بایگانی روزانه: مارس 10, 2012

یهوه، فضانوردی باستانی از صورت فلکی خوشۀ پروین ؟

یهوه

فضانوردی باستانی از صورت فلکی خوشۀ پروین ؟

نوشتۀ کن رینز

http://www.premier1.net/~raines/jehovah.html

………….. ……

 

     به نظر می آید که تاج ستاره ای صورت فلکی خوشۀ پروین یا هفت خواهران ، مرکز منظومه های  شناخته شدۀ مرتبط باشد.  با اطمینان گفته شده که یکی از ستارگان این گروه  جایگاه یهوه و مکان بهشت است  .

    خوشۀ پروین ، در مقایسه با مجموعه های دیگر ،از کوچکترین نمونه هایی است  که ابزارهای علمی به پیش چشمان متعجب بشر آورده اند . اما عظمت این صورت فلکی ناشی از اهمیت آن است چون خوشۀ پروین بارگاه خداوند است

رادرفورد ، مصالحات ، 1928 ، صفحۀ 14

 

     در کتاب غیر ارادی *  » فرشتگان و زنان » اشاره ای به » هسپروس » یا ناهید ، ستاره رانده شده از بهشت در بارۀ خواستگاه اصلی او در ستاره ها وجود دارد . هسپروس به آلوما در باره مأوای قبلی خود در بهشت میگوید :

 

     آه  آلوما ، زیبای دوست داشتنی ، از دور به آسمان غرب نگاه کن ، آیا درخشانترین ستارۀ آن گروه را میبینی ؟ همان که به تابناکی و لطافت چشمان توست . زمانی من در آنجا شادمان و پاک میزیستم . من به قلمرو باستانی خود بازمیگردم . من روح ترا دیده ام ….. و از زمین و پستی آن و گناه خسته شده ام . رحم داشته باش  آلوما . (1)

     زمانی که رمان » سئولا «( چاپ شده در سال 1878 ) توسط یک طلبۀ مذهبی در سال 1924  تجدید نظر و منتشر شد ، عقیده عمومی جامعه بر این بود که یهوه یک » وجود »  ابدی در زمان و مکان است . برای مثال به گفتۀ رادرفورد :

 

     یهوه بوده و هست . از ازل تا ابد او خداوندگار ماست …… چه افکار غیر قابل کشفی داشته است در طول تنهایی ابدی خود در عظمت کبریایی اش در گسترۀ زمان و مکان  (2)

 

     در نتیجه رادرفورد معتقد بوده است که یهوه در زمان و فضای بی نهایت و قبل از خلق هر چیزی » زندگی » میکرده است . این یک نگرش رمزآلود در باره مفهوم خداوند است که با عقیده تاریخی مسیحیان و ارتدوکسها در باره خداوند کاملاً تفاوت دارد . از دید این دو گروه خداوند برترین و خالق » همه » چیز منجمله زمان ومکان است . در عقاید ارتدوکس از آنجا که خودش زمان ومکان را خلق کرده پس خود او لایزال و لامکان میباشد.

 

 

 

» یهوه » ی خوشۀ پروین

      رادرفورد طبق گفته های بالا ، عقیده داشت که  یهوه  محدود به مکان و زمان است .و این مکان را در صورت فلکی خوشۀ پروین شناسایی کرد  و مشخصاً اعتقاد داشت که » او » احتمالاً در بزرگترین یا روشنترین ستارۀ این گروه زندگی میکند

     در ماهنامۀ عصر طلایی در پانزدهم آگوست سال 1925 شهر صهیون در بهشت ، مشابه ستارۀ آلکاین در خوشۀ پروین قلمداد شد. ( 3 )

      سپس تا آنجا که علم قادر به درک بوده است ، آلکاین به نظر میرسد که » پادشاهی نیمه شب » باشد در جایی که سیستم جاذبۀ مرکزی داشته و قادر مطلق از آنجا به جهان حکومت میکرده است . (4)

    این نوشته از کتاب » سیز » به نام » معجزه در صخره یا هرم بزرگ مصر» که در سال 1877 منتشر شد برداشت شده است ( که منبع تحقیق برای اهرام شناسی » راسل » بوده است )

     هرم بزرگ به عنوان » شاهد سنگی خداوند » نام برده شده که به خوشۀ پروین و محل زندگی » خدا » اشاره میکند.  

    این ارتباط بین هرم و  صورت فلکی پروین از طرحی بر روی جلد کتاب شروع شد که طرحی از یک هرم و هفت ستاره ( اشاره به خوشۀ پروین ) داشت .

     در این کتاب » سیز » بر اساس تحقیقات قبلی » اسمیت » ادعا کرد که  زمان ساخت هرم ، دروازۀ ورودی آن :    

     اشاره داشت به  ستارۀ قطبی در پایین ترین قوس حرکتش ، در زمانی که خوشۀ پروین به خصوص آلکاین در همان مدار قرار داشتند . (5)

     موقعیت خوشۀ پروین در زمان تکمیل هرم بزرگ مصر یعنی » شاهد سنگی خداوند » بالاترین خصیصۀ آن سازه در قلب مصر بود . به همین دلیل و دلایل دیگر طلاب مذهبی  چرائی خوبی برای اعتقاد به  استقرار بارگاه » خدای یهوه » در خوشۀ پروین داشتند و به دلیل اینکه این صورت فلکی محل زندگی خداوند و بهشت قلمداد شده بود از نظر طلاب شایستۀ تکریم و مطالعه بود ….. (6) .

     اگر جایی در فضای صورت فلکی پروین آستان خداوند است ، بنابراین  این ستارگان مهم ترین دلیل تحصیل ما هستند . (7) 

     در سال 1953 وقتی  جامعه ایمان خود را به مکان زندگی خدا در خوشۀ پروین از دست داده بود ، آنها جهت این » تکریم و عبادت » را به  سمت ستارگان تغییر دادند :

     اگر میخواستیم به خوشۀ پروین به عنوان آستان خداوند فکر کنیم ممکن بود دید نادرستی نسبت به تکریم این گروه سنارگان داشته باشیم  ( سفر تثنیه 4:19 و تواریخ ، 2:6 و 6: 18 ) .(8)

سفر تثنیه  آیات 4 تا 19  (8)

    و  شما نمیتوانید چشمان خود را به سمت آسمانها بالا ببرید و ماه و خورشید و ستارگان را نظاره نکنید که  تمام ارتش بهشت  در تعظیم و خدمت به آنهاست ،….

     پی نوشت سال 1984 میگوید:

   ……در خدمت و » پرستش » آنها است ، ……

 

     دو قسمت دیگر از قطعه سال 1953 که ترجمه اش را آوردیم حاوی این مطلب است  که خداوند نمیتواند در کهکشان  هستی ( موجودیت فیزیکی ) داشته باشد . آنها در عین حال میگویند که خدا و بهشت نامرئی هستند و نمیتوانند با ابزارهای علمی مثل تلسکوپ دیده شوند . به نظر میآید که همین مسئله باور آنها را به اینکه خدا در این جهان وجود دارد قطعی کرده است . اگرچه آنها هنوز بر این باورند که خدا در یک » کالبد » اثیری هستی دارد بنابراین دارای » موقعیت » است و نمیتواند در بیشتر از یک مکآن در آن واحد وجود داشته باشد . این بدین معنا است که آنها اعتقاد دارند که خداوند در شکلی از فضا و مکان » وجود » دارد که خودش خالق آن نبوده است .

 

آیا یهوه یک بشقاب پرنده میراند ؟

از انجایی که یهوه به صورت موجودی در فضای خارجی تر در دوران رادرفورد وجود داشت ، او همانند باورهای سنتی مسیحیان دیگر مافوق و حاضر و برتر نبود. او محدود به جسمی در » فضای خوشۀ پروین » شده بود . » وقتی او فرشتگان را برای ارتباط از فاصلۀ چند سال نوری به زمین فرستاد ، آنها مجبور شدند از فضا به زمین سفر کنند . سفری که در واقع چند روز طول کشید . (9)

آیا  همانطور که عده ای عقیده دارند ، آنها نوعی از سفاین فضایی را برای سفر از خوشۀ  پروین به زمین به کار بردند ؟ یا قادر بودند در فضای بین سیاره ای بدون حفاظ و تجهیزات سفر کنند ؟ آیا  در این مورد وجهه الهی یهوه و فرشتگانش کمی نزدیک به خدایان اریک ون دانیکن نمیشود ؟این موضوع بیشتر به تئوری » فضانوردان باستانی » شباهت دارد که میگوید :   خدایان مذاهب زمینی شامل خدایان عهد عتیق و جدید در واقع بیگانگانی از فضا بودند . ( نگاه کنید به کتاب » خدا یک بشقاب پرنده میراند » نوشتۀ دیون ) (10)

 

 

Revelation–It’s Grand Climax at Hand!, 1988, p. 16.

 

 

 

 

 

Revelation–It’s Grand Climax at Hand!, 1988 p. 121.

 

 

 

 

http://www.seanet.com/~raines/astroman.jpg

فضانوردی در شاتل فضایی ( سمت چپ ) و یهوۀ انسان گونه ( سمت راست )

یهوه قبلاً به وسیلۀ » شاهدان یهوه » به عنوان انسان گونه ای فضایی مشاهده شده بود . آنها حتی باور داشتند که » خداوند » لباس هم به تن داشت . ( مجلۀ عصر طلایی . شمارۀ هشتم سپتامبر 1926 . صفحۀ 777 )

ویلیام النور در کتاب جدیدش » یوفو ها در پیامهای فرازمینی عصر جدید و حقیقت کتاب مقدس » رابطۀ بین عقاید » نیو ایج » و معتقدان به وجود بشقاب پرنده ها را بررسی میکند و ذکر میکند که گاهی تشابهاتی بین این دو تفکر در بارۀ ارتباط » بیگانگان » با انسان در دنیای امروز و از طریق روشهای غیر متعارفی مثل تله پاتی یا تسخیر یا نوشته های خود بخودی وجود دارد . در این روشها خیلی از بیگانگان میگویند که ( حدس بزنید : ) از خوشۀ پروین (11)  آمده اند که مطابق با نوشته های اریک ون دانیکن و بقیه است . (12)

من اینجا سعی ندارم ادعا کنم که یهوه یکی از فضانوردان کهن بوده است یا بگویم که مجمع چنین اعتقادی دارد . اما مجمع و » نیرویی » که بانی نوشته شدن » فرشتگان و زنان » بوده ؛ یهوه و فرشتگانش را بسیار نزدیک به این تئوری تعریف کرده اند که شباهت بسیار با تئوری » بیگانگان فرازمینی » و » برادران فضایی » (13) دارد .اگر کسی این تئوری را باور داشته باشد میتواند دلایل زیادی در کتاب » فرشتگان و زنان » و نشریات اولیۀ مجمع پیدا کند . (14)

 

هسپروس از فضا آمد

 

هسپروس فرشتۀ تبعیدی در کتاب » فرشتگان و زنان » ادعا میکرد که از یک منظومه در فضا آمده است . به گفتۀ او ، مجموعه ای که مبدأ او بوده در طرف غرب آسمان قرار داشته است . این شباهت به نظریۀ مجمع دارد که میگفت » بهشت در خوشۀ پروین است » ولی به گفتۀ کتاب » عصر طلایی » خوشۀ پروین در شمال آسمان قرار دارد :


»  به نظر میآید انجیل  تخت پادشاهی خداوند در بهشت را جایی که ما به آن شمال میگوییم ، و نزدیک خوشۀ پروین است ، میداند .»

کتاب ایوب ، جزء 31 تا 38  (15)

 

البته به اعتقاد من اینجا اشاره به » نیمکرۀ شمالی » است و نه خود » شمال » . به دلیل اینکه خوشۀ پروین در فصل بهار در نیمکرۀ شمالی دیده میشود .

به نظر میآید که کتاب » فرشتگان و زنان » میخواهد روشن کند که  فرشتگان تبعیدی از سیاره  های  خودشان آمده  و در نتیجه همه » ساکن » خوشۀ پروین نبوده اند .(16) 

به نظر من بر خلاف تمام این مطالب گفته شده ، نظریۀ قدیمی که خدا را متعالی تر از زمان و مکان میداند با کتاب مقدس و علم هم خوانی بیشتری دارد .

علم فیزیک و خدا

به گفته فضانورد » هیو راس » خداوند انجیل با تعریف قدیمی متعالی و» شخصی » ، تنها خداوند در ادیان مختلف است که با اطلاعا ت فعلی در باره مبدأ هستی تطبیق دارد . (17 )  باقی که شامل خدایان شاخه های مسیحیت مثل مورمن ها و …. و نظرهای خاص مثل تئوریهای ون دانیکن و دایان و ….. با این دلایل انطباق ندارند .

نظریۀ نسبیت اینشتین به خلق انرژی و ماده در جهان اشاره کرده است . اینشتین بر اساس بررسی های خود بر این نظریه اطمینان پیدا کرده بود که خدا وجود دارد . البته به دلیل اینکه در گفتگو با روحانیان ، پاسخی برای مسئلۀ شرع و اختیار در برابر سرنوشت و جبر دریافت نکرده بود ، مسئلۀ اینکه خداوند به صورت شخصی برای تک تک انسانها تعیین تکلیف میکند را نفی کرد .

از سال 1966 تا 1970 سه فیزیکدان معروف انگلیسی ، استفن هاوکینگ و جرج الیس و راجر پن رز ، معادلۀ نسبیت کلی برای زمان و مکان را حل کرده و نشان دادند که در ابتدای خلقت ، همراه با ماده و انرژی ، » زمان » هم در فضا شروع شده است . با توجه به تئوری ماده به نظر می آید که حداقل  ده  بعد زمانی و مکانی برای خلق ماده در این جهان لازم باشند . در نتیجه هرکسی یا چیزی که مسئول خلق این دنیا بوده ، باید بتواند در این ده بعد فعالیت کند  . این مدرکی است برای نشان دادن اینکه خداوند هم متعالی و هم شخصی است و محدود به خدایان خوشۀ پروین یا مورمون ها یا خدایان فضانورد باستانی دایان و ون دانیکن نیست .

کتاب مقدس

خدای کتاب مقدس هم به  عنوان یک خدای متعالی و شخصی و توانا و قادر توصیف و در مقام خالق همه چیز منجمله خوشۀ پروین توصیف شده است . او جهان و فضا ( کتاب پادشاهان 1 ، جزء 8:27و تواریخ 2 ، جزء 2:18 )  را به تنهایی ساخته و بنابراین لامکان و لا یزال و حاضر( مزامیر 139 ، جزء 7:11 و ارمیا 24 ، جزء 23 و اعمال 28 ، جزء 17:27 )  میباشد .

به دلیل اینکه خداوند کتاب مقدس خالق همه چیز است پس خالق زمان هم هست و خود  نامیرا و ابدی است ( کولسیانس  1:17 و تیموتائوس ، نامۀ دوم 1:9 و تیتوس 1:2 و مزامیر 1: 16 . علاوه بر این خداوند بی نیاز ( مزامیر ، 147:5 ) بوده و به مخلوقات خود برای گرفتن اطلاعات در بارۀ فضا و مکان ، احتیاج ندارد .

نتیجه

فکر میکنم به راحتی میتوانیم نتبیجه بگیریم که تقاوت بزرگی بین تئوریهای رادرفورد ، جوزف اسمیت ، دایان ، ون دانیکن و باقی تئوریسین ها در بارۀ خدا به عنوان یک  خوشۀ پروینیِ  وابسته به زمان و مکان و نظر انجیل به عنوان خدای بی نهایت  ، ابدی  ، بی نیاز ، لایزال و لامکان وجود دارد . این دو نظریه دو دید بسیار متفاوت هستند . تفاوت آنها در واقع تفاوت بین خالق و مخلوق و بین بیگانگان » شر » و خدای بزرگ و رحیم است . ( مکاشفۀ یوحنا ، 1:8 ) (18)

 

توضیح مترجم

* متن غیر ارادی  : نوشته هایی که بر اثر تلقین نیروئی خارجی و بدون ارادۀ شخص نویسنده نوشته میشود . در این موارد نویسنده با تلقین و فشار یک نیرو خارج از بدن خود و بی اراده مطالبی را مینویسد .

 

منابع و پی نوشتها

 

 

1. J. G. Smith, Angels and Women, (AB Abac Co., NY), 1924 p. 91.

2. J. F. Rutherford, 1928 Yearbook of the International Bible Students Association, Daily Texts and Comments, January 1.

3. The Golden Age, Aug. 15, 1925 p. 755.

4. Charles Taze Russell, Millennial Dawn, Vol. 3: Thy Kingdom Come, 1891 p. 327. This quote is from Seiss› Miracle in Stone or The Pyramid of Egypt, 1877 p. 91.

5. Joseph Seiss, Miracle in Stone or The Great Pyramid of Egypt, 1877 (second edition, 1878), p. 83. Material in brackets mine.

6. The Golden Age, Sept. 10, 1924 pp. 793, 794.

7. Ibid., p. 794.

8. The Watchtower, Nov. 15, 1953 p. 703.

9. For documentation and a discussion of this see Duane Magnani’s book The Heavenly Weatherman, 1987 pp. 197-287. This has the most complete discussion available of the Society’s former belief that Jehovah lived in the Pleiades. Available from Witness, Inc. and JW Research.

10. Other Works in this genre are; W. Raymond Drake, Gods and Spacemen of the Ancient Past; Alan and Sally Landsburg, The Outer Space Connection; Erick von Daniken, Chariots of the Gods?; Gods From Outer Space.

11. UFO’s in the New Age, William Alnor, (Baker Book House),1992 pp. 29, 108, 165, 168, 172, 206.

12. Erich von Daniken, Chariots of the Gods?, 1969 p. 56; W. Raymand Drake, Gods and Spacemen of the Ancient Past, 1974 pp. 49, 116, 117.

13. I take the position that much of the UFO phenomena and «extraterrestrials» are occultic and demonic in nature. See SCP Journal, vol. 17, no. 1, 2, 1992, «Alien Encounters» ; Hugh Ross, «UFO’s &endash; The Mystery Resolved,» Reasons to Believe [Video].

14. Examples in Angels and Women; the unidentified flying «object» above the treetops carrying the Devas on p. 36, the «flash of light» from the sky that killed Cheros on pp. 58, 59, Hesperus claiming to be from a cluster of stars on p. 91.

15. The Golden Age, May 16, 1928 p. 540.

16. Angels and Women, pp. 149, 150

17. Hugh Ross,The Creator and the Cosmos &endash; How the Greatest Scientific Discoveries of the Century Reveal God, (Navpress), 1993. This book presents scientific evidence that God is personal as well.

18. I may be exaggerating here to make a point, but I do believe though that the Watchtower’s conception of Jehovah has at times gone beyond merely «anthropomorphic» to humanoid. There is much more on this issue that could be documented. If there is room, the next issue of this journal will have part two on the parallels in the beliefs of the ancient astronaut theory and the Society’s conception of Jehovah as a Pleiadian humanoid

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از رهای عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: