بایگانی روزانه: ژوئیه 26, 2012

رازهای کتب فلزی کشف شده در اردن -قسمت آخر

صلیب کنستانتین به درخت زندگی می رسد- بخش اول

کتاب فلزی زیر حاوی راز جالبی است که بعدا بیشتر راجع به آن صحبت خواهیم کرد. این لوح نوارهای پلاسمای درخت زندگی را نشان می دهد که صلیب مقدس را به وجود می آورند. این تصویر با اسطوره مارهای کیهانی که بخشی از درخت حیات هستند مشابهت دارد. برای اطلاعات بیشتر به صفحه زیر مراجعه کنید:

http://www.oneism.org/

نکته جالب درباره این کتاب این است که مهر و موم آن هنوز گشوده نشده است تا اسرار درون آن روشن شود.

مطالب نوشته شده روی تصویر:

کتابی که مهر آن هنوز باز نشده است و ارتباط بین صلیب درخشان کنستانتین و درخت کیهانی را نشان می دهد.

صلیب کنستانتین از بالا فرا می رسد- بخش دوم

کتاب فلزی زیر ادامه تصویر کتاب قبلی است. دو تصویر را با هم مقایسه کنید تا دریابید از این دو تصویر یکی در ادامه دیگری است. احتمالا به ظهور رسیدن چیزی در آسمان, چیزی که بشریت دوباره به زودی شاهد آن خواهد بود. نگارنده حدس می زند تصویر بالا در ابتدا حاوی هفت ستاره به نشانه پلیادیس بوده که بعدها در اثر خوردگی فلز تنها نشان پنج ستاره از آن باقی مانده است. به نظر نگارنده بخشی از تصویر که شبیه گلابی است و با سایه سبز مشخص شده است  اشکال هاله مانند اثیری است که برای آموختن چیزی در آسمان پدید آمده است, مثل مشاهده دستان خداوند در آسمان. در زیر سه توضیح احتمالی نگارنده در مورد این اشکال آمده است ولی در عین حال  به نظر نگارنده ممکن است این اشکال واقعا به همین شکل در آسمان دیده شده باشند. صلیبی که در آسمان پدیدار شده نشانه هوشمندیی است که این اشکال را به وجود آورده, ممکن است به شکل گیری میوه درخت کیهانی یعنی دانش و آگاهی اشاره داشته باشد. در سایر تصاویر درخت کیهانی تعداد این میوه ها 3, 5 و هفت عدد است, اعدادی که نشانه هایی برای یافتن ستاره ای هستند که موطن اجداد ما بوده است.

 

مطالب نوشته شده روی تصویر:

کتاب مهر و موم شده شماره 2

ارتباط بین صلیب درخشان و درخت کیهانی رو آشکار می کند

سمبل دست خدا راز سمبل خانه خدا را آشکار می کند

سمبل حمسا یا خمسه یا دست خدا شبیه به یوفویی است با چشم جهان بین بر تارک آن که سمبل الوهیم است ( الوهیم از دو بخش الو به معنای مردم و هیم به معنای آسمان تشکیل شده است). این سمبل به شکلهای مشابه و با هفت نقطه بر روی آن به نشانه پلیادیس در فرهنگهای مصری, عربی, هندی و یهودی وجود دارد.

سمت چپ تصویر بالا شباهت یوفو و تصویر طراحی شده توسط نگارنده از چرخ حزقیال دیده میشود… دیسکی با چشم جهان بین با بالای آن. این تصویر کلی کشف رمز دیگری از سمبل خدا را در اختیار نگارنده قرار داده است. این سمبل ارتباط نزدیکی با سمبل لالی بلا (شهری مسیحی نشین در اتیوپی) دارد و در طرح نقشه واتیکان و همینطور کاخ موناکو نیز دیده میشود. طرح صلیب کف کاخ موناکو در امتداد سمبل ماسونی خورشید درخشان قرار گرفته است.

مطالب نوشته شده روی تصویر:

لالی بلا – صلیب مقدس در راستای سمبل دست خدا قرار گرفته است

کاخ موناکو: ستاره های سه گانه  رو پاگرد پلکان قرار گرفته اند و خورشید درخشان ورودی اصلی را مزین کرده است

در لالی بلا تمام کلیساها پنجره هایی به شکل صلیب مقدس اوریون  دارند. نگارنده که مدتها به دنبال گشایش روز سمبل امگا بوده است با دیدن تصاویر عروسی شاهزاده موناکو و یافتن سمبل امگای سفید در راه پله کاخ موناکو و سمبل چیرو (از اولیه ترین سمبلهای مسیحیت که از ترکیب دو حرف یونانی چی و رو به شکل یک صلیب و حرف p تشکیل شده است) در حیاط مقابل و پلکان معنای پنهان در سمبل امگا را یافته است.

به نظر نگارنده شکل سوراخ کیلد مانند متشکل از سمبل امگا نشانه خانه خداست. سه ستاره  درخشان در پاگرد پلکان که به شکل سنتی پلکان آسمانی ماسونی ساخته شده  با جهت گیری و نحوه قرارگیریشان راز محل خورشید درخشان ورودی اصلی را میگشایند: این ستاره درخشان خورشید منظومه شمسی است.

اگر این اوصاف را درباره معانی سمبلهای بالا بپذیریم, کاخ موناکو مرکز پادشاهی جهانی خواهد بود… محل استقرار مردمی از منظومه خورشیدی ما… موناکو بر طبق اخبار یورونیوز به دلیل اینکه پناهگاهی است برای کسانی که نمی خواهد موظف به پرداخت مالیات شوند, محل زندگی 50 میلیاردر بزرگ زمین است.

سه صلیب بزرگ ترسیم شده بر روی زمین در امتداد کوه معبد قرار گرفته اند

در تصویر هوایی زیر سه صلیب بزرگی که بر روی زمین ناحیه مصور شده اند دیده میشود. از این سه صلیب یکی به ابعاد تقریبی 250 فوت و دو تای دیگر به ابعاد تقریبی 350 فوت هستند. نگارنده کوچکترین صلیب را سمبل کوچکترین ستاره کمربند اوریون دانسته و بر اساس نقشه آسمانی واقعی کمربند اوریون مسیر صلیب کوچک را با قوس 33 درجه ای امتداد داده است. در آسمان این مسیر به ستاره بیت الحم میرسد, روی زمین این امتداد به کوه معبد در اورشلیم (حرم شریف بیت المقدس) می رسد.

با تکرار جهت قرار گیری صورت فلکی تاوروس در آسمان نسبت به اوریون, بر روی زمین این ناحیه, به محلی به نام ابو تور یا پدر گاو وحشی میرسیم. در همین ناحیه صومعه سنت مارک قرار دارد که نشان مخصوصش گاو است. آنچنان که متن کتاب مقدس می گوید» همان که در بالاست, در پایین نیز قرار دارد

 As above … so below

 

کلید رمز سلیمان, صلیب مقدس اوریون, واتیکان و واشینگتن دی سی

سالها پیش دن براون به قصدش برای نوشتن درباره کلید راز سلیمان اشاره کرد. او اعلام کرد پیش از انتشار کتابش سمبل گم شده, کتاب کلید راز سلیمان را خواهد نوشت … کتابی که بدون شک از کد داوینچی هم جنجال برانگیزتر می شد. اما بعدا ناگهان این ایده را کنار گذاشت. نقشه واشینگتن دی سی با کلید سلیمان مرتبط است و در کتاب سمبل گم شده به آن اشاره شده است. سمبل گم شده به طرز جالبی به نظر مقدمه ای بر بازگشایی  کلید سلیمان می آید که عمدتا بر روی یک سمبل اسرارآمیز تمرکز دارد: سمبل دایره ای با یک نقطه در مرکز, سمبل ستاره «را», ستاره بیت الحم و ستاره داوود.

برای اطلاعات بیشتر درباره کلید سلیمان به صفحه زیر مراجعه کنید:

http://keyofsolomon.net/

 

اسرار اهرام در کتب فلزی نگاشته شده است

کتاب فلزی زیر از مس ساخته شده است و به حدی تمیز است که به نظر می رسد تقلبی باشد, یک کپی از نسخه اصلی بسیار مهم.  این کپی در اختیار راننده کامیون بادیه نشین است. بخشی از تصویر به اشتباه حک شده و به نظر می آید حاصل قرار دادن لوحه کپی با وضعیت نامناسب بر روی نسخه اصلی باشد. مهمترین بخش کتاب «مدارک پنهان شده» نوشته نگارنده این سطور یافتن ساختمان ها و بناهای یادبودی است که بر اساس نقشه ستارگان آسمان طراحی شده و استقرار یافته اند, به ویژه اهرام, و با تمرکز بر روی مقدس ترین بخش آسمان. جالب است بدانید تصویر زیر اولین مدرک کشف شده اردنی است که اهرام را به تصویر کشیده است.

ارتباط دو هرم با هم با ستاره های درخشانی که بر فرازشان تصویر شده اند نشان داده شده ست. این اولین مدرک کشف شده وابسته به کتب مقدس است که بر ارتباط اهرام و ستارگان تاکید میکند. گرچه دو هرم در تصویر دیده می شوند, سه ستاره به تصویر کشیده شده اند. و این مطلبی است که در کتب قبلی هم به کرات تصویر شده بود. به نظر نگارنده به احتمال زیاد این اهرام همان اهرام سه گانه جیزه هستند که نقشه قرار گیریشان در تطابق کامل با قرار گیری کمربند اوریون است. تکرار دوباره تصویر به نظر حاصل خطای کپی کار در تهیه نسخه تقلبی است. برای اطلاعات بیشتر در این مورد به صفحه زیر مراجعه کنید:

http://www.thehiddenrecords.com/sphinx.htm

راز نقشه ستارگان همین جا خفته است: شمعدان هفت شاخه با سه ستاره کمربند اوریون در یک راستا قرار گرفته است.

ستاره های کمربند در امتداد پلیادیس قرار گرفته اند. به تصویر زیر دقت کنید

اگر این کتب در اردن یافته شده اند و از مسیح می گویند پس به نظر منطقی می رسد حاوی اطلاعاتی درباره سالهایی از زندگی مسیح باشند که درباره اش اطلاعاتی در دست نیست. برخی دانشمندان پیش از این حدس زده بودند که مسیح در مصر هم زندگی کرده است. برای بررسی این حدس نگاه دقیق تری به تصاویر می اندازیم.

یک ردیف ستاره که نسبت به هم موقعیت قرارگریی عجیبی دارند به موازات اهرام تصویر شده اند. شاید منظور نهفته در تصویر این باشد که تمام پنجاه هرم مصر بر اساس یک نقشه ستارگان وسیعتر جایگزینی شده اند.

درخت کیهانی هم تصویر شده است. یکی از این درختها بر دارد, دیگری نزدیک پلیادیس و شمعدان هفت شاخه تصویر شده و سومی هفت میوه دارد. در این متن قبلا در باب ارتباط این عدد با پلیادیس صحبت شده بود. اینجا اما درخت کیهانی سرازیر تصویر شده است گویی نوارهای اثیری یا پلاسمایی به جهان ما متصل شده اند و درون اهرام رشد یافته اند. کتب فلزی تصویرگر سمبلیسم معنوی از واقعه معنویی هستند که درون اتاقهای اهرام به وقوع می پیوندد.

کتاب مهر و موم شده فلزی با تصویر صورت درخشان هلیوس

روزنامه ها مدعی هستند که این تصویر صورت مسیح است. دانشمندان به شدت با این ادعا برخورد کرده اند و عقیده دارند این صورت یک خدای ستاره ای است. پرطرفدارترین عقیده این است که این تصویر هلیوس است. هر دو عقیده احتمالا درست هستند زیرا مسیح معلم ستاره «سول» بود, ستاره خورشید مانند بیت الحم که منشا انسان به آن منتسب میشود. مجسمه آزادی نیز یک خدای ستاره ای است. افراد کمی معانی ماسونری پشت محل و موقعیت قرارگیری آن و دلیل هفت شاخه بودن تاجش را که به شکل شعاعهای نور است میدانند.

صورت زیر که بر روی جلد کتاب فلزی تصویر شده است به نظر در احاطه شعله می آید و نگارنده جزییات تصویر را بهتر نشان داده تا ثابت کند این یک خدای ستاره ای است. این صورت بیضی شکل است, گردن ندارد, خط رویش مویش منحنی و مرتفع است, چشم چپش بیشتر مورد تاکید قرار گرفته و بر روی پیشانی سمبل پنی یل قرار دارد, چشم سوم, آنچه یعقوب پنی یل نامید و امروز به دیر الا معروف است.

این تصویر جفت تصویر صورت بر روی تپه دیر الا است. نگارنده مطمئن است با گشودن مهر این کتاب راز تپه های صورت مریخ و دیر الا گشوده خواهد شد.

یاد و خاطره کسی که به خاطر آموختن درباره صلیب و خورشید انسانها کشته شد

شاید کتابهای فلزی حاوی تعلیمات مسیح باشند. شاید درباره افکار مردم زمان نوشته شدنشان باشند, هنگامی که مردم تفاوتی بین پرستش خالق آسمانها و زمین و احترام به ستاره انسانها, ستاره بیت الحم نمی دیدند. صاحبان قدرت عقیده داشتند با پرده برداشتن از راز ستاره بیت الحم همه ملل روی زمین پی به ریشه و نژاد مشترک خود می برند و این منجر به صلح و وحدت بر روی زمین می شود. و این مورد علاقه قدرتمداران و ارتشهایشان که از جنگ ثروت اندوزی می کردند نبود… غارت, فتح, استعمار و به بردگی کشیدن مردم که همچنان تا به امروز ادامه دارد.. ثروتمندان ثروتمند تر می شوند و فقرا فقیرتر.

سو استفاده از انسانها توسط  قدرتمندان رو به پایان است.

به احتمال زیاد داستانهای تاریخیی که درباره تنبیه شدن روشنگران می شنویم درست است. به قتل رساندن کسانی که درباره صلیب اوریون و جهت اشاره آن, ستاره انسان می آموختند, تا درس عبرتی برای دیگران شود. مجازات آنان که در باره راز این ستاره – خورشید حرف می زدند وادار کردن آنها به پوشیدن تاجی از خار به شکل اشعه های خورشید و سپس به میخ کشیدن آنها بر روی صلیب بود.

شاید زمان آن فرا رسیده که «مسیح» سوار با سفینه دیسک مانندی که ابر تشکیل می دهد از راه برسد و اسرار نهفته قدرتمندان را آشکار کند.

 

مطالب نوشته شده روی تصویر:

به یاد او که برای آموختن اسرار «ستاره» انسان توسط قدرتمندان کشته شد, در حالی که تاج درخشانی از خار بر سر دارشت و با میخ به صلیب کوفته شده بود.

بازگشت قریب الوقوع مسیح در حالی که سوار بر ابر است

کتابهای چوبی آفریقایی نیز از همین راز می گویند

کتابهای چوبی چکوه (Chokwe) با ظاهر مشابه در زامبیا و تقریبا همزمان با کشف کتب فلزی اردن به دست آمدند و در سال 2005 اخبارشان منتشر شد. به دلیل محدودیت منابع طبیعی این کتب به جای فلز بر روی چوب حک شده بودند. هنوز افراد متعصبی هستند که نمی پذیرند گروهی از نژاد آفریقایی که یهودی بودند و به زبان عبری سخن می گفتند سوار بر کشتی نوح از طریق رود نیل به لالی بلا سفر کردند. تصور اینکه این عقاید رفته رفته رو به جنوب گسترش یافت. قبیله چکوه ادعا می کند همین حقایق را از اجدادشان که از آسمان فرود آمده بودند آموخته اند.

این مثال جالبی است از دو گروه با دو نژاد و خون متفاوت که یک حقیقت کهن و باستانی را گرامی می دارند:

بیایید بپذیریم همه نژادها نزد خدا به یک درجه اهمیت دارند و کتابهای چوبی و فلزی که در دو نقطه مجزا در جهان یافته شده اند هر دو یک راز مشترک را درباره صلیب مقدس بیان می کنند. هر دو کتاب از سمبلهای تصویری برای بیان حقایق استفاده کرده اند. هر دو تصویر یک دسته ستارگان خاص را نمایش داده اند. نگارنده شانس آن را داشته که کتب چوبی فوق را از نزدیک مطالعه کند.

تصویر زیر از کتاب های چوبی هفت ستاره مورد بحث در این مقاله را نشان می دهند, مسیر سفر…

فرود بر روی کوه محل تولد اولیه

به احتمال زیاد تصویر زیر کوه چهره یعقوب در سکات (Succoth محلی در مصر) است.کتاب چوبی همچنین مسیر سفر اولیه آسمانی را نشان می دهد. برای اطلاعات بیشتر درباره کتب چوبی به صفحه زیر مراجعه کنید:

http://thehiddenrecords.com/africa.php

کشف کوه چهره یعقوب توسط نگارنده

نگارنده پس از بررسی نردبان یعقوب با جستجوی تصاویر ماهواره ای از زمین به دنبال کوهی با تصویر یک چهره و مشابه کوه مریخ بود. در سکات با حرکت به سوی کرانه شرقی در اردن موفق به یافتن این کوه شد. باستان شناسان خاور میانه این کوه را دیر الا می نامند. این تپه به دست بشر و در دوره برنز ساخته شده است و شامل یافته های باستان شناسی زیر است:

قدی می ترین متون عبری حاوی کلمه الوهیم که با توجه به متن کنایه از موجوداتی از آسمان است.

ارجاعات نردبان یعقوب:

نردبان 28:12

پشته 31:46,52

پنی یل یا محل صورت خدا 32:30

محلی که طبق متون تورات از یعقوب خواسته شده بود بنای چشمگیری بسازد که نشانه ای از آسمان در خود داشته باشد… بر روی زمین و با استفاده از ستونها و پشته های سنگ.

ایا این همان تپه مقدس است که در متون باستانی مصر از آن به نام زپ تپی یاد شده است؟

آیا یعقوب اولین کسی بود که تپه مقدس را بنا کرد یا تنها آن را بازسازی کرد؟

آیا این تپه قدیمی تر از استون هنج و اهرام با نقشه ستارگانشان است؟

آیا صورتی که بر روی کتاب فلزی تصویر شده است همان صورت تپه است؟

و آیا کتب فلزی تپه صورت را به سایر نقشه های باستانی ستارگان مرتبط می کنند؟

همه اسرار در نام ها نهفته است

دیر الا آرامی, عربی و یونانی است. در این زبانها می تواند به معنای خدا, مادر, معبد, صورت خدا, مکان خدا, مادر-معبد حقیقت ترجمه شود.

در یونانی دیر به معنای معبد است و الا به معنای حقیقت, دیر الا, معبد حقیقت

زبان های یونانی, عبری و آرامی در آن نقطه از جهان و در آن زمان رایج بودند. ممکن است این تپه اولین بنای یادبود بر روی زمین و این نقطه در آن روزگار سرسبز تر بوده باشد.

برخی متن مذهبی به محلی اشاره می کنند که در آن به یعقوب اسرار ستارگان نشان داده شد. افسانه نردبان یعقوب بخش مهمی از اساس تاریخی فریماسونری را تشکیل می دهد. یعقوب محلی نزدیک به سکات در اردن را «صورت خدا» نامید. برای دیدن محلی که نردبان به زمین رسید و همین طور سمبل «را» به نقشه ستارگان فراماسون مراجعه کنید.

مطالب بیشتر برای مطالعه:

برای مقایسه چهره مریخ و نقشه ستارگان

http://thehiddenrecords.com/mars

محل تماس نردبان یعقوب با صورت خدا

http://www.chazonhatorah.org/journey-to-the-secret-city-of-luz-metatron-metatron-jacob-s-ladder-to-the-face-of-god.htm

محل صورت خدا در متون مذهبی

http://en.wikipedia.org/wiki/Penuel

پنی یل بر وری پیشانی صورت دیر الا

http://thehiddenrecords.com/mars

پنی یل نشان راز آمیز معنوی

http://www.chazonhatorah.org/journey-to-the-secret-city-of-luz-metatron-metatron-jacob-s-ladder-to-the-face-of-god.htm

پایان

منبع:       http://www.thehiddenrecords.com

پ . ن : با تشکر فراوان از  الهام عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

نشانه هایی از ماورای زمین

دوستانیکه اثار پرفسور اریک فن دانیکن را مطالعه کردند, حتما» نام این پست برایشان اشنا بنظر میرسد.پرفسور کتابی دارد با عنوان عنوان » در جستجوی پیامهایی از ماورای زمین » در این کتاب پرفسور دنیکن بیشتر مدارک و منابع قاره افریقا و بخصوص امریکای جنوبی را برای یافتن نشانه های از ماورای زمین مورد مطالعه قرار داده است. (البته ایشان بصورت جسته و گریخته اشاره ای به مستندات  اسیا هم کرده است, اما نه بصورت کامل  و جامع .. زیرا حقیقتا» امریکای جنوبی معدن پایان ناپذیر مستندات ماورای زمین است و در یک کتاب نمیشود تمام مستندات موجود در جهان را مورد مطالعه قرار داد) اما در اسیا هم نشانهای بسیاری وجود دارد که میتواند مورد بررسی و کنکاش افراد محقق و دوستدار حقایق گذشته جهان خاکی ما قرار گیرد  . اگر گروه محققی بتوانند افسانه های اسیا را موشکافانه مورد  بررسی قرار دهند  می بیند که » ماهاباهارتا » هندیان  هیچ چیز کمتر از کتاب» عهد عتیق» یا» کویچه-مایا » کتاب مقدس مایاها ندارد .  مطلب امروز دومین مطلب جامع در مورد منابع و مستندات قاره کهن اسیاست, حقیر تا انجا که در توان دارم میکوشم تا خواسته شما عزیزان را مهیا کنم و بشما نشان دهم که قاره ما هم  سرشار است از نشانه هایی از ماورای زمین . خوشبختانه مطلب » شرق اسرارامیز » مورد استقبال شما خوبان قرار گرفت . امیدوارم مطلب امروز هم بتواند مورد عنایت شما خوبان قرار گیرد . مطلب » نشانه هایی از ماورای زمین» در 2 قسمت برای شما در نظر گرفته شده است – در قسمت اول شما را با یکی از مناطق پر رمز و راز اسیا اشنا خواهیم کرد – مکانی بنام  صحرای « کـــــــــوبـــــــــــــــــــــــــــــــــی» در شرق اسیا, البته در جهان پهناور ما نقاط دیگری هم وجود دارد که انها را هم نادیده نگرفتیم . اما قسمت دوم …. اجازه دهید توضیح انرا به بعد موکول کنم… اما مطلب امروز

 

 

نشانهایی از ماورای زمین (1)

 

 »ارابه پسران اتش و خدایان شعله, غرش کنان و در حالی که زبانه های شعله های اتش ان مانند نوار باریکی در اسمان به هر سو می پیچید,  از ستاره درخشان به زمین فرود امد و گستره جزیره سفید در دریای » گوبی » را رایحه ای از سبزی ها و گلها فراگرفت  « مطلبی را که خواندید از یکی کتابهای باستانی هند نقل شده است و حاکی از انست که چگونه در هزاران سال قبل موجودات اسرارامیزی از سیاره زهره که » سانات کومارا » ( همیشه جوان ) نامیده می شد از سیاره ما دیدن نموده است و با مساعدت همکارانش نور معرفت را به نسل بشر زمینی به ارمغان اورده اند و به اجداد ما هنر شخم زدن زمین و نگهداری زنبور عسل و خیلی از احتیاجات دیگر را اموختند تا شرایط زندگی انها بهبود و تکامل پیدا کند . این داستان میتواند انگیزه خوبی برای عشاق موضوعات اسرارامیز و افسانه ای باشد و با شاخ و برگ دادن به ان تخیلات خود را شکوفا نمایند . اما در عوض تعدادی دانشمند خوشنام و امین نیز وجود دارند که از ان جمله اند – تعدادی از دانشمندان ایالات متحده و روسیه که به این فرضیه اعتبار بخشیده اند و اعلام نموده اند که احتمال دارد تعدادی از موجودات سایر کرات از زمین دیدن کرده باشند . فراوانی مدارک و شواهد موجود از یک طرف و تحقیقات مدرن امروزی از طرف دیگر باعث شده تا محققان بسیاری این موضوع را بصورت جدی دنبال نمایند . خیلی از افسانه های رایج در اسیای مرکزی مربوط به صحرای» گــوبـــــــی» است ,و اکثرا» حاکی از ان است که طبق روایات حکمای چینی,  در ایام بسیار دور گذشته در انجا دریای وسیعی وجود داشت و در وسط ان جزیزه ای موجود بود که محل سکنای انسانهای سفید با پوست و چشمان ابی و موهای زیبا بوده است. به عقیده انها این افراد از اسمان فرود امده و هنر تمدن را به انسانهای بومی انجا یاد داده بودند . و بطوری که بعضی از محققان معتقدند مردم سرزمین » مو » نیز که در 75000 سال قبل دارای فرهنگ والائی بوده اند جزو همان اموزش یافته ها بودند . این موضوع را هم روایات افسانه ای و هم علم زمین شناسی مورد تائید قرار داده است . برای مثال در یک روایت باستانی هندوها امده است که در سال 841/617/18 قبل از میلاد انسانهایی از ستاره» سفید بزرگ»(  سیاره زهره ) به روی زمین فرود امده و در روی جزیره ای واقع در دریای گوبی سکنی گزیدند . گفته میشود که انها ابتدا قلعه ای برای خود درست کردند و سپس شهری ساختند و بعد اقدام به حفر تونلهای زیر زمینی برای ایجاد ارتباط جزیره مسکونی خودشان با سرزمین اصلی کردند . تاریخ مورد اشاره در بالا بر مبنای الواح پر از اشتباه » براهما » محاسبه شده است .

**************************************************************************

 

توضیح عکس بالا : همانگونه که میدانید سنگ الماس در قعره زمین و در لایه های زیرین پوسته زمین و بعد از گذشت هزاران سال به این شکل در می اید . استخراج الماس یکی از سخترین کارهای موجود در جهان میباشد . پس چگونه میتوان معمای سنگهای صحرای گــوبـــــی را حل کرد.؟ !!هر چند این سنگهای بلورین الماس نیستند اما برای به این شکل در امدن نیاز به حرارتی فوق العاده میباشد..

******************************************* اما تعجب در اینجاست که مورد تائید خیلی از منابع مختلف میباشد و نکته جالب دیگر اینکه با ازمایشات و تحقیقاتی که زمین شناسان و محققان دیگر رشته ها از قبیل فسیل شناسی از صحرای گوبــــی بعمل اوردند مشخص شده که در گذشته بسیار دور این منطقه یک دریای وسیع بوده که با گذشت زمان به صحرای اینچنینی تبدیل شده است .! ( یکی از معروف ترین یافته های صحرای گوبی – فسیل یکی از جانواران ماقبل تاریخ یا همان اژدهای معروف شرق اسیا میباشد ) چند دهه قبل یک نقشه از اسمانها در داخل غاری در » بوهیستان » واقع در دامنه کوههای هیمالیا کشف شد که درستی و دقت ان مورد تائید بسیاری از کیهان شناسان قرار گرفت و در ضمن متوجه شدند که بر خلاف نقشه های مشابه امروزی ما,  ان نقشه محل و موقعیت اجسام اسمانی را در 13000 سال قبل نشان داده است . موضوع شگفت انگیز دیگری که در این نقشه مشاهده می شد و در ان تاریخ در مجله علمی » نیشنال جیوگرافیک » ( جغرافیای ملی ) چاپ شده – ان است که خطوطی سیاره زهره را به کره زمین ما وصل میکرد .!

 

نجوم و نقشه برداری پیشرفته در هند باستان.!

 

 بیش از دو قرن قبل یعنی در سال 1778 چند تن از مسیونرهای مذهبی که از هندوستان بازگشته بودند با خود تعدای الواح و نقشه های مختلف را به پاریس اوردند . ان زمان کسی به این لوح ها و نقشه ها توجه ای نشان نداد و این مدارک در صندوقی قرار گرفت و همراه وسایل دیگر راهبان در موزه کلیسای » ژایگون » در معرض دیده افراد بازدیدکننده قرار میگرفت . در سال 1935 هنگامیکه میخواستند گلیسای ژایگون را مرمت کنند – تمام اشیاء فوق به شهرداری پاریس منتقل شد . پسر شهردار وقت پاریس » لاوین سیلوین بیلی » که یک ستاره شناس اماتور بود,  بصورت تصادفی الواح و نقشه ها را دید . او متوجه شد که نقشه ها در اصل یک نقشه کیهانی میباشند و این ماجرا را برای » امانوئل رویال » کیهان شناس و منجم معروف فرانسه بازگو کرد . بعد از کسب اجازه از مقامات کلیسا کار و مطالعه به روی نقشه ها اغاز شد . دانشمندان فرانسوی متوجه شدند این نقشه ها چندین هزار سال قدمت دارند و در این نقشه ها ستارگان و سیارات دیگر به گونه مرموزی نشانه گذاری شده اند – اما یک نکته حیرت انگیز دیگر هم وجود داشت .!!  دانشمندان با محاسبات دقیق متوجه شدند که تعدای از ستارگان درون نقشه – به هیچ عنوان در هندوستان که محل اصلی ان نقشه ها بحساب می امدند,  قابل رویت نبودند .!  چه کسانی این نقشه ها را کشیده بودند و چگونه توانسته بودند این ستارگان را رصد کنند .؟! طبق محاسبات » امانوئل رویال » ان نقشه ها می بایست در جائی در صحرای گوبی کشیده شده باشد.! و چنین نتیجه گرفت که هندوها میباید انها را از بعضی تمدنهای بسیار پیشرفته قدیمی تر از خود بدست اورده باشند .

دوستانیکه مطالب yahoo2 را از ابتدا دنبال کرده اند می دانند که تا امروز مطالب بسیاری دال بر حضور فرازمینیها, در وبلاگ قرار گرفته است . دانشمندان و محققان بسیاری از کشورهای مختلف هم بر این باورند که زمین ما میهمانانی از فضا داشته است و سعی می کنند تا مدارکی دال بر این مدعا بدست اورند و در این رابطه صحرای گوبــی هم مثل صحرای نازکا و اماکن و بناهای بیشمار دیگر , مورد علاقه ترین محلهای مورد کاوش میباشد . یکی از این دانشمندان پرفسور » میکائیل آگرست » میباشد که یک ریاضیدان و فیزیکدان برجسته محسوب میگردد. او با قاطعیت اعلام نموده است که » سودوم  و  گومورا »  در گذشته های بسیار دور  به وسیله انفجار هسته ای نابود شده است. در کتاب مقدس انجیل میخوانیم که مردمان ان شهر به خاطره گناهانشان به وسیله بارانی از سنگ گوگرد و اتش از اسمان مجازات شدند . حضرت لوط (ع) و اعضاء خانواده اش مصون ماندند – اما همسر وی که به فرمان او گوش نکرد که به عقب برنگردند و به صحنه مجازات را نگاه نکنند, به عقب نگریست و درجا تبدیل به ستونی از سنگ نمک زجاجی (بلورین ) شد .  دانشمندان موافقند که انهدام ان دو شهر ممکن است مربوط به پنج تا شش هزار سال قبل باشد,  ولی جریان اتش بازی را نمی پذیرند,  زیرا هیچ نشانی از مواد مذاب ناشی از فعالیت اتش فشانی و یا زمین لرزه را در ان مناطق نیافته اند . به هر حال پرفسور » میکائیل آگرست » نقطه نظرات خود را در اغاز سال 1960 در مجله » ماسکولیترا چورنایا گازه تا » بچاپ رسانید که بارها از طریق تلوزیون و رادیوی روسیه مورد تفسیر قرار گرفت – زیرا وی بر این نکته تاکید داشت که بر مبنای کتب باستانی, اتش از اسمان بر سر انها باریده است و توضیحی که در این مورد میدهد این است که مهمانان فضایی بنا به دلایلی میخواستند بخشی از سوخت هسته ای سفینه خودشان را تخلیه یا منهدم نمایند – لذا انرا در بالای منطقه ای که فرمان تخلیه انجا را صادر کرده بودند منفجر نموده اند .

**************************************************************************

توضیح تصویر : سالانه هزاران نفر از کوه زوما یا » بلک ریشین » در نیجریه دیدن می کنند – در یکطرف این کوه , صخره ای یکدست و صاف چون الماسی میدرخشد . زمین شناسان جملگی معتقدند تهیه این صخره عظیم شیشه ای نیاز به حرارتی فوق العاده زیاد دارد . چه زمان و چگونه این صخره به این شکل درامده معمایی است که هنوز حل نشده است.!! – در سراسر جهان دو نمونه از این صخره مشاهده شده است. یکی همین کوه زوما در نیجریه و دیگری صخره شیشه ای در کشور پرو .!! پرفسور اریک فن دنیکن میگوید : اگر از من بخواهند عجایب هفتگانه باقی مانده در جهان را بازگو کنم . زوما سومین عجایب موجود جهان است. * » راز خلقت کائنات «

 

**************************************************************************

در بعلبک لبنان یک سکوی عظیم سنگی وجود دارد که در طول قرون و اعصار در اثر باد ساییده شده است و مبدا ان هنوز که هنوز است در رمز و راز قرار دارد . پرفسور » آگرست » عقیده دارد که احتمال دارد انرا برای تسهیل در امر فرود و برخاستن سفاین فضایی مهمانان سایر کرات طراحی و ساخته باشند . نظریه وی مورد حمایت بسیاری از دانشمندان قرار گرفته است ,  انها معتقدند که افسانه های باستانی صرفا» برای تفنن نبوده است – بلکه از یک واقعیت نشات گرفته اند . مثلا» یکی از داستانهای انجیل مقدس با دقت و امانتداری کامل از یک فاجعه صحبت می کند که در زمانهای خیلی دور روی داده است . پرفسور » آگرست » میگوید : بیان  بارانی از اتش و سنگ گوگرد  تفسیر خوبی از اثرات حرارت یک انفجار هسته ای است . اگر مردم هیروشیما نیز در سطح تمدن انها قرار داشتند, احتمالا» جریان ماوقع را به همان صورت قید میکردند . زیرا سولفور سوزان حرارت زیادی تولید می کند و به هر چیزی که بچسبد ان را ذوب می کند . و اما در مورد همسر حضرت لوط  و موضوع زجاجی (بلوری ) شدن او … یک دیوار بتن ارمه در شهر هیروشیما را تداعی میکند که یکی از اثرات بمب هسته ای بود . پس با توجه به اینکه در ان منطقه مقدار زیادی سنگ نمک موجود بوده است این احتمال وجود دارد که پودر و ذرات نمک در اثر حرارت ذوب,  با جسم سوزان او در آمیخته و بعد از سرد شدن شبیه ستونی از سنگ نمک شده است . تئوری» میکائیل آگرست » از طریق یافته های پرفسور » تکتیت » در صحرای لیبی مورد تائید مجدد قرار میگیرد . این دانشمند به خطا تصور کرده بود که ان یافته ها از بقایای موشکهای هدایت شونده هستند یا از ماهواره های از مدار خارج شده و سقوط کرده میباشند . اما آگرست به درستی میگوید  که تا امروز هنوز انسان نتوانسته سفینه ای با ان عظمت بسازد که بعد از سقوط و برخورد با جو زمین بتواند منطقه ای با ان ابعاد حیرت انگیز را تحت پوشش خود قرار بدهد . ورقه ها و سنگهای پولکی و زجاجی شده منطقه وسیع از پهنه زمینی که تصور میشود دو شهر» سودوم » و » گومورا » در ان قرار گرفته بودند را فراگرفته است . تمام محققان و دانشمندان رشته های مختلف علمی بر این عقیده هستند که این سنگهای ریز بلورین در اثر حرارت بسیار بالا به این شکل درامده اند, اما انها هیچ توضیحی که این حرارت چگونه تولید شده است را به ما نمی دهند.!!  … اثاری از اجسام زجاجی شبیه به نمونه هایی که در «سودوم » و «گومورا » مشاهده شده اند توسط دانشمندان چینی و روسیه در صحرای » گــــوبــــــی » و دانشمندان امریکایی در داخل » دره مرگ » که بین کالیفرنیا و صحرای نودا واقع است کشف شده اند . یا » ویلیام واکر » ماجراجو که در سال 1850 فرمانده ارتش جمهوری نیکارگوآ بود – در مورد دره مرگ چنین نوشته است » در اطراف ساختمان با عظمت مرکزی – شهری گسترده شده است که حدود یک ونیم کیلومتر طول دارد . اثاری از مواد اتشفشانی کربن دار یا تکه های زجاجی شده در انجا بچشم میخورد که حاکی از یک فاجعه وحشتناک میباشد . در مرکز این شهر که به حق » پــــمـپـــــــی » امریکا میباشد. ( پــــــــمـپـــــی شهر فاجعه دیده از اتشفشان در کشور ایتالیا میباشد . دوستان میتوانند مطلب 5 خرداد 85 را که مربوط به این اتفاق تاریخی است را مطالعه کنند ) اثار بسیاری از ذوب شدگی ها بچشم میخورد .. اما اگر » ویلیام واکر » پــــــــــــمــپــــــــــــــی ایتالیا را دیده بود و یا از علم اتشفشان شناسی اطلاع می داشت بطور حتم پی میبرد که هیچ نوع فعالیت اتشفشانی در ان منطقه به وقوع نپیوسته بود و از طرف دیگر هیچ فعالیت اتشفشانی هر چقدر هم شدید باشد نمیتواند سنگهای دور از مواد مذاب را صرفا» به وسیله دمای هوا ذوب نماید یا ماسه های بیابان را ذوب و زجاجی بکند .

*******************************************************************

همانگونه که در قسمت اول مطلب » نشانهایی از ماورای زمین » مشاهده کردید قاره کهن اسیا هم مستندات بسیاری از ماورای زمین را در خود جای داده است . امروز میخواهم مدارک ثبت شده در فرهنگهای باستانی قاره اسیا را با هم مورد بررسی قرار دهیم . حماسه و حماسه سرایی نقش بسیاری در فرهنگ تمدنهای کهن و باستانی ما داشته است, اتفاقات – داستانها – جنگها … سینه به سینه در گردش بوده و نسل به نسل منتقل شده تا امروز که ما میراث دار این فرهنگ عظیم هستیم . در میان این حماسه ها یا افسانه ها مدارک و مستندات وجود دارد که با ما از ماورای زمین حرف میزند, ایا براستی این ماجراها تنها یک افسانه هستند که از تخیل یک نویسنده باستانی نشات میگیرد.؟! اجازه دهید با هم تعدادی از این معماها را مورد مطالعه قرار دهیم .

 

نشانهایی از ماورای زمین (2)

 نمونه های از چاشنی های جیوه ای .. انها به چه کاری می امدند معلوم نیست

دانشمندان روسی در داخل غارهای ترکستان و صحرای » گـــــوبــــــی » اشیاء و لوازمی را پیدا کردند که واقعا» عجیب و اسرارامیز میباشند . بعضی از انها اعتقاد دارند که ان اشیاء ابزارالات فضایی میباشند که برای ناوبری سفاین فضائی بکار می رفته است . ان اشیاء بصورت نیم کره یا کره کامل هستند و جنس انها از شیشه بسیار مقاوم و چینی میباشد که انتهای بعضی از انها بصورت مخروط درامده است. ازمایشات بعدی نشان داد که داخل این اشیاء با جیوه پر شده است . ایا براستی این اشیاء ابزارآلات فضایی بودند.؟!! علم کنونی هیچگونه جوابی برای این سئوال ندارد . اما این نکته قابل ذکر است که جیوه نقش اساسی در گرداندن » ارابه های اسمانی » داشته است که اینقدر درباره ان در کتب سانسکریت هندوها شرح داده شده است . طبق مندرجات «رامایانا » و » دروناپاروا » (بخشی از ماهابهاراتا ) ماشین اسمانی (ویمانا ) به شکل کره ساخته شده بود و در روی بادهای قدرتمندی که توسط جیوه بوجود می امد, با سرعت زیادی پرواز می کرده است و به هر طرف که خلبان ان میخواست حرکت می نمود . یک منبع هندی دیگر بنام » سمر » از یک ماشین اهنی صحبت می کند که با جیوه شارژ می شده و موقع روشن شدن به صورت شعله اتش از عقب ان خارج می شده و انرا به پرواز در می اورده است . و یا در کتاب دیگری به نام » نگاناسوترادها را » نحو ساختن ان قبیل ماشینهای پرنده را شرح داده اند . دانشمند فقید جهان » اسحق نیوتن » کبیر زمانی در سال 1676 در نامه ای راجع به تبدیل فلزات به یکدیگر مطالبی را قید می نمود – شاید منظور وی اشاره به این قبیل موضوعات بوده است . به هر حال در ان نامه چنین نگاشته شده است » اگر مطالب نوشته شده توسط کیمیاگران صحت داشته باشد, که جملگی اسرار انرا مخفی نگه می دارند, در صورت باردار نمودن جیوه احتمالا» منجر به یک چیز عالی تری میشود که ممکن است استفاده از ان خطر جهانی را در پی داشته باشد . « به هر حال ذکر این نکته جالب است که امروزه دانشمندان فضایی توجه خود را به سوخت جیوه معطوف نموده اند . یا در یک گنگره بین المللی مربوط به فضا که در سال 1960 در پاریس بر پا گردید صحبت از یک نوع » موتور جیوه یونیزه » به میان امد و در سال 1966 مشغول طرح پرتاب یک قمر مصنوعی بودند که با نیروی احتراق جیوه افتابی حرکت بکند و نام انرا پروژه » فایتون » نهاده بودند .

 این تصویر بیش از 900 سال قدمت دارد .

 

ایا براستی نقل ها و حکایتهای مربوط به» ماشین پرنده » تنها یک افسانه است ,  یا واقعیت چیز دیگری میباشد.؟!!  چگونه یک ذهن خیال پرداز میتواند چنین بی نقص از یک سفینه فضایی با ما حرف بزند.؟!! ماشینی که از انتهای ان اتشی شعله ور میشود و انرا به پرواز در می اورد.! این موضوع نه در یک افسانه یا یک کتب بلکه چندین بار بصورت منظم تکرار و تکرار میشود . هنگامیکه افسانه ها را با تصاویر و نقاشی های باستانی که مربوط به ماشینهای پرنده میباشد کنار هم قرار میدهیم, انگاه بدبین ترین افراد هم با تردید به این مقوله مینگرند . اگر شما دوستان مطالب  Yahoo2  را کامل دنبال کرده باشید –   بنده در مطلب » «هیسنگنو پایگاه فضائی باستانی ما«» با شما از تلاش دانشمندان و مححقان روسی که بدنبال کوچکترین سرنخ های مربوط به دانش و علوم تمدنهای مختلف و بخصوص تمدنهای باستانی شرق بودند,  حرف زدم .. در ان مطلب متذکر شدم که در ایام زمامداری استالین دانشمندان اجازه نداشتند تا درباره موضوعات اینچنینی تحقیق و مطالعه نمایند . چون استالین اینگونه مطالعات را » جادوی مذهبی مسخره » می دانست . با گذشت زمان و ملایم تر شدن اوضاع, مطالعات دانشمندان روسی اغاز شد . گروه های مختلفی تشکیل شد تا مطالعات دامنه داری را در مورد موضوعات گوناگون دنبال نمایند . گروهی وظیفه داشتند تا افسانه های مختلف شرق را مورد بررسی دقیق قرار دهند . کتاب » رامایانا » که بزرگترین منظومه حماسی هندوهاست به شاعر قرن سوم قبل از میلاد به نام » والمیکی » نسبت داده میشود که ماجرای « راما » را به نظم کشیده است .

اما شکی وجود ندارد که همین کتاب بخشهایی را از یک اثر قدیمی تر از خود اقتباس کرده است . مثلا» در مورد یک ماشین پرنده چنین نوشته است.» » بهیما «در داخل ماشین خود در اطراف پرواز نمود, با شکوه و تلالو خورشید و غرشی چون رعد … ارابه پرنده در شبهای تابستان مانند شعله اتش می درخشید…سپس ان ارابه بالاتر رفت و با غرشی سهمناکتر از رعد و برق , تمامی اسمان روشن شد«. یا در کتاب دیگر بنام » مهاویرا » بقلم » بهاوابهوتی » (قرن هشتم میلادی ) چنین میخوانیم » یک گردونه پرنده به نام پوشپاکا چندین نفر را از پایتخت باستانی آیودهیا منتقل می کند – اسمان پر از ماشین های پرنده شگفت انگیز است – با اینکه ظلمات تمام شهر را فراگرفته – اما به وسیله چراغهای با نور زردشان قابل تشخیص اند«  تا این اواخر ماجراهای این چنین را افسانه پردازی محض تلقی می نمودند, اما در عصر فعلی که عصر فضا میباشد از شرح و توصیف بالا بی اختیار راکتورهای اتمی , موشکها و سفینه های فضایی را استنباط می کنیم . علاوه بر اینها » وداها » در مورد » ویماناهای » مختلف و در اندازهای گوناگون خبر می دهند . از قبیل : ویمانای » اگنی هوترا » که مجهز به دو موتور بوده است – ویمانای فیل که دارای موتورهای بیشتر بوده است – و انواع دیگر تحت نامهای مرغ ماهیخوار و لک لک و غیره .. درست مانند ما که اسامی این چنینی را روی هواپیماها و موشکهای خود می گذاریم .! ( شاید دوستان بگویند چگونه شما نام موتور را انتخاب کردید؟ که به حق درست هم میگویند….. وقتی اشاره میشود که در انتهای ویمانای اگنی هوترا  دو کوره اتش – یا در انتهای ویمانای فیل پنج کوره اتش وجود داشت و از صدای انها گوش ها برای همیشه کر می شد.!! شما چه نامی بر این کوره ها می گذاشتید.؟! )

در این تصویر دو فضانورد دیده میشود . تصویر سمت چپ فضانورد عصر حاضر و تصویر سمت چپ مجسمه ای که نزدیک 1800سال قدمت دارد

 در بخش » ماسولا پروان »  کتاب » مهابهاراتا » چنین میخوانیم : » ان یک اسلحه ناشناخته ای بود, یک اذرخش اهنین,  یک پیام غول پیکر مرگ و نیستی – که تمامی ساکنین » آندها کاو وریشنی » را سوزاند و تبدیل به خاکستر نمود , اجساد انها مسخ شده و قابل تشخیص نبود, موها و ناخنهایشان فرو ریخته بود, کوزه ها بدون دلیل شکسته و خورد شدند, رنگ پرندگان سفید شد و در عرض چند ساعت تمامی مواد غذایی فاسد شد . « و باز چنین نوشته شده : » چوکرا که سوار بر یک ویمانای قدرتمند بود یک گوی اتشین به شهرهای سه گانه پرتاب کرد- که به سنگینی و قدرت تمام کیهان بود . یک دود عظیم با نور و حرارتی برابر ده هزار خورشید با تمام شکوه خود به هوا بلند شد .! « ایا تمامی اینها صرفا» محصول تخیلات ذهنی یک نویسنده باستانی است.؟! ستونی از اتش و دود, انفجاری که درخشانتر از خورشید باشد, ریزش مو و ناخن, فاسد شدن مواد غذایی یا حیوانات و پرندگانی که رنگ خود را از دست داده اند . هیچکدام از اینها موضوع بی موردی در تشریح اوضاع بعد از یک انفجار اتمی نیستند . البته احتمال دارد که نویسندگان » وداها » از تخیل قوی برخوردار بوده اند ولی مصداق پیدا کردن تمام اندیشه های انها با واقعیتهای علمی که امروز ما انها را میشناسیم دور از ذهن است . برداشت ما از مطالب مربوط به افسانه های هندوها و » ویمانا » این است که ان یک نوع وسیله نقلیه هوایی بوده است . اگر بخواهیم کلیه مطالب مربوط به ان را از کتب هندی و تبتی جمع اوری و انرا در وبلاگ درج نمائیم – براستی مثنوی هفتاد من کاغذ میشود . اما بطور کلی افسانه های بیشماری وجود دارد که با خواندن ان ,خواننده بیاد سلاحهای پیشرفته امروزی می افتد . مثلا» در افسانه ای از سلاحهای یاد کرده اند که شبیه به بمب هیدروژنی بسیار قدرتمند است و یا » آگنیراتا » که یک جت بمب افکن خود کار میباشد . یا بمب » سیخاراستر «که تاثیری مانند بمب » ناپالم » امروزی دارد و یا » آوید یاسترا » که مانند بمب های شیمیایی عصبی عمل میکرده است . در کتاب » بهاوا بهوتی » چنین میخوانیم : » حکیم به دستورالعمل های براهما اطمینان پیدا کرده بود, زیرا کلیه اسرار و نحو استفاده از سلاح های قدرتمند از جمله اسلحه» پراس واپانا » (خواب اور) و اسلحه اتش پران را که میتوانست تمامی ارتش» کومبها کارنا » را به خاکستر تبدیل نماید به وی یاد داده بود. « یا در کتاب » دروناپروان » (کتاب هفتم مهابهاراتا ) یک سوپر بمب را چنین تشریح نمده است . : » انها یک گوی اتشین قدرتمندی را پرتاب نمودند که با آتش بدون دود حرکت میکرد و تاریکی شدیدی روی ارتش و همه چیز سایه گسترد . به دنبال ان طوفان وحشتناکی وزیدن گرفت ابری به رنگ خون به سوی سطح زمین کشیده شد . طبیعت دیوانه گردید – گویی خورشید به دور خود چرخیدن گرفت . دشمن مانند بوته های اتش گرفته سقوط نمودند – رودخانه ها شروع به جوشیدن کردند و انهایی که به داخل ان پریده بودند به فجیع ترین وضعی پختند . جنگل ها اتش گرفته و تبدیل به خاکستر شدند ,  اسبها و فیلها که گرفتار اتش شده بودند , به هر سو فرار میکردند و شیهه می کشیدند و نعره سر داده بودند… بعد از اینکه باد دودها را پراکنده نمود و هوا صاف شد توانستیم هزاران جسد را مشاهده کنیم … انسانها .. اسبها .. فیلها… همه سوخته بودند. «و بالاخره توصیف » دروناپروان » از سلاح برهما چنین است : » پسر درونا ان  گوی اتشین را پرتاب کرد ,  طوفان مهیبی وزیدن گرفت , امواج عظیم به سوی ساحل یورش اوردند ,  سربازان در اثر غرش مهیب کر شدند , زمین لرزید ,  سطح ابها بالا امد و کوهها دو نیم شد «. در اینجا نیز نمیتوانیم چنین فرض کنیم که تمام این توصیفات افسانه محض است و مبنای علمی ندارند – تخیل یک نویسنده هر چقدر هم که قوی باشد باز نمیتواند توصیف وسایل پرنده و سلاحهای مرگبار را به ان دقت به عمل اورد … انهم تخیل یک نویسنده باستانی… جهان باستانی ما چه در شرق ان باشیم چه در غرب ان .. سرشار از شگفتی و اسرار است . شاید روزی علم و تکنولوژی به کمک ما بیاید تا راحتر بتوانیم در مورد گذشته این جهان خاکی قضاوت کنیم .

منبع:    http://yahoo2.blogfa.com

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: