سقوط و کشف یک بشقاب پرنده در روسیه


نبرد 2 جنگنده روسیه با یک بشقاب پرنده عظیم در دریای خزر

آیا واقعا سکنان دهکده راست میگفتند؟ تیم مرکز تحقیقاتی برای پیدا کردن جواب حاضر بود. در میان سربازهای بی باک گروه تحقیقاتی کوهنوردان با تجربه بومیانی که راهها و خطرات جنگلها و کو‌های اون منطقه را بخوبی میدانستن و اکیپ تحقیقاتی یوفو یه روسیه دید میشد. سرپرست این تیم تحقیقاتی Anton Bogahov قبلا هم سرپرستی تیمهایی که در این زمینه‌ها فعالیت کرده بودن رو به عهده داشته. تیم تحقیقاتی به پیدا کردن این شی ناشناخته و پیدا کردن تمام نشانه ها در این زمینه ایمان و امید کامل داشتن. آیا واقعا موفق میشدند؟ یا اینکه فقط یه شهاب سنگ یا یک تکه سنگ کوچک آسمانی پیدا خواهند کرد؟ ساکنان دهکده که ملیت مغولی داشتن میتونستن آنها را از کو‌های پوشیده از برف و خطرناکه تین شان رد کنند.

http://insanveevren.files.wordpress.com/2011/10/tian1.jpg?w=502&h=377

 

تیم تحقیقاتی در مسیری که بر اساس گفته های شاهدانه عینی تعریف شده بود به مدت 2 هفته در کوها به پیش رفتند ولی هیچ اثر یا نشا نی از صحنه سقوط پیدا نکردند.

تا اینکه با این فکر که شاید سانحه در اون طرف رود دهز اتفاق افتاد باشه مسیرشونو به طرف رود دهز عوض کردن. بومیهایی که با گروه بودن میگفتن که بعضی از افراد دهکده محل حادثه را  پیدا کردن اما نزدیک نتوانستن بشوند  چون بدنشان زخم شده و تاول زده و همینکه ساعت هایشان هم از کار افتاد.

در نظر بوم‌یان همراه با گروه این علامت بدی هست و نشان میدهد  که محله حادثه نحس و نفرین شدس اما تیم تحقیقاتی هرچی این خبرها را  میشنوید بیشتر تلاش میکرد تا به محله حادثه برسه و اونجا رو پیدا کند.

برف سنگینی که در کو‌های تین شان میبارید پیشروی را سخت  میکرد با این حال تیم تحقیقاتی 2 هفته دیگه ادامه دادن اما موافق به پیدا کردن چیزی نشدن.

بالاخره به خاطر سرمای شدید و احتمال منجمد شدن گروه به کمپ باز گشت. قبل از اینکه به خانه شان بر گردن تو کمپ استراحت کردن. ماموریت ناموفق مانده بود. آیا این پا‌یان تحقیقتشون خواهد بود؟ یا اینکه این شایعات قوی و فراوان در مورد یوفو به اونها دوباره جسارت جستجو کردن در میان کو‌های تین شان رو خواهد داد؟

حکومت روسیه هنوزم بعد از چند ماه تمام فکرش به یوفو ای بود که تو رادارهایش دیده بود و یک دفعه محو شده بود! آیا این یوفو با شایعات سقوط یوفوهای  دیگه در کو‌های تین شان ارتباطی داشت؟ روسها در این زمینه و پیدا کردن حقیقت جدی تر و مصمم تر شده بودن.

خبرهای دراماتیک  و جدید تو راه بود. SAKKUFON نیروی هوایی روسیه یک گزارش از یک سانحه دریافت کردند. در حالی که یک هلی کوپتر سعی داشت یک قسمت از یک ش‌ی ناشناخته را از زیر برفها بکشه بیرون سقوط کرده بود و تمامی پرسنلش مرده بودند.

در روسیه فصل زمستان داشت از راه میرسید و نیروی هوائی تصمیم گرفته بود تا اومدن بهار دست به هیچ اقدامی نزند. این خبر تازه باعث تحریک دوباره گروه تحقیقاتی شد.

آنها یک برنامه جدید برای طی کردن مسیرشون لازم داشتند  اما حکومت نباید چیزی از این موضوع میفهمید در غیر این صورت اگه چیزی پیدا میکردن تا آخر عمر مجبور بودن از مردم مخفی بکنند.

این دفعه نباید مثل دفعه قبل شکست میخوردن. به یک نقشه بهتر و سرپرست بهتر نیاز داشتن. بخاطر همین سرپرستی گروه رو یک سرهنگ بازنشسته آلمانی تبار به اسم گ. سوچکوا بر عهده گرفت .

افراد گروه بر حسب تخصصشان انتخاب شدند. تمام افراد گروه از لحاظ جسمی و روحی معین شدند. توسط اولین دستور سرهنگ سوچکو گروه رو به 3 قسمت تبدیل شد. قرار شد هر گروه از یک مسیر جدا گانه حرکت کنه و اگه گروهی مجبور به بازگشت بشه بقیه به مسیرشون ادامه بدهند. سرهنگ سوچکو امیدوار بود که حداقل یک گروه موافق خواهد شد و سرنخ و مدارکی در مورد یوفو های که در کوههای تایین شان سقوط کرده رو پیدا کنند.

در تاریخ جون 1992 گروه به طور کامل حاضر شده بود و برای رفتن آماده بود. جستجورو احتمالا در 11-. 5 میلی محدوده واقع شروع خواهند کرد. اولین مشکل اساسیشان مقیاس گزاریه طرف غربی کوه بود. نقشه گروه این بود که در مرحله اول در محدوه واقع کمپ بزنند و انجا را  برای بدست آوردن سرنخ جستجو کنن. شایعات در مورد رادیواکتیو ممکن بود حقیقت داشته باشه. باید قبل از حرکت به سوی یوفو تمام احتمالات را  در نظر میگرفتند.

در نهایت ش‌ی ناشناخته پیدا شد. یوفو یه غول آسا در روی زمین بود و بخاطر اتفاقات قبلی به دو قسمت تبدیل شده بود.

یکی از اعضای گروه بعد ها احساسش را وقتی که یوفو را دیده بود اینجور بیان کرد: اونجا دقیقا جلوی چشمانم بود . . وسیله که از یه دنیای دیگه اومده بود.

در اطراف یوفو هنوزم یک سری انرژی های خاصی وجود داشت. یکی از اعضای گروه به نام امیل بچورین اینطور توضیح داد: در اطراف یوفو یک موجودیت احساس میشد.

اعضای گروه که در مسافت 1500 متری یوفو بودن این انرژی خاص رو حس میکردن و این باور نکردنی بود. وقتی که به 1000 متری یوفو رسیدند یک حس عجیب و ترس وجودشون رو فرا گرفته بود و دستگاه ‌های الکترنیکی شان هم از کار افتاد بود. الکتریتیسه موجود در اطرافش را  میتونستن حس کنند انگار که داخل یک ابر مرطوب رفته باشن.

تنها چیزی که باعث میشد هی به یوفو نزدیک تر بشن حس کنجکاویشا ن بود. دیگه شک و تردیدی نداشتند. داشتن به یک شیی که از بیرون از دنیا اومده نزدیک میشدن. انقدر نییروی الکترومغناطیس ای که از یوفو ساتع  میشد زیاد بود که عقربه های قطب نمایشان به طرف یوفو برگشته بود و بقیه دستگاهی اندازه گیریشان از کار افتاد بود. وقتی که یکم نزدیک تر شدن فهمیدن که یوفو چطوری به این وضع افتاد. انها به یک صخره بزرگ برخورد کرده بودن و باعث انفجار از درون یوفو شده بوده و از وسط به 2 نیم تبدیل شده بود.

گروه در مقابل انرزی که از درون یوفو ساتع میشد شوکه شده بودند. هیچ گونه آزمایشی نمیتونستند بر روی یوفو انجام بدهند  چون ابزارهایشان کار نمیکرد. تنها کاری که کردند چرخ زدن دور یوفو و دیدن اطراف و به دست آوردن تجربه های جدید بود. اگه ژنراتور برق را به کارمی انداختند  ممکن بود همه جارا به آتش بزنند. بر اساس گزارش نحقیق یوفو 5000 feet  روی زمین کشیده شده تا به اینجای فعلیش رسیده. قسمت دماغه یوفو له شده بود قسمت میانیش در اثر انفجار به بیرون زده بود. واقعا باعث ناراحتی بود که به خاطر انرزیه که ساتع میشد گروه بیشتر از 800 متر نمیتونست به یوفو نزدیک بشه. از اون قسمتی که بر اثر انفجار باز شده بود یکم توی یوفو دید میشد.

 

که از همان مقدار فضای کمی هم که داخل سفینه معلوم بود آثاری از جسد موجود فضایی دید نمیشد. فقط یک سری نوشته با کارکتر‌های سبز معلوم بود و نیکلی سوبنتین با دقت یک کپی از اونها در آورد. این کاراکترها به هیچ زبونی شباهت نداشتن فقط همه اعضای گروه مطمئن شدن که این همون سفینه ایی بوده که جت‌های میگ29 اونرو تقیب کردن در( حین تعقیب فضاییها به اون ها با همین کرکتر‌های سبز رنگ چیزی گفته بودن). اعضای گروه عكسهاي زیادی از سفینه گرفتن اما همه عکس ها سوخته. بخاطر همین جستجو گران یوفو این فرصت تاریخی برای جمع اوری اسناد همراه با عکس از دست دادن. بعضی  از اعضای گروه  با اینکه در فاصله  800 متری سفینه بودن اما در بدنشون سوختگی های شدیدی ایجاد شده بود. به خاطر وجود شدید نیروی الکترومغناطیس دوربین‌های فیلمبرداری هم از کار افتاد بودن و فیلمی هم تهیه نشد. گروه در اطراف سفینه قسمت‌های تک تک شده هلیکوپتری که سعی کرده بود سفینه را جابه جا کنه رو پیدا کردن. در دورو اطراف هیچ جسدی دید نمیشد. آیا جسد هارو اعضای گروه دیگری برده بود؟ اینطور که به نظر میامد نیروی شدید الکترومغناطیس باعث از کار افتادن هلیکوپتر و سقوطش شده بود. سردردی که اعضای گروه به اون دچار شده بودن دیگه غیر قابل تحمل شده بود. اونها شاهد عینی یک سفینه که سقوط کرده بودن که حتی هزاران دانشمند و محقق آرزوی دیدنش را توی خواب داشتن. هنوز هم خیلی اطلاعات برای جمع آوری وجود داشت. عكسهاي یه همچین سفینه غول اسایی  توی دنیا سرو صدای زیادی میتونست براه بیاندازد. در کل ماموریت این گروه با تمام کم و کاستیها یی که داشت موافقیت آمیز به حساب میومد. اونها تونسته بودن به چشم خودشون سفینرو ببینن و مورد بررسی قرار بدهند. از حالا باید اونها داستانهای  باور نکردنی برای تعریف کردن به همراه نقشه‌ها و نوشته شون داشتند. فقط یک چیز ناتمام مونده بود دیدن سفینه از نزیک و لمس کردن اون و گشتن در داخل سفینه.

درست 2 ماه بعد از اتمام دومین ماموریت و بازگشت به خانه اعضای گروه شروع کردن به برنامه ریزی برای سومین ماموریتشون و رفتن به محله حادثه. که این پروژه به دلیل کمبود پرسنل و پول کافی تا سال 1998 عملی نشد.

اعضای گروه در سومین ماموریت که با بد شانسی شروع شده بود : اولگ مورشو, نلی سلوگینا, آنتو بگتو, نیکلی سوبتین, آلخی کستنکو و امیل بچورین.

در تاریخ 19 آگوسته 1998 که نیکلی سوبتین و گروهش برای پیدا کردن سوچکو که در تاریخ 1992 لیدر گروه بود سفر کردن . با پسر سوچکو تونستن ارتباط برقرار بکنن اما پسر سوچکو نگفت  که پدرش کجاست.

https://i2.wp.com/www.ufocasebook.com/russiadrawing.jpg

 

در هر صورت گروه بدون او به ماموریتشون ادامه دادن ولی بدون پشتیبانی مالی سوچکو این ماموریت محکوم به مرگ بود. با امکانات ناچیزی که اونها داشتن حتی قادر به اجاره هلیکوپتر برای رفتن به محدوده مورد نظر نبودند.

خلاصه اونها هرجوری که بود تونستن خودشونو به محدوده ای که یوفو در اونجا بود برسونن اما یوفو دیگه اونجا نبود. زمان زیادی گذشته بود و به احتمال زیاد افراد حکومت یوفو رو برده بودن. محوطه کاملا پاک سازی شده بود و آثاری از اون حادثه نمونده بود. بله یوفوی غول پیکر یک توهم نبود و اون واقعا در رادارها دید شده بود. و در سفر دوم گروه واقعا یوفو را پیدا کرده بودند.

منبع

insanveevren.wordpress.com

http://www.ufocasebook.com/Russia.html

http://www.ufocasebook.com/Russia2.html

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.ufolove.wordpress.com  مجاز می باشد.

پ . ن : با تشکر فراوان از بهنام  عزیز برای ترجمه و ارسال این مطلب .

صفحه فیسبوک دنیای اسرارآمیز

http://www.facebook.com/BLOG.UFOLOVE

 

Advertisements

Posted on دسامبر 20, 2011, in بشقاب پرنده, بشقاب پرنده چين, سقوط یوفو در روسیه. Bookmark the permalink. 21 دیدگاه.

  1. سلام دوست من خب اینارو قبلا گذاشته بودی تو وبلاگ

  2. adf.ly/4JkqG

  3. اگر كمي بيشتر دقت كنيم به شواهد و تايرخ ميتوان نتيجه گرفت كه با توجه به اهميت طلاو آلياژ هاي مورد علاقه آنوناكي ها در گذشته و حال من جمله سفينه اي سيگاري شكل كنار زحل و سفينه سيگاري اخير در كنار خورشيد و از طرفي شواهد موجود در ربوده شدن زنان و دختران و اثر زخمهاي سه گانه روي افراد ربوده شده و جنين هاي به شكل گري ها (خاكستري ها) كه در اين موارد سفينه ها بشقابي شكل مي باشند ، مي توان نتيجه گرفت كه سفينه نسل آنوناكي (يك نوع خزنده فضايي ؟) سيگاري شكل و سفينه كوتوله هاي خاكستري (بازهم نوع ديگر خزنده فضايي كه در تاريخ به آنها اجنه نيز ميگويند زيرا به هر شكلي ميتوانند درآيند() از نوع بشقابي شكل است !!
    بسيار ممنون و سپاس گذار از سيات بسيار خوب شما !
    به اميد آگاهي هرچه بيشتر مردم دنيا در پايان چرخه 26000 ساله كهشكان راه شيري در روز جمعه 1 دي 1391 شمسي !

  4. چرا مطلب تکراری میذاری الان برات سرپایی یه مطلب ترجمه می کنم می فرستم

  5. سلام رامتین جان در مورد دیده شدن سفینه بزرگ بیگانگان کنار عطارد هم خبری پخش شده این لینک رو ببینید:

    http://www.aftabnews.ir/vdcizzaz5t1a5u2.cbct.html

  6. من بعد از روزها كار و تلاش موفق به ترجمه نوشته هاي روي UFO شدم!

    نوشته «ساخت چين»!

  7. دوستان اگر مطلب قبلی و این مطلب رو بخونند میفهمند مطالب تکراری نیست و در امتداد هم اومده

  8. درود

    دقيقا يك سال ديگه در چنين روزي جهان وارد مرحله تازه ميشه , آگاهي معنوي بالا ميره , رامتين جان من فقط اينو نفهميدم كه شما تو پستهاي قبلي گفتي » اثرات افزايش آگاهي رو همين الان شاهدش هستيم » منظورت چي بود؟

    لطفا يه مثال كوچولو

    • یکی از اثراتش همین قیام های مردمی در کشورهای دیگر بود که در کتاب سرنوشت که درباره پیش بینی مایاها است انقلابهای کشورهای عربی را پیشگویی کرده بود.

  9. جهان در تناقض یا بهتر بگویم حقیقت دوگانه …………….. ایا جهان یک تصویر خیالی بزرگ هولوگرام است یا حقیقت واقعی یاجهان از بی نهایت ذره واحد تشکیل شده یا امواجی که در ذهن ما به این شکل نمود میکنند ایا جهان و تاریخ ان حقیقتی در ورای تفکرات ما جریان دارد یا ما گذشته و اینده را با خواسته هایمان میسازیم کدام حقیقت است و کدام سراب ؟… و یا جهان از پارادوکس این تضاد ساخته میشود؟ایا خواسته های بشر پیش از این دنیای امروز ما را نساخته است و ما نیز با نگاه به اینده شکل ان را نمیسازیم و متغییرهای دیگر برای ما و به خواسته جمعی ما حرکت نمیکنند..به اعتقاد من ما یعنی اگاهی ما که ان هم برخواسته از اگاهی کل هستی است همه چیز را شکلمیدهد جهت میدهد تفسیر میکند و سریعتر از نور به اینده و گذشته خواهد رفت وجهان را خواهد ساخت .ارزوی ما اگر جمعی شود کائنات را هم منقلب میکندواین امواج با تداخل در امواج هستی سرنوشت ما را خواهد ساخت و این ورای علم امروز ما که به بود میاندیشد که به شدن است….. تمام

  10. رامتين همين مطالب كتاب سرنوشت رو كه گفتي در مورد پيش گويي ماياها هست رو ميزاري تو سايت ?

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: