کتاب بزرگترین راز اثر دیوید ایک _ آیا مریخی ها فرود آمده اند ؟


فصل1

https://i1.wp.com/images.word-power.co.uk/images/product_images/9780952614760.jpg

آیا مریخی ها  فرود آمده اند ؟

دو راه برای نوشتن این کتاب وجود دارد. می توانم اطلاعاتی را که به طور شگفت انگیزی  عجیب و غریب، اما واقعی است  را اصلا ارائه ندهم  ، ماندن در داخل منطقه بی خطر  و برقراری ارتباط  تا  حدی که حس امکان گرایی  بسیاری از مردم را به چالش نکشد گزینه آسانی است.

یا می توانم فرض کنم که خوانندگان این مطلب افراد بالغی هستند که می توانم کاملا با آنان ارتباط برقرار کرده  و تمام اطلاعات را دراختیار آنها قرار دهم حتی اگر پاره ای از این اطلاعات موجب شود حس واقع گرایانه آنان دچار تزلزل گردد.مثل همیشه، من روش دوم را انتخاب کرده ام. ویرایش اطلاعات وظیفه من نیست بلکه بر عهده خوانندگان است.  دورنگهداشتن مردم از اطلاعات صرفا به این دلیل که آمادگی پذیرش آن را ندارند از نظر من تفکر  متکبرانه و ترحم انگیزی است . من چه کسی هستم که چنین تصمیمی برای آنها بگیرم .برخی از دوستانم به من
می گویند: » دیگران را در جریان اصل داستان قرار بده ، اما تو را به خدا قسم می دهیم  به خزندگان اشاره نکن . بزودی منظور آنها را خواهید فهمید.. من نگرانی آنها را درک می کنم ، اما من فقط می توانم خودم باشم.  من باید همه آنچه را که می دانم و نه فقط آن قسمت از اطلاعاتی که به حفظ منطقه بی خطر مربوط می شود را به همه بازگو نمایم . فقط به این طریق من خودم خواهم بود.  البته موضوع کتاب، موجب  تمسخر کسانی که از بینشی به اندازه یک نخود برخوردارند و یا طبیعتا افرادی که به درستی آن باور دارند  اما نمی خواهند عموم مردم به آن پی ببرند و باور کنند را در پی خواهد داشت   . اما سرانجام که چه؟ چه کسی اهمیت میدهد؟ برای من مهم نیست. به قول گاندی  «حتی اگر شما در اقلیت قرار داشته باشید حقیقت هنوز هم حقیقت است. » بنابراین در اینجا داستان، رک و راست بازگو می شود .

به طور خلاصه , نژادخاص( نسل دو رگه)  یا در واقع نسل در نسل , در جهان باستان در منطقه خاور میانه و خاور نزدیک متمرکز بوده و طی هزاران سال قدرت خود را در کل جهان گسترش دادند . یکی از جنبه های بسیار مهم آن , ایجاد شبکه ای از مدارس پر  رمز و راز و انجمن های مخفی جهت معرفی مخفیانه دستور کار خود از یک طرف و ایجاد موسساتی مانند ادیان , به منظور زندانی کردن توده ها از لحاظ ذهنی واحساسی و ترغیب به جنگ با یکدیگر ازطرف دیگربوده است. سلسله مراتب تبار نژادخاص منحصرا به مردان  متعلق نیست و برخی از موقعیت های کلیدی آن توسط زنان اجرا می شود. اما از نظر تعداد اکثریت با مردان است و به همین دلیل من به این گروه به عنوان انجمن برادری اشاره خواهم کرد . با توجه به اهمیت بابل باستان در این داستان , اگر بخواهیم خیلی دقیقتر بیان کنیم ؛ به این گروه با عنوان جامعه برادری بابلی نیز یاد خواهم کرد. نقشه یا طرحی که آنها به نام » کار قرون طولانی » می نامند , من از آن به نام دستور کار برادری (فراماسونری) یاد خواهم کرد.نفوذ پیوند برادری طی چند سال صورت نگرفته است بلکه به چندین سال یا قرن برمی گردد : پیشینه آن حتی به هزاران سال بر می گردد. این قدرت در ساختار نهادهای امروزی در دولت، بانکداری، کسب و کار ، نظامی و رسانه ها نه تنها رسوخ کرده بلکه از همان آغاز توسط آنها ایجاد شده است . دستورکار برادری در واقع , دستور کار هزاره هاست که در جهت کنترل متمرکز این سیاره بخش به بخش اجرا می شود. سلسله  نژاد خاص( نسل دو رگه)  در بالای هرم انسانی کنترل و سرکوب ,عامل سرکوب را به نسلها، بویژه بطور موروثی از پسران به پدران منتقل می کنند. فرزندانی که از این خانواده ها عامل سرکوب را به ارث می برند از کودکی دستور کار و نحوه تبدیل » کار بزرگ»  به واقعیت را می اموزند. پیشبرد این دستور کار , ماموریت القا شده به آنها از بدو تولد است. تا زمانی که نوبت به پیوستن به مرحله پیوند برادری و انتقال عامل سرکوب به نسل بعدی می رسد . نحوه تربیت آنها به گونه ای است که تبدیل به افراد به غایت غیرعادی می شوند. آنها از لحاظ علمی بسیار تیزهوش ولی بدون رحم و شفقت و درعین حال متکبر و خودخواه گویی که حق فرمانروایی برجهان  و تسلط و کنترل توده های نا آگاه  که به چشم زیر دست به آنها می نگرند را دارند.هر یک از فرزندان برادری که در  این قالب قرار نگیرد و یا آن را نادیده انگاشته و  یا مقاومت نماید کنار گذاشته می شود تا اطمینان حاصل گردد فقط افراد برگزیده شده و مطمئن به درجات بالاتر هرم  که حاوی اطلاعات فوق  محرمانه است راه می یابند. بعضی از اعضای این نژاد نامگذاری شده اند. مجلس ویندزور بریتانیا  یکی از آنها است، و  Rothschilds، خانواده سلطنتی و اشراف اروپا، راکفلرها، و بقیه به اصطلاح  تشکیلات شرقی ایالات متحده که  ازدرون آنها روسای جمهور آمریکا، رهبران کسب و کار، بانکداران و مدیران قدعلم می کنند نیز ایضا در این رده قرار دارند .اما در راس همه اینها عامل  کنترل نژاد انسان از مکانی مخفی و خارج از دسترس عموم به ایفای نقش می پردازد. هر گروه که طمع کنترل کامل این سیاره را داشته باشند در درون خود بصورت جناح های مختلف به دنبال کنترل نهایی با یکدیگر می جنگند. این امر بخصوص در انجمن برادری اتفاق میافتد. در داخل این گروه رقابت , نزاع و مناقشه فوق العاده ای وجود دارد. یکی از محققان از آنها به عنوان باند سارق مسلح بانک یاد کرده است که همه در ماهیت کار بایکدیگر موافق هستند ، اما بر سر نحوه  تقسیم غنایم بایکدیگر مشاجره می کنند. این توصیف بسیار عالی است و در طول تاریخ، جناح های مختلف با یکدیگر برای تسلط بر جهان جنگیده اند. با این حال نهایتا آنها در طرح اجرای نقشه یا دستور کار متحدالقول بوده و در لحظات کلیدی که پیشبرد دستور کار با چالش مواجه شده همه انها با تمام قوا به کمک یکدیگر می آیند.

منشا داستان فریب انسانها و فامیل سالاری که رهبری » کار بزرگ » را برعهده دارند  به صدها هزار سال قبل می رسد.در این سالها هرچه بیشتر تحقیق می کنم ؛ بیشتر برایم  اشکار می شود که منشا این نژاد خاص و نقشه تصاحب زمین به نژاد یا نژادهایی از سیارات دیگر یا نوع دیگری از ابعادتکامل بر می گردد که ما از آنها به عنوان فرازمینی نام می بریم . اگر به وجود موجودات فرازمینی شک دارید ؛ یک لحظه فکر کنید که خورشید ما فقط یکی از حدود100 میلیارد ستاره دراین کشهشان است.

سر فرانسیس کریک برنده جایزه نوبل می گوید 100 میلیارد کهکشان در جهان وجود دارد و معتقد است که حداقل یک میلیون سیاره  در  کهکشان ما هستند که در آنها زندگی جریان دارد.

فکر کنید  اگر کل جهان را در نظر بگیریم  حتی بدون درنظر گرفتن سایر ابعاد حیات فراتر ازمحدوده فرکانس حس فیزیکی ما ,چه رقم بزرگی خواهد شد !.

اگر شما با سرعت نور 186.000 مایل در ثانیه سفر  کنید، 3/4 سال دیگر به نزدیکترین ستاره این منظومه شمسی می رسید. این امر بیش از سطح درک بشر است و صحبت از زندگی فرا زمینی در  نظرش عجیب جلوه می کند و در حالیکه  آن را رد می کند, براین باور است  که زندگی فقط بر روی این سیاره کوچک پدید آمده است.!  وجود ساختارهای شگفت انگیز بیشمار در جهان باستان حاکی از وجود یک نژاد پیشرفته  در آنزمان است.به ما گفته شده که در آن زمان مردم بدوی در مقایسه با انسان مدرن امروزی زندگی می کردند، که کاملا مضحک است.

موسسات تاریخی و باستانشناسی مانند بیشتر تفکرات ساختگی ؛ داستانهای مخصوص خود را ساخته اند. و از آنها به عنوان حقایق اثبات شده یاد کرده اند و به سادگی شواهد  بسیاری که اشتباه آنها را برملا می کند را نادیده گرفته اند. این باور یاد داده نشده بلکه القا شده است .هر که خود را با مسیر تاریخ ساختگی  تطبیق ندهد  توسط مورخان و باستان شناسان همکار خود , کسانیکه که کار و اعتبار خود را ارجح می دانند و  سرمایه وثروت خود را در گرو پایبندی به نوع ساختگی تاریخ میدانند و به عبارتی کسانی که جز نوک دماغ خود را نمی بینند,  طرد می شود. در مورد  مدرسان و کسانیکه در مشاغل  روشنفکری  نیز هستند همین  اوضاع حاکم است.

در سراسر این سیاره , هزاران سال قبل سازه های فوق العاده ای  یافت شده است که فقط با روشهای پیشرفته امروزی  و  حتی مدرن تر  قابل  ساختن بوده  است . در بعلبک , شمال شرق بیروت واقع در لبنان  سه تکه عظیم از سنگ ، هر کدام به وزن 800 تن، حداقل یک سوم مایل جابجا شد و بالای یک دیوار قرار گرفت. این کارهزاران  سال قبل از میلاد انجام شد.همچنین یک بلوک دیگر به وزن  1000 تن ( وزن سه جمبو جت ) ..چنین چیزی چطور ممکن است ؟ تاریخ ساختگی مایل به پاسخگویی به سوالات اینچنینی به دلیل حقیقتی که در پس آن نهفته است را ندارد . تصور کنید  امروز  به یک سازنده زنگ زده و از او درخواست کنید که همین کار را برای شما انجام دهد ؟ می دانید او چه خواهد گفت : «هیچ میدانی تو ازمن چه درخواست می کنی !!؟ ؟ .. تو دیوانه ای ! ». خطوط مرموز نازکا در پرو هستند. مردم باستان سطح فوقانی زمین  را خراشیده تا سطح زیرین سفید رنگ نمایان شود و به این ترتیب روشی جهت ترسیم تصاویر باور نکردنی از حیوانات، ماهی، حشرات و پرندگان ابداع کردند. بعضی از این تصاویر به قدری بزرگ هستند که برای دیدن تصویر کامل باید از فاصله 1000 پایی از  بالا دیده شوند . دانشی که سبب خلق شگفتی هایی مانند نازکا، بعلبک، هرم بزرگ جیزه و دیگر آثار شگفت انگیز شده که با دقت و مقیاس بالا ساخته شود، حاکی از وجود نژادهای پیشرفته که در دوران باستان، در میان جمعیت بدوی زندگی می کردند می باشد.  از این نژاد به عنوان خدایان در متون عهد عتیق و آثار دیگر و سایر روایات باستانی  نام برده شده است.  پیروان کتاب مقدس صحبت از خدایان را در کتاب  انکار می کنند در حالیکه انیچنین نیست. ترجمه کلمه «خدا در عهد عتیق اغلب از کلمه ای که به معنای خدایان، جمع است گرفته شده است . مانند کلمات الوهیم و Adonai  . به راحتی می توان فهمید نژادی که شاهکارهای تکنولوژیکی به این عظمت خلق کرده اند توسط مردمی که قادر به درک این توانائیها نبودند به عنوان « خدایان» نام برده شوند.در دهه 1930 سربازان آمریکایی و استرالیایی هواپیماهای خود را در بخش های دور افتاده گینه نو جهت تامین تجهیزات برای نیروهای نظامی خود فرود آوردند.مردم محلی، که هرگز هواپیما ندیده بودند، تصور کردند که سربازان خدایان هستند و این به نوعی باور دینی تبدیل شد. این مسئله در دنیای باستان که نژاد پیشرفته , موجوداتی از سایر سیاره ها , ستاره ها یا ابعاد دیگر بوده و صنعت پرواز پیشرفته تر از هر شی پرنده (حداقل رسمی ) ارتش امروزی بود, بیشتر رایج بوده است. هجوم دانش از خارج از این سیاره و یا منبع دیگر که بسیاری از «اسرار» را توضیح دهد , با سکوت پر سر و صدای تاریخ رسمی (ساختگی) مواجه می شود. شاهکارهای باورنکردنی ساختمانی نیز به این ترتیب قابل توجیه می شوندو همینطور رمز و راز  تمدن های باستانی نظیر  مصر و سومر ( سرزمین شینار در کتاب مقدس) که در اوج توسعه پیدایش خود به ناگهان از هم فروپاشید؛ درحالیکه سیر تکامل طبیعی در سطح پایین آغاز شده و به آرامی از طریق یادگیری و تجربه پیشرفت می کند . بی شک دانش بسیار پیشرفته در قدیم به وضوح وجود داشته است که بعدها به دست فراموشی سپرده شد . در هر فرهنگ در سراسر جهان باستان داستان ها و متونی هستند که به توصیف ‹خدایانی می پردازند که این دانش پیشرفته را به ارمغان آوردند. این امر دوباره رمز و راز چگونگی درک فوق العاده انسانهای باستانی را از نجوم توضیح میدهد . افسانه های بی پایانی در سراسر جهان از زمانی که به عصر طلایی معروف بوده وجود دارد ، که توسط یک توفان (کشتار) و «سقوط انسان» نابود شد. شاعر باستان یونانی ، Heslod، جهان قبل از ‹سقوط› را اینگونه توصیف می کند:

« انسان مانند خدایان زندگی می کرد، بدون گناهی یا هوس، رنجش و ستیز. در همراهی مسالمت امیز با انسان الهی (فرازمینی؟)، آنها ایام را در آرامش و شادی می گذراندند، بایکدیگر در برابری کامل ، متحد با اعتماد به نفس و عشق متقابل زندگی میکردند.زمین زیباتر از اکنون بود و تنوع فراوان از میوه ها را به همراه داشت. انسان و حیوانات به یک زبان صحبت می کردند و با یکدیگر  طریق تله پاتی داشتند. مردها پسران صد ساله به نظر می رسیدند. آنها هیچ مشکل ناشی از ضعف و ناتوانی هایی کهولت  سن نداشتند و گذر به زندگی برتر همراه با یک  چرت آرام بود. «

داستان های بی شماری که به نظر تخیلی می رسند از هر فرهنگ باستانی وجود دارد که جهان را در گذشته دور در آن شرایط توصیف می کند. ما با تغییر نحوه تفکر و  احساس می توانیم این چشم انداز را دوباره از نو خلق کنیم . جامع ترین اطلاعات مربوط به نژاد پیشرفته در قالب ده ها هزار لوح گلی می باشد که در سال 1850 در منطقه ای در فاصله 250 مایلی از بغداد، عراق ، توسط یک انگلیسی به نام سر آستن هنری لیارد  در حالیکه  مشغول کاوش های باستان شناسی در نینوا، پایتخت آشور بودکشف شد. این منطقه نزدیک شهر کنونی موصل در عراق واقع شده است. بعدها  کشفیات دیگر در همین منطقه که بین النهرین نامیده شد انجام شد . منبع اصلی این دانش، آشوری ها نبودند ، بلکه سومری ها بودندکه تخمین زده می شود در همان منطقه از 4000 تا 2000 سال قبل از میلاد زندگی می کردند. بنابراین من در این کتاب  لوح های گلی را با عنوان متون یا الواح سومری نام خواهم برد . آنها یکی از بزرگترین یافته های تاریخی قابل تصور هستند و با این حال 150 سال بعد از کشف آنها هنوز هم توسط تاریخ و آموزش مرسوم نادیده گرفته شده است. چرا؟ زیرا این کشفیات بنیان نسخه رسمی  و ساختگی وقایع تاریخی را نابود می کند. معروف ترین مترجم این الواح محقق و نویسنده زکریا سچین است که قادر به خواندن خطوط سومری , آرامی، عبری و دیگر زبان های خاورمیانه و نزدیک است . او تحقیق و ترجمه گسترده ای بر روی الواح سومری داشته اشت و شکی نیست که آنها موجودات فرازمینی را توصیف می کنند. برخی از محققان می گویند که او با استفاده از زبان سومری جدید الواح قدیمی را ترجمه کرده و بنابراین برخی از ترجمه های او ممکن است 100 ٪ دقیق نباشد. من فکر می کنم تم های او درست است ، در واقع آثار و  شواهد, صحت همه ترجمه ها را ثابت می کنند , اما من شخصا به برخی از جزئیات شک دارم. من فکر می کنم که برخی از ترجمه های سچین بسیار سوال برانگیز است، ولی با تز کلی موافق هستم.

از ترجمه متون ( وسایر شواهد ) اینطور برمی اید که تمدن سومری ، که  دارای بسیاری از ویژگی های جامعه مدرن است، «یک هدیه از خدایان «است. نه خدایان اسطوره ای ، بلکه خدایان فیزیکی که در میان آنها زندگی میکردند. در این الواح از این خدایان به نام آنوناکی( کسانی که از آسمان به زمین آمدند) و DIN.GIR ( (پارسایان  موشک های فروزان) نام برده شد است. نام خود سومر KI.EN.GIR (سرزمین ارباب موشک های فروزان و نیز سرزمین ناظران بنا بر انچه سچین می گوید) بوده است. در کتابی باستانی به نام Enoch  و همچنین مصریان از این خدایان به عنوان ناظران  نام برده شده است .نام خدایان مصری Neteru است که به معنی ناظران می باشد و مصریان معتقدند که خدایان با قایق آسمانی آمدند.

https://i0.wp.com/www.truthcontrol.com/files/truthcontrol/images/77.jpg

https://i1.wp.com/www.ufo-contact.com/wp-content/uploads/2011/07/Sacred-Tree-Pine-Cone-Fertilization-Anunnaki-Reptilian-Hybrid-DNA-12-Strand-Genetic-Mesopotamia.jpeg

طبق گفته های ذکریا سچن، در این الواح توضیح داده می شود که چگونه آنوناکی از یک سیاره ای به نام نیبیرو (سیاره متقاطع) آمده است وی بر این عقیده است که این سیاره  دارای 3600 سال مدار بیضی شکل است که بین مشتری و مریخ  ودر  فضایی بسیار فراتر از پلوتون قرار دارد.

علم مدرن ثابت کرده است که یک سیاره ای به نام ایکس وجود دارد که در آنسوی پلوتون قرار دارد و بخشی از منظومه شمسی است.  اما این مدار بیضی شکل فوق العاده ناپایدار بوده و به سختی در این مدار خود را حفظ می کند.. دانشمندان بر این باورند و من نیز معتقدم که سچین در نظریه خود در مورد نیبیرو  اشتباه کرده است، هر چند تم اصلی در مورد آنوناکی درست است.  بنابر ترجمه سچین در الواح سومری، توضیح داده می شود که در طول شکل گیری اولیه منظومه شمسی، سیاره نیبیرو باعث نابودی سیاره که زمانی بین مشتری و مریخ وجود داشته گردیده است.سومریان این سیاره را  Tiamat، نامیدند و لقب هیولا آبی به ان گذاردند .بقایا و خرده های ناشی از برخورد تیامات با ماه نیبیرو موجب ایجاد باند بزرگ یا کمربند سیارکی بین مریخ و مشتری شده است . بقایای حاصل از متلاشی شدن تیامات به مدار دیگری پرتاب شده و در نهایت سیاره زمین بوجود امد (شکل 2) در زبان سومری نام زمین به دلیل سوراخ عظیمی که در اثر برخورد ایجاد شده است سیاره شکاف دار نام دارد. جالب است اگر آب اقیانوس آرام را از زمین حذف کنیم با یک سوراخ بسیار عظیمی مواجه خواهیم شد .

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از شیرین  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

Advertisements

Posted on فوریه 3, 2012, in کتاب بزرگترین راز. Bookmark the permalink. 31 دیدگاه.

  1. صرفنظر از مطالبی که به اعتقاد من بسیاری از انها درست و بجا میباشند لازم میدانم نکاتی را اضافه نمایم با بررسی و داده های علوم فیزیک و ریاضی و احتمالات ما در جهان چها ر نوع تمدن داریم از تمدن نوع 1 تا 4 و با اندازه گیریهای ÷یشرفت علوم و فرهنگ و هنر و تفوق بر نیروهای طبیعت از 0 تا1 هم قابل درجه بندی میباشد و همچنین از 1تا2 و الی اخر و تمدن زمینی الان 0/7 است در 3الی4 هزار سال پیش تمدن زمینی در دوره پایینتر قرار داشته وان تمدنی که به زمین امده تمدن نوع 1 بوده این تمدن به سفر بین ستاره ای دست پیدا کرده ولی هنوز به منابعی که در سیارات تطبیقی با حیات خود که در اعماق زمین میباشند نیازمند است ولی طی همین دوهزازتا سه هزارسال گذشت زمان تکنیک استفاده از منابع سیارات خالی از حیات وتطبیق با اینگونه سیارات را بدست اورده و احتیاجات خودرا براورده کرده است وطی دهه ها منابع عظیمی از زمین ما را به یغما برده است و در طی ان دوران تمامی حاکمیت را در دست داشته و در پایان برای جلوگیری از نفوذ انسانها به دست یابی به علوم و از بین بردن رقیبی در اینده مذاهب را بر علیه تمامی علوم به عنوان کفر و الحاد ساخته و پرداخته نموده و تا حد امکان میکوشد فناوری بشری برای دست یابی به فضا را عقبتر براندو همچنین با تفرقه و جنگ امکان برادری انسانی را با قبیله ای کردن و نژادی و ساختن ایدئولژیهای جدید به تنازعی بی حاصل بکشاند و حالا هم با اخراین تیر ترکش مذاهب بشری را به جنگ روز رستاخیز وادارد . اما تمدن نوع بالاتر بر اساس همان تز که قانون بقا میشناسیمش به کمک انسانها خواهد امد چرا به همان دلایل که رقیب اینده خود را بدون جنگ مستقیم به دردسر بیاندازد مطلب بسیار بیش از اینها است اما تا همین جا کافی است ……تمام

  2. سلام : مطالبی درباره این نویسنده (دیوید آیک)
    http://www.antisemitism.blogfa.com/post-76.aspx

  3. با سپاس از رامتین عزیز برای داشتن و در اختیار گذاشتن چنین صفحه ای که اگر نگویم بی نظیر که کم نظیر و عالی است پیشنهادی دارم انهم پیگیری این مطلب تا به انتها و گذاشتن مطالب مربوط به همین زمینه برای روشنگری بیشتر میباشد. در ادامه برای توضیح بیشتر باید از ابتدای خلقت ماجرا را اغاز و به پیش برویم صرفنظر از مهبانگ اولیه اجزائ ساختمان سلولی حیات نیازمند مصالحی مانند هیدروژن دوتریوم هلیم 3و4 تا اهن که در انفجار اولیه ساخته میشوند وازنفلزات سنگینتر درنوااخترها و در اخر فلزاتی مراتب سنگینی بالاتر در ابر نوااخترها پس مصالح اولیه در سه کوره به فاصله میلیاردی از هم ساخته شده و برای رسیدن به نقطه اغاز سفر حیات یعنع موجودات تک سلولی در صورت امادگی سیاره میزبان وداشتن گولدایلاس (شرایط مناسب طلایی )که حیات ویران نگردد باز هم به میلیارد سال دیگر نیاز میباشدو در صورتی که حیات همانند زمین با کمترین شیب ممکن به اگاهی ختم گردد هم باز به یک تا دو میلیاردسال با احتساب سالهای ممکن ودر صورت داشتن تمام این فرضیات تمدنها در نیمه عمر کائنات پس از نشر انرژی از انتروپی به حالتهای پایینتر با فاصله یکی دو میلیون ساله بوجود امده اند بدیهی است در تنازع بقای کیهانی تمدنهای پیشرو اگر به منازعات و احتمالات برخورد ستاره ای و کهکشانی بدام نیافتاده باشند تمدنهایی از نوع 1 تا 4 میرسند تمدن نوع 1 تمدنی است که از زندگی جانوری و گروهی و قبیله ای اغاز و تا استخراج کامل سیاره خود به پیش میرود زبان و فرهنگ یکی میشود علوم ان به مرز مسافرت بین ستاره ای به پیش خواهد رفت و از منابع سیارات دیگر هم منابع و انرژیهای لازم را کسب میکند تمدن نوع 2 تمدنی است که از این تحولات تا کسب انرژی از ستاره خود را کسب میکند با تکامل و بهبود مکانیسم ژنتیکی خویش به عمر هزاران ساله میرسد قدرت ساختن سفاین بزرگ برای زندگی همیشگی در فضا را میابد تا از خطرات زندگی در سیاره بتواند بگریزدو… تمدن نوع سوم در این تمدن استفاده از منابع انرژی به علت ناکافی بودن سطح انرژی و نیاز به منابع بالاتر و قدرت بیشتر و نیاز این تمدن به خلق عناصر ازانرژی ابرنوااخترها و سیاهچاله ها استفاده میکند بسوی خلق حبابهای متوازن حیاتی نوزاد در درون جهان خواهد رفت با پیش بینی تعداد جهانهای موازی در درون هر جهانی که بخواهد زتدگی میکند و…. در تمدن نوع چهارم ما با تمدنی سرو کار خواهیم داشت که ابزار لازم برای کشف زندگی استفاده از بزرگترین مواد جهان 73 درصد کل جهان یعنی ماده و انرژی تاریک را خواهد یافت و در این زندگی فراسوی اندیشه ما قدرتی وصف ناپذیر چون خدایان زندگی میکند البته با توجه به انبساط کلی و رسیدن نقطه امکا به صفر درجه تمامی این انرژیها تمام میشوند انگاه پس از میلیاردها سال تنها راه ایجاد جهانی تازه خواهد بود…..اما در رابطه با بحث ما ما به خاطر مسائلی که دیگر نیازی به تشریح ندارد با تمدنهای نوع اول تا دوم برخورد خواهیم داشت باید این را هم بگویم بنا بر عقیده اسمولین بزرگ ما در جهان کیهانی هم تمامی قوانین تنازع بقا و انتخاب اصلح را هم خواهیم داشت که اگر دوستان بخواهند مطالب مهمی هم در این رابطه خواهم گفت ….تمام

  4. سلام پس اين پست بعدي چه شد جالب بود چرا حذف كرديد گهواره تمدنها

  5. اون تصویر انوناکی یا خزنده یا هرچی که داره به فرزندش شیر میده ….اوجور که من تحقیق کردم تصویر ایسیس هست که احتمالا هارس رو به اغوش گرفه….توی اکثر کلیسا ها متاسفانه تصویر ایسیس رو بجای حضرت مریم نصب میکنند…معمولا تصویرش در کلیسه یا با شیر دادن از سینه چپ یا دست گذاشتن بر روی سینه چپ یا در اغوش گرفتن کودکی در سمت چپ سینه …ساخته میشه

  6. از مترجم عزیز بسیار سپاس گذارم

  7. بسیار جالب و عالی است ادامه دهید خواهش میکنم

  8. با تشکر از شیرین عزیز
    تا این جا که حرف تازه ای نیست مطالبی که آمده دونیکن وسچین کامل وجامع نوشته اند

  9. برای اینکه پایانی بر این بحث داشته باشیم از تئوری تاثیرات متقابل فضا زمان میگوییم سئوال اینست که ایا ما چیزی بنام اکولوژی فضایی داریم ایا نابودی بخشی از اگاهی ولو به مقدار ناچیز تاثیری در فرایند تکامی اگاهی سیستم میگذارد یانه ؟ در پاسخ مسئله اول با توجه به پیش زمینه قبلی در خصوص حداکثر شرایط مطلوب برای حیات از دست دادن نقطه مذکور توازن را برهم خواهد ضد ویا حدااقل از دست دادن یک مکان استراتژیک خواهد بودیعنی اگر شرایط تکرار این فرصت یک به میلیارد فرض شود باز هم منبع گوناگونی حیات به لطف جهل انسانی بر باد خواهد رفت دوما در چنین شرایط مسابقه اگاهی برتراز دید شرکت کنندگان این مارتن میلیارد ساله از دید تمدن نوع2 دشمن دشمن من دوست من است و زمین بی رقیب برای انها یی که بالاترند سم است و ما با برهم زد ن تعا دل امکان امدن هر دو نیرو را ناخواسته فراهم کرده ایم ….. تمام

  10. با سلام وتشکر از محمد عزیز
    از اینکه اندیشه ای تازه در باره جهان هستی اراهه می دهد . من به دنبال هم فکرانی در این زمینه هستم ولی اطلاعات شما بالاتر ومن خیلی پایین ترم خوشحال می شوم اگر ما را نیز در اطلاعات خود شریک کنید .
    من خوانده ام که دانشمندان می گویند جهان هستی همچنان در حال انقباض است وخواهد بود واین فرضیه که انرژی جهان هستی زمانی دوباره مانند یک فیلم به عقب برمی گردد وبه نقطه ی اولیه ی خود یا انبساط می رسد ممکن هست اشتباه باشد شاید نباید انتظار داشت که هرشروعی یک پایانی داشته باشد و شایداین چیزی تعریف شده برای ما باشد.
    دانشمندان به دنبال این هستند که کشف کنند آن نقطه اولیه باعث انقباض ومهبانگ شده است خود از کجا آمده است و در حال حاضرآن را خدا یا نقطه ی x نام گذاشته اند .
    ودیگر این که من از قبل در فکر این بودم که چطور %73 کل جهان هستی را انرژی تاریک یا همان ماده تاریک تشکیل داده است و چگونگی استفاده از آن چیست شاید خنده دار باشد ما که هنوز در خم یک کوچه جهان هستی هم نیستیم وهنوز کلی انرژی ناشناخته پیش رو داریم به کجاها فکر می کنیم

  11. محمد جان به دلیل اطلاعات نابی که بیان کردی سپاسگذارم. مشتاق هستیم بیشتر از این بدانیم. همجنین از رامتین عزیز خواهشمندم گفته های محمد جان را در یک مقاله گردآوری کرده و بر روی سایت قرار دهد. رامتین جان دیوید ایک باور داره که اکثر رهبران جهان از نژاد بیگانگان خزنده می باشند که در ظاهر انسان خود نمایی می کنند.و جایی دیگر زکر میکند که این نژاد از طریق مهنسی ژنتیک انسان هوشمند را بوجود آورد و نام این نژاد خزنده آنوناکی می باشد و در سیاره ی سه گانه Draco زندگی می کنند
    http://apod.nasa.gov/apod/ap090701.html

    ولی طبق نظریه ی سیچین آنوناکی ها از سیاره ی نیبیرو آمدند و شباهت زیادی به نوع انسان داشتند. و همچنین گفته شده نژاد grey توسط خزندگان خلق شده و برای آن ها کار می کنند. بتابراین طبق گفته های محمد جان باید نژاد خزندگان را نوع دوم و grey رو دارای تمدن نوع اول بدانیم. نظر شما در این باره چیست؟

    • باید بقیه کتاب را هم خواند بعد نظر داد .گفته های محمد عزیز را در فرصت مناسب گفته های ایشان را در یک مطلب میگذارم.

  12. رامتین جان همینطور تا جایی که در الواح و متن های سومری آمده آنوناکی ها شبیه انسان بودند
    طبق عکس های زیر


    و همین طور این عکس که بر اساس متن های سومری نژاد آنوناکی جنگجو می باشد که کلاه خود پرنده بر سر دارد

    و خیلی ها عکس بالا رو با نژاد خزنده ها اشتباه می گیرند در صورتی که نژاد خزنده به این شکل می باشد

    و به نظر تعداد کثیری ما از این نژاد خزنده بوجود نیا مده ایم و اکثر عکس های سومری نشان می دهد آنوناکی ها شبیه انسان بوده اند اگر چه قسمتی از وجود ما از نژاد خزندگان می باشد که به غده صنوبری و یا چشم سوم معروف است قسمتی از ذهن است که از خزندگان روی زمین بوجود آمده. مشتاقم نظرشما در این رابطه بدونم.

  13. نمیدونم چی بگم ولی در کتاب معبد سکوت میگه که پیدایش انسان از سیاره نپتون یا همان آخرین سیاره منزومه شمسی بوده که در آنجا انسان ها کارهایی که باید در کهکشان ها انجام میدادند را به خوبی انجام دادند و انواع موجودات را با دستان خود خلق کردند ولی بعد میلیون ها سال بین آنها اختلاف افتاد و تعدادی از آنها از اعمال خود دوری جستند و به دنبال مادیات رفتند و باعث جنک شد که در هنگام سیاره آنها با یک انفجار خورشسد به باند دیگر رفت و سیاره جدیدی تولد شد ول بیاری از انسان های آن دوره مردند و تعداد کمی زنده ماندن که آنها هم بعد از میلیون ها سال زمانی که زمین برای زندگی آماده بود انسان را به زمین نهادند تا خود با لیاقت خود به جمع آنها در اسمان ها بپیوندند و ما آنهارا خدایان قدیم میدانیم.

  14. ما انسان ها قدرتی داریم که خدایی 1 گانه به همه ما داده
    کسانی بودن به هر دلیلی دوست نداشتن ما راه واقعی طی کنیم و….
    همین جوری شده تا ما شدیم انسانهای تمام مادی وجود واقعی مان فراموش شد
    قدرت سفر در زمان و بعد های دیگر و ارتباط با موجودات ناشناخته و….در درون ما هست و میتوانیم فعالش کنیم
    با ایمان با عشق با پاکی
    وجود ما ماورایی هست دم از خداوند درون ما هست
    ما را از اصل خودمان دور کردند
    میتوانم بگم 95% انسانها معرف در تاریخ به این قدرت رسیده بودن نشانهاش بسیار هست

    توصیه میکنم کتاب ارزش میراث صوفیه دکتر زرین کوب حتمآ مطالعه کنید

    قومی متفکر اندر ره دین……….قومی به گمان فتاده در راه یقین
    می ترسم از آنکه بانگ آید روزی………کای بی خردان راه نه آن است و نه این

    درود به خدایی یگانه که با هزاران نام در این زمین کوچک شناخته میشه!

  15. با تشکر از دوستان عزیز که مرا مورد لطف خویش قرار میدهند باید عرض کنم من بسیاری از این تئوری ها را از اخرین نظرات دانشمندانی که در این رابطه تحقیق میگنند به همراه نظرات شخصی خویش قرار میدهم و حالا میخواهم کلیات نظرات خود را جهت تنویر افکار و رفع بسیاری از شبهاتی که در این ایتمها میبینم خدمت دوستان عرض کنم در ابتدا باید به یکی از اخرین تئوریهای ارائه شده جلب کنم و سپس در ادامه فلسفه خویش را عرضه کنم . یکی از جالبترین فرضیه های مطرح جهان انتروپیک (اتش سوزی بزگ میباشد) دراین فرضیه دو ریسمان سه بعدی به هم برخورد کرده و مهبانگ اولیه را میسازند پس از انفجار دو ریسمان از هم فاصله میگیرند جهان در این فاصله ساخته میشود با فاصله گرفتن دو ریسمان فضای فی مابین گسترش میابد تا جایی که در هر تریلیون فاصله تنها یک اتم بماند سپس دو ریسمان مجددا به طرف هم کشیده شده و دوباره انفجار … این فرضیه جواب کاملی به تخت بودن فضا افق رویداد ثابت بودن پراکندگی تابش پس ذره پس از افرینش ووو…. میدهد ازاین جا به بعد جهان کوانتومی حیات اغاز میشود با احتمال هایی بی نهایت از تداخل چهار نیرو ی هستهای قوی و ضعیف گرانش و مغناطیس میایاردها جهان یازده بعدی اغاز به تپیدن میکنند که از میان این همه جهان انها که 6 ثابت ریاضی نسبت سوخت هیدروزن و دلتا و گاما و دی و ان و کیو هرکدام ثابت محضی که با اختلاف درصدی اعجاب انگیز گویای حیات در شرایطی طلایی میباشند قابلیت ادامه کار میابند (بقای اصلح ) سپس در جهان ما باز هم از میان میلیاردها ستاره باز هم سیاراتی که در شرایط طلایی حیات قرار میگیرند (بقای اصلح )قادر به خلق حیات میباشند و باز هم در سیارات فوق انهایی که در شرایط ثابت حیات بمانند شانس بقا خواهند داشت بازهم بقای اصلح و…… ومیبینیم رسیدن به حیات و سپس اگاهی از میان این همه احتمالات چقدر عدد کمی خواهد ساخت در سیاره ما به انسان میرسیم و سپس به اولین انتخابهای انسان بنابر فرضیه عدم قطعیت که از دیدگاه کوانتومی فیزیک مدرن برمیخیزد و نیز گربه شرودینگر به هر انتخاب انسانی احتمال ساختن جهانهای متفاوتی میباشد و ان انتخابی که بیشترین احتمال ممکن را داشته باشد با مشاهده شدن شانس ادامه را خواهد داشت (بقای اصلح ) که این راه تا رسیدن به انتها این قانون مانند قوانین فیزیکی ماجرای خلقت را میسازند . اگر سئوال شما این باشد که چه به سر دنیاهای دیگر و جهانهای موازی دیگر میاید و نیز اینکه ایا ما در همان جهانی هستیم که انتخاب شده باید بگویم در جواب سئوال اول دنیاهای دیگر تا زمانی که تابع موج ان دوام بیابد ادامه میابند در ابتدای خلقت از میان بی نهایت دنیای ممکن مانند حباب بسیاری همان ابتدا ناپدید میشوند بسیاری دیگر نیز مانند جهان ما گسترش میابند اما چون به مشاهدهگر نمیرسند ناپدید میشوند بسیاری دیگر هم اکنون ساخته میشئند اما بخاطر اینکه از درصد کمترین احتمال میباشند فرو میریزند ووو اما ایا ما در بیشترین احتمال ممکن زندگی میکنیم یانه ..؟ اینرا میگذارم تا جوابهای شما را هم بشنوم سپس خواهم گفت .. اما حالا در جهانی زندگی میکنیم که احتمالات فراوانی برای انتخاب اینده خواهیم داشت بیایید بهترین جواب را بدهیم گزینه ای که باقی بماند ادامه راه انتخاب اصلح ما خواهد بود فراموش نکنیم در این مبارزه ما تنها نیستیم شرایط حیاتهای موجود در دنیای ما برای همه مساوی بود اگر ما گزینه درست را انتخاب کنیم به بالاترین سطح اگاهی میرسیم و امکان رهایی را خواهیم داشت رسیدن به تمدن نوع 4 دور از دسترس نیست بررسیهای علمی ممکن نشان داده است که هیچ اگاهی حتی به تمدن نوع 3 نرسیده است و ما میتوانیم حیات خود را مانند یک هاگ چه میگوییم یک پیام در اخرین اتم ممکن به جهان بعدی انتقال دهیم و ابدیت در دست ماست ……تمام

  16. محمد جان با سپاس فراوان . واقعا با خواندن مطب شما هر چند بصورت چکیده و خلاصه بود ولی گویای پدیده های شگفتی بود.در باطه پا پدیده ی آنتروپیک خیلی زیبا بیان و به طور خلاصه بیان کردی ولی نمی دانم چرا بیشتر فیزیکدانان از این ایده بیزارند. فهم تکوین پیچیدگی حیات واقعا دشوار است اما اخیرا کتاب چشم انداز زندگی فرازمینی از وودز هالی رو می خواندم ومطالب جدیدی در ارتباط با حیات در این جهان و جهان های موازی یاد گرفتم . یک نظریه وی جالب بود و برای شما هم باز گو می کنم از نظر وودز سه احتمال وجود دارد: حیات پدیده ای نادر است که قابل قبول ترین احتمال به شمار می رود، حیات ناشناخته است زیرا هربار که به آن نگاه می شود، نسبت به بار پیش تفاوت عمده ای داشته است، و حیات در جهان فراوان است و تنها مشکلات تکنیکی مانع از رصد آن می شود.این محقق تمامی این گزینه ها را ممکن می داند، اما به اعتقاد وی برتری با اولین گزینه است، پس بنا گفته ی وی حیات زمین گونه ای نادر از حیات است و ما گونه هایی نادر هستیم و طبق گفته ی محمد جان همه چیز به خودمان بستگی دارد اگر انتخاب اصح داشته باشیم به در جه های بالاتر آگاهی می رسیم و بقایمان تضمین می شود اما دانشی که به عمیق شدن مان کمک نکند به ما خیانت خواهد کرد

  17. با سپاس از همراهی شاهرخ عزیز اصل مطلب در پایان است وانجا تازه اغاز ماجرا است یعنی اولا سئوال من از همه دوستان این است که ایا ما در بهترین انتخاب ممکن زندگی میکنیم یا در جهانی موازی با ان ؟ دوما ایا انتخابهای ما در هر صورت ممکن تاثیری در برگشت و تصحیح عملکرد گذشته و قرار گرفتن در نوک پیکان تکاملی خواهد گذاشت یا خیر؟ سوما با دخالتهای قبلی و فعلی تمدنهای دیگر ایا میتوان این فراکنش را خنثی نمود ؟او مهمتر در جواب دوستی که پرسیده بود ما در این وسط چه کاره ایم من باید به نظریه همدوسی اشاره کنم که خود یک مقاله مفصل جداگانه است که اگر دوستان اشتیاق نشان بدهند خواهم گفت و در پایان این تاثیرات متقابل با شما شگفت انگیزتر از انی است که میپنداشتم …..تمام

  18. محمد عزیز ممنون.

  19. با سلام و تشکر از مطالب جالبی که مطرح کردین.

    به نظر من جهان های موازی قابل درک و دسترسی نخواهند بود مگر سطح دریافت حسی انسان به فراتر از آنچه هم اکنون است ارتقاء یابد. در حال حاضر با توجه به توانائی های حسی و درکی موجود انسان ما در بهترین انتخاب ممکن زندگی میکنیم.
    در مورد سوال دیگر، من فکر میکنم اگر انتخابهای ما منجر به ارتقاء نوع بشر بشود بدون شک میتواند جایگاه انسان در مورد بالا را ارتقاء دهد.

  20. man to zamine freemasonha motale dashtam va nazarate shoma ba onha yeki hast, nokeye jalebe in ghaziye zekr namehaye mesle isis hast.

  21. من از صحبت های محمد که نحوه نگارش مخصو به خودش رو داره چیز زیادی متوجه نشدم. عممده اطلاعات من در زمینه علوم انسانی و روانشناسیه و از فیزیک سر رشته ای ندارم. از نظر من انسان همیشه در موقعیت انتخاب قرار داره هرچند که این انتخاب بسته به نوع ژنهای اون و همچنین محیطی که در اون بزرگ شده و یاد گرفته بستگی داره یعنی تلفیقی از وراثت و محیط. فی المثل اگه فردی در محیطی ناسالم بزرگ بشه مثلا در جایی که همه مواد مخدر مصرف می کنن به احتمال زیاد اون هم مواد مصرف می کنه و اگه والدین اون هم مصرف کننده باشن این احتمال خیلی بیشتر میشه. مگر اینکه در جایی تجربه ای متفاوت داشته باشه و یاد بگیره که مواد مخدر چه زیانی داره.

    پس می بینیم که انسان خیلی هم آزاد نیست و اسیر یک نوع جبر ذاتیه. از طرفی طبیعت و زمانه ای که در اون زندگی می کنه بسته به نوع جامعه و فرهنگ یک نوع جبر دیگری رو به اون تحمیل می کنه
    حتی اگر هم به سمت آگاهی پیش بره باز هم در اثر تربیت و هدایت محیط اطرافش هست. یعنی علم بشر پیشرفت می کنه و انسان رفته رفته به سمت آگاهی بیشتر کشیده میشه.

    این واقعیت رو که اگه انسان رو حال خودش بذاری میخواد مثل گوسفند خوش و خرم و بی دغدغه زندگی کنه رو قبول دارم اون چیزی که انسان دنبالش هست یعنی آسایش و آرامش و راحتی در واقع تنبلی محصول انتخاب ژنهای اونه.

    حرف آخر اینکه اگه انسان بخواد به سطح بالاتر آگاهی برسته باید بتونه ژن خودشو که نه ژن نسلهای بعدی رو تغییر بده. و همچنین محیط دگیری غیر از این محیط برای خودش درست کنه
    عالمی از نو بباید ساخت وز نو آدمی

  22. واقعاً از اینکه دوستان و عزیزان فاضل و دانشمندی در اینجا باهم به مباحثه می پردازند انسان لذت می برد. چیزی که در مجموع می بینم این هست که همه ما به سمت یک آگاهی عمومی از نظام هستی در حرکت هستیم و این خواهی نخواهی اثرات شگرفی را بر کیفیت زندگی انسان در سیاره عزیزمان زمین خواهد گذاشت.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: