نقش بشقابهای پرنده در جامعه جهانی آینده


نقش بشقابهای پرنده در جامعه جهانی آینده

با نقدی بر مقاله:

بشقاب پرنده محصول مکانیک کوانتمی نسبیتی فیزیک امروز*

به نام او که علیم است و حکیم است و ودود

اشاره: نویسنده محترم در مقدمه علت نوشتن مقاله خود را انجام وظیفه ذکر کرده است. از آنجا که نگارنده این سطور نیز اشکالها و ایرادهایی بنیادین در این مقاله یافت بر خود فرض دانست ضمن نوشتن این نقد نکاتی مهم و اساسی را در ارتباط با آینده جامعه  جهانی از دیگاه دین و دانش به آگاهی حقیقتجویان برساند.

  1. در آغاز ایرادی بر عنوان مقاله وارد است زیرا عبارت «مکانیک کوانتمی نسبیتی فیزیک» مفهوم نیست. با مطالعه مقاله و با توجه به اینکه صرفا دو دانش «مکانیک کوانتم» و فیزیک نسبیتی» در فرهنگ واژگان علمی یافت شد و نه دانشی با چهار واژه به نظر میرسد که عبارت بالا باید چنین باشد: «مکانیک کوانتمی و فیزیک نسبیتی «
  2. نویسنده در آغاز مقاله به انگیزه خود از نوشتن مقاله میپردازد:

– دیده شدن مکرر بشفابهای پرنده

– وجود مقاله های متعدد در این زمینه

– فریب عوام الناس

آیا دیده شدن مکرر چیزی یا مشاهده نوشته های فراوان پیرامون موضوعی موجب نوشتن مقاله میشود؟ همچنین عنوان دادن عوام الناس به کسانی که آنها را یوفو میدانند و نه آیفو درست نیست.

  1. سپس جمله ای آمده است بدین گونه: «به مصداق آیه 59 سوره انعام که کلید رمز ساختن ابزارآلات علمی در آیات متعدد قرآن کریم خصوصا آیات سوره مبارکه طه آمده است» که نگارنده چون نتوانست با اضافه کردن برخی واژه ها این جمله را قابل فهم کند به قرآن کریم متوسل شد ولی بازهم از آیه مورد اشاره و سوره مورد نظر که اولی مربوط به احاطه علم الهی بر تمام اجزاء کیهان و دومی مربوط به ورود کلیم الله به وادی مقدس است چیزی دستگیرش نشد
  2. سپس جمله ای دیگر: «از صاحبنظران و اندیشمندان تقاضا دارم در صورت عدم قبول تئوری های ذیل نظرات خود را با ذکر مستند برای نویسنده ارسال کنند.»
  • واژه تئوری مفهوم نظریه علمی را میرساند و اطلاق آن بر نظر شخصی درست نیست.
  • چنانکه در پی خواهد آمد نویسنده نظری ارائه نکرده بلکه خواسته است انگیزه و دلیل نوشتن مقاله خود را توجیه کند که موفق به انجام آن نشده است.
  1. مقاله با این تیتر شروع میشود: «بشقاب پرنده یکی از دستاوردهای تکنولوژی فیزیک امروز» یعنی در اصل همان عنوان مقاله و همان چیزی که هدف نهایی نویسنده است در آغاز مقاله بدیهی فرض میشود و تیتر میخورد که این کار با اصول نویسندگی همخوانی ندارد. ولی جالب است که این تیتر با مطالب آن همخوانی ندارد و تنها تاریخچه ای از علوم محض در جهان معاصر است و در نهایت به انرژی منفی میرسد و به سندی استناد میکند که در سال 1989 انسان امروزی توانسته است پلاسمای با انرژی منفی را بسازد.
  2. در بخش میانی مطالب این تیتر نویسنده انفجار عظیم تونگوسکای سیبری را شرح میدهد و می افزاید برخی دانشمندان عقیده دارند که این انفجار از برخورد جرم با انرژی منفی با ماده معمولی صورت گرفته ولی اشاره ای به نظر دانشمندان مبنی بر اینکه این واقعه به موجودات فضائی مربوط میشود نمیکند زیرا با هدف نویسنده منافات دارد.
  3. نویسنده در پایان این بخش میافزاید: «فیزیکدان معروف و نابغه جهان استفان هاوکینگ در تاریخ دهم مهرماه 1374 اعلام کرد که سفر در زمان(طی الارض) امکان پذیر است و اگر مکانیک کوانتمی را با نسبیت اینشتین ترکیب کنیم امکان ساختن وسیله ای که سفر در زمان را میسر کند وجود دارد».

در این موضوع چندین مطلب نهفته است که در بخشهای بعدی و در موقع خود به آن خواهیم پرداخت.

  1. تیتر دوم: «اثبات وجود بشقاب پرنده ها» این تیتر و مطالب آن جز پرکردن صفحه روزنامه چیزی را به اثبات نمیرساند. زیرا وجود آنها از بدیهیات است و همواره  مشاهده اشیاء نورانی و تعداد آنها حتی در آمارهای رسمی آمده است.
  2. بخشی از مظالب این تیتر که ربطی به تیتر ندارد اطلاعاتی را به دست میدهد که در اصل ناقض ادعای نویسنده است:

یکی از اعضای مجمع علمی فرانسه: «به ما مردم قرن بیستم در برابر بشقابهای پرنده همان حالت روانی دست میدهد که برای سرخپوستان هند به هنگام دیدن تفنگها. (گفتنی است که کشور هندوستان سرخپوست ندارد و در ترجمه اشتباهی صورت گرفته. منظور نویسنده متن اصلی سرخپوستان آمریکا بوده است که به آنها ایندین میگویند و نام یکی از ایالتهای ایالات متحده آمریکا نیز ایندیاناست که مقر اصلی سرخپوستان آمریکاست- نگارنده) کسانی که بشقابهای پرنده را ساخته اند همه اسرار پیچیده اتم را دریافته اند». سخن این دانشمند نظر نویسنده مقاله را کاملا ردمیکند زیرا:

–         وقتی این دانشمند میگوید ما مردم قرن بیستم منظورش تمام انسانهای این قرن است. پس آن کسانی که آنها را ساخته اند بایستی جزء انسانهای این قرن نباشند بلکه از زمان خود جلوتر باشند.

–         وقتی این دانشمند میگوید سازندگان بشقابهای پرنده همه اسرار پیچیده اتم را دریافته اند. منظورش این است که ما هنوز از انجام چنین کاری ناتوانیم.

–         نویسنده پیشتر یاداورشد که فیزیکدان معروف استفان هاوکینگ گفته است: «اگر مکانیک کوانتمی را با نسبیت اینشتین ترکیب کنیم امکان ساختن وسیله ای که سفر در زمان را میسر کند وجود دارد». پس نتیجه میگیریم که این کار هنوز توسط انسان امروزی صورت نگرفته است. اگر صورت گرفته باشد توسط چه دانشمندان مبرزی و در کجای زمین؟ آن دانشمندانی که نویسنده ادعا میکند به طور محرمانه آنها را ساخته اند مگر نبایستی همین دانشمندان مبرز فیزیک باشند که نویسنده از آنها نقل قول میکند؟ در حالی که آنان خود اعتراف به ناتوانی میکنند.

نویسنده سپس به واقعه رزول اشاره میکند و ظاهرا منبع کاملی در اختیار نداشته است تا آگاهی های بیشتری در مورد آن به خواننده ارائه دهد. وی سفینه متلاشی شده در رزول واقع در نیومکزیکو آمریکا را نیز ساخته آمریکا میداند درصورتی که مؤسسه تحقیقات ملی آمریکا گزارشی را منتشر کرده است که پرده از روی ابهامهای بسیاری در مورد بشقابهای پرنده برمیدارد و واقعه رزول را شرح میدهد. (بشقاب پرنده – ترجمه حمیدرضا جودیر- انتشارات فرشید- زمستان 72)

در مقدمه این گزارش میخوانیم که: «در زمستان 1984 شبکه سراسری تلویزیون و رادیوهای آمریکا سکوت خود را درباره آنچه که مدتهای مدید از پخش آن منع شده بودند شکستند. بار دیگر گزارشهای مربوط به بشقابهای پرنده را پخش کردند. سیل گزارشهای مستند از نیویورک کتمان موضوع را دیگر ناممکن ساخته بود».

در این گزارش نیز میخوانیم که قطعات باقی مانده از بشقاب پرنده واقعه رزول اجسامی هستند به سبکی و سختی بسیار که انسان هنوز نمیتواند چنین ماده ای را پس از گذشت پنجاه سال از این واقعه تولید کند. آیا این امکان وجوددارد که آمریکا این ماده را پنجاه سال پیش تولید کرده و تاکنون پنهان نگه داشته باشد؟ اصولا چنین کاری معقول به نظرمیرسد؟ تولید چنین ماده ای میتواند تحولات عظیمی را در تمام صنایع مهم جهان به وجود آورد. آیا میتوان به خاطر مصلحت از چنین نیروی مادی متحول کننده و بسیار استراتژیک چشم پوشید؟

  1. نویسنده ضمن برشمردن موارد دیده شدن بشقابهای پرنده نمونه جالبی را که بازهم ناقض نظر وی است نقل میکند(که در گزارش مؤسسه تحقیقات ملی آمریکا نیز آمده است) و آن مشاهده این اشیاء توسط آرمسترانگ و آلدرین یک روز پیش از فرودشان بر کره ماه است. آن هنگام که برای پژوهش پیرامون شکل کره ماه در اطراف آن گردش میکردند. آنان در حالی که صدایشان از شبکه سراسری رادیو تلویزیون پخش میشد گزارش دادند که: «یک جسم نورانی به سفینه ما نور افکنده است. این جسم نورانی بسیار حیرت انگیز است. چیزی نمیفهمیم. این نور از همه پوشش های سفینه نفوذ میکند و خود سایه ندارد. واقعا عحیب است».

آیا این تکنولوژی بسیار پیشرفته که سفینه آپولو 11 در آن زمان (1969) در برابر آن سر تعظیم فرود آورده میتواند مربوط به ابرقدرتها باشد؟ کدام ابرقدرت؟ ابرقدرتی که با فرستادن آپولو 11 افتخار فرود اولین انسانها را بر روی کره ماه برای خود کسب کرده و به آن میبالد یا رقیب او که در آن زمان نتوانسته بود حتی چنین افتخاری را به دست آورد؟

  1. پس از ادامه مطلب زیر عنوانهای رؤیت بشقاب پرنده ها در ایران و خصوصیات و شکل ظاهری بشقابهای پرنده که تنها برای اطلاع رسانی مفیدند و بار استدلالی ندارند و در حالی که دو سوم مقاله به پایان رسیده است تازه نویسنده در مقام استدلال برآمده و به آزمایش عجیب و محرمانه آمریکا در سال 1943 در فیلادلفیا میپردازد و از قول دکتر والنتین جمله هایی را پیرامون تأثیر میدان های الکترومگنتیکی بر روی یک کشتی سرنشیندار میآورد. و در پایان جمله ای میافزاید تا آن آزمایش را به موضوع بشقابهای پرنده پیوند دهد. جمله این است: «و چهار سال بعد از سال 1947 میلادی به بعد بشقاب های پرنده در منطقه مثلث برمودا و حوالی آن دیده میشوند». این بود تنها استدلال مندرج در این مقاله آن هم به این صورت.

گفتنی است این آزمایش محرمانه یکی ز آزمایشهای استراتژیک آمریک بوده و نمیتوان آن را به بشقابهای پرنده نسبت داد. بویژه آنکه در طول جنگ دوم جهانی صورت گرفته و میتواند با تولید بمب هیدوژنی مربوط شود.

  1. نویسنده سپس مطالبی علمی را در باب عناصر جدول مندلیف یاداورمیشود که اگر آنها را به طور منطقی کنار یکدیگر بچینیم به این نتیجه میرسیم که ابرقدرتها به عنصر 116 دست یافته و در ساخت بشقابهای پرنده به کار برده اند!! که اگر چنین میبود تحولی عظیم در تمام شؤون زندگی ما انسانها رخ داده بود.
  2. تیتر پسین چنین است: بشقابهای پرنده آخرین اسلحه و وسیله جاسوسی ابرقدرتها در آستانه ورود به قرن بیستم.

–         آستانه وردود به قرن بیستم را میتوان آخرین دهه از قرن نوزدهم یعنی از 1890 تا 1900 دانست که این تاریخ حتی با گفته های پیشین نویسنده منافات دارد.

–         در زیر این تیتر نویسنده پس ازبیان این جمله که نمیتواند جمله درستی باشد: «تکنولوژی فیزیک امروز یعنی کوانتم مکانیک نسبیتی از سال 1928 میلادی پا به عرصه جدیدی گذاشت» دوباره تاریخچه ای از فیزیک را نقل میکند که در مقدمه نیز آورده بود.

–         سپس جمله ای غیر علمی و غیر منطقی را بیان میکند: «خیلی از مردم دنیا معتقدند که بشقابهای پرنده هواپیماهای جاسوسی جدید آمریکا هستند». و بدین ترتیب هدفی را که در طول مقاله خود دنبال میکرده به این دلیل که نتوانسته است به اثبات برساند با این جمله ثابت شده فرض میکند.

  1.   نویسنده در دو موضع جمله ای از اینشتین را نقل میکند به گونه ای که القاء شود نامبرده نیز اعتقادی به یوفو نداشته است: «گروهی که بشقابهای پرنده را در دست دارند یک تیره از انسانهای خاکی هستند».

آیا عبارت «یک تیره از انسانهای خاکی» مفهوم ابرقدرتها را میرساند؟ اگر چنین بود بایستی اینشتین خود در رأس آن تیره باشد. زیرا که نابغه بلامعارض زمان خود بود و در آن صورت چنین جمله ای را بیان نمیکرد.

یک تیره از انسانهای خاکی میتواند به ابرمردان الهی در گوشه ای پنهان از کره خاک یا زمینی هایی پنهان از چشم ما و یا فرازمینی هایی که از نسل زمینی ها باشند اطلاق گردد.

بویژه خوب است بدانیم اینشتین در آخرین رساله علمی خود با عنوان «دی ارکلارونگ» (Die Eklarung)  به معنای بیانیه که در سال 1954 در آمریکا به زبان آلمانی نگاشته است اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح داده و آن را کاملترین و معقولترین دین دانسته است.

این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه وی با آیت الله العظمی بروجردی است. وی در این رساله نظریه نسبیت خاص خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از کتابهای شریف نهج البلاغه و بحارالانوار تطبیق داده و نوشته است که در هیچ مذهبی چنین احادیث پرمغزی یافت نمیشود. وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه پیچیده نسبیت را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان آن را نفهمیده اند.

  1. پس از چند سطر نویسنده دوباره ادعای خود را بدین صورت تکرارمیکند: » آمریکا ساخت بشقابهای پرنده را منکر شده بود تا اینکه در سال 1373 بالاجبار یکی از بشقابهای پرنده ابتدائی خود را به معرض نمایش گذارد». سپس ویژگیهایی برای این به اصطلاح بشقاب پرنده ارائه میدهد که با ویژگیهای یک هلیکوپتر یا یک هواپیمای جاسوسی بیشتر همخوانی دارد: سرعتی معادل 60 کیلومتر بر ساعت!!!
  2. نویسنده دوباره اشخاص و حتی دانشمندانی را که امکان نسبت دادن بشقابهای پرنده به فرازمینی ها را رد نمیکنند ساده لوح تلقی کرده و با ژستی عالمانه مینویسد: «سالها بود که ساده لوحان را فریب داده بودند که بشقاب پرنده از کرات دیگر به زمین میآید…» و با آوردن نمونه ای از ابعاد مسافتهای کیهانی این امر را غیرممکن میشمارد و فراموش میکند که ناقض این نظر خود را پیشتر با نقل نظرهای استفان هاوکینگ و سفر در زمان و طی الارض آورده است.
  3. پس از این مطلب است که نویسنده در مقام نتیجه گیری از بحثهای خود برامده و مینویسد: «بنابر این به احتمال زیاد و قریب به یقین میتوان گفت و ادعا کرد(که پیشتر چندین بار چنین ادعایی کرده بود) بشقاب پرنده ها همان طور که شواهد(کدام شواهد؟ – نگارنده) نشان میدهد توسط خود انسانهای روی زمین با توسل به قوانین فیزیک امروز ساخته شده و به عنوان آخرین اسلحه و وسیله جاسوسی ابرقدرتها به کار گرفته میشود»

امروزه ماهواره ها بیشترین اطلاعات را که کاربردهای گوناگونی در تمام زمینه های زندگی انسان از جمله نظامی دارند به دست میآورند. حال این سؤال پیش میآید که  بشقابهای پرنده چه نوع اطلاعاتی را میتوانند به دست بیاورند که از اطلاعات ماهواره ها و هواپیماهای جاسوسی از نظر استراتژیک مهمتر و سری تر باشد؟

این سؤال را نویسنده برای اثبات ادعای خود بایستی پاسخ میگفت. درحالی که وی در پایان مقاله خود علت پنهان نگه داشته شدن تکنولوژی بشقابهای پرنده توسط ابرقدرتها را عقب نگهداشتن کشورهای جهان سوم عنوان میکند. درصورتی که سیاست کشورهای پیشرفته نسبت به صدور تکنولوژی همواره این بوده است که پیشرفته ترین هرنوع سلاح یا کالای استراتژیک را نزد خود نگه دارند و سطوح پایین تر را به دیگر کشورها بفروشند هرچند هواپیمای جاسوسی آواکس باشد.

  1. سپس ادعا میکند خلبانان و پژوهشگرانی که موضوع بشقابهای پرنده را دنبال میکرده اند به شیوه هایی از میان رفته اند و مثالهایی میزند که با ادعا همخوانی ندارد بویژه آنکه هیچگاه گزارش نشده است که یوفوها به انسان ها زیان وارد کرده باشند بلکه همواره با آنان با بزرگواری برخورد کرده اند.(مانند شیری که موشی با دمش بازی کند. مگر او را کلافه کند که جزایش را میدهد)
  2.  پس از این مطلب دوباره عنوان مقاله و نیز گفته استفان هاوکینگ در مورد سفر در زمان را تکرار میکند.

چرا نویسنده برای بار سوم (آغاز- میانه و اکنون در بخشهای پایانی مقاله) این اگر علمی را تکرار میکند. پاسخ میتواند این باشد که وی «اگر» موجود در جمله هاوکینگ را نادیده گرفته و میخواهد تلقین کند که اگر قطعیت یافته و ساخت بشقابهای پرنده توسط ابرقدرتها صورت گرفته است.

  1. تیتر بعدی: «مقر استقرار و محل اختفای بشقابهای پرنده». در اینجا نویسنده پس از نقل نظر برخی دانشمندان مبنی بر اینکه در اطراف مثلثهای برمودا و شیطان بشقابهای پرنده به وفور دیده شده اند مینویسد: «شکی نیست ک مقر اصلی بشقابهای پرنده در این دو منطقه است.»

حتی اگر بپذیریم این دو مثلث مقر اصلی آنها در کره زمین باشد باز هم از این پذیرش این نتیجه را نمیتوان گرفت که این مثلثها به ابرقدرتها تعلق دارند. همان گونه که پیشتر بیان شد می تواند به ابرمردان الهی- زمینی های پنهان از چشم ما و حتی به فرازمینی ها تعلق داشته باشد.

درجایی که شگفتی های هرمهای سه گانه مصر تاکنون در پرده ای از ابهام باقی مانده و بزرگترین متفکران و دانشمندان جهان هنوز نتوانسته اند به کنه وجود سازندگان آن پی ببرند چگونه و در چه تاریخی آمریکا و یا ابرقدرتی دیگر توانست به زیر آب رود و چنین هرم عظیمی را که «شبیه هرم خئوپس در مصر» است بنا نهد؟ تاریخ رخدادهای سهمگین این مثلثها به قرون گذشته بازمیگردد. در آن روزگاران که ابرقدرتی به معنای امروزین وجود نداشت. تاریخ بنیانگذاری آنها که مقوله ای جداست و خیلی مانده است تا ما بدانیم!!

از سوی دیگر نویسنده با این گونه نسبت دادن کارهای سترگ به ابرقدرتان سیاسی کنونی آنان را به قدرتهای فوق بشری(بشر امروزین با دانش امروزین) تبدیل کرده است. اگر چنین میبود آنان میتوانستند تمام کره زمین را به تسخیر خود دراورند و دیگر نیازی به  پنهانکاری و مقوله هایی همچون سیاست و دیپلماسی نبود.

معمول است که ابرقدرتها توانایی های علمی و نظامی خود را به رخ یکدیگر میکشند ولی کم و کیف آنها را پنهان نگه میدارند. پس چه دلیلی دارد که ابرقدرتی به نیرویی شگفت دست یافته باشد و آن را پنهان دارد. گذشته از اینکه در این دنیای پرهیاهو و جاسوسهای چندجانبه پنجاه سال پنهانکاری تنها یک فرض تخیلی بیمارگونه است.

اخلاف بانیان تمدن نازکا واقع در پرو که تا قرن هفتم میلادی(ظهور دین اسلام و نزول قرآن) میتوانسته اند در فضا حرکت کنند و برای خود فرودگاهی برروی زمین داشته باشند برای نسبت دادن بشقابهای پرنده شایسته ترند تا ابرقدرتهای امروزی.(بازگشت به مقاله خانم دکتر ریچ در مجله پیام یونسکو آذر 65)

***      ***      ***

انسان امروزی باید توجه بیشتری به تاریخ تمدنهای کهن روی زمین داشته باشد و گذشته خویش را ارزیابی کند تا خود و جایگاه خویش را در این کیهان پهناور بهتر شناسایی کند. باید دانست تمام این آثار شگفت و این تکنولوژی های شگفت انگیز بشقابهای پرنده- اهرام سه گانه مصر و مثلثهای برمودا- شیطان- اژدها و تمدنهای آتلانتیس- نازکا- آزتک- مایا و… همه می تواند مربوط به موجود ناطق دیگری غیر از انسان باشد. البته در صورتی که تصور نکنیم موجود ناطق دیگری جز انسان در این کیهان پهناور وجود ندارد. در این زمینه نوشته زیر پیامهای زیادی برای خوانندگان به همراه دارد که از مجله پیام یونسکو(بهمن 65) نقل میشود:

«هانری لوت» محقق فرانسوی در منطقه «تاسیلی ناجر» واقع در صحرا صخره منقوشی را یافته است که چند هزار سال قدمت دارد. او به شوخی این قطعه سنگ را «خدای کبیر مریخی» نام نهاده است. یک مجسمه سنگی دیگر از همین «خدای کبیر مریخی» که همان قدر قدمت دارد نیز در جزیره هوکایدو واقع در ژاپن کشف شده است. فاصله این دو منطقه حد اقل دوهزار کیلومتر است.(به نظر میرسد بیست هزار درست باشد- نگارنده) درهمان اطراف تعدادی مجسمه های کوچک سفالی یا به زبان محلی «گودو» کشف شد که به معنی «لباس گشاد سراسری با کلاه خود» است. به عبارت دیگر آنچه امروز میتوان مشابه آن را لباس غواصی نامید. آزمایشهای رادیوکربن نشان داد که قدمت آنها به 4500 سال میرسد. این بدان معنی است که «آی نوها» یا همان اجداد ژاپنی ها آنها را ساخته اند.

ولی از قرار معلوم تصویر دیدارکنندگان از زمین تنها مدارکی نبودند که آنها از خود برجای گذاشته اند. افسانه ها و سنتها هنوز زنده اند. برای مثال در مصر خدای تت مشوق عالمان و کاتبان بود. بر اساس این سنت او از ستاره سیریوس پرواز کرد و در مصر فرود آمده است. بر اساس سنن قدیمه دوگونها(یکی از قبایل دامدار آفریقا) سیریوس برخلاف آنچه که در عصر حاضر ادعا می شود ستاره ای دوگانه نبوده بلکه مرکب از سه جزء بوده است. طبق باورهای دوگونها کل جهان از یک تخم منفرد سرچشمه گرفته. به عبارت دیگر از اتمی که در انفجار بزرگ اولیه شرکت داشته و این همان نظریه ای است که بسیاری از ستاره شناسان معاصر نیز به آن اعتقاد دارند.(این نظریه با کشفی که ماهواره کوبه در سال 1372 انجام داد به یک اصل علمی تبدیل شد. – نگارنده)

آیا چنین فرضیه ای توضیح مناسبی بر این نکته نیست که چرا در مصر باستان تقویمی وجود داشته که از ستاره سیریوس و دوره پنجاه ساله چرخش آن سرچشمه میگرفته و چرا منابع مراجعه به اصول مشخص نسبیت و در کنار آن ساختار اتمی ماده و چند واقعیت مشخص دانش امروز بر اساس جداول زمردین تت این خدای باستانی از صورت رمز درآورده شده اند؟

چگونه میتوان چنین امری را توضیح داد که جرم هرمهای خئوپس- خفرن- و می سه رینوس دقیقا همان نسبت را با هم دارند که سیارات زمین- زهره- و مریخ؟

چگونه میتوان توضیح داد که ارتفاع هرم خئوپس دقیقا یک هزار میلیون مرتبه کمتر از متوسط فاصله سالانه میان زمین و خورشید است؟

در معبد قوم مایا در مکزیک نقشهای حجاری شده ای پیدا شده. تخته سنگ بزرگی که روی الواح دیگر قرارگرفته است پیکر انسانی را نشان میدهد. وضعیت قرارگیری او یاداور حالت فضانوردی است که در سفینه ای در حال صعود نشسته باشد…

در سنگهای حجاری شده و منقوش فوق سه صورتک نیز دیده شد. هر سه آنها یک مشخصه مشترک داشتند. دماغ هرسه صورتک از بالای ابرو شروع میشد. طبق نظر انسانشناسان هیچ گروه نژادی با این مشخصات هرگز وجود نداشته است. ازسوی دیگر تت خدای مصری که کمی پیشتر  ذکر آن رفت یک نام دیگر هم دارد- دماغ گنده. از او تصاویری وجود دارد که در آنها او به شکل لک لکی با نوک(دماغ) بزرگ ترسیم شده که این نوک از بالای ابروی او روییده است. در مجسمه های ابتدایی و باستانی که منشأ آسیایی داشته اند نیز انسان هایی تصویرشده اند که دماغ آنان از بالای ابرو شروع میشود. آیا این نکته خوراکی برای تفکر فراهم نمی آورد؟ (پایان مطالب پیام یونسکو)

البته که این نکات بکر فکر را پویا خواهد ساخت. بویژه آنجا که میبینیم دستیافتهای نظری دانشمندان مبرز امروز درباره ساخت وسیله ای که طی الارض کند هزاران سال پیش توسط «جداول زمردین تت» تعیین شده و خود تت به آن عمل میکرده است.

***   ***   ***

ما معتقدیم که «قرآن» یک سیستم کامل است و همه چیز را در خود جمع دارد. پس به پیشگاه قرآن روی میآوریم تا ببینیم کلام حق در این زمینه چه چیزهایی را برای خوراک ذهن ما فراهم آورده است.

قرآن کریم در نزدیک به پنجاه موضع ویژگیهای «موجود ذی شعور دیگری سوای از انسان» رابیان میکند. یک سوره به نام او رقم خورده و افزون بر آن در یک سوره(الرحمن) خداوند رحمن ما و او را زیر عنوان ایهاالثقلان یعنی ای دو گرانمایه یا دو همسنگ در دو کفه یک ترازو قرارداده است. افزون بر اینها با دقت در بسیاری از سوره ها و آیات متوجه میشویم که قرآن کریم بسیاری از مسائل و موضوعات مشترک میان ما و آنها را بیان داشته است. در اینجا از میان مدارک قرآنی بسیار در باره این موجود تنها به چند ویژگی که مربوط به موضوع مقاله میشود میپردازیم:

  1. آفرینش او پیش از انسان بوده است. (سوره حجر: 27)
  2. آفرینش او از انرژی و انسان از ماده است. (سوره الرحمن: 14)
  3. همچون برخی انسانها توانایی طی الارض دارد. (سوره نمل: 39-40)
  4. همچون انسان میتواند از فراسوی آسمانها و زمین بگذرد. (سوره الرحمن: 33)
  5. در خدمت حضرت سلیمان بن داوود علیه السلام بوده و به کارهای بسیارسخت گماشته شده از جمله ساختن بناهای سترگ بر روی زمین و در زیر آب. (سوره سبأ: 12-13-14_ سوره ص: 37 و 38_ انبیاء: 82)

در مورد ویژگی اول: این موجود با توجه به اینکه هزاران سال پیش از انسان برروی کره زمین زندگی کرده شناختش از طبیعت و رمزورازهای آن بسیار بیشتر از انسان است.

در مورد ویژگی دوم: برای دستیابی به عنصرهای 115 و 116 بسیار شایسته تر از انسان امروزی است. حتی ممکن است نوعی از این موجود یا همگی آنان عنصر 115 را در وجود خود داشته باشند.

در مورد ویژگی سوم: قرآن کریم پیرامون دوران حاکمیت حضرت سلیمان بر زمین میفرماید فردی از آنها ادعا کرد که میتواند تخت ملکه سبأ را در زمانی بسیار کوتاه(ظرف چند ثانیه) حاضر کند. ولی کسی که انسان بود اما از علم کتاب(علم به رمزورازهای طبیعت) بهره داشت این کار را در زمانی کوتاهتر به انجام رساند.

بنابراین نتیجه میگیریم که دستکم از زمان حضرت سلیمان تا کنون افرادی از آن موجود و نیز برخی انسانهای آگاه به رموز طبیعت میتوانسته اند و میتوانند طی الارض کنند و یا وسیله آن را فراهم سازند. حتی در داستانهای مربوط به حضرت سلیمان میخوانیم و بسیار شهره است که وی فضانورد نیز بوده است.

در مورد ویژگی چهارم: قرآن کریم در سوره الرحمن این موجود را همراه با انسان مورد خطابهای مکرر قرارداده و نعمتهایی را که به هر یک از آن دو عطا کرده یاداور میشود و میفرماید: اگر میتوانید از فراسوی آسمانها و زمین(اقطارالسموات والارض) بگذرید. پس بگذرید! سپس میفرماید نمیتوانید بگذرید مگر با سلطان(یعنی برهانی قاطع- دلیلی روشن- حجتی تمام). خلاصه انکه باید با سلطه بر دانش و بینش وسیله اش را پیشتر فراهم آورید.

در مورد ویژگی پنجم: خداوند رحمن ما زمینیان را ازحجتهای خویش که مصداق خلیفة الله اند بهره مند ساخته و پس از آفرینش آدم علیه السلام تاکنون هیچگاه زمین را از وجود آنان خالی نگذاشته است. در حال حاضر دستکم حضرات خضر نبی- عیسی مسیح و بقیةالله الاعظم سلام الله علیهم اجمعین حی و حاضرند. حضور آنان در این جهان به منظور برقراری جامعه نمونه الهی است که خداوند اراده کرده است تا بر روی زمین ایجاد شود. ولی تحقق این موضوع از آفرینش آدم تا کنون به دلیل تخلف آدم از امر الهی و پسامدهای آن به تأخیر افتاده است. البته این تأخیر به موجودات مادی مربوط میشود و خداوند آفریننده مکان و زمان یا جایگاه(Spacetime) است.

 بنابراین برای تحقق این امر که منظور اصلی آفرینش است مشیت الهی بر آن قرارگرفته است که این حجتهای الهی گرانمایه در این جهان پنهان از چشم مردمان عادی مدیریت زمین را برعهده داشته جوامع انسانی و دولتهای حاکم بر آنها را تحت نظارت و مراقبت دقیق قرارداده و ارزیابی نموده و نیز از برخی وقایع فاجعه آفرین برای ساکنان روی زمین پیشگیری کنند تا بتوانند برای ایجاد جامعه جهانی نمونه برنامه ریزی کرده و در نهایت جامعه مورد نظر خداوند را در زمان مناسب ایجاد کنند.

اگر با داشتن این دیدگاه به جهان بنگریم بسیار طبیعی به نظر میرسد که حجتهای الهی علم کتاب را به تمامی بدانند و طی الارض یکی از کارهای کوچکشان باشد. از سوی دیگر چرا تصور نمیکنیم که «هم ثقل» ما «سلطان» را دریافته و اقطار «آسمانها و زمین» (کیهان) را درنوردیده و همچنانکه طبق بیان صریح قرآن روزگاری با کارهای شگفت انگیز خود در خدمت حجت خداوند در آن زمان(حضرت سلیمان ابن داوود) قرارداشته در عصر حاضر نیز به عنوان کارگزار در خدمت حجت خداوند در این زمان قرار داشته باشد. و از آنجا که ابرقدرتهای حاکم مجهز به تکنولوژیهای پیشرفته ای هستند قائد اعظمی که میخواهد این ابرقدرتهای مادی را در آینده ای نه چندان دور به زانو دراورد باید مجهز به دو چیز باشد: اول مدیریت برنامه ریزی شده و دوم تکنولوژی برتر نسبت به ابرقدرتها.(همچون دراختیار داشتن تکنولوژی ساخت بشقابهای پرنده.)

بنابراین بسیار طبیعی است که حضرت بقیةالله الاعظم هرگونه تحول اساسی و پیشرفتهای علمی جوامع انسانی را به وسیله کارگزاران خود و همواره با تکنولوژی برتر زیر نظر داشته باشند. هیچ دلیلی هم وجود ندارد که ما در ذهن خود ایشان را از تکنولوژی برتر محروم سازیم زیرا هم دانش آن را دارند و هم کارگزاران آن را.

امید آنکه در آینده ای نه چندان دور «جامعه نمونه الهی» به دست توانای حضرتش و با معاونت و همکاری عیسی مسیح(ع) و دیگر اولیاء الهی برقرار گردد و انسان بتواند به راحتی اقطار کیهان را درنوردد و معراج گونه هایی داشته باشد تا بدین ترتیب شرف انسانی خود را بازیابد که:

لقد خلقناالانسان فی احسن تقویم

پنجم شعبان 1416 (7/10/1374) – احمد شماع زاده

*مندرج در روزنامه اطلاعات 14 و 19 آذرماه1374

پ .ن : با تشکر از جناب آقای شماع زاده که این مطلب را برای وبلاگ ارسال نمودند.

Advertisements

Posted on فوریه 8, 2012, in بشقاب پرنده. Bookmark the permalink. 31 دیدگاه.

  1. این حرفا چیه از کی تا حالا اخوند بی سواد نظر در مورد نسبیت داده
    بابا بس کنید والا اینجا اگه این حرفا رو به یکی بزنی بهت میخندن اگه این د د ت انگلیسی 70 سال پیش نبود شپش سر تا پای این مراجع به قول شما عظظظظظظام و حوزه های تولید خرافات رو گرفته بود.
    اساسا این جماعت بی سواد تولید علمی نداشتن بغیر از تولید خرافات

    وای بر ما

  2. نویسنده این مقاله میخواسته نقد اون یکی رو بکنه ورداشته یه سری حرف بی اساس تر از مقاله قبلی نوشته
    با اینکه اون قسمتهایی که مربوط به وجود بشقاب پرنده و وجود و دلایل وجودشون میشه رو به درستی تذکذ داده از زیادی از این طرف بوم افتاده و یه سری شایعه و حرف بی سند دینی رو در توجیه اورده
    اخه کجا انیشتین به ایت الله بروجردی نامه نوشته چرا اینقدر دروغ میگید؟ اینم شد مثل دیدار دکتر حسابی با انیشتین که معلوم شد دروغه؟ چرا ما ایرانیا اینقدر دوست داریم الکی واسه خودمون سند درست کنیم؟
    اخه انیشتین فیزیکدان بوده یا دین پژوه ؟؟
    چرا هرچی میشه زود به اسلام ربطش میدید
    والا این اسلام یه دینه مثل سایر ادیان اینم که طرفدارانش میگن کامله خوب هیچ بقالی نمیگه ماست من ترشه عین این حرفو مسیحی ها هم میگن و بدتر از اون یهودی ها

    • دوست من باید انسان بداند که هیچ چیز در این جهان نباید رد کند چون ما نمیدانیم و ندیده ایم. حق با شماست چون سندیتی در این مورد وجود ندارد ولی من فهمیدم که این کتاب انیشتین در زمان پهلوی یهودیان آن را از ایران بردند و حال دست یهودیهاست.

    • hahahaha damet garm.
      Akhe in akhooonda key mesle adam harf zadan ke alan inham dorost bashe

  3. یوفو لاو عزیز درسته که شما به ازادی عقیده معتقدین و شما جلوی ثبت چنین مطالبی رو نمیگیرید ولی حیفه که فضای وبلاگ رو به چنین مطالبی اختصاص داده بشه مخصوصا اینکه اگه خود شما بخواین تو وبسایت های خرافی مطلب بذارین اجازه داده نمیشه تازه وبلاگ شمارم فیلتر کردن اگه شما میخواین به مطالب متافیزیک بپردازین به اثار اکیستها و کارلوس کاستاندا یا راهبان بودایی بپردازین.چون چنین مطالبی تو وبسایت های فارسی یا بهش پرداخته نشده یا اگه شده فیلتر شده و دیگه قابل دسترسی نیست. ممنون از زحمات بسیارتون برای وبسایت

  4. در این دنیا که به طور کلی به دو دسته دین داران و غیر دین داران تقسیم میشوند هر کدام از این ها هزاران دسته دارند که در مورد انسان، موجودیت انسان، هدف انسان و… در حال درست جلوه دادن نظریه خود میباسند حال ما در میان این همه فرقه و افراد جورواجور هستیم.
    حالا معلوم نیست که کی درست میگه و کی دروغ میگه
    مثلا سفر انسان به ماه معلوم نیست رفتن یا نه اگه رفتن چرا حالا نمیرن؟
    که هر کس در این زمینه نظر خودش رو میده.

  5. بنده با دیدن کلمه » طه»! از خواندن مطلب صرف نظرنمودم !!!👎
    از مدیریت وبلاگ خواهشم میکنم زحمات خودشان در ارتقاع سطح دانش طرفداران خود با آوردن این مطالب بیقدر ننمایند….
    امروز در خبرها خواندم که صندوقهای صدقات در ماه ۱۵ میلیارد تومان عایدی دارند !!!!😱
    خوراک که زیاد شود جهش افکار هم در انسانهای عالم🐴زیاد میشود!!

  6. آمریکا اگر سیستم بشقاب پرنده را بصورتی که عنوان شده داشت بزرگترین پروژه های فضایی و ماهواره ای خودش را با سیستم سوخت جامدهدایت نمیکرد!🚀

  7. از کی تا حالا اخوندها نظریه کوانتوم و نسبیت بلد شدن????. شما بهتره برید همون معجزات علمی قران رو واسه مردم تشریح کنید D:

  8. ba salaam khedmate hameye motaghedin. kheyli khoshhaalam ke nazar sanjye khubi be dast awardam harchand kheyli ta’ajjob kardam ke cheguneh mishawad dar zarfe chandin sa’at in hameh naghd ferestaadeh shawad. wali agar wagheeyyat dashteh baashad jaleb ast . hadafe man barangikhtan afkaar bud wa resaandane barkhi nazarha be barkhi kasani ke donbaale mataalebe dini nistand. wa garna ke maghale haye man dar website haye ghoraani besiar ast. wa pajuheshgarane dini az anha estefaadeh mikonand.
    man nazaram ra dar mowrede jaameye jahanie aayandeh daadam ke waghti be waagheyyat peywast dastekam khaanandegane in matlab khaahand fahmid ke kasi bude ke ba mantegh na be serfe jamawarie yek seri ettelaa’at pishbinie dorosti kardeh ast. aan zaman kheyli dur nist. sobh nazdik ast.
    albatte kessani ham hastand ke estedlaalhaye in maghaleh ra ghbul daarand wa az anha khaahesh mikonam nazare khod ra bayaan konand ta bedaanam kasi hamtarafdaari kardeh ast ya na. ba tashakkore mojaddad az Ramtine aziz wa hameye montaghedin. Ahmad Shammazadeh

    • آقای شماع زاده لازم هست به اطلاع جنابعالی برسانم
      اولا به نظر می رسد در صلاحیت شما نیست که در مورد یوفولوژی یا فیزیک کوانتومی نقد بنویسید. از طرز نوشتن آخوندی شما مشخص هست از حاجی واعظان میرزا نویس باشین تا یه فرد دانشگاهی. پس بهتر است به همون تحقیقات خودتون در باب مهدویت و آخرالزمانیتون بپردازین. دوما این یک وبلاگ ایرانی هست و اکثر خوانندگان وبلاگ ایرانی هستند و ما ایرانی ها از تاریخ شمسی استفاده می کنیم نه عربی. بنابراین بهتر بود اون تاریخ پنجم شعبان 1416 رو قید نمی کردین. سوما اکثر مطالب این سایت ترجمه ورژن انگلیسی از افراد صاحب نظر این کار یعنی یوفو ها است. می خواهم اینو عرض کنم که فکر نکنید ما خودمونو صاحب نظر درباره یوفولوژی می دانیم.
      مرسی

  9. انتشار این مزخرفات باعث شرمساریه. این جماعت همواره سعی می کنن همه چیز رو به قرآن و اسلام ربط بدهند.
    فکر نکنم از خوانندگان این وبلاگ کسی به دروغ ها و هذیان های مذهبی اهمیت بدهد. حالا خود رامتین رو نمی دونم

  10. آقا رامتین من نیز نظرم این است که ارزش سایت خود را با این مقالات ضعیف وپیش پا افتاده پایین نیاور

    با تشکر

  11. با دیدن ایت مطلب مو بر اندامم سیخ شد که چقدر یک اسنان در عصر کنونی میتواند از نظر فکری عقب مانده و سطحی باشد. واقعا جای تاسف است که این بی خردان تروشات ذهنی فاسد و بی منطق خود را برای یک عده انسان جاهل تر از خود بازگو می کنند و افکار آن ها را بسوی جهل و نادانی سوق می دهند. قبل ها بار ها دیدم که در زمینه های متعدد علمی و تکنولوژی حرف های زده اند ولی دیگه به جایی رسیدن که در زمینه ی هوا و فضا و پدیده های ناشناخته تئوری می دهند. جهل دینی در وجود انسانهای این چنین با گذشت زمان ریشه دوانیده و با تأثیرات منفی عمیق، آنها را در گمراهی شدید قرار داده و این مهمترین عامل واپسگرایی در اجتماع کنونی ماست. در یک کلام وقتیکه انسان نمی تواند یا نمی خواهد بر دانش خود بیافزاید و نمی خواهد از آنچه که هست و می اندیشد فکر خود را فراتر ببرد، یا اندیشه خود را در برابر تحولات فکری رایج در جامعه مسئول نمی داند، یا گمان می کند همان اندیشه و عقیده ای که در گذشته داشته و برای همیشه او را کفایت می کند، و جوابگوی تمامی مشکلات فکری او خوهد بود، جامعه محل ازدحام عناصری خواهد بود که آزاد اندیشی و اندیشه را محکوم کرده و در نتیجه به مقابله هر نوع تحول فکری مثل پدید ها ی ناشناخته خواهد پرداخت.

  12. آقا رامتین لطفا این نظر قبلی رو که به اسم mimo ارسال شده ثبت نکنید چون اون نظر رو من ننوشتم و دوستم که بغل دست من نشسته بود از بیرون رفتن من استفاده کرده و اون نظر رو با مشخصات من فرستاده.برای من این کار شما مهمه چون نظر ارسال شده نظر من نیست و من یکی از مراجعین همیشگی سایت شما هستم و با این اسم زیاد نظر مینویسم.
    معتقدم انسان نباید هرگز توهین کنه.به هیچ طرز فکری.با تشکر

  13. ممنون جالب بود مخصوصا
    اينكه انيشتين هم به اين نتيجه رسيده بوده كه اسلام اخرين چيزيست كه بايد باشد

  14. سلام دوباره بازم شلوغش کردی جاوید خان؟؟؟ من نمیدونم چرا اینجوری میکنین؟؟
    این سوال رو از شما می پرسم ufolove
    اصلا تاختن به دین سر خط نوشته های قبلی تون بوده؟؟؟؟
    البته جواب این سوال معلومه
    هرجا هر کجا که بوده اقای جاوید بدون دلیل بر اعتقادات دیگران تاخته و بحث های خارجی رو اورده!!!
    بازهم یاد اور میشم ما باید دنبال حقایق باشیم نه اینکه مانند کودکان به دهان دیگران تنها نظاره کنیم
    با تشکر از مطالب جالبت

  15. نه مرادم نه مریدم

    نه پیامم نه کلامم
    نه سلامم نه علیکم
    نه سپیدم نه سیاهم
    نه چنانم که تو گویی
    نه چنینم که تو خوانی
    و نه آنگونه که گفتند و شنیدی
    نه سمائم نه زمینم
    نه به زنجیر کسی بسته‌ام و برد? دینم
    نه سرابم

    نه برای دل تنهایی تو جام شرابم
    نه گرفتار و اسیرم
    نه حقیرم
    نه فرستاد? پیرم
    نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
    نه جهنم نه بهشتم
    چُنین است سرشتم
    این سخن را من از امروز نه گفتم، نه نوشتم
    بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم…

    گر به این نقطه رسیدی
    به تو سر بسته و در پرده بگویــم
    تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را
    آنچـه گفتند و سُرودنـد تو آنـی
    خودِ تو جان جهانی
    گر نهانـی و عیانـی
    تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی

    تو ندانی که خود آن نقط? عشقی
    تو خود اسرار نهانی

    تو خود باغ بهشتی
    تو بخود آمده از فلسف? چون و چرایی
    به تو سوگند
    که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی در همه افلاک بزرگی
    نه که جُزئی
    نه که چون آب در اندام سَبوئی
    تو خود اویی بخود آی
    تا در خانه متروک? هرکس ننشـــینی و
    بجز روشنــی شعشـع? پرتـو خود هیچ نبـینـی
    و گلِ وصل بـچیـنی….

  16. رامتین جان خیلی ببخشید ( هم نویسنده و هم رامتین عزیز) این اراجیف چیه که تو وبلاگ ما میزاری این ادم ها همونهایی هستن که توی کشورمون نمیزارن صدای ناله هامون در بیاد اینا این همه سال ÷وست مردم رو کندن . من نمیخوام به نظر کسی توهین کنم چون در اون صورت منم با اونا فرقی ندارم ولی بهتر نبود به جای این به اصطلاح مطلب علمی ( دینی) یه چیز دیگه میزاشتی !؟ با این کار شعور خانندگان رو زیر سوال میبری . فراموش نکن این وبلاگ مال همه ماست باز هم ازت متشکرم ولی کاش شعر اتل متل توتوله رو مینوشتی

  17. khubast ke har ruz bar nazarha afzudeh mishawad. barkhorde afkar baraye yek jaame’e kheyli lazem wa mofid ast bewijeh danestane afkare jawaanaan. wali fekr nemikardam jawaanaane emruze iran maanande anhaayee baashand ke 30 -40 sal pish darseshan midaadam. fekr mikardam kheyli moaddabtar mohtaat tar wa aagheltar az an baashand ke natawaanand afkaare mokhaalefe afkaare khod ra tahammol konand. wa chun nemitawaanand be towre elmi chizi ra rad konand dast be janjaal wa howchigari bezanand. man na aakhondam na aakhond zaadeh. wa az in gheshr ham chand saalist ke zadeh shodeh am. amma chera harkas dindaar baashad tasawor mikonid aakhond ast. magar hamn dindaaran nistand ke hokumat wa dowlat ra be mohaakeme wa sollabeh mikeshand? pas maanande kudakaan nabaayad sokhan goft jawaanan baayad ulguye digaraan baashand. wa be ghowle Ghor’an hameye sokhanaan ra beshnawand wa behtarin ra bargozinand. wa khod ra aghle koll nadaanand.
    ba in haal dame hayetaan garm. baraaye hameh jawaanaane keshwar aarezuye khoshbakhti daaram wa baaz ham montazere nazarhaaye shoma harchand mokhalef baashad hastam.. .

  18. با سلام جناب شماع زاده
    اولا که اگر از دست ما شما ناراحت شدید عذر می خوام و امیدوارم که ما رو ببخشید
    دوما می خواستم چند تا نکته رو عرض کنم:
    1- مقاله ی شما به نظر بنده ( البته شاید از شما کمتر بدونم… ولی فقط نظرمه) دارای هدف کلی و واحدی نمی باشد و یا به زبان بهتر واضح و روشن نیست که برای مثال : هدف مقاله چیست؟ بر چه اساسی نوشته شده است؟ مدارک و مراجع شما چه کتب رسمی و غیر رسمی هستند و سوالاتی از این قبیل.

    2- همه ی ما از مقام و ارزش معنوی بالای قرآن کریم با خبریم. اما شاید درست نباشد که قرآن را به عنوان کتابی مرجع برای همه چیز از جمله مسائل علمی و… به کار ببریم. چون همان طور که می دانیم خداوند تعداد اندکی برهان و نشانه های علمی در قرآن آورده که مسئله ی معجزه بودن آن ثابت شود. پس بهتر است در تحقیقات خود از روش علمی و استدلالی و منطقی استفاده کنیم که زمینه ی سوء استفاده ی خوانندگان خود را فراهم نکنیم.

    3- بهتر است اگر در مقاله ی خود با مسائل فیزیکی و متافیزیکی سر و کار داریم ، آن را به دست دانشمندان و متخصصان این رشته ها بسپاریم یا حداقل آن ها را در جریان نوشته ی خود قرار دهیم.

    4- هیچ کس به اعتقادات شما بی احترامی نمی کند. اما همگان خواستار آنند که به اندیشه ی آن ها احترام گذاشته شود.

    در پایان از شما برای نوشتن این مقاله و زمانی که برای آگاهی ما صرف می کنید متشکرم.
    ضمنا اگر امکانش هست مختصر خودتون رو معرفی کنید.

  19. Ba salaam khedmate Ahmad agha.
    1.dele man jaaye kine warzi nadaarad wa az kasi delgir nistam.
    2. hamaan guneh ke dar Eshaareh wa jay jaye maghaleh aawardeh am in naghd bahaaneh i budeh ta nazare anhaayi ke be UFO baawar nadaarand wa anha ra IFU midaanand paasokh daham. wa fekr mikonam hadafam kheyli rowshan bayaan shodeh. dar mowrede emaame zaman agar kesi moetaghed nabaashad ke hich wali agar moetadhed baashad gofteh am baayasti az wasaayeli hamchun ufo barkhordaar baashad ta betawanad mowaffagh shawad aya in yek nazar estedlaali nist?..
    3.joz yeki do mowred az neweshtehayam( az anbuhe maghaaleh haayam) hamegi tasnif hastand ya’ani ta’alif wa gerdaawari nistand ta nazare digaran ra az ruye ketaab ha byaawaram. wa az ta’alif dele khoshi nadaaram. nazarha hamegi nazare khodam ast wali kaamelan estedlaali hastand wa az ruye me’edeh harf nemizanam.dar hamin naghd wa neweshteh mibinid ke hameye estenaad haaye elmi ra madrakeshaan ra ham aawardeh am. barkhi az anha hatta dar hamin weblog hastand maanande Alwahe zomorrodine Thoth..
    4. dar piraamune Ghoran chun Ghor’an pejuh hastam nazar ha wa bahth haaye ziadi kardeh am ke dar inja nemigonjad wali agar naamam ra search konid barkhi az mahalehaayam ra khahid yaaft. be agha Ramtin ham kheyli chiz ha ra az jomleh kholaaseye zendegi naameye khod wa raweshe dastyaabi be bishtarin maghale haayam ra. 5. dar maghaaleh hayam paasokhe hameye soal ha wa towsye haaye shoma aamadeh.
    5. agar nemikhaahid az ishaan begirid emaile khod ra bedahid ta besiari mataaleb ra 6.baraaye shoma beferstam. motmaennam khorsand khaahid shod. Ahmad

  20. Ba salaam wa arze ma’azarat az inke IFO ra IFU neweshteh am. chenaankeh midaanim UFO mokhaffafe Unidentified Flying Objects wa IFO mokhaffafe Identified Flying Objects ast.

    nokteye digari ke khastam be ettelaa beresaanam in ast ke diruz forsati shod ta gashti dar in website bezanam wa mataalebi piraamune zohure Emaame Zaman wa… bebinam wa bekhanam.
    nemidaanam chera be neweshteye man dar in weblog inhameh iraad haaye naabeja gerefteh shodeh wa be gardaanandeye weblog niz be dalile gonjaandane an dar in weblog. pas natijeh migiram ke anha khaanandeye in weblog nistand agar budand rurye mowzue «tayyolarz» wa Ejaaze Ghoran ke ba yaad daashti ke towassote aghaye Majide Rasekhi aamadeh negaah nemikonand ke bebinand ingune mataaleb dar in weblog faraawan ast.

  21. ممنون میشم

    ahmadreza.banitaba @gmail.com

  22. اولا»مگر همه افرادي كه در امور اظهار نظر ميكنند متخصص اين كارند مخصوصا» اين نو مباحث .از كجا ميدانيد كه در كشور ما اشخاصي نباشند كه در اين امور تجربه خيلي خيلي بيشتر از اشخاصي مثل كاستاندا و غيره دارند ولي مردم كشور ما
    بدليل ارتباطي كه با دين و مذهب دارند مثل اعتقاد بهه جن ……پذيراي اين امور نيستند
    دوما»مگر همه مطالب اين سايت بر پايه سند و مدرك و علمي بنا شده كه اين مطلب اراجيفه
    سوما»گذاشتن مطلب در اينترنت نه به معني تائيد اونه نه قبول داشتنش
    چهارما»در روز 1000 تا بيسواد هزاران مطلب در اينترنت منتشر ميكنند ولي چون يك آخوند مطلبي نوشته همتون ترش كردين
    مگه آخوند با سواد كم داريم آخوند هائي كه به 4-5 زبان مسلط هستند و پشتوانه علمي بالا دارند زياد هستند(اين به اين دليل نيست كه من آخوند ها رو دوست دارم .بابام هم اخوند نيست)
    پنجما»خود شما ها مگر صلاحيت داريد در مورد چنين مقالاتي اظهار نظر كنيد شما هم 4 مطلب تو اينترنت خونديد ولي همچين تو قصه فرو رفتين كه هر كي غير از ميل شما حرف بزنه خوشتون نمياد
    ششما» اين كه انيشتن با ايت ا…بروجردي ارتباط داشته روشن بديهيه
    هفتما»از كجا ميدونيد اين ادم سواد نداره و صلاحيت اظهار نظر نداره
    هشتما»اين آقا كجا است كه هي بعنوانش مطلب مينويسيد راست ميگيد بريد با خودش مناضعه كنيد
    نهما»ارتباط متافيزيك با دين نيز بديهيه اين كه ديگه هر بچه اي ميدونه پس بيربط نيست مردان دين در موردش اظهار نظر كنند
    دهما»خوشتون نمياد نيائيد تو اين سايت قرار نيست هر چي شما خوشت مياد منتشر بشه تو اينترنت و اين سايت

  23. ميشود نامه اصلي انشتين به ايت الله نامبرده را ببينيم

  24. Bbakhshe marbut be Einestein ke dar maghleh am awardeh am az weblog «Einstein wa eslaam» ast albatteh agar waajeye Die Eklarung ra dar google search konid niz an ra miyabid. agar ham maayel baashid mitawanid ba emaile man tamaas bargharaar konik; hmdshmzdeh@gmail.com ba tashakkor az tamaas. Ahmad

  25. اين لينك مطلب در سايت مربوط ايت ا… بروجردي

    broujerdi.org/content/view/27/1/

  26. aghaye Jawan besiar mamnunam az inke in link ra neweshti. ba didane website Ayatollah Brujerdi wa digar linkha wa site haye marbut be in mowzu na yek daricheh wa dar ke darwaazeh i az aagaahiha bar man goshudeh shod. be dustan sefaaresh mikonam az in ettelaa’ate arzeshmand ghaafel nashawand. khodaay ra sepaas ke ba darje yek neweshteh az che ta’asirhaayee ke ham khod barkhordaar shodam wa ham digaran. wa in ya’ani barkhorde andisheha be gune i dorost.wa osuli na janjaal wa mojadele.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: