بایگانی ماهانه: ژانویه 2012

رویت بشقاب پرنده های فرازمینی بر فراز عباس آباد تهران – سال1365

به گزارش “ایران” افکار عمومی در امریکا کنجکاو شده از اسرار اشیای پرنده ناشناس سر در بیاورند. بسیاری از مردم با ارسال طوماری از دولت خواسته‌اند قانون سری بودن تحقیقات فضایی را لغو کند و همه را در جریان مسائل مربوط به بشقاب‌های پرنده قرار دهند. در دهه‌های چهل و پنجاه نیز با ظاهر شدن اشیای نورانی ناشناخته در آسمان ایران، بحث‌های داغی در محافل علمی کشور درگرفت و مدت‌ها کنجکاوی مردم را برانگیخته بود.
یک بار واقعه عجیبی در آسمان حوالی تهران اتفاق افتاد که روزنامه‌های کیهان و اطلاعات گزارش‌های هیجان‌انگیزی درباره پرواز بشقاب‌های پرنده منتشر کردند. در این واقعه که نیمه‌های شب اتفاق افتاد چند هواپیمای جت مجهز به موشک‌ چند شیء پرنده ناشناس را در آسمان تهران تعقیب کردند که این تعقیب و گریز تا حوالی کویر قم ادامه یافت.
یکی از این خلبانان جت می‌گوید: از پایگاه هوایی به پرواز درآمدیم و در آسمان شهر ری بود که به دو بشقاب پرنده نورانی رسیدیم. من و دوستان خلبانم با فاصله چندصد متری این دو شیء ناشناخته را تعقیب کردیم و هر چه سرعت می‌گرفتیم آنها هم بر سرعت‌شان می‌افزودند. این تعقیب و گریز تا حوالی دریاچه نمک قم ادامه داشت که ناگهان هر دو شیء ناشناس ناپدید شدند و به ما دستور داده شد که به پایگاه برگردیم.
در سال ۵۴ نیز عکس‌های یک جوان تهرانی که از بشقاب پرنده‌ها در تپه‌های عباس آباد تهیه کرده بود، در روزنامه‌ها چاپ شد که سبب هیجان‌ عمومی شد.
ماجرا از این قرار بود: یک جوان تهرانی در سکوت و خلوت سحرگاهی پارک جنگلی عباس‌آباد با صحنه هیجان‌انگیز و تکان‌دهنده‌ای روبه‌رو می‌شود، پرواز بشقاب‌های پرنده بر فراز تپه‌های عباس‌آباد…
دکتر داریوش ادیب متخصص شیمی و سنگ‌های قیمتی و صاحب تألیفات بی‌شمار علمی و یکی از کارشناسان «UFO» (اشیای پرنده ناشناخته) در پیش‌گفتار کتاب خود به نام «اسرار بشقاب‌های پرنده» می‌نویسد: در سال ۱۳۶۵، روزی جوانی نزد من آمد و با هیجان فراوان از حضور بشقاب‌های پرنده در محوطه پارک جنگلی عباس‌آباد تهران خبر داد. او اصرار داشت که در ساعت‌های اولیه صبح چند بشقاب پرنده در آنجا دیده و از چند شاهد نیز برای ارتباط ادعای خود نام می‌برد…
با سؤال‌هایی آمیخته به ناباوری و تمسخر با او برخورد کردم و قاطعانه گفتم مقوله بشقاب‌های پرنده، ساخته و پرداخته ذهن دانشمندان امریکایی بعد از جنگ جهانی دوم است.
دکتر ادیب در ادامه می‌نویسد: فردای آن روز، آن جوان با حالتی عصبی، ادعای خود را با این عبارت که «امروز هم آنها آمدند» تکرار کرد و من برای خاتمه دادن به این بحث از او خواستم برای صحت حرف‌هایش بهتر است از بشقاب‌پرنده‌ها عکس بگیرد.
دکتر داریوش ادیب می‌گوید: «در دوران تحصیل در امریکا، خوانده بودم که دو روز پی‌درپی بشقاب پرنده‌ای در حوالی نقاط مهمی چون نیروگاه‌های اتمی یا مراکز رادیو تلسکوپ‌های عظیم در پرواز بودند، اما هرگز نشنیده بودم که بشقاب‌ پرنده‌ای چند روز متوالی در محلی آن هم در آسمان تپه‌های عباس‌آباد آمد و رفت کرده باشد.»
دو روز بعد همان جوان با دو حلقه فیلم و در حالی که از شدت هیجان می‌لرزید، به دیدار دکتر ادیب می‌آید و با لکنت زبان می‌گوید: «آنها … دوباره آ… مد…ند… از آن….ها فیلم گرفتم.»
دکتر ادیب این گونه ادامه می‌دهد:
«هنگامی که عکس‌های چاپ شده را دیدم، با وجود دلایل حیرت‌انگیزی که در آنها وجود داشت، اصالتشان باور کردنی نبود…
با گذشت دو سال از این ماجرا روزی از پارک جنگلی رد می‌شدم، به تعدادی باغبان برخورد کردم و ضمن حرف زدن با آنها، ماجرای بشقاب‌پرنده را پیش کشیدم و با کمال تعجب یکی از باغبان‌ها به توصیف روزهایی پرداخت که جوان مورد بحث، بشقاب‌پرنده‌ها را در تپه‌های عباس‌آباد دیده و عکس گرفته بود.»
به گفته دکتر ادیب برخی از عکس‌های جوان ایرانی همراه با تأییدیه کارشناس لابراتوار کداک در انگلیس در شماره سپتامبر ۱۹۹۰ مجله FSR به چاپ رسیده است. ماجرای جوان ایرانی باعث شد تا دکتر داریوش ادیب با علاقه‌مندی به بحث بشقاب‌پرنده، خود در زمره کارشناسان زبده مطالعات اشیای پرنده ناشناخته «UFO» درآید.

صحبتهای دکتر داریوش ادیب از حضور بشقاب پرنده در آسمان تهران

عجیب و غریب | صحبتهای دکتر داریوش ادیب از حضور بشقاب پرنده در آسمان تهران افکار عمومی در امریکا کنجکاو شده از اسرار اشیای پرنده ناشناس سر در بیاورند. بسیاری از مردم با ارسال طوماری از دولت خواسته اند قانون سری بودن تحقیقات فضایی را لغو کند و همه را در جریان مسائل مربوط به بشقاب های پرنده قرار دهند. در دهه های چهل و پنجاه نیز با ظاهر شدن اشیای نورانی ناشناخته در آسمان ایران، بحث های داغی در محافل علمی کشور درگرفت و مدت ها کنجکاوی مردم را برانگیخته بود.

صحبتهای دکتر داریوش ادیب از حضور بشقاب پرنده در آسمان تهران

یک بار واقعه عجیبی در آسمان حوالی تهران اتفاق افتاد که روزنامه های کیهان و اطلاعات گزارش های هیجان انگیزی درباره پرواز بشقاب های پرنده منتشر کردند. در این واقعه که نیمه های شب اتفاق افتاد چند هواپیمای جت مجهز به موشک چند شیء پرنده ناشناس را در آسمان تهران تعقیب کردند که این تعقیب و گریز تا حوالی کویر قم ادامه یافت.

یکی از این خلبانان جت می گوید:

از پایگاه هوایی به پرواز درآمدیم و در آسمان شهر ری بود که به دو بشقاب پرنده نورانی رسیدیم. من و دوستان خلبانم با فاصله چندصد متری این دو شیء ناشناخته را تعقیب کردیم و هر چه سرعت می گرفتیم آنها هم بر سرعت شان می افزودند. این تعقیب و گریز تا حوالی دریاچه نمک قم ادامه داشت که ناگهان هر دو شیء ناشناس ناپدید شدند و به ما دستور داده شد که به پایگاه برگردیم.

در سال 54 نیز عکس های یک جوان تهرانی که از بشقاب پرنده ها در تپه های عباس آباد تهیه کرده بود، در روزنامه ها چاپ شد که سبب هیجان عمومی شد.

ماجرا از این قرار بود:

یک جوان تهرانی در سکوت و خلوت سحرگاهی پارک جنگلی عباس آباد با صحنه هیجان انگیز و تکان دهنده ای رو به رو می شود، پرواز بشقاب های پرنده بر فراز تپه های عباس آباد…

دکتر داریوش ادیب متخصص شیمی و سنگ های قیمتی و صاحب تألیفات بی شمار علمی و یکی از کارشناسان «UFO» (اشیای پرنده ناشناخته) در پیش گفتار کتاب خود به نام «اسرار بشقاب های پرنده» می نویسد:

در سال 1365، روزی جوانی نزد من آمد و با هیجان فراوان از حضور بشقاب های پرنده در محوطه پارک جنگلی عباس آباد تهران خبر داد. او اصرار داشت که در ساعت های اولیه صبح چند بشقاب پرنده در آنجا دیده و از چند شاهد نیز برای ارتباط ادعای خود نام می برد…

با سؤال هایی آمیخته به ناباوری و تمسخر با او برخورد کردم و قاطعانه گفتم مقوله بشقاب های پرنده، ساخته و پرداخته ذهن دانشمندان امریکایی بعد از جنگ جهانی دوم است.

دکتر ادیب در ادامه می نویسد:

فردای آن روز، آن جوان با حالتی عصبی، ادعای خود را با این عبارت که «امروز هم آنها آمدند» تکرار کرد و من برای خاتمه دادن به این بحث از او خواستم برای صحت حرف هایش بهتر است از بشقاب پرنده ها عکس بگیرد.

دکتر داریوش ادیب می گوید:

«در دوران تحصیل در امریکا، خوانده بودم که دو روز پی در پی بشقاب پرنده ای در حوالی نقاط مهمی چون نیروگاه های اتمی یا مراکز رادیو تلسکوپ های عظیم در پرواز بودند، اما هرگز نشنیده بودم که بشقاب پرنده ای چند روز متوالی در محلی آن هم در آسمان تپه های عباس آباد آمد و رفت کرده باشد.»

دو روز بعد همان جوان با دو حلقه فیلم و در حالی که از شدت هیجان می لرزید، به دیدار دکتر ادیب می آید و با لکنت زبان می گوید:

«آنها … دوباره آ… مد…ند… از آن….ها فیلم گرفتم.»

12440297749180773899

86864974024613612552

دکتر ادیب این گونه ادامه می دهد:

«هنگامی که عکس های چاپ شده را دیدم، با وجود دلایل حیرت انگیزی که در آنها وجود داشت، اصالتشان باور کردنی نبود…

با گذشت دو سال از این ماجرا روزی از پارک جنگلی رد می شدم، به تعدادی باغبان برخورد کردم و ضمن حرف زدن با آنها، ماجرای بشقاب پرنده را پیش کشیدم و با کمال تعجب یکی از باغبان ها به توصیف روزهایی پرداخت که جوان مورد بحث، بشقاب پرنده ها را در تپه های عباس آباد دیده و عکس گرفته بود.»

به گفته دکتر ادیب برخی از عکس های جوان ایرانی همراه با تأییدیه کارشناس لابراتوار کداک در انگلیس در شماره سپتامبر 1990 مجله FSR به چاپ رسیده است. ماجرای جوان ایرانی باعث شد تا دکتر داریوش ادیب با علاقه مندی به بحث بشقاب پرنده، خود در زمره کارشناسان زبده مطالعات اشیای پرنده ناشناخته «UFO» درآید.

آلایا – اهل سیستم ستاره ای پلیدیان – بخش چهار

آلایا در اینترنت فقط و فقط از طریق کانال شخصی خودش در سایت «یوتوب» گفته هایش را به عموم می رساند و هیچ جای دیگری در اینترنت فعالیت نمی کند.

 

لینک کانال آلایا:

 

http://www.youtube.com/user/777ALAJE

 

 

 

در ادامه توجه شما را به متن چهارمین ویدیو «آلایا» جلب می کنم.

 

یادآور می شوم که این متن، زیرنویس یک ویدیو است و به همین خاطر ممکن است برخی از جملات کوتاه یا تکه تکه باشد. پس برای متوجه شدن موضوع باید دقت بیشتری به خرج داد.

 

 

آلایا اهل پلیدیان – قسمت چهارم

 

هنگامی که شما انرژی روشنایی خلق کنید، شما مردم یا موقعیت ها را جذب می کنید. با استفاده از انرژی قلبتان و مراقبه، شما سریعتر توسعه می یابید و پیشرفت می کنید. زیرا آنگاه با سرچشمه هماهنگ هستید، هوشیاری مرکزی کیهانی. هرچیزی که شما را آرام و راحت می کند مراقبه است. بنابراین، این فقط نشستن در سکوت نیست، بلکه مطالعه کردن، نقاشی کردن، آواز خواندن، قدم زدن در طبیعت یا معاشقه کردن با دیگری هم هست. هرچیزی که باعث پرتو افکندن امواج آلفا و دلتا توسط مغزتان بشود. بنابراین با به یاد داشتن اینها بیایید یک مراقبه ی کوتاه انجام دهیم تا انرژی تان را فعال و سیاره را از انرژی های زیان اور پاک کنیم.

پس راحت بنشینید. این مهم است که راحت باشید زیرا انرژی می تواند به آسانی جریان داشته باشد.

 

چشمانتان را ببندید تا چیزی حواس شما را پرت نکند. اکنون شروع به راحت کردن هر یک از قسمتهای بدنتان کنید. از صورت شروع کنید… پیشانی را شل کنید… گونه هایتان را شل کنید و دندانهایتان را به هم نزنید. گردن تان را راحت کنید… بازوهایتان… انگشتانتان… راحتی را در پاهایتان احساس کنید.

 

 

حال سه نفس عمیق بکشید و با داخل کشیدن هر نفس، انرژی کیهانی که در اطرافتان است را به درون بدن خود بکشید. هنگامی که نفستان را بیرون می دهید، ببینید که این انرژی چگونه بدن شما را از انرژی های بدی که لازم ندارید، پاک می کند. همه ی انرژی های غیر ضروری را به بیرون بدمید و بگذارید ناپدید شوند. هر بار که این را انجام می دهید، شما نورانی و نورانی تر می شوید…  به یاد داشته باشید… افکار، انرژی هستند. آنها از مرحله ی «افرایی» شروع می کنند و روی بدن فیزیکیتان نیز اثر می گذارند. بنابراین هربار که شما نفس به داخل و به بیرون می دهید، شما نورانی و نورانی تر می شوید. شما بدنتان را با یک روشنایی پاک و دوست داشتنی احساس می کنید. این روشنایی تابان سرچشمه است. هشیاری هستی. روشنایی دارد بزرگ و بزرگتر می شود… و شما توسط یک توپی از روشنایی برافروخته، پوشیده شده اید. صلح، دانش و عشق هستی را احساس کنید… به این نور اجازه دهید که شما را هماهنگ کند و التیام ببخشد… هرجایی که ضروریست.

 

 

ببینید که چگونه همه ی نقاط انرژی چاکرای شما هماهنگ و فعال می شود. همه ی آنها باهم مشترک می شوند و در قلب به هم می پیوندند. چگونگی گرم شدن و پرقدرت شدن قلبتان را احساس کنید. به خودتان بگویید:

من برای خرد و دانش آماده ام…

من برای عشق آماده ام…

هشیاری و خلاقیت من دائما در حال توسعه یافتن است…

من سالم هستم و از برنامه ریزی ها و انرژی های محدود کننده آزادم…

من از ادیان و سیستم های باوری آزاد هستم و خودم مسئولیت زندگی ام را به عهده دارم…

خواسته ها و انگیزه های من با هستی هماهنگ است…

من مهربان و دلسوز هستم…

من عشق می بخشم و دریافت می کنم…

من زندگی ای پر از عشق دارم…

اکنون ببینید این توپ نورانی که شما هستید، آنقدر بزرگ شده که تمام سیاره را پوشش داده است. تمام این فرکانس در حال پاک کردن زمین از هر نوع انرژی منفیست. ببینید که چگونه همه ی انرژی های تاریک سوزانده می شوند و انرژی روشنایی آنها را پس می زند. در رده ی افرایی، این اتفاق واقعا در حال روی دادن است و این بر رده ی فیزیکی هم اثر شدید خواهد گذاشت.

 

شما می توانید این مراقبه را هرگاه که خواستید انجام دهید. این انرژی معنوی را در سیاره تقویت خواهد کرد. بنابراین همگی این فرصت را برای رشد و نمو کردن خواهند داشت. به یاد داشته باشید، همه چیز انرژی است و زمان در واقعیات بالاتر وجود ندارد. زمان فقط تصور کلی سه بعدی زمینی ماست. زمان و فضا قابل انعطاف است. عالمگیر فکر کنید. با عشق فکر کنید. عشق کلید است.

بدرود.

صفحه فیس بوک دانش کیهانی

منبع :        http://www.facebook.com/danesh.keyhani

با تشکر از دوست خوبم که این مطالب را در پیج خودشان ارائه میدهند.

*****************************************************************

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

ردپای یک موجود غول پیکر با قدمت 200 میلیون سال در مپالوزی جنوب افریقا کشف شد

ایا  این موجود غول پیکر بر روی زمین زندگی می کرد ؟ردپای گولیتا نامی که ساکنین محلی بر این پدیده نهاده اند یکی از اسرار افریقای جنوبی است .

https://i2.wp.com/www.thetruthbehindthescenes.org/wp-content/uploads/2012/01/Giants.jpg

در عکس مایکل تلینگر یکی از بهترین اثاری که ثابت می کند در سالیان بسیار دور موجودات غول پیکر بر روی زمین زندگی می کرده اند را نشان می دهد.رد پای 4 فوتی موجود غول پیکر بر روی گرانیت دانشمندان را شگفت زده کرد.

این منطقه در جنوب افریقا . نزدیک شهر مپالوزی در مجاورت مرز سوازیلند واقع شده است. قدمت این ردپا طبق دانش  کنونی ما از  شکل گیری موجودات غول پیکر در تاریخچه زمین بین 200 میلیون و 3 میلیارد سال تخمین زده می شود .

https://i1.wp.com/www.thetruthbehindthescenes.org/wp-content/uploads/2012/01/Giant-in-Ulaanbaatar.jpg

عکس  یک موجود غول پیکرکمی کوچکتر در سرزمین چنگیز خان

روی چپمن اندروز عکس این مرد 7 فوتی را در سال 1922 در اولان باتار گرفته است . عکس مذکور در هیچ مجله ای چاپ نشد .

منبع:    http://www.thetruthbehindthescenes.org

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از شیرین  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

مشاهده شي نورانی؛ این بار در استان اردبیل/ مشخصات: بشقابی با هاله نورانی سفید

به گزارش خبرنگار سیاسی قاصد، هنوز هم ماجرای رویت اشیا نوراني ناشناخته در آسمان کشور حل نشده و هر چند روز یک بار، نمونه ای از آنها در مناطق مختلف کشور دیده می شود. البته بسیاری از این موارد، تنها توسط چند نفر رویت می شوند اما برخی دیگر در مناطق شهری نیز مشاهده شده اند.

در جدیدترین اتفاق از این نوع، اين شي نوراني ساعت 18 و 30 دقيقه چهارشنبه شب پديدار شده و به  مدت يك ساعت در آسمان نير از توابع استان اردبیل حركت مي كرد .

به گفته ساکنان این منطقه، در اطراف اين شي نوراني هاله اي از نور سفيد رنگ بود كه مركز آن را  رنگ قرمز متمايل به نارنجي پوشانده بود.

اين شي كه حلقه اي از وسط آن را جدا كرده و به صورت 2 بشقابی روي هم درآورده بود، به صورت دوراني حركت مي كرد و پس از مدتي، بتدريج از سطح زمين به سمت آسمان دور شد.

پ . ن : اگر کسی از خوانندگان وبلاگ از این یوفو عکس گرفته است لطفا برای وبلاگ ارسال کنند تا در این مطلب درج بشود.

چند واقعه اسرار آمیز ثبت شده

چند واقعه اسرار آمیز ثبت شده

http://whoyoucallingaskeptic.files.wordpress.com/2009/03/creepy-gnome.jpg

 

کوتوله مرموز

در سال 2008 وقتی کارگردان آرژانتینی جوس آلوارز (Jose Alvarez) در حال ضبط سکانسی از فیلمش بود، موجودی کوتوله را در چند متری اش می بیند. چند روز بعد روزنامه ال تریبینو (El Tribuno) در باره این واقعه مصاحبه ای با آلوارز انجام داد. وی در این گفتگو چنین تعریف می کند:» در سر کار فیلمبرداری بودیم و درباره یک موضوعی با دوستان در حال مباحثه بودیم که صدایی شنیدیم. گویی یک نفر از آن طرف به سمت ما سنگ پرتاب می کرد. وقتی سرمان را برگرداندیم متوجه شدیم موجودی میان بوته ها حرکت می کند. اولش فکر کردیم یک سگ است. اما از میان بوته ها یک کوتوله عجیب دوپا که شباهتی به انسان نداشت را دیدم. درحالی که همگی بشدت ترسیده بودیم موجود با دیدن ما به سرعت فرار کرد. از بخت خوش دوربین روشن بوده و توانستیم چند تصویر از کوتوله در حال فرار تهیه کنیم.» وقتی روزنامه ال تریبینو از روستائیان اطراف محل درباره چنین موجودی پرس و جو می کرد، آنها گفتند که آنقدر این کوتولو را دیده اند که ترسشان ریخته است و به بودن او عادت کرده اند. تا کنون  اطلاعات موثقی از ماهیت این موجود منتشر نشده است.

Freddy Jackson Lg

 

روح خلبان جکسون

در عکس فوق جمعی از خلبانان نیروی هوایی آمریکا در جنگ جهانی اول را نشان می دهد که در سال 1919 تهیه شده است . این عکس در سال 1975 توسط ویکتور گودارد (Victor Goddard) در یک روزنامه منتشر شد. در این عکس تصویر مردی هست که بودنش در آنجا غیر ممکن می نماید. چرا که این مرد خلبان هواپیمایی به نام  فردی جکسون (Freddy Jacskson) بود که دور روز قبل از ثبت این عکس هواپیمایش در خاک دشمن سقوط کرده و خودش مرده بود. ب دوستان او بعد از مشاهده این عکس بلافاصله او را شناخته و حیرت زده شده بودند.

 https://i0.wp.com/www.problempets.co.uk/images/OVERTOUN_BRIDGE_LOWER_RES.jpg

7. پل اورتون معروف به پل خوکشی (Overtoun Bridge )

پل اوورتون در سال 1859 در حوالی میلتون (Milton) اسکاتلند احداث شده است و یکی از قدیمی ترین و بزرگترین پل های اسکاتلند به شما می رود. اما شهرت این بنا نه به خاطر قدمت یا عظمت آن بلکه بدلیل حوادث عجیبی است که در روی آن رخ داده است. سگ هایی که به این پل می رسند بدون هیچ علتی خود را از آن به پائین پرت می کنند. اولین موارد خودکشی سگ ها در دهه 1950 ثبت شده است. در این سالها بیشتر قربانبان سگ های نژاد کلی (Koli) بوده اند که خود را از ارتفاع 16 متری این پل به پائین می انداخته اند. حتی مشاهده شده است  در مواردی که سگی جان سالم به در می برد دوباره به بالای پل رفته و خود را دوباره به پائین پرت می کند. اینکار تا خودکشی کامل تکرار می شده است. هیچ عکس تا کنون دلیل این کار عجیب سگها را نمی داند. شگفت انگیز تر اینکه همه سگها تنها از یک طرف و از یک نقطه اقدام به پرش می کنند. بسیاری افراد این سگها را بیمار می پندارند ولی در سال 1994 یک مرد اسکاتلندی کودک خود را از این پل به پائین پرت کرده است. آیا دلیل این اتفاق تلخ می تواند پل اورتون باشد؟!. امروزه بسیاری از افراد سعی می کنند از روی این پل عبور نکنند و در هنگام رسیدن به این مکان راه خود را کج می کنند. به همین دلیل دولت اسکاتلند مجبور به احداث  گذرگاه دیگری در آن منطقه شده است.Bosque2

 

واقعه جیمز وورسون

جیمز وارسون شخصی بود که همیشه ادعا می کرد می تواند 30 کیلومتر را بدون توقف بدود و رکورد جدیدی در دوی ماراتن ثبت کند. او برای ثبت رکوردش می بایست دوی ماراتون  خود را در حضور داوران انجام می داد. تا اینکه روز 3 سپتامبر 1873 قرار شد در یک منطقه جنگلی وارسون 30 کیلومتر مسیر بین دو منطقه را بدود. وارسون همانطور که طی مسیر می کرد دو نفر به عنوان داور با اسب پشت س، او را تعقیب می کردند. او در میانه راه به یک باره در حالی که شیون سوزناکی می کشید به زمین افتاد دیگر اثری از او یافت نشد. افراد حاضر به دنبال او اما وقتی از یافتن وی نا امید شدند واقعه را به پلیس گزارش دادند. پلیس با استفاده از سگها، منطقه را به مدت یک هفته کاوش کرد اما هیچ اثری از وارسون پیدا نکرد گویی بخار شده به آسمان رفته بود. طبق اسنادی که در آرشیو پلیس ثبت شده، آن دو نفر اذعان کرده اند که وارسون در جلوی چشمان آنها، با فریادی که به نظرشان وحشتناکترین فریادی بود که شنیده اند به یکباره غیب شده است. از آن زمان تا کنون هیچ اثر یا نشانه ای از جیمز وارسون پیدا نشد.

Screen Shot 2010-09-11 At 9.20.47 Am

ردپای شیطان

در روز 8 دسامبر سال 1855 در شهر دوون (Devon) انگلیس ردپاهای عجیب بی شباهت به رد انسان روی برف توجه اهالی را بخود جلب کرده بود. این رد پاها با 6 سانتی متر عرض و 20 سانتی متر طول در مسیری به طول 160 کیلومتر با شکل ثابتی امتداد یافته بود. رد پاها تقریبا در تمام معابر شهر وجود داشت. گویی صاحب این ردپاها در یک شب تمام شهر دوون را گشته بود. اما کسی اینکه این ردپاها متعلق به چه کسی ایت نظری نداشت. نکته جالب اینکه  رد پاها در نقطه ای به یکباره متوقف شده  یا در یک محل به یکباره شروع می شده است. در آن دوران مردم دوون نام ردپای شیطان را به آن دادند. در باره  این واقعه هنوز هم در شهر دوون صحبت می شود.

Felicia-Felix-Mentor-Of-Haiti

 

فلیسیای زامبی

در باورهای مردم وودو (Vodoo) انسان بعد از مردن تبدیل به زامبی شده و به حیات خود در قالب زامبی ادامه می دهد. فلیسیا (Felicia) در سال 1907 در سن 29 سالگی در گذشته بود. بعد از 30 سال از مرگ وی بسیاری از اهالی روستای فلسیا در حوالی مردی را که تلو تلو کنان راه می رفته و چهره خون آلودی داشته است را می دیده اند. این مشاهدات به حدی وفور داشت که بسیاری از افراد علاقمند از سایر مناطق برای دیدن زامبی به محل می آمده اند. تا اینکه بعد از مشاهده عکسی از فلیسیا افراد شاهد به شدت تاکید می کردند که این همان زامبی مورد نظر است. آیا فلیسیا به باور مردم وودو تبدیل به زامبی شده بود؟

http://listverse.files.wordpress.com/2010/09/gef.jpg?w=311&h=350

voirrey Mystery of Gef the talking Mongoose

 

گف موجود سخنگو

در سپتامبر سال 1931 یک خانواده یهودی جیمز (James)، مارگارت (Margaret) و دختر سیزده سالشان وویری (Voirrey) هنگام کار در مزرعه شان صداهایی مثل کندن زمین می شنیدند. تمام جستجوی آنها برای پیدا کردن منبع صدا بی نتیجه می ماند. در هر صورت آن را به حساب حیوانات گذاشتند و فکر می کردند این موجود نوعی جونده می تواند باشد است اما بعد از مدتی نوع صداها تغییر کرد. صداهایی مثل گریه نوزاد، شیهه اسب و صدای پارس سگ. بعد از مدتی صدا ها تبدیل به صدای انسان شده و با آنها صحبت کرده و خود را موجودی به نام گف (Gef) معرفی کرد. به گفته وویری، دختر خانواده گف یک موجود کوچک شبیه موش بوده است که  در سال 1852 به زمین آمده بود فقط با  وویری ارتباط داشته است. وویری بعد ها ارتباط عجیبی با موجود داشته است و تا زمان مرگش در سال 2005 هیچگاه حاضر به صحبت درباره آن نشد.

منبع :   http://listverse.com/2010/09/12/10-creepy-mysteries-you-havent-heard-of

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از بابک  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: