بایگانی روزانه: فوریه 8, 2012

نقش بشقابهای پرنده در جامعه جهانی آینده

نقش بشقابهای پرنده در جامعه جهانی آینده

با نقدی بر مقاله:

بشقاب پرنده محصول مکانیک کوانتمی نسبیتی فیزیک امروز*

به نام او که علیم است و حکیم است و ودود

اشاره: نویسنده محترم در مقدمه علت نوشتن مقاله خود را انجام وظیفه ذکر کرده است. از آنجا که نگارنده این سطور نیز اشکالها و ایرادهایی بنیادین در این مقاله یافت بر خود فرض دانست ضمن نوشتن این نقد نکاتی مهم و اساسی را در ارتباط با آینده جامعه  جهانی از دیگاه دین و دانش به آگاهی حقیقتجویان برساند.

  1. در آغاز ایرادی بر عنوان مقاله وارد است زیرا عبارت «مکانیک کوانتمی نسبیتی فیزیک» مفهوم نیست. با مطالعه مقاله و با توجه به اینکه صرفا دو دانش «مکانیک کوانتم» و فیزیک نسبیتی» در فرهنگ واژگان علمی یافت شد و نه دانشی با چهار واژه به نظر میرسد که عبارت بالا باید چنین باشد: «مکانیک کوانتمی و فیزیک نسبیتی «
  2. نویسنده در آغاز مقاله به انگیزه خود از نوشتن مقاله میپردازد:

– دیده شدن مکرر بشفابهای پرنده

– وجود مقاله های متعدد در این زمینه

– فریب عوام الناس

آیا دیده شدن مکرر چیزی یا مشاهده نوشته های فراوان پیرامون موضوعی موجب نوشتن مقاله میشود؟ همچنین عنوان دادن عوام الناس به کسانی که آنها را یوفو میدانند و نه آیفو درست نیست.

  1. سپس جمله ای آمده است بدین گونه: «به مصداق آیه 59 سوره انعام که کلید رمز ساختن ابزارآلات علمی در آیات متعدد قرآن کریم خصوصا آیات سوره مبارکه طه آمده است» که نگارنده چون نتوانست با اضافه کردن برخی واژه ها این جمله را قابل فهم کند به قرآن کریم متوسل شد ولی بازهم از آیه مورد اشاره و سوره مورد نظر که اولی مربوط به احاطه علم الهی بر تمام اجزاء کیهان و دومی مربوط به ورود کلیم الله به وادی مقدس است چیزی دستگیرش نشد
  2. سپس جمله ای دیگر: «از صاحبنظران و اندیشمندان تقاضا دارم در صورت عدم قبول تئوری های ذیل نظرات خود را با ذکر مستند برای نویسنده ارسال کنند.»
  • واژه تئوری مفهوم نظریه علمی را میرساند و اطلاق آن بر نظر شخصی درست نیست.
  • چنانکه در پی خواهد آمد نویسنده نظری ارائه نکرده بلکه خواسته است انگیزه و دلیل نوشتن مقاله خود را توجیه کند که موفق به انجام آن نشده است.
  1. مقاله با این تیتر شروع میشود: «بشقاب پرنده یکی از دستاوردهای تکنولوژی فیزیک امروز» یعنی در اصل همان عنوان مقاله و همان چیزی که هدف نهایی نویسنده است در آغاز مقاله بدیهی فرض میشود و تیتر میخورد که این کار با اصول نویسندگی همخوانی ندارد. ولی جالب است که این تیتر با مطالب آن همخوانی ندارد و تنها تاریخچه ای از علوم محض در جهان معاصر است و در نهایت به انرژی منفی میرسد و به سندی استناد میکند که در سال 1989 انسان امروزی توانسته است پلاسمای با انرژی منفی را بسازد.
  2. در بخش میانی مطالب این تیتر نویسنده انفجار عظیم تونگوسکای سیبری را شرح میدهد و می افزاید برخی دانشمندان عقیده دارند که این انفجار از برخورد جرم با انرژی منفی با ماده معمولی صورت گرفته ولی اشاره ای به نظر دانشمندان مبنی بر اینکه این واقعه به موجودات فضائی مربوط میشود نمیکند زیرا با هدف نویسنده منافات دارد.
  3. نویسنده در پایان این بخش میافزاید: «فیزیکدان معروف و نابغه جهان استفان هاوکینگ در تاریخ دهم مهرماه 1374 اعلام کرد که سفر در زمان(طی الارض) امکان پذیر است و اگر مکانیک کوانتمی را با نسبیت اینشتین ترکیب کنیم امکان ساختن وسیله ای که سفر در زمان را میسر کند وجود دارد».

در این موضوع چندین مطلب نهفته است که در بخشهای بعدی و در موقع خود به آن خواهیم پرداخت.

  1. تیتر دوم: «اثبات وجود بشقاب پرنده ها» این تیتر و مطالب آن جز پرکردن صفحه روزنامه چیزی را به اثبات نمیرساند. زیرا وجود آنها از بدیهیات است و همواره  مشاهده اشیاء نورانی و تعداد آنها حتی در آمارهای رسمی آمده است.
  2. بخشی از مظالب این تیتر که ربطی به تیتر ندارد اطلاعاتی را به دست میدهد که در اصل ناقض ادعای نویسنده است:

یکی از اعضای مجمع علمی فرانسه: «به ما مردم قرن بیستم در برابر بشقابهای پرنده همان حالت روانی دست میدهد که برای سرخپوستان هند به هنگام دیدن تفنگها. (گفتنی است که کشور هندوستان سرخپوست ندارد و در ترجمه اشتباهی صورت گرفته. منظور نویسنده متن اصلی سرخپوستان آمریکا بوده است که به آنها ایندین میگویند و نام یکی از ایالتهای ایالات متحده آمریکا نیز ایندیاناست که مقر اصلی سرخپوستان آمریکاست- نگارنده) کسانی که بشقابهای پرنده را ساخته اند همه اسرار پیچیده اتم را دریافته اند». سخن این دانشمند نظر نویسنده مقاله را کاملا ردمیکند زیرا:

–         وقتی این دانشمند میگوید ما مردم قرن بیستم منظورش تمام انسانهای این قرن است. پس آن کسانی که آنها را ساخته اند بایستی جزء انسانهای این قرن نباشند بلکه از زمان خود جلوتر باشند.

–         وقتی این دانشمند میگوید سازندگان بشقابهای پرنده همه اسرار پیچیده اتم را دریافته اند. منظورش این است که ما هنوز از انجام چنین کاری ناتوانیم.

–         نویسنده پیشتر یاداورشد که فیزیکدان معروف استفان هاوکینگ گفته است: «اگر مکانیک کوانتمی را با نسبیت اینشتین ترکیب کنیم امکان ساختن وسیله ای که سفر در زمان را میسر کند وجود دارد». پس نتیجه میگیریم که این کار هنوز توسط انسان امروزی صورت نگرفته است. اگر صورت گرفته باشد توسط چه دانشمندان مبرزی و در کجای زمین؟ آن دانشمندانی که نویسنده ادعا میکند به طور محرمانه آنها را ساخته اند مگر نبایستی همین دانشمندان مبرز فیزیک باشند که نویسنده از آنها نقل قول میکند؟ در حالی که آنان خود اعتراف به ناتوانی میکنند.

نویسنده سپس به واقعه رزول اشاره میکند و ظاهرا منبع کاملی در اختیار نداشته است تا آگاهی های بیشتری در مورد آن به خواننده ارائه دهد. وی سفینه متلاشی شده در رزول واقع در نیومکزیکو آمریکا را نیز ساخته آمریکا میداند درصورتی که مؤسسه تحقیقات ملی آمریکا گزارشی را منتشر کرده است که پرده از روی ابهامهای بسیاری در مورد بشقابهای پرنده برمیدارد و واقعه رزول را شرح میدهد. (بشقاب پرنده – ترجمه حمیدرضا جودیر- انتشارات فرشید- زمستان 72)

در مقدمه این گزارش میخوانیم که: «در زمستان 1984 شبکه سراسری تلویزیون و رادیوهای آمریکا سکوت خود را درباره آنچه که مدتهای مدید از پخش آن منع شده بودند شکستند. بار دیگر گزارشهای مربوط به بشقابهای پرنده را پخش کردند. سیل گزارشهای مستند از نیویورک کتمان موضوع را دیگر ناممکن ساخته بود».

در این گزارش نیز میخوانیم که قطعات باقی مانده از بشقاب پرنده واقعه رزول اجسامی هستند به سبکی و سختی بسیار که انسان هنوز نمیتواند چنین ماده ای را پس از گذشت پنجاه سال از این واقعه تولید کند. آیا این امکان وجوددارد که آمریکا این ماده را پنجاه سال پیش تولید کرده و تاکنون پنهان نگه داشته باشد؟ اصولا چنین کاری معقول به نظرمیرسد؟ تولید چنین ماده ای میتواند تحولات عظیمی را در تمام صنایع مهم جهان به وجود آورد. آیا میتوان به خاطر مصلحت از چنین نیروی مادی متحول کننده و بسیار استراتژیک چشم پوشید؟

  1. نویسنده ضمن برشمردن موارد دیده شدن بشقابهای پرنده نمونه جالبی را که بازهم ناقض نظر وی است نقل میکند(که در گزارش مؤسسه تحقیقات ملی آمریکا نیز آمده است) و آن مشاهده این اشیاء توسط آرمسترانگ و آلدرین یک روز پیش از فرودشان بر کره ماه است. آن هنگام که برای پژوهش پیرامون شکل کره ماه در اطراف آن گردش میکردند. آنان در حالی که صدایشان از شبکه سراسری رادیو تلویزیون پخش میشد گزارش دادند که: «یک جسم نورانی به سفینه ما نور افکنده است. این جسم نورانی بسیار حیرت انگیز است. چیزی نمیفهمیم. این نور از همه پوشش های سفینه نفوذ میکند و خود سایه ندارد. واقعا عحیب است».

آیا این تکنولوژی بسیار پیشرفته که سفینه آپولو 11 در آن زمان (1969) در برابر آن سر تعظیم فرود آورده میتواند مربوط به ابرقدرتها باشد؟ کدام ابرقدرت؟ ابرقدرتی که با فرستادن آپولو 11 افتخار فرود اولین انسانها را بر روی کره ماه برای خود کسب کرده و به آن میبالد یا رقیب او که در آن زمان نتوانسته بود حتی چنین افتخاری را به دست آورد؟

  1. پس از ادامه مطلب زیر عنوانهای رؤیت بشقاب پرنده ها در ایران و خصوصیات و شکل ظاهری بشقابهای پرنده که تنها برای اطلاع رسانی مفیدند و بار استدلالی ندارند و در حالی که دو سوم مقاله به پایان رسیده است تازه نویسنده در مقام استدلال برآمده و به آزمایش عجیب و محرمانه آمریکا در سال 1943 در فیلادلفیا میپردازد و از قول دکتر والنتین جمله هایی را پیرامون تأثیر میدان های الکترومگنتیکی بر روی یک کشتی سرنشیندار میآورد. و در پایان جمله ای میافزاید تا آن آزمایش را به موضوع بشقابهای پرنده پیوند دهد. جمله این است: «و چهار سال بعد از سال 1947 میلادی به بعد بشقاب های پرنده در منطقه مثلث برمودا و حوالی آن دیده میشوند». این بود تنها استدلال مندرج در این مقاله آن هم به این صورت.

گفتنی است این آزمایش محرمانه یکی ز آزمایشهای استراتژیک آمریک بوده و نمیتوان آن را به بشقابهای پرنده نسبت داد. بویژه آنکه در طول جنگ دوم جهانی صورت گرفته و میتواند با تولید بمب هیدوژنی مربوط شود.

  1. نویسنده سپس مطالبی علمی را در باب عناصر جدول مندلیف یاداورمیشود که اگر آنها را به طور منطقی کنار یکدیگر بچینیم به این نتیجه میرسیم که ابرقدرتها به عنصر 116 دست یافته و در ساخت بشقابهای پرنده به کار برده اند!! که اگر چنین میبود تحولی عظیم در تمام شؤون زندگی ما انسانها رخ داده بود.
  2. تیتر پسین چنین است: بشقابهای پرنده آخرین اسلحه و وسیله جاسوسی ابرقدرتها در آستانه ورود به قرن بیستم.

–         آستانه وردود به قرن بیستم را میتوان آخرین دهه از قرن نوزدهم یعنی از 1890 تا 1900 دانست که این تاریخ حتی با گفته های پیشین نویسنده منافات دارد.

–         در زیر این تیتر نویسنده پس ازبیان این جمله که نمیتواند جمله درستی باشد: «تکنولوژی فیزیک امروز یعنی کوانتم مکانیک نسبیتی از سال 1928 میلادی پا به عرصه جدیدی گذاشت» دوباره تاریخچه ای از فیزیک را نقل میکند که در مقدمه نیز آورده بود.

–         سپس جمله ای غیر علمی و غیر منطقی را بیان میکند: «خیلی از مردم دنیا معتقدند که بشقابهای پرنده هواپیماهای جاسوسی جدید آمریکا هستند». و بدین ترتیب هدفی را که در طول مقاله خود دنبال میکرده به این دلیل که نتوانسته است به اثبات برساند با این جمله ثابت شده فرض میکند.

  1.   نویسنده در دو موضع جمله ای از اینشتین را نقل میکند به گونه ای که القاء شود نامبرده نیز اعتقادی به یوفو نداشته است: «گروهی که بشقابهای پرنده را در دست دارند یک تیره از انسانهای خاکی هستند».

آیا عبارت «یک تیره از انسانهای خاکی» مفهوم ابرقدرتها را میرساند؟ اگر چنین بود بایستی اینشتین خود در رأس آن تیره باشد. زیرا که نابغه بلامعارض زمان خود بود و در آن صورت چنین جمله ای را بیان نمیکرد.

یک تیره از انسانهای خاکی میتواند به ابرمردان الهی در گوشه ای پنهان از کره خاک یا زمینی هایی پنهان از چشم ما و یا فرازمینی هایی که از نسل زمینی ها باشند اطلاق گردد.

بویژه خوب است بدانیم اینشتین در آخرین رساله علمی خود با عنوان «دی ارکلارونگ» (Die Eklarung)  به معنای بیانیه که در سال 1954 در آمریکا به زبان آلمانی نگاشته است اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح داده و آن را کاملترین و معقولترین دین دانسته است.

این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه وی با آیت الله العظمی بروجردی است. وی در این رساله نظریه نسبیت خاص خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از کتابهای شریف نهج البلاغه و بحارالانوار تطبیق داده و نوشته است که در هیچ مذهبی چنین احادیث پرمغزی یافت نمیشود. وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه پیچیده نسبیت را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان آن را نفهمیده اند.

  1. پس از چند سطر نویسنده دوباره ادعای خود را بدین صورت تکرارمیکند: » آمریکا ساخت بشقابهای پرنده را منکر شده بود تا اینکه در سال 1373 بالاجبار یکی از بشقابهای پرنده ابتدائی خود را به معرض نمایش گذارد». سپس ویژگیهایی برای این به اصطلاح بشقاب پرنده ارائه میدهد که با ویژگیهای یک هلیکوپتر یا یک هواپیمای جاسوسی بیشتر همخوانی دارد: سرعتی معادل 60 کیلومتر بر ساعت!!!
  2. نویسنده دوباره اشخاص و حتی دانشمندانی را که امکان نسبت دادن بشقابهای پرنده به فرازمینی ها را رد نمیکنند ساده لوح تلقی کرده و با ژستی عالمانه مینویسد: «سالها بود که ساده لوحان را فریب داده بودند که بشقاب پرنده از کرات دیگر به زمین میآید…» و با آوردن نمونه ای از ابعاد مسافتهای کیهانی این امر را غیرممکن میشمارد و فراموش میکند که ناقض این نظر خود را پیشتر با نقل نظرهای استفان هاوکینگ و سفر در زمان و طی الارض آورده است.
  3. پس از این مطلب است که نویسنده در مقام نتیجه گیری از بحثهای خود برامده و مینویسد: «بنابر این به احتمال زیاد و قریب به یقین میتوان گفت و ادعا کرد(که پیشتر چندین بار چنین ادعایی کرده بود) بشقاب پرنده ها همان طور که شواهد(کدام شواهد؟ – نگارنده) نشان میدهد توسط خود انسانهای روی زمین با توسل به قوانین فیزیک امروز ساخته شده و به عنوان آخرین اسلحه و وسیله جاسوسی ابرقدرتها به کار گرفته میشود»

امروزه ماهواره ها بیشترین اطلاعات را که کاربردهای گوناگونی در تمام زمینه های زندگی انسان از جمله نظامی دارند به دست میآورند. حال این سؤال پیش میآید که  بشقابهای پرنده چه نوع اطلاعاتی را میتوانند به دست بیاورند که از اطلاعات ماهواره ها و هواپیماهای جاسوسی از نظر استراتژیک مهمتر و سری تر باشد؟

این سؤال را نویسنده برای اثبات ادعای خود بایستی پاسخ میگفت. درحالی که وی در پایان مقاله خود علت پنهان نگه داشته شدن تکنولوژی بشقابهای پرنده توسط ابرقدرتها را عقب نگهداشتن کشورهای جهان سوم عنوان میکند. درصورتی که سیاست کشورهای پیشرفته نسبت به صدور تکنولوژی همواره این بوده است که پیشرفته ترین هرنوع سلاح یا کالای استراتژیک را نزد خود نگه دارند و سطوح پایین تر را به دیگر کشورها بفروشند هرچند هواپیمای جاسوسی آواکس باشد.

  1. سپس ادعا میکند خلبانان و پژوهشگرانی که موضوع بشقابهای پرنده را دنبال میکرده اند به شیوه هایی از میان رفته اند و مثالهایی میزند که با ادعا همخوانی ندارد بویژه آنکه هیچگاه گزارش نشده است که یوفوها به انسان ها زیان وارد کرده باشند بلکه همواره با آنان با بزرگواری برخورد کرده اند.(مانند شیری که موشی با دمش بازی کند. مگر او را کلافه کند که جزایش را میدهد)
  2.  پس از این مطلب دوباره عنوان مقاله و نیز گفته استفان هاوکینگ در مورد سفر در زمان را تکرار میکند.

چرا نویسنده برای بار سوم (آغاز- میانه و اکنون در بخشهای پایانی مقاله) این اگر علمی را تکرار میکند. پاسخ میتواند این باشد که وی «اگر» موجود در جمله هاوکینگ را نادیده گرفته و میخواهد تلقین کند که اگر قطعیت یافته و ساخت بشقابهای پرنده توسط ابرقدرتها صورت گرفته است.

  1. تیتر بعدی: «مقر استقرار و محل اختفای بشقابهای پرنده». در اینجا نویسنده پس از نقل نظر برخی دانشمندان مبنی بر اینکه در اطراف مثلثهای برمودا و شیطان بشقابهای پرنده به وفور دیده شده اند مینویسد: «شکی نیست ک مقر اصلی بشقابهای پرنده در این دو منطقه است.»

حتی اگر بپذیریم این دو مثلث مقر اصلی آنها در کره زمین باشد باز هم از این پذیرش این نتیجه را نمیتوان گرفت که این مثلثها به ابرقدرتها تعلق دارند. همان گونه که پیشتر بیان شد می تواند به ابرمردان الهی- زمینی های پنهان از چشم ما و حتی به فرازمینی ها تعلق داشته باشد.

درجایی که شگفتی های هرمهای سه گانه مصر تاکنون در پرده ای از ابهام باقی مانده و بزرگترین متفکران و دانشمندان جهان هنوز نتوانسته اند به کنه وجود سازندگان آن پی ببرند چگونه و در چه تاریخی آمریکا و یا ابرقدرتی دیگر توانست به زیر آب رود و چنین هرم عظیمی را که «شبیه هرم خئوپس در مصر» است بنا نهد؟ تاریخ رخدادهای سهمگین این مثلثها به قرون گذشته بازمیگردد. در آن روزگاران که ابرقدرتی به معنای امروزین وجود نداشت. تاریخ بنیانگذاری آنها که مقوله ای جداست و خیلی مانده است تا ما بدانیم!!

از سوی دیگر نویسنده با این گونه نسبت دادن کارهای سترگ به ابرقدرتان سیاسی کنونی آنان را به قدرتهای فوق بشری(بشر امروزین با دانش امروزین) تبدیل کرده است. اگر چنین میبود آنان میتوانستند تمام کره زمین را به تسخیر خود دراورند و دیگر نیازی به  پنهانکاری و مقوله هایی همچون سیاست و دیپلماسی نبود.

معمول است که ابرقدرتها توانایی های علمی و نظامی خود را به رخ یکدیگر میکشند ولی کم و کیف آنها را پنهان نگه میدارند. پس چه دلیلی دارد که ابرقدرتی به نیرویی شگفت دست یافته باشد و آن را پنهان دارد. گذشته از اینکه در این دنیای پرهیاهو و جاسوسهای چندجانبه پنجاه سال پنهانکاری تنها یک فرض تخیلی بیمارگونه است.

اخلاف بانیان تمدن نازکا واقع در پرو که تا قرن هفتم میلادی(ظهور دین اسلام و نزول قرآن) میتوانسته اند در فضا حرکت کنند و برای خود فرودگاهی برروی زمین داشته باشند برای نسبت دادن بشقابهای پرنده شایسته ترند تا ابرقدرتهای امروزی.(بازگشت به مقاله خانم دکتر ریچ در مجله پیام یونسکو آذر 65)

***      ***      ***

انسان امروزی باید توجه بیشتری به تاریخ تمدنهای کهن روی زمین داشته باشد و گذشته خویش را ارزیابی کند تا خود و جایگاه خویش را در این کیهان پهناور بهتر شناسایی کند. باید دانست تمام این آثار شگفت و این تکنولوژی های شگفت انگیز بشقابهای پرنده- اهرام سه گانه مصر و مثلثهای برمودا- شیطان- اژدها و تمدنهای آتلانتیس- نازکا- آزتک- مایا و… همه می تواند مربوط به موجود ناطق دیگری غیر از انسان باشد. البته در صورتی که تصور نکنیم موجود ناطق دیگری جز انسان در این کیهان پهناور وجود ندارد. در این زمینه نوشته زیر پیامهای زیادی برای خوانندگان به همراه دارد که از مجله پیام یونسکو(بهمن 65) نقل میشود:

«هانری لوت» محقق فرانسوی در منطقه «تاسیلی ناجر» واقع در صحرا صخره منقوشی را یافته است که چند هزار سال قدمت دارد. او به شوخی این قطعه سنگ را «خدای کبیر مریخی» نام نهاده است. یک مجسمه سنگی دیگر از همین «خدای کبیر مریخی» که همان قدر قدمت دارد نیز در جزیره هوکایدو واقع در ژاپن کشف شده است. فاصله این دو منطقه حد اقل دوهزار کیلومتر است.(به نظر میرسد بیست هزار درست باشد- نگارنده) درهمان اطراف تعدادی مجسمه های کوچک سفالی یا به زبان محلی «گودو» کشف شد که به معنی «لباس گشاد سراسری با کلاه خود» است. به عبارت دیگر آنچه امروز میتوان مشابه آن را لباس غواصی نامید. آزمایشهای رادیوکربن نشان داد که قدمت آنها به 4500 سال میرسد. این بدان معنی است که «آی نوها» یا همان اجداد ژاپنی ها آنها را ساخته اند.

ولی از قرار معلوم تصویر دیدارکنندگان از زمین تنها مدارکی نبودند که آنها از خود برجای گذاشته اند. افسانه ها و سنتها هنوز زنده اند. برای مثال در مصر خدای تت مشوق عالمان و کاتبان بود. بر اساس این سنت او از ستاره سیریوس پرواز کرد و در مصر فرود آمده است. بر اساس سنن قدیمه دوگونها(یکی از قبایل دامدار آفریقا) سیریوس برخلاف آنچه که در عصر حاضر ادعا می شود ستاره ای دوگانه نبوده بلکه مرکب از سه جزء بوده است. طبق باورهای دوگونها کل جهان از یک تخم منفرد سرچشمه گرفته. به عبارت دیگر از اتمی که در انفجار بزرگ اولیه شرکت داشته و این همان نظریه ای است که بسیاری از ستاره شناسان معاصر نیز به آن اعتقاد دارند.(این نظریه با کشفی که ماهواره کوبه در سال 1372 انجام داد به یک اصل علمی تبدیل شد. – نگارنده)

آیا چنین فرضیه ای توضیح مناسبی بر این نکته نیست که چرا در مصر باستان تقویمی وجود داشته که از ستاره سیریوس و دوره پنجاه ساله چرخش آن سرچشمه میگرفته و چرا منابع مراجعه به اصول مشخص نسبیت و در کنار آن ساختار اتمی ماده و چند واقعیت مشخص دانش امروز بر اساس جداول زمردین تت این خدای باستانی از صورت رمز درآورده شده اند؟

چگونه میتوان چنین امری را توضیح داد که جرم هرمهای خئوپس- خفرن- و می سه رینوس دقیقا همان نسبت را با هم دارند که سیارات زمین- زهره- و مریخ؟

چگونه میتوان توضیح داد که ارتفاع هرم خئوپس دقیقا یک هزار میلیون مرتبه کمتر از متوسط فاصله سالانه میان زمین و خورشید است؟

در معبد قوم مایا در مکزیک نقشهای حجاری شده ای پیدا شده. تخته سنگ بزرگی که روی الواح دیگر قرارگرفته است پیکر انسانی را نشان میدهد. وضعیت قرارگیری او یاداور حالت فضانوردی است که در سفینه ای در حال صعود نشسته باشد…

در سنگهای حجاری شده و منقوش فوق سه صورتک نیز دیده شد. هر سه آنها یک مشخصه مشترک داشتند. دماغ هرسه صورتک از بالای ابرو شروع میشد. طبق نظر انسانشناسان هیچ گروه نژادی با این مشخصات هرگز وجود نداشته است. ازسوی دیگر تت خدای مصری که کمی پیشتر  ذکر آن رفت یک نام دیگر هم دارد- دماغ گنده. از او تصاویری وجود دارد که در آنها او به شکل لک لکی با نوک(دماغ) بزرگ ترسیم شده که این نوک از بالای ابروی او روییده است. در مجسمه های ابتدایی و باستانی که منشأ آسیایی داشته اند نیز انسان هایی تصویرشده اند که دماغ آنان از بالای ابرو شروع میشود. آیا این نکته خوراکی برای تفکر فراهم نمی آورد؟ (پایان مطالب پیام یونسکو)

البته که این نکات بکر فکر را پویا خواهد ساخت. بویژه آنجا که میبینیم دستیافتهای نظری دانشمندان مبرز امروز درباره ساخت وسیله ای که طی الارض کند هزاران سال پیش توسط «جداول زمردین تت» تعیین شده و خود تت به آن عمل میکرده است.

***   ***   ***

ما معتقدیم که «قرآن» یک سیستم کامل است و همه چیز را در خود جمع دارد. پس به پیشگاه قرآن روی میآوریم تا ببینیم کلام حق در این زمینه چه چیزهایی را برای خوراک ذهن ما فراهم آورده است.

قرآن کریم در نزدیک به پنجاه موضع ویژگیهای «موجود ذی شعور دیگری سوای از انسان» رابیان میکند. یک سوره به نام او رقم خورده و افزون بر آن در یک سوره(الرحمن) خداوند رحمن ما و او را زیر عنوان ایهاالثقلان یعنی ای دو گرانمایه یا دو همسنگ در دو کفه یک ترازو قرارداده است. افزون بر اینها با دقت در بسیاری از سوره ها و آیات متوجه میشویم که قرآن کریم بسیاری از مسائل و موضوعات مشترک میان ما و آنها را بیان داشته است. در اینجا از میان مدارک قرآنی بسیار در باره این موجود تنها به چند ویژگی که مربوط به موضوع مقاله میشود میپردازیم:

  1. آفرینش او پیش از انسان بوده است. (سوره حجر: 27)
  2. آفرینش او از انرژی و انسان از ماده است. (سوره الرحمن: 14)
  3. همچون برخی انسانها توانایی طی الارض دارد. (سوره نمل: 39-40)
  4. همچون انسان میتواند از فراسوی آسمانها و زمین بگذرد. (سوره الرحمن: 33)
  5. در خدمت حضرت سلیمان بن داوود علیه السلام بوده و به کارهای بسیارسخت گماشته شده از جمله ساختن بناهای سترگ بر روی زمین و در زیر آب. (سوره سبأ: 12-13-14_ سوره ص: 37 و 38_ انبیاء: 82)

در مورد ویژگی اول: این موجود با توجه به اینکه هزاران سال پیش از انسان برروی کره زمین زندگی کرده شناختش از طبیعت و رمزورازهای آن بسیار بیشتر از انسان است.

در مورد ویژگی دوم: برای دستیابی به عنصرهای 115 و 116 بسیار شایسته تر از انسان امروزی است. حتی ممکن است نوعی از این موجود یا همگی آنان عنصر 115 را در وجود خود داشته باشند.

در مورد ویژگی سوم: قرآن کریم پیرامون دوران حاکمیت حضرت سلیمان بر زمین میفرماید فردی از آنها ادعا کرد که میتواند تخت ملکه سبأ را در زمانی بسیار کوتاه(ظرف چند ثانیه) حاضر کند. ولی کسی که انسان بود اما از علم کتاب(علم به رمزورازهای طبیعت) بهره داشت این کار را در زمانی کوتاهتر به انجام رساند.

بنابراین نتیجه میگیریم که دستکم از زمان حضرت سلیمان تا کنون افرادی از آن موجود و نیز برخی انسانهای آگاه به رموز طبیعت میتوانسته اند و میتوانند طی الارض کنند و یا وسیله آن را فراهم سازند. حتی در داستانهای مربوط به حضرت سلیمان میخوانیم و بسیار شهره است که وی فضانورد نیز بوده است.

در مورد ویژگی چهارم: قرآن کریم در سوره الرحمن این موجود را همراه با انسان مورد خطابهای مکرر قرارداده و نعمتهایی را که به هر یک از آن دو عطا کرده یاداور میشود و میفرماید: اگر میتوانید از فراسوی آسمانها و زمین(اقطارالسموات والارض) بگذرید. پس بگذرید! سپس میفرماید نمیتوانید بگذرید مگر با سلطان(یعنی برهانی قاطع- دلیلی روشن- حجتی تمام). خلاصه انکه باید با سلطه بر دانش و بینش وسیله اش را پیشتر فراهم آورید.

در مورد ویژگی پنجم: خداوند رحمن ما زمینیان را ازحجتهای خویش که مصداق خلیفة الله اند بهره مند ساخته و پس از آفرینش آدم علیه السلام تاکنون هیچگاه زمین را از وجود آنان خالی نگذاشته است. در حال حاضر دستکم حضرات خضر نبی- عیسی مسیح و بقیةالله الاعظم سلام الله علیهم اجمعین حی و حاضرند. حضور آنان در این جهان به منظور برقراری جامعه نمونه الهی است که خداوند اراده کرده است تا بر روی زمین ایجاد شود. ولی تحقق این موضوع از آفرینش آدم تا کنون به دلیل تخلف آدم از امر الهی و پسامدهای آن به تأخیر افتاده است. البته این تأخیر به موجودات مادی مربوط میشود و خداوند آفریننده مکان و زمان یا جایگاه(Spacetime) است.

 بنابراین برای تحقق این امر که منظور اصلی آفرینش است مشیت الهی بر آن قرارگرفته است که این حجتهای الهی گرانمایه در این جهان پنهان از چشم مردمان عادی مدیریت زمین را برعهده داشته جوامع انسانی و دولتهای حاکم بر آنها را تحت نظارت و مراقبت دقیق قرارداده و ارزیابی نموده و نیز از برخی وقایع فاجعه آفرین برای ساکنان روی زمین پیشگیری کنند تا بتوانند برای ایجاد جامعه جهانی نمونه برنامه ریزی کرده و در نهایت جامعه مورد نظر خداوند را در زمان مناسب ایجاد کنند.

اگر با داشتن این دیدگاه به جهان بنگریم بسیار طبیعی به نظر میرسد که حجتهای الهی علم کتاب را به تمامی بدانند و طی الارض یکی از کارهای کوچکشان باشد. از سوی دیگر چرا تصور نمیکنیم که «هم ثقل» ما «سلطان» را دریافته و اقطار «آسمانها و زمین» (کیهان) را درنوردیده و همچنانکه طبق بیان صریح قرآن روزگاری با کارهای شگفت انگیز خود در خدمت حجت خداوند در آن زمان(حضرت سلیمان ابن داوود) قرارداشته در عصر حاضر نیز به عنوان کارگزار در خدمت حجت خداوند در این زمان قرار داشته باشد. و از آنجا که ابرقدرتهای حاکم مجهز به تکنولوژیهای پیشرفته ای هستند قائد اعظمی که میخواهد این ابرقدرتهای مادی را در آینده ای نه چندان دور به زانو دراورد باید مجهز به دو چیز باشد: اول مدیریت برنامه ریزی شده و دوم تکنولوژی برتر نسبت به ابرقدرتها.(همچون دراختیار داشتن تکنولوژی ساخت بشقابهای پرنده.)

بنابراین بسیار طبیعی است که حضرت بقیةالله الاعظم هرگونه تحول اساسی و پیشرفتهای علمی جوامع انسانی را به وسیله کارگزاران خود و همواره با تکنولوژی برتر زیر نظر داشته باشند. هیچ دلیلی هم وجود ندارد که ما در ذهن خود ایشان را از تکنولوژی برتر محروم سازیم زیرا هم دانش آن را دارند و هم کارگزاران آن را.

امید آنکه در آینده ای نه چندان دور «جامعه نمونه الهی» به دست توانای حضرتش و با معاونت و همکاری عیسی مسیح(ع) و دیگر اولیاء الهی برقرار گردد و انسان بتواند به راحتی اقطار کیهان را درنوردد و معراج گونه هایی داشته باشد تا بدین ترتیب شرف انسانی خود را بازیابد که:

لقد خلقناالانسان فی احسن تقویم

پنجم شعبان 1416 (7/10/1374) – احمد شماع زاده

*مندرج در روزنامه اطلاعات 14 و 19 آذرماه1374

پ .ن : با تشکر از جناب آقای شماع زاده که این مطلب را برای وبلاگ ارسال نمودند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: