گزیده هایی از کتاب سفر روح -قسمت دوم


– اينجا باعث خنده می شود که یک روح آنقدر به نحوه ی تظاهرش اهمیت بدهد. گاهی بعضی روحها حتی قیافه هایی به خود می گیرند که اصلاً در زندگی های زمینی نداشته اند.البته این موضوع عیبی ندارد.

– آیا اینها روحهایی هستند که بلوغ کمتری دارند؟

– معمولاً بله، البته ما قضاوت نمی کنیم، اینها هم بالاخره درست می شوند!

– من فکر می کردم که دنیای ارواح جای دانایی مطلق، هوشمندی و آگاهی خلل ناپذیر است اما این طور که تو حرف می زنی، در آنجا هم مثل کره ی زمین همان حالات و احساسات و ضعفها در بین ارواح وجود دارد.

– ( خنده) ای بابا! آدم ها همان آدمها هستند. اگر در زمین جهت فکری خود را درست پرورش ندهند، در برزخ هم از حقایق خبردار نمی شوند، مهم نیست چه قیافه یا حالتی داشته باشند.

 در واقع هدف اصلی زندگیهای متوالی، پیشرفت رو به کمال است. اساس کار ما روشن کردن موضوع پیشرفت روحی چه در کره ی زمین و چه در برزخ می باشد.

گزارش شماره ی 9 مربوط به سوژه ای است که زندگیهای متوالی متعددی داشته و هزاران سال آمده و رفته است و بالاخره از حدود هشت زندگی به این طرف، دیگر احتیاج نداشته کسی در دروازه ی برزخ به استقبال او بیاید.

گزارش شماره ی 9:

 – در هنگام مرگ جسم برایت چه رخ می دهد؟

– من یک احساس راحتی و آزادی فوق العاده ای دارم و به سرعت پیش می روم.

– تو خروج از زمین و حرکت به سوی برزخ را چطور مجسم می کنی؟

– من به گونه ای برق آسا به سوی بالا پرتاب می شوم و راهم را در پیش می گیرم.

– همیشه این مرحله را با این سرعت می پیمودی؟

 – نه، فقط پس از چند زندگی اخیرم این طور بوده است.

– چرا؟

– آخه من راه را بلدم و احتیاجی ندارم کسی را ببینم، ضمناً عجله هم دارم!

– از این موضوع که کسی به پیشوازت نمی آید،ناراحت نیستی؟

– (خنده) مواقعی بود که به ملاقات ها نیاز داشتم اما حالا دیگر نیازی به این چیزها ندارم.

– این تصمیم چه کسی بود که تو تنها و بدون کمک وارد برزخ شوی؟

– (مکث)….این تصمیم دوجانبه بود…بین من و معلمم… وقتی که فهمیدم خودم هم به تنهایی قادر هستم.

 – الان اصلاً احساس تنهایی یا حیرانی نمی کنی؟

– شوخی می کنی؟ دیگه احتیاجی ندارم کسی دستم را بگیرد، خودم می دانم به کجا دارم می روم فقط می خواهم زودتر برسم مثل آن است که به طرف آهن ربایی کشیده می شوم و از این حالت لذت می برم.

http://reyhaaneh.blogfa.com/cat-2.aspx

Advertisements

Posted on ژوئیه 4, 2012, in سفر روح. Bookmark the permalink. 4 دیدگاه.

  1. این مطلب رو اینجا فرستادم ، ایمیل رو نداشتم.اگه مایل بودین اینم رو صفحه بزارین
    برگرفته از وبلاگ http://gnosticweb.blogfa.com//

    عصر آکواریوس (قسمت اول)

    آنتروپولوژي عرفاني به جزئيات تاريخ تمدن‌هاي گذشته، حال و آينده زمين مي‌پردازد. «تاريخ تكرار مي‌شود»، يك بيان عميق است اما نه فقط به خاطر تكرار حوادث اجتماعي-سياسي بلكه به دليل سيكل‌هاي كيهاني و اتفاقاتي كه در آن تكرار مي‌شود.

    آنتروپولوژي عرفاني بيشتر به نسل‌هاي اصلي بشر كه روي زمين زندگي مي‌كرد‌ه و خواهند كرد مي‌پردازد. هر سياره هفت نسل بشر را پشت سر مي‌گذارد تا در نهايت به يك قمر بدون زندگي تبديل شود. به عنوان مثال ماه در روز كيهاني قبل سياره‌اي سرشار از زندگي بوده است.

    انسانهاي امروز بخشي از نسل پنجم بشر زمين هستند كه آريايي خوانده مي‌شوند. نسل اول، پروتوپلاسماتيك‌ها كاملاً بيدار و يزداني بوند كه بدن‌هاي فيزيكي-اتري بدون اندام‌هاي نر و ماده داشتند. محل زندگي آنها قاره تول بود كه اكنون قطب شمال زمين است. نسل دوم، هايپربورين‌ها بودند كه در قاره هايپربورين در اروپاي شمالي كنوني زندگي مي‌كردند. آنها نيز موجودات بيدار و الهي و دوجنسه بودند كه با تقسيم توليد مي‌شدند. نسل سوم، لمورين‌ها در قاره بزرگ مو، اقيانوس آرام كنوني بودند كه در دوره اول زندگي خود، اندام‌هاي نر و ماده را با هم داشتند. جدايي نر و ماده در بخش دوم اين تمدن شكل گرفت. نسل چهارم، آتلانتين‌ها در قاره آتلانتيس، اقيانوس آتلانتيس كنوني ساكن بودند. بعد از به زير آب رفتن آتلانتين‌ها، نسل پنجم، آريايي‌ها كه ما هستيم ظهور كردند. نسل‌هاي ششم و هفتم بعد از ما خواهند آمد.

    هر نسل به اندازه دوره‌اي در زمين زندگي مي‌كند كه منظومه شمسي كمربند زودياك را يك بار گردش كند. اين دوره 25968 سال به طول مي‌انجامد كه در ادبيات آنتروپولوژي عرفاني با پيدا شدن و محو شدن زمين در مجمع‌الكواكب آكواريوس آغاز و خاتمه پيدا مي‌كند. [360 درجه آسمان شب در طول سال به دوازده مجمع‌الكواكب تقسيم مي‌شود. محور اعتدال بهاري (تقاطع صفحه استوا و صفحه مداري زمين به دور خورشيد كه امتداد خورشيد و زمين در روز اول بهار است) در اثر حركت تقديمي محور چرخش زمين (به خاطر گشتاورهاي اغتشاشي خورشيد به زمين ناشي از بيضي بودن آن) نيز با دوره حرکت 26 هزارساله از ميان مجمع‌الكواكب‌ها گذر مي‌كند. اينكه اين دوره با دوره ذكرشده چه ارتباطي دارد من نفهميدم]. زمين 2164 سال را در هريك از مجمع‌الكواكب دوازده‌گانه سپري مي‌كند. بنابه گفته سامائل زمين در 4 فوريه 1962 وارد عصر آكواريوس شده است ؟؟؟ [اينكه اكنون محور اعتدال بهاري به سمت مجمع‌الكواكب آكواريوس است يا مجمع‌الكواكب پایسیس در مجامع علمي اختلاف نظر وجود دارد].
    http://gnosticweb.blogfa.com/post-39.aspx

    عصر آکواریوس (قسمت دوم)

    در هر سال نجومي [دوره 26 هزارساله]، يك نسل چهار فصل يا عصر را پشت سر مي‌گذارد: در عصر طلا، هيچ يك از انسانها ايگويي ندارند. ايگوها با عصر نقره شروع شده و نور رمزي شروع به كاهش مي‌كند تا پس از عصر مس در عصر آهن با رشد كامل ايگوها كاملاً از بين برود. اين ارتباط بين ايگو و چهار فصل با لمورين‌ها آغاز شد و در نسل‌هاي آتلانتين‌ها و آريايي‌ها هم اتفاق افتاد.

    چون عصر آهن يك تمدن در انتهاي سال نجومي رخ مي‌دهد، هر نسل در اين عصر به انتهاي خود مي‌رسد. اين مي‌تواند به عنوان پاكسازي زمين از بشريت فاسد تلقي شود. هر نسل تنها در يك سال نجومي وجود دارد اما بين انتهاي يك نسل و ابتداي نسل بعد ممكن است هزاران يا ميليونها سال فاصله باشد. اما چگونه بايد يك نسل از بين برود؟

    حادثه كيهاني بسيار مهمي هربار كه زمين وارد مجمع‌الكواكب آكواريوس مي‌شود اتفاق مي‌افتد كه مسول يك آسيب طبيعي بزرگ براي زمين و پايان دوره يك نسل است. در انتهاي هر سال نجومي و بعد از وارد شدن به آكواريوس، مدار زمين به مدار سياره‌اي ديگر در منظومه خورشيدي تايلر نزديك مي‌شود. در عرفان به اين سياره هركولوبوس گفته مي‌شود كه 600 برابر اندازه زمين است و همينكه مدار دو سياره به هم نزديك مي‌شود ميدان‌هاي گرانش و مغناطيسي اين دو به هم نيرو وارد مي‌كنند. هركولوبوس هرگز با زمين برخورد نمي‌كند ولي به دليل جرم زياد آن نيروي گرانشي بزرگي به زمين وارد مي‌كند كه باعث فجايعي مثل فوران آتشفشانها، زمين‌لرزه‌ها، امواج جزرومدي، تندبادها و غيره در زمين مي‌شود.

    گرانش قوي هركولوبوس همچنين باعث تغيير جهت محور چرخشي زمين مي‌شود. هم‌اكنون اين محور نسبت به صفحه اكليپتيك (صفحه مدار زمين حول خورشيد) 23 درجه انحراف دارد كه با نزديك شدن هركولوبوس اين كجي بيشتر خواهد شد. همچنانكه هم‌اكنون حوادث طبيعي بيشتر از گذشته است با نزديك شدن هركولوبوس اين حوادث سرعت بيشتري خواهد گرفت. نسل‌هاي اوليه از اين حادثه نگران نبودند زيرا دچار انحطاط نشده بودند. پروتوپلاسماتيك‌ها و هايپربولين‌ها قدرت‌هاي خارق‌العاده داشتند و در هنگام اين اتفاق خود را در بعد چهارم وارد كردند. بخش فاسد نشده لمورين‌ها نيز چنين كردند ولي بخش ديگر نابود شدند. بخش بزرگي از آتلانتين‌ها نيز با تغيير جهت محور چرخشي زمين و به زير آب رفتن خشكي‌هاي زمين هلاك شدند و تنها بخش كوچكي نجات يافتند. به دليل انحطاط مفرط نسل آريايي‌ها تنها عده كمي از تحولات پيش‌رو نجات خواهند يافت.

    سامائل به طور آشكار از دوره آخرالزمان صحبت مي‌كند و بيان مي‌كند تنها كساني كه نيمي از ايگوهاي خود را حذف كرده‌اند به جايي برده خواهند شد تا از آسيب محفوظ بمانند. آنها پس از مشاهده حادثه به حذف ايگوهاي خود ادامه خواهند داد تا بذر نسل ششم را فراهم كنند. به كساني كه ايگوهاي خود را به طور كامل پاك نكرده‌اند اجازه زندگي روي زمين در عصر طلايي نسل ششم داده نخواهد شد. اين دليل آشكار و عمومي شدن تعاليم عرفان است كه هميشه به صورت رمز باقي مانده بود.

    طبق تعالیم سامائل براي حذف ايگوها و بيدار كردن خودآگاهي بايد به تمرين سه اصل انقلاب خودآگاهي پرداخت كه اساس كار رمزي عرفان است. با تمرين اين سه كليد خواهيم توانست آنتروپولوژي عرفاني را خودمان به روش مستقيم و تجربي اثبات كنيم.

    http://gnosticweb.blogfa.com/post-40.aspx

  2. این مطلب در سال 1387 در وبلاگ http://gnosticweb.blogfa.com/ نوشته شده .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: