آیا میتوان روح را تا اعماقش به عقب برد ؟


هنوز چند ماه ای از شبئی سازی انسان به دست دانشمندان نگذشته بود که روزنامه واشینگتن پست خبر یک ازمایش جنجالی را در صفحاتش چاپ کرد . دیوید بستلور  در حضور افراد سرشناسی توانسته است روح یک انسان مرده را به چند نسل عقبتر از زمان خود ببرد . هنگامی که خوانندگان روزنامه این مطلب را خواندن زیاد مطلب را جدی نگرفتن ولی هنگامی که نام افرادی که به عنوان شاهد در انجا حضور داشتن را فهمیدن با دیده حیرت به این پدیده و ازمایش نگریستن . دیوید بستلور 54 ساله در کشور ایرلند بدنیا امد هنوز 8 سال نداشت که مادر خود را از دست داد . او در 12 سالگی به اتفاق پدرش به امریکا مهاجرت کرد . با اینکه در امریکا زندگی سختی داشت اما در سال 1981 توانست دکترای روانپزشکی را از دانشکاه فلوریدا بگیرد . در همان سالها با افکار کلنل روکا که در زمینه حیات پس از مرگ کتابهای زیادی نوشته بود اشنا شد . دیوید انسانی خستگی ناپذیر بود  و سالهای زیادی را صرف تحقیق و برسی بخصوص در زمینه روانپزشکی و دنیای پس از مرگ کرد . او مدت 2 سال در امریکای جنوبی به برسی اداب و اعقاید مردم ان پرداخت .او میگوید : در این مناطق انسانها عقاید عجیبی دارند . گاهی شما انسانی را میبینی که تک و تنها  در اطاق خودش دارد با کسی صحبت میکند . انگاه شما میگوید او یا دیوانه است یا در عالم خود دارد ترانه ای را زیر لب زمزمه میکند . اما اینگونه نیست ! انها اعتقاد دارند کسانی را که از دست داده اند در کنارشان است . انها با روح نزدیکانشان میگویند و میخندند حتا گاهی گریه میکنند . .. در مکزیک جشنی برپا میشود بنام » روزهای مردگان » که یکی از بزرگترین جشن های ملی مکزیک بشمار میرود ( بزودی من مطلبی درباره این مراسم که شاید مهمترین جشن در کل امریکایی جنوبی و بخصصوص در مکزیک است برای شما در وبلاک خواهم گذاشت . قدمت این جشن تقریبا به 2000سال قبل از میلاد مسیح برمیگردد ) در ایامی که دیوید در مکزیک بسر میبرد  با  خانمی بنام » ابردينگ‌‏‎ جاستين‌‏‎» که زنی سیاه پوست امریکایی تبار بود اشنا شد . این خانم روزی دیوید را به خانه ای برد که در ان ارواح را احضار میکردند . دیوید ابتدا این اتفاق را جدی نگرفت تا اینکه بعد از سالها این خانم را در اوهایو دید . او یکشب ‏‎ جاستين‌ را به خانه اش دعوت کرد . بعد از مدتی جاستین به دیوید گفت دوست داری روح پدرت را احضار کنم .؟ دیوید خندید و به تصوری اینکه جاستین میخواهد با او شوخی کند . گفت : بله من خیلی حرفها با پدرم دارم . دیوید میگوید پس از مدتی احساس عجیبی به من دست داد  . من صدای پدرم را میشنیدم .اما انگار خسته بود . جاستین سئوالهای از دیوید میکرد و هنگامی که جواب او را میداد دیوید از تعجب خشکش زده بود!!! همین اتفاق باعث شد دیوید از   ابردينگ‌‏‎ جاستين‌ بخواهد این حرفه را به او بیاموزد . پس از 3 سال دیوید خود یکی از احضار کنندگان ارواح بود که نامش در امریکا بر سر زبانها افتاد . او ازمایشات  کلنل روکا را از سر گرفت و دامنه این ازمایشات حتا وارد دانشگاه پنسیلوانیا شد . او در اخرین ازمایشات خود در حضور چند تن از اساتید دانشگاه های مختلف امریکا . سناتور پنسیلوانیا  وچند تن از مسئولان بزرگ ایالت و همینطور یکی از معاونین رئیس جمهور  ازمایشات خود را انجام داد ..هنگامی که حضار از تعجب نمیدانستن چه بگویند . خبر این ازمایش در روزنامه واشینگتن پست چاپ شد جنجالی سراسر دنیا را فراگرفت و با واکنش پر از خشم مراکزی که در بالا به ان اشاره شد روبرو گردید  هنگامیکه خبرنگار روزنامه واشینگتن پست از دیوید بستلور  خواست کمی درباره ازمایش فوق توضیح دهد با این جمله روبرو شد که من چیزی برای گفتن ندارم !!! معلوم بود که مقامات امریکائی از او خواسته بودن که سکوت کند …اما یک سئوال بی جواب باقی مانده بود .

» کلنل روکا »  این مرد که بود .؟ درباره چه چیز ازمایش میکرد.؟

» کلنل روکا »

این مطلب را با قسمتی از کتاب » سفر به گذشته یک روح » به قلم » کلنل روکا » ادامه میدهیم . از ماورای قبر : با موضوع هيجان آور و تکان دهنده ای مواجه شده ايم.برای اولين بار است که روح يک آدم زنده در خواب مغناطيسی سالها به عقب برگشته و در اين مسير قهقرايی از مرز تولد عبور کرده و به دنيای تاريک ما قبل تولد رانده شده است.در اين مرحله به عنوان مرد سالخورده ای که بعد از ۷۰ سال زندگی به دیار اموات شتافته اظهار وجود میکند و از جهان مرده ها با ما سخن میگوید . آنچه او ميگويد حرفهای يک مرده است که از ماورای قبر بگوش ما ميرسد و با همين حرفها و بنا به تمايل و اصرار من ( کلنل روکا ) ما ميتوانيم از راز دوباره بدنيا آمدن پير مرد اطلاع حاصل کنيم.پيرمرد ميگويد :  بعد از آنکه لحظه های مرگ را پشت سر گذاشتم ناگاه احساس کردم که از جسم خودم جدا شدم و تا مدتی در فضا معلق وبلاتکليف ماندم،جسم بيجان خودم را بيحرکت در گوشه ای ميديدم و روحم که به شکل پراکنده بود بتدريج سروصورتی بخود گرفت…در وضع تازه ای که عبارت بود از يک نوع تاريکی و ظلمت محض قرار گرفتم که هنوز از آن معذب هستم،در اين حالت هيچگونه دردو رنجی را احساس نميکردم و نميتوانم بگويم تا چه مدت در همين وضع باقی ماندم تا آنکه چند شعاع ضعيف اطراف مرا روشن کرد و خيال کردم دوباره زنده شده ام…اما اشتباه ميکردم…البته زنده شده بودم اما نه به صورت قبلی بلکه به شکل کودکی که نام ژوزفين بعدا به خود ميگرفت .
بعدا بتدريج در فضايی که قرار داشتم شبحی که متعلق به مادر ژوزفين بود به من نزديک و نزديکتر شد و من بی اراده پيرامون اين شبح را فرا گرفتم و بلاخره لحظه تولد کودک رسيد وژزفين بدنيا آمد.آن وقت بود که من در جسم طفل تازه متولد شده حلول کردم و در عين حال تا سن ۷ سالگی او ميتوانستم از خلال غبار ملايم وجود او حوادثی را در عالم ارواح مشاهده کنم که بعدها بکلی همه را فراموش کردم . سخنان پيرمرد وقتی به اينجا رسيد کلنل روکا فکر تازه ای يافت ودر صدد برآمد که آزمايش عجيب خود را همچنان ادامه دهد،يعنی رمح پيرمرد مرده را در مسير حوادث زندگی او انقدر به عقب برگرداند تا بروزهای اول تولدش برسد و سپس او را باز به عقب برگرداند تا از مرز تولد بگذرد و بدنيای ما قبل ان برسد.بعبارت ديگر همان کاری را که با ژوزفين انجام داد و او را تا مرحله پيش از تولد برد ودر نتيجه وی را بصورت آن پيرمرد مورد خطاب قرار داد همان عمل را نسبت به مردسالخورده انجام دهد و ببيند قبل از بدنيا آمدن بصورت شخص ديگری زندگی ديگری داشته يا نه؟کلنل روکا مشغول کار شد و بهمان ترتيب وبا نيروی مغناطيسی بازهم قويتر روی روح آن مرد باز هم بفعاليت پرداخت . صدای گوشخراش پيرزن (که مسلما ملتفت شده ايد که اين صدا از حلقوم ژوزفين بيرون ميامد) گفت اينجا خيلی تاريک است و اطراف مرا ارواح  واشباح وحشتناک فرا گرفته اند.اما زن فرتوت ديگر مثل  پيرمرد قبلی ضمن جواب گفتن متوسل به پرحرفی و حشو زوائد نميشد و کلنل با بکار گرفتن نيروی مغناطيسی به او تا حد امکان آرامش و اطمينان بخشيد و به استماع گزارش زندگيش مشغول شد.اين ازمايش بما نشان ميدهد  که در صورت اطمينان از اين آزمايش، بشر برای تصفيه شدن و برای کيفر گناهانش دائما مجبور به تعويض جسم و جسد در اين کره خاکی است.

نوشته کلنل روکا ميگويد: پيرزن خود را فيلومن کارترون معرفی کرد.برای اينکه آزمايش را ادامه دهم مجبور شدم خواب ژوزفين را عميقتر کنم و قيافه ظاهری  وزنده فيلومن را به او يادآوری کردم تا بدنی را که ۲ نسل قبل داشته بياد آورد.از آن به بعد روح پيرزن کاملا  آرام و آسوده شد اما با لحنی خشک حرف ميزد.او به من گفت در سال ۱۷۰۲ ميلادی متولد شده ودر زمان دوشيزگی فيلومن شاریپنی نام داشته است و در شهر وديار خودش آنچنان مورد توجه وعلاقه مردم نبوده.در سال ۱۷۳۲ در شورو با مردی بنام کارترون پيمان همسری بسته و از او ۲ طفل بدنيا آورده که هر دوی آنها مرده اند.سپس اضافه کرد که قبل از آن زندگی يعنی در نسل پيشين به شکل دختری خردسال بدنيا آمد که در سالهای کودکی جان سپرده و باز يک نسل عقبتر بشکل مرد قاتلی زندگی کرده که تمام رنجها و عذابها وتاريکيهای پس از مرگ های متوالی نتيجه آن بوده است که کفاره گناه قتل وجنايت را تحمل ميکند و حتی در جسم آن کودک ناکام  بدنيا برگشته فرصت آن را نيافته که قدری از بار گناهش بکاهد.در ضمن قدرت آزار بديگران هم از او سلب شده بود .

کلنل روکا مينويسد:از اين به بعد من ديگر نتوانستم آزمايش را دنبال کنم زيرا ژوزفين که مايه اصلی تمام اين آزمايشها بود در وضع ناگواری قرار گرفته بود و مرتبا در خواب دست و پا ميزد و بيتابی از خود نشان  ميداد.چون اضطراب او را ديدم صلاح نديدم بيش از اين او را در اين حالت نگهدارم . موضوع بسيار جالب در اين ازمايش بيسابقه عبارت از اين بود که در تمام مدت کلنل روکا از دوشيزه ای بنام لويئز که خود او ميگويد دارای روحيه ای قوی ومتعادل بود وبا حساسيت خاصی قادر بود ظهور و ناپديد شدن سياله های روحی  وارواح اموات را ببيند خواهش کرده بود در کنار وی بايستد و راقب اوضاع واحوال ژوزفين در مراحل مختلف خواب مغناطيسی باشد.بنا به اظهار لويئز وقتی ژوزفين خاطره دوران طفوليت خود را ذکر ميکرده پيرامونش مه يا ابر ملايمی پيدا شده که هنگام ورود ژوزفين به حد فاصل مرگ و زندگی اين ابر کدر وتيره ميشود.کلنل اظهار ميکند پس از شنيدن توصيف لويئز بلافاصله بياد پيرمرد افتادم که ميگفت بعد از حلول در جسم ژوزفين در سالهای کودکی مانند ابر يا غباری ملايم اطراف جسم او را احاطه کرده بودم واز خلال آن بعضی حوادث دنيای ارواح را ميديدم که بعدا همه آنها فراموش شد .

روزنامه واشینگتن پست به نکته ای اشاره میکند و میگوید : ما خبر کاملی از ازمایشات دکتر دیوید بستلور نداریم و دقیقا نمدانیم او تا چه اندازه توانسته یک روح را به اعماق گذشته خود ببرد  . اما اینرا میدانیم که چنین ازمایشاتی را او بارها انجام داده است و اخرین ازمایش او در حضور افرادی انجام گرفت که شخصیتهای مهم و سرشناسی در میانشان دیده میشود . درباره» کلنل روکا» افراد زیادی اظهار نظر کرده اند .»گابريل دلوان»  که از روح شناسان معروف وهمچنین یکی از سرشناسترین روانپزشکان جهان است در باره کارهای روکا در کتاب معروفش»بازگشت ارواح» ميگويد: او نه تنها موفق به بيدار کردن خاطرات گذشته وزندگيهای متوالی قبلی سوژه هايش مي شده بلکه در قسمت عکس آن هم موفقيتهای عمده ای بدست آورده است، به اين معنی که در حالت خواب مغناطيسی روح شخص خواب شده را آنقدر جلو برده که توانسته است حوادث مربوط به آينده خود را ببيند و آنچه را ديده است برای ديگران نقل کند. موريس مترلينگ دانشمند وفيلسوف معاصر همين که ضمن کتابهايش به موضوع روح و زندگيهای پی در پی ميرسد از کلنل روکا با احترام ياد ميکند وميگويد : کلنل يک دانشمند بتمام معنی زيرک و جويای حقيقت عينی است و با پشتکار وصداقت عجيبی که ممکن نيست شخص را به ترديد وادارد به جستجوی حقيقت میرود .

منبع : وبلاگ دنیای بی جواب                 http://yahoo2.blogfa.com

Advertisements

Posted on نوامبر 7, 2011, in EVP صداي ارواح, حقيقت روح. Bookmark the permalink. 17 دیدگاه.

  1. به کتاب انسان روح است نه جسد روجو کنید کلی از این آزمایش ها وتجسم ها باعکس برای شما دارد
    آیا فکرنمی کنید دنیا خیلی پیچیده تر ازاین حرف ها باشد وموجوداتی که زنده هستند ووجود دارند ولی در فرکانس ما نیستند از این برنامه ها استفاده کرده ومانند ویروس وارد ذهن ما می شوند وآن چه که مد نظر ما ودر ذهن ما وجود دارد برای ما به تصویر می کشند واین خود ما وذهن ما است که این اجازه را به آنها می دهد

    • درسته زحل جان.داشتم به همین موضوع فکر میکردم.شاید یک بازی ذهنی باشد.ولی خب همی چا این عمل نفی نشده.حتی در اسلام هم به موضوع رجعت پرداخته شده است.در حقیقت ما چون روح هستیم و منبع روح هم خدای یکتا است همگی در آخر با یکی شدن با خدا به کمال میرسیم.
      إنّا لله و إنّا الیه راجعون .ما همه از خداییم و به سوی خدا باز می گردیم.

      • بايد به آقايان ….! تبريك گفت….!!!!
        چه جوان مؤمني……!!!
        نماز شب يادت نرود……!!!!
        پيشنهاد ميكنم فيلم قديمي: » مردي كه به زانو در آمد را ببينيد».
        پيشاپيش خارج شدن شما را از ف – ي -…
        رينگ ايران اسلامي ..! تبريك ميگويم….

  2. هر آدم عاقل و بالغی فرق خوبی و بدی رو میدونه.اما اینکه چرا بعضی ها خوبی میکنن و بعضی ها بدی، علل مختلفی داره که به خودشون مربوط میشه. خوبی و بدی مثل چیزی شبیه انرژی هست که در جهان هستی آزاد می شه و سر انجام به منشاء خود بر میگرده.این که انسان ها ممکنه چند بار در این دنیا بمیرند و زندگی کنند و تقاص کارهاشونو پس بدن تا به تکامل برسند شاید حقیقت داشته باشه.اما اگر حقیقت هم نداشته باشه.من به همون اصل اعتقاد دارم که همه آدم ها به اون پی بردند.ما ایرانی ها هم ضرب المثل هایی در این باره داریم:
    تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز
    از هر دستی که بدی از همون دست پس می گیری
    و این ضرب المثل ها که نسل به نسل گفته شده و به ما رسیده خود بیانگر همان چیزیست که من به آن اعتقاد دارم.

    برادر!
    وبلاگ خوب و پرمحتوایی داری.البته چند تا مطلبشو بیشتر نخوندم.
    متاسفانه خیلی از این جور وبلاگ ها پر هست از موضوعات منحرف کننده، غیر عقلانی و به نظر من خنده دار.که در حد عقلشون مطالبی از خودشون یا جاهای دیگه میارن و بعضی ها هم می خونن و تحت تاثیر قرار میگیرن.مثلا: فلان ورد یا فلان آیه قرآن راچهل شب بخوانید تا جن احضار کنید!
    این که ما در باره مسائلی مثل زندگی پس از مرگ، روح و … بخوانیم و باندیشیم کار خوبیه چون دید ما رو نسبت به زندگی باز تر می کنه. اما در این میان کسانی هستند که خواسته یا ناخواسته به انحراف کشیده می شوند.مثل کسی که انقدر کتاب درباره این چیز ها می خونه و چون برای مغزش قابل درک نیست، خودش برای هر مسئله جوابی پیدا می کنه.این آدم ممکنه بیاد و ادعا کنه که به راز هستی پی برده و میتونه کار های ماوراءالطبیعه انجام بده و توجه عده ای دیگرو به خودش جلب کنه.اگر اعتماد به نفس بالایی هم داشته باشه که خیلی بدتر میشه.مثل همون کسانی که رهبر فرقه هایی شدند که انسان را به کار های بد مثل شیطان پرستی، گوشه گیری و دنیا گریزی، جنگ، خود کشی و … تشویق می کنند.
    عده ای هم که سود جو! (البته عده زیادی) که از این راه گذران زندگی می کنند.این جور افراد همه جا هستند و هر وقت که شما بخواهید در اختیارتان هستند تا در ازای دریافت مبلغ اندکی، بزرگ ترین مشکلات زندگی شما را در کمترین زمان حل کنند!
    اون ها هم که تکلیفشون مشخصه.اما چرا مردم باز هم دنبال این جور آدمها میرن؟ به قول انیشتن حماقت انسان پایانی نداره.
    مطمئنا رازهای زیادی در دنیا هست که ما از آن بی خبر هستیم.اما بر فرض مثال ما مهم ترین رازهای جهان را پیدا کردیم.آیا جز بر طرف شدن حس کنجکاوی تاثیر مهم دیگری هم خواهد داشت؟ آیا دیگر هیج جا جنگ و خونریزی اتفاق نمی افته؟ آیا مردم خوشبخت میشن؟
    البته همیشه کسانی بودند و هستند که از نظر درک و آگاهی به درجات بالایی رسیده اند و میتونن کار های عجیبی (از نظر انسان های معمولی) انجام بدهند.اما این افراد چون به آن درجات بالا رسیده اند، هیچ وقت برای دیگران خودنمایی نمی کنن.چون جزء اون دو دسته افرادی که گفتم نیستند.
    چه قدر زیبا گفته مولوی:
    عارفان كه جام حق نوشيده اند… رازهــا دانستــه و پـوشيده اند
    هر كه را اسرار حق آمـوختند … مهـر كردند ودهانش دوختند

    همه انسان ها تنها هستند، به این معنی که هر کس از خودش اختیار داره،هیچ کس دیگه ای نمیتونه وارد ذهن و جسم کس دیگه ای بشه.هر کس با خودش و افکارش تنهاست.همین افکار هست که جهان رو برای ما همان طور که فکر می کنیم تداعی می کنه.
    خیال می تونه واقعی تر از هر واقعیتی باشه.

  3. دوست عزیزم با احترام به مطالبی که میگزارید لازم دانستم مواردی که به تظرم در شرایط فعلی مهمتر از این گونه مطالب باشد خدکتتان جهت پیگیری و شاید دستیابی به منابعی موثق عرض کنم اولا با توجه به اینکه قدرتهای فعلی این جهان از مدتها پیش از وقوع حوادثی که در سال 2012اتفاق میافتد با کمک فرازمینیان اطلاع یافته و در پی تغییراتی برامدهاند که ما بطور پی در پی شاهد تحقق ان هستیم اخطارهایی که با ایجاد دوایر در زمینها از انگلستان تا اندونزی همه از وقوع اتفاقی خبر میدهند که ودر انها حتی میگویند هنوز وقت باقی است دوما چطور شد و چه مسئله فراتر از منافع خاص هر کدام از این دولتهای طمعکار پیش امده که با گشاده دستی همگی بر سر منافع جمعی به اجماع میرسندچرا تمام این امپراطوران تزویر به این نتیجه رسیده اند که حقایق علوم و رخدادهای علمی از بیگ بنگ تاهمه چیز را عریان در برابر دیدگان من وتو قرار دهند همه انها قرنها هزاران دروغ را عین حقیقت جا زدند وصدها سال ما را به بندگی جهالت خویش کشاندندمذهب ساختند از درون ان فرقه ها پرداختند جنگها را پی ریزی کردند و ….. حالا…با اینکه میدانم که عواقبی که جهان ما را تهدید میکند گریبان همه را خواهد گرفت . اما برداشت من از این تغییرات و همسویی همه نشاندهنده رسیدن به پیک نهایی میباشد و تمام این دست وپا زدنها برای جلوگیری یا عقب انداختن حادثه میباشد.سومابا اینکه شخصا معتقد به دخالت مستقیم نور در سرانجام بشری نیستم اما تمام باورهای هزاران ساله بشر میگوید باید منتطر امدن ناجی از نور باشیم و این روزها روزهایی طلایی و این جمعه ساعت مناسب….چرایش را نمیدانم اما انها هم میدانند و باید دید…. تمام

    • بابا بيخيلا اين سايت شو ….! مگه نميبيني ….. دوستمون رو كشيدن …. ٢٠١٢ كيلوئي چند.. اگه سوالي چيزي در مورد حديث ، روح ، قبر، نكيرومنكر،، كشف الآيات و…. داري بپرس والا برو خدا روزيت رو جاي ديگه بده …..بابا بزارين ذكرمون رو بخونيم….!!!

  4. حمید جان لطفا یه مطلب هم در مورد درخت هم homa بزار

  5. علم همه چيز را روشن خواهد كرد

  6. درود
    يادش بخير روزگاري وبلاگ ي با نام » دنياي اسرار آميز» جز فيوريدهاي من بود كه در مورد مسائل علمي كه ديگران منكر آن بودند سخن ميگفت ، تا جايي كه تهديدي بود براي آگاهي و از آزادي محروم شد …….
    مدتي …. نه زياد……وعده….. ترس…..خستگي…. نبودن موضوع دندانگير….!!
    حالا…. انا للله و انا عليه راجعون…..!!!!!
    والفاتحه مع الصلوات….!!!!!

  7. این قالیچه ۱۰سانتیمتری هوشمند و شفاف با کمک «انرژی موج» به حرکت درمی آید، امواجی از انرژی الکتریکی که بسته های هوای نهفته در زیر قالیچه را از جلو به عقب حرکت داده و به پیش می بردند.

    محققان دانشگاه پرینستون موفق شدند افسانه قالیچه پرنده را به واقعیت تبدیل کرده و قالیچه ای کوچک و پلاستیکی را به پرواز درآورند.

    به گزارش مهر، این قالیچه ۱۰سانتیمتری هوشمند و شفاف با کمک «انرژی موج» به حرکت درمی آید، امواجی از انرژی الکتریکی که بسته های هوای نهفته در زیر قالیچه را از جلو به عقب حرکت داده و به پیش می بردند.

    این نمونه ابتدایی سرعتی برابر یک سانتیمتر بر ثانیه دارد، البته دانشمندان امیدوارند با بهبود این تکنولوژی بتوانند سرعت آن را به یک متر بر ثانیه برسانند.

    «نوا ژافریس» خالق این ابزار گفت: برای ساخت این قالیچه از مقاله ریاضی که پس از آغاز دوران تحصیل در مقطع دکترا مطالعه کرده الهام گرفته است وی برای ساخت این قالیچه، مدارهای الکترونیکی را با استفاده از نانوجوهر بر روی صفحه ای پلاستیکی چاپ کرده است.

    به گفته محققان، کنترل کردن حرکات دقیق این صفحه پلاستیکی که در فرکانس های بالای الکتریکی دچار از شکل افتادگی می شد، یکی از دشوارترین مراحل این تجربه بوده است زیرا بدون توانایی پیش بینی مسیر دقیقی که قالیچه در آن خمیده می شد، امکان اعمال میزان درست جریان الکتریکی وجود نداشت.

    محققان به دلیل اینکه ارتفاع پرواز این قالیچه چندان زیاد نیست، در مقاله خود برای استفاده از عبارت پرنده احتیاط زیادی به خرج داده اند زیرا به اعتقاد آنها این ابداع شباهت بیشتری به یک «هاورکرفت» دارد تا یک هواپیما یا شیئ پرنده.

    این شیئ باید نزدیک به زمین پرواز کند زیرا هوا به این شکل در میان صفحه و سطح زمین به دام می افتد، در این صورت با حرکت کردن امواج در سرتاسر صفحه هوا به سمت عقب رانده شده و قالیچه حرکت می کند.

    یکی از مزیت های این ابداع پرنده عدم وجود قطعات متحرک مشابه قطعاتی است که در هواپیماها وجود دارند، زیرا حرکت این قطعات ایجاد فرسایش و از کار افتادگی می کند.

    محققان می گویند وسعت صفحه برای ساخت قالیچه پرنده ای که بتواند با استفاده از این تکنولوژی وزن یک انسان را تحمل کند، باید ۵۰ متر باشد.

    این مطلب را به اشتراک بگذارید:

    No related posts.

    برچسب ها : افسانه قاليچه پرنده به حقيقت پيوست!

  8. شجره نامه شاهزاده چارلز ولی عهد انگلیس نشان می دهد که اصل و نسب وی به نژاد خون آشام رومانی بر می گردد.

    به گزارش برترین ها، شجره شاهزاده چارلز ولی عهد انگلیس به نژاد خون آشام دراکولا بر می گردد.

    مجله» لوبوان» فرانسه در این باره نوشت: پرنس چارلز در فیلمی مستند که رادیو و تلویزیون انگلیس آن را پخش کرده بود، گفت: اصل و نسب من رومانی است و نژاد خانواده من نیز به دراکولا بر می گردد.

    به نوشته این مجله فرانسوی، چالز در حالی که به اصل و نسب خود افتخار می کرد، براملاک و داریی های خود در اقلیم ترانسیلوانیا واقع در مرکز رومانی حرص می ورزید.

    پرنس چارلز در مقام ولیعهدی انگلیس و ایرلند است و در صورت مرگ یا کناره‌گیری ملکه الیزابت، گزینه اول برای پادشاه شدن در پادشاهی متحد خواهد بود. وی از سال ۱۹۸۵ رسما به عنوان ولی عهد انگلیس منصوب شد.

    همسر اول او پرنسس دیانا، شاهدخت معروف انگلیس بود که یک سال پس از طلاق از چارلز در سال ۱۹۹۷ کشته شد.

  9. خطاب به سهراب:
    كاربر گرامي اقاي سهراب كه نظر گذاشتي دلقك بازي ديگه بسه سعي كن بيشتر به ديگران احترام بزاري اين چرنديات چيه ميبافي افراد داراي عقايد متفاوت هستند اين سايتم نشون داده براي همه سلايق مطلب داره برو از مطالب ديگه سايت استفاده كن كسي اجبارت نكرده بيايي اين مقاله رو بخوني ديگه ام نبينم اين چرندياتو تكرار كني دههههههههه

  10. سلام دیشب اتفاقی با وبلاگ جالب شما اشنا شدم بدون هیچ نظری خواننده همه مطالب قشنگتون که با روح کنجکاوم هماهنگی داره من همیشه حسرت میخورم چراسالها قبل به این مطالب و امکانات دسترسی نداشتم…یا تو دوره دانشگاهم رشته ای بنام متافیزیک نبود..به شمامدیر محترم وبلاگ برای این همه همت تبریک میگم وسپاس از این همه وقت گذاشتن وقلب مهربانتان

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: