چند مطلب خواندنی



حشرات غول آسا قرباني تكامل پرندگان
فسيل هاي ماقبل تاريخ نشان مي دهد

    حشرات بزرگ تا زماني كه پرنده ها آمدند، بر كره زمين حكمفرمايي مي كردند. فسيل هاي جديدي كه از حشرات غول پيكر دوره ماقبل تاريخ پيدا شده، نشان مي دهد حشرات امروزه از اجداد خود ده ها برابر كوچك ترند. اين حشرات غول پيكر حدود 300 ميليون سال پيش در آسمان ها پرواز مي كردند و تا مدت ها از طرف حيوانات ديگر تهديد نمي شدند. اما اين طور كه معلوم است، با تحولاتي در تكامل پرندگان، عمر اين گونه از حشرات به پايان رسيده است.
    
    فسيل هاي جديد كشف شده نشان مي دهد در اواخر دوران كاربونيفروس و در اوايل دوران پرميان، بال هاي حشراتي كه زندگي مي كردند، بيش از 10 سانتي متر و اندازه آنها حدود يك مرغابي امروزه بوده است. مهم ترين تئوري در زمينه اندازه بزرگ اين حشرات اين است كه در زمان زيست آنها، اكسيژن موجود در اتمسفر خيلي زياد و حدود پنجاه درصد بالاتر از اكنون بوده است. تمام اين اكسيژن زيادي حجم متابوليسم حشرات را افزايش مي داد و به آنان كمك مي كرد تا حد زيادي حجيم و بزرگ شوند.
    
    براي امتحان كردن تئوري اندازه بدن و ميزان اكسيژن، متيو كلافام و جرد كر، ديرينه شناسان از دانشگاه كاليفرنيا در سانتاكروز، اطلاعاتي را كه از حشرات بالدار از بيش از 10500 فسيل در بيش از هزار مكان مختلف جمع شد، مورد ارزيابي قرار دادند. دومين قدم آنان، اندازه گيري بال اين حشرات و مقايسه آن با مدل هاي قبل از تاريخ بود كه در بيش از 300 ميليون سال پيش مي زيستند و ميزان اكسيژن هوايي كه در آن پرواز مي كردند، از تمام زمان ها بيشتر بوده است.
    
    نتايج نشان مي داد كه متوسط اندازه بال حشرات در مقايسه با ميزان اكسيژن هوا كاملادر ارتباط بوده و اين اندازه ها در طول 150 ميليون سالي كه از حشرات در چرخه تكامل مي زيستند، هماهنگ با تحولات آب و هوايي تغيير يافته است. كلافام و كر نتايج يافته هاي خود را در مجله اينترنتي آكادمي ملي در تاريخ چهارم ژوئن منتشر كردند. جان هريسون، متخصص فيزيولوژي تكاملي از دانشگاه آريزونا كه در اين تحقيقات مشاركت نداشته است، مي گويد: قبل از اين ما تنها گزارش هايي مبني بر پيدا شدن فسيل هايي از حشرات غول پيكر در اواخر دوران كاربونيفروس كه ميزان اكسيژن هوا بالابوده است، دريافت مي كرديم اما هيچ كس به شكل نظام مند سعي نكرده بود سايز حشرات مختلف در دوران هاي تكاملي را مورد مطالعه قرار دهد. با ادامه يافتن تحقيقات، كلافام و كر دريافتند الگوي اندازه حشرات در طول 150 ميليون سال گذشته، تغييرات قابل ملاحظه يي كرده است. آنان متوجه شدند با وجود اكسيژن بالادر لايه هاي مختلف اتمسفر در زمان هايي از تاريخ، اندازه حشرات كوچك تر شده است. كشفيات جديد نشان داد تغيير اندازه حشرات با ظاهر شدن فسيل پرندگان همزمان بوده است. به همين دليل اين دو ديرينه شناس به اين نتيجه رسيدند كه اندازه حشرات به خاطر توانايي رويارويي با پرندگان و قابليت مانور در هوا براي فرار كردن از دست پرندگان شروع به كوچك تر شدن كرده است. آنها براي بقا مجبور بودند كوچك تر باشند.
    
    از طرفي ديگر تحقيقات نشان مي دهد متوسط سايز حشرات در دوره يي بين 60 تا 90 ميليون سال پيش به پايين ترين حد خود رسيده است. اين تغييرات مي تواند دليلي براي مهارت بيشتر پرندگان براي پرواز و شكار كردن باشد. از اين نظر پرندگان امروزي سرعت خود در پرواز را مديون اجداد خود هستند. كلافام مي گويد: دليل ديگر اين تغييرات در اندازه حشرات مي تواند به تكامل خفاش ها يا تغييرات آب و هوايي و محيطي كه حدود 65 ميليون سال قبل منجر به انقراض دايناسورها شد، ربط داشته باشد. براي پيدا كردن دليل محكمي براي اين فرضيات لازم است فسيل هاي بيشتر از آن زمان كشف شود تا دانشمندان بتوانند رد تكاملي حشرات و حيواناتي از قبيل پرندگان و خفاش ها را كه آنان را شكار مي كردند، دنبال كنند.
    
    اجداد حشرات امروزي بايد با ديگر حيواناتي كه در هوا پرواز مي كردند نيز دست و پنجه نرم مي كردند. از جمله خزندگان پرنده كه به نام پتروسورس ها معروف هستند و در حدود 230 ميليون سال پيش منقرض شدند. شواهد كمي براي اين تئوري وجود دارد كه اندازه حشرات با تكامل پتروسورس ها كوچك تر شدند. بين فسيل هايي كه تاكنون يافت شده است، حدود 20 ميليون سال تفاوت وجود دارد و درست در همان زمان ميزان اكسيژن هوا كمتر شده است و اين مساله حدس زدن درباره دليل واقعي كوچك تر شدن حشرات را با مشكل مواجه مي كند، به ويژه رابطه ميان كوچك تر شدن حشرات و تكامل پتروسورس ها مساله را بغرنج تر از آنچه بود، كرده است. كلافام مي گويد: با وجود آنكه از روي فسيل هاي پتروسورس ها و دندان هايشان مي توان حدس زد كه حشره خوار بوده اند، اما آنها به سرعت پرندگان در هوا حركت نمي كردند. بنابراين به احتمال زياد تاثيري در اندازه تكاملي حشرات نداشته اند. به نظر مي رسد با آنچه از فسيل حشرات تا به حال يافت شده است، نظريه يي كه اندازه حشرات را با ميزان اكسيژن هوا مرتبط مي داند، در حال حاضر معتبرترين تئوري باشد. نتايجي كه ما تا به حال گرفته ايم، تغييرات در اندازه حشرات بزرگ را نشان مي دهد نه تغييرات در همه حشرات را. با وجود آنكه در گذشته حشرات غول پيكر زندگي مي كرده اند، هميشه حشرات كوچكي مثل آنچه امروزه وجود دارند، روي كره زمين بوده اند.
    
    مشكلي كه براي مطالعه اندازه حشرات و ميزان اكسيژن هوا در دوره هاي مختلف وجود دارد، اين واقعيت است كه حشرات كوچك به دليل بال هاي كوچكي كه داشته اند، نمي توانند فسيل خوبي داشته باشند. مطالعات بيشتر نشان خواهند داد كه چرا اندازه حشرات مختلف در دوره هاي مختلف از افزايش يا كاهش اكسيژن هوا، تغيير يافته است، به طوري كه سوسك ها با وجود اكسيژن بالاكوچك تر بوده اند و ملخ ها تغيير چنداني نكرده اند. آنچه مسلم است اين است كه با يافتن فسيل هاي جديد مي توان به نتايج جالب توجهي درباره زندگي حشرات پيش از تاريخ دست يافت.
    
     
 روزنامه اعتماد، شماره 2417 به تاريخ 23/3/91، صفحه 9 (دانش)
********************************************************************
عبور پرسرعت يك سيارك از نزديكي زمين 
    روز سه شنبه هفته گذشته، زمين شاهد عبور يك سيارك 4 متر و 877 سانتيمتري با سرعت بالاي 61 هزار و 160 كيلومتر در ساعت از نزديكي خود بود.
    فاصله اين پاره سنگ آسماني در نزديك ترين نقطه به زمين، برابر با فاصله نيويورك سيتي تا نيوزيلند اعلام شد. با اين حال اين رويداد، دانشمندان را نگران نكرد: زيرا اين سيارك قبل از داشتن هر نوع شانسي براي برخورد با سطح زمين در جو، آتش مي گرفت. اين پديده توسط «الكس جيبز» از دانشگاه آريزونا كشف شد. وي اين سيارك را هنگام عبور از نزديكي كره خاكي رصد و با تاخير زماني از آن عكس گرفت. به گفته وي مسير و سرعت آن طبق كميت پيش بيني شده بود. «لابراتوار پيشرانش جت» ناسا اعلام كرد: سيارك مزبور ششمين گذر نزديك از كنار زمين لقب گرفت

 روزنامه اعتماد، شماره 2413 به تاريخ 18/3/91، صفحه 11 (دانش)
****************************************************************

انسان هاي مرموز و تيره پوست عصر حجر
كشفيات جديدي درباره شجره نامه انسان امروزي

نويسنده: هليا محمدي

 

 
 

يافتـــه جديدي در علم انسان شناسي زيستي، تصورات قبلي ما را درباره اجداد انسان تغيير داده است. اسكلت جديدي از مردمان عصر حجر با پوستي تيره كه خصوصيات بشر امروزي و انسان هاي اوليه را با هم دارد، باعث شده دانشمندان دست به ترسيم دوباره درخت زندگي بشر بزنند. بقاياي اين بشر تاكنون ناشناخته كه به نام غارنشينان گوزن قرمز نامگذاري شده اند، در جنوب چين پيدا شده و ممكن است گونه جديدي از حيات را براي ما آشكار كند. فسيل هايي باقي مانده از دو غار مختلف به دست آمده و زمان آن به 14500 تا 11500 سال پيش بازمي گردد. در حال حاضر هيچ فسيل انساني قديمي تر از 100 هزار سال پيش از آسياي شرقي به دست نيامده. دارن كورنو، استاد رشته مدرسه زيست و محيط دانشگاه ولز و رييس گروه تحقيقاتي، مي گويد: ما نمونه جديدي از جمعيت انساني ماقبل تاريخ را پيدا كرده ايم. آنها جمجمه منحصربه فرد خود را دارند كه تركيبي از انسان هاي اوليه، انسان مدرن و خصوصيات يگانه يي است كه ما تا به حال تنها در اين نمونه آنها را مشاهده كرده ايم. مغز آنها گرد است و پيشاني آن، لبه هاي برجسته دارد. صورت هاي تخت اما كوچكي دارند و بيني شان پهن است: فك هاي جلو آمده يي كه نشان مي دهد چانه نداشته اند. مغز آنها از نظر اندازه متوسط است با لوب هاي بيروني شبيه انسان هاي امروزي اما لوب هاي كوتاه دروني انسان اوليه. آنها دندان هاي آسياي بزرگي دارند.
از آنجايي كه اين انسان هاي اوليه در مناطق آفتابي با اشعه هاي زيان آور خورشيد زندگي مي كرده اند، رنگ پوست شان تيره بوده است. انسان شناسان چين روي سه عدد از اين فسيل ها بررسي هايي را انجام داده اند. اين انسان ها غارنشينان گوزن قرمز نام گرفته اند چون بقاياي اين جانور به ميزان زيادي در غارهاي آنان پيدا شده است. به نظر مي رسد آنها علاقه ويژه يي به اين حيوان داشته اند. بقاياي زيادمانده از پختن و شكار اين حيوان مورد ديگري براي مطالعه آنان بود. اين انسان ها مي توانند تحول كاملي در ترسيم شجره نامه انسان كنوني باشند. اول از همه جمجمه آنان چه در زمان حاضر و چه از 150 هزار سال پيش در آفريقا تك است و دومين مورد جالب درباره اين انسان ها حضورشان در 11 هزار سال پيش بوده در حالي كه ما مي دانيم در آن زمان انسان امروزي در نقاطي از جهان ظهور پيدا كرده بود و با شواهدي كه از بقاياي اين نوع از انسان باقي مانده، مي توان گفت آنان به كلي از انسان هاي ديگر جدا افتاده بودند.
اين جداافتادگي نشان مي دهد كه اين غارنشينان عصر حجر درون گروه بوده اند و گروه محدودي را تشكيل مي داده اند. انسان هاي امروزي كه در مجاورت آنان زندگي مي كردند، آخرين گونه انسان هاي شكارچي- گردآورنده يي در اين منطقه هستند كه ما مي شناسيم. اين احتمال وجود دارد كه اين انسان هاي مرموز غارنشين به دلايلي كه هنوز معلوم نيست، از انسان هاي مدرن امروزي در آفريقا از همان ابتدا جدا شده اند و مهاجرت كرده اند. اين كشفيات نشان مي دهد تكامل انساني در آسيا در پايان عصر حجر تا چه اندازه جالب و پيچيده است. كورنو مي گويد: ما جمعيت هاي انساني مختلفي در آن منطقه داشته ايم. اين انسان هاي غارنشين تازه كشف شده به علاوه هوموفلورسنس ها در غرب اندونزي و انسان هاي امروزي كه به شكل گسترده يي در مناطق آسيايي و استراليايي پراكنده بوده اند. اين تصوير فوق العاده يي از چندگونگي بشر را نشان مي دهد. اين شايد تنها قسمت قابل مشاهده كوه يخي يافته هاي ما در اين زمينه باشد و فصل جديدي در باب مطالعه اجداد بشر در آسياي شرقي كه پيش از اين كمتر به آن پرداخته شده بود. كولين گروز، استاد مدرسه عالي باستان شناسي و انسان شناسي دانشگاه ملي استراليا، اضافه مي كند: اين كشفيات نشان مي دهد كه انسان هاي امروزي به طور قطع از اخلاف هوموساپينس ها به طور كلي هستند اما با خصوصيات متفاوتي كه گاه ممكن است در طبقه بندي ها به عنوان گونه جديدي از موجودات جا بگيرند. در اين مورد اخير كشف شده شايد بتوان نتيجه گرفت كه اين گونه انساني در ابتدا از هوموساپينس ها در آفريقا جدا شده و در مناطق استوايي آسيا ساكن شده است. اين گونه به احتمال زياد هيچ گاه از لحاظ جمعيتي زياد نشده و پراكندگي گسترده يي نداشته است و به گروه هاي جداافتاده يي تقسيم شده كه عموما درون همسر بوده اند. بعدها با ظهور انسان امروزي و گسترش هوموساپينس ها در خارج از آفريقا، اين گونه هاي اوليه به اندازه محدودي با آنها زاد و ولد كردند و در رقابت با آنها به تدريج منقرض شدند.
روزنامه اعتماد، شماره 2407 به تاريخ 9/3/91، صفحه 9 (دانش)

*********************************************************************

باله ماهي ها: دست اجداد انسان و حيوانمــا انســان ها از دســت هايمان بــراي چيزهاي مختلفي استفاده مي كنيم. براي درست كردن آتش، دوختن، هدايت هواپيما، كندن، خارج كردن تومور و نوشتن. مغز انسان يك منبع پايان ناپذير خلاقيت است و اين همان چيزي ا ست كه شايد گونه ما را از ديگر جانوران متفاوت كرده است. اما بدون دست ها تمام ايده هاي خلاقانه ما هيچ چيز نبودند مگر فهرستي از كارهاي غيرقابل انجام دادن. دليل اينكه ما مي توانيم از دست هايمان براي كارهاي شگفت انگيز مختلف استفاده كنيم شكل آناتومي آنهاست. زير پوست، حجم بافت ها قرار دارد. انگشت شست به تنهايي به وسيله 9 ماهيچه مختلف كنترل مي شود. بعضي از آنها به استخوان هاي دست وصل هستند و برخي ديگر مستقيم به بازو مي رسند. مچ دست مثل خوشه يي از استخوان ها و عصب ها و رگ هاي خوني ا ست. عصب ها شاخه هاي مختلف خود را به هركدام از انگشت ها مي فرستند. چارلز داروين در كتاب خود به نام منشا گونه ها مي نويسد: از همه جالب تر اين است كه دست انسان براي گرفتن اشيا شكل گرفته است. آيا پاي اسب، بال خفاش و باله هاي گراز دريايي هم از همين الگو پيروي مي كنند؟ داروين براي اين سوال يك جواب بيشتر متصور نبود. ما با خفاش ها و تمام جانوران ديگري كه چيزي شبيه به دست دارند در حقيقت از لحاظ ژنتيكي فاميل هستيم و دست هايمان را از يك جد مشترك به ارث برده ايم. براي توضيح اينكه دست هاي ما چطور تطور يافته اند، دانشمندان از 150 سال پيش روي فسيل هاي مختلف و نيز آناتومي دست جانوراني كه امروزه نيز زندگي مي كنند، تحقيقاتي انجام داده اند. آنها ژن هايي را كه منجر به ساخته شدن دست مي شوند مطالعه كرده اند و نتايج آنها دوباره و دوباره نظريه داروين را مورد تاييد قرار داده است. دست هاي ما تكامل خود را از 380 ميليون سال پيش از باله ها شروع كرده اند. گرچه باله هايي كه دست هاي ما از آنان تطور يافته اند با باله هاي مسطح و ظريف ماهي هاي تزييني متفاوت است و بيشتر به باله هاي قوي تر و عضلاني تر ماهيان سالاماندر شباهت دارد. درون اين باله ها استخوان هايي قرار دارد كه به دست هاي ما شباهت دارند. در طول زمان استخوان درون باله اخلاف اين گونه از ماهي ها نيز به استخوان هاي كوچك تري كه شباهت به استخوان مچ دست انسان دارد، تغيير شكل داده اند. اين شكل از باله به ماهي ها اجازه داد همان طور كه از كنار گياهان دريايي مي گذرند آنان را با باله ها به سمت دهان هدايت كنند. دست هاي اوليه حتي عجيب تر از اكنون بودند. برخي گونه ها هفت انگشت داشتند و برخي ديگر هشت انگشت. اما زماني كه مهره داران در حدود 340 ميليون سال پيش روي زمين راه مي رفتند، دست ها به پنج انگشت تغيير شكل داد. به دلايلي كه دانشمندان هنوز نمي دانند، انگشت ها هيچ گاه به شكل اوليه خود بازنگشتند. هنوز هم تفاوت هاي زيادي در گونه هاي مختلف دست از دلفين ها گرفته تا بال هاي عقاب وجود دارد. با وجود اين دانشمندان متوجه شده اند همان طور كه داروين حدس مي زد، با وجود تفاوت هايي كه دست هاي مختلف جانوران دارند، منشا همه آنان از يك جانور نشات گرفته است.

روزنامه اعتماد، شماره 2399 به تاريخ 31/2/91، صفحه 9 (دانش)

با تشکر از آرمین عزیز.

Posted on ژوئن 26, 2012, in دنياي اسرار آميز. Bookmark the permalink. 6 دیدگاه.

  1. جالب بود ممنون
    جابه که آدم بدونه انسان چند میلیون سال دیگه البته اگه هنوز باشه چه جوری میشه

  2. واقعا جاي باحاليه اينجا. مرسي

  3. سلام
    خواهش میکنم رامتین جان

  4. سلام خسته نباشی
    حمید جان اطلاع رسانی کن فعلا دارم روش کار می کنم سری به سایتم بزن خبر جدید جدید!!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: