اثر انگشت خدایان – بخش اول، معرفی: معمای نقشه ها – قسمت 1 نقشه ی مناطق پنهان


اثر انگشت خدایان

نوشته: گراهام هنکوک

بخش اول

معرفی: معمای نقشه ها

قسمت 1

نقشه ی مناطق پنهان

اسکادران فنی شناسایی 8

نیروی هوایی ایالات متحده

پایگاه هوایی وست اُوِر

ماساچوست

موضوع: نقشه ی جهان از دریاسالار پیری رییس

به: پروفسور چالرز هاپگود

کالج کینی

کینی، نیو همشایر

پروفسور هاپگود عزیز،

درخواست شما برای ارزیابی مشخصه های غیر متعارف بر روی نقشه ی جهان اثر پیری رییس (Piri Reis) که به سال 1513 میلادی باز می گردد توسط این سازمان مورد بررسی قرار گرفت.

ادعای شما مبنی بر اینکه قسمت تحتانیِ نقشه پیری رییس مناطقی از سواحل قاره قطب جنوب شامل سواحل پرنسس مارتا در سرزمین کویین ماود (Queen Maud) و شبه جزیره ی پالمر را نمایان می سازد، مستدل است. تفسیر شما را به عنوان منطقی ترین توضیح محتمل برای این نقشه می پذیریم.

دقایق جغرافیایی که در قسمت تحتانی نقشه به تصویر در آمده به نحو شاخصی با نتیجه نقشه برداری های لرزه ای (Seismic) که در سال 1949 توسط تیم سوئدی-بریتانیایی از نواحی یخزده قطب جنوب صورت پذیرفت، همخوانی و تطابق دارد.

در عین حال نقشه پیری رییس می بایست زمانی ترسیم شده باشد که بخشهای ساحلی قطب جنوب هنوز به زیر یخ نرفته بودند. ضخامت توده ی یخ در این منطقه به یک مایل (1.6 کیلومتر) می رسد.

ما ایده ای نداریم که چگونه می توان اطلاعات موجود بر روی این نقشه را با دانسته های جغرافیایی در سالهای 1513 تطبیق دهیم.

هارولد ز. اوهلمِیِر (Harold H. Ohlmeyer)

کلونل، نیروی هوایی آمریکا

فرمانده ارشد

علی رغم لحن خشک و بی روح، این نامه اوهلمیر یک امر بسیار تعجب آور است. چنانچه سرزمینهای کویین ماود زمانی به نقشه در آمده اند که هنوز این مناطق زیر یخ فرو نرفته بودند پس بنابراین نقشه نگاری آن می بایست در زمانی بس دور و بعید رخ داده باشد.

اما دقیقاً چه زمانی این نقشه ترسیم شده است؟

آگاهی معمول ما دلالت می کند که قطب جنوب در وضعیت امروزی اش، میلیونها سال عمر دارد. اما با تحقیقاتی دقیق تر به این نتیجه می رسیم که این تصور از عمر یخ قطب جنوب چندان هم صحیح نیست – پس جداً لازم نیست فرض کنیم که نقشه ترسیم شده توسط پیری رییس که سرزمینهای کویین ماود را بیرون از پوشش یخی نشان می دهد الزاماً می بایست میلیونها سال پیش تهیه شده باشد. بهترین شواهد بدست آمده در سالهای اخیر دلالت می کنند که سرزمینهای کویین ماود و نواحی اطراف آن که در نقشه پیری رییس آمده، یک دوره ی بدون یخ را پشت سر گذاشته که پایان آن به حدود شش هزار سال پیش باز می گردد. این شواهد ما را از مسئولیت سنگین توضیح اینکه چه کسی (یا چه چیزی) در دو میلیون سال پیش که هنوز گونه انسان پا به عرصه وجود نگذاشته است، تکنولوژی لازم جهت نقشه برداری دقیق جغرافیایی از قطب جنوب را داشته است، رها می سازد. از آنجاکه نقشه کشی عملی متمدنانه و پیچیده است، نشانه های نقشه پیری رییس ما را وادار می کند توضیح دهیم که چگونه چنین امر دشواری در شش هزار سال پیش به وقوع پیوسته، قبل از آنکه اولین تمدن واقعی شناخته شده ی بشری کاملا شکل گرفته باشد.

منابع کهن

برای توضیح این مهم ارزش دارد که برخی از حقایق تاریخی و زمین شناختی را مرور کنیم:

1-      نقشه ی پیری رییس، که سندی موثق به شمار می رود، به هیچ وجه قصد کلاهبرداری نداشته، و طی سالهای 1513 در قسطنطنیه تهیه شده است.

2-      این نقشه بر روی سواحل غربی آفریقا، سواحل شرقی آمریکای جنوبی و سواحل شمالی قطب جنوب تمرکز دارد.

3-      پیری رییس نمی توانسته این اطلاعات درباره قطب جنوب را از کاشفین معاصر خود بدست آورده باشد چراکه قاره قطب جنوب تا سال 1818 کشف نشده باقی مانده بود که 300 سال با زمان رسم نقشه توسط پیری رییس فاصله زمانی دارد.

4-      سرزمینهای خالی از یخ کویین ماود که در نقشه ترسیم شده یک معمای بزرگ است چراکه شواهد زمین شناختی مطرح می کنند آخرین تاریخی که این نواحی خالی از یخ بوده اند و در آنزمان امکان مساحی و نقشه برداری وجود داشته است به 4000 سال قبل از میلاد باز می گردد.

5-      این غیر ممکن است که بتوان قدیمی ترین تاریخی که نقشه ترسیم شده است را مشخص نمود، اما به نظر می رسد که سواحل کویین ماود قبل از اینکه مجدداً به زیر یخ فرو رود به مدت 9000 سال در وضعیتی پایدار و بدون یخ به سر می برده است.

6-      هیچ تمدن شناخته شده ای وجود ندارد که طی سالهای 13000 تا 4000 قبل از میلاد ظرفیت و ضرورت نقشه کشی از سواحل شمالی قطب جنوب را دارا بوده باشد.

در کلامی دیگر، معمای واقعی این نقشه شامل ترسیم قاره های کشف نشده تا سال 1818 نمی شود بلکه این معما معطوف است به ترسیم نواحی خالی از یخ قطب جنوب که از 6000 سال پیش تا کنون زیر یخ بوده و هیچ گاه وضعیتش تغییری نکرده است.

این امر چگونه قابل توضیح است؟ پیری رییس با نوشته هایی که به قلم خود در حاشیه نقشه قید کرده است مسئولانه پاسخ ما را می دهد. او به ما می گوید که خود شخصاً مسئول ترسیم و نقشه برداری اصلی این نقشه نبوده است. در مقابل، او اذعان میدارد که نقش وی همانند یک مترجم و نسخه بردار (کپی کننده) بوده و این نقشه از دل تعداد زیادی نقشه ی مرجع استخراج شده است. برخی از این نقشه های مرجع توسط مکتشفان معاصر وی ترسیم شده اند همانند کریستف کلمب که توانست به سواحل آمریکای جنوبی و کاراییب برسد، اما مابقی نقشه ها اسنادی می باشند که به تاریخ قرن چهارم قبل از میلاد یا حتی قدیم تر باز می گردند.

پیری رییس نسبت به معرفی نقشه کش اصلی که نسخه ی اولیه را ترسیم نموده است تلاشی نکرده است. گرچه در سال 1963 پروفسور چارلز هاپگود (Charles Hapgood) برای این مشکل راه حلی درخشان و تفکر برانگیز را ارائه می دهد. او مطرح نمود که بسیاری از نقشه های مرجع که به قرن چهارم قبل از میلاد باز می گردند و توسط دریاسالار پیری رییس مورد استناد و استفاده قرار گرفته اند، خود بر مبنای اسناد و نقشه های قدیمی تر رسم شده اند که تاریخ تهیه ی آن نقشه های قدیمی به سالهای بس دور و کهن باز می گردد. او اظهار می دارد که شواهد انکار ناپذیری وجود دارد مبنی بر اینکه قبل از 6000 سال پیش بارها از زمین نقشه برداری شده است و این امر توسط تمدنی تاکنون کشف نشده و ناشناخته صورت گرفته است که در آنزمان به سطح بالایی از پیشرفت و تکنولوژی دست یافته بوده اند:

{وی اظهار می دارد} به نظر می رسد که اطلاعات دقیقی سینه به سینه از طرف مردم کهن نقل شده است. علی الظاهر این نقشه ها توسط مردمی ناشناخته رسم شده اند و سپس به نسلهای بعد منتقل گشته اند، نسلهایی همچون مینوییان و فنیقی ها که برای مدت هزاران سال بهترین دریانوردان دنیای کهن بوده اند. شواهدی در دست داریم که نشان می دهند آنان در کتابخانه اسکندر در مصر باستان به مطالعه ی این اسناد بسیار کهن می پرداختند و گردآوری این اسناد توسط جغرافی دانانی که در آنزمان در کتابخانه اسکندر مشغول به کار بوده اند انجام پذیرفته است.

 

نقشه پیری رییس

بنابر تحقیقات هاپگود، این نسخه های کپی شده از نقشه های کهن اصلی گردآوری شده از کتابخانه اسکندریه به دیگر مراکز تعلیم و دانش مانند قسطنطنیه منتقل شده اند. در نهایت، وقتی که قسطنطنیه به دست مهاجمان ونیزی طی چهارمین جنگ صلیبی در سال 1204 تسخیر شد، نقشه های کهن راه خود را تا دستان دریانوردان و ماجراجویان اروپایی باز نمودند:

اغلب این نقشه ها متعلق اند به مدیترانه و دریای سیاه. اما نقشه هایی از دیگر مناطق نیز نجات یافته اند. این شامل نقشه هایی از آمریکا، اقیانوسهای قطب شمال و قطب جنوب می شود. این نشانه ثابت می کند که دریانوردان کهن فاصله ی بین دو قطب را می پیمودند. آنچانکه به نظر می رسد غیر قابل باور است، اما این شواهد نشان می دهند که مردم کهن سواحل قطب جنوب را در شرایط بدون یخ کشف نموده اند. همچنین واضح است که آنان ابزار ناوبری ای را در اختیار داشته اند که بر اساس آن طول جغرافیایی دقیقی را بدست آورده اند، که این امر مسئله ای مافوق توانمندیهای بشر کهن، قرون وسطی یا عصر مدرن بوده است و این مهم تا نیمه دوم قرن هجدهم میسر نگشته بود.

این شواهد از تکنولوژی ای گمشده این ایده را که در گذشته ی دور تمدنهایی وجود داشته اند که امروزه به کلی فراموش شده اند را تقویت می نمایند. محققین بسیاری این شواهد را با برچسبهای اساطیری مورد بی مهری و بی توجهی قرار می دهند، اما این سندی نیست که بتوان به سادگی از آن گذر کرد. این شواهد بدست آمده از اسنادی مانند نقشه ی پیری رییس نیاز به بازبینی مجدد دیگر شواهدی که مورد بی توجهی واقع شده اند را پیش می کشند.

به رغم اظهارات موافق آلبرت اینشتن، و به رغم تایید متعاقب این مطالب از سوی جان رایت، رییس انجمن جغرافیای آمریکا، مبنی بر اینکه هاپگود «نظریه ای را مطرح نموده که عمیقاً نیاز به آزمونهای متعاقب دارد»، هیچ تحقیق دانشمندانه ای بر روی این نقشه های مرموز قدیمی صورت نگرفت. بیش از آن، نه تنها هاپگود به واسطه ی پیش کشیدن بحث جدیدی پیرامون قدمت تمدنهای بشری مورد تشویق قرار نگرفت بلکه تا زمان مرگش از سوی بخش کثیری از همکاران حرفه ایش مورد عتاب قرار گرفت، همکارانی که معتقد بودند چارلز هاپگود برای پرهیز از پرداختن به موضوعات پایه ای اقدام به مطرح نمودن شواهدی کم عمق، تضمین نشده و انتخاب شاخص های کم اهمیتی نموده است که موضوعاتی اساسی برای پرداختن دانشمندان به شمار نمی روند.

مردی جلوتر از زمان خود

چالر هاپگود در کالج کینی واقع در نیوهمشایر ایالات متحده آمریکا، به تدریس تاریخ علم مشغول بود. او یک زمین شناس یا تاریخ کهن شناس نبوده است. گرچه این امکان وجود دارد که نسلهای آینده او را بعنوان کسی که پایه های تاریخ جهان و بخشهای بزرگی از علم زمین شناسی را مورد تاثیر قرار داده است، باز بشناسند.

آلبرت اینشتن جزو اولین افرادی بود که به واقعیت تلاشهای هاپگود پی برد، وقتیکه چند سالی قبل از اینکه وی تحقیقاتش را بر روی نقشه پیری رییس آغاز کند ، در اقدامی بی نظیر مقدمه ای بر کتاب سال 1953 هاپگود نوشت:

{اینشتن می گوید} متناوباً افرادی با من ارتباط برقرار می کنند که ایده ای نشر نیافته دارند و از من برای رد یا تایید آن مشاوره می خواهند. لازم به ذکر نیست که اغلب این ایده ها از وجاهت علمی برخوردار نیستند. اما اولین تماسی که از سوی پروفسور هاپگود دریافت نمودم مرا به واقع شوکه کرد. ایده ی او بکر و اصیل، بی آلایش و – چنانچه که این ایده خود را اثبات نماید – برای آنانکه به دنبال پی بردن به تاریخ سطح زمین (از نظر زمین شناختی) می باشند، بسیار حائز اهمیت است.

«ایده» ای که هاپگود در کتاب سال 1953 (Earth’s Shifting Crust: A Key to Some Basic Problems of Earth Science) خود بدان پرداخته است یک نظریه زمین شناختی جهانی است که طی آن شرح داده می شود چگونه و چرا قسمتهای بزرگی از قاره قطب جنوب در 6000 سال پیش خالی از پوشش یخ بوده است، بعلاوه بسیاری از مغایرتهای علمی دیگر در زمینه علوم وابسته به کره زمین نیز در این کتاب مطرح می گردند. موارد زیر مباحث مطروحه در این کتاب را اختصاراً بر می شمارد:

1-      قطب جنوب همیشه زیر پوشش یخ نبوده و در دوره های مشخصی از تاریخ زمین این نواحی گرمتر از امروز بوده اند.

2-      این ناحیه گرم بوده است چراکه در آن دوران تاریخی قاره قطب جنوب در منطقه امروزی خود واقع نبوده است. به جای آن این قاره در ناحیه ی 2000 مایلی (3218 کیلومتری) شمال منطقه کنونی قرار داشته است. این قاره در آنزمان خارج از دایره ی یخزده ی قطب جنوب قرار داشته است.

3-      در نتیجه ی مکانیزمی بنام «جابجایی پوسته ی زمین» این قاره به مکان امروزی خود بازگشته است. این مکانیزم که نباید آنرا با فرایند جابجایی قاره ها (Plate Tectonics) اشتباه گرفت، فرایندی است که به موجب آن تمامی پوسته سنگی زمین به یکباره تغییر مکان می دهد و بر لایه نرم زیرین (جبه) می لغزد به مانند پرتقالی که پوست آن از میوه ی درونش جدا شده باشد و بر روی آن سُر بخورد.

4-      در طی جابجایی مفروضِ قاره قطب جنوب به سمت جنوب که ناشی از جابجایی پوسته زمین بوده است، قاره به تدریج سردتر شده، توده ی یخی تشکیل و طی هزاران سال گسترش یافته تا به ابعاد امروزیش رسیده است.

اطلاعات دقیقتری که این نظریه ی بنیادی را حمایت و تقویت می کنند در بخش 8 این کتاب به تفصیل نقل خواهند شد. زمین شناسان رسمی نسبت به پذیرش تئوری هاپگود بی میل بودند گرچه که هیچیک نتوانستند خلاف گفته های وی را ثابت نمایند.

سئوال مهمی که در اینجا مطرح می شود اینست: چه مکانیزم ممکنی می تواند فشار محوری ای را بر پوسته ی سنگی زمین وارد نماید که ناگهان موجب بروز پدیده ای گردد که در مقیاسی عظیم پوسته را بصورت یکپارچه جابجا کند؟

هیچ کس بهتر از آلبرت اینشتن یافته های هاپگود را مختصراً شرح نمی دهد:

در ناحیه قطب نهشت یکپارچه ای از یخ وجود دارد، که بصورت متوازن در سرتاسر قطب گسترش نیافته است. چرخش کره زمین بر روی این نهشت بزرگ یخی نامتوازن تاثیر گذاشته، موجب بروز گریز از مرکز می گردد و این تاثیر گریز از مرکز بر روی پوسته سخت و محکم زمین منتقل می شود. تاثیر فزاینده ی گریز از مرکز وقتی به نقطه معینی می رسد موجب می گردد که پوسته زمین بر روی جبه و هسته ی آن به چرخش درآید…

به نظر می رسد نقشه پیری رییس حاوی شواهدی الزام آور است که نظریه هاپگود مبنی بر اینکه قطب جنوب اخیراً به زیر یخ فرو رفته که متعاقب جابجایی پوسته زمین و لغزش آن به سمت جنوب بوده است را قویاً حمایت می کند. بیش از آن این موضوع که چنین نقشه ای می بایست قبل از 6000 سال پیش ترسیم شده باشد، تاثیری عمیق بر دانسته های ما از تاریخ تمدن بشر می گذارد. اینگونه پذیرفته شده است که قبل از 6000 سال پیش هیچ تمدنی وجود نداشته است.

به رغم اینکه ساده گرایی امری خطرناک است، ولی مختصراً اتفاق آراء آکادمیک به این شرح است:

·         تمدن برای اولین بار در هلال حاصلخیز خاورمیانه توسعه یافته است.

·         این مسیر توسعه بعد از سالهای 4000 ق.م. با پیدایش تمدنهای اولیه (سومر و مصر) در حدود 5000 سال پیش به اوج خود رسیده است و پس از آن به هندوستان و چین رسیده است.

·         حدود 1500 سال بعد، تمدن بی اختیار حرکت کرده و مستقلاً به قاره آمریکا رسیده است.

·         از 5000 سال پیش در دنیای کهن (و از 3500 سال پیش در دنیای جدید، آمریکا) تمدنها با ثبات قدم در مسیر هرچه مهذب تر، پیچیده تر و خلاق تر شدن رشد نموده اند.

·          در نتیجه، و بویژه با مقایسه آنان با خود امروزی مان، تمام تمدنهای کهن (و تمام کارهایی که انجام داده اند) بصورت پایه ای، بدوی شناخته می شوند (بطور مثال ستاره شناسان سومری اجرام فضایی را با نامهای غیر علمی خطاب می دادند، و یا حتی اهرام عظیم مصر توسط «انسانهای بدوی تکنولوژیکی» ساخته شده اند).

شواهد بدست آمده از نقشه پیری رییس به ظاهر تمامی این موارد را نقض می کند.

 پیری رییس و منابعش

پیری رییس در روزگار خودش فردی خوش نام و شناخته شده بود؛ هویت تاریخی وی با دقت نقل شده است. دریاسالاری در ناوگان دریایی ترکهای عثمانی، که بارها در نبردهای دریایی ای که در اواسط قرن شانزدهم در می گرفت در جبهه پیروز می ایستاد. بعلاوه، او را بعنوان متخصص در زمینه ی سرزمینهای مدیترانه می شناختند، و همچنین وی نویسنده کتاب معروفی در زمینه دریانوردی بوده با نام Kitabi Bahriye، که اطلاعات مبسوطی درباره ی سواحل، بنادر، جریانهای آب دریا، مناطق کم عمق دریا، مراکز لنگر اندازی، خلیج ها و تنگه های دریای اژه و مدیترانه را ارائه می داده است. علی رغم سابقه درخشانش سرانجام وی گرفتار اربابانش شده و در نهایت در سالهای 1554 یا 1555 سرش از تنش جدا گردید.

به احتمال بسیار زیاد نقشه مرجع پیری رییس که از روی آن نقشه 1513 را ترسیم نموده بود بدعتاً در کتابخانه امپریال قسطنطنیه نگاه داشته می شده است و مشخصاً دریاسالار ما امکان دسترسی به این اسناد را داشته است. این نقشه های مرجع (که خودشان نیز احتمالاً از نسخه های به مراتب قدیمی تر کپی برداری شده اند) دیگر وجود ندارند یا با هر تلاشی که تا کنون صورت پذیرفته است هنوز یافت نشده اند. گرچه که نقشه ی پیری رییس را در سال 1929 در شرایطی یافته ایم که وی آنرا پس از ترسیم روی تکه ای پوست بصورت رول درآورده و در قفسه های خاک گرفته ی کتابخانه ی امپریال قسطنطنیه به جا گذارده بود.

اسطوره ی تمدنهای گمشده؟

همانطور که اوهلمیر حیرت زده در نامه اش به هاپگود در سال 1960 اذعان می دارد، نقشه پیری رییس بوضوح توپوگرافی (نقشه ای از پستی و بلندی های جغرافیایی) مناطق زیر یخ سواحل کویین ماود در قطب جنوب را به تصویر کشیده است. این مشخصه های توپوگرافیک از 6000 سال پیش که این مناطق بطور کامل به زیر یخ رفته اند تا زمانی که در سال 1949 تیم مشترکی از سوئد و بریتانیا اقدام به نقشه برداری لرزه ای از این نواحی نمودند، پنهان بوده اند.

چنانچه پیری رییس تنها نقشه برداری بوده که به این اطلاعات غیر عادی دسترسی داشته است آنگاه می توان از وزن اهمیت اسناد منتسب به وی کاست. در اینصورت هر کس می تواند بگوید،»احتمالاً نقشه وی می تواند شاخص باشد، اما در عین حال امکان دارد که یک حادثه باعث بروز سوء تفاهماتی شده است». اما، دریاسالار ترک تنها کسی نبوده است که به معلومات جغرافیایی غیر ممکن و غیر قابل توضیح دسترسی داشته است. این که ما انتظاری بیش از آنچه هاپگود یافته است داشته باشیم امری بیهوده است چراکه وی بخش اعظمی از راه را پیموده است و در این راستا مطرح می سازد که این «یک جریان زیرزمینی» است که می توانسته چنین دانشی را در طول اعصار گوناگون حفظ و حمل نماید و تکه و پاره های آنرا از فرهنگی به فرهنگ دیگر و از تاریخی به تاریخ دیگر منتقل نماید. مکانیزم هرچه که بوده است، حقیقت اینست که به جز پیری رییس نقشه برداران دیگری هم بوده اند که به این دانش مخفی دسترسی داشته اند.

آیا این امکان وجود دارد که تمامی این نقشه برداران بصورت ناخود آگاه از دانش اسطوره ای و پر برکت تمدنی ناپدید شده بهره جسته اند؟

منبع:     http://hancock.persianblog.ir  

Posted on ژوئیه 28, 2012, in فرازمینی ها در زمانهای کهن, اثر انگشت خدایان. Bookmark the permalink. 4 دیدگاه.

  1. سلام
    تا رازها بر ملا بشه دیگه خیلی دیر شده

  2. البته این نقشه پیری ریس نیست و نقشه اصلی اینه…

    نکته جالب دیگه که در بالا اشاره نشده اینه که آمریکای جنوبی رو به قطب جنوب متصل کشیده که بر طبق طبق نظر زمین شناسان آرژانتین و قطب جنوب در عصر یخبندان به هم متصل بوده اند!!

  3. با سلام
    آیا تاکنون به این نکته دقت کرده اید که کوروش بزرگ در منشورش از مردوک و نابو ستایش کرده. همچنین پادشاه ماد کیاکسار که جد مادر کوروش بوده است با کیخسرو افسانه ای که در شاهنامه از او یاد شده و خضر برابری می کند که همان انکی است جالب است لقب امپراطوران روم قیصر بوده است و قیصر از واژه کی سر مشتق شده است که همان کیخسرو است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: