانواده به شکلی که در میان انسان ساپینس است داشته اند یا نه… ولی در هر صورت میان انسان نئاندرتالی که قبلا تصور می شد و نئتاندرتال واقعی تفاوت از زمین تا آسمان است.

==============================================

 نتیجه گیری موقت:

زکریا سیچین و تعداد دیگری از محققان مانند او معتقدند که انکی با دستکاری ژنتیکی در میمونهای با هوش توانست گونه هومو ارکتوس و گونه نئاندرتال را بسازد.

این نتیجه گیری ناشی از آن است که آدامو و تیامات به هیچ عنوان انسان متفکر نبوده اند بلکه مانند حیوانات آمیزش و حیات داشته اند. تنها تفاوت آنها از میمونها این بوده که آنها قادر به پیروی از فرامین خدایان بودند و کاری را که در معادن به آنها داده شده بود انجام می دادند. یعنی دستها و پاها و بینایی مانند انسان داشته اند اما فاقد هر گونه تکامل دیگری بوده اند. حتی بر اساس لوحه های سومری و آکدی آنها غذای خود را به صورت آماده از آنوناکی دریافت می کرده اند و دانش زراعت و دامداری و یا پخت غذا نداشته اند.

 فسیلها و ابزار یافت شده از هومو ارکتوس نشان می دهند که لوحه های سومر و آکدی اطلاعات صحیحی داده اند که گروههایی از هومو ارکتوس از کار معادن آزاد شدند و تلاش می کردند که به تنهایی و بدون کمک آنوناکی به حیات خود ادامه دهند. دلیل آزاد شدن از کار در معادن به احتمال زیاد این بوده که آنوناکی با کمبود غذا مواجه بودند و تصمیم گرفتند که تعداد کارگران را کاهش دهند و آنها را در مناطق دیگری رها کردند تا بمیرند. اما این هومو ارکتوس ها تلاش می کردند که با توان و هوش اندک خود خوراک و پناهگاه پیدا کنند و در غارها پناه می گرفتند و با سنگ ابزار ابتدایی می ساختند. شکی نیست که این گونه به مرور زمان قادر به ادامه حیات نبودند و همگی یا اکثر آنان در همان دوران نابود شدند.

 

انسان نئاندرتال همان هومو ارکتوس بودند که با تعالیم انکی و همراهانش دانش اهلی کردن حیوانات و زراعت را آموختند و یکجا نشین شدند اما همچنان به فرامین آنوناکی کار می کردند و پاداش دریافت می نمودند. پس از آنکه آنوناکی زمین را ترک کردند نئاندرتالها نیز دچار مشکل شدند و به مرور منقرض گشتند چرا که انکی با دستکاری ژنتیکی انسان دیگری را جایگزین آنها کرده بود که هم متفکر بود و هم قادر به پیروی از دستورات آنوناکی= انسان هومو ساپینس.

گونه هایی از هومو ارکتوس پیشرفته امروزه در هندوستان و جزایر نا مسکونی هنوز باقی مانده اند. گونه هایی از نئاندرتالها هنوز در مناطق سردسیر مانند تبت و هیمالایا وجود دارند

منبع: وبلاگ میراث برزخ

با تشکر از شیرین عزیز نویسنده وبلاگ میراث برزخ

وبلاگ دنیای اسرار آمیز

www.ufolove.wordpress.com

 

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: