یهوه، فضانوردی باستانی از صورت فلکی خوشۀ پروین ؟


یهوه

فضانوردی باستانی از صورت فلکی خوشۀ پروین ؟

نوشتۀ کن رینز

http://www.premier1.net/~raines/jehovah.html

………….. ……

 

     به نظر می آید که تاج ستاره ای صورت فلکی خوشۀ پروین یا هفت خواهران ، مرکز منظومه های  شناخته شدۀ مرتبط باشد.  با اطمینان گفته شده که یکی از ستارگان این گروه  جایگاه یهوه و مکان بهشت است  .

    خوشۀ پروین ، در مقایسه با مجموعه های دیگر ،از کوچکترین نمونه هایی است  که ابزارهای علمی به پیش چشمان متعجب بشر آورده اند . اما عظمت این صورت فلکی ناشی از اهمیت آن است چون خوشۀ پروین بارگاه خداوند است

رادرفورد ، مصالحات ، 1928 ، صفحۀ 14

 

     در کتاب غیر ارادی *  » فرشتگان و زنان » اشاره ای به » هسپروس » یا ناهید ، ستاره رانده شده از بهشت در بارۀ خواستگاه اصلی او در ستاره ها وجود دارد . هسپروس به آلوما در باره مأوای قبلی خود در بهشت میگوید :

 

     آه  آلوما ، زیبای دوست داشتنی ، از دور به آسمان غرب نگاه کن ، آیا درخشانترین ستارۀ آن گروه را میبینی ؟ همان که به تابناکی و لطافت چشمان توست . زمانی من در آنجا شادمان و پاک میزیستم . من به قلمرو باستانی خود بازمیگردم . من روح ترا دیده ام ….. و از زمین و پستی آن و گناه خسته شده ام . رحم داشته باش  آلوما . (1)

     زمانی که رمان » سئولا «( چاپ شده در سال 1878 ) توسط یک طلبۀ مذهبی در سال 1924  تجدید نظر و منتشر شد ، عقیده عمومی جامعه بر این بود که یهوه یک » وجود »  ابدی در زمان و مکان است . برای مثال به گفتۀ رادرفورد :

 

     یهوه بوده و هست . از ازل تا ابد او خداوندگار ماست …… چه افکار غیر قابل کشفی داشته است در طول تنهایی ابدی خود در عظمت کبریایی اش در گسترۀ زمان و مکان  (2)

 

     در نتیجه رادرفورد معتقد بوده است که یهوه در زمان و فضای بی نهایت و قبل از خلق هر چیزی » زندگی » میکرده است . این یک نگرش رمزآلود در باره مفهوم خداوند است که با عقیده تاریخی مسیحیان و ارتدوکسها در باره خداوند کاملاً تفاوت دارد . از دید این دو گروه خداوند برترین و خالق » همه » چیز منجمله زمان ومکان است . در عقاید ارتدوکس از آنجا که خودش زمان ومکان را خلق کرده پس خود او لایزال و لامکان میباشد.

 

 

 

» یهوه » ی خوشۀ پروین

      رادرفورد طبق گفته های بالا ، عقیده داشت که  یهوه  محدود به مکان و زمان است .و این مکان را در صورت فلکی خوشۀ پروین شناسایی کرد  و مشخصاً اعتقاد داشت که » او » احتمالاً در بزرگترین یا روشنترین ستارۀ این گروه زندگی میکند

     در ماهنامۀ عصر طلایی در پانزدهم آگوست سال 1925 شهر صهیون در بهشت ، مشابه ستارۀ آلکاین در خوشۀ پروین قلمداد شد. ( 3 )

      سپس تا آنجا که علم قادر به درک بوده است ، آلکاین به نظر میرسد که » پادشاهی نیمه شب » باشد در جایی که سیستم جاذبۀ مرکزی داشته و قادر مطلق از آنجا به جهان حکومت میکرده است . (4)

    این نوشته از کتاب » سیز » به نام » معجزه در صخره یا هرم بزرگ مصر» که در سال 1877 منتشر شد برداشت شده است ( که منبع تحقیق برای اهرام شناسی » راسل » بوده است )

     هرم بزرگ به عنوان » شاهد سنگی خداوند » نام برده شده که به خوشۀ پروین و محل زندگی » خدا » اشاره میکند.  

    این ارتباط بین هرم و  صورت فلکی پروین از طرحی بر روی جلد کتاب شروع شد که طرحی از یک هرم و هفت ستاره ( اشاره به خوشۀ پروین ) داشت .

     در این کتاب » سیز » بر اساس تحقیقات قبلی » اسمیت » ادعا کرد که  زمان ساخت هرم ، دروازۀ ورودی آن :    

     اشاره داشت به  ستارۀ قطبی در پایین ترین قوس حرکتش ، در زمانی که خوشۀ پروین به خصوص آلکاین در همان مدار قرار داشتند . (5)

     موقعیت خوشۀ پروین در زمان تکمیل هرم بزرگ مصر یعنی » شاهد سنگی خداوند » بالاترین خصیصۀ آن سازه در قلب مصر بود . به همین دلیل و دلایل دیگر طلاب مذهبی  چرائی خوبی برای اعتقاد به  استقرار بارگاه » خدای یهوه » در خوشۀ پروین داشتند و به دلیل اینکه این صورت فلکی محل زندگی خداوند و بهشت قلمداد شده بود از نظر طلاب شایستۀ تکریم و مطالعه بود ….. (6) .

     اگر جایی در فضای صورت فلکی پروین آستان خداوند است ، بنابراین  این ستارگان مهم ترین دلیل تحصیل ما هستند . (7) 

     در سال 1953 وقتی  جامعه ایمان خود را به مکان زندگی خدا در خوشۀ پروین از دست داده بود ، آنها جهت این » تکریم و عبادت » را به  سمت ستارگان تغییر دادند :

     اگر میخواستیم به خوشۀ پروین به عنوان آستان خداوند فکر کنیم ممکن بود دید نادرستی نسبت به تکریم این گروه سنارگان داشته باشیم  ( سفر تثنیه 4:19 و تواریخ ، 2:6 و 6: 18 ) .(8)

سفر تثنیه  آیات 4 تا 19  (8)

    و  شما نمیتوانید چشمان خود را به سمت آسمانها بالا ببرید و ماه و خورشید و ستارگان را نظاره نکنید که  تمام ارتش بهشت  در تعظیم و خدمت به آنهاست ،….

     پی نوشت سال 1984 میگوید:

   ……در خدمت و » پرستش » آنها است ، ……

 

     دو قسمت دیگر از قطعه سال 1953 که ترجمه اش را آوردیم حاوی این مطلب است  که خداوند نمیتواند در کهکشان  هستی ( موجودیت فیزیکی ) داشته باشد . آنها در عین حال میگویند که خدا و بهشت نامرئی هستند و نمیتوانند با ابزارهای علمی مثل تلسکوپ دیده شوند . به نظر میآید که همین مسئله باور آنها را به اینکه خدا در این جهان وجود دارد قطعی کرده است . اگرچه آنها هنوز بر این باورند که خدا در یک » کالبد » اثیری هستی دارد بنابراین دارای » موقعیت » است و نمیتواند در بیشتر از یک مکآن در آن واحد وجود داشته باشد . این بدین معنا است که آنها اعتقاد دارند که خداوند در شکلی از فضا و مکان » وجود » دارد که خودش خالق آن نبوده است .

 

آیا یهوه یک بشقاب پرنده میراند ؟

از انجایی که یهوه به صورت موجودی در فضای خارجی تر در دوران رادرفورد وجود داشت ، او همانند باورهای سنتی مسیحیان دیگر مافوق و حاضر و برتر نبود. او محدود به جسمی در » فضای خوشۀ پروین » شده بود . » وقتی او فرشتگان را برای ارتباط از فاصلۀ چند سال نوری به زمین فرستاد ، آنها مجبور شدند از فضا به زمین سفر کنند . سفری که در واقع چند روز طول کشید . (9)

آیا  همانطور که عده ای عقیده دارند ، آنها نوعی از سفاین فضایی را برای سفر از خوشۀ  پروین به زمین به کار بردند ؟ یا قادر بودند در فضای بین سیاره ای بدون حفاظ و تجهیزات سفر کنند ؟ آیا  در این مورد وجهه الهی یهوه و فرشتگانش کمی نزدیک به خدایان اریک ون دانیکن نمیشود ؟این موضوع بیشتر به تئوری » فضانوردان باستانی » شباهت دارد که میگوید :   خدایان مذاهب زمینی شامل خدایان عهد عتیق و جدید در واقع بیگانگانی از فضا بودند . ( نگاه کنید به کتاب » خدا یک بشقاب پرنده میراند » نوشتۀ دیون ) (10)

 

 

Revelation–It’s Grand Climax at Hand!, 1988, p. 16.

 

 

 

 

 

Revelation–It’s Grand Climax at Hand!, 1988 p. 121.

 

 

 

 

http://www.seanet.com/~raines/astroman.jpg

فضانوردی در شاتل فضایی ( سمت چپ ) و یهوۀ انسان گونه ( سمت راست )

یهوه قبلاً به وسیلۀ » شاهدان یهوه » به عنوان انسان گونه ای فضایی مشاهده شده بود . آنها حتی باور داشتند که » خداوند » لباس هم به تن داشت . ( مجلۀ عصر طلایی . شمارۀ هشتم سپتامبر 1926 . صفحۀ 777 )

ویلیام النور در کتاب جدیدش » یوفو ها در پیامهای فرازمینی عصر جدید و حقیقت کتاب مقدس » رابطۀ بین عقاید » نیو ایج » و معتقدان به وجود بشقاب پرنده ها را بررسی میکند و ذکر میکند که گاهی تشابهاتی بین این دو تفکر در بارۀ ارتباط » بیگانگان » با انسان در دنیای امروز و از طریق روشهای غیر متعارفی مثل تله پاتی یا تسخیر یا نوشته های خود بخودی وجود دارد . در این روشها خیلی از بیگانگان میگویند که ( حدس بزنید : ) از خوشۀ پروین (11)  آمده اند که مطابق با نوشته های اریک ون دانیکن و بقیه است . (12)

من اینجا سعی ندارم ادعا کنم که یهوه یکی از فضانوردان کهن بوده است یا بگویم که مجمع چنین اعتقادی دارد . اما مجمع و » نیرویی » که بانی نوشته شدن » فرشتگان و زنان » بوده ؛ یهوه و فرشتگانش را بسیار نزدیک به این تئوری تعریف کرده اند که شباهت بسیار با تئوری » بیگانگان فرازمینی » و » برادران فضایی » (13) دارد .اگر کسی این تئوری را باور داشته باشد میتواند دلایل زیادی در کتاب » فرشتگان و زنان » و نشریات اولیۀ مجمع پیدا کند . (14)

 

هسپروس از فضا آمد

 

هسپروس فرشتۀ تبعیدی در کتاب » فرشتگان و زنان » ادعا میکرد که از یک منظومه در فضا آمده است . به گفتۀ او ، مجموعه ای که مبدأ او بوده در طرف غرب آسمان قرار داشته است . این شباهت به نظریۀ مجمع دارد که میگفت » بهشت در خوشۀ پروین است » ولی به گفتۀ کتاب » عصر طلایی » خوشۀ پروین در شمال آسمان قرار دارد :


»  به نظر میآید انجیل  تخت پادشاهی خداوند در بهشت را جایی که ما به آن شمال میگوییم ، و نزدیک خوشۀ پروین است ، میداند .»

کتاب ایوب ، جزء 31 تا 38  (15)

 

البته به اعتقاد من اینجا اشاره به » نیمکرۀ شمالی » است و نه خود » شمال » . به دلیل اینکه خوشۀ پروین در فصل بهار در نیمکرۀ شمالی دیده میشود .

به نظر میآید که کتاب » فرشتگان و زنان » میخواهد روشن کند که  فرشتگان تبعیدی از سیاره  های  خودشان آمده  و در نتیجه همه » ساکن » خوشۀ پروین نبوده اند .(16) 

به نظر من بر خلاف تمام این مطالب گفته شده ، نظریۀ قدیمی که خدا را متعالی تر از زمان و مکان میداند با کتاب مقدس و علم هم خوانی بیشتری دارد .

علم فیزیک و خدا

به گفته فضانورد » هیو راس » خداوند انجیل با تعریف قدیمی متعالی و» شخصی » ، تنها خداوند در ادیان مختلف است که با اطلاعا ت فعلی در باره مبدأ هستی تطبیق دارد . (17 )  باقی که شامل خدایان شاخه های مسیحیت مثل مورمن ها و …. و نظرهای خاص مثل تئوریهای ون دانیکن و دایان و ….. با این دلایل انطباق ندارند .

نظریۀ نسبیت اینشتین به خلق انرژی و ماده در جهان اشاره کرده است . اینشتین بر اساس بررسی های خود بر این نظریه اطمینان پیدا کرده بود که خدا وجود دارد . البته به دلیل اینکه در گفتگو با روحانیان ، پاسخی برای مسئلۀ شرع و اختیار در برابر سرنوشت و جبر دریافت نکرده بود ، مسئلۀ اینکه خداوند به صورت شخصی برای تک تک انسانها تعیین تکلیف میکند را نفی کرد .

از سال 1966 تا 1970 سه فیزیکدان معروف انگلیسی ، استفن هاوکینگ و جرج الیس و راجر پن رز ، معادلۀ نسبیت کلی برای زمان و مکان را حل کرده و نشان دادند که در ابتدای خلقت ، همراه با ماده و انرژی ، » زمان » هم در فضا شروع شده است . با توجه به تئوری ماده به نظر می آید که حداقل  ده  بعد زمانی و مکانی برای خلق ماده در این جهان لازم باشند . در نتیجه هرکسی یا چیزی که مسئول خلق این دنیا بوده ، باید بتواند در این ده بعد فعالیت کند  . این مدرکی است برای نشان دادن اینکه خداوند هم متعالی و هم شخصی است و محدود به خدایان خوشۀ پروین یا مورمون ها یا خدایان فضانورد باستانی دایان و ون دانیکن نیست .

کتاب مقدس

خدای کتاب مقدس هم به  عنوان یک خدای متعالی و شخصی و توانا و قادر توصیف و در مقام خالق همه چیز منجمله خوشۀ پروین توصیف شده است . او جهان و فضا ( کتاب پادشاهان 1 ، جزء 8:27و تواریخ 2 ، جزء 2:18 )  را به تنهایی ساخته و بنابراین لامکان و لا یزال و حاضر( مزامیر 139 ، جزء 7:11 و ارمیا 24 ، جزء 23 و اعمال 28 ، جزء 17:27 )  میباشد .

به دلیل اینکه خداوند کتاب مقدس خالق همه چیز است پس خالق زمان هم هست و خود  نامیرا و ابدی است ( کولسیانس  1:17 و تیموتائوس ، نامۀ دوم 1:9 و تیتوس 1:2 و مزامیر 1: 16 . علاوه بر این خداوند بی نیاز ( مزامیر ، 147:5 ) بوده و به مخلوقات خود برای گرفتن اطلاعات در بارۀ فضا و مکان ، احتیاج ندارد .

نتیجه

فکر میکنم به راحتی میتوانیم نتبیجه بگیریم که تقاوت بزرگی بین تئوریهای رادرفورد ، جوزف اسمیت ، دایان ، ون دانیکن و باقی تئوریسین ها در بارۀ خدا به عنوان یک  خوشۀ پروینیِ  وابسته به زمان و مکان و نظر انجیل به عنوان خدای بی نهایت  ، ابدی  ، بی نیاز ، لایزال و لامکان وجود دارد . این دو نظریه دو دید بسیار متفاوت هستند . تفاوت آنها در واقع تفاوت بین خالق و مخلوق و بین بیگانگان » شر » و خدای بزرگ و رحیم است . ( مکاشفۀ یوحنا ، 1:8 ) (18)

 

توضیح مترجم

* متن غیر ارادی  : نوشته هایی که بر اثر تلقین نیروئی خارجی و بدون ارادۀ شخص نویسنده نوشته میشود . در این موارد نویسنده با تلقین و فشار یک نیرو خارج از بدن خود و بی اراده مطالبی را مینویسد .

 

منابع و پی نوشتها

 

 

1. J. G. Smith, Angels and Women, (AB Abac Co., NY), 1924 p. 91.

2. J. F. Rutherford, 1928 Yearbook of the International Bible Students Association, Daily Texts and Comments, January 1.

3. The Golden Age, Aug. 15, 1925 p. 755.

4. Charles Taze Russell, Millennial Dawn, Vol. 3: Thy Kingdom Come, 1891 p. 327. This quote is from Seiss› Miracle in Stone or The Pyramid of Egypt, 1877 p. 91.

5. Joseph Seiss, Miracle in Stone or The Great Pyramid of Egypt, 1877 (second edition, 1878), p. 83. Material in brackets mine.

6. The Golden Age, Sept. 10, 1924 pp. 793, 794.

7. Ibid., p. 794.

8. The Watchtower, Nov. 15, 1953 p. 703.

9. For documentation and a discussion of this see Duane Magnani’s book The Heavenly Weatherman, 1987 pp. 197-287. This has the most complete discussion available of the Society’s former belief that Jehovah lived in the Pleiades. Available from Witness, Inc. and JW Research.

10. Other Works in this genre are; W. Raymond Drake, Gods and Spacemen of the Ancient Past; Alan and Sally Landsburg, The Outer Space Connection; Erick von Daniken, Chariots of the Gods?; Gods From Outer Space.

11. UFO’s in the New Age, William Alnor, (Baker Book House),1992 pp. 29, 108, 165, 168, 172, 206.

12. Erich von Daniken, Chariots of the Gods?, 1969 p. 56; W. Raymand Drake, Gods and Spacemen of the Ancient Past, 1974 pp. 49, 116, 117.

13. I take the position that much of the UFO phenomena and «extraterrestrials» are occultic and demonic in nature. See SCP Journal, vol. 17, no. 1, 2, 1992, «Alien Encounters» ; Hugh Ross, «UFO’s &endash; The Mystery Resolved,» Reasons to Believe [Video].

14. Examples in Angels and Women; the unidentified flying «object» above the treetops carrying the Devas on p. 36, the «flash of light» from the sky that killed Cheros on pp. 58, 59, Hesperus claiming to be from a cluster of stars on p. 91.

15. The Golden Age, May 16, 1928 p. 540.

16. Angels and Women, pp. 149, 150

17. Hugh Ross,The Creator and the Cosmos &endash; How the Greatest Scientific Discoveries of the Century Reveal God, (Navpress), 1993. This book presents scientific evidence that God is personal as well.

18. I may be exaggerating here to make a point, but I do believe though that the Watchtower’s conception of Jehovah has at times gone beyond merely «anthropomorphic» to humanoid. There is much more on this issue that could be documented. If there is room, the next issue of this journal will have part two on the parallels in the beliefs of the ancient astronaut theory and the Society’s conception of Jehovah as a Pleiadian humanoid

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از رهای عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

Advertisements

Posted on مارس 10, 2012, in فرازمینی ها در زمانهای کهن. Bookmark the permalink. 28 دیدگاه.

  1. خبر بسیار عالیی بود ممنون

  2. به نظر میاد رادرفورد و … به غیر از ادیان متعصب (کاتولیک،اسلام،…) گفته های هماهنگ تری با رایلیان دارند!؟

  3. ایا ماده خلق شده ؟ ایا جهانها همه در یک زمان به وجودمده و خلقت ابتدا و پایانی دارد ؟و در نهایت ایا قوانین حاکم بر این جهان دلالت بر نقش طراحی از پیش تنظیم شده ای دارد ؟سئوالها بیشمارند و جوابها مه الود . از تئوریهای ارائه شده بر اغاز این جهان ما پذیرفته ترین انها حکایت از برخورد ریسمانها یا برخورد دو جهان با هم وخلق جهان فعلی مادارد و شواهدی مبنی بر وجود قبل از خلق این جهان نیز متصور است .و پایان نیز در تمامی تئوریهای موجود حکایت از خلقی دیگر میدهند . اما نظر شخصی اینجانب بدین قرار است که مطابق قواعد درون این سیستم که مبنی بر تعداد زیاد دفعات وقوع و سازگاری یک سیستم با شرایط و نابودی مابقی احتمالات است این بر تمامی این بازی چه در اغاز و پایان سیستم کل ما حاکم است یعنی خلق جهانهای بیشمار و ادامه حیات سازگارترین انها که امتداد یابد و….. چه اسفبار اینکه بنابر منطق تعریف شده این سیستم طراح نمی پذیرد و ما بیهوده میپنداریم که انسان در نوک این خلقت جای گرفته است چه اگر ان شهاب کذایی میلیونها سال قبل با زمین برخورد نمیکرد اکنون نوعی از خزندگان و نه پستانداران حاکمان زمین بودند.اما شاید مهمترین نکته در این بازی پیچیده ترشدن خلقت برای دستیابی به اگاهی باشد یعنی ممکن است اگاهی هدف همه سیستمها باشد و در نهایت اگاهی کل همه را ذر بر گیرد و چون جهان پروسه ای کامل در همه ابعاد است این اگاهی در گذشته و اینده حاکم شود. امکان بزرگی است یعنی دست یابی بر افرینش و خدا شدن……ماهم میتوانیم این امکان کوچکی نیست.درون این سیستم امکان وجود اگاهی های بالاتر و پایینتری هست و این خود ما هستیم که انتخاب میکنیم . اینکه در گذشته تاریخی ما که جهالت بشری غالب بود و تمدنهایی خود را خالق و خدا نامیدند و حتی بین این دیدگاهها جنگهای خونینی برای قرنها در گرفت و هنوز هم ادامه دارد بیشتر صرفا برای کوچک کردن و عقب ماندن بشریت بوده و اگر دستکاری هم شده برای متوقف کردن هوش انسانی پایه ریزی شده و عجیبتر انکه حتی انجا که بسیاری از عالمان حاکمان و…. این را میدانند از گفتن حقایق خود داری میکنند اما باز هم بنابر قانونی در بن بست قرار گرفتن حیات یا ادامه اگاهی سیستم شروع به دادن پاسخ میکند از میان پاسخها …….. واین قاعده بازی است …تمام

  4. با سلام وتشکر

    باز می رسیم به وجودی که در لامکان ولازمان وجود دارد و ازلی هست . وقتی می گوییم وجود و ازل خود این کلمه ها از کجا آمده اند آیا ما این کلمه ها را انتخاب نمی کنیم جون تعریفی دیگر نمی شناسیم . سفسطه نمی کنم این واقعیت از ترس در وجود انسان سرچشمه می گیرد چون خود را ضعیف ودر برابر عظمت کاهنات نا چیز می بیند وبه دنبال یک حمایت کننده می گردد در حالی که خود نیز جز کاهنات هست پس آن چیزی که در پی آن است خود اوست .

  5. با سلام
    میشه راجع به شب معراج پیامبر اسلام هم تحقیق کنید اگر حضرت معراج جسمانی داشتند مطمئن باشید از یک یو.فو برای بالا رفتن استفاده کرده است .

    • مطلبش خطرناک میشه برای همین تحقیق نکنیم بهتره.

    • یوفو اش سفید بوده !!!…
      البته از الاغهای امروز کمی کوچکتر بوده!!!!!
      توصیه میکنم کتاب معراج نامه را بخوانید …..

    • حضرت با عفیر معراج میکردن گرامی.عفیر الاغ گرامی و بلندمرتبه حضرت بودن که عملا نقش فضاپیمارو برای پیامبر عظیم الشان بازی میکردن.از نظر من که حضرت این الاغو با یوفو اشتباه گرفتن و وقتی فهمیدن تشخیصشون در شناسایی یوفو درست نبوده با استفاده از تیزی شمشیر اون حیوون زبون بسته رو تبدیل به یوفو کردن..حالا اینکه شما میگی مطمئنن از یوفو برای بالا رفتن استفاده میکردن خیلی درست نیست چون احتمال اینکه ایشون برای بالا رفتن از پله ، آسانسور یا حتی طناب استفاده کرده باشن خیلی بیشتر از یوفوئه!امیدوارم حرفای منم مثل نوشته های قرآن جدی بگیری و زود باور کنی اگه بخوای میتونم برم همین حرفارو با زبان شیرین عربی براتون ترجمه کنم و اینجا بذارم تا خیلی روحانی تر و باور پذیرتر بشه براتون لول

  6. نرگس جان ميخواي كل اسلام زير سوال ببريا…همينطوريش سايت فيلتره ديگه چه برسه در اون موارد تحقيق كردن…فردا صبحش رامتين و بازداشت ميكنن..

    • اره حق با شماست. قبلا من یه بار به رامتین گفتم مطالب مربوط به رائل رو بی طرف ازش استفاده کن ولی از ریشه حذف کرد. (; » مکتب دروغین رائل > مکتب رائل = delete » خب لابد خطرناکه دیگه

    • لازم نیست ایشان زیر سوال ببرند ،،،!! فعلاً زیر پاسخ له!!! شده است ….

  7. نرگل جان برای تحقیق راجع به مسایلی چون معراج نیاز به ازادیه که چنین چیزی وجود نداره یوفولاو جان میتونن تحقیق کنن ولی بعدش اگه یه روزی ایشونو تو تلویزیون در حال اعتراف به جرم دیدیدن تعجب نکنین و نگین چی شد

  8. دوستان عزیز شخص رائل و خود این فرقه تنها در حال سواستفاده کردن هستند و تماما دروغ . من فقط یکی از مقاله های مرتبط با رائل رو مطالعه کردم و منتظر پیدا کردن یک خطا یا جعل بودم، اواسط مقاله دیدم چقدر جالب با هوشمندی در حال توضیح دادن مسائل افرینش و تطبیق اونها با این تئوری جدید هستند مثلا اینکه قرص نان مقدس در واقع قرص مخصوصی بوده از فضا برای مصرف خاصی و …. تا اینکه رسید به جایی که نماینده کنونی رائل رو داخل سفینه خودشون کردند و مثل اینکه همه پیامبرها هم اونجا جمع بودند! من مطمئن بودم این قسمت نویسنده به هیچ عنوان نمیتونه برخورد یا دیالوگی رو بین جمع پیامبران و نماینده رائل برقرار کنه و منتظر بودم ببینم چجوری از زیر این موضوع درمیره، و حدسم درست بود فقط نوشته بود»من از کنار انها رد شدم عیسی موسی انجا نشسته بودند دور هم لبخندی زدیم محمد هم نشسته بود» و بعد از اون قسمت رد شد به همین سادگی! و البته نقطه ضعف اصلی کمی بعدتر اشکار شد که من دیگه کاملا مطمئن شدم این فرقه از اساس دروغ هست و به خواندن ادامه اون مقاله ادامه ندادم، جایی که نوشته شده بود به او گفتند «روح» وجود ندارد!! و فکر میکنم هیچ جا بیشتر از این وبلاگ ادمهایی پیدا نمیشن که از وجود هیچ چیز دیگه ای به اندازه وجود روح اطمینان داشته باشنند!(یکیش هم خودم)!

    • ببین دوست عزیز شما صرفا به خاطر یه موضوعی که برای خودت جای سوال داره نمیتونی همه مطالب رو نادیده بگیری.مثال: یه انسان دزدی کرده در نتیجه همه انسانها دزد هستند. قبول دارم که در بعضی از موارد یک سری مشکلات یا سوالهایی پیش میاد .توی قران هم کلی سوال هست یعنی قران هم … و اما روح ،کمپانی کلوناید چند ماه پیش کودکی رو که توی تصادف مرده بود با ریکاوری کردن دی ان ای، دوباره از نو متولد کنه ولی حافظه مغز هنوز در حال ازمایشه حالا شما قضاوت کنید امکان نداره چند سال دیگه به این علم هم دست پیدا کنن! واگه این موضوع اتفاق بیفته به نظرت داستان روح چی میشه؟ من رائلی نیستم، بی طرفم، ولی بهتر نیست ادم اول مطالب یک موضوع رو کامل بخونه بعد نتیجه گیری کنه؟ رائل یا کلود وریلهول 5 تا کتاب نوشته و شما مقداری از جلد اول خوندی و …

      • علی جان بله البته حقایق باستانشناسی اثبات شده حتی اگر در مطالبی با اهداف دروغین هم به کار برن درست هستند، در واقع من «تماما » رو نباید به کار میبردم، اما ما باید خیلی مراقب باشیم من اعتقاد دارم نباید پرونده همه چیزو برای خودمون ببندیم و بزاریم کنار و چون خسته شدیم سریع به یک گره به ظاهر محکمی خودمونو بند کنیم، باید فکر کنیم ما نمیدونیم و با احتیاط پیش بریم و اگر احساس کردیم عقیده ای به ما احساس بدی زشتی یا ورود به حوزه های ممنوعه ای رو میده که میدونیم چرا خودمونو ازش منع کردیم ]چون لذتش فقط با احساسات منفی سیراب میشه و انگار «پایین» رفتن، باید به درونمون اعتماد کنیم مجبور نیستیم به خاطرش ناراحت بشیم! چیزی که ما رو ناراحت کنه سعی در صعود روحی و درونی ما که هدف هممون هست نداره، پس ارزش ایجاد کردن احساسات منفی در درون خودمونو نداره و اصلا نباید اینطور باشه و اگر اینطور باشه جعله، البته گاهی اوقات این ناراحت شدن به خاطر منیت و جهل خودمون هست که به نظرم میتونیم تشخیصش بدیم اگر با خودمون صادق باشیم، منتهی خطری که اینجا در این مباحث وجود داره اینه که ممکنه ادم بی حوصله ای که از خوندن و نقایص «فلان» کتاب خسته شده و بعد در مورد اکتشافات باستانشناسی جدید میخونه بگه خب پس مثلا اسلام که دروغه و فلان دین و فلان کتاب هم که دروغه و…..پس من هر کاری دلم خواست بکنم! و بعد منیت خودشو ارضا میکنه و به خیال خودش شاید داره انتقام میگیره! و دوباره همچنان همون مشکلاتی رو داره که یک فرد به شدت مذهبی اما بدخو، ناراضی و پر از اعمال منفی داره فرد همچنان در خواب به سر میبره…..به همین خاطر به نظرم باید با هوشیاری و اگاهی جلو بریم و نزاریم یک قانون خارجی مانع از عمل کردن ما به انتخابهای درونیم بشه که بهش ایمان داریم و حال ما رو خوب میکنه و از خومون ناراحت نیستیم ……ببخشید من زیاد نوشتم البته روی همه صحبتهام به خودمم هست، در مورد ریکاوری دی ان ای و زنده کردن یک فرد مرده که به نظرم حتی از مدتها قبل به طور سری انجام میشده ،دلیل بر نداشتن روح نیست، به نظرم مشکل ما لان زبان هست نمیشه روح و این مبحث پیچیده رو توضیح داد شاید هم من تواناییش رو ندارم اما نمیشه انها رو از دنیای مادی جدا کرد و انقدر ساده طبقه بندیشون کرد

    • کامورای عزیز سلام
      در مورد رائل من هم یه جورایی با شما موافق هستم. این داستان پول جمع کردن برای ساختن سفارت تو اسرائیل که آقای ویریلون هم باید یه عنوان سفیر در این ساختمان شیک و مدرن زندگی کنند و … بدجوری منو آزار داده (نمی دونم از این داستان خبر داری یا نه). در ضمن شرکت کردن آقای رائل در مسابقات اتومبیلرانی هم که می دونی خیلی خرج داره خیلی خیلی بوداره! من به دنبال اسپانسر مالی ایشان تو مطالب انجمن های رائیلیان گشتم ولی چیزی پیدا نکردم.
      ولی به گفته علی، داستان ایشان نسبت به سایر داستان هایی که ادیان کلاسیک نقل می کنند، با توجه به دانسته های زمان ما باورپذیر تر است. البته جای تعجب هم نیست. در طول تاریخ همواره انسان های فراوانی بوده اند که ادعای ارتباط با غیب و نیروهای فرازمینی داشته اند که نام آنها پیامبر بوده است. همزمان با ظهور محمد در شبه جزیره عرب، صدها نفر در همین منطقه ادعای پیامبری و ارتیاط با نیروی مافوق انسان داشته اند. حال به چه دلیل از بین هزاران هزار مکتب و مدعی تعداد فرقه ها و ادیان زنده از تعداد انگشتان دست فراتر نمی رود، خود موضوعی است که از حوصله این کلام خارج است. فراموش نکنیم که مقبولیت عام یا تعداد پیرو به هیج دلیل نمی تواند دلیل بر حقانیت یک عقیده باشد. ( ظریفی می گوید دموکراسی مانند رای گیری بین ده گرگ و یک گوسفند برای انتخاب شام می باشد 🙂 )
      در اعصار نخستین و پیش از کشف آتش، انسان ها رعد و برق را به عنوان خدا می پرستیدند. در عصر حاضر انسانها نه تنها ترسی از رعد و برق ندارند که در پی مهار انرژی الکتریکی آن در پیل برای استفاده در زمانی دیگر هستند. انسانها پیشرفت کرده اند، دانش آنها افزون تر شده است. پیامبران عصر حاضر هم باید پیشرفت کرده باشند و سخنان آنها نیز باید رنگ مدرتیسم بر تنش خورده باشد وگرنه تعداد پیروان آن بسیار اندک خواهد بود. به عنوان مثال «دیوید کوروش» که ادعای ارتباط با مسیح و خدا داشت (نه بشقاب پرنده و موجودات فرازمینی) و ادعا می کرد آخرین پیامبر خداست یه هنگام محاصره توسط اف.بی.آی در مزرعه ای که به همراه پیروانش در آن با هم زندگی می کردند کمتر از صد نفر پیرو در کنارش بودند.
      طبیعی است که اگر کسی که بخواهد در زمان حاضر ادعای پیامبری بکند (و اندکی هم هوش داشته باشد 🙂 ) به سراغ موجودات فرازمینی، جهش های ژنتیکی، سفر در زمان و … خواهد رفت. تعداد آنها در حال حاضر هم کم نیست. نمونه موجود آن در این وبلاگ «آلایا» می باشد.
      به نظر من حداقل کاری که ما می توانیم انجام دهیم بحث «منطقی» بر روی ادعاهای مطرح شده در این وبلاگ می باشد.
      و اما گفته های شما.
      1. به چه دلیل قکر می کردید که رائل از مکالمه با پیامبران صرف نظر خواهد کرد؟
      2. نقطه ضعف اصلی چه بود؟
      3. با چه استدلالی شما معتقد هستید که روح حتما وجود دارد؟ (من هم زمانی به وجود روح ِ انسان اعتقاد کامل داشتم. ولی دوست عزیز، اعتقاد و استدلال تفاوت بسیاری با هم دارند. اگر من بدور از هر استدلالی تنها اعتقاد به وجود روح داشته باشم، از دیدگاه منطق نمی توانم اعتقاد کس دیگری مبنی بر انکار وجود روح را دلیل رد نظر وی قرار دهم)

      • بله اقا پیمان گُل اگه بخواهیم موضوعاتی که شما بهش اشاره کردید رو منطقی بهش نگاه کنیم باید بگم که دو/ سوم مطالب شما پوچه چون داریدهمان باور اکثریت که خودتون هم بهش اشاره کردید رو دنبال میکنید. بابت مطالبتون متشکرم

      • سلام پیمان عزیز راستش من دیگه کلا به این شخص فکر نمیکنم البته از اولش هم هیچ وقت توجهم رو خیلی جلب نکرد، ولی یک احتمالی هم که وجود داره که خیلی هم بعید نیست اینه که این فرد واقعا هر چیزی که دیده و تجربه کرده گفته منتهی اون موجودات در حال سواستفاده هستند، متنهی همونطور که شما گفتین این باورپذیرتز بودنش احتیاط بیشتر رو ایجاب میکنه که در جواب علی گرامی هم بیشتر گفتم. اما در مورد الایا من در مورد اهل اندرومدا بودنش و چیزهایی که راجع به موقعییت فضایی میگه نمیدونم ولی واقعا خیلی حرفهای درستی میزنه و به هر حال حرفهای سطحی نیست و هنوز هم خوشبختانه روی زمین پایگاه و دم و دستگاه ایجاد نکرده ولی هر کی هست خیلی به موقع اومده شاید تنها احتیاطی که بشه در موردش کرد اینه که اگر کسی روی چاکرای قلبش و فرستادن انرژی عشق تمرکز میکنه برای الایا یا شخص خاصی نفرسته(البته اینها نظر من هستند)
        در مورد سوالاتی که از من کردین در جواب سوال اول باید بگم بیش از هر چیز دیگه یک حس درونی بود و به نظرم به جای خیلی عظیم و حساسی رسیده بود و خیلی مهم بود که قراره بقیشو چی بگه و راستشو بگم خیلی دم دستی و خنده دار نوشته شده بود و اینکه اگر کسی واقعا این شرایط براش پیش بیاد که به این انسانهای همیشه مهم و مطرح روی زمین بربخوره به این سادگی از کنارشون میگذره؟!(من اگه بودم تا بیست و چهار ساعت باهشون کلی حرف و سوال داشتم!)و البته یک نکته ی تکراری دیگه که زیاد بهش در مقالات افراد مسیحی اینچنینی برخوردیم توجه خیلییی بیشتر به مسیح و پیامبران قبلش و خیلییی کمتر به محمد و اسلام که تنها دلیلش همون حد شناخت و اشنایی یک مسیحی معمولی با این دین هست
        نقطه ضعف اصلی هم که بهش اشاره کرده بودم وجود نداشتن روح یعنی اینطور گفته بود که شما میمیرید و بعد از مرگ جسم فیزیکی واقعا مردید و هیچ میشید تا اینکه ما برگردیم و دوباره با استفاده از تکنولوزیمون جسم شما رو بازیافت کنیم و فقط اونهایی که به ما وفادار باشن انتخاب میشن و به سفینه ما میرن(اینجا هم دوباره اشاره و استفاده هوشمندی از جریان دوباره زنده کردن جیسم خاکی در احادیث کرده بود)
        در مورد روح هم چیزهایی که من بهشون ایمان دارم بر اساس تجربیات خودم هست و همچنین حتی استدلال درونی خودم و در کل باز هم تجربیات شخصی خودم البته در این مورد دوستان بسیار داناتر از من اینجا هستند که بر خلاف من بهتر میتونن اینها رو در کلمات و جملات برای شما توضیح بدن و همچنین در مباحث فیریک جدید و مطالب علمی و غیر علمی دیگه هم میشه شروع کرد و در نهایت به نظرم در هر لحظه و آن میشه حسش کرد و به اندازه رشد درونی فهمید

      • علی آقای گل
        هدف من از مطالعه مطالب این وبلاگ و تبادل نظر با دوستان دیگر، انجام چالشی منطقی و بدور از هرگونه تعصب و جزم اتدیشی است (طبیعی است که بنا به ماهیت انسانی، تلاش من خالی از خطا نخواهد بود).
        شایسته تر آن است که با ذکر دلایلتان و همان نگاه منطقی که خود اشاره فرمودید در مورد موضوعات مورد اشاره ی من اظهار نظر فرمایید تا بنوانیم با نکدیگر گفتگو کنیم. اطلاق واژه پوچ به اظهارات یک شخص، آنهم بدون ذکر دلایل گذاشتن نقطه ی پایانی پررنگ (و بسیار بد رنگ) بر هر گونه گفتگو می باشد.

      • سلام پیمان جان اول عذر خواهی میکنم، از نظرخودم یه مقدار تند برخورد کردم.
        حق با شماست من دلایل و … بهتره بیشتر بهش فکر کنم.
        به هر حال از گفتگو با شما خوشحالم. تا بعد بدرود

  9. پیداکردن دروغ از میان حقایق و یا حقایق از میان دروغ ؟ ایا وجود چنین فرقه هایی که گاهی حقایق علمی نیز که هنوز کشف نشده و یا در حال کشف هستند رابروز میدهند و در میان خیل خزعبلات و پارادوکسهای ارائه شده توسط رائیلیان چیزی که از نظر من محرز است تمدنهایی از نوع خاص درصدد احیا نوعی بردگی جدید هستند که …..تمام

  10. من نتنها با کامورا موافقم بلکه عقیده ای جنجالی تر دارم
    1 : هیچ کدام از مسافران ناخوانده فضایی خالق موجود زنده نیستند
    2 : تمام فرقه ها و … ! ساخته موجودات فضایی یا موجودات غیر ارگانیک هستند که برای سلطه بر انسان طراحی شده است
    3 : یهود بیشترین … را بر جوامع بشری تحمیل کرده است

    • عذر میخوام نوید جان میشه بیشتر توضیح بدی که چطور برای سلطه بر انسانها طراحی شدن…؟
      در ضمن من نه مسلمونم نه یهودی نه رائلی و … (بی دینم)فقط میگم داستان رائل از بقیه داستانها قابل درک تره
      حداقل من نمیتونم از چیزی فرمان ببرم که از 6 حس انسانها قابل تشخیص نیست.
      نه تسلطی بر من داره ، نه میتونه جواب منو بده، اخه این خالق چطور مخلوقاتی افریده که نمیتونن بفهمنش؟
      حتی از فیزیکی خودش طراحی کرده تبعیت نمیکنه!
      تصور کن که ما طبق نظریه ریسمان وارد بُعد بعدی از این جهان بشیم بلافاصله میگیم هر چی اینجاس خداس
      یعنی خدا بیماری روانی داره؟ قایم موشک بازی میکنه؟ یا اسکیزوفرنی داره همش میخواد بهش التماس کنیم یا هی بهش اعتماد به نفس بدیم بگیم الله واکبر…!؟
      اصلا واسه چی کتابی نازل کرده که فقط واسه انسانهای 1500 سال پیش تقریبا قابل استفاده بوده؟ آیا اون قادر مطلق نمیتونسته یه خودی نشون بده و یه کتابی بسازه که واسه 2000 سال بعد هم کاربرد داشته باشه؟
      حتما باید این آشوبها رو بسازه که هر کی واسه خودش یه قدرتی تصاحب کنه و یه تفسیری از قران واسه بقیه انسانها بسازه وبیشتر از هم دورشون کنه و باز هم جنگ جنگ جنگ واسه دین؟
      حرف زیاد هست ولی خب نمیشه …

    • آقا ماشالله شما عقایدت خیلی خیلی جنجالی هستند.
      البته جنجال برپا کردن نباید خیلی سخت باشه. بذار من هم یه دو سه دقیقه ای وقت بذارم ببینم تو همین وقت کم چه جنجال های می شه راه انداخت:
      1 : تمام مسافران فضایی اعم از خوانده یا ناخوانده مخلوق انسان های زمیتی می باشند که در قاره آتلانتیس زندگی می کردند.
      2 : تمام فرقه ها و همچنین موجودات غیرارگانیک ساخته و پرداخته همان ساکنان آتلانتیس بوده و دارای هدف خاصی هم نیستند. همینطوری محض تفریح ایحاد شده اند.
      3 : بیشترین … را … بر … ، … کرده است.
      🙂 🙂 🙂
      دوست عزیزم، امیدوارم که از شوخی من ناراحت نشده باشی. ولی گذشته از شوخی، هدفی که از حرف هایم داشتم خیلی مهم هست :
      این وبلاگ محلی برای گقنگوی افرادی است که به رشته ای از وقایع و گفته ها که در حیطه مباحثی مانند ماوراالطبیعه، ماوراقیزیک، غیر زمینیها و … علاقه مند هستند. نقل هر مطلبی هم در اینجا یه هیچ عنوان دلیل بر رد یا قبول آن از طرف هیچ کس نیست. زیرا ماوراالطبیعه اساسا بر اساس دانش تجربی محسوس و تجربه پذیر نیست و اساس دانش کنونی بشر (صرف نظر از مقولاتی چون فلسفه و … ) بر اساس دانش تجربی بنا شده است.
      کنار هم بودن تمام ما به دلیل علاقه ای است که به این موضوعات داریم. این علاقه، این کنار هم بودن و دوستی رسالتی بر دوش تمام ما می گذارد و آن مهم این است که با تمام توانمان بکوشیم تا از تبدیل این وبلاگ به دکان رمالی پیشگیری کنیم. و به نظر من این مهم تنها یا خرد ورزیدن و تعقل تک تک ما ممکن خواهد بود. بهتر است به جای رد بی دلیل و یا قبول بی قید و شرط مطالب، در کنار هم و با کمک یکدیگر به تحلیل منطقی موضوعات بپردازیم و با مطرح کردن سوالات و تعقل و یافتن پاسخ ها، بتوانیم اندکی به حقیقت موضوعات نزدیک شویم.

    • نوید عزیز کاش مطلبی که برای من آپ کردی رو همینجا میزاشتی چرا که فقط من تنها نیستم که … به هر حال 90 درصد باهات موافقم. فقط نمیدونم چرا شما و تعداد زیادی از دوستان تو این وبلاگ حرف آخرتون رو همون اول نمیزنید که ادمو اینقدر از موضوع پرت نکنید.متشکرم به مقدار زیاد

  11. خزعبلات

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: